حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1392/06/11

امام صادق(ع)-شهادت


منی که بر همه عالم گره گشا بودم

میان موج مصیبات مبتلا بودم

همیشه غفلت اصحاب دردِسر ساز است

به وقت فتنه چه بی یار و آشنا بودم

کنار منبر من مکتب جدید زدند

در آن غبار زمان چشمۀ هدی بودم

حیققت همه قرآن میان قلب من است

منم که بر همۀ خلق رهنما بودم

شبی که از همه سو ریختند در خانه

فقط به یاد غریبیِ مرتضی بودم

قیام داشتم و ناگهان زمین خوردم

سحر که غرق مناجات با خدا بودم

در آستانۀ در صورتم به جایی خورد

اسیر ضربۀ سیلیِ بی هوا بودم

میان کوچۀ باریک گیر افتادم

شبیه مادر خود زیرِ دست و پا بودم

همین که شعلۀ آتش به دامنم افتاد

نفس نفس زدم و یاد خیمه ها بودم

اگرچه شکر خدا دختری نسوخت ولی

به یاد شام غریبان کربلا بودم

سرم برهنه، شبانه کسی ندید چه شد

به یاد شام و نظرهای بی حیا بودم

کمی ز روضۀ گودال بر سرم آمد

به گیسوان پریشان چو در نوا بودم

نخورد یک نوک نیزه به پیکرم اما

به یاد قاری بالای نیزه ها بودم



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


می سوخت بین شعله ها بال و پر تو

آتش نشد شرمنده از موی سر تو

از نعره مستانه یک نامسلمان

آن شب پرید از خواب شیرین دختر تو

دست خدا را باز بستند این جماعت

آقا چه خالی بود جای مادر تو

با رفتن تو آسمان هم گریه می کرد

آن شب نبود عمامه ای روی سر تو

پای برهنه پشت یک مرکب دویدن

نگذاشت نایی در میان پیکر تو

در کوچه های خلوت شهر مدینه

تنها غریبی بود یار و یاور تو

دیدند خیلی داغدار کربلایی

شام غریبان شد به پا در محضر تو

جای هزاران سجدۀ شکرانه دارد

خنجر نیامد بر ضریح حنجر تو



موضوع : امام صادق(ع)، 
دوشنبه 1392/06/11

امام صادق(ع)-شهادت


مانند کبوتری رها کنج بقیع

خو کرده دلم به گوشه ی دنج بقیع

در شام شهادتِ رییس مذهب

یک گنج، اضافه گشته بر گنج بقیع

***

شاگرد بدِ حضرت صادق  هستم

شرمنده ی مکتب حقایق هستم

حتی اگر از قبر شما دور شوم

من باز همان عاشق سابق هستم



موضوع : امام صادق(ع)، 
دوشنبه 1392/06/11

امام صادق(ع)-شهادت


آسوده شده ام خصم ستم کار مرا کشت

یک بار مگوئید که صد بار مرا کشت

گه روز مرا برد پیاده سوی مقتل

گه تیغ کشید و به شب تار مرا کشت

بردند به مقتل به برم آل علی را

داغ غم صد لالۀ بی خار مرا کشت

هر روز به یک شعله زد آتش جگرم را

هر لحظه به یک محنت و آزار مرا کشت

من نجل علی بودم و دشمن به همین جرم

با دشمنی حیدر کرار مرا کشت

آن روز که زد خصم به کاشانه ام آتش

فریاد میان در و دیوار مرا کشت

آن شب که عدو از ره کین دست مرا بست

زنجیر و تن عابد بیمار مرا کشت

 (میثم) ز سرشک غم و خون جگر خود

بنویس که منصور جفا کار مرا کشت



موضوع : امام صادق(ع)، 
دوشنبه 1392/06/11

امام صادق(ع)-شهادت


زیر این گنبد دوّار و کبود

کلبه ای سمت خدا در دارد

سال خورده پدری روحانی

حجره ای گوشه ی بستر دارد

 

ششمین مرد که یک دریا غم

آب جاری شده ی عِینش بود

قسمت بال و پر میکائیل

آستان بوسی نعلینش بود

 

وضع حالات وخیمش از صبح

روز را در نظرش شب کرده

بسکه بالاست دمای بدنش

چند دفعه به خدا تب کرده

 

زهر خیمه زده روی بدنش

می کشد پا به زمین می سوزد

سرفه ای خشک و عطش... این یعنی...

سینه ی عرش برین می سوزد

  

بخت برگشته کسی که دیشب

اذیتش کرده سر سجاده

آتش انداخت به جان درب

خانه ی حضرت زهرا زاده

 

زد به هر آتش و آبی جبریل

نکند حادثه تکرار شود

مادری پشت در خانه ی خود

مانده با طفل و گرفتار شود



موضوع : امام صادق(ع)، 
دوشنبه 1392/06/11

امام صادق(ع)-شهادت


باز از دعای مادر نام آشنای ما

امشب بساط روضه به پا شد برای ما

خون گریه می کنند تمام ستاره ها

همراه چشم های زمین پا به پای ما

از بوی دود و آتش کوچه مشخّص است

بوی مدینه می دهد این گریه های ما

یک عدّه از سقیفه شبیه مغیره باز

خون کرده اند بر جگر مقتدای ما

با ریسمان و هیزم و آتش رسیده اند

تا که نمک زنند به زخم عزای ما

یک پیرمرد پای پیاده! چه روضه ای!

خاکی به سر کنید از این ماجرای ما

شیخ الائمه و سر عریان عجیب نیست ؟

این ها شده است غصّه ی بی انتهای ما



موضوع : امام صادق(ع)، 
دوشنبه 1392/06/11

امام صادق(ع)-شهادت


چنان پیچیده در نای زمان فریاد یا زهرا

که داده خرمن هستی ما بر باد یا زهرا

سرت بادا سلامت ای گل گلزار پیغمبر

که بلبل از غم گل از نفس افتاد یا زهرا

بهار ما مبدّل بر عزا گردید و فرزندت

شده مسموم زهر کینه از بیداد یا زهرا

به یاد پهلوی بشکسته و آن سینۀ مجروح

بسانِ نی چنان نالید تا جان داد یا زهرا

درِ کاشانه اش از آتش بیداد می سوزد

به جرم اینکه می باشد تو را اولاد یا زهرا

سر و پای برهنه نیمه شب می برد آن جانی

پیاده بر در آن جانی جلاد یا زهرا

ز درد بازوانِ خستۀ تو حضرت صادق

به یاد تازیانه خوردنت افتاد یا زهرا



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


نه رواقی، نه گنبدی، حتی

سنگ قبری سرمزار تو نیست!

غیر مُشتی کبوتر خسته

خادمی، زائری، کنار تو نیست

 

بغض هایم کجا دخیل شوند؟!

پس ضریحت کجاست آقاجان؟!

روضه خوان ها چرا نمی خوانند؟!

گریه ها بی صداست آقاجان

 

گنبدی نیست تا دلم بپرد

پابه پای کبوتران شما

کاش می شد که دانه ای گیرم

امشب از دست مهربان شما

 

حرفِ گلدسته را نباید زد

تا حسودان شهر بسیارند

از شما خانواده آقاجان

درمدینه همه طلبکارند!

 

حیف آن چاهها که حیدر کند!

چقدر مادرت دعاشان کرد

عوض آن همه محبت ها

این مدینه چه خوب جبران کرد!

 

کاش ایران می آمدی آقا

نزد ما اهلبیت محترمند

پیر مظلوم بی حرم، اینجا

پسران تو صاحب حرمند



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت

 

باز گرفته دلم برای مدینه

باز نشسته دلم به پای مدینه

شکر خدا عاشق دیار حبیبم

شکر خدا که شدم گدای مدینه

بال فرشته است، سایبان قبورش

بال فرشته است،خاک پای مدینه

در کفنم تربت بقیع گذارید

صحن بقیع است، کربلای مدینه

کرب و بلا می شود دوباره مجسم

تا که به یاد آورم عزای مدینه

دست من و لطف دست با کرم تو

جان به فدای بقیع بی حرم تو

سنّ تو، قدّ تو را کشیده خمیده؟

یا که خداوند آفریده خمیده؟

منحنی قدّت از کهولت سن نیست

شاخه ی سیبت ز بس رسیده، خمیده

بس که غریبی تو ای سپیده محاسن

شیعه اگر چه تو را ندیده، خمیده

نیست توان پیاده رفتنت ای مرد

پس به کجا می روی خمیده، خمیده

هر که صدای تو را میان محله

وقت زمین خوردنت شنیده، خمیده

در وسط کوچه ها صدای تو این بود

مادر من، مادر شهیده، خمیده

کیست که دارد تو را ز خانه می آرد؟

در وسط کوچه ها شبانه می آرد؟



موضوع : امام صادق(ع)، اشعار برگزیده حسینیه، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


آقا تو را چون حیدر کرار بردند

در پیش چشم بچه های زار بردند

تو آن همه شاگرد داری پس کجایند!

آقا چه شد آن شب تو را بی یار بردند؟

این اولین باری نبود اینطور رفتید

آقا شما را اینچنین بسیار بردند

وقتی شما فرزند ابراهیم هستی

قطعاً شما را از میان نار بردند

آن شب میان کوچه ها با گریه گفتی...

که عمه جان را هم سر بازار بردند

یاد رقیه کردی آنجا که شما را

پای برهنه از میان خار بردند

این ظاهر درهم خودش می گوید آقا

حتما شما را از سر اجبار بردند

سخت است اما آخرش تابوتتان را

آقا هزاران شیعه در انظار بردند



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


گرچه وجودم را شرار نار سوزاند

کی سینه ام را حملۀ اغیار سوزاند؟

من بین شعله بودم و یاران همه خواب

قلب مرا این غفلت انصار سوزاند

با آنکه خواندم ذکر «حرِّم شیبتی» را

اما تمام صورتم را نار سوزاند

من تازه فهمیدم چرا مادر جوان مُرد

پهلوی من را هم نوک مسمار سوزاند

با پای عریان چون دویدم در پی او

گلبرگ پایم را فشار خار سوزاند

مُردم ز غیرت لحظه ای که ناسزا گفت!

این بد زبانی قلب من بسیار سوزاند



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


 

عاشقم از تبار سلمانم

زیر دین محبتت باشم

آمدم تا تمامی عمرم

دست بر سینه خدمتت باشم

 

جان من از ارادتت لبریز

محو تو غرق نور خواهم شد

امرکن روی چشم یا مولا!

وارد در تنور خواهم شد

 

پای دَرست ملائکه حاضر

نَفَس تو زُراره می سازد

یا هزاران هُشام را چشمت

می کند تا اشاره، می سازد

 

درس امروز می شود تعطیل

مرثیه خوان رسید گریه بکن

مجلس روضه مجلس درس است

ابن عفّان رسید گریه بکن *

 

شانه هایت به لرزه می افتند

وسط گریه می روی از حال

وسط روضه ی لب تشنه

وسط روضه ی سر و گودال

 

جدّ تو شد غریب و غرقه ی زخم

بین گودال دست و پا می زد

هیچ کس یاری اش نکرد او هم

مادر خویش را صدا می زد

 

وسط روضه های مرثیه خوان

صحن چشمت شبیه دریا شد

ضجه هایت بلند شد تا که

شمر از روی سینه اش پا شد



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


گرچه غمم به شدت مولا نمی شود

این ریسمان ز گردن من وا نمی شود

پیری که هیچ غربت و حتی امامتم

مانع برای کینۀ اعدا نمی شود

یک ذره هم رعایت حال مرا نکرد

ورنه به سادگی که کمر تا نمی شود

یک یک مصائبم به خدا مثل مادر است

گرچه یکی مصیبت زهرا نمی شود

آتش زدند باز دوباره به این حرم

اما شبیه خانۀ طاها نمی شود

گفتم امان بده که عبایی به تن کنم

یک لحظه صبر ! گفت که اصلاً نمی شود

پایی که طعم خار بیابان چشیده است

دیگر برای صاحب خود پا نمی شود

گاهی نماز نافله در راه خواندنی ست

وقتی بساط سجده مهیا نمی شود

گرچه گهی مصائب من مثل عمه است

اما نصیب من که تماشا نمی شود

دیگر مرا به سیلی و با کعب نی نزد

این ظلم جز به زینب کبری نمی شود

با آن همه ملازم و با آن همه مرید

هرگز امام این همه تنها نمی شود

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


خسته و سالخورده‌ی ایام

دیگر از پا به بستر افتاده

به زمستان رسیده پائیزش

گل یاسی كه پرپر افتاده

 

بعد یك عمر آخر پیری

چه بلایی‌ست آمده به سرش

چه شده هر نفس برون ریزد

از دهان پاره پاره‌ی جگرش

 

لحظه‌ی آخر است و در بستر

گاه با گریه گاه با لبخند

تلخ و شیرین تمام خاطره‌ها

از برش می‌روند و می‌آیند

 

یادش آید ز روزگار چه قدر

سختی و زحمت و بلا دیده

بارها خانۀ زندگیّ‌اش را

در هجومی ز شعله‌ها دیده



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


هزار جام محبت به غربتت تقدیم

هزار غنچه عطوفت به تربتت تقدیم

سلامت است تشیّع ز رنج دیدن تو

سلام خاصِ الهی به همّتت تقدیم

در آن زمانه ی تاریک جهل ای خورشید

تو نور علم نمودی به امّتت تقدیم

شبی نبود که همیان کهنه ات نکند

به سائلان مدینه کرامتت تقدیم

بپای روضه ی تو سالیانه یک دفعه

بهار اشک شود بر مصیبتت تقدیم

تو را شبانه کجا پا برهنه می بردند؟

سرشک دیده و دل ها به غربتت تقدیم

خدا نکرده به کوچه مگر زمین خوردی؟

هزار آیه شفا بر جراحتت تقدیم

به جای حرف جسورانه که نثارت شد

سرود مهر به قلب پر عصمتت تقدیم

به جای سرزنش دست سیلیِ گلچین

تمام بوسه ی گل ها به ساحتت تقدیم

زمان خوردن سیلی نسیم شاهد بود

سلام یاس نبی شد به غیرتت تقدیم

بیا و بانی یک سفره ی حسینی باش

ثواب روضه ی جدت به خدمتت تقدیم

همانکه تشنه سر از پیکرش جدا کردند

حسین آنکه سرش را به نیزه ها کردند

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


تنها نشد ز زهر ستم آب، پیکرت

یک عمر ریخت آتش اندوه بر سرت

هر روز بود روز تو از دود آه شب

هر لحظه ریخت خون دل از دیدۀ ترت

چشمت ز دور بود به ذریّۀ رسول

بردند سوی مقتلشان از برابرت

آن شب که شعله گشت ز کاشانه ات بلند

یاد آمد از شکستن پهلوی مادرت

بردند دست بسته تو را چون علی، ولی

سیلی نخورد پشت در خانه همسرت

خصمت نگاه داشت سه ساعت به روی پا

دیگر نبود بسته دو بازوی خواهرت

تیغ ستم سه بار به قتلت کشیده شد

دیگر نخورد چوب به لب های اطهرت

بودند اهل بیت تو بعد از تو بس عزیز

دیگر اسیر خصم نگردید دخترت

این غم مرا کشد که به شهر مدینه نیست

جز بوسۀ نسیم به قبر مطهّرت

غربت نگر که  پشت در بستۀ بقیع

صورت نهد به دامن دیوار، زائرت

در حیرتم چگونه کفن شد جنازه ات

چیزی نمانده بود از اندام لاغرت

میثم گدای توست مرانش ز کوی خویش

     ای مهر و مه، دو خاک نشین سائل درت     



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


شوق ماندن دگر از چشم کبوتر افتاد

 گریه می کرد که در سجدۀ آخر افتاد

 بی هوا شعله کشیدند، که بالا می رفت

بی هوا پنجه کشیدند، که با سر افتاد

 چشم هایش نگران بود به گیسوی کسی

 این چنین بود که تا کوچه مکرر افتاد

 خوب شد پشت سرت کاسۀ آبی نشکست

 یک قدم مانده به پهلوی شما، در افتاد

 دود نگذاشت که چشم تو تماشا بکند

از سر دخترکی سایه ی معجر افتاد

 ناگهان یاس کبود از دهنت می ریزد

نظر سنگ که بر سورۀ کوثر افتاد

 باز لا یَوم کَیومک دو لبت را سوزاند

چشمت انگار به دندانه ی خنجر افتاد

 نفسی تنگ شد و سینه به خس خس افتاد

گذر چکمه ای انگار به حنجر افتاد

 کوچه انگار همان کوچه، همان گودال است

 روضه ی مختصری خواندی و....مادر افتاد

***

با تشکر از آقای معاذاللهی پور برای ارسال این شعر 



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


بازهم بی کسی یک آقا

باز هم ماجرای دست و طناب

پیش چشمان آسمانی ها

باز شهر مدینه گشته خراب

 

باز هم زنده شده در این کوچه

قصه ی تلخ آتش و خانه

خودشان را به زور جا کردند

شعله ها روی بال پروانه

 

آبرو دار این دیار چرا ؟

شده بی تکیه گاه و بی یاور

نا نجیبانه سوی او آمد

بی کسی و غریبی حیدر

 

پیرمرد قبیله شد هدفِ

آتش و تازیانه و تهدید

مَرد ها مرده اند در این شهر

به غریبیش دشمنش خندید

 

حرمت کعبه ی مدینه شکست

تا شده ظالمانه زانویی

شکر حق در میان این خانه

بار شیشه نداشت بانویی



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


وسط شهر نبی غوغا بود

روضه در قامت عاشورا بود

همه جا بوی مصیبت می داد

باز هم فصل غم دنیا بود

روضه خوان بود دل بی تابت

گریه کن مادر تو زهرا بود

خانۀ آل علی بود که باز

شعلۀ آتش در بالا بود

زن و فرزند تو در خانه و ترس

در نگاه همگی پیدا بود

کف پایت همه تاول زده بود

حرف از دخترکی تنها بود

دختری که همه جا دنبال

نیزه داران سر بابا بود



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


آن که با همت او دین خدا تضمین بود

صادق آل رسول و گل باغ دین بود

مکتب علم از او قدر و شرف پیدا کرد

شجر پر ثمر باغ گل یاسین بود

بس که در ذائقۀ علم حلاوت می ریخت

شرح هر نکته ای از لعل لبش شیرین بود

نه عجب گر که خدا را همه جا او می دید

چشم او چشم خدا بود و حقیقت بین بود

همره عرش نشینان همه شب در محراب

شاهد حال و مناجات شبش پروین بود

دیده ای داشت که خون جگر از آن می ریخت

دامنی داشت که از خون جگر رنگین بود

گاه از کرب وبلا گه ز مدینه غم داشت

دل آزرده و غمدیدۀ او خونین بود

همه شب شمع صفت از غم زهرا می سوخت

اشک بر آتش غم های دلش تسکین بود

ای دریغا گل گلزار علی را چیدند

بشکند دست ستمگر که چنین گلچین بود

گرچه کردند گل فاطمه را پرپر، لیک

هستی از این گل پرپرشده عطر آگین بود

تازه شد گر که«وفائی» غم او بار دگر

غم او در دل هر شیعه غمی دیرین بود



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1392/06/10

امام صادق(ع)-شهادت


دل دریایی ام دریای خون شد

پر از انّا الیه راجعون شد

هوا را از جفا لبریز کردند

برای عشق دندان تیز کردند

خدایا جای ما را غصب کردند

به جایش تخت خود را نصب کردند

غضب های خدا را هم خریدند

محبت را به مسلخ می کشیدند

به پای حرفشان صادق نبودند

به خویشاوندی ام لایق نبودند

من آنم که نبی را جانشینم

برای دست ها حبل المتینم

من آنم که فلک غرق تماشاست

مَلَک گوید که این فرزند زهراست

من آن نورٌ علی نورم که فرمود

تمام خلقتم از نور او بود

منم گنجینه ی اسرار توحید

منم باران، منم دریا و خورشید

منی که عالمی را دست گیرم

میان بند نااهلان اسیرم

دو دست ظلم بر در آتش انداخت

همانی که به مادر آتش انداخت

درِ آتش گرفته کنده شد باز

هوا از بوی دود آکنده شد باز



موضوع : امام صادق(ع)، 
شنبه 1392/06/9

امام صادق(ع)-شهادت


شب جمعه به لب نوا دارد

نفسش بوی کربلا دارد

به روی سر در حسینیه اش

پرچم صاحب اللوا دارد

بارها گفته کربلا رفتن

پا برهنه عجب صفا دارد

روضه می خوانَد اشک چشمانش

مگر این روضه انتها دارد؟

هر کسی که دلش حسینی شد

سهمی از آن همه بلا دارد

نیمه شب شعله می کشد آتش

از دری که حریم ها دارد

آمده این کسی که دنبالش

از جسارت مگر اِبا دارد؟

پا برهنه، کشان کشان، می بُرد

نه عمامه وَ نه عبا دارد

وسط کوچه دست بسته ی او

یک مدینه غم و عزا دارد

به رویش تیغ می کشند اما

آهِ مظلوم ماجرا دارد

آمد اینجا پیمبر خاتم

آری این مرد هم خدا دارد

او پی فرصتی ست تا هر دم

روضه ی کربلا به پا دارد

آتشش می زند غمی جانسوز

ولی از گفتنش حیا دارد

حرف از عمه جان سادات است

شرح این روضه، روضه ها دارد

می رسد بر فراز تل زینب

ناله ی وا محمدا دارد

حنجری تشنه ذکر حق گویان

خنجری تشنه از قفا دارد ...

پیکری غرق خون رها مانده

و سری روی نیزه جا دارد

می رسد وارثش به خون خواهی

خون این کشته خون بها دارد



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


 

سنگین تر از مصیبت تو درد و داغ نیست

وقتـی بـرای قـبـر تـو حـتـی چراغ نیست

مـسـت انـد از سـبـوی کـلامـت زراره ها

سروی به امتداد تو در صـحن باغ نیست

پـر می کشد کبوتر احساس من ... ولی

جـز بـر فــراز گــنـبـد تـو اشـتیاق نیست!

مـثل عـلـی مـسافر این کوچه ها شدی

ایـن مـثـل مرتضی شدنت اتفاق نیست

حـل می شود شـبـانه مـعمای بغض ها

وقتی که ماه روشن تو در محاق نیست



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


دلم هواى بقیع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم

زنم به سینه که آمد محرم صادق

سلام من به بقیع و به تربت صادق

سلام من به مدینه به غربت صادق

سلام من به مدینه به آستان بقیع

سلام من به بقیع و کبوتران بقیع

سلام من به مزار معطّر صادق

که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع

سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع

ز غربتش چه بگویم که سینه ‏ها خون است

براى صادق زهرا مدینه محزون است

دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت

که ذکر غربت لیلى حدیث مجنون است

همانکه غربتش از قبر خاکى ‏اش پیداست

امام صادق شیعه سلاله ی زهراست

ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد

هدف به تیر جسارت امام صادق شد

همان که فاطمه را بین کوچه زد گویا

ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد

امام پیر و کهنسال شیعه را کشتند

امان که روح سبکبال شیعه را کشتند

براى فاطمه از بى کسى سخن مى ‏گفت

براى مادرش از غربت وطن مى ‏گفت

بخاک حجره‏اش از سوز سینه مى‏ غلطید

پسر به مادر خود از کتک زدن مى ‏گفت

از آن شبى که زد او را ز کینه اِبْن‏ ربیع

دوانده در پی ‏اش اندر مدینه ابن ‏ربیع

فضاى شهر مدینه بیاد او تار است

هنوز سینه آن پیر عشق خونبار است

هنور می کشد او را عدو به دنبالش

هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است

هنوز تلخى کامش به حسرت شهدى است

هنوز چشم دلش به رسیدن مهدى است



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


دلم به غیر شما با كسی موافق نیست

گلی به عطر خوش پیچك و شقایق نیست

به دست آتش دوزخ همیشه در بند است

به نامی نامی تو هر كسی كه عاشق نیست

به غیر سینه ی پاكت كه معدن علم است

دگر به هیچ كجا اینهمه حقایق نیست

به پای مكتب تو هر كه آمد عالم شد

برای درك كلاس تو هر كه لایق نیست

نشسته ام بدهم گوش بر روایاتت

قسم به جان تو بهتر از این دقایق نیست

اگر كه مذهب من جعفری و شیعه شده

مراد مكتب من جز "امام صادق " نیست

كسیكه حكم ولا از خود پیمبر داشت

دلی شبیه بهشت خدا معطر داشت

كسیكه نور نگاهش زلال باران بود

میان قاب دو چشمش همیشه كوثر داشت

كسیكه نیمه ی شب حرمتش شكسته شد و

دلی شكسته و چشمی ز غصه ها تر داشت

سه بار دشمن او قصد جان او را كرد

ولی ز ترس پیمبر از او نظر برداشت

زمان سوختن درب خانه اش تنها

نفس نفس روی لب ها نوای مادر داشت

دل خودش به كنار حرم سرایش سوخت

ز داغ اینكه در آن خانه چند دختر داشت

در آن كشاكش و در بین آن همه آتش

دلی به یاد غم كربلا چه مضطر داشت

به یاد ساعت آخر میان قربانگاه

كه شمر آمد و قصد بریدن سر داشت

و باز پیش دو چشمان او مجسم شد

كسی كه نیت حمله به سمت معجر داشت



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


خورشید بود و ماه به نورش نظاره داشت

در كهكشان علم هزاران ستاره داشت

عطر كلام وحی ز لعل لبش چكید

فضل و مقام و منزلتی بی شماره داشت

در مكتب فضیلت و جاوید دانشش

او بوبصیر و مؤمن طاق و زُوراره داشت

كس پی نبرده است بر این نور لایزال

دریای فضل او مگر آخر كناره داشت

هرگز خزان ندید گلستان علم او

زیرا كه این بهشت بهاری هماره داشت

سوگند بر ترنم قرآن كه هل اتی

بر جود و بر سجیت او استعاره داشت

آتش برای خادم او چون خلیل شد

وقتی تنور شعله كشید و شراره داشت

پوشانده بود ابر غمی آفتاب را

هرگه به سوی كرببلا او نظاره داشت

لرزید بندبند تنش در عزای او

وقتی به داغ و ماتم زهرا اشاره داشت

حاجت به زهر دادن این مقتدا نبود

زیرا دلی چنان جگرش پاره پاره داشت

تنها نه در بقیع «وفائی» كه این امام

در سینه های ما همه دارالزیاره داشت



موضوع : امام صادق(ع)، 
شنبه 1392/06/9

امام صادق(ع)-شهادت


حسرت گرفته باز حصار مدینه را

غم تیره کرده است دیار مدینه را

آثار حزن فاطمه و غربت علی

پُر کرده است گوشه کنار مدینه را

در کوچه های شهر چو ماه علی گرفت

رنگی دگر نماند عذار مدینه را

داغ عزای حضرت صادق فکنده باز

با اشک و آه ما سر و کار مدینه را

تا خاک ریختند بر اندام آن امام

کردند دفن دار و ندار مدینه را

گویا فشانده اند بر آن قبر بی چراغ

غم های بی نشانه مزار مدینه را

می گریم از مصیبت جانسوز او مگر

بر دیده ام زنند غبار مدینه را

در خلوت بقیع به جز اشک مهدی اش

شمعی کجا بود شب تار مدینه را

من جان نثار مکتب اویم مؤیدم

دارم از او امید جواز مدینه را



موضوع : امام صادق(ع)، 
شنبه 1392/06/9

امام صادق(ع)-شهادت


از كار غربتت گره‌ای وا نمی‌كند

این شهر ، با دل تو مدارا نمی‌كند

این شهر ، زخم بی‌كسی‌ات را...عزیز من

جز با دوای زهر مداوا نمی‌كند

این شهر ، در میان خودش جز همین بقیع

یك جای امن بهر تو پیدا نمی‌كند

اینجا اگر كسی به سوی خانه‌ات رود

در را به غیر ضرب لگد وا نمی‌كند

این شهر ، شهرِ شعله و هیزم به دستهاست

با آل فاطمه به جز این تا نمی‌كند

ابن ربیع  پست چه آورده بر سرت؟

شرم و حیا ز سِنّ تو گویا نمی‌كند

بالای اسب در پیِ خود می‌كشاندت

رحمی به قامتِ خَمَت امّا نمی‌كند

تا می‌خوری زمین به تو لبخند می‌زند

اصلاً رعایت رَمَقت را نمی‌كند

زخم زبانش از لب شمشیر بدتر است

یك ذرّه احترام به زهرا نمی‌كند

اینجا مدینه هست، دگر كربلا كه نیست

پس یورشی به معجرِ زن ها نمی‌كند



موضوع : امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


بر جان آفرینش منصور زد شراره

 قلب امام را کرد با زهر پاره پاره

 شوّال شد محرّم بالله قسم از این غم

 باید که ناله خیزد از قلب سنگ خاره

 بر آن عزیز حیدر این بود ارث مادر

 کز خانه اش به گردون بالا رود شراره

 در بین راه آن شب جانش رسید بر لب

 از بس که دید آزار از خصم دون هماره

 او روی زین نشسته این با دو دست بسته

 این پشت سر پیاده او پیش رو سواره

 یا مصطفی! نگاهی از دل بر آر آهی

 بر پاره ی تن خود یک لحظه کن نظاره

 با قتل صادق تو قرآن ناطق تو

 داغ تو در مدینه تکرار شد دوباره

 دشمن شراره اش ریخت در سینه لحظه لحظه

 منصور بارها کرد بر قتل او اشاره

 هر چند دخترانش دیدند داغ بابا

 دیگر نبردشان خصم از گوش گوشواره

 گردید ماه رویش در ابر خاک، پنهان

 دیگر نداشت بر تن از زخم ها ستاره

 «میثم» امام صادق مظلوم از این جهان رفت

 با رنج بی حساب و با درد بی شماره



موضوع : امام صادق(ع)، 
شنبه 1392/06/9

امام صادق(ع)-شهادت


نفس نفس زدنم را حسین می بیند

جراحت بدنم را حسین می بیند

نحیف هستم و آتش به جانم افتاده

و شعله های تنم را حسین می بیند

دویدن از پیِ مرکب برای من سمّ است

نحیف تر شدنم را حسین می بیند

حریم شخصی من جای این اراذل نیست

غریبی وطنم را حسین می بیند

چقدر سخت بُوَد مادرت زمین بخورد

ندای واحَسَنم را حسین می بیند

شبیه دامن طفل سه ساله می سوزم

عزای سوختنم را حسین می بیند

تمام فکر من این است لحظه ی تدفین

سفیدی کفنم را حسین می بیند

فقط برای حسین سینه زن شوید امّا

دو دست سینه زنم را حسین می بیند



موضوع : امام صادق(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 4 )    1   2   3   4   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar