تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهدا و دفاع مقدس

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


از بم گرفته تا به استامبول ، هی بار  روی بار می ریزد

روی سر این شهر غمدیده، دارد هنوز آوار می ریزد

معمار پیر برج متروکه، حتی خودش اول نمی دانست

دارد فقط جای ملات سرد، خون لای هر دیوار می ریزد

باران خاک و چوب پوسیده ست ، این که سر این شهر می بارد

جایش گل آلاله می روید، این برج هر مقدار می ریزد

این اولین بار ست ای مردم؟، این آخرین بار ست مسوولین؟!

هر بار وعده داده اید اما، این برج ها هر بار می ریزد

تنها که سنگ و خشت و آهن نیست، دنیایی از تاریکی و غربت

دارد سر آتش نشانانِ ، دل رحم و بی آزار می ریزد

حتی کلاغ روسیاه شهر ، جای خبر دادن به مسوولین

دارد روی این شعله ی غفلت، هی آب با منقار می ریزد

قلب بزرگ قهرمان زیرِ ، آوار هم حتی تپش دارد

پاییز دارد برگهایش را، بر دوش چشمه سار می ریزد




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


اگر چه مادران را پیر کردند

شجاعت را به خون تفسیر کردند

شهادتنامه از بالا گرفتند

و با خون مرگ را تحقیر کردند




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


چه میشد که پروانه در دام آتش نباشد؟

پر بسته با هیمه ها در کشاکش نباشد

قرار است اگر قلب دنیا بسوزد ، بسوزد

ولی شعله اش این همه داغ و سرکش نباشد 




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


خبر، حیرانی بی حاصل ماست

خبر بی رحم آمد ، قاتل ماست

از آن مردان که در آتـش شکفتند

خبرها داغ ، چون داغ دل ماست




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


می سوزد از فراق شما باغبان هنوز

در سوگ داغ بیست گل ارغوان هنوز 

سنگین شده است بغض و نفس ها به سینه ها

آتش زبانه می زند از عشقتان هنوز

آوار درد ریخته بر سینه هایمان

از چشم شهر می چکد اشک روان هنوز 

مادر سوال می کند از یوسفش ... بگو ...

دارد امید دیدن سروی جوان هنوز

در لا به لای آن همه آوار و زخم و درد

خاکستری بجاست از آن قهرمان هنوز ؟

چشم انتظار آمدنت بود دخترک... 

شاید نشسته کنجی از این بی کران هنوز

با لحظه لحظه سوختنت شعله می کشد

سر تا سر وجود وطن بی امان هنوز

اینگونه پر کشیدنت اصلا عجیب نیست 

دلداده ای به غربت یاسی کمان هنوز

می خواستی مدافع زینب شوی ...؟ شدی... 

هستی مدافع حرم عمه جان هنوز

داری دفاع می کنی از مردمان شهر

با بالهای سوخته ات بی گمان هنوز

جسمت اسیر آتش و آوار و زخم هاست

روحت رها و مست سوی کهکشان هنوز

پرواز کن که حق تو بغض قفس نبود

پرواز کن که منتظر است آسمان هنوز




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


می سوزم از داغی که زد آتش به جان ها

داغی فراتر از بیان ها و گمان ها

جز گریه کاری بر نمی آید ز دستم

بر مرگ جان سوز و غم «آتش نشان» ها

دل را زدند آنجا به دریا نه ، به آتش

باید نوشت از این حماسه داستان ها

آنقدر سنگین  و توان فرساست این داغ

کز عهده ی آن بر نمی آید زبان ها

مرهم گذار زخم ، جز صبر و رضا نیست

تقدیر ، بی پرواست در این امتحان ها

جاوید می ماند کنار عشق و ایثار

در دفتر تاریخ ، نام قهرمان ها




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


باز ایران شد عزادار غمى

دل شكست از سوز داغ و ماتمى

در میان هرم آتش سوختند

جامۀ نیلى به تن ها دوختند

در ره خدمت به خلق بى پناه

زیر آوارند ده ها بى گناه

چشم بر راه پدر فرزندها

روى آتش مى جهد اسپندها

مادرى خاك عزا برسر كند

دیده از خون دل خود تر كند

گرچه آتش هر كجا دارد اثر

لیك از زهرا بپرس و میخ در

ناله ها زد خانه ام آتش گرفت

محسن دردانه ام آتش گرفت

اى پدر حق رسالت شد ادا

تازیانه سوخت بازوى مرا

در دفاع از ولایت سوختم

راه عشق و عاشقى آموختم




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


آتش افتاده به جانم بارها و بارها

آتش عشق و فراق و ماتم و آزارها

آتش از بدو تولد حرفهایش داغ بود

وای از آن شعله ای کافتد به نیزه زارها

می دهد آتش، نشان عشق ،تنها شاهدم

سینه های سوخته در زیر این آوارها

سوخت و ویران شدو یکسان شده باسطح شهر

سرسلامت باد این معماری بازارها

مدعیان حقوق شهروندی خفته اند

عاقبت هامان بخیر ازدست این سربارها

مردم شهرم همه دلداده و غم پرورند

کوچه کوچه سوگوار از داغ این سردارها

فاطمیه میرسد شهرم مهیا شد، عجب...

... آتشی افتاده برجان در و دیوارها




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


بر دوششان غیر از سبکباری ندارند 

کاری جز ایثار و فداکاری  ندارند 

آتشنشانانی  که در آتش فتادند 

با آتش دوزخ سر و کاری ندارند




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


برجی در آتش سوخت ...عکسش رانشان داد

عکسی که وقت ثبت آن یک مرد، جان داد

برجی که برخاموشی ایمان فروریخت

نیلوفری مرداب تهران راتکان  داد

آه ای غزل! وقت تماشا کردنت نیست

باید که زیر دست فریاد امتحان داد

بیزارم از پستی که از اهل سیاست

شوق عمل کردن گرفت اما زبان داد

بی نردبان سرگرم اطفای حریق است

مردی که عزمش را شهادت نردبان داد

آتش نشان مفهوم ایثارخودش را

این بار زیر برجی از آتش،نشان داد

چندین ستاره  زیر آوارند باید

یوسف ترین ها را به دست آسمان داد




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


در قاب ها جاری شده تصویر آتش

سوزانده دل را عکس با تاثیر آتش

جانی برای حفظ جانهای دگر شد

باسوز و ساز خویشتن درگیر آتش 

در خود گرفتن ذوب کردن قلب ها را

جز این نمی باشد دگر تفسیر آتش

از خانه ها رفتند و دیگر برنگشتند

مردان رویاهای با تعبیر آتش 

این واژه کوتاه و قلم ها نارسایند

در سرنوشت شعله و تغییر آتش

در فطرتش روشنگر اما با خطرها

جز این چه می باشد دگر تقدیر آتش

افسوس می گردد بهانه بدتر از عذر

تقصیر هایی که شده تقصیر آتش

مانند شمعی آب شد قلبش به سینه

آتش نشانی محو در تکثیر آتش 

مادر ،  پدر ، یا همسری با یادگارش

از داغ با صبری کند تدبیر آتش




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


گل جای خود دارد ای کاش آهن در آتش نماند

من دوست دارم  که حتی دشمن در آتش نماند

راه گریزی ندارم ، می سوزم و می نویسم

صد مرد آتش بگیرد ، یک زن در آتش نماند




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


درختان در آتش، خیابان در آتش

خبر ترسناک است: میدان در آتش

خبر تلخ و سنگین، خبر سرد و غمگین

قدیمی ترین برج تهران در آتش

عجب روزگاری است، انسان هراسان

عجب روزگاری است، انسان در آتش

عجب روزگاری، عجب شام تاری

مسلمان در آوار و سلمان در آتش

چه رسم بدی، کاسبان در تماشا

دلیران و آتش نشانان در آتش

کسی از شهیدان سراغی بگیرد

همانانکه رفتند خندان در آتش

سیاووش و پروانه، ققنوس و ساقی

از این دست مستان فراوان در آتش

چه شد عشق بازی، چه شد تک نوازی

خرابات ویران، نیستان در آتش

چه طوفان بی رحم و سوزان و سختی

الهی بسوزد زمستان در آتش

خدایا برای تو کاری ندارد

گلستان به پا کن، گلستان در آتش




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/11/5 | 11:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


یکبار دیگر روضه، آتش، دود، دیوار

عشق از تبار آتش است و آه، غمبار

پاشیده رنگی داغ بر سرمای تهران

مرگ سیاوش های ما در زیر آوار




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/11/2 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


قرار این بود در تقویم آتش بی نشان باشی

بسوزی آنچنان در خویش تا آتش نشان باشی

مدال زخم روی سینه بگذاری و بعد از این

برای خاطرات شهر ما یک قهرمان باشی

به فردوسی بگو که این خیابان، خان چندم بود

که باید تو سیاوش گونه مرد هفت خان باشی???

تنت را ذره ذره آب کرد آتش ولی انگار

قرارت بود از اول که شمعی جان فشان باشی!

قرار این بود که امسال وقتی سال میچرخد

عزادار خودت باشند و عید دیگران باشی

عجب نان حلالی داشتی در سفره که حتی

خدا میخواست بعد رفتنت هم پهلوان باشی!!




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/11/2 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


 خبر کوتاه بود و ناگهان بود

دوباره صحبت از داغی گران بود

میان هجمی از آوار و  آتش

 شهادت قسمت  آتش_نشان بود

***

به جان از  داغ هجر، آتش نشانم

غبار غم گرفته‌ آسمانم

رفیقان یک به یک رفتند از این شهر

خداحافظ رفیق مهربانم

***

تو از جنس رسولان بودی ای دوست

نماد عشق و ایمان بودی ای دوست

گلستان ساختی با عشق از آتش

تو ابراهیم دوران بودی ای دوست

***

تو رفتی بر دل اما ماند داغت

دل هر سنگ را گریاند داغت

تو که عمری ز دل آتش نشاندی

دل یک شهر را سوزاند داغت

***

نگیرد رنگ شب فانوس عاشق

بریدن نیست در قاموس عاشق

بقای جاودان بود این سرانجام

که بر آتش زد آن ققنوس ِ عاشق 




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/11/2 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


یک مرد نبرد، اگر که همرزمش را

در آتش و خون رها نماید سخت است

امروز دوباره بغض مردی بشکست:

"لشگر" برود، "دسته" بیاید، سخت است




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/11/2 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


به دل آتش نشانان غم نشاندند

ز دیده اشکمان بر رخ فشاندند

پیِ اِمحاء آتش رفته بودند

ولی خود در حصار شعله ماندند




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/11/2 | 12:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


انگشت حیرت را به لب ها مى فشاریم

دلواپس اخبار دور از انتظاریم

اشك غریبى مى چكد از گونه هامان

با یك جهان اندوه و حسرت بى قراریم

بُغضى نهفته در دل هر شعله پخش است

شاید گریز روضه اى دیرینه داریم

آتش زبانه مى كشد در موج ماتم

بر غربت ایل شقایق غمگساریم

آتش نشانه رفته امشب آسمان را

گل هاى پرپر را به باران مى سپاریم

هم ناله با حجم غم "آتش نشان ها"

بر صخره هاى بى كسى سر مى گذاریم

رنگ شهادت رنگ سرخ پرچم ماست

از امتحان عاشقى باكى نداریم

با كاروان سرخ امدادى دوباره

چشم انتظار مقدم صبح بهاریم




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/11/2 | 12:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


در این امتحان بذل جان را ببینید

گل افشانی ارغوان را ببینید

فرو ریخت دل‌های عشاق، افسوس

شکست دل و استخوان را ببینید

ندیدید اگر درد پیدای ما را

کنون داغ‌های نهان را ببینید

بجز جامه شعله بر تن نکردند

دلیران، یلان، عاشقان را ببینید

شب حمله بر خصم دون را که دیدید

دوباره شب امتحان را ببینید

اگر شور غواص‌ها را ندیدید

شهیدان آتش‌نشان را ببینید




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/11/2 | 11:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


چون اقیانوس برخیزی از آتش

پر از فانوس برخیزی از آتش

هنوزم چشم در راهم پدر جان؛

چنان ققنوس برخیزی از آتش




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 07:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


این قوم که دنبال خطر می گردند

در کوچه ی شعله بال و پر می گردند

این چند نفر شهید انشاء الله

پشت سر ذوالفقار بر می گردند




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 06:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

  شهدای فداکار آتش نشان-محکومیت سلفی با حادثه


با مرگ مردان وطن سلفی گرفتند

با اشکهای مرد و زن سلفی گرفتند

تنها به فکر سوژه های خویش بودند

در شهوت دیده شدن سلفی گرفتند

سطح خیابان را جسد پوشاند و آنها

با مرده های بی کفن سلفی گرفتند

لبخندهای زردشان را ثبت کردند

در مرگ فرهنگ کهن سلفی گرفتند

تا من منم، آنها هم آنها...ما همینیم

صدها نفر مانند من سلفی گرفتند

بوی تعفن تا ابد در عکس ها ماند

وقتی لجن ها در لجن سلفی گرفتند 




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 06:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 شهدای فداکار آتش نشان-محکومیت سلفی با حادثه


یه کم بسوز و دست و پا بزن مرد

تا که یه سلفی از خودم بگیرم

آبِرویی که ریختمو با دوربین

کنار آوار پا شدم بگیرم

 

از تو مهم‌ترم توو چشم من هس

عکسی که توو موبایل آرشیو میشه

تعجبّی نداره همشهریا!

فرشته‌ی قصّه اگه دیو میشه

 

بی‌دردی بد دردیه امّا خوبه

به جونمون افتاده درد مذمن

اشکای مادرا رو قاب می‌گیریم

با هشتگ پلاسکو با لوکیشن

 

یه ذرّه آوار سرشون خراب شد

یه ثانیه وقتو به کشتن دادیم

مشتی! ما ایرونیا با ازدحام

چه آتویی به دست دشمن دادیم

 

عکسو بچسب و سوژه‌ی توو عکسو

گریه‌هاشون مقابلش مهم نیس

اگه نبودیم همه‌چی حل می‌شد

شاید نمی‌شد، وللش مهم نیس

 

آتیش گرفتن دلمون خنک شد

راهو که بستیم همه چی تموم شد

اه! حالا کی عکسارو پاک می‌کنه

حافظه‌ی گوشیامون حروم شد




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 05:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


باز در آتش غیرت پر پروانه بسوخت

تا ز جانان خبر آرد تن جانانه بسوخت

رفت تا غیرت و ایثار به یغما نرود

رفت اما‌ ز غمش صد دل دیوانه بسوخت

سوخت مردی به دل شعله و مردم دیدند

دیده ی دخترکی در دل کاشانه بسوخت

مادری از غم داغ پسرش ناله کنان

که جهان از غم این ناله ی مستانه بسوخت

بی گمان در غم این حادثه یک شهر گریست

آشنا سوخت در آتش دل بیگانه بسوخت




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 05:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


در آتش سوختی و ساختی افسانه‌ای دیگر

میان شعله‌ای دیگر، شدی پروانه‌ای دیگر

«بسوزیم و بسازیم»، این قرارِ قصه بود، اما

تو می‌سوزی و می‌سازند خان‌ها، خانه‌ای دیگر

دوباره اشک می‌باریم و می‌آید به گوش از دور

صدای جغدها این بار از ویرانه‌ای دیگر

سخن‌ها‌، نوشداروهای بعد از مرگ سهرابند

بیاید کاش تدبیری کُند، فرزانه‌ای دیگر

اگر دیدی، به عاقل‌ها بگو که چاره‌ای باید

که در این چاه، سنگ انداخته، دیوانه‌ای دیگر

من از بیگانگان نالیده‌ام اما بگو این زخم،

از آنِ آشنایی بود یا بیگانه‌ای دیگر؟

کبوتر سوخت، شاید تا رسد سودی به صیادی

که اینجا دامِ‌ دیگر پهن کرد و دانه‌ای دیگر

کمی ای کاش انسان‌تر شویم، ای کاش برخیزیم

از این آوارها، با غیرت مردانه‌ای دیگر

من امشب معنی‌ت را ای پدر! احساس کردم که

نمی‌یابم برای اشک‌هایم شانه‌ای، دیگر

شهیدی؛ شعله‌ها این را شهادت داده‌اند، ای مرد!

تو از آتش به جنت می‌رسی، ... پروانه‌ای، دیگر




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 05:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


هی نذر، هی تسبیح ،اما بیقراریم

دلواپسیم ،اخبار را باور نداریم

با ما سر سازش ندارد باد ،انگار

بازیچه ی دستان سرد روزگاریم

هم بی خبر هم  با خبر آشوب هستیم

با چشم گریان لحظه ها را می شماریم

از بغض لبریزیم و از ماتم لبالب

اما به راهِ معجزه، چشم انتظاریم

**

هم خیمه های كربلا، هم مادر و در

ما خاطرات خوبی از آتش نداریم...

 




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 05:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


تن زخم جوان ها زیر آوار

عروج قهرمان ها زیر آوار

به یاد مادرسادات می سوخت

دل آتش نشان ها زیر آوار




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 01:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به شهدای فداکار آتش نشان


چرا پروانه ها پرهایتان سوخت

چرا اینگونه پیکرهایتان سوخت

میان شعله ها خود شعله گشتید

دلم بر حال مادرهایتان سوخت




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به مادران شهدای فداکار آتش نشان


تا شنیدم دلم هزار راه رفت

حرفایی رو که میزنه اخبار

پسرم دیر کرده، بی تابم

دنیا روی سرم شده آوار

 

همه هستی من همین بچه اس

ای خدا تا الان کجا مونده؟

دلم آشوبه، دلهره دارم

گوشیش آنتن نمیده وامونده

 

چیزییَم که نخورد و زد بیرون

آخ الان گشنشه بمیرم من

پشت در توی کوچه میشینم

پسرم تا نیاد نمیرم من

 

این پسر تا الان کجا مونده

آخه کی تا الان سرِ کاره!؟

هر شب این موقع دیگه میخوابید

اما امشب...ایشالا بیداره...




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/1 | 01:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 11 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.