حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ای شعر از این آه نفس گیر بگو

از ظهر به خون خفته ی تقدیر بگو

از حال علی اصغر اگر پرسیدند

از تیزی پیکان سر تیر بگو




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/1 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


گل، غنچه ای از سلاله ی حیدر بود
افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود
آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد
آن مرد که نام کوچکش اصغر بود




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/1 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ای تیر کجا چنین شتابان؟... آرام

قدری به کمان بگیر دندان... آرام

ای تیر! به حرف حرمله گوش نکن

برگرد... نرو تو را به قرآن... آرام




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/1 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


یك باغ پُر از غنچه كه پرپر كردند

نامردیِ خود جمله برابر كردند

در پیشِ دو چشمانِ پُر از آبِ رباب

دعوا سرِ گهواره ی اصغر كردند




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/1 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


هر چند کلاس درس او یک واحه ست
راهی که به آن جا نرسد بی­راهه ست
پیران همه طفل مکتب او هستند
این پیر طریقتی که خود شش ماهه ست




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)،  ولادت حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/1 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


آن جمله چو بر زبان مولا جوشید

از نای زمانه نعره ی «لا» جوشید

تنها ز گلوی اصغر شش ماهه

خون بود، که در جواب بابا جوشید




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/1 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

آری سر شانه ام کبوتر شده بود

از خیمه برای پر زدن در شده بود

در کوچکی اش داشت بزرگی می کرد

یعنی علی اصغر، علی اکبر شده بود




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


از دل بکشم من آه شبگیر علی

با داغ تو از جهان شدم سیر علی

تیری که ز پا نشاند علمدارم را

با حلق تو کرده کار شمشیر علی

***

به دست دشمن بد کینۀ من

شکسته، ای خدا آیینه من

ببین خون گلویت ای علی جان

همه پاشیده روی سینه من




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


این طفل شیرخواره همۀ لشکر من است

در بیـن سی هـزار سپه، یـاور من است

یـک بـاغ لاله هـدیه به محبوب کرده‌ام

این شیرخواره دسته گلِ آخـرِ من است

خونی کز آن جمال خدا گشت لاله‌گون

بـاور کنید خـون علی‌اصغرِ مـن است

ایـن طفـل شیر را مشمارید شیرخوار

من مصحف خدایم و این کوثر من است

مـن سینه چـاک سنگر سـرخ شهادتم

این است آن شهید که هم‌سنگر من است

ایـن اسـت آن شهیـد کـه با بی‌زبانی‌اش

تـا صبـح روز حشـر پیام‌آور من است

جسمش به روی دست من و مرغ روح او

پـرواز کـرده در بغـلِ مـادر مـن است

چون شمعِ سوخته شده از قحط آب، آب

آبـی اگر که خورده ز چشمِ تر من است

خواهید اگر کنید پس از این زیارتش

قبرش به روی سینۀ غم‌پرور من است

«میثم» شـرارۀ دل مـا را کِشد به نظم

با سوزِ سینه، تشنه لبِ ساغر من است




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


می خواستم بزرگ شوی محشری شوی

تا چند سالِ بعد علی اكبری شوی

می خواستم كه قد بكشی مثل دیگران

شاید عصای پیریِ یك مادری شوی

لحظه به لحظه رنگ تو تغییر میكند

چیزی نمانده است كه نیلوفری شوی

مثل دو تكه چوب لبت را به هم نزن

اسبابِ خجلتم جلویِ دیگری شوی

این مادری ِ من كه به دردت نمیخورد

تو حاضری علی كه تاج سری شوی؟!




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

یابن خیر النساء خداحافظ

در پناه خدا، خداحافظ

تو هنوزم مرا نبوسیدی

پدر تشنه ها خداحافظ

دست کم می شود مرا ببری

مرد بی انتها خداحافظ

خواهشی قبل بُردنم دارم

التماس دعا خداحافظ

بی قراری، قرار می خواهی

من نمردم، که یار می خواهی

پر پرواز و بال پروازی

انتهای زمان آغازی

چه کنم یار کوچکت باشم

چه کنم تا دلت شود راضی

اکبرت رفت با عمو چه شود

یک نگاهی به من بیندازی

هر چه باشم منم علی هستم

از چه با بی کسیت می سازی؟

یاد دارم مرا بغل کردی

گفتی ای یار آخرم نازی

سخنانت عجیب غوغا کرد

بند قنداقه ی مرا وا کرد


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 04:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


آن را که جبرئیل نهد پا به خیمه اش

آتش قدم گذاشت خدایا به خیمه اش

"خورشید سر برهنه بر آمد به کوهسار"

باریده بود عشق، به صحرا به خیمه اش

پشت زمین خمیده و پشت زمان دو تاست

کِی آورد زمین و زمان تاب خیمه اش

دسته گل محمّدی آورده روی دست

یارب مدد که باز برد تا به خیمه اش

از سوز تشنه کامی و اندوه تشنگان

خشکیده است دیده ی دریا به خیمه اش

گو آفتاب نرگس بیمار را متاب

گو باد را مباد، مبادا به خیمه اش

شاعر که واژه واژه ی خود را غریب دید

وا کرد پای قافیه ها را به خیمه اش

جان مرا بگیر و ببر تا زیارتش

دست مرا بگیر و ببر تا به خیمه اش




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


لالا برای آن که خواب ندارد چه فایده

ماندن برای آن که تاب ندارد چه فایده

گیرم تو را حسین بگیرد، بغل کند

وقتی دو قطره آب ندارد چه فایده

احساس مادری به همین شیر دادن است

آری ولی رباب ندارد چه فایده

انداخته حِرز، اگر چه به گردنت

تا صورتت نقاب ندارد چه فایده

پرسش نکن سه شعبه برایم بزرگ بود

وقتی کسی جواب ندارد چه فایده

با چه سر تو را به نی بند می کنند

زلفی که پیچ و تاب ندارد چه فایده




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


آئینه‌ام‌ جمال‌ تو را آرزو كنم‌

آلاله‌ام‌ بهشت‌ ولا آرزو كنم‌

ماهم‌ اسیر پنجۀ‌ ظلمت‌ نمی‌شوم‌

خضر رهم‌ كه‌ آب‌ بقا آرزو كنم‌

آغوش‌ گرم‌ تو كه‌ خدای‌ محبتی

‌ یعنی‌ مقام‌ انس‌ تو را آرزو كنم‌

اشكم‌ برای‌ آب‌ نباشد كه‌ از خدا

یاری‌ سیدالشهدا آرزو كنم‌

شش ماهه‌ام‌ حریص‌ شهادت‌ شده‌ دلم‌

 تیر سه‌ شعبه‌ را به‌ خدا آرزو كنم‌

این‌ كوفیان‌ شرور و بد اندیش‌ و ناكس‌اند

 از حق‌ سلامت‌ اسرا آرزو كنم‌

سر بر فراز نیزه‌ اگر می‌رود چه‌ غم‌؟

سر را ز تن‌ به‌ نیزه‌ جدا آرزو كنم‌

بالای‌ نیزه‌ بعثت‌ عشق‌ مرا ببین‌

پیغمبرم‌ حریم‌ حرا آرزو كنم‌

گم‌ گشته‌ هم چو محسن‌ زهرا مزار من‌

شوریده‌ام‌ مقام‌ فنا آرزو كنم‌




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


کَمان گرفته که طفل صغیر را بزند

 امید و دار و ندار امیر را بزند

 تمام هلهله هاشان به خاطر این بود

 که یک شغال توانسته شیر را بزند

×××

با تشکر از آقای رستگار برای ارسال این شعر




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-مدح و شهادت


مــهِ آسمانِ امیــد مـن گـل نـوشکفته پرپرم

مگذار دیده به روی هم که تویی تمامیِ لشکرم

تو مرا ذبیح و من آمدم که به سوی قتلگهت برم

که به پیش تیر بگیرمت که به دست خود کنمت فدا

تو به دور سر قمرِ منی تو به پیش رو سپر منی

جگرم به حال تو سوخته که تو پارۀ جگر منی

سفرم بـه سـوی خدا بوَد تو یگانه هم‌سفر منی

بگذار چهره به شانه‌ام که سفر کنی به سوی خدا

متحیّرم به سکوت تو که خموش و غرق تلاطمی

نـه اشـاره‌ای نـه نظاره‌ای نـه کنایـه‌ای نه تکلمی

بگشـا زبـان بـه ترانـه‌ای برُبـا دلـم بـه تبسّمی

که تو بر فراز دو دست من، علمی به صحنۀ کربلا

سردست خویش برآن سرم‌ که تو را به دست خدا دهم

رخ خود به خون گلو بشو که فدا شویّ و فدا دهم

چو تـو را به دست خدا دهم به تمام خلق، ندا دهم

که فدای حق همه بود ما که فدای حق همه هست ما


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


پس بزن تیر را تمامش کن

 کشتی از انتظار لشکر را

 روی دستان شمس تابنده

 بزن آن طفل ماه پیکر را

 

 در جواب امیر خود نامرد

 پاسخی ساده روی لب دارد

 هدف هر چه ظریفتر باشد

 دقت بیشتر طلب دارد

 

 آن طرف گفتگو به این صورت

 این طرف می کند پدر نازش

 مادرش در حریم خیمه ولی

 می رسد لای لای آوازش

 

 چشم در چشم حضرت بابا

 می زند خنده ای به این مضمون

 سمت خیمه بَرَم نگردانی

 می شوم تا ابد به تو مدیون

 

 من علی ام که ظهر عاشورا

 چند سالی بزرگتر شده ام

 تا بدانی که جان نثار توأم

 سینه ات را پدر سپر شده ام


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/20 | 04:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

  

گلی نشكفته از گلشن گرفتی

تموم عمرمو دشمن گرفتی

الهی حرمله دستت قلم شه

كبوتر بچه مو از من گرفتی

***

نمودی بر پدر یاری عزیزم

از او كردی طرفداری عزیزم

الهی مادرت دورت بگرده

چه قبر كوچكی داری عزیزم

***

با بودن تو حال و هوایی دارم

هر چند هراس از جدایی دارم

اما تو برو به فكر بابایت باش

مادر تو برو منم خدایی دارم




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/20 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ای تو زیبا غنچۀ بستان من

چشم خود وا كن، گل عطشان من

باز كن چشمان ناز خویش را

دور كن از خیمه ها تشویش را

عازم دیدار پیغمبر شدی

تو در آغوشم ـ علی ـ پرپر شدی

تو در آغوشم چه زیبا خفته ای

با نگاه خود، به بابا گفته ای:

" ای پدر ای كاش سربازت شوم

كودكم ای كاش جانبازت شوم

ای پدر ای كاش چون قاسم شوم

سوی درگاه خدا عازم شوم

كاش مانند عموی با وفا

پیش پای تو كنم جانم فدا

كاش مثل اكبرت عاشق شوم

بهر دیدار خدا لایق شوم"

ای گل سرخ و سپید من، علی

طفل شش ماهه، شهید من، علی

ای چراغ خیمه هایم روی تو

ای تمام چشم هامان، سوی تو

ای گواه غربت اهل حرم

اصغرم ای  اصغرم ای اصغرم


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/20 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


یک غنچه که رنج تشنگی آبش کرد

نامردی روزگار بی تابش کرد

می خواست لبی تر کند و برخیزد

افسوس که تیر حرمله خوابش کرد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/20 | 04:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


این گونه ستم را که خداوند نمی خواست

بر صورت لب های تو لبخند نمی خواست

ای تیر یزیدی که کمان ات یله می شد

اصغر به خدا از تو گلوبند نمی خواست

***

وجدان کسی خواب نباشد ای کاش

یک کودک بی تاب نباشد ای کاش

حالا که قرار است به اصغر نرسد

مهریه ی من آب نباشد ای کاش

***

از دجله به محراب می آرم اصغر

سخت است، ولی تاب می آرم اصغر

حتی شده بی دست بمانم سهل است

لب تر بکنی٬ آب می آرم اصغر 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/08/19 | 05:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ای که گرفتی به دوش، بار غم و بار عشق

باز بیا سر کنیم، قصه ی گلزار عشق

قصه شنیدم که دوش، تشنه لب گل فروش

برد گلی سبز پوش، هدیه به بازار عشق

گل غم ناگفته داشت، خاطر آشفته داشت

چشم به خون خفته داشت، از غم سالار عشق

عشوه کنان ناز کرد، وا شدن آغاز کرد

خنده زد و باز کرد، دیده به دیدار عشق

گر چه زمان دیر بود، تشنه لب شیر بود

منتظر تیر بود، یار وفادار عشق

باغ تب و تاب داشت، گل طلب آب داشت

کی خبر از خواب داشت، دیده ی بیدار عشق

عشق زمین گیر شد، عرش سرازیر شد

گل هدف تیر شد، ای عجب از کار عشق

آن گل مینو سرشت، بر ورق سرنوشت

با خطی از خون نوشت، معنی ایثار عشق

این گل باغ خداست، از چمن کربلاست

خواب گه او کجاست، سینه ی اسرار عشق


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1391/08/19 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


به نسیمت پر جبریل به هم می ریزد

پای اعجاز لبت نیل به هم می ریزد

تازه از راه رسیدی و گلویت تازه

بعد از این که شده تکمیل به هم می ریزد

آیه ی حنجره ات سمت خدا باریده است

یعنی آن شیوه ی تنزیل به هم می ریزد

یک قدم می رود و یک دو قدم می آید

کسی از حالت تعدیل به هم می ریزد

تشنه رفتی و بلا فاصله سیراب شدی

مادر از این همه تبدیل به هم می ریزد

داغ تو آه شد و گریه حرم را پُر کرد

می روی و همه ی ایل به هم می ریزد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بر مرکبِ پیمبر اعظم سوار شد

عمامه بست، رو به سوی کارزار شد

زیر عبا گرفت علی را شهِ غریب

با شیرخواره جانب آن قوم خوار شد

گفتند آمده ست به قرآن قسم دهد

پس همهمه گرفت و قُشون بیقرار شد

پس دست بُرد و طفلکِ از حال رفته را

بیرون کشید و خاتم شهر آشکار شد

لب باز کرد تا سخن انشا کند حسین

پس رو برو به مکتبِ داد و هوار شد

چندین سخن ز ماهی و آب فرات کرد

پس با علی سخن ز سر التفاط کرد

چشم سیاه تو چقدر آب می خورد؟

اصلاً شب سیاه مگر آب می خورد؟

شمر و سنان و اَخنس و خولی بهانه است

قتل پدر ز داغ پسر آب می خورد

ای پاره ی دلم سر دستم تکان مخور

الآن لبت ز تیر سه پر آب می خورد

گفتند آمده ست زرنگی کند حسین

جای تو گفته اند پدر آب می خورد

عباس خفته است که برپاست حرمله

این فتنه از خسوف قمر آب می خورد

یا رب ببین که من جگرم را فروختم

تنها ستاره ی سحرم را فروختم




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 05:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-مدح و شهادت


ای اهل عزا اجر شما با علی اصغر

مهمان حسینیم  بگو یا علی اصغر

این کودک شش ماهه گل باغ رباب است

پر پر شده در گلشن زهرا علی اصغر

هر کس که به گهواره ی دل جا دهد او را

او را بدهد در حرمش جا علی اصغر

ای سینه زنان دامن شش ماهه بگیرید

چون کرده به هر درد مداوا علی اصغر

طفلش مشماری که بُود باب الحوائج

پروندۀ ما را کند امضاء علی اصغر

احرام عزا بند که با ناله بگوییم

لالا پسر فاطمه لالا علی اصغر

بر مجلس یاران حسین سر زند از لطف

همراه عمو گیرد اگر پا علی اصغر




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)،  ولادت حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


این نالۀ شکستۀ یک خسته مادرست

بی شیر بودنم به خدا مرگ آورست

آن مادری که شیر ندارد دهد به طفل

خجلت زده غریب و پریشان و مضطرست

از دخترم سکینه شنیدم چه ها شده

رویت خضاب گشته ز خون کبوترست

مهلت بده دوباره گلم را بغل کنم

من مادرم که سینۀ من مهد اصغرست

یا که ببند چشم علی یا که صبر کن

چشمش هنوز در پی بیچاره مادرست

با من مگو که تیر به حلق علی زدند

بر حنجرش نشانۀ تیزی خنجرست

داغش عظیم اگر چه خودش شیر خواره بود

این داغ سخت با همه غم ها برابرست




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


حال و روز لبش بیابانی ست

و سلاحش دو چشم بارانی ست

توی خیمه اگر که زندانی ست

گریه هایش پر از رجز خوانی ست

شوق لبیک در صدایش بود

آخرین بی قرار را برداشت

غربت بی شمار را برداشت

حرف پایان کار را برداشت

گوییا ذوالفقار را برداشت

آخرین یار با وفایش بود

برد تا دست آسمان بدهد

سند ظلم را نشان بدهد

یا بهانه به آن کمان بدهد

کاش دشمن کمی زمان بدهد

تازه آغاز ربنایش بود


ادامه این شعر

موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی‌اصغر(ع)-شهادت


منظور نداشته عذابم بدهد

حتّی سر سوزن اضطرابم بدهد

چون غنچه‌ام و تنگ دهانم، آن تیر

از راه میان‌بر آمد آبم بدهد

***

مانند تو هیچ‌كس عطش نوش نشد

با تیر نرقصید و هم‌آغوش نشد

مانند تو هیچ‌كس برای رفتن

از بدو تولدش كفن‌پوش نشد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


شش ماهه ترین تشنه به دست پدر آمد

با لب زدنش گریۀ هر سنگ در آمد

در فاصلۀ كوچك یك بوسه به سرعت

بی تاب شد و حوصلۀ تیر سر آمد

این عرض گلو لازمه اش تیر سه شعبه است؟

یا آهن سرد است؟ چرا شعله ور آمد؟

می خواست كه كم تر بشود زحمت شمشیر

با این همه شدت به گلویش اگر آمد

در رگ رگ حلقوم چه سرسخت گره خورد

بابا چه كشیده است كه تا تیر در آمد

مادر شوی و منتظر آن وقت ببینی

قنداقۀ خونین شده ای از پسر آمد!




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 03:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


وقتی لبان کوچک تو بی جواب شد

مادر به جای آب، ز شرم تو آب شد

بیهوده پا به سینه ی من می زنی مکوش

پیش لبان خشک تو دریا سراب شد

مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات

اما لبم ز تاول رویت کباب شد

وقتی عمود خیمه ی عباس را کشید

گفتم رباب: خیمۀ عمرت خراب شد

از چشم های حرمله پیداست فکر چیست

مادر دعا نکرده ای و مستجاب شد




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 03:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.