تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/10/6 | 11:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


امشب دوباره شور تغزل گرفته ام

حس شروع نغمه بلبل گرفته ام

مثل نسیم روی چمن ها دویده ام

هر جا رسیده ام خبر از گل گرفته ام

بر دامن همیشه بهاری و سبز تو

با نور اشک دست توسل گرفته ام

از آسمان برای همه ناز می کنم

تا گنبد طلای تو پرواز می کنم

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

این زائران خسته، به عشق ولادتت

با عرض تهنیت به حضورت رسیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا چه قدر ریسه برایت کشیده اند!

بوی غذای حضرتی و این همه گدا

مهمان نوازهای حرم سفره چیده اند

ای کاش در ضیافت تو دعوتم کند

امشب خدا نگاه تو را قسمتم کند

من با تو از حصار غم آزاد می شوم

با خواندن سرود تو دل شاد می شوم

یک بار از خرابه ی دل بگذر و ببین

از برکت قدوم تو آباد می شوم

تا آن زمان که بیشه پر از رد پای توست

آهوی دل سپرده ی صیاد می شوم

از سنگ هم گذشتم و آهن شدم ولی!

دارم ز جنس پنجره فولاد می شوم!

عمریست زیر سایه ی دستت نشسته ام

جز تو رضا به هیچ کسی دل نبسته ام

هرگز ز عشق خویش جدایم نمی کنی

محتاج بنده های خدایم نمی کنی

گفتی سه بار دیدن زوار می رسی

یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی

دل تنگ روضه های حسین و محرمم

راهی خاک کرب و بلایم نمی کنی؟

این حرف آخریست که من با تو می زنم

مهمان سفرۀ شهدایم نمی کنی؟

خورشید من بتاب و دلم را سفید کن

وقت زیارت است مرا هم شهید کن




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/06/3 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


باید شکست ساغر و از می وضو گرفت

باید ز دست بانی باده سبو گرفت

از عرش آمده است... زمین آبرو گرفت

هر عاشقی که باده ی خود را از او گرفت...

...گفته است این که از همه ی دلبران سر است

نامش رضاست زاده ی موسی ابن جعفر است

گیسو کمند، خوش قد و بالا و محشری

کارت شده است از همه ی خلق دلبری

پیغمبری و حضرت زهرا و حیدری

یعنی صفات حضرت حق را تو مظهری

ای نام دلربات دوای فقیرها

اصلا رسیده ای تو برای فقیرها

باید که سر دهیم همه بی مقدمه

روحی فداک یابن علی، یابن فاطمه

با عشق تو ز هول قیامت چه واهمه

سلطان ماسوایی و عبد تو ما همه

ما سال هاست ریزه خور سفره ی توایم

هشتم امام ! ما همه آواره ی تو ایم

مجنونم و جنون دل زار بی حد است

جانم ز دوری حرمت بر لب آمده است

مثل کبوتری که به امید گنبد است

اصلا دوای این دل بیمار مشهد است

آخر به من اجازه ی پابوس می دهی

اذن زیارت حرم طوس می دهی

یکبار هم محل به من بی نوا بده

قلبم سیاه گشته، تو آن را جلا بده

دردی که داده اید برایش دوا بده

جان جواد کرب و بلای مرا بده

مردم همه به لطف تو حاجت روا شدند

امروز اگر مسافر کرب و بلا شدند

حالا که چند وقت دگر ماه ماتم است

عاشق به فکر نوکری اش در محرم است

با تو بساط گریه ی ما هم فراهم است

گریه برای روضه ی کرب و بلا کم است

روضه بخوان که ابن شبیب تو ایم ما

هر شب به یاد جد غریب تو ایم ما

یابن شبیب جد مرا بی هوا زدند

یابن شبیب جد مرا با عصا زدند

یابن شبیب عمه ی ما را چرا زدند؟

نامردها برای رضای خدا زدند

وقتی حسین در ته گودال رفته بود

زهرا کنار پیکرش از حال رفته بود

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/06/3 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


یک سلام از ما جواب از سمت مرقد با شما

فطرس نامه بر تهران به مشهد با شما

باز هم میل زیارت کرده ایم از راه دور

نیت از ما، قصد از ما، رفت و آمد با شما

ما کبوترهای بی بالیم اما آمدیم

لذت پرواز در اطراف گنبد با شما

نمره ی ما صفر شد از بیست اما در عوض

زندگی ما همه از صفر تا صد با شما

خطّه ی ما تشنه ی آب حیات و نور بود

خشکسال خاکمان اما سر آمد با شما

این دیار، این سرزمین، این زادگاه، این مرز و بوم

برکتش از توست «یا من یکشفُ کلَّ الهُموم»

سرپناه نا امیدان مأمن مأیوس ها

ایستگاه آخرِ ای کاش ها، افسوس ها

گرم در رویای صحن و گنبد و گلدسته هاست

زائر دلخسته و بی خواب از کابوس ها

نور گیرد ماه، تا شب های جمعه در حرم

می طراود نغمه ی یا نور و یا قدوس ها

می رسند از راه زائرها، ملائک گردشان

فرش زیر پایشان هم شه پر طاووس ها

در ازای قطره هایی اشک با خود می برند

از اجابت، از کرم، از لطف... اقیانوس ها

هر که صید توست دیگر در قفس محبوس نیست

در گل ایرانیان خاکی بغیر از طوس نیست

من اگر از دست خود آزاد باشم بهتر است

طائر پر بسته صیاد باشم بهتر است

زاده ی هر جای این دنیا که باشم خوب نیست

از اهالی رضا آباد باشم بهتر است

هرکه کنج دنج خود را در حرم دارد ولی

من اگر در صحن گوهرشاد باشم بهتر است

راستی با خود مریضی لاعلاج آورده ام

پس کنار پنجره فولاد باشم بهتر است

عقده ی کورم به لبخند ملیحت باز شد

دست های بسته ام پای ضریحت باز شد

عاقبت یا ساکن خاک خراسان می شوم

یا شهید جاده ی مشهد به تهران می شوم

زاغکی زشتم ولی نزد تو چشمم روشن است

یا کبوتر یا که آهو یا که انسان می شوم

در زیارت ها سرم پایین تر از قبل است و من

پشت ابر گریه ها از شرم پنهان می شوم

بازدید هرکه هربار آمده پس می دهی

و من از کم آمدن هایم پشیمان می شوم

خواب دیدم در حریمت شعرخوانی می کنم

روزی آخر شاعر دربار سلطان می شوم

پاسخ این خواهشم در بند امضای شماست

الغرض یک حرف دارم باتو آن هم کربلاست




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/06/3 | 11:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


پسر فاطمه سلام سلام

طلب حاجت از شما داریم

هر که هستیم یا بدیم یا خوب

در دل عشق امام رضا داریم

 

آسمان با ستاره و ماهش

در زمین مدینه مهمان است

جبرئیل از بهشت آمده است

روی دستش گلاب و قرآن است

 

روز میلاد توست یا سلطان

داخل مجلست دعا کردیم

رک بگوییم امشب ای آقا

هوس مشهدالرضا کردیم

 

امشب از راه دور ای آقا

برضریحت دخیل را بستیم

فخر ما این بس است تا محشر

همه همسایهء رضا هستیم

 

چشم در چشم حلقه های ضریح

دست در دست پنجره فولاد

آمدم تا که حرفهایم را

بزنم با تو هرچه باداباد

 

جشن میلادتان در این هیأت

یابن الزهرا چه جشن پر شوریست

گرچه دوریم از حرم اما

دلمان مثل صحن جمهوریست

 

به خدا از درون گهواره

نوکر آل سید نجفم

این جهان عاشق رضا هستم

حشر هم با امام رضا طرفم

 

منم از عاشقان هیأتیت

افتخاریست رخت رعیتیت

به چه کار آیدم طعام بهشت

دوست دارم غذای حضرتیت

 

من که بیمار عشق سلطانم

تا قیامت تبم نمی افتد

تا نفس روز و شب به سینه بُود

یا رضا از لبم نمی افتد

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/06/3 | 11:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


بالای شعر خویش نوشتم هوالطیف

تا که کنم ثنای تو ای حضرت شریف

هم پیرو تو تاج سر اهل عالم است

هم منکر تو خوار و سرافکنده و خفیف

این جمله های ناقص و در حد فهم ما

در وصف توست کوته و ناپخته و ضعیف

اصلا زبان الکن ما در مقام مدح

کی می شود به وصف دو چشم شما حریف

ای صاحب بهشت حریم شما کجا

سعی و صفا و رکن و مقام و منا و خیف

ای مهربان عالم و ای هشتمین امام

بر آستان قدس شما بارها سلام

شبهای جشن ، صحن شما دلرباتر است

باور کن از بهشت خدا با صفاتر است

وقتی فرشته زائر بی طاقت شماست

یعنی ز کبریا حرمت کبریاتر است

در خانۀ تو هیچ غریبی غریبه نیست

گویا غریب پیش شما آشناتر است

جنس طلای تو به خدا فرق می کند

اینجا طلا به برکت نامت طلاتر است

وقتی شفا درون غبارت نهفته است

یعنی غبار تو ز طلا کیمیاتر است

بعضی صفات پیش تو برعکس می شوند

داراتر است پیش تو هرکس گداتر است

ایران به برکت قدمت ماندگار شد

کل چهار فصل دل ما بهار شد

خورشید خانوادهء موسی بن جعفری

مولای با محبتی و ذره پروری

گفتی سه بار دیدن زوار می روی

آقا تو در وفای به عهد از همه سری

سیمای اهل بیت همه در جمال توست

من مانده ام که فاطمه ای یا که حیدری

ایران الی الابد همه در زیر چتر توست

این آب و خاک را تو زعیمی تو رهبری

کافیست یک اشارهءتان تا که مثل رعد

بدخواه شیعه را تو به زانو در آوری

آوازه ات به حیدر کرار رفته است

آقا شجاعتت به علمدار رفته است

بگذار تا مرور کند باز نوکرت

آن خاطرات کودکی خویش در برت

از شیشۀ قطار سرک ها کشیده ام

تا بنگرم ز دور حریم منورت

در خاطرات کودکی ام نقش بسته است

آن سنگهای صیقلی و سبز مرمرت

با لذتی عجیب شمردم هزار بار

تعداد زنگ ساعت زیبای سر درت

با شوق پولی از پدر خود گرفتم و

انداختم درون ضریح مطهرت

در زیر دست و پای همه سخت مانده ام

تا دست خویش را به ضریحت رسانده ام

آنکس که با رضایت شخصش خدا رضاست

فرزند هفتم علی مرتضی رضاست

از کودکی همیشه بدهکار او شدیم

یک پای خاطرات تمامیّ ما رضاست

نقّاره می زنند بیا خوب گوش کن

گویا ترانۀ لب آنها رضا رضاست

تا سفره دار کشور ما هست فاطمه

سو گند می خورم نمک سفره ها رضاست

باید به وسعت کرمش اتکا کنیم

عمریست خرج هر چه گرفتار با رضاست

زیبا ترین کلام لب من تمام عمر

حس می کنم همیشه همین ذکر یا رضاست

عالم کمی ز وسعت صحن امام اوست

یک شعبه از بهشت به دارالسلام اوست

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/06/3 | 11:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


از جان عاشقان ولایت خبر رسید

نوباوه ی بتول به وقت سحر رسید

از برکتش خدا به گدا بیشتر رسید

امشب ز راه زاده ی زهرا اگر رسید:...

...آمد که حال خسته ی ما را نظر کند

فکری به حال بنده ی خونین جگر کند

امشب عجیب سر به هوایم برای او

دنبال ذکر و مدح و ثنایم برای او

من یک گدای بی سر و پایم برای او

مجنونم و اسیر رضایم ، برای او:...

...زشت است اگر که نوکر خود را کند جواب

حاشا به لطف زاده ی پاک ابوتراب

ذکر قنوت روز و شب شیعه یا رضاست

روی لبم ترنّم ذکر رضا رضاست

در کشتی نجات فقط ناخدا رضاست

در ربنای هر شب من، آتنا ، رضاست

این دل میان مشهد و قم چون کبوتر است

گویا که وقف زاده ی موسی بن جعفر است

ما را نوشته اند گدایان مشهدش

روزی خوران سفره ی احسان بی حدش

مجنون بوی عطر ضریح زبانزدش

یک عمر خم شدیم فقط سمت مرقدش

دانه ز دست هرکس و ناکس نخورده ایم

دل را فقط به دست جوادش سپرده ایم

ما عاشقان غمزده را مال خود کنید

ما را همیشه در به در آل خود کنید

فکری به حال روزیِ اطفال خود کنید

ما را ذبیح کرده و پامال خود کنید

امشب دهید دست گدا جام باده را

امضا کنید کرب و بلای پیاده را

یا ثامن الحجج نظری هم به ما نما

بر این گدای پشت درت اعتنا نما

یعنی بیا و روزی من کربلا نما

بعدش مرا برای محرم جدا نما

یابن شبیب های تو ما را اسیر کرد

هر آنچه کرد روضه ی تکه حصیر کرد

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/06/3 | 10:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


دیر وقتیست دلم عرض ارادت دارد

ماه ذیعقده شد و قصد زیارت دارد

نور می آید از آن دور ،سفر نزدیك است

این چنین حضرت خورشید عنایت دارد

حاجیان در تب و تابِ سفر بیت الله

مُحرم كوی رضا كعبه حاجت دارد

روز میلاد كریم است، كرم حیران است

گوشه چشمی به گدا نیز كفایت دارد

كنج ایوان طلا روی لب این زمزمه بود

كمِ ما هست ولی شاه كرامت دارد

لحظه ای نیست كه نقّاره به گوشم نرسد

جای جای حرمش روح اجابت دارد

آن طرف پنجره فولاد چه غوغایی بود

مشهد از جنس بهشت است،قیامت دارد

سایه لطف رضا بر سر زائر افتاد

تا دم مرگ دلم شوق زیارت دارد

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/06/3 | 10:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

درسینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند عرض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را،زُهد تو را،شوق دعا را

بوی تو ز پیراهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفس های خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست،گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

هم پنجره فولاد و هم کرببلا را

ما درد نهانی و توآن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفس های تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم!دیر شد آقا




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/06/3 | 10:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

در سینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند ارض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را، زُهد تو را، شوق دعا را

بوی تو ز پیرآهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفسهای خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست، گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

ای شاه برات بقیع و کرببلا را

ما درد نهانی و تو آن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفسهای تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم! دیر شد آقا




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


لب اگر خورد به پیمانه بها میگیرد

سنگ با دست شما حکم طلا میگیرد...

شاهد واقعه سلمانی نیشابوراست

هرکسی خواست بداند که کجا میگیرد...

قصه ی شیخ بهایی و حرم ثابت کرد

رحمت واسعه ی تو همه را میگیرد

این حرم کهف حصین است چه حاجت به طلسم؟!

دامن آلوده در آن بوی خدا میگیرد...

عشق وارد شدن وقت اذان را دارم

که دلم درصف عشاق صفا میگیرد

قدمش میگذرد بی خطر از روی صراط

هرکسی دست به دامان شما میگیرد...

عالم آل محمد ز دم توست اگر

بیشتر حوزه در اطراف تو پا میگیرد..

شب میلاد تو از عرش خود جبرائیل

زود می آید و در صحن تو جا میگیرد

قبه ی پادشه طوس چنان کرببلاست

که درآن بی بروبرگرد دعا میگیرد...

واقعا پنجره فولاد شفاخانه ی ماست

کور می آید و فی الفور شفا میگیرد...

شاغلم شغل من اینست گدایت باشم

کارم از برکت الطاف رضا میگیرد...

ارمنی بود مردد که بگیری دستش...

گفتمش محضر دلدار بیا!میگیرد...

صحن تو شهره ی خلق است به ترفیع مقام

شاه عباس درآن حکم گدا میگیرد...

پردرآمد ترازین شعر دگر شغلی نیست

دعبل از دست تو با شعر عبا میگیرد..

"فلسفی" نیستم اما پی این فلسفه ام

که چرا هرکه زتو کرببلا میگیرد؟

سالها گریه کن جد غریبت هستیم

کشته ی مرثیه ی یابن شبیبت هستیم...




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 01:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش، قیام فرشته ها

باران شوق بود و امام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب خدا اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنّم رسیده است

کعبه کجاست؟ قبله‌ی هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه‌ی موسای مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه‌ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسّم زهرای مرتضی ست

آئینه‌ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فوّاره‌های صحن رضا دیدنی‌تر است

هر پنجه‌ای که شانه‌ی گیسو نمی شود

هر قبله‌ای که گوشه‌ی ابرو نمی شود

هر جذبه‌ای که عکس هوالهو نمی شود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می‌نهد به بال ملک هرکه یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب‌الجواد اوست

زلفی گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده‌اند، زلیخا نمانده است

باغ بهشت کاشی گلدسته‌های اوست

عباس دل سپرده‌ی دارالشفای اوست

در برکه‌ها تموّج دریایی‌اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی‌اش ببین

در قلب طوس سفره‌ی زهرایی‌اش ببین

خانه به خانه سایه‌ی آقایی‌اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقّاره می‌زنند مسیحی شفا گرفت

نقّاره می‌زنند خلیلی عطا گرفت

نقّاره می‌زنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه ز پایین پا گرفت

با دست‌های لطف تو آزاد می‌شویم

وقتی دخیل پنجره فولاد می‌شویم

با گوشه‌چشم، تا که نگاهی به ما کنی

کار هزار معجزه و کیمیا کنی

مشکل بهانه است که ما را صدا کنی

تا کاسه‌های خالی ما را طلا کنی

جز گوشه‌های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران حرم کربلا روم؟




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 03:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دهه کرامت


ای دل همۀ آل عبا را صلوات

با فاطمه حجت خدا را صلوات

هرکس که محمدی است همراه علی

با حضرت معصومه رضا را صلوات




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 02:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


اول تو را ، خدای کریمان ! تو را سپاس

آخر تو را رحیمِ رحیمان تو را سپاس

اینک زبان بنده نوازی گشوده ای

کَلِّمنی ای خدای کلیمان تو را سپاس

با من سخن بگوی ،که لبیک گویَمَت

ای ذکر تو مدیحۀ ایمان تو را سپاس

یا ربی العظیم تو را شکر می کنم

ای خالقِ وجود عظیمان تو را سپاس

حالا که حکمت تو رضا می دهد به ما

باید نوشت ربِّ حکیمان تو را سپاس

برگشته ام به سوی تو تا ، بنده ام کنی

ای چاره ساز عبد پشیمان تو را سپاس

شکر خدا که ذکر رضا داده ای بما

ما عاشقیم و حب ولا داده ای به ما

کم کم بهشتیان سخن آغاز می کنند

موج فرشته بال و پری باز می کنند

جمعی طبق طبق سبد گل می آورند

جمعی سرود چاووشی آواز می کنند

انگار عرشیان خبری تازه می دهند

این آسمانیان چقدر ناز می کنند

حق با شماست این خبر از جنس دیگر است

مدحی ز آل فاطمه ابراز می کنند

حالا صدای پای رئوفی رسد به گوش

ما را ز لطف خویش سر افراز می کنند

انگار اهل بیت به سرتاسر بهشت

دارند با خدای رضا راز می کنند

اینک خبر دهند که نام رضا رسید

این نام ها نیامده اعجاز می کنند

آمد رئوف و رئفت دل ها شروع شد

در بین خلق هدیۀ گلها شروع شد

ذیقعده لحظه لحظه اش از سال برتر است

این ماه ماه عترت موسی بن جعفر است

دانی هزار معنیِ "خیرٌ من الف شهر"

آری هزار و یک ز رضا جلوه گستر است*

شمس الشموس ، آمده یعنی ، ابالحسن

"سلطان بِارضِ طوس" که انوار داور است

او را ارادۀ ازلی نور آفرید

یکپارچه تمام وجودش مطهر است

بار تمام آل پیمبر بدوش اوست

او وارث ولایت زهرا و حیدر است

موسی به کوه طور برای چه می رود

موسای ما منادی الله اکبر است

این رحمتی که کشور ما را گرفته است

نور وجود پارۀ جسم پیمبر است

ایران ما حریم خصوصی مرتضاست

اینجا حیات خلوت معصومه و رضاست

روزی که شیعه راضی و دلشاد می شود

روزی است که ز فاطمه امداد می شود

مشرق زمین به یمن رضا می شود بهشت

باب الجواد مرکز ارشاد می شود

در صحن جامع رضوی موقع ظهور

احکام و خطبه هاست که ایراد می شود

مهدی به منبر رضوی چون کند جلوس

دریای نور صحن گوهرشاد می شود

اینجا دیار یار خراسانی است و بس

سفیانی است طعمۀ مرصاد می شود

آباد می شود همه در پرتو رضا

هرجا که شیعه خسته ز بیداد می شود

از آستین مهدی موعود بی درنگ

دست رضا مهاجم صیاد می شود

ایران جدا ز روح شهادت نمی شود

بالاتر از جهاد ، عبادت نمی شود

خواهی اگر دلت به حریم رضا رود

چیزی نمانده تا که به خلوت سرا رود

هرکس که نور چشم رضا را دهد قسم

سوگند بر جواد که حاجت روا رود

خشنودیِ بزرگ خدا خندۀ رضاست

باید که دستها به سوی التجا رود

پایین پای حضرتشان کوی طور ما

بالای سر هر آنکه رود تا خدا رود

قربان زائری که به سر می رود حرم

ای خوش بحال آنکه به کویش فدا رود

خورشید ذره ای است معلق به کوی او

هر روز صبح در پی آن مقتدا رود

هر روز در پناه رضایند انبیاء

گاهی به زیر سایۀ او هل اتا رود

آن دل که هست همسفر صاحب الزمان

از مشهد الرضا به سوی کربلا رود

این ذکر مهدی است که جان و سرم فدات

جَدّی ! اباالحسن!پدر و مادرم فدات

 

* 1001  اسماء الهی عدد امام رضاست

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 02:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


امشب به هرکجا که گذرمی کنیم ما

بر جلوه های دوست نظر می کنیم ما

تا گلشن مدینه کنار حریم نور

با بال عشق و شوق سفر می کنیم ما

در نوبهار شادی و شور علی و آل

از هرچه غصه هست حذر می کنیم ما

گه مدحتی ز قدر پدر می کنیم وگاه

وصف گل جمال پسر می کنیم ما

در گلشن امید به شوق وصال توست

کی یاد بوستان دگر می کنیم ما

ای گلبن امید به شوق وصال توست

گر مثل غنچه خندۀ تر می کنیم ما

در موسم شکفتن تو ای بهار عشق

شب را به صد امید سحر می کنیم ما

دامان هرکه را که دلش غرق عشق توست

از اشک شوق غرق گهر می کنیم ما

گاه عنایت است کریما، به نام تو

هرجا که سائلی است خبر می کنیم ما

تنها به شوق عرض ارادت به محضرت

پیراهنی ز عشق به بر می کنیم ما

پیدا بود فروغ و جلال و شکوه حق

هرگه نظر به گنبد زر می کنیم ما

دیروز ما گذشت به پابوسی تو، باز

امروز را به یاد تو سر می کنیم ما

از ما مپوش دیده که ای آفتاب حُسن

یک آسمان ستاره ضرر می کنیم ما

زانو زدیم گرچو «وفائی »در این حرم

از خاک تو به عرش سفر می کنیم ما




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 02:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


عدم بودیم تو با یک اشاره هستمان کردی

و تا گیریم دامانت سرا پا دستمان کردی

به پای بست شیخ عاملی پابستمان کردی

شراب ناب سقاخانه دادی مستمان کردی

همین یک کاسه از آب حرم آنقدر گیرا بود

که گویا باده ی صد ساله در پیمانه ی ما بود

در ایوان شما مستیم ازین مستی شرف داریم

اگر افتان و خیزانیم اگر تنبور و دف داریم

اگر هو میکشیم اینجا اگر باده به کف داریم

از آن باشد که اینجا حس ایوان نجف داریم

امیر هشتم عالم! علی جانم! مگر قنبر نمیخواهی؟

فقط لب تر بکن آقا، بفرما سر نمیخواهی؟

به سر شوق شما داریم و روی دستمان، سرها

به رقص آورده ما را هم سماع این کبوترها

چه بارانی ز اشک شوق می بارد دمِ درها

دمِ باب الجوادت وعده ی دیدار نوکرها

نوشته: "آستان حضرت شاه کریم" اینجا

گدایی نه، که ما داریم "شاهی" می کنیم اینجا

جنون ما که مجنونیم از آن ابتدا بوده

دلیل این جنون هم حُسن بی حدِّ شما بوده

گمانم "عالم زر" درهمین ایوان طلا بوده

در آن عالم دم "قالو بلی"مان  "یا رضا" بوده

توسلطان الرئوفی ازقدیم و از ازل بودی

الفبایی نبود اما تو شه بیت غزل بودی

خدا را در نماز کودکی در این حرم دیدم

بهشتی را که می گویند، با چشم خودم دیدم

به هر سمتی سرم چرخید، جولان کرم دیدم

چنان از تو کرم دیدم خودم را محتشم دیدم

یقین دارم قیامت نیستم من دست و پا بسته

دو رکعت نافله بالای سر، بار مرا بسته

به مهمان بیشتر آقا عنایت می کند اینجا

گدا، حاتم شده مشق سخاوت می کند اینجا

در و دیوار صحنش هم طبابت می کند اینجا

خدا هم آمده دارد زیارت می کند اینجا

به من خرده نگیر این عقل تعریفی ندارد که

شدم دیوانه اش، دیوانه تکلیفی ندارد که!




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 02:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


از آن زمان كه طرح دلم را خدا كشید

آن را مكان سلطنت عشق آفرید

دل را به نام  رعیت عشق اتنخاب کرد

بر تاج و تخت ملک خودش شاه  برگزید

شاهی که مهربان رئوف است و آشنا

شاهی که از فقیر وگدا ناز می خرید

آنکه در آسمان و زمین تاج و تخت داشت

همپای بالهای زمین خورده می پرید

مانند چشمهای پر از رحمت و صفا

هرگز ندید دیده هرکس که دیده دید

آقا جهان به دور تو  پروانه  می شود...

شاهی شبیه شاه خراسان نمی شود

باید كبوترانه برایت غزل نوشت

باید تو را شبیه خدا بی مثل نوشت

وقتی به چشمهای شما میرسد غزل

باید به جای چشم دوكاسه عسل نوشت

آن كس كه جود را به تو بخشید ای رئوف

دل را گدای خان شما از ازل نوشت

طرز نگات زلزله انداخت در دلم

آباد خانه اش  كه مرا بر گسل نوشت

کار گدای خانه  تو پادشاهی است

باید برای لطف تو ضرب المثل نوشت

ای آنكه گشته ضامن آهو مدد رسان

در زیر صفر مانده تبم  را به صد رسان

در محضر تو خاكم و از خاك كمترم

یعنی كه از تمام فلك نیز برترم

وقتی به پیش گنبد زرد تو میرسم

گویا بهشت كرده تجلی برابرم

گاهی  شبیه یك نخ سبزم  دخیل تو

گاهی در آسمان سرایت كبوترم

از اولین سفر كه به پا بوست آمدم

دیگر نشدكه از حرمت دل بیاورم

جز درب خانه ات در دیگر نمیزنم

حاجت به جز حریم توجایی نمیبرم

دستم بگیر غیر شما راه چاره نیست

در كار خیر  حاجت هیچ استخاره نیست

گنبد نگو بگو كه نگین جهانیان

گلدسته نه بگو كه ستون های آسمان

زائر نگو بگو كه ملك های عرش حق

خادم نه  جبرئیل خداوند لا مكان

مرقد  نگو و كعبه بگو بر ضریح او

بوی خدای میرسد از بارگاهشان

هر چیزدر جوار شما پر بها شود

بیهوده نیست قیمت بالای زعفران

هر جا رویم از سر خانت نمیرویم

از بس كه سفره كرمت هست بی كران

دنیا به آستان حریمت دخیل شد

كوچكترین گدای شما جبرئیل شد




موضوع: ولادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/06/15 | 02:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


  باز شب بود و سكوت و شعر ناب 

عشق بود و شور بود و التهاب

باز طبع قافیه پرداز من

این همایون بال تك پرواز من

رفت تا قوسین أو أدنی رها

رفت تا بالای بالا تا خدا

می طراوید از لبم شهد و عسل

مثنوی بود و رباعی و غزل

موج عشقی بود گویا در سرم

خامه می رقصید روی دفترم

مست از صهبای یا هو می شدم

شاعر چشمان آهو می شدم

گر چه آن شب طبع من ققنوس بود

در پی خورشید با فانوس بود

خویش را در خویشتن گم می كنم

همچو آدم میل گندم می كنم

جنت و حور و قصور و سلسبیل

كی حریم دوست را گردد سبیل

با زبان دل سلامش میكنم

هستی خود را به نامش میكنم

السلام ای قبله ایمان عشق !

ای امام عاشقان ای جان عشق !

السلام ای مایه تكریم عشق

ای امام واجب التعظیم عشق

السلام ای فرش راهت آفتاب

ای كراماتت به عالم بی حساب

ای مرید درگهت شیخ و شباب

آفتاب حشر در دستت سحاب

ای ز فیض تو همه عالم ختن

قطره ناچیز را دّر عدن

ای به شأنت قدر و شمس و هل أتی

نیست این الفاظ در مدحت سزا

ای طوافت برتر از هفتاد حج

شب چراغ روشن صبح فرج

ای به پاس صبح زیبای حرم

چشم اختر تا سحر نامد به هم

السلام ای در جلالت بی قرین

با تهی دستان عالم همنشین

گنبد زرد تو خورشید امید

می دهد بر هر دل خسته نوید

خستگان را دستگیری می كنی

بر گدایان هم امیری می كنی

ای سپهر رأفت و بحر كرم

عیسویون چاكران این حرم

بر سرایت نقش شد ای جان دین

ای غلام در گهت روح الامین

این سخن نقش است با خط نگین

اُدخُلوها بِسلامٍ  آمِنین

 صبح روشن سینه شب را درید

موكب شاه خراسان می رسید

تا ثریا بزم شادی بود و شور

فاش می شد سّر یخفی فی الصدور

از قدوم تو چراغان نه فلك

كف زند غلمان و می رقصد ملك

در مدیحت نغمه خوان داود شد

سینه مجمر، پر ز عطر عود شد

تا طوافت در خراسان می كنم

نازها بر حور و غلمان میكنم

مدح سلطان خراسان میكنم

دفترم را چون گلستان میكنم ... 




موضوع: ولادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/06/14 | 07:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


تا که از صورتش نقاب افتاد

ماه در کاسه ی شراب افتاد

شعله در جان آفتاب افتاد

لحظه ای از لبش حجاب افتاد

دهن حوض کوثر آب افتاد

مادری کودکی بغل کرده

گریه را بین خنده حل کرده

یک بغل نور را غزل کرده

خانه را شیشه ی عسل کرده

خانه در شوق بی حساب افتاد

نفسم را شرار آه گرفت

آه من دامن گناه گرفت

عقل ها را به یک نگاه گرفت

با نگاهش دوباره ماه گرفت

سایه اش روی ماهتاب افتاد

آه را گفته ام که طوفان شو

به دلم گفته ام پریشان شو

مثل آیینه شو نمایان شو

با شراب لبش مسلمان شو

که در ایمان ما عذاب افتاد

از دعای تو باغ سجاده

همطراز قنوت گل داده

اختیار از سر من افتاده

چونکه سوغاتی تو شد باده

هرکسی گوشه ای خراب افتاد

طاق عرش است قوس ابرویت

جلوه ای از خدا شده رویت

دام دلهاست پیچش مویت

غبطه خوردم به حال آهویت

که به لطفت از التهاب افتاد

شوق دیدار می برد راهم

لب دریا که میرسم کاهم

هرزمانی که زائر شاهم

اولش زائر قدمگاهم

راه در کاسه ی گلاب افتاد

راه ، بین من و تو فاصله نیست

عشق ، پابند صبر و حوصله نیست

بین ما غَش در معامله نیست

غیر بوسه برای من صله نیست

در دلم شوق یک جواب افتاد

بین باد و مباد خشکم زد

دَمِ باب الجواد خشکم زد

کنج صحنش زیاد خشکم زد

حاجتم را که داد ، خشکم زد

گریه این بار مستجاب افتاد

چشم بی گریه ، چشمه ی تلف است

چشم تر ، همپیاله ی صدف است

دُرّ گریه ، نتیجه ی نجف است

گفت : آغوش ما از اینطرف است

دل به دست ابوتراب افتاد 




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/06/14 | 07:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


قطعه قطعه زمین پر از شور است

نغمه ها در ردیف ماهور است

دل مهدی فاطمه شاد و

آسمان صحن بارش نور است

باز روشن شده است چشم فلک

چشم بیمار قلب، شب کور است

محض ناز قدوم سبز شما

دل هر شیعه باز مسرور است

روحم امشب درون صحن شماست

گرچه جسم من از حرم دور است

گوشه ای از حرم نشسته ولی

به گدایی عشق مامور است

السلام ای شهید زنده ی طوس

بپذیرم در این شبِ پا بوس

با دل عاشقان چه ها کردی

چه شفا خانه ای به پا کردی

از همان کودکی ، همان اوّل

درد ما را شما دوا کردی

تاج شاهی ست بر سرم که مرا

سر بازار خود گدا کردی

خواهرت پیشتان سفارش کرد

که مرا سوی خود صدا کردی

دست خالی رسیدم آقا جان

بی وفا بودم و وفا کردی

هر کسی با دم حسین آمد

راهی اش سوی کربلا کردی

لطفتان بی حد است یا مولا

دست خالی ردم نکن آقا

خطبه هاتان ظهور زیبایی

نفحه هاتان شمیم رویایی

عاشقانت تمام مجنون و

زده بر طبل های رسوایی

در دل جنگ نرم بی دین ها

حسن تدبیرتان تماشایی

می دمد روح در تن اسلام

آن دم قدسی مسیحایی

یادتان می شود همیشه ی دل

مونس روزهای تنهای

هشتمین آفتاب عالم تاب

هفتمین یادگار زهرایی

بی کران بی کرانی ای آقا

بی کران مثل آسمان خدا

هر چه داریم از شما داریم

از شما هدیه ی خدا داریم

برکتی دارد این نگاه شما

ما از این چشم ها چه ها داریم

ما در این صحن های مثل بهشت

دلی از غصّه ها رها داریم

هر کجا پای می نهیم انگار

پشتمان دستی از دعا داریم

ما که از خاک کربلا دوریم

خوب شد مشهد الرّضا داریم

گر مدینه نشد ولی اینجا

گنبدی زرد و با صفا داریم

این حرم آسمان احسان است

مرکز انقلاب ایران است




موضوع: ولادت امام رضا(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/06/14 | 07:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


لیلۀ میلاد مسعود ولیّ حق رضاست

پارۀ جسم نبی چشم و چراغ مرتضاست

عالم آل رسول و زادۀ پاک بتول

رهبر ملک قدر فرماندۀ جیش قضاست

قبله هفتم که پیش بارگاه رفعتش

آسمان با وسعت بی‌انتها، تحت الشعاست

نجمه زاده آفتابی را به هنگام سحر

کافتاب بامدادان ذرّه او را گداست

قرص خورشید است این خورشید روی سرمدی

ماه تابان است این، ماه که ماه مصطفی است

شمس پیش شمس حسنش گاه مغرب گوشه گیر

ماه از شرم رخش، هر صبحدم در انزواست

موسی عمران بگردان روی از طور و ببین

کانچه نادیدی عیان در خانه موسای ماست

گر خدا خوانم و را در مرتبت کفر است کفر

ور جدا گویم خطا گفتم خطا گفتم خطاست

عقل مدحش را کند، یا وهم وصفش آورد

کان حقیری ناتوان و این فقیری بینواست

کنت نورالله شنیدی؟ این فروغ سرمدی است

نحن وجه‌الله خواندی؟ این جمال کبریاست

از کجا جوئی دوا؟ خاکش بود داروی درد

وز که می‌خواهی شفا؟ درگاه او دار الشّفاست

گِرد کویش بر مشامم خوشتر از بوی بهشت

آب جویش در مذاقم بهتر از آب بقاست

جز خدا هر کس بگوید وصف او را نادرست

جز نبی هرکس بخواند مدح او را، نابجاست

من ز خجلت آستین در کوی او دارم به رخ

کآستان او زیرتگاه خیل انبیاست

مرقد او کعبه جان و طوافش کار دل

صحن پاکش مروه و ایوان زرّینش صفاست

با وجود آنکه کس قدر ورا نشناخته

هم گدا با او هم او با هر گدایش آشناست

دل به رویش داده یوسف بسکه رویش دلفروز

جان ز بویش جسته عیسی بسکه رویش جانفراست

بوی عطر خلد، ارزانی برای اهل خلد

من مشامم را صفا از خاک زوّار رضاست

ناز دارد شهر نیشابور بر باغ بهشت

ز آنکه خاکش جای پای ناقة آن مقتداست

عقد گوهر ریخته، جاری نمودی از دولب

آن حدیثی را که بین شیعه زنجیر طلاست

کی بود خوفش ز مأمون چون بود باکش ز خصم

آنکه نقش شیرهای پرده را فرمانرواست

منجی خلق دو عالم در دو عالم اوست او

ضامن آهو، گرش تنها بخوانی، نارواست

درد اگر داری برو از خاک او درمان بگیر

مشکل ار داری بیا آری رضا مشکل گشاست

دست شرق و غرب از این سرزمین پیوسته دور

ز آنکه ایران را بدین فرزند زهرا اتّکاست

سرزمین اهلبیت است این زمین و اهل آن

تا رضا دارد، به تهدید عدو بی اعتناست

هر اَبَر قدرت، در اینجا پای مال آید چو مور

هر ستم گستر، بسان دانه زیر آسیاست

قدسیان رو بند خاک هر که اینجا زائر است

عرشیان گویند آمین هر که را اینجا دعاست

طوف قبرش کن که در محشر مقام زائرش

فوق زوّار حسین ابن علی در کربلاست

سر بخاکش مه که در میزان و در حشر و صراط

زائر خود را رهائی بخش از خوف جزاست

بشنو از موسای کاظم این روایت را که گفت

زائر قبر رضا در عرش زوّار خداست

ناز تا صبح جزا بر سفرة مریم کند

هر که را در کاسه از مهمانسرای او غذاست

بر فراز قبّه‌اش دارد لوائی سبز رنگ

شیعه تا صبح قیامت زنده زیر این لواست

گربه عالم بنگری هر کشوری را مرکزی است

مرکز ایران اسلامی، خراسان رضاست

ای که موسایت ثناخوان گشته در مصر وجود

وی که عیسایت بچرخ چارمین مدحت سراست

ای که ذکر آشنایت، ناامیدان را امید

وی که نام دلربایت، بی نوایان را نواست

کیستم من؟ تا که در کوی تو گردم ملتجی

اولیاءالله را سوی تو روی التجاست

من نمی‌گویم خدائی لیک گویم چون خدا

نعمتت بی ابتدا و رحمتت بی انتهاست

بر فقیر اعطا نمودی پیشتر از آنچه خواست

بر گدا انفاق کردی بیشتر از آنچه خواست

من نه مدحت را از آن گفتم که دانستم که‌ای

بل از آن گفتم که جز مدح تو را گفتن خطاست

تشنه‌ای بودم که از آب بقا گفتم سخن

چون تو خضر رحمتی در بیت بیتم رهنماست

آنکه سائل را نراند از سر کویش توئی

و اینکه گردیده گدایت «میثم» بی دست و پاست

فخر بر رضوان کند زیرا در این کو، ملتجی است

ناز بر شاهان فروشد ز آنکه بر این در، گداست 




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/06/14 | 07:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


مه ذیقعده چراغ سحرت باد مبارک

جلوه شمس به صبح ظفرت باد مبارک

خنده نجمه به قرص قمرت باد مبارک

نجمه دیدار فروغ بصرت باد مبارک

صدف بحر ولایت گهرت باد مبارک

عید میلاد یگانه پسرت باد مبارک

پدر و مادر و فرزند و تبارم بفدایت

به خدا آئینه روی خدا داده خدایت

این پسر بر همه مولاست علی نام نکویش

دل صد سلسله افتاده به هر حلقة مویش

فیض دیدار خداوند بود در گل رویش

داروی درد مسیحاست غبار سر کویش

سدره یک شاخه ز نخلی است که روید لب جویش

نجمه با چشم خدا بین بگشا دیده بسویش

تو ز ختم رسل و شیر خدا آینه داری

شرف بنت اسد آبروی آمنه داری

صدف بحر ولا را گهر است این، گهر است این

طوبی جنّت دل را ثمر است این، ثمر است این

قلم صنع خدا را اثر است این، اثر است این

افق دانش و دین را قمر است این، قمر است این

پدر پیر خرد را پسر است این، پسر است این

بلکه بر آدم و حوّا پدر است این، پدر است این

همه ممنون عنایت، همه مرهون عطایش

همه دانند امامش، همه خوانند رضایش

عالم آل نبی علم گل باغ کمالش

ملک و جن و بشر یکسره مبهوت جلالش

نبوی قدر و جلالش، علوی خلق و خصالش

چون خداوند تعالی نه نظیر و نه مثالش

پدرش موسی جعفر شده مبهوت جمالش

مه ذیقعده زده دست بدامان وصالش

در ناب سخن اهل ولا گشته حدیثش

بلکه معروف بزنجیر طلا گشته حدیثش

بی تولّاش دل اهل دل آرام نگیرد

مهر کور است گر از مهر رخش وام نگیرد

مرغ جان خانه به جز بر در این بام نگیرد

خضر تشنه است اگر از کف او جام نگیر

هر که از جام تولّای رضا کام نگیرد

شرف از بندگی و بهره ز اسلام نگیرد

اوست آنکش که ولایت بولایش شد کامل

به همه خلق خدا لطف و عطایش شده کامل

ز سر انگشت رضا معجز شق القمر آید

شجر خشک ز فیض نگهش بارور آید

گر اشارت کند از شعله دو صد لاله برآید

ریگ دُر، سنگ طلا، خاک سیه مشک تر آید

غنچه با خنده برون از دل سخت حجر آید

نخل ایمان را از فیض وجودش ثمر آید

مرده را زنده کند فیض غبار حرم او

من آلوده دل و دامن لطف و کرم او

ای دل عیسی مریم به تولّای تو زنده

ای دو صد موسی عمران شده در طور تو بنده

ای که یوسف زده با یاد گل روی تو خنده

ای که ابر کرمت بر سرما سایه فکنده

ریشة کفر شد از تیشه توحید تو کنده

نقش شیر از نگه نافذ تو شیر درنده

آهویی را که تو ضامن شوی از لطف و کرامت

نه عجب گر که شود، ضامن خلقی به قیامت

دل شود لاله و از سنگ قدمگاه تو روید

موسی از دامن سینا به خراسان تو پوید

عیسی از چرخ چهارم گل بستان تو بوید

خضر از آب بقا دل به لب جوی تو شوید

عضو عضوم همه گردیده زبان مدح تو گوید

چشم گریان و دل گمشده‌ام روی تو جوید

تو غریب‌الغربائی، تو چراغ دل مایی

تو معین الضعفایی، تو رضایی تو رضایی

طوطی وحی به گلزار جنان مدح تو خواند

آسمان دست به دامان ولای تو رساند

نفس باد صبا در حرمت مشک فشاند

هیچکس غیر خدا وصف تو گفتن نتواند

ساعتی را چو گدا هر که سر کوی تو ماند

هرگز از دست کسی افسر شاهی نستاند

من که خوارم چه شود با گل گلزار تو باشم

سگ دربار تو با خادم زوّار تو باشم

تو که جان زنده شود با نفست روح فزایت

تو که از بال ملک پر شده ایوان طلایت

تو که رشک حرم کعبه شده صحن و سرایت

تو که گشتند شهان، سائل و محتاج گدایت

تو که آهوی بیابان شده مرهون عطایت

تو که هم دشمن و هم دوست کند مدح و ثنایت

چه شود گر قدمی از کرمی رنجه نمایی

آن سه موعود که گفتی بملاقات من آیی

آتش عشق تو در سینه ما مشتعل آید

مهر تو روز جزا کفّه خیرالعمل آید

نه عجب گر به تضرّع به حریمت جَمَل آید

سنگ تا خاک تو را بوسه زند از جبل آید

گر همان دم که زنم بوسه به قبرت، اجل آید

مرگ شیرین تر و محبوبترم از عسل آید

کرمی، تا که یکی بوسه ز قبر تو بگیرم

آنچنان بوسه بگیرم که همان لحظه بمیرم

ای کز آغاز تو را پارة تن خوانده پیمبر

ای ولای تو اجّلِ نِعَم حضرت داور

ای به بحر کرمت عالم ایجاد شناور

پدران و پسرانت ز همه بهتر و برتر

شودش فیض طواف حرمت تا که میسّر

روح عیسی به فلک بال زند همچو کبوتر

روز آغاز به مهر تو سرشته گِل «میثم»

وصف تو بر لب و جای تو بود در دل «میثم»




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/06/14 | 07:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


بارک الله نجمه امشب آفتاب آورده‌ای

وجه ناپیدای حق را بی‌نقاب آورده‌ای

در تراب امشب جمال بوتراب آورده‌ای

یا به دامن احمد ختمی مآب آورده‌ای

از دل دریای رحمت درِّ ناب آورده‌ای

گل به دست خود گرفتی یا گلاب آورده‌ای؟

با جلال آمنه مرآت احمد زاده‌ای

در حقیقت عالم آل محمّد زاده‌ای

**

این پسر حسن خدا را مظهر است و منظر است

این پسر سر تا به پا، پا تا به سر پیغمبر است

این پسر هم مصطفی هم فاطمه یا حیدر است

تو چو مریم، این پسر عیسای عیسی پرور است

این پسر در هفت دریای ولایت، گوهر است

این پسر قرآن بابا روی دست مادر است

ایـن شـه ملک قـدر فرمانده جیش قضاست

این همان جان جهان مولا علی موسی‌الرضاست

**

بضعۀ ختم رسالت، روح قرآن است این

بلکه هم جان جهان، هم یک جهان جان است این

قدر قدر و نور نور و فرق فرقان است این

من به قرآن می‌خورم سوگند، قرآن است این

جان دین، اصل ولایت، روح ایمان است این

شمع جمع انبیا در بزم امکان است این

لاله‌های وحی از فیض بهـارش کرده گل

بوسۀ موسی‌ابن‌جعفر بر عذارش کرده گل

**

ظرف نامحدود دریاهای رحمت ساغرش

آسمان گردیده چون پروانه بر دور سرش

ضامن آمرزش خلقی است آهوی درش

حافظ ایران اسلامی است در قم خواهرش

جد امیرالمؤمنین، ام ابیها مادرش

عالم هستی گرفته همچو کعبه در برش

موسی عمران بیا فرزند موسی را ببین

آدم و نوح و خلیل الله و عیسی را ببین

**

چار صحن او پناه چار رکن عالم است

گندم مرغان صحنش عکس خال آدم است

گنبد زرین او خورشید ماه مریم است

پیش احسانش به سائل گر جهان بخشد، کم است

در زمین قصر بلندش، عرش عرش اعظم است

شهر مشهد چون مدینه، او رسول اکرم است

خسروان در کویش احساس حقارت می‌کنند

انبیـاء و اولیـا او را زیـارت می‌کـنند

**

سایۀ گلدسته‌هایش سجده‌گاه آفتاب

آسمان بر خاک راه زائرش ریزد گلاب

جبرئیل از جام سقا خانه‌اش نوشیده آب

از حساب آسوده باشد زائرش روز حساب

پای دیوار حریم قدس او یک لحظه خواب

باشد از بیداری قدرش فزون اجر و ثواب

بهترین عبد خدا اینجا خدایی می‌کند

از تمـام آفرینش دلربـایـی می‌کند

**

از هزاران کعبه زیر سایۀ دیوار تو

بار خیل انبیا افتاده در دربار تو

من کیم تا باشم ای وجه خدا، زوار تو؟

خارم و روییده‌ام در دامن گلذار تو

می‌کشی ناز مرا هر چند هستم عار تو

گرچه بودم با گناهم باعث آزار تو

هر چه می‌بینی بدی از من نمی‌رانی مرا

من خجالت می‌کشم اما تو می‌خوانی مرا

**

رأفتت نازم چرا از من حمایت می‌کنی؟

از جهنم در بهشت خود هدایت می‌کنی

زنده‌ام از فیض سرشار ولایت می‌کنی

همچنان از کوثر نورم سقایت می‌کنی

نه مرا می‌رانی از خود، نه شکایت می‌کنی

قاتلت گر بر درت آید، عنایت می‌کنی

این که دشمن هم بوَد چون دوست مرهون شما

عفو و جـود و بذل و احسان است در خون شما

**

کیستی تو؟ ظرف احسان خداوندی، رضا

در کرم مثل خدا بی‌مثل و مانندی رضا

من همه بی‌آبرو، تو آبرومندی رضا

تیرگی بودم به بحر نورم افکندی رضا

بس که آقایی، به رویم در نمی‌بندی رضا

هر چه گریاندم دلت را، باز می‌خندی رضا

تو رؤف اهل‌بیتی، لطف و احسان بایدت

میزبـانی و پـذیرایی ز مهمـان بایدت

**

من به زنجیر غمت عمری اسیرم یا رضا

بسته شد از خاک زوارت خمیرم یا رضا

با تولای شما دادند شیرم یا رضا

وز گنه در آستانت سر به زیرم یا رضا

بار ده تا قبر تو در بر بگیرم یا رضا

لطف کن تا گوشۀ صحنت بمیرم یا رضا

هر چه بودم هر چه هستم«میثم»کوی توام

از خجالت کـورم امـا عاشق روی تـوام




موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/06/14 | 11:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


آسمان بر آن شده تا با زمین ساغر زند

مهر خندد بر مه و مه خنده بر اختر زند

عرشیان را مرغ دل سوی مدینه پر زند

حضرت روح الامین بیت الولا را در زند

بوسه بر خاک سرای موسی جعفر زند

دم ز وصف بضعۀ زهرا و پیغمبر زند

در کنار نجمه ماه مرتضی پیدا شده

یا به طور موسی کاظم رضا پیدا شده

آفرینش را به تن روح مجرّد آمده

مژده در ذیقعده از عیدی موءّید آمده

عالم خلقت به از خلد مخلّد آمده

جلوه گر حسن خدای حیّ سرمد آمده

شیر حق در کعبه یا در مکّه احمد آمده

اهل عالَم عالِم آل محمّد  آمده

کیست این استاد دانشگاه کل حق را ولی است

قبلۀ هفتم امام هشتم و سوّم علی است

این پسر مرآت حسن بی مثال داور است

این پسر هم مصطفی هم فاطمه هم حیدر است

این پسر قرآن بابا روی دست مادر است

این پسر در هفت دریای ولایت گوهر است

این رئوف اهلبیت این بضعۀ پیغمبر است

نجمه الحق یک جهان جان در جهان آورده ای

خلق عالم را امام مهربان آورده ای

ماه آمد در زمین شد آسمان پروانه اش

اختران دلداده خورشید فلک دیوانه اش

مرغ دلم در بند دام و در هوای دانه اش

ملک دین از مقدمش آباد و دل ویرانه اش

خضر در بزم ولایت تشنۀ پیمانه اش

بحر رحمت جرعه ای از جام سقّاخانه اش

غیر از این مولا که عالم ملتجی بر او شود

کس ندیده شهریاری ضامن آهو شود

آتش از بهر مُحبّ او گلستان می شود

دوزخ از فیض نگاهش باغ رضوان می شود

اشک با یاد غمش دریای غفران می شود

درد با خاک رهش بی نسخه درمان می شود

سنگ در صحنین او لعل بدخشان می شود

ریگ در دست گدایش دُرّ و مرجان می شود

گر بخواهد از دل آتش عبیر آید برون

ور دهد فرمان ز نقش پرده شیر آید برون

مهر گیرد وام از مهر رخ تابان او

مه کم از خشت طلا در گوشه ی ایوان او

آسمانها قطعه ای از سفره ی احسان او

آسمانی ها، زمینی ها، همه مهمان او

بوالحسن کنیه، علی نام و رضا عنوان او

شهریاران جهان خاک در دربان او

دوست در کویش نه تها سرفرازی می کند

دشمن ار آید از او مهمان نوازی می کند

ای جمال حضرتت آیینه ربّ جلیل

ای زبانت با خدا در گفتگو بی جبرئیل

زائر قبرت هزاران نوح و موسی و خلیل

ماه رویت مشعل انّا هدیناه السّبیل

مصطفی را بضعه و موسی ابن جعفر را سلیل

خاک کویت عطر جنّت آب جویت سلسبیل

ای تو را در آستین دست عطوفت اهلبیت

هم رضای اهلبیتی هم رئوف اهلبیت

من اگر خوارم به گلزار ولا خار توام

گر چه سربار شمایم عبد دربار توام

مستمندی دردمندی سر به دیوار توام

هم گرفتار دل استم هم گرفتار توام

یا بده جانی دگر یا جان من از تن بگیر

من تو را میخواهم از تو، تو مرا از من بگیر

کیستم من سائلی امیّدوارم یا رضا

تو گُل گلهائی و من خار خارم یا رضا

این امیدم این گناه بی شمارم یا رضا

این دل خون این دو چشم اشکبارم یا رضا

جز گنه بر درگهت چیزی ندارم یا رضا

شرمسارم شرمسارم شرمسارم یا رضا

هر چه بودم هر که هستم تو پناهم داده ای

کی جوابم می کنی اکنون که راهم داده ای

من ز دور کودکی دور شما گردیده ام

با شما از خردسالی آشنا گردیده ام

بر سر کوی تو ای مولا گدا گردیده ام

سائلی بودم که گرد این سرا گردیده ام

گر چه خم از بار سنگین خطا گردیده ام

شرمگین از اینهمه لطف و عطا گردیده ام

با شما بگذشته از آغاز شادیّ و غمم

هر که هستم خاک زوّار حریمت «میثمم»




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/06/13 | 01:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دهه کرامت


ایران که بهشت در دل قم دارد

در مشهد خود امام هشتم دارد

در این دهۀ کرامت و رحمت و نور

خورشید به خورشید تبسّم دارد




موضوع: ولادت امام رضا(ع)،  ولادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/06/10 | 03:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت

 

خدا نه این که مرا از گِل زیاده تان

که آفرید مرا از غبار جاده تان

وبال گردن تان بودم از همان آغاز

بعید هست بیایم به استفاده تان

ببین چه ساده برایت به حرف می آیم

فدای این همه لطف و صفای سادۀ تان

به لطف چشم شما دل همیشه آباد است

خدا کند که بمانم خراب بادۀ تان

خدا نوشت ازل در شناسنامۀ دل

که ما غلام شماییم و خانوادۀ تان

از آن زمان که از این خاک پاک پا شده ام

گدای دائمی حضرت رضا شده ام

بهشت کوچک دامان مادری آقا

تو میوۀ دل موسی بن جعفری آقا

شب ولادت تو در مدینه می گفتند

ز راه آماده خورشید دیگری آقا

دخیل بسته ام امشب به گاهواره تو

رواست حاجتم ار سر برآوری آقا

اگر چه منشاء نور شما یکی باشد

تو بین باغ خدا طعم نوبری آقا

که خوانده است ولی عهد خود تو را وقتی

که تو برای خودت یک پیمبری آقا

تویی که صاحب اوصاف بی حدش خواند

همان که عالم آل محمدش خواند


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/06/26 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


سلام بر تو اماما، تو را سلام، امام!

شکسته ایم ز داغی بزرگ امام، امام!

غریب را ننوازد مگر امام غریب

غریب آمده ام پیش تو سلام ، امام!

غلام حلقه به گوش تو ماه و خورشیدند

متاب روی از این کمترین غلام ، امام!

قصیده دارم و چشم انتظار اذن توام

اجازتی که بخوانم تو را به نام ، امام!

بجز مقام "رضا" از رضا طلب نکنم

فقیر حالم و مستغنی از مقام، امام!

مرا دلی ست که پیدا نمی کنم آن را

دلی که گم شده در موج ازدحام، امام!

غم غریبی و اندوه کودکان، تب مرگ

گلایه از که کنم؟ شکوه از کدام؟ امام!

اگر چه شب شب شادی ست، دل عزادار است

بگو که خنده حلال است یا حرام؟ امام!

تویی که زهر جفا خورده ای ببین ما را

زمانه زهر جفا می کند به جام، امام!

تویی جواز نماز دل شکستۀ من

تویی رکوع و تویی سجده و قیام، امام!

تویی که واسطه العقد آل یاسینی

تویی حلاوت ذکر علی الدوام، امام!

تو شرط عشقی و بر کوه های نیشابور

خدا نوشته به فیروزه این پیام، امام!

در این مصیبت عظمی چه جای مولودی

شکست پشت من و قامت کلام، امام!

شکسته پشت مدینه ،شکسته پشت بقیع

شکسته است دل مسجدالحرام ،امام!

در این سپیده که میلاد آفتابی توست

بخوان شکسته دلان را به بارعام، امام!

  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/06/26 | 06:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و ولادت

 

با این که پر شده قلم از واژه های تو

طبعم نمی کشد چه بگویم برای تو

لکنت گرفته است زبان قصیده ام

ماندم چگونه شعر بریزم به پای تو!

جا مانده از شتاب تو این پای ناتوان

دستم نمی رسد به غبار عبای تو

این بار کرم کن و مضمون نو بده

تا یک غزل شوم، بپرم در هوای تو

از آن سوی ضریح به سویم اشاره کن

شب های تار شعر مرا پر ستاره کن

 امشب دوباره شور تغزل گرفته ام

حس شروع نغمه بلبل گرفته ام

مثل نسیم روی چمن ها دویده ام

هر جا رسیده ام خبر از گل گرفته ام

بر دامن همیشه بهاری و سبز تو

با نور اشک دست توسل گرفته ام

از آسمان برای همه ناز می کنم

تا گنبد طلای تو پرواز می کنم  


ادامه این شعر

موضوع: ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/06/26 | 05:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مام رضا(ع)-مدح و ولادت


دوباره مادر احمد پیامبر زاده

و یا که بنت اسد حیدری دگر زاده

و یا که فاطمه شبّیر یا شبر زاده

یم وسیع ولایت مگر گهر زاده

ستاره ی فلک موسوی قمر زاده

که نجمه بر پسر فاطمه پسر زاده

نگاهدار زهر چشم بد، خدایش باد

رضاست این! پدر و مادرم فدایش باد

دوباره زلف عروس سخن شکن شکن است

شب ولادت روح خرد به ملک تن است

وجود، غرق یم نور وجه نور وجه ذوالمن است

مه مبارک نجمه چراغ انجمن است

دهان چو درج وثنای رضا دُرِ سخن است

رضا که نام، علی کنیه اش ابوالحسن است

زهی جمال خدا لااله الاّ هو

سلام بر گُل رخسار ضامن آهو

سلام باد به نجمه درود بر قمرش

درود باد بر این مادر و بر این پسرش

فدای این پسر و جدّ و مادر و پدرش

ستاره ای که بود آفتاب، خاک درش

زهی به عارض از آفتاب خوب ترش

گرفته همچو کتاب خدا پدر به برش

زبان گشوده و اوصاف او شماره کند

وضو گرفته که بر عارضش نظاره کند

الا که آینه ی کبریاست این مولود

برید سجده که روی خداست این مولود

تمام آینه ی مصطفاست این مولود

حقیقت علی مرتضاست این مولود

امام سلسله ی انبیاست ایم مولود

گل بهشت محمّد، رضاست این مولود

به نجمه و به گل سرخ دامنش صلوات

به سیّد رسل و پاره ی تنش صلوات

وجود بسته به یک گوشه ی نظاره ی او

فراتر از عدد، اوصاف بی شماره ی او

وجود، غرق یم رحمت هماره ی او

کشند شمس و قمر و منّت از ستاره ی او

صعود نور بر افلاک از مناره ی او

هزار معجزه پیدا به یک اشاره ی او

کسی به کشور بی مرز دل امیر شود

که با اشاره او شیرِ پرده شیر شود

موّحد است و کسی نیست مثل و مانندش

خدا یگان همگان دست بوس و پابندش

به چهره عارض نادیده ی خداوندش

هماره نور خدا می دمد ز لبخندش

جواد و جود، کنار همند فرزندش

گدا و شاه به هنگام جود خرسندش

پناه شیعه سه جا در صف معاد است این

رؤف آل محمّد ابوالجواد است این


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/06/26 | 05:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ما سوی تو از روز الست آمده ایم

با جلوه و جان حق پرست آمده ایم

ما را به کرامتی دگر مهمان کن

امروز همه کاسه به دست آمده ایم




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)،  ولادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/06/26 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.