حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1396/05/19

تقدیم به مدافعان حرم به خصوص شهید محسن حججی


خوشا آن مسافر که منزل ندارد

که دل  دارد و پای در گل ندارد

رسیدن ، به عشق است آری ، که گفته است؟

که عاشق شدن کار با دل ندارد

رسیدن چه نزدیک و ماندن چه دور است

و این راه جز عشق ، حاصل ندارد

شهیدان همان جاده ای را گذشتند

که تا انتها دور باطل ندارد

به دریا رسیدن نصیب شهیدی است

که دلبستگی نزد ساحل ندارد

خوشا آن شهیدی که گمنام ماند و

ردی در میان مقاتل ندارد

خوشا آن شهیدی که هنگام رفتن

به دل ترسی از خشم قاتل ندارد

سرش را بریدند و در زیر لب گفت

فدای سرت ، سَر که قابل ندارد

من از کربلا با توام حضرت عشق !

بفرما بمیرم ! نگو دل ندارد

بفرما بمیرم بفرما بسوزم

چه آتش چه شمشیر ، مشکل ندارد



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
پنجشنبه 1396/05/19

تقدیم به مدافعان حرم به خصوص شهید محسن حججی


گفتند که آرزو؟ خبر دادی: رفت...

گفتند هوس؟ تو  هم که پر دادی رفت

گفتند که عشق را؟جوابی داری؟

دیدند زمین خوردی و سر دادی رفت



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
پنجشنبه 1396/05/19

تقدیم به مدافعان حرم به خصوص شهید محسن حججی


عشاق اگر طالب دلدار شوند

با دادن جان فدایی یار شوند

در لشگر عشق کار بر عکس همه است

عشاق چو سر دهند سردار شوند...



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، شهدا و دفاع مقدس، 
پنجشنبه 1396/05/19

امام حسین(ع)-مناجات 


هر کس به شما چشم ترش را داده

هدیه به تو سوز جگرش را داده

ای جان جهان فدای چشم تو حسین

هر کس که تو را دیده سرش را داده



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، شهدا و دفاع مقدس، 
پنجشنبه 1396/05/19

تقدیم به مدافعان حرم به خصوص  شهید محسن حججی


دل را به دست دلبر ، وقتی که می سپاری

در بند هم که باشی ، چون کوه استواری

دنیا به خود ندیده ، مردی به این صلابت

با مرگ خود بگیرد عکسی به یادگاری



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، شهدا و دفاع مقدس، 
پنجشنبه 1396/03/4

به مناسبت روز چهارم خرداد سالروز مقاومت دزفول


قصه این است که یک شهر، علمدار شده

در تب خواب گران، یک تنه بیدار شده

قصه این است زمین، میوه ی نوبر دارد

وقت آن است که تاریخ، قلم بردارد

بنویسد که بفهمند همه عزت را

تا که اسلام ببیند ثمر وحدت را

آتش از پشت سر شهر بپاخاسته بود

اگر این شهر نلرزید، خدا خواسته بود

کودکی در بغل مادر خود جان می داد

اشک چشمان پدر، درس به باران می داد

چه بگویم؟ همه دیدند چه غوغا شده بود

چه بگویم؟ بخدا محشر کبری شده بود

گرچه ‌از دست‌خزان، دستخوش‌ طوفان بود

خاک این شهر، پر از باقری و چمران بود

پایداری وسط معرکه ها یعنی این

اوج امید در امواج بلا یعنی این

بر تن خسته ی او غم برسد، باکی نیست

موشک از سمت جهنم برسد، باکی نیست

در و دیوار فرو ریخت ولی او نشکست

دست در دست خدا داد که از پا ننشست

خستگی بود ولی تلخ تر از زهر نبود

لحظه ای شک به دل مردم این شهر نبود

طعم ایثار، عسل بود، از آن هم بهتر

گفتم ایثار و دلم گفت بگویم : مادر

مادر... اما بنویس: ام وهب، ام شهید

آنکه از دامن او مرد به معراج رسید

نان او بذر شجاعت به دل مردان کاشت

سفره ی نذری او، مزه ی پیروزی داشت

جان نثاران، همه مست سفر خون بودند

شهر، لیلا و اهالی همه مجنون بودند

همه جا سرخ تر از رنگ شقایق شده بود

باز هم وقت اذان، ماذنه عاشق شده بود

ناگهان سبزترین رایحه از راه رسید

اشهَدُ انَّ علیّاً ولیُ الله رسید

باغبان، از علف هرز، اگر غمگین است

باغ، سرسبزتر از اول فروردین است

عهد و پیمان ننوشتیم ولی می مانیم

مثل عمار، هوادار علی می مانیم



موضوع : آزاد سازی خرمشهر، شهدا و دفاع مقدس، 

اجتماعی-سیاسی-بصیرت


ای چشمه ای که نبض هر دریا و رودی

از دامن خورشید ما تهمت زدودی

یعنی که گفتند ابتر است اما نچنین نیست

انگشتر پیغمبر ما بی نگین نیست

اکنون خدا را شکر بی کوثر نماندیم

این انقلاب ماست ما ابتر نماندیم

امروز در بیروت نسلی تازه داریم

در غزه از روح جهاد آوازه داریم

تا بیست سال دیگر از الطاف زهرا(س)

نامی نمی ماند ز اسرائیل برجا

لب تر کنی در معرکه جان می سپارند

ای هاجر! اسماعیل هایت بیقرارند

همراه با اهل یمن خصم یهودند

ویرانگر برنامه آل سعودند

با عزم خود روح خدا را شاد کریم

وقتی که خرمشهر را آزاد ردیم

فکه ، شلمچه با هزاران گنج از ماست

هنگامه های کربلای پنج از ماست

همت ، صلابت، شوق وشور ، آقایی از ماست

چمران ، مفتح ، باکری ، بابایی از ماست

امروز در میدان هزار لشگرستیم

هنگامه ساز فتح بدر و خیبرستیم

امروز آن دوران غم غالب گذشته

آن سختی شعب ابیطالب گذشنه

با این همه برخی ز دشمن بیم دارند

در مشکلات خود سر تعظیم دارند

تا آنکه گفتا رهبر محبوب ایران

مردم گله مندند از ضعف  مدیران

هر کس که دلبسته است بر لبخند دشمن

غافل شده از حیله و ترفند دشمن

حتما به ذلت عاقببت جان می سپارد

با گرگ ها هر کس تفاهم نامه دارد

ما را به شرق و غرب عالم اعتنا نیست

وقتی خدا با ماست دیگر کد خدا کیست؟

همزاد ما شمشیر تیز ماست آری

صد ها گزینه روز میز ماست آری

عمری است با دشمن سر پیکار داریم

در دل اشداء علی الکفار داریم

یا فاطمه عالم سپاه دختر توست

جان ها فدای بارگاه دختر توست

این گنبد و گلدسته بی پرچم نگردد

یک آجر از دیوار صحنش کم نگردد

گر نه دفاعیم از حرم با صد رشادت

در جان ما هرگز نمی میرد شهادت



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، محکومیت هتک حرمت مقدسات، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، آزاد سازی خرمشهر، 

تقدیم به مادران شهدای مفقود الاثر


پسرم وقت درد و دل داری؟

که هوایم دوباره بارانی است

حال و روز تو را نمی دانم

حال و روزم همانکه می دانی است

 

چقدر طول می کشد امشب

به گمانم سحر نخواهد شد

شرح موی سپید مادر تو

به همین مختصر نخواهد شد

 

بگذار پیش از اینکه با دل تو

حرفی از غصه ها بگویم من

با کمی اشک و گوشهء چادر

روی ماه تو را بشویم من

 

با همین بوسه از روی عکست

کام خود را عسل کنم مادر

در خیالم همیشه می خواهم

که خودت را بغل کنم مادر

 

خاطرت هست لحظهء رفتن

آمدی مهربان در آغوشم

عطر پیراهنت به یادم هست

خنده ات کی شود فراموشم

 

چند سال است که رفته ای و هنوز

چشم در راهم ای گل پرپر

هر کسی زنگ خانه را بزند

به گمانم تو آمدی دیگر...

 

تو کجایی که از تنت حتی

یک نشانی و یک پلاکی نیست

استخوانی ? چفیه ای ? عکسی

ردپا یا که مشت خاکی نیست

 

تو کجایی که هر شب جمعه

من نگردم بهشت زهرا را

تو کدامین شهید گمنامی

تو بگو پاسخ معما را

 

تو کجایی عصای پیری من

باری از دوش خسته ام کم کن

خبری از شهادتت برسان

پسرم مادر شهیدم کن

 

راستی کسی به توگفته

مادرت بسکه خون دلها خورد

کم کم از دوری تو دق کرد و

گل چادر نماز او پژمرد

 

پدرت را خدا بیامرزد

مثل یعقوب ماجرایی داشت

گریه می کرد در غمت اما

در دل خویش کربلایی داشت

 

گریه می کرد قد رعنا را

گریه می کرد آه بابا را

لحظه ای بی قرار می شد و بعد

گریه می کرد ارباًاربا را ...

 

بی سبب نیست هر زمان هرجا

خوانده اند روضه ی جوانش را

با تمام وجود حس کردم

تو علی اکبری و من لیلا

 

لحظه های نماز صبح است و

جا نمازم به دست لرزانم

رو به قبله سلام خواهم داد

به امام غریب و عطشانم ...



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
یکشنبه 1395/12/29

شهدای گمنام


 بین ملکوتیان چه نامش نامی‌ست

می‌آید و با آمدنش پیغامی‌ست

این گونه غریب و بی‌نشان می‌آید

تا گوید هر چه هست در گمنامی‌ست



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

شهدا-دفاع مقدس


جنگ یک جدول تناسب بود، تا جوابش همیشه این باشد

پدرم ضربدر چهل درصد، حاصلش بخش بر زمین باشد

عده‌ای را ضریب منفی داد، عده‌ای را به هیچ قسمت کرد

تا هر آن کس که سوء نیت داشت، تا ابد زیر ذره‌بین باشد

یک نفر فکر آب و خاک که نه، در پی نان و آب بود از جنگ

خطر جبهه را خرید به جان، تا پس از جنگ خوش‌نشین باشد

یک نفر پشت خاکریز خودی، لشکرش را که در محاصره دید

سر خود را گذاشت روی زمین، تا دعاگوی سرزمین باشد

یک نفر فارغ از معادله‌ها، بی‌خیال تمام مشغله‌ها

روی میدان مین قدم زد تا، ته این سطر نقطه‌چین باشد

در جواب کسی که می‌گوید، پدر از جنگ دست پر برگشت

هر دو تا آستین او خالی‌ست، تا جوابش در آستین باشد

هم‌قطار پدر که عکاس است، گفت در هشت سال جبهه و جنگ

حسرتش ماند بر دلم یک بار، پدرت رو به دوربین باشد



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
یکشنبه 1395/12/29

شهدا - دفاع مقدس


دل دوباره عشق قسمت کرده است

یاد کاوه، یاد همّت کرده است

یاد سرداران بی سر کرده است

یاد بدر و یاد خیبر کرده است

یاد مجنون و شلـمچه کرده است

یاد غوغای حلبچه کرده است

یاد فکّه، یاد مهران کرده است

یاد نجوا‌های چمران کرده است

یاد سربندهای یا زهرا(س) بخیر

یاد آن دل‌های چون دریا بخیر

یاد آن نام آوران بی‌ریا

یاد آن جان بر کفان جبهه‌ها

یاد سنگرهای توأم با صفا

نیمه شبها ذکر حقّ، یاد خدا

یاد سرباز شهید بی‌پلاک

یاد آن تن‌های افتاده به خاک



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
یکشنبه 1395/12/29

شهدا و دفاع مقدس-راهیان نور


ای راویان عشق خدا! راهیان نور

ای از هزار پیچ و خم عشق در عبور

ای رهروان راه اولوالعزم زاده ها

نوّادگان مجلس دل، بزم زاده ها

ای عضو عضو پیکرتان شد دلیل حق

ای جانتان فداشدگان سبیل حق

مردان تحت امر اولی الامر بوده ها

ای در لوای روح خدایی غنوده ها

آه ای نفوس مطمئن حیدر خمین

ای رهبر حقیقی تان حضرت حسین

جنگاوران معرکه ی عشق و اقتدار

دستانتان به دست ابالفضل استوار

در کربلای جبهه چه غوغاست شورتان

صد آفرین حضرت حق بر شعورتان

جانبازی شما به صف کارزار عشق

گشته دلیل گردش لیل و نهار عشق

یادش بخیر جبهه پر از ذکر یار بود

حُبُ الحسین در دلتان بی شمار بود

سربند یاحسین بر سرتان عطر سیب داشت

لبهایتان مدام نوای حبیب داشت

یک یک شما نوای دل مضطرش شدید

در کربلای جبهه علی اکبرش شدید

بر حنجر سپید شما یاس بوسه زد

آنجا سپس گلوله ی خنّاس بوسه زد

سر را به راه عشق فدا کرده اید تا

بی سر روید و تشنه به مهمانی خدا

شش گوشۀ بهشت خدا شد مقامتان

آسایش بهشت، شهیدان بکامتان



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
جمعه 1395/12/27

شهدا – دفاع مقدس- زبانحال همسر شهید لحظه‌ی تحویل سال


لحظه ی تحویل سال گریانم و

جای خالی تو میشه درد من

بیست ساله سفره می چینم برات

پای هفت سینم بشین ای مرد من

 

از همیشه بیشتر دلتنگتم...

کاش بودی پیش من این وقت عید

بوسه ای بر قاب عکست می زنم

سال نو بر تو مبارک ای شهید

 

ای سفر کرده تو در قلب منی

فرصتی داری مرا یادم کنی؟

هر زنی عیدی گرفت از شوهرش

هدیه ای داری مرا شادم کنی؟

 

پُر شده خانه ز بوی عطر تو

میهمان ویژه ی هر سال من

یا مقلب خواندم و تو آمدی

احسن الحالی شده احوال من

 

تا ابد ممنون و مدیون توأم

که دلیل اعتبارم بوده ای

آبروی من ز خون سرخ توست

تو همیشه افتخارم بوده ای



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
شنبه 1395/11/9

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


شجاعت تار و پود جانشان بود

شجاعت میوه ی ایمانشان بود

شهادت آرزوشان بود و دیدیم

مدال عشق پشتیبانشان بود 



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


به دل آتش نشانان غم نشاندند

ز دیده اشکمان بر رخ فشاندند

پیِ اِمحاء آتش رفته بودند

ولی خود در حصار شعله ماندند

***

بپرس از عاشقی که بی نشان است

شتابان می رود دامن کشان است

قسم خورده که نشناسد سر از پای

دلِ آتش نشان آتش فشان است

***

ز هر مرغی پری آتش گرفته

نه شهری، کشوری آتش گرفته

رسد فریاد یا زهرا به گوشم

گمان دارم دری آتش گرفته

***

شرر دیدم بلا را یاد کردم

بلای کربلا را یاد کردم

دمِ غارت ز چادرهای سوزان

فرار بچه ها را یاد کردم

***

غم از دل گرچه یارا برده امروز

ولی مردانگی گل کرده امروز

بلای ناگهانی خلق ما را

نوید یکدلی آورده امروز

***

پیام رهبرم الهام بخش است

مصیبت دیده را آرام بخش است

فداکاریّ و ایثار و شهادت

به ملک وحدت استحکام بخش است

***

مرو ظلمت ببین نور جلی را

تجلّای ولایت را ولی را

مصیبت گرچه سنگین است،  اما

مبر از یاد ذکرِ یا علی را



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


تهران دل شکسته ز داغ گران بگو

از مردهای عاشق آتش نشان بگو

از آتش مسامحه‌ای که زبانه زد...

...تا شرح پاکبازی و تقدیم جان بگو

حالا که آسمان دلت تار و ابری است

برخیز و در منارۀ ماتم اذان بگو

تو پایتخت کشور مردان عاشقی

از سینه‌های سوختۀ بی نشان بگو

آوار بغض کار تو را سخت کرده است

طاقت بیار از آن همه تاب و توان بگو

امروز گریه کن ولی از روزهای بعد

از زندگی برای دل آشفتگان بگو



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


دیروز در جبهه تن یک قهرمان سوخت

از بمب های  شیمیایی یک جوان سوخت

امروز در تهران - پلاسکو - یک بسیجی

در شعله ها اینبار یک آتش نشان سوخت



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


از بم گرفته تا به استامبول ، هی بار  روی بار می ریزد

روی سر این شهر غمدیده، دارد هنوز آوار می ریزد

معمار پیر برج متروکه، حتی خودش اول نمی دانست

دارد فقط جای ملات سرد، خون لای هر دیوار می ریزد

باران خاک و چوب پوسیده ست ، این که سر این شهر می بارد

جایش گل آلاله می روید، این برج هر مقدار می ریزد

این اولین بار ست ای مردم؟، این آخرین بار ست مسوولین؟!

هر بار وعده داده اید اما، این برج ها هر بار می ریزد

تنها که سنگ و خشت و آهن نیست، دنیایی از تاریکی و غربت

دارد سر آتش نشانانِ ، دل رحم و بی آزار می ریزد

حتی کلاغ روسیاه شهر ، جای خبر دادن به مسوولین

دارد روی این شعله ی غفلت، هی آب با منقار می ریزد

قلب بزرگ قهرمان زیرِ ، آوار هم حتی تپش دارد

پاییز دارد برگهایش را، بر دوش چشمه سار می ریزد



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


اگر چه مادران را پیر کردند

شجاعت را به خون تفسیر کردند

شهادتنامه از بالا گرفتند

و با خون مرگ را تحقیر کردند



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


چه میشد که پروانه در دام آتش نباشد؟

پر بسته با هیمه ها در کشاکش نباشد

قرار است اگر قلب دنیا بسوزد ، بسوزد

ولی شعله اش این همه داغ و سرکش نباشد 



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


خبر، حیرانی بی حاصل ماست

خبر بی رحم آمد ، قاتل ماست

از آن مردان که در آتـش شکفتند

خبرها داغ ، چون داغ دل ماست



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


می سوزد از فراق شما باغبان هنوز

در سوگ داغ بیست گل ارغوان هنوز 

سنگین شده است بغض و نفس ها به سینه ها

آتش زبانه می زند از عشقتان هنوز

آوار درد ریخته بر سینه هایمان

از چشم شهر می چکد اشک روان هنوز 

مادر سوال می کند از یوسفش ... بگو ...

دارد امید دیدن سروی جوان هنوز

در لا به لای آن همه آوار و زخم و درد

خاکستری بجاست از آن قهرمان هنوز ؟

چشم انتظار آمدنت بود دخترک... 

شاید نشسته کنجی از این بی کران هنوز

با لحظه لحظه سوختنت شعله می کشد

سر تا سر وجود وطن بی امان هنوز

اینگونه پر کشیدنت اصلا عجیب نیست 

دلداده ای به غربت یاسی کمان هنوز

می خواستی مدافع زینب شوی ...؟ شدی... 

هستی مدافع حرم عمه جان هنوز

داری دفاع می کنی از مردمان شهر

با بالهای سوخته ات بی گمان هنوز

جسمت اسیر آتش و آوار و زخم هاست

روحت رها و مست سوی کهکشان هنوز

پرواز کن که حق تو بغض قفس نبود

پرواز کن که منتظر است آسمان هنوز



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


می سوزم از داغی که زد آتش به جان ها

داغی فراتر از بیان ها و گمان ها

جز گریه کاری بر نمی آید ز دستم

بر مرگ جان سوز و غم «آتش نشان» ها

دل را زدند آنجا به دریا نه ، به آتش

باید نوشت از این حماسه داستان ها

آنقدر سنگین  و توان فرساست این داغ

کز عهده ی آن بر نمی آید زبان ها

مرهم گذار زخم ، جز صبر و رضا نیست

تقدیر ، بی پرواست در این امتحان ها

جاوید می ماند کنار عشق و ایثار

در دفتر تاریخ ، نام قهرمان ها



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


باز ایران شد عزادار غمى

دل شكست از سوز داغ و ماتمى

در میان هرم آتش سوختند

جامۀ نیلى به تن ها دوختند

در ره خدمت به خلق بى پناه

زیر آوارند ده ها بى گناه

چشم بر راه پدر فرزندها

روى آتش مى جهد اسپندها

مادرى خاك عزا برسر كند

دیده از خون دل خود تر كند

گرچه آتش هر كجا دارد اثر

لیك از زهرا بپرس و میخ در

ناله ها زد خانه ام آتش گرفت

محسن دردانه ام آتش گرفت

اى پدر حق رسالت شد ادا

تازیانه سوخت بازوى مرا

در دفاع از ولایت سوختم

راه عشق و عاشقى آموختم



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


آتش افتاده به جانم بارها و بارها

آتش عشق و فراق و ماتم و آزارها

آتش از بدو تولد حرفهایش داغ بود

وای از آن شعله ای کافتد به نیزه زارها

می دهد آتش، نشان عشق ،تنها شاهدم

سینه های سوخته در زیر این آوارها

سوخت و ویران شدو یکسان شده باسطح شهر

سرسلامت باد این معماری بازارها

مدعیان حقوق شهروندی خفته اند

عاقبت هامان بخیر ازدست این سربارها

مردم شهرم همه دلداده و غم پرورند

کوچه کوچه سوگوار از داغ این سردارها

فاطمیه میرسد شهرم مهیا شد، عجب...

... آتشی افتاده برجان در و دیوارها



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


بر دوششان غیر از سبکباری ندارند 

کاری جز ایثار و فداکاری  ندارند 

آتشنشانانی  که در آتش فتادند 

با آتش دوزخ سر و کاری ندارند



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


برجی در آتش سوخت ...عکسش رانشان داد

عکسی که وقت ثبت آن یک مرد، جان داد

برجی که برخاموشی ایمان فروریخت

نیلوفری مرداب تهران راتکان  داد

آه ای غزل! وقت تماشا کردنت نیست

باید که زیر دست فریاد امتحان داد

بیزارم از پستی که از اهل سیاست

شوق عمل کردن گرفت اما زبان داد

بی نردبان سرگرم اطفای حریق است

مردی که عزمش را شهادت نردبان داد

آتش نشان مفهوم ایثارخودش را

این بار زیر برجی از آتش،نشان داد

چندین ستاره  زیر آوارند باید

یوسف ترین ها را به دست آسمان داد



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


در قاب ها جاری شده تصویر آتش

سوزانده دل را عکس با تاثیر آتش

جانی برای حفظ جانهای دگر شد

باسوز و ساز خویشتن درگیر آتش 

در خود گرفتن ذوب کردن قلب ها را

جز این نمی باشد دگر تفسیر آتش

از خانه ها رفتند و دیگر برنگشتند

مردان رویاهای با تعبیر آتش 

این واژه کوتاه و قلم ها نارسایند

در سرنوشت شعله و تغییر آتش

در فطرتش روشنگر اما با خطرها

جز این چه می باشد دگر تقدیر آتش

افسوس می گردد بهانه بدتر از عذر

تقصیر هایی که شده تقصیر آتش

مانند شمعی آب شد قلبش به سینه

آتش نشانی محو در تکثیر آتش 

مادر ،  پدر ، یا همسری با یادگارش

از داغ با صبری کند تدبیر آتش



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


گل جای خود دارد ای کاش آهن در آتش نماند

من دوست دارم  که حتی دشمن در آتش نماند

راه گریزی ندارم ، می سوزم و می نویسم

صد مرد آتش بگیرد ، یک زن در آتش نماند



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1395/11/5

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


درختان در آتش، خیابان در آتش

خبر ترسناک است: میدان در آتش

خبر تلخ و سنگین، خبر سرد و غمگین

قدیمی ترین برج تهران در آتش

عجب روزگاری است، انسان هراسان

عجب روزگاری است، انسان در آتش

عجب روزگاری، عجب شام تاری

مسلمان در آوار و سلمان در آتش

چه رسم بدی، کاسبان در تماشا

دلیران و آتش نشانان در آتش

کسی از شهیدان سراغی بگیرد

همانانکه رفتند خندان در آتش

سیاووش و پروانه، ققنوس و ساقی

از این دست مستان فراوان در آتش

چه شد عشق بازی، چه شد تک نوازی

خرابات ویران، نیستان در آتش

چه طوفان بی رحم و سوزان و سختی

الهی بسوزد زمستان در آتش

خدایا برای تو کاری ندارد

گلستان به پا کن، گلستان در آتش



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 


( کل صحن های حسینیه : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء