حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


می خواستم بزرگ شوی محشری شوی

تا چند سالِ بعد علی اكبری شوی

می خواستم كه قد بكشی مثل دیگران

شاید عصای پیریِ یك مادری شوی

لحظه به لحظه رنگ تو تغییر میكند

چیزی نمانده است كه نیلوفری شوی

مثل دو تكه چوب لبت را به هم نزن

اسبابِ خجلتم جلویِ دیگری شوی

این مادری ِ من كه به دردت نمیخورد

تو حاضری علی كه تاج سری شوی؟!




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

 

یابن خیر النساء خداحافظ

در پناه خدا، خداحافظ

تو هنوزم مرا نبوسیدی

پدر تشنه ها خداحافظ

دست کم می شود مرا ببری

مرد بی انتها خداحافظ

خواهشی قبل بُردنم دارم

التماس دعا خداحافظ

بی قراری، قرار می خواهی

من نمردم، که یار می خواهی

پر پرواز و بال پروازی

انتهای زمان آغازی

چه کنم یار کوچکت باشم

چه کنم تا دلت شود راضی

اکبرت رفت با عمو چه شود

یک نگاهی به من بیندازی

هر چه باشم منم علی هستم

از چه با بی کسیت می سازی؟

یاد دارم مرا بغل کردی

گفتی ای یار آخرم نازی

سخنانت عجیب غوغا کرد

بند قنداقه ی مرا وا کرد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 04:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


آن را که جبرئیل نهد پا به خیمه اش

آتش قدم گذاشت خدایا به خیمه اش

"خورشید سر برهنه بر آمد به کوهسار"

باریده بود عشق، به صحرا به خیمه اش

پشت زمین خمیده و پشت زمان دو تاست

کِی آورد زمین و زمان تاب خیمه اش

دسته گل محمّدی آورده روی دست

یارب مدد که باز برد تا به خیمه اش

از سوز تشنه کامی و اندوه تشنگان

خشکیده است دیده ی دریا به خیمه اش

گو آفتاب نرگس بیمار را متاب

گو باد را مباد، مبادا به خیمه اش

شاعر که واژه واژه ی خود را غریب دید

وا کرد پای قافیه ها را به خیمه اش

جان مرا بگیر و ببر تا زیارتش

دست مرا بگیر و ببر تا به خیمه اش




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


لالا برای آن که خواب ندارد چه فایده

ماندن برای آن که تاب ندارد چه فایده

گیرم تو را حسین بگیرد، بغل کند

وقتی دو قطره آب ندارد چه فایده

احساس مادری به همین شیر دادن است

آری ولی رباب ندارد چه فایده

انداخته حِرز، اگر چه به گردنت

تا صورتت نقاب ندارد چه فایده

پرسش نکن سه شعبه برایم بزرگ بود

وقتی کسی جواب ندارد چه فایده

با چه سر تو را به نی بند می کنند

زلفی که پیچ و تاب ندارد چه فایده




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


آئینه‌ام‌ جمال‌ تو را آرزو كنم‌

آلاله‌ام‌ بهشت‌ ولا آرزو كنم‌

ماهم‌ اسیر پنجۀ‌ ظلمت‌ نمی‌شوم‌

خضر رهم‌ كه‌ آب‌ بقا آرزو كنم‌

آغوش‌ گرم‌ تو كه‌ خدای‌ محبتی

‌ یعنی‌ مقام‌ انس‌ تو را آرزو كنم‌

اشكم‌ برای‌ آب‌ نباشد كه‌ از خدا

یاری‌ سیدالشهدا آرزو كنم‌

شش ماهه‌ام‌ حریص‌ شهادت‌ شده‌ دلم‌

 تیر سه‌ شعبه‌ را به‌ خدا آرزو كنم‌

این‌ كوفیان‌ شرور و بد اندیش‌ و ناكس‌اند

 از حق‌ سلامت‌ اسرا آرزو كنم‌

سر بر فراز نیزه‌ اگر می‌رود چه‌ غم‌؟

سر را ز تن‌ به‌ نیزه‌ جدا آرزو كنم‌

بالای‌ نیزه‌ بعثت‌ عشق‌ مرا ببین‌

پیغمبرم‌ حریم‌ حرا آرزو كنم‌

گم‌ گشته‌ هم چو محسن‌ زهرا مزار من‌

شوریده‌ام‌ مقام‌ فنا آرزو كنم‌




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


کَمان گرفته که طفل صغیر را بزند

 امید و دار و ندار امیر را بزند

 تمام هلهله هاشان به خاطر این بود

 که یک شغال توانسته شیر را بزند

×××

با تشکر از آقای رستگار برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-مدح و شهادت


مــهِ آسمانِ امیــد مـن گـل نـوشکفته پرپرم

مگذار دیده به روی هم که تویی تمامیِ لشکرم

تو مرا ذبیح و من آمدم که به سوی قتلگهت برم

که به پیش تیر بگیرمت که به دست خود کنمت فدا

تو به دور سر قمرِ منی تو به پیش رو سپر منی

جگرم به حال تو سوخته که تو پارۀ جگر منی

سفرم بـه سـوی خدا بوَد تو یگانه هم‌سفر منی

بگذار چهره به شانه‌ام که سفر کنی به سوی خدا

متحیّرم به سکوت تو که خموش و غرق تلاطمی

نـه اشـاره‌ای نـه نظاره‌ای نـه کنایـه‌ای نه تکلمی

بگشـا زبـان بـه ترانـه‌ای برُبـا دلـم بـه تبسّمی

که تو بر فراز دو دست من، علمی به صحنۀ کربلا

سردست خویش برآن سرم‌ که تو را به دست خدا دهم

رخ خود به خون گلو بشو که فدا شویّ و فدا دهم

چو تـو را به دست خدا دهم به تمام خلق، ندا دهم

که فدای حق همه بود ما که فدای حق همه هست ما


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


پس بزن تیر را تمامش کن

 کشتی از انتظار لشکر را

 روی دستان شمس تابنده

 بزن آن طفل ماه پیکر را

 

 در جواب امیر خود نامرد

 پاسخی ساده روی لب دارد

 هدف هر چه ظریفتر باشد

 دقت بیشتر طلب دارد

 

 آن طرف گفتگو به این صورت

 این طرف می کند پدر نازش

 مادرش در حریم خیمه ولی

 می رسد لای لای آوازش

 

 چشم در چشم حضرت بابا

 می زند خنده ای به این مضمون

 سمت خیمه بَرَم نگردانی

 می شوم تا ابد به تو مدیون

 

 من علی ام که ظهر عاشورا

 چند سالی بزرگتر شده ام

 تا بدانی که جان نثار توأم

 سینه ات را پدر سپر شده ام


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/20 | 04:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت

  

گلی نشكفته از گلشن گرفتی

تموم عمرمو دشمن گرفتی

الهی حرمله دستت قلم شه

كبوتر بچه مو از من گرفتی

***

نمودی بر پدر یاری عزیزم

از او كردی طرفداری عزیزم

الهی مادرت دورت بگرده

چه قبر كوچكی داری عزیزم

***

با بودن تو حال و هوایی دارم

هر چند هراس از جدایی دارم

اما تو برو به فكر بابایت باش

مادر تو برو منم خدایی دارم




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/20 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ای تو زیبا غنچۀ بستان من

چشم خود وا كن، گل عطشان من

باز كن چشمان ناز خویش را

دور كن از خیمه ها تشویش را

عازم دیدار پیغمبر شدی

تو در آغوشم ـ علی ـ پرپر شدی

تو در آغوشم چه زیبا خفته ای

با نگاه خود، به بابا گفته ای:

" ای پدر ای كاش سربازت شوم

كودكم ای كاش جانبازت شوم

ای پدر ای كاش چون قاسم شوم

سوی درگاه خدا عازم شوم

كاش مانند عموی با وفا

پیش پای تو كنم جانم فدا

كاش مثل اكبرت عاشق شوم

بهر دیدار خدا لایق شوم"

ای گل سرخ و سپید من، علی

طفل شش ماهه، شهید من، علی

ای چراغ خیمه هایم روی تو

ای تمام چشم هامان، سوی تو

ای گواه غربت اهل حرم

اصغرم ای  اصغرم ای اصغرم


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/20 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


یک غنچه که رنج تشنگی آبش کرد

نامردی روزگار بی تابش کرد

می خواست لبی تر کند و برخیزد

افسوس که تیر حرمله خوابش کرد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/20 | 04:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


این گونه ستم را که خداوند نمی خواست

بر صورت لب های تو لبخند نمی خواست

ای تیر یزیدی که کمان ات یله می شد

اصغر به خدا از تو گلوبند نمی خواست

***

وجدان کسی خواب نباشد ای کاش

یک کودک بی تاب نباشد ای کاش

حالا که قرار است به اصغر نرسد

مهریه ی من آب نباشد ای کاش

***

از دجله به محراب می آرم اصغر

سخت است، ولی تاب می آرم اصغر

حتی شده بی دست بمانم سهل است

لب تر بکنی٬ آب می آرم اصغر 




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/08/19 | 05:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


ای که گرفتی به دوش، بار غم و بار عشق

باز بیا سر کنیم، قصه ی گلزار عشق

قصه شنیدم که دوش، تشنه لب گل فروش

برد گلی سبز پوش، هدیه به بازار عشق

گل غم ناگفته داشت، خاطر آشفته داشت

چشم به خون خفته داشت، از غم سالار عشق

عشوه کنان ناز کرد، وا شدن آغاز کرد

خنده زد و باز کرد، دیده به دیدار عشق

گر چه زمان دیر بود، تشنه لب شیر بود

منتظر تیر بود، یار وفادار عشق

باغ تب و تاب داشت، گل طلب آب داشت

کی خبر از خواب داشت، دیده ی بیدار عشق

عشق زمین گیر شد، عرش سرازیر شد

گل هدف تیر شد، ای عجب از کار عشق

آن گل مینو سرشت، بر ورق سرنوشت

با خطی از خون نوشت، معنی ایثار عشق

این گل باغ خداست، از چمن کربلاست

خواب گه او کجاست، سینه ی اسرار عشق


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1391/08/19 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


به نسیمت پر جبریل به هم می ریزد

پای اعجاز لبت نیل به هم می ریزد

تازه از راه رسیدی و گلویت تازه

بعد از این که شده تکمیل به هم می ریزد

آیه ی حنجره ات سمت خدا باریده است

یعنی آن شیوه ی تنزیل به هم می ریزد

یک قدم می رود و یک دو قدم می آید

کسی از حالت تعدیل به هم می ریزد

تشنه رفتی و بلا فاصله سیراب شدی

مادر از این همه تبدیل به هم می ریزد

داغ تو آه شد و گریه حرم را پُر کرد

می روی و همه ی ایل به هم می ریزد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


بر مرکبِ پیمبر اعظم سوار شد

عمامه بست، رو به سوی کارزار شد

زیر عبا گرفت علی را شهِ غریب

با شیرخواره جانب آن قوم خوار شد

گفتند آمده ست به قرآن قسم دهد

پس همهمه گرفت و قُشون بیقرار شد

پس دست بُرد و طفلکِ از حال رفته را

بیرون کشید و خاتم شهر آشکار شد

لب باز کرد تا سخن انشا کند حسین

پس رو برو به مکتبِ داد و هوار شد

چندین سخن ز ماهی و آب فرات کرد

پس با علی سخن ز سر التفاط کرد

چشم سیاه تو چقدر آب می خورد؟

اصلاً شب سیاه مگر آب می خورد؟

شمر و سنان و اَخنس و خولی بهانه است

قتل پدر ز داغ پسر آب می خورد

ای پاره ی دلم سر دستم تکان مخور

الآن لبت ز تیر سه پر آب می خورد

گفتند آمده ست زرنگی کند حسین

جای تو گفته اند پدر آب می خورد

عباس خفته است که برپاست حرمله

این فتنه از خسوف قمر آب می خورد

یا رب ببین که من جگرم را فروختم

تنها ستاره ی سحرم را فروختم




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 05:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-مدح و شهادت


ای اهل عزا اجر شما با علی اصغر

مهمان حسینیم  بگو یا علی اصغر

این کودک شش ماهه گل باغ رباب است

پر پر شده در گلشن زهرا علی اصغر

هر کس که به گهواره ی دل جا دهد او را

او را بدهد در حرمش جا علی اصغر

ای سینه زنان دامن شش ماهه بگیرید

چون کرده به هر درد مداوا علی اصغر

طفلش مشماری که بُود باب الحوائج

پروندۀ ما را کند امضاء علی اصغر

احرام عزا بند که با ناله بگوییم

لالا پسر فاطمه لالا علی اصغر

بر مجلس یاران حسین سر زند از لطف

همراه عمو گیرد اگر پا علی اصغر




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)، ولادت حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


این نالۀ شکستۀ یک خسته مادرست

بی شیر بودنم به خدا مرگ آورست

آن مادری که شیر ندارد دهد به طفل

خجلت زده غریب و پریشان و مضطرست

از دخترم سکینه شنیدم چه ها شده

رویت خضاب گشته ز خون کبوترست

مهلت بده دوباره گلم را بغل کنم

من مادرم که سینۀ من مهد اصغرست

یا که ببند چشم علی یا که صبر کن

چشمش هنوز در پی بیچاره مادرست

با من مگو که تیر به حلق علی زدند

بر حنجرش نشانۀ تیزی خنجرست

داغش عظیم اگر چه خودش شیر خواره بود

این داغ سخت با همه غم ها برابرست




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


حال و روز لبش بیابانی ست

و سلاحش دو چشم بارانی ست

توی خیمه اگر که زندانی ست

گریه هایش پر از رجز خوانی ست

شوق لبیک در صدایش بود

آخرین بی قرار را برداشت

غربت بی شمار را برداشت

حرف پایان کار را برداشت

گوییا ذوالفقار را برداشت

آخرین یار با وفایش بود

برد تا دست آسمان بدهد

سند ظلم را نشان بدهد

یا بهانه به آن کمان بدهد

کاش دشمن کمی زمان بدهد

تازه آغاز ربنایش بود


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی‌اصغر(ع)-شهادت


منظور نداشته عذابم بدهد

حتّی سر سوزن اضطرابم بدهد

چون غنچه‌ام و تنگ دهانم، آن تیر

از راه میان‌بر آمد آبم بدهد

***

مانند تو هیچ‌كس عطش نوش نشد

با تیر نرقصید و هم‌آغوش نشد

مانند تو هیچ‌كس برای رفتن

از بدو تولدش كفن‌پوش نشد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


شش ماهه ترین تشنه به دست پدر آمد

با لب زدنش گریۀ هر سنگ در آمد

در فاصلۀ كوچك یك بوسه به سرعت

بی تاب شد و حوصلۀ تیر سر آمد

این عرض گلو لازمه اش تیر سه شعبه است؟

یا آهن سرد است؟ چرا شعله ور آمد؟

می خواست كه كم تر بشود زحمت شمشیر

با این همه شدت به گلویش اگر آمد

در رگ رگ حلقوم چه سرسخت گره خورد

بابا چه كشیده است كه تا تیر در آمد

مادر شوی و منتظر آن وقت ببینی

قنداقۀ خونین شده ای از پسر آمد!




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 03:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


وقتی لبان کوچک تو بی جواب شد

مادر به جای آب، ز شرم تو آب شد

بیهوده پا به سینه ی من می زنی مکوش

پیش لبان خشک تو دریا سراب شد

مثل همیشه بوسه زدم روی گونه ات

اما لبم ز تاول رویت کباب شد

وقتی عمود خیمه ی عباس را کشید

گفتم رباب: خیمۀ عمرت خراب شد

از چشم های حرمله پیداست فکر چیست

مادر دعا نکرده ای و مستجاب شد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 03:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


وسط تشنگی و قحطی آب

گفت لبیک به شه طفل رباب

بند قنداق درید و نالید

ای پدر اصغر خود را دریاب!

غیرتم می کشد ای شاه غریب!

که شدی بی سپه و بی اصحاب

یک سه شعبه ز تو کم خواهد کرد

می شوم من سپر تو به شتاب

من ز گهواره دگر خسته شدم

می روم بر روی دست تو به خواب

می روم تا که نبینم مادر

در اسیری برود بزم شراب

پرچم تشنگی خیمه منم

باب حاجات منم، طفل رباب




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 03:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


همان غریب که از هر غریب تنهاتر

به روی دست خودش برده بود بالاتر

دمی به سمت حرم زد، دمی به لشکریان

کسی که بود از عیسی دمش مسیحاتر

نگاه خسته ی او را کسی نمی فهمید

اگر چه بود نگاش از همیشه گیراتر

و روی دست خودش یک رضیع می آورد

که از تمامی مردان قوم آقاتر

علی شده ست مهیا برای جنگیدن

کمان حرمله آن سو شده مهیاتر

تمام قامت او زیر تیر پنهان شد

گلوی کوچک اش اما شده ست پیداتر

سه شعبه ای که علمدار را زمین انداخت

همان سه شعبه به جسمش نشست زیباتر

و قامتش همه در هم شده ست و پاشیده ست

و قد کوچک او گشته است رعناتر

دو سطر نیزه نوشتی، به خط کوفی بود

به خط خون بنویسش، به خط خواناتر




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


شش ماهه‌ بود و رنگ‌ جمالش‌ پریده‌ بود

از هوش‌ رفته‌ یا كه‌ به‌ ناز آرمیده‌ بود

چشمان‌ خود گشود و ز گهواره‌ زد برون‌

هل‌ من‌ معین‌ غربت‌ بابا شنیده‌ بود

او محسن‌ است‌ یا كه‌ از او در نیابت‌ است‌؟!

خاكستری‌ كه‌ حاصل‌ عمر شهیده‌ بود

لب‌ تشنه‌ بود از عطش‌ غربت‌ پدر

آمد ولی‌ به‌ جان،‌ غم‌ بابا خریده‌ بود

یك‌ لحظه‌ هم‌ درنگ‌ نكرد خصم‌ خیره‌ سر

انگار تا به‌ حال‌ سپیدی‌ ندیده‌ بود

تیر سه‌ شعبه‌ای‌ كه‌ زد از جنس‌ میخ‌ در

از گوش‌ تا به‌ گوش‌ علی‌ را دریده‌ بود

باور نداشتند، علی‌، دست‌ و پا زند

هجم‌ سه‌ شعبه‌ چون‌ نفسش‌ را بریده‌ بود

آیا شتاب‌ تیر كمك‌ كرد یا حسین‌

خود تیر را ز حنجره‌ بیرون‌ كشیده‌ بود




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


غنچه اگر خم شده‌ست و تاب ندارد

از سر شاخه نچین، گلاب ندارد

ماهی من لب به روی لب زَنَد امّا

قدرت آن كه بگوید آب ندارد

دین شما چیست؟... از كدام قُماشید..؟

آب به بچه دهی، ثواب ندارد؟!

تیر سه شعبه برای كشتن شیر است

نازُكیِ این گلو كه تاب ندارد

هلهله‌هاتان برای چیست جماعت؟

مَردِ خجالت زده عذاب ندارد

كاش بمیرم ولی به خیمه نیایم

دلهُره‌ی مادرش جواب ندارد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/14 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


گریه ها حلقه شدند پا به ركابش كردند

دست ها چنگ زنان مرد ربابش كردند

مادر تشنه ی شش ماهه خود اقیانوس است

ربِّ آب است و در این جلوه سرابش كردند

بی زره آمده از بس كه شهامت دارد

كس حریفش نشد و زود جوابش كردند

تیر مرد افكن و بر طفلك شش ماهه زدند

یعنی اندازه ی عباس حسابش كردند

زودرس بود، بزرگ همه ی قوم شدن

چون خدا خواست بدین شیوه خضابش كردند

سر شب شیر نمی خورد، نمی خفت علی

این كه خوابیده، گُمانم كه عتابش كردند

شورِ چشم تر او داشت اثر می بخشید

كوفیان هلهله كردند و خرابش كردند

باخت چون سر، به تراش نوك نی منزل كرد

این نگین را ز درون برده ركابش كردند

بعد از این خاك سرِ هر چه ثواب است كه قوم

هر چه كردند به شه بهر ثوابش كردند

نخریدند دلِ سوخته ی سلطان را

لیك اصغر جگری داشت كه آبش كردند




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/27 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رباب(س)حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


هر لحظه از خدا طلب مرگ می کنی

وقتی که دشمنت بلدِ راه می شود

ته مانده ی نفس زدنِ صبح تا غروب

صرف کشیدن دو سه تا آه می شود

 

در موج اشک های خودت غرق می شوی

با این همه مصیبت و داغی که دیده ای

نسبت به گام قبلی خود پیرتر شدی

کم کم به شانه های رقیه رسیده ای

 

"آبِ طلب نکرده همیشه مراد نیست"

شاید سریعتر بشود انکسار تو...

حالا که چند قطره فقط آب خورده ای

حالا که شیر هست ولی شیر خوار تو...

 

دلتنگ گریه های کسی می شوی که او

آرام سرسپرده به آغوش نیزه ها

"این گریه ها برای تو اصغر نمی شود"

لالایی تو پُر شده در گوش نیزه ها




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/27 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

علی اصغر(ع(-شهادت

 

وقتش نبود، زود بهارت خزان گرفت

اصلاّ چه بی مقدمه و ناگهان گرفت

حتی ملک به آن چه که شد، مات و خیره ماند

وقتی خدا وفای تو را امتحان گرفت

نائی نمانده بود به اعضای کوچکت

یا بود، تیر مانده ی تاب و توان گرفت

می خواستی که خون نشود قلب مادرت

امّا نشد، وَ تشنگی از تو امان گرفت

با تیر، راه گریه که سد شد رباب گفت:

طفل عزیزم آب مگر خورد، جان گرفت؟

عشقی شگفت بین تو با او وجود داشت

تا پاره شد گلوت، دل آسمان گرفت

می سوخت کاش در دل نیزار، بارها

آن تیر که گلوی تو را در دهان گرفت




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/20 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


چشم هایش هوای باران داشت

روی دستان مادرش بی تاب

بی خبر از هجوم تشنگی اش

آسمان بود آفتاب و سراب

 

صورتش مثل یاس نیلوفر

دست هایی پر از کرامت داشت

از عطش بین حنجرش انگار

کهکشانی پر از جراحت داشت

 

می شد از حالت نگاهش باز

شوق پرواز کردنش را دید

مثل بُغضی که در گلو مانده

غصه اش را کسی نمی فهمید

 

روی دستان آسمان می رفت

گریه اش آخرین توانش بود

با همان گریه ها رجز می خواند

غنچه ای از تبار یاس کبود

  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/13 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


قحط آب است و صدف از رنگ گوهر شد خجل

هم ز مادر، طفل و هم از طفل، مادر شد خجل

کافرى از بس که زان مسلم نمایان دید، دین

سر به پیش افکند و در پیش پیمبر شد خجل

هاجرى زمزم پدید آورد و طفلش تشنه بود

سعى بى حاصل شد و زمزم ز هاجر شد خجل

با عمو مى گفت طفل تشنه کام خود ولیک

سر فرازم کن رباب از روى اصغر شد خجل

مشک خالى و دلى پر از امید آورده بود

و ز رخ بى آب و رنگش آب آور شد خجل

سخت، سقا بهر آب و آبرو کوشید لیک

عاقبت کوشش، ز سعى آن فلک فر، شد خجل

مایه آن پایه همت، گشت نومیدى ز آب

و ز لب خشکیدۀ او، دیده تر، شد خجل

کام پور ساقی کوثر نشد تر از فرات

وز رخ ساقی کوثر، حوض کوثر شد خجل

زان طرف، عباس از طفلان خجل، زین سو، حسین

آمد و دید آن فتوت، از برادر شد خجل

خواست، برخیزد به پا بهر ادب، دستى نبود

و آن قیامت قامت، از خاتون محشر شد خجل

ریزش اشکت کند (انسانیا) این سان سخن

بى سخن زین درفشانى دُر و گوهر شد خجل




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/23 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 13 :: ... 6 7 8 9 10 11 12 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات