امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای از ازل به اهل زمین، اهل آسمان

تابیده پرتوِ برکاتت به هر زمان

 

با اذنِ حق، عوالم هستی، تمام قد

شد قبلِ خلقتت، به ولای تو امتحان

 

لطفِ خدای عَزَّوجَل بود، اینکه شد

توحید بر ولای تو مشروط، آن زمان

 

آری در عالمِ ملکوت، آن شبِ حضور

وقتی شدی، میان نبی و علی، عیان(۱)

 

فرمود مصطفی بتو: میبینم از الَست

خیرِ کثیر از تو به اهلِ همه جهان

 

ذرّیه ی رسول خدا، سبط مرتضا

یعنی رسیده آینه ی فاطمه، رضا

 

هر کس که شد مقرب تو، عبد داور است

عارف به حقِّ حضرتت، از هر که بهتر است

 

هم برتر از پیمبر مرسل، مدافعت

هم از فرشتگانِ مقرّب فراتر است(۲)

 

دارد به حقّ معرفتت کاملاً شناخت

هر کس بدونِ چون و چرا بر تو یاور است

 

مقتولِ توست، در درجاتِ پیمبران

محبوب قلب پاک تو مجنون حیدر است

 

یک دعبلِ تو تیغِ زبانش، چو صد سپاه

یک شیخِ طوسیِ تو به صد حوزه رهبر است

 

بُهلولِ تو، معلمِ یک امتِ شماست

فریاد او به صحنِ گهرشاد، کیمیاست

 

تو وجهِ ذوالجلالی و ما طائر شما

تو جلوه ی جمالی و ما زائر شما

 

تردید در اطاعتتان، عینِ کافریست

ای وای بر کسی که شود منکر شما

 

پاسخ به هر سوال که سائل نکرده است

آماده است در سخنِ حاضر شما

 

اصلاً کجا فضائل تو وصف میشود

مانده به کار خود قلمِ شاعر شما

 

چشمِ خدائی و همه جا هست منظرت

تو ناظر جهان و خدا ناظر شما

 

اَعمال ما بدستِ تو هر روز میرسد

هر روز از تو ناله ی جانسوز میرسد

 

افسوس، شیعه قلب تو رنجور میکند

ما را گناه، از تو فقط دور میکند

 

گاهی که دیده، در طلبِ این و آن رود

این دیده را، همان تُهی از نور میکند

 

هر غفلتِ محبِ تو، تیری به قلب توست

شیطان مرا ز راهِ تو مستور میکند

 

از بس رئوف هستی و بنده نواز و خوب

حق، فیضِ توبه بر همه مقدور میکند

 

آقا ترا بجان جوادالائمه ات

رحمی به دوستان جوادالائمه ات

 

حالا که داده ای به دلم، اعتماد را

خواهم ز تو شفاعتِ روز معاد را

 

فضلت اگر عطا نکند بر محبِ تو

روز حساب، من چه کنم، عدل و داد را

 

معروف شد، غریبه و منکر شد آشنا

جز خون که ریشه کَن نکند هر فساد را

 

تا شیعه، از حریم شما میکند دفاع

یاری کند عنایتِ تو این نهاد را

 

محبوب تر ز یاریِ مومن، ندیده ایم

احیا کنیم با مددِ تو جهاد را

 

حیَّ علیَ الجهاد، که مردانِ روزگار

با اقتدا به شاهِ ولایند، رستگار

 

آقا بحقّ فاطمه دل را جلا بده

ما را برای روز ظهور اعتلا بده

 

هر درد میکشیم، ز دوریِ دلبر است

ما را برای آمدنِ او صلا بده

 

حالا که راهِ گنبد خضرا ز تنگناست

ما را پناه سایه ی گنبد طلا بده

 

فکرِ رفاه نیست محِبت، به تشنگان...

مثل همیشه، جرعه ی جام بلا بده

 

ویزای اربعین، فقط امضای دست توست

تا زنده ایم، تذکره ی کربلا بده

 

تنها نه راهِ قدس، رهِ کربلا رود

راه مدینه مکه هم از نینوا رود

 

(۱) روایتی است از امام رضا(ع)

در کتاب القطره

(۲) همان 




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


امشب ای دل با تمام غصه ها بیگانه باش

امشب ای جانْ جرعه نوش جام سقاخانه باش

امشب ای عقل از میِ عشق رضا(ع)دیوانه باش

ای فلک‌ گِرد سرِ سلطان دین پروانه باش

 

امشب ای هستی به شکرانه،خدا را سجده کن

خالقِ سلطان علی موسی الرضا را سجده کن

 

باز پیغام سروش آمد ، چرا بنشسته ای؟

این ندا ازحق به گوش آمد چرا بنشسته ای؟

بحر رحمت در خروش آمد ،چرا بنشسته ای؟

ابر احسان ،جرمْ پوش آمد چرا بنشسته ای؟

 

طالعی ظاهر شد و گردید اقبالت بلند

خیز و یکساعت بیا رندانه بارت را ببنید

 

بر درِ باب الجواد امشب حوائج بیقرار

در طواف طوس، دلهایِ کبوتر بی شمار

عرش و فرش امشب همه خوشحال از دیدار یار

هان که می "گوید که با یک گل نمی گردد بهار؟"

 

کلِّ هستی را بهار آمد، ببین با چشم دل

جان عالم را قرارآمد ، ببین با چشم دل

 

کور را عیسی شفا داد و رضا (ع)بینا کند

مرده را هم جان دهد،هم تا ابد احیا کند

قطره ی ناچیز را با یک نظر دریا کند

هرکه خود را در حضور سبز او پیدا کند

 

پی به اسرار بلند آفرینش برده است

آب از سرچشمه فیض الهی خورده است




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


چه افتخار بزرگی، رضا امام من است

میان ظلمت شب ها، مهِ تمام من است

زمان اوج گرفتاری ام میان حرم

نوای "ضامن آهو مدد" کلام من است

 

پر است دست من از برکت کرامت او

سلام می دهم و می روم زیارت او...

 

سلام حضرت نور و سلام شمسِ شموس

سلام معنی لطف و کرم، انیسِ نفوس

سلام بضعه ی احمد، عزیز قلب بتول

سلام حجت هشتم، سلام ساکن طوس

 

ابالجوادی و مشکل گشای ما هستی

رئوفی و تو عطوفیّ و باسخا هستی

 

شب ولادت تو من کبوتری شده ام

ز عطر و بوی نسیمت پیمبری شده ام

شبیه مادر ساداتی و شبیه علی

به عشق نام نکوی تو حیدری شده ام

 

تویی که آینه ی حیدری و زهرایی

الا که نور دل نجمه ای و موسایی

 

ولایت تو رضا، از شروط ایمان است

زیارت حرمت، حجّ ما فقیران است

براستی چه کسی در تمام این عالم

به جز تو معنی و مفهوم لفظ "سلطان" است؟!

 

گدایی در تو برترین اعمال است

و حال زائر تو بهترین احوال است

 

میان صحن عتیقت به کف سبو دارم

من از غبار حریم تو آبرو دارم

اگر چه حرف دلم را تو خوب می دانی؛

ولی درون حرم، اذن گفتگو دارم

 

تهی است دست من آقا چه غم! تو را دارم

تمام زندگیم را به تو بدهکارم

 

ز رأفت تو همیشه پر است دستانم

عنایت تو شده شاملم، مسلمانم

‌دروغ نیست، گزافه وَ یا مبالغه نیست؛

من از محبت تو ساکن خراسانم

 

خوشم که مشهد تو مأمن و سرای من است

عنایت تو که باشد، بهشت جای من است

 

شدم کبوتر تو تا هوائیم کردی

همیشه از حرمت، کربلائیم کردی

گره زدی دل من را به پنجره فولاد

به یک اشاره ی چشمت، رضائیم کردی

 

مرا به فاطمه از این سرا جدا نکنید

مرا که "ذاکر"تان گشته ام، رها نکنید 




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 08:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


مژده بده یار را با لب خندان عشق

می رسد امشب ز ره،حضرت سلطان عشق

 

عرش خدا پر ز نور،ارض و سما پر ز شور

آینه بندان شده عالم امکان عشق

 

حور و ملک صف به صف شاخه ای از گل به کف

نغمه ی کُرنا و دَف ذکر رضا جان عشق

 

خیز و به میخانه شو ،همدم پیمانه شو

جرعه بزن از میِ ساقی مستان عشق

 

با دل خود همسفر هم ره باد سحر

همچو کبوتر بپر جانب ایوان عشق

 

صحن و حریم رضا گنبد و گلدسته ها

وه که زند طعنه بر روضه ی رضوان عشق

 

خادم نقّاره زن بر دل نقّاره زن

ذکر رضا جان برآر از دل جانان عشق

 

نام خدایش علی نام علی هم علی

نام رضا هم علی جانم علی جان عشق

 

از دمِ قدسی او زنده مسیحا شود

بنده ی درگاه او گشته سلیمان عشق

 

وز پی دربانی اش فخر کند بر رُسُل

محضر او با عصا، موسی عمران عشق

 

سجده چو در سجده گه ماه کند بر رخش

غرق تحیر شود یوسف کنعان عشق

 

نیست عجب گر شود سنگ به دستش طلا

با نگهش می شود کفر مسلمان عشق

 

فخر کنم بر فلک ناز کنم بر ملَک

چون که شدم بنده ی شاه خراسان عشق

 

باز شنو سلسله با شعف و هلهله

نقل حدیث از لب سلسله جنبان عشق

 

هرکه دلش منجلی شد ز ولای علی

گُل کند آتش در آن باغ و گلستان عشق

 

حِصنِ حَصین ولا ، شرط و شروطش رضاست

شیعه بُوَد تا ابد بر سر پیمان عشق

 

آمده ام از کرم شاه پناهم بده

هم بنشان بر سر سفره ی احسان عشق

 

گوی چه خواهی جواد زین صله ی شعر شاد

اذن دهد تا شوم مرغ ثنا خوان عشق

 

خسرو خیر البشر کاش که با یک نظر

ثبت کند شعر من در دل دیوان عشق

 

 




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


مدینه غرق هیاهو مدینه غرق خبر

خبر خبر که رسیده دوباره فوق بشر

رسیده قبله ی خورشید و قبله گاه قمر

رسیده حضرت باران در این خجسته سحر

خبر خبر که بهار عطای ذوالمنن است

شب تولد سلطان دین ابوالحسن است

 

بهشت می وزد امشب ز خاک کوی رضا

ملائکند یکایک به گرد روی رضا

زدند خیل فرشته می از سبوی رضا

جهان معطر و خوشبو شده ز بوی رضا

چه نازنین پسری روی دامن موساست

که او مسیح مسیحای حضرت عیساست

 

به شوق مشهد او بیقرارم از این راه

به روی لب همه دم ذکر یارم از این راه

سر از بهشت رضا برندارم از این راه

به سینه دست ادب می گذارم از این راه

سلام می دهم و می شوم مسافر او

به اشک دیده بگویم که ضامن آهو

 

