امام صادق(ع)-شهادت


به غمزه ای نظرت صد مه و ستاره کشید

 نظارۀ تو ابوحمزه و زراره کشید

غریب هستی و چون مادرت نشد آقا

 سر مزار شما گنبد و مناره کشید

به زخم های دلت مرهمی نشد پیدا

 که زهر از جگرت طرح پاره پاره کشید

تو را میان دعا، بی نمازها بردند

 تو را پیاده به کوچه یکی سواره کشید

میان کوچه تن خسته ات زمین تا خورد

 نکرد رحمی و دشمن تو را دوباره کشید

سریع خانه برو دختر تو ترسیده است

 که ارث مادریت را کسی شراره کشید

گرفته خانۀ تو رنگ خیمه های حسین

 دوباره گریۀ چشمت به سوگواره کشید

دوباره آتش و خیمه غروب عاشورا

 دوباره کرببلا را به استعاره کشید

تمام اهل و عیالش فرار می کردند

 و دختری که خودش را به یک کناره کشید

به چند زخم پدر مرحمی ز گریه گذاشت

 دوباره در بر خود جسم پاره پاره کشید

به پیش پیکرش از دشمنی شکایت کرد

 که معجر از سر و از گوش گوشواره کشید

×××

بر گرفته از سایت بی پلاک




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 05:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

فصل غم آمده زمان عزاست

کنج سینه شراره ها دارم

رخت ماتم به تن نمودم و باز

بین چشمم ستاره ها دارم

 

آسمان نگاه غم بارم 

رنگ و بوی مدینه را دارد

هر چقدر آه هم اگر بکشم

از تب سینه باز جا دارد

 

آن که یک عمر پای مکتب خود

روضه می خواند و عاشقانه گریست

گریه هایش شبیه باران بود

آن امامی که صادقانه گریست

 

ظلم تاریخ باز جلوه نمود

وقت تکرار قصه شومی ست

با تبانیِ آتش و هیزم

جاری از چشم، اشک مظلومی ست

 

آتش دشمنان به پا شده در

خانه ای در میان یک کوچه

می رود بی عمامه مردی در

غربت بی امان یک کوچه

 

داغیِ سینه می کند باور

با نفس هاش آه سردی را

خاک این کوچه ها نمی فهمند

غربت اشک پیر مردی را 


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

آئینه بود و سنگْ دلش را شكسته بود

عمری به پایِ لحظه ی مرگش نشسته بود

آن شب دلش برای زیارت گرفته بود

از شوقِ وصل، بندِ دل از هم گسسته بود

صادق ترین سروده ی دیوان كردگار

از آن همه دروغ از آن شهر خسته بود

تكرار قصه ی علی و بند و كوچه هاست

روشن ترین دلیل همان دست بسته بود

پای پیاده در پی مركب امام عشق

انگار روی اسب، مغیره نشسته بود

بر خاك خورد و گفت كه ای وای مادرم!

آن شب، شبِ زیارت پهلو شكسته بود




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت 


افتاده خزان در چمن حضرت صادق

یثرب شده بیت الحزن حضرت صادق

افسوس که از آتش زهر ستم خصم

شد  آب تمام  بدن  حضرت  صادق

بالله قسم اهل مدینه نشنیدند

جز حرف خدا از دهن حضرت صادق

افسوس که دیگر عرق مرگ نشسته

بر برگ گل یاسمن حضرت صادق

سر تا به قدم گوش شده شهر مدینه

در آرزوی یک سخن حضرت صادق

جا دارد اگر در غم  آن پیکر رنجور

خون گریه کند پیرهن حضرت صادق

مسموم شد از زهر، ولی زیر سم اسب

پامال  نگردید  تن  حضرت  صادق

گردید درِ غصّه به روی همگان باز

شد بسته چو بند کفن حضرت صادق

قبر و حرم و زائر او هر سه غریبند

در شهر و دیار و وطن حضرت صادق

"میثم" همه گریان حسین اند اگر چه

گریند به یاد محن حضرت صادق




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


حضرت موسی‌بن‌جعفر، گفت با اطرافیان:

در همان منزل كه صادق، داد مظلومانه جان

تا سحر، هر شب چراغ حجره‌اش، روشن كنید

راضی از این كار، قلب داغدار من كنید

جای دارد گویم اكنون، ای امام هفتمین

این زمان، آرامگاه حضرت صادق ببین

آن حریم بی‌چراغ و خلوت و بی‌زائرش

چون كلام‌الله بی‌جلد است، قبر طاهرش

بارگاه آن جناب از كینه‌ی دشمن خراب

روز و شب در معرض باران و باد و آفتاب

در شگفتم، دشمن آیا شرم از زهرا نكرد

كاین بنای علم و تقوی را چنین ویرانه كرد

می‌كشد غیرت مرا، ای حجت ثانی‌عشر

تا به كی مظلوم و بی‌كس، عترت خیر البشر؟

دشمن از هر سو، به قصد محو قرآن در كمین

العجل، ای مجری عدل خدائی در زمین

تا به كی در انتظارت چشم یاران اشكبار

بی‌تو ای دلبند زهرا، شد خزان صدها بهار

العجل، ای چشمه‌ی فیاض و لطف دائمه

این توئی، تنها، تسلی‌بخش قلب فاطمه

من «حسانم» ریزه‌خوار خوان احسان توام

هر كجا در سایه‌ی لطف تو، مهمان توام




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت 


آسمان است و زمین دور سرش می گردد

آفتاب است و قمر خاك درش می گردد

این قد و قامت افتاده درخت طوبی است

این محاسن به خدا آبروی دین خداست

این حرم خانه ی زهراست مسوزانیدش

این حسینیه ی دنیاست مسوزانیدش

شعله پشت حرم فاطمه زاده نبرید

پسر فاطمه را پای پیاده نبرید

آی مردم بگذارید عبا بردارد

پیرمرد است و خمیده است عصا بردارد

ببریدش، ببرید از وسط مردم نه

هر چه خواهید بیارید ولی هیزم نه

بگذارید لبش یاد پیمبر بكند

وسط شعله كمی مادر مادر بكند

از مسیری ببریدش كه تماشا نشود

چشمی از این در و همسایه به او وا نشود

اصلاً این مرد مگر پای دویدن دارد؟

پیرمردی كه خمیده است كشیدن دارد؟!

شعله ی تازه به چشمان غمینش نزنید

آسمان است و در این كوچه زمینش نزنید

شاید این كوچه همان كوچه ی زهرا باشد

شاید آن كوچه ی باریك همین جا باشد

شاید این كوچه همان جاست كه زهرا اُفتاد

گر چه هم دست به دیوار شد اما اُفتاد

این قبیله همگی بوی پیمبر دارند

در حسینیه ی خود روضه ی مادر دارند

×××

برای دریافت صوت این شعر توسط حاج محمود کریمی  اینجا را کلیک کنید




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


جگری شعله شد و سوخت و خاکستر شد

شمع خاموش شد از باد و گلی پرپر شد

باز هم زهر نشست و بدنی گشت کبود

باز یاسی به زمین ریخت و نیلوفر شد

مو سفیدی به زمین خورد و به او خندیدند

پیرمردی ز نفس ماند و کمانی تر شد

خانه ی سوخته را بار دگر سوزاندند

باز تکرار غم آتش و دود و در شد

همه بر مرکب و من در پی شان روی زمین

بین این آه فقط ناله ی من مادر شد

دست من بسته و از داغ غمت افتادم

یاد دستت که به دنبال علی پرپر شد

یاد دستان یتیمی که به امید پدر

بین زنجیر ترک خورد و کمی لاغر شد

گوشواره، گلِ سر رفت ز یادش اما

در عوض روضه ی او غارت انگشتر شد

××× 

برای دریافت صوت این شعر توسط حاج مهدی میرداماد اینجا را کلیک کنید




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

کاش من هم به لطف مذهب نور

تا مقام حضور می رفتم

کاش مانند یار صادقتان

بی امان در تنور می رفتم

 

علم عالم در اختیار شماست

جبر در این مسیر حیران است

چشم هایت طبیب و بیمارش

یک جهان جابر بن حیان است

 

روز و شب را رقم بزن آخر

ماه و خورشید در مُرکّب توست

ملک لا هوت را مراد تویی

آسمان ها مرید مذهب توست

 

قصه تکرار می شود یعنی

باز هم در مدینه عاشق نیست

کوچه در کوچه شهر را گشتم

هیچ کس با امام ، صادق نیست

 

خواب دیدم که پشت پنجره ها

روبروی بقیع گریانم

پابه پای کبوتران حرم

در پی آن مزار پنهانم

 

گریه در گریه با خودم گفتم

جان افلاک پشت پنجره هاست

آی مردم ! تمام هستی ما

در همین خاک پشت پنجره هاست

××× 

برای دریافت صوت این شعر توسط حاج محمود کریمی اینجا را کلیک کنید




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت 


دل من باز روضه می خواند، روضه ی غربت شقایق را 
روضه ی حرمت و شكستن را، روضه ی گریه های صادق را 
روضه ای را كه باز می خواهند، پر پروانه را بسوزانند 
اصلاً انگار شیوه ی خصم است، نیمه شب خانه را بسوزانند
وحشیانه هجوم آوردند، دشمنت داشت خنده سر می داد 
با طنابی كه بست دست تو را، تا كشیدند عمامه ات افتاد 
نه عبایی به روی دوشت بود، پا برهنه زِ خانه ات بردند 
ای محاسن سفید شهر رسول! خونِ دل اهل خانه ات خوردند 
بین آن كوچه ای كه باریك است، چه غم گریه آوری داری 
از زمین خوردن تو فهمیدم، چقَدَر ارث مادری داری 
ارث آن مادری كه در كوچه، صورتش در هجوم سیلی بود 
بعد از آن ضربه، سخت پا می شد، پلك هایی كه شد سیاه و كبود 
ولی آقا خیالتان راحت، بین آن كوچه ظلم باطل شد 
معجر مادر زمین خورده، بین صورت وَ دست حائل شد 
گر چه بردند وحشیانه تو را، تازیانه نخورد همسر تو 
خانه ات را اگر چه سوزاندند، زخم خاری ندید دختر تو 
گر چه بردند وحشیانه تو را، خواهرت بین كوچه دیده نشد 
از عقب بی هوا به پنجه ی باد، موی طفلت دگر كشیده نشد

×××

برای دریافت صوت این شعر توسط حاج محمود کریمی  اینجا را کلیک کنید




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت 


بقیع! باز كن آغوش روح پرور را

كه در برت بِكِشی میهمان آخر را

بقیع ! غسل زیارت كن و ضریح بساز

كه بوسه‌ها بزنی پیكری مطهر را

بقیع! این تنِ مولای سالخورده‌ی ماست

بگیر در بغل آرام یاس پرپر را

بدان كه شرح غم این غریب دشوار است

غمی كه كاسه‌ی خون كرد دیده‌ی تر را

بمیرد آنكه در این سنّ و سال زهرش داد

كه آتشی زد و سوزاند پای تا سر را

شرار زهر شبی را به خاطرش آورد

كه دید شعله‌ی بر چار چوبه‌ی در را

میان دود درِ خانه با لگد وا شد

كه باز زنده كند روضه‌های مادر را:

-چه ضربه‌ای كه سر و روی میخ را خون كرد

شكست شیشه‌ی عمر عزیز حیدر را-

بقیع ! روضه‌ی شیخ الائمّه سنگین است

ولی بیا كه بگویم از این فراتر را

چه گویم از شب و پای برهنه‌ی آقا؟

كه زنده كرد عزای سه ساله دختر را

چه گویم از غم آن نازدانه طفلی كه

میان همهمه گم كرده‌بود معجر را؟


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/06/21 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

  

پیرمردی که حضرت جبریل

زائر غربت نگاهش بود

کوچه ها را همین که طی می کرد

صد فرشته کنار راهش بود

 

با ارادت تمامیِ ارکان

پیش پایش خشوع می کردند

بر قد و قامت کهن سالی

آسمان ها رکوع می کردند

 

نَفَس قدسی پُر اعجازش

مایه ی اعتبار عیسا بود

جانمازِ فرشته بارانش

افتخار تبار عیسا بود

 

حرف هایش برادر قرآن

سخنش بوی انما می داد

از همان مال فاطمیِ خودش

خرجی راه کربلا می داد

 

در و دیوار خانه ی آقا

وقف مرثیه های عاشوراست

به خدا خانه نیست این خانه

این حسینیه ی بنی الزهراست

 

این حسینیه ای ست که مردم

از حضورش ستاره می گیرند

هر شب جمعه بین این خانه

روضه ی شیر خواره می گیرند


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


بارها سینه سوزان مرا سوزاندند

وقت و بی وقت دل و جان مرا سوزاندند

هر شب و نیمه شب آزار دلم می دادند

در خفا قلب پریشان مرا سوزاندند

سر سجاده اهانت به نمازم کردند

بر لبم آیۀ قرآن مرا سوزاندند

پا برهنه بِرُبودند مرا از حرمم

حرمت پیری و عنوان مرا سوزاندند

من به دنبال سر اَستَرشان ذکر به لب

سوز ذکر لب عطشان مرا سوزاندند

از غم مادر خود بی سر و سامان شده ام

که به کوچه سر و سامان مرا سوزاندند

گر چه دیدند که بر کرب و بلا می گریم

باز هم دیدۀ گریان مرا سوزاندند

به خدا بر جگرم زهر جفا مرحم بود

گر چه از کینه دل و جان مرا سوزاندند




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


نسیم سمت دمشق و عراق افتاده

به دست او خبری داغِ داغ افتاده

که جعفر بن محمد به فکر ترویجِ

اصول شیعه برای وفاق افتاده

چنان به بحث نشسته که بین مکتب ها

به غیر شیعه تماماً فراق افتاده

به یک روایت قال النّبی او حتی

سگ دوانقی از واق واق افتاده

هزار نخبه چنان جابر بن حیان هم

به خاک پای تو با اشتیاق افتاده

ولی مدینه ی بعد از سقیفه در راه است

دری دو مرتبه در احتراق افتاده

میان کوی بنی هاشم از دری دیگر

دوباره میخ به فکر طلاق افتاده

به بی پناهی گنجشک های شهر قسم

به یک درخت... نه... آتش به باغ افتاده

"رواق منظرچشمِ" تو شد که زهرایی

در آستانه ی در... در رواق افتاده

شنیده اند اگر کوچه را پسرهایش

برای این پسرش اتفاق افتاده

برای آتشی آماده کرده اند آن را

شبیه جسم تو هر جا اجاق افتاده

مسیر زهر درین سینه خوب معلوم است

به پنبه زار تن تو چراغ افتاده

بقیع گشت سرانجام کربلای شما

که مدتی ست بدون سراغ افتاده

به جای این که به روی دو پا بلند شود

بدون سر در و دیوار و طاق افتاده

بمیرم... آه... که حتی میان زوّارش

فضای دلهره و اختناق افتاده

شب شهادت تو این هم از غریبی توست

که سوی تو گذر یک کلاغ افتاده




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


آتش کشد زبانه ز دور و برم خدا

خاکسترش نشسته به روی سرم خدا

پور خلیلم و وسط شعله ها اسیر

این درد غربت است به جان می خرم خدا

دشمن غرور موی سپید مرا شکست

اما کسی نبود شود یاورم خدا

بی دردسر به شخصیتم لطمه زد عدو

مستانه خنده کرد به چشم ترم خدا

بیرون مرا چگونه ز خانه کشید و برد

  پیداست از کبودی بال و پرم خدا

صد شکر نیمه شب سر من بی عمامه شد    

یاد غرور آن سر بی معجرم خدا

وقتی که سوی چشم مرا ضرب او گرفت 

دیدم چگونه خورد زمین مادرم خدا

با دست بسته در نظر اهل خانه ام

یاد آور شکستگی حیدرم خدا

گر چه کسی نبود تماشا کند مرا

  در فکر کوچه گردی آن خواهرم خدا

غم های عمه عاقبت انداختم ز پا

   دیدی که داغ غربتش آمد سرم خدا




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد

جگرى سوخته یاد از جگر سوخته کرد

جگرى سوخته کز داغ بر افروخته بود

باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود

بر جگر آن که ولایت به موالى همه داشت

محنت کشتن اولاد بنى فاطمه داشت

آن امامى که لواى شرف افراخته بود

زهر منصور به جانش شرر انداخته بود

آه از آن روز که بگرفت ز طاغوت زمان

آتش از چار طرف خانه او را به میان

وندر آن خرمن آتش، ولى رب جلیل

راه مى رفته و می گفت منم پور خلیل

شعله را چون به در خانه تماشا مى کرد

یاد آتش زدن خانۀ زهرا مى کرد

آن که هم ظاهر و هم باطن ما مى داند

با دلش زهر چه کرده است خدا مى داند

چارمین قبلۀ عشق است به دامان بقیع

رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


ای کـل علـم از دم پــاکت روایتـی

هر نکتـه از کتـاب کمـال تـو آیتـی

بـا آن که بی‌حد است عنایات کبـریا

مثـل ولایــت تــو نبــاشد عنـایتی

علمت به علـم ذات الهی‌ست متصل

دریــای دانـش تــو نــدارد نهـایتی

در آفتـاب فضـل تـو عالم تمام غرق

در سایـۀ ولایـت تــو هــر ولایتـی

هر جمله از کلام تو شمعی ست دل فروز

هر نکتـه از لـب تـو چـراغ هـدایتی

جبریل، فرش گسترد از بال خویشتن

گوینـد در ثنـای تـو هـر جـا روایتی

صدها فرشته بر دهنش بوسه می‌زند

شیرین‌لبـی کـه از تو بگوید حکایتی

تو کیستی؟ وصـی نبـی، آیـت ششم

هشتم فروغ حسن خدا، حجت ششم

قـرآن نیازمنــد بیــان رسـای توست

وحی خدای عزّ و جلّ در صدای توست

تفسیر سوره‌هاش به مـا می‌دهد نشان

داری بــه آیـه‌ آیـۀ قـرآن تــو داوری

شیـخ‌ الائمــه‌ای و امامــان مـا همـه

دارنـد در ثنــات، دم مــدح‌ گستــری

گر ذوالفقـار، جـای قلـم در کفت نهند

دستت کنـد بـه بازوی حیـدر برابـری

بر حضرتت ز سـوی خدا دم‌ به ‌دم درود

بر خلق و خُلق و خوت سـلام پیمبری

در سایـۀ تـو ای ششمیـن حجّت خدا

شکر خدا که مذهب من هست جعفری

از جن و انس و حور و ملک، روز ابتدا

ما را بـه دوستـی تــو دادنـد برتـری

نه مالکی، نه شافعی استم نه حنبلـی

من با هدایت تو شدم شیعۀ علی


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت

  

من کیستم حقیقت حق را خزانه ام

بیرون ز مرز فکر و خیال و فسانه ام

بنیانگذار مذهب و مسند نشین علم

فیض مدام فلسفۀ عارفانه ام

سبط نبی و پور علی نجل فاطمه

الگوی صبر و صلح حسن را نشانه ام

آیینه دار نهضت سرخ حسینی ام

چون عابدین به نخل عبادت جوانه ام

بحر العلوم باب من است و سخا وجود

یک قطره ای بُود ز یم بی کرانه ام

استاد فقه و فلسفه منطق و اصول

پرچم فراز علم به قاف زمانه ام

با این همه جلال در این جوّ قیرگون

محصور کرده خصم ستم پیشه خانه ام

از یورش شبانه ابن الربیع پست

آید به ناله سنگ ز سوز شبانه ام

لرزد بسان بید تن اهل بیت من

تا می کشد ز خانه برون وحشیانه ام

آن بی حیا سواره و من با تن ضعیف

پای پیاده جانب مسلخ روانه ام

«ژولیده» را بگو که بگوید به سوز دل

من صادقم حقیقت حق را خزانه ام




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


شعله ها پشت در خانه ی حق برپا شد
زنده یکبار دگر داغ غم زهرا شد
گویی آتش زدن خانه در اینجا رسم است
خانه هایی که در آن نام علی احیا شد

×××

دست بسته دل شب هستی ما را بردند
پسر فاطمه را بار دگر آزردند
خانه ی فاطمه را بار دگر سوزاندند
بی عمامه پسر شیر خدا را بردند
×××

موسپید است دگر از تب و تاب افتاده
روی دستش چو علی رد طناب افتاده
دیده گریان شده یکبار دگر، مطمئنم
یاد لب تشنگی طفل رباب افتاده
×××

پشت مرکب بخدا از نفس افتاد دگر
نیمه ی شب بخدا از نفس افتاد دگر
پشت مرکب بخدا یاد غم کرببلاست
یاد زینب بخدا از نفس افتاد دگر
×××

با تشکر از آقای شهریاری برای ارسال این اشعار




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


ناگهان زلفِ پریشان تو را می گیرند

سر سجاده گریبان تو را می گیرند

تو در این خانه بنا نیست که راحت باشی

چند هیزم سر و سامان تو را می گیرند

وقت نعلین به پا کردن تو یک آن است

چون حسودند همین آنِ تو را می گیرند

دختران تو یقیناً ز کسی ترسیدند

بی سبب نیست که دامان تو را می گیرند

سعی کن بلکه خودت را بکشانی ور نه

ریسمان ها به خدا جانِ تو را می گیرند




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

منم آن دل که ز داغ تو به دریا می زد

روضه ات شعله به دامان ثریا می زد

مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند

پیر مردی که نفس در پی آن ها می زد

آن طرف گریه ی طفلان من و در این سو

خنده بر بی كسی ام دشمن زهرا می زد

نیمه جانی كه در آتش پیِ طفلانش بود

شعله وقتی ز در سوخته بالا می زد

آه از آن بزم شرابی که به یادم آورد

داغ آن زخم که نامرد به لب ها می زد

یاد آن طفل که زنجیر تنش مانع بود

تا ببیند که لبِ چوب کجا را می زد

همه ی قدرت خود جمع نمود اما دید

خیزران را به لب زخمی بابا می زد

ترکه اش گاه به رخ گاه به دندان می خورد

در عوض عمه ی ما بود که خود را می زد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


گلزار بقیع مدفنی را کم داشت

در هجر امام شیعیان ماتم داشت

می ریخت ز تابوت امام صادق

خاکی که مدینه بر سر عالم داشت




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 05:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


مردی غروب کرد وقتی افق شکست

خورشید دیگری جای پدر نشست

او یک امام بود هر چند بی قیام

او یک رسول بود جبریل شاهد است

در آخرین کلام حرفش نماز بود

او جعفر خداست، پیری که بود و هست

از ترس بشکند دشمن نماز او

این یک نماز نیست تیغی است روی دست

از پای منبرش بستند دست او

قومی عبا به دوش جمعی قلم به دست

آتش چه می کند با خانۀ خلیل

کاذب چه می برد از صادق الست

حرف از ثواب شد تشییع آمدند

ای دهر نابکار ای روزگار پست

زیر جنازه اش جمعند عده ای

فامیل بی نماز یا با نماز مست

کاش از ره ثواب جمعی به کربلا

تشییع شاه را بودند پای بست

وقتی افق شکست رأسی طلوع کرد

منبر سنان شد و واعظ بر آن نشست




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

عالم ز آه، تیره تر از صبح محشر است

خونِ جگر به دیده ی آلِ پیمبر است

شهر مدینه گشته عزاخانه ی وجود

رخت سیاه بر تن زهرا  و حیدر است

گفتم چه روی داده که از خاطرم گذشت

امشب شب یتیمی موسی بن جعفر است

گِریَند بر امام ششم هفت آسمان

در نُه فلک قیامتِ عظمای دیگر است

جسمی که آب شد ز جفا زیر خاک رفت

در قلب آب و خاک از این داغ آذر است

خواهی اگر که بوسه زنی بر مزار او

قبرش کنار تربت زهرای اطهر است

آتش زدند خانۀ او را حرامیان

این اجر خوبی پدر و ارث مادر است

جز تل خاک نیست نشانی از آن مزار

الحق که ننگ آل سعودِ ستمگر است

قامت خمیده، تن شده مانند شمع آب

این شاهد جنایت منصور کافر است

بر او بریز اشک که این گریه نزد حق

با گریه بر حسین ثوابش برابر است

با آن که بسته است به رویش درِ بقیع

"میثم" هماره چشم امیدش به این در است




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


مرغ دلم که شاخه ی طوباست جای او

ویرانه ی بقیع  بوَد مدّعای او

خواهد در آن دیار مقدّس کند مقام

اندر جوار صادق و نالد برای او

خواهد به تربتش که خراب است و بی چراغ

سوزد چو شمع و گریه کند در هوای او

خواهد به گرد مرقد بی زائرش مدام

پروانه وار گردد و جوید رضای او

خواهد ز داغ خون شده با قطره های اشک

آید برون ز چشمِ ترم در عزای او

آن کس که بود لطف و وفا پای تا به سر

زهر جفا بسوخت ز سر تا به پای او

یا رب چه کرده بود که منصور کینه جوی

خون کرد از ستم دلِ غم مبتلای او

در نیمه شب که دیده ی مردم به خواب بود

دشمن ز بام خانه شد اندر سرای او

بیرون کشید با سر و پای برهنه اش

رحمی نکرد بر تن درد آشنای او

شرح مصائبش نتوانم که هیچ کس

آگاه نیست از غم او جز خدای او

یا رب به حقّ فاطمه دست امید ما

کوته مکن ز دامن مهر و ولای او

هر کو گریست همچو «مؤید» از این عزا

بخشد خدا به حضرت صادق خطای او




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


آتش گرفته بار دگر آشیانه ات

چون شعله ها گرفته ام امشب بهانه ات

هر گوشه ای كه می نگرم خاطرات توست

اینجا پُر است گوشه به گوشه نشانه ات

دیوار و دود و آتش و لبخندهای شوم

حالا شده ست خانه ی من روضه خانه ات

امشب كه كودكان ز پی ام گریه می كنند

افتاده ام به یاد تو و نازدانه ات

یك سو تویی و عمه ام و گریه های او

یك سو كسی كه باز زند تازیانه ات

آخر جدا شد از كفِ تو دامن علی

ای وای من شكسته مگر دست و شانه ات




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


از ازل دَرد به پیمانۀ خوبان كردند

دل عاشق شده را كلبه احزان كردند

هر كسی را كه به عالم سر حشمت خواهی است

لطف كردند و شبی خادم سلطان كردند

سفره ای وسعت صدق تو گشودند به دهر

انبیا را سر احسان تو مهمان كردند

همه آفاق گرفته است به خود رنگ تو را

با وجودی كه همه فضل تو كتمان كردند

در تو دیدند ملائك صفت خالق را

علت این است اگر، سجده به انسان كردند

بر سر سفره دونان نكشم منت نان

من همانم كه به من لطف فراوان كردند

هشتمین آینۀ وجه خدائی، صد حیف

شش جهت ظلم به تو حضرت جانان كردند

دل شب بود كه گنجینۀ دین را بردند

عده ای كفـر صفت، سرقت ایمان كردند

پا برهنه عقب اسب دواندند تو را

آسمان را پس از این حادثه گریان كردند

گر نبودی، اثر از روضۀ ارباب نبود

خلق با حنجر تو ذكر «حسین جان» كردند




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


اگر چه اصل و نسب از تبار اُلفت داشت

به بی وفائی این روزگار عادت داشت

دوباره سینه ی دریائی اش پر از غوغاست

که بین آن همه شاگرد باز هم تنهاست

شب و سکوت و مناجات دل نوازش بود

فضای شهر پر از عطر جانمازش بود

ز سوز اشک، تن پیرمرد می لرزید

وَ پا به پای تنش خاک سرد می لرزید

نشانه ها همه آیات شام آخر بود

که این همه به لبش ذکر وای مادر بود

سر نماز و دعا بود دوره اش کردند

چقدر مردم این قوم پست و نامردند

چقدر ساده شکستند خلوت او را

وَ زیر پای نهادند حرمت او را

طناب و این همه آدم دگر برای چیست؟

برای بردن یک پیرمرد لازم نیست

دوباره داغ مدینه خدا به خیر کند

امام و دشمن و کینه خدا به خیر کند

برو فرشته بیاور عبای آقا را

دوباره جفت نما کفش های آقا را

کسی نمی دهد این جا بها به موی سپید

که باز کار امامی به قتلگاه کشید

امام پیر پیاده نفس نفس می زد

زمین که خورد اجازه نداشت برخیزد

به روی خاک کشیدند جسم مولا را

دوباره تازه نمودند داغ زهرا را

شبانه رفت و غریبانه تا خدا پر زد

از این قفس وَ از این شهر بی صفا پر زد

دوباره باز عزا بین عرش بر پا شد

امام پیر هم از بی حرم ترین ها شد




موضوع: شهادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 04:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


ای به صدقت تا صف محشر سلام از صادقان

وی درخشیـده کـلامت در کـلام صادقان

نـام زیبـایت عیـان در صـدر نـام صادقان

هم امـام صـادق استـی هـم امام صادقان

مکتب علم تـو بـا طی زمان پر نورتر

در صداقت از تمام صادقان مشهورتر

بوسه‌های علـم، گل کردنـد بر لعل لبت

آسمان پیچد به خود در لحظۀ تاب و تبت

می‌بـرد دل از دعــا آوای یـا رب یـا ربت

بحر نامحدود رحمت حاصل اشک شبت

کرسی درس تو را جبریل، دربانی کند

حضرت باقـر تو را بایـد ثناخوانی کند

آسمـان بـا وسعتش زیر پـر و بال شماست

ذوالجلالید و جهان مبهوت اجلال شماست

روزهـا روز شمـا و سال‌هـا سال شماست

علم، هر چه پیشرو گردد به دنبال شماست

طلعت زیبایتـان مـرآت حُسـن ابتــداست

هر کلام از حرفشان یک جلوه از نور خداست

ای مسیحا جاری از لعل لب خندان تو

عالمـان دهر، خـاک راه شاگردان تو

آفتاب فضل و دانش چهرۀ حمران تو

علـم شیمـی یادگـار جابـر حیـان تو

مؤمن طاقت به عالم حسن سیرت می‌دهد

بوبصیـرت خلـق را نـور بصیـرت می‌دهد


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


آنان كه شكوه در حقایق دیدند

گل را ورقی ز حُسن خالق دیدند

پُر نورترین ستارۀ دنیا را

در آینۀ امام صادق دیدند

×××

جهل بشر از دانش تو كاسته شد

آئینه علم از تو پیراسته شد

از گلشن وحی بس كه گُل پاشیدی

گل زار علوم از تو آراسته شد

×××

خواهی به حضور دوست لایق باشیم    

 باید که به راه عشق عاشق باشیم

 با پیروی از راه امـام صــادق

ای شیعـه بیا مُحب صادق باشیـم




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


پیربزرگ طایفه بود و کریم بود

در اعتلای نهضت جدش سهیم بود

مسندنشین کرسی تدریس علم ها

شایسته ی صفات حکیم وعلیم بود

نوح وخلیل جمله مریدان مکتبش

استاد درس حکمت و پند کلیم بود

بر مردمان تب زده ی شهر شرجی اش

عطر مبارک نفسش چون نسیم بود

زحمت کشیدو باغ تشیع شکوفه داد

مسئول باغبانی باغی عظیم بود

قلبش شبیه شیشه ی تنگ بلور بود

عمری به فکر نان شب هر یتیم بود

از ابتدای کودکیش تا دم وفات

نزدیکی محله ی زهرا مقیم بود

منت نهادو آمدو ما پیروش شدیم

امروز اگر نبود، شرایط وخیم بود

تازه سروده ام غزل مدحتش ولی

یادش میان قافیه ها از قدیم بود




موضوع: شهادت امام صادق(ع)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/17 | 07:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 ::      ...   3   4   5   6   7   8  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو