حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

مقدم خادمین حرم مطهر رضوی را به سراسر میهن اسلامی در دهه کرامت گرامی میداریم.


ای مُحبّانِ ولی نعمتِ عشق

خادمان حرم حضرت عشق

سینه چاکان امام هشتم

دلتان پُر،  زغم غربت عشق

 

ای که بر شاه شهان پابوسید

با غریب الغربا مانوسید

دگران اهل کویرند و، شما

چوگهر در دل اقیانوسید

 

سروران تاج فضیلت دارید

که به تن جامهٔ خدمت دارید

حق بود راضی از افعال شما

کز رضا لوح رضایت دارید

 

(مرحبا جلوه و جاه آمده است

موکب عشق، ز راه آمده است

ارمغان از حرم پُر نورش

پرچم گنبد شاه آمده است) 



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، ولادت امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1396/05/12

امام رضا(ع)-ولادت


غافل نشو شاید نظری شد امشب

شاید که مبارک سحری شد امشب

شاید که به خاطر امام هشتم...

از یوسف زهرا خبری شد امشب



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ماه را در شب هجران برسانید فقط

مژده ای در دل طوفان برسانید فقط

به کویری که ندیده است به خود برگ و بری

خبر از بارش باران برسانید فقط

من همان گمشده ام ،راه بلدها من را

به در خانه جانان برسانید فقط

همه درهای جهان را به روی ما بستند

دست ما را به خراسان برسانید فقط

گر حرم قسمت ما نیست سلام ما را

به عزیز دل ایران برسانید فقط

شب عید است و خراسان چه قیامت شده است

مرغ دل باز هوایی زیارت شده است

چاره آخر ما پنجره فولاد رضا

می کند معجزه ها پنجره فولاد رضا

گفت تا زائر دلسوخته ای : جان جواد

همه را داد شفا پنجره فولاد رضا

ملجا خوب و بد مردم ایران اینجاست

دردها کرده دوا پنجره فولاد رضا

آی شش گوشه ندیده نشو مایوس بیا

می دهد کرببلا پنجره فولاد رضا

به تلافی مسلمان شدن سلمان بود

که به ما داد خدا ،پنجره فولاد رضا

پشت این پنجره ها معجزه ناممکن نیست

شک ندارم که تمام گره ها واشدنی است

کرده وابسته مرا حال و هوای حرمت

خیر دیدم به خدا از همه جای حرمت

روز و شب اهل یقین دور سرت میگردند

همه صاحب نفسانند گدای حرمت

بهترین ثانیه ها با تو رقم خواهد خورد

بهترین خاطره ها خاطره های حرمت

حال آدم وسط صحن تو جا می آید

به خدا مست کننده است هوای حرمت

بطلب باز من بی سر و پا را سلطان

شده بدجور دلم تنگ برای حرمت

حرمت تکیه گه من شده از کل وجود

به ضریحت برسان دست مرا زود به زود

شکر لله شدم نوکر خانه زادت

گشته آرام همیشه دل من با یادت

تو پناه منی و نسل من و اجدادم

من گرفتار تو و نسل تو و اجدادت

به تو هر روز سلامی ندهم میمیرم

من اگر خوب اگر بد به تو کردم عادت

در میان همه دلباختگانت مشهور

به شب معجزه ها گشته شب میلادت

مسجد و میکده دادند به هم دست به دست

در دل صحن پر آوازه ی گوهرشادت

جمع شد در حرم تو همه زیبایی ها

هیچ جا بین جهان نیست شبیه اینجا

زائر تو به جهان رغبتش از یادش رفت

زندگی و همه ی لذتش از یادش رفت

هر که آرامش اطراف ضریحت را دید

به خدا آرزوی جنتش از یادش رفت

سائلی آمده بود از تو بگیرد حاجت

تا سلامی به تو داد حاجتش از یادش رفت

در ِ این خانه نداری است که قیمت دارد

بُرد کرد آنکه همه ثروتش از یادش رفت

هر که شد چشم به راه تو شب اول قبر

به خدا زیر لحد وحشتش از یادش رفت

 خیره شده چشم همه ، نعمت ازین بهتر چیست

ترسی از مرگ میان دل زوارت نیست

غم فراوان شده و میکده لازم شده ایم

حضرت عشق ببخشید مزاحم شده ایم

ما به تو رو نزده حاجت ما را دادی

سر این سفره فراوان مُتنعّم شده ایم

زندگانی به خدا طعم دگر گیرد اگر

بنویسند به دربار تو خادم شده ایم

همگی در طلب رزق محرم امشب

جلوی پنجره فولاد تو مُحرِم شده ایم

اربعین پیش حسین ضامن ما باش آقا

غم فراوان شده و میکده لازم شده ایم

اربعین خانه دل ها همه نا آرام است

اربعین هر که زیارت نرود ناکام است



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


باز هم از گوشه ی ایوان نگاهی کن به من

میشوم در مرقدت مهمان نگاهی کن به من

گریه کردم باغمت حالا که می آید کمی

در کویر صورتم باران،نگاهی کن به من

آفتابی که طلوع صبح گاهت  دیدنی ست

از شمال شرقی ایران نگاهی کن به من

گرچه سخت است این قسم،دستم به جایی بند نیست

آه جان مادر پنهان نگاهی کن به من

تا نگاهم میکنی مادر تبسم میکند

این دل بیچاره ی من دست وپا گم میکند

موقع پابوس صحن یار فوق العاده بود

گریه های لحظه ی دیدار فوق العاده بود

بین صحن آینه قلبم هزاران تکه شد

بی نهایت ایده ی معمار فوق العاده بود

بین سجده عکس من در سنگ مرمر نقش بست

صورتم در چادر گلدار فوق العاده بود

گم شدم در موج،دستم خورد بر کنج ضریح

بی نهایت حرکت زوار فوق العاده بود

من دلم کنج حرم خوابید،دنبالش نگرد

محو شد در تابش خورشید،دنبالش نگرد...

آسمان چرخیده والله قسم دور سرت

پر زده صدها کبوتر دم به دم دور سرت

من یقین دارم که با دست خودش عمامه را

صبح میپیچد فقط صاحب علم دور سرت

شعر من مال خودم چرخانده حتما جبرئیل

 شعرهایی مثل شعر محتشم دور سرت

روز وشب با شوق میگردند اطراف حرم

عده ای دور وبرت،قوم عجم دور سرت...

جاده ی شعر پر احساس من از مشهد گذشت

باز هم لطف امام هشتمم از حد گذشت

باقدوم تو زمین و آسمان  روشن شده

.چشم غمگین تمام شیعیان روشن شده

عاشق این لحظه ای هستم که میبینم همه

ریسه ها،فواره ها وقت اذان روشن شده...

از سر ذوق است که در کوه چشمم اینچنین

در شب میلاد تو آتشفشان روشن شده

نور دارد آنقدر چشمان تو که بی گمان

از نگاه تو چراغ جمکران روشن شده

تا بیاید. ..با تمام عشق منت میکشم

گر چه از روی تو و مهدی خجالت میکشم..



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


درد و درمان ما امام رضاست

راحت جان ما امام رضاست

ما غلامان حضرتش هستیم

شاه و سلطان ما امام رضاست

گرچه سلمان او نشد باشیم

عشق و ایمان ما امام رضاست

جان نوکر چه قابلی دارد

جان و جانان ما امام رضاست

آیه آیه کلام او نور است

تلو قرآن ما امام رضاست

جان ایران ماست معصومه

قلب ایران ما امام رضاست

قول داده به داد ما برسد

مرگ آسان ما امام رضاست

کاش آن لحظه ها رضا برسد

وقت مردن به داد ما برسد

بندگی بی بلا نمی چسبد

عاشقی بی خدا نمی چسبد

نیمه شب بی دعا و ذکر و نماز

نیمه شب بی بکا نمی چسبد

به همان مهربانی اش، به خدا

زندگی بی رضا نمی چسبد

این شلوغی خودش صفا دارد

حرمش بی گدا نمی چسبد

یاد داده خودش به ابن شبیب

گریه بی کربلا نمی چسبد

روزی ام کن بلا کشیدن را

با رضا تا خدا رسیدن را

تو کریمِ کریم ها هستی

شاه ما از قدیم ها هستی

نه به فکر کبوتران تنها

یاد این یا کریم ها هستی

تو امام الرئوف دنیایی

تو امام رحیم ها هستی

راه دادی به راه گم کرده

تو به فکر رجیم ها هستی

ما یتیمان آل طاهائیم

تو که یار یتیم ها هستی

دست ما را بگیر آقا جان

تو کریمِ کریم ها هستی

ما نداریم غیر این درگاه

بارها داده ای تو بر ما راه

در جوار شما چه غم داریم

دین و دنیا کنار هم داریم

ما کنار تو دلخوشیم آقا

با تو ای مهربان چه کم داریم؟

لذتی از بهشت بالاتر

حس و حالی که در حرم داریم

سر این سفره میهمان توایم

بابی از برکت و کرم داریم

سمت باب الجواد می آییم

قدی از احترام خم داریم

پدر و مادرم فدای شما

ای امامم، سرم فدای شما

می رسد دائما عطا از تو

ابتلا از من و دوا از تو

شب میلاد در حرم دیدیم

دم به دم می رسد شفا از تو

یک سلام از حریم قم با من

سفر مشهد الرضا از تو

هر چه برکت رسیده بر دل ما

یا که از قم رسیده یا از تو

و دو رکعت نماز بالا سر

از من و، رحمت و رضا از تو

ای کرامت نمی ز بارانت

می رسد رزق کربلا از تو

کاش درد مرا دوا بدهی

عیدی ام را تو کربلا بدهی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ابتدای حرم امام رضا

انتهای حرم امام رضا

بین صحن و رواق و توی حیاط

همه جای حرم امام رضا

کیست آن که دل از همه برده؟

دلربای حرم امام رضا

چقدر بنده رو زده اینجا

به خدای حرم، امام رضا

تو مقامت کریمی است آقا

من گدای حرم، امام رضا

ای حرم دارِ باصفا سلطان

السّلامُ علیک یا سلطان

ای بزرگ، ای امام آقاجان

شاه عالی مقام آقاجان

فقر من شرط نوکریست، بنام

این گدا را غلام آقاجان

این کبوتر به غیر دام شما

نمی افتد به دام آقاجان

زائرم، دلشکسته ام، زارم

نوکر تو، گدام آقاجان

به سلامٌ علیک من تو بگو

و علیک السّلام آقاجان

ای شه ملک طوس، ادرکنی

یا انیس النُّفوس، ادرکنی

آمدی تو دلم قرار گرفت

محضر شاه عشق بار گرفت

یا امام الرّئوف از کرمت

بنده ی مفلس اعتبار گرفت

زلف نوکر به پنجره فولاد

وصل شد، تا ابد جوار گرفت

مادرت جارویی به دستم داد

در رواقت برام کار گرفت

نوکری توی صحن گوهرشاد

گفت منبر عجب غبار گرفت!

شب تاریک، نور نزدیک است

به گمانم ظهور نزدیک است

شب وصل است و باد می آید

دل غزلخوان و شاد می آید

صوت نقّاره ی شما باز از

سمت باب الجواد می آید

یعنی از آل حضرت زهرا

باز باب المراد می آید

شاعران مدح او نمی گویید

صله دارد زیاد می آید

دعبلت نیستم ولی آقا

شاعری بی سواد می آید

تا بگوید همه کس و کارم

من فقیرم، فقط تو را دارم

آنقدر شأن مدحتان بالاست

که قلم عاجزست، نازیباست

چون منی مدح حضرتت گویم

کار، کار امام صادق هاست:

مصلح امت، عالم و عادل

منجی دادرس به روز جزاست

دور او ایمنند نوع بشر

او امان و پناه خلق خداست

سخنش حکمت و سکوتش علم

این فقط گوشه ای ز مدح رضاست

مایه ی فخر و عزّتست رضا

موجب خیر و برکتست رضا

تا که ما مشهدالرّضا داریم

نجف و شهر کربلا داریم

با خراسان حضرتت ارباب

کاظمینیّ و سامرا داریم

در قم اصلاً کنار خواهر تو

نزد زهرا همیشه جا داریم

لطف موسی بن جعفر است که ما

این همه یار دلربا داریم

همه دار و ندارمان مولاست

هستی ما تصدق زهراست

ماه ذیقعده ماه پرور شد

شب تاریک با شما سر شد

کوچه های مدینه بار دگر

از گلی فاطمی معطّر شد

همه گفتند حضرت موسا

شده بابا و نجمه مادر شد

با حضورت مدینه آن ایّام

به گمانم پر از کبوتر شد

بعد میلاد روی دست پدر

لب تو از فرات تا تر شد

گفتی ای جد تشنه کام حسین

به لب تشنه ات سلام حسین



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-ولادت-بحر طویل


کسی می آید از بالا، کسی می آید از برتر
کسی می آید از فردوس و از عرش کرم پرور
کسی می آید از لوح و قلم، از کرسی و منبر
کسی که جنسش از جنس سبو و ساقی و ساغر
چه مولایی/ چه آقایی/ چه کرّی و چه فرّی/ وه، چه اعجاز دلارآرایی/ چه نور
عرش پیمایی/ ز بطن نجمه زهره زاده ای، فزرند زهرایی/ و از موسی بن جعفر
می رسد روی زمین عیسا مسیحایی!

ببین شد باز مروارید در جوف صدف لبریز
ببین کروبیان در بارگاهش صف به صف لبریز
دوباره سینه ها از شادی و شوق و شعف لبریز
دل احمد پر از شور و دل شاه نجف لبریز
سخا آمد/ عطا آمد/ دعا آمد/ دوا آمد/ خدای خوبی و رأفت، به درد دل شفا
آمد/ تمام انبیا او شد، در این دولتسرا آمد/ الا یا اهل عالم؛ شه؛ علی
موسی الرضا آمد!

کسی آمد که از عالم ربوده عقل و هوش و دل
به سمت گنبد عرشی او روح هنر سائل
به وصفش شاعران و واژه هاشان مانده اندر گل
امام صادقش مداح و شد روح الامین دعبل
رضا قرآن/ رضا فرقان/ رضا سلطان/ رضا رضوان/ رضا بر پیکر دین جان/ رضا
رحمت/ رضا رحمان/ رضا شرط ورود بنده در توحید و در ایمان!

شبی دیدم شدم مرغی و بر بامش کبوتروار
به دستم جارویی دادند و من آن لحظه نوکروار
غبار غم زدودم از همه خروارها، خروار
برای زائرش، آقا دعا می کرد مادروار
یکی شاه و همه نوکر/ یکی حیدر، همه قنبر/ یکی با دیدگان تر شفا می خواست
از او با دلی مضطر/یکی می گفت ای آقا و ای سرور/ مزار مادرت زهرا کجا
مخفی شده آخر؟!

سلام من به آن زائر که شد یکباره مهمانش
به آن مرد مسیحی که نمود آقا مسلمانش
به جبرییلی که بوده خادم درگاه و دربانش
به آن اهو که مولا خود ضمانت کرده از جانش
رضا درد است و درمانم/ رضا آغاز و پایانم/ به آقایی او مومن، به دست او
مسلمانم/ رضا گلدسته های مرقدش سیمای رضوانم/ رضا جانم/ رضا جانم/ رضا
طوبای ایرانم!

سه ساله دختری گم شد کنار صحن گوهرشاد
همینکه مادرش، با چشم گریان در پی اش افتاد
یکی فریاد زد: مادر!! -کنار پنجره فولاد-
بیا، این نازدانه دخترت، آقا شفایش داد
دخیل ای شاه خوبی ها/ دخیل ای بضعه ی زهرا/ به استشفای آلامم/ بزن نوکر/
بزن نقاره ی دل را/ ز راه دور دارم محضرت شاه خراسانم/سلام آقا/ سلام
آقا/ شب میلاد تست اما/  بخوان روضه/ بگو یابن الشبیب و روضه ی جد غریبت
را نما برپا!



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


بهار آمد و بر روی گل تبسم كرد

شكوه وا شدن غنچه را تجسم كرد

بهار دید كه شمشادها جوانه زدند

شكوفه‌های جوان را نثار مردم كرد

ز سمت مشرق دل‌ها شنید بوی بهشت

بهار مست شد و راه باغ را گم كرد

پس از طواف حرم یا محول الأحوال

بهار با نفس عاشقان تفاهم كرد

بهار نیت معراج داشت وقت نماز

به خاك مقدم زوار او تیمم كرد

در آستان رضا «إنّما یرید الله»

كریمه‌ای است كه روح‌الأمین ترنم كرد

زلال اشك اگر گل كند به لاله قسم

كه با امام رضا می‌شود تكلم كرد

سخن به رسم گل‌افشانی بهار بگو

اگر شكست دلت در حریم یار بگو:

دوباره آمده‌ام تا دوباره در بزنم

كبوترانه در این آستانه پر بزنم

به ناامیدی از این در نمی‌روم هرگز

اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی‌شناس كند

كه حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

خدای را كمی ای زائران درنگ كنید

كه خاك پای شما را به چشم تر بزنم

من آشنای همین درگهم، خدا نكند

كه رو به غیر بیارم در دگر بزنم

اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم، باز

خوشم كه گاه‌گداری به باغ سر بزنم

صفای تربیت باغبان حرامم باد

كه در مجاورت گل دم از سفر بزنم

من از حضور تو ای ماه هاشمی خجلم

مگر به اشك شود ترجمان حرف دلم

به یك نگاه تو تطهیر می‌شود دل من

به یك كرشمه نمک‌گیر می‌شود دل من

مرا بس است طواف ضریح تو هرگاه

شكسته‌بستهٔ تقصیر می‌شود دل من

قسم به صبح جمالت كه پشت پنجره‌ات

دخیل نالهٔ شبگیر می‌شود دل من

سرشک حاجت هر كس كه می‌چكد بر خاک

كنار پنجره تصویر می‌شود دل من

به چشم آینه‌های حرم كه می‌نگرم

هزار مرتبه تكثیر می‌شود دل من

به شوق آن كه به پابوس زائرت برسد

به جای اشک سرازیر می‌شود دل من

خدا نكرده اگر از تو رو بگردانم

اسیر بازی تقدیر می‌شود دل من

چگونه قصد زیارت كنم برای وداع

مگر ز دیدن تو سیر می‌شود دل من

خدا مرا به فراق تو مبتلا نكند

من و جدایی از این آستان خدا نكند



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1396/05/11

دهه کرامت


این جا که پُر از فروغ باور شده است

گنجینه ی نور حق مصّور شده است

از شعشعه ی مشهد و قم دانستم

ایران ز دو خورشید منّور شده است

***

هرکس به صراط مستقیم آمده است

برباغ بهشت این حریم آمده است

مانند تمام روزها یابن کریم

ایام کرامت کریم آمده است



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای که دل را تو جان و جانانی

درد ما را همیشه درمانی

حاجتم را نگفته میدانی

هرگز از درگهت نمیرانی 

ای به عالم پناه یا سلطان

یک نظر کن نگاه یا سلطان

فصل عشق است دیده بارانیست

باز دل های ما خراسانیست

شب شب ماه و نقره افشانیست

میزبان - فصل خوب مهمانیست

میزبانا مرا مبر از یاد

میهمان کن مرا تو جان جواد

آمدی آسمان چراغان شد

رحمت کبریا فراوان شد

چشم موسی ستاره باران شد

جلوه ات جلوه های رحمان شد

ای سراپای تو کمال علی

آمدی شد عیان جمال علی

با تو حتما که تا خدا بروم

بی تو حتما به ناکجا بروم

جز به درگاه تو کجا بروم

در کجا در پی دوا برم

ای مداوای درد بی درمان

پای ما را به مشهدت برسان

بی نگاه تو چشم دل کور است

دل به لطف تو ماه پرنور است

گر چه راه زیارتت دور است

با سلامی زیارتم جور است

السلام ای رئوف بی همتا

ای رضای قبیله ی زهرا

ای پناه فقیر و بیچاره

ای امان هرآنچه آواره

این بود های و هوی نقاره

دل به جز تو رضا که را داره

جان به قربان خواهرت آقا

رد مکن جان مادرت آقا

کن عنایت که با خدا باشم

سائل آل مصطفا باشم

زائر کوی مرتضی باشم

یک شب جمعه کربلا باشم

مست مولای عالمینم کن

اربعین زائر حسینم کن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم

اشک بودیم که دامانِ نجف را دیدیم

در نجف منقبتِ شاهِ خراسان گفتیم

مشهدت آمده سلطانِ نجف را دیدیم

بی سبب نیست در ایوانِ طلا می چرخیم

ما در ایوانِ تو ایوانِ نجف را دیدیم

چقدر ذکرِ علی در حرمت می چسبد

ما در این خاک ، خراسانِ نجف را دیدیم

هرچه دادند به ما لطفِ علی بود علی

بر سرِ سفرۀ تو خوان نجف را دیدیم

ما رسیدیم که بر مرمرتان رو بکشیم

یک علی گو که پس از نامِ شما هو بکشیم

با خودش جامِ تو مستانه شدن هم دارد

بردنِ نام تو دیوانه شدن هم دارد

دلِ ما کاش شود کاسه ی سقاخانه

سنگ ظرفیتِ پیمانه شدن هم دارد

هر کبوتر که نشسته است دگر باز نَگشت

صحنِ تو خاصیتِ خانه شدن هم دارد

جایِ آئینه و کاشی به خودت غرقم کن

لطفِ تو از همه بیگانه شدن هم دارد

زائرانِ تو همه عینِ زیارت نامه اند

کششِ نورِ تو پروانه شدن هم دارد

وقتِ نقاره شده از تو خبر می گویند

ها علیٌ بشرٌ کَیفَ بشر می گویند

یک کلاغ آمده اینجا که کبوتر بشود

عمرِ ما کاش فقط پیشِ رضا سر بشود

بگذارید همین دفعه طوافش بکنم

طاقتم نیست که هنگامه ی محشر بشود

دامنش پُر شد و با دستِ پُر از اینجا رفت

پیش از آن لحظه که چشمانِ گدا تر بشود

به لبم نام جواد است و کَرَم می بارد

وای اگر وقتِ دعا نوبتِ مادر بشود

آمدن های مرا ضربدر سه بکنید

چه شود دیدنِ تو چند برابر بشود

مرگ می چسبد اگر در نظرم می آیی

جای هر بار سه دفعه به سرم می آیی

بارم اُفتاد زمین تا که شوم بارِ شما

بیشتر ساخت مرا عشق گرفتارِ شما

می برد تا ابد از یاد پریدن ها را

هر کبوتر که نشیند لبِ دیوارِ شما

بوسه با پنجره فولاد به شش گوشه زدم

بوسه ای در عوضِ آنهمه زوارِ شما

کربلا هم چقدر حسرت خادم هایی

که بیایند هر از گاه به دیدارِ شما

چاره ی اینهمه بیچاره فقط چار علیست

چارده تَن همه دیدیم در این چارِ شما

شام میلاد تو هر چند زِ مشهد دورم

چشم بر راهم و سلمانیِ نیشابورم

باز در نیمه ی شب چشمِ کسی بینا شد

کودکِ گم شده در خوابِ خوشش پیدا شد

مادری آرزویش بچه یِ زیبایی بود

گفت جبریل به گوشش گره هایت وا شد

دستِ لرزانِ زنی پیر کمی بالا رفت

از شهیدش خبر آمد چقدر غوغا شد

باز در پیشِ ضریح تو مریضی اُفتاد

زیرِ لب گفت رضا گفت رضا تا پا شد

خادمی آینه کاریِ حرم را تا دید

گفت با بغض حسن گریه کُنَش زهرا شد

لطفِ آقاست اگر مستِ امام حسنیم

"ما حسینی شده ی دستِ امام حسنیم"

من اویسم نَفَست از قَرَن آورد مرا

تا تراشیده شوم تا یَمن آورد مرا

مادرم بارِ نخستی که مرا با خود داشت

تا ضریحت برسم سینه زن آورد مرا

حاجت کرببلا داشت،به ما بخشیدی

به هوایِ حرمِ بی کفن آورد مرا

چقدر اُنس گرفتیم به درهایِ حرم

همه گفتیم که آقای من آورد مرا

در گوهرشاد دلم رفت به بین الحرمین

باد تا بویی از آن پیرهن آورد مرا

وای از پیرهنش ، پیرهنش را بُردند

حیف انگشتر و سنگِ یمنش را بُردند



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


السلام ای آنکه دلها زیر پایت ریخته

حق، جنان را زیر پاهای گدایت ریخته

مدح تو ارباب رویائی خوراک شعرهاست

بس که مضمون در کف صحن و سرایت ریخته

با هنرمندی حریمت نورپردازی شده

ریسه ها بر شانۀ گلدسته هایت ریخته

در رواق و صحن ها و بست هایت یک به یک

بوی تو در سینه ها عطر ولایت ریخته

این نخ سبز تبرک را که بر مچ بسته ام

سیدی حس می کنم که از عبایت ریخته

با غذای حضرتی آخر نمک گیرت شدم

حضرت زهرا نمک را در غذایت ریخته

گرچه صدها بار ایوان طلا را دیده ام

باز دل با دیدن ایوان طلایت ریخته

عاشقانت را یقین دارم که می بخشند حشر

طرح این بخشودگی ها را خدایت ریخته

آمدی آرامش قلب عطوف اهل بیت

مهربانتر از همه هستی رئوف اهل بیت

زائران را در نظر جنت تجسم می شود

خسته از راه آمده غرق تبسم می شود

زائری که روزها لحظه شماری کرده است

زود با آقای خود گرم تکلم می شود

بی گمان این روزها آقا دعاگوی همه

زائران خواهرش معصومه در قم می شود

وقت پرواز کبوترها به بالای سرم

آسمان شهر پشت بالشان گم می شود

این کبوترها روی بازار هم دارند اثر

گرم بیرون از حرم بازار گندم می شود

می زند در صحن قدسش جمعیت موج و عجیب

دل به صحن کوثرش غرق تلاطم می شود

رفتن پای ضریحش نیست اینجا نوبتی

ذکر زهرا باعث حق تقدم می شود

آنچه ایرانی جماعت را بهشتی می کند

عشق معصوم دهم ، خورشید هشتم می شود

هر چه دارم می دهم تا که بیایم پای بوس

چشم ما و بارگاه حضرت شمس الشموس

باز هم جا هست حاجت گر بیاری بیشتر

کاش سهم ما شود گرد و غباری بیشتر

دوستداران و محبانش در این صحن و سرا

بیشتر هستند هر چه می شماری بیشتر

صحنه های ناب، اینجا ناتمام است و بدیع

هر چه می گیریم عکس یادگاری بیشتر

بشنو آواز کبوترهای آقا را درست

صوتشان زیباست حتی از قناری بیشتر

در خیالم بین جارو کردن و تحویل کفش

هر دو دلچسب است اما کفشداری بیشتر

نذر کردم سکه ای انداختم در این ضریح

سکه هم کافیست آری گر نداری بیشتر

واقعا زیباست از دنیا بپرس از این حرم

هیچ کس دارد سراغ آئینه کاری بیشتر؟

امتحان کردم که پشت پنجره فولاد او

اشک آدم می شود از دیده جاری بیشتر

این سفرها شد برای ما تمامش خاطره

باز شد از کار ما با لطف او صدها گره

با نوای ذاکران و صوت و لحن قاریان

جا گرفته ذکر تو در سینۀ ایرانیان

در شب میلاد تو ای صاحب ایران زمین

خاکیان هم جشن می گیرند با افلاکیان

هر که مهرت را خریده شک ندارم برده سود

هرکه از تو دور مانده بی گمان کرده زیان

گفته ای دیدار زائر می روی بیهوده نیست

در زیارت آمدن دعواست بین قدسیان

جای جای این حرم سر دارد از جنت ولی

نقطۀ عطفی است ایوان طلا در آن میان

دوست دارم بشنوم هر روز ذکر خاصه ات

با صدای روحبخش زنده یاد انصاریان

من فقیرم تو هم آن حج فقیرانی لذا

هم شدم از مشهدی ها هم شدم از حاجیان

ضامن آهو رضا و ضامن ما هم رضاست

روز محشر خوش به حال جملۀ زهرائیان

هر که آمد پر شد از عطر ولایت شامه اش

خوانده ام من لذتی دارد زیارت نامه اش

با علی موسی الرضا ایران گلستان می شود

حافظ ایران ما شاه خراسان می شود

نام زهرا مادرش با نام فرزندش جواد

هر کحا برده شود صد مشکل آسان می شود

آفتاب صبح می تابد به ایوان طلا

مثل گنبد جلوهء ایوان دو چندان می شود

گاهگاهی آفتاب اینجا طوافی می کند

گاه پشت گنبدش از شرم پنهان می شود

می زنم هر جا قدم این سوی و آن سوی حرم

ناخودآگاه آخرش ختمِ به ایوان می شود

گر کسی غیر مسلمان یک سفر آید به طوس

با نگاه ویژهء سلطان مسلمان می شود

این تمام باور و این اعتقاد شیعه است

با نگاه خاصه اش برکت فراوان می شود

فخر دارد آب سقا خانه اش بر سلسبیل

مست سقا خانه اش لبهای باران می شود

مستی این آب را در خود شرابش هم ندید

این رواق و صحن را جنت به خوابش هم ندید

گر بخواهد با اشاره خاک را دُر می کند

عشق او هر لحظه در قلبم تبلور می کند

او رئوف اهل بیت است و چنان جدش حسین

با نگاهی عالمی را در دمی حر می کند

قسمتم مشهد نگردد گر که سالی چند بار

قلب من در سینه احساس تأثر می کند

هیچ صاحب خانه ای  چون صاحب این خانه نیست

گر گدا کاهل بود خود کاسه را پر می کند

فخر کردن هم خدایی فخر کردنهای ماست

هر که اربابش رضا باشد تفاخر می کند

مادری دیدم که طفلش را رضا داده شفا

پای ایوان دارد از آقا تشکر می کند

مشتری دارد حریمش از جنان هم بیشتر

نان جنت را حریم طوس آجر می کند

هوش از سر می برد از بس که جنات الرضا

جنت الاعلی هم احساس تحیر می کند

مدح ما حتی نمی از آب اقیانوس نیست

هیچ جائی در جهان کرببلا و طوس نیست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تشکر ز خالق نهایت ندارد

که حمد خداوند غایت ندارد

بزرگی و الطاف و احسان سبحان

به رحمت و نعمت نهایت ندارد

اگر چه کسی هست در ناز و نعمت

چه دارد اگر او ولایت ندارد

ز توحید ، کس بی ولایت نگوید

دل بی ولایت هدایت ندارد

بدون رضا ره به توحید هرگز

که اصلا خدایش رضایت ندارد

خدا را ز روی رضا میتوان دید

که گفته ؛ کلامم روایت ندارد

حدیثی که با سلسله نقل گردد

به ردش کسی هیچ آیت ندارد

ز شرط و شروطی که فرمود آقا

عیان شد بما جز عنایت ندارد

ز سمت شلمچه رسیده است مهمان

چه حصن حصینی شده خاک ایران

نشابور بود و خدای مجسم

نقاب از رخ خویش برداشت یکدم

قلمها ز دستان حضار افتاد

خدا هست این یا نبی مکرم؟

تحیر ز چشمان پر اشک میریخت

و انگشت حیرت به دندان عالم

مه روی یوسف کجا و جمالش

که خورشید تابید از شرق عالم

عنان دار ناقه به فریاد میگفت :

که  "من مثلی"  ای خیل اولاد آدم

به آرامی از بین مردم جدا شد

و دریافت آن پیرزن را امامم

مگو سنگ سلمانی آنجا طلا شد

خوشا احتضار و وصالی فراهم

و ایران سراسر شده فرش راهش

ز هر شهر گل بود با خیر مقدم

قدمگاه او شد دژی در خراسان

که هرگز نباشد ز دشمن هراسان

قدومی که آورد نور خدا را

بقا را  عطا را  صفا را وفا را

به یاران ایرانی خود رسانده

سلام علی و رسول خدا را

اگر چه بظاهر به تبعید آمد

بنا کرد اما مسیر ولا را

به یکدم ولیعهد موسی بن جعفر

نکرده ولیعهدی اشقیا را

شناسانده شد عالم آل احمد

عیان کرد مظلومی مرتضی را

احادیث جعلی همه بر ملا شد

علم کرد فرمایش مصطفی را

به اعجاز و علم و جهاد و شهادت

نشان داد اوصاف خیرالنسا را

پی یاری اش خواهرش خواهد آورد

ز شهر مدینه به قم کربلا را

مرامش خدایی مقامش خدایی

قیامش خدایی پیامش خدایی

خدایی که روز جزا آفریده

جنان را به عشق رضا آفریده

جنان و جهان و زمین و زمان را

طفیل رضا بهر ما آفریده

گل سرسبد در میان رئوفان

رئوفی ز آل عبا آفریده

میان حریمش ضریحی چو کعبه

برای طواف شما آفریده

به صحن و رواق و شبستان کویش

فضای نماز و دعا آفریده

به زوار چون من گنهکار آقا

خطاپوشی هل اتا آفریده

برای پناه و امان محبین

حدیث شریف کسا آفریده

به سر درب باب الجوادش نوشته

کرم را ز ابن الرضا آفریده

ندارد بهشت اینهمه باغ رضوان

بهشتم خراسان و ذکرم رضا جان

زیارت به صحن عتیقش مهیا

کرامت ز دست شفیقش مهیا

به بالا سرش با دو رکعت نماز است

دعاهای قلب رقیقش مهیا

کنار گدا و غلامش نشیند

و سفره برای رفیقش مهیا

نه آهو  نه اشتر  نه سگ را براند

ضمانت ز لطف دقیقش مهیا

ز فیروزه اش آسمانی منور

عطا از نگین عقیقش مهیا

اگر بندگی خواهی و پادشاهی

به آزادگی در طریقش مهیا

دل سوخته دارد و ابر رحمت

شفاعت میان حریقش مهیا

اگر خصم سرسخت داری مخور غم

پی انتقام است تیغش مهیا

غریب است ، اما غریبه نواز است

و او عاشق اهل سوز و گداز است

شبی حجره دربسته بود و رضا بود

اباصلت شاهد بر این ماجرا بود

رضا دست و پا میزد و دیده گریان

بیاد لب تشنه کربلا بود

گهی یا جواد و گهی یا بنیی

پیامی به احضار ابن الرضا بود

حصیرش کناری ، عبایش کناری

دلش بانی روضۀ بوریا بود

سرش بی عمامه روی خاک حجره

ولی دیده گریان یک سرجدا بود

در این حجره گاهش ،که شد قتلگاهش

بیاد امامی که وجه الثری بود

در این قتلگاهش نه شمشیر و نیزه

نه با چکمه بر سینه یک بی حیا بود

نه خواهر اسیر و نه رأسی به نیزه

نه مقتول اینجا ذبیح از قفا بود

ز گودال،یک ناله مادرانه

بگوش است با شکوه از تازیانه



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


برای آمدنت نجمه بیقرارت بود

هزار سرِّ مگو دید و رازدارت بود

مدینه شاهد شب زنده داری موسی

تمام بارقه ها نیز در مدارت بود

ارادۀ ازلی با علی رقم خورده

رضای حق به رضای تو اعتبارت بود

چقدر پاقدم تو فرشته خلق شده

نگاه فاطمه ازعرش در زیارت بود

شنید حضرت یکتا شهادتینت را

یقین که حضرت جبریل هم کنارت بود

تودپاره ی تن پیغمبر خدا هستی

شبیه فاطمه شأن بزرگوارت بود

تو آمدی که ولایت شود به توکامل

خوش آمدی که امامت در انتظارت بود

اگر نبود ندای حدیث سلسله ات

چگونه سلسله ی شیعه رستگارت بود

خدا ادامه ی موسی بن جعفرت خوانده

و اوست نور دو چشم پیمبرت خوانده

تو انتفاضه ی الله اکبری آقا

تو خیزش هنر دین داوری آقا

تو انقلاب جدیدی ز دین به پاکردی

یقین حکومت دین را تو رهبری آقا

تو نور قافلۀ راسخون  فی العلمی

تویی که عالم آل پیمبری آقا

به رغم دشمن دیرینۀ بنی هاشم

تو از الست ولیعهد حیدری آقا

قسم به سورۀ کوثر  که بعد مادر خود

تویی که خیرکثیری تو کوثری آقا

به پیش اهل نظر کعبۀ حقیقی تو

تو قبله ای تو امامی تو سروری آقا

رئوفی و هنر تو حکومت دلهاست

چه دلنوازی و چه ذره پروری آقا

تو یوسف دل مایی و یوسف زهرا

وماهمه سر کوی تو مشتری آقا

روانۀ حرمت با هزار حج شده ایم

که زائر حرم ثامن الحجج شده ایم

تویی که داده ای احساس، قلب ایران را

بهشت کرده ای از مقدمت خراسان را

تمام مملکت شیعه شد قدمگاهت

دمی که لطف تو بارید کشور جان را

به خیر مقدم تو لشگر فدایی ها

ز یادها ببرد صبح عید  قربان را

طلوع شمس ولایت ز مشرق این خاک

به عالمی ببرد آفتاب و باران را

به خانوادۀ موسی بن جعفرش سوگند

خدا به ملک رضا مژده داد ایمان را

به اهل فارس پیمبر به خطبه ای فرمود:

که نور علم بگیرد دیار سلمان را

به فرش های حرم بسکه عرش پیماییست

کسی بها ندهد قالی سلیمان را

**

قسم به روح خدا و وصی  او که خدا

از این دیار شکسته ست شاخ عدوان را

دعای تو نفس قدسی ولایت شد

که راه قدس هم ازکربلا هدایت شد

کجاست زنده دلی تا ببیند از جاده

دل رئوف تو و عاشقان دلداده

به سوی روضۀ رضوان قلوب، در پرواز

به دست، پرچم رزمندگان آزاده

ازاین حرم شهدا راه جبهه را رفتند

خداست شاهد یاران دست و سرداده

چه کرده ای تو مگر با دل محبانت

که سر زپا نشناسند و  مست، از باده

تویی که همدل و هم صحبت فقیرانی

برای حاجت مردم هماره آماده

به بی کسان و غریبان پناه و همدردی

میان خسته دلان هم  نشینی ات ساده

به نوکران وغلامان چه خوش نظر داری

کنار سفره ی خود سر به زیر و افتاده

به روی خلق نیاری گناه پنهانی

به کلب هم اگر آید،دهی تو قلاده

دل از تو کرب و بلای حسین می خواهد

زیارت نجف و کاظمین می خواهد



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای دل امشب آسمانها دیدنی است

رقص نور کهکشانها دیدنی است

اختران چون خوشه دسته دسته اند

در میان آسمان صف بسته اند

مهر و مه را نورافشان کرده اند

آسمانها را چراغان کرده اند

رنگ شب زیباتر از هرروز شد

سینۀ مه پر ز نور و سوز شد

ناگهان لبهای مه چون گل شکفت

با هزاران شوق با خورشید گفت

ای مرا امید ای آئینه رو

کیست این مهر جهان آرا بگو

لعل لب خورشید رخشان باز کرد

از لب پر نور خود آواز کرد

اینکه می آید امید ماسواست

نورخورشید همه خورشید هاست

چلچراغ آسمانها او بود

روشنی کهکشان ها او بود

هشتمین مهرجهان آراست او

مهر تابان همه دلهاست او

آسمان عشق را او رهنماست

جلوۀ نور خدا، شمس الضحاست

وارثی از علم احمد او بود

عالم آل محمد او بود

او امید و آرزوی ما بود

او تمام آبروی ما بود

انقضاء نور من نزدیک بود

گر نمی آمد جهان تاریک بود

مقصد من صبحگاهان کوی اوست

درشب تاریک چشمم سوی اوست

هست نور او چراغ راه من

بارگاهش خانۀ دلخواه من

می کنم هر روز طوف مرقدش

می ربایم بوسه ها از گنبدش

روشنائی یافتم از چهر او

مهربانی یافتم از مهر او

زائر صحن و حریم او شدم

سائل طبع کریم او شدم

روز و شب مشتاق دیدارش منم

خاک راه پای زوارش منم

باغی از فردوس باشد خانه اش

او چو شمع و عرشیان پروانه اش

قدسیان بر خاک او زانو زنند

صحن او را با مژه جارو زنند

عرشیان هر روز با صوتی ملیح

یا رضا گویند در پای ضریح

گشته موسای نبی دربان او

هست عیسی گوش بر فرمان او

جبرئیل اینجا کبوتر می شود

با ارادت خاک این در می شود

خاک این درگاه رحمت کیمیاست

آب سقا خانه اش آب بقاست

زائرش را رتبه ای والا دهند

آفرین از عالم بالا دهند

گر رهائی خواهی از هر قید و بند

قفل دل را بر ضریح او ببند

هرکه بر او دل دهد دلبر شود

ذره گر باشد مه انور شود

این همان خورشید ذره پرور است

در سپهر عشق مهری انور است

جلوه کرده آسمان نور او

در حدیث صبح نیشابور او

جذب علم او همه ارباب فضل

باز شد از او هزاران باب فضل

ای«وفائی» هرکه چون من خاک اوست

زائر دولت سرای پاک اوست



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


اگرچه دیدن بیت خدا صفا دارد

مدینه بیشتر از هرکجا صفا دارد

به کوچه کوچۀ او عطر وحی پاشیدند

عبورکردن از این کوچه ها صفا دارد

دوباره بوی شکفتن رسیده و گفتند

حریم گلشن سبز ولا صفا دارد

خدا به نجمه عطا کرد نجم ثاقب را

فضای نُه فلک از این عطا صفا دارد

خبردهید که آمد رئوف اهل البیت

زمین به یُمن قدوم رضا صفا دارد

جمال روشن شمس الشموس دیدنی است

جهان ز جلوۀ شمس الضحا صفا دارد

از این وجود مقّدس ببین  پس از یک قرن

هنوز این حرم دل گشا صفا دارد

بیا به سیر گلستان روضة الجنه

که این بهشت امید و وفا صفا دارد

فضای این حرم قدس غرق توحید است

نفس کشیدن در این فضا صفا دارد

تفاوتی نکند جای جای این گلزار

رواق و مسجد و صحن و سرا صفا دارد

زلال زمزم اشک مجاور و زائر

به شور و حال رضا یا رضا صفا دارد

در این حریم دل زائران حضرت او

میان خلوت و اشک و دعا صفا دارد

هزار عقده ز دل باز می شود این جا

زبس که این حرم باصفا صفا دارد

حریم اوست حرمخانۀ خداوندی

چنان که دیدن عرش علا صفا دارد

زتشنگان حریمش بپُرس می گویند

چقدر دیدن آب بقا صفا دارد

اگرچه گنبد فیروزه فام او زیباست

نظر به گنبد زرد طلا صفا دارد

غبار درگه این آستان شفاخیز است

بهار رحمت دارالشفا صفا دارد

جبین گذار دمی بر سر قدمگاهش

ببین که دیدن آن جای پا صفا دارد

هنوز مکتب علم و فضیلت و تقوا

ز نور عالم آل عبا صفا دارد

گرفته شوکت و فّر از ولایتش دل ها

اگر که خانۀ دل های ما صفا دارد

دمی که او به شفاعت به حشر برخیزد

خدا گواست که یوم الجزا صفا دارد

شکوفه بار شده طبعم از توّلایش

مگو که شعر «وفائی»چرا صفا دارد



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/17

اهل بیت(علیهم السلام)-دهه کرامت


ذیقعده نَه یک دهه کرامت دارد

یک عمر کرامت و زعامت دارد

در سیصد و شصت و پنج روز از هر سال

هر روز رضا به ما امامت دارد

***

ای شیعه کرامتَت فرا می خواند

این مَه به ولایتت فرا می خواند

دستان رضا اگر بگیرد دستت

معصومه به عصمتت فرا می خواند

***

از ماهِ رضا لطف و کرامت ریزد

در مشهد و قم رحل اقامت ریزد

هر خسته که از رضا شفا میخواهد

معصومه به کامِ او سلامت ریزد

***

ایران دو حرم در قم و مشهد دارد

در این دو، جواد رفت و آمد دارد

فرمود که شاچراغ، سوّم حرم است

رهبر نفَسِ آل محمد دارد



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
پنجشنبه 1395/05/14

اهل بیت(علیهم السلام)-دهه کرامت


از کریمان سنگ میخواهیم ما، زر میرسد

در حرم از آنچه میخواهیم بهتر میرسد

لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است

وقت احسان پشت آن احسان دیگر میرسد

اى که دستت میرسد کارى کنى، کارى بکن

عمر دارد میرود، دارد اجل سرمیرسد

در طلب خوب است حاجات مکرر داشتن

وقتی از این ناحیه دارد مکرر میرسد

شب به شب در میزنم، چون در زدن مال من است

دست سائل ها فقط تا حلقۀ در میرسد

گر به ما کم میرسد از خصلت کم بینى است

ورنه دارد ده برابر ده برابر میرسد

من فقط یک نوکرم، کار خودم را میکنم

او خودش هر وقت لازم شد به نوکر میرسد

خادمان آنقدر بى اصل و نسب هم نیستند

نسبت ما یا به فضه یا به قنبر میرسد

فقر آمد میرود ایمان، ولى پیش شما

میشود ایمان من فقرى که از در میرسد

رزق در بین الطلوعین است،بین طوس و قم

رزق از دو سفرۀ موسى بن جعفر میرسد

هم به زیر دین قم، هم زیر دین مشهدم

گاه به داد من برادر، گاه خواهر میرسد

فاطمه را خواستم معصومه را زائر شدم

فیض قبر مادرى از قبر دختر میرسد

نیستند ایندو براى من، فقط پیش منند

سر به سرور میرسد، دل هم به دلبر میرسد

پیش تو محتاج ها در حال رفت و آمدند

تا که آهو میرود پشتش کبوتر میرسد

آب پاى میوه اى که ریختم بهتر رسید

میوۀ ما هم فقط با گریه بهتر میرسد

پابرهنه میدوید و میدوید و میدوید

زودتر از شمر آیا به برادر……..؟



موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، ولادت حضرت معصومه(س)، ولادت امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1394/10/6
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


امشب دوباره شور تغزل گرفته ام

حس شروع نغمه بلبل گرفته ام

مثل نسیم روی چمن ها دویده ام

هر جا رسیده ام خبر از گل گرفته ام

بر دامن همیشه بهاری و سبز تو

با نور اشک دست توسل گرفته ام

از آسمان برای همه ناز می کنم

تا گنبد طلای تو پرواز می کنم

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

این زائران خسته، به عشق ولادتت

با عرض تهنیت به حضورت رسیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا چه قدر ریسه برایت کشیده اند!

بوی غذای حضرتی و این همه گدا

مهمان نوازهای حرم سفره چیده اند

ای کاش در ضیافت تو دعوتم کند

امشب خدا نگاه تو را قسمتم کند

من با تو از حصار غم آزاد می شوم

با خواندن سرود تو دل شاد می شوم

یک بار از خرابه ی دل بگذر و ببین

از برکت قدوم تو آباد می شوم

تا آن زمان که بیشه پر از رد پای توست

آهوی دل سپرده ی صیاد می شوم

از سنگ هم گذشتم و آهن شدم ولی!

دارم ز جنس پنجره فولاد می شوم!

عمریست زیر سایه ی دستت نشسته ام

جز تو رضا به هیچ کسی دل نبسته ام

هرگز ز عشق خویش جدایم نمی کنی

محتاج بنده های خدایم نمی کنی

گفتی سه بار دیدن زوار می رسی

یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی

دل تنگ روضه های حسین و محرمم

راهی خاک کرب و بلایم نمی کنی؟

این حرف آخریست که من با تو می زنم

مهمان سفرۀ شهدایم نمی کنی؟

خورشید من بتاب و دلم را سفید کن

وقت زیارت است مرا هم شهید کن



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


باید شکست ساغر و از می وضو گرفت

باید ز دست بانی باده سبو گرفت

از عرش آمده است... زمین آبرو گرفت

هر عاشقی که باده ی خود را از او گرفت...

...گفته است این که از همه ی دلبران سر است

نامش رضاست زاده ی موسی ابن جعفر است

گیسو کمند، خوش قد و بالا و محشری

کارت شده است از همه ی خلق دلبری

پیغمبری و حضرت زهرا و حیدری

یعنی صفات حضرت حق را تو مظهری

ای نام دلربات دوای فقیرها

اصلا رسیده ای تو برای فقیرها

باید که سر دهیم همه بی مقدمه

روحی فداک یابن علی، یابن فاطمه

با عشق تو ز هول قیامت چه واهمه

سلطان ماسوایی و عبد تو ما همه

ما سال هاست ریزه خور سفره ی توایم

هشتم امام ! ما همه آواره ی تو ایم

مجنونم و جنون دل زار بی حد است

جانم ز دوری حرمت بر لب آمده است

مثل کبوتری که به امید گنبد است

اصلا دوای این دل بیمار مشهد است

آخر به من اجازه ی پابوس می دهی

اذن زیارت حرم طوس می دهی

یکبار هم محل به من بی نوا بده

قلبم سیاه گشته، تو آن را جلا بده

دردی که داده اید برایش دوا بده

جان جواد کرب و بلای مرا بده

مردم همه به لطف تو حاجت روا شدند

امروز اگر مسافر کرب و بلا شدند

حالا که چند وقت دگر ماه ماتم است

عاشق به فکر نوکری اش در محرم است

با تو بساط گریه ی ما هم فراهم است

گریه برای روضه ی کرب و بلا کم است

روضه بخوان که ابن شبیب تو ایم ما

هر شب به یاد جد غریب تو ایم ما

یابن شبیب جد مرا بی هوا زدند

یابن شبیب جد مرا با عصا زدند

یابن شبیب عمه ی ما را چرا زدند؟

نامردها برای رضای خدا زدند

وقتی حسین در ته گودال رفته بود

زهرا کنار پیکرش از حال رفته بود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


یک سلام از ما جواب از سمت مرقد با شما

فطرس نامه بر تهران به مشهد با شما

باز هم میل زیارت کرده ایم از راه دور

نیت از ما، قصد از ما، رفت و آمد با شما

ما کبوترهای بی بالیم اما آمدیم

لذت پرواز در اطراف گنبد با شما

نمره ی ما صفر شد از بیست اما در عوض

زندگی ما همه از صفر تا صد با شما

خطّه ی ما تشنه ی آب حیات و نور بود

خشکسال خاکمان اما سر آمد با شما

این دیار، این سرزمین، این زادگاه، این مرز و بوم

برکتش از توست «یا من یکشفُ کلَّ الهُموم»

سرپناه نا امیدان مأمن مأیوس ها

ایستگاه آخرِ ای کاش ها، افسوس ها

گرم در رویای صحن و گنبد و گلدسته هاست

زائر دلخسته و بی خواب از کابوس ها

نور گیرد ماه، تا شب های جمعه در حرم

می طراود نغمه ی یا نور و یا قدوس ها

می رسند از راه زائرها، ملائک گردشان

فرش زیر پایشان هم شه پر طاووس ها

در ازای قطره هایی اشک با خود می برند

از اجابت، از کرم، از لطف... اقیانوس ها

هر که صید توست دیگر در قفس محبوس نیست

در گل ایرانیان خاکی بغیر از طوس نیست

من اگر از دست خود آزاد باشم بهتر است

طائر پر بسته صیاد باشم بهتر است

زاده ی هر جای این دنیا که باشم خوب نیست

از اهالی رضا آباد باشم بهتر است

هرکه کنج دنج خود را در حرم دارد ولی

من اگر در صحن گوهرشاد باشم بهتر است

راستی با خود مریضی لاعلاج آورده ام

پس کنار پنجره فولاد باشم بهتر است

عقده ی کورم به لبخند ملیحت باز شد

دست های بسته ام پای ضریحت باز شد

عاقبت یا ساکن خاک خراسان می شوم

یا شهید جاده ی مشهد به تهران می شوم

زاغکی زشتم ولی نزد تو چشمم روشن است

یا کبوتر یا که آهو یا که انسان می شوم

در زیارت ها سرم پایین تر از قبل است و من

پشت ابر گریه ها از شرم پنهان می شوم

بازدید هرکه هربار آمده پس می دهی

و من از کم آمدن هایم پشیمان می شوم

خواب دیدم در حریمت شعرخوانی می کنم

روزی آخر شاعر دربار سلطان می شوم

پاسخ این خواهشم در بند امضای شماست

الغرض یک حرف دارم باتو آن هم کربلاست



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


پسر فاطمه سلام سلام

طلب حاجت از شما داریم

هر که هستیم یا بدیم یا خوب

در دل عشق امام رضا داریم

 

آسمان با ستاره و ماهش

در زمین مدینه مهمان است

جبرئیل از بهشت آمده است

روی دستش گلاب و قرآن است

 

روز میلاد توست یا سلطان

داخل مجلست دعا کردیم

رک بگوییم امشب ای آقا

هوس مشهدالرضا کردیم

 

امشب از راه دور ای آقا

برضریحت دخیل را بستیم

فخر ما این بس است تا محشر

همه همسایهء رضا هستیم

 

چشم در چشم حلقه های ضریح

دست در دست پنجره فولاد

آمدم تا که حرفهایم را

بزنم با تو هرچه باداباد

 

جشن میلادتان در این هیأت

یابن الزهرا چه جشن پر شوریست

گرچه دوریم از حرم اما

دلمان مثل صحن جمهوریست

 

به خدا از درون گهواره

نوکر آل سید نجفم

این جهان عاشق رضا هستم

حشر هم با امام رضا طرفم

 

منم از عاشقان هیأتیت

افتخاریست رخت رعیتیت

به چه کار آیدم طعام بهشت

دوست دارم غذای حضرتیت

 

من که بیمار عشق سلطانم

تا قیامت تبم نمی افتد

تا نفس روز و شب به سینه بُود

یا رضا از لبم نمی افتد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


بالای شعر خویش نوشتم هوالطیف

تا که کنم ثنای تو ای حضرت شریف

هم پیرو تو تاج سر اهل عالم است

هم منکر تو خوار و سرافکنده و خفیف

این جمله های ناقص و در حد فهم ما

در وصف توست کوته و ناپخته و ضعیف

اصلا زبان الکن ما در مقام مدح

کی می شود به وصف دو چشم شما حریف

ای صاحب بهشت حریم شما کجا

سعی و صفا و رکن و مقام و منا و خیف

ای مهربان عالم و ای هشتمین امام

بر آستان قدس شما بارها سلام

شبهای جشن ، صحن شما دلرباتر است

باور کن از بهشت خدا با صفاتر است

وقتی فرشته زائر بی طاقت شماست

یعنی ز کبریا حرمت کبریاتر است

در خانۀ تو هیچ غریبی غریبه نیست

گویا غریب پیش شما آشناتر است

جنس طلای تو به خدا فرق می کند

اینجا طلا به برکت نامت طلاتر است

وقتی شفا درون غبارت نهفته است

یعنی غبار تو ز طلا کیمیاتر است

بعضی صفات پیش تو برعکس می شوند

داراتر است پیش تو هرکس گداتر است

ایران به برکت قدمت ماندگار شد

کل چهار فصل دل ما بهار شد

خورشید خانوادهء موسی بن جعفری

مولای با محبتی و ذره پروری

گفتی سه بار دیدن زوار می روی

آقا تو در وفای به عهد از همه سری

سیمای اهل بیت همه در جمال توست

من مانده ام که فاطمه ای یا که حیدری

ایران الی الابد همه در زیر چتر توست

این آب و خاک را تو زعیمی تو رهبری

کافیست یک اشارهءتان تا که مثل رعد

بدخواه شیعه را تو به زانو در آوری

آوازه ات به حیدر کرار رفته است

آقا شجاعتت به علمدار رفته است

بگذار تا مرور کند باز نوکرت

آن خاطرات کودکی خویش در برت

از شیشۀ قطار سرک ها کشیده ام

تا بنگرم ز دور حریم منورت

در خاطرات کودکی ام نقش بسته است

آن سنگهای صیقلی و سبز مرمرت

با لذتی عجیب شمردم هزار بار

تعداد زنگ ساعت زیبای سر درت

با شوق پولی از پدر خود گرفتم و

انداختم درون ضریح مطهرت

در زیر دست و پای همه سخت مانده ام

تا دست خویش را به ضریحت رسانده ام

آنکس که با رضایت شخصش خدا رضاست

فرزند هفتم علی مرتضی رضاست

از کودکی همیشه بدهکار او شدیم

یک پای خاطرات تمامیّ ما رضاست

نقّاره می زنند بیا خوب گوش کن

گویا ترانۀ لب آنها رضا رضاست

تا سفره دار کشور ما هست فاطمه

سو گند می خورم نمک سفره ها رضاست

باید به وسعت کرمش اتکا کنیم

عمریست خرج هر چه گرفتار با رضاست

زیبا ترین کلام لب من تمام عمر

حس می کنم همیشه همین ذکر یا رضاست

عالم کمی ز وسعت صحن امام اوست

یک شعبه از بهشت به دارالسلام اوست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


از جان عاشقان ولایت خبر رسید

نوباوه ی بتول به وقت سحر رسید

از برکتش خدا به گدا بیشتر رسید

امشب ز راه زاده ی زهرا اگر رسید:...

...آمد که حال خسته ی ما را نظر کند

فکری به حال بنده ی خونین جگر کند

امشب عجیب سر به هوایم برای او

دنبال ذکر و مدح و ثنایم برای او

من یک گدای بی سر و پایم برای او

مجنونم و اسیر رضایم ، برای او:...

...زشت است اگر که نوکر خود را کند جواب

حاشا به لطف زاده ی پاک ابوتراب

ذکر قنوت روز و شب شیعه یا رضاست

روی لبم ترنّم ذکر رضا رضاست

در کشتی نجات فقط ناخدا رضاست

در ربنای هر شب من، آتنا ، رضاست

این دل میان مشهد و قم چون کبوتر است

گویا که وقف زاده ی موسی بن جعفر است

ما را نوشته اند گدایان مشهدش

روزی خوران سفره ی احسان بی حدش

مجنون بوی عطر ضریح زبانزدش

یک عمر خم شدیم فقط سمت مرقدش

دانه ز دست هرکس و ناکس نخورده ایم

دل را فقط به دست جوادش سپرده ایم

ما عاشقان غمزده را مال خود کنید

ما را همیشه در به در آل خود کنید

فکری به حال روزیِ اطفال خود کنید

ما را ذبیح کرده و پامال خود کنید

امشب دهید دست گدا جام باده را

امضا کنید کرب و بلای پیاده را

یا ثامن الحجج نظری هم به ما نما

بر این گدای پشت درت اعتنا نما

یعنی بیا و روزی من کربلا نما

بعدش مرا برای محرم جدا نما

یابن شبیب های تو ما را اسیر کرد

هر آنچه کرد روضه ی تکه حصیر کرد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-ولادت


دیر وقتیست دلم عرض ارادت دارد

ماه ذیعقده شد و قصد زیارت دارد

نور می آید از آن دور ،سفر نزدیك است

این چنین حضرت خورشید عنایت دارد

حاجیان در تب و تابِ سفر بیت الله

مُحرم كوی رضا كعبه حاجت دارد

روز میلاد كریم است، كرم حیران است

گوشه چشمی به گدا نیز كفایت دارد

كنج ایوان طلا روی لب این زمزمه بود

كمِ ما هست ولی شاه كرامت دارد

لحظه ای نیست كه نقّاره به گوشم نرسد

جای جای حرمش روح اجابت دارد

آن طرف پنجره فولاد چه غوغایی بود

مشهد از جنس بهشت است،قیامت دارد

سایه لطف رضا بر سر زائر افتاد

تا دم مرگ دلم شوق زیارت دارد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

درسینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند عرض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را،زُهد تو را،شوق دعا را

بوی تو ز پیراهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفس های خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست،گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

هم پنجره فولاد و هم کرببلا را

ما درد نهانی و توآن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفس های تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم!دیر شد آقا



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

در سینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند ارض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را، زُهد تو را، شوق دعا را

بوی تو ز پیرآهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفسهای خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست، گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

ای شاه برات بقیع و کرببلا را

ما درد نهانی و تو آن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفسهای تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم! دیر شد آقا



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


لب اگر خورد به پیمانه بها میگیرد

سنگ با دست شما حکم طلا میگیرد...

شاهد واقعه سلمانی نیشابوراست

هرکسی خواست بداند که کجا میگیرد...

قصه ی شیخ بهایی و حرم ثابت کرد

رحمت واسعه ی تو همه را میگیرد

این حرم کهف حصین است چه حاجت به طلسم؟!

دامن آلوده در آن بوی خدا میگیرد...

عشق وارد شدن وقت اذان را دارم

که دلم درصف عشاق صفا میگیرد

قدمش میگذرد بی خطر از روی صراط

هرکسی دست به دامان شما میگیرد...

عالم آل محمد ز دم توست اگر

بیشتر حوزه در اطراف تو پا میگیرد..

شب میلاد تو از عرش خود جبرائیل

زود می آید و در صحن تو جا میگیرد

قبه ی پادشه طوس چنان کرببلاست

که درآن بی بروبرگرد دعا میگیرد...

واقعا پنجره فولاد شفاخانه ی ماست

کور می آید و فی الفور شفا میگیرد...

شاغلم شغل من اینست گدایت باشم

کارم از برکت الطاف رضا میگیرد...

ارمنی بود مردد که بگیری دستش...

گفتمش محضر دلدار بیا!میگیرد...

صحن تو شهره ی خلق است به ترفیع مقام

شاه عباس درآن حکم گدا میگیرد...

پردرآمد ترازین شعر دگر شغلی نیست

دعبل از دست تو با شعر عبا میگیرد..

"فلسفی" نیستم اما پی این فلسفه ام

که چرا هرکه زتو کرببلا میگیرد؟

سالها گریه کن جد غریبت هستیم

کشته ی مرثیه ی یابن شبیبت هستیم...



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش، قیام فرشته ها

باران شوق بود و امام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب خدا اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنّم رسیده است

کعبه کجاست؟ قبله‌ی هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه‌ی موسای مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه‌ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسّم زهرای مرتضی ست

آئینه‌ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فوّاره‌های صحن رضا دیدنی‌تر است

هر پنجه‌ای که شانه‌ی گیسو نمی شود

هر قبله‌ای که گوشه‌ی ابرو نمی شود

هر جذبه‌ای که عکس هوالهو نمی شود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می‌نهد به بال ملک هرکه یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب‌الجواد اوست

زلفی گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده‌اند، زلیخا نمانده است

باغ بهشت کاشی گلدسته‌های اوست

عباس دل سپرده‌ی دارالشفای اوست

در برکه‌ها تموّج دریایی‌اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی‌اش ببین

در قلب طوس سفره‌ی زهرایی‌اش ببین

خانه به خانه سایه‌ی آقایی‌اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقّاره می‌زنند مسیحی شفا گرفت

نقّاره می‌زنند خلیلی عطا گرفت

نقّاره می‌زنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه ز پایین پا گرفت

با دست‌های لطف تو آزاد می‌شویم

وقتی دخیل پنجره فولاد می‌شویم

با گوشه‌چشم، تا که نگاهی به ما کنی

کار هزار معجزه و کیمیا کنی

مشکل بهانه است که ما را صدا کنی

تا کاسه‌های خالی ما را طلا کنی

جز گوشه‌های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران حرم کربلا روم؟



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء