حضرت معصومه(س)-ولادت


روزی طبع مرا باز کرامت کرده

آنکه همواره به این سینه عنایت کرده

از خودش دم زده در شعر قیامت کرده

باز هم از کرم فاطمۀ معصومه

دل من شد حرم فاطمۀ معصومه

چقدر شهر قم امروز مسافر دارد

چقدر کوچه به سمت حرم عابر دارد

وه که اینجا چقدر فاطمه زائر دارد

حرم مادر سادات همین است اینجا

قم نگو، بلکه بگو شهر مدینه است اینجا

باز هم نور بهشتی خدا تابیده

خاتم از سدرۀ حق کوثر دیگر چیده

این گلابی که خدا بر سر ما پاشیده

عطرش از باغ وجود گل حورا آمد

ید بیضاست که در خانۀ موسا آمد

دختر صوم و دعا، حضرت معصومه سلام

خواهر صبر و رضا، حضرت معصومه سلام

عمه ی جود و عطا، حضرت معصومه سلام

ای کریمه سند حوزه و دین هستی تو

بخدا شافعۀ اهل زمین هستی تو

با تو ثابت شده دیدار رضا قیمتی است

یک نظر بر گل رخسار رضا قیمتی است

بذل جان در سر بازار رضا قیمتی است

هر چه دارم همه از آل محمد دارم

شکر، در کشور ایران قم و مشهد دارم

به دلم آینه بندان حرم شوکت داد

ای کریمه کرمت بود به ما بهجت داد

قم ز لطف تو به ایران چقدر عزت داد

تا در ایران علم نهضت روح الله است

دست کفار به سمت حرمت کوتاه است

ای که تو عمه سادات شدی چون زینب

باعث فخر و مباهات شدی چون زینب

یک تنه فاطمه مرآت شدی چون زینب

کاش زینب حرمش چون تو در این میهن بود

نزد ما گنبدش از هر خطری ایمن بود

عمه ات زینب کبری چقدر غم دیده

بی برادر که شده از همگان رنجیده

دشمنش وقت اسارت به غمش خندیده

جای دارد که بمیرند تمام عالم

دختر فاطمه و هلهله ی نامحرم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/05/12 | 08:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت و شهادت

قسمت اول:

شجر نور، نوبر آورده

بحر توحید، گوهر آورده

آسمان ولایت و عصمت

بهر خورشید اختر آورده

لاله‌ای سرزده که از فیضش

صد بهار معطر آورده

دختر آورده بانوی اسلام

یا که بر خلق مادر آورده

نجمه، خورشید عالم افروزی

بهر موسی بن جعفر آورده

یا مگر دختر رسول‌الله

زینب از بهر حیدر آورده

پدر و مادرم فدایش باد

که چو معصومه دختر آورده

حبّذا حبّذا که بر سه امام

عمّه و دخت و خواهر آورده

اوّل صبح ماه ذیقعده

آفتابی منّور آورده

آفتابی که ماه و خورشیدش

بوسه از آستان برآورده

جبرئیل از خدا بر این دختر

صلوات مکرر آورده

صدق و اخلاص و صبر زینب را

با جلال برادر آورده

فاطمه عصمت خدای غفور

که به معصومه آمده مشهور

عصمت داور است این دختر

گل پیغمبر است این دختر

بعد زهرا و عمه‌اش زینب

بهترین دختر است این دختر

ز آنچه گفتند در فضایل او

بهتر و برتر است این دختر

گرنه، همچون خدای بی همتاست؟

از چه بی همسر است این دختر

در جلال و کمال و قدر و شرف

تالی مادر است این دختر

لیلةالقدر موسی‌جعفر

سورۀ کوثر است این دختر

پای تا سر رضا و سر تا پا

موسی جعفر است این دختر

دستگیر همه گنهکاران

در صف محشر است این دختر

نخل سرسبز گلبن قرآن

شهر دین را در است این دختر

آفتاب دل امام جواد

بر رضا خواهر است این دختر

مادرش پارۀ تن احمد

بضعۀ حیدر است این دختر

در دو عالم چو مادرش زهرا

بر زنان سرور است این دختر

ماه رخسار آن بتول مقام

نقش گلبوسه دارد از سه امام

عصمت کبریاست معصومه

قبلۀ اولیاست معصوم

بضعۀ پاک موسی‌جعفر

جسم و جان رضاست معصومه

پای تا سر چو عمه‌اش زینب

دخت زهرانماست معصومه

همه خلقند زیر سایۀ او

آفتاب خداست معصومه

درّ تقوی و گوهر عصمت

یم حلم و حیاست معصومه

زخم دل را ز مرحمت مرهم

درد جان را دواست معصومه

بوی عطر بهشت در نفسش

همچو خیر النساست معصومه

این ندا سر دهند، قمّیون

روز محشر، کجاست معصومه

اهل قم خلق را پناه دهید

که پناه شماست معصومه

روضه‌اش جان فزاتر از کعبه

قبلۀ جان ماست معصومه

بین صحن طلا و آینه‌اش

جای سعی و صفاست معصومه

پایتخت حکومتش در قم

به جهان مقتداست معصومه

این جهان و او بود جانش

پدر و مادرم به قربانش

دخت موسی که طور دل حرمش

جان کند زندگی ز فیض دمش

چشم ما و غبار زائر او

دست ما و عنایت و کرمش

از صفّائیه‌اش، صفا خیزد

ارم ماست شارع ارمش

در خیابان آستانۀ او

لرزه افتد فرشته بر قدمش

جنب صحنین او بود رودی

که به هر قطره هست فیض یمش

سالها، روز و شب به فیضیّه

نور دانش دمیده از حرمش

من و مدح کریمۀ عترت؟

به خدا مدح عالم است کمش

هر که در قم زیارتش نکند

بوده بر جان خویشتن ستمش

همه چون اهل قم گدای وی‌اند

از عرب بر گرفته تا عجمش

هر که خاک او نکرد سجود

هست یکسان وجود با عدمش

نه عجب گر فرشتگان آیند

در پی خاکبوسی خدمش

تا بگیری مراد خویش ز وی

به جواد و رضا بده قسمش

فیض عالم از این درت بخشند

آنچه خواهی فزونترت بخشند




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/05/12 | 08:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

قسمت دوم:


عرض حاجت به دخت موسی کن

هر چه خواهی از او تمنّا کن

دست خود زن گره به غرفۀ او

گره از کار عالمی وا کن

از نسیم درش ببر فیضی

بعد از آن معجز مسیحا کن

خیز برگِرد این مزار بگرد

کعبۀ روح را تماشا کن

تربت بی‌نشان فاطمه را

در دل این مزار زهرا کن

چون نگاهت به قبر او افتاد

گفتگو با مزار زهرا کن

با چراغ کریمۀ عترت

خویش را غرق در تجلّی کن

به مزارش بگیر دست دعا

در حریمش نماز برپا کن

عقدۀ دل به مهر او بگشا

دیده از اشک شوق دریا کن

حجّت بن الحسن در این حرم است

سیر ماه جمال مولا کن

ذرّه شو پیش آفتاب رخش

ناز بر مهر عالم آرا کن

دیدۀ دل در این حرم بگشا

سیر دیدار حقتعالی کن

بضعۀ پاک مرتضی اینجاست

خواهر حضرت رضا اینجاست

ای قم از مقدمت بهشت برین

حرمت رشک باغ علیّین

دختر دین و خواهر قرآن

جان طاها، سلالۀ یاسین

قهر تو نار و مهر تو جنت

بغض تو تلخ و حبّ تو شیرین

بندۀ آسمان تو غلمان

خادم درگه تو حورالعین

خاکبوس تو فوج فوج ملک

پرده دار تو جبرئیل امین

دانه چین تو طایران سما

سائلان تو ساکنان زمین

خلعت عصمتت برازنده

نام معصومه حق توست یقین

با ولایت سبک روم ز صراط

گرچه بارم بسی بود سنگین

تو و زهرا و عمه‌ات زینب

آفتاب و مه و ستارۀ دین

نه عجب گر به احترام، پدر

بوسدت همچنان کتاب مبین

گاه رفتم سزد جواد و رضات

آن بود در یسار و این به یمین

حبّ من، بغض من، برای شماست

دین همین است نیست نیست جز این

دین من حبّ دوستان شماست

مذهبم بغض دشمنان شماست

ای تو در دل، مزار تو در قم

وی حریم تو قبلۀ مردم

قرص نانی ز مطبخت خورشید

دانه‌های کبوترت انجم

باغ خلقت ز عطر تو خرم

ملک هستی به بحر جودت گم

تا تو از نسل او ظهور کنی

میل حوّا کشید بر گندم

هم تو آباء سبعه را بانو

هم تو بر امّهات اربعه، امّ

گریه و عجز و ناله، عادتنا

عفو و جود کرم، سجّیتکم

از حریم تو می‌رسد شب و روز

نور بر هشت خلد و نه طارم

نه عجب گر کند به مدح تو صدق

هل اتی، قدر، یذهب عنکم

میوۀ قلب موسی جعفر

مونس جان حجت هشتم

ای مه رخت از مدینه بربستی

اینکه از ساوه آمدی در قم

بود آیینۀ دلت را نقش

از کلام خوش امام ششم

که تجلّی گه قیام، قم است

حرم یازده امام، قم است

ای تجلّی گه خدا دل تو

گل توحید رُسته از گل تو

نخل طوبای موسی جعفر

علم و فضل و کمال حاصل تو

همه اسرار این جهان وجود

مثل آیینه در مقابل تو 

نه همین اهل قم گدای تواَند

که همه عالمند سائل تو

بوده از کودکی عیان به همه

علم تو، فقه تو، مسائل تو

وحی منزل نزول یافت به قم

شد چو آن خاک پاک منزل تو

علمای بزرگ فقه و اصول

همه زانو زده به محفل تو

اهل قم سر بر آسمان بردند

به عنایات و لطف کامل تو

شهر قم کوچه کوچه از در و بام

غرق گل شد به خاطر دل تو

گل چه باشد قسم به حق خدا

جان ما هم نبود قابل تو

سر و پای برهنه، جان بر کف

اشعریّون به گرد محمل تو

دوستان را چراغ دل روشن

کور شد چشم خصم غافل تو

با ورود تو در مدینۀ قم

تافت نور خدا به سینۀ قم


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/05/12 | 08:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


شب شب خوشحالی بی وصف کوثردارهاست

روز روز محشر است و روز محشردارهاست

شب در میخانه خیل عاشقان صف بسته اند

صبح فردا نوبت مستی ساغردارهاست

عارفان تو سر از تن می دهند آخر به باد

ننگ امشب خورده بر پیشانی سردارهاست

هر که دستش بیش سهم شادباشش بیشتر

روز میلاد تو بانو! روز مجمردارهاست

نقره جایی که طلا باشد ندارد قیمتی

خانه ی موسی بن جعفر خانه زردارهاست

گرچه خوشبخت است هر کس که پسر دارد ولی

غالباً لطف خدا مشمول دختردارهاست

مثل مادر، مادری خرج برادر می کند

بخت پس در هر دو صورت یار خواهردارهاست




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/05/12 | 04:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


عنوان این حدیث که از صادق و رضاست

بر  دوستان  آل  علی  مایۀ رجاست

فرموده اند آن دو امام  بزرگوار

ای شیعه شهر قم حرم اهلبیت ماست




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/05/12 | 08:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


آنقدر رفت که در ثانیه ها هم گم شد

بعد آنسوی زمان پنجره ای در قم شد

و همین زائره سبز زیارتگاهش

در پرواز به سمت حرم هشتم شد

گوشه چادر او روی سر قم افتاد

کآفتاب آمد و تاریکی شیطان گم شد

خاک قم عطر گل یاس گرفت و آنگاه

قم مدینه شد و او فاطمه دوم شد

یازده  کعبه به همسایگی اش آمده اند

یازده  مرتبه اینجا حرم مردم شد

جمع بودند در اینجا همگی تا اینکه

جمکران آمد و همسایه این خانم شد




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/10/30 | 03:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و روضه


تا که دل را آه سینه راهی قم می کند

با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند

آه چون از دل برآید کار آتش می کند

بی محابا رخنه ایی در جان هیزم می کند

آن ضریحی که بود گرم طوافش جبرییل

حضرت حق قبله ی حاجات مردم می کند

هرکه دارد عقده در دل یاد قبری گمشده

هر سه شنبه در حریمت نذر گندم می کند

با سلامی نم نم اشک از دو دیده می چکد

کاسه ی خالی ما لبریز از خم می کند

نیمه شبها در حرم تا صحن گردی می کنم

ناگهان دل یاد قبله گاه هفتم می کند

لفظ خواهر گوییا مانوس گشته با بلا

خون زینب در رگان تو تلاطم می کند

کس ندیده تا به حالا خواهری گیسو پریش

جستجوی یار زیر نیزه و سم می کند

با وجودی که حدود مقتلش را دیده بود

بازهم جسم عزیز مادرش گم می کند




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/10/30 | 02:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

سالروز ورود حضرت معصومه(س) به شهر قم


تا شهر صبح می رود امشب، غریب قم

نور خدایی اش شده مركب، غریب قم

بر پیشوازش آمده كرّوبیان قدس

غرق ست در شكوفه ی كوكب، غریب قم

صد كهكشان ستاره كنون پیش پای اوست

معصومه، آفتاب مقرّب، غریب قم

با غربت برادر خود خو نكرده بود

از غربت همیشه لبالب، غریب قم

آكنده از طراوت باغ سپیده بود

دلسوز و مهربان و مؤدب، غریب قم

در خطبه هاش چشمه ی خورشید می شكفت

آیینه دار مذهب زینب، غریب قم

گم بود در عمیق نگاهش شهود و غیب

بودش مرام آینه مكتب، غریب قم

از دوری امام غریبان خود بقا!

می سوخت روز و شب به دل تب، غریب قم




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/10/15 | 09:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

سالروز ورود حضرت معصومه(س) به قم


تب باران گرفته چشمانم

مست باران ترانه می خوانم

بنویسید عبد معصومه

بنویسید غرق بارانم

بنویسید شیعه ی مولا

نوکری از تبار سلمانم

گاه پای ضریح معصومه

گاه پای ضریح سلطانم

و به لطف کرامت بی بی

سر این سفره باز مهمانم

من اگر بی قرار می چرخم

مست طعم لذید سوهانم

شب لبخند آسمانی هاست

شب بانوی مهربانی هاست

شده ام بار، بار معصومه

میثم روی دار معصومه

بی صدا حرف می زند امشب

نوکری از تبار معصومه

شوق بالای سر به سر دارم

شده ام بی قرار معصومه

در سرم فکر و ذکر دیگر نیست

تا که هستم کنار معصومه

و به قم اعتبار بخشیده

به خدا اعتبار معصومه

ماند حسرت به دل، به سر نرسید

عاقبت انتظار معصومه

به سرم هست شور معصومه

غرق نورم به نور معصومه

*ربنا بعد ربنا* آمد

نور، توحید، اهدنا آمد

همنشین فرشته های خدا

سفره دار ستاره ها آمد

با قدم های او بهشت آمد

با نفس های او خدا آمد

آسمان غرق نور سلطان شد

خواهر حضرت رضا آمد

هر کسی رفت سمت بیت النور

از در خانه مبتلا آمد

مفتخر شد به منصب شاهی

در این خانه هر گدا آمد

در این خانه نوکری خوب است

با فقیران برابری خوب است

سحر آورده، کوثر آورده

نفحاتی معطر آورده

به میان رواق آینه ها

چلچراغی منور آورده

از حوالی کوچه های خدا

بوی موسی بن جعفر آورده

نذر دیدار با امام رضا

چند تایی کبوتر آورده

شده از ریشه های چادر او

حاجت هر کسی بر آورده

و خدا هم به قم، نه معصومه

بلکه زهرای دیگر آورده

به نفس های قم کرم دادند

و به زهرای آن حرم دادند

هست بال و پر ولی الله

اول و آخر ولی الله

هست هم عمه ی ولی الله

هست هم خواهر ولی الله

هست زهرای دیگر این قوم

هست او دختر ولی الله

تاج روی سر پدر، دختر

هست تاج سر ولی الله

مادری کرده او برای رضا

بوده پس مادر ولی الله

همه ی عمر غرق برکت را

بوده در محضر ولی الله

درس خوانده به پای این منبر

پدر او فدای این دختر




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/10/15 | 09:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/10/6 | 11:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم

عاشق و دربه در و بی سر و سامان هستیم

خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم

نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم

نوکر حلقه به گوشیم همه می دانند

خاکبوسان دَر ِ بیت کریمان هستیم

سائل طایفه ی حضرت کاظم شده ایم

فاطمه کرده نظر، شیعه ایران هستیم

عاقبت ، عاقبت ما بشود ختم ِ به خیر

حاجیان حرم خواهر سلطان هستیم

کفتر مشهد و قم شد دل آواره ی ما

زینب ضامن آهوست همه کاره ی ما

ما گدایان تو هستیم سعادت داریم

از کرامات تو بانوست که قیمت داریم

کرمت کاسه ی ما را نگذارد خالی

بده در راه خدا باز ، که حاجت داریم

ما گنه کار ،گنه کار ،گنه کار، اما

روز محشر ز تو امّید شفاعت داریم

بین این طایفه ی آینه ها بعد حسین

جور دیگر به رضای تو ارادت داریم

هر که دارد به جهان عادتی و اخلاقی

ما به بوسیدن درگاه تو عادت داریم

دل ِ وابسته به تو خانه امّید شود

هر که شد خادم تو مرجع تقلید شود

آمدی شد همه قم یاور تو ، شکر خدا

خاکی و پاره نشد معجر تو ، شکر خدا

آمد اشک تو ز دوری برادر اما

کس نخندید به چشم تر تو ،شکر خدا

مردم قم همه خوبند نریزند ز بام

آتش و سنگ به روی سر تو ، شکر خدا

به سری نیست درین شهر ولایی فکر ِ

غارت زیور و انگشتر تو ، شکر خدا

آمدی و کسی از مرد و زن شهر نداشت

قصد توهین به تو و دلبر تو ، شکر خدا

غصه ی زینب کبری و چهل روز عذاب

بین این شهر نیامد سر تو ، شکر خدا

زینب و کوفه و اشرار امان از این غم

زینب و تشت و سر یار امان از این غم




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)،  شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


مائیم گدای حضرت معصومه

محتاج عطای حضرت معصومه

همراه رضا ز دیده خون می ریزیم

در روز عزای حضرت معصومه

***

آمد ز مدینه تا که در قم باشد

در مملکت امام هشتم باشد

یعنی که خدا نخواست تا مرقد او

مانند مزار فاطمه گم باشد

***

در سَر هوس دیدن دلبر دارد

بر سینۀ خود داغ برادر دارد

افسوس که تا دیار ساوه آمد

دیگر نتوانست قدم بردارد

***

زخمی به جگر داشت و در تب می سوخت

از داغ برادرش مرتب می سوخت

هر جا که سَرِ دردِ دِلش وا می شد

می گفت: امان از دل زینب... می سوخت

***

با ناله دو چشمان ترش را وا کرد

تا سِیر کند دور و برش را، وا کرد

نومید ز دیدن برادر بود و

با ذکر رضا بال و پرش را وا کرد

***

صد آه اگر بر جگرش افتاده

هر چند جدا ز دلبرش افتاده

کی بر بدن برادرش رقصیدند؟

کی دست کسی به معجرش افتاده

***

او خواهر یک امام بود و زینب....!

او شاهد احترام بود و زینب....!

کی راهی شهر شام بود؟ و زینب

در مجلسی از حرام بود؟ و زینب




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات


نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد

چه اتفاق عجیبی میان ما افتاد

چکید شرم نگاهم و بی صدا افتاد

ببخش گر که به پست تو این گدا افتاد

کریمه ای و به در گاه تو گدا بسیار

و من مثال همیشه برای تو سربار

تو جلوه گاه حجابی تو از تبار کرم

تویی ملازم زهرا ملازمت مریم

هوای صحن تو دل می برد ز اهل قلم

من و تو و قلم و کاغذ و دو چشم ترم

که از تو بیت به بیت با اجازه بنویسم

و با جنون خودم شعر تازه بنویسم

چه دردها که ز اسرار عشق درمان شد

چه چشم ها که به عشق تو مست و گریان شد

به پیشگاه تو هر کس مقیم و مهمان شد

کبوترانه دلش راهی خراسان شد

یتیم آمده ایم تا که تو پناه شوی

دوباره ضامن این قلب رو سیاه شوی

کنار مسجد اعظم دلم بهانه گرفت

بهانه ی حرم طوس عاشقانه گرفت

دوباره قلب مرا یاد او نشانه گرفت

که باز هم دلم از دست این زمانه گرفت

مرا تو با کرمت آشناترم گردان

مرا دخیل گره خورده ی حرم گردان

در آستان تو دنیام جمکرانی شد

و ذره ذره ی من صاحب الزمانی شد

و صبح جمعه دلم گرم ندبه خوانی شد

به پای نوکریم وقت جان فشانی شد

ز بعد فصل خزان فصل یار می آید

دلم خوش است به اینکه بهار می آید




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/11/10 | 01:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


چنین گفت پیری ز آل پیمبر

که بر جان پاکش سلام مکرّر

شبی یافتم در بهشت مدینه

تشرّف زلطف خداوند اکبر

مزار پیمبر قبور ائمّه

به چشمم عیان شد چو مهر منور

تمام قبور بزرگان دین را

در آن شهر کردم زیارت سراسر

بسی جستجو کردم آخر ندیدم

مزاری در آن جا ز زهرای اطهر

یکی گفت باشد مکان در بقیعش

یکی گفت در بین محراب و منبر

زدم در همان حال دست توسّل

به دامان ختم رسل کی پیمبر

مرا آگه از قبر زهرای خود کن

کجا خفته در خاک آن سرّ داور

نگویم به کس گر تو با من بگویی

به جان عزیز تو و جان حیدر

پیمبر مرا گفت آن شب به رؤیا

که این راز باید بماند مستّر

اگر خواهی او را زیارت نمایی

زشهر مدینه به قم روی آور

بزن بوسه بر قبر معصومه ی من

که از نسل زهراست زهرای دیگر

دُرِ دُرج طاها مه برج یاسین

که مصباح نور است و مصداق کوثر

امامان معصوم را دخت و عمّه

علیّ بن موسی الرضا راست خواهر

سلام خدا و درود محمّد

به این خواهر و آن گرامی برادر

دیارش دل رهروان ولایت

مزارش در آغوش موسی بن جعفر

سپهر جلالات را اوست خورشید

محیط کمالات را اوست گوهر

در آغاز ذیقعده ماه جمالش

چو مهر جهان تاب شد نور گستر

ثنایش نیاید ز غیر از ائمّه

مدیحش نباشد به خلقت میسّر

نبی خُلق و حیدر خِصال و حَسن تو

حسینی تجلاّ و صدّیقه منظر

سزد مادر علم و فضلش بخوانم

اگر چه به عمرش نکرده است شوهر

وضو گر چه زیباست با آب زمزم

تیمّم به خاک در اوست خوشتر

به خاک اوفتد آفتاب قیامت

اگر افکند سایه بر اهل محشر

زخاکش درخشیده خورشید فیضی

که فیضیّه آن را گرفته است در بر

مزار شریفش ملک راست قبله

حریم رفیعش فلک راست محور

خوا گلبن دین که اینش بود گل

زهی باغ قرآن که این اش بود بر

وجود وی از دوره ی خردسالی

جلال مجسّم کمال مصوّر

کند جان میکال در کوی او سیر

زند روح جبریل بر بام او پر

سلام خدا باد بر زائر او

که باشد به زوّار زهرا برابر

عجب نیست هر شب اگر شخص مهدی

زند بوسه بر این مزار مطهّر

به چشم رضا می توان دید در او

کمالات عمّه جلالات مادر

بود قم در امواج دریای فیضش

چو ماهی که در موج دریا شناور

توان یافت عطر بهشت از مزارش

که از بوی زهراست خاکش معطّر

سلام هزاران مسیحا و مریم

به روح امامان و این پاک دختر

سزد جای باران به دامان صحنش

سماوات دائم بارند اختر

قدم های زوّار او مُشک افزا

نفس های خُدّام او روح پرور

به زوّار قبرش بهشت است واجب

که گیرد بهشت از قدمهاش زیور

به زن های کلّ جهان تا قیامت

پس از عمّه و مادرش اوست سرور

بیایید در عُشّ آل محمّد

بگیرید حاجات خود را از این در

خلایق از این در گرفتند حاجت

حوایج در این خانه دارند سنگر

حریم امامان معصوم ما قم

بتولش بود دخت موسی بن جعفر

مصون است قم تا ابد از حوادث

که پیوسته معصومه او راست یاور

الا ای ثنا گسترانت ائمّه

گهی جدّ، گهی باب، گاهی برادر

به اجداد وآبای پاک تو سوگند

که مهر تو به باشد از جان به پیکر

عجین گشت مهرت به آب و گِل ما

چنین بود از صبح خلقت مقدّر

نگردد ادا حقّ این نعمت آری

اگرز شکر گوییم تا صبح محشر

در مدح تو ریزد از طبع "میثم"

کرم کردی ای بانو، از این چه بهتر




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/10/25 | 03:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


صحن های حرمت وادی طورند همه

خادمانت ملک و مریم و حورند همه

پدرت نور خودت نور حریمت نور است

خاندانت ز ازل منشاء نورند همه

 خشت خشت حرمت پنجره فولاد است

سنگ های حرمت سنگ صبورند همه

 میرزای قمی و میرزجوادآقا ها

از ملک برتر و در پیش تو مورند همه

گره ای نیست که با یک نظرت وا نشود

 زائرانت چقدر غرق سرورند همه

غیر شب هیچ کسی پشت به خورشید نکرد

منکران تو یقینا همه کورند همه

جمکرانی شده هرکس که به قم آمده است..

اهل قم منتظر وقت ظهورند همه

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/10/25 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دهه کرامت


ای دل همۀ آل عبا را صلوات

با فاطمه حجت خدا را صلوات

هرکس که محمدی است همراه علی

با حضرت معصومه رضا را صلوات




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 02:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دهه کرامت


ایران که بهشت در دل قم دارد

در مشهد خود امام هشتم دارد

در این دهۀ کرامت و رحمت و نور

خورشید به خورشید تبسّم دارد




موضوع: ولادت امام رضا(ع)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/06/10 | 03:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت


عمری غبار حضرت معصومه ایم ما

تا در جوار حضرت معصومه ایم ما

هرچند بار حضرت معصومه ایم ما

در سایه سار حضرت معصومه ایم ما

اهل دیار حضرت معصومه ایم ما

ای آرزوی پنجره فولاد آمدیم

ای قبله گاه طاق گوهرشاد آمدیم

بر خاک بوسه داده و بر باد آمدیم

باب الجواد حاجت ما داده آمدیم

حالا کنار حضرت معصومه ایم ما

تا نور میدمی به تمام چراغها

رد میشویم مثل نسیم از رواقها

معراج میرویم به دوش براقها

فریاد میشویم از این اشتیاقها

دل بی قرار حضرت معصومه ایم ما

ما را که عمر نوح دمی نیست پیش تو

ما گشته ایم هیچ غمی نیست پیش تو

شاه و گدا زیر و بمی نیست پیش تو

یاد بهشت جرم کمی نیست پیش تو

محو بهار حضرت معصومه ایم ما

روح الامین که حاجب دولتسرای توست

از خادمان کعبه ی دارالشفای توست

تو کیستی که صحن رضا در هوای توست

ایوان طلا هوایی گنبد طلای توست

شکرش دچار حضرت معصومه ایم ما

بالطف مادرانه ات احیا شدیم شکر

برکه نه،رود نه،دریا شدیم شکر

مولا نگاه کرده و آقا شدیم شکر

ذریه های حضرت زهرا شدیم شکر

ایل و تبار حضرت معصومه ایم ما

بانو!اگر چه پیش تو خشت محقریم

از خشتهای خانه ی موسی بن جعفریم

عمریست از کنار شما لقمه میبریم

از صحن جامع آمده ایم و کبوتریم

سجده گذار حضرت معصومه ایم ما

ما را نشان گرفت اگرچه ملال غم

هرچند پر شده همه جا قیل و قال غم

ما را گره زدند به پرهای بال غم

ما را گره زدند ولی بی خیال غم

تا خاکسار حضرت معصومه ایم ما

تا سر سپرده ی علم زینبیه ایم

سر میدهیم و مرد غم زینبیه ایم

ما از غبار محترم زینبیه ایم

ما کشته مرده ی حرم زینبیه ایم

چون ذوالفقار حضرت معصومه ایم ما




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 04:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت


هدایت می‌وزد از مکتب توحید چشمانت

خدا را شکر بانو ٬ گشته ام امشب مسلمانت

بشارت می‌رسد بر من ٬ طلوعی می‌کند روشن

سحر از مشرق آیینه‌ها ٬ خورشید چشمانت

ترنم می‌کنم امشب ٬ تبسم‌های نورت را

به شوق وصف نور تو ٬ شدم بانو غزلخوانت

تو نور عصمت هفتم ٬ گواه هشتمین مهری

زمین آیینه ی عشقت ٬ فلک آیینه گردانت

اگر معصومه ی مهرت ٬ بخندد بر شب هستی

چو قلب قم شود بانو ! دل خلقت چراغانت

تبسم کن به زیبایی ٬ که مهری عالم آرایی

بُود نورت اهورایی ٬ دل آیینه حیرانت

نسیم کوثر فطرت ٬ سحاب رحمت عصمت !

مرا خیس کرامت کن ٬ شبی در زیر بارانت

قسم بر لیلة القدری ٬ که قرآن تو نازل شد

تو نوری از خدا هستی ٬ خدا باشد ثنا خوانت

شمیم جلوه زار « هو » ٬ تو هستی از خدا گلبو

شبی می‌آیم ای بانو ! به گلگشت گلستانت

زیارت می‌کنم عاشق ٬ کرامات نگاهت را

دو رکعت نور می‌خوانم ٬ سحر در صحن چشمانت

ز دنیا من نمی خواهم ٬ به جز سرمایه ی مهرت

نظر هرگز نمی دوزم ٬ مگر بر دست احسانت

نخواهم کرد من بیعت ٬ مگر با ضامن نورت

مُرید کس نخواهم شد ٬ مگر پیر خراسانت

طلوع نو بهار تو ٬ مبارک باد بر هستی

تو ای معصومه ی زهرا ! جهان بادا گل افشانت




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت


بانوی واجب السلام ، سلام

بر تو در اوج احترام ، سلام

ای کریمه سلام بر کرَمَت

همه دلهاست راهیِ حرمت

ای حریمت بهشت هر دو جهان

حرم اهل بیت در ایران

زائرانت مسافر توحید

چاکرانت مراجع تقلید

ای مطاف تو ملجأ شهدا

تربت پاک تو حریم خدا

مظهر رحمت خدایی تو

کوثر آل مصطفایی تو

پدرت هست موسی جعفر

نَسَبت منتهی به پیغمبر

ای به روحت جلالتِ زهرا

وی به دوشت رسالت زهرا

فاطمیات بر تو می نازند

جان به شکرانۀ تو می بازند

صابره ، عابده ، کریمه تویی

فاطمه ، فاضله ، شفیعه تویی

من چه گویم ز تو کرامت را

دیده در تو امام ، عصمت را

از تو باید شناخت زهرا را

با تو باید نگاشت اسما را

آنچه که موجب قیامت بود

نصرتِ عترت و امامت بود

مثل تو حامی ولایت کیست

مثل تو پرچم هدایت کیست

بندگی را تو از که آموزی

که بما بندگی میاموزی

این تویی عبد زینب کبری

بانوی بانوان دو دنیا

تا که نام تو می رود بر لب

به نظر می رسد فقط زینب

فطرتم می شناسدَت بانو

دل من می سپاسدَت بانو

در ثنای شجاعتت این بس

که ندارد دلِ ترا هر کس

همچو زینب مهاجرت کردی

دین حق را مراقبت کردی

هجرتت بسکه آسمانی شد

نهضتت نهضتی جهانی شد

این تویی که عزیز و خوشنامی

مادر انقلاب اسلامی

دید جبریل هر طرف را جُست

که فقط مرکز زمین قُمِ تست

پیش گوییِ حضرت صادق

کرده ما را به حب تو لایق

به تو ایل و تبار می نازد

صاحبِ ذوالفقار می نازد

دختر بوتراب یعنی تو

مادر آفتاب یعنی تو

هرکه اهل اطاعت تو شود

بهره مند از شفاعت تو شود

ای کنیز خدا ، قسم بخدا

به غلامی قبول کن ما را

وصف تو ای محدّثه این است

که حدیثِ از تو هدیۀ دین است

دین اسلام از تو جاری ماند

که غدیر از تو یادگاری ماند

نیست در حال و روز اُمّت قم

سخن از بی وفاییِ مردم

اهل ایران چه خوب حُرمت داشت

قَدرَت ای بانوی ولایت داشت

آه از سرگذشت زینب و آل

کوفه با سنگ آمد استقبال

روی نیزه کجا برابرِ تو

سنگ بود و سرِ برادر تو

دست و چشمی به معجر تو نخورد

پنجۀ کس به چادر تو نخورد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


امشب از آسمـان، مه انـور رسیده است

آئینـــه ای ز نـور پیمبــــر رسیده است

این جلوه و جلال کدامیـن ستـاره است

کزآسمــان به جلـوۀ دیگـر رسیده است

کـم کـم طلـوع صبـح وفـا دیـدنی بود

گوئی شب فـراق بـه آخــر رسیده است

از مشـرق مـدینــه پی عـرض احتـرام

مهـر فلک بـه دامـن پـرُ زر رسیده است

وقتی طنیـن بـال مـلائـک بلنــد شـد

آمـد خبـرکـه جلـــوۀ داور رسیده است

یک گل به نام حضرت معصومـه از خـدا

امشب بـرای مـوسی جعفر رسیده است

هفت آسمـان نظـاره گـر او بـود کـه او

با شوکت و جـلالت و بـا فـَر رسیده است

آئینـه دار زُهــرۀ زهــرا رسیــد و بـاز

گفتنــد نـور زُهــرۀ ازهــر رسیده است

این است بـانـوئی که مقــام رفیـع او

تا طاق عـرش خـالق اکبــر رسیده است

این است گوهری که ز دریای علم و دین

بـر ســاحل حقیـقتِ بــاور رسیده است

این است آن کریمه که از جـود و مکرمت

فیضش به ناتوان و تـوانگـر رسیده است

این است آن شفیعه که از قـدر و منزلت

آوازه اش به عـرصۀ محشر رسیده است

کـم گفتـه ام اگـر کـه بگــویم برای او

همچون مقـام ساره و هاجر رسیده است

هـرچه رسیده است بر آن حضرت از خدا

از قـدر روزگــار فــزون تـر رسیده است

از داستـــان غُـربـت درد آشنـــای او

خوناب سینــه بـر مـژۀ تـر رسیده است

کی نـا امیـد می رود از درگهش بــرون

هرکس که با امیـد به این در رسیده است

بـر زائـربهشتی کــویش نــدا دهنــد

لب تشنه ای به چشمۀ کوثر رسیده است

بـا التفــات اوست«وفــائی»اگــر تـو را

از کـــردگــار رزق مقــدّر رسیده است




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س) و حضرت معصومه(س)-مدح


اى ازلیت به تـــــربت تـــــو، مخمـــّر

وى ابــدیت بــه طلعت تو، مقرّر

آیت رحمت ز جلــــوه تــــــو هویـــدا

رایت قــدرت در آستین تو مُضْمَر

جــــودت هم بسترا به فیض مقدس

لطفت هم بالشا به صدرِ مُصَدّر

عصمت تو تا كشید پرده به اجسام

عالَـــم اجســام گردد عالَم دیگر

جلـــــوه تـــــو نــــور ایزدى را مَجْلى

عصمت تـو سرّ مختفى را مَظهر

گـــــویم واجب تــو را، نه آنَتْ رتبت

خــوانم ممكن تو را، ز ممكن برتر

ممكن انــــدر لباس واجب پیــــــدا

واجبــــى اندر رداى امكان مَظْهر

ممكن؛ امّا چه ممكن، علت امكان

واجب؛ امـــّا شعـــــاع خالق اكبر

ممكن؛ امّا یگانــــه واسطــــه فیض

فیض به مهتر رسد وزان پس كهتر

ممكن؛ امــــّا نمــود هستى از وى

ممكن؛ امــــّا ز ممكنــــات فزونتر

وین نه عجب؛ زانكه نور اوست ز زهرا

نور وى از حیدر است و او ز پیمبر

نور خــــدا در رســــول اكـــرم پیدا

كرد تجلّى ز وى، به حیدر صفدر

وز وى، تابان شده به حضرت زهرا

اینك ظاهر ز دخت موسىِ جعفر

این است آن نور كز مشیت "كُنْ" كرد

عالـــم، آن كو به عالم است منّور

این است آن نور كز تجلّـــى قدرت

داد به دوشیزگـــــان هستى، زیور

شیطانْ عالِم شدى، اگر كه بدین نور

ناگفتى "آدم است خاك و من آذر"

آبـــــروى ممكناتْ جمله از این نور

گـــر نَبـــُدى، باطل آمدند سراسر

جلوه این، خود عَرَض نمود عَرَض را

ظلّش بخشـــود جـــوهریت جوهر

عیسى مریم به پیشگاهش دربان

موسىِ عمران به بارگاهش چـاكر

آن یك چون دیده بان فرا شده بردار

وین یك چـــون قاپقان معطى بر در

یا كه دو طفلند در حریــــم جلالش

از پـــى تكمیل نفس آمده مضطـر

آن یك "انجیل" را نمـــــاید از حفظ

ویـــن یك "تورات" را بخـــواند از بر

گر كه نگفتى "امام هستم بر خلق"

موسى جعفـــر، ولّــى حضرت داور

فاش بگفتم كه این رسول خداى است

معجزه اش مـــى بـوَد همانا دختر

دختــــــر، جز فاطمه نیایــد چون این

صُلب پــدر را و هـــم مشیمه مادر

دختر، چون این دو از مشیمه قدرت

نامد و ناید دگـــر همــــــــــاره مقدّر

آن یك، امواج علم را شـــــده مبدا

وین یك، افواج حلم را شده مصـــدر

آن یك موجود از خطــــابش مَجْلى

وین یك، معدوم از عقــــابش مُسْتَر

آن یك بر فـــرق انبیــــا شده تارك

وین یك انــــدر ســـــرْ اولیا را مغفر

آن یك در عالم جـــــــلالت "كعبه"

وین یك در مُلك كبــــریایى "مَشْعر"

"لَمْ یلِد"م بسته لب وگرنه بگفتم

دخت خــــداینــــــد این دو نور مطهّر

آن یك، كوْن و مكانْش بسته به مَقْنَع

وین یك، مُلكِ جهانْش بسته به معْجَر

چادر آن یك، حجاب عصمت ایزد

معْجــــــَرِ این یك، نقـــــاب عفّت داور

آن یك، بر مُلك لا یزالى تارُك

وین یك، بـــــر عرش كبــــریایى افسر

تابشى از لطف آن، بهشت مُخَلّد

ســــــایــــه‏اى از قهر این، جحیم مُقَعّر

قطره‏اى از جود آن، بحار سماوى

رشحــــه‏اى از فیض این، ذخـــــایر اغیر

آن یك، خاكِ مدینه كرده مزّین

صفحه قــــــم را نمــــوده، این یك انور

خاك قم، این كرده از شرافتْ، جنّت

آب مــــــدینه نمــــــــوده آن یك، كوثر

عرصه قم، غیرت بهشت برین است

بلكـــــه بهشتش یساولى است برابر

زیبد اگر خاك قم به "عرش" كند فخر

شـــــاید گـــــــر "لوح" را بیابد همسر

خاكى عجب خاك آبروى خلایق

ملجــــــا بر مسلم و پنـــــاه به كافـــر

گر كه شنیدندى این قصیده "هندى"

شـــاعــــــــر شیراز و آن ادیب سخنور

آن یك طوطى صفت همى نسرودى

"اى به جـــلالت ز آفــــرینش بــــــرتر"

وین یك قمرى نمط هماره نگفتى

"اى كـــه جهــان از رخ تو گشته منوّر"




موضوع: ولادت حضرت زهرا(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن

دل اهالی این کوچه را تصرف کن

قدم بزن وسط شهر باصدای بلند

به عابران پیاده غزل تعارف کن

وبی بهانه تبسم کن و نگاهت را

شبیه آینه ها عاری از تکلف کن

سپس به مجلس ترحیم یک غریبه برو

وچشم های خودت را پر از تاسف کن

صدای ضبط، اتوبان، هوای بارانی

به خود بیا! نرسیده به قم توقف کن

سلام دختر باران! سلام خواهر ماه!

بهشت را به همین ساده گی تصرف کن




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


خـدّام تــو اند عالمـــــــــــان دینــــــــی

آیـــــــات عظــام "حجت" و "نــائینی"

عالم شده اند از تــــــــــــــواضع کردن

"مشکینی" و "بهجت" و "بهـاء الدینی"




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-ولادت


شکر بر منّت خدا داریم

باز هم شوق ربّنا داریم

ما ز یمن حضور سبز شما

دلی از عشق با صفا داریم

امشب از لطف یک نگاه شما

حال زیبای یک گدا داریم

ما گدا و تویی کریمه ی عشق

چشم امید بر شما داریم

با حساب دو شهر قم – مشهد

ما در ایران دو کربلا داریم

گرچه از خاک کربلا دوریم

لا اقل مشهدالرضا داریم

ما درون حرم کنار ضریح

از تو امید اعتنا داریم

قبر مخفی فاطمه اینجاست

باز حس مدینه را داریم

تا نگاه تو را به خود بخریم

روی لب ذکر یا رضا داریم

ای دل آرام حضرت سلطان

خواهر با کرامت سلطان

دست خالی ما و رحمت تو

چشم داریم بر عنایت تو

سالها بوده ایم مهمانِ

چشمه ی فیض با کرامت تو

قدر تو بی حساب چون شب قدر

بی حساب است قدر و قیمت تو

بر دلت ماند حسرت دیدار

ای فدای نگاه حسرت تو

آسمان با همه بزرگی اش

خیره مانده است بر جلالت تو

غصّه ها از دل رضا می رفت

تا که می دید قد و قامت تو

در تو می دید روح زهرا را

بس که چون فاطمه است هیبت تو

به زنان درس بندگی داده است

چادر تو ، شکوه و عفّت تو

پیش مردم بدم نکن بی بی

دست خالی ردم نکن بی بی

بی شمار و عدد گدا داری

به غم عشق مبتلا داری

اینکه ما را کشانده ای یعنی

نظر دیگری به ما داری

درد دوری چه درد جانکاهیست

حسرت دیدن رضا داری

پیر کرده تو را غم دوری

از زمانه گلایه ها داری

عمّه ی دوم امام زمان

صبری از جنس کربلا داری

بی بی از عمّه ات بخوان امشب

ای امان از غم دل زینب

پیش چشمت برادر تو نرفت

سایه اش بود و از سر تو نرفت

از کنارت به کهنه پیراهن

آه امّید آخر تو نرفت

دست کم محرمی کنارت بود

بر سرت بود و معجر تو نرفت

بدنی زیر سمّ مرکب ها

روی نی رأس دلبر تو نرفت

جرعه آبی کنارتان بود و

طفل شش ماهه از بر تو نرفت

آخرین لحظه ها رضا آمد

به سرت بود و از سر تو نرفت

تازیانه به پیکرت نزدند

طعنه بر داغ مادرت نزدند




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


کرامت هست آن جایی که سائل می شود پیدا

اگر چه دست و پـا گم می شود، دل می شود پیدا

گره از مشهد و قم وا نگشته بر نخواهد گشت

برادر خواهری اینگونه مشـکل می شود پیـــدا

ز هر دلــشوره ای دل را به دریــای تو باید زد

که قدر اشک از امواج ساحل می شود پیدا

دل ایران ز لطف سایه ی خورشید مشهد گرم

و قم همشیره اش چون ماه کامل می شود پیدا

دو دلبر از جناب حضرت موسی بن جعفر چون

حسین و زینبی حیدر شمایل می شود پیدا

بدون زهر هم معصومه ی دور از رضا می مرد

مـــثالش زینـب کبـــری، دلایـــل می شود پیــدا




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد

چه اتفاق عجیبی میان ما افتاد

چکید شرم نگاهم و بی صدا افتاد

ببخش گر که به پست تو این گدا افتاد

کریمه ای و به در گاه تو گدا بسیار

و من مثال همیشه برای تو سربار

تو جلوه گاه حجابی تو از تبار کرم

تویی ملازم زهرا ملازمت مریم

هوای صحن تو دل می برد ز اهل قلم

من و تو و قلم و کاغذ و دو چشم ترم

که از تو بیت به بیت با اجازه بنویسم

و با جنون خودم شعر تازه بنویسم

چه دردها که ز اسرار عشق درمان شد

چه چشم ها که به عشق تو مست و گریان شد

به پیشگاه تو هر کس مقیم و مهمان شد

کبوترانه دلش راهی خراسان شد

یتیم آمده ایم تا که تو پناه شوی

دوباره ضامن این قلب رو سیاه شوی

کنار مسجد اعظم دلم بهانه گرفت

بهانه ی حرم طوس عاشقانه گرفت

دوباره قلب مرا یاد او نشانه گرفت

که باز هم دلم از دست این زمانه گرفت

مرا تو با کرمت آشناترم گردان

مرا دخیل گره خورده ی حرم گردان

در آستان تو دنیام جمکرانی شد

و ذره ذره ی من صاحب الزمانی شد

و صبح جمعه دلم گرم ندبه خوانی شد

به پای نوکریم وقت جان فشانی شد

ز بعد فصل خزان فصل یار می آید

دلم خوش است به اینکه بهار می آید




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


یک عمـر کنـم نثـار جان و سر

صد بــار دهـان بشویـم از کوثــر

باشد که مدیحه‌ای کنم انشـا

در مـدحت دخت موسی‌جعفـر

مجموعــه‌ای از فضــائل زهــرا

معصومــــه‌ای از تبــار پیغمبــر

برچرخ سپهر معرفت خورشید

از هفت یــم کمــال یـک گوهـر

چون مـاه جمـادی از روی زهرا

ذیقعــده گرفتــه از رخش زیـور

فیضیّـه از اوست روضـةالزهـرا

قــم از قــدمش مدینه ی دیگر

هم سیب بهشت حجتِ هفتم

هــم آینـــه ی حقیـقتِ مـــادر

عالم بالـد بــه ایـن چنین بانو

فخریّه کنــد رضا بـر ایـن خواهر

در حشر چو پا نهد همه گویند

زهــرا آمــد دوبــاره در محشــر

این مصحف روی سینۀ باباست

ایـن دختـــر برگزیــدۀ زهراست

ای کعبه ی جـان اهل قـم کویت

وی چشم همـه جهانیان سویت

نبْوَد عجب ار بـه جـای گل رویـد

اسکنـدر و خضــر از لـب جــویت

عیسی به تو می‌دهد سلام اوّل

مریــم بنشینــد ار بــه پهلــویت

آئینه ی خلـق و خــوی زهـرایی

ای جان به فدای خلق وهم خویت

نبْــوَد عجـب ای حقیقتِ زهـــرا

چون سیب جنـان پدر کنــد بویت

مرآت جمـال مـادرش زهــراست

در دیــده ی ثامـن‌الحجج رویــت

مدح تــو ز کس نیــاید ای بانـــو

الاّ کـــه رضـــا شــود ثنـــاگویت

این نیست عجب تمــام عالم را

حق بخشــد اگـر به تاری ازمویت

تــا خــاک قـدوم زائــرت باشم

آرد اگــــرم غبـــاری از کـــــویت

تو دختـر نــور و طور و طاهـایی

معصومــه و زینبــی و زهـرایی

قـــرآن امـــام موســی کاظـم

گلــواژه ی آیه هـــای تقــوایی

ریحانــــه هفــت باغبــانِ دین

یا گوهــر نـاب هشت دریایی؟

چون مـادر خویش حضرت زهرا

سر تا بـه قـدم بهشت بابایی

ممدوحــه ی «انّمــا یریـدالله»

محبوبـه ی ذات حــق تعالایی

قم شهر ائمــه و تــو بانـویش

از قـم بـه وجـود، حکمفرمایی

زهــراست بـه امّت پدر، مـادر

تو از ره لـطف، عمّــه ی مایی

تو نــوری و مــا اسیــر تاریکی

ما تشنه ی معرفت، تو دریایی

بی معرفتیـم لیـک می دانیم

تو فـوق تمـام معــرفت هایی

وصف تو کجا ز همچو مـن آید

مــداح تــو حضــرت رضـا باید

ای بــر حرمت سـلامِ اهـل قم

وی از تــو بلنــد، نــامِ اهل قم

پیوستـــه زمــام ناقه ی نـورت

بـــر دوشِ دلِ تمــامِ اهــل قم

«یا فاطمه اشفعی لنا» باشد

ذکر خوش صبح وشام اهل قم

گردیـــــده ز آفتــــاب بالاتــــر

در سـایه ی  تـو مقام اهل قم

از حــرمت قبــر تـــو ملایـک را

واجـب شــده احتـرام اهل قم

تا دامـن حشـر همچـو دریـا پُر

از کوثــر تـوست، جام اهل قم

صحبت ز بهشت در حریـم تـو

این حــرف بـوَد حـرام اهـل قم

مهــر تـــو و دوستـی اجدادت

بـــوده ز ازل، مــرام اهــل قم

شیرین شده آب شور قم بانو

با مهــر شمـا به کام اهل قم

«میثم»همه عمر بر تو رو دارد

از خـــاک در تــــو آبــــرو دارد




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


باید دخیل بر پر مهتاب بست و بس

باید کنار سفره ی باران نشست و بس

آدم اگر بهشت طلب کرد کافی است

باشد برای فاطمه بی پا و دست و بس

وقتی که روبروی شما صحن آینه ست

باید تمام آینه ها را شکست و بس

آنقدر پشت بام حرم دیدنی ست که

صیّادها شدند کبوترپرست و بس

حتی مزارهای حرم فرق می کنند

زائر ، کنار حضرت بهجت نشست و بس

نوکر شدم زِ رحمت قالوا بلای تو

هستم دخیل چادرتان از الست و بس

مثل نسیم ، در حرم آرامتر شدم

از هرچه بگذریم ، حرم خوشترست و بس




موضوع: ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/06/5 | 03:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


ای کوثرِ کوثر محمّد

ای دخترِ دختر محمّد

معصومه ی دودمان عصمت

روح ادب و روان عصمت

سر تا قدمت همه معانی

مانند کتاب آسمانی

پاکی زتو اعتبار دارد

عصمت به تو افتخار دارد

قم مکّه تو مسجدالحرامش

خورشید، ستاره ای به بامش

مهر تو به حشر دست آویز

فیضیه، ز فیض توست لبریز

ای مصحف دامن ائمّه

ای پاره ای از تن ائمّه

یک نخله ز هفت قلّه ی طور

یک فاطمه از دو فاطمه نور

صحن تو پناه خلق عالم

ایوان طلات قلب مریم

مهر تو به سینه داغ خورشید

شمع حرمت چراغ خورشید

روی تو گُل بهارِ زهراست

قبر تو همان مزار زهراست

مهر تو چو جان درون سینه است

زوّار تو زائر مدینه ست

جود و کرم ائمّه داری

جا در حرم ائمّه داری

ای زینب دوّم ولایت

ثاراللّهیان همه فدایت

ای آل رسول را کریمه

معصومه، محدثه، علیمه

ایران حرم مطهّر توست

مرهون تو و برادر توست

چون باب تو بود طفل نوزاد

صادق ز ولادتت خبر داد

پیش از شب دل فروز میلاد

از آمدنت به قم خبر داد

بر زائرت ای فرشته حاجب

در حشر بود بهشت واجب

ذکر تو چراغ محفل ماست

قبر تو مدینه ی دل ماست

یک کعبه بود به دیده ی ما

قبر تو و زینبین و زهرا

قم شد حرم محمّد و آل

کردی تو در آن نزول اجلال

بر دوش خود آن فقیه کامل

می برد تو را زمام محمل

در نزد تو ای بزرگ بانو

پیران خرد زدند زانو


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/11/20 | 02:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.