حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بر درِ خیمه نشسته است و خبر می‌گیرد

خبرت را زِ منِ  سوخته پَر می‌گیرد

چه کنم خیمه روم یا نروم آه ، رباب

بیشتر صبر کُنَد درد کمر می‌گیرد

دستِ من نیست اگر دست به پهلو دارم

دستِ او نیست اگر دست به سر می‌گیرد

کاش میشد نَفَسی... یا که تکانی بخوری

دارد از شرمِ حرم قلبِ پدر می‌گیرد

چار پایان همه خوردند بجایِ تو از آب

چقدر آب لبِ طفل مگر می‌گیرد؟

مادرت گفت برو لیک بپوشان او را

این سفیدیِ گلو زود نظر می‌گیرد

مادرت گفت برو رو مزن اما آقا...

تو اگر رو بزنی هلهله سر می‌گیرد

هرطرف می‌نگرم تیرِ سه‌شعبه آنجاست

آه این تیر مگر جا چقدر می‌گیرد

تیرش آنقدر مهیب است به هرکس بخورد

می‌شود رد زِ گلو و به جگر می‌گیرد

بعدِ پیراهن من نوبتِ قنداقه‌ی توست

حرمله دارد از آن دور خبر می‌گیرد

سرِ قبرِ تو زِ من پیرزنی می‌پرسد

سرِ نوزاد به سرنیزه مگر می‌گیرد؟ 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/15 | 02:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-مدح


چشم آسمانی اش هزار قمر داشت

زیر پا به جای خاک دُر و‌گهر داشت

شاهزاده بود و در برابر دشمن

در نگاه خود نوید صبح ظفر داشت

سینه سپر کرده بود در دل میدان

او نوه ی شیر بود و میل خطر داشت

مثل علی بی زره به معرکه می رفت

حیدر کرار دگر بود ....جگر داشت

مثل عمو رفت به دیدار سه شعبه

باز هر چه بود علمدار سپر داشت

حرمله ای کاش تو را ذبح نمی کرد

کاش که از غربت حسین خبر داشت




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)،  ولادت حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/15 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هفتم


نبار بارون که من بارونم امشب

پریشونم ، پریشون خونم امشب

بیا آقا بیا دورت بگردم

به دنبالِ تو سرگردونم امشب

  

تو این روضه گرفته ریشم آقا

بیا اینجا کمی اَبری‌شَم آقا

یکم از تشنگی تو سهم من کن

بخون روضه بزن آتیشم اقا

  

ببین ساز فراقت کوک کوکه

غم تو حاصلش سیروسلوکه

اگه می دیدمت می دیدم ازغم

روپیشونیت پراز چین وچروکه

  

من و تو این عزاها طاهرم کن

رسیدم جان زهرا طاهرم کن

بزار  عاشق بشم از تو بخونم

منو مانندِ باباطاهرم کن

 

بزار از درد تنهایی بخونم

از این صبر و شکیبایی بخونم

گمونم پیش گهواره نشستی

بزار امشب که لالایی بخونم

 

اگه عباس هم بازوش زمین خورد

اگه باضربه‌ای اَبروش زمین خورد

اینا سخته ولی نه سختر از این

که آقام رو زد اما روش زمین خورد




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/15 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هفتم


غافلم، باز خبردارم کن

یوسف فاطمه، بیدارم کن

بار سنگین گناه آوردم

از سر لطف، سبک بارم کن

ای طبیبی که پی بیماری

نظری بر دل بیمارم کن

آمدم توبه کنم، پاک شوم

مهربان... خالی از اغیارم کن

کمکم کن نروم سمت گناه

با کتک هم شده وادارم کن

بین عشاق حسین بن علی

بی بهایم، تو بهادارم کن

آمدم بین عزا جان بدهم

کشته ی قافله سالارم کن

وسط گریه، میان روضه

لحظه ای لایق دیدارم کن

بر غم ذبح عظیم اصغر

تا خود حشر گرفتارم کن




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


 آتش از سمت آسمان انگار زیر این آفتاب می آید

عطش کودکان فراوان شد ناله ی آب آب می آید

ماهی از جنس هاشمی تابان مشک بر دوش عازم میدان

چقدر این علم به قامت این پسر بو تراب می آید

از یلان عرب نسب دارد یا علی یا علی به لب دارد

شاید او قصد فتح شب داردکه چنین بی نقاب می آید

طفل بی تاب توی گهواره همه را کرده است بیچاره

رفته عباس سمت نهر فرات جان مادر بخواب می آید

آری عباس غیرت الله است گفته بی آب بر نمی گردم

به سکینه چه قولها داده زود با این حساب می آید

مشک شرمنده گشت از ساقی چه بگویم بماند الباقی

ماه در چنگ عده ای یاغی قد کمان آفتاب می آید

طفل بی تاب در عبا پنهان میرود با پدر پسر میدان

همه گفتند وارث کوثر از چه رو با کتاب می آید

دید صیاد بچه آهو را به زمین تکیه داد زانو را

تیرش از چله ی کمان در رفت و عجب با شتاب می آید

خیمه ها را یکی یکی رد شد با غلاف اندکی زمین را کند

جسم اصغر به روی دستش بود وای دارد رباب می آید

از تن چاک چاک ثار الله بوی سیب است در فضا اما

از گلوی بریده ی اصغر بوی سیب گلاب می آید




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


از داغ ابوالفضل دل مشک کباب است

حرف لب اصغر دو سه تا جرعه آب است

ای حرمله بر حلق علی تیر زدی لیک

این تیر دقیقا وسط قلب رباب است




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


از عطش مستی و در سینه شَرَر داری تو

گریه سر کرده ای و حالِ دگر داری تو

ظاهراً دستِ تو بسته است در این قنداقه

بال ،واکرده ای وعزمِ سفر داری تو

سر کشیدی که ببینند و گلو را بزنند

ای جگر گوشه ی من بسکه جگر داری تو

بی زره آمده ای حیدرِ در گهواره

نه به کف، تیغ گرفتی نه سپر داری تو

حرمله عقده ی خود را سرِ تو خالی کرد

ارثی از محسن وافتادنِ در داری تو

بی هوا حنجرِ تو پاره شد وخون پاشید

کِی ، توان ِ لگدِ تیرِ سه پر ،داری تو

من سرِ تشنکیِ تو به همه رو زده ام

پسرم جای، در این قلبِ پدر داری تو

حنجرت پاره شده با ز به من می خندی

ز ِ پریشانیِ حالم که خبر داری تو

با چه روئی پسرم سوی حرم برگردم

مادری دلنگران ،دیده ی تر ،داری تو

ترسم این است سرِ راسِ تو دعوا گردد

طاقت نیزه سواری چقَدَر داری تو؟

خونِ تو کارِ علمداریِ عباس کند

با همین پیکرِ بی سر شده ،سرداری تو




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ای سپه کوفه آفتاب شدید است

غنچه من‌ رنگ‌ آفتاب ندیده است

جنگ شما با من است! طفل چکاره ست؟!

رنگ‌و روی ماه من‌چقدر پریده ست

هلهله را بس کنید لرزه گرفته

بچه شش ماهه هلهله  نشنیده ست

قطره اشکم‌ چکید زود زبان زد

شیر نباشد غذاش اشک چکیده است

قول به او داده ام که آب بگیرم

مادرش از غصه بین خیمه خمیده ست

دست مرا یک نفر نشانه گرفته

فکر کنم‌موقع شکار رسیده است

حرمله رویت سیاه باد!چه کردی؟

حنجره ب نازکش بریده بریده است

جز منِ بی کس بگو کدام غریبی؟

از گلوی شیرخوار تیر کشیده است




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


این کوفیان تصمیم با تزویر می گیرند

شش ماهه را از شیر، با یک تیر می گیرند

شش ماهه را با یک سر از پوست آویزان

در بُهت چشم مادرش از شیر می گیرند

داغ دلت را تازه می خواهند تا گودال

این تیرها از میخ در تاثیر می گیرند

با کار امروزش، برای حرمله فردا

در شام چندین مجلس تقدیر می گیرند

از برق حرص چشم هاشان دستگیرم شد

از پشت خیمه رفتنت تصویر می گیرند

در کوفه رسم میزبانی آب دادن نیست!

زیر گلوی میهمان شمشیر می گیرند 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تشنه شدی و ساقه ی شعله ورت شکست

چون چوبِ خشک هر دو لب لاغرت شکست

هر سو دوید مادر تو زمزمی نبود

طفل ذبیح خیمه، دل هاجرت شکست

با گریه ی تو هر دویمان آب می شویم

با گریه ات غرور پدر مادرت شکست

نامت علی است، محترمی مثل مرتضی

این احترام، ارثیه ی حیدرت شکست

می خواستم برای تو کاری کنم، نشد

خیلی دلم برای دو پلک ترت شکست

تا باد تیر حرمله از چله اش گذشت

مانند یاس خشک شده حنجرت شکست

تیزی یک پر از سه پر تیر، ذره ای

بر بازویت کشید، عزیزم پرت شکست

این حجم تیر کل تنت را گرفته است

مانند مادرم همه ی پیکرت شکست

خون گلوی تو به روی صورت من است

از بس که بی هوا قدح کوثرت شکست

با فکر پاسخی که بگویم به مادرت

بُهتم کنار جسم و تن بی سرت شکست

حالا که می روی ز چه لبخند می زنی؟!

قد مرا همین نظر آخرت شکست 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت-دودمه


طفل شش ماهه ولی حیدر کراری تو

آبرو داری تو

بی زره آمده ای بس که جگر داری تو

آبرو داری تو

 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


درعرش خدای حی داور

مکتوب شدست با خط زر

شد دین خدا رهین ارباب

شد کرببلا رهین اصغر

نوزاد ولی بزرگ تاریخ

شش ماهه ولی حسین دیگر

هرچند که کوچک ست دستش

صدها گره وا کند به محشر

در آل علی همه بزرگ اند

مانند علیِ اکبر اکبر!

در قافله ی حسین خورشید

بر خیمه گه رباب محور

اول ز همه قیام کرده

هرچند رسیده است آخر

یک خطبه بدون حرف خوانده

شرحش بشود هزار منبر

تا دید غریب پدر را

افتاد ز گاهواره با سر

خشکی لبش عزای زینب

بدخوابی او بلای مادر

امروز ولی به دست بابا..

با دیده ی تر زده به لشگر

برخواسته حرمله به قصد

پاشیدن حنجر کبوتر

یارب چه کند حسین حالا

تیرست به قد او برابر!

اوضاع سر از گلوش بدتر

اوضاع گلو ز سینه بدتر

قنداق مزاحم پرش شد

تاکه بزند دوباره پرپر

ای کاش که تا ابد نیاید

مردی بشود خجل ز همسر..




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


زخم را اینبار بر قلب پدر می‌خواستند

مادر بی تاب را بی تاب تر می‌خواستند

این هدف انگار با اهداف دیگر فرق داشت

که برایش تیر انداز قَدَر می‌خواستند

دشمن نام علی بودند... ورنه چله ها

تیرشان تک شعبه هم میشد اگر می‌خواستند

تیغ های ظالم بی رحم، خون می ریختند

نیزه های وحشی خونخوار، سر می‌خواستند

از کبوترها کبوتروار تر پرواز کرد

گرچه او را کودکی بی بال و پر می‌خواستند 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 08:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


مادری بین خیمه غمگین بود

سرش از شرم رو به پایین بود

پیش چشمان بانوان حرم

دیده اش پر شد از نم و شبنم

بانویی که دگر نظیر نداشت

کودکش تشنه بود و شیر نداشت

دست خود را تکان تکان می داد

کودکش تشنه داشت جان می داد

چه کند با دل گرفتارش؟!

داد دست رقیه گهوارش

پیش او هم علی نشد آرام

زینب آمد ولی نشد آرام

کودکی زیر لب در آن محفل

گفت با گریه یا ابوفاضل

آه، از شرم ساقی توحید

پیکرش بین علقمه لرزید

ناگهان نور مشرقین آمد

پدرش حضرت حسین آمد

عمه گهواره را به آقا داد

به دل مادرش تسلا داد

گفت: او هم دلاوری شده است

تشنه ی جام کوثری شده است

رفت آقا به سوی آن لشکر

رفت در روبروی آن لشکر

گفت: این طفل را چه تقصیر است

دست او نه کمان نه شمشیر است

آتشی بر دل فلک خورده

لبش از تشنگی ترک خورده

نیست کس تا دوای او بدهد؟!

جرعه آبی برای او بدهد

طفل خود را گرفت بالاتر

عمر سعد بود و یک لشکر

بین شان سخت ولوله افتاد

ناگهان یاد حرمله افتاد

گفت: برخیز و صید کن در دم

با سه شعبه تو هر دو را با هم

قلب کون و مکان شراره گرفت

تیر را سوی شیرخواره گرفت

تیر از چله ی کمان رد شد

در حرم حال مادرش بد شد

طفل خنده به روی لب آورد

روی دست پدر تلظی کرد

دست و پا زد میان آغوشش

ذبح شد بچه گوش تا گوشش

سر اصغر میان یک دستش

پیکرش شد از آن یک دستش

روضه، مافوق هر تصور شد

پدر از خون محاسنش پر شد

عرش را داشت شعله ور می کرد

متحیر به او نظر می کرد

این همه اظطراب را چه کند؟!

مانده حالا رباب را چه کند؟!

در عبا گرچه طفل پنهان بود

خونِ زیر عبا نمایان بود

بیش از این بین این مسیر نماند

پیکرش را به پشت خیمه رساند

وای از ناله ی مهیب رباب

وای از غربت عجیب رباب

رفت خیمه، نه این که دل بکند

خواست گهواره را تکان بدهد

از دلش غصه بی گمان نرود

بعد از این زیر سایه بان نرود




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت -دودمه


 با مادرم اسیرِ غمِ خواهرت شدم

من اکبرت شدم

بابا مدافعِ حرمِ خواهرت شدم

من اکبرت شدم  




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


برای پرسش بابا سه تا جواب رسید

برای راحتی تو سه انتخاب رسید

سه بار تیر به دنبال آب گشت ولی

میان حنجر خشک تو به سراب رسید

هنوز خوابی از آن دم به روی دست پدر

که بی ملاحظه تیری میان خواب رسید

فراز نیزه کجا روی دست عشق کجا

کجا بلندی نیزه به آفتاب رسید ؟

به گریه آب مکن روی نی عمویت را

نگو که جان به لب مادرت رباب رسید

صدای العطش کودکان نمی آید

بلند شو پسرم مثل اینکه آب رسید




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بر نبض این گهواره نظم کهکشان بسته است

امید ؛بر شش ماه عمر او زمان بسته است

باب الحوائج بودن شهزاده یعنی که

دل برنگاه او مفاتیح الجنان بسته است

دل بسته ی مرثیه های تشنگی اوست

هرکس کمر بر خدمت این خاندان بسته است

وقتی به پابوس لبش نائل نشدباران

یعنی در رحمت به روی  آسمان بسته است

خیلی تلظی می کند آب فرات ؛اما

راه وصال او به دریا همچنان بسته است

آری رجز های علی اکبر و قاسم

شرح تلظی لب طفل زبان بسته است

دفع بلا کرده است از جان امام خویش

او عهد با مولای خود تا پای جان بسته است

می خواست بابایش ببوسد حنجر اورا

اما مسیر بوسه را تیروکمان بسته است

تیر سه شعبه که حنا بسته است با خونش

عقد اخوت با نوک تیر سنان بسته است

خونش به جوش آمده شنیده حرمله درشام

بر دست های مادر او ریسمان بسته است




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تا از افق جمال حسین آفتاب کرد

سنگ سیاه جان مرا دُرّ ناب کرد

من کال بودم و نرسیده به بزم عشق

دست حسین قوره ی دل را شراب کرد

اینکه حسین خواند مرا نوکر خودش

 در حق من بدون تعارف ثواب کرد

روزی خیال تشنگی اش از سرم گذشت

لب های خشک او جگرم را کباب کرد

سقا کنار علقمه از غصه آب شد

از بس سکینه پیش عمو آب آب کرد

می دانی از چه ولوله افتاد در حرم؟

بغض رباب حال حرم را خراب کرد

گهواره، طفل، تیر‌سه‌شعبه، رباب، آب

با شیعه هر چه کرد غم این رباب کرد

اصلاً برای تشنگی شیعیان حسین

رو زد به آب، حرمله او را جواب کرد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


نشسته ام بنویسم فرات ، سقا ، آب

صدای گریه اصغر ، صدای بابا آب

شنیده ایم به سمت شریعه رفته عمو

چقدر مانده زمان تا رسد به اینجا آب

اگر که کشتن شش ماهه در سر افتاده

چرا به تیر سه شعبه وَ یا چرا با آب

نه رقص نیزه و شمشیر ، بلکه در این دشت

طنین موج فرات  کرده غوغا آب

برای پیر نبرد و امیر میدان ها

برای حضرت سردار شد معما آب

زبان گرفته چنین مادری پر از غصه

برای کودک لب تشنه جای لالا آب

به اذن حضرت معشوق و خط جبرائیل

نوشت پای قباله که مهر زهرا آب  




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


لالا لالا لالاگل بهارم

ببین که پابه پات منم بیدارم

خجالتم نده جلوی عمه

ناخن نکش ببین که شیر ندارم

 

دلم به درد لاعلاج اسیره

یه کم بخواب دلم آروم بگیره

خدا خودت بگو چکار کنم من

جلو چشام علی م داره می میره

 

دلم برا تو غش میره میدونی

نمیمونم اگه تو هم نمونی

داری تلظّی میکنی عزیزم

یا داری اشهد زیر لب میخونی ؟

 

ببین کشوندی به کجا حسین و ...

کسی ندید تو خیمه ها حسین و ...

کاشکی میشد به حرف میومدی تا

یه بار صدا کنی بابا حسین و ...

 

برای اینکه بشنوه صداتو

بازم تماشا بکنه چشاتو

جلو همه برا یه جرعه ی آب

منت شمرو میکشه برا تو

 

"تموم آرزوی رفته بر باد!"

سه شعبه بی هوا جوابتو داد

الهی دست حرمله قلم شه

سر بریده تو برام فرستاد

 

چشای پر ستاره تو ببوسم

به یاد تو گهواره تو ببوسم

ببین کارم کجا کشیده باید

گلوی پاره پاره تو ببوسم  




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


هلا که ماه محرم بهار بیداری ست

چقدر کودک مظلوم تشنه ی یاری ست

به حکم صادره ی کل یوم عاشورا

میان غزه و سوریه کربلا جاری ست

بعید نیست اگر منع آب هم بشویم

چرا که راه سعادت مسیر دشواری ست

مباد وعده ی دشمن فریب مان بدهد

در این زمان که چنین قحطی "وفاداری" ست

به زیر بیرق دشمن اگر که سینه زدیم

نه عزت است نه شوکت مذلت و خواری ست

به دل کتیبه ی هیهات من الذلّه زدیم

چرا که فلسفه و حکمت عزاداری ست 

شبیه این همه ابر بهار این شبها

ببار چشم تر من ببار این شبها

 

به ذره گر نظری پور بوتراب کند

به آسمان رود و کار آفتاب کند 

دخیل دامن باب الحوائج ام غم نیست

اگر تمامی عالم مرا جواب کند

ندیده چشم کسی تا بحال در دنیا

به گریه کودک شش ماهه انقلاب کند

به گریه هم شده فهماند بعد از این باید

حسین روی علی اصغرش حساب کند

به زین دست پدر شد سوار طفل حرم

که دشت را به سر حرمله خراب کند

به میهمانی تیر سه شعبه رفت اخر

مگر به دیدن جدش نبی شتاب کند

نگفت حرمله با خود که ممکن است این تیر

حسین فاطمه را از خجالت اب کند

نگفت حرمله با خود که ممکن است این تیر

چقدر خون به دل مادرش رباب کند

نگفت حرمله با خود که تیر کوچک تر

برای حنجر شش ماهه انتخاب کند

دلیل سرخی تنگ غروب دانی چیست؟

ز خون حنجر او آسمان خضاب کند 

بیا به زمزمه ی آب آب گریه کنیم

به پای مرثیه های رباب گریه کنیم 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هفتم


میان چاه ظلمت دلم عذاب می شوم

مریضم و دخیل نور آفتاب می شوم

خودم دلیل این همه جدایی و مصیبتم

خودم برای دیدن شما حجاب می شوم

همیشه از گناه بی شمار خویش غافلم

ولی فریب خورده ی کمی ثواب می شوم

توکلم بدون یاد تو ضعیف می شود

تو را ز یاد می برم پر اضطراب می شوم

برای تحبس الدعا شده کمی دعا کنید

اگر مرا دعا کنید، مستجاب می شوم

به گنبد علی قسم اگر به من نجف دهی

تُرابِ پای زائران بوتراب می شوم

کنار دیگران به خود چقدر فخر می کنم

برای روضه آمدن که انتخاب می شوم

چهل شبانه روز خرج حاجتم نمی کنم

دو بیت روضه خوانِ اصغر و رباب می شوم¹

بس است سینه ی مرا چقدر چنگ می زنی؟!

بس است اصغرم که از خجالت آب می شوم

عزیز تشنه ام کمی به مادرت نگاه کن

ببین چگونه از غریبی ات کباب می شوم

 

۱. آیت الله حق شناس رحمة الله علیه می فرمودند: "یکبار در حین خواندن زیارت عاشورای چهل روزه مشکلی پیش آمد و نتوانستم آن را بجا آورم. برای همین خیلی ناراحت شدم و به اباعبدالله(علیه السلام) متوسل شدم، ناگهان دیدم آقا تشریف آوردند و فرمودند: آمیرزا عبدالکریم چه شده است. ایشان قضیه را عرض کرده بودند. آقا فرمودند: حق شناس چرا به علی اصغر ما متوسل نمی شوی؟ مگر شما علی اصغر ندارید؟ آقای حق شناس هم در خواب عرض کرده بود که آقا صبر کنید روضه خوان صدا کنم. امام فرمودند نمیخواهد  روضه خوان بگویید، خودت روضه علی اصغر را بخوان"




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هفتم


گمان مدار كه چون سنگ خاره ایم همه

كه در غم تو دلی پر شراره ایم همه

چراغ هم به شب ما نمی زند سوسو

كه آسمان بدون ستاره ایم همه

در این دو ماه عزا بیشتر ز هر ماهی

به انتظار طلوعی دوباره ایم همه

خودت به ما سمت نوكری عطا كردی

وگرنه بی تو كه ما هیچ كاره ایم همه

به عشق جد تو فریاد میزنیم حسین

اذان عشق، سر هر مناره ایم همه

برای آنكه دلت را بیاوریم به دست

میان روضه پی راه چاره ایم همه

چه راه چاره ای امشب به پیش دیده ی ماست

دخیل بسته ی یك گاهواره ایم همه

بیا و روضه بخوان صبح و شام مثل رباب

بخوان كه منتظر یك اشاره ایم همه

دم غروب شبیه رباب غمگینِ

ربودن بدن شیرخواره ایم همه




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب هفتم


آقا دلت می آید از جان سیر باشم

از این زمانه اینقدر دلگیر باشم

آقا دلت می آید از تو دور باشم

مثل اسیری بسته بر زنجیر باشم

اصلاً نمیخواهم زمانی که میایی

افتاده باشم کنج خانه، پیر باشم

اصلاً نمیخواهم که باشم وَ برایت

مثل کسی که می شود پاگیر باشم

اصلاً نمی خواهم که در راه وصالت

من باعث و بانی این تاخیر باشم!!! 

کم‌کم که  این پیری وجودم را گرفته

ننگ است تازه درپی تغییر باشم

آقا قسم به مادرت، بهر ظهورت

نگذار که اینقدر بی تاثیر باشم

باید برای اینکه دستم را بگیری

از گریه کن های گلو و تیر باشم

جان رباب از نوکرت رو برنگردان

 آقا قسم به مادرت رو برنگردان




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


من علی اصغرم و تیغ اگر بردارم

در وجودم سکنات علی اکبر دارم

نسبِ هاشمی ام کار خودش را کرده

جگر حمزه ، دلِ فاتح خیبر دارم

سِنِّ کم  از نظرِ نسل علی مطرح نیست

کوچک اما اثرِ مالک اشتر دارم

همه کردند سر و جان به فدای پدرم

کسر شأن است ببینند که من سر ، دارم

در سپاهی که عمویم شده فرماندهء آن

حکم جانبازی و سربازیِ لشگر دارم

من ز نسل علی ام که زرهش پشت نداشت

حرمله کمتر از آنست زره بردارم

از سرِ نی به سرِ عمه شوم سایۀ سر

ارثِ غیرت ز ابالفضل دلاور دارم

کوفه و  شام بترسید که من در رگ خود

خونِ قتّالِ عرب حضرت حیدر دارم

هاشمیّون همگی مادری اند ومن هم

هر چه دارم همه از دامنِ مادر دارم

گرچه افتاده ام از شیر به تیرِ سه پری

جگری با جگر شیر برابر دارم

کاشکی عمه به خیمه ببرد مادر را

که نبیند اثرِ تیر به حنجر دارم




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


شد قتلگاه مادر تو پشت خیمه

خوابیده حالا پیکر تو پشت خیمه

پیش نگاه حرمله گر چه نلرزید

افتاده اما در بر تو پشت خیمه

گهواره‌ات یک سو و قنداق تو یک سو

هر تکه از بال و پر تو پشت خیمه

وقتی که تیر آمد تمام حنجرت ریخت

یعنی جدا گشته سر تو پشت خیمه

این روضه خوانی‌ها هم از آنجا شروع شد

از روضه‌های مادر تو پشت خیمه

هر کس به یک سو می‌دود در دشت اما

آمد کنارت خواهر تو پشت خیمه 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


فریاد و ناله داشت ز شب تا سحر رباب

چشمش شده پیاله ی خون جگر رباب

تازه عروس خانه مولا چه پیر شد

قدش خمیده است ز داغ پسر رباب

با گریه رباب همه گریه می کنند...

آتش زده به جان همه با شرر رباب

زینب به گریه گفت عزیزم دگر بس است

تو گریه می کنی چه کند این پدر رباب؟

در خیمه ی رباب دگر قحط آب نیست...

اینجا فرات ساخته با چشم تر رباب

یک لحظه از نگاه علی دل نمی کند

نیزه جلو جلو رود و پشت سر رباب




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


از لب خشک تو هم مادر خجالت می‌کشد

هم پدر، هم عمه، هم خواهر خجالت می‌کشد

تشنگی تو تمام دشت را شرمنده کرد...

آفتاب و آب و مشک و پر خجالت می‌کشد

موج می‌زد پیش لب‌های ترک خورده، فرات

تا ابد این رود از اصغر خجالت می‌کشد

مادر آمد شد دخیلِ مشک سقای حرم

در کنار مشک، آب آور خجالت می‌کشد

بین این شرمندگی‌ها حرمله تا شد بلند ...

آن سوی میدان همه لشگر خجالت می‌کشد

هر چه رگ بوده ترک خورده، شکسته شد گلو

پس سه شعبه دارد از حنجر خجالت می‌کشد

مادری هستیِ خود را داد امانت دست او ...

پشت خیمه همسر از همسر خجالت می‌کشد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تشنه ای با تشنه ای آمد سپاهی رفت عقب

لشگر آماده ی کوفه ز آهی رفت عقب

رو زد اما روی او را برزمین انداختند

بچه ترسید از صدای طبل شاهی رفت عقب

حرمله زانو گرفت و زانوی آقا خمید

تیر دربین کمان جاشد نگاهی رفت عقب

صید را شش ماهگی راحت شکارش میکنند

پرت شد قلاب تا!لبهای ماهی رفت عقب

حجم تیر و یک گلوی نازک اصلا جور نیست

گردن افتاده اش خواهی نخواهی رفت عقب

یک پدر بود و سری بر پوست آویزان شده

گاه گاهی پیش آمد گاه گاهی رفت عقب

قطعه ای را پشت خیمه وقف اصغر کرد و بعد

کند با خنجر برایش سرپناهی رفت عقب 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


پدری خَم شده تا دردِ کمر را بِکِشَد

مادری منتظرش نازِ پسر را بِکِشَد

طرفی خَم شده سر ، جای تَرَکها خونی است

کاش می‌شُد به لبش دیده‌ی تَر را بِکِشَد

بُردنِ این تَنِ بی وزن برایش سخت است

نیست عباس که این قرصِ قمر را بِکِشَد؟

از دو سو تیر به بیرون زده باید چه کند

از کدامین طرف این تیرِ سه سر را بِکِشَد

خواست از سمتِ سه‌شعبه بکشد سر چرخید

بهتر این دید که او قسمتِ پَر را بِکِشَد

تیر از بچه که رَد شد جگرش تیر کشید

نَکُند با سرِ این تیر جگر را بِکِشَد

هرچه می‌خواست بیاید به حرم باز نشد

یک نفر کاش که تا خیمه پدر را بِکِشَد

باید او قبر کَنَد خاک کُنَد شرح دهد

آه این سینه‌ غَمِ چند نفر را بِکِشَد

زیرِ لب گفت فقط آه رباب آه رباب

وای اگر پیشِ سنان بارِ سفر را بِکِشَد

حرمله گفت پسر را زد و بابا را کُشت

باید او در کمرش کیسه‌ی زَر را بِکِشَد

هم سبک هم که گران است سرش پس دعواست

قسمتِ کیست در این قائله سَر را بِکِشَد

کاش می‌شُد که نمی‌دید رُباب این دفعه

نیزه‌ای رد شده از خاک پسر را بِکِشَد 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 04:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو