شهدا و دفاع مقدس


ندیدم آیینه ای چون لباس خاكی ها

همان قبیله كه بودند غرق پاكی ها

به عشق زنده شدن «عند ربهم» بودن

شده ست حاصل آنها ز سینه چاكی ها

دلیل غربتشان، اهل خاك بودن ماست

نه بی مزار شدن ها، نه بی پلاكی ها

به آسمان كه رسیدند رو به ما گفتند :

زمین چقدر حقیر است آی خاكی ها!




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/06/24 | 08:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس


دیدی نبود قسمت ما آسمان، عزیز ؟

دیدی نشد به او برسد دستمان ، عزیز ؟

قسمت نبود یا که لیاقت نداشتیم

شاید سیاه بود کمی بختمان ، عزیز !

جا مانده ایم ، مانده از آنان که رفته اند :

یک آسمان پرنده و صد کاروان عزیز

آه ای جنوبِ سرخ ، زبان باز کن بگو

از کوچ سبز چلچله تا بیکران ، عزیز

امشب نوای سینه ام « آهنگرانی» است

امشب به یاد پیر جماران بخوان عزیز !

حالا چه طور می شود این جا دوام یافت

در حال و روز زندگی بعد از آن عزیز

خوشبخت آن که هست در این وضع روزگار

در پیش چشم حضرت صاحب زمان ، عزیز...




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/06/24 | 04:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تکریم مادران و همسران شهداء ... 


به باغِ عشق و محبّت ، گلِ سپیدی تو

ترانه ساز وفا ، نغمه ی امیدی تو

به افتخار تو شبها فرشته ها گویند :

ستاره ی سحری ، همسرِ شهیدی تو




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/06/24 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دیدن هجوم غصه و دم برنیامدن

تنها مرام توست یکسر نیامدن

دارد ظهور یوسف دل دیر می شود

سخت است این جدایی و دلبر نیامدن

در شهر جای زندگی اهل درد نیست

سخت است صبر و حوصله ها سر نیامدن

مشکل تر از تمام بلاهای تاکنون

از مشکل فِلان و فُلان بر نیامدن

شمشیر می زنیم ولی در دفاع کیست

بد نیست در میانه ی لشکر نیامدن؟

وقت حضور غایب و وقت نبرد کور

تا کِی کنار و یاور رهبر نیامدن

تا فتنه هست تاب و تب انحراف هست

حیف است در میانه ی سنگر نیامدن

چشمی نمانده تا به تماشا نشینمت

کارم شده بهانه ی دیگر نیامدن

یک عمر از تو دوری و یک دشت بی کسی

زشت است با تو تا دم آخر نیامدن

باور نمی کنم که بمیرم بدون تو

انصاف نیست دیدن نوکر نیامدن

این است راه زندگیِ کربلائیان

خوب است جبهه رفتن و دیگر نیامدن




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/02/26 | 01:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای شهید علی خلیلی

طلبه جوانی که در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد


آرامشی در چهره ات بود  آرامشی زیبا برادر!

خون تو را دیدم که می ریخت ، چون خون عاشورا برادر!

خون تو شعری مستمر بود ، هشدار جنگی سخت تر بود

خون تو فریاد سحر بود ، وای از سکوت ما ، برادر!

قربانی شهر فریبیم،در انقلاب خود غریبیم

بیدار کن ما خفتگان را ،بیدار کن ما را برادر  !

نبض خیابان های تهران  ، آهنگ تسبیح تو بوده است

بازآ که بی تو شهر مجروح، جان می دهد بازآ برادر!

ما چون تو فرزند بهاریم ، ما هم وریدی سرخ داریم

باید یکی برخیزد آری ، اما چرا تنها  ، برادر!

اندام خونین تو اینک، خود روضه خوان نینوا شد

آری هوای گریه داریم  ، اجر تو با زهرا ، برادر!

...

حبل الوریدت را بریدند ، گویا خدا نزدیک تر شد

خون تو را دیدم که می ریخت...نفرین به تیغ نابرادر!




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 12:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای شهید علی خلیلی

طلبه جوانی که در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد


مثل یک مرد پَر کشیدی تا...

آسمان را به بَر کشیدی تا...

تا که باران به شهر برگردد

باز هم چشم تر کشیدی تا...

روزها رنگ شب به خود دارند

روز را تا سحر کشیدی تا...

سینه‌ات داغدار فردا بود

"آه" را بیشتر کشیدی تا...

در همان کوچه‌های بی‌غیرت

سینه‌ات را سپر کشیدی تا...

حرف امروز نیست جان دادن

روی دیوار در کشیدی تا...

ارث مادر رسیده است به تو

مثل یک مرد پَر کشیدی تا...




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/01/6 | 12:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دلتنگ شهادت


این قلب به خون تپیده را دریابید

این جان به لب رسیده را دریابید

چندی ست که دلتنگ شهادت هستم

این از همه جا بریده را دریابید




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/11/15 | 02:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

سیاسی- اجتماعی(به مناسبت دهه فجر)


اسلام ما، طریقت ما، راه و دین ما

كَشتیّ نوح ما،همه حبل المتین ما

اسلام ما، تشیع ما، جان ما...سلام!...

خون- لاله ها فدای تو،...ایران ما...سلام!...

این راه و رسم سَر بنهادن، حسینی است

كُلاً طریقت همه ی ما خمینی است

این انقلابِ صادره، اسلام سرمدیست

حكم خمینی است، ز احكام سرمدیست

درسِ جهاد نقطه ی عطفِ كتاب ماست

خونِ شهید، ضامن این انقلاب ماست

ماندن به ایستادن و در راه و در خطر...

یوسف شدن به قیمت یك چاه و در خطر...

ما سُفره هایمان پُرِ از نانِ غیرت است

بركت فزونِ سفره ی ما از بصیرت است

سیلی گرفته از شبِ زجریم تا ابد

فرزندِ فجر و عاشقِ فجریم تا ابد

ای دشمنم! بمیر تو در نیّت خودت!

باید بمیری از عصبانیت خودت!

ما آمدیم تا كه جهان بی غرض كنیم

باید معادلات جهان را عوض كنیم

ما سی و پنج سال پُر از استقامتیم

تا لحظه ی ظهور همه راست قامتیم

مانند نامه، شعر، ببین سرگشاده است

این پاشنه به روی دَرَش ایستاده است

این در نظام و پاشنه اش خونِ هر شهید

آرامش من و تو... كه مدیونِ هر شهید...

باید بصیر بود در این نام و ننگ ها

باید كه گولمان نزند نقش و رنگ ها

باید بصیر بود و به دشمن امان نداد

در صحنه بود و لحظه ای اصلاً امان نداد

باید بصیر بود و چنان هوشیار بود

فتنه شناس و فتنه كُشِ روزگار بود

باید كه یافت صاحب و ضامن در این مسیر

باید شناخت غافل و خائن در این مسیر

گاهی مسیر حادثه پُر دود می شود

گاهی تمام رود گِل آلود می شود

باید در این مسیر بمانی برادرم

فرقِ سراب و آب بدانی برادرم

هر شاپرك به سوی خدا می بَرَد تو را

این جاده سمتِ كرب و بلا می برد تو را

این انقلاب مفت به دستت نیامده است

با است و بود و گفت به دستت نیامده است

خون ها به پایِ سروِ عزیزِ نظام ریخت

اكنون حلال رشد نمود و حرام ریخت

تقویم را به یادِ شهادت رقم خوریم

بر قطره قطره خون شهیدان قسم خوریم

باید به عهدِ آینه ای در شتاب بود

باید كنارِ خامنه ای همركاب بود

خامنه ای؛ خمینی و آئینه ی هم اَند

پرچم به دستِ حضرت عباسِ عالمند

باید فشُرد این همه دستانِ گرم را

همرزم بود حادثه ی جنگِ نرم را

باید بساطِ كفر، بچینیم از جهان

باید كه طرحِ تازه ببینیم از جهان

یا صاحب الزمان تو خودت دستِ ما بگیر

تا در مسیر و راه نگردیم ما اسیر

«سِلمٌ لِمَن سالَمَكُم... پای جاده ایم

حربٌ لِمَن حارَبَكُم... ایستاده ایم!»




موضوع: شهدا و دفاع مقدس،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/11/11 | 01:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفاع مقدس


قســم به غیرت مردانه ی علی اصــغر

به درد عشق نخوردن چه ارزشی دارد

هزار ســر  به  فدای غــباری از خــاکم

وطن نبــاشد اگر تن چه ارزشـــی دارد

 

از این طرف نگرانی ست  تا که برگردند

از آن طرف چه  کسی شوق آمدن دارد

کسی که  تا لب مــرز جنون جـلو رفته

به  کربــلا  دل  او  مــیل ســر زدن دارد

 

اگر که پــای حرامی به کــشورم وا شد

همیــشه خاک طلا دار  دست کج دارد

به  هـشت سال دفاع مقدسـم سوگند

هــوای  خاک  مرا ثـــامن الــحجج  دارد




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/07/3 | 01:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا-دفاع مقدس


عشق بود و جبهه بود و جنگ بود

عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود

هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد

مادری فرزند خود را هدیه کرد

در شبی که اشکمان چون رود شد

یک نفر از بین ما مفقود شد

آنکه که سر دارد به سامان می رسد

آنکه که جان دارد به جانان می رسد

دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت

بی سر و جان تا لقاءالله رفت

زندگیمان در مسیر تیر بود

خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود

آنکه خود را مرد میدان فرض کرد

آمد از این نقطه طی الارض کرد

هر که گِرد شعله چون پروانه است

پیکر صدپاره اش بر شانه است

تن به خاک و بوی یاسش می رسد

بوی باروت از لباسش می رسد

دشمن افکنهای بی نام و نشان

پوکه ی خونین شده تسبیحشان

کار هرکس نیست این دیوانگی

پیله وا می ماند از پروانگی




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/07/3 | 01:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس


در خواب و خیال هم نرفتیم به جنگ

بی رنج و ملال هم نرفتیم به جنگ

ما نسل سپیدبخت سوم بودیم

از راه شمال هم نرفتیم به جنگ




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/07/3 | 05:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفاع مقدس-دو کوهه


سلام ای قبلۀ دل ها دوکوهه

سلام ای وادی الزهرا دوکوهه

سلام ما به صبح و صبحگاهت

نسیم کربلا دارد پگاهت

سلام ما به سرخیِ غروبت

سلام ما به آه ِ سینه کوبت

سلام ما به گردان های لشگر

سلام ما به سردارانِ بی سر

سلام ما به پیکر هایِ در دشت

چه گردان ها که رفت و دسته برگشت

سلام ما به مستان سحر ها

قنوت و چشم گریانِ سحرها

چه ساعاتی که عاشورا شد اینجا

شهادت نامه ها امضا شد اینجا

سلام ما به لبخند شهیدان

به ذکرِ رویِ سربندِ شهیدان

سلام ما به گُم نامانِ  لشگر

به تسبیحاتِ یا زهرایِ معبر

همان هایی که عمری نذر کردند

اگر رفتند دیگر بر نگردند

سلام ما به خاکی که بهشت است

به رویِ آن به خطِ خون نوشت است

به نقدِ جان بیا بازارِ معشوق

تنِ بی سر بیا دیدارِ معشوق

به هرکس اشک و سوز و آه دادند

هم او را پایِ سفره راه دادند

دوکوهه السلام ای خاکِ غربت

مناجاتِ حسینیه همت

دوکوهه خسته و دلگیر هستم

خجل از یار و سر به زیر هستم

دوکوهه این دلم خیلی گرفته

برایِ دیدنِ لیلی گرفته

دوکوهه شهرِ ما شهرِ خدا نیست

کسی با غربت ما آشنا نیست

دوکوهه زندگی ها زندگی نیست

کسی دیگر به فکر بندگی نیست


ادامه این شعر

موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/07/2 | 05:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهادت


نمی‌ خواهم دگر آسایشم را

بیا بر هم بزن آرامشم را

شهادت! ای هُمای آسمانی!

اجابت کن اجابت خواهشم را




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/07/2 | 05:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفاع مقدس-شهادت


کجا گل های پرپر می فروشند

شهادت را مکرر می فروشند

دلم در حسرت پرواز پوسید

کجا بال کبوتر می فروشند




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/07/2 | 04:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

فتح خرمشهر-حماسه سوم خرداد

 

ای دلیران این زمانه و دهر

ای شهیدان فتح خرمشهر

از خدا بر شما سلام سلام

رحمتش بر شما مدام مدام

نامداران ظاهراً گمنام

جان فدایان مکتب اسلام

بر تن انقلاب چون جانید

لاله های بهشت قرآنید

در ره دین به جان خریده بلا

پیروان شهید کرببلا

عهد جان بسته اید، ای یاران!

 با خمینی و عترت و قرآن

هم چنان نور مهر تابنده

 دین ز خون شماست پاینده

خونتان ضامن سعادت شد

راهتان وادی شهادت شد

ای صفات شما به سیر هدف

صبر و ایثار و بندگی و شرف

از شما درس عشق می گیریم

از جهان بی وجودتان سیریم

عشق از رویتان نمایان بود

شورتان طعنه ها به طوفان بود

ساقه فتنه ها و داس شما

مکتب کربلا کلاس شما

مثل باران همیشه می بارید

با حسین عهد نوکری دارید

در سیاهی وجودتان مهتاب

 نوکران حقیقی ارباب

×××


ادامه این شعر

موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/03/6 | 10:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفاع مقدس-مفقود الاثر-نوروز


سالی گذشت، باز نیامد وَ عید شد

گیسوی مادر از غم بابا سپید شد

امروز هم نیامد و غم خانه را گرفت

امروز هم دو مرتبه باران شدید شد

مادر کنار سفره کمی بغض کرد و گفت:

امسال هم بدون تو سالی جدید شد

ده سال تیر و آذر و اسفند... و خون دل

تا فاو و فکه رفت... ولی نا امید شد

ده سال گریه های مرا دید و بغض کرد

حرفی نزد، نگفت چرا ناپدید شد

ده سال رنگ پنجره های اتاق من

هم رنگ چشم های سیاه سعید شد

بعد از گذشت این همه دلواپسی و رنج

مادر نگفته بود که بابا شهید شد




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/01/1 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفاع مقدس-شهدای گمنام-نوروز


عید است و گریه ی همه پیچیده در هواست

می آیی و بهار تو بر روی شانه هاست

آورده اند زمزمه ات را پرنده ها

مثل همیشه شهر پر از بانگ ربّناست

خاکسترت به سفره ی نوروز می رسد

بوی تو هفت سین تمام محله هاست

صبحت به خیر! زاده ی باران! خوش آمدی

اسم تو...نه! دیار تو، سرچشمه ات کجاست؟

سهم کدام مادر؟ عضو کدام تن

ای استخوان، حساب تو از جسم ها جداست

آیا شبی که از مه رگبار رد شدی

طوفان به احترام تو از جای برنخاست؟

ای بر لب تو مهر دل افروز یا حسین!

خاکستری و روح تو در کربلا رهاست

برگشته ای سبک تر از این بار سخت چیست

بالا اگر نمی روی از دست های ماست!




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/01/1 | 04:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا-راهیان نور


مسافران طلاییه جاده بی خطر است

نیاز راهنما نیست، عشق راهبر است

مسافران طلاییه سعیکم مشکور

در این مسیر شما را شهید همسفر است

مسافران طلاییه  ای بلاجویان

سفر بخیر که اینجا کرانۀ ظفر است

کنید از عملیات بدر و خیبر یاد

که ذکر اهل ادب یادوارۀ هنر است

اگر چه شد سپری بیست سال از آن دوران

ولی هنوز شکوه حماسه در نظر است

سلام باد به ایثار کشتگان وطن

که کارنامۀ آنان همیشه معتبر است

موحدان به حرم بی وضو نمی آیند

همین مکان حرم محرمان مفتخر است

مسافری که سفیر سفارت عشق است

به هر کجا که رسد طنینش پی خبر است

خبرنگار محبت شوید ای یاران

که جبهه سنگر قربانیان نامور است

زلال، خاک طلاییه همچو آب طلاست

نه بلکه ارزش این خاک بیشتر ز زر است

به وعده گاه شهیدانتان خوش آمده اید

که میزبان شما خود امام منتظر است




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/24 | 04:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا-دفاع مقدس


وانهاده‏ست به میدان بدنش را این‏بار

 همره خویش نبرده‏ست تنش را، این‏بار

 تا ز مرز خودی خود گذرد، تجربه كرد

 پا نهادن به سر خویشتنش را این‏بار

 زین سپس خلوت او معبد ابراهیمی‏ست

 كه شكسته‏ست بت ما و منش را این‏بار

 آن قدَر رفته در این مرحله از خویش كه من

 خوانده‏ام فاتحۀ آمدنش را این‏بار

 مثل یك موج در آغوش خطر حس می‏كرد

 لحظۀ آبی دریا شدنش را این بار

 تا از او گَرد تعلّق نشود دامنگیر

 همه دیدند به دریا زدنش را این‏بار

 دل من چشم تو روشن، كه نسیم آورده‏ست

 بویی از رایحۀ پیرهنش را این‏بار

 سینه‏سرخان مهاجر كه روایت كردند

 بال در بالِ مَلَك پر زدنش را این‏بار:

 دیده بودند به تشییع شقایق‏هامان

 بر سر دست ملایك، بدنش را این‏بار

 بی نشانی‌ست نشانی كه ز ما می‏ماند

 می‏سپاریم به خاطر، سخنش را، این‏بار




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/16 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا-دفاع مقدس


گل شد، بر آمد پیکرم، آهسته آهسته

انگار دارم می‌پرم آهسته آهسته

انگشترم، مهرم، پلاکم، چفیه‌ام، عطرم

پیدا شد از دور و برم آهسته آهسته

آهسته آهسته سرم از خاک می‌روید

از خاک می‌روید سرم آهسته آهسته

جز نیمه‌ ای از من نمی‌یابید، روزی سوخت

در شعله نیم دیگرم آهسته آهسته

امروز بعد از سال ها زاییده خواهد شد

ققنوس از خاکسترم آهسته آهسته

خوابیده‌ام بر شانه‌ها و می‌برندم … نه

تابوت را من می‌برم آهسته آهسته

آن پیرزن، این زن به چشمم آشنا هستند

دارم به جا می‌آورم آهسته آهسته

خواندم: پدر خالی است جایش این خبر می‌ریخت

از چشم‌های خواهرم آهسته آهسته

دیگر برای آستین بالا زدن دیر است

این را بگو با مادرم آهسته آهسته




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/11/16 | 05:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا-دفاع مقدس


این عطر خون توست با آبان می آید

از جاده های سرخ کردستان می آید

بعد از شهادت زنده تر خواهی شد ای عشق

عاشق که بی جان می شود، با جان می آید

مجنون جزیره نیست، مجنون سینه ی توست

چون از جماران جنون فرمان می آید

فرمانده می داند که خیبر سوز دارد

وقتی که لشگر می رود، گردان می آید

...

یک شهر می گرید در آغوش مزارت

یکریز در گلزار قم، باران می آید




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/15 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا-دفاع مقدس


ما گرد مداری از خطر می‌گردیم
تا صبح به دنبال سحر می‌گردیم
سوگند به لاله‌ها، که همچون خورشید
زرد آمده‌ایم و سرخ برمی‌گردیم

×××

پیراهنی از ستاره بر تن کردند
دل را به امید کوچ روشن کردند
آن جا که شب از رود خروشان تر بود
محدوده ی صبح را معیّن کردند




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/11/15 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-شهدا


من غریب افتاده ام اندر دیار بی کسان

من یکی جا مانده هستم از تبار بی کسان

ای سفر کرده بیا که کشت ما را هجر تو

پس تو کی پایان دهی بر انتظار بی کسان

گر بیفتم در میان بستر مرگم غریب

می شود حاضر شوی در احتضار بی کسان

در کنار ما نشد منزل نمایی اختیار

می شود آیا بیایی بر مزار بی کسان

بعد پیر میکده رنگ خزان بر دل زدند

سوی ما برگرد ای زیبا بهار بی کسان

خوبرویان جمله در هجران تو رفتند و ما

مانده ایم اندر رهت ای گلعذار بی کسان

بی قراری تو بهر ما بود ظاهر ولی

ما به فکرت نیستیم ای بیقرار بی کسان

کاش از شرم و حیای تو نصیب من شود

تا به سوی تو شوم من هم قطار بی کسان




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/11/6 | 06:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس


چشم‌های ما بسته چشم‌های تو وا شد

بین خواب و بیداری آفتاب پیدا شد

ناگهان کبوترها آسمان پر از پرها

در به روی ما بسته در به روی تو وا شد

از کویر تا کارون از شلمچه تا مجنون

ناگهان همه صحرا هر چه بود لیلا شد

شام بی‌قراری رفت صبح آرزو آمد

پایِ تخت جانبازی پای‌تخت دل‌ها شد

از غروب تاسوعا آمدی به عاشورا

آن شب پر از حسرت از دم تو فردا شد

لحظه‌ی ملاقاتت نغمه مناجاتت

زخمه‌ی جراحاتت لااله الا شد

ای شکفته در هر آه با ترنم دل‌خواه

لااله الا هو لااله الا الله

***

از حنجره‌ات نوای خون می‌شنوم

در هر دم و بازدم جنون می‌شنوم

تا رفت نفس نوای انا الله

چون آمد الیه راجعون می شنوم




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/07/8 | 06:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس


امشب که عطر خیالت پیچیده در خانه دل

من با خیال تو مستم در کنج میخانه دل

می خواهم امشب به یادت شعری معطر بگویم

خونین چو برگ شقایق، رنگین چو افسانه دل

در سینه داغ تو دارم چون لاله خونین تبارم

گل کرده در حنجر من بعض غریبانه دل

می خواهم امشب ز داغت یک شعله آتش برقصم

آتش برقصم ز داغت با بال پروانه دل

گفتی چو الله اکبر شد باغ آیینه سنگر

بنگر دست خدا را ای خوب در شانه دل

خاندی غزل حکمتی با لحن صمیمانه دل

دل بردی از ما به یغما ای پیر فرزانه دل




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/07/8 | 06:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس


ب، الف، ب، الف! بخوان: بابا

 چفیه و مُهر و استخوان: بابا!

بعد از این انتظار طولانی

 خواهد آمد به شهرمان بابا

می نویسم زمین که قابل نیست

 کی می آیی از آسمان، بابا!؟

آمدم من به پیشواز شما

 دست خود را بده تکان بابا

تا ببینم در ازدحام حضور

 تو کدامی در این میان بابا؟

تو که یک عمر در سفر بودی

 بیشتر پیش مان بمان، بابا!

باز من بی توام، تو؟ آن بالا

 با موضوع امتحان: بابا!




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/07/7 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای جانبازان موجی


سوت خمپاره در سرت پیچید بالشت آسمانی از پر شد...

خواب دیدی که باغی از گل سرخ در تو پرپر شد و کبوتر شد

سوت خمپاره در سرت پیچید خواب دیدی که مثل سیبی سرخ

سرت افتاد روی دامن خاک نفس  بادها معطر شد

شیشه عطر و چفیه‌ای خونین گوشه‌ای مُهر و گوشه‌ای پوتین

سوت خمپاره در سرت پیچید... سوت خمپاره در سرت پیچید...

سوت خمپاره در سرت پیچید... سوت خمپاره‌ها مکرر شد...

تشنه از خواب می‌پری بی سیم زیر گوش‌ات به گریه می‌گوید

"اکبر این سوی خاکریز افتاد، اصغر آن سوی آب پرپر شد"

قرص‌های تو بی‌اثر بودند اتوبوس بهشت در کوچه است

کاسه‌ای آب ریخت پشت سرت گوشه‌ی چشم پیرزن‌تر شد




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/07/7 | 04:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس

برای شهید مهدی باکری


همچنان بعد سال ها... دهه ها می رود پیکرت به اقیانوس

با تو این رود غرق در رویا بی تو این خاک دفن در کابوس

از تو عکسی تمام رخ مانده روی دیوار های "شط رنجی"

مات لبخند زنده ات شده اند خیل شطرنج بازهای عبوس

ماهرویان پلنگمان کردند، برج سازان کلنگمان کردند

بعد تو رنگ رنگمان کردند عده ای تاجر پر طاووس

این یکی رهن بانک های رباست آن یکی هم "به رهن میکده هاست"

حال و روز برابری دارد چفیه ی ما و خرقه ی سالوس

  




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/07/7 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهید مفقودالاثر


برادر! بی تو داغم تازه تر شد

تو رفتی، سوز اشکم بیشتر شد

به دنبال سرت سنگر به سنگر

دل من نیز مفقودالاثر شد




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/07/7 | 04:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس


شهیدان را به نوری ناب شوییم

درون چشمۀ مهتاب شوییم

شهیدان همچو آب چشمه پاکند

شگفتا آب را با آب شوییم؟

×××

مبادا خویشتن را واگذاریم

 امام خویش را تنها گذاریم

 ز خون هر شهیدی لاله ای رست

 مبادا روی لاله پا گذاریم

×××

نوشیدن نورِ ناب، کاری است شگفت

 این پرسش را جواب، کاری است شگفت

 تو گونه ی یک شهید را بوسیدی؟

 بوسیدن آفتاب کاری است شگفت




موضوع: شهدا و دفاع مقدس،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/07/7 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 11 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.