تو کیستی که جهان پر شد از عنایت تو

که هست شرط قبولی دین ولایت تو

چنان گرفته جهان را تب کرامت تو

نشسته بر دل فیروزه ها محبت تو

تویی که کعبه به دور سر تو می گردد

به شوق دور سر مادر تو می گردد

 

در این هوای کرامت کرامت تو خوش است

خدا گواست که ما را زیارت تو خوش است

بر این مسافر خسته عنایت تو خوش است

دل رمیده ی ما را ضمانت تو خوش است

بیا بیا و کرم کن که اربعین بروم

من از نجف به دم یا رضا رضا به حرم

 

اگر چه روسیهم دلخوشم تو را دارم

دلی به شوق حریم تو مبتلا دارم

غریبه ام که فقط چون تو آشنا دارم

که با تو من نجف و با تو کربلا دارم

تویی همان که حریمت پناه زائرهاست

همان که مشهد تو کعبه ی مسافرهاست

 

تو ضامنی و دلم شد به راه آهوها

تویی نفس نفس و آه آه آهوها

نوشته در صفحات نگاه آهوها

تو آمدی و شدی جان پناه آهوها

تو ای جمال خدا و علی میانه ی قاب

دل رمیده ی ما را چو آهوان دریاب




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 02:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


بِاذنِ الله احوالم خدایی است

دلم از لطفِ زهرا هَل اَتایی است

دوباره کوثری شد جان و دلها

رئوف آمد، کرامت ها رضایی است

نیازِ آفرینش برطرف شد

بیا سائل که هنگام گدایی است

به نجمه میدهد مژده، فرشته

قدوم ماه پاره، مصطفایی است

نه تنها شیعه میخواند علی را

علی موسی الرضا هم مرتضایی است

فدای پنجمین فرزندِ ارباب

که حتی مشهدش هم کربلایی است

بخوانند اهلِ دل، از دل رضا را

که سلطان سریرِ ارتضایی است

رضا آمد، خدا خوانَد رضایش

که او بِالذّات میداند رضایش

 

خدا را دل چه آسان میشناسد

که از شاه خراسان میشناسد

نه من از جان رضا را میشناسم

رضا جان را، حسین جان میشناسد

  امامِ صاحبُ التفسیرِ خود را

همه آیات قرآن میشناسد

نه دیروز و نه امروز و نه فردا

رضا را کلِّ دوران میشناسد

ز عُلیا تا به سُفلی خِطّۀ اوست

رضا را عرش رحمان میشناسد

ز فَوقَ الارض تا تَحتَ الثَّری نیز

ولی را اِنس تا جان میشناسد

امامِ خویش را قلبِ مؤیَّد

ز ابر و باد و باران میشناسد

رضا آمد، خدا خوانَد رضایش

که او بِالذّات میداند رضایش

 

شده وِردِ ملائک ذکرِ نامش

رسد از عالم و آدم سلامش

خدا حبِّ ولایش را بما داد

خوشا آنکه رضا باشد امامش

حدیثِ سلسله، تطهیرِ دلهاست

و یک جمله است، مضمونِ کلامش

گِره خورده است توحید و ولایت

همان تکمیلِ دین باشد مقامش

غدیر از لطف او بر ما رسیده

خدا را شکر، زین لطفِ تمامش

علیِ سوم زهراست آقا

شهیرِ شاه مردان است نامش

چنان جدِّ کریمش سفره دار است

نِشیند در کنارِ او غلامش

رضا آمد، خدا خوانَد رضایش

که او بِالذّات میداند رضایش

 

فلک با دورِ چشمانش بگردد

تمام چرخ حیرانش بگردد

همه هفت آسمان زیرِ نفوذش

زمین در تحت فرمانش بگردد

تمام عمر، کارش میزبانییست

خوشا عمری که مهمانش بگردد

بگو حُجّاج را، حَجّی است مقبول

که حاجی دورِ ایوانش بگردد

غنی ها گِردِ کعبه در طوافند

گدا هم دورِ سلطانش بگردد

همه قربانیِ کوی منایش

که مسلخ نیز قربانش بگردد

به دربارش همه عنوان بگیرند

گدا دنبال سلطانش بگردد

رضا آمد، خدا خوانَد رضایش

که او بِالذّات میداند رضایش

 

بیا ای دردمند، آقا طبیب است

رضا حتی به پیغمبر حبیب است

امیدِ حضرت موسی بن جعفر

شبیه جدِّ مظلومش غریب است

چه مظلومانه او مسموم گردد

گریزِ روضه اش، یَابنَ الشبیب است

بیاد کربلا روز و شبِ اوست

غمین از روضۀ شَیبُ الخضیب است

هماره پلکهایش زخم از اشک

قرینِ گریۀ خَدُّالتریب است

تمام عمر، ذکرش واحسینا

شهید داغِ اَبدانُ السَّلیب است

برای عمۀ مضروبۀ خود

دعایش تا فرج، صبر و شکیب است

رضا آمد، خدا خوانَد رضایش

که او بِالذّات میداند رضایش




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 01:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


بنام نامیِ سلطان که در جلوس آمد

نماز عشق بخوان، قبله گاه طوس آمد

دعای نور بخوان، شمسِ وَالشموس آمد

بهارِ مونسِ جان، همدم نفوس آمد

دوباره پارۀ قلب رسول پیدا شد

عزیز فاطمه، إبن البتول پیدا شد

 

بگو به موسیِ عمران ز موسیِ جعفر

کلیم خواهی اگر، کن به بیت وحی نظر

بیا بدیدن نور دو چشم پیغمبر

ببین چگونه کند از خدا سخن یکسر

زبان گشود و فرمود با صدای رسا

أنابنُ مکه، أنابنُ مدینه، نام رضا

 

بنام نامیِ الله شد گواهِ صریح

أذان عشق سُراید به نغمه های ملیح

شهادتین بگوید چه با وقار و فصیح

علیست وِرد زبانش، محمد است مدیح

همینکه صوت رسایش به حمد رافع شد

ز نور فاطمه نوری به عرش ساطع شد

 

چه با صفاست در آغوش گرم بابایش

نشسته نجمه به لبخند، در تماشایش

فرشته موج زند گِرد قدّ و بالایش

تمام اهل حرم نیز محو سیمایش

ز روی اوست که بوسه مُدام میگیرند

همه به نوبت از آن لعل، کام میگیرند

 

مدینه خانه به خانه رضا رضا گویند

سخن ز زادۀ موسای مصطفا گویند

ز فرط شوق، همه مدح مرتضا گویند

ز نسل پنجمِ سلطان کربلا گویند

تمام شهر، چراغان ز مقدم سبز است

دوباره سر درِ هر خانه پرچم سبز است

 

چه آشناست ولیعهدِ حضرت کاظم

خداست بانیِ این فتح و نصرت کاظم

رضاست آینه دار حقیقت کاظم

همانکه پارۀ قلب است و مُهجت کاظم

امام هشتم و محبوب سرمد آمده است

بدانکه عالم آل محمد آمده است

 

بنای دین خدا را رضا کند احیا

ستون ارض و سما را رضا کند احیا

به علم و حلم، ولا را رضا کند احیا

مسیر کرب و بلا را رضا کند احیا

به غمزه کاخ ستم را رضا کند ویران

چو پای خویش رساند به خِطّۀ ایران

 

حریم قبلۀ هفتم بخاک ایران است

سریر حجت هشتم در این خراسان است

خوشم که خیر و صلاحم بدست سلطان است

پناه شاه و گدا چیست، کنج ایوان است

مسیر گم نشود، کعبۀ هدف اینجاست

مدینه، کرب و بلا، سامرا، نجف اینجاست

 

به آسمانِ حریمش چه جای خورشید است

خدا به قلب رضا نور وحی تابید است

همان امام که بِالقوّه شرط توحید است

حدیث سلسله بر این کلام تأتید است

خوشا بحال قدمگاهِ شهر نیشابور

که شد امام رضا ماه شهر نیشابور

 

چقدر عشق بنام رضا خدا دارد

چقدر گفتنِ ذکرِ رضا صفا دارد

چقدر نام امام رئوف جا دارد

چقدر حضرت سلطان ما گدا دارد

کجاست آنکه گدایی کند ز دربارش

أبالجواد به جود و سخا خریدارش

 

گِره به کارت اگر هست، یار ما اینجاست

بگو به اهل جهان حجت خدا اینجاست

بیا به کشور ما، مشهد الرضا اینجاست

پناهگاه غریبانِ مبتلا اینجاست

در این حرم دل نالان قرار میگیرد

غریب دست غریب دیار میگیرد

 

بگو به اهل یمن کشتی نجات رضاست

بگو به غزّه که حلّال مشکلات رضاست

بگو به سوریه که، علت حیات رضاست

بگو به اهل میانمار آشنات رضاست

سلام بر تو کسِ بی کسان، امام رئوف

سلام بر تو امام جوان، امام رئوف

 

شنیده ام که لبت را به زهر آغشتند

به دانه دانۀ انگور، مرگ بنوشتند

شبیه جدّ غریبِ تو تشنه ات کشتند

و منکرانِ ستمکار، منکرت گشتند

شنیده ام که نشستی به کوچه دهها بار

شنیده ام که گرفتی تو دست بر دیوار

 

شنیده‌ام که به حجره، به خویش پیچیدی

میان حجره اماما بخاک غلتیدی

ولی به گِرد دهانت تو نیزه هم دیدی؟

بگو بزیر سُم اسب هم تو چرخیدی؟

بگو به گِرد تنت اهل کوفه رقصیدند؟

به اشک چشم تو مُشتی خبیث خندیدند؟

 

ولی حسین، و اما حسین، وای حسین

میان قتلگه افتاده بُد ز پای حسین

بزیر بارشِ نیزه نداشت نای حسین

و زخم، بر تن خود داشت جای جای حسین

نشست قاتلِ او روی سینۀ آقا

عجیب در دلِ او بود کینۀ آقا

 

گرفت قبضه ای از آن محاسنش در دست

گذاشت خنجر خود را به حنجرش آن پَست

ز بغض، راه نفس را به سینه اش می بست

و نعره ای زد و میگفت بی حیا، سرمست

سر از قفات بُرم با دوازده ضربه

و سر جدات کنم با دوازده ضربه




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 01:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


قسم به دیده‌ی یعقوب و بوی پیرهنی

قسم به شوق اویس و به جذبه‌ای یمنی

قسم به برقِ دو چشمی حسینی و حسنی

"قسم به وعده‌ی شیرینِ مَن یَمُت یَرَنی

که ایستاده بمیرم به احترام علی

علی امام من است و منم غلام علی"

 

 

فقط علیست که باید خود انتخاب کند

مرا بنا کند او یا مرا خراب کند

"به ذره گر نظر لطف بوتراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند"

علیست نعره‌ی طوفانی‌ام خدا را شُکر

رسید امامِ خراسانی‌ام خدا را شُکر

 

 

مرا کشاند قراری هزار شُکر آقا

مرا رساند قطاری هزار شُکر آقا

رسیده‌ام پِیِ کاری هزار شُکر آقا

دوباره این حرم آری هزار شُکر آقا

رسیده‌ام بتکانی مرا زِ غیرِ رضا

رسیده‌ام که شوم عاقبت به خیرِ رضا

 

 

در این شلوغیِ زائر یک آشنا کافیست

در این هجومِ ملائک همین دعا کافیست

برای این همه غم یک رضا رضا کافیست

برای اذن دخولم سلامِ ما کافیست

که السلامُ علی : یابنَ فاطمه آقا

که یا امام رضا یابن فاطمه آقا

 

 

میانِ آینه‌کاری و شمسه کاری‌ها

میان این همه  خادم میان زاری‌ها

کنارِ زمزمه‌ها  در جوارِ قاری‌ها

رسیده‌ام پس از این ثانیه شماری‌ها

میان اینهمه گیرم که آخری باشم

چه می شود که برایِ تو"حِمیَری "باشم

 

 

اگر نبود درِ این حرم پناه نبود

برای شانه‌ی ما هیچ تکیه‌گاه نبود

اگر نبود علی کعبه قبله‌گاه نبود

اگر نبود رضا دل که روبراه نبود

هزار شُکر که مشهد هوای ما را داشت

اگر نبود رضا این گدا کجا را داشت

 

 

رسیده‌ام برسانی مرا به میقاتت

مرا بِبَر ملکوتت  بِبَر ملاقاتت

بِبَر کنار خدا تا ظهورِ آیاتت

مرا شراب کن از مستیِ مناجاتت

"پَرَستشی که مدام است مِی پرستیِ ماست

شبی که صبح ندارد سیاه مستی ماست"*

 

 

شبی که اهلِ حرم شد دلم در آن شبِ سرد

شبی که از روی ویلچر بلند شد آن مرد

شبی که از سرطانش خلاص شد بی درد

شبی که دخترکی لال تا زبان وا کرد

به گریه گفت پدر نامِ مادرش بُردی؟

چرا شکایتِ آقا به خواهرش بردی؟**

 

 

شبی که باز برای گدایی آمده بود

دوباره پیش تو آن روستایی آمده بود

شبی که بعد دو ماه از جدایی آمده بود

که رفت مشهدی و کربلایی آمده بود

رسید و گفت که سر زیر دِین آوردم

سلامی از حرمین حسین آوردم

 

 

اگر زِ گرمیِ ما دشتِ سیستان گرم است

اگر خلیج و خزر یا که سیرجان گرم است

که پشت خاکم از این خاکِ آستان گرم است

هزار شُکر تو هستی که پشتمان گرم است

چه غم که سید ما سیدی خراسانیست

و این فلات پُر از قاسمِ سلیمانیست

 

 

بگو به بانگِ مگس این عقابِ الوند است

که این دیار پر از قله‌ی دماوند است

رضاست آنکه بر این خاک سایه افکنده‌است

بگو به آلِ سعود و یهود بازنده‌ است

بگو به دشمنِ ایران مکن خیالِ دگر

قرار ما همه تا بیست و چار سالِ دگر

 

 

*صائب

**اشاره به داستانی از شفای دخترکی

حضرت فرموده بودند پدرت شکایت مرا به خواهرم نبرد




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 01:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


قدم قدم قدم یار می رسد از راه

شکوه جلوه ی دادار می رسد از راه

به صورتش همه نور محمدی دارد

عزیز احمد مختار می رسد از راه

خبر بده به هر آنکس که دل غمین باشد

به هر چه غمزده غمخوار می رسد از راه

بده به هر چه گنهکار این بشارت را

غفور و غافر و غفار می رسد از راه

به نام نامی مولا علی ست او را نام

دوباره حیدر کرار می رسد از راه

خبر دهید که بر عالمی ولی آمد

به نام نامی موسی الرضا علی آمد

 

به یمن مقدم او آسمان گل افشان شد

و شام تیره ی عالم ستاره باران شد

چه خوش قدم پسری می رسد ز آل الله

که چشم نجمه و موسی ز شوق گریان شد

برای اینکه زند بوسه بر کف پایش

چه بیقرار دل خاکی خراسان شد

خوشا هر آنکه رضا دید و شد مسلمانش

خوشا هر آنکه به دست رضا مسلمان شد

بگو به دشمن اسلام این سخن بشنو

که شاه مردم این مملکت رضا جان شد

در این حرم پرِ از شور و پر ز احساسم

میان صحن و سرای حسین و عباسم

 

رسیده آنکه بود مامن مسافرها

رسیده آنکه شده جان پناه زائرها

رسیده آنکه کرامات بی نهایت او

نرفته و نرود از خیال و خاطرها

همان که شمس شموس است و قبله ی خورشید

همان که بوده حریمش مطاف طائرها

رسیده آنکه به یمن قدوم باکرمش

گرفت جلوه ی فردوس جان بایرها

رسید آنکه نوشتند اینچین بیتی

به مدح و منقبت او زبان شاعرها

" گلی که یک ورقش آبروی نه چمن است

نگین خاتم سلطان دین ابوالحسن است "

 

حرم نگو که حرم چشمه ی بقا دارد

به روی لب ، لب نقاره یا رضا دارد

حرم نگو که بهشت است ، نه غلط گفتم

بهشت گوشه ی این آستانه جا دارد

هر آنکه آمده با کیسه ای تهی اما

به وقت رفتن خود کیسه ای طلا دارد

همیشه اشک روان است و خنده بر لبهاست

در این حرم که پر از زائر خدا دارد

گمان که نه به یقین نزد پنجره فولاد

هر آنکه رفته تمنای کربلا دارد

خدا گواست هر آنکس که کربلا رفته

به یک نگاه رئوفانه ی رضا رفته

 

جهان فدای رضا و جهان فدای حسین

جهان گدای رضا و جهان گدای حسین

رضای حضرت زهرا ، رضایت حیدر

بود رضای رضا و بود رضای حسین

به لطف مادر سادات بوده از اول

به دل ولای رضای و به دل ولای حسین

میان صحن حسین و میان صحن رضا

به سر هوای رضا و به سر هوای حسین

بگیر کرببلا را تو در مدینه ی طوس

همیشه دست رضا بوده کربلای حسین

بیا دوباره مرا مست عطر سیبم کن

دوباره تذکره ی اربعین نصیبم کن




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 12:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


روزی كه نام عشق بازان را نوشتند

این قوم را مجنون ، تو را لیلا نوشتند

آنگاه مُلكِ عاشقی تقسیم كردند

این سرزمین را مالِ تو آقا نوشتند

زهرا به هر سویی  ، سفیری را فرستاد

نام تو را صد شكر سهم ما نوشتند

ایران چه كم دارد ؟ دیار اهل بیت است

یك سو علی ، یك سوی آن زهرا نوشتند

این سرزمین را از همان اول خریدند

مدیون خانواده ی موسی نوشتند

با حُبِّ تو هر شیعه ای « اثنی عشر » شد

یعنی كنار نامتان « الا » نوشتند

از بعد آنكه ضامن آهو شدی تو

عشاق را آواره ی صحرا نوشتند

تا عكس تو در چشمهای آهو افتاد

در زیر ابرویش دو تا شهلا نوشتند

تو سفره دار عالمی مشكل گشایی

آقای ما سلطان علی موسی الرضایی

 

اشكی چكید و باب صحبت با تو وا شد

ناگاه دیدم صحن تو عرشِ خدا شد

آنقدر وا كردی گره از كار مردم

تا پنجره فولاد تو دارالشفا شد

اصلاً نمی دانم زِ كِیْ بُردی دلم را

اصلاً چگونه این دلم جای شما شد

یك نیمه شب افتاد راهم در حریمت

دیگر نمی دانم كه با حالم چه ها شد

من اولین باری كه بوسیدم ضریحت

از داغی آن بوسه قلبم مبتلا شد

تا آمدم لب وا كنم آقا ... آقا

آمد ندا برخیز حاجاتت روا شد

پای ضریحت عاشقی با گریه می گفت

در این حرم امضا برات كربلا شد

غیر از تو من با هیچ كس كاری ندارم

اصلاً بدون تو خریداری ندارم

 

تا روبروی گنبد تو ایستادم

دارو ندارم را همه نذر تو  دادم

با چشم گریان راه افتادم به سویت

یك لحظه دیدم بر درِ باب الجوادم

اذن دخولم اشكهای دیده ام شد

صورت به خاك گرم صحن تو نهادم

احساس كردم بین آغوش تو هستم

مانند طفل گم شده از پا فتادم

دلشوره هایم را خودت آرام كردی

دستان پُر مهر تو تسكین الفؤادم

كُلِّ زیارت نامه ام شد عشق بازی

گفتم : غلامم ، نوكرم ، من خانه زادم

گفتم كه یك دنیا برایت حرف دارم

اما ببخش این جمله های بی سوادم

بی قیمتم اما گرفتار تو هستم

با دست خالی بر سر راهت نشستم

 

آقا منم من ، مرغ بی بال و پر تو

با دست خالی آمدم در محضر تو

از دل دعا كردم كه از عزت نیُفتی

خالی نباشد از گدا دُورُ و بر تو

سلطان گدای ریزه خور بسیار دارد

نامم شده جزوِ سیاهی لشكر تو

روزی ما را از همان اول خدا داد

دست تو و دست كریمه خواهر تو

دلشوره ی ماه محرم دارم آقا

چون قول دادم من به زهرا مادر تو

ایران ما زان روز شد وادیِّ گریه

كه آشنا گردید با چشم تر تو

در سینه ی ما كوهی از اندوه و غم ریخت

« یابن شبیب » تو دلِ مارا بِهَم ریخت

 

در پیشگاهت عشق را ابراز كردم

من روضه را با نام تو آغاز كردم

هدیه به زهرا گریه كردن بر حسین است

با تكیه بر گریه به عالم ناز كردم

شبهای جمعه تو خودت هم كربلایی

من هم به سوی كربلا پرواز كردم

آقا ببخشم روضه ای از تو شنیدم

آقا ببخش گر روضه ات را باز كردم

آخر چه شد ،  جَدِّ غریبت آب دادند؟!

یادِ لبانش سوز دل را ساز كردم

آقا شنیدم یك نفر فریاد می زد

نیزه نزن بندِ زره را باز كردم

با چند ضربه ؛راستی سر را بُریدند؟

این روضه را در سینه مثل راز كردم

 

تا حرمت گیسوی زهرا را شكستند

چكمه به پا بر سینه ی جدت نشستند

با حوصله هر استخوانی را شكستند

نامردها چشمان بازش را نبستند




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/04/22 | 12:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


حمدُ لله که مائیم گرفتار رضا

عاشق صحن گهر شادِ گهربارِ رضا

آرزو داشتم از کودکی ام تا حالا

که پناهنده شوم بلکه به دربار رضا

زائرش زائر عرش است به نقل از معصوم

نظری کرده خداوند به زوار رضا

خود من با پسرم با پدرم با پدرش

نسل در نسل ، تمامیم بدهکار رضا

هر چه گفتیم بلافاصله مضمون جوشید

برکتی داده خداوند به اشعار رضا

عطر مخصوص حرم عطر بهشت است بهشت

دوست دارم بخرم عطر ز بازار رضا

تو کشاندی دل ما را وسط صحن غدیر

یا امیر ابن امیر ابن امیر ابن امیر

تو بگو دست به دامان که جز او بزنم

رو به در گاه که جز ضامن آهو بزنم

باز کردی گرهء کور مرا صد دفعه

شرم دارم به کسی غیر شما رو بزنم

آرزو داشتم از کودکی ام مثل پدر

جلوی پنجره فولاد تو زانو بزنم

من دو تا آرزو از مادر خود بردم ارث

ادب این است ، دَم از ارثیۀ او بزنم

اول از زائر تو کفش بگیرم تحویل

دوم اینکه حرمت با مژه جارو بزنم

بطلب تا شب جمعه دمِ ایوان شما

یاد ایوان نجف باشم و یاهو بزنم

بهترین نوع سفر سمت امامِ هشت است

عشق زوار، بلیطیست که بی برگشت است

هوس رفتن حجِ فقرایی کردم

هوس پنجره فولاد و گدایی کردم

هوس اذن دخول از سوی بست طوسی

و خروج از طرف شیخ بهایی کردم

هوس خوردن آبِ یخِ سقاخانه

داخل کاسۀ برّاقِ طلایی کردم

عکسهای حرم از هر جهتی زیبا بود

هوس دیدنِ تصویر هوایی کردم

پیرمردی به حرم خواند دو خطی روضه

بعد روضه هوس خوردن چایی کردم

هر که پرسید ز من آدرس صحن عتیق

طرف قلب خودم راهنمایی کردم

آخر از بس که دلم را به تو آقا دادم

صحن های حرمت را به دلم جا دادم

تو که بر نوکر خود رحمت وافر داری

شک ندارم که مرا خوب به خاطر داری

نمی افتد ز قلم نام کسی با اینکه

بی حساب عاشق و دیوانه و زائر داری

حرمت امن ترین مأمنِ موجودات است

بی سبب نیست اگر این همه طائر داری

جلوی پنجره فولاد تو فهمیدم من

که فراوانیِ خواننده و ذاکر داری

بس که دارای مضامین وسیعی هستی

بی حد و حصر ، نویسنده و شاعر داری

به وفور از ادبیاتِ زمان دعبل

شعر تا حوزهء اشعار معاصر داری

عاشقان سجده به درگاه تو جایز گفتند

شعر دربارهء تو سعدی و حافظ گفتند

زائرانِ تو زیادند که هر جا صف بود

موقع بازرسی پشت سر ما صف بود

وقت بوسیدن درهای حرم صحن به صحن

دست بر سینه سوی گنبد آقا صف بود

انبیا هم همه بودند حرم ، پشتِ سرِ

خضر و نوحِ نبی و یوسف و عیسی صف بود

تا کمی آب بنوشند ز سقاخانه

تشنه هم بلکه نبودند ، وَ اما صف بود

دستمان مثل همیشه به ضریحش نرسید

بس که در دور و برِ مضجع مولا صف بود

بسته های متبرک به حرم را خادم

پخش می کرد و عجب بین گداها صف بود

نمک و پارچۀ سبز و نخود بود و نبات

هدیه بر گنبد و ایوان طلایش صلوات

نامش و جلوه اش و چهره اش انگار علیست

بهترین نام در این گنبد دوار علیست

نوهء علم و کمال و پدر جود و جواد

پسر فاطمه و حیدر کرار علیست

علمش از جعفر و خُلقش حَسن و خَلق حسین

صورتش فاطمه و سیرت و کردار علیست

چارده نور به سیمای رضا منعکس است

چارده نور که یک قسمت از آن چار علیست

جان عالم به فدای پدر شمس شموس

که قیامت که شود شاخص و معیار علیست

باید از شاه نجف شاه خراسان آید

هست سِرّی به خدا مخزن اسرار علیست

هشتمین نور امامت دهمین معصوم است

مهربان بودن او از نسبش معلوم است

به جهانی ندهم این دل طوفانی را

دل دیوانه که می دانم و می دانی را

شَوَم افسرده اَقلّاً دو سه ماهی یکبار

گر نبینم حرم شمس خراسانی را

نور باران شده طوری که نبینید شما

هیچ جای دگر این سبک چراغانی را

جاذبه دارد و این جاذبه اش سبک علیست

کرده دیوانۀ خود این همه ایرانی را

با نگاه کرمش در گذر از نیشابور

به طلا کرد بدل قیچیِ سلمانی را

دوست دارم شده یکبار حرم تا به حرم

من پیاده روم این جادهء طولانی را

نوکری در حرمت علتِ بالیدنِ من

قول دادی که بیایی تو سه جا دیدن من




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/05/3 | 12:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای مطرب مهتاب رو

حرفی بزن، چیزی بگو

زان شاه صاحب آبرو

فخر سریر ارتضا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

تسبیح سبحانی رسید

ارباب ربانی رسید

ماه شبستانی رسید

شمس‌الشموس، آقای ما

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

ای نجمه خاتون آفرین

خورشید آوردی چنین

موسی‌بن‌جعفر را ببین

نامیده این مولود را

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

در عرش اقبال نبی‌ست

در فرش اجلال نبی‌ست

او عالم آل نبی‌ست

تمثال ختم الانبیاء

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

شد این علیِ سومین

مثل امیرالمومنین

با مستمندان همنشین

هم‌سفره می شد با گدا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

گنبد طلایش دلبری

کرده‌است از انس و پری

دل می‌بری،‌دل‌‌می‌بری

ای دلبر خیرالنساء

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

ای خانه‌ام آباد تو

ذکر خدایم یاد تو

از پنجره فولاد تو

دارم امید یک شفا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

دل در حرم پابست شد

در پای عشقت پست شد

نقاره خانه مست شد

از آسمان آمد صدا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

من آهوی سرگشته ام

بی تاب‌ و‌ مضطر گشته ام

سائل به این در گشته ام

یا ضامن آهو، الا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

ای که به دعبل از کرم

دادی عبا، صدها دِرَم

بر من که عبد این درم

از هر‌چه خواهی کن عطا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

از آب سقاخانه ات

خوردم شدم دیوانه ات

من از در میخانه ات

دارم امید کربلا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

در شادی‌ام غم می رسد

آوای ماتم می رسد

کم‌کم محرم می رسد

ماه حسین سرجدا

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا

 

گودال مالامال شد

جسم حسین پامال شد

باز عمه ات بی حال شد

سر رفت روی نیزه ها

سلطان‌علی‌موسی‌الرضا




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 01:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مثل میکائیل که امشب غزل خوان میشود

شاعر دربار تو دارد فراوان میشود

گوشه ی چشم پر از مهر تو سعدی پرور است

شاعر تو صاحب چندین "گلستان" میشود

ریسه ای از ماه و خورشید و ستاره میکشم

باز هم سرتاسر مشهد چراغان میشود

در شب میلاد تو همواره باید شاد بود

هرکسی که غیر از این باشد پشیمان میشود

هر که باشد ریزه خوار سفره ات در عمر خویش

مور هم باشد اگر روزی سلیمان میشود

نه فقط حصن حصینی اصل دین داری تویی

هرکسی با شرط عشق تو مسلمان میشود 

بسکه هر بی سرپناهی را ضمانت کرده ای

هرکه می آید حرم آهوی حیران میشود

باغ جنت بعد از این چنگی نخواهد زد به دل

وعده گاه عاشقانت "باغ رضوان " میشود

میدرخشد مرقدت در نقشه ی این مرز و بوم

گنبدت خورشید عالم تاب ایران میشود

بعد از این شعر ترم دنبال بار معنوی ست

یا به قول شاعرانت کار کار مثنوی ست

روشنی بخش دل هر عاشق آگاه تو

بعد زهرا پاره ی قلب رسول الله تو

تو همانی که علی گونه امامت میکنی

با عدالت بر همه عالم حکومت میکنی

حضرت جبرییل از روز ازل مأنوس توست

عالم آل محمد تا ابد مخصوص توست

تو همانی که به روح مرده ام جان میدهی

با دعایت مژده ی یک فصل باران میدهی

تو همانی که دو عالم را به نامت کرده اند

یک جهان شیخ بهایی را غلامت کرده اند

هر نگاه نافذت چندین ولی میپرورد

خاک کویت یاعلی ! "سیدعلی" میپرورد

تشنه گان را قطره ای از آب دریا کافی است

مجتهدی های دربار تو ما را کافی است

با دم گرم تو هر دردی مداوا میشود

کور می آید به پابوسی ت بینا میشود

تو امید آخرم بین اطبایی رضا

تو مسیح هفتمی از نسل زهرایی رضا

دور تا دور مزارت بی گمان بیت الهدی ست

این حرم تنها حرم نه بلکه یک دارالشفاست

نه فقط سنگ صبور هر پریشان میشوی

تا ابد ای مهربان حج فقیران میشوی

هرکسی شد زائر کویت خدایی میشود

بی برو برگرد روزی کربلایی میشود

صحن جامع...جامعه...با"ذِکرُکُم" قلبم شکست

نه فقط قلبم که در این بین قالب هم شکست

دوباره شوق مستی در دل دیوانه افتاده

خراب ساغر و باده میان راه این جاده

بقول حضرت استاد علامه حسن زاده

به سوی قله های نور سینه خیز باید رفت

و با قلبی ز عشق و معرفت لبریز باید رفت  




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 12:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


به گفته های موثق روایت است اینجا

نفس کشیدن مان هم عبادت است اینجا

به کاسه و به کف دست اکتفا نکنید

که رود و چشمه نه دریای حاجت است اینجا

بیا به مجلس شمس الشموس ونیت کن

که بودن تو یقینا زیارت است اینجا

بیار حاجت خود را که وقت باران است

که لحظه لحظه شب استجابت است اینجا

بگیر دامن شمس الشموس عالم را

گدایی ام بکنی اوج عزت است اینجا

رسیده ام ‌به حرم با دوچشم بارانی

شب ولادت آقا قیامت است اینجا

سلام حضرت سلطان سلام حضرت عشق

هزار مرتبه عرض ادب به ساحت عشق

کریم گرکه تو باشی گدا نمی ماند

توسفره پهن کنی بینوا نمی ماند

کنار پنجره فولاد تو امام رئوف

بدون شک نگرفته شفا نمی ماند

شفاست پشت شفا پس دلیل آن این است

نقاره خانۀ تو بی صدا نمی ماند

اگر نگاه خودت را بگیری از عالم

بجان فاطمه حاجت روا نمی ماند!!!

اگر که نام تو را آشنا صدا بزنیم

کنار نام تو نام آشنا نمی ماند

میان اینهمه زائر که درکنار تواند

کسی نرفته به کرببلا نمی ماند

توچشمه ای تو زلالی تو مثل بارانی

امام هشتمی وپادشاه ایرانی

تو آنکه در دل هر دل سپرده محبوب است

مرا بخر که دراین سینه قلبم آشوب است

نمک بریز زچشمت بکن نمک گیرم

که پای سفرۀ چشم تو رزق من خوب است

خدا علی و علی هم علی  توهم که علی

چقدر نام علی در حرم طلا کوب است

فدای صحن و سرایت فدای ایوانت

بهشت هم دم ایوان طلات مجذوب است

چقدر شان تو بالاست هرکسی از دور

سلام هم بدهد زائر تو محسوب است

زکار شیخ بهایی دوعالم حیرانند

فقط زلطف تو بوده اگر که اعجوبه ست

شنیده ام که با او گفته ای که تابه ابد

گناهکار نیاید حرم کجا برود

لباس کهنه ات آقا عبای سلطانی ست

فدای لحن صدایت شوم که قرآنی ست

به حوض آب و به فواره ی حرم سوگند

که چشمهای من اینجا همیشه بارانی ست

شکوه کوه و بلندای عرش و فرش و زمین

زقدو قامت گلدسته ی تو بالانیست

زگنبدو حرمت خوب می شود فهمید

که این حرم همه اش کار دست ایرانی ست

بدون شک فقط از  لطف چشم تو بوده

که سایه سرمن رهبری خراسانی ست

تو میرسی دم جان دادن همه آنجا

گواه گفته من پیر مرد سلمانی ست

چه خوب ذکر تو را وقت مرگ می گیریم

همه به پای تو سر می نهیم و می میریم




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 12:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


گفتیم رضا تا که بخوانیم خدا را

گفتیم رضا تا بشناسیم وِلا را

گفتیم رضا تا بنمائیم عطا را

گفتیم رضا تا که بیابیم رضا را

عنوانِ رضا جملۀ اسمای الهی

آمد به جهان آیت عظمای الهی

 

تابید به دل پَرتوِ تمثال محمد

سر زد ز جنان جلوۀ إجلال محمد

آن آرزوی حیدر و آمال محمد

آن عالمِ فریاد رسِ آل محمد

لاحَول بخوانید که عشقِ همه آمد

إسپند بیارید، گلِ فاطمه آمد

 

ما شیعۀ آنیم که رُجحان نپذیرد

آن وجهِ خداوند که پایان نپذیرد

آن نورٌ علی نور که نِیران نپذیرید

آن قامتِ چون سَرو که طوفان نپذیرید

خورشیدِ جنان، ماهِ جهان، نجمِ خراسان

آقای فَلک، روحِ مَلک، جانِ محبان

 

آن ماهِ فَلک فَر که بجز عبدِ خدا نیست

آن شاهِ دو عالم که به جز فکرِ گدا نیست

بخل و حسَد و کبر در أخلاقِ رضا نیست

حرص و طمع و آز مرامِ صُلحا نیست

جود و کرم و خیر زنَد بوسه بدستش

اوصافِ الهی همگی واله و مَستش

 

محتاج به آن دستِ کریمند خلایق

وابسته به آن لطفِ قدیمند خلایق

دلبسته به آن قلب سلیمند خلایق

ریزه خورِ احسانِ حریمندخلایق

مائیم و غلامیِ تو ای حضرتِ والا

نوکر شده نامیِ تو ای حضرتِ والا

 

وَالله غلامیِ تو زیبَندگیِ ماست

دلدادگیِ راهِ تو رزمندگیِ ماست

راضی به رضای تو شدن بندگی ماست

در اصل به سبکِ تو شدن زندگی ماست

هر زلف، گِره خورد به زلفِ تو قشنگ است

دامان تو را هرکه تو خواهیش،به چنگ است

 

ای معنیِ توحید وَ ای هستیِ داور

ای قبلۀ حاجات وَ ای جان پیمبر

چون مادرِ خود فاطمه ای سورۀ کوثر

خصمِ تو چنان خصمِ علی، ناقص و أبتر

در خانۀ خود هم نشدی دور ز محنت

فامیلِ بَد و حرفِ بَد و کینه و تهمت

 

تهدید شدی با ستمِ چهره شناسان

تبعید شدی از حرمِ خویش، چه آسان

أحبابِ تو أصحابِ تو زین غصّه هَراسان

آنروز خدا خواست بیایی به خراسان

چون فاطمه، ای در رهِ اسلام هزینه

یک بِضعه به ایران شد و یک بِضعه مدینه

 

با هجرتِ تو قافله ایجاد شد آنرور

ایران به قدومت همه آباد شد آنرور

این مملکت از بردگی آزاد شد آنرور

بر دشمنت این خِطّه چو مرصاد شد آنرور

پاداشِ قدوم تو و معصومه در ایران

خونهای زمین ریخته از جسم دلیران

 

تا قدر بدانیم کرامات شما را

توصیف نمائیم عنایات شما را

خود فَرض بدانیم زیارات شما را

تا زنده بداریم مناجات شما را

آنجا که ملائک همه در گفت و شنودند

آنجا که شهیدانِ حرم غرقِ شهودند 

 

یک گوشه مناجات، مناجاتِ حسین است

یک توشه ملاقات، ملاقاتِ حسین است

یک درسِ مواسات، مواساتِ حسین است

بر أهلِ مناجات، مباهاتِ حسین است

تا دیدۀ گریانِ تو بر شِیبِ خضیب است

پس روضۀ رضوانِ تو با إبنِ شبیب است




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/05/2 | 12:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-دهه کرامت


مشهد حرم مطهر سلطان است

قم مرقد پاک بانوی باران است

گویند که حد فاصل این دو حرم

بین الحرمین کشور ایران است




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/04/25 | 03:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات

مقدم خادمین حرم مطهر رضوی را به سراسر میهن اسلامی در دهه کرامت گرامی میداریم.


ای مُحبّانِ ولی نعمتِ عشق

خادمان حرم حضرت عشق

سینه چاکان امام هشتم

دلتان پُر،  زغم غربت عشق

 

ای که بر شاه شهان پابوسید

با غریب الغربا مانوسید

دگران اهل کویرند و، شما

چوگهر در دل اقیانوسید

 

سروران تاج فضیلت دارید

که به تن جامهٔ خدمت دارید

حق بود راضی از افعال شما

کز رضا لوح رضایت دارید

 

(مرحبا جلوه و جاه آمده است

موکب عشق، ز راه آمده است

ارمغان از حرم پُر نورش

پرچم گنبد شاه آمده است) 




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/05/12 | 06:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


غافل نشو شاید نظری شد امشب

شاید که مبارک سحری شد امشب

شاید که به خاطر امام هشتم...

از یوسف زهرا خبری شد امشب




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/05/12 | 05:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ماه را در شب هجران برسانید فقط

مژده ای در دل طوفان برسانید فقط

به کویری که ندیده است به خود برگ و بری

خبر از بارش باران برسانید فقط

من همان گمشده ام ،راه بلدها من را

به در خانه جانان برسانید فقط

همه درهای جهان را به روی ما بستند

دست ما را به خراسان برسانید فقط

گر حرم قسمت ما نیست سلام ما را

به عزیز دل ایران برسانید فقط

شب عید است و خراسان چه قیامت شده است

مرغ دل باز هوایی زیارت شده است

چاره آخر ما پنجره فولاد رضا

می کند معجزه ها پنجره فولاد رضا

گفت تا زائر دلسوخته ای : جان جواد

همه را داد شفا پنجره فولاد رضا

ملجا خوب و بد مردم ایران اینجاست

دردها کرده دوا پنجره فولاد رضا

آی شش گوشه ندیده نشو مایوس بیا

می دهد کرببلا پنجره فولاد رضا

به تلافی مسلمان شدن سلمان بود

که به ما داد خدا ،پنجره فولاد رضا

پشت این پنجره ها معجزه ناممکن نیست

شک ندارم که تمام گره ها واشدنی است

کرده وابسته مرا حال و هوای حرمت

خیر دیدم به خدا از همه جای حرمت

روز و شب اهل یقین دور سرت میگردند

همه صاحب نفسانند گدای حرمت

بهترین ثانیه ها با تو رقم خواهد خورد

بهترین خاطره ها خاطره های حرمت

حال آدم وسط صحن تو جا می آید

به خدا مست کننده است هوای حرمت

بطلب باز من بی سر و پا را سلطان

شده بدجور دلم تنگ برای حرمت

حرمت تکیه گه من شده از کل وجود

به ضریحت برسان دست مرا زود به زود

شکر لله شدم نوکر خانه زادت

گشته آرام همیشه دل من با یادت

تو پناه منی و نسل من و اجدادم

من گرفتار تو و نسل تو و اجدادت

به تو هر روز سلامی ندهم میمیرم

من اگر خوب اگر بد به تو کردم عادت

در میان همه دلباختگانت مشهور

به شب معجزه ها گشته شب میلادت

مسجد و میکده دادند به هم دست به دست

در دل صحن پر آوازه ی گوهرشادت

جمع شد در حرم تو همه زیبایی ها

هیچ جا بین جهان نیست شبیه اینجا

زائر تو به جهان رغبتش از یادش رفت

زندگی و همه ی لذتش از یادش رفت

هر که آرامش اطراف ضریحت را دید

به خدا آرزوی جنتش از یادش رفت

سائلی آمده بود از تو بگیرد حاجت

تا سلامی به تو داد حاجتش از یادش رفت

در ِ این خانه نداری است که قیمت دارد

بُرد کرد آنکه همه ثروتش از یادش رفت

هر که شد چشم به راه تو شب اول قبر

به خدا زیر لحد وحشتش از یادش رفت

 خیره شده چشم همه ، نعمت ازین بهتر چیست

ترسی از مرگ میان دل زوارت نیست

غم فراوان شده و میکده لازم شده ایم

حضرت عشق ببخشید مزاحم شده ایم

ما به تو رو نزده حاجت ما را دادی

سر این سفره فراوان مُتنعّم شده ایم

زندگانی به خدا طعم دگر گیرد اگر

بنویسند به دربار تو خادم شده ایم

همگی در طلب رزق محرم امشب

جلوی پنجره فولاد تو مُحرِم شده ایم

اربعین پیش حسین ضامن ما باش آقا

غم فراوان شده و میکده لازم شده ایم

اربعین خانه دل ها همه نا آرام است

اربعین هر که زیارت نرود ناکام است




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/05/12 | 05:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


باز هم از گوشه ی ایوان نگاهی کن به من

میشوم در مرقدت مهمان نگاهی کن به من

گریه کردم باغمت حالا که می آید کمی

در کویر صورتم باران،نگاهی کن به من

آفتابی که طلوع صبح گاهت  دیدنی ست

از شمال شرقی ایران نگاهی کن به من

گرچه سخت است این قسم،دستم به جایی بند نیست

آه جان مادر پنهان نگاهی کن به من

تا نگاهم میکنی مادر تبسم میکند

این دل بیچاره ی من دست وپا گم میکند

موقع پابوس صحن یار فوق العاده بود

گریه های لحظه ی دیدار فوق العاده بود

بین صحن آینه قلبم هزاران تکه شد

بی نهایت ایده ی معمار فوق العاده بود

بین سجده عکس من در سنگ مرمر نقش بست

صورتم در چادر گلدار فوق العاده بود

گم شدم در موج،دستم خورد بر کنج ضریح

بی نهایت حرکت زوار فوق العاده بود

من دلم کنج حرم خوابید،دنبالش نگرد

محو شد در تابش خورشید،دنبالش نگرد...

آسمان چرخیده والله قسم دور سرت

پر زده صدها کبوتر دم به دم دور سرت

من یقین دارم که با دست خودش عمامه را

صبح میپیچد فقط صاحب علم دور سرت

شعر من مال خودم چرخانده حتما جبرئیل

 شعرهایی مثل شعر محتشم دور سرت

روز وشب با شوق میگردند اطراف حرم

عده ای دور وبرت،قوم عجم دور سرت...

جاده ی شعر پر احساس من از مشهد گذشت

باز هم لطف امام هشتمم از حد گذشت

باقدوم تو زمین و آسمان  روشن شده

.چشم غمگین تمام شیعیان روشن شده

عاشق این لحظه ای هستم که میبینم همه

ریسه ها،فواره ها وقت اذان روشن شده...

از سر ذوق است که در کوه چشمم اینچنین

در شب میلاد تو آتشفشان روشن شده

نور دارد آنقدر چشمان تو که بی گمان

از نگاه تو چراغ جمکران روشن شده

تا بیاید. ..با تمام عشق منت میکشم

گر چه از روی تو و مهدی خجالت میکشم..




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/11 | 11:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


درد و درمان ما امام رضاست

راحت جان ما امام رضاست

ما غلامان حضرتش هستیم

شاه و سلطان ما امام رضاست

گرچه سلمان او نشد باشیم

عشق و ایمان ما امام رضاست

جان نوکر چه قابلی دارد

جان و جانان ما امام رضاست

آیه آیه کلام او نور است

تلو قرآن ما امام رضاست

جان ایران ماست معصومه

قلب ایران ما امام رضاست

قول داده به داد ما برسد

مرگ آسان ما امام رضاست

کاش آن لحظه ها رضا برسد

وقت مردن به داد ما برسد

بندگی بی بلا نمی چسبد

عاشقی بی خدا نمی چسبد

نیمه شب بی دعا و ذکر و نماز

نیمه شب بی بکا نمی چسبد

به همان مهربانی اش، به خدا

زندگی بی رضا نمی چسبد

این شلوغی خودش صفا دارد

حرمش بی گدا نمی چسبد

یاد داده خودش به ابن شبیب

گریه بی کربلا نمی چسبد

روزی ام کن بلا کشیدن را

با رضا تا خدا رسیدن را

تو کریمِ کریم ها هستی

شاه ما از قدیم ها هستی

نه به فکر کبوتران تنها

یاد این یا کریم ها هستی

تو امام الرئوف دنیایی

تو امام رحیم ها هستی

راه دادی به راه گم کرده

تو به فکر رجیم ها هستی

ما یتیمان آل طاهائیم

تو که یار یتیم ها هستی

دست ما را بگیر آقا جان

تو کریمِ کریم ها هستی

ما نداریم غیر این درگاه

بارها داده ای تو بر ما راه

در جوار شما چه غم داریم

دین و دنیا کنار هم داریم

ما کنار تو دلخوشیم آقا

با تو ای مهربان چه کم داریم؟

لذتی از بهشت بالاتر

حس و حالی که در حرم داریم

سر این سفره میهمان توایم

بابی از برکت و کرم داریم

سمت باب الجواد می آییم

قدی از احترام خم داریم

پدر و مادرم فدای شما

ای امامم، سرم فدای شما

می رسد دائما عطا از تو

ابتلا از من و دوا از تو

شب میلاد در حرم دیدیم

دم به دم می رسد شفا از تو

یک سلام از حریم قم با من

سفر مشهد الرضا از تو

هر چه برکت رسیده بر دل ما

یا که از قم رسیده یا از تو

و دو رکعت نماز بالا سر

از من و، رحمت و رضا از تو

ای کرامت نمی ز بارانت

می رسد رزق کربلا از تو

کاش درد مرا دوا بدهی

عیدی ام را تو کربلا بدهی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/11 | 08:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ابتدای حرم امام رضا

انتهای حرم امام رضا

بین صحن و رواق و توی حیاط

همه جای حرم امام رضا

کیست آن که دل از همه برده؟

دلربای حرم امام رضا

چقدر بنده رو زده اینجا

به خدای حرم، امام رضا

تو مقامت کریمی است آقا

من گدای حرم، امام رضا

ای حرم دارِ باصفا سلطان

السّلامُ علیک یا سلطان

ای بزرگ، ای امام آقاجان

شاه عالی مقام آقاجان

فقر من شرط نوکریست، بنام

این گدا را غلام آقاجان

این کبوتر به غیر دام شما

نمی افتد به دام آقاجان

زائرم، دلشکسته ام، زارم

نوکر تو، گدام آقاجان

به سلامٌ علیک من تو بگو

و علیک السّلام آقاجان

ای شه ملک طوس، ادرکنی

یا انیس النُّفوس، ادرکنی

آمدی تو دلم قرار گرفت

محضر شاه عشق بار گرفت

یا امام الرّئوف از کرمت

بنده ی مفلس اعتبار گرفت

زلف نوکر به پنجره فولاد

وصل شد، تا ابد جوار گرفت

مادرت جارویی به دستم داد

در رواقت برام کار گرفت

نوکری توی صحن گوهرشاد

گفت منبر عجب غبار گرفت!

شب تاریک، نور نزدیک است

به گمانم ظهور نزدیک است

شب وصل است و باد می آید

دل غزلخوان و شاد می آید

صوت نقّاره ی شما باز از

سمت باب الجواد می آید

یعنی از آل حضرت زهرا

باز باب المراد می آید

شاعران مدح او نمی گویید

صله دارد زیاد می آید

دعبلت نیستم ولی آقا

شاعری بی سواد می آید

تا بگوید همه کس و کارم

من فقیرم، فقط تو را دارم

آنقدر شأن مدحتان بالاست

که قلم عاجزست، نازیباست

چون منی مدح حضرتت گویم

کار، کار امام صادق هاست:

مصلح امت، عالم و عادل

منجی دادرس به روز جزاست

دور او ایمنند نوع بشر

او امان و پناه خلق خداست

سخنش حکمت و سکوتش علم

این فقط گوشه ای ز مدح رضاست

مایه ی فخر و عزّتست رضا

موجب خیر و برکتست رضا

تا که ما مشهدالرّضا داریم

نجف و شهر کربلا داریم

با خراسان حضرتت ارباب

کاظمینیّ و سامرا داریم

در قم اصلاً کنار خواهر تو

نزد زهرا همیشه جا داریم

لطف موسی بن جعفر است که ما

این همه یار دلربا داریم

همه دار و ندارمان مولاست

هستی ما تصدق زهراست

ماه ذیقعده ماه پرور شد

شب تاریک با شما سر شد

کوچه های مدینه بار دگر

از گلی فاطمی معطّر شد

همه گفتند حضرت موسا

شده بابا و نجمه مادر شد

با حضورت مدینه آن ایّام

به گمانم پر از کبوتر شد

بعد میلاد روی دست پدر

لب تو از فرات تا تر شد

گفتی ای جد تشنه کام حسین

به لب تشنه ات سلام حسین




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/11 | 07:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت-بحر طویل


کسی می آید از بالا، کسی می آید از برتر
کسی می آید از فردوس و از عرش کرم پرور
کسی می آید از لوح و قلم، از کرسی و منبر
کسی که جنسش از جنس سبو و ساقی و ساغر
چه مولایی/ چه آقایی/ چه کرّی و چه فرّی/ وه، چه اعجاز دلارآرایی/ چه نور
عرش پیمایی/ ز بطن نجمه زهره زاده ای، فزرند زهرایی/ و از موسی بن جعفر
می رسد روی زمین عیسا مسیحایی!

ببین شد باز مروارید در جوف صدف لبریز
ببین کروبیان در بارگاهش صف به صف لبریز
دوباره سینه ها از شادی و شوق و شعف لبریز
دل احمد پر از شور و دل شاه نجف لبریز
سخا آمد/ عطا آمد/ دعا آمد/ دوا آمد/ خدای خوبی و رأفت، به درد دل شفا
آمد/ تمام انبیا او شد، در این دولتسرا آمد/ الا یا اهل عالم؛ شه؛ علی
موسی الرضا آمد!

کسی آمد که از عالم ربوده عقل و هوش و دل
به سمت گنبد عرشی او روح هنر سائل
به وصفش شاعران و واژه هاشان مانده اندر گل
امام صادقش مداح و شد روح الامین دعبل
رضا قرآن/ رضا فرقان/ رضا سلطان/ رضا رضوان/ رضا بر پیکر دین جان/ رضا
رحمت/ رضا رحمان/ رضا شرط ورود بنده در توحید و در ایمان!

شبی دیدم شدم مرغی و بر بامش کبوتروار
به دستم جارویی دادند و من آن لحظه نوکروار
غبار غم زدودم از همه خروارها، خروار
برای زائرش، آقا دعا می کرد مادروار
یکی شاه و همه نوکر/ یکی حیدر، همه قنبر/ یکی با دیدگان تر شفا می خواست
از او با دلی مضطر/یکی می گفت ای آقا و ای سرور/ مزار مادرت زهرا کجا
مخفی شده آخر؟!

سلام من به آن زائر که شد یکباره مهمانش
به آن مرد مسیحی که نمود آقا مسلمانش
به جبرییلی که بوده خادم درگاه و دربانش
به آن اهو که مولا خود ضمانت کرده از جانش
رضا درد است و درمانم/ رضا آغاز و پایانم/ به آقایی او مومن، به دست او
مسلمانم/ رضا گلدسته های مرقدش سیمای رضوانم/ رضا جانم/ رضا جانم/ رضا
طوبای ایرانم!

سه ساله دختری گم شد کنار صحن گوهرشاد
همینکه مادرش، با چشم گریان در پی اش افتاد
یکی فریاد زد: مادر!! -کنار پنجره فولاد-
بیا، این نازدانه دخترت، آقا شفایش داد
دخیل ای شاه خوبی ها/ دخیل ای بضعه ی زهرا/ به استشفای آلامم/ بزن نوکر/
بزن نقاره ی دل را/ ز راه دور دارم محضرت شاه خراسانم/سلام آقا/ سلام
آقا/ شب میلاد تست اما/  بخوان روضه/ بگو یابن الشبیب و روضه ی جد غریبت
را نما برپا!




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/11 | 07:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


بهار آمد و بر روی گل تبسم كرد

شكوه وا شدن غنچه را تجسم كرد

بهار دید كه شمشادها جوانه زدند

شكوفه‌های جوان را نثار مردم كرد

ز سمت مشرق دل‌ها شنید بوی بهشت

بهار مست شد و راه باغ را گم كرد

پس از طواف حرم یا محول الأحوال

بهار با نفس عاشقان تفاهم كرد

بهار نیت معراج داشت وقت نماز

به خاك مقدم زوار او تیمم كرد

در آستان رضا «إنّما یرید الله»

كریمه‌ای است كه روح‌الأمین ترنم كرد

زلال اشك اگر گل كند به لاله قسم

كه با امام رضا می‌شود تكلم كرد

سخن به رسم گل‌افشانی بهار بگو

اگر شكست دلت در حریم یار بگو:

دوباره آمده‌ام تا دوباره در بزنم

كبوترانه در این آستانه پر بزنم

به ناامیدی از این در نمی‌روم هرگز

اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی‌شناس كند

كه حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

خدای را كمی ای زائران درنگ كنید

كه خاك پای شما را به چشم تر بزنم

من آشنای همین درگهم، خدا نكند

كه رو به غیر بیارم در دگر بزنم

اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم، باز

خوشم كه گاه‌گداری به باغ سر بزنم

صفای تربیت باغبان حرامم باد

كه در مجاورت گل دم از سفر بزنم

من از حضور تو ای ماه هاشمی خجلم

مگر به اشك شود ترجمان حرف دلم

به یك نگاه تو تطهیر می‌شود دل من

به یك كرشمه نمک‌گیر می‌شود دل من

مرا بس است طواف ضریح تو هرگاه

شكسته‌بستهٔ تقصیر می‌شود دل من

قسم به صبح جمالت كه پشت پنجره‌ات

دخیل نالهٔ شبگیر می‌شود دل من

سرشک حاجت هر كس كه می‌چكد بر خاک

كنار پنجره تصویر می‌شود دل من

به چشم آینه‌های حرم كه می‌نگرم

هزار مرتبه تكثیر می‌شود دل من

به شوق آن كه به پابوس زائرت برسد

به جای اشک سرازیر می‌شود دل من

خدا نكرده اگر از تو رو بگردانم

اسیر بازی تقدیر می‌شود دل من

چگونه قصد زیارت كنم برای وداع

مگر ز دیدن تو سیر می‌شود دل من

خدا مرا به فراق تو مبتلا نكند

من و جدایی از این آستان خدا نكند




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/11 | 06:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دهه کرامت


این جا که پُر از فروغ باور شده است

گنجینه ی نور حق مصّور شده است

از شعشعه ی مشهد و قم دانستم

ایران ز دو خورشید منّور شده است

***

هرکس به صراط مستقیم آمده است

برباغ بهشت این حریم آمده است

مانند تمام روزها یابن کریم

ایام کرامت کریم آمده است




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)، ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/05/11 | 06:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای که دل را تو جان و جانانی

درد ما را همیشه درمانی

حاجتم را نگفته میدانی

هرگز از درگهت نمیرانی 

ای به عالم پناه یا سلطان

یک نظر کن نگاه یا سلطان

فصل عشق است دیده بارانیست

باز دل های ما خراسانیست

شب شب ماه و نقره افشانیست

میزبان - فصل خوب مهمانیست

میزبانا مرا مبر از یاد

میهمان کن مرا تو جان جواد

آمدی آسمان چراغان شد

رحمت کبریا فراوان شد

چشم موسی ستاره باران شد

جلوه ات جلوه های رحمان شد

ای سراپای تو کمال علی

آمدی شد عیان جمال علی

با تو حتما که تا خدا بروم

بی تو حتما به ناکجا بروم

جز به درگاه تو کجا بروم

در کجا در پی دوا برم

ای مداوای درد بی درمان

پای ما را به مشهدت برسان

بی نگاه تو چشم دل کور است

دل به لطف تو ماه پرنور است

گر چه راه زیارتت دور است

با سلامی زیارتم جور است

السلام ای رئوف بی همتا

ای رضای قبیله ی زهرا

ای پناه فقیر و بیچاره

ای امان هرآنچه آواره

این بود های و هوی نقاره

دل به جز تو رضا که را داره

جان به قربان خواهرت آقا

رد مکن جان مادرت آقا

کن عنایت که با خدا باشم

سائل آل مصطفا باشم

زائر کوی مرتضی باشم

یک شب جمعه کربلا باشم

مست مولای عالمینم کن

اربعین زائر حسینم کن

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/05/24 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم

اشک بودیم که دامانِ نجف را دیدیم

در نجف منقبتِ شاهِ خراسان گفتیم

مشهدت آمده سلطانِ نجف را دیدیم

بی سبب نیست در ایوانِ طلا می چرخیم

ما در ایوانِ تو ایوانِ نجف را دیدیم

چقدر ذکرِ علی در حرمت می چسبد

ما در این خاک ، خراسانِ نجف را دیدیم

هرچه دادند به ما لطفِ علی بود علی

بر سرِ سفرۀ تو خوان نجف را دیدیم

ما رسیدیم که بر مرمرتان رو بکشیم

یک علی گو که پس از نامِ شما هو بکشیم

با خودش جامِ تو مستانه شدن هم دارد

بردنِ نام تو دیوانه شدن هم دارد

دلِ ما کاش شود کاسه ی سقاخانه

سنگ ظرفیتِ پیمانه شدن هم دارد

هر کبوتر که نشسته است دگر باز نَگشت

صحنِ تو خاصیتِ خانه شدن هم دارد

جایِ آئینه و کاشی به خودت غرقم کن

لطفِ تو از همه بیگانه شدن هم دارد

زائرانِ تو همه عینِ زیارت نامه اند

کششِ نورِ تو پروانه شدن هم دارد

وقتِ نقاره شده از تو خبر می گویند

ها علیٌ بشرٌ کَیفَ بشر می گویند

یک کلاغ آمده اینجا که کبوتر بشود

عمرِ ما کاش فقط پیشِ رضا سر بشود

بگذارید همین دفعه طوافش بکنم

طاقتم نیست که هنگامه ی محشر بشود

دامنش پُر شد و با دستِ پُر از اینجا رفت

پیش از آن لحظه که چشمانِ گدا تر بشود

به لبم نام جواد است و کَرَم می بارد

وای اگر وقتِ دعا نوبتِ مادر بشود

آمدن های مرا ضربدر سه بکنید

چه شود دیدنِ تو چند برابر بشود

مرگ می چسبد اگر در نظرم می آیی

جای هر بار سه دفعه به سرم می آیی

بارم اُفتاد زمین تا که شوم بارِ شما

بیشتر ساخت مرا عشق گرفتارِ شما

می برد تا ابد از یاد پریدن ها را

هر کبوتر که نشیند لبِ دیوارِ شما

بوسه با پنجره فولاد به شش گوشه زدم

بوسه ای در عوضِ آنهمه زوارِ شما

کربلا هم چقدر حسرت خادم هایی

که بیایند هر از گاه به دیدارِ شما

چاره ی اینهمه بیچاره فقط چار علیست

چارده تَن همه دیدیم در این چارِ شما

شام میلاد تو هر چند زِ مشهد دورم

چشم بر راهم و سلمانیِ نیشابورم

باز در نیمه ی شب چشمِ کسی بینا شد

کودکِ گم شده در خوابِ خوشش پیدا شد

مادری آرزویش بچه یِ زیبایی بود

گفت جبریل به گوشش گره هایت وا شد

دستِ لرزانِ زنی پیر کمی بالا رفت

از شهیدش خبر آمد چقدر غوغا شد

باز در پیشِ ضریح تو مریضی اُفتاد

زیرِ لب گفت رضا گفت رضا تا پا شد

خادمی آینه کاریِ حرم را تا دید

گفت با بغض حسن گریه کُنَش زهرا شد

لطفِ آقاست اگر مستِ امام حسنیم

"ما حسینی شده ی دستِ امام حسنیم"

من اویسم نَفَست از قَرَن آورد مرا

تا تراشیده شوم تا یَمن آورد مرا

مادرم بارِ نخستی که مرا با خود داشت

تا ضریحت برسم سینه زن آورد مرا

حاجت کرببلا داشت،به ما بخشیدی

به هوایِ حرمِ بی کفن آورد مرا

چقدر اُنس گرفتیم به درهایِ حرم

همه گفتیم که آقای من آورد مرا

در گوهرشاد دلم رفت به بین الحرمین

باد تا بویی از آن پیرهن آورد مرا

وای از پیرهنش ، پیرهنش را بُردند

حیف انگشتر و سنگِ یمنش را بُردند




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/05/24 | 11:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


السلام ای آنکه دلها زیر پایت ریخته

حق، جنان را زیر پاهای گدایت ریخته

مدح تو ارباب رویائی خوراک شعرهاست

بس که مضمون در کف صحن و سرایت ریخته

با هنرمندی حریمت نورپردازی شده

ریسه ها بر شانۀ گلدسته هایت ریخته

در رواق و صحن ها و بست هایت یک به یک

بوی تو در سینه ها عطر ولایت ریخته

این نخ سبز تبرک را که بر مچ بسته ام

سیدی حس می کنم که از عبایت ریخته

با غذای حضرتی آخر نمک گیرت شدم

حضرت زهرا نمک را در غذایت ریخته

گرچه صدها بار ایوان طلا را دیده ام

باز دل با دیدن ایوان طلایت ریخته

عاشقانت را یقین دارم که می بخشند حشر

طرح این بخشودگی ها را خدایت ریخته

آمدی آرامش قلب عطوف اهل بیت

مهربانتر از همه هستی رئوف اهل بیت

زائران را در نظر جنت تجسم می شود

خسته از راه آمده غرق تبسم می شود

زائری که روزها لحظه شماری کرده است

زود با آقای خود گرم تکلم می شود

بی گمان این روزها آقا دعاگوی همه

زائران خواهرش معصومه در قم می شود

وقت پرواز کبوترها به بالای سرم

آسمان شهر پشت بالشان گم می شود

این کبوترها روی بازار هم دارند اثر

گرم بیرون از حرم بازار گندم می شود

می زند در صحن قدسش جمعیت موج و عجیب

دل به صحن کوثرش غرق تلاطم می شود

رفتن پای ضریحش نیست اینجا نوبتی

ذکر زهرا باعث حق تقدم می شود

آنچه ایرانی جماعت را بهشتی می کند

عشق معصوم دهم ، خورشید هشتم می شود

هر چه دارم می دهم تا که بیایم پای بوس

چشم ما و بارگاه حضرت شمس الشموس

باز هم جا هست حاجت گر بیاری بیشتر

کاش سهم ما شود گرد و غباری بیشتر

دوستداران و محبانش در این صحن و سرا

بیشتر هستند هر چه می شماری بیشتر

صحنه های ناب، اینجا ناتمام است و بدیع

هر چه می گیریم عکس یادگاری بیشتر

بشنو آواز کبوترهای آقا را درست

صوتشان زیباست حتی از قناری بیشتر

در خیالم بین جارو کردن و تحویل کفش

هر دو دلچسب است اما کفشداری بیشتر

نذر کردم سکه ای انداختم در این ضریح

سکه هم کافیست آری گر نداری بیشتر

واقعا زیباست از دنیا بپرس از این حرم

هیچ کس دارد سراغ آئینه کاری بیشتر؟

امتحان کردم که پشت پنجره فولاد او

اشک آدم می شود از دیده جاری بیشتر

این سفرها شد برای ما تمامش خاطره

باز شد از کار ما با لطف او صدها گره

با نوای ذاکران و صوت و لحن قاریان

جا گرفته ذکر تو در سینۀ ایرانیان

در شب میلاد تو ای صاحب ایران زمین

خاکیان هم جشن می گیرند با افلاکیان

هر که مهرت را خریده شک ندارم برده سود

هرکه از تو دور مانده بی گمان کرده زیان

گفته ای دیدار زائر می روی بیهوده نیست

در زیارت آمدن دعواست بین قدسیان

جای جای این حرم سر دارد از جنت ولی

نقطۀ عطفی است ایوان طلا در آن میان

دوست دارم بشنوم هر روز ذکر خاصه ات

با صدای روحبخش زنده یاد انصاریان

من فقیرم تو هم آن حج فقیرانی لذا

هم شدم از مشهدی ها هم شدم از حاجیان

ضامن آهو رضا و ضامن ما هم رضاست

روز محشر خوش به حال جملۀ زهرائیان

هر که آمد پر شد از عطر ولایت شامه اش

خوانده ام من لذتی دارد زیارت نامه اش

با علی موسی الرضا ایران گلستان می شود

حافظ ایران ما شاه خراسان می شود

نام زهرا مادرش با نام فرزندش جواد

هر کحا برده شود صد مشکل آسان می شود

آفتاب صبح می تابد به ایوان طلا

مثل گنبد جلوهء ایوان دو چندان می شود

گاهگاهی آفتاب اینجا طوافی می کند

گاه پشت گنبدش از شرم پنهان می شود

می زنم هر جا قدم این سوی و آن سوی حرم

ناخودآگاه آخرش ختمِ به ایوان می شود

گر کسی غیر مسلمان یک سفر آید به طوس

با نگاه ویژهء سلطان مسلمان می شود

این تمام باور و این اعتقاد شیعه است

با نگاه خاصه اش برکت فراوان می شود

فخر دارد آب سقا خانه اش بر سلسبیل

مست سقا خانه اش لبهای باران می شود

مستی این آب را در خود شرابش هم ندید

این رواق و صحن را جنت به خوابش هم ندید

گر بخواهد با اشاره خاک را دُر می کند

عشق او هر لحظه در قلبم تبلور می کند

او رئوف اهل بیت است و چنان جدش حسین

با نگاهی عالمی را در دمی حر می کند

قسمتم مشهد نگردد گر که سالی چند بار

قلب من در سینه احساس تأثر می کند

هیچ صاحب خانه ای  چون صاحب این خانه نیست

گر گدا کاهل بود خود کاسه را پر می کند

فخر کردن هم خدایی فخر کردنهای ماست

هر که اربابش رضا باشد تفاخر می کند

مادری دیدم که طفلش را رضا داده شفا

پای ایوان دارد از آقا تشکر می کند

مشتری دارد حریمش از جنان هم بیشتر

نان جنت را حریم طوس آجر می کند

هوش از سر می برد از بس که جنات الرضا

جنت الاعلی هم احساس تحیر می کند

مدح ما حتی نمی از آب اقیانوس نیست

هیچ جائی در جهان کرببلا و طوس نیست

***

با تشکر از شاعر گرامی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/05/23 | 07:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تشکر ز خالق نهایت ندارد

که حمد خداوند غایت ندارد

بزرگی و الطاف و احسان سبحان

به رحمت و نعمت نهایت ندارد

اگر چه کسی هست در ناز و نعمت

چه دارد اگر او ولایت ندارد

ز توحید ، کس بی ولایت نگوید

دل بی ولایت هدایت ندارد

بدون رضا ره به توحید هرگز

که اصلا خدایش رضایت ندارد

خدا را ز روی رضا میتوان دید

که گفته ؛ کلامم روایت ندارد

حدیثی که با سلسله نقل گردد

به ردش کسی هیچ آیت ندارد

ز شرط و شروطی که فرمود آقا

عیان شد بما جز عنایت ندارد

ز سمت شلمچه رسیده است مهمان

چه حصن حصینی شده خاک ایران

نشابور بود و خدای مجسم

نقاب از رخ خویش برداشت یکدم

قلمها ز دستان حضار افتاد

خدا هست این یا نبی مکرم؟

تحیر ز چشمان پر اشک میریخت

و انگشت حیرت به دندان عالم

مه روی یوسف کجا و جمالش

که خورشید تابید از شرق عالم

عنان دار ناقه به فریاد میگفت :

که  "من مثلی"  ای خیل اولاد آدم

به آرامی از بین مردم جدا شد

و دریافت آن پیرزن را امامم

مگو سنگ سلمانی آنجا طلا شد

خوشا احتضار و وصالی فراهم

و ایران سراسر شده فرش راهش

ز هر شهر گل بود با خیر مقدم

قدمگاه او شد دژی در خراسان

که هرگز نباشد ز دشمن هراسان

قدومی که آورد نور خدا را

بقا را  عطا را  صفا را وفا را

به یاران ایرانی خود رسانده

سلام علی و رسول خدا را

اگر چه بظاهر به تبعید آمد

بنا کرد اما مسیر ولا را

به یکدم ولیعهد موسی بن جعفر

نکرده ولیعهدی اشقیا را

شناسانده شد عالم آل احمد

عیان کرد مظلومی مرتضی را

احادیث جعلی همه بر ملا شد

علم کرد فرمایش مصطفی را

به اعجاز و علم و جهاد و شهادت

نشان داد اوصاف خیرالنسا را

پی یاری اش خواهرش خواهد آورد

ز شهر مدینه به قم کربلا را

مرامش خدایی مقامش خدایی

قیامش خدایی پیامش خدایی

خدایی که روز جزا آفریده

جنان را به عشق رضا آفریده

جنان و جهان و زمین و زمان را

طفیل رضا بهر ما آفریده

گل سرسبد در میان رئوفان

رئوفی ز آل عبا آفریده

میان حریمش ضریحی چو کعبه

برای طواف شما آفریده

به صحن و رواق و شبستان کویش

فضای نماز و دعا آفریده

به زوار چون من گنهکار آقا

خطاپوشی هل اتا آفریده

برای پناه و امان محبین

حدیث شریف کسا آفریده

به سر درب باب الجوادش نوشته

کرم را ز ابن الرضا آفریده

ندارد بهشت اینهمه باغ رضوان

بهشتم خراسان و ذکرم رضا جان

زیارت به صحن عتیقش مهیا

کرامت ز دست شفیقش مهیا

به بالا سرش با دو رکعت نماز است

دعاهای قلب رقیقش مهیا

کنار گدا و غلامش نشیند

و سفره برای رفیقش مهیا

نه آهو  نه اشتر  نه سگ را براند

ضمانت ز لطف دقیقش مهیا

ز فیروزه اش آسمانی منور

عطا از نگین عقیقش مهیا

اگر بندگی خواهی و پادشاهی

به آزادگی در طریقش مهیا

دل سوخته دارد و ابر رحمت

شفاعت میان حریقش مهیا

اگر خصم سرسخت داری مخور غم

پی انتقام است تیغش مهیا

غریب است ، اما غریبه نواز است

و او عاشق اهل سوز و گداز است

شبی حجره دربسته بود و رضا بود

اباصلت شاهد بر این ماجرا بود

رضا دست و پا میزد و دیده گریان

بیاد لب تشنه کربلا بود

گهی یا جواد و گهی یا بنیی

پیامی به احضار ابن الرضا بود

حصیرش کناری ، عبایش کناری

دلش بانی روضۀ بوریا بود

سرش بی عمامه روی خاک حجره

ولی دیده گریان یک سرجدا بود

در این حجره گاهش ،که شد قتلگاهش

بیاد امامی که وجه الثری بود

در این قتلگاهش نه شمشیر و نیزه

نه با چکمه بر سینه یک بی حیا بود

نه خواهر اسیر و نه رأسی به نیزه

نه مقتول اینجا ذبیح از قفا بود

ز گودال،یک ناله مادرانه

بگوش است با شکوه از تازیانه




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/05/23 | 06:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


برای آمدنت نجمه بیقرارت بود

هزار سرِّ مگو دید و رازدارت بود

مدینه شاهد شب زنده داری موسی

تمام بارقه ها نیز در مدارت بود

ارادۀ ازلی با علی رقم خورده

رضای حق به رضای تو اعتبارت بود

چقدر پاقدم تو فرشته خلق شده

نگاه فاطمه ازعرش در زیارت بود

شنید حضرت یکتا شهادتینت را

یقین که حضرت جبریل هم کنارت بود

تودپاره ی تن پیغمبر خدا هستی

شبیه فاطمه شأن بزرگوارت بود

تو آمدی که ولایت شود به توکامل

خوش آمدی که امامت در انتظارت بود

اگر نبود ندای حدیث سلسله ات

چگونه سلسله ی شیعه رستگارت بود

خدا ادامه ی موسی بن جعفرت خوانده

و اوست نور دو چشم پیمبرت خوانده

تو انتفاضه ی الله اکبری آقا

تو خیزش هنر دین داوری آقا

تو انقلاب جدیدی ز دین به پاکردی

یقین حکومت دین را تو رهبری آقا

تو نور قافلۀ راسخون  فی العلمی

تویی که عالم آل پیمبری آقا

به رغم دشمن دیرینۀ بنی هاشم

تو از الست ولیعهد حیدری آقا

قسم به سورۀ کوثر  که بعد مادر خود

تویی که خیرکثیری تو کوثری آقا

به پیش اهل نظر کعبۀ حقیقی تو

تو قبله ای تو امامی تو سروری آقا

رئوفی و هنر تو حکومت دلهاست

چه دلنوازی و چه ذره پروری آقا

تو یوسف دل مایی و یوسف زهرا

وماهمه سر کوی تو مشتری آقا

روانۀ حرمت با هزار حج شده ایم

که زائر حرم ثامن الحجج شده ایم

تویی که داده ای احساس، قلب ایران را

بهشت کرده ای از مقدمت خراسان را

تمام مملکت شیعه شد قدمگاهت

دمی که لطف تو بارید کشور جان را

به خیر مقدم تو لشگر فدایی ها

ز یادها ببرد صبح عید  قربان را

طلوع شمس ولایت ز مشرق این خاک

به عالمی ببرد آفتاب و باران را

به خانوادۀ موسی بن جعفرش سوگند

خدا به ملک رضا مژده داد ایمان را

به اهل فارس پیمبر به خطبه ای فرمود:

که نور علم بگیرد دیار سلمان را

به فرش های حرم بسکه عرش پیماییست

کسی بها ندهد قالی سلیمان را

**

قسم به روح خدا و وصی  او که خدا

از این دیار شکسته ست شاخ عدوان را

دعای تو نفس قدسی ولایت شد

که راه قدس هم ازکربلا هدایت شد

کجاست زنده دلی تا ببیند از جاده

دل رئوف تو و عاشقان دلداده

به سوی روضۀ رضوان قلوب، در پرواز

به دست، پرچم رزمندگان آزاده

ازاین حرم شهدا راه جبهه را رفتند

خداست شاهد یاران دست و سرداده

چه کرده ای تو مگر با دل محبانت

که سر زپا نشناسند و  مست، از باده

تویی که همدل و هم صحبت فقیرانی

برای حاجت مردم هماره آماده

به بی کسان و غریبان پناه و همدردی

میان خسته دلان هم  نشینی ات ساده

به نوکران وغلامان چه خوش نظر داری

کنار سفره ی خود سر به زیر و افتاده

به روی خلق نیاری گناه پنهانی

به کلب هم اگر آید،دهی تو قلاده

دل از تو کرب و بلای حسین می خواهد

زیارت نجف و کاظمین می خواهد




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/05/23 | 06:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 :: 1 2 3 4
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic