به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بغض گلو، صحن و سرایِ گرد و خاکی

شد آب و نانِ این گدای گرد و خاکی

 

با پای دل وارد شدم محض زیارت

حیران و گریان با دو پایِ گرد و خاکی

 

خواندم پس از قرآن ، زیارتنامه ام را

در زیر یک ایوان-طلای گرد و خاکی

 

چندین کبوتر دورِ چندین قبرِ معصوم

زد بال و پر؛ با بال های گرد و خاکی

 

دردِ دو عالم شد مداوا تا ابد با-

دارویِ این دارالشّفای گرد و خاکی

 

بالاسرِ شیخ الائمه(ع) می نشینند

کلّ مراجع با عبای گرد و خاکی

 

بر سینه و بر سر زدم مابینِ روضه

در گوشه‌ی زائرسرایِ گرد و خاکی

 

در ذهن، بوسیدم بقیعِ بی حرم را

یک عمر با شالِ عزای گرد و خاکی!




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/03/11 | 06:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


گنبد...قبول...رفت! ولیکن شُکوه؛ نه

آن تکیه گاهِ راسخِ مانندِ کوه؛نه


آری؛حرم خراب شد اما هنوز هست

خورشید هست! پس چه بگویم؟که روز هست


بیخود که نیست این همه دشمن کلافه است

اینجا خرابه نیست؛که دارالخلافه است


ای با چهار حجت حق همنشین؛ بقیع!

تو؛ای بهشتِ خاکیِ روی زمین؛ بقیع!


گاهی زیارتی به نیابت ز عاشقان...

این اشتیاق و حسرت ما را ببین بقیع


زائر؛ ضریح؛ گنبد و گلدسته؛ سنگفرش

تقدیر تو نوشته شده این چنین؛ بقیع!


روزی طوافْ دورِ ضریح تو می شود

آری! قسم به عصر؛ به زیتون؛ به تین؛بقیع!


گفتم بهشت چیست خدایا؟ ندا رسید

جاییست بی نظیر؛ شبیه همین بقیع


آل سعود رو به زوال است بی گمان

از برکت ائمه ی مدفون در این بقیع


مائیم و فتح شبه جزیره که دور نیست

آل سعود و این نفسِ آخرین؛ بقیع!




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/10 | 09:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بقیع گفتی و دل را دوباره خون کردی

شرارِ غربت و غم را بجان فزون کردی

 

بقیع گفتی و شد تازه داغ دلهامان

مگو که قلب نبی را ز درد، خون کردی

 

سخن ز غربت و تخریبِ جنتُ الزهراست

دوباره زنده به دوران، غمِ درون کردی

 

چهار قبر غریب و چهار امام غریب

بقیع! چگونه تحمل تو تا کنون کردی؟

 

فرشتگانِ مقرب به عرشِ اعلا را

مقیم مُضجعِ بی سقف و بی ستون کردی

 

بهشت، گوشه ای از این قبورِ نورانیست

مرا به جنتِ فردوس رهنمون کردی

□  □  □

ز دیده خون رود و ناله ای حزین آید

بیادِ یاسِ مدینه، که واژگون کردی

 

مدینه گفتی و در شعله سوخت گیسویی

دوباره خاطره ی کوچه را برون کردی

 

تو دیده ای که در آتش، حریمِ زهرا سوخت

به شعله عصمتِ حق را نظاره چون کردی؟

 

نبود باورمان، زیر پا رود مادر

و تو سکوت بر آن دشمنِ زبون کردی!

 

تو دیده ای که لعینی به یاس، سیلی زد

چسان ملاحظۀ آتشِ جنون کردی؟

 

چه بَد معامله با یار کردی، ای امت

امام را تو رها، خصم را مصون کردی

 

بپای خیز مسلمان! سپاهِ مهدی باش!

به کنجِ خیمه ی عزلت چرا سکون کردی؟

□  □  □

یمن به ناله در آمد، علیهِ آلِ سعود

سراسرِ وطنم را تو لاله گون کردی

 

و غزّه با دلِ پر آه، با یهودی گفت:

که مرگ بر تو، جهان را تو غرق خون کردی!




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/10 | 03:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


ای بقیع در تو شکوه مدنی می‌بینم

نور پنهان نبی را علنی می‌بینم

 

ای بقیع ای حرم قدس چه آمد به سرت

نه دگر صحن و نه بیت الحزنی می‌بینم

 

باقر و صادق و سجاد حسینی هستند

قبر بی گنبدشان را حسنی می‌بینم

 

یک حرم نیست در این منطقه بر چار امام

بوده اما ستم از خصم دنی می‌بینم

 

مرگ بر زمره ی شیطان صفتان دوران

که به هر مجمعشان ما و منی می‌بینم

 

مرگ بر آل وهاب و همه عمال فتن

که در آنها همه پیمان شکنی می‌بینم

 

مرگ بر آل سعود و همه اربابانش

که در این طایفه مكر علنی می‌بینم

 

ماجرایی است پر از توطئه تاریخ بقیع

زآن دل شیعه ملول و محنی می‌بینم

 

مرگ بر آل خلیفه امرای بحرین

ظلمشان را به دل آتش فکنی می‌بینم

 

مرگ بر آل امیّه فِرَقِ سفیانی

نسل آن ها بتر از شمردنی می‌بینم

 

مرگ بر داعش و القاعده و تکفیری

که در آنها صفت راهزنی می‌بینم

 

این همه ظلم و رجزخوانی این طایفه را

نه ز ایمان نه ز حبّ الوطنی می‌بینم

 

این صنمها همه زاییده ی طغیانگری اند

از پس ِ این همه بت، بت شکنی می‌بینم

 

سیصد و سیزده آزاده همین دور و برند

اهل عرشند ولی من زمنی می‌بینم

 

خواهد آمد بشری که بشرُُ کیف بشر

گاه او را عجمی گه یمنی می‌بینم

 

پیش ، ای اهل یمن، تا حرم قدس رسول

من شما را همه اخوان تنی می‌بینم

 

خواهد آمد قمری که قمرُ کیف قمر

زنده از او صد اویس قرنی می‌بینم

 

آری او مهدی زهراست همانا او را

عربیّ و قرشیّ و مدنی می‌بینم

 

خواهد آمد که به آفاق زند پرچم عدل

زیر پرچم همه مسکین و غنی می‌بینم

 

می‌رسد پشت سرِ پرچم او پرچم ها

رنگشان سرخ و سفید و چمنی می بینم




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/03/10 | 03:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به امید بازگشایی حرم مطهر امام رضا(ع)

امام رضا(ع)-مناجات-امام حسن(ع)قبرستان بقیع


یه روزی تو ازدحام حرمت

دنبال یه جا می‌گشتم بشینم

باورم نمیشد اصلا که یه روز

حرمو بدون زائر ببینم

 

دل من چجوری طاقت میاره

بمونه پشت درای حرمت؟

با خودم گندم آوردم آقاجون

پس کجان کبوترای حرمت؟

 

آسمون هرچقدم که با صفاس

با هیاهوی کبوترات خوشه

قوربون صفات برم! امام رضا

شبای حرم با زائرات خوشه

 

آی نسیمی که الان تو حرمی!

یه نفس برای من روضه بخون

حرم مشهدو خلوت می‌بینی

برای امام حسن روضه بخون

 

بخون از غربت اون آقایی که

نه یه زائر، که ضریحم نداره

چلچراغ حرمش ستاره‌هان

آسمون سر روی خاکش می‌ذاره

 

خودمونیم تا حالا دیدی یه بار

زائری از خادما شاکی باشه؟

یا ببینی مثلا فرش حرم

نامرتب باشه یا خاکی باشه؟

 

حالا فکرش رو بکن یه بار بیای

ببینی صحن و حرم ریخته به هم

ببینی سقاخونه خراب شده

گرد و خاکه روی فرشای حرم

 

آی نسیمی که الان تو مشهدی

چه بوی عطری میاری همیشه

اما از بقیع اگه رد شی یه بار

بوی گرد و خاک ازت جاری میشه

 

یا امام رضا خودت یه کاری کن

که حرم پُر بشه باز از زائرات

باز میون جمعیت یکی بگه

برای ظهور مهدی صلوات!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/18 | 10:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


سالیانیست ز عاشق شدنم..

به لب خلق سخن افتاده

بارها گفته ام‌ و میگویم

دل من دست حسن افتاده

 

وسط قاب دوچشمان ترم

عکس یک منظره پیداست..بقیع

نیمه شبها به نیابت ز حسین

دل من زائر یکجاست.‌.بقیع

 

السلام ای حرم بی زائر!

السلام ای که غریب وطنی!

آی اقا چقدر میچسبد...

وسط صحن شما سینه زنی!

 

دسته ها راهی صحنت باشند..

نوحه خوانها همگی دم بدهند

یکطرف ذکر حسن یا حسن و..

یکطرف پاسخ جانم بدهند..

 

همگی خیره به گنبد باشیم

چشمهامان بشود پیمانه

یکنفر پرچم یا ام بنین..

بزند برروی سقاخانه

 

حیف اینها همه خواب است و خیال

ظلمت از نور خدا میترسد

دور قبر تو پر از سرباز است

دشمن از اسم شما میترسد

 

یک نفر خون جگر میخورد و‌..

یک نفر گریه و‌ نجوا دارد

جامه ی خاکی زائرهایت..

ارث از چادر زهرا دارد..

 

چادری که شرف عصمت بود

در کشاکش ز سر ماه افتاد

فاطمه در وسط آتش و دود

پشت در بود که ناگاه افتاد..

 

دست مولا به طناب افتاد و..

دست بی بی ز قلاف افتاده..

میخ نامرد!چه کردی آخر..

بین‌پهلوش شکاف افتاده..




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 10:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


غزلی از حرمت ساخته‌ام با «مثلا»

گرچه خاک است روی قبر تو ؛ اما مثلا ...

گنبدِ زرد تو خورشید شده می‌تابد

نور می‌گیرد از آن ؛ گنبدِ خضرا مثلا

چه ضریحی شده کارِ هنرِ فرشچیان !

جنسِ هر پنجره‌اش هست ، مُطلّا مثلا

چقدَر پارچه‌ی سبز ، گره خورده به آن

می‌کنی باز ، تمام گره‌ها را مثلا

خادمانت همه دورِ سرمان می‌گردند

ما عزیزیم ، در این صحنِ مُعلّا مثلا

تشنه‌ها مست شوند از مِیِ سقاخانه

ساقیِ میکده هم «حضرت سقا» مثلا

هیئتی شکل گرفته‌ست ، میان حرمت

نام هیئت شده «یا حضرت زهرا» مثلا

روضه‌خوانی وسطِ صحن ، حکایت می‌خواند

قصه‌ی کوچه‌ای از شهر تو ؛ حالا مثلا ...

مادری با پسرش رد شده از آن ؛ اما ...

هیچ کس راه نبسته‌ست بر آنها مثلا

دست نامردِ کسی هم وسط کوچه نبود

چادری خاک نخورده‌ست ، در آنجا مثلا

مادرِ قصه‌ی ما رفت ، صحیح و سالم

وَ نپوشاند ، رخ از دیده‌ی مولا مثلا

بعدِ مجلس همه رفتند ، زیارت کردند

تربتِ حضرت زهرا شده پیدا مثلا ...




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 10:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود

در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود

از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع

چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود

روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود

بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود

غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف

در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود

گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه

مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود

تازه از باب قبولی زیارت زائرش

تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود

یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها

چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 01:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


دلم آشفته شد از غربتِ سرشارِ بقیع

باز هم ساکت و سرد است شبِ تارِ بقیع

گر چه بی شمع و چراغ است و ندارد خادم

شک ندارم که خدا هست نگهدارِ بقیع

زائر قبرِ حسن(ع) چند کبوتر شده است

دل من سوخته از این غم ِ بسیارِ بقیع

غرق در خاک شده قبرِ علی بن حسین(ع(

بی حرم مانده چرا حضرت تبدارِ بقیع

بانیِ علم، نبینم شده بی صحن و سرا

او که نامیده شده صاحبِ اسرارِ بقیع

نیست این مغلطه در شأنِ امام ِ صادق(ع(

پیرمردِ علوی، سید و سالارِ بقیع

دور تا دور چه زنجیر کشیدند ولی؛

هیچ محدود نشد برکت و آثارِ بقیع

غرق در اشک، شب جمعه به امّید ظهور

می نشینم نگران گوشۂ دیوارِ بقیع!




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


چند وقت پیش بود که غم بی حساب شد

کعبه دوباره اَبرَهه گونه خراب شد

این کعبه چار قبله به محراب سینه داشت

کز خاکِ کینه چهرهء آن در نقاب شد

نفرین به آنکه بغض علی را بهانه کرد

باغِ بقیع زیر قدومش تراب شد

این نسل کینه توز همان نسل کوچه اند

که زیر پایشان گلِ یاسے گلاب شد

اجدادشان به کوچه به زهرا لگد زدند

وقتی که دست شیر خُدا در طناب شد

اُفتاده بود در روی زهرا و رد شدند

طوری که استخوان تنش آسیاب شد

بازوی فاطمه وسط کوچه شد دوتا

وقتی غلاف واردِ این منجلاب شد

طوری کشیده خورد به زهرا که بعد از آن

رو از علی گرفت و میان حجاب شد

مادر به پیش چشم پسر خورد بر زمین

کابوس کوچه بهر حسن یک عذاب شد

از بعد کوچه حوریه دیگر نفس نداشت

دیگر ورق ورق همهء این کتاب شد

در فکرشان عزم به نبش قبور بود

صد شکر از این جنایت و غم اجتناب شد

گفتم ز نبش قبر و دلم باز گُر گرفت

زنده به خاطرم  غم طفل رباب شد

یک‌نیزه آمد و به دل خاک شد فرو

آرام روی نیزه دو چشمش به خواب شد

پائین نیزه مضحکه شد مادر علی

بالای نیزه نام علی چون شهاب شد ..




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 01:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به ائمه بقیع


چون لاله ایم  و  قسمت ما غیر داغ نیست

محویم در سراغ  تو از ما  سراغ نیست

پروانه ی بقیع  تو  هر چند عالم  است

اما درآن میان خبری از چراغ نیست 

هر کس که بیش خونجگرت شد گرفت تاج 

دل خون تر از انار کسی بین باغ نیست  

بی بام تو کبوتر تو  تیره بخت شد

ورنه  پری سپید تر از بال زاغ نیست 

سخت است در هوای غم تو تنفسی

از تنگی دلم  نفسی را  فراغ  نیست

 هم چون غبار  زائر قبرت  همه شوند

تقدیر دهر را به جز این ره سراغ نیست




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/04/17 | 12:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


گر‌چه از دست محبان این زیارت دور ماند

قبرشان ویران شد و آوازشان مشهور ماند

آنچه مانده در جهان حبِ علی وآل اوست

خاک را بر نور پاشیدند اما نور ماند




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 03:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


در حریمی که روضه ممنوع است

روضه خوان شما خودِ قبر است

پیش جهل مدبران بقیع

چاره ی بغضِ در گلو صبر است

 

در مسیر کبوتران حرم

آب و دانه سحر نمی ریزند

در هوای تو لطمه زن ها هم

خاک غربت به سر نمی ریزند

 

سنگ قبر تو شش جهت دارد

پس ضریح تو نیز شش گوش است

هرکه از باب قاسم آمده است

بعد عمری هنوز مدهوش است

 

گنبدت را ندیده اند مگر

تپه خاکی که پشت مرقد توست

در حقیقت قلوب انسان ها

بارگاهی برای مسند توست

 

از مفاتیح ندبه جایز نیست

«گریه» از غربت تو محروم است

هرکه فرزند فاطمه باشد

بین مردم همیشه مظلوم است

 

سوت وکور است هر شبه جمعه

چون شب دفن مادرت زهرا

سوت و کور است مثل آن کوچه

که نکردید خانه را پیدا

 

آتش درب خانه می باشد

علت قلب داغ دار بقیع

سپر اهل خانه محسن شد

مثل آن نرده ها کنار بقیع

 

خاک های بقیع می گفتند

چادر مادر تو خاکی نیست

در مصافی که ظلمت و نور است

نور را از پلید باکی نیست




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 03:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بقیع و چار مزاری که برده طاقت را

مفسّری ست که تفسیر کرده غربت را

بقیع و خلوت شب های سوت و کور خودش

نشانده بر دل خود داغ بی نهایت را

خرابه های بقیع آسمانی از نور است

که خیره کرده به خود چشم های جنّت را

بهشت گمشده ی شیعیان بقیع ؛ ولی

در اختیار گرفته ست کُنج عزلت را

هزار مرتبه لعنت بر آن کسی که گذاشت

به روی شانه ی ما بار این مصیبت را

هنوز مرد کرم بی حرم ترین آقاست

ندیده هیچ کریمی چنین کرامت را

بقیع...داغ حسن ... کوچه ی بنی هاشم

مدینه دیده به چشمان خود قیامت را

من از حوالی کوچه رسیده ام گودال

چگونه هضم کنم : "زینب و اسارت " را

همانکه دست خودش را به خون حنجر شُست

کشانده سمت حرم دست های غارت را

سر بریده و سر نیزه های بی احساس

به نزد فاطمه من می برم شکایت را

بقیعِ شام ؛همانجا که دختر ارباب

ادامه داد مسیر کمال نهضت را

بقیع خاک غریبی که قصّه ها دارد

بقیع در دل خود داغ کربلا دارد




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 03:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


از بغض بقیع آسمان شاکی شد

این بود که آب باعث پاکی شد

یک سوم جسم هرکسی ازخاک است

چون ثلث ائمه قبرشان خاکی شد




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


امان از محنت تو یابن زهرا

شکسته حرمت تو یابن زهرا

مزار تو چه خاموش و غریب است

«فدای غربت تو» «یابن زهرا»




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


خاک است و کبوتر است و چشمانِ تر است

دل ازغمتان شکسته و شعله ور است

گفتم حرم امن شما باشد دل

افسوس که از بقیع ویرانه تر است!




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


عادت به گنبد داده ام چشم ترم را

این بارگاه اما به هم زد باورم را

در روضه ات می سوزم و امیدوارم

بادی به سویت آورد خاکسترم را

سنگین شده بر شانه هایم، می گذارم

روی ضریحی که نمی بینم، سرم را

آباد کردی خانه ام را، زیر دینم

باید بسازم پس برای تو حرم را

با اشک هایم حوض می سازم در این صحن

این گونه می سازم بهشت و کوثرم را

دارایی ام را پای گنبد می گذارم

حتی النگوی طلای دخترم را

می آید آن روزی که قدر سجده جا نیست

هر قدر می گردد سرم دور و برم را

جبریل هم می آید و می خواهد این را:

بگذار زیر پای زائرها پرم را ...

چیزی نمانده تا زمانی که بکوبم

بر بام کعبه پرچم یا حیدرم را

آل سعودی نیست دیگر می توانم

راحت ببوسم آستان دلبرم را

آن روز می خوانم چه زیبا در بقیعت

با سجده بر تربت نماز آخرم را 




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


من از هجر مدینه سالها "بی تاب" و "غمدیده" م

چنان مشتاق هستم که شبی خواب حرم دیدم

عجب خواب دل انگیزی عجب رویای شیرینی

بقیع باصفا را نیز با چشم خودم دیدم

به جای شرطه ها که اکثرا دست بزن دارند

مبادی ورودی خادمان محترم دیدم

به کام ساجدین اما به نام مسجد السجاد

به نام باقرالعلم النبی دارالقلم دیدم

تلالوهای بیت الصادقش از دور پیدا بود

علی رغم همیشه در بقیع اش خاک کم دیدم

شبستان در شبستانش بهشتی خارق العاده

شکوه گنبد و گلدسته را در هر قدم دیدم

هر آن که رفت از باب الحسن با دست پر برگشت

گدایی را متموّل دم باب الکرم دیدم

گمان کردم شب شعری برای مجتبی برپاست

میان صحن دعبل را کنار محتشم دیدم

نه تنها من شدم مست از طواف مرقد پاکش

به دور مرقد ام البنین رقص علم دیدم

پس از یک عمر حسرت نذر خاتون عرب آخر

ضریحی با النگوی عروسان عجم دیدم

برای مادران پا به ماه زائر خسته

سر هر کوچه ای یک مرکز امداد هم دیدم

نفس بند آمد از فرط تماشای حرم در "دم"

دوباره لطف صاحبخانه را در "بازدم" دیدم

کشید از خاک بیرون مجرمان را مهدی کرار

و من بیچاره گی را در نگاه متهم دیدم 




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مینویسم یادگاری روی دیوار بقیع

تابخوانند عاشقان هنگام دیدار بقیع

ای زمین ما عاشقیم و ای زمان ما عاشقیم

خوش بحال آنکه شد محرم به اسرار بقیع

خیره خیره در افق محو اند عشاق فلک

تا فضا پر گردد از فریاد خونبار بقیع

نه به آن شادابی عزم سفر از خانه ام

نه به این آشفتگی حالت زار بقیع

کفترجلد بقیع هرگز سوی مشهد نرو

گر روی جان میدهی از خاک غمبار بقیع

جز همانانی که دل را خانه حق کرده اند

پی نبرده هیچکس بر راز آزار بقیع

سوره حمدی بخوانم تا که تسکینم شود

ورنه میمیرم از این داغ شرربار بقیع

عشق هست وعشق هست وعشق هست وعشق هست

اولین وآخرین حرف گهربار بقیع

چشم خیس وقلب خون و پلکهایی بیقرار

هست تنها مونس تنهاترین یار بقیع




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 02:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


هر چند انتهای فلک خاک این در است

خاک بقیع بر سر ما تاج دیگر است

بال فرشته منت از این خاک می کشد

جنت کجا به گرد و غبارش برابر است

بوی بهشت واقعه هرچند دلرباست

این قطعه از بهشت خدا دلرباتر است

برما مجال خادمی او نمی رسد

وقتی  که جبرئیل دراین خانه نوکر است

تشبیه مهر و ماه بر این آستان خطاست

خورشید ماه پرتو فانوس این در است

گیسو زغم کشیده به چهره مگر بقیع

کز این حجاب خاطر هر شب مکدر است

نام بقیع میشنوم بغض میکنم

خاکی که نام بردن از او غربت آور است

تخریب شد بقیع پس از آن غروب شد

گویا فلک به خون جگر ها شناور است

بی سایبان مزار امامان بی حرم

این روضه از کران به کران آه  گستر است

هر یک  که خفته اند در این آستان غم

بر سینه هایشان همه داغی مکرر است

آن داغ مشترک حرم و آتش است و دود

این آه پاگرفته زیک روح و پیکر است

هریک به چشم دیده چگونه عزیزاو

درشعله ها شبیه سپندی به مجمر است

دیده است بین خانه امامی میان دود

وحشت  به جان همسر و اطفال مضطر است

دیده به خیمه گاه  امامی به چشم خود

در بین دود ، شعله به دامان خواهر است

دیده میان آتش و خون سیل لشگری

دنبال گوشواره و خلخال معجر است

در کربلا وجب به وجب روضه ریخته

آری عزای کرببلا داغ اکبر است

اما تمام چشمه این روضه های سخت

درشعله  و شکستن آیات کوثر است

خاکی اگر که مانده  ملک خانه ی بقیع

سِرَّش همه زچادر خاکی مادر است




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 02:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


یک روز ترس داشت جهان از نسیمشان

از نوع پادشاهی روی گلیمشان

از مدت سکوت یل خیبری شان

از بخشش بدون حساب کریمشان

از یک سرِ بدون تن و لشکری بزرگ

از قامت به وقت عبادت دو نیمشان

از علمشان از آن همه شاگرد فقهشان

موسای بین حبس ولیکن کلیمشان

از اقتدار حضرت سلطانشان به طوس

از هفت ساله مرد علیم و‌ حکیمشان

از جامعه بخاطر نوع زیارتش

از اهدنا الصراطِ فقط مستقیمشان

از سُرّ من رَأی که هنوزاست بین حصر

از ماه بین لشکر دشمن مقیمشان

از آن کسی که نیست به زعم جهانیان

از قسمتی که مانده برای قسیمشان

امروز نیز ترس جهان از زیارت است

از نسخه ی جدید به طرز قدیمشان

گیرم که در بقیع حرم شد خراب، نیست؛

در نقشه ها کجای جهان در حریمشان




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(ع)-مناجات به مناسبت سالروز تخریب بقیع


درد دل ما بی تو فراوان شده آقا

دل ها همه امروز پریشان شده آقا

بد می گذرد زندگی مردم دنیا

بی تو همه ی سال ، زمستان شده آقا

ای باب نجات همگان دست بجُنبان

تو نیستی و بد شدن آسان شده آقا

آرامش دنیای نفس گیر ، کجایی

بدجور جهان بی سر و سامان شده آقا

حال دل بیچاره ما تا تو نباشی

مانند بقیعی است که ویران شده آقا

داده است به ما سوختگان جانِ دوباره

رویای بقیعی که چراغان شده آقا

ای کاش نمیریم و ببینیم که آنجا

چون کرببلا یا که خراسان شده آقا




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


خواب دیدم که دلـم در حـَرمت عـازم بود

دور تـا دور حـرم پُر ز  بـنـی هاشم بـود

دور تـا دور بقـیـع صحن و سـرای زیبـا

تولیت دار حـرم هم پسـرت قـاسم بـود

در بـرت حاتم طایى زده زانـوى ادب

بـر دلـش شـوق گدایىِ شما دائـم بـود

انیبـا در حـَرمت جمله پناهنـده شـده

مـَلَـک وحى درِ خانه تـان خادم بـود ...

بـی حـرم هستى و مـرغ دلـم آواره ى توست؛

این خیالات بـراى دل مـن لازم بـود ...




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 04:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


خاکیست ، بی ریاست ، صفا دارد این حرم

بر خاکِ با صفاش قسم دوست دارمش

مضمون نابِ اهل قلم بوده این بقیع

من هم شبیهِ اهل قلم دوست دارمش

آباد یا خراب ، تفاوت نمی کند

این خاک را برای دلم دوست دارمش

گیرم که بسته اند درش را شبانه روز

حتی زِ پشت پنجره هم دوست دارمش

قُم ، کاظمین ، کرببلا ، مشهدالرضا

اصلاً شبیهِ هر چه حرم دوست دارمش

مثل مقدسّاتِ دگر مثل کربلا

مثل کتیبه ، بیرق ، علم ، دوست دارمش

این خاک ، خاکِ پاکِ کریمِ دو عالم است

من هم به عشق شاه کرم دوست دارمش




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 04:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


پشت این پنجره هرچند که غم خواهم خورد

به ضریحی که ندارید قسم خواهم خورد

به ضریحی که ندارید قسم، آقایان!

محشر از رفتن در نار قلم خواهم خورد

تولیَت دست محبّان رضا می‌افتد

از غذاهای پر از نور حرم خواهم خورد

اشک را با نفس لطف شما مثل شراب

معجزه کرده و از دست خودم خواهم خورد

وسط صحن شما مست قدم خواهم زد

جرعه در جرعه به هر صحن کرم خواهم خورد

ارزشم هست همان‌قدر که عاشق باشم

نان سر سفره اگر گریه کنم خواهم خورد

حال اگر مثل کبوتر بشوم خوشحالم

دانه‌ی عشق، چه بسیار چه کم، خواهم خورد




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


شبیه این زمین در آسمانها آسمانی نیست

ندارد وسعتی اما به وسع او جهانی نیست

بجای گنبد و گلدسته کفترها نما دارند

نشانی ساختند آخر که مانندش نشانی نیست

کریمان هرچه که دارند را وقف گدا کردند

نگو اینجا چرا صحن و سرای آنچنانی نیست

به اجبار عده ای باب الکرم را روی ما بستند

به در مانده نگاه میزبان و میهمانی نیست

مدینه شهر پیغمبر بگو تو لااقل با ما

چرا روی سرخورشیدها پس سایبانی نیست؟

نه سینه زن نه یک دسته نه حتی یک حسینیه

همه آمادۀ اشکند اما روضه خوانی نیست

به یاد چادرخاکی بقیع امروز خاکی شد

وحالا زائرش جز مادری قامت کمانی نیست

همان مادر که آمد کوچه و با قد خم برگشت

بلایی برسرش آمد که آثارش نهانی نیست

چنان سیلی به رویش زد که حوریه زمین افتاد

صدا زد که حسن در زانویم دیگر توانی نیست




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 04:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


دیگر زمان آن شده بزمی به پا کنیم

با ذکر یا علی حرمی دست و پا کنیم

باید به لطف حضرت حق ما بقیع را

زیبا، چنان حریم امامِ رضا کنیم

یک نسخه از تمام کتب را بیاوریم

هدیه به صحن صادق آل عبا کنیم

از نسخه های کافی و تفسیر و الغدیر

هدیه به صحن باقر علم خدا کنیم

زین العباد، عمر خودش بهر گریه داد

یک بارگاه، هدیه به آن گریه ها کنیم

بعد از حرم به یاد کریم بن فاطمه

ایوان طلای صحن حسن را بنا کنیم

ایوان طلای او بشود جلوه ی نجف

کل جهان به نام حسن آشنا کنیم

وقت ظهور، آن دو نفر را بیاوریم

آتش زنیم و هدیه به آن شعله ها کنیم

بعد از ظهور منتقم آل فاطمه

فکری برای مرقد خیر النسا کنیم




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مرغ جان ناله کند بابتِ تخریب بقیع

زده آتش به دلم صحبتِ تخریب بقیع

وحدت آن روز نشد یار، مسلمانان را

تا اجانب نکند جرئت تخریب بقیع

قتنه و توطئه ی آل وهاب، آل سعود

شیعه را شد سبب رقّت تخریب بقیع

بنویسید به لوح جگر و صفحۀ دل

هشت شوال بُوَد ساعت تخریب بقیع

گر جوانان مدینه حرِکت می کردند

چه کسی داشت مگر قدرت تخریب بقیع

ننگ بر سستی عهد عرب سازشکار

که بود غفلتشان علت تخریب بقیع

سرت ای مهدی موعود سلامت بادا

دهد آزار تو را محنت تخریب بقیع

حامیان متوکل به حرم شعله زدند

شد پس از کرب وبلا نوبت تخریب بقیع

گنبدی بوده و گلدسته و صحن و حرمی

به امامان سند حسرت تخریب بقیع

دشمنان از حرم آل علی می ترسند

رو بخوان قصّه و کیفیت تخریب بقیع

بشکند دست کسانی که تعدّی کردند

نسلشان قطع شود زآفت تخریب بقیع

این ستم ریشه به تاریخ تشیّع دارد

سیزده قرن بُوَد قِدمت تخریب بقیع




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود

در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود

از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع

چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود

روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود

بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود

غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف

در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود

گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه

مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود

تازه از باب قبولی زیارت زائرت

تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود

یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها

چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/04/11 | 04:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 :: 1 2 3 4
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic