امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س)-مدح-دهه کرامت


خانه‌های آن کسانی می‌خورد در، بیشتر

که به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر

 

عرض حاجت می‌کنم آن‌جا که صاحب‌خانه‌اش

پاسخ یک می‌دهد با ده برابر بیشتر

 

گاه‌گاهی که به درگاه کریمی می‌روم

راه می‌پویم نه با پا، بلکه با سر، بیشتر

 

زیر دِین چارده معصومم اما گردنم

زیر دِین حضرت موسَی‌بن‌جعفر بیشتر

 

گردنم در زیر دیِن آن امامی هست که

داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

 

آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است

با سلامش می‌کند قم را معطر بیشتر

 

قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین

همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

 

قصد این بار قصیده از برادر گفتن است

ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر بیشتر

 

من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم

لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر

 

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم

بودنم را می‌کنم این‌گونه باور بیشتر

 

مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد

هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر، بیشتر

 

چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است

این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

 

پیش تو شاه و گدا یکسان‌ترند از هر کجا

این حرم دیگر ندارد حرف کمتر، بیشتر

 

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا!

چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر

 

از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت

من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

 

بر تمام اهل بیت خویش حسّاسی ولی

جان زهرا(س) چون شنیدم که به مادر بیشتر...

 

بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند...    




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام کاظم(ع)، ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 07:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت


هرکس گدایی می کند بر ساحت زهرا

باید بیاید قم بیاید خدمت زهرا

معصومه یعنی نور، یعنی عصمت زهرا

پیداست در صحن و سرایش جنّت زهرا

 

مانند زهرا روشنای خانه این بانوست

راضیّه و انسیّه و حنّانه این بانوست

 

کوثر شده زهرا اطهر می شود بی شک

انسیّة الحورای دیگر می شود بی شک

معراج را معنا و مظهر می شود بی شک

بند دلِ موسی بن جعفر می شود بی شک

 

بابا اگر این است دختر باید این باشد

چون فاطمه حق است امّ المؤمنین باشد

 

وا می شود سجاده اش، وا می شود درها

درهای الطاف خداوندی به نوکرها

از نسل اسماعیل ها تا نسل هاجَرها

در محضرش از فضّه ها هستند و قنبرها

 

در کهکشانش شاعران منظومه می گویند

معصوم ها یا حضرت معصومه می گویند

 

دست کریمه برکتش مثل کریمان است

قم ظاهراً خشک است، در باطن گلستان است

باران نمی خواهد همیشه نورباران است

هر زائرِ قم زائرِ شاه خراسان است

 

محتاجم و دورِ کس دیگر نمی گردم

از محضر او دست خالی بر نمی گردم

 

کعبه تمام عزت خود را به او داده

جنّت به دست خادمان او سبو داده

زهرا به یُمن او به من هم آبرو داده

کن درد دل با او که وقت گفتگو داده

 

بیخود نمی آیند مردم سر به زیر اینجا

پس تو بیا و کربلایت را بگیر اینجا

 

چون فاطمه نور است و شرحی در بیانش نیست

چون زینب است و جز رضا وِرد زبانش نیست

گرچه شکسته، حرفی از قدّ کمانش نیست

بر آسمان نیزه ماه کاروانش نیست

 

بیکس نشد یک لحظه هم در این مسیر اصلاً

بیمار شد اما نشد اینجا اسیر اصلاً

 

باید از آقا گفت یا خواهر که تنها شد

او را زدند اشرار بالا سر که تنها شد

گودال شد عرش خدا مادر که تنها شد

غارت شد از هر گوشه ای پیکر که تنها شد

 

در ازدحام خیمه  زینب ناتوان افتاد

روبنده ی زن ها بدست این و آن افتاد  




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 11:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


بانوی کریمه ای! حریمت زیباست

عمریست میان صحنِ آیینه گمی

 

معصوم نگاه کردی و رتبه گرفت

کنج حرم‌ِ تو شیخ عباس قمی! 




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 11:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


ای بهشت آرزوهای بهشت

ای سراپا کوثر و کوثر سرشت

 

ای گل عطر آفرین باغ عشق

ای تجلی گاه بانوی دمشق

 

فاطمه نامت دل تو زینبی

هم به دل جای تو هم ذکر لبی

 

عمق ذاتت از وجود زینب است

در حقیقت تار و پود زینب است

 

ریشهءاخلاق و رفتارت ز اوست

خون او داری به رگ در زیر پوست

 

تو زنسلی پاکدامانی و بس

زاده ای از شاه مردانی و بس

 

بسکه تو هستی دل آرا و شریف

در جدال حُسن هستی بی حریف

 

حوریان شاگرد درس خوبیت

شهره ء آفاق شد محبوبیت

 

دوست و دشمن به مهرت مبتلا

چون کریمه هستی و مشکل گشا

 

قدرت احسان تو فوق بشر

هرکسی دارد از این شأنت خبر

 

خاکبوس خاک تو خاک جهان

زائرانت را بهشت حق مکان

 

کوی تو خود جنت الاعلی بُوَد

تربت تو تربت زهرا بُوَد

 

عشق را سرمشق نا مختومه ای

عصمت حق هستی و معصومه ای

 

ای تو شمس سینه ء شمس الشموس

ای تو ناموس امیر مُلک طوس

 

بارگاهت معدن لبریز جود

هرچه گشتم مثل کوی تو نبود

 

خاک تو دارالشفای سینه هاست

کوی تو هرشب پذیرای رضاست

 

ای برادر زائر همواره ات

ای دل دلدادگان آواره ات

 

شوق دلبر داشتی کردی سفر

تا بگیری یکدم از یارت خبر

 

عاقبت با سینه ای محزون و زار

بی خبر جان دادی از هجران یار

 

کاش میشد عمر زینب چون تو طی

تا نمی دید از جفا یارش به نی  




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مناجات


تا حریمِ قُربِ تو با پایِ لنگان آمدم

در بهشتِ خانه ات از کُنجِ زندان آمدم

 

گنبد و گلدسته هایت در دلم چون کعبه شد

باز احرامی بسته و با چشمِ گریان آمدم

 

حضرت بانو!اسیرم مانده در راهم..ببین

دستگیری کن که با حالِ پریشان آمدم

 

"اشفعی لی فاطمه " می گویم و در می زنم

باز کن در را که چون حُرِّ پشیمان آمدم

 

آبرویم را بخر ای آبرویِ نُه فلک...

سر به زیرم چونکه با دریایِ عصیان آمدم

 

قم..دیارِ عاشقانِ حضرت صدّیقه است..

مادری هستم به عشقِ قبرِ پنهان آمدم

 

معرفت اصلاً ندارم لیک با آوارگی...

محضرِ همشیره ی سلطانِ خوبان آمدم

 

بی کسم خسته دلم ..هستم دخیلِ این گذر

حال و روزم را ببین مثلِ غریبان آمدم

 

مثلِ خاری در بیابانم به دور از احترام

من بدین در ..در پی الطافِ باران امدم   




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت


کوثر امشب بازهم جاری شده

موسم مستی و دلداری شده

 

کوثری دیگر روان شد از جنان

بوی عطرش رفته تا هفت آسمان

 

غنچه ای روئید در خاک زمین

غنچه ای از باغ فردوس برین

 

پهنه‌ی عرش و زمین گلشن شده

وادی هفت آسمان روشن شده

 

وجه این گل به چه زیبا و جلی ست

ریشه‌ی این غنچه از نسل علیست

 

زاده ای از نسل کوثر آمده

دختر موسی بن جعفر آمده

 

وجه او وجه و جمالش فاطمه ست

قدر او قدر و کمالش فاطمه ست

 

شأن أو شأن و مقام کوثر است

نام او همنام نام کوثر است

 

آب دریا پیش لطف او کم است

شاه بانوی تمام عالم است

 

او به حوران بهشتی دلبر است

سایه‌ی لطفش همیشه بر سر است

 

چادر او سایبان مردم است

کوی رضوان گونه اش شهر قم است

 

خواهر شاه سریر ارتضاست

عشق و معشوق علی موسی الرضاست

 

عالم و آدم ثنا خوان وی اند

صد چو حاتم ریزه خواران وی اند

 

او پناه قلب‌های خسته است

ره گشای راه‌های بسته است

 

نورِ رو بندش درخشانی ترین

تارو پود چادرش حبل المتین

 

خاک پایش توتیای دیده هاست

تربتش رشک همه سجاده هاست

 

او تمام عزت است و جاه عشق

هم طراز است او با ماه دمشق

 

جلوه گاه حق و زهرا صورت است

فاتح دل‌ها و زینب سیرت است

 

خلد گردی روی دامانش بُوَد

رخصت هستی به دستانش بُوَد

 

شهرت او رفته بالاتر زقاف

عالمان گرد حریمش در طواف

 

تربتش همواره غرق همهمه است

خاک قبرش خاک قبر فاطمه است

 

می‌کند عالم به خاک او سجود

لیک چون زهرا نشد رویش کبود

 

فاطمه گر هست نام نیکویش

لیک نشکستند از کین پهلویش   




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


همین که ساده می چرخند بهجت ها به دور تو

همین که مثل اربابند رعیت ها به دور تو

 

یکی با اشک می آید یکی در بُهت می سوزد

تفاوت می کند طرز ارادت ها به دور تو

 

یکی کرببلا آن یک بقیع آن دیگری مشهد

که می چرخند انواع زیارت ها به دور تو

 

خُمی لبریز از درد دلند و حرف ها دارند

اگر خَم می شوند از شوق قامت ها به دور تو

 

مگر تا نگذرد از حد عصمت هر گنهکاری

زمان را گوشزد کردند ساعت ها به دور تو

 

برای آن که دستش را رسانده بر تن مرقد

طلایی می شوند اینگونه فرصت ها به دور تو

 

عناصر مثل آب حوض،مثل باد در پرچم

زدند عُمری برای خود سفارت ها به دور تو

 

شکسته می رسند از راه امّا بی گُمان اینجا

فقط دارند میل دایره خط ها به دور تو

 

یکی از سمت بالا سر دوتا از سمت پایین پا

سه تا «در» تعبیه کردند جنت ها به دور تو




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


به دریا رسیدم پس از جستجوها

به دریای پهناور آرزوها

 

به دریای محضی که این خاک سوزان

گرفته از امواج او آبروها

 

سلام ای که لطف کریمانهٔ تو

کشانده دلم را به این سمت و سوها

 

سلام ای که گشته شب بارگاهت

به لطف نگاهت شب آرزوها

 

شراب طهور است و تسنیم نور است

که در این حرم می‌چکد از سبوها

 

چه شعری چه شوری چه عطری چه نوری

به جانم بتابان از این رنگ و بوها

 

هیاهوی اشک است و آه و تبسم

مرا غوطه‌ور کن در این های و هوها

 

به مدح تو گفتند و گفتیم اما

تو هستی فراتر از این گفتگوها

 

که موسی بن جعفر به وصف تو فرمود:

فداها ابوها فداها ابوها

 

به شوق مدینه به اینجا رسیدم

به زهرا رسیدم پس از جستجوها




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در حال و هوای روزهای ترس از  ویروس کرونا 

حضرت معصومه(س)-مناجات


از غربتت این روزها، جانم به لب آمد

عرض ارادت کم شد و قحطِ ادب آمد

 

کهف الوری بودی و ما در خانه ها ماندیم

دور از شما، انواع بیماری و تب آمد

 

دجال ها گفتند بیماری است، برگردید

زاهد مردد ماند و از صحنت عقب آمد

 

جان را فدایت می کنیم، امروز اما نه !!!

از وعده های بی عمل، جان در عجب آمد

 

عاشق نخوانم که خجالت می کشم بانو

دیدی اگر من را بگو دنیاطلب آمد

 

ماه رجب ماه تشرف بر کریمان است

دشمن دقیقا با هدف، ماه رجب آمد

 

بستند درب روضه ها را، درب برکت را

نور از میان شهر رفت و رنگ شب آمد

 

مرده است ایمان های مستحکم، حرم خالی است

از غربتت این روزها، جانم به لب آمد




✔️ موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/12/14 | 07:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


میتوانند گرفتار و پریشان باشند

بی رمق، خسته دل و بی سر و سامان باشند

می‌توانند بیابان به بیابان بروند

از سرابی به سرابی پی باران باشند

می‌توانند به سرگرمی دنیا برسند

غرق دلشوره‌ی میدان و خیابان باشند

می‌توانند پس از دلزدگی های زیاد

سوی قم آمده و دست به دامان باشند

دست هایی که به دیوار حرم رو بزنند

چه کلیمی چه مسیحی چه مسلمان باشند-

در کرمخانه‌ی بانوی کرم ممکن نیست

بتوانند گرفتار و پریشان باشند

در حرم راه برو، عشق تنفس کن و نور

تا ملائک همه انگشت به دندان باشند

ناگزیرند به خاک قدمش سجده کنند

عالمانی که پی قله‌ی عرفان باشند

او عقیله ست، کریمه ست، شفیعه ست و رواست

بر درش خوب و بدِ خلق فراوان باشند

قم نشان داد به دنیا که وجودِ همه را

عشق، آباد کند گرچه بیابان باشند

عشق میخواست که شمس و قمر از مشهد و قم

سایه‌ی روی سر مردم ایران باشند

در حرم حرف بزن، او که نگاهی بکند

در و دیوار و زمین گوش به فرمان باشند...




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/04/12 | 02:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


قلم دستِ دل داد لطف رضا

که بنویسد از ٱسوۀ هل أتا

همان که حریمش حریم خداست

همان که مدیحش ثنای ولاست

همان آشنایی که جان پرور است

که او پارۀ جان پیغمبر است

همان که مقامات و شأنش جلی است

هم از نسل زهرا و نسل علی است

همان ماه بانو که تا خاتمه

گرفته است همنامیِ فاطمه

همان بانویی که جلیله است او

ز فرط کرامت، کریمه است او

همان دخت موسی بن جعفر که اوست

معرِّف به دشمن، معرِّف به دوست

همان بانوی آسمانِ عفاف

 که باشد به گِردش ملَک در طواف

به عصمت ز نزد پدر منتصب

که معصومه بگرفت از او لقب

ز پیغمبرِ خاتم الانبیاء

و تا مهدیِ خاتم الاوصیاء

به شأن و مقامش سخن رانده اند

همه خاکِ قم را حرم خوانده اند

دل فاطمه شاد فرموده اند

بدینگونه إنشاد فرموده اند

هر آنکس که او را زیارت کند

به جنّت بنای عمارت کند

مجو قبر زهرای مظلومه را

زیارت نما قبر معصومه را

اگر چه که بر فاطمه دختر است

ولی بارگاهش چنان مادر است

حریمی که خود ذاکر فاطمه است

یقین زائرش، زائر فاطمه است

اگر علم خواهی بیا گِرد او

همه عالمانند شاگرد او

مراجع به شاگردی اش مفتخر

أعاظم به درگاه او مفتقر

مگر کیست این بانوی بی نظیر

روایتگر روز خمِّ غدیر

به علم و فقاهت نظیر امام

در ایام غیبت سفیر امام

احادیث او بسکه روشنگر است

کلامش چنان خطبۀ کوثر است

چو زهرای مرضیّه گفتار او

ولایتمداریست رفتار او

دفاع آنچنان از امامت کند

که در احتجاجش قیامت کند

قیامش چنان سدِّ راه عدوست

اگر هست همتا به زینب هم اوست

به هجرت کند در زمانی قیام

که دارد به کف دست خطِّ امام

نه پروا ز اقدام دشمن کند

نه خوفی از این ترک میهن کند

نمود انقلابش طنینی بپا

که إحیا شده یاد و نام رضا

قیامی که اسلام را زنده کرد

و دین خدا را چه پاینده کرد

قیامی که گُل کرد اسلامِ ناب

شد اقدام او الگوی انقلاب

همین انقلابی که ما کرده ایم

به یُمن قیامش بپا کرده ایم

قیامی که باشد ولایت اساس

و امروز دشمن از آن در هراس

قیامی که ما را بخواند هنوز

و عاشق بپایش بماند هنوز

قیامی که از کربلا شد شروع

که از جوی خون خدا شد شروع

و امروز تا سوریه تا یمن

بریزند خون مرا أهرمن

قیامی که با خطِّ خون، سرگرفت

ز معصومه هجده برادر گرفت

ولی خیمۀ او که غارت نشد

کسی میزبان اسارت نشد

نشد پیش چشمش، امامش شهید

نگفتند رأس رضا را برید

نگفتند خنحر به حنجر نشست

نگفتند بر سینه کافر نشست

ندیدند زیر سم اسبها

تنِ پاک مولای خود را رها

نبردند یک گوشواری ز گوش

نیامد ز گودال، خونی بجوش

ندیدند بر نیزه رأسی عیان

نکرده چهل منزل آه و فغان

نگردید این شاهزاده، اسیر

نگشته به شهر قم اصلاً حقیر

نرفته بدست کسی معجرش

نیفتاده در آتشی چادرش

تو ای بانوی بانوان بهشت

ندیدی چو زینب چنین سرنوشت

نه گودال دیدی نه شام بلا

نه دروازۀ کوفه، نه کربلا

بمیرم ز تاب و تب فاطمه

امان از دل زینب فاطمه




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/04/12 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


جویم از طبع خود مناعت را

صانعم داد این صَناعت را

ریزد از آسمان برایم رزق

نکنم صحبتی، قناعت را

با تمام بضاعتِ مُزجات

از رضا خواستم بضاعت را

میکنم مدحِ آنکه در عالم

به نمایش گذاشت طاعت را

حجِ او کعبۀ خراسان بود

در خودش دید استطاعت را

روزِ نهضت، نیازِ لحظه رسید

حق ادا کرد، روز و ساعت را

اقتدا بر قیام زهرا داشت

ای بنازم چنین شجاعت را

کیست معصومه مظهر توحید

دختر ماه، دختر خورشید

 

بانویی که مثال زینب شد

آبروی تمام مکتب شد

در مرام و قیام و راه و روش

وامدار رئیس مذهب شد

در غیاب امام خود بانو

نکته دانِ تمامِ مطلب شد

بسکه معصوم بود، معصومه

ثانیِ فاطمه ملقّب شد

بیت موساست طور سینایش

در همین خانه او مهذّب شد

همچو زهرای مرضیه، جبریل

با دلِ حضرتش مُصاحَب شد

مأمنش آستان بیتِ رفیع

محرم دوست، هر دلِ شب شد

کیست معصومه، مظهر توحید

دختر ماه، دختر خورشید

 

عابده، زاهده، مجلله اوست

فاطمه، راضیه، محدثه اوست

بی گمان بعد زینب کبرا

عالمه هست و بی معلمه اوست

بر نبیِ مکرمِ اسلام

همچو زهرا گُلِ مکرمه اوست

پارۀ قلب موسیِ کاظم

بر علی، دختر معظمه اوست

زینبِ کربلای ایران، نیز...

بانوی جان نثار علقمه اوست

قدرِ مخفی و قبرِ مخفی را

مهدِ قم را، نمادِ فاطمه اوست

در قیامت، شفیعةُ المَحشر

یاریِ شیعه را مقدمه اوست

کیست معصومه، مظهر توحید

دختر ماه، دختر خورشید

 

راوی است و چنین روایت کرد

حق مرا حافظ ولایت کرد

نتوان منکرش کسی بشود

آن غدیری که او روایت کرد

در عمل راه عشق را پوئید

کربلا را چنین روایت کرد

هیجده کشته در رهِ حق داد

با شهادت ز دین حمایت کرد

با وجودی که او اسیر نشد

شهر قم حالِ او رعایت کرد

نه به او، بر عنان ناقۀ او

مرجعِ شیعیان عنایت کرد

آری آری، وفای اهل قم

تا همه خاک ما سرایت کرد

کیست معصومه، مظهر توحید

دختر ماه، دختر خورشید

 

دست بر چادری نخورد اینجا

هیچکس معجری نبرد اینجا

بینِ نامحرمان نماند کسی

ناقه اش را بما سپرد اینجا

تازیانه نخورد بر بانو

گل بپای رکاب خورد اینجا

اهل قم در خرابه نه، او را

بهترین جای شهر بُرد اینجا

او به بزم شراب برده نشد

میهمانِ خدا شمرد اینجا

کِی ز پا تا سرِ امام رضا

زیر تیغ و سنان فشرد اینجا

لِه نشد زیر سُمِّ مرکبها

دهَنی، نیزه ای نخورد اینجا

هیچ پیراهنی نشد غارت

کسی انگشتری نبرد اینجا

کیست معصومه، مظهر توحید

دختر ماه، دختر خورشید




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/04/12 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


چه تشهّد و سلامی، چه نماز بی ریایی

چه حجابِ دلنشینی، چه وقارِ دلربایی

شده سرگرم به تفسیرِ زوایایِ تو خورشید

به صلابتِ تو به به! چه نجابت و حیایی

به تو رو کرده برادر شده مشتاق حضورت

که فقط خواهر سلطانی و معصومۂ مایی

شده مشغول به ذکر تو و گل کرده سحرها

به لبِ خادم صحنت غزلِ شیخِ بهایی

همه شب ذکر لبش بوده در ایوانِ تو «بهجت»

چه رواق و آستان و حرم ِ گره گشایی

شُعرا گوشۂ ایوانِ تو آیینه سرودند

چه غزلوارۂ آیینی و چه حال و هوایی

همه مشغول به پابوس تو پیچیده در این صحن

چه مناجاتِ دل انگیزی و چه مدح و ثنایی

طلبیدی و شنیدم به خدا حینِ ورودم

که تو ای زائر من، دیر رسیدی و کجایی؟!

پدرت بابِ حوائج، تو کریمه، منِ سائل-

به خودت رو زده ام! آمده ام محض گدایی

سرِ راه تو نشستم به امیدی که به من هم

کمی از سمتِ قنوتت برسد خیلِ دعایی

بده در راهِ خدا و برسان برگِ براتِ

سفرِ سوریه! یا که نجف و کرب و بلایی




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/04/12 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


شیخ می آید حرم ، گمراه می آید حرم

با تمام زائرانش راه می آید حرم

هیچ فرقی نیست بین زائرانش چونکه هم_

_بنده می آید حرم ، هم شاه می آیدحرم

لحظه ای خالی نمی ماند اگر دقت کنیم

روزها خورشید و شب ها ماه می آید حرم

خوش به حال شاعری که ساکن شهر قم است

گاه می آید حرم ، بیگاه می آید حرم

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

کوه از شوق زیارت کاه می آید حرم

گرچه در ظاهر بدی قصد زیارت کرده است

در حقیقت عارف بالله می آید حرم

هر که می خواهد ببیند قطعه ای از عرش را

راه خود را می کند کوتاه می آید حرم

بُعد منزل نیست چونکه این سفرروحانی است

هرکسی هر جا بگوید : آه می آید حرم

شاه ورعیت ،مست وعارف، شیخ وگمراه و همه

با تمام زائرانش راه می آید حرم...




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/04/12 | 01:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


رحمت بی وقفه ای ایجاد شد

آمد و عرش خدا آباد شد

خانه ی موسی بن جعفر شاد شد

غصه و غم از دلم آزاد شد

اشکِ شادی روی مژگان آمده

خواهر شاه خراسان آمده

 

می چکید آیات توحید از رخش

بوی ناب یاس پیچید از رخش

شاه هشتم بوسه می چید از رخش

می دمید انوار خورشید از رخش

بس که در عصمت مقامش داده حق

حضرت معصومه نامش داده حق

 

ذکرِ بر روی لبانش یا رب است

بانوی معصومه ی این مکتب است

وصف او مانند وصف زینب است

نزد حق از بس که والا مرتبه است

حجت حق، جان فدایش می شود

عرش حق مست دعایش می شود

 

در حریم او دعا می آورند

عقده بر عقده گشا می آورند

حاجت کرب و بلا می آورند

ناتوان، بهر شفا می آورند

معجزاتش سهل و رایج هست او

دختر باب الحوائج هست او

 

از گناه و معصیت طاهر شدم

تا میان صحن او حاضر شدم

روی خاک افتادم و شاکر شدم

چهارده معصوم را زائر شدم

چون مرادم بانوی قم می شود

قبر زهرا هم تجسم می شود

 

بی نوا آمد مقام از او گرفت

پادشاهی را غلام از او گرفت

اعتبار و احترام از او گرفت

آبرویی مستدام از او گرفت

زائرانش را بهشتی می کند

عاری از هر نوع، زشتی می کند

 

ما فقیر رحمت معصومه ایم

ریزه خوار و رعیت معصومه ایم

زیر بار منت معصومه ایم

خاک پای حضرت معصومه ایم

روز و شب بر او توسل می کنیم

بر خدای او توکل می کنیم

 

آمد و قم میزبان عشق شد

بر سرش گل ها نشان عشق شد

آمد و مرثیه خوان عشق شد

روضه خوان قدکمان عشق شد

آسمانش خالی از کوکب نبود

غافل از مرثیه ی زینب نبود

 

سنگ نه... روی سرش گل ریختند

شعله نه... بر معجرش گل ریختند

ضربه نه... روی پرش گل ریختند

هر کجا دور و برش گل ریختند

خوب شد در قم دلش غمگین نشد

خوب شد بر ساحتش توهین نشد

 




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/04/12 | 12:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


کنارِ صحن تو ،دیدم تمام باور خود را

نشانی از مزار بی نشان مادر خود را

همیشه قبل هر کاری برای رزق اشعارم

گشودم گوشه ی ایوان طلایت دفتر خود را

مَنِ من را شکست ایوان آیینه زمانی که

هزاران تکه دیدم در کنارش پیکرخود را

دل از بار تعلق ها رها شد با تو ،از این رو

فقیری در ضریح انداخت تنها زیور خود را

غبار این حرم را می کشم بر روی دستانم

تبرک می کنم اینگونه من انگشتر خود را

خیابان ارم را دوست دارم چون که می بینم

درون آن شکوه بار گاه یاور خود را

کسی که عمر خود را خادم این آستان بوده

ندارد هر چه را ،دارد برات محشر خود را

من از اول به تو دل بسته ام اذنی بده بانو

که باشم در حریمت لحظه های آخر خود را 




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/09/26 | 12:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


یاد تو شفاست حضرت معصومه

نام تو دواست حضرت معصومه

درمانده ام و دوای دردم بانو

در دست شماست حضرت معصومه

***

ای روح ادب فاطمه ی معصومه

ای زینت اَب فاطمه ی معصومه

تا آنکه به پابوسیِ تو ، دل برسد

مارا بطلب فاطمه ی معصومه

 




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/09/25 | 08:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


میزبانت گشت قم اینگونه تا روز جزا

رشد کرد اینگونه دین در تار و پود این فضا

بعد مشهد با احادیثی که از قم آمده

شد برای کل ایران فرصت تو مُقتضیٰ

بارگاهت عُشِّ آلُ الله شد، بر گِرد تو؛

گاه گفتم یا نبی و گاه هم یا مرتضی

گَبر اگر شیعه شود جای تعجب نیست که؛

داده از این دست حاجت هکذا و هکذا

گوییا که زائرم از قسمت باب الجواد

در حرم با گفتن یک یا علی موسیَ الرِّضا

در ازای اینکه تو معصومه ای حس می کنم

چارده معصوم را امروز در حال عزا

***

در حرم نه، زائرت دارد اقامت در بهشت

قیمتی تر می شود با تو عبادت در بهشت

روز محشر نه، به تأیید زیارت نامه ات

می کنی از زائران خود شفاعت در بهشت

از زیارت نامه ات فهمیده ام این راز را

هرکسی خوانْد از تو،خواهد رفت راحت در بهشت

هرچه می خواهم عنایت می کنی یکباره،چون؛

زود خواهد شد دعاها استجابت در بهشت

خوش به حال خادمانت که چنان خیل مَلَک

پیش تو هستند هی مشغول خدمت در بهشت

صبح می آیم نمی‌گویم که کِی دل می کَنم

چون که معنایی نخواهد داشت مدّت در بهشت

ظاهراً کُنج حرم دفن است اما باطناً

زود تر از موعدش رفته ست «بهجت» در بهشت

خوش به حالش مسجد اعظم گواهی می دهد

اینچنین دارد «بروجردی» عمارت در بهشت

خوش به حال کفتر صحنت که دائم پیش توست

فرق دارد داستان های حسادت در بهشت

ساعتی در زیر درب ساعتت محو توام

گرچه بی معنی ست با این فرض ساعت در بهشت

توی حوض صحن افتاده ست عکس گنبدت

گوییا افتاده اینجا عکس جنت در بهشت

معتقد هستم فقط با «اِشْفَعی لی فاطمه»

می کنی بعد از قیامت هم قیامت در بهشت




✔️ موضوع : شهادت حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/09/25 | 08:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-دهه کرامت


مشهد حرم مطهر سلطان است

قم مرقد پاک بانوی باران است

گویند که حد فاصل این دو حرم

بین الحرمین کشور ایران است




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/04/25 | 03:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


هم شدی یاور امام رضا

هم شدی خواهر امام رضا

شأنت این گشته است كه هستی

دختر مادر امام رضا

بارها چون رقیه بر دوشش

شده ای دختر امام رضا

در نبود وجود زهرا، تو؛

شده ای كوثر امام رضا

یك تنه مثل عمه ات زینب

شده ای لشكر امام رضا

خود معصوم محو معصومه ست

عشق از منظر امام رضا

پایتختش شده است قم بی شك

مُلك پهناور امام رضا

تا شود شیعه دینِ كل جهان

قم شده منبر امام رضا

حرمت عشق اهل بیت شده

شده سردفتر امام رضا

حرمت در مسیر مشهد هست؛

شعبه ی دیگر امام رضا

شب جمعه اگرکه قم رفتی

در حرم محضر امام رضا؛

از جوادش نگو و روضه نخوان

از علی اكبر امام رضا




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


قریه در قریه پریشان شده عطر خبرش

نافه‌ی چادر گلدار تو با مشک ترش

جاده خوشبو شده انگار که بیرون زده است

عطر دلتنگی گل از چمدان سفرش!

قدمت پشت قدم‌های برادر جاری

کوه سرریز شده چشمه به چشمه هنرش!!

در سفرنامه نوشتن چه مهارت دارد

اشک چشمان تو با آن قلم شعله‌ورش

گرچه دلتنگی تو سبک خراسانی داشت

مانده در دفتر قم، بیت به بیت اثرش

عطر معصوم تو در صبح شبستان پیچید

کرد آیینه در آیینه پرآوازه‌ترش!

پر از آواز کبوتر شده این شهر انگار

که خراسان به قم افتاده مسیر و گذرش!

بی‌گمان دور ضریح تو نمی‌گردانند

هرکه چون دانه‌ی اسپند نسوزد جگرش!




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


عالم حریم حرمت آل پیمبر است

کلِّ فلک همان فدک آل کوثر است

چیزی ندارد این دو جهان غیر فاطمه

دنیا چو گوی، در کفِ دستان حیدر است

ما غیرِ خیرِ فاطمه خیری ندیده ایم

هر نعمتی که هست سرِ خوان مادر است

آری به حرمت حرم ثامن الحجج

ایران حریم حضرت موسی بن جعفر است

اصلاً قسم به حضرت معصومه و رضا

این مملکت هدیّۀ زهرای اطهر است

مکه مدینه سامره کرب و بلا نجف

تا کاظمین یکسره با قم برابر است

بالاترین زمان که پس از روز مادر است

معصومه شاهد است، همین روز دختر است

آمد چه دختری که چو زینب کند قیام

جان برادر است و رضا جان خواهر است

از مشهدِ شَهَنشَه و شیرازِ شاچراغ

تا قم حریم این دو سه خواهر برادر است

شوق زیارت و حرم و آب و دانه ام

یعنی که من کبوتر این آستانه ام

 

ای مرقد تو قبلۀ عالم تو را سلام

ای امتدادِ سورۀ مریم تو را سلام

ای جانشین زینب و زهرا به حلم و صبر

جام طهور کوثر و زمزم تو را سلام

ای پارۀ تنِ همۀ آل مصطفی

وی بضعۀ نبیِّ مکرّم تو را سلام

ای بارگاه قدسیِ تو آشیانه ای…

بر بهترین سلالۀ خاتم تو را سلام

آئینه دارِ معرفةُ الفاطمه تویی

ای رازدارِ خلقتِ آدم تو را سلام

باید تو را عقیلۀ دوّم صدا کنیم

عِلم لدُن تو راست مسلّم، تو را سلام

یک نَخ ز چادر تو همان حبل محکم است

ای بر عفاف،رشتۀ محکم تو را سلام

نیکان تو را ملیکۀ اسلام خوانده اند

ای وصف تو ز نَیّرِ أعظم تو را سلام

شد بارگاهِ قدسیِ تو کلبۀ مَلَک

آید ز هر فرشته دمادم تو را سلام

عشق رضا و شوق حریمت،دو بالِ عشق

با این دو بال،نیست در عالم زوالِ عشق

 

ما را اگر به کشور تو بار داده اند

یعنی به ما خزائنِ أسرار داده اند

بعد از ولای فاطمه و زینب و حسین

بر زینبِ رضاست که این کار داده اند

تو خود نشانِ سلسلۀ این أمانتی

یعنی تو را ولایتِ أبرار داده اند

وقتی حدیث میکنی از جدِّ اکرمت

بر تو کلامِ فاطمه انگار داده اند

موسی سِرِشتی و گُلِ موسی بن جعفری

دین را نمک به کام تو بسیار داده اند

هستی فقیه و مجتهده در علومِ دهر

بر تو عجیب بینشِ بیدار داده اند

پا جای پای حجّتِ سرمد گذاشتی

با تو به ما بشارت و إنذار داده اند

طی کرده ای چه ناب مسیرِ امام را

زیبات، نامِ قافله سالار داده اند

میخواستی که زائر کوی رضا شوی

بعد از عروج، رخصت دیدار داده اند

حالا دفاع از حَرمت تا هنوز هست

صحن و رواق محترمت تا هنوز هست

 

تو در تمام مُلک و مَلک تا نداشتی

آنگونه خِلقتی که تو همتا نداشتی

روحِ مجرّدِ تو همان نور فاطمه ست

نوری که جز به صُلبِ علی جا نداشتی

وقتی شدی تو خانه بدوشِ امام خویش

جز انفجارِ نور تمنّا نداشتی

در مقطعی که نهضتِ تو انقلاب کرد

غیر از خدا تو هیچ کسی را نداشتی

روح خدا به مکتب تو رُشد کرده است

غیر کلامِ حق، یَدِ بَیضا نداشتی

در نو جوانی اَت به فِقاهت رسیده ای

در پُرسشی نبود، که فتوا نداشتی

شد حوزه های علمیه از عِلم تو علَم

ای عالمه که عِلم ز دنیا نداشتی

شأن و مقامِ شامخِ تو همچو زینب است

با آنکه عمرِ زینب کبری نداشتی

آنچه مصائب است چشیدی ولی یقین

بر نیزه رأس زادۀ زهرا نداشتی

از ساوه تا به قم به شما مرحبا رسید

از کوفه تا به شام به زینب جفا رسید




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


"دختری از اهل بیت آفتاب"

دختر لبخندهای مستجاب

از تبار لا فتی الا علی

وارث "من عنده علم الکتاب"

نور نور نور نور نور نور

ناب ناب ناب ناب ناب ناب

ناب یعنی خالص و پاک و طهور

سوره ی کوثر، شراب اندر شراب

نور یعنی خواهر شمس الشموس

"بوی گل را از که جوییم از گلاب"

دختر "والکاظمین الغیظ" اوست

"آفتاب آمد دلیل آفتاب"

ای دل من در پناه کوی تو

مثل بال کفتران بی اضطراب

مریما از نزد جبرائیل، عشق

هاجرا از بهر اسماعیل، آب

مهربان باران تند بی دریغ!

بی کران آیینه ی پر آب و تاب

هم به جان خسته ی زینب، ببخش

هم به نام نامی زهرا، بتاب




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


حیا به دست تو آموخت دلبری ها را

و آمدی که امامت کنی پری ها را

تویی که چادر شب را به ماه پوشاندی

گره زدی سر هر غنچه روسری ها را

تو آن خطیب غریبی که خطبه های غمت

گرفته دست دل پای منبری ها را

چنان تو هرچه که گشتم کسی به جز زینب

نکرده است ادا حقّ خواهری ها را

هوای نامه ی ممهور بردن از دستت

کشانده از مشهد تا تو پا-پری ها را

قم بدون تو سوهان روح بود و کساد

به صف کشاند حضور تو مشتری ها را

همین که گوشه ی چشمی نظر می اندازی

شفای عاجل درد است بستری ها را

نشسته ام چو غباری به شوق اذن دخول

بیا بگو نتکانند پا دری ها را




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


چه افتخاری از این خوبتر که دختر شد

به نام فاطمه پیوند خورد و محشر شد

که آمد و به پدر شادی دوچندان داد

رسید و مایه ی آرامش برادر شد

هم از تمامی مردان سرش سرآمدتر

هم از تمام زنان قبیله اش سر شد

سرودن از حرمش لذتی مضاعف داد

چه لذتی که نوشتیم و صدبرابر شد

به لطف آنکه به طوف حریم او رفتیم

زیارت حرم طوس هم میسر شد

حرم نه جای کسی مثل من که این درگاه

محل آمد و رفت دوصد پیمبر شد

به ذرّه پروریش بس همینکه جبرائیل

در آسمان کریمانه اش کبوتر شد

مدینه فاطمه اش را شبی به ایران داد

و قم برای ابد با مدینه خواهر شد




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


با اشک شوق جاری از چشم تر سلطان

دارد خبرها میرسد از محضر سلطان

در جمع خوبانش دوباره دعوتم کرده

با مهربانی چشم ذره پرور سلطان

آباء و اجدادش تمامی سرورم هستند

آباء و اجدادم تمامی نوکر سلطان

از  سائلان آبرو داری که محتاج اند

امشب دوباره پر شده دور و بر سلطان

قطعا از اینجا دست خالی برنمیگردم

با سفره ای که پهن کرده مادر سلطان

از یاد زهرا پر شده سرتاسر حجره

با عطر و بوی بی نظیر کوثر سلطان

از مادرش که بگذرم باید صدایش زد

این طفل را خیرالنساء دیگر سلطان

نذر قدم های عزیزش هدیه آوردم

ای خواهران من فدای خواهر سلطان

نامش اگر چه ظاهرا معصومه ست اما

"معصومه" نه بلکه بگو "تاج سر سلطان"

مهمان امشب انبیا و اولیا هستند

چشم انتظار دیدن أخت الرضا هستند 

نور دل پیغمبر و جان امام آمد

از نسل زهرا دختری والامقام آمد

اولاد این خانه همه آوازه ای دارند

مولودی از نسل کریمان به نام آمد

روی زمین آیینه ی زهرای مرضیه ست

از آسمانها مظهر حسن تمام آمد

حی تعالی زینبی دیگر عطا کرده

پس عمه ی خوب امامان همام آمد

گفتند دختر رحمت است و ما همه دیدیم

ابر کرامت ، منشأ فیض مدام آمد

شیرینی شهد روایت را چشیدم چون

عطر مدینه از حریمش بر مشام آمد

گرم طوافش بهجت و گلپایگانی ها

پس کعبه ی سیار آیات عظام آمد

هرچه بگویم از وجودش باز کم گفتم

بانوی با مهر و محبت ، با مرام امد

ذکر لبانم دم به دم یا ضامن آهوست

عیدی من امشب فقط با ضامن آهوست

چون او ندارد دختری تکتم به این خوبی

بر زخم های کهنه اش مرهم به این خوبی

با خنده ای که میزند دردی نمیماند

از جان مادر می زداید غم به این خوبی

 جز دخترش اسرار را با کس نمیگوید

وقتی خدایش میدهد محرم به این خوبی

شاه خراسان بعد از این دیگر چه کم دارد

وقتی که دارد مونس و همدم به این خوبی

"ای جان و جانان رضا جانم به قربانت"

در این همه دیوان ندیدم دم به این خوبی

با لطف او بوده ست اگر که زندگی کردم

در سایه ی امنیت پرچم به این خوبی

دور از پلیدی ها فقط نه ، جمع خوبی هاست

بانو ندیدند اهل این عالم به این خوبی

نجمه به عمر خود ندیده بهتر از او را

زیباتر و والاتر و زهرا تر از او را

شاعر شدم در خلوت کنج شبستانش

من را خجالت میدهد لطف فراوانش

شعرش شهادت میدهد فردا،ضرر کرده

آن که ندارد نام او را بین دیوانش

سعدی اگر مهمان صحن آینه میشد

خرج حرم میشد حکایات "گلستانش"

زیره به کرمان میبرم وقتی که میبینم

شاه خراسان میشود شخصا ثناخوانش

خدمت به او بر خادمانش شأنیت داده

آسیه و حوا و مریم از کنیزانش

جان من و امثال من ارزش ندارد که

موسی بن جعفر میرود وقتی به قربانش

 زائر شدم او را بهشتم را ضمانت کرد

پابند خود کرده مرا باران احسانش

وقتی ز پا افتاده ها را دست میگیرد

دستم به دامانش به دامانش به دامانش

تنها نه امثال من بی خانمان بلکه

جبرییل حتی لانه کرده زیر ایوانش

مانند طعم بوسه بر درهای چوبین اش

زیر زبانم مانده طعم خوب سوهانش

هم به دو تا گنبد میان شهر دل بستم

هم در اتوبان حرم تا به حرم مستم 




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


ای دل مددی که دلبر اینجاست

دل در بر یار و یاور اینجاست

ما را به بهشت حاجتی نیست

جنات و نعیم و کوثر اینجاست

قم شهر قیام و شهر علم است

بر آل رسول سنگر اینجاست

یا فاطمه اشفعی لنا گوی

ای شیعه شفیع محشر اینجاست

فرمود امامِ صادق القول

ما را حرم مطهر اینجاست

مکه حرم الله است و گوید

بیت امّ قراست،  مادر اینجاست

این است مدینه را تفاخر

گوید حرم پیمبر اینجاست

پیچیده در آسمان کوفه

صوتی که حریم حیدر اینجاست

با مکه و کوفه و مدینه

در مجد و شرف برابر اینجاست

گر فاطمه را مزار مخفی ست

او را حرم منور اینجاست

هر چار ائمه ی بقیع را

محراب و حدیث و منبر اینجاست

از قول امام در شگفتم

فرمود مقام اکبر اینجاست

فرمود که عُشّ آل طاهاست *

فرمود بهشت را در اینجاست

بابی ز بهشت داری ای قم

باغی پرِ گل،  معطر اینجاست

شخصیت منحصر به فرد است

درّی که ز آل اطهر اینجاست

معصومه ی فاطمی سجیه

مدفون چو عتیقه گوهر اینجاست

از برکت دولت کریمه

الطاف خدای داور اینجاست

گر عاشق باقرالعلومی

کانون علوم برتر اینجاست

دنبال امام صادقی گر

آثار قدوم جعفر اینجاست

طلّاب جوان ز کل عالم

 در حوزه محصل اندر اینجاست

نازد به دو کون ملک ایران

دو شهر ستوده منظر اینجاست

یک جان و دو تن،  قم و خراسان

دو قبله نمای کشور اینجاست

یک فاطمه نام و یک علی نام

یک خواهر و یک برادر اینجاست

ما را ز مهیب خود مترسان

ای خصم،  قوای حیدر اینجاست

شهری که امام از او به پا خواست

این جاست،  شمیم دلبر اینجاست

کرده در انقلاب را باز

شهری که نمود محشر اینجاست

شهر ‌شهدا و شهر غیرت

عمار بصیر پرور اینجاست

 

* عُشّ : آشیانه




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


از آسمان که آمده بودی، لبخند می‌زدی به «رضا»یت

اشکی نشست گوشه‌ی چشمش، تا «فاطمه» زدند صدایت

رنج سفر برای تو آسان، شب از قبیله‌ی تو هراسان

شد قبله‌ی دل تو خراسان، ای عطر دوست، قبله‌نمایت!

من تشنه‌ای رسیده به دریا، با حسرت زیارت زهرا

دربان! بگو ملیکه‌ی قم را: از راه آمده‌ست گدایت

پای ضریح سر بگذارم، بال و پری اگر چه ندارم

خود را به دست تو بسپارم، تا پر کشم به سوی خدایت

لبخندِ شهر تو نمکین است، «قم»، قلب مهربان زمین است

ما هر چه داشتیم همین است: جان‌های ما، کریمه! فدایت

ای دختر یگانه‌ی مادر! میراث جاودانه‌ی کوثر!

مثل علی نیامده دیگر، کو همسری به شأن سرایت؟

می‌بارد از ضریح تو رحمت، از آسمان اسم تو عصمت،

از «اشفعی لنا»ی تو «جنت»، وا شد به‌ روی ما، به دعایت

این شاعرت دلش شده آهو، آهو اسیر شهر و هیاهو

اذن زیارتی بده بانو! این شعر را نخوانده برایت




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


آیتِ پنهان‌شده در خاک قم

کیستم؟ آن‌کس که در این‌جاست گم

بانوی تنزیهیِ اشراق و نور

شأن تو مخفی‌ست ولو در حضور

عصمت محتوم به قول امام

کوکب تابنده‌ی حول امام

نسل حسین و حسن فاطمه!

خاک شریفت وطن فاطمه!

صحن تو دریاست غریقت منم

آن‌که ندیدت به حقیقت منم

چشم مرا سوی تحیُّر مبند

قید دلم را به تغیُّر مبند

تا نفسی، گرم تشهّد شدم

صحن تو را دیدم و بی‌خود شدم

صحن تو را دیدم و دل باختم

گوشه‌ای از صحن سر انداختم

باغ جنان رفته و کوچک شده‌ست

گوشه‌ای از صحن اتابک شده‌ست

سفره‌ی احسان تو گستردنی‌ست

عرض بر این فاطمه آوردنی‌ست

فاطمه‌ای، طورِ کلیم ‌آستان

از مَلَک و اِنس مقیم‌آستان

فاطمه‌ای، جوشش دریای جود

ناصیه‌نقّاشِ عَرَض در وجود

فاطمه‌ای، مِهر و مَه‌ آفاق او

انفُس ما واله و مشتاق او

فاطمه‌ای، کُمَّل و کامل‌سرشت

دُرِّ گرانمایه‌ی خاتم‌نوشت

فاطمه‌ای، طلعت خورشیدِ طوس

حور و خورَش، سوده‌جبین خاک‌بوس

فاطمه‌ای، گوهرِ مستورِ فیض

دُرجِ حیا، ناطقه‌گنجور فیض

فاطمه‌ای، چشم طلب سوی او

تا به که افتد نظری روی او؟

عرض کجا می‌برم، آن‌جا که حق

می‌دهد از خوان نصیبش طبق

بهره‌ور از فیضِ ادیمش مَلَک

خاک خَدوم‌ست و ندیمش فلک

کاش از این سفره نوالی دهند

بر لب این تشنه زلالی نهند

کاش در این خاک مُعَلّیٰ‌مکان

خاک شوم گوشه‌ای از لامکان

کاش بر آتش نهد آب از کَرَم

تا کند از دور خطاب از کَرَم

با صله‌ای جنسِ حیا، طرحِ نور

بازکند دفتری از شرحِ شور

با کرم خویش قبولم کند

زائر درگاه بتولم کند




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد

تا خراسان رضا آینه در قم دارد

توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست

بر زمین ریخته هر باده که در خم دارد

 ((بُعد منزل نبود در سفر روحانی))

هر سلامی بفرستیم ، علیکم دارد

می روم در حرم از صحن به صحنی دیگر

موج تا در دل دریاست تلاطم دارد

عکسم افتاد در آیینه ی صحن و دیدم

شیشه این مرتبه با سنگ تفاهم دارد

هم کریمه ست و هم از نسل کریمان بانو

پس گدا در حرمش حق تقدم دارد

لطف بی بی ست که در جمعیت شاعر ها

شاطر عباس قمی فیض تکلم دارد

مرغ دل گرچه سیاه است ولی از سر لطف

از سر گنبد او حسرت گندم دارد




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/23 | 02:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات