روضه حضرت رباب(ع)-شهادت


هر روز می سوزی و خاکستر نداری

تو سایه بر سر داشتی دیگر نداری

"خورشید بر نی بود" و حق داری بسوزی

دیدی به جز او سایه ای بر سر نداری

برگشته ای؛ این را کسی باور نمی کرد

برگشته ای؛ این را خودت باور نداری

می خواهی از بغض گلوگیرت بگویی

جز لایی لایی واژه ای بهتر نداری

هر بار یاد غربت مولا می افتی

می سوزی از این که علی اصغر نداری

این غم که طفلی که بغل داری خیالی ست

«سخت است آری سخت تر از هر نداری»*

ما پای این گهواره عمری گریه کردیم

یک وقت دست از لای لایی بر نداری

دنیا برای روضه های تو حقیر است

تو روضه خوانی بهتر از کوثر نداری

 ×××

* مصرع داخل گیومه، وامی ست از برادرم سید محمد جواد شرافت




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


مرگ را پنداشت شیر و تیر را پستان گرفت

با تبسم هم پدر را داد جان هم جان گرفت

شوق جان بازی تماشا کن که آن تفتیده کام

جای لب با حنجرش آب از سر پیکان گرفت

در حرم آن قدر از شوق وصال حق گریست

تا به میدان حاجتش را با لب خندان گرفت

چشم بست و لب گشود و خنده کرد و جان سپرد

تیر از حلقش پدر با دیده گریان گرفت

گر چه از پستان مادر گشت با سختی جدا

تیر قاتل آمد و او را ز شیر آسان گرفت

هم پسر آرام خفت و هم پدر خاموش گشت

آسمان گفتی که با هم عمرشان پایان گرفت

یوسف زهرا پی اثبات مظلومی خویش

بر سر دست آن بدن را هم چنان قرآن گرفت

تا به دستش خط فرمان شفاعت را دهند

کرد با آن خون خضاب و از خدا پیمان گرفت

هر کسی پیش طبیبی بُرد درد خویش را

«میثم» از خاک در این خاندان درمان گرفت




✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت

 

گهواره خالی می شود با رفتن تو

دیگر نمانده فرصتی تا رفتن تو

حتی خدا با رفتنت راضی نمی شد

عیسای من قربان بالا رفتن تو

هر چیز را، هر رفتن نا ممکنی را

می شد که باور کرد الا رفتن تو

وقتی گناهی سر نمی زد از گلویت

یعنی چرا یعنی معما رفتن تو

ای کاش می بردی مرا با چشم هایت

یا این که می افتاد فردا  رفتن تو

وقتی که پا در عرصه حق می گذاری

فرقی ندارد آمدن یا رفتن تو




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت

 

گوش تا گوش تو ای غنچه گلستان شده است

آب آب لب تو بانی باران شده است

خون حلق تو نرفته نفست بند آمد

که به یک چشم زدن جسم تو بی جان شده است

از زمین می رود این بار به سمت ملکوت

قطره هایی که پر از باده عرفان شده است

تو که سیراب شدی تازه دلم می سوزد

از همین خشکی زخمی که نمایان شده است

تو به اندازهٔ خون پدرت مظلومی

غصه ات بر جگرم داغ دو چندان شده است

کاش می شد پسرم زیر عبا گریه کنم

ناله ام در دل هر هلهله پنهان شده است

مادرت بند دلش بسته به گیسوی تو بود

مادرت چشم به راه است و پریشان شده است

ردپایی که چنین دور خودش چرخیده است

حال روز پدری هست که حیران شده است

***

به نقل از وبلاگ تیشه های اشک




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

گلویت را شبى ترسیم كردم

و جاى تیر را ترمیم كردم

کشیدم لحظه خندیدنت را

محبت را به خود تفهیم كردم

زمان خفتن و بیدارى‏ام را

به وقت چشم تو تنظیم كردم

گرفته جرعه‏اى از چشم مستت

 میان تشنگان تقسیم كردم

نشستم پاى درس حنجر تو

سپس بر اهل دل تعلیم كردم

همه آن چه ندارم را در آن شب

به پیش پاى تو تقدیم كردم




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/08/28 | 01:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت

 

هدف تیر بلا تا گلوی اصغر شد

به جنان فاطمه محزون و علی مضطر شد

گل نشکفته ی گلزار ولایت افسوس

بر سر دست حسین بن علی پر پر شد

خاست از سینه چو غم ناله ی جبریل امین

محفل قدس عزاخانه ی پیغمبر شد

روشنان فلکی را به دل آتش افتاد

سینه ی اهل یقین یک سره چون مجمر شد

شجر طیبه ای را که خدا پروردش

شاخه بشکست و ز بیداد خزان بی بر شد

نوحه گر چون که به آهنگ حزین گشت رباب

چنگی پیر فلک بی می و بی ساغر شد

آه از آن دم که جگر گوشه ی زهرای بتول

لب عطشان پسر دید که از خون تر شد

بعد جان باختن کودک شش ماهه حسین

کرد باور که دگر بی کس و بی یاور شد

«خوش عمل» قصه دگر کن که دل پیر و جوان

سوخت زان ماتم و زین شرح عزا دیگر شد

×××

با تشکر از شاعر گرامی عباس خوش عمل کاشانی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/07/25 | 01:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ای به سر دست همه هست من

تبسّمت برده دل از دست من

ای در دریای امید حسین

اول و آخرین شهید حسین

سوخته و سوخته و سوخته

دیده به شانهٔ پدر دوخته 

تو سند زندهٔ کربلایی 

تو مهر پروندهٔ کربلایی 

تو کودک شیری نه، طفل شیری

صغیر نه، صغیر نه، کبیری

ستارهٔ برج سعادتی تو

سورهٔ کوچک شهادتی تو

نگاه کن به چشم نیم بازت

که فاطمه آمده پیشبازت

بس که ز تشنگی به تاب و تبی

اشک نداری که کنی تر لبی

تشنه تر از تشنه لبان گوش کن

آب ز پیکان بلا نوش کن

می برمت تا که فدایت کنم

باش که تقدیم خدایت کنم

چشم گشا کودک مدهوش من

قتلگه توست در آغوش من

سینه سپر باش که حظی کنی

خنده بزن چند تلظی کنی

تلظی ات قلب مرا آب کرد

رباب را ز گریه بی تاب کرد

خنده بزن روز شهادت توست

شهادت تو نه، ولادت توست

خون تو عمر جاودان من است

آب تو اشک شیعیان من است  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/07/24 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

رباب(س) و علی اصغر(ع) 

 

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است

دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است

کم خیره شو به نیزه ، علی را نشان نده

گهواره نیست دست خودت را تکان نده

با دست های بسته مزن چنگ بر رخت

با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت

بس کن رباب حرمله بیدار می شود

سهمت دوباره خنده انظار می شود

ترسم که نیزه دار کمی جابجا شود

از روی نیزه راس عزیزت رها شود

یک شب ندیده ایم که بی غم نیامده

دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده

گرچه امید چشم ترت نا امید شد

بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد

پیراهنی که تازه خریدی نشان مده

گهواره نیست دست خودت را تکان مده

با خنده خواب رفته تماشا نمی کند

مادر نگفته است و زبان وا نمی کند

بس کن رباب زخم گلو را نشان مده

قنداقه نیست  دست خودت را تکان مده

دیگر زیادت این غم سنگین نمی رود

آب خوش از گلوی تو پائین نمی رود

بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی شود

این گریه ها برای تو اصغر نمی شود




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/11/6 | 08:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)

 

ای گل چه زود دست خزان کرد پرپرت

رفتی و رفت خنده ز لب‌های خواهرت

هرکس که دید روی تو بر اوج نیزه‌ها

آهی کشید و گفت که بیچاره مادرت

تا بیش‌تر به گریه‌ی من خنده سر دهند

آورده‌اند محمل من را برابرت

از دوش نیزه‌دار تو فهمید کاروان

خون می‌چکد هنوز ز رگ‌های حنجرت

یک تیر بوسه‌ات زد و شد روز من سیاه

حالا چه کرد بین سفر نیزه با سرت

هرگز نمی‌رود ز خیال من این سه داغ

رنگ پدر... گلوی تو... لبخند آخرت




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/10/26 | 05:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-حضرت رباب(س)

 

لختی بیا به سایه ی نخل ها رباب

سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب

می دانم اینکه محرم خورشید بوده ای

حتی به شام همدم خورشید بوده ای

همدوش آفتاب شدی پابه پای نور

خورشید زاده داشت در آغوش تو حضور

این خاطرات چنگ غم آهنگ می زند

دارد به سینه تو عجب چنگ می زند

                              لختی بیا به سایه این نخل ها رباب

سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب

زمزم به چشم زمزم به سینه تا به کی؟

آه از جدایی دل و آیینه تا به کی؟

سیر عطش به خیمه تان پر شتاب شد

آوای کودکان حرم آب آب شد

هاجر به سعی خیمه به خیمه مکن شتاب

پایان پذیر نیست تماشای این سراب

به به ز هستی که به احساس زنده شد

مشکی که به سقایت عباس زنده شد

تکبیر گفت و ذائقه خیمه شد خنک

می شد گلوی حمزه و کوه احد خنک

چشمش به غیر خیمه نمی دید در مسیر

اما امان ز هجمه این بوسه های تیر  

دشت از حضور فاطمه لبریز نافه شد

داغ عمو به داغ عطش ها اضافه شد

آری رباب طفل تو سمت زوال رفت

آن قدر گریه کرد که دیگر ز حال رفت


ادامه مطلب

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/10/2 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
حضرت علی اصغر(ع)-حضرت عباس(ع)


حرم از العطش اهل حرم می سوزد

آسمان هر دم از این غصه و غم می سوزد

ساقی تشنه لبان خشک دهان نعره به لب

روبه دریا زده تکیه به علم می سوزد

آتش افتاد به نیزار دل زار حسین

عازم علقمه شد حضرت سردار حسین

زیر لب زمزمه دارد برو و اما برگرد

و توکلت علی الله علمدار حسین

یارو سپهدارم ای علمدارم

بعد خدا عباس من تورا دارم .غمی ندارم

هیهات هیهات .من الذله .هیهات هیهات من الذله



ادامه مطلب

✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)، حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/09/24 | 06:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)

در تنگنای حادثه بر لب نوا گرفت

از بی قراری‌اش دل هر آشنا گرفت

با شوق پر کشیدن از این خاک بی فروغ

در بین گاهواره قنوت دعا گرفت

اعلام کرد تشنه‌ی‌ صبح شهادت است

آنقدر ناله زد که گلوی صدا گرفت

آنقدر اشک ریخت که خورشید تیره شد

از شرم چشم غرق به خونش، هوا گرفت

در آخرین وداع غریبانه اش پدر

او را به روی دست برای خدا گرفت

ناگاه یک سه شعبه سراسیمه سر رسید

ناباورانه فرصت یک بوسه را گرفت

تا عرش رفت مرثیه‌ی سرخ حنجرش

جبریل روضه خواند و خدا هم عزا گرفت

از شرم چشم های پر از حسرت رباب

قنداقه را امام به زیر عبا گرفت

‹شاعر نوشت از کرم دست کوچکش

آخر از او حواله‌ی یک کربلا گرفت




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/21 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)

اجرا شده توسط حاج مهدی سلحشور87محرم

 

نفس در قفس سینه تلاطم بکند

کاش که این حرمله یک لحظه تجسم بکند

تیر چه با ساقه گندم بکند

آه چه می شد که سفیدی گلوگاه تو را گم بکند

به لبم امده جانم

که اگر تیر رها شد زکمان

مقصد آن چیست؟

دهان؟

یا که عروق شریان؟

یا که رگان؟

یا نکند قلب تو یک مرغ پر و بال زنان


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/21 | 10:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)

سائیده شد لبان تو اینگونه چوب را

برهم نمی کشند ـ شمال و جنوب را ...

دیدند قرمز متمایل به عشق بود ـ

خونین ترش نخواه و ببخش این غروب را

آب فرات در کف خود ته نشین شده است

پس خوب شد که لب نزدی این رسوب را

واجب نبود آمدنت لطف کرده ای

برداشته اند از همه حکم وجوب را

آبی نمانده است که خاموششان کنم

آتش زدی لبان خودت این دو چوب را




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/21 | 09:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)

مرهمِ این جسم بی جان و روانم اصغر است

دلربا تر از همه آرامِ جانم اصغر است

آن كه گفتم منشأ آمالِ بابا می شود

شافی چشمِ تر و دردِ نهانم اصغر است

یادِ آن خندیدنش دل می برد از سینه ام

در میانِ غصه و غم دلستانم اصغر است

یاد آن چشمانِ نازش می كند خم قامتم

آن كه بودش چلچراغِ دیدگانم اصغر است

یاد آن گهواره ی خالی بسوزاند مرا

چون كه جای كودك ابرو كمانم اصغر است

یاد آن لب های لعلش كرده من را بی قرار

آن كه مانَد بوسه اش روی لبانم اصغر است

با زبان كوچكش من را خجل كرد و برفت

مانده خشكی زبانش بر زبانم اصغر است

فطرس از دردِ حسین دارد خبر چون خود سرود

رمز اینكه من سرودن می توانم اصغر است




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/21 | 09:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)

لبخند

دنیا همه دیوانه و شیدای حسین است

مُهر همگان خاكِ كفِ پای حسین است

رمزی كه شود ضامن ما در صفِ محشر

لبخند علی اصغر زیبای حسین است

آشفته

علی اصغر گلِ نشكفته ی من

الا ای طفل در خون خفته ی من

چرا دشمن به آن تیرِ سه شعبه

نمك زد بر دلِ آشفته ی من


ادامه مطلب

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/21 | 09:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)

ای به اکبر کرده همدوشی علی

برده سر در جیب خاموشی علی

تو مسیح عترتی وز مرتبت

کرده با قرآن هم آغوشی علی

حجت کبرائی و گردون ندید

کودک و اینسان خدا جوشی علی

اصغرم قنداقه ات شد غرق خون

زود بودت این کفن پوشی علی

چون تو سربازی دگر نائل نشد

بر سر دوشم به سردوشی علی

گفتمت آرام باش از تشنگی

نی که تا سر حد بیهوشی علی

خواستم از گریه خاموشت ولی

نی دگر اینقدر خاموشی علی

خنده ات وقت شهادت بر لب است

تا چه گفتت تیر در گوشی علی

اصغرم اینک گوارایت بود

از می کوثر قدح نوشی علی

چون مؤید هرکه دارد با تو کار

نیستش زین غم فراموشی علی




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/09/6 | 01:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


هم چو روی طفل من بی رنگ و رو مهتاب نیست

بخت من در خواب و چشم کودکم را خواب نیست

گفتم از اشکم مگر ای غنچه نوشی آب لیک

از تو معذورم که اشک من به جز خوناب نیست

در حرم هر سمت باشد قبله اما بهر من

غیر رویت قبله و جز ابرویت محراب نیست

خیمه بیت الله و کعبه مهد و در طواف اهل حرم

این طواف حج عشق است و جز این آداب نیست

هفت بار آمد صفا و مروه هاجر آب جست

من که ده ها بار در هر خیمه رفتم آب نیست

قسمتی از راه را با هروله هاجر برفت

من همه ره را دویدم کام تو سیراب نیست

حج من اتمام شد برخیز احرامم بکن

ای ذبیح خردسال اکنون که وقت خواب نیست




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 04:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


مادر نه طفل تشنه ی خود را به باب داد

مهتاب را فلک به کف آفتاب داد

چون قحط آب و قحط وفا قحط رحم دید

چشمش به لعل خشک وی از اشک آب داد

بر طفل و باب او چو جوابی نداد کس

یک تیر هر دو را به سه پهلو جواب داد

پر پر چو مرغ می زد تا پر نشسته تیر

امّا به خنده باز تسلّای باب داد

او خنده کرد و عالم از این خنده گریه کرد

نگرفت آب و آب به چشم سحاب داد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 04:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)


لبّیک ای پدر که منت یار و یاورم

در یاری تو نایب عبّاس و اکبرم

مدهوش باده ی خم میخانه ی غمم

مشتاق دیدن رخ عمّ و برادرم

آب ار نمی رسد به لب لعل نازکم

شیر ار نمانده در رگ پستان مادرم

در آرزوی ناوک تیر سه شعبه ام

در حسرت زلال روان بخش کوثرم

خواهم به شاخ سدره نهم آشیان فراز

تا بنگری که عرش خدا را کبوترم

هر چند جثه کوچک و تن لاغر است لیک

از دولتت هوای بزرگیست در سرم

با دست های کوچک خود جان خسته را

در کف گرفته ام که به پای تو بسپرم

سلطان عشق در طرب از این ترانه شد

او را به بر گرفت و به میدان روانه شد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)


گفت ای پدر بیا که دل از دست داده ام

جان را به راه عشق تو بر کف نهاده ام

جا گیرم ار بساحت شه می سزد که من

هم شاهباز عشقم و هم شاه زاده ام

جز نقش عشق روی تو ای شهریار حُسن

نقش دگر ندیده دل صاف و ساده ام

مهدم مقام و شهد بکام از می الست

عهدی که بسته بر سر عهد ایستاده ام

از جام عشق رسته ام از خود بیا مرا

با خود ببرکه بیخود از جام باده ام

هستم به جان نثاریت آماده ای پدر

من خود ز مادر از پی این کار زاده ام

هم جان پی نثار تو بر کف گرفته ام

هم سینه بهر ناوک عشقت گشاده ام

مات آن چنان شدم به رُخ شه که تا ابد

هرگز ز اسب عشق نیابی پیاده ام




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


سپهر دیده ی حاجت به سوی او دارد

ملک به بزم فلک گفتگوی او دارد

بهشت خرّمی از رنگ و بوی او دارد

حسین فخر به خون گلوی او دارد

به مرگ خنده ی او عشق را ثبات دهد

لبان تشنه ی او خضر را حیات دهد

حسین مفتخر از او که اوست یاور من

رباب گوید من بحر و اوست گوهر من

سکینه ناز کند کاین بود برادر من

شهید خنده برآرد که اوست رهبر من

سمائیان به سماوات مدح او خوانند

زمینیان همه باب الحوائجش دانند

به ماه عارض از مهر بهترش سوگند

به کام خشک و گلوی ز خون ترش سوگند

که روشن است قیامت به ماه طلعت او

بس است بر همه ی عاصیان شفاعت او




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

          علی اصغر(ع)-شهادت          

  

روشن است این نکته بر هر شیخ و شاب

گر یکی ماهی برون افتد ز آب

لب بسی بندد گشاید با شتاب

گوید آن بیچاره با صد پیچ وتاب

آب و آب وآب و.........

بسته شد در کربلا چون راه آب

در خیام شاه افتاد التهاب

از لهیبش مرد و زن شد دل کباب

شد نوای عترت ختمی مآب

آب وآب و...............

کربلا و گرم تابستان او

تشنگی و آتش سوزان او

قحط آب و درد بی درمان او

پیچد از آن تشنگان بر نُه قباب

آب وآب و................


ادامه مطلب

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 04:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


به روی دست باب تلظی بهانه بود

او تشنه ی وصال خدای یگانه بود

پیش از قیام کرب و بلا بلکه پیشتر

حلقش برای تیر شهادت نشانه بود

لب های او خمُش ولی بند بند او

گرم دعا و زمزمه ی عاشقانه بود

تنها اگر به قطره ی آبی نیاز داشت

دریا ز چشم دختر زهرا روانه بود

با خنده داد جان به سر دست باغبان

بی ناله بلبلی که خمُش از ترانه بود

تیری که شه ز حنجر خونین او کشید

گریان به یاد خنده ی آن ناز دانه بود

شه رُخ به خون حنجر او شست کای خدا

این هدیه آخرین دُر من در خزانه بود




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/09/2 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


پیر همه بود اگر چه او كودك بود
صبرش به غریبى پدر اندك بود
مى ‏كرد به نِى اشاره مى ‏گفت رباب
اى كاش سر نیزه كمى كوچك بود




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1389/08/24 | 06:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


اى اهل كوفه رحمى این طفل جان ندارد
خواهد كه آب گوید اما زبان ندارد
دیشب به گاهواره تا صبح دست و پا زد
امروز روى دستم دیگر توان ندارد
هنگام گریه كوشد تا اشك خود بنوشد
اشكى كه تركند لب دور دهان ندارد
رخ مثل برگ پائیز لب چون دو چوبه خشك
این غنچه بهارى غیر از خزان ندارد
اى حرمله مكش تیر یكسو فكن كمان را
یك برگ گل كه تاب تیر و كمان ندارد
شمشیر اوست آهش، فریاد او تلظّى
جانش به لب رسیده تاب بیان ندارد
رحمى اگر كه دارید یك قطره آب آرید
بر كودكى كه در تن جز نیمه جان ندارد
با من اگر بجنگید تا كشتنم بجنگید
این شیر خواره بر كف تیغ و ستان ندارد
مادر نشسته تنها در خیمه بین زنها
جز اشك خجلت خود آب روان ندارد
تا با خدنگ دشمن روحش زند پر از تن
جز شانه امامش دیگر مكان ندارد
میثم- به حشر نبود غیر از فغان و آهش
آن كو از این مصیبت آه و فغان ندارد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/08/20 | 08:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


گهواره ای از اشک می ماند برای من

او می رود؟باور ندارم,نه!خدای من

او کوچک است و جنگ کردن را نمی داند

باید بماند تا ببارد پا به پای من

دستان پر چین و چروکم را بگیرد آه

تا تکیه گاهم باشد و فردا عصای من

با یک بغل پروانه من می آمدم...حالا

گهواره ای خالی است سهم کربلای من

من فرق آب وآتش و تب را نمی فهمم

بشکن خودت را آسمان در های های من

باران بزن امشب که من مرغی عزادارم

یک لحظه همسو باش،با حال و هوای من

هق هق امان قصه من را نخواهد داد

صدها ترک برداشته ,امشب صدای من

من قصه را می گویم اما آنکه مادر نیست

کمتر می آشوبد ز شرح ماجرای من

یک شاپرک از دامنم آهسته پر می زد

پشت سرش مانده است رد اشک های من

ای کاش من پر می گرفتم,بالهایم کو؟

دیگر کسی باقی نمانده در سرای من

او آب میخواهد ولی آنها نمِفهمند

...گم میشود در این هیاهو ادعای من

او می گذشت و بالهایش را تکان می داد
  من ماندم و گهواره ای ...خالی...برای من




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/08/20 | 08:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


وقتی گل ناشکفته پرپر می شد

با خون گلو گلوی او تر می شد

این معجزه مسیح عاشورا بود

در دست پدر پسر کبوتر می شد!




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/08/20 | 08:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


گواهی ای خدا،كس یاورم نیست

نه قاسم، نه علی اکبرم نیست

در این دشت بلا یاری به غیر از

سپیدی گلوی اصغرم نیست





✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/08/20 | 08:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع)-شهادت


نمی گویم ازین قوم جفاكیش

نمی گویم زطعنه، خنده و نیش

فقط گویم بروی دست بابا

به یك قنداقه ی بی سر بیندیش




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/08/20 | 08:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 :: ... 8 9 10 11 12
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات