حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام زمان(ع)-مناجات به مناسبت سالروز تخریب بقیع


درد دل ما بی تو فراوان شده آقا

دل ها همه امروز پریشان شده آقا

بد می گذرد زندگی مردم دنیا

بی تو همه ی سال ، زمستان شده آقا

ای باب نجات همگان دست بجُنبان

تو نیستی و بد شدن آسان شده آقا

آرامش دنیای نفس گیر ، کجایی

بدجور جهان بی سر و سامان شده آقا

حال دل بیچاره ما تا تو نباشی

مانند بقیعی است که ویران شده آقا

داده است به ما سوختگان جانِ دوباره

رویای بقیعی که چراغان شده آقا

ای کاش نمیریم و ببینیم که آنجا

چون کرببلا یا که خراسان شده آقا



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1396/04/11

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


خواب دیدم که دلـم در حـَرمت عـازم بود

دور تـا دور حـرم پُر ز  بـنـی هاشم بـود

دور تـا دور بقـیـع صحن و سـرای زیبـا

تولیت دار حـرم هم پسـرت قـاسم بـود

در بـرت حاتم طایى زده زانـوى ادب

بـر دلـش شـوق گدایىِ شما دائـم بـود

انیبـا در حـَرمت جمله پناهنـده شـده

مـَلَـک وحى درِ خانه تـان خادم بـود ...

بـی حـرم هستى و مـرغ دلـم آواره ى توست؛

این خیالات بـراى دل مـن لازم بـود ...



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1396/04/11

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


خاکیست ، بی ریاست ، صفا دارد این حرم

بر خاکِ با صفاش قسم دوست دارمش

مضمون نابِ اهل قلم بوده این بقیع

من هم شبیهِ اهل قلم دوست دارمش

آباد یا خراب ، تفاوت نمی کند

این خاک را برای دلم دوست دارمش

گیرم که بسته اند درش را شبانه روز

حتی زِ پشت پنجره هم دوست دارمش

قُم ، کاظمین ، کرببلا ، مشهدالرضا

اصلاً شبیهِ هر چه حرم دوست دارمش

مثل مقدسّاتِ دگر مثل کربلا

مثل کتیبه ، بیرق ، علم ، دوست دارمش

این خاک ، خاکِ پاکِ کریمِ دو عالم است

من هم به عشق شاه کرم دوست دارمش



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1396/04/11

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


پشت این پنجره هرچند که غم خواهم خورد

به ضریحی که ندارید قسم خواهم خورد

به ضریحی که ندارید قسم، آقایان!

محشر از رفتن در نار قلم خواهم خورد

تولیَت دست محبّان رضا می‌افتد

از غذاهای پر از نور حرم خواهم خورد

اشک را با نفس لطف شما مثل شراب

معجزه کرده و از دست خودم خواهم خورد

وسط صحن شما مست قدم خواهم زد

جرعه در جرعه به هر صحن کرم خواهم خورد

ارزشم هست همان‌قدر که عاشق باشم

نان سر سفره اگر گریه کنم خواهم خورد

حال اگر مثل کبوتر بشوم خوشحالم

دانه‌ی عشق، چه بسیار چه کم، خواهم خورد



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1396/04/11

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


شبیه این زمین در آسمانها آسمانی نیست

ندارد وسعتی اما به وسع او جهانی نیست

بجای گنبد و گلدسته کفترها نما دارند

نشانی ساختند آخر که مانندش نشانی نیست

کریمان هرچه که دارند را وقف گدا کردند

نگو اینجا چرا صحن و سرای آنچنانی نیست

به اجبار عده ای باب الکرم را روی ما بستند

به در مانده نگاه میزبان و میهمانی نیست

مدینه شهر پیغمبر بگو تو لااقل با ما

چرا روی سرخورشیدها پس سایبانی نیست؟

نه سینه زن نه یک دسته نه حتی یک حسینیه

همه آمادۀ اشکند اما روضه خوانی نیست

به یاد چادرخاکی بقیع امروز خاکی شد

وحالا زائرش جز مادری قامت کمانی نیست

همان مادر که آمد کوچه و با قد خم برگشت

بلایی برسرش آمد که آثارش نهانی نیست

چنان سیلی به رویش زد که حوریه زمین افتاد

صدا زد که حسن در زانویم دیگر توانی نیست



موضوع : قبرستان بقیع، 

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


دیگر زمان آن شده بزمی به پا کنیم

با ذکر یا علی حرمی دست و پا کنیم

باید به لطف حضرت حق ما بقیع را

زیبا، چنان حریم امامِ رضا کنیم

یک نسخه از تمام کتب را بیاوریم

هدیه به صحن صادق آل عبا کنیم

از نسخه های کافی و تفسیر و الغدیر

هدیه به صحن باقر علم خدا کنیم

زین العباد، عمر خودش بهر گریه داد

یک بارگاه، هدیه به آن گریه ها کنیم

بعد از حرم به یاد کریم بن فاطمه

ایوان طلای صحن حسن را بنا کنیم

ایوان طلای او بشود جلوه ی نجف

کل جهان به نام حسن آشنا کنیم

وقت ظهور، آن دو نفر را بیاوریم

آتش زنیم و هدیه به آن شعله ها کنیم

بعد از ظهور منتقم آل فاطمه

فکری برای مرقد خیر النسا کنیم



موضوع : قبرستان بقیع، 

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مرغ جان ناله کند بابتِ تخریب بقیع

زده آتش به دلم صحبتِ تخریب بقیع

وحدت آن روز نشد یار، مسلمانان را

تا اجانب نکند جرئت تخریب بقیع

قتنه و توطئه ی آل وهاب، آل سعود

شیعه را شد سبب رقّت تخریب بقیع

بنویسید به لوح جگر و صفحۀ دل

هشت شوال بُوَد ساعت تخریب بقیع

گر جوانان مدینه حرِکت می کردند

چه کسی داشت مگر قدرت تخریب بقیع

ننگ بر سستی عهد عرب سازشکار

که بود غفلتشان علت تخریب بقیع

سرت ای مهدی موعود سلامت بادا

دهد آزار تو را محنت تخریب بقیع

حامیان متوکل به حرم شعله زدند

شد پس از کرب وبلا نوبت تخریب بقیع

گنبدی بوده و گلدسته و صحن و حرمی

به امامان سند حسرت تخریب بقیع

دشمنان از حرم آل علی می ترسند

رو بخوان قصّه و کیفیت تخریب بقیع

بشکند دست کسانی که تعدّی کردند

نسلشان قطع شود زآفت تخریب بقیع

این ستم ریشه به تاریخ تشیّع دارد

سیزده قرن بُوَد قِدمت تخریب بقیع



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1396/04/11

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود

در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود

از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع

چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود

روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود

بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود

غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف

در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود

گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه

مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود

تازه از باب قبولی زیارت زائرت

تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود

یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها

چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1396/04/11

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


هر چقدر این ‌خاک، باران‌خورده و ‌تر می شود

بیشتر از پیش تر جانش معطر می شود

این حریم آسمانی گنبدش فیروزه ای ست

روز و شب مفروش با بال کبوتر می شود

هر رواقش آینه در آینه نور است، نور

صحن در صحنش صلات ظهر، ‌محشر می شود

دل تمنا می کند «باب الکرم» را، عاقبت

با امام‌مجتبی اینجا میسر می شود

قال باقر ، قال صادق می نشیند بر زبان

دور تا دور حرم یک روز، منبر می شود

کربلا هم می رسد اینجا لبی را تر کند

طرح سقاخانه ها روزی مقدر می شود

روضه خوان اینجا نشسته روضه خوانی می کند

در دلم تازه غم و اندوه مادر می شود



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1395/06/17

محکومیت آل سعود-رجزخوانی- تقدیم به شهدای مظلوم منا


ای جیره خوار دست ناپاک یهودی

هشدار ما را گوش کن ؛ آل سعودی

تو گرگ خون آشامی و جلاد قرنی

از چشم عالم خواب راحت را ربودی

درسوریه بحرین یمن با اسم داعش

با فتنه هایت آتشی برپا نمودی

گردن کشی درپیشگاه حق نمایی

درپیش شیطان مثل بنده در سجودی

داغ شهیدان منا بر سینه داریم

بانیِ آن روزِ پر از ماتم تو بودی

باسرنگونیِ تو در شهر مدینه

صحن حسن را شیعه میسازد به زودی



موضوع : قبرستان بقیع، اشعار حج، محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


تاکه ذهنم از مدینه مشهدی دیگر بسازد

بهتر است این شهر را از هرکجا بهتر بسازد

مثل فتح مکه درتغییر این بارِ مدینه

طرح را احمد بیارد شهر راحیدر بسازد

ازحسن دارالکَرَم محراب رابا نام سجاد

بین صحن باقر و صادق دوتا منبر بسازد

احتمالا بین صحن فاطمه باگریه حیدر

جای سقّاخانه حوضی بهتراز کوثر بسازد

احتمالا از پر جبریل باشد سنگفرشش

کفشداری حرم را هم فقط قنبر بسازد

حضرت عباس هم مثل ضریح خویش ای کاش

بارگاهی هم برای حضرت مادر بسازد

باید از خرمای نخلستان میثم«سازگاری»؛

هی تناول کرده وازمزّه اش دفتربسازد

چون حسینیه بناگردد دراینجا باید این خاک؛

بعد از این باروضه ی سخت علی اکبر بسازد

چارتا گنبد، رواق وصحن ها، بااین مضامین؛

یک نفر باید«مدینه شهر پیغمبر»بسازد

روضه شداین شعر وقتی در ورودی نخستش؛

ازهمان کوچه علی بانام زهرا در بسازد

کاشکی این مرتبه در سمت کوچه بازگردد

کاش حیدر میخ را باضربه ای بی سر بسازد  



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


ایستاده ملت ایران، چو کوه

با صَلابت، با شجاعت، با شکوه

ملتی یکپارچه، یکدست، ناب

همچو سایه، هم مسیرِ آفتاب

میرود هر جا که فرماید، ولی

پا نَهد هر جا که بردارد، علی

از شبی که انفجار نور شد

گوئیا موسی به کوه طور شد

پرچم فتح و ظفر آمد بدست

پشتِ استکبار را ایران شکست

ملتی گمنام، صاحب نام شد

پیشتازِ اُمت اسلام شد

ایستاده اُمتِ برخاسته

تا برآورده شود، هر خواسته

پس فراخوان! نسلِ اسماعیل را

محو کن از قدس، اسرائیل را

قبل از آن قومِ دروغینِ یهود

منهدم باید شود آل سعود

عن قریب ایران برآرد در حجاز

پرچم اسلام را در اهتزاز

از مدینه پنج نوبت پُر خروش

در أذان نام علی آید بگوش

این خبر آنروز می پیچد سریع:

صحن جامع افتتاح شد در بقیع

دیدنی گردد در آن، دارُالحسن

راهپیماییِّ زُوّارُالحسن

اربعین تا آخرِ ماه صفر

یک دهه شور و دم و فتح و ظفر

راستی؛ چه شور و شِینی میشود

با حسن عالم حسینی میشود

انتظار این است؛ هم عهدی کنیم

یاریِ صوتِ اَناالمهدی کنیم

این صَلا، گُل میکند در عالمین

مهدی اَم من، یالِثاراةَ َالحسین 



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


فرق دارد جلوه اش در ظاهر و معنا حرم

گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم

کل معصومین معز المؤمنین در عالم اند

قبرشان قبله است حالا بی حرم یا با حرم

یک حرم در زینبیه یک حرم در شهر قم

یک طرف زائر فراوان یک طرف تنها حرم

مرتضی و فاطمه از هر نظر مثل هم اند

هست تنها فرق بین حیدر و زهرا حرم

اوج غربت در کدامین داغ معنا می شود

اینکه شاهی از کفن محروم باشد یا حرم؟

فکر کن سبط نبی، حتی ندارد سنگ قبر

خادم فرزند او دارد در این دنیا حرم

شادی واهی کنید امروز را وهابیون

چون که میسازیم با قتل شما، فردا حرم

در مدینه کاخ ها با خاک یکسان می شوند

بعد از آن از دور چون دُر می شود پیدا حرم

گاه معنای حرم هرگز ضریح و بقعه نیست

داشت تعبیری دگر در روز عاشورا حرم

یک سوی زینب حرم یک سوی دیگر قتلگاه

پیر شد در رفت و آمد های مقتل تا حرم

ناله میزد مادری با اشک واویلا حسین

ناله میزد خواهری با اشک واویلا حرم



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


همیشه خاکی صحن غریب‌ها بد نیست

بقیع، پنجره دارد اگرچه مشهد نیست

چه دست‌ها که رسیده‌ست تا بقیع از دور

که قد کشیدن زائر به قامت و قد نیست

نه صحن مانده، نه ایوان، نه آینه، نه رواق

اگرچه خاک، دلیل نبود مرقد نیست

همیشه حس زیارت حرم نمی‌خواهد

که گاه عرض ارادت به رفت و آمد نیست

برای بودن در زیر آفتاب اینجا

میان ماندن و رفتن کسی مردد نیست

دعای سوته دلان مستجاب، خواهد شد

در این حرم که اجابت به طاق و  گنبد نیست

بقیع، خاکی عشق است پس بگو شاعر

اگر به شوق ضریح آمده، نیاید، نیست



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


عمریست به شیعیان حسادت دارند

بدجور به یکدگر شباهت دارند

از کوچه و از بقیع دانستم که

اینها به خراب کردن عادت دارند

***

از اینهمه خوب در جهان خوب تری

مرغوب تری اگر که مخروب تری

تاکور شود هر آنکه نتواند دید

بی گنبد و بی ضریح محبوب تری

***

اینها که همیشه جنگ را باخته اند

تخریب کنند گوئیا ساخته اند

زود است که بشنویم درشهر رسول

بین الحرمین راه انداخته‌اند

***

از آنهمه خاک انتخابت کردند

پس منشاء اینهمه ثوابت کردند

گاهی سبب خیر، عدو خواهد شد

آباد شدی چونکه خرابت کردند



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


گلویم خشک از بغض است و چشمانم ز باران تر

پریشان است احوال من از حالی پریشان تر

مزار جانشینیان نبی را بی نشان کردند

و می دانند خود را از مسلمانان مسلمان تر

گمان ذره ها خاموشی خورشید بود اما

نفهمیدند بیش از پیش می گردی فروزان تر

ولی می بینم این بدکارها از کار خود روزی

پشیمانند این دنیا و آن دنیا پشیمان تر

دلت آرامگاه پنج جنت آفرین باشد

ندیدم هیچ جا را از بهشت تو گلستان تر

تو را قدری نهان است ای زمین خاکی یثرب

ولیکن در وجود خاکیت قدریست پنهان تر

رسیده زائری بی جان که جان گیرد ز دیدارت

چه می بیند که برمی گردد از پیش تو بی جان تر

تو می باری به حال زائر و زائر به حال تو

تو از دل می شوی ویران تر و دل از تو ویران تر

برایت خواب ها دیدیم روزی آستانت را

بنا خواهیم کرد از طوس هم حتی چراغان تر



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع!

خرابه‌های تو، باغِ‌ بهشتِ ماست، بقیع!

تو هم چو فاطمه در شهر خویش تنهایی

غریبی و، همه كس با تو آشناست، بقیع!

اگر چه روی به كعبه نماز می‌خوانیم

تو قبله دلِ مایی، خدا گواست، بقیع!

به آن چهار امامی كه در بغل داری

برای ما حَرَمت مثل كربلاست بقیع!

به یاد چهار پسر، در كنار چار مزار

هنوز ناله اُمُّ البنین به پاست، بقیع!

علی نگفت، به جان علی قسم، تو بگو

كه قبرِ گمشدۀ فاطمه كجاست بقیع؟

هنوز نالۀ زهراست از مدینه بلند

هنوز لرزه بر اندامِ مجتبی‌ست بقیع!

قوی‌ترین سندِ غربت علی در تو

عِذار نیلیِ ناموسِ كبریاست، بقیع!



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


در آفتاب تو انوار کبریاست مدینه

به سویت از همه سو چشم انبیاست مدینه

اگر چه غریبی نشسته بر در و بامت

هماره با دل ما نامت آشناست مدینه

تو همچو حلقه ی انگشتر و نگین شریفت

تن مقدس پیغمبر خداست مدینه

به بیت فاطمه و باب جبرئیل تو سوگند

تو قبله ی دل مایی خدا گواست مدینه

به هر طرف که نهم روی خویش روی دل

به مسجد الّنبی و مسجد قباست مدینه

هنوز چشم تو محو است بر نماز محمّد

هنوز بانگ بلالت به گوش ماست مدینه

هنوز از جگر نخل سبزهای تو بر پا

صدای ناله ی العفو مرتضاست مدینه

هنوز از نفس جبرئیل، گوش دلت را

نوای روح برانگیز هل اتاست مدینه

نیازمند به ناز طبیب نیست وجودم

که در نسیم مسیحایی ات شفاست مدینه

کجا به خاک بقیعت نشسته یوسف زهرا؟

که گرم زمزمه و ناله ی دعاست مدینه

به اشک دیده ی مهدی به خون سینه ی زهرا

مزار فاطمه و محسنش کجاست مدینه؟

صدای ناله ای از کوچه می رسد به گمانم

صدای ناله ی جانسوز مجتباست مدینه

چرا خراب نگشتی در آن غروب غم افزا؟

که فاطمه زخدا مرگ خویش خواست مدینه

به آفتاب تو نقش است جای ضربت سیلی

که روز تو چو شب تیره غم افزاست مدینه

سئوال میکنم از تو بگو به حق پیمبر

به روی فاطمه سیلی زدن رواست مدینه؟

سرشک دیده ی مولا گذشت از سر هستی

اگر چه گریه ی او در تو بی صداست مدینه



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بقیعا السلام ای تربت عشق

سلام ای بارگاه غربت عشق

سلام ای خاک پاکت نورباران

سلام ای مرقد زهرا تباران

سلام ای مهد زوار خدایی

انیس دردهای مجتبائی

سلام ای ناظر تبلی السرائر

دلیل غربت سجاد و باقر

سلام ای قبله دلهای عاشق

سلام ای بوستان پاک صادق

چرا ای بقعه بی شمع چراغی

نگیرد از تو جز شیعه سراغی

فدای آن زمین و آسمانت

که چندین گنج داری در نهانت

که گفته بارگاهت خشت خشت است

که خاکت بهتر از باغ بهشت است

تو باب باب جبریل امینی

زیارتخانه ام البنینی

نشان از عطرو بوی یاس داری

که در خود ریشه عباس داری

گلی که می دهد بوی علی کیست؟

گلی جز فاطمه بنت اسد نیست

انیس گنبد خضرا تو هستی

قرین تربت زهراتو هستی

تو سفره دار مهمانی عزیزی

غبار مهدوی بر سر بریزی

کنی هر روز و شب تجدید عهدی

به یک بوسه زخاک پای مهدی

بقیعا در دل شهر مدینه

تویی تنها انیس زخم سینه

تو تنها شاهد صوت الحزینی

شنیدی نالۀ فضه خذینی

بده اذن دخولی تا بیائیم

به مژگان آب و جارویت نمائیم



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بر دشمنان عترت و قرآن هماره

در هر نفس نفرین و لعن بی شماره

اینان که بدتر از نصارا و یهودند

فرزند شیطان، خصم دین، آل سعودند

بر مکتب اسلام و ایمان حمله کردند

با آیه ی قرآن به قرآن حمله کردند

اینان نه یک مذهب که یک حزب پلیدند

نسل ابوسفیان و مروان و یزیدند

دل هایشان از تیره گی پر، خالی از نور

چشمانشان در این جهان و آن جهان کور

بر آل یاسین ظلم، از حد بیش کردند

تفسیر قرآن را به رأی خویش کردند

خصم خدا، خصم نبی، خصم کتابند

از کفرشان سنّی و شیعه در عذابند

گویند مشرک زائر ختم رسل را

خوانند مرده از جهالت عقل کل را

در چاه جهل و تیره گی ماندند، ماندند

گویی به عمر خویشتن قرآن نخواندند

یعقوب کز بوی پسر قلبش صفا یافت

چشم وی از پیراهن یوسف شفا یافت

آن تکه ی چوبی که موسی را عصا شد

هم بحر را بشکافت و هم اژدها شد

روزی که عیسی مرده گان را زنده می کرد

بر جهل این اشتر چران ها خنده می کرد

رو تیره، دیده کور، دل، آلوده و چرک

از پای تا سر کفر و از پا تا به سر شرک

بوزینه هایی بر فراز منبر وحی

یار شیاطین دشمن پیغمبر وحی

بر تربت پاک امامان حمله کردند

خواندند قرآن و به قرآن حمله کردند

در بغض اولاد علی بیداد کردند

اسلاف خود را در شقاوت یاد کردند

با دست آن پرورده های دست شیطان

شد تربت پاک حسن با خاک یکسان

کُشتند با دعویّ دین یاران دین را

کردند ویران قبر زین العابدین را

پنجم امام ما که جان ما نثارش

گردید با سطح زمین یکسان مزارش

آمد جسارت بر کتاب ناطق ما

ویرانه شد قبر امام صادق ما

دادند پاداش امیرالمؤمنین را

کردند ویران مرقد امّ البنین را

قبر شهیدان اُحد ویرانه گردید

شهر مدینه سر به سر غم خانه گردید

ویران شد از بیداد آن قوم ستم گر

قبر اُمّ و ابن و اب و عمّ پیمبر

ای کافران، اجر رسول الله این بود

یا احترام آن زیارتگاه این بود؟

لعن ابد را تا ابد بر خود خریدید

الحق که یکسر آل مروان و یزیدید

صد شکر کان جا قبر زهرا بی نشان بود

از دیده ی ناپاک ناپاکان نهان بود

ورنه از این بیدادگران حرامی

می شد به ناموس خدا بی احترامی

اسلاف این نامردها با تازیانه

کُشتند ناموس ولایت را به خانه

آتش زدند از راه کین بیت الولا را

بیت الولا نه خیمه های کربلا را

اجداد اینان در سقیفه عهد بستند

پیشانی فرزند زهرا را شکستند

اسلاف این ناپاک خنجر کشیدند

سر از تن فرزند پیغمبر بریدند

اینان همه مغضوب زهرای بتول اند

ملعون قرآن و خداوند و رسول اند

دائم به قرآن حمله ور با نام قرآن

چون غُدّه روییدند بر اندام قرآن

یارب به پیشانیّ مجروح پیمبر

یارب به قرآن و به زهرا وحیدر

یارب به خون اوّلین یار ولایت

تنهاترین قربانی دار ولایت

یارب به رازی که علی با چاه گفته

یارب به غم هایی که او در دل نهفته

یارب به باغ حیدر و یاس کبودش

یارب به آن بیتی که بالا رفت دودش

تا آتش قلب محبّان را نشاید

تا انتقام آل عصمت را ستاند

رخت فرج بر قامت مهدی بپوشان

بر تشنه گان، جام وصالش را بنوشان



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


آید آنروز که آییم به ایوان طلات

با چراغ و علم و پرچم و گلدان طلات

چارده صحن بسازیم برای حرمت

چارده باب شود باز به دالان طلات

اسم هر باب بنام یکی از معصومین

زینت سر در هر باب به عنوان طلات

وسط صحن که افتد حرم پیغمبر

دور تا دور بسازیم شبستان طلات

صوت منصور شود نذر کمیل سحرت

چارده صحن کند پخش ز رضوان طلات

سی شب ماه مبارک حرمت می چسبد

هر سحر روضه یاس است و گلستان طلات

تازه آنجاست که ما روضه مادر داریم

پشت هر در سخن از غنچه پرپر داریم



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


آتش بزن ای غم تمام پیکرم را

لبریز کن از خون دل و چشم ترم را

ای آه و ناله راه بغضم را بگیرید

تا پنجۀ بغضی نگیرد حنجرم را

خانه خرابم کرد سیل اشک ، وقتی

کردم نظاره تربت پیغمبرم را

بگذار تا از غربت زهرا  بکوبم

بر پنجره های بقیع او سرم را

ای کاش چون پروانه ای در ماتم او

آتش بسوزاند همه بال و پرم را

اینجا چرا گلچین به گل زد تازیانه

این غم شراره زد دل غم پرورم را

هرگز نمی بخشم تو را شهر مدینه

من در کجا جویم مزار مادرم را

آتش مزن بردفتر شعر "وفائی"

ای اشک غم رنگین نمودی دفترم را



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


اینجا نشانی از نگاه آشنایی نیست

یا از صدای آشنایی، ردّپایی نیست

طوفانی از اندوه، دلتنگی، پریشانی

جاری‌ست در این دشت، اما ناخدایی نیست

مرزی فراتر از زمین و آسمان دارد

بی وسعت این خاک، گویا ماورایی نیست!

قندیل آه عاشقان، فانوس شرم ماه

مشتی ستاره، بیش از اینش روشنایی نیست

در غربت این دشت، اما آنچه می‌پیچد

تنها هیاهوی سکوت است و صدایی نیست

هریک بقیع کوچکی در سینه‌مان داریم

مائیم و اندوهی که آن را آشنایی نیست

بر شانه‌های غربت ما، زخم می‌روید

زخمی که او را ابتدا و انتهایی نیست

مائیم و، ارث چارده قرنِ عزا، آری!

غمگین‌تر از این قصه، گویا ماجرایی نیست

در شعله‌های شرم می‌پیچم که می‌بینم

شعرم به یاد غربتش، شعر رسایی نیست...



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


این چار مزار نور، جان شیعه است

منظومه خورشید نشان شیعه است

این بقعه ی توحید، بقیع دل ماست

گلدسته ی این حرم زبان شیعه است



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


ای مدینه جلوگاه کبریا

ای تجلی گاه انوار خدا

ای مدینه ای تو مشکوی بهشت

عطر خاکت خوشتر از بوی بهشت

ای زمینت لاله زار اهلبیت

ای امین و راز دار اهلبیت

ای حریمت قبله گاه اهل دل

ای نسیمت با رگ جان متصل

ای به گِردَت  کعبۀ دل در طواف

خفته در تو اسوۀ شرم و عفاف

در تو خورشید نبوت خفته است

درتو ناموس ولایت خفته است

"نقش هستی نقشی از ایوان توست"

"آب و باد و خاک سرگردان توست"

ای گلستان گل و آلاله ها

ای نیستان تمام ناله ها

ای وصیتنامۀ درد علی

نخل هایت دست پرورد علی

ای مدینه جانِ جان ما توئی

آیه های صبر را معنا توئی

ناله های مرتضی در گوش توست

هستی او خفته درآغوش توست

لب گشا از محنت زهرا بگو

از غم و درد علی با ما بگو

فاش کن آن گوهر ناسفته را

راز های گفته و ناگفته را

گرکه عمری سخت پابند توام

چون «وفائی» آرزومند توام



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


ای اهل دل را جنّة الاعلا مدینه

باز آمدم آغوش خود بگشا مدینه

آغوش بگشا کز رضا باشد سلامم

بر تربت گمگشتۀ زهرا مدینه

آغوش بگشا تا ز باب جبرئیلت

آیم حضور خواجۀ اسری مدینه

آغوش بگشا تا کنم با چشم گریان

گمگشتۀ سادات را پیدا مدینه

آغوش بگشا تا کنار قبر زهرا

گریم به یاد گریۀ مولا مدینه

آغوش بگشا تا پر پرواز گیرم

گردم به دور قُبّة الخضرا مدینه

آغوش بگشا تا کنم تشییع در شب

با شیر حق تابوت زهرا را مدینه

آغوش بگشا تا به دیوار بقیعت

صورت گذارم با تن تنها مدینه

آغوش بگشا تا بسوزم در بقیعت

چون شمع سوزان در دل شبها مدینه

آغوش بگشا تا کنار چار قبرت

از اشگ گردد دیده ام دریا مدینه

آغوش بگشا تا ستون توبه ات را

گیرم به بر با گریه و نجوا مدینه

آغوش بگشا تا به قبر حمزه گریم

بر غربت انسیّة الحورا مدینه

آغوش بگشا تا بگریم در دل شب

مثل علی در دامن صحرا مدینه

آغوش بگشا و بگو از خانۀ وحی

دود از چه رو شد بر فلک بالا مدینه

آغوش بگشا و بگو حامّی حیدر

افتاد پشت در چرا از پا مدینه

"میثم" سؤالی دارد از تو پاسخش ده

زهرا کجا و سیلی اعدا مدینه؟



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


اشکم به رخ، خونم به دل، آهم به سینه است

ای زائرین، ای زائرین این جا مدینه است

شهری که خاکش آبرو بخشد به جنّت

شهر محمّد شهر قرآن، شهر عترت

در هر وجب صدها چراغ راه دارد

نقش از قدم های رسول الله دارد

ای جا محمّد عالمی را رهبری کرد

هم یار امّت بود و هم پیغمبری کرد

ای جا ستمکاران کافر عهد بستند

پیشانی و دندان پیغمبر شکستند

این جا شرار آه جبریل امین ریخت

خون از سر و روی محمّد بر زمین ریخت

این جا علی پروانه سان گرد پیمبر

گردید تا آمد نور زخمش به پیکر

این جا دل پیغمبر اسلام خون شد

این جا جگر از پهلوی حمزه برون شد

این جا محمّد داغها بر سینه اش ماند

زنگ غم و اندوه بر آئینه اش ماند

این جا قدم بر عرش اعلامی گذارید

چون پا به جای پای زهرا می گذارید

این جا مراد از قبّة الخضراء بگیرید

این جا سراغ از تربت زهرا بگیرید

این جاست کعبه نه، زکعبه بهتر این جاست

هم فاطمه هم تربت پیغمبر این جاست

آوای وحی آید زدیوار رفیعش

هم باب جبرائیل و هم باب البقیعش

در بین آن محراب و منبر جا بگیرید

بوسه زقبر مخفی زهرا بگیرید

گلزار وحی و روضۀ طاهاست این جا

آتش گرفته خانۀ زهراست این جا

پشت در این خانه نزدیک همین قبر

زهرا کتک خورد و علی بگریست چون ابر

خورشید در این کوچه ها گردید نیلی

بلبل سراپا سوخته گل خورد سیلی

این جا امیرالمؤمنین را دست بستند

تا با لگد پهلوی زهرا را شکستند

این جا کشیده بر فلک آتش زبانه

این جا گلی پرپر شده با تازیانه

این جا به زیر پای مردم کوثر افتاد

تنهای تنها فاطمه پشت در اوفتاد

پیوسته چشم شیعه اینجا خون فشان است

زیرا زیارتگاه قبری بی نشان است

قبری که هر قلبی بیاد او کباب است

قبری که تنها زائر او آفتاب است

قبری غریب و بی رواق و بی نشانه

بر خاک آن صورت نهد طفلی شبانه

قبری که مخفی در دل تنگ زمین است

خاکش گل از اشک امیرالمؤمنین است

قبری که ما گشتیم و پیدایش نکردیم

از دور هم حتی تماشایش نکردیم

این قبر، قبر دختر پیغمبر ماست

با آن که پیدا نیست چون جان در بر ماست

این قبر احمد، این بقیع و قبرهایش

گلهای پرپر گشته اما با صفایش

آن فاطمه بنت اسد آن ام عباس

این قبر ابراهیم، احمد را گل یاس

این مجتبی این قبر بی شمع و چراغش

این سید سجاد با آن درد و داغش

این باقر و این صادق آل محمّد

این قبر عباس آن عموی پیر احمد

این قبرها را یک به یک دیدیم اما

یابن الحسن، یابن الحسن، کو قبر زهرا

این جا محمّد رازها در پرده دارد

این جا امیرالمؤمنین گُم کرده دارد

این جا شرار، از سینۀ عالم برآید

جا دارد ار جان از تن میثم برآید



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1394/05/18

امام زمان(عج)-مناجات-هوای بقیع


غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم

ز هجر تو شده ابری هوای چشمانم

سحر که سفرۀ دل وا کنم به راز و نیاز

فقط وصال تو باشد دعای چشمانم

اگر که بغض گلویم کمی ترک بخورد

پر از ستاره شود این فضای چشمانم

تمام عالم هستی، غریب در نظرم

فقط فراق تو شد آشنای چشمانم

دو دیده ام شده تاریک در حجاب گناه

نگاه مست تو باشد ضیای چشمانم

نظر به روی تو آداب و سعی خود دارد

سرت چو مروه و پایت صفای چشمانم

به غیر دامن خیسم ز قطره قطرۀ اشک

کسی دگر نشنیده صدای چشمانم

قسم به فاطمه داغی به سینه دارم من

به دل هوای بقیع و مدینه دارم من



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، قبرستان بقیع، 

سالروز تخریب بقیع


افسوس تو را خراب کردند

ما را ز خجالت آب کردند

سهم سر ما سایه ی درد و

سهم تو هم آفتاب کردند

***

خوشحال ز نور تو نبودند

دنبال ظهور تو نبودند

وقتی که تو را خراب کردند

در فکر غرور تو نبودند



موضوع : قبرستان بقیع، 
شنبه 1394/05/3

قبرستان بقیع


آنقدر خسته ام ، قدمم پا نمی دهد

گاهی مسیر از من عابر کلافه است

وقتی پیاده راهی این جاده می شوم

حتی برای من چمدان هم اضافه است

سنگینی سفر به بلندای جاده هاست

امّا سفر به سادگی یک اشاره است

کافی است رو به قبله سرت را تکان دهی

بال خیال وا کنی و نیمه های شب

پشت دری که بسته خودت را نشان دهی

اصلاً به شرطه ی دم در اعتنا نکن!

حس می کنم که پنجره رو به روی من

دارد به عمق خاطره ها باز می شود

بی آنکه شرطه ترس به جانم بیاورد

تاریخ عقده های من آغاز می شود

من ، جائیم که زهر دل کوزه را شکست

آنجائیم که مادر این چفیه سرخ ها

با شرطه های فتنه گر و ظالم آمده است

با اینکه نقطه نقطه بدن تیرخورده ، باز

تابوت روی دوش بنی هاشم آمده است

دارم برای قبر حسن شمع می برم!!

این درد از مدینه مرا برد کربلا

از کربلا کنار امامی مرا به شام

پر می کشم به بوی سَم از شام تا بقیع

جایی که دیر می رسم و زهر را امام...

از این بلا پناه به سجّاده می برم..

اینجا کمی به حال خودم فکر می کنم

جایی که فتنه دست فشرده است در گلوم

راهِ نجات از خفگی شیعه بودن است

رو می کنم به مدرسه باقرالعلوم

آب و هوا عوض نکنم دیر می شود!

شب مانده است و هرچه که هی سعی می کنم

از لابلای پنجره ها تو نمی روم

هر قدر هم که راه مرا سد کنند ، باز

تا صبح می نشینم و از رو نمی روم

حتی شده تمام تنم شمع می شود!!

می گریم و به کوچه میایم ، هنوز هم

این کوچه جای آمد و رفت و شتابهاست

تاریخ از زمان علی باز مانده است

ما دست بسته ایم اگر ، از طنابهاست!

لعنت به شرطه ای که سبب ساز فتنه شد..

اینبار هم به آخر تشییع می رسم

تابوت روی شانه اهل تشیّع است

شاید به یاد مادر بی قبر این امام

این گوشه از بقیع چنین کم توقع است

بی گنبد و رواق ، حرم دیدنی تر است...



موضوع : قبرستان بقیع، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء