بقیع

 

کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع

تا سحر می‌سوختم چون قلب زوّار بقیع

کاش می‌شد مخفی از وهابیان سنگ دل

می‌نهادم نیمه شب صورت به دیوار بقیع

قبّه و قبر و رواق و خانه و گل دسته داشت

ای مدینه از چه ویران گشت آثار بقیع

نیست حقّ گریه‌اش بر چار قبر بی‌ چراغ

زائری کز راه دور آید به دیدار بقیع

ماه، زائر، اختران، اشکند و گنبد، آسمان

صورت مهدی شده شمع شب تار بقیع

آب، خون و دانه اشک و ناله‌اش سوز جگر

هر که شد مرغ دل زارش گرفتار بقیع

گر زنان را نیست ره در این گلستان، غم مخور

شب که خلوت می‌شود زهراست، زوّار بقیع

این که آثارش بوَد باقی میان دشمنان

دست حق بوده‌ست از اول نگهدار بقیع

گر به دقت بنگری بر این امامان غریب

می‌چکد پیوسته اشک از چشم خون بار بقیع

بس که آغوشش پر است از لاله‌های فاطمه

بوی جنت خیزد از دامان گل زار بقیع




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/06/14 | 06:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-بقیع

 

مــــرغ دل یــــك بـــام دارد دو هـــوا

 گــه مــدیــنـه مـی رود گــه نــیـنــوا

 می پــرد گــاهی بــه گــلزار بــقــیـع

 مـی نـشیند پـــشـت دیـــوار بـقـیــع

 مــی گــذارد ســر بـر ســردار دیــن

 اشــك ریــزان در غــم بــانـوی دیــن

 عـرضـه میدارد كـه ای شهر رســول

 در كــجــا مــخـفی بــود قـبـر بـتــول

 از تــمــام نــخـل هــا پــرســیــده ام

 آری امــا پـــاسـخـی نـــشـنـیـده ام

 یـا امـیرالـمـومـنین(ع) روحی فـداك

 آسـمـان را دفـــن كــردی زیـر خــاك




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/06/13 | 06:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

زیارت بقیع

 

ای دوست در بهشت، تو را راه داده اند

پروانه ی زیارت دل خواه داده اند

صدها هزار سوخته دل بود از میان

در روضه ی مدینه تو را راه داده اند

سوگند می خورم به گل روی مجتبی

این جا به خار، منزلت و جاه داده اند

این لحظه ها غنیمت عمر من و شماست

غفلت مکن که فرصت کوتاه داده اند

شیرینیِ زیارتت از شیر مادر است

این جلوه را ز پرتو آن ماه داده اند

منت خدای را که به ما پر شکستگان

پروانه عروج در این ماه داده اند

فیض حضور دوست به قدر خلوص ماست

گاهی گرفته اند ز ما، گاه داده اند

از غربت بقیع به چشم و دل شما

باران اشک و بارقه ی آه داده اند

یعقوب وار از چه نگرید پیامبر

وقتی به چار یوسف او چاه داده اند

سوغات ما به سوی وطن عطر فاطمه است

عطری که با نسیم سحرگاه داده اند




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/06/13 | 06:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع

تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع

خاكى اما برتر از افلاك دارى جایگاه

در تو مى‏بینم شكوهِ آسمان را اى بقیع

پنج خورشیدِ جهانافروز در دامان تست

كرده‏اى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع

مى‏رسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه

بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع

جز تو غم‏هاى على را هیچ كس باور نكرد

مى‏كشى بر دوش خود بارى گران را  اى بقیع

باز گو با ما، مزار كعبهی دلها كجاست

در كجا كردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع

قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است

كرده‏اى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع

چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند كجاست

چشمهی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/06/12 | 06:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

رازها داری درون سینه پنهان ای بقیع

نیست چشمی که نباشد بر تو گریان ای بقیع

گر شود روزی سکوت خویشتن را بشکنی

هستی از غم می شود بی تاب و حیران ای بقیع

لاله و یاس و شقایق پرپر از باد خزان

خفته در آغوش تو از باغ جانان ای بقیع

مجتبی دلبند زهرا با دل صد چاک او

گشته از زهر جفا نزد تو مهمان ای بقیع

باقرالعلم النبی و صادق و سجاد را

همچو جان بنموده ای در خویش پنهان ای بقیع

خلق می گویند زهرا خفته در آغوش تو

ریخته بر روی تو اشک فراوان ای بقیع

ای زمین مهمان نوازی کن شکسته پهلویش

پشت درب خانه از بیداد عدوان ای بقیع

بازوی او زخمی و رخساره اش باشد کبود

رحم کن قلب پیمبر را مسوزان ای بقیع

حضرت پیغمبر از نزدیک باشد ناظرت

بیش از این هرگز مکن او را پریشان ای بقیع

روزگاری گنبد و گلدسته هایی داشتی

آب بستند و تو را کردند ویران ای  بقیع

درب های تو برروی زائرانت بسته است

نیست راحت بهر دیدار تو مهمان ای بقیع

کاش می شد مهدی زهرا زغیبت می رسید

تا که می شد جلوه گر آن قبر پنهان ای بقیع

عالم امکان رها می شد زجور ناکسان

خاک کویت می شد از نو چون گلستان ای بقیع

گرچه داری قلبی از آتش فروزانتر ولی

می شود هر قلب سوزان در تو درمان ای بقیع

ای نگین حلقه ی عالم زغربت غم مخور

عاقبت روزی شود رنج تو پایان ای بقیع




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 01:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

خوش آن نسیم كه مى آید از كنار بقیع

خوشا هواى روان بخش و مُشكبار بقیع

فرشتگان ز زمین مى برند سوى بهشت

براى غالیه‌ی حوریان غبار بقیع

اگر كه طور تجلّى ز صدق مى طلبى

بیا به گلشن روحانى دیار بقیع

دریغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا

خراب شد همه آثار بى شمار بقیع

ایا كه غیرت دین دارى و ولایت آل

ببار خون، عوض اشك در كنار بقیع

خراب كرد ستم، مشهد چهار امام

كز آن شرف به سما یافت خاكسار بقیع

نخست مرقد سبط نبى امام حسن

بزرگ محور اعزاز و افتخار بقیع

مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد

امین اعظم حق، ركن استوار بقیع

مزار حضرت باقر، عزیز پیغمبر

كه بر فزوده به اجلال و اشتهار بقیع  


ادامه مطلب

✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

جلوه جنت‏به چشم خاکیان دارد بقیع

یا صفاى خلوت افلاکیان دارد بقیع

گر حصار کعبه را جبریل دربانى کند

صد چو موسى و مسیحا پاسبان دارد بقیع

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتى با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

گرچه محصولش بظاهر یک نیستان ناله است

یک چمن گل نیز در آغوش جان دارد بقیع

گرچه مى‏تابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پر و بال ملائک سایبان دارد بقیع

میتوان گفت ازگلاب گریه اهل نظر

بى نهایت چشمه اشک روان دارد بقیع  


ادامه مطلب

✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 01:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

گلستان بقیع

بس كه پنهان گشته گل در زیر دامان بقیع

بوى گل مى‏آید از چاك گریبان بقیع

مرغ شب در سوگ گلهایى‏كه بر این خاك ‏ریخت

از سر شب تا سحر، باشد غزلخوان بقیع

ناله‏هاى حضرت زهرا هنوز آید به گوش

از فضاى حسرت آلودِ غم افشان بقیع

گوش ده تا گریهی زار على را بشنوى

نیمه شبها از دل خونین و حیران بقیع

این حریم عشق دارد عقده‏ها پنهان به دل

شعله‏ها سر مى‏كشد از جان سوزان بقیع

از دل هر ذرّه بینى جلوه‏گر صد آفتاب

گر شكافى ذرّه ذرّه خاكِ رخشان بقیع

هر گل اینجا دارد از خون جگر نقش و نگار

وه چه خوش رنگ است گلهاى گلستان بقیع

بسته‏ام پیمان الفت با مزار عاشقان

خورده عمق جان من پیوند با جان بقیع

اى ولىّ حق، تسلاّ بخشِ دلهاى حزین

خیز و سامان ده به گلزار پریشان بقیع

سینه این خاكِ گلگون، هست مالامالِ درد

كوش اى غمخوار رنجوران به درمان بقیع

اى جهان آباد كن، برخیز و مهر و داد كن

باز كن آباد از نو، كوى ویران بقیع

چون ببیند هر غروبش مات و خاموش و غریب

سیلِ خون ریزد «شفق» از دل به دامان بقیع




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 01:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع

غربت آباد دیار آشنایى ها، بقیع

همدم دیرینه غمهاى ناپیدا، بقیع

در تو ـ حتّى ـ لحظه ها هم بى قرارى مى كنند

اى تمام واژه هاى اشك را معنى بقیع

در تو، خون دیده ها دریا شد و صاحبدلان

جرعه جرعه عشق نوشیدند از این دریا بقیع

سنگ فرش كوچه هایت داغ هاى سینه سوز

شمع فانوس نگاهت چشم خون پالا بقیع

تو بلور روشنایى هاى شهر یثربى

چون نگینى مانده در انگشتر بطحا بقیع

همصدا با قرنها مظلومى آل رسول

حنجرى كو؟ تا در این غربت كند آوا، بقیع

وسعت تنهایى ات دل هاى ما را مى برد!

تا خدا ـ تا عشق ـ تا تنهایى مولا بقیع

قصّه مظلومى اش را با تو گفت آن شب كه داشت

در گلو، بُغضِ غریب ماتم زهرا، بقیع

در هجوم تیرگى ها، در شب سرد سكوت

حسرتى مى بُرد خورشید جهان آرا بقیع

اى مزار هرچه خورشید از دیار روشنى

اى شكوه نور در آئینه غبرا بقیع

كاش چشمى بود و اشكى، اشتیاق مویه اى

با تو مى ماندیم ـ تا موعود ـ تا فردا بقیع

اى بهشت آرزو، گم كرده دلهاى پاك

اى زیارتگاه یك عالم دل شیدا بقیع

سیل اشك عاشقان بگذار تا دریا شود

چشمه اى از چشم جان بیدلان بگشا بقیع

دارم امّید آنكه در محشر پناهم مى دهد

سایه دیوار این «آشفته»حالى ها بقیع




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 01:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیعِ غریب

مى گرددم دو دیده پریشان و جان، غریب

در منظرى كه نیست به هفت آسمان، غریب

یا رب بقیع، قطعه اى از آسمان توست

پیچیده در غبار زمین و زمان، غریب

آن گوهرى كه بود مَلك خادم درش

خفته ست در كنار حَرَم، بى نشان، غریب

این خاك، میزبان پریشان كربلاست

مانده ست در حضور تو، اى آسمان، غریب

اینجا مزار صادق آل محمد(ص) است

تنها، میان گردش چشم جهان، غریب

در خلوت است بارگه باقرالعلوم(علیه السلام)

همچون مزار مادر زخمى، جوان، غریب

این سوى میله، مرقد اولاد مصطفاست

و آن سو، نگاه غمزده زائران، غریب

این محرمان پردگى عرش ذوالجلال

اینسان فتاده اند در این خاكدان، غریب

اشك است اینكه مى چكد از آستین ابر

مِهر است اینكه مانده در این آستان، غریب

مى گردد آسمان، به طوافى همیشگى

بر این مدار غربت و بر این مكان، غریب

یا رب چه حكمتى ست در این قطعه شریف

مهمان غریب و بارگه میزبان، غریب

یارب كرامتى! كه زنم بوسه بر بقیع

سر را نهم به خاك و بگویم بر آن غریب




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 12:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بقیع 

بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را

درعزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را

بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد

شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد

***

درون قلب جهان ، انقلاب گشته بیا

نفس ، بدون تو همچون عذاب گشته بیا

نظاره کن به فرا سوی مدینه و ببین

حرم به دست حرامی خراب گشته بیا

***

این گلستان نبیّ بار دگر ویران شده

چشمهای منتقم ، بار دگر گریان شده

بعد تخریب بقیع و این ستم در آن دیار

گشت روشن ، از چه قبر فاطمه پنهان شده




✔️ موضوع : قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : جمعه 1389/06/26 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 :: 1 2 3 4
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic