حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


این قب قب تو ناز به تفسیر می کشد

لب لب مکن که این جگرم تیر می کشد

پنجه مکش به سینه تف دیده کویر

ناخن مگر ز سینه کمی شیر می کشد

در کودکی چه محشری در عشق کرده ای؟

حسرت به عاشقی تو هر پیر می کشد

هر کس قدم به سیر مقامات تو نهد

کارش در این دیار به تکفیر می کشد

گویا شنیده شد که خدا هم ز داغ تو

در عرش ناله های فرا گیر می کشد

می دانم عاقبت که سر (چند قطره آب)

کار امام عشق به تحقیر می کشد

با آن که دیر آمدم بالای قبر تو

دیدم  پدر ز حنجر تو تیر می کشد

این جسم غرق خون تو و حالت پدر

آن ماجرای کوچه به تصویر می کشد

بو برده دشمنت به گمانم تنت کجاست...

بر روی خاک نیزه و شمشیر می کشد

باور نمی کنم... بدن توست روی نی؟

دشمن میان هلهله تکبیر می کشد

چشمان باز و حنجره ریش ریش تو

حال دل رباب به تحریر می کشد

تا نیزه در گلوی تو جا باز می کند

انگار از وجود من اکسیر می کشد

دیده ببند تا که نبینی عدوی تو

ناموس خانواده به زنجیر می کشد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


كاش این قبر تو گم باشد و پیدا نشود

اگرم شد سر نبش قبر بلوا نشود

از تو گهواره ای مانده ببرندش غارت

ولی ای كاش سر راس تو دعوا نشود

گفته بودم بنشینی به سر تیغ پسر

كه به سر نیزه سر كوچك تو جا نشود

شود آیا كه با دیدن تو بر نی ها

بیش از این قامت خم گشته ی من تا نشود؟

من هنوز از نگه حرمله ها می ترسم

كاش دیگر كسی مشغول تماشا نشود

لب به گریه نكنی باز اگر می خواهی

بوسه ی چوب به لب های تو پیدا نشود

گر چه خالیست علی جای تو در آغوشم

ولی بهتر كه ز آغوشه ی زهرا نشود

غارت این جا نه فقط درهم و دینار و زر است

كاش این سوخته معجر ز سرم وا نشود




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

ببینید، ببینید، گُلم رنگ ندارد

اگر آمده میدان، سَرِ جنگ ندارد

گُلم سُرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست

واویلا، واویلا، واویلا، واویلا

×××

جُز این کودک معصوم، دگر یار ندارم

جُز این هِدیه ی کوچک، به دادار ندارم

گُلم سرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست

واویلا، واویلا، واویلا، واویلا

×××

به روی دست و دوشم، ببینید فتاده

سر و گردن خود را، به دوش من نهاده

گُلم سرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست

واویلا، واویلا، واویلا، واویلا

×××

اگر تیر دریده، اگر رنگ به رو نیست

به جز تیر سه پهلو، جوابی به گلو نیست

گُلم سرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست

واویلا، واویلا، واویلا، واویلا

×××

منم تاجر و، جز او، ز سرمایه ندارم

ز سوره ها ی عشقم، جز این آیه ندارم

گُلم سرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست

واویلا، واویلا، واویلا، واویلا




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


هفت آسمان ز شرم نگاه حسین سوخت

عرش خدا ز ناله و آه حسین سوخت

هاجر کجا کشید بلای رباب را

مریم کجا چشید چنین التهاب را

کو حضرت خلیل در این پهنه ی جنون

تا حس کند نهایت یک عشق ناب را

اکبر تبار بود و پی بوسه ی پدر

اصغر بهانه کرد تمنای آب را

سوز عطش تمام فضا را احاطه کرد

یک سو فکند تا ز رخ او نقاب را

گفتا حسین: مردم نامرد لااقل

آبی دهید این پسر دل کباب را

از آذرخش تیر سه شعبه امان امان

خون قمر گرفت رخ آفتاب را

هفت آسمان ز شرم نگاه حسین سوخت

عرش خدا ز ناله و آه حسین سوخت




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

آزادگان عالم و مردان روزگار

شیران شرزه جمله به میدان کارزار

در مکتب حسین علی خوانده‌اند و بَس

درس شجاعت و شرف و عزّت و وقار

گردن، به بند بندگی کس نمی‌نهند

گر زیر تیغ دشمن و گر بر فراز دار

دنیا به دیده‌ی دلشان، پست و بی‌بهاست

نام نکوی مرد، به از قصر زرنگار

خرد و کلان، چو دایره بر گرد هم زنند

از محور آورند، برون، چرخ کج مدار

در مکتب حسین صغیر و کبیر نیست

گو پیر سال خورده و گو طفل شیرخوار

درسی که سال خورده به عمری گرفته است

نوزاد طفل خواندش از بَر به شاهکار

تدریس شیرخوار، ز دامان مادر است

 شیری که خورد، شیر نخورده به روزگار

شیر، ار به پنجه می شکند پشت دشمنش

این شیرخوار، با نگهش می‌کند شکار

پاسخ به تیر حرمله، با یک نگاه داد

با آن نگه، که بود در آن تیر، صد هزار

آن تیر خورده با نگه تیربار خویش

بنیاد تار و پود ستم، کرد تار و مار

زد لکّه‌ای، به صفحه‌ی تاریخ دشمنان

کش هفت آن دهر، نشوید، به هفت بار

آن دم که دست و پا زدی، آن دست بسته طفل

پر بسته، سر برّید، چو بلبل در احتضار

آهسته، لب به گوش پدر بر نهاد، و گفت

بابا، مبارک است تو را، فتح کارزار

ما کار دشمن تو، در این عرصه ساختیم

رفتیم و، باز گوش به فرمان در انتظار

آه از دمی که خون علی را به کف، حسین

افشاند، بر فلک به ره و رسم یادگار

گفتا، که خون اصغر من تا به رستخیز

ای بهترین امین، به امانت، نگاه‌دار

دامان نیلگون فلک را، به خون او

آغشته ساز و، نام شفق را بر او گذار

آمد ندا، ز هاتف غیبی، که یا حسین

قربانیت قبول، به درگاه کردگار

در راه ما گذشته‌ای از جان و جاه خویش

ما را و جاه ما همه رازان خود شمار

دیگر میان ما و تو، ما و توئی، نماند

 آن جا که ما توئیم، تو مائی، دگر چه کار؟




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


رباب است و خروش و خسته حالی

به دامن اشک و جای طفل خالی

اگر گهواره را پس داده بودند

دلش خوش بود با طفل خیالی




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

آن قدر توان در بدن مختصرت نیست

آن قدر که حال زدن بال و پرت نیست

بر شانه بینداز خودت را که نیفتی

حالا که توانایی از این بیشترت نیست

 فرمود: حسینم، به خدا مسخره کردند

گفتند: مگر صاحب کوثر پدرت نیست

گفتی که مکش منت این حرمله ها را

حیف از تو و دریای غرور پسرت نیست

حالا که مرا می بری از شیر بگیری

یک لحظه ببین مادر من پشت سرت نیست؟

  ***

تو مثل علی اکبری و جذب خدایی

آن قدر که از دور و برت هم خبری نیست

آن قدر در آن لحظه سرت گرم خدا بود

که هیج خبر دار نگشتی که سرت نیست

این بار نگه دار سرت را که نیفتد

حالا که توانایی از این بیشترت نیست




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بر نیزه روی پای خودت ایستاده ای

مردی شدی برای خودت ایستاده ای

مثل بـزرگ های قبیله چـه با غرور

بر پای ادعای خودت ایـستاده ای

شانه به شانه ی همه سـرهای قافله

همراه مـقتدای خودت ایستاده ای

تو پا به پای اکبر و عباس بر سنان

تنها بـه اتکای خودت ایستاده ای

ذبـح عـظیم بـت شکن پـیـر کـربلا

در ودای مـنای خـودت ایـستـاده ای

ای خضر تشنه کام! در این گوشه ی کویر

بر چشمه بقای خودت ایستاده ای

ما بین نـاقـه هـای من و عـمّه زینبت

در مروه و صفای خودت ایستاده ای

رأست چگونه بر سر نی بند می شود؟

بی شک تو با دعای خودت ایستاده ای

در آسـمان ابری سنگ و کلوخ شهر

بـا سعی بال های خودت ایستاده ای

پیـش سپاه ابـرهــه ی عـابـران شــام

مانند کعبه جای خـودت ایستاده ای

من را دعا کن از سر نی کودک رباب!

در محضر خدای خودت ایستاده ای




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


کودکی در عهد مهد استاد عشق

داده پیران کهن را یاد عشق

طفل خرد اما به معنی بس سترگ

کز بلندی خرد بنماید بزرگ

خود کبیر است ار چه بنماید صغیر

در میان شعبهٔ سیاره تیر

عشق را چون نوبت طغیان رسید

شد سوی خیمه روان شاه شهید

دید اصغر خفته در حجر رباب

چون هلالی در کنار آفتاب

چهرهٔ کودک چو دردی برگ بید

شیر در پستان مادر ناپدید

با زبان حال آن طفل صغیر

گفت با شه کی امیر شیر گیر

جمله را دادی شراب از جام عشق

جز مرا کمتر نشد زآن کام عشق

گر چه وقت جان فشانی دیر شد

مهلتی بایست تا خون شیر شد 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


قنداقه رفت بالا، بالاتر از همیشه

دیدند مه درآمد، زیباتر از همیشه

این گرگ سنگ دل را، ای كاش ره بگیرند

زوزه كشان دویده، بـُـّراتر از همیشه

باران خون گرفته، پهنای كربلا را

صحرا به جوش آمد، دریا تر از همیشه

مثل عروسك خواب، آرام و بی صدا بود

بین عبای مردی، باباتر از همیشه

با قطره های خونش، بر آسمان نوشته

"جانم فدات بابا..! "خوانا تر از همیشه

حالا عروس زهرا، با افتخار می‌گفت

زینب! ببین شدم من زهراتر از همیشه

×××

وقتی به خاك می‌كرد یاقوت آخرش را

احساس كرد تنهاست، تنهاتر از همیشه

 گنجی كه كرد پنهان، امروز آشكار است

در چشم های شیعه، پیداتر از همیشه




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

تو را به جان عزیزت بخواب عزیز دلم

ببین که حال دلم شد خراب عزیز دلم

نفس نفس نزن این گونه ای همه نفسم

مکن تو مادر خود را عذاب عزیز دلم

تو رو به قبله شدی از عطش وَ می گردد

برای تو جگر آب، آب عزیز دلم

هنوز راه نیفتاده ای مبارز من

مکن برای شهادت شتاب عزیز دلم

بگو که تیر سه شعبه میان این همه یل

تو را نموده چرا انتخاب عزیز دلم؟

نگو که می شود آخر محاسن بابا

به خون حلق ظریفت خضاب عزیز دلم

نشد دعای دلم مستجاب اما

دعای حرمله شد مستجاب عزیز دلم




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


کنون که حسرت پرواز فرصتم داده

برای بوسه ات ای تیر هستم آماده

گمان مبر که علی رفت و مادرش هم رفت

مرا رباب برای همین زمان زاده

برای بوسه زدن بر گلوی پارهٔ من

تمام عرش خدا هم به سجده افتاده

کسی ندیده کبوتر شبیه من این قدر

که نوع پر زدنش ساده، رفتنش ساده

نماز عاشقیَم را در آسمان خواندم

که دست های پدر بوده اند سجّاده

به نیزه دار بگویید قدری آهسته

مباد تا که بیفتد سرم در این جاده




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


طفلی به روی دست رجز خوان کربلا

در گرد باد آخر طوفان کربلا

بر آسمان دست پدر هم چو قرص بدر

در جزر و مد فتاده بیابان کربلا

معراج رفته بود و دوباره نزول کرد

زیر عبا پیمبر و قرآن کربلا

فواره های خون گلویش به عرش رفت

تندیس پایداری میدان کربلا

وقتی صدای خنده دشمن بلند شد

از پا نشست مادر گریان کربلا

موجی به سمت خیمه و موجی به سمت دشت

دریایِ پر تلاطم و حیران کربلا

از آب هم مضایقه کردند ای دریغ

این گونه بود قصهٔ مهمان کربلا




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است

سرباز آخر را خودش میدان فرستاده است

از موج آغوش پدر تا اوج خواهد رفت

از نسل ماهی های دریاهای آزاد است

نه ضربت شمشیر می خواهد نه نعل اسب

شش ماهه خیلی ارباً اربا کردن اش ساده است

تیر سه شعبه کار خنجر می کند این جا

سر، با همین یک تیر روی شانه افتاده است

از رنگ سرخ آسمان پیداست این جا هم

سالار زینب امتحان را خوب پس داده است

که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است

در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


شکسته پشت غم از بار غصه های رباب

از آن زمان که شنیده است ماجرای رباب

به سوز سینه ی گهواره، داغ غم زده است

شرار زخم دلِ خونِ لای لایِ رباب

  و تار صوتی آتش گرفته می فهمد

که آمده چه بلایی سر صدای رباب

به جان گریه ی شش ماهه روی دست حسین

کسی نریخته اشکی مگر به پای رباب

قنوت صبر گرفته برای حلق علی

خدا کند به اجابت رسد دعای رباب

میان هلهله ی چنگ و های و هوی رباب

سه شعبه زخم زد و ناله شد نوای رباب

و ناگهان پر و بال فرشته ها تر شد

به خون کشته ی مظلوم کربلای رباب

"رقیه "آمده از یک فرشته می پرسد

پیام تسلیت آورده ای برای رباب؟

و فکر می کنم آب فرات، گِل شده است

که ریخته به سرش خاک، در عزای رباب

خدا به داد دل خاطرات او برسد

چه می کشند خیالات انزوای رباب




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

تو تشنه می روی و زمان سفر شده

یا روزهای تیره تر از شب سحر شده

گرم بیان خواهش خشک لبت شدم

دیدم لبت ز خون گلوی تو تر شده

شاید که تیر سینه من را هدف گرفت

از چه گلوی تو به سه شعبه سپر شده؟

این ساقه ی لطیف که با بوسه می شکست

حالا دو نیم از لب تیز تبر شده

یک دشت غرق هلهله و خنده به رو به روست

دریایی از تلاطم غم پشت سر شده

دور از نگاه منتظر مادرت، علی

تشییع و کفن و دفن تنت دردسر شده

آهسته زخمِ باز تو را بسته ام ولی

حس می کنم که فاصله اش بیشتر شده




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ز فرط ناله، تن بی جان شد ای وای

زمین از گریه اش ویران شد ای وای

ندانم حرمله زد نیزه یا تیر

سرش از پوست آویزان شد ای وای

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای (شاکر) برای ارسال این شعر 




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

چگونه خاک بریزم به روی زیبایت

که تو بخندی و من هم کنم تماشایت

به غیر گریه بی اشک تو جواب نبود

 برای ناله هَل مِن مُعین بابایت

مزار کوچک تو پر شده است از خونت

بخواب ماهی من در میان دریایت

مرا ببخش عزیزم که جای قطرهٔ آب

به یک سه شعبه برآورده ام تقاضایت

چگونه جسم تو پنهان کنم که می دانم

به وقت غارتمان می کنند پیدایت

بخواب در دل این خاک تا کمی وقت است

که بعد از این شود آغوش نیزه ها جایت

×××

بیا رباب که این شاید آخرین باریست

که خواب می رود او با نوای لالایت

اگر نشد که شود سایه سرت امروز

به روی نیزه شود سایه سار فردایت




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

شعاع آه مرا ضرب در عذاب كنید

محیط درد گلوی مرا حساب كنید

از التهاب لب من گدازه می ریزد

برای كشتنِ آتش فشان شتاب كنید

حسین آمده تا آبروی آب شود

به جای هلهله فكری به حال آب كنید

میان جمع شما یك نفر مسلمان نیست؟

كجاست غیرتتان، های، انقلاب كنید

به پیرمرد جوان مرده كه نمی خندند

حیا كنید، از این ظلم اجتناب كنید

مرا كه بالش دست رقیه می خواباند

نمی شود كه به تیر سه شعبه خواب كنید

به سعی هاجر و سوز گلوی اسماعیل

سراب حلق مرا زمزم رباب كنید

نزاع غنچه و فولاد آخرش پیداست

سه شعبه را كه نشد، نیزه را مجاب كنید




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


دیگر به آسمان تو جز من ستاره نیست

میدان ببر که فرصت وصلم دوباره نیست

شمشیر تیز من لب عطشان من بود

کور آن دلی که از غم من پاره پاره نیست

با خون من بیا ز عزای حسن برون

"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

ابلاغ کن رسالت خود در غدیر خون

پرده ز حلق من بگشا هیچ چاره نیست

هیهات بهر آب بود ناله علی

بعد از عمو به سوی فراتم نظاره نیست

در گوش من ربابه زمان وداع گفت :

جای تو یا علی به خدا گاهواره نیست

طاقت نداشتم که ببینم پس از تو من

در گوش های خواهر من گوشواره نیست




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

چه فكری می كنی ای تیر آیا قد اصغر را نمی بینی؟/ مگر بر آستان خیمه مادر را نمی بینی؟ /

كه خود را می كشی این قدر با شدت/ كه دقت كرده ای این گونه با دقت/ كه از زه می پری

این طور با سرعت؟/ همیشه نقطه ی قلب هدف مشكی ست / اما خوب دقت كن! / كه این دفعه

سفیدی گلوگاهی هدف گشته / به روی دست خورشید جهان ماهی هدف گشته / اگر یك شعبه هم

بودی نمی ماند از گلو چیزی / چه تصویر غم انگیزی / كه تیری با سه تا شعبه به سوی

حنجری رفته / به قصد آفتابی بر ورای منبری رفته / پریشانم از این برخورد/ گر آبش نمی

دادید این كودك خودش می مرد/ چرا تیر سه شعبه؟ كه برای كودك تشنه  نبودِ آب كافی بود /

برای این كه بابا بشكند از پا میان علقمه بانگ "برادر جان مرا دریاب" كافی بود / فقط درد علی

اكبر برای این كه از پا در بیاید عاقبت ارباب كافی بود / چرا دیگر علی اصغر؟  چرا شش ماه ی

پرپر؟/ چه فكری می كنی ای تیر  هر اندازه مجبوری / هدف كوچك تر است از تو نمی بینی

مگر كوری؟ / مگر كوری؟ یقینا با چنین فرضی / چنین طولی  چنین عرضی / اگر حتی به

بالا ... نه! به زیر گردنش خوردی / به غیر از حنجره از صورتش هم قسمتی بردی / مگر

حجم گلوی آدم بالغ چه اندازه ست؟  علی اصغر تشنه كه دیگر جای خود دارد / هزاران نكته در

این جاست كه فرضِ نشد دارد؛/ یكی این كه به این سرعت  اگر تیری رها گشته / زبانم لال حتما

سر از این پیكر جدا گشته / و گر هم مانده جای تیر و حنجر جا به جا گشته / و دیگر این كه از این

سو گلوی خشك شش ماهه ز جنس نرم غضروف است / و از آن سو نشانه گیری زیر گلوی

حرمله بسیار معروف است / نتیجه گیری اش از تو ،  شب هفتم همیشه روضه مكشوف

است !!!




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


دیدنت در همه راه معما شده است

تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است؟

دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است

باز هم حرمله سر گرم تماشا شده است

باورم نیست که بالای سرم می خندی

دل من سوخته تر از دل لیلا شده است

ساربانی که نگین پدرت را دارد

چند روزی است در این قافله پیدا شده است

حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد

باورم نیست که در حنجره ات جا شده است

کاش آرام رود قافله تا راه روی

بعد من نوبت لالایی زهرا شده است

کاش آرام رود تا که نیفتی از نی

ولی افسوس سر رأس تو دعوا شده است

نیزه داری که تو را می برد این را می گفت

باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


راحت بخواب حاجیِ شش ماهه ی حرم

دركم كن ای پسر كه به والله مادرم

 عمّو كه رفت، گفت به خواهر برادرت

 من می روم برای شما آب آورم

 امّا نشد به خیمه رساند سبوی  آب

 آخر به خون نشست علم دار باورم

 حالا كه در سرِ تو هوای پریدن است

 تا آسمان دست پدر، ای كبوترم

 باشد، بپَر، ولی دلِ من گیرِ حلق توست

 حالا كه دل خوشم به نظرهای آخرم

 رفتی به روی دست پدر جا گرفته ای

 پَر می كِشی و خود به خود از جای می پَرَم

 مردی شدی برای خودت بعدِ چند ماه

 گفتی میان معركه همتای اكبرم

 از بینِ خیمه چشم من افتاد سوی تو

 تیری نشست بر گلویت، خاك بر سرم

 حالا ذبیح اكبرِ كرب و بلا شدی

 حالا شدی سند به غریبیِّ شوهرم

  بی تو رباب سایه نشینی نداشته

 بعد از حسین از همه بی سایبان ترم

 اكبرترین صغیر، ببین از فراق تو

گشتم (اسیرِ) تازه ترین زخم پیكرم




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


خدا به ماه زمین خورده آسمان بدهد

غمی به وسعت دریای بی کران بدهد

امام عشق، علَم را به دست ساقی داد

که مرد را به تمام جهان نشان بدهد

چه می شود که به باد و به ابرها و به خاک

به سنگ های زبان بسته هم زبان بدهد

که باد نوحه بخواند، که ابر گریه کند

که خاک اقامه بگوید، که سنگ اذان بدهد

و یا به کودک لب تشنه روی دست پدر

هزار سفره ی رنگین تر از کمان بدهد

رباب از نفس افتاده جبرئیل کجاست؟

که گاه گاهی گهواره را تکان بدهد

چه عاشقانه و زیبا خدا مقدّر کرد

که روی دست پدر ایستاده جان بدهد

هزار نکته ی شیرین تر از عسل باقی ست

اگر عطش بگذارد؛ اگر امان بدهد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 08:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت

 

همین که دو تایی به میدان رسیدند

روی دست خورشید، شش ماهِ دیدند

به والله کارش علی اکبری بود

اگر چه علی اصغرش آفریدند

سرش را روی شانه بالا گرفته ست

کسی را به این سر بلندی ندیدند

از این سمت، علی که جلوتر می آمد

از آن سمت، لشگر عقب می کشیدند

همین که گلوی خودش را نشان داد

تمامی دل ها به رایش طپیدند

پدر گردنش کج، پسر گردنش کج

چه قدر این دو از هم خجالت کشیدند!

لب کوچکش خشک و حلقوم او خشک

چه راحت گلوی علی را بریدند

عبا گر چه نگذاشت زن ها ببینند

صدای کف و سوت را که شنیدند




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 07:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)


دوباره ثانیه ها لحظه لحظه رد می شد

 و ماه روی قنوتِ پدر رصد می شد

 غبار تیره از آن دور دست می آمد

 و برکه نیز گرفتار جذر و مد می شد

 شکست قلب زمین، آسمان ز غم بارید

 شمار گریه کنان داشت بی عدد می شد

 هدف سپیدی و تیر از سوی سیاهی بود

 که حال ظلم از این ظلم داشت بد می شد

 رها ز چله شده تیر و چند لحظهٔ بعد

به زیر سم ستوران تنی لگد می شد

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای نقیب برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/7 | 10:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت

 

باغبان آغوش خود را باز کرد

 فصلی از دیوان عشق آغاز کرد

 گوهر دردانه اش در جان کشید

 با خدایش این چنین آواز کرد

 داده ام قربانیان بی شمار

 عشق تو با من چنین اعجاز کرد

 در میان گفتگو دستی ز کین

تیر دیگر در کمانش ساز کرد

 تیر آمد ناگهان بر گل نشست

 برگ برگش صحبت از یک راز کرد

 نوگل زیبای باغ باغبان

 زخم بر حنجر برایش ناز کرد

 از سه سو خون از گلویش می چکید

آسمان را غرق در پرواز کرد

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای سید حسن رستگار برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت

یک تیر سه شعبه آمد و رسوا شد
ذکر لب اهل خیمه واویلا شد
با حسرت و آه زیر لب گفت حسین:
این تیر چگونه در گلویت جا شد؟!

×××

یک تیغ بزن که پاره پیکر بشود
یا نیزه بزن شبیه اکبر بشود
نه تیر بزن به سوی حلقش تا که
داغ پدرش چند برابر بشود!




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


یه حدیث می خوام بخونم، واسه هر دلی که خوابه

گفته پیغمبر به دست، تشنه آب دادن ثوابه

ببینید بچه م هلاکه، چارشم یه چیکه آبه

به خدا گناه نداره، آب بهش بدید ثوابه

دل من رو نسوزونید، دنیاتون آتیش می گیره

نمی بینید روی دستم، شیرخوارم داره می میره

الهی آتیش بگیرن ، نه فقط دل می سوزونن

کوفیا هر جوری باشه، زهرشونو می رسونن

تیری که برای صید، شیر کربلا میارن

کوفیا برای حلق، شیرخواره کنار می ذارن

اگه تیر سه شعبه باشه، دیگه حنجر نمی مونه

اگه طفل شیرخواره باشه، به خدا سر نمی مونه

خونای حلق علی رو، سمت آسمون می پاشه

می گه بعد علی اصغر، می خوام این دنیا نباشه

یه قدم به سمت خیمه، یه قدم به سمت لشگر

می شینه پا می شه از جا، به گمونم شده مضطر

داره می ره پشت خیمه، الهی رباب نبینه

که تا خیمه ردّ خون، پسرش روی زمینه




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


همچو روی طفل من، بی رنگ و رو، مهتاب نیست

بخت من در خواب و چشم کودکم را خواب نیست

گفتم از اشکم مگر ای غنچه نوشی آب لیک

از تو معذورم که اشک من به جز خون آب نیست

در حرم، هر سمت باشد قبله، اما بهر من

غیر رویت قبله و  جز ابرویت محراب نیست

خیمه بیت و کعبه مهد و در طواف اهل حرم

این طواف حج عشق است و جز این آداب نیست

هفت بار آمد صفا و مروه هاجر، آب جُست

من که ده ها بار در هر خیمه رفتم، آب نیست

قسمتی از راه را با هروله هاجر برفت

من همه ره را دویدم، کام تو سیراب نیست




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 :: ... 7 8 9 10 11 12
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات