امام صادق(ع)-مدح و شهادت


السلام ای دل و دلدار اباعبدالله

ششمین سید و سالار اباعبدالله

همه با دیدن تو یاد حسین افتادند

ای حسینیه سیار اباعبدالله

ما حسینی شدگان ِ نفس گرم توایم

به تو هستیم بدهکار اباعبدالله

کار تو داده نتیجه چه قیامت کردند

اربعین لشکر زوار اباعبدالله

در و دیوار مدینه ز غم بی کسیت

می زند تا به ابد زار اباعبدالله

مادری بودی و کوبید در ِ بیت ِ تو را

آتش آن در و دیوار اباعبدالله

یعنی از آن همه شاگر در آن شب آقا

یک نفر با تو نشد یار اباعبدالله ؟!

تا که بستند دو دستان تو را شد زنده

غربت حیدر کرار اباعبدالله

تو علی گشته ای و ابن ربیع هم قنفذ

وای از این همه تکرار اباعبدالله

این چه سری است که شد ذکر لبت وا اماه

با زمین خوردنت هر بار اباعبدالله

سر ِ پیری گذر ِ تو به چه جاها افتاد

وای از آن همه آزار اباعبدالله

هر چه هم بر سرت آمد دم آخر ز عطش

چشم های تو نشد تار اباعبدالله

خواهر تو نشد ای شاه برای پسرت

در دل شعله پرستار اباعبدالله

کفنت خار بیابان نشد و بی تو نرفت

دخترت بر سر بازار اباعبدالله




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/04/7 | 03:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


شبی که دشمن بی شرم با من روبرو می شد

دلم با یاد غم هایی به اشک و آه خو می شد

دو دستم تا که شد بسته به دل یاد از علی کردم

خدایا بین کوچه چه جفاها  که بر او می شد

میان راه ملعونی اهانت کرد بر زهرا

دو چشمم پر ز اشک از کینه و ظلم عدو می شد

دویدم پشت مرکب یادم از ده نعل اسب آمد

شنیدم جسم جدم زیر مرکب زیر و رو می شد

اگر چه از نفس افتادم اما نیزه داری نیست

ولی بر گردن جدم نوک نیزه فرو می شد

چه شد در گودی گودال با آن پیکر بی سر

همین اندازه می گویم که پاشیده گلو می شد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/04/7 | 03:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


شکر خدا که دست به دامان صادقیم

یعنی همیشه بی سر و سامان صادقیم

بی راهه نیست اینکه بگویم تمام ما

سلمان حیدریم و مسلمان صادقیم

از تشنگیِّ روز قیامت هراس نیست

تا لحظه ای که تشنه ی باران صادقیم

با دیدن صلابتِ ایوانِ کربلا

فکر درست کردن ایوان صادقیم

مثلِ فرشته های به دُور مزار او

در حسرت مزارِ چراغان صادقیم 




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/04/7 | 03:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


به نام آنکه پُر کرده جهان از قالَ صادق‌ها

به نام آنکه می‌رویاند از جانها شقایق‌ها

به نام آنکه از دلهایِ سنگی ساخت عاشق‌ها

که می‌گردند از نورش مخالف‌ها موافق‌ها

به نامِ حضرت صادق دلت را روضه مهمان کُن

چراغِ اشک روشن کُن بقیعش را چراغان کُن

 

 

ندیده حکمت از درسش حکیمی اینچنین چون او

ادیبی یا طبیبی یا علیمی اینچنین چون او

ندیده دل صراط‌َالمُستقیمی اینچنین چون او

حلیمی یا رحیمی یا کریمی اینچنین چون او

سفارش‌های او شرحِ کلامی از کمالِ اوست

سفارش‌های او راهِ رسول‌الله و آلِ اوست

 

 

سفارش می‌کند بارِ فقیران را زمین مگذار

سفارش می‌کند در راهِ محرومان قدم بگذار

سفارش می‌کند دل را به تدبیر خدا بسپار

سفارش می‌کند هرگز نمازت را سبک مشمار

سفارش کرد  ما را تا ادا سازیم دینش را

به ما بخشید بعد از خود حسینم وا حسینش را

 

 

زیارت نامه‌های ما زیارت نامه‌های اوست

عزاداریِ ما میراثی از رسم عزای اوست

تمام گریه‌های ما کمی از های‌هایِ اوست

شلوغیِ حرم‌ها از حدیثِ کربلای اوست

خودش فرمود صدها حج فقط اجر سلامِ  ماست

ثواب یک سلام ما شب قدر امام ماست

 

 

به روضه می‌کشد آقا همیشه منبر خود را

به پای ناله سوزانده تمام حنجر خود را

میانِ گریه می‌بیند همانجا مادر خود را

ببین خرجِ عزا کرده دعای آخر خود را

چنان نالید در عمرش صدایش مثل زهرا سوخت

خدایا خانه‌یِ او در هجوم بی حیاها سوخت

 

 

چرا در بِین این مردم کسی در فکرِ حالش نیست

به فکر مو سپیدی‌اش به فکر سن و سالش نیست

به یاد کودکانِ بی کَسَش  فکر عیالش نیست

چرا این شعله‌های در به فکر دست و بالش نیست

کسی او را نمی‌گوید عصای خویش را بردار

بیا از بِینِ شعله بچه‌های خویش را بردار

 

 

زمین اُفتاد رحمی کن ببین زانوش زخمی شد

محاسن وای خاکی شد ولی اَبروش زخمی شد

 زمین اُفتاد و یاد عمه جانش روش زخمی شد

مکش اینگونه در کوچه مکش پهلوش زخمی شد

زمین اُفتاد و با نیزه  کسی اما نَزَد او را

زمین اُفتاد و شُکرش که کسی با پا نَزَد او را




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


نیمه شب شعله به مهمانی در می آید

اشک آتش به سر هیزم تر می آید

کوچه را دود گرفت و وسط آتش ها

پشت در حضرت زهرا به نظر می آید

روضه خوان کیست؟امامیست که چون ابراهیم

مثل خیری ست که در دامن شر می آید

روضه خوان باش که درک صفحات مقتل

فقط از عهده ی لبهای تو بر می آید

بی وفا شهر مدینه ، بی حیا ای بغداد

سوز این روضه به پابوس جگر می آید

گرچه عمامه نداری و عبایی هم نیست

به تنت نور ولایت چقدر می آید

ماه ، روبند بیانداز ببین در دل شب

مو پریشان وسط کوچه قمر می آید

مو پریشان شدی و زجر کشیدی ، آری

مو پریشان بشود حوصله سر می آید

روضه بر حاشیه ی برگ شقایق بنویس

مثل زهراست غمت ، حضرت صادق بنویس

 

 

چه رسیده ست به حال بدن محترمت

و چه سنگین شده بر شانه ی تو کوه غمت

ریسمان بر تن مهتاب تو بی تاب شده

کوچه پر نور شده نیمه ی شب از قدمت

تو اگر تندتر از این بروی میفتی

آه ای پیر قبیله ، آه از قد خمت

مو سفیدی و ولیکن پسر فاطمه ای

مادرت گفت بُنَیَّ به فدای قدمت

مثل آن سینه ی سنگین شده در ظهر عطش

چه قدر سخت شده هم دم و هم بازدمت

تو چه گفتی که سزاوار مصیبت شده ای؟

تو چه کردی که کند قاتل تو متهمت؟

بنویس آنچه که اسلام به آن وابسته

رستگاری مرا داده خدا در قلمت

روضه بر حاشیه ی برگ شقایق بنویس

مثل زهراست غمت ، حضرت صادق بنویس

 

 

چشم هایت نگران و به لبت جان آمد

آسمان بغض نکن ، نم نم باران آمد

فطرسی هست کنار تو که پرواز کند

جان من ، روی لبت ذکر حسین جان آمد

ولی آقا چه بگویم؟ نه سرت بر نی شد

نه به تشتی ز لبت نغمه ی قرآن آمد

نه سرت ماه تنور است که خاکی بشود

نه کسی پیش تنت موی پریشان آمد

دخترت کنج خرابه نشده منتظرت

آه از آن لحظه که بابا سر دامان آمد

شُکر ، ناموس تو اصلا سر بازار نرفت

نه اسیری ز تو بر ناقه ی عریان آمد

شُکر ، ناموس تو در مجلس اغیار نبود

نه اسیری ز تو در مجلس مستان آمد

پا به پای تو و این روضه که من میرم

پا به پای تو و این روضه که نَتْوان آمد

روضه بر حاشیه ی برگ شقایق بنویس

مثل زهراست غمت ، حضرت صادق بنویس




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


ای صداقت ز نامتان جاری

حرف حق در کلامتان جاری

شهدِ شیرین معرفت با توست

معرفت ها ز کامتان جاری

در هوای تو می کنم پرواز

مرغ دلها به بامتان جاری

«در حریمِ تو می شوم لایق»

«السلا علیک یا صادق»

 

زیر پاهای تو سری دارم

بر همه حُکمِ سروری دارم

شدم«آقا»از آن زمانی که

منصبِ خوبِ نوکری دارم

افتخارم همیشه این باشد

مکتبِ پاکِ جعفری دارم

«هرچه هستم غلامِ این بابم»

«همه جا پس تویی تو اربابم»

 

ای کلامت  کلامِ پیغمبر

بر تو بادا سلامِ پیغمبر

پسرِ باقرالعلوم هستی

گامِ تو جای گامِ پیغمبر

«اسدالله»دیگری«صادق»

نَفَسِ تو قیامِ پیغبر

«عکسِ رخسار احمدی هستی»

«گلِ باغ محمّدی هستی»

 

با تو از بین می رود بدعت

عالم از کارِ تو پُر از حیرت

قَدَری مثلِ مرتضی هستی

قد و بالای تو پُر از هیبت

با نَفس های خود صفا دادی

شیعیان را تو داده ای قیمت

«تو مسیحای شیعیان هستی»

«زاده ی شاهِ مومنان هستی»

 

تو همانی که دلبری داری

بین روضه چه محشری داری

کربلا را تو کربلا کردی

حالت گریه آوری داری

در دلت انقلابِ عاشوراست

دیدگانِ ز  خون تری داری

«نوحه کردی سفارشت این است»

«گریه کردن صلابت ِ دین است»




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


حتی قلم ز شرح چنین غصه قاصر است

قبر امام تولیتش دست کافر است

حین قدم زدن به امامت سلام کن

کمتر بایست! زائر این خاک عابر است

ما شیعه ی حلاوت یک قال صادقیم

نَقل حدیث اوست که نُقل منابر است

شیخ الائمه، عالم آل محمد اوست

یعنی یمی که یک نم از آن، علم جابر است

فرموده حضرتش که "نوحوا علی الحسین"

بانی گریه اوست اگر روضه دایر است

در شیوه ی جسارت ابن ربیع ها

نسل علی و فاطمه بودن مؤثر است

آتش، طناب، کوچه و مأمور بد دهن

دشمن چه در شکنجه ی معصوم ماهر است

بانوی پا به ماه ندارد به خانه اش

حداقل از این جهت آسوده خاطر است

هرجا دری یا جگری سوخت شک نکن

آتش بیار شهر مدینه مقصّر است...




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


از غربتم کسی به خدا با خبر نشد

کس با خبر ز سوز دلم جز جگر نشد

آتش گرفت خانه ام امّا نه همچو دل

خانه در آن زمان؛چو دلم پر شرر نشد

وقتیکه سوخت در، زنِ آبستنی نبود

اینجا زنی ز ضرب لگد بی پسر نشد

شد ظلم هرچه بر من و برخانواده ام

امّا زظلم کرب وبلا بیشتر نشد

هر سو دوید دختر من بین شعله ها

امّا کسی به جانب او حمله ور نشد

پای پیاده در پی مرکب دویده ام

با اینهمه بریده زتن دست و سر نشد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


بر دور کمر شال بهم ریخته دارد

اندام کهنسال بهم ریخته دارد

آتش نکشانید بر این خانه که این مرد

از فاطمیه حال بهم ریخته دارد

مانند علی رد طناب است به دستش

در بند، پر و بال بهم ریخته دارد

آرام برو... پشت سرت از نفس افتاد

آقا قد چون دالِ بهم ریخته دارد

حالا سر پیری به روی خاک نشسته

پیراهن پامال بهم ریخته دارد

افتاده زمین پشت فرس، یاد رقیه

چشم تر و احوال بهم ریخته دارد

خون از کف پایش به زمین ریخت و فریاد

از آن همه خلخال بهم ریخته دارد

مثل همه ی عمر فقط گریه و زاری

بر روضه ی گودال بهم ریخته دارد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


دارم هوای تربت شیخ الائمه

چشمم به دست رحمت شیخ الائمه

منت خدایی را که ما را خلق کرده

از خاک پای حضرت شیخ الائمه

اسلام ناب جعفری سرمایه ی ماست

جانم فدای نهضت شیخ الائمه

شاگردهای مکتبش روزی گرفتند

از بحث و علم و حکمت شیخ الائمه

هرکس نمازش را سبک دارد بداند

بی بهره است از رحمت شیخ الائمه

"کونوا لنا زینا..." ولی ای وای بر من

یک عمر گشتم زحمت شیخ الائمه

با اینکه سربارش شدم دیدم کریم است

آقا شدم با عزت شیخ الائمه

می چسبد آخر یک جهادی در مدینه

خادم شدن با دعوت شیخ الائمه

یک روز "دسته" می برم در کوچه هایش

تحت لوای "هیئت شیخ الائمه"

وقتش رسیده باز هم روضه بخوانم

از دردها و غربت شیخ الائمه

دیروز حیدر دست بسته... بی عمامه...‌

امروز آمد نوبت شیخ الائمه

پای برهنه پشت مرکب ها دویدن...‌

...برده توان و طاقت شیخ الائمه

بر مو سفیدان ناسزا گفتن روا نیست

کردند هتک حرمت شیخ الائمه

صاحب عزای روضه های کربلا بود

در روضه خم شد قامت شیخ الائمه

شکر خدا که دخترش اینجا ندیده

در بین مقتل غارت شیخ الائمه

شکر خدا که اهل بیتش را نبردند

بازی نشد با غیرت شیخ الائمه...‌




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


در مکتب ما هرآنکه لایق باشد

دلشیفته ی حضرت صادق باشد

بر تربت بی شمع و چراغش به بقیع

گوید صلوات هرکه عاشق باشد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


دینِ خدا را عده ای در دام می بردند

تحریفِ خود را در دِلِ اسلام می بردند

با دیدنِ ریشِ سفیدش دشمنان ای کاش

حداقل او را کمی آرام می بردند

عمامه ی صدق خدا روی تنش باز است

شاید شهید عشق را احرام می بردند

وقتی رأئیس مذهب شیعه ست یعنی که

پخته ترین را جاهلانی خام می بردند

داغی که افتاده به قلب شیعیان این ست

تطهیر را با گفتن دشنام می بردند

وقتی که فکر حاکمان شهر مسموم ست

یعنی که مذهب را سوی اعدام می بردند

با حبّه ای انگور زهر آلود عالم را

آنان به سمت غربت فرجام می بردند




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)- مدح و شهادت


عمریست زیر منت شیخ الائمه ایم

ما شیعه ایم و امت شیخ الائمه ایم

سرشار از محبت شیخ الائمه ایم

 ریزه خور کرامت شیخ الائمه ایم

ما را ولاش سینه زن و بی قرار کرد

بر کشتی نجات حسینی سوار کرد

 

آقا اگر نبود که آدم نمی شدیم

از دودمان بانوی عالم  نمیشدیم

این گونه بی قرار محرم نمی شدیم

دیوانه علامت و پرچم نمی شدیم

او عمر خود گذاشت که عاشق ترین شدیم

خواندیم قال صادق و روضه نشین شدیم

 

امشب دلم گرفته برای بقیع او

خون گریه می کنم به هوای بقیع او

جان مرا گرفته عزای بقیع او

امشب به یاد حال و هوای بقیع او

در مجلس مصیبت او گریه می کنیم

با فاطمه به غربت او گریه می کنیم

 

هم ماجرای آن در و دیوار زنده شد

هم ماجرای آتش و مسمار زنده شد

هم بی کسی حیدر کرار زنده شد

هم کینه مغیره و اشرار زنده شد

ابن ربیع مثل مغیره است ، بی حیاست

کارش همیشه طعنه و آزار و ناسزاست

 

ظالم ، شکست حرمت بیت الحرام را

لج کرد و برد پای پیاده امام را

آن مرد سالخورده ی والا مقام را

شاه بزرگ زاده با احترام را

او روی اسب و پای پیاده امام دین

در کوچه ها دوباره علی می خورد زمین

 

واویلتا به کوچه کشیده است ماجراش

خاکی شبیه چادر زهراست جامه هاش

این حلقه های اشک، گرفته ره نگاش

افتاده است لرزه چرا بین دست و پاش

پای پیاده ناله زند ، یاد عمه هاش

این پیرمرد شهر مدینه است کربلاش

 

شکر خدا که شهر مدینه سنان نداشت

خولی و زجر و حرمله و ساربان نداشت

سیلی برای دختر شیرین زبان نداشت

بزم شراب داشت ولی خیزران نداشت

شکر خدا که در جگرش نیزه ها نرفت

بعد از شهادتش بدنش زیر پا نرفت




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


نوحوا علی الحسین که این کار فاطمه است

این اشک دیده ها همگی یار فاطمه است

نوحوعلی الحسین که جدم غریب بود

گودال قتلگاه پُر از بوی سیب بود

نوحوعلی الحسین که لب تشنه جان سپُرد

بیش از هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد

نوحو علی الحسین درخاک وخون نشست

هرکه رسید دربدنش نیزه را شکست

نوحوعلی الحسین که مویش کشیده شد

جان داشت جدِ من که گلویش بریده شد

نوحو علی الحسین که در بین ازدحام

با ضربة دوازدهم کار شد تمام

نوحو علی الحسین که ذبحش حرام بود

چشمان او هنوز به سوی خیام بود

نوحوعلی الحسین که می دید خواهرش

تاراج می شود همه هستش برابرش

نوحوعلی الحسین که باصورتی کبود

چشم ِ سرِ بریدة او باز مانده بود

نوحوعلی الحسین که با ضجر کُشتَنَش

چیزی نمانده بود ز رگهای گردنش




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


هزار مرتبه شکر خدا که شیعه شدیم

به سینه مُهر ولای علی نشانه زدیم

غلام خانه ی اولاد مصطفی هستیم

و دل به ریشه ی خاکی چادری بستیم،

که گفته اید دو عالم گدای مادر ماست

که خلق عالم و آدم برای مادر ماست

به لطف درس تو ما شیعه ایم شکر خدا

به زیر دین شمائیم تا ابد آقا

تو شیعه را نه، که اسلام را بنا کردی

چه مکتبی تو از این درس ها به پا کردی

هزار حوزه و مکتب به پا شده امّا

هنوز هم نرسیده به ابتدای شما

اگر چه این همه عالِم به حوزه ها هستند

هنوز جیره خور سفره ی شما هستند

سلام ما به شما ای سلاله ی پر نور

سلام ما به شما یا مروج العاشور

نشسته ایم در این روضه ها کنار شما

که اشک ما بشود مایه ی قرار شما

چقدر گریه نوشتی به پای عاشورا

چقدر روضه نوشتی برای عاشورا

به داغ پیکر اکبر چقدر باریدی

به یاد حنجر اصغر چقدر باریدی

به دست بسته ی زینب چه گریه ها کردی

چه گریه ها که به دست ز تن جدا کردی

چقدر حسّ عجیبی حکایتت دارد

چه ماجرای غریبی شهادتت دارد

اسیر داغ شمائیم و سینه می کوبیم

به سینه از غم داغ مدینه می کوبیم

دوباره هیزم و آتش، دوباره دود سیاه

دوباره روضه زهرا، دوباره گریه و آه

تو را چو جدّ غریبت کشان کشان بردند

میان خنده اوباش و این و آن بردند

میان کوچه ی غم ها زمین زدند تو را

شبیه حضرت زهرا زمین زدند تو را

درست ... اینکه زمین خوردی و پر از دردی

اگرچه پیر، ولی بازهم شما مردی

خدا کند که دگر مادری زمین نخورد

به پیش چشم ترِ دختری زمین نخورد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


آتش فتنه چه داغی سرِ داغت می ریخت!

سر زده از در و دیوار به باغت می ریخت

خانه ات بی خبر از اشک زلالت می سوخت

چه بگویم!دلِ همسایه به حالت می سوخت

پشت مرکب، چه غریبانه کشاندند تو را

پا برهنه سرِ بازار دواندند تو را

پشت مرکب، رمق اندک پایت افتاد

سرشناس همه ی شهر، عبایت افتاد!

ارثی از مرثیه اش بُردی و گفتی: مادر

وسط کوچه زمین خوردی و گفتی: مادر

هیچ کس بغض تو را، مونس و غمخوار نشد

کربلا، کارِ خدا بود که تکرار نشد

حُرمت مویِ سپید تو شکسته ست، قبول

تو یداللهی و دستان تو بسته ست، قبول

باز هم شکر! به عمامه ی تو دست نخورد

حرف غارت نشد و جامه ی تو دست نخورد

زخمی نیزه ی هر بی سر و پایی نشدی

بی کفن مانده ی گودال بلایی نشدی

باز هم شکر! به خلخال نگین باقی ماند

اهل بیت حَرمت پرده نشین باقی ماند

با دلی سوخته از غصه لبالب نشدند

دخترانت ملأعام معذب نشدند




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


میان سینه اَش وقتی خدا نور یقین انداخت

علوم مذهب حق را درونِ جانِ دین انداخت

رائیس مذهب ما را به زور از خانه می بردند

نگاهی او غریبانه به درب آتشین انداخت

کسی که آیه یِ قرآنِ بی معصوم از بَر بود

عبا را از روی تفسیر آیات مبین انداخت

مگر نور امامت را ندید از چشم های او

چرا از روی بغض عمامه اش را بر زمین انداخت؟؟

کسی که در میان کوچه و بازار او را بُرد

عجب زخم عمیقی بر دِلِ روح الامین انداخت

درآن وقتی که شد مسموم زهر کین به زعم من

خدا شالِ سیاهی بر روی عرش برین انداخت

برای داغ جان سوزش که قاصر هستم از وصفش

خدا حُزنِ عجیبی درقلوب مومنین انداخت




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 06:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


از غربتم کسی به خدا با خبر نشد

کس با خبر ز سوز دلم جز جگر نشد

آتش گرفت خانه ام امّا نه همچو دل

خانه در آن زمان؛چو دلم پر شرر نشد

وقتیکه سوخت در، زنِ آبستنی نبود

اینجا زنی ز ضرب لگد بی پسر نشد

شد ظلم هرچه بر من و برخانواده ام

امّا زظلم کرب وبلا بیشتر نشد

هر سو دوید دختر من بین شعله ها

امّا کسی به جانب او حمله ور نشد

پای پیاده در پی مرکب دویده ام

با اینهمه بریده زتن دست و سر نشد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 05:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


ببین مادر که یاست را به سوی خار می بردند

مرا با این کهولت از پی آزار می بردند

شبانه،پا برهنه،بی عمامه،در پی مرکب

مرا با دست بسته با دلی خونبار می بردند

کسی بر من دلش جز آتش خانه نمی سوزد

مرا در پیش چشم کودکانم زار می بردند

به ضرب تازیانه بین ره بر من جسارت شد

حرامیها مرا در مجلس اغیار می بردند

مرا شب در میان کوچه بردند و دلم سوزد

که زینب را به روز روشن از بازار می بردند

کسی در کوچه بر افتادنم اصلا نمی خندید

ولیکن عمه را با خنده ی انظار می بردند

دویدن سخت باشد بهر پیر مرد و یک دختر

سه ساله عمه ام را با کتک اشرار می بردند




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 05:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


قلبم از کینه ی دشمن چقدر ریخت به هم

تا که زد بر جگرم زهر شرر ریخت به هم

یاد بزمی که بپا کرد در آن شب منصور

از سر شب جگرم تا به سحر ریخت به هم

جگرم سوخته از زهر نباشد،که عدو

ناسزا داد به زهرا که جگر ریخت به هم

اثری نیست به جا جز سرم،از زهر ولی

صورت مادرم از شعله ی در ریخت به هم

خانه ام سوخت ولی سینه ای از میخ نسوخت

آن که شد بهر علی سینه سپر ریخت به هم

با لگد زد به در سوخته تا در افتاد

میوه از شاخه جدا گشت و ثمر ریخت به هم

دست بسته وسط کوچه کشاندند مرا

دیده ام از غم زینب شده تر،ریخت به هم

داغهای من و عمه چه تفاوتها داشت

وای من عمه ام از تیر نظر ریخت به هم

می دویدم عقب مرکب و می سوخت دلم

بهر آن طفل که از پای به سر ریخت به هم

 




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/04/6 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


مگر رسول به وصفش بیان کند سخنی

که وصف ذات خدا نیست کار همچو منی

جواب هر چه که باشد نوازش است مرا

خدا کند بنوازد مرا ولو به " لن " ی

بساط حوزه کرم میکند ، چه ذوالکرمی

بساط روضه عطا میکند ، چه ذوالمننی

به دست شیخ الائمه غدیر جان بگرفت

بله ؛غدیر جوان شد ز باده ی کهنی 

ببین حدیث حدیث و ببین که بحث به بحث

چگونه یک تنه رفته به جنگ تن به تنی 

به جعفر بن محمد بگو بسوز و بساز

مباش فکر حرم گر نواده ی حسنی 

سیاه تر ز همه روزگار پروانه ست

اگر که شمع بسوزد میان انجمنی

نخست آنچه صدا میکند سر زانوست

اگر کشیده شود ناگهان سر رسنی 

ببین چه بر سر زن یا که مرد میاید

طناب را بکشی ، تازیانه هم بزنی

عبا نداشت که از خجلتش به سر بکشد

 پناه برد به یک آستین پیرهنی

چه سخت میگذرد مرد آبروداری

طی طریق کند با غلام بددهنی 

اگر چه سوخته در ، جای شکر آن باقی ست

که میخ در نگرفته به گوشه بدنی

اگر چه از نفس افتاده باز هم راضی ست

که بین کوچه نیفتاده است هیچ زنی

چه حرفها  نشنید و چه چیزها که ندید

شکسته دل شد و آمد ولی چه آمدنی

غریب نیز از اینجا نمیرود عریان

برای تو کفن آورده اند ، عجب کفنی




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


امان از بادها... سوزان وزیدند

امان از تیغ ها برّان رسیدند

ألا یا اهلَ العالم جد من را

به روی خاک ها عریان کشیدند

ألا یا اهلَ العالم اهل کوفه

سرش را با لب عطشان بریدند

سواره ده نفر ناپاک زاده

به روی آن تن بی جان دویدند

جسارت بر تنش کردند اما

فقط از رأس او قرآن شنیدند

سرش را داده اند و با بهایش

نمیدانم چقدری نان خریدند؟!




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت-دودمه


از سرِ شانه عبایش را زمین انداختند

پشتِ مرکب می‌دود

پیرمرد است و عصایش را زمین انداختند

پشت مرکب می‌دود




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


از مسیر در نه ، از دیوارِ خانه ریختند

روز نَه این قومِ نامحرم شبانه ریختند

حتم دارم با قلاف و تازیانه ریختند

یک نفر آمد به محراب و نمازش را شکست

بی حیایی بی هوا راز و نیازش را شکست

 

نیمه شب هست آه فکر سن و سالش نیستند

ریسمان‌ها می‌کشند و فکر بالش نیستند

بینِ این خانه مگر اهل و عیالش نیستند

او خدای غیرت است از درد میریزد بِهَم

پیش طفلانش مَکِش نامرد می‌ریزد بِهَم

 

باز هم صد شُکر آتش بر سر و رویش نخورد

این درِ سوزان حیا کرد و به پهلویش نخورد

سنگ بی احساسِ دیواری به اَبرویش نخورد

باز هم صد شُکر در ، آئینه‌اش را خط نزد

در میانِ شعله میخی سینه‌اش را خط نزد

 

در میانِ کوچه‌ها با زور او را می‌کِشند

بر زمین می‌اُفتد و بدجور او را می‌کِشند

روی مرکب میروند از دور او را می‌کِشند

پیرمرد شهر با هر زحمتی پا می‌شود

آه می‌گوید فقط " یا عَمَّتی" پا می‌شود

 

دخترک میگفت با نِی حنجرش را پس بده

من یتیمم طشتِ زر یک شب سرش را پس بده

جان بابا ، ساربان انگشترش را پس بده

حرمله وقتی که می‌آید پریشان می‌شوم

پشتِ عمه ، زجر وقتی هست پنهان می‌شوم

 

کوچه کوچه تکه تکه پیشِ ما نان ریختند

شامیان نان خشک‌ها را پیش مهمان ریختند

دختران تَه ماند‌ه‌ها را پای طفلان ریختند

عمه جان حس می‌کنم مژگانِ بابا کم شده

خیزران ای وای یک دندانِ بابا کم شده




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


باد را زلفِ بید می فهمد

چون به هر سو وزید می فهمد

خَمِ زُلف مراد را در شب

چشم های مرید می فهمد

سطح فقه امامِ صادق را

عمق فقه جدید می فهمد

ما که نه ،حُرمت عزای تو را

مَرجعی چون وحید می فهمد

روضه های شهیده را تنها

آنکه خود شد شهید می فهمد

هَتک حُرمَت به قفل درها را

در حقیقت کلید می فهمد

عمق این روضه را هرآنکس که

گشت مویش سپید می فهمد

روضه ی زهر و روضه ی در را

هرکه شد نا امید می فهمد

غم ناموس و کوچه را قطعاً

آنکه رنگش پرید می فهمد

اثر زهر را دهان زیرِ

آفتاب شدید می فهمد

طعم گودال را به حجره ی خویش

هرکه هی پا کشید می فهمد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


به شکِ فقه یقین شد امام جعفر صادق

ثمن صدیق‌ و ثمین شد امام جعفر صادق

پس از پیمبر اکرم به خُلق از نظر خَلق

محمد ششمین شد امام جعفر صادق

به وقت جهل چنان شد اگر پیمبر اکرم

به روز فقه چنین شد امام جعفر صادق

نشست در وسط منبر سَلونی و این سان؛

بر آن رکاب نگین شد امام جعفر صادق

شبیه حضرت زهرا در آن جهنم کوچه

خودش بهشت برین شد امام جعفر صادق

شکست پشت در آن جا،به جای حضرت زهرا

خمید‌ و‌جایگزین شد امام جعفر صادق

شد افتخار برایش که در مصائب مادر

به او شبیه ترین شد امام جعفر صادق

میان معرکه چون شد نگاه شیخ الائمه؟

که صورتش پر چین شد امام جعفر صادق

به‌گریه گشت به دنبال گوشواره ی مادر

همین که نقش زمین شد امام جعفر صادق




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


پس از سلام و ادب نزد خالق زهرا

مرا صدا بزنید از خلائق زهرا

کمال بندگی ام خدمت به فاطمه است

خدا کند بشوم عبد لایق زهرا

به غیر غصه ندارد مخالف بانو

غمی به سینه ندارد موافق زهرا

برای اجر محبین او بهشت کم است

چه هدیه ای ست سزاوار عاشق زهرا

بجز علی به کسی رو نمیزنم هرگز

 قسم به حرمت قرآن ناطق زهرا

حسین فاطمه بسیار سینه زن دارد

منم اسیر و عزادار صادق زهرا

"بِجَعفَرِ بنِ محمد "نوای هرشب ماست

چه خوب حضرت صادق رئیس مذهب ماست 

همینکه  ایزد منان قلم به دستش داد

فقط قلم که نه بلکه علم به دستش داد

خدایی اش نه ولی اختیار عالم را

خدای عزوجل دست کم به دستش  داد

برای اینکه ببارد مدام بر سرمان

کریم خواندش و ابر کرم به دستش داد

به شوق پرورش جابر بن حیان ها

تمام هستی خود را عجم به دستش داد

به گردنم پدرم بست طوق نوکری اش

و اختیار مرا مادرم به دستش داد

خوشابحال کسی که نگفته اقایش

میان روضه برات حرم به دستش داد

دخیل بسته ی کنج ضریح پر گره ایم

نگاه حسرت افتاده پشت پنجره ایم

به پا کنیم دوباره بساط هیئت را

مگر صدا بزنیم اهل بیت عصت را

به یمن همنفسی با امام "صادق" مان

چشیده ایم همه لذت صداقت را

تمام شب به تماشا نشسته ایم از شوق

شکوه و منزلت کرسی فقاهت را

بحق حضرت زهرا نگیرد از دل ما

خدای عزوجل نعمت ولایت را

اگر که دشمن او پشت گوش خود بیند

به روز حشر ببیند  بهار جنت را

قسم به حرمت نانش نبرده ایم از یاد

نگاه محترم و دست با محبت را

به آسمان مدینه دوباره پر بزنیم

در آوریم ز غربت بقیع خلوت را

مسلم است به اشک و به ناله سر بکنیم

کنار حضرت زهرا شب شهادت را

شب عزای ولی خداست گریه کنیم

کنار حضرت زهرا بناست گریه کنیم

شبی که سایه ی ابلیس بر حرا افتاد

گمان کنم پر پروانه زیر پا افتاد

امام خبره ی ما یادی از محرم کرد

میان حجره عزیزش به گریه تا افتاد

کسی که از نفسش عطر ربنا رویید

چرا لبان ثناخوانش از نوا افتاد

بزرگ شهر ، عزیز دل رسول خدا

به پیش چشم همه بین کوچه ها افتاد

کسی ندید میان شلوغی خانه

غریب فاطمه عمامه اش کجا افتاد

شبیه عمه ی مظلومه اش که خورد زمین

میان کشمکش کوچه بی هوا افتاد

شبیه تشنه لب نینوا گلویش سوخت

نگاه مضطر او سمت کربلا افتاد

به تکه تکه گلیمی که سوخت خیره شد و

سپس به سینه زد و یاد بوریا افتاد

دل شکسته ، قد خم ، نگاه تر دارد

چقدر روضه ی گودال زیر سر دارد 




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-شهادت امام صادق(ع)


تشنه‌ی زمزمه‌ام کاش به زمزم برسم

میوه‌ی کالم و ای کاش که من هم برسم 

فاطمه چشم به راه هست سیاهی بزنم

ای اجل صبر نما تا به مُحَرم برسم 

پس از آن جانِ مرا هم ببری حرفی نیست

نه ، فقط باش که یکبار حرم هم برسم 

دست من نیست گریبان بدرم یا ندرم

هر زمان که به سرِ سوره‌ی مریم برسم* 

آه ای راهِ نجف کرببلا دستم گیر

‌اربعین باز بر آن سیلِ دمادم برسم 

هر قدم می‌شمرم تک‌تکِ تیرَکها را

تا که بر موکبِ عباس معظم برسم

اربعین وقتِ قرار است بگو یا عباس

کاش بر سایه‌ی آن صاحبِ پرچم برسم 

این شهیدانِ حرم همسفر ما بودند

قسمتم نیست چرا پیش رفیقم برسم

کم‌کم ای ناله بیا موقع مقتل خوانی است

وای کم مانده به گودال مقرم برسم 

ای بقیع تربتی از خود به سرم می‌ریزی

کاش ای کاش به این خاک پُر از غم برسم

 

*کهیعص




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


تصور کن امامی دور تو مأمور هم باشد

به ضرب و شتم تو مأمور هی معذور هم باشد

درون خانه با ناموس خود باشی و جز اینها

به هتک حرمت از بالا بر او دستور هم باشد

به غیر از هتک حرمت در میان ناسزاهایش

به جز فریاد و فحاشی کلام زور هم باشد

تصور کن که در برخوردٍ با ماهی که در سجده ست

به جز توهین به دستش حکم از منصور هم باشد

تصور کن که حالا این تصورهای شرم آور

برای آدمی از جنس خاک و ‌نور هم باشد

تصور کن امام صادق از بین شکاف «در»

ببیند لشکری اوضاعشان ناجور هم باشد

تصور کن امام صادق است و بر سکوت و صبر

به رغم لشکر شاگردها مجبور هم باشد

به جز تصویر میخی داغ در چشم امام ما

در آن تصویر حالا چکمه ای در دور هم باشد

چه خواهد شد اگر آتش بگیرد درب و بعد از آن

کسی که هی لگد را می زند مغرور هم باشد

به روی ساقه ی زردش دو چندان می شود دردش

اگر آن که لگد را می زند منفور هم باشد

برای خود نه٬ می گرید برای مادرش زهرا

بساط گریه پشت «در»اگر که جور هم باشد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت-دودمه


جد ما گریه کنانش را تماشا می کند

نوحوا علی الحسین

هرکه گرید بر حسین یاری زهرا می کند

نوحوا علی الحسین




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/04/16 | 11:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.