تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام صادق(ع)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


مگر رسول به وصفش بیان کند سخنی

که وصف ذات خدا نیست کار همچو منی

جواب هر چه که باشد نوازش است مرا

خدا کند بنوازد مرا ولو به " لن " ی

بساط حوزه کرم میکند ، چه ذوالکرمی

بساط روضه عطا میکند ، چه ذوالمننی

به دست شیخ الائمه غدیر جان بگرفت

بله ؛غدیر جوان شد ز باده ی کهنی 

ببین حدیث حدیث و ببین که بحث به بحث

چگونه یک تنه رفته به جنگ تن به تنی 

به جعفر بن محمد بگو بسوز و بساز

مباش فکر حرم گر نواده ی حسنی 

سیاه تر ز همه روزگار پروانه ست

اگر که شمع بسوزد میان انجمنی

نخست آنچه صدا میکند سر زانوست

اگر کشیده شود ناگهان سر رسنی 

ببین چه بر سر زن یا که مرد میاید

طناب را بکشی ، تازیانه هم بزنی

عبا نداشت که از خجلتش به سر بکشد

 پناه برد به یک آستین پیرهنی

چه سخت میگذرد مرد آبروداری

طی طریق کند با غلام بددهنی 

اگر چه سوخته در ، جای شکر آن باقی ست

که میخ در نگرفته به گوشه بدنی

اگر چه از نفس افتاده باز هم راضی ست

که بین کوچه نیفتاده است هیچ زنی

چه حرفها  نشنید و چه چیزها که ندید

شکسته دل شد و آمد ولی چه آمدنی

غریب نیز از اینجا نمیرود عریان

برای تو کفن آورده اند ، عجب کفنی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


امان از بادها... سوزان وزیدند

امان از تیغ ها برّان رسیدند

ألا یا اهلَ العالم جد من را

به روی خاک ها عریان کشیدند

ألا یا اهلَ العالم اهل کوفه

سرش را با لب عطشان بریدند

سواره ده نفر ناپاک زاده

به روی آن تن بی جان دویدند

جسارت بر تنش کردند اما

فقط از رأس او قرآن شنیدند

سرش را داده اند و با بهایش

نمیدانم چقدری نان خریدند؟!



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت-دودمه


از سرِ شانه عبایش را زمین انداختند

پشتِ مرکب می‌دود

پیرمرد است و عصایش را زمین انداختند

پشت مرکب می‌دود



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


از مسیر در نه ، از دیوارِ خانه ریختند

روز نَه این قومِ نامحرم شبانه ریختند

حتم دارم با قلاف و تازیانه ریختند

یک نفر آمد به محراب و نمازش را شکست

بی حیایی بی هوا راز و نیازش را شکست

 

نیمه شب هست آه فکر سن و سالش نیستند

ریسمان‌ها می‌کشند و فکر بالش نیستند

بینِ این خانه مگر اهل و عیالش نیستند

او خدای غیرت است از درد میریزد بِهَم

پیش طفلانش مَکِش نامرد می‌ریزد بِهَم

 

باز هم صد شُکر آتش بر سر و رویش نخورد

این درِ سوزان حیا کرد و به پهلویش نخورد

سنگ بی احساسِ دیواری به اَبرویش نخورد

باز هم صد شُکر در ، آئینه‌اش را خط نزد

در میانِ شعله میخی سینه‌اش را خط نزد

 

در میانِ کوچه‌ها با زور او را می‌کِشند

بر زمین می‌اُفتد و بدجور او را می‌کِشند

روی مرکب میروند از دور او را می‌کِشند

پیرمرد شهر با هر زحمتی پا می‌شود

آه می‌گوید فقط " یا عَمَّتی" پا می‌شود

 

دخترک میگفت با نِی حنجرش را پس بده

من یتیمم طشتِ زر یک شب سرش را پس بده

جان بابا ، ساربان انگشترش را پس بده

حرمله وقتی که می‌آید پریشان می‌شوم

پشتِ عمه ، زجر وقتی هست پنهان می‌شوم

 

کوچه کوچه تکه تکه پیشِ ما نان ریختند

شامیان نان خشک‌ها را پیش مهمان ریختند

دختران تَه ماند‌ه‌ها را پای طفلان ریختند

عمه جان حس می‌کنم مژگانِ بابا کم شده

خیزران ای وای یک دندانِ بابا کم شده



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


باد را زلفِ بید می فهمد

چون به هر سو وزید می فهمد

خَمِ زُلف مراد را در شب

چشم های مرید می فهمد

سطح فقه امامِ صادق را

عمق فقه جدید می فهمد

ما که نه ،حُرمت عزای تو را

مَرجعی چون وحید می فهمد

روضه های شهیده را تنها

آنکه خود شد شهید می فهمد

هَتک حُرمَت به قفل درها را

در حقیقت کلید می فهمد

عمق این روضه را هرآنکس که

گشت مویش سپید می فهمد

روضه ی زهر و روضه ی در را

هرکه شد نا امید می فهمد

غم ناموس و کوچه را قطعاً

آنکه رنگش پرید می فهمد

اثر زهر را دهان زیرِ

آفتاب شدید می فهمد

طعم گودال را به حجره ی خویش

هرکه هی پا کشید می فهمد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


به شکِ فقه یقین شد امام جعفر صادق

ثمن صدیق‌ و ثمین شد امام جعفر صادق

پس از پیمبر اکرم به خُلق از نظر خَلق

محمد ششمین شد امام جعفر صادق

به وقت جهل چنان شد اگر پیمبر اکرم

به روز فقه چنین شد امام جعفر صادق

نشست در وسط منبر سَلونی و این سان؛

بر آن رکاب نگین شد امام جعفر صادق

شبیه حضرت زهرا در آن جهنم کوچه

خودش بهشت برین شد امام جعفر صادق

شکست پشت در آن جا،به جای حضرت زهرا

خمید‌ و‌جایگزین شد امام جعفر صادق

شد افتخار برایش که در مصائب مادر

به او شبیه ترین شد امام جعفر صادق

میان معرکه چون شد نگاه شیخ الائمه؟

که صورتش پر چین شد امام جعفر صادق

به‌گریه گشت به دنبال گوشواره ی مادر

همین که نقش زمین شد امام جعفر صادق



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


پس از سلام و ادب نزد خالق زهرا

مرا صدا بزنید از خلائق زهرا

کمال بندگی ام خدمت به فاطمه است

خدا کند بشوم عبد لایق زهرا

به غیر غصه ندارد مخالف بانو

غمی به سینه ندارد موافق زهرا

برای اجر محبین او بهشت کم است

چه هدیه ای ست سزاوار عاشق زهرا

بجز علی به کسی رو نمیزنم هرگز

 قسم به حرمت قرآن ناطق زهرا

حسین فاطمه بسیار سینه زن دارد

منم اسیر و عزادار صادق زهرا

"بِجَعفَرِ بنِ محمد "نوای هرشب ماست

چه خوب حضرت صادق رئیس مذهب ماست 

همینکه  ایزد منان قلم به دستش داد

فقط قلم که نه بلکه علم به دستش داد

خدایی اش نه ولی اختیار عالم را

خدای عزوجل دست کم به دستش  داد

برای اینکه ببارد مدام بر سرمان

کریم خواندش و ابر کرم به دستش داد

به شوق پرورش جابر بن حیان ها

تمام هستی خود را عجم به دستش داد

به گردنم پدرم بست طوق نوکری اش

و اختیار مرا مادرم به دستش داد

خوشابحال کسی که نگفته اقایش

میان روضه برات حرم به دستش داد

دخیل بسته ی کنج ضریح پر گره ایم

نگاه حسرت افتاده پشت پنجره ایم

به پا کنیم دوباره بساط هیئت را

مگر صدا بزنیم اهل بیت عصت را

به یمن همنفسی با امام "صادق" مان

چشیده ایم همه لذت صداقت را

تمام شب به تماشا نشسته ایم از شوق

شکوه و منزلت کرسی فقاهت را

بحق حضرت زهرا نگیرد از دل ما

خدای عزوجل نعمت ولایت را

اگر که دشمن او پشت گوش خود بیند

به روز حشر ببیند  بهار جنت را

قسم به حرمت نانش نبرده ایم از یاد

نگاه محترم و دست با محبت را

به آسمان مدینه دوباره پر بزنیم

در آوریم ز غربت بقیع خلوت را

مسلم است به اشک و به ناله سر بکنیم

کنار حضرت زهرا شب شهادت را

شب عزای ولی خداست گریه کنیم

کنار حضرت زهرا بناست گریه کنیم

شبی که سایه ی ابلیس بر حرا افتاد

گمان کنم پر پروانه زیر پا افتاد

امام خبره ی ما یادی از محرم کرد

میان حجره عزیزش به گریه تا افتاد

کسی که از نفسش عطر ربنا رویید

چرا لبان ثناخوانش از نوا افتاد

بزرگ شهر ، عزیز دل رسول خدا

به پیش چشم همه بین کوچه ها افتاد

کسی ندید میان شلوغی خانه

غریب فاطمه عمامه اش کجا افتاد

شبیه عمه ی مظلومه اش که خورد زمین

میان کشمکش کوچه بی هوا افتاد

شبیه تشنه لب نینوا گلویش سوخت

نگاه مضطر او سمت کربلا افتاد

به تکه تکه گلیمی که سوخت خیره شد و

سپس به سینه زد و یاد بوریا افتاد

دل شکسته ، قد خم ، نگاه تر دارد

چقدر روضه ی گودال زیر سر دارد 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام حسین(ع)-مناجات-شهادت امام صادق(ع)


تشنه‌ی زمزمه‌ام کاش به زمزم برسم

میوه‌ی کالم و ای کاش که من هم برسم 

فاطمه چشم به راه هست سیاهی بزنم

ای اجل صبر نما تا به مُحَرم برسم 

پس از آن جانِ مرا هم ببری حرفی نیست

نه ، فقط باش که یکبار حرم هم برسم 

دست من نیست گریبان بدرم یا ندرم

هر زمان که به سرِ سوره‌ی مریم برسم* 

آه ای راهِ نجف کرببلا دستم گیر

‌اربعین باز بر آن سیلِ دمادم برسم 

هر قدم می‌شمرم تک‌تکِ تیرَکها را

تا که بر موکبِ عباس معظم برسم

اربعین وقتِ قرار است بگو یا عباس

کاش بر سایه‌ی آن صاحبِ پرچم برسم 

این شهیدانِ حرم همسفر ما بودند

قسمتم نیست چرا پیش رفیقم برسم

کم‌کم ای ناله بیا موقع مقتل خوانی است

وای کم مانده به گودال مقرم برسم 

ای بقیع تربتی از خود به سرم می‌ریزی

کاش ای کاش به این خاک پُر از غم برسم

 

*کهیعص



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


تصور کن امامی دور تو مأمور هم باشد

به ضرب و شتم تو مأمور هی معذور هم باشد

درون خانه با ناموس خود باشی و جز اینها

به هتک حرمت از بالا بر او دستور هم باشد

به غیر از هتک حرمت در میان ناسزاهایش

به جز فریاد و فحاشی کلام زور هم باشد

تصور کن که در برخوردٍ با ماهی که در سجده ست

به جز توهین به دستش حکم از منصور هم باشد

تصور کن که حالا این تصورهای شرم آور

برای آدمی از جنس خاک و ‌نور هم باشد

تصور کن امام صادق از بین شکاف «در»

ببیند لشکری اوضاعشان ناجور هم باشد

تصور کن امام صادق است و بر سکوت و صبر

به رغم لشکر شاگردها مجبور هم باشد

به جز تصویر میخی داغ در چشم امام ما

در آن تصویر حالا چکمه ای در دور هم باشد

چه خواهد شد اگر آتش بگیرد درب و بعد از آن

کسی که هی لگد را می زند مغرور هم باشد

به روی ساقه ی زردش دو چندان می شود دردش

اگر آن که لگد را می زند منفور هم باشد

برای خود نه٬ می گرید برای مادرش زهرا

بساط گریه پشت «در»اگر که جور هم باشد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت-دودمه


جد ما گریه کنانش را تماشا می کند

نوحوا علی الحسین

هرکه گرید بر حسین یاری زهرا می کند

نوحوا علی الحسین



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


دردمندان غمت زندگی از سر گیرند

گرکه با مژه غبار از حرمت برگیرند

گرچه بی صحن  و رواق است حریمت اما

پادشاهان جهان روزی از این در گیرند

خاک های حرمت محمل اشک زهراست

گر که با دُر نجف شان برابر گیرند

چشمهایی که برای غم تو میبارند

باده ای است که از ساقی کوثر گیرند

شده پر منبر محراب زگیسوی شما

ماجراهای خم زلف تو منبر  گیرند

کشتزار غم  و غصه شدم از بذر بقیع

شمع آورده ام امشب که کنم نذر بقیع

دیده ات در همۀ عمر چه غمها که ندید

دشمنت پشت در خانۀ تو هیزم چید

خانه ات سوخت دلت سوخت از این سوزاندن

کودکی از وسط شعله به سوی تو دوید

اهل خانه همگی برتو پناه آوردند

همه بر حرمت گیسوی تو بستند امید

وای از آن دم که بر این خواهش اهل خانه

دشمن بی سر و پا نعره زنان میخندید

یک نفر طعنه زنان رفت طنابی آورد

یک نفر از غم و از غربت تو جامه درید

هر چه گفتند نبندید خودش می آید

به خداوند که دستان خدا را بستید

نزنیدش نبریدش نبریدش نزنید

پیش چشم در همسایه  چنینش نبرید

پیرمرد است ببینید که حرمت دارد

اینقدر پای پیاده نکشیدش نکشید

آنقدر خورد زمین کوچه به کوچه  بدنت

غیر یا فاطمه  آهی کسی از تو نشنید

مثل آن کودک گم گشته میان صحرا

هرچه زد دشمن او باز صدا زد زهرا



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت-دودمه


شیعه هرچه دارد از نور امام صادق است

دین به نام صادق است

هرنفس حب الحسین تنها کلام صادق است

دین به نام صادق است

 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


کشید بند طناب و تو را زمینت زد

میان کوچه تو را بی هوا زمینت زد

همین که پا شدی از جا دوباره افتادی

دوباره کینه آن بی خدا زمینت زد

بلند شو که دوباره جسارتی نکند

چه ها نگفت به تو، هر کجا زمینت زد

رسیده ای وسط کوچه بنی هاشم

صدای ناله خیرالنسا زمینت زد

صدای سیلی و آن گوشواره می آید

صدای سیلی او بی صدا زمینت زد

فدای گریه تو یا مروج العاشور

همیشه یاد غم کربلا زمینت زد

سری که گشت جدا از قفا شما را کشت

سری که رفت روی نیزه ها زمینت زد

میان شعله به یاد رقیه افتادی

کشید بند طناب و تو را زمینت زد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1397/04/17

امام صادق(ع)-شهادت


نه حرف من سخن هر فقیه آگاه است

عزای حضرت صادق شعائر الله است

بهشت مقصد هر دسته ی عزاداری ست

سلوک شیعه در این شاهراه، کوتاه است

مدینه منتظر دسته های سینه زنی ست

مدینه چشم به راه بقیة الله است

به ذوالفقار قسم فتح مکه نزدیک است

به شرطه ها برسانید بدر در راه است

بقیع جنت الاعلاست در سراسر روز

بقیع عرش خداوند در سحرگاه است

چراغ را چه حضوری در آن حریم شگفت

که ماه بنده و خورشید عبد درگاه است

چه شمع ها به بقیع از خجالت آب شدند

نگاه کردن قبر غریب، جانکاه است

به جعفر ابن محمد چنین نخواهد ماند

مدینه چشم به راه بقیة الله است



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


نیمه شب بود و عاشقی بیدار

مست حق بود و راحت از اغیار

نیمه شب بود و وقت راز و نیاز

بین سجاده بود، بین نماز

با تأسی به مادرش زهرا

دست خود برده بود سوی خدا

داشت همسایه را دعا می کرد

گره ها را دوباره وا می کرد

ذکرِ ارباب عالمین گرفت

بوسه از تربت حسین گرفت

ناگهان صحبت از تهاجم شد

خلوتش بین نعره ها گم شد

داد و فریاد، بی دلیل زدند

شعله بر خانه ی خلیل زدند

حرمت این حرم شکسته شد و

دست او بین خانه بسته شد و

پا شد از جای خود ولی افتاد

یاد مظلومی علی افتاد

از غریب مدینه دم می زد

وسط شعله ها قدم می زد

خاک و خاکستر از عباش تکاند

اشک بر مادرش دوباره فشاند

حرف داغِ گران زهرا بود

میخ در روضه خوان زهرا بود

پیر مردی وحید را بردند

آن محاسن سپید را بردند

باز هم روضه ها به کوچه کشید

آه... آقای ما بگو چه کشید؟!

پیر را طاقت دویدن نیست

می رود..‌. حاجت کشیدن نیست

فلک از غصه شرمگین شده بود

شیخ ما نقش بر زمین شده بود

پیکرش را چقدر آزردند

تا که شیخ الائمه را بردند

خوب شد بر سرش جدال نشد

غارت پیکرش حلال نشد

تشنگی تاب و قدرتش نگرفت

تیر و نیزه به قامتش نگرفت

رخش از خون تازه رنگ نشد

صورتش آشنا به سنگ نشد

خوب شد قاتلی سویش نرسید

پنجه ای بین گیسویش نرسید

خواهری با شکستنش نشکست

بر روی سینه اش کسی ننشست 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


نیمه شب بود که خورشید عبادت میکرد

حضرت نور به سر چشمه اشارت میکرد

صادق آل عبا گرم مناجاتش بود

ذکر حق موجب تسکین جراحاتش بود

گاه یادی ز غم و غربت حیدر میکرد

یادی از کوچه و از روضه مادر میکرد

ناگهان بر در آن خانه هجوم آوردند

باز هیزم به در شهرعلوم آوردند

نیمه شب بود که آتش به در خانه زدند

صادق آل عبا را چه غریبانه زدند

بال پروانه شکسته است به بالش نزنید

لااقل پیش رخ اهل و عیالش نزنید

نیمه شب بود که در دست طناب آوردند

نانجیبان به سوی خانه شتاب آوردند

دست ذریه ی زهرا و علی را بستند

دست آیینه ی ذات ازلی را بستند

پشت مرکب مگر این مرد کشیدن دارد؟

سالخورده است مگر پای دویدن دارد؟

وای از آن لحظه که او در پی مرکب افتاد

در همان حال به یاد غم زینب افتاد

یاد زنجیر و غل و دست و طناب افتاد و...

گذر قافله بر شام خراب افتاد و...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


آه از آن خصم که دشنام به آقا میگفت

عصبانی،،سخنِ زشت به مولا میگفت

مست بود و گهی از غِیظ تهاجم میکرد

حرف بد میزد و گه طعنه به طاها میگفت

وای از آن لحظه که حرف دهنش بدتر شد

ناسزا بود که بی وقفه به زهرا میگفت

نانجیب آنچه توانست به بُغضش افزود

ناصبی بود که اینگونه سخنها میگفت

صادق آل عبا را پیِ مرکب، دل شب

میکشید و به زبانی بد و بیرا میگفت

هر چه فرمود امام: عیب مگو می آیم

باز با خنده و تهدید و تَقلّا میگفت...

حیف که رخصت ذبحِ تو ندارم، وَرنه

فَرض بود آنچه مرا سید و مولا میگفت

پا برهنه پسر فاطمه را بُرد به قصر

دید منصور هم از قتلِ مسیحا میگفت

ناگهان صوتِ پیمبر به سَرایَش پیچید:

چه کسی بود ز قتلِ پسرِ ما میگفت!؟

وای اگر تیغ تو بیرون ز غلافت آید...

این نبی بود که اینگونه به اعدا میگفت

پس کجا بود پیمبر که به گودال آید؟

بشنَود شمر، چه با زاده زهرا میگفت

گاه میگفت سرت جایزه دار است،حسین!

گاه میزد به گلو، خَنجر و درجا میگفت…

زینت دوش نبی! وقت ملاقات شده!

زینت دوش نبی داشت خدایا میگفت

نالۀ فاطمه آمد که؛ بُنَیَّ قَتَلوک

ذَبَحوکَ وَ مِنَ الماءِ حسینا مَنَعوک



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


به منبر می‌رود دریا، به سویش گام بردارید

هلا! اسلام را از چشمه اسلام بردارید

مبادا از قلم‌ها جابیفتد واژه‌ای اینک

که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید

«سَلونی» را هدر کردند روزی مردمان، امروز

بپرسیدش! از اسرار جهان ابهام بردارید

الا ای شاعران! چشمان او آرایه وحی است

برای ما از آن باران کمی الهام بردارید

نسیم صبح صادق می‌وزد از گیسوی صادق

از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید

به فرزندان، به اهل خانه جز ایشان که می‌گوید

غلام خسته‌ام خفته، قدم آرام بردارید

اگر فرمان او باشد، نباید پلک برهم زد

به سوی شعله چون هارون مکّی گام بردارید

«رُویَّ عَن امامِ جعفر الصّادق لَه الرّحمَه...»

به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید

به جای حج به سوی کربلا رفتن خداجویی است

کفن باید به جای جامه احرام بردارید

اگر در گوش نوزادی اذان می‌خواند، می‌فرمود

که با آب فرات و تربت از او کام بردارید

میان شعله‌ها آیات ابراهیم می‌سوزد

میان گریه ختم سوره انعام بردارید



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


مائیم هدایت امام صادق

مدیون  روایت  امام صادق

ای کاش  که در مدینه بودیم همه

 در روز شهادت امام صادق



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


ناگهان سجّاده را از زیر پایش می کِشند

مثل حیدر در میان کوچه هایش می کشند

نامسلمان ها به فکر سنّ وسالش نیستند

پابرهنه،بی عمامه ،بی عبایش می کشند

بی مروّت ها سوار مرکب و دنبال خویش

پیرمردی را پیاده ، بی عصایش می کشند

با طناب و دست بسته،سیلی و آتش به در

لحظه لحظه عکس مادر را برایش می کشند

نای رفتن را ندارد در تنش اما به زور

درمیان کوچه زیر دست وپایش می کشند

روضه ها را در خیالش هی مجسم می کنند

از مدینه ناگهان تا کربلایش می کشند

زینت دوش نبی افتاده بی سر بر زمین

وای بر من از کجاها تا کجایش می کشند

شاه غیرت روی خاک افتاده و بی غیرتان

نقشه ی حمله به سوی خیمه هایش می کشند

چون نمی برّید خنجر حنجرش را از جلو

ناکسان این بار خنجر از قفایش می کشند

کاروان عصمت و توحید را -نامحرمان-

کربلا تا کوفه وشام بلایش می کشند

اشک دختر بچه ای یک شهر را بر هم زده

با سر باباش جان را از صدایش می کشند

در قنوتش رفته در فکر تمام روضه ها...

ناگهان سجاده را از زیر پایش می کشند



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


باید اول خانه را در می زدند

از در و دیوار بالا آمدند

پیر ما مشغول با معبود بود

روی چشمش چشمه بود و رود بود

با خدا مشغول در راز و نیاز

سمت او درهای رحمت باز باز

ناگهان دست جفا پای ستم

بی دلیل آرامشش را زد به هم

هتک حرمت کرد آن دلداده را

می کشید از زیر پا سجاده را

هر چه می شد ظلم و غم پیوسته شد

باز هم دست امامی بسته شد

پا برهنه بی عمامه بی عبا

می کشیدش در میان کوچه ها

او پیاده دشمنش بر مرکبش

ذکر زهرا بود دائم بر لبش

نیمه شب بود و ندیدش هیچ کس

پیر بود و بند می آمد نفس

روضه تا اینجا که با من یار شد

واژه هایی در دلم تکرار شد

نیمه شب،پای برهنه،قلب زار

آه، یک مظلوم، یک دشمن سوار

یادم آمد دختری در راه شام

دختری شمس حسین و ماه شام

با دلی از دوری بابا غمین

خواب بود از ناقه آمد بر زمین

تا به خود آمد بیابان بود و او

اشک بود و ماه تابان بود و او

پا برهنه نیمهءشب بی پناه

حرف می زد با خدا با اشک و آه

ای که هستی رازق الطفل الصغیر

ای خدای راحم الشیخ الکبیر

ای که نازل گشته بر ما خیر تو

من چه کس را دارم اینجا غیر تو؟

یا غیاث المستغیثین یا رحیم

رحم کن بر حال این طفل یتیم

بر مشامش ناگهان بویی رسید

بوی جنت بود و بانویی رسید

می رسید از عرش بر روی زمین

مهربان بود و جوان بود و حزین

روی زانویش نشست آرام شد

چشمهایش را که بست آرام شد

روی زانویش که دختر را نشاند

خاکهای گیسویش را می تکاند

دید رویش زخم و پایش زخم بود

بسکه نالیده صدایش زخم بود

دید می لرزد تمام پیکرش

می کشید آرام دستی بر سرش

گفت ای رویای شبهای حسین

ای گل خوشبوی زیبای حسین

زینت آغوش ماه علقمه

جای تو بر دوش ماه علقمه

من نبینم اینچنین تنها شدی

نیمه شب درمانده در صحرا شدی

کاروان رفته خدا با ما که هست

نیست بابا پیش تو زهرا که هست

دخترم غمگین مشو مثل همیم

هر دو بی تاب و کبود یک غمیم

من علی گفتم تو هم گفتی حسین

زیر باران ستم گفتی حسین

من علی گفتم دل صحرا زدم

دست رد بر سینه دنیا زدم

من علی گفتم دو چشمم تار شد

تو پدر گفتی و کارت زار شد

دخترم گفتی حسین آنها زدند

من علی گفتم مرا با پا زدند

جای یک زخم است بر ابروی ما

درد دارد دخترم پهلوی ما

ناگهان برخواست از صحرا غبار

می رسید از دور نامردی سوار

تا که دختر پا شد و آمد به خود

ای زبانم لال شد آنچه که شد...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


با اصول و فقه خود بنیانگذار شیعه بود

بعد جد بی سپاهش عهده دار شیعه بود

سربه نی، قرآن به نیزه، چادر خاکی و صلح....

با تاسف قبل او این روزگار شیعه بود....

آمد و برداشت شمشیر پر از اعجاز را

در حقیقت مکتب او ذوالفقار شیعه بود

با وجود دستهای پر ز خیر و برکتش

گفتن ذکر علی هرروز کار شیعه بود

رهنمود و حرفها و رنج بی حدش نبود

بی گمان وضع بدی در انتظار شیعه بود

زیر دین اوست علم و عاشقی و معرفت

جابرش از چهره های ماندگار شیعه بود

خاکی و بی گنبد و بی سایبان و....بگذریم

کاش میشد لااقل قبرش کنار شیعه بود



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


بردند  برای همه  دنیا  خبرش را

غمنامه ای ازسرخی چشمان ترش را

حتی رمقی نیست به دستان ضعیفش

آتش زده زهری همه ی بال وپرش را

هم سن زیادش سبب خستگی اش شد

هم شعله زده زهر تمام جگرش را

اطفال و عیالش همگی دل نگرانند

سوزانده ز آهش همه ی دوروبرش را

آنشب که پی مرکب دشمن به زمین خورد

آن شب که شکستند گمانم کمرش را

بی حرمتی وبی ادبی شد به مقامش

بدجور شکستند دل شعله ورش را

آنقدر تنش آب شده گوشه ی بستر

دیدند  همه  حال بد محتضرش را

عمریست برای دل خود روضه گرفته

پرکرده غم کوچه فضای سحرش را

سخت است برایش که فراموش نماید

آن مادر و آن ناله ی درپشت درش را



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


تا نگاهش را به روی قرص ماه انداخته

ماه را در فهم خود در اشتباه انداخته

روزگارش مثل شبهای پر از مهتاب شد

هرکسی چشمی در این چشم سیاه انداخته

نه فقط یوسف، که دست بی وفای روزگار

صادق آل علی را هم به چاه انداخته

باز هم تکرار کرده روزگار آن کوچه را

پشت درب خانه ای آتش به راه انداخته

چل نفر را دیده که پشت درِ یک خانه اند

چون به کوچه از شکاف در نگاه انداخته

زهر هم مانند میخ تیز اما از درون

خویش را بر پهلوی یک بی گناه انداخته

زهر کاری کرده که شیخ الائمه وقت وعظ؛

بین هر حرف خودش صدبار آه انداخته

زهر کاری کرده که فرزند مثل مادرش

گاه بالا برده دستش را و گاه انداخته

پیرمردی خسته در گودال حجره با عطش

کربلای  دیگری امشب به راه انداخته

هر امامی بارگاهش قد کشیده، این امام؛

زیر پای زائرانش بارگاه انداخته

بارگاهی از سکوت و مرقدی از جنس دل

بر فرازش گنبدی از جنس ماه انداخته



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


باز هم کوچه و یک لشکر بی عمامه

باز افتاده وسط حیدر بی عمامه

دود از یک طرف و هلهله از سمت دگر

کوچه لبریز شد از یک سر بی عمامه

سال ها پیش علی را به میان آوردند

حال افتاده میان، جعفرِ بی عمامه

باز این بیت پر از زخم ، همین بیت کبود

می کند گریه در آن محشر بی عمامه

کوچه وصل است به گودال پر از خنجر و خون

کوچه وصل است به یک حنجر بی عمامه

زیر شمشیر به آن جد غریبش می گفت:

به فدایت شوم ای مضطر بی عمامه

ارباً ارباست دلم مثل غزلهای فرات

ارباً ارباست چنان اکبر بی عمامه

گفت ای تیر سه شعبه تو چه کردی که چنین

مانده بر دست خدا اصغر بی عمامه؟

گفت ای تیغ چه کردی تو که پرپر میزد

ساقی تشنه لب پرپر بی عمامه؟

السلام ای نفس سوخته ی کرببلا

السلام ای سر خونین ،سر بی عمامه

به فدای تن سمکوب پر از خاک و شن ات

به فدای دلت ای سرور بی عمامه

کاش جای تو سر از پیکر من می بردند

جد مظلوم من ای رهبر بی عمامه



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت-بصیرت

سید محمد مهدی شفیعی -سید علیرضا شفیعی -جواد شیخ الاسلامی-سعید تاج محمدی-محمد رضا شفیعی


"بر جبین آسمان آثار غم شد آشکار

اشک می ریزند نم نم ابرهای داغدار

در میان سنگها آیینه ای تنها شده

روضه ی تنهایی اش هرگوشه ای برپا شده

غرق باران است هرکس جان او لایق شده ست

 باز عالم سوگوار حضرت صادق شده ست"

حضرت صادق که جان ما فدای درس او

دانش‌آموزان او هستیم و پای درس او

"یادگار مصطفی را قوم سرکَش می کِشند

خانه ی وحی و نبوت را به آتَش می کِشند

باز در چشمم غم مولا مجسم می شود

روضه های مادرش زهرا مجسم می شود

قصه ی تلخ هجوم گرگ ها بر خانه ای

ماجرای شعله و بال و پر پروانه ای

وای من شیخ الائمه بی عمامه بی ردا

زنده شد در خاطر من روضه های کربلا

آنچه پیرش کرده داغ کشته ی کرب و بلاست

آنچه دائم پیش چشم اوست شرح روضه هاست

روضۀ آن پیکر عریان به روی خاک ها

 بر سر او زخم ها بر پیکر او چاک ها

بر تن فرزند زهرا رد مرکب مانده است

داغ این بی حرمتی بر جان زینب مانده است

حاصل این روضه ها تنها نه اشک و آه ماست

خون اهل بیت پیغمبر چراغ راه ماست"

خون حق نورست و در ظلمت چراغ راه ماست

تا قیامت راه ما از راه  خفاشان جداست

راه ما راه علی راه حسین بن علی ست

شاهراه ما درین بیراهه ها امر ولی ست

زور و تزویر و زر و عصیان کجا؟ایمان کجا؟

دین سلمان ها کجا دین ابوسفیان کجا

پیش روی ما به جز آیینه ی اسلام نیست

درد ما رد یا قبول نامه ی بر جام نیست

مرگ بر اسلام آمریکایی و مکر یهود

بشنوید این نعره های مرگ بر آل سعود

مرگ بر لبخندها و بر خیانت های گرگ

بر جنایت های آمریکای شیطان بزرگ

بار دیگر جنگ احزاب است و میدانی خطیر

این سوی میدان علمداریست بیدار و دلیر

شیعه را دشمن شناسی و تبرا باورست

شیعه را اینک کسی از نسل حیدر رهبر است

باز با نام حسین فاطمه، غوغا کنیم

جان خود نذر حریم زینب کبرا کنیم

شام با ویرانه هایش خطبه خوان درد هاست

گرچه چندی میشود جولان گه نامرد هاست

دیگر از دست علمداری نمی افتد علم

چشم ناپاک حرامی ها نیفتد بر حرم

باز هم یک دجله ی دیگر ، عطش آورده است

کودکانی را که دریا با خودش آورده است

آن طرف در سازمان لال ها خون می خورند

کودکان را این طرف چون حرمله، سر می برند

از غم هم کیش خود داریم می‌میریم ما

آه و صد افسوس مشکی پوش کشمیریم ما

راه ما راه شهیدان، حرف ما حرف امام

جنگ با مستکبرین تا رفع فتنه، یک کلام

فاش می‌گوییم خط قرمز ما فتنه است

فتنه‌ای که قلب مولا قلب امت را شکست

در صفوف ما، به غیر از شور بیداری مباد

در دل ما، جز شمیم و عطر هشیاری مباد

هر که یار فتنه شد، آگاهش از این کار کن

هر که در این راه خوابش برد را بیدار کن

خادمانی که برای میزشان دلواپسند!

پس کجا و کی به درد مردم خود می‌رسند؟!

وای اگر ایمان ما صرف بده بستان شود

باز بیت المال, بیت الحال نااهلان شود

بارالها! تشنه‌گان قدرت از ما نیستند

تشنه‌گان خدمت تو، اهل دنیا نیستند

با جهاد و صبر، آری فتح در دستان ماست

دست شیطان کی مگر بالاتر از دست خداست؟!

راه ما تا روز آخر راه سرخ کربلاست

پس بپاخیزید یاران وقت عاشورای ماست

در میان باد و توفان در میان فتنه ها

شیعه هرگز گم نخواهد کرد راه خویش را



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


بر گرده ی خود مثل علی نان و رطب داشت

صادق همه صبح است چه در خلوت شب داشت

شب تیره و تار و ظلمات است، پر از ظلم

صد سال پر از ظلمت جهلی که عرب داشت

می رفت که خاموش شود مشعل توحید

اسلامِ  وَ أکملتُ لکُم رو به عقب داشت

برخاست کسی مکّی و کوفی به فدایش

آوازه چنان داشت که تا شام و حلب داشت

در محضر او این همه شاگرد عجب نیست

بر تیغ علی این همه زنگار عجب داشت!

چون جابر حیّان کسی اسرار ندانست

جز آن که به درگاه تو زانوی ادب داشت

هفتاد و دو تا یارت اگر بود چه می شد

تیغ تو و پستوی نهان خانه سبب داشت

از صبح بپرسید که صادق به چه معناست

با عشق بگویید که یارم چه لقب داشت



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


بگو برای من ای شعر از زمانهٔ او

کدام بیت مرا می‌برد به خانهٔ او

شبی دلم به هوای زیارت آمده است

مگر قرار بگیرد در آستانهٔ او ...

از او بپرس به عقلم نمی‌رسد اصلاً

که چیست فلسفهٔ عشق بی‌کرانهٔ او

خوشا به حال عبایی که در کشاکش باد

گذاشته‌ست سرش را فقط به شانهٔ او

گذشته‌ها نگذشته‌ست باقی است هنوز

زبانه می‌کشد آتش از آشیانهٔ او

بگو چگونه از این شهر صبح صادق رفت

بگو برای من از رفتن شبانهٔ او

نه از غم است که من گریه می‌کنم امشب

فقط به خاطر لبخند صادقانهٔ او...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


جمعیت بیشتر از قبل شتاب آوردند

هیزم آورده و با قصد ثواب آوردند

روضه خوان گفت که یکبار دگر ابراهیم

رفت در آتش و این قوم عذاب آوردند

آنچه این شهر مسلمان سر پیرش آورد

کافران کی به سر اهل کتاب آوردند؟!

گفت این کوچه همان است و همان در، اینها

مثل آن روز لگد را به حساب آوردند

بر سر چیدن گل ولوله شد آخر هم

از میان در و دیوار گلاب آوردند

گفت پیر است و قرار است که او را ببرند

دست بردند به شمشیر و طناب آوردند

ناگهان گریه شد و گفت که نیّت کردند

بکنند آنچه سر طفل رباب آوردند

مثل هر بار که از کرببلا می خوانند

روضه خوان حنجره اش خشک شد، آب آوردند



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


چه شد که در افق چشم خود شقایق داشت

مدینه‌ای که شب پیش صبح صادق داشت

میان حوزهٔ علمیه اختلاف نبود

که بهر رحلتش استاد، میل سابق داشت

و تا همیشه دگر بی‌مراد می‌مانند

چهار هزار مریدی که مرد عاشق داشت

به سمت مغرب اگر رفت عمر خورشیدش

هزار قلّهٔ پر نور در مشارق داشت

چه با شُکوه غم خود به دل نهان می‌کرد

چه شِکوه‌ها که از آن فرقهٔ منافق داشت

به غیر داغ محرم گلی ز باغ نچید

چقدر روضهٔ گودال در دقایق داشت

خلیل بود ولی آتشش سلام نشد

همان که در نفسش عطری از حدائق داشت

هزار طائفه آمد هزار مکتب رفت

و ماند شیعه که «قال الامامُ صادق» داشت

سخن به محضرش این است ای حقیقت علم

ندیده چشم زمانه طلوع این همه حلم

کدام بغض گلوگیر در پگاهت بود

که رو به پنجرهٔ آسمان نگاهت بود

هنوز در تب شمشیر علم و حکمت توست

حریم مدرسه‌هایی که رزمگاهت بود

گواه گفته‌ام این نخل‌ها که همچو علی

شب مدینه پر از بغضِ سربه‌چاهت بود

نمانده جز گل لاله به باغ ابراهیم

که بین خانه فقط شعله‌ها پناهت بود

چنان به نیمه‌شبی می‌شکست حرمت تو

که قلب دشمن تو نیز عذرخواهت بود

چه خوب می‌شد اگر دست کم سه شمع و ضریح

به قبر سادهٔ ارواحُنا فداهت بود

برای غصهٔ تو کاش جای صبری بود

و دست کم به مزار تو سنگ قبری بود



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء