بقیع غریب


می رسد از مدینه بوی غم

فاطمه باز دیده گریان شد

چونکه قبر چهار فرزندش

در حریم بقیع ویران شد

 

آتش کینه شعله ها دارد

از دل سرسپرده های یهود

لعنت حق به هر چه وهابی

لغنت فاطمه به آل صعود

 

قصد دارند ریشه را بزنند

صحبت از قبرها بهانه بود

ریشۀ بغض و کینۀ اینان

آتش و دود و تازیانه بود

 

لعنت حق به آن کسانی که

اولین شعله را به پا کردند

حق پیغمبر معظم را

با لگد پشت در ادا کردند

 

در مدینه ز بعد پیغمبر

ناله های بلند ممنوع است

در مرام پلید این مردم

زن زدن از امور مشروع است


ادامه این شعر

موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/5 | 05:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع غریب

 

روزی اینجا بهار داشته است

چار سنگ مزار داشته است

به حریمش پناه می برده

هرکه با هر که کار داشته است

مثل مشهد در این حرم زائر

از خودش اختیار داشته است

شانه ی بی قرارِ لرزان و

گونه ی آبدار داشته است

اشک با پلک، رو به روی ضریح

آشکارا قرار داشته است

روزگاری به خادمیِ بقیع

جبرئیل افتخار داشته است

روی زوار باز بوده حرم

ساعت دو سه چار داشته است

شاخه هایش به سنگ محکوم است

هر درختی که بار داشته است

گیرم اینجا خراب هم باشد

دائما آفتاب هم باشد


ادامه این شعر

موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/5 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع غریب


ای زائر همیشه ی تو آسمان، بقیع

ای آفتاب و ماه تو را سایبان، بقیع

افزون ز نیم قرن گذشت از خرابی ات

کی می شوی بهار؟! اسیر خزان، بقیع




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/5 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بقیع-مناجات


مرا به خانۀ زهرای مهربان ببرید

به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید

کبوتر دل ما را به آشیان ببرید

مرا اگر رَوَم از دست، بر نگردانید

به روی دست بگیرید و بی امان ببرید

کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا

به سوی سنگ مزارش، کشان کشان ببرید

مرا که مِهر بقیع است در دلم چه شود

اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید

نه اشتیاق به گُل دارم و نه میل بهار

مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید

کسی صدای مرا در زمین نمی شنود

فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/5 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع) و بقیع

 

كاش ما هم كبوترت بودیم

 آستان بوس محضرت بودیم

 كاش با بال های خاكی مان

 لااقل سایه گسترت بودیم

 كاش ما هم به درد می خوردیم

 فرش قبر مطهرت بودیم

كاش می سوختیم از این غربت

 شمع بالای بسترت بودیم

 كاش می شد كه محرمت بودیم

 عاشقانه ابوذرت بودیم

 كاش در كوچه ی بنی هاشم

 پیش مرگان مادرت بودیم

 كاش ماه محرمی آقا

 یك دهه پای منبرت بودیم

 كاش می شد كه گریه كن های

 روضه ی تیغ و حنجرت بودیم

 كاش می شد كه سینه زن های

 نوحه ی گریه آورت بودیم

 كاش در روز تشنگی- محشر-

 باده نوشان ساغرت بودیم

 در قیامت به گریه می گوییم:

كاش...ای كاش..نوكرت بودیم




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/5 | 05:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع غریب


کاش همچون لاله سوزم در بیابان بقیع

تا شبانگاهى شوم شمع فروزان بقیع

کاش سوى مکه تازد کاروان عمر من

تا کنم بیتوته یک شب در شبستان بقیع

کاش همچون پرتو خورشید در هر بامداد

اوفتم بر خاک قبرستان ویران بقیع

آرزو دارم بمانم زنده و با سوز حال

در بغل گیرم چو جان، قبر امامان بقیع

آرزو دارم ببینم با دو چشم اشکبار

جاى فرزندان زهرا را به دامان بقیع

آرزو دارم بیفتم بر قبور پاکشان

تا که گردم حایل خورشید سوزان بقیع

آرزو دارم که اندر خدمت صاحب زمان

قبر زهرا را ببوسم در بیابان بقیع

آرزو دارم که همچون گوهر غلطان اشک

از ارادت رخ نهم بر خاک ایوان بقیع

اندر آنجا خفته چون قربانیان راه حق

اى موید جان عالم باد قربان بقیع




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/5 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع غریب


آتش بزن ای غم تمام پیکرم را

لبریز کن از خون دل چشم ترم را

ای آه و ناله راه بغضم را بگیرید

تا پنجۀ بغضی نگیرد حنجرم را

خانه خرابم کرد سیل اشک، وقتی

کردم نظاره تربت پیغمبرم را

بگذار تا از غربت زهرا  بکوبم

بر پنجره های بقیع او سرم را

ای کاش چون پروانه ای در ماتم او

آتش بسوزاند همه بال و پرم را

اینجا چرا گلچین به گل زد تازیانه

این غم شراره زد دل غم پرورم را

هرگز نمی بخشم تو را شهر مدینه

من در کجا جویم مزار مادرم را

آتش مزن بر دفتر شعر «وفائی»

ای اشک غم رنگین نمودی دفترم را

×××

با تشکر از آقای وفایی برای ارسال این شعر




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/5 | 05:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت-بقیع غریب


مدینه! شهر نبی! تربت چهار امام!

 به نقطه نقطه‏ی خاکت ز ما سلام، سلام!

اگر چه ساکت و آرام می‏رسی به نظر

 دلی نمانده که گیرد به یاد تو، آرام

مزار چار امامی و، شهر پنج تنی

 ز شش جهت به سویت حاجت آورند مدام

چراغ محفل جان، مسجد الحرام دلی

 که بر طواف حریم تو، بسته دل احرام

سزد چو نام شریف تو بر زبان آرم

 به حرمت سخنم، انبیا کنند قیام

دوای درد دو عالم، ز گرد صحرایی

 سلام بر تو! که آرامگاه زهرایی

شرار غم ز وجودم زبانه می‏گیرد

 ز گریه، مرغ دلم آب و دانه می‏گیرد

نه آرزوی بهشتم بود، نه شوق وطن

 دلم به یاد مدینه بهانه می‏گیرد

ز هر نشانه گذر کرده، با هزار نگاه 

 سراغ از آن حرم بی‏نشانه می‏گیرد

سلام باد به شهری که نام روح فزاش

 به هر دلی که شکسته ست، خانه می‏گیرد

سلام باد بر آن داغدیده بانویی

 که عرض تسلیت از تازیانه می‏گیرد!

درود باد به شهری، که تربت زهراست

 بهار دامنش از اشک غربت زهراست 


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت حضرت زهرا(س)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/06/5 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع و امامان غریب مدفون در آن

 

دلم امشب به مجلس روضه

خسته و بی قرار می آید

یك كبوتر شده و از سمتِ

حرمی پر غبار می آید

 

  گرد غربت نشسته بر روی

پر و بال كبوترانهٔ دل

می چكد لاله لاله اشكِ درد

امشب از خلوت شبانهٔ دل

 

با من ای دل بگو كجا رفتی

كه پر از ماتم و شراره شدی

تو چه دیدی در آن دیار غریب

كه شكستی و پاره پاره شدی

 

گفت رفتم به سرزمینی كه

عطر اندوه و بغض و ماتم داشت

خاك آنجا همیشه دلگیر و

آسمانش همیشه شبنم داشت

 

به خدا رنگ خاك می گیرد

پر و بال كبوتران بقیع

روز ها هم همیشه در آن جا

آفتاب است سایه بان بقیع

 

نه حرم، نه رواق، نه گنبد

نه ضریح و نه صحن و گلدسته

هست آنجا مزار خاكیّ

چار مرد غریب و دل خسته  


ادامه این شعر

موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/4 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع) و بقیع-شهادت

 

آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه

حرم برای تو شه کرم می سازه

آخر برات یه گند طلا می سازیم

شبیه گنبد امام رضا می سازیم

سر مزارت ضریح طلا می سازیم

مثل ضریح شش گوشه بهش می نازیم

سقا خونه بنا کنیم با شور واحساس

سر قبر ام البنین مادر عباس

دخیل می بندیم و می گیم بر تو اسیریم

حسن حسن می گیم و از عشقت می میریم

به کوری عایشه و دشمن حیدر

بقیع تو آباد می شه گل پیمبر

آقا می یاد و می گیره تقاص زهرا

بقیع تو آباد می شه به جان مولا




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/4 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع-حضرت زهرا(س)


دیشب دلم از جوانه ات می پرسید

از غربت جاودانه ات می پرسید

در کوچۀ غم های تو سر درگُم بود

از تربت بی نشانه ات می پرسید




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/4 | 05:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع و امامان غریب مدفون در آن


این امامان که در بقیع، دَرند

افتخارات عالم بشرند

چار فصل کتاب تکوینند

چار رکن مبانی دینند

وارث انبیاء و سد یقین

سایه‏های خدا به روی زمین

هر یکی، شاخه‏یی ز نخله‏ی طور

هر یکی، آیه ا‏یی ز سوره‏ی نور

دست پروردگان خانه‏ی وحی

مرغ لاهوت آشنانه‏ی وحی

چار در خوشاب یک صدفند

نور چشمان شحنه‏ی نجفند

مشکلی دارم ای بقیع عزیز!

ای تو ما را شفیع رستاخیز

یاد داری شبی چو قیر سیاه

نه چراغی، نه پرتوی از ماه

علی آورد با دو دیده‏ی‏تر

بدن پاک دخت پیغمبر

دیدی آیا در آن شب تاریک

بازو پهلوی وی از نزدیک؟!

راستی، پهلویش شکسته نبود؟!

بازوی او، سیاه و خسته نبود؟!


ادامه این شعر

موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/4 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-شهادت، سالروز تخریب قبور ائمه بقیع


دیشب برای دفتر من همّ و غم شدی

بی حرف پیشِ مطلعِ حرفِ قلم شدی

باور نکرد نیست سرانجام در زمین

مهمانِ رسمی شب شعر خودم شدی

تو از زمان آدم و حوا، وَ قبل از آن

بر روی دست های مشیّت علم شدی

بی مرحمت که روز شما شب نمی شود

اصلاً تو  آفریده برای کرم شدی

هشتاد سال  و خرده ای انگار می شود

از جمع  اهل بیتِ حرم دار کم شدی

با اتفاق هشتم شؤال آن زمان

تنها گریزِ روضهٔ من در حرم شدی

ماندم چرا زمین و زمان زیر و رو نشد

آن موقعی که  وارد بازی سم  شدی

آن بار هفتمی که لبت رنگ سبز شد

آن بار  هفتمی چه قَدَر پر  ورم  شدی

وقتی که شعله چادر مادر گرفته بود

زخمیِ دست هیزم و چوبِ ستم شدی

حالا بماند این که  چه شد بین کوچه ها

حالا بماند این که برای چه خم شدی

«عارف» نگو  دگر، نکند فکر می کنی!

مثل مؤید و شفق  و محتشم شدی




موضوع: شهادت امام حسن(ع)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/06/4 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-تخریب بقیع


دارم دلی از امید و غم مالامال

در آتشم از ماتم هشت شوّال

اما به تو و ظهور تو دل بستم

بازآی که برپا شود این صحن امسال

***

با آمدنت اگر قیامت برپاست

تیغ تو بلای جان وهابی هاست

در مقدمت ای منتقم آل الله

این گنبدِ ریخته، به پا خواهد خاست

***

برگرفته از وبلاگ زیبای کاروان دل




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/06/3 | 05:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع غریب


الا حریم تو کوی چهار امام بقیع

تو عرش قرب خدایی ولی بنام بقیع

به خفته گان حریم مقدّس تو درود

به آستان جلالت ز ما سلام بقیع

اگر که دست دهد سنگ آستان تو را

کنم چنان حجر السود استلام بقیع

تو خوابگاه جگر گوشه گان زهرایی

تو قبله ی دلی و کعبه ی اَنام بقیع

میان منبر و قبر نبی اگر نبُوَد

گرفته فاطمه در دامنت مقام بقیع

چو ذکر نام تو با نام فاطمه آید

بَریم نام تو را ما به احترام بقیع

ز خاک پاک تو بوی حبیب می آید

از آن به کوی تو مهدی نهاده گام بقیع

خدا کند که مؤید برای عرض ادب

کند دوباره اقامت در آن مقام بقیع




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/06/3 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع و امامان غریب مدفون در آن


سلام ما بــه مــدینـــه به قبلــۀ جــانش

ســـلام مــا بــه رســول لله و گلستــانش

سلام ما به حریمی که مهبط وحی است

کـه جبـرئیل امین خـادم است و دربانش

سـلام مــا به گلستــــان سبـــز اهللبیت

سـلام مـا بـه بقیــــع و قبـــور ویــرانش

سلام ما به جگــر گوشــۀ رســــول الله

به فاطمـه به شکــوه و به قبـر پنهانش

سلام ما به علی و بــه غُـربت و قَـدرش

به جان و قلب صبور و به اشک چشمانش

سلام ما به امـامی که تیـر بــاران شد

سلام مـا به مــزار بــه خاک یکسانش

سلام ما بــه دل داغـــدیـــدۀ سجّــــاد

به سجده های طویل و به چشم گریانش

سلام ما به امــامی که بـاقرالعلم است

درود مـا بـه گهـُـرهــای نـاب و غلطـانش

سلام ما به گل صـادقی که گلشن دیـن

هماره سبز شد از چشمه های عرفانش

سلام ما به مـــــزار غــَـریب اُمّ بنیـــن

به مادری که شرر داشت جان سوزانش

اگر ضــریح نـــــــدارد قبــور ایـــن پاکـان

قلـــوب شیعـــه بــود بقعـــۀ فـــروزانش

برای خانۀ خورشیـد شمــــع لازم نیست

که روشــن است همیشـه ز نور یزدانش

مدینـــه همره عشـاق خــــویش جا دارد

تمـــام عمــــر بگــــرینــد بر غـریبـانش

چه میـزبــانی گرمی کنـد رســــول الله

از آن کسی که شـود در مدینه مهمانش

به یاد فــاطمه و غــربت علی همه عمر

گلاب اشک «وفائی» چکـد به دامانش




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/06/3 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تخریب بقیع


در جهان، هم شأن و همتائی کجا دارد بقیع؟

چون که یک جا، چار محبوب خدا دارد بقیع

نور چشمان رسول و پور دل بند بتول

صادق و سجاد و باقر، مجتبی دارد بقیع

خلق شد عالم ز یُمن خلقت آل عبا

یک تن از پنج تن آل عبا دارد بقیع

همدم دل دادگان و محرم محراب راز

هست زین العابدین، بنگر چه ها دارد بقیع

حاصل آیات قرآن، باقرِ علم رسول

وارث فضل و کمال انبیا دارد بقیع

صادق آل محمّد، ناشر احکام حق

دین و دانش را، رئیس و پیشوا دارد بقیع

در نظر آید، زمین بر چرخ سنگینی کند

بس که خاکش گوهر سنگین بها دارد بقیع

گر چه تاریک است، در ظاهر ندارد یک چراغ

همچو ایوانِ نجف نور و صفا دارد بقیع


ادامه این شعر

موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/06/3 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع غریب


ای به بقیع آمده! هشیار باش

خفته چرا چشم تو؟! بیدار باش

فرش رهت، بال ملک کرده‏اند

ذرۀ تو، مهر فلک کرده‏اند

دیده فروبند ز ناسوتیان

تا نگری جلوۀ لاهوتیان

ترک خودی پیشه کن و خاک شو!

نیستی ار پاک، برو پاک شو!

دل ببر از زمزمه‏ی خاکیان

تا شنوی نغمه‏ی افلاکیان

چشم دل خویش اگر وا کنی

آنچه نبینند، تماشا کنی

این حرم خاص خداوندی ست

طوف درش، مایه‏ی خرسندی ست

شرط حرم، محرمی و محرمی ست

محرم اگر نیستی، از مجرمی ست

مجرم و محرم ز یک ریشه‏اند

در خور آن، مردم حق پیشه‏اند

سالک این راه، دلش پر غم ست

بی‏غم اگر آمده، نامحرم ست!

همدم غم، هم سخن درد باش

غم، محک مرد بود مرد باش!




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/06/3 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تخریب بقیع

 

با بی کسی و غربت و غم می سازیم

با شیون و آه دم به دم می سازیم

سوگند به آن چهار قبر خاکی

یک روز برایتان حرم می سازیم




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/2 | 05:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

   تخریب بقیع

 

نه قبله در تو که قبله نماست در تو بقیع

نه کعبه کعبۀ اهل ولاست در تو بقیع

هزار مرتبه برتر از عرش حق هستی

نیاز خانۀ اهل سماء است در تو بقیع

سکوت محض تو در اوج غربت تاریخ

نماد نالۀ قلب خداست در تو بقیع

همین که بی حرم و گنبدی و گل دسته

نشان ز واقعه ای غم فزاست در تو بقیع

به هر دو عالم اگر فخر می کنی چه عجب

مزار مادر شاه وفاست در تو بقیع

به اشک نم نم خود زائرت سحر می گفت

شمیم علقمه و کربلاست در تو بقیع

اگر چه مهد ولایی، به کربلا نرسی

کجا سری ز تن خود جداست در تو بقیع

کنار تربت مادر به یاد کرب و بلا

صدای نالۀ مهدی رساست در تو بقیع




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/2 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بقیع


بر گشا مُهر خاموشى از زبانت اى بقیع!

جاى زهرا را بگو با زائرانت اى بقیع!

دیدۀ گریان ما را بنگر و با ما بگو

  در كجا خوابیده آن آرام جانت اى بقیع!

لطف كن، گم كردهٔ ما را نشانِ ما بده

بشكن این مُهر خموشى از زبانت اى بقیع!

گر دهى بر من نشان از قبر زهرا، تا ابد

  بر ندارم سر ز خاك آستانت اى بقیع!

گفت مولا رازِ این مطلب مگو با هیچ كس

  خوب بیرون آمدى از امتحانت اى بقیع!

گر ندارى اذن از مولا كه سازى بر ملا

  لااقل با ما بگو از داستانت اى بقیع!

فاطمه با پهلوى بشكسته شد مهمان تو

  دِه خبر ما را ز حال میهمانت اى بقیع!

آرزو دارد به دل خسرو كه تا صاحب زمان

  بر ملا سازد مگر راز نهانت اى بقیع!




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/2 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 به مناسبت 8 شوال سالروز تخریب بقیع


از صفای ضریح دم نزنید

حرفی از بیرق و علم نزنید

گریه های بلند ممنوع است

روضه كه هیچ، سینه هم نزنید

كربلا رفته ها! كنار بقیع

حرفی از صحن و از حرم نزنید

زائری خسته ام نگهبانان

به خدا زود می روم نزنید

زائری داد زد كه نامردان

تازیانه به مادرم نزنید

غربت ما بدون خاتمه است

مادر ما همیشه فاطمه است

كاش درهای صحن وا بشود

شوق در سینه ها به پا بشود

كاش با دست حضرت مهدی

این حرم نیز با صفا بشود

كاش با نغمۀ حسین حسین

این حرم مثل كربلا بشود

در كنار مزار ام بنین

طرحی از علقمه بنا بشود

پس بسازیم پنجره فولاد

هر قدر عقده هست وا بشود

چار تا گنبد طلایی رنگ

چار تا مشهد الرضا بشود

این بقیعی كه این چنین خاكی ست

رشك پروانه های افلاكی ست  


ادامه این شعر

موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/06/1 | 05:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تخریب بقیع-حضرت زهرا(س)-شهادت


گرد و غبار غم زده خیمه به سینه ام

من زائر قبور خراب مدینه ام

آن جا که گریه ها همه خاموش و بی صداست

هر کس بمیرد از غم آن سرزمین رواست

آن جا که بغض سینه گلو گیر می شود

حتی جوان ز غربت آن پیر می شود

خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است

از گریه های فاطمه آیینه کاری است

اهل مدینه باب عداوت گشوده اند

بر اهل بیت ظلم فراوان نموده اند

هر کس دم از علی زده تخریب می شود

صدیقۀ مطهره تکذیب می شود

دنبال بی کس اند  که تنهاترش کنند

صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند

از نسل هیزمند و به آتش علاقه مند

تفریح شان تمسخر هر نالۀ بلند

در خواب هم نشان حیا را ندیده اند

نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/06/1 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 بقیع

 

اى راهیان شهر نور، این جا بقیع است

 این خاك عنبر بوى مشك آسا، بقیع است

 این جا هزاران داستان نا گفته دارد

  این جا دو صد سرّ نهان بنهفته دارد

سوز جگرها بس در این خاك بقیع است

 بیرون ز حدّ عقل ادراك بقیع است

 آیینهٔ آیین حق را قبر این جاست

  خاكش عجین با زهر تلخ و صبر این جاست

 این خاك تا عرش خدا ره توشه دارد

  ركن و حطیم و كعبه در هر گوشه دارد

 بیمار عشق سرمدى را تربت این جاست

  یك شهر نى، یك دهر حزن و غربت این جاست

 این جا به «كرّمنا بنى آدم» طراز است

 از این زمین تا عرش رحمان راه، باز است

 ایمان و عشق و سرِّ حق را جوهر این جاست

 انهار نور و چشمه سار كوثر این جاست

 روح عروج «اِرجعى» پویاست این جا

 خاكش قرین با تربت زهراست این جا

 عطرى ز بوى بقعه زهرا در این جاست

  حزنى ز اندوه شب مولا در این جاست

 داناى اسرار نهانِ این جهان كو؟

  فرزند زهرا، مهدى صاحب زمان كو؟

 كو آن كه از هر بى نشان دارد نشانه؟

  كو آن كه باشد آگه از دفن شبانه؟

 كو آن كه ریزد اشك و از سیلى بگوید

  با سوز دل از صورت نیلى بگوید

 تا از مزار مخفى مادر بگوید

  تا از جفاى خصم بد گوهر بگوید

 اى دست حق، وى حجّت خلاّق دادار

  زنجیر و غُل از گردن بیمار بردار




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/06/14 | 06:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

 

کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع

تا سحر می‌سوختم چون قلب زوّار بقیع

کاش می‌شد مخفی از وهابیان سنگ دل

می‌نهادم نیمه شب صورت به دیوار بقیع

قبّه و قبر و رواق و خانه و گل دسته داشت

ای مدینه از چه ویران گشت آثار بقیع

نیست حقّ گریه‌اش بر چار قبر بی‌ چراغ

زائری کز راه دور آید به دیدار بقیع

ماه، زائر، اختران، اشکند و گنبد، آسمان

صورت مهدی شده شمع شب تار بقیع

آب، خون و دانه اشک و ناله‌اش سوز جگر

هر که شد مرغ دل زارش گرفتار بقیع

گر زنان را نیست ره در این گلستان، غم مخور

شب که خلوت می‌شود زهراست، زوّار بقیع

این که آثارش بوَد باقی میان دشمنان

دست حق بوده‌ست از اول نگهدار بقیع

گر به دقت بنگری بر این امامان غریب

می‌چکد پیوسته اشک از چشم خون بار بقیع

بس که آغوشش پر است از لاله‌های فاطمه

بوی جنت خیزد از دامان گل زار بقیع




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/06/14 | 06:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بقیع

 

مــــرغ دل یــــك بـــام دارد دو هـــوا

 گــه مــدیــنـه مـی رود گــه نــیـنــوا

 می پــرد گــاهی بــه گــلزار بــقــیـع

 مـی نـشیند پـــشـت دیـــوار بـقـیــع

 مــی گــذارد ســر بـر ســردار دیــن

 اشــك ریــزان در غــم بــانـوی دیــن

 عـرضـه میدارد كـه ای شهر رســول

 در كــجــا مــخـفی بــود قـبـر بـتــول

 از تــمــام نــخـل هــا پــرســیــده ام

 آری امــا پـــاسـخـی نـــشـنـیـده ام

 یـا امـیرالـمـومـنین(ع) روحی فـداك

 آسـمـان را دفـــن كــردی زیـر خــاك




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/06/13 | 06:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

زیارت بقیع

 

ای دوست در بهشت، تو را راه داده اند

پروانه ی زیارت دل خواه داده اند

صدها هزار سوخته دل بود از میان

در روضه ی مدینه تو را راه داده اند

سوگند می خورم به گل روی مجتبی

این جا به خار، منزلت و جاه داده اند

این لحظه ها غنیمت عمر من و شماست

غفلت مکن که فرصت کوتاه داده اند

شیرینیِ زیارتت از شیر مادر است

این جلوه را ز پرتو آن ماه داده اند

منت خدای را که به ما پر شکستگان

پروانه عروج در این ماه داده اند

فیض حضور دوست به قدر خلوص ماست

گاهی گرفته اند ز ما، گاه داده اند

از غربت بقیع به چشم و دل شما

باران اشک و بارقه ی آه داده اند

یعقوب وار از چه نگرید پیامبر

وقتی به چار یوسف او چاه داده اند

سوغات ما به سوی وطن عطر فاطمه است

عطری که با نسیم سحرگاه داده اند




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/06/13 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع

تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع

خاكى اما برتر از افلاك دارى جایگاه

در تو مى‏بینم شكوهِ آسمان را اى بقیع

پنج خورشیدِ جهانافروز در دامان تست

كرده‏اى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع

مى‏رسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه

بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع

جز تو غم‏هاى على را هیچ كس باور نكرد

مى‏كشى بر دوش خود بارى گران را  اى بقیع

باز گو با ما، مزار كعبهی دلها كجاست

در كجا كردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع

قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است

كرده‏اى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع

چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند كجاست

چشمهی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/06/12 | 06:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

رازها داری درون سینه پنهان ای بقیع

نیست چشمی که نباشد بر تو گریان ای بقیع

گر شود روزی سکوت خویشتن را بشکنی

هستی از غم می شود بی تاب و حیران ای بقیع

لاله و یاس و شقایق پرپر از باد خزان

خفته در آغوش تو از باغ جانان ای بقیع

مجتبی دلبند زهرا با دل صد چاک او

گشته از زهر جفا نزد تو مهمان ای بقیع

باقرالعلم النبی و صادق و سجاد را

همچو جان بنموده ای در خویش پنهان ای بقیع

خلق می گویند زهرا خفته در آغوش تو

ریخته بر روی تو اشک فراوان ای بقیع

ای زمین مهمان نوازی کن شکسته پهلویش

پشت درب خانه از بیداد عدوان ای بقیع

بازوی او زخمی و رخساره اش باشد کبود

رحم کن قلب پیمبر را مسوزان ای بقیع

حضرت پیغمبر از نزدیک باشد ناظرت

بیش از این هرگز مکن او را پریشان ای بقیع

روزگاری گنبد و گلدسته هایی داشتی

آب بستند و تو را کردند ویران ای  بقیع

درب های تو برروی زائرانت بسته است

نیست راحت بهر دیدار تو مهمان ای بقیع

کاش می شد مهدی زهرا زغیبت می رسید

تا که می شد جلوه گر آن قبر پنهان ای بقیع

عالم امکان رها می شد زجور ناکسان

خاک کویت می شد از نو چون گلستان ای بقیع

گرچه داری قلبی از آتش فروزانتر ولی

می شود هر قلب سوزان در تو درمان ای بقیع

ای نگین حلقه ی عالم زغربت غم مخور

عاقبت روزی شود رنج تو پایان ای بقیع




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 01:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

خوش آن نسیم كه مى آید از كنار بقیع

خوشا هواى روان بخش و مُشكبار بقیع

فرشتگان ز زمین مى برند سوى بهشت

براى غالیه‌ی حوریان غبار بقیع

اگر كه طور تجلّى ز صدق مى طلبى

بیا به گلشن روحانى دیار بقیع

دریغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا

خراب شد همه آثار بى شمار بقیع

ایا كه غیرت دین دارى و ولایت آل

ببار خون، عوض اشك در كنار بقیع

خراب كرد ستم، مشهد چهار امام

كز آن شرف به سما یافت خاكسار بقیع

نخست مرقد سبط نبى امام حسن

بزرگ محور اعزاز و افتخار بقیع

مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد

امین اعظم حق، ركن استوار بقیع

مزار حضرت باقر، عزیز پیغمبر

كه بر فزوده به اجلال و اشتهار بقیع  


ادامه مطلب

موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو