حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


نیمه شب بود و عاشقی بیدار

مست حق بود و راحت از اغیار

نیمه شب بود و وقت راز و نیاز

بین سجاده بود، بین نماز

با تأسی به مادرش زهرا

دست خود برده بود سوی خدا

داشت همسایه را دعا می کرد

گره ها را دوباره وا می کرد

ذکرِ ارباب عالمین گرفت

بوسه از تربت حسین گرفت

ناگهان صحبت از تهاجم شد

خلوتش بین نعره ها گم شد

داد و فریاد، بی دلیل زدند

شعله بر خانه ی خلیل زدند

حرمت این حرم شکسته شد و

دست او بین خانه بسته شد و

پا شد از جای خود ولی افتاد

یاد مظلومی علی افتاد

از غریب مدینه دم می زد

وسط شعله ها قدم می زد

خاک و خاکستر از عباش تکاند

اشک بر مادرش دوباره فشاند

حرف داغِ گران زهرا بود

میخ در روضه خوان زهرا بود

پیر مردی وحید را بردند

آن محاسن سپید را بردند

باز هم روضه ها به کوچه کشید

آه... آقای ما بگو چه کشید؟!

پیر را طاقت دویدن نیست

می رود..‌. حاجت کشیدن نیست

فلک از غصه شرمگین شده بود

شیخ ما نقش بر زمین شده بود

پیکرش را چقدر آزردند

تا که شیخ الائمه را بردند

خوب شد بر سرش جدال نشد

غارت پیکرش حلال نشد

تشنگی تاب و قدرتش نگرفت

تیر و نیزه به قامتش نگرفت

رخش از خون تازه رنگ نشد

صورتش آشنا به سنگ نشد

خوب شد قاتلی سویش نرسید

پنجه ای بین گیسویش نرسید

خواهری با شکستنش نشکست

بر روی سینه اش کسی ننشست 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


نیمه شب بود که خورشید عبادت میکرد

حضرت نور به سر چشمه اشارت میکرد

صادق آل عبا گرم مناجاتش بود

ذکر حق موجب تسکین جراحاتش بود

گاه یادی ز غم و غربت حیدر میکرد

یادی از کوچه و از روضه مادر میکرد

ناگهان بر در آن خانه هجوم آوردند

باز هیزم به در شهرعلوم آوردند

نیمه شب بود که آتش به در خانه زدند

صادق آل عبا را چه غریبانه زدند

بال پروانه شکسته است به بالش نزنید

لااقل پیش رخ اهل و عیالش نزنید

نیمه شب بود که در دست طناب آوردند

نانجیبان به سوی خانه شتاب آوردند

دست ذریه ی زهرا و علی را بستند

دست آیینه ی ذات ازلی را بستند

پشت مرکب مگر این مرد کشیدن دارد؟

سالخورده است مگر پای دویدن دارد؟

وای از آن لحظه که او در پی مرکب افتاد

در همان حال به یاد غم زینب افتاد

یاد زنجیر و غل و دست و طناب افتاد و...

گذر قافله بر شام خراب افتاد و...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


آه از آن خصم که دشنام به آقا میگفت

عصبانی،،سخنِ زشت به مولا میگفت

مست بود و گهی از غِیظ تهاجم میکرد

حرف بد میزد و گه طعنه به طاها میگفت

وای از آن لحظه که حرف دهنش بدتر شد

ناسزا بود که بی وقفه به زهرا میگفت

نانجیب آنچه توانست به بُغضش افزود

ناصبی بود که اینگونه سخنها میگفت

صادق آل عبا را پیِ مرکب، دل شب

میکشید و به زبانی بد و بیرا میگفت

هر چه فرمود امام: عیب مگو می آیم

باز با خنده و تهدید و تَقلّا میگفت...

حیف که رخصت ذبحِ تو ندارم، وَرنه

فَرض بود آنچه مرا سید و مولا میگفت

پا برهنه پسر فاطمه را بُرد به قصر

دید منصور هم از قتلِ مسیحا میگفت

ناگهان صوتِ پیمبر به سَرایَش پیچید:

چه کسی بود ز قتلِ پسرِ ما میگفت!؟

وای اگر تیغ تو بیرون ز غلافت آید...

این نبی بود که اینگونه به اعدا میگفت

پس کجا بود پیمبر که به گودال آید؟

بشنَود شمر، چه با زاده زهرا میگفت

گاه میگفت سرت جایزه دار است،حسین!

گاه میزد به گلو، خَنجر و درجا میگفت…

زینت دوش نبی! وقت ملاقات شده!

زینت دوش نبی داشت خدایا میگفت

نالۀ فاطمه آمد که؛ بُنَیَّ قَتَلوک

ذَبَحوکَ وَ مِنَ الماءِ حسینا مَنَعوک



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


به منبر می‌رود دریا، به سویش گام بردارید

هلا! اسلام را از چشمه اسلام بردارید

مبادا از قلم‌ها جابیفتد واژه‌ای اینک

که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید

«سَلونی» را هدر کردند روزی مردمان، امروز

بپرسیدش! از اسرار جهان ابهام بردارید

الا ای شاعران! چشمان او آرایه وحی است

برای ما از آن باران کمی الهام بردارید

نسیم صبح صادق می‌وزد از گیسوی صادق

از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید

به فرزندان، به اهل خانه جز ایشان که می‌گوید

غلام خسته‌ام خفته، قدم آرام بردارید

اگر فرمان او باشد، نباید پلک برهم زد

به سوی شعله چون هارون مکّی گام بردارید

«رُویَّ عَن امامِ جعفر الصّادق لَه الرّحمَه...»

به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید

به جای حج به سوی کربلا رفتن خداجویی است

کفن باید به جای جامه احرام بردارید

اگر در گوش نوزادی اذان می‌خواند، می‌فرمود

که با آب فرات و تربت از او کام بردارید

میان شعله‌ها آیات ابراهیم می‌سوزد

میان گریه ختم سوره انعام بردارید



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


مائیم هدایت امام صادق

مدیون  روایت  امام صادق

ای کاش  که در مدینه بودیم همه

 در روز شهادت امام صادق



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


ناگهان سجّاده را از زیر پایش می کِشند

مثل حیدر در میان کوچه هایش می کشند

نامسلمان ها به فکر سنّ وسالش نیستند

پابرهنه،بی عمامه ،بی عبایش می کشند

بی مروّت ها سوار مرکب و دنبال خویش

پیرمردی را پیاده ، بی عصایش می کشند

با طناب و دست بسته،سیلی و آتش به در

لحظه لحظه عکس مادر را برایش می کشند

نای رفتن را ندارد در تنش اما به زور

درمیان کوچه زیر دست وپایش می کشند

روضه ها را در خیالش هی مجسم می کنند

از مدینه ناگهان تا کربلایش می کشند

زینت دوش نبی افتاده بی سر بر زمین

وای بر من از کجاها تا کجایش می کشند

شاه غیرت روی خاک افتاده و بی غیرتان

نقشه ی حمله به سوی خیمه هایش می کشند

چون نمی برّید خنجر حنجرش را از جلو

ناکسان این بار خنجر از قفایش می کشند

کاروان عصمت و توحید را -نامحرمان-

کربلا تا کوفه وشام بلایش می کشند

اشک دختر بچه ای یک شهر را بر هم زده

با سر باباش جان را از صدایش می کشند

در قنوتش رفته در فکر تمام روضه ها...

ناگهان سجاده را از زیر پایش می کشند



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


باید اول خانه را در می زدند

از در و دیوار بالا آمدند

پیر ما مشغول با معبود بود

روی چشمش چشمه بود و رود بود

با خدا مشغول در راز و نیاز

سمت او درهای رحمت باز باز

ناگهان دست جفا پای ستم

بی دلیل آرامشش را زد به هم

هتک حرمت کرد آن دلداده را

می کشید از زیر پا سجاده را

هر چه می شد ظلم و غم پیوسته شد

باز هم دست امامی بسته شد

پا برهنه بی عمامه بی عبا

می کشیدش در میان کوچه ها

او پیاده دشمنش بر مرکبش

ذکر زهرا بود دائم بر لبش

نیمه شب بود و ندیدش هیچ کس

پیر بود و بند می آمد نفس

روضه تا اینجا که با من یار شد

واژه هایی در دلم تکرار شد

نیمه شب،پای برهنه،قلب زار

آه، یک مظلوم، یک دشمن سوار

یادم آمد دختری در راه شام

دختری شمس حسین و ماه شام

با دلی از دوری بابا غمین

خواب بود از ناقه آمد بر زمین

تا به خود آمد بیابان بود و او

اشک بود و ماه تابان بود و او

پا برهنه نیمهءشب بی پناه

حرف می زد با خدا با اشک و آه

ای که هستی رازق الطفل الصغیر

ای خدای راحم الشیخ الکبیر

ای که نازل گشته بر ما خیر تو

من چه کس را دارم اینجا غیر تو؟

یا غیاث المستغیثین یا رحیم

رحم کن بر حال این طفل یتیم

بر مشامش ناگهان بویی رسید

بوی جنت بود و بانویی رسید

می رسید از عرش بر روی زمین

مهربان بود و جوان بود و حزین

روی زانویش نشست آرام شد

چشمهایش را که بست آرام شد

روی زانویش که دختر را نشاند

خاکهای گیسویش را می تکاند

دید رویش زخم و پایش زخم بود

بسکه نالیده صدایش زخم بود

دید می لرزد تمام پیکرش

می کشید آرام دستی بر سرش

گفت ای رویای شبهای حسین

ای گل خوشبوی زیبای حسین

زینت آغوش ماه علقمه

جای تو بر دوش ماه علقمه

من نبینم اینچنین تنها شدی

نیمه شب درمانده در صحرا شدی

کاروان رفته خدا با ما که هست

نیست بابا پیش تو زهرا که هست

دخترم غمگین مشو مثل همیم

هر دو بی تاب و کبود یک غمیم

من علی گفتم تو هم گفتی حسین

زیر باران ستم گفتی حسین

من علی گفتم دل صحرا زدم

دست رد بر سینه دنیا زدم

من علی گفتم دو چشمم تار شد

تو پدر گفتی و کارت زار شد

دخترم گفتی حسین آنها زدند

من علی گفتم مرا با پا زدند

جای یک زخم است بر ابروی ما

درد دارد دخترم پهلوی ما

ناگهان برخواست از صحرا غبار

می رسید از دور نامردی سوار

تا که دختر پا شد و آمد به خود

ای زبانم لال شد آنچه که شد...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


با اصول و فقه خود بنیانگذار شیعه بود

بعد جد بی سپاهش عهده دار شیعه بود

سربه نی، قرآن به نیزه، چادر خاکی و صلح....

با تاسف قبل او این روزگار شیعه بود....

آمد و برداشت شمشیر پر از اعجاز را

در حقیقت مکتب او ذوالفقار شیعه بود

با وجود دستهای پر ز خیر و برکتش

گفتن ذکر علی هرروز کار شیعه بود

رهنمود و حرفها و رنج بی حدش نبود

بی گمان وضع بدی در انتظار شیعه بود

زیر دین اوست علم و عاشقی و معرفت

جابرش از چهره های ماندگار شیعه بود

خاکی و بی گنبد و بی سایبان و....بگذریم

کاش میشد لااقل قبرش کنار شیعه بود



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


بردند  برای همه  دنیا  خبرش را

غمنامه ای ازسرخی چشمان ترش را

حتی رمقی نیست به دستان ضعیفش

آتش زده زهری همه ی بال وپرش را

هم سن زیادش سبب خستگی اش شد

هم شعله زده زهر تمام جگرش را

اطفال و عیالش همگی دل نگرانند

سوزانده ز آهش همه ی دوروبرش را

آنشب که پی مرکب دشمن به زمین خورد

آن شب که شکستند گمانم کمرش را

بی حرمتی وبی ادبی شد به مقامش

بدجور شکستند دل شعله ورش را

آنقدر تنش آب شده گوشه ی بستر

دیدند  همه  حال بد محتضرش را

عمریست برای دل خود روضه گرفته

پرکرده غم کوچه فضای سحرش را

سخت است برایش که فراموش نماید

آن مادر و آن ناله ی درپشت درش را



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


تا نگاهش را به روی قرص ماه انداخته

ماه را در فهم خود در اشتباه انداخته

روزگارش مثل شبهای پر از مهتاب شد

هرکسی چشمی در این چشم سیاه انداخته

نه فقط یوسف، که دست بی وفای روزگار

صادق آل علی را هم به چاه انداخته

باز هم تکرار کرده روزگار آن کوچه را

پشت درب خانه ای آتش به راه انداخته

چل نفر را دیده که پشت درِ یک خانه اند

چون به کوچه از شکاف در نگاه انداخته

زهر هم مانند میخ تیز اما از درون

خویش را بر پهلوی یک بی گناه انداخته

زهر کاری کرده که شیخ الائمه وقت وعظ؛

بین هر حرف خودش صدبار آه انداخته

زهر کاری کرده که فرزند مثل مادرش

گاه بالا برده دستش را و گاه انداخته

پیرمردی خسته در گودال حجره با عطش

کربلای  دیگری امشب به راه انداخته

هر امامی بارگاهش قد کشیده، این امام؛

زیر پای زائرانش بارگاه انداخته

بارگاهی از سکوت و مرقدی از جنس دل

بر فرازش گنبدی از جنس ماه انداخته



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


باز هم کوچه و یک لشکر بی عمامه

باز افتاده وسط حیدر بی عمامه

دود از یک طرف و هلهله از سمت دگر

کوچه لبریز شد از یک سر بی عمامه

سال ها پیش علی را به میان آوردند

حال افتاده میان، جعفرِ بی عمامه

باز این بیت پر از زخم ، همین بیت کبود

می کند گریه در آن محشر بی عمامه

کوچه وصل است به گودال پر از خنجر و خون

کوچه وصل است به یک حنجر بی عمامه

زیر شمشیر به آن جد غریبش می گفت:

به فدایت شوم ای مضطر بی عمامه

ارباً ارباست دلم مثل غزلهای فرات

ارباً ارباست چنان اکبر بی عمامه

گفت ای تیر سه شعبه تو چه کردی که چنین

مانده بر دست خدا اصغر بی عمامه؟

گفت ای تیغ چه کردی تو که پرپر میزد

ساقی تشنه لب پرپر بی عمامه؟

السلام ای نفس سوخته ی کرببلا

السلام ای سر خونین ،سر بی عمامه

به فدای تن سمکوب پر از خاک و شن ات

به فدای دلت ای سرور بی عمامه

کاش جای تو سر از پیکر من می بردند

جد مظلوم من ای رهبر بی عمامه



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت-بصیرت

سید محمد مهدی شفیعی -سید علیرضا شفیعی -جواد شیخ الاسلامی-سعید تاج محمدی-محمد رضا شفیعی


"بر جبین آسمان آثار غم شد آشکار

اشک می ریزند نم نم ابرهای داغدار

در میان سنگها آیینه ای تنها شده

روضه ی تنهایی اش هرگوشه ای برپا شده

غرق باران است هرکس جان او لایق شده ست

 باز عالم سوگوار حضرت صادق شده ست"

حضرت صادق که جان ما فدای درس او

دانش‌آموزان او هستیم و پای درس او

"یادگار مصطفی را قوم سرکَش می کِشند

خانه ی وحی و نبوت را به آتَش می کِشند

باز در چشمم غم مولا مجسم می شود

روضه های مادرش زهرا مجسم می شود

قصه ی تلخ هجوم گرگ ها بر خانه ای

ماجرای شعله و بال و پر پروانه ای

وای من شیخ الائمه بی عمامه بی ردا

زنده شد در خاطر من روضه های کربلا

آنچه پیرش کرده داغ کشته ی کرب و بلاست

آنچه دائم پیش چشم اوست شرح روضه هاست

روضۀ آن پیکر عریان به روی خاک ها

 بر سر او زخم ها بر پیکر او چاک ها

بر تن فرزند زهرا رد مرکب مانده است

داغ این بی حرمتی بر جان زینب مانده است

حاصل این روضه ها تنها نه اشک و آه ماست

خون اهل بیت پیغمبر چراغ راه ماست"

خون حق نورست و در ظلمت چراغ راه ماست

تا قیامت راه ما از راه  خفاشان جداست

راه ما راه علی راه حسین بن علی ست

شاهراه ما درین بیراهه ها امر ولی ست

زور و تزویر و زر و عصیان کجا؟ایمان کجا؟

دین سلمان ها کجا دین ابوسفیان کجا

پیش روی ما به جز آیینه ی اسلام نیست

درد ما رد یا قبول نامه ی بر جام نیست

مرگ بر اسلام آمریکایی و مکر یهود

بشنوید این نعره های مرگ بر آل سعود

مرگ بر لبخندها و بر خیانت های گرگ

بر جنایت های آمریکای شیطان بزرگ

بار دیگر جنگ احزاب است و میدانی خطیر

این سوی میدان علمداریست بیدار و دلیر

شیعه را دشمن شناسی و تبرا باورست

شیعه را اینک کسی از نسل حیدر رهبر است

باز با نام حسین فاطمه، غوغا کنیم

جان خود نذر حریم زینب کبرا کنیم

شام با ویرانه هایش خطبه خوان درد هاست

گرچه چندی میشود جولان گه نامرد هاست

دیگر از دست علمداری نمی افتد علم

چشم ناپاک حرامی ها نیفتد بر حرم

باز هم یک دجله ی دیگر ، عطش آورده است

کودکانی را که دریا با خودش آورده است

آن طرف در سازمان لال ها خون می خورند

کودکان را این طرف چون حرمله، سر می برند

از غم هم کیش خود داریم می‌میریم ما

آه و صد افسوس مشکی پوش کشمیریم ما

راه ما راه شهیدان، حرف ما حرف امام

جنگ با مستکبرین تا رفع فتنه، یک کلام

فاش می‌گوییم خط قرمز ما فتنه است

فتنه‌ای که قلب مولا قلب امت را شکست

در صفوف ما، به غیر از شور بیداری مباد

در دل ما، جز شمیم و عطر هشیاری مباد

هر که یار فتنه شد، آگاهش از این کار کن

هر که در این راه خوابش برد را بیدار کن

خادمانی که برای میزشان دلواپسند!

پس کجا و کی به درد مردم خود می‌رسند؟!

وای اگر ایمان ما صرف بده بستان شود

باز بیت المال, بیت الحال نااهلان شود

بارالها! تشنه‌گان قدرت از ما نیستند

تشنه‌گان خدمت تو، اهل دنیا نیستند

با جهاد و صبر، آری فتح در دستان ماست

دست شیطان کی مگر بالاتر از دست خداست؟!

راه ما تا روز آخر راه سرخ کربلاست

پس بپاخیزید یاران وقت عاشورای ماست

در میان باد و توفان در میان فتنه ها

شیعه هرگز گم نخواهد کرد راه خویش را



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


بر گرده ی خود مثل علی نان و رطب داشت

صادق همه صبح است چه در خلوت شب داشت

شب تیره و تار و ظلمات است، پر از ظلم

صد سال پر از ظلمت جهلی که عرب داشت

می رفت که خاموش شود مشعل توحید

اسلامِ  وَ أکملتُ لکُم رو به عقب داشت

برخاست کسی مکّی و کوفی به فدایش

آوازه چنان داشت که تا شام و حلب داشت

در محضر او این همه شاگرد عجب نیست

بر تیغ علی این همه زنگار عجب داشت!

چون جابر حیّان کسی اسرار ندانست

جز آن که به درگاه تو زانوی ادب داشت

هفتاد و دو تا یارت اگر بود چه می شد

تیغ تو و پستوی نهان خانه سبب داشت

از صبح بپرسید که صادق به چه معناست

با عشق بگویید که یارم چه لقب داشت



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


بگو برای من ای شعر از زمانهٔ او

کدام بیت مرا می‌برد به خانهٔ او

شبی دلم به هوای زیارت آمده است

مگر قرار بگیرد در آستانهٔ او ...

از او بپرس به عقلم نمی‌رسد اصلاً

که چیست فلسفهٔ عشق بی‌کرانهٔ او

خوشا به حال عبایی که در کشاکش باد

گذاشته‌ست سرش را فقط به شانهٔ او

گذشته‌ها نگذشته‌ست باقی است هنوز

زبانه می‌کشد آتش از آشیانهٔ او

بگو چگونه از این شهر صبح صادق رفت

بگو برای من از رفتن شبانهٔ او

نه از غم است که من گریه می‌کنم امشب

فقط به خاطر لبخند صادقانهٔ او...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


جمعیت بیشتر از قبل شتاب آوردند

هیزم آورده و با قصد ثواب آوردند

روضه خوان گفت که یکبار دگر ابراهیم

رفت در آتش و این قوم عذاب آوردند

آنچه این شهر مسلمان سر پیرش آورد

کافران کی به سر اهل کتاب آوردند؟!

گفت این کوچه همان است و همان در، اینها

مثل آن روز لگد را به حساب آوردند

بر سر چیدن گل ولوله شد آخر هم

از میان در و دیوار گلاب آوردند

گفت پیر است و قرار است که او را ببرند

دست بردند به شمشیر و طناب آوردند

ناگهان گریه شد و گفت که نیّت کردند

بکنند آنچه سر طفل رباب آوردند

مثل هر بار که از کرببلا می خوانند

روضه خوان حنجره اش خشک شد، آب آوردند



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


چه شد که در افق چشم خود شقایق داشت

مدینه‌ای که شب پیش صبح صادق داشت

میان حوزهٔ علمیه اختلاف نبود

که بهر رحلتش استاد، میل سابق داشت

و تا همیشه دگر بی‌مراد می‌مانند

چهار هزار مریدی که مرد عاشق داشت

به سمت مغرب اگر رفت عمر خورشیدش

هزار قلّهٔ پر نور در مشارق داشت

چه با شُکوه غم خود به دل نهان می‌کرد

چه شِکوه‌ها که از آن فرقهٔ منافق داشت

به غیر داغ محرم گلی ز باغ نچید

چقدر روضهٔ گودال در دقایق داشت

خلیل بود ولی آتشش سلام نشد

همان که در نفسش عطری از حدائق داشت

هزار طائفه آمد هزار مکتب رفت

و ماند شیعه که «قال الامامُ صادق» داشت

سخن به محضرش این است ای حقیقت علم

ندیده چشم زمانه طلوع این همه حلم

کدام بغض گلوگیر در پگاهت بود

که رو به پنجرهٔ آسمان نگاهت بود

هنوز در تب شمشیر علم و حکمت توست

حریم مدرسه‌هایی که رزمگاهت بود

گواه گفته‌ام این نخل‌ها که همچو علی

شب مدینه پر از بغضِ سربه‌چاهت بود

نمانده جز گل لاله به باغ ابراهیم

که بین خانه فقط شعله‌ها پناهت بود

چنان به نیمه‌شبی می‌شکست حرمت تو

که قلب دشمن تو نیز عذرخواهت بود

چه خوب می‌شد اگر دست کم سه شمع و ضریح

به قبر سادهٔ ارواحُنا فداهت بود

برای غصهٔ تو کاش جای صبری بود

و دست کم به مزار تو سنگ قبری بود



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-مدح


دین ما احمدی و مکتب ما حیدری است

گو دلا حیدریم مذهب من جعفری است

حضرت صادقم استاد بُود در همه عمر

شهریاری که به دستش عَلَم سروری است

مکتب سرخ حسین بن علی را نازم

که عروج نُه امام از دم آن رهبری است

تربیت یافته ی مکتب عاشورایند

اولیایی که به در حاجبشان صد پری است

همه از سلب حسینند اگرچه نه امام

لیک صادق همه جا شهرهء دانشوری است

عِلم صادق عَلم کرب وبلا را بگشود

گفت اعوان حسین دشمن طغیانگری است

کنیه اش عین حسین است، اباعبدالله

او حسین دگری در حرم دلبری است

همه را خواند به زیر عَلم عاشورا

گفت باکی حسینی ز جهنم بری است

ای که در موکب شاه شهدا سینه زنی

دم بزن حضرت صادق به دمت مشتری است

عهد خود با پسر فاطمه تجدید نما

گوهر عشق نگهدار دلت گوهری است

سربلندی چو رَوی زیر علم های حسین

چون علمدار ولایت پسر عسکری است

مادر آموخت (کلامی) به تو ذکر مولا

این ولایت اثر تربیت مادری است



موضوع : ولادت امام صادق(ع)، شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-مدح و مناجات-بصیرت


رئیس مذهب شیعه! جهان از آنِ شماست

ندای حق طلبی ،تشنهٔ جهانِ شماست

به گوشه گوشهٔ عالم به هر کجا نگیریم

به هر دیارِ غریبه، پُر از نشان شماست

نَه یار، بهر تو هِفده نفر، که بی إغراق

هزار لشگرِ آماده در میان شماست

که گفته سیصد و چندین نفر ندارد یار

بگو امام زمان را، زمان زمان شماست

بگو به عیسیِ مریم که شیخ عیسی را

دعا کند، که یکی از فدائیان شماست

ز شیخِ نیجریه تا به شیخِ بَحرِینَت

مطیعِ محضِ تو با لشگری، عیان شماست

اگر قطیف،نِمر را به ظلم از کف داد

مدینه تا به مدائن پُر از جوان شماست

و از عراق و یمن تا به سوریه، لبنان

سپاهِ حزب خدا، از مدافعان شماست

ز روستای صَراری گرفته تا به ٱحد

هنوز مُثلِه شدن، سهم شیعیان شماست

به رغم دشمنِ تکفیری اَت، به کوری خصم

هنوز نام علی شاهد أذان شماست

و ایستاده میان غبار احمد ها

هزار مَرد، چو احمد که در نهان شماست

قسم به روح خدا و قسم به سید علی

بیا به کشور ایران که آشیان شماست

به مُلک ری،به خراسان، به قم، بیا آقا

هزار دیده چو بَهجت به راه، جان شماست

به کعبه و به بقیع و چهار مظلومش

که کربلای حسینِ تو در أمان شماست

ضریحِ مرقدِ شش گوشه شاهدَت به یقین

که اربعین، حرمِ یار، میزبان شماست 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


کوچه‌ای بود و دری بود و امامی روی خاک

می‌دوید آشفته‌رو ماه تمامی روی خاک

بی عمامه، بی عصا، بی‌تاب قرآن می‌دوید

چند نوبت بین کوچه ریخت جامی روی خاک

رشته‌ی پوسیده‌ای را روی مرکب دیده‌ام

عُروَةُ الوُثقی و حبل لَاانفِصامی روی خاک...

می‌چکاند ابیات بر پای دری، آن نیمه‌شب

روضه‌هایی شور را با تلخ‌کامی روی خاک

از نجف آیینه آوردند در آغوشِ سنگ

ریخت در تعجیل‌شان وادِی السَّلامی روی خاک

از مدینه تا مدینه اسم‌هایی اعظم‌ست

اسم‌هایی روی نی، چندین اسامی روی خاک

قبله‌ی حاجاتِ ما را بی‌نمازان می‌برند

می‌رود در دست بت ‌«بیت الحرامی» روی خاک



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


گرچه شوال ولی داغ محرم با اوست

پس عجب نیست اگر این همه ماتم با اوست

مثل جدش شده در کنیه «اباعبدالله»

در بقیع است ولی کرببلا هم با اوست

شیعه را کرببلا گرچه علمداری کرد

جعفری مذهبمان کرده و پرچم با اوست

من اگر مورم اگر هیچ ولی می‌‌دانم

«او سلیمان زمان است که خاتم با اوست»

زندگی‌نامهٔ او سطر به سطرش روضه‌ست

که مصیبات همه عالم و آدم با اوست

در غمش اشک، اگر ریخت اگر جاری شد

بانی روضهٔ سقاست و زمزم با اوست

لفظی از کوچه در این مرثیه محزون‌تر نیست

وارث محنت زهراست اگر غم با اوست



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


نشسته بر لب ساحل، شکسته زورقِ عاشق:

کهراست زهرۀ دریا؟ کجاست باد موافق؟

به موجِ اشک، کِی آخر توان به اوج رسیدن؟

کجا حریفِ تو باشد دلِ شکستۀ قایق؟

نه فهمِ رنج تو آسان، نه درکِ اوج تو ممکن

زبان ناطقه الکن؛ سکوت، یکسره ناطق

مگر که اذنِ جنونم دهی چو «جابر جعفی»

وگرنه عقل ندارد رهی به کوی حقایق

تویی که علم یقینی، به دین اول و آخر

تویی که معنی دینی، به علم سابق و لاحق

چو طفل مکتب تو «بوحنیفه» است چه گویم

ز حلقۀ تو بجویم اگر مشایخ واثق

به حکم توست اگر زد «هشام» تیغ تکلّم

ز کیمیای تو «جابر»، حکیم گشته و حاذق

چه داشت خرقۀ «سفیان» به جز ریا -و چه عریان-؟

تو خرقهپوشِ خدایی نهان ز چشم خلائق

زبان گشودی و آنک شکست حقّۀ کافر

نگاه کردی و آنگه پرید رنگ منافق

عیار عقل تو بودی به گفتگوی مکاتب

مراد علم تو بودی ز جستجوی دقائق

تویی تو چشمۀ جوشان، تویی تو بحر خروشان

شکستهزورقِ ساحل، منم، به سوی تو شائق

**

ز خویش میروم امشب به سوی غربت دریا

سیاهپوش عزای امام جعفر صادق



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


از مهر، آسمان مدینه اثر نداشت

من سفره‌ام کباب، به غیر از جگر نداشت

«ما  آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم»

جز داغ دل نصیب، جگر بیشتر نداشت

بردند اگر به بزم عدو نیمه‌شب مرا

آن جا یزید و چوب تر و تشت زر نداشت

از کودکانِ لرزه به پیکر فتاده‌ام

یک تن امید دیدن روی پدر نداشت

گویی مدینه رسم شده خانه سوختن

سهمی دگر ز مادر خود این پسر نداشت

غم نیست خانه‌ام اگر آتش گرفت، شکر

گر خانه سوخت، فاطمه‌ای پشت در نداشت



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
جمعه 1395/05/8

امام صادق(ع)-شهادت


میان شعله  و زخم از زبانه ها دارم

دوباره شکوه از این تازیانه ها دارم

مرا زدند و به جسمم نشانه ها دارم

چو مرغ بال شکسته ترانه ها دارم

شکست حرمت من در نماز نیمه شبم

به کوچه نغمۀ یا فاطمه است روی لبم

اگرچه داده مرا خصم، سخت آزارم

اگر چه صاحب درد نهان و غمبارم

اگرچه خسته دلم، از مدینه بیزارم

شهید قصۀ دیوار و زخم مسمارم

به دست بسته پایِ پیاده ام بردند

دوباره جان نبی را به کوچه آزردند

شکست حرمتم از ناسزا و بد دهنی

من غریب و شب و کوچه ها و بد دهنی

شرار آتش و یک بی حیا و بد دهنی

دو دست بسته چو شیر خدا و بد دهنی

چو مادرم وسط کوچه ها زمین خوردم

عدو سواره و من بی هوا زمین خوردم

دلم شکست ولی پیکرم به خاک نماند

تنم به خاک، پر از زخم و چاک چاک نماند

گلم به دست من از تشنگی هلاک نماند

کسی به خیمه سوزان و هولناک نماند

غریبم و زغم یک غریب میگویم

زشرح قصه شیب الخضیب میگویم

یکی رسید و سر نیزه برگلو میزد

یکی به خنجر خود زخم را رفو میزد

یکی بصورت شاه با لگد به رو میزد

یکی به سنگ جفا آمد بر او میزد

رسید از ره و خنجر به دست واویلا

واستخوان گلویش شکست واویلا



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


کسی که وحی در آیینۀ کلامش بود

حدیث نور به لبها علی الدوامش بود

نگین چمبر افلاکیان صداقت اوست

که صدق پرتوی از چلچراغ نامش بود

نیایش سحر او شمیم جنت داشت

سپیده چشمۀ نوری ز هر سلامش بود

به پاس رویش اندیشه های ناب بشر

قیام علمی او برترین قیامش بود

به راه شر مرو از روی جهل و نادانی

که راه خیر بشر شیوه و مرامش بود

ولی شناس نگشتیم ورنه می دانیم

جواب ما همه در حرکت غلامش بود*

چقدر زحمت ما را کشید و وقت وداع

نماز اول وقت آخرین پیامش بود

چه التفات به خاصان کند خدا داند

نسیم شعر «وفایی» ز لطف عامش بود

 

*اشاره : در تنور رفتن هارون مکی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


از حدیث لوح می آید مقامات اینچنین

که ندارد هیچ کس جزتو کرامات اینچنین

مانده در توصیف یک شأن تو ابیات اینچنین

سالها محکوم عشق توست، نیات اینچنین

تا ابد مرئوس ماییم و ریاست با شما

نازشصت هرکسی ما را رسانده تا شما

انقلاب علم، با کرسی درست پا گرفت

بحث و استدلال از عصر شما بالا گرفت

فقه ما از نور فقه جعفری معنا گرفت

میشود جزء مفاخر هرکس اینجا جاگرفت

راه گم کرده کنارت راه پیدا میکند

از دمت پیرزنی کار مسیحا میکند

آبروی پرچم در اهتزاز ما تویی

از بقیه بی نیازیم و نیاز ما تویی

ما همه اهل نمازیمو نماز ما تویی

پس شفاعت کن که تنها چاره ساز ماتویی

بانی ترویج عاشورا تویی پس بی گمان

خانه ات یعنی حسینیه شما هم روضه خوان

مجلس درست شلوغ و خانه ات خلوت شده

سهم تو در این دیار آشنا غربت شده

بازهم پشت دری لبریز جمعیت شده

خانۀ امن الهی سلب امنیت شده

آتشی از خانه ی زهرا به این در هم رسید

ارث دست بسته حیدر به جعفر هم رسید

پیرمرد شهر از دارالعباده رفتنی ست

نور حق با عده ای ابلیس زاده رفتنی ست

دستهایش بسته شد پس بی اراده رفتنی ست

بی عمامه بی عبا پای پیاده رفتنی ست

کوچه در کوچه به پشت اسب حالا میدوی

پیش چشم مردمی بی عار تنها میدوی

گرچه کوچه گردی و دست تو بند سلسله ست

راستی آقا بگو دور شما هم هلهله ست؟

راستی بر پای تو از خار صحرا آبله ست؟

راستی آقا دلت دلواپس یک قافله ست؟

راستی اهل و عیالت را اسارت میبرند

چادر و روبنده از آنها به غارت میبرند؟

نه کسی اینجا ز سرها معجری را میکشد

نه کسی با تازیانه خواهری را میکشد

نه کسی از پشت موی دختری را میکشد

نه کسی بر گردن تو خنجری را میکشد

نیزه داری هم اگرباشد سری بر نیزه نیست

قلب هجده پاره ی پیغمبری بر نیزه نیست



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
جمعه 1395/05/8

امام صادق(ع)-شهادت


در محضرت اصول صداقت به هم نخورد

جمله که هیچ واو روایت به هم نخورد

ای در خدا فنا شده، بر دیدن شما

هفتاد سال پلک عبادت به هم نخورد

در وقت سر نگونی آن قامت بلند

من مانده ام چگونه قیامت به هم نخورد

آتش زدند و هلهله کردند پس چرا

پلک امام این همه مدت به هم نخورد

آتش گرفت گرچه دری بین کوچه ای

اما شبیه قبل به سرعت به هم نخورد

من مطمئنم این در از آن در، تقیه کرد

حتی اگر که خورد به شدت به هم نخورد

حتی اگر که خورد، نشد محسنی شهید

این بار داستان امامت به هم نخورد

دیوار و سنگ و کوبه ی در هرچه بود که

پهلو و میخ از دو سه قسمت به هم نخورد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
جمعه 1395/05/8

امام صادق(ع)-شهادت


کاش خاموش کُنَد اشک، مُصلایش را

کاش گیرند کمی زیرِ بغلهایش را

به زمین خورده و خاکی است ردایش رویش

کاش می شد بِتِکاننَد سَر و پایَش را

به زمین خورد،زمین خورد،زمین خورد مُدام

ولی از دست ندادند تماشایش را

درِ آتش زده کَم بود بیاُفتد ای کاش

بِبَرد از دَمِ در دخترِ نوپایَش را

کوچه سنگی است ، سرش درد گرفته، نامرد

بی هوا هول نده ، سنگ است...ببین جایش را

او خودش خواسته تا روضه ی مادر گیرد

جُرأتِ خویش نبینید مُدارایش را

او علی هست به کوچه نکشیدش اینبار

زنده کردید دوباره غمِ غمهایش را

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد می زد

می زند تا شکند بازویِ زهرایش را

دست بگذاشت به زانو نفسش تند شده

عمه ی کوچک خود دید و نفس هایش را

خیزران بود و سَر و طشتِ طلا و مشروب

کاش می شد که نبیند لبِ بابایش را 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
جمعه 1395/05/8

امام صادق(ع)-شهادت


دوباره یاد مادری که کشته پشت در شده

دوباره حرف آتش و دری که شعله ور شده

به یاد غربت علی دوباره بسته ریسمان

به جای گردن پدر به گردن پسر ‌شده

مدینه شاهد است که ظلم زکوچه باب شد

که بر تمام خانواده ظلم مستمر شده

نیمهء شب برهنه پا در پی مرکب عدو

دویده هر چه بیشتر کشیده بیشتر شده

شکسته حرمتش ولی دلش شکسته بیشتر

به یاد مادری که خود شکسته بال و پر شده

امام سالخورده را مکش میان کوچه ها

ابن ربیع شرم کن فاطمه خون جگر شده

هست مسیر روضه ها همیشه سمت کربلا

روضه دوباره وصل به کرببلا اگر شده

مانده حسین بی معین پیکر اوست بر زمین

لشگر شام و کوفه از واقعه باخبر شده

هرکه رسید ضربه زد به سنگ و تیغ یا عصا

چند هزار تن نگر قاتل یک نفر شده

بماند این که سینه اش سبک نکرده هیچ کس

که جای پای شمر هم سینهء محتضر شده

خدا کند دروغ باشد اینکه من شنیده ام

حسین با دوازده ضربه بدون سر شده

وای زحال مادرش چه سخت بود خواهرش

رسید و دید پیکری که خرد و مختصر شده

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


یکباره ریخت باده و ساغر شکسته شد

شیخ الائمه حرمتش آخر شکسته شد

آتش گرفت بار دگر خانه ی علی

شاید به ضربه ی لگدی در شکسته شد

بین نماز بر سر و رویش که ریختند...

... گویا نماز سبط پیمبر شکسته شد

ای کاش می گذاشت که عمامه سر کند

خیرالعباد بین همه سرشکسته شد

یک روز بین کوچه علی را کشیده اند

حالا غرور حضرت جعفر شکسته شد

جز ناسزا نمی شنود از زبانشان

در بین راه حرمت مادر شکسته شد

باید قسم مگر بخورد؟! صادق است او

در مجلسی که قیمت گوهر شکسته شد

یک پیر مرد، پای پیاده، به روی خاک

قدی خمیده داشت که دیگر شکسته شد

سیلی به خانواده ی او خورد؟ نه نخورد

اصلا سر کسی سر معبر شکسته شد؟

پای پیاده در پس مرکب دوید و گفت

عمه رقیه ام چقدر پرشکسته شد

در کربلا به ناله ی محزون سه ساله گفت:

"سقا که رفت حرمت معجر شکسته شد

بابا نگاه کن که چنان زجر زد مرا

دندان من شبیه تو دلبر شکسته شد"

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


دلم هوای بقیع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشکی به دست دل گیرم

زنم به سینه که آمد محرم صادق

سلام من به بقیع و به تربت صادق

سلام من به مدینه به غربت صادق

سلام من به مدینه به آستان بقیع

سلام من به بقیع و کبوتران بقیع

سلام من به مزار معطر صادق

که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

سلام من به ششم ماه فاطمی بقیع

سلام من به گل یاس هاشمی بقیع

ز غربتش چه بگویم که سینه ها خون است

برای صادق زهرا مدینه محزون است

دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت

که ذکر غربت لیلی حدیث مجنون است

همانکه غربتش از قبر خاکی اش پیداست

امام صادق شیعه سلاله ی زهراست

ز بس که کینه و غربت به هم موافق شد

هدف به تیر جسارت امام صادق شد

همانکه فاطمه را بین کوچه زد گویا

ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد

امام پیر و کهن سال شیعه را کشتند

امان که روح سبک بال شیعه را کشتند

برای فاطمه از بی کسی سخن می گفت

برای مادرش از غربت وطن می گفت

به خاک حجره اش از سوز سینه می غلطید

پسر به مادر خود از کتک زدن می گفت

از آن شبی که زد او را ز کینه ابن ربیع

دوانده در پی اش اندر مدینه ابن ربیع 

فضای شهر مدینه به یاد او تار است

هنوز سینه ی آن پیر عشق خونبار است

هنوز می کشد او را عدو به دنبالش

هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است

هنوز تلخی کامش به حسرت شهدی است

هنوز چشم دلش به رسیدن مهدی است



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 6 )    1   2   3   4   5   6   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء