امام صادق(ع)-شهادت

  

پیرمردی که حضرت جبریل

زائر غربت نگاهش بود

کوچه ها را همین که طی می کرد

صد فرشته کنار راهش بود

 

با ارادت تمامیِ ارکان

پیش پایش خشوع می کردند

بر قد و قامت کهن سالی

آسمان ها رکوع می کردند

 

نَفَس قدسی پُر اعجازش

مایه ی اعتبار عیسا بود

جانمازِ فرشته بارانش

افتخار تبار عیسا بود

 

حرف هایش برادر قرآن

سخنش بوی انما می داد

از همان مال فاطمیِ خودش

خرجی راه کربلا می داد

 

در و دیوار خانه ی آقا

وقف مرثیه های عاشوراست

به خدا خانه نیست این خانه

این حسینیه ی بنی الزهراست

 

این حسینیه ای ست که مردم

از حضورش ستاره می گیرند

هر شب جمعه بین این خانه

روضه ی شیر خواره می گیرند


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


بارها سینه سوزان مرا سوزاندند

وقت و بی وقت دل و جان مرا سوزاندند

هر شب و نیمه شب آزار دلم می دادند

در خفا قلب پریشان مرا سوزاندند

سر سجاده اهانت به نمازم کردند

بر لبم آیۀ قرآن مرا سوزاندند

پا برهنه بِرُبودند مرا از حرمم

حرمت پیری و عنوان مرا سوزاندند

من به دنبال سر اَستَرشان ذکر به لب

سوز ذکر لب عطشان مرا سوزاندند

از غم مادر خود بی سر و سامان شده ام

که به کوچه سر و سامان مرا سوزاندند

گر چه دیدند که بر کرب و بلا می گریم

باز هم دیدۀ گریان مرا سوزاندند

به خدا بر جگرم زهر جفا مرحم بود

گر چه از کینه دل و جان مرا سوزاندند




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


نسیم سمت دمشق و عراق افتاده

به دست او خبری داغِ داغ افتاده

که جعفر بن محمد به فکر ترویجِ

اصول شیعه برای وفاق افتاده

چنان به بحث نشسته که بین مکتب ها

به غیر شیعه تماماً فراق افتاده

به یک روایت قال النّبی او حتی

سگ دوانقی از واق واق افتاده

هزار نخبه چنان جابر بن حیان هم

به خاک پای تو با اشتیاق افتاده

ولی مدینه ی بعد از سقیفه در راه است

دری دو مرتبه در احتراق افتاده

میان کوی بنی هاشم از دری دیگر

دوباره میخ به فکر طلاق افتاده

به بی پناهی گنجشک های شهر قسم

به یک درخت... نه... آتش به باغ افتاده

"رواق منظرچشمِ" تو شد که زهرایی

در آستانه ی در... در رواق افتاده

شنیده اند اگر کوچه را پسرهایش

برای این پسرش اتفاق افتاده

برای آتشی آماده کرده اند آن را

شبیه جسم تو هر جا اجاق افتاده

مسیر زهر درین سینه خوب معلوم است

به پنبه زار تن تو چراغ افتاده

بقیع گشت سرانجام کربلای شما

که مدتی ست بدون سراغ افتاده

به جای این که به روی دو پا بلند شود

بدون سر در و دیوار و طاق افتاده

بمیرم... آه... که حتی میان زوّارش

فضای دلهره و اختناق افتاده

شب شهادت تو این هم از غریبی توست

که سوی تو گذر یک کلاغ افتاده




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


آتش کشد زبانه ز دور و برم خدا

خاکسترش نشسته به روی سرم خدا

پور خلیلم و وسط شعله ها اسیر

این درد غربت است به جان می خرم خدا

دشمن غرور موی سپید مرا شکست

اما کسی نبود شود یاورم خدا

بی دردسر به شخصیتم لطمه زد عدو

مستانه خنده کرد به چشم ترم خدا

بیرون مرا چگونه ز خانه کشید و برد

  پیداست از کبودی بال و پرم خدا

صد شکر نیمه شب سر من بی عمامه شد    

یاد غرور آن سر بی معجرم خدا

وقتی که سوی چشم مرا ضرب او گرفت 

دیدم چگونه خورد زمین مادرم خدا

با دست بسته در نظر اهل خانه ام

یاد آور شکستگی حیدرم خدا

گر چه کسی نبود تماشا کند مرا

  در فکر کوچه گردی آن خواهرم خدا

غم های عمه عاقبت انداختم ز پا

   دیدی که داغ غربتش آمد سرم خدا




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد

جگرى سوخته یاد از جگر سوخته کرد

جگرى سوخته کز داغ بر افروخته بود

باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود

بر جگر آن که ولایت به موالى همه داشت

محنت کشتن اولاد بنى فاطمه داشت

آن امامى که لواى شرف افراخته بود

زهر منصور به جانش شرر انداخته بود

آه از آن روز که بگرفت ز طاغوت زمان

آتش از چار طرف خانه او را به میان

وندر آن خرمن آتش، ولى رب جلیل

راه مى رفته و می گفت منم پور خلیل

شعله را چون به در خانه تماشا مى کرد

یاد آتش زدن خانۀ زهرا مى کرد

آن که هم ظاهر و هم باطن ما مى داند

با دلش زهر چه کرده است خدا مى داند

چارمین قبلۀ عشق است به دامان بقیع

رونق دیگر از او یافت گلستان بقیع




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


ای کـل علـم از دم پــاکت روایتـی

هر نکتـه از کتـاب کمـال تـو آیتـی

بـا آن که بی‌حد است عنایات کبـریا

مثـل ولایــت تــو نبــاشد عنـایتی

علمت به علـم ذات الهی‌ست متصل

دریــای دانـش تــو نــدارد نهـایتی

در آفتـاب فضـل تـو عالم تمام غرق

در سایـۀ ولایـت تــو هــر ولایتـی

هر جمله از کلام تو شمعی ست دل فروز

هر نکتـه از لـب تـو چـراغ هـدایتی

جبریل، فرش گسترد از بال خویشتن

گوینـد در ثنـای تـو هـر جـا روایتی

صدها فرشته بر دهنش بوسه می‌زند

شیرین‌لبـی کـه از تو بگوید حکایتی

تو کیستی؟ وصـی نبـی، آیـت ششم

هشتم فروغ حسن خدا، حجت ششم

قـرآن نیازمنــد بیــان رسـای توست

وحی خدای عزّ و جلّ در صدای توست

تفسیر سوره‌هاش به مـا می‌دهد نشان

داری بــه آیـه‌ آیـۀ قـرآن تــو داوری

شیـخ‌ الائمــه‌ای و امامــان مـا همـه

دارنـد در ثنــات، دم مــدح‌ گستــری

گر ذوالفقـار، جـای قلـم در کفت نهند

دستت کنـد بـه بازوی حیـدر برابـری

بر حضرتت ز سـوی خدا دم‌ به ‌دم درود

بر خلق و خُلق و خوت سـلام پیمبری

در سایـۀ تـو ای ششمیـن حجّت خدا

شکر خدا که مذهب من هست جعفری

از جن و انس و حور و ملک، روز ابتدا

ما را بـه دوستـی تــو دادنـد برتـری

نه مالکی، نه شافعی استم نه حنبلـی

من با هدایت تو شدم شیعۀ علی


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت

  

من کیستم حقیقت حق را خزانه ام

بیرون ز مرز فکر و خیال و فسانه ام

بنیانگذار مذهب و مسند نشین علم

فیض مدام فلسفۀ عارفانه ام

سبط نبی و پور علی نجل فاطمه

الگوی صبر و صلح حسن را نشانه ام

آیینه دار نهضت سرخ حسینی ام

چون عابدین به نخل عبادت جوانه ام

بحر العلوم باب من است و سخا وجود

یک قطره ای بُود ز یم بی کرانه ام

استاد فقه و فلسفه منطق و اصول

پرچم فراز علم به قاف زمانه ام

با این همه جلال در این جوّ قیرگون

محصور کرده خصم ستم پیشه خانه ام

از یورش شبانه ابن الربیع پست

آید به ناله سنگ ز سوز شبانه ام

لرزد بسان بید تن اهل بیت من

تا می کشد ز خانه برون وحشیانه ام

آن بی حیا سواره و من با تن ضعیف

پای پیاده جانب مسلخ روانه ام

«ژولیده» را بگو که بگوید به سوز دل

من صادقم حقیقت حق را خزانه ام




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


شعله ها پشت در خانه ی حق برپا شد
زنده یکبار دگر داغ غم زهرا شد
گویی آتش زدن خانه در اینجا رسم است
خانه هایی که در آن نام علی احیا شد

×××

دست بسته دل شب هستی ما را بردند
پسر فاطمه را بار دگر آزردند
خانه ی فاطمه را بار دگر سوزاندند
بی عمامه پسر شیر خدا را بردند
×××

موسپید است دگر از تب و تاب افتاده
روی دستش چو علی رد طناب افتاده
دیده گریان شده یکبار دگر، مطمئنم
یاد لب تشنگی طفل رباب افتاده
×××

پشت مرکب بخدا از نفس افتاد دگر
نیمه ی شب بخدا از نفس افتاد دگر
پشت مرکب بخدا یاد غم کرببلاست
یاد زینب بخدا از نفس افتاد دگر
×××

با تشکر از آقای شهریاری برای ارسال این اشعار




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/06/20 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


ناگهان زلفِ پریشان تو را می گیرند

سر سجاده گریبان تو را می گیرند

تو در این خانه بنا نیست که راحت باشی

چند هیزم سر و سامان تو را می گیرند

وقت نعلین به پا کردن تو یک آن است

چون حسودند همین آنِ تو را می گیرند

دختران تو یقیناً ز کسی ترسیدند

بی سبب نیست که دامان تو را می گیرند

سعی کن بلکه خودت را بکشانی ور نه

ریسمان ها به خدا جانِ تو را می گیرند




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

منم آن دل که ز داغ تو به دریا می زد

روضه ات شعله به دامان ثریا می زد

مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند

پیر مردی که نفس در پی آن ها می زد

آن طرف گریه ی طفلان من و در این سو

خنده بر بی كسی ام دشمن زهرا می زد

نیمه جانی كه در آتش پیِ طفلانش بود

شعله وقتی ز در سوخته بالا می زد

آه از آن بزم شرابی که به یادم آورد

داغ آن زخم که نامرد به لب ها می زد

یاد آن طفل که زنجیر تنش مانع بود

تا ببیند که لبِ چوب کجا را می زد

همه ی قدرت خود جمع نمود اما دید

خیزران را به لب زخمی بابا می زد

ترکه اش گاه به رخ گاه به دندان می خورد

در عوض عمه ی ما بود که خود را می زد




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


گلزار بقیع مدفنی را کم داشت

در هجر امام شیعیان ماتم داشت

می ریخت ز تابوت امام صادق

خاکی که مدینه بر سر عالم داشت




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 05:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


مردی غروب کرد وقتی افق شکست

خورشید دیگری جای پدر نشست

او یک امام بود هر چند بی قیام

او یک رسول بود جبریل شاهد است

در آخرین کلام حرفش نماز بود

او جعفر خداست، پیری که بود و هست

از ترس بشکند دشمن نماز او

این یک نماز نیست تیغی است روی دست

از پای منبرش بستند دست او

قومی عبا به دوش جمعی قلم به دست

آتش چه می کند با خانۀ خلیل

کاذب چه می برد از صادق الست

حرف از ثواب شد تشییع آمدند

ای دهر نابکار ای روزگار پست

زیر جنازه اش جمعند عده ای

فامیل بی نماز یا با نماز مست

کاش از ره ثواب جمعی به کربلا

تشییع شاه را بودند پای بست

وقتی افق شکست رأسی طلوع کرد

منبر سنان شد و واعظ بر آن نشست




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

عالم ز آه، تیره تر از صبح محشر است

خونِ جگر به دیده ی آلِ پیمبر است

شهر مدینه گشته عزاخانه ی وجود

رخت سیاه بر تن زهرا  و حیدر است

گفتم چه روی داده که از خاطرم گذشت

امشب شب یتیمی موسی بن جعفر است

گِریَند بر امام ششم هفت آسمان

در نُه فلک قیامتِ عظمای دیگر است

جسمی که آب شد ز جفا زیر خاک رفت

در قلب آب و خاک از این داغ آذر است

خواهی اگر که بوسه زنی بر مزار او

قبرش کنار تربت زهرای اطهر است

آتش زدند خانۀ او را حرامیان

این اجر خوبی پدر و ارث مادر است

جز تل خاک نیست نشانی از آن مزار

الحق که ننگ آل سعودِ ستمگر است

قامت خمیده، تن شده مانند شمع آب

این شاهد جنایت منصور کافر است

بر او بریز اشک که این گریه نزد حق

با گریه بر حسین ثوابش برابر است

با آن که بسته است به رویش درِ بقیع

"میثم" هماره چشم امیدش به این در است




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


مرغ دلم که شاخه ی طوباست جای او

ویرانه ی بقیع  بوَد مدّعای او

خواهد در آن دیار مقدّس کند مقام

اندر جوار صادق و نالد برای او

خواهد به تربتش که خراب است و بی چراغ

سوزد چو شمع و گریه کند در هوای او

خواهد به گرد مرقد بی زائرش مدام

پروانه وار گردد و جوید رضای او

خواهد ز داغ خون شده با قطره های اشک

آید برون ز چشمِ ترم در عزای او

آن کس که بود لطف و وفا پای تا به سر

زهر جفا بسوخت ز سر تا به پای او

یا رب چه کرده بود که منصور کینه جوی

خون کرد از ستم دلِ غم مبتلای او

در نیمه شب که دیده ی مردم به خواب بود

دشمن ز بام خانه شد اندر سرای او

بیرون کشید با سر و پای برهنه اش

رحمی نکرد بر تن درد آشنای او

شرح مصائبش نتوانم که هیچ کس

آگاه نیست از غم او جز خدای او

یا رب به حقّ فاطمه دست امید ما

کوته مکن ز دامن مهر و ولای او

هر کو گریست همچو «مؤید» از این عزا

بخشد خدا به حضرت صادق خطای او




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/19 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


آتش گرفته بار دگر آشیانه ات

چون شعله ها گرفته ام امشب بهانه ات

هر گوشه ای كه می نگرم خاطرات توست

اینجا پُر است گوشه به گوشه نشانه ات

دیوار و دود و آتش و لبخندهای شوم

حالا شده ست خانه ی من روضه خانه ات

امشب كه كودكان ز پی ام گریه می كنند

افتاده ام به یاد تو و نازدانه ات

یك سو تویی و عمه ام و گریه های او

یك سو كسی كه باز زند تازیانه ات

آخر جدا شد از كفِ تو دامن علی

ای وای من شكسته مگر دست و شانه ات




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


از ازل دَرد به پیمانۀ خوبان كردند

دل عاشق شده را كلبه احزان كردند

هر كسی را كه به عالم سر حشمت خواهی است

لطف كردند و شبی خادم سلطان كردند

سفره ای وسعت صدق تو گشودند به دهر

انبیا را سر احسان تو مهمان كردند

همه آفاق گرفته است به خود رنگ تو را

با وجودی كه همه فضل تو كتمان كردند

در تو دیدند ملائك صفت خالق را

علت این است اگر، سجده به انسان كردند

بر سر سفره دونان نكشم منت نان

من همانم كه به من لطف فراوان كردند

هشتمین آینۀ وجه خدائی، صد حیف

شش جهت ظلم به تو حضرت جانان كردند

دل شب بود كه گنجینۀ دین را بردند

عده ای كفـر صفت، سرقت ایمان كردند

پا برهنه عقب اسب دواندند تو را

آسمان را پس از این حادثه گریان كردند

گر نبودی، اثر از روضۀ ارباب نبود

خلق با حنجر تو ذكر «حسین جان» كردند




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


اگر چه اصل و نسب از تبار اُلفت داشت

به بی وفائی این روزگار عادت داشت

دوباره سینه ی دریائی اش پر از غوغاست

که بین آن همه شاگرد باز هم تنهاست

شب و سکوت و مناجات دل نوازش بود

فضای شهر پر از عطر جانمازش بود

ز سوز اشک، تن پیرمرد می لرزید

وَ پا به پای تنش خاک سرد می لرزید

نشانه ها همه آیات شام آخر بود

که این همه به لبش ذکر وای مادر بود

سر نماز و دعا بود دوره اش کردند

چقدر مردم این قوم پست و نامردند

چقدر ساده شکستند خلوت او را

وَ زیر پای نهادند حرمت او را

طناب و این همه آدم دگر برای چیست؟

برای بردن یک پیرمرد لازم نیست

دوباره داغ مدینه خدا به خیر کند

امام و دشمن و کینه خدا به خیر کند

برو فرشته بیاور عبای آقا را

دوباره جفت نما کفش های آقا را

کسی نمی دهد این جا بها به موی سپید

که باز کار امامی به قتلگاه کشید

امام پیر پیاده نفس نفس می زد

زمین که خورد اجازه نداشت برخیزد

به روی خاک کشیدند جسم مولا را

دوباره تازه نمودند داغ زهرا را

شبانه رفت و غریبانه تا خدا پر زد

از این قفس وَ از این شهر بی صفا پر زد

دوباره باز عزا بین عرش بر پا شد

امام پیر هم از بی حرم ترین ها شد




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 04:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


ای به صدقت تا صف محشر سلام از صادقان

وی درخشیـده کـلامت در کـلام صادقان

نـام زیبـایت عیـان در صـدر نـام صادقان

هم امـام صـادق استـی هـم امام صادقان

مکتب علم تـو بـا طی زمان پر نورتر

در صداقت از تمام صادقان مشهورتر

بوسه‌های علـم، گل کردنـد بر لعل لبت

آسمان پیچد به خود در لحظۀ تاب و تبت

می‌بـرد دل از دعــا آوای یـا رب یـا ربت

بحر نامحدود رحمت حاصل اشک شبت

کرسی درس تو را جبریل، دربانی کند

حضرت باقـر تو را بایـد ثناخوانی کند

آسمـان بـا وسعتش زیر پـر و بال شماست

ذوالجلالید و جهان مبهوت اجلال شماست

روزهـا روز شمـا و سال‌هـا سال شماست

علم، هر چه پیشرو گردد به دنبال شماست

طلعت زیبایتـان مـرآت حُسـن ابتــداست

هر کلام از حرفشان یک جلوه از نور خداست

ای مسیحا جاری از لعل لب خندان تو

عالمـان دهر، خـاک راه شاگردان تو

آفتاب فضل و دانش چهرۀ حمران تو

علـم شیمـی یادگـار جابـر حیـان تو

مؤمن طاقت به عالم حسن سیرت می‌دهد

بوبصیـرت خلـق را نـور بصیـرت می‌دهد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


آنان كه شكوه در حقایق دیدند

گل را ورقی ز حُسن خالق دیدند

پُر نورترین ستارۀ دنیا را

در آینۀ امام صادق دیدند

×××

جهل بشر از دانش تو كاسته شد

آئینه علم از تو پیراسته شد

از گلشن وحی بس كه گُل پاشیدی

گل زار علوم از تو آراسته شد

×××

خواهی به حضور دوست لایق باشیم    

 باید که به راه عشق عاشق باشیم

 با پیروی از راه امـام صــادق

ای شیعـه بیا مُحب صادق باشیـم




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/18 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح


پیربزرگ طایفه بود و کریم بود

در اعتلای نهضت جدش سهیم بود

مسندنشین کرسی تدریس علم ها

شایسته ی صفات حکیم وعلیم بود

نوح وخلیل جمله مریدان مکتبش

استاد درس حکمت و پند کلیم بود

بر مردمان تب زده ی شهر شرجی اش

عطر مبارک نفسش چون نسیم بود

زحمت کشیدو باغ تشیع شکوفه داد

مسئول باغبانی باغی عظیم بود

قلبش شبیه شیشه ی تنگ بلور بود

عمری به فکر نان شب هر یتیم بود

از ابتدای کودکیش تا دم وفات

نزدیکی محله ی زهرا مقیم بود

منت نهادو آمدو ما پیروش شدیم

امروز اگر نبود، شرایط وخیم بود

تازه سروده ام غزل مدحتش ولی

یادش میان قافیه ها از قدیم بود




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/11/17 | 08:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


اى مهر تو بهترین علایق

جانها به زیارت تو شایق

ما را نبود به جز خیالت

یارى خوش و همدمى موافق

بیمارى روح را دوا نیست

جز مهر تو اى طبیب حاذق

اى نور جمال كبریائى

اى نور تو زینت مشارق

روزی كه دمید نور خلقت

رخسار تو بود صبح صادق

از جلوه تو تبارك الله

فرمود به خلقت تو خالق

حسن تو خود از جمال زهراست

اى زاده بهترین خلایق

بر تخت كمال و تاج عصمت

آخر كه بود به جز تو لایق

تفسیر كمال ایزدى بو

گفتار تو اى امام صادق

باشد سخن تو جاودانى

بوده است چو با عمل مطابق

افسوس شدى شهید، آخر

از حیله ناکسی منافق

از داغ تو شد جهان عزادار

زیرا به تو عالمى است عاشق

ماتم زدهایم و غم چو دریاست

دلها همه چون شكسته قایق




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/11/16 | 08:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع) –مدح و شهادت

 

ای جمال کبریا آیینه‌ات

علم کل انبیا در سینه‌ات

دانش آرد سجده بر خاک رهت

ملک نامحدود حق دانشگهت

با نگاهت قطره دریا می‌شود

ذره مهر عالم‌آرا می‌شود

علم آرد بر درت روی نیاز

وحی کرده بر شما آغوش، باز

نام تو نام‌‌آوران را شور داد

هفت شهر معرفت را نور داد

هم سرانگشت الهی خامه‌ات

هم کتاب‌الله، دانشنامه‌ات

حیدر و زهرا و احمد کیست؟ تو

صادق آل محمد کیست؟ تو

بوبصیرت بر بصیرت جان و سر

جابر تو علم شیمی را پدر

کرسی درست مفضل‌پرور است

هر کلامت هفت‌دریا گوهر است

گرچه تا عمق زمان‌ها تاخته

علم هم قدر تو را نشناخته

نور شد نور از چراغ مکتبت

بوسۀ آیات قرآن بر لبت

هرچه دانش گشت عمرش بیشتر

باز از او دیدم تو بودی پیش‌تر

ای ندای کبریا در گوش تو

علم پیش از شیر مادر نوش تو

ای جهاد علمی‌ات از ابتدا

حاصل خون دل خون خدا

هر کلامت صفحۀ دل را جلاست

میوه‌ای از نخل سبز کربلاست

تا که هارونت نهد پا در تنور

با نگاهش گل کند از نار، نور

پیش‌تر از خلقت این روزگار

شیعه کرده مکتبت را اختیار  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/07/2 | 11:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

یکی نیست بین شما غیرتشو محک کنه

دستای بستمو وا کنه به من کمک کنه

من پیر مرد تحمل دویدن ندارم

قدرت ایستادن و دوباره رفتن ندارم

منو با خنجر و شمشیر جفاتون بکُشید

اما این قدر توی کوچه های این شهر نکشید

کوچه ای که بین اون سیلی به زهرا می زدند

یاس هجده ساله ی حیدر و تنها می زدند

ظلم و بیداد شما قلب منو خون می کنه

دل خون من یاد رقیه خاتون می کنه

منو عمه ام رقیه هر دو تا مثل همیم

هر دو تامون پی ناقه ی شماها دویدیم

همونی که معجر از سر رقیه می کشید

منو با سر برهنه از خونه بیرون کشید

همونی که عمه ام رقیه رو کتک می زد

من پیرمرد و با تازیونه کتک می زد

همونی که عمه ام رقیه رو مسخره کرد

تو کوچه با خنده هاش بند دلم رو پاره کرد

منِ پیرمرد و این قدر اذیت نکنید

این قدر با دست بسته تو مدینه نکشید

این یه ارثه همه ی آل علی غریب باشن

حتی توی خونشون تنها و غم نصیب باشن

منم آخر از میون جمع نامردا می رم

مث عمه ام رقیه توی غربت می میرم

×××

از وبلاگ تیشه های اشک




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/07/2 | 11:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


گر چه در خاک رفت، پیکر تو

دیگر از تن جدا نشد سر تو

دود آتش ز خانه ات بر خواست

پشت در جان نداد همسر تو

ظلم بر عترتت رسید ولی

به اسیری نرفت دختر تو

بدنت آب شد ز زهر ولی

تازیانه نخورد خواهر تو

قامتت گشت خم ولی نشکست

پشت تو در غم برادر تو

ظلم دیدی و لیک کشته نشد

کودک شیرخواره در بر تو

سوخت قلبت ولی نشد صد چاک

تن فرزند در برابر تو

زهر دادند بر تو لیک نخورد

چوب کین بر لب مطهر تو

سوخت پا تا سرت ز زهر ولی

پاره پاره نگشت پیکر تو

می سزد در غم تو گریه کند

چشم شیعه به جد اطهر تو

بوده یک عمر در عزای حسین

اشک، جاری ز دیدهٔ تر تو

نه از این غم سرشک «میثم» ریخت

اشک خونین ز چشم عالم ریخت




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/07/2 | 11:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

تا که در خانه در برابرش افتاد

شعله ی آهی میان حنجرش افتاد

بر سر سجّاده مثل جدّ غریبش

بند اسارت به جسم لاغرش افتاد

پای پیاده دوان دوان پی مرکب

در وسط کوچه ها که پیکرش افتاد ...

... ناله زد آن جا شبیه ناله ی زهرا

یاد کبودی روی مادرش افتاد

لحظه ای که مادرش به روی زمین خورد

ضربه چنان سخت بود... گوهرش افتاد

خواست که بر روی پای خویش بایستد

هر چه قَدَر سعی کرد... آخرش افتاد

تاول پاهای خویش را که نظر کرد

خاطره ای در دل مطهرش افتاد

روضه ای از روضه های داغ رقیه

شعله ی اشکی شد و به محضرش افتاد

در اثر شدّت پیاپی سیلی

دیده ی او تار شد ... معجرش افتاد




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/07/1 | 07:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

نیمه ی شب بود و در بیت امام

غرق در حق زاده ی خیر الانام

در میان سجده گاه اطهرش

واله از انوار ذات داورش

آسمان محو مناجاتش شده

عرش هم شیدای طاعاتش شده

نیست بین او و ربش فاصله

حجت الله در نماز و نافله

اهل بیتش خفته در امن و امان

خفته در بستر به حجره کودکان

ناگهان طوفان آتش شد پدید

بی حیایی خانه را آتش کشید

ریخت دشمن در میان لانه اش

از در و دیوار و بام خانه اش

خانه و اهلش همه در ولوله

دشمن نامرد غرق هلهله

حق رکن عرش را نشناختند

در میان بیت او می تاختند  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/07/1 | 07:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

دل گرفته یاد ایوان بقیع

دیده ای داریم گریان بقیع

حیف بر خاکش بتابد آفتاب

سایه ی عرش است بر جان بقیع

غربتش چون شمع آبم می کند

صحن ویرانش خرابم می کند

 

نسل در نسل عشق دارم، عاشقم

چون گرفتارت کما فی السّابقم

شیعه ی فقه و اصول مذهبم

زنده از انوار قال الصّادقم

کرسی درست جهاد اکبر است

ابن حیّان و مفضّل پرور است

 

فاطمیّه سفره ی جانانه ات

بود هر شب روضه ی ماهانه ات

درس اول روضه خوانی بود و بس

تا حسینیّه است مکتب خانه ات

روزی یک عمر ما دست شماست

خرج راه کربلا دست شماست

 

باز بر بیت ولا آتش زدند

نیمه شب وقت دعا، آتش زدند

باز هم دست ولایت بسته و

پشت در صدیقه را آتش زدند

نه ردایی نه عمامه بر سرت

بود خالی جای زهرا مادرت

 

سال خورده طاقتش کم می شود

بی زدن هم قامتش خم می شود

بر زمین می افتد و در کوچه ها

تا که ضرب دست محکم می شود

... خود به خود ای وای مادر می کند

یاد خون زیر معجر می کند

 

خوب شد خواهر گرفتارت نشد

نیزه ای در فکر آزارت نشد

اهل بیتت را کسی سیلی نزد

زیور آلات کسی غارت نشد

خواهری می کرد با حسرت نگاه

دست و پا می زد حسین در قتلگاه




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/07/1 | 08:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع) و حضرت رقیه(س)-شهادت

 

می دویدم پی شان نیمه شب از کوچه تنگ

با دلی خون که به یاد شب صحرا افتاد

یاد آن دخترکی که عقب قافله ای

چشم هایش به دو چشمان عمو تا افتاد

پلک آتش زده اش گرم شد و خوابش رفت

ناقه کوشید نیفتد ولی آن جا افتاد

آسمان تیره، بیابان همه خارستان بود

خواست تا آه کشد از نفس، اما افتاد

عمه، بابا و عمو را همه را کرد صدا

در عوض زجر رسید و به رخش جا افتاد

یک طرف دخترکی دست به روی سر داشت

یک طرف زجر چه ها کرد که از پا افتاد

یک طرف دخترکی دست به پهلو می رفت

یک طرف از سر نیزه، سر بابا افتاد

×××

از وبلاگ تیشه های اشک




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)، شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/07/1 | 08:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

مدینه گرمِ حضور معطرت آقا

پر از شمیم بهشت است معبرت آقا

در آسمان دو عالم همیشه خورشیدی

مدینه شرقِ طلوع منورت آقا

تبرک است پر و بال آسمانی ها

به خاک خانهٔ از خُلد ، بهترت آقا

به لطف حضرت تو شیعه مانده ایم امروز

به لطف نور تجلیِّ باورت آقا

هنوز شیعه و «قالَ الإمامُ صادق» هست

کنارِ چشمهٔ جاریّ‌ِ کوثرت آقا

هزار طالب علم و حکیم و عالم هم

نبود درخور آن شأن و محضرت آقا

و دیده ایم به وقت جهاد اندیشه

هزار مرتبه ما فتح خیبرت آقا

*

سبد سبد گل لاله به باغِ دل دارم

به احترام دل داغ پرورت آقا

فدای آن همه اندوه و خسته حالیتان

فدای منظرهٔ گریه آورت آقا

نبود غیرِ گلِ آه و غنچهٔ شیون

به باغِ بغضِ گلوگیرِ حنجرت آقا

چه کرد با دل تو کوچهٔ بنی هاشم

که غرقِ خون جگر بود ساغرت آقا

اگر بهشت تو آتش گرفت نیمهٔ شب

نبوده غیرِ همان ارث مادرت آقا

در آن شبی که تو را پا برهنه می بردند

بهشت عاطفه ها بود پرپرت آقا

چقدر بر دلتان داغ مانده از این غم :

طناب و کوچه و دست مطهرت آقا

من از حضور شریفت اجازه می خواهم

که روضه خوان شوم امشب برابرت آقا

*

اگر چه حرمتتان را شکسته اند آن شب

نبسته اند ولی دست خواهرت آقا

چه خوب شد که نشد در حریم خانه تان

کبود، چهرهٔ معصوم دخترت آقا

به حرمت لب تو، چوب پا نزد آن جا

و داغ نعل ندیده است پیکرت آقا

گل گلوی تو را دشنه ای نبوسیده

و ماهِ نیزه نشینان نشد سرت آقا




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/07/1 | 08:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت

 

گوشه ای از حرای حجره ی خویش

نیمه شبها،خدا خدا می کرد

طبق رسمی که ارث مادر بود

مردم شهر را دعا می کرد

 

هر ملک در دل آرزویش بود

بشنود سوز ربنایش را

آرزو داشت لحظه ای بوسد

مهر و تسبیح کربلایش را

 

هر زمان دل شکسته تر می شد

«فاطمه اشفعی لنا» می خواند

زیرلب با صدای بغض آلود

روضهء تلخ کوچه را می خواند

 

عاقبت در یکی از آن شبها

دل او را به درد آوردند

بی نمازان شهر پیغمبر

سرسجاده دوره اش کردند

 

پیرمرد قبیلهء ما را

در دل شب،کشان کشان بردند

با طنابی که دور دستش بود

پشت مرکب،کشان کشان بردند  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/07/1 | 07:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 :: ... 4 5 6 7 8
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات