حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


به روی دست من اینگونه که تقسیم شدی

پیش اهل حرمم خوب تو تکریم شدی

آشکارا شده قرآنِ تنت جزء به جزء

مثل شق القمر ای ماه به دو نیم شدی

از حرم آمدنت آیت جاء الحق بود

زَهَق الباطلت آنجاست که تعظیم شدی

رزم دشمن کُش تو بر عطشت می ارزید

گرچه از آب فرات این همه تحریم شدی

سند غربت و مظلومیِ این فتح تویی

فاتح قلّه تاریخ تو ترمیم شدی

همچنان روز علی روز جهانی داری

کربلا خم غدیر است و تو تقویم شدی

اکبرم حیدر و تو محسنِ این صحرایی

این چنین بود که بر فاطمه تقدیم شدی

با سر تیر سه شعبه تو چه اُنسی داری

خنده ات داد نشان دور زِ هَر بیم شدی

سخت پاشیدی و چون مشک تلظّی کردی

در دل خاک بلافاصله ترسیم شدی

پاسخِ تشنگی ات را به تمسخر دادند

باشد ، امّا به خدا بر همه تفهیم شدی

بارش حنجر تو پشت ستم را لرزاند

درس عبرت شدی و بانی تحکیم شدی

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 10:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


کودک میان خیمه دلش بیقرار آب

امّا به دست دشمن سرکش مهار آب

چندین بنفشه بین حرم رو به قبله، حیف

بی سر میان معرکه خفته سوار آب

چشمان دخترک به سوی نهر علقمه است

یعنی که می کشد به خدا انتظار آب

لب را به شِکوه باز نمود و به گریه گفت

با ما نبود جان پدر این قرار آب

گر تشنه لب به خیمه بمیرد برادرم

گردد سیاه در دو جهان روزگار آب

وقتی خبر رسید عمو تشنه شد شهید

دیگر نبود بر لب دختر شعار آب




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 10:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


پر می کشد پروانه ای زخمی به سویت

گهواره ای جان می دهد در آرزویت

باید به دست تیرهای تشنه یک روز

باغ گل سرخی بروید از گلویت

با مشتی از گل های پرپر آسمان هم

سرمست باشد روز و شب از سُکرِ بویت

هفتاد و دو خورشید می آیند آرام

دنبال نورِ چشم های چاره جویت

در قلبِ این منظومه ی آشفته باید

کوچک ترین سیاره باشد ماهِ رویت

از کهکشان راه شیری تا لب خاک

لبریز گردند استکان ها با سبویت

حتما خدا در خلقتش یک روزِ معصوم

دل های عاشق را گره می زد به مویت

هر روز می گردند مادر های بی خواب

گهواره های درد را در جستجویت




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 10:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


به روی دست پدر، بال و پر کبوتر زد

سرش جدا شد و امّا دوباره پرپر زد

هنوز گرم سخن بود امام عاشورا

که تیر آمد و بوسه به حلق اصغر زد

یکی نگفت که آخر گناه کودک چیست؟

یکی نگفت که از او چه منکری سر زد

رسید مادر و زخم گلوی او را دید

نشست بر سر خاک و ز غصّه بر سر زد

پرید روح علی و به دامن زهرا

نشست و خنده کنان جرعه ای ز کوثر زد

گلو دریده ولی عاشقانه می خندید

چه تیرها که ز خنده به قلب لشگر زد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 10:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تو را دادند از پیكان به جای شیر آب اصغر

عطش طی شد تلظی نه، تبسم كن بخواب اصغر

لبت خاموش بود اما گذشت از گنبد گردون

ز قطره قطرۀ خونت صدای آب اصغر

كه دیده گل شود بر روی دست باغبان پرپر

كه دیده خون مه ریزد به دوش آفتاب اصغر

تو خاموشی و من در نینوا چون نی نوا دارم

زند با نالۀ خود چنگ بر قلبم رباب اصغر

در این صحرا كه پُرگردیده از فریادِ بی پاسخ

تو با لبخند گفتی اشك بابا را جواب اصغر

شود از شیر، شیرین ؛ كام طفل شیر خوار اما

تو روی دست من از تیر گشتی كامیاب اصغر

اگر چه بر سر دستم شهید آخرین گشتی

تو از اول شدی بهر شهادت انتخاب اصغر

تو هم خون خدا، هم زادۀ خون خدا هستی

كه در آغوش ثارالله چشم خویش را بستی

به كف چون جان گرفتم تا كنم تقدیم جانانت

گلویت را سپر كن تا بگیرم پیش پیكانت

ذبیح من مبادا گوسفند از آسمان آید

مهیا شو كه سازم در منای دوست قربانت

تكلم كن، تكلم كن، بگو من آب می خواهم

تلظی كن، تلظی كن، فدای كام عطشانت

ز بی آبی نمانده در دو چشمت قطرۀ اشكی

كه تر گردد لب خشكیده ات از چشم گریانت

ز حجم تیر و حلق نازكت گردیده معلوم

كه خواهد شد جدا از تن سرِ چون ماه تابانت

نه ناله می زنی، نه اشك می ریزی

مزن آتش مرا این قدر با لب های خندانت

نگویی كس نشد همبازی ات برگرد گهواره

شرار تشنگی تا صبح، بازی كرد با جانت

به تیر دوست ای سر تا قدم عاشق؛ تبسم كن

بپر در دامن زهرا و با محسن تكلم كن




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 09:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


چون زد حسین ناله "هل مِن مُعین" خویش

اصغر به گاهواره شنید و بگفت؛ من

فریاد غربت و طلب یاری از پدر

بشنید و کرد گریه و نالید و گفت؛ من

می خواست یک ذبیح دگر آن خلیل عشق

که آن مِهر به برج مهد بتابید و گفت؛ من

گفتا که کیست شاهد مظلومی حسین

اصغر ز جان گذشت و خروشید و گفت؛ من

تیر بلا رسید و بگفتا نشانه کیست؟

آن گل شتاب کرد و بخندید و گفت؛ من

گفتم که دستگیر "مؤید" به حشر کیست؟

آن شیر خواره مهر فزایید و گفت؛ من




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 09:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بگیر اصغرم را و آبش بده

که سوزد سرا پایش از تشنگی

رخش بوسم اما چه بوسیدنی

که افسرده سیمایش از تشنگی

عطش از نگاهش ربوده است تاب

ترک خورده لب هایش از تشنگی

زند دست و پا روی دستان من

که می لرزد اعضایش از تشنگی

کند گریه آهسته چون ناله اش

گره خورده در نایش از تشنگی

نه شیری، نه آبی که در آفتاب

کنم من تسلّایش از تشنگی

به گهواره می پیچد از سوز تب

کند تب مداوایش از تشنگی

از این تشنگی چون "مؤید" بسوخت

رها کن به فردایش از تشنگی




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 09:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


باغبان گل فروشم عطر ناب آورده ام

یک چمن گل دارم و با خود گلاب آورده ام

تا که گلزار جهان را باز عطر آگین کنم

غنچه ای زیبا ز حُسن انتخاب آورده ام

موج هل من ناصرم پیچید و او لبیک گفت

آخرین سرباز خود را در رکاب آورده ام

غربت پور علی را تا ملائک بنگرند

یادگار دیگری از بوتراب آورده ام

ناطق قرآنم و قرآن گواهی می دهد

سورۀ نوری به همره زین کتاب آورده ام

چهرۀ خورشیدیش روشن ترین صبح من است

شب پرستان روی دستم آفتاب آورده ام

باغ ما سیراب از سرچشمۀ فیض خداست

کس نپندارد گلم را بهر آب آورده ام

تا نماند هیچ عذری از برای هیچ کس

همرهم سرفصلی از فصل الخطاب آورده ام

شاهد پیروزی این انقلاب سرخ اوست

پرچم سبزی برای انقلاب آورده ام

تاب ماندن نیست دیگر در گل بی تاب من

عرشیان را از غمش در پیچ و تاب آورده ام

آسمان درهای خود را باز کن بار دگر

روی دستم غنچه ای از خون خضاب آورده ام

ای وفائی تا غروبی را نبیند کربلا

قرص ماهی در کنار آفتاب آورده ام




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 09:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


داغ جـان سـوزت مـرا دلگیر کرد

غُـربتـم را خـون تـو تفسیـر کرد

زودتـر از تـو بـه قلب من نشست

چون رها دشمن بسویت تیر کرد

خنـدۀ غـرق جــلال تـو به مرگ

دشمـن مغــرور را تحقیر کرد

گر که خـوناب دلم از دیـده ریخت

داغ تـو در سینــه ام تـأثیر کرد

عمـر کـوتـاه و مصیبت سنــج تو

مـادر غمــدیـده ات را پیــر کرد

تـا کـه خـونت موج زد در آسمان

چــرخ از ایثــار تـو تقـدیر کرد

تیــر آمــد بـر گلــوی تــو، ولـی

تیـر کـار تیغـــۀ شمشیــر کرد

هـر کسی بهـر عـزایت گریه کرد

چون «وفائی» خویش را تطهیر کرد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 09:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر)ع)-شهادت


وقتی که تیر کین به گلوی تو جا گرفت

خون تو را به عرش فشاندم، خدا گرفت

گردیـد دفـن، پیکر پاکت بـه دست من

پیش از همه تو را بـه بغل کربلا گرفت

می‌خواستم چو لاله کنم هدیه‌ات به دوست

دشمن ز من به تیر سه شعبه تو را گرفت

از بس مصیبت تـو عظیم است، بهر تو

بــاید تمــام سـال دمـادم عزا گرفت

تیر آمد و ز حلق تو بر قلب من نشست

از آن گذشت و جا به دل مصطفی گرفت

نفرین بـه حرمله که بـه تیـر سه شعبه‌ای

دار و نـدار و هستی مـا را ز مـا گرفت

عمـه بــرای مـن طلبیـد از خدای، صبر

مـادر بـه خیمـه بهر تـو دستِ دعا گرفت

یهــوده بهــر کشتن مـن صف کشیده‌اند

بــا کشتـن تـو "حرمله" جانِ مرا گرفت

مادر نداشت آب به جز اشک چشم خویش

قـاتل تــو را ز شیر بـه تیـرِ جفـا گـرفت

"میثم" بـه قبـر کــوچک اصغر نظاره کـن

سربــاز آخــرم بــه دل خـاک، جا گرفت




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 09:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


من آبـم و حیـات همه خلق عالمم

آرام جــان و روشنی چشـم آدمـم

جـاری بـه بـاغ خلد ز انهـارِ کوثرم

مهریـۀ مقـدس زهـرای اطهرم

بــاران جـاری‌ام ز دل کوهســارها

سـرسبـز می‌شونـد ز مـن لاله‌زارها

من داشتم وجود و وجود جهان نبود

از نخل و دشت و باغ و شقایق نشان نبود

من بودم و ز عالـم هستی رقم نبود

کرب‌وبلا و کعبه و رکن و حرم نبود

پیوستـه بـر حیات خلایـق دویده‌ام

با اشک بـر عـذار نکویـان چکیده‌ام

دیدار مـن دل همـه را شاد می‌کند

هر کس که تشنه گشت، ز من یاد می‌کند

تـا هسـت نـام قتلگـه و نـام علقمـه

شرمنـده‌ام ز العطـشِ آل فاطمـه

با آنکه سر به پـای گل یاس می‌کشم

خجلت ز روی حضرت عباس می‌کشم

آبـم ولـی بـه سینـه بـوَد کـوه آذرم

شرمنــده از تلـظی لــب‌های اصغرم

آبم که شست‌وشو شده‌ام با دم حسین

خون است سالها جگرم در غم حسین

سـوزم بـه یاد تشنگـی و آتـش تبش

خلق‌اند تشنۀ مـن و من تشنـۀ لبش

آبم ولـی شـراره بـه هر فـوج می‌زنم

فریاد "یا حسین" زِ هـر موج می‌زنم


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 09:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


گشودی چشم، در چشم من و رفتی به خواب اصغر

خداحافظ، خداحافظ، بخواب اصغر بخواب اصغر

بدست خود به قاتل دادمت، هستم خجل

اما ز تاب تشنگی آسوده ‌ای از التهاب اصغر

به شب تا مادرت گیرد به بر قنداقه خالیت

بگریند اختران شب ‌ها به لالای رباب اصغر

کبوتر گو  به نسوان مدینه با پرِ خونین

خبر کن آنچه بو بردند از وای غراب اصغر

تو با رنگ پریده غرق خون، دنیا به من تاریک

کجا دیدی شب آمیزد، شفق با ماهتاب اصغر

برو سیراب شو  از جام جدّت ساقی کوثر

که دنیا و سرآبش را ندیدی جز سراب اصغر

گلوی تشنه ی بشکافته، بنمای با زهرا

بگو کز زهر پیکان ها به ما دادند آب اصغر

الا  ای غنچه نشکفته پژمرده، بهارت کو؟

چه در رفتن به تاراج خزان کردی شتاب اصغر

خراب از قتل ما شد خانه دین مسلمانان

که بعد از خانه دین هم، جهان بادا خراب اصغر

عمو سقای عاشورا، خجالت دارد از رویت

که بی دست از سر زین شد نگون پا در رکاب اصغر

به چشم شیعیانت اشک حسرت یادگار توست

بلی در شیشه ماند یادگار از گل، گلاب اصغر

الا ای لاله خونین چه داغی آتشین داری

جگرها می کنی تا دامن محشر کباب اصغر

تو آن ذبح عظیم استی که قرآن شد بدو ناطق

الا ای طلعت تأویل آیات کتاب اصغر

خدا چون پرسد از حق رسول و آل در محشر

نمیدانم چه خواهد داد؟ این امت جواب اصغر

زیارت خواهد و فیض شفاعت "شهریار" از تو

دعای شیعیان کن از شفاعت مستجاب اصغر




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 09:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


او غربت صدای پدر را شنیده است

شش ماهه ای که سنّ بلوغش رسیده است

با بال های ناله که از حال رفته بود

تا پیش چشمذدهای پدر پر کشیده است

دست سه شعبه ای که به سویش دراز شد

هرگز چنین بهار قشنگی نچیده است

آن سو صدا زدند که سیراب می شود

تیرش ز آه و اشک علی آبدیده است

خون گلوی ملتهبش بر زمین نریخت

این باغ لاله را کس دیگر خریده است

از تکّه های حنجره ای خشک و بی رمق

ته مانده ی غریب صدایش چکیده است

پوشانده بود زیر عبا چون که مادرش

در این لباس تازه علی را ندیده است

گهواره بی دلیل به خود تاب می دهد

این بستر بدون علی خواب دیده است




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/19 | 08:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تیر آمد و از لانه ی بی آب پرش داد

یک فاصله در بین گلوگاه و سرش داد

بغض همه آوار شد آن وقت که کودک

یک دسته گل سرخ به دست پدرش داد

می خواست که از بین گلویش بکشد تیر

آن قفل سه شعبه چقدر دردسرش داد

خندید و خجالت زده تر شد پدر از او

خندید و غم  تازه تری بر جگرش داد

یک آیه ی کوچک به لب عرش رسیده است

یک کفتر کوچک که خدا بال و پرش داد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 01:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر (ع)- شهادت


به نیزه می‌کشد دائم سرش را

دل از برگ گل نازک ‌ترش را

به بوی لاله گنجشک غریبی

تبرّک می‌کند بال و پرش را




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 01:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بر لب دریا، لب دریادلان خشکیده است

 از عطش دل ها کباب است و زبان خشکیده است

 کربلا بستان عشق است و شهامت، ای دریغ

 کز سموم تشنگی این بوستان خشکیده است

 سوز بی آبی اثر کرده است بر اهل حرم

 هر طرف بینی لب پیر و جوان خشکیده است

 آه از مهمان نوازانی که در دشت بلا

 میزبان سیراب و کام میهمان خشکیده است

 دامن مادر چو دریا اصغرش چون ماهی است

 کام ماهی بر لب آب روان خشکیده است

 نازم این همّت که عباس آید از دریا ولی

 آب بر دوش است و لب ها همچنان خشکیده است

 گر ندارد اشک تا آبی به لب هایش زند

 چشمه چشم رباب از سوز جان خشکیده است




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 01:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت(غزال)


کمان باز شد / فراتر ز حد توان باز شد

چنان‌ که حسین / پس از ضربه تیر جانباز شد

ببین روضه را / گلو تیر خورد و دهان باز شد

به خون علی / سر بغض هفت آسمان باز شد

نه حق می‌دهم / اگر روضه روضه‌خوان باز شد

که در وقت دفن / سر از شانه با یک تکان باز شد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/08/11 | 05:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


فرزند وقتی که پسر باشد، از ذوق مادر می شود فهمید

 سرّ "علی" نامیدن او را، از دیده ی تر می شود فهمید

 آمد...ولی مولا دلش خون بود، لب های او را بوسه باران کرد

 آنجا که حرف عاشقی باشد، با بوسه بهتر می شود فهمید

 دستان او را خواهرش بوسید، پرسید: مادر؟ او شبیه کیست؟

 در پاسخش مادر به نرمی گفت: شش ماه دیگر می شود فهمید

 شش ماه دیگر آه...می گرید، کودک دوباره شیر می خواهد

 آینده را از سرخی رنگ لب های اصغر می شود فهمید

 سرباز آخر فاتح جنگ است، پیغمبری در دامن مولا

 اعجاز او را می توان در آن روزی که پرپر می شود... فهمید




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/9 | 04:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


فکری به حال ماهی در التهاب کن

 بابا برای تشنگی من شتاب کن 

 دردی عمیق در رگ من تیر می کشد

 من را برای ذبح عظیم انتخاب کن

هل من معین توست که لبیک می دهم

 اَمَّن یجیب های مرا مستجاب کن

من روی دست های تو قد می کشم، پدر

 از این به بعد روی نبردم حساب کن

داغ جوان چه زود تو را پیر کرده است !

 با خون من محاسن خود را خضاب کن

گهواره هم که تاب ندارد بدون من

 فکری به حال خاطره های رباب کن

وقتش رسیده نیزه ی خود را علم کنند

 هفتاد و دومین غزلت را کتاب کن




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/8 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


رفتی و بهار خیمه را دی کردی

تمرین شهامت و وفا کی کردی

ای غیرت مردی و شرف می بینم

شش ماهه تمام راه را طی کردی




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/7 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


فراز منبر دستت کلیم خواهم شد

زبان بگیر که من هم دو نیم خواهم شد

به گیسوان رقیه قسم که پشت سرت

نماز خوان اذان نسیم خواهم شد

به نصّ آیه ی ایاک نعبد تو قسم

به امتداد سنان مستقیم خواهم شد

مرا ز شیر گرفتند و زود فهمیدند

که از لبت چو برادر سهیم خواهم شد

فراز کرب و بلا خوب تر نشانم ده

چرا که تا به قیامت کریم خواهم شد

رهت به طشت، چو افتاد یاد ما هم باش

اگر چه پیش سر تو مقیم خواهم شد

نوشته اند که قبرم به روی سینه ی توست

نوشته اند به سینا کلیم خواهم شد

اگر چه ناز ندارم پس از وفات ولی

مرا ببوس که من هم یتیم خواهم شد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/08/6 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات

چه زود این همه تغییر کرد آب فرات

چه کرد با جگر تشنه ها نمی دانم

رُباب را که زمین گیر کرد آب فرات

رُباب را چقدر در حرم خجالت داد

همان دو لحظه که تاخیر کرد آب فرات

سفید شد همه گیسویش یکی یکی

عروس فاطمه را پیر کرد آب فرات

همان که آبرویت را ز گریه اش داری

سه شعبه در گلویش گیر کرد... آب فرات

دو قطره آب ندادی و شاه عطشان را

چقدر حرمله تحقیر کرد، آب فرات!

دوباره آب رسید و دوباره شیر آمد

ولی چه سود، کمی دیر کرد آب فرات

تمام اهل حرم تشنه... اسب ها سیراب

سپاه را چقدر سیر کرد آب فرات

***

از سایت روضه




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/05/12 | 01:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


فکری به حال ماهی در التهاب کن

 بابا برای تشنگی من شتاب کن

دردی عمیق در رگ من تیر می کشد

 من را برای ذبح عظیم انتخاب کن

 هل من معین توست که لبیک می دهم

 اَمَّن یجیب های مرا مستجاب کن

 من روی دست های تو قد می کشم، پدر

 از این به بعد روی نبردم حساب کن

 داغ جوان چه زود تو را پیر کرده است!

 با خون من محاسن خود را خضاب کن

 گهواره هم که تاب ندارد بدون من

 فکری به حال خاطره های رباب کن

 وقتش رسیده نیزه ی خود را علم کنند

 هفتاد و دومین غزلت را کتاب کن




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 08:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)‌ و علی اصغر(ع)-ولادت

 

روشن تر از روز است خیلی بامرامند

وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند

الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم

وقتی گدای این درم، مردم گدامند

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم

پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد

این خانواده از طفولیت امامند

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»

فرزندهای فاطمه با احترامند

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند

این چهارده تا روشنی صبح و شامند

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند

وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند

×××

و الله این پروانگی ما می ارزد

هر چند خاکستر شدیم اما می ارزد

معشوق عالم می شود یک روز، عاشق

مجنون ما اندازه لیلا می ارزد

قلاده ما را همین گوشه ببندید

سگ هم کنار خانه این ها می ارزد

سر می نهم بر پای تو قیمت بگیرم

هر جا نمی ارزد سرم این جا می ارزد

یک جان ناقابل به پایت ذبح کردیم

حالا که شد مال تو از حالا می ارزد

این گریه ها را آیه تطهیر گفتند

یک قطرهٔ آن بیش از دریا می ارزد

با کاظمین تو بهشتی دارم این جا

پس زندگی در عالمِ دنیا می ارزد

پس ارزش گهواره ات کعبه است حتماً

وقتی عصای حضرت موسی می ارزد!

دستی بکش بینا کنی این چشم ها را

با معجزات تو چه نابینا می ارزد!

کافی ست ما را این که بابای تو خندید

لبخند بابای تو یک دنیا می ارزد

×××


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)،  ولادت امام جواد(ع)،  ولادت حضرت علی اصغر(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1393/02/19 | 03:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-ولادت و شهادت


انگار عالم بار دیگر جان گرفته

شادی مجال غم از این و آن گرفته

از ابر رحمت باز هم باران گرفته

سردار خوبی ها سر و سامان گرفته

امشب شب رؤیائی این عالمین است

کوچک ترین حیدر به دستان حسین است

چشم انتظاری بنی هاشم به سر شد

طوبای باغ فاطمیون پر ثمر شد

نوری مضاف جمع خورشید و قمر شد

آقا برای چندمین دفعه پدر شد

اجماع کلی بنی هاشم همین است

این طفل تمثال امیرالمؤمنین است

یک تکه الماس است بر دستان بابا

مانند یک رود است در آغوش دریا

آئینه می گردد به روی دست سقا

صف بسته قومی محضرش بهر تماشا

اکبر نگاهش کرد او خندید، «جان» گفت

ارباب در گوشش مسیحایی اذان گفت

وقتش رسید آقا که نام او بگوید

با سرّ اعظم نام این مه رو بگوید

این نکتهٔ باریکتر از مو بگوید

مستی کند با نام او یا هو بگوید

کوری چشم دشمنان حق منجلی شد

فرزند بچه شیر حق نامش «علی» شد

این طفل کوچک پیر یک دنیای عشق است

سر تا به پا آئینه و سیمای عشق است

آقا و آقازادهٔ آقای عشق است

مهری به طومار و به عاشورای عشق است

هدیه به زهرا شیرۀ جان رباب است

از نسل آب و تشنه لب هاش آب است


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)،  ولادت حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/30 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-ولادت و شهادت


امشب از شوق چشم دلبرها

لب به لب می شوند ساغرها

از اهالی آسمان هستید

التماس دعا کبوترها

دل عالم به شوق آمده است

از سر خنده های خواهرها

چشم خود باز می کند طفلی

و به پا می شوند محشرها

چقدر دل اسیر قنداقش

چقدر زیر پای او سرها

اصغر است و لبان کوچک او

بوسه گاه لبان اکبرها

پسر آفتاب آمده است

بند جان رباب آمده است

نمک خانواده ی زهرا

شده بابای باب حاجت ها

نمک از خنده هاش می ریزد

طفل شیرین حضرت بابا

گاهی اوقات بالش سر او

می شود دست دختر زهرا

یا که گاهی رقیه می آید

تا بگیرد بغل برادر را

او برای خودش علمداری ست

عَلَمش دست حضرت سقا

روز اول حسین می دانست

می شود قصه ساز عاشورا

چقدر با وقار می آید

نوه ی ذوالفقار می آید


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)،  ولادت حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/02/30 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


در بین آب طفلی از قحط آب می سوخت

از هُرم تشنگی اش حتّی سراب می سوخت

خوابید، لیک آن روز با چشم باز خوابید

می بست اگر که پلکش پرهای خواب می سوخت

وجه تشابهی بود در حال طفل و خورشید

هم شیرخواره می سوخت هم آفتاب می سوخت

یک سوی اسب سیراب، یک سوی طفل تشنه

در آن میانه دیدم قلب رباب می سوخت

آیات شوم شیطان، دیدند بین میدان

بر رحل دست بابا قرآن ناب می سوخت

خون گلوی او داد آبی به نخل خوبی

او آب داد ورنه از بُن ثواب می سوخت




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/12 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت(روضه باز)


چیزی شبیهِ نیزه خورده بر گلویت

گوئی در آورده است حالا پَر گلویت

با یك پر بوسه اناری رنگ می شد

كِی داشت تاب هرم تیر آخر گلویت

شرم از تلظی كردنت آبم نمی كرد

با چند قطره آب می شد تَر گلویت

اصلاً شبیهِ قبلِ میدان رفتنت نیست

تغییر كرده كاملاً دیگر گلویت

تنها نه رگ های تو را پاشیده از هم

نگذاشت حتی استخوانی در گلویت

نوكِ سرِ تیرِ سه پر از بس حجیم است

انگار آهن گشته سر تا سر گلویت

تا خیمه یعنی می شود مَردی كند پوست

بازم نگه دارد سرت را بر گلویت

زینب اگر لرزیدنِ دستم بگیرد

با گریه می بندیم در معجر گلویت

با چه دلی از خیمه آمد كِی خبر داشت

می ریزد از هر بوسه ی خواهر گلویت

این داغ سنگین است می ترسم بمیرد

وقتی تماشا می كند مادر گلویت

می آورم بالا كمی زیرِ سرت را

شاید كه از هم وا شود كمتر گلویت

آرام از آن تعزیت گشتم و گر نه

می مُردم از بس بود درد آور گلویت

بعد از تو می خوانند از گنجشك پر، تا

دستِ عمو پرَ، مشك پَر، تا پَر گلویت




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/5 | 10:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تبسم كن جواب خنده ی جان پرورت با من

خدا داند چه كردی در نگاه آخرت با من

نه تنها می كنم تشییع جسمت را به تنهایی

كه در جمع شهیدان است دفن پیكرت با من

سپر گشتن به استقبال پیكان عدو با تو

برون آوردن تیر ستم از حنجرت با من

تن پاك تو پشت خیمه ها همسایۀ اكبر

چهل منزل به نوك نیزۀ دشمن سرت با من

چو خواهد بر تو گرید اول از من رو بگرداند

ز بس دارد وفا و مهربانی مادرت با من

اگر زخم گلویت را ببیند بر سر دستم

چه خواهد گفت در خیمه سكینه خواهرت با من

تو خاموش از سخن گردیده ای اما سخن گوید

دو چشم بسته و حلق ز گل نازكترت با من

شود آغوش من هم مقتل تو هم مزار تو

بُوَد چون جان من تا حشر جسم اطهرت با من

اگر پایین پایم جسم پاك اكبرم باشد

شكسته سینه ام، قبر علیِّ اصغرم باشد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/17 | 05:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


لب تر کند پیاله‌ی کوثر تو هم برو

برخیز علیِّ اصغرِ خیبر تو هم برو

از صبح گریه کردی و دلشوره داشتی

دیدی رسید نوبتت آخر تو هم برو

شش ماه می شود به تو من خو گرفته‌ام

باشد عصایِ پیری مادر تو هم برو

فکرِ دلِ شکسته‌ی عمه نمی كنی؟!

کم بود ماتم علی اکبر؟! تو هم برو

هر شعبۀ سه شعبه برای تو نیزه‌ایست

در بزم تیر و نیزه و خنجر تو هم برو

بعد از عمو ماندنت اصلاً صلاح نیست

او رفت پیش ساقی کوثر تو هم برو

تا خیمه ها هنوز به غارت نرفته است

قبل از شروع معرکه بهتر تو هم برو




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/10 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.