حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تا خیمه رفت و برگشت از پا نشست و برخاست

تا خیمه چند دفعه بابا نشست و برخاست

ای حرمله بمیری چون باعث جدایی ست

تیر سه شعبه ی تو هرجا نشست و برخاست

با تیغ و نیزه ها بود هرجا که رفت اما

با این گلوی کوچک تنها نشست و برخاست

وقتی رأیت والا.....فرمود عمه یعنی

تیر سه شعبه اینجا زیبا نشست و برخاست

آمال گاهواره در شام شد محقق

با گوشواره دارد حالا نشست و برخاست

آن مردمی که امروز گشتند اشک ریزت

دارند با ائمه فردا نشست و برخاست




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/07/5 | 03:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


به گاهواره ات ای هرم التهاب بخواب

تو خانه زاد غمی ، لحظه ای بخواب بخواب

تو را چو چشمۀ باران به دشت خواهم برد

بخواب در برم ای روح سبز آب بخواب

دوباره می کِشمت مثل عطر درآغوش

چو روح غنچه که جاری ست در گلاب بخواب

بخواب اگر تو نخوابی به خویش می پیچم

به روی شانه چو مویت به پیچ و تاب بخواب

تو در تمام فصول ای نجابت سرسبز

به زیر خوشۀ تب دار آفتاب بخواب

اگر شقایق روحت تب بیابان داشت

چو من به وسعت رؤیای یک سحاب بخواب

بخواب اصغرم این بار کاخ آمالت

به روی دست پدر می شود خراب بخواب

اگر سفینۀ خون شد تنت خدا یک روز

عذاب می دهد این قوم را عذاب بخواب

به روح زرد بیابان قسم که این خون ها

فکنده بر دلشان چنگ اضطراب بخواب




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/07/5 | 03:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بعید نیست پدر با پسر یکی شده باشد

عجیب نیست پسر با پدر یکی شده باشد

که تیر نیز نفهمیده بر گلوی که خورده

حسین با علی اش آن قَدَر یکی شده باشد

سه شعبه چیست؟ سه تا تیر ناگزیر و مجزاست

که در گلوی علی از سه سر یکی شده باشد

اصولِ سوخت و سوز و، اصولِ دوخت و دوز است

که با ملاحظه در این هنر یکی شده باشد

گلوی کوچک تو مانع شهادت آقاست

اگرچه تیر سپر با سپر یکی شده باشد

چگونه زیر گلو را جدا کنند ز لب هات

درون کاسه چو شیر و شکر یکی شده باشد

علی اصغر و محسن به قلب حضرت زهرا

سه تیر حرمله با میخ در یکی شده باشد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/07/5 | 03:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


آن غنچه ای که جلوه به گلزار باب داد

آبی نخورد و بر چمن عشق آب داد

گوشی نبود سامعِ هَل مِن مُعینِ شاه

طفلی ز گاهواره پدر را جواب داد

لالائی رباب  به گوشش اثر نکرد

بیدار گشت و چشم فلک را به خواب داد

او آخرین کبوتر باغ بهشت بود

پرواز کرد و خاتمه بر انقلاب داد

شب می رسید و ماه نبود و دم غروب

جان آن ستاره در بغل آفتاب داد

الله اکبر اصغر از اکبر جدا نشد

یعنی ادامه ی ره لیلا رباب داد

آن غنچه ای که خنده نمی کرد خنده کرد

قنداق پر ز خون شد و بوی گلاب داد

وای از دل رباب، «کلامی»! سه شعبه بود

تیری که نازدانه ی او را عذاب داد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/07/5 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت-دودمه


آمده جلوه کند حیدرِ در گهواره

ای بنازم به رباب

عرش را ریخت بهم خونِ گلوی پاره

ای بنازم به رباب




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/07/5 | 03:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


اگرچه تو بی تابِ آبی، بمان

تو آرام قلب ربابی بمان

تو همنام با بوترابی بمان

علی جان مبادا بخوابی، بمان

تو دیگر دلم را نسوزان، علی

 

چه کرده لب خشک تو با حسین

که اینجا شده از وسط تا، حسین

نگفتی تو یکبار: بابا حسین

اگر خسته جانی بگو یا حسین

تو آرام جانی نده جان، علی

 

چونان گرگ از هر طرف می زنند

عروسی گرفتند و دف می زنند

برای کماندار، کف می زنند

همیشه به قلب هدف می زنند

گلی را به همراه گلدان، علی

 

ببین مرگ من را دعا می کنند

ببین حرمله را صدا می کنند

چه تیر بزرگی رها می کنند

علی جان سرت را جدا می کنند

ذبیح من ای  پور عطشان، علی

 

حسودند و زنگ خطر می زنند

تو از بس قشنگی نظر می زنند

سه شعبه به قلب پدر می زنند

گلوی تو را سر به سر می زنند

گلوی خودت را بپوشان! علی

 

مگر وقت هل من مبارز شده

مگر کشتن طفل، جایز شده؟

چرا رنگ قنداقه قرمز شده؟

پدر پیش درد تو عاجز شده

تو ای ماهی سرخ بی جان، علی

 

اگر قلب من را تو راضی کنی

بخندی و با خنده نازی کنی

تو را می برم خیمه، بازی کنی

به شرطی که کمتر تلذّی کنی

دعا می کنم بهر باران، علی

 

نباشی دل ما ترک می خورد

و بر چهره آب، لک می خورد

دل عرش سنگ محَک می خورد

نباشی رقیه کتک می خورد

تسلای قلب یتیمان، علی...




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/07/5 | 02:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس-شب هفتم و هشتم محرم


رحمت واسعۀ حی تعالاست حسین

سایۀ رحمت او بر سر دنیاست حسین

ماهمه عبد خدا اوست اباعبدالله

ما عبیدیم همه سرور و مولاست حسین

زینت دوش نبی نور دو چشمان علی

ضربان دل صدیقۀ کبراست حسین

تا دم آخر خود فکر گنهکاران بود

ایهاالناس ببینید چه آقاست حسین

همۀ خواسته اش بود که دستی گیرد

ورنه از دست کسی آب نمی خواست حسین

چون پدر داغ پسر دید خودش میمیرد

کشتنش نیزه و شمشیر نمی خواست حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  حضرت علی اصغر(ع)،  حضرت علی اكبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/06/30 | 12:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-مدح


کودک شش ماهه که نامش علی است

در فلک عشق، رُخش منجلی است

جان به فدای ادب اصغر است

باب حوائج لقب اصغر است

او گل گلخانه ی پیغمبر است

نام، علی اصغر و خود اکبر است

فاطمه حُرمت به مقامش کند

مهدی موعود سلامش کند

اهل ولایت که ز غم ایمنند

چنگ توسل به قماطش زنند

ستاره ی جان بوَد این آفتاب

جان حسین است و عزیز رباب




موضوع: ولادت حضرت علی اصغر(ع)،  حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/01/18 | 01:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


به روی برگ گل شبنم نشسته

به سوگ تشنه ای زمزم نشسته

به روی حنجر ششماهه با تیر

سه تا بوسه کنار هم نشسته

***

پر قنداقه را در خون کشیدند

ز دستان سحر، مهتاب چیدند

دل  آهن  به حال آن گلو سوخت

که با تیر سه شعبه ، سر بریدند

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 03:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تیر آه از نهاد پدر در بیاورد

وقتی سر از گلوی پسر در بیاورد

بی شک برای بردن زیر گلوی تو

حق دارد اینکه تیر سه پر در بیاورد

از تیر گفته اند به کرات شاعران

آنجا که از گلوی تو سر در بیاورد

اما نگفته اند که ارباب از گلوت

باید که تیر را به هنر در بیاورد

ای کاش حرمله بنشیند مگر خودش

این تیر را به تیر دگر در بیاورد

هم که سه شعبه است همینکه سه شعله است

یعنی دمار از سه نفر در بیاورد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 03:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


زخم سکوت و خندۀ اصغر ز یک طرف

خندیدن و هیاهوی لشگر ز یک طرف

تحت فشار بودم و چاره نداشتم

جانم گرفت گریۀ مادر ز یک طرف

اشک رباب از طرفی می دهد عذاب

بُهت نگاهِ خواهر  و دختر ز یک طرف

من را ز یک طرف غم تو می کُشد علی

شمشیر و تیر و نیزه و خنجر ز یک طرف

از بس که نازک است شکسته ز هر دو سمت

با اینکه خورده تیر به حنجر ز یک طرف

طوری درید ، تیر گلو را که روی دست

افتاد تن ز یک طرف و سر ز یک طرف

تیر سه پر شکست پرت را ولی عجیب

یک پر ز یک طرف پر دیگر ز یک طرف

قنداقه ات ز یک طرف و دست ساقی ام

گردد شفیع عرصۀ محشر ز یک طرف

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 12:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


انگار علی مادر تو شیر ندارد

گریه نکن این قدر که تأثیر ندارد

بی حال شدی و دل من ریخته برهم

درمانده شده فرصت تأخیر ندارد

می گیرم از این قوم کمی آب برایت

بابای تو ترس از غمِ تحقیر ندارد

ای مردم کوفه پسرم تشنه ی آب است

این کودک بیچاره که تقصیر ندارد

یک مرد بیاید ببرد غنچه ی من را

آبش بدهد... مادر او شیر ندارد

گفتند: "حسین آمده خود آب بنوشد"

یک جرعه ی آب این همه تفسیر ندارد

ای حرمله این بچه سرِ جنگ ندارد

شش ماهه ی بی شیر که شمشیر ندارد

تیری که به عباس زدی؟! وای خدایا...

شش ماهه ی من طاقت این تیر ندارد

شادی نکنید این همه که مادرش افتاد

شش ماهه زدن این همه تکبیر ندارد

بیچاره ربابه جگرش سوخت و دیگر

کاری بجز اشک و غم شبگیر ندارد

گیرم که شکسته شده، بعد از علی اصغر...

...گهواره دگر حاجت تعمیر ندارد

خوابش شده دامادی اصغر ولی انگار

خواب دل هجران زده تعبیر ندارد

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 12:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


رفته تابِ شیرخواره وای بیچاره رباب

نیست وقتِ استخاره وای بیچاره رباب

برد آقا تا که سیرابش کند، با ناله کرد...

بر لب خشکش اشاره وای بیچاره رباب

تا که فرمود: "...إرحموا هذا الرضیع" تیری رسید

حرف او شد نیمه کاره وای بیچاره رباب

حرمله با تیِر مرد افکن علی را ذبح کرد

هنجرش شد پاره پاره وای بیچاره رباب

میخِ محکم را به روی تخته ی نازک بکوب

رفته تاب از استعاره، وای بیچاره رباب

پیکرش را برد بابا تا که پنهانش کند

قلبِ مادر  زد شراره، وای بیچاره رباب

عاقبت در پشت خیمه قبرِ مخفی شد عیان

نیست دیگر راه چاره وای بیچاره رباب

رأسِ او را روی نی بستند، این بی رحم ها

کرد با حسرت نظاره وای بیچاره رباب

همسر ارباب ما دیگر شبی راحت نخفت

هر شبش شد پر ستاره وای بیچاره رباب

جای چنگ آخرش روی گلویش سوخت باز

خیره شد بر گاهواره وای بیچاره رباب

بیتِ آخر را فقط فهمید هرکس مادر است

شیر در سینه دوباره... وای بیچاره رباب

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


لب ها هلاک آب، دل ها ز غصه آب

غم آمده به دل، رفته ز خیمه تاب

کرببلا پر از، فریاد بی جواب

حتی به کربلا، دیده نشد سراب

ذکر همه شده، لا لا علی بخواب

وای از دل رباب، وای از دل رباب 

باید علم گرفت، راه حرم گرفت

راه زیارتِ ساقی غم گرفت

هرگز نمی شود، پیمانه کم گرفت

شد بسته آب وای، از غم دلم گرفت

محبوب فاطمه ست، هرکس که دم گرفت:

وای از دل رباب، وای از دل رباب 

امشب شب غم است، هنگام ماتم است

دست نیاز من، در دست پرچم است

ای روضه خوان بخوان، یک شب مرا کم است

این شعر مختصر، صدها غزل غم است

هاجر چه سوزناک، مشغول این دم است:

وای از دل رباب، وای از دل رباب 

میدان پر از غبار، دل ها پر از شرار

از ابر رحمتت ای آسمان ببار

شش ماهه از نفس، افتاده بی قرار

شرمنده می شوم، زین حرف ناگوار

دستش جدا شده سقای تک سوار

وای از دل رباب، وای از دل رباب 

هنگامه شد به پا، در بین خیمه ها

آید خدای من، فریادِ ای خدا

مادر به گریه گفت، ماه دلم بیا

با من عزیزکم، قهری؟ بگو چرا؟

شیرین زبان من افتادی از نوا

وای از دل رباب، وای از دل رباب

سرگشته خواهرت، خشکیده حنجرت

افتاده از عطش، رو به عقب سرت

دیگر نمانده آه، نایی به پیکرت

کم کم ترک خُورَد، لب های پرپرت

کم دست و پا بزن، بیچاره مادرت

وای از دل رباب، وای از دل رباب

آخر به مادرت، حرفی بزن علی

افتادی از نوا، مرغ چمن علی

سرباز من به تن، کردی کفن علی

در پیش دیده ام، پرپر نزن علی

لاله شدی چرا؟ ای یاسمن علی

وای از دل رباب، وای از دل رباب

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


چو آن روز روز سیاهی نبود

که فرصت به قدر نگاهی نبود

گلوی تو در کربلا درس گفت

ز گهواره تا گور راهی نبود




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


کودک در آغوش است روی دست بابایش

بَس مست و مدهوش است روی دست بابایش

کی دیده که ، رزمنده با قنداقه اَش آید

گویی کفن پوش است روی دست بابایش

دارد تلَظی میکند در ساحل دریا

ماهیِ خاموش است روی دست بابایش

فرمود سیرابش کنید ، او باز میمیرد

گه خواب گه ، هوش است روی دست بابایش

تیری سه شعبه آمد و مُزد عطش را داد

حلقش چه مغشوش است روی دست بابایش

نوشید جای آب جامی از شهادت را

از بسکه مِی نوش است روی دست بابایش

طفلِ رضیع و معنی ذبحِ عظیم اینجا

از گوش تا گوش است روی دست بابایش

چون آب دو بخش است، بخشی بر روی سینه

بخشی سرِ دوش است روی دست بابایش

خونِ گلویش تا ملائک میرود بالا

این چشمه خود جوش است روی بابایش

هفت آسمان تا صبحِ محشر اشکِ خون بارد

قرآنِ منقوش است روی دست بابایش

حالا تَبسُم ، غنچۀ لعل لبش دارد

با اینکه بیهوش است روی دست بابایش 

وای از رباب، این گفتگو با طفلِ بی شیرش

لالاییِ گوش است روی دست بابایش




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس-شب هفتم محرم


هوای قلب، حسینی... دو چشم بارانی است

هوای میکده از نام دوست رحمانی است

گرفته شور محبت همه وجودم را

جدایی من و عشق حسین ویرانی است

برای روزی خود رو به هیچ کس نزدم

همیشه روزی نوکر، قدیمَ الاحسانی است

اسیر موی حسینم چرا که عاقبتِ

جدایی از سر زلف حسین حیرانی است

شبیه "کُن فَیَکون" دیده ام به سوی گدا

دو دست رحمت آقا رسیدنش آنی است

ملائک و شهدا هم به روضه می آیند

چرا که فاطمه در مجلس عزا بانی است

کسی که پای عَلَم مانْد و آخرش جان داد

به لطف فاطمه در روز حشر تنها نیست

خدا کند که دمِ مردنم میان عزا

فقط حسین بگویم... چه خوب پایانی است

جنازه ام به سوی شهر کربلا ببرید

زمینِ هیچ کجا اینچنین معلا نیست

فدای طفل رضیعی که صید دشمن شد

به غنچه تیر زدن، این چه رسم مهمانی است!

به قطره قطره ی خونی که رفت سوی خدا

به تیر حرمله این لاله نیز قربانی است




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


دست را بر طناب میگیرد

بچه را از رباب میگیرد

دست و پا میزند علی اصغر

تیر دارد شتاب می گیرد

مگر این حنجرِ بهم خورده

چند تا قطره آب میگیرد؟

از سوال نکرده اش حنجر

به سه صورت جواب میگیرد

آه از غنچه ی گلی این بار

تیر دارد گلاب میگیرید

تیر، این طفل را که شش ماه ست

نه که از شیر.... از آب می گیرد

اتفاقی عجیب افتاده

زن که از زن حجاب می گیرد

تا که اصغر سوار عرش شود

خود آقا رکاب میگیرد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


سنگینی داغ تو ماتم را به هم ریخت

این روضه چندین بار آدم را به هم ریخت

قلب ملائک را به درد آورد اشکت

سوز گلویت عرش اعظم را به هم ریخت

خسته شد از بس خیمه ها را مادرت گشت

هاجر که شد، آیات مریم را به هم ریخت

اصلا همین که از عطش کردی تلظی

داغ لبت در مکه زمزم را به هم ریخت

صیاد هر تیرش برای یک شکار است

پس حرمله اصلی منظم را به هم ریخت

بارید این بار از زمین بر آسمان ها

خون گلویت نظم عالم را به هم ریخت

ذاکر دو دم میداد: شش ماهه، سه شعبه

یک سینه زن با گریه اش دم را به هم ریخت




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


كسی كه از دو لبش كوثر آب مینوشید

كسیكه باده به نامش شراب مینوشید

كسیكه از قدمش سلسبیل سیراب است

كسیكه از دم قدسیش ، نیل سیراب است

همان كسیكه چكید آبشار از مشتش

همانكه داد به دریا حیات انگشتش

كسیكه صاحب آب است جده اش زهرا

كسیكه تشنۀ لبخند او بود سقا

كسیكه از غم او كائنات لبریز است

همانكه از كرم او فرات لبریز است

 به آه تشنكی اش هیچ  كس جواب نداد

كسی به حنجر خشكش دو قطره آب نداد

عطش گرفت لبش را كه گفته شیر مكید؟

به جای شیر در آنجا سه جرعه تیر مكید

وحوش و طیر بیابان ، درنده ها  سیراب

عزیز فاطمه لب تشنه ، اسبها سیراب

چه كرد آب؟ لب كوفیان خنك میشد

كبود شد لب اصغر ، سنان خنك میشد

بس است حرمله دنبال آب پرسه نزن

كمان به دست تو پیش رباب پرسه نزن

بس است حرمله قلب رباب می لرزد

بگو  که این سر كوچك چقدر می ارزد؟

صدای حرمله آتش به عمق جان می زد

عروس فاطمه را با ته كمان می زد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


چنان ربابۀ مضطر توکلی باید

به حلق پاره اصغر توسلی باید 

عزیز فاطمه آهسته تر قدم بردار

دعا به مادر او کن  تحملی باید

اگر که نالۀ مهلا بگوش تو آمد

تو باز کار خودت کن تغافلی باید 

پس از جدا شدن سر ز حنجر کودک

برای بردن خیمه تأملی باید 

به تشنه کامی او غم مخور که این کودک

بهشت مُرضعه دارد تکاملی باید 

بریز خون گلو را کمی سرِ مویش

به موی کودک شش ماهه کاکُلی باید 

تَلَظیِ لب خشک و تَرنُّمی جانسوز

که شعر مرثیه را سوز بلبلی باید




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بر فراز دست خورشید آفتاب دیگری است

هر علی از نور حیدر بازتاب دیگری است

فرق دارد با علی اکبر به میدان رفتنش

اضطراب اهل خیمه اضطراب دیگری است

پاسخ لب های در حال تلظی روشن است

آب؟ نه اصغر به دنبال جواب دیگری است

مطمینم حاجتی این تیر دارد که پس از

چشم سقا باز هم دنبال باب دیگری است

تیر لالایی به گوش اصغرت خوانده رباب!

تیر لالایی بخواند خواب، خواب دیگری است

داغ پیرش کرده شاید هیچ کس نشناسدش

آن کسی که باز میگردد  رباب دیگری است !




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بر دور تو ماه تاب باید بخورد

بر صورت تو نقاب باید بخورد

هفتاد و دو صفحه عشق امضاش تویی

انگشت تو بر کتاب باید بخورد

این تیر خمار تا به مستی برسد

از حنجره ات شراب باید بخورد

هر جور حساب کرده نام تو علی است

با فرض بر این حساب ، باید بخورد

از نوع کشیدن کمان معلوم  است

با شدت و با شتاب باید بخورد

پاسخ به سوال تشنگی تیر نبود

پرسش که به این جواب باید بخورد؟

یک عمر پس از تو غصه ات را مادر

با این جگر کباب باید بخورد

آب آمده و رباب بی تاب تر است

بعد از تو گونه آب باید بخورد

بعد از تو که نور چشم مادر بودی

بر صورتش آفتاب باید بخورد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/07/17 | 11:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیر المومنین(ع)-تیغ شمشیر-مسمار در--تیر سه پر


اى تیغ همیشه بى خبر مى آیى

یك روز به شكل میخ در مى آیى

امروز تو شمشیرى و فردا قطعا

درقالب یك تیر سه پر مى آیى

***

یك مرتبه كم شتاب باشى خوب است

با قاعده با حساب باشى خوب است

فكر دل فاطمه نبودى اما

فكر جگر رباب باشى خوب است

***

اى تیغ همین قَدَر نمى فهمى نه

فرق پدر و پسر نمى فهمى نه

آن روز چه قدر گریه كردم گفتم

زن آمده پشت در،نمى فهمى نه؟

***

ماندم كه چرا تو با غضب مى رفتى

این گونه سوى شاه عرب مى رفتى

آن روز كه میخ  بودى اما اى كاش

از پشت در خانه عقب مى رفتى




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار،  حضرت علی اصغر(ع)،  ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1395/04/5 | 03:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


از روی دست های پدر بال و پر گرفت

خنـــدید و خنده را ز لبـــان پدر گرفت

احسـاس کرد تیر، پـــدر را نشانه کرد

با حنجرش برای امامــش سپر گرفت

آری بــزرگ زاده بـه بـابـاش می رود

یک پر، دو پر، نه مثل پدر بیشتر گرفت

شش ماهه بود و بند دل مادرش رباب

از طـرز دست  و پــا زدن او شـرر گرفت

وقتی که غنچه های زیر گلویش شکوفه کرد

عطـــری عجیب در همه ی دشت در گرفت

خون گلوش رفت به هفت آسمان و بعد...

از حــال زار عـرش نشــینان خبر گرفت

بـابــا میـان معرکه حیــران شــد و سپـس

زیر عبـــای خویــش پســـر را به بر گرفت

مادر زبان گرفته و جانسوز می سرود:

طفلم قشــــنگ بود و گلم را نظر گرفت

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/28 | 04:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


چه با وقار از آن ازدحام بر می گشت

نبرد تن به تنش شد تمام بر می گشت

عموی كوچك سادات حاجی عشق است

ز طوف صاحب بیت الحرام بر می گشت

دو تا حرم كه در آغوش یكدگر بودند

امامزاده به دوش امام بر می گشت

چه می شد اینكه به او قدری آب می دادند

كه طفلكی به حرم تشنه كام بر می گشت

سه شعبه آمد و بخت رباب برگرداند

پدر خجل شده سمت خیام بر می گشت

دوباره یك دو قدم سوی معركه می رفت

دوباره سوی حرم یك دو گام بر می گشت

چه می شد اینكه دعای رباب را بخرند

كه تیر آمده با احترام بر می گشت

سرش به سینۀ بابا، تنش به زیر عبا

چه با وقار از آن ازدحام بر می گشت

***

از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/28 | 04:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


می شینه رو خاک خدا خدا میگه

گاهی وقتا حرفاشو به ما میگه

شبا وقتی یهو از خواب می پره

دستاشو تکون میده لالا میگه

***

آخه امروز تو کوچه گهواره دید

دست مادرای شام شیرخواره دید

صبح تا حالا با کسی حرف نزده

فکر کنم حرمله رو دوباره دید

***

حرمله گلشنمو ازم گرفت

گلِ رو دامنمو ازم گرفت

من اگه لالا نگم دق مکنیم

لالایی گفتنمو ازم گرفت




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/28 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


دوباره ولوله در لشگر عدو انداخت

کسی که فکر زدن بین گفتگو انداخت

همان که دست پدر شیر خواره را می دید

چرا نگاه به باریکیِ گلو انداخت؟

نشست و... تیر میان کمان گرفت و کشید

نشست تیر و سرش را ز رو به رو انداخت

امید بود حرم آرزو به دل نشود

میان این همه امید و آرزو انداخت

تو را حسین چه ناباورانه می نگرد

که بود غنچۀ او را زِ رنگ و رو انداخت؟

تو تشنه بودی و بابا فقط برای خدا

به قوم سنگدل رو سیاه رو انداخت

تو تشنه بودی و این خشکی لبت همه را

به یاد علقمه و قصه ی عمو انداخت

حسین خون گلو را به آسمان پاشید

سپس عبای خودش را به روی او انداخت

یه پشت خیمه همین دفن کردنش بس بود

به نیش نیزه عدو را به جستجو انداخت

خدا به گریه کنان تو آبرو بخشید

و آب بود که خود را از آبرو انداخت

 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/28 | 04:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تا حرمله آمد به میدان با سه شعبه

شد آلت قتاله ی گلها سه شعبه

از هر برادر یک پسر قربانی اش شد

خورده یتیم مجتبی حتی سه شعبه

در خیمه ها بر سینه اش میزد سکینه

تا بوسه زد بر سینه ی سقا سه شعبه

از چشم گریان ربابه خواب را برد

تا خواند در گوش علی "لالا" سه شعبه

ذبح عظیمش میکند وقتی بیاید

سمت گلو با سرعت بالا سه شعبه

شمشیر و تیغ و نیزه وقتی در بدن هست

بیرون می آید از جلو ، اما سه شعبه

بالا که زد دشداشه اش را حرمله دید

آمد به سمتش بی محابا تا سه شعبه....

...خون از تنش فواره زد وقتی درآورد

با زحمت از پشت خودش آقا سه شعبه




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/28 | 04:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


او منتظر وقت سفر بود، نبود؟

مشتاق گذشتن از خطر بود، نبود؟

تا لحظه‌ی آخر به خودش فکر نکرد

شش ماه کفن‌پوش پدر بود، نبود؟




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/28 | 11:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.