حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام جواد(ع)-شهادت


دشمنانت یک طرف، آن آشنا از یک طرف

بی وفایی یک طرف، زهرِ جفا از یک طرف

کلِ عالم خون بگرید در عزای تو کم است

ارضیان از یک طرف، اهلِ سما از یک طرف

إرباً إرباً شد دلت از فتنه و نامردی اش

زهرِ کاری یک طرف، رقاصه ها از یک طرف

تشنه ای و طالبِ آبی و این ها یک طرف

بر زمین می ریزد آب، آن بی حیا از یک طرف

می کشد جسم تو را تا بام خانه، پیکرت...

... می خورد بر کنج پله، بی هوا از یک طرف

خاطراتِ کوچه و گودال پیرت کرده اند

داغِ مادر یک طرف، کرب و بلا از یک طرف

تشنگی تاب و توانش را ربود و ناگهان

بر زمین افتاد از زین شاه ما از یک طرف

پیر مردان آمدند و بهرِ قربت می زدند

با لگد از یک طرف، چوبِ عصا از یک طرف

کربلا بال کبوتر نیست، جانم را گرفت...

...بادِ داغ از یک طرف، زلفِ رها از یک طرف

روزی ماه محرم از شما خواهم گرفت

رزقِ اشک از یک طرف، سوز و نوا از یک طرف

از سوی قم یا خراسان یا که از عبدالعظیم

راهی ام کن اربعین کرب و بلا از یک طرف



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


بی مهری اش کاشانه را دلگیر کرده

غم را میان سینه ام تکثیر کرده

غربت میان شهر، جای خود بماند

غربت در این خانه دلم را پیر کرده

خیلی برای قتل من زحمت کشیده

خیلی برای کشتنم تدبیر کرده

با تیغ... نه... اما به من زهری که داده

کار هزاران ضربه ی شمشیر کرده

مثل امام مجتبی چیزی نگفتم

پاره جگر این زهر را تفسیر کرده

سر روی پای خواهری باشد چه خوب است

خواهر ندارم تا بگویم دیر کرده

من آبرودارم دراین خانه نرقصید

این سوت و کِل خیلی مرا تحقیر کرده

فریاد من شد العطش، با خنده هایش

فریاد من را سخت بی تأثیر کرده

حرف از عطش شد یاد جدم می کنم باز

داغش دل و جان مرا تسخیر کرده

بستند، تنها آب را بر روی جدم

آبی که گرگ تشنه را هم سیر کرده

یاد وداع عمه ام از قتلگاهش

این لحظه ها فکر مرا درگیر کرده

زینب مدینه خواب هجران دیده و شمر

در کربلا این خواب را تعبیر کرده

عمه برادر را اگر نشناخت حق داشت

وقتی که هر عضو تنش تغییر کرده

بیرون کشید از پیکرش صد تیر و مانده

سر نیزه ای که در گلویش گیر کرده



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
شنبه 1397/05/20

امام جواد(ع)-شهادت


پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست

خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست

گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی

جسم تو دیگر خدارا شکر در گودال نیست

حیف ام الفضل داری، بی ابالفضلی،ولی؛

موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست

بر تنت آرامش بال کبوترهاست و

زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست

زیر نعل هیچ اسبی نیستی، بااین حساب؛

موقع تقطیع جسمت لشکری خوشحال نیست

سٙم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست

روی سینه قاتل تو این قٙدٙر فعال نیست

خانه ات اما خداراشکر در آرامش است

پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست

زینبی دیگر نداری و نمی بیند دگر

هی سرت در تشت و بر نیزه زبانم لال نیست

وزن نعل اسب از بال کبوتر بیش بود

ذوالجناحت هم کنار خیمه خونین بال نیست



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


زهر آمد و بر جوانه ی تاک افتاد

بر پیرهن دل رضا چاک افتاد

وقتی که اذان صبح سر می دادند

خورشید غروب کرد و بر خاک افتاد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


مرغ بی بال و پر غمکده ی بغدادیم

روضه و غصه و دردیم، غم و فریادیم

قطره اشکیم که با آه رضا افتادیم

سال ها با جگر پاره چنین سر دادیم:

ما عزادار دل خون جوادیم همه

با دل خون شده مجنون جوادیم همه

عرش را غربت او یکسره غمناک کند

رخت مشکی به تن پهنه ی افلاک کند

گریه بر روضه ی او صاحب لولاک کند

خواهری نیست که خون از لب او پاک کند

این که پیچیده به خود تشنه و دور از وطن است

خاک عالم به سرم گل پسر بوالحسن است

مثل یک شمع کف حجره چکیدن سخت است

وسط خانه ی خود زهر چشیدن سخت است

از سوی همسر خود طعنه شنیدن سخت است

پر خود را به روی خاک کشیدن سخت است

نیست یک مرد، کمی یاری مظلوم دهد

قطره ای آب به این تشنه ی مغموم دهد

بی وفا خواست که آقای مرا پیر کند

غصه را در دل محزون شده تکثیر کند

پسر فاطمه را کوچک و تحقیر کند

خواست او را وسط حجره زمین گیر کند

بی حیا بر جگر سوخته اش می خندید

با کنیزان جلوی حجره ی او می رقصید

پسر شاه خراسان جگرش می سوزد

از غم زهر جفا چشم ترش می سوزد

دست و پا می زند و بال و پرش می سوزد

وسط حجره، تن شعله ورش می سوزد

باورم نیست که این ها به کمک برخیزند

آب را پیش نگاهش به زمین می ریزند

گاهی از شرم کمی رحم و مدارا خوب است

نگذارید تنش را به تماشا خوب است

نکشیدش به سوی بام، همین جا خوب است

چه کسی گفته قد و قامت رعنا خوب است؟!

حمل او روی سر چند نفر، دردسر است

تیزی پله و تنگی گذر، دردسر است

خوبی بام به این است مصیبت نکشد

بدنش زیر سم اسب مشقت نکشد

نیزه و سنگ به پیشانی حضرت نکشد

آخر روضه ی او کار به غارت نکشد

تشنه جان داده ولی در بدنش سر دارد

صحن این بام چه خوب است، کبوتر دارد

شاه عالم به زمین خورده و بی حال شده

پیکرش در ته گودال لگدمال شده

بر سر پیرهنش صحبت و جنجال شده

شمر با خنجر خود وارد گودال شده

داشت با خنجر خود ضربه به آقا می زد

ناگهان صوت فراگیر "بُنَیَّ" آمد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
جمعه 1397/05/19

امام جواد(ع)-شهادت


آه ای اسیرِ روضه‌‌یِ سربسته کیستی

مردِ غریبِ حُجره‌یِ دربسته کیستی

این حُجره هم به ناتوانی تو گریه می‌کند

پیری بر این جوانیِ تو گریه می‌کند

در خانه‌ی امام  چرا دست می‌زنند

با ناله‌ات مدام  چرا دست می‌زنند

ای یاکریم بال و پَرَت را زمین مزن

آه ای جوانِ خانه سرت را زمین مزن

اصلا صدای تو به صدایی نمی‌رسد

این آب آب آب به جایی نمی‌رسد

اُفتاده‌ای زِ دامن زهرا به رویِ خاک

کمتر بکش محاسن خود را به روی خاک

کِل می‌کشند گریه‌ی زهرا درآورند

کف می‌زنند دادِ رضا را درآورند

تو هرچه می‌کنی  جگرت را چه می‌کنی

با حال و روزِ خود پسرت را چه می‌کنی

با خود چه داشت زهر ، تنت را کبود کرد

باور نمی کنم دهنت را کبود کرد

جانم حسن شبیه حسن روضه‌های توست

"نامرد بِینِ کوچه مزن" روضه‌های توست

اما به این صدای غریبانه خنده کرد

بر ناله‌ی تو کُلفَتِ این خانه خنده کرد

می‌کوبد آه پا به زمین پیش مادرت

می‌ریزد آب را به زمین پیش مادرت

بُردند نیمه جان بدنت را به پُشت‌ِبام

از پا کشانده‌اند تنت را به پشت‌ِبام

می‌رفت پیکرت به روی پله‌های تیز

می‌خورد هِی سَرَت به روی پله‌های تیز

از سنگها برای تو اَبرو نماده است

آقا چرا برای تو پهلو نمانده است

رفتی به روی بام ولیکن هزار شُکر

گیرم سه روز و شام ولیکن هزار شُکر

گیرم به پشت بام ولی سایبان که هست

چندین کفن برای تو با دوستان که هست

گیرم سه روز و شب ولی آخر پسر رسید

اینبار هم پسر به کنار پدر رسید

شکر خدا عقیق تو را ساربان نبرد

رنگ لبان خشک تو را خیزران نبرد

آقا قسم که پیرهنت را نمی‌کِشند

با نیزه‌ای شکسته تنت را نمی‌کِشند



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
دوشنبه 1396/05/30

امام جواد(ع)-شهادت


دوباره حُجرۀ دربسته، باز کرب و بلا

دوباره تشنه لب اولاد سیدالشهدا

دوباره مار گَزیده، دوباره پاره جگر

خدا! چه میگذرد بر جواد ابنُ رضا

دوباره زهرِ جفا نذرِ سفرۀ افطار

و باز هلهله و دست و پا زدن، تنها

چه فرق میکند، انگار حُجره شد گودال

چه فرق میکند اصلاً، مدینه با اینجا

نبود نیزه ولی خندۀ تمسخُر بود

هجومِ کوفه نَه، رقصِ کنیزکان اما…

کنیزکانِ جفا جویِ هرزۀ بدگوی

که بَدترند ز أنبوهِ لشگرِ اعدا

سری نشد ز تن اینجا جدا ولیکن شد…

سرِ امامِ جواد از بدن به پلّه رها

ز پلّه تا سرِ بامش به احترام آمد؟

و یا تنَش به لگدمال، میرود بالا؟

بیادِ جسمِ لگدکوب از سُمِ اسبان

گرفت حاجتِ خود را ز روضه ها، آقا

تمامِ عمر ز غمهای بی کفن گِریید

شد عاقبت پَرو بالِ کبوتران پیدا

چه شد که بالِ کبوتر به کربلا نرسید

رسید نیزه و شمشیر بر تنِ مولا

أمان از آن دَمِ رفتن که ساربان آمد

بُرید از بدن انگشتِ زادۀ زهرا

چو دید خواهرِ مظلومه جای سالم نیست

گذاشت روی گلویش لبِ مبارک را

تنِ مقطع الاعضا به خاک صحرا ماند

سرِ بریده به همراهِ زینب کبرا…

عزیز فاطمه! برگَرد عمه اَت تنهاست

به داد عمۀ تنها نمیرسی آیا  



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
دوشنبه 1396/05/30

امام جواد(ع)-شهادت


عمری گدای صاحب این خانه ماندیم

خود را درون مجلس روضه رساندیم

پا را میان این مجالس باز کردیم

دل را به پایِ روضه و منبر نشاندیم

گاهی بلند از پردهء دل گریه کردیم

گاهی به زیر لب زیارت نامه خواندیم

مشمول الطاف زیادِ اهل بیتیم

گریه کنِ داغ جواد اهل بیتیم

شاهِ وفا بود و شریکش بی وفا بود

تنهای تنها حضرت ابن الرضا بود

در خانه غربت داشت باید گفت از این حیث

خیلی شبیهِ به امامِ مجتبی بود

وقتی کنیزان هلهله کردند بی شک

در شام یاد شامیان و عمه ها بود

هنگام جان دادن اسیرش کرده این غم

گر چه جوان بوده است پیرش کرده این غم

سخت است وقتی خسته و بی جان که باشی

مظلوم بین جمعی از خویشان که باشی

مسموم باشی و تنت در تب بسوزد

دردش دو چندان می شود عطشان که باشی

حالا تجسم کن چه حالی داری آنجا

با یادِ میخ و سینه ای گریان که باشی

مادر میان شعله ها میسوخت میسوخت

با روضه اش ابن الرضا میسوخت میسوخت

هم گریه حیدر کرده هم زهرا برایت

هم ابتدای کودکی بابا برایت  *

هم شیعه ات آنقدر بر تو گریه کرده

قطره به قطره تا شده دریا برایت

هم که خدا دیده تدارک زیر خورشید

یک سایه با  بال کبوترها برایت

اما تنِ جدِّ غریبت زیر خورشید

این داغ را باید که از زینب بپرسید

پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت

هم که دلت هم که تمام پیکرت سوخت

چشمان تو سمت خراسان بود انگار

دلها برای آن نگاه آخرت سوخت

تب داشتی فکر مدینه بودی آخر

عالم به ذکر وای مادر مادرت سوخت

زهرا به بالین تو آمد با قد خم

بر جسم و جان خسته ات گردید مرهم

این چشمها بی اشکها لطفی ندارد

بی گریه بر آل عبا لطفی ندارد

دنیا خدا داند برای لحظه ای هم

بی اهل بیت مصطفی لطفی ندارد

پای تمام روضه ها بودیم اما

بی روضۀ کرببلا لطفی ندارد

امشب که غمگینِ جواد ابن الرضاییم

یک بارِ دیگر روضه خوان کربلاییم

ای وای از آن وقتی علمدارت نباشد

ای وای اگر غم دست بردارت نباشد

سخت است بین عده ای بیگانه باشی

اما به همراهت کس و کارت نباشد

وقتی که سرها روی نی ها شد نمایان

ای کاش روی نی سرِ یارت نباشد

ختم کلامِ منبرِ روضه حسین است

یعنی نمک در آخر روضه حسین است

 

* در کتابِ در سوگ آل آلله آیت الله نظری منفرد نقل شده راوی برای تبریک ولادت امام جواد ع خدمت امام رضا ع رسید و تهنیت گفت  . امام ع گریه کردند . راوی دلیل را جویا شد امام فرمودند که این طفل را در جوانی می کشند و اهل زمین و آسمان بر او گریه خواهند کرد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
دوشنبه 1396/05/30

امام جواد(ع)-شهادت


چه ظلم بود که در حق تو روا کردند

ببین که حق نمک را چطور  ادا کردند

به دست همسرِ تو زهر را به تو دادند

چنان امام حسن بر تو هم جفا کردند

برای آنکه صدایت به گوششان نرسد

به پشت در همه با هم سر و صدا کردند

دعا برای کنیزان همیشه کارت بود

برای آنکه دهی جان همه دعا کردند

جفا و ظلم در این حد شنیدنش سخت است

به روی بام ، تو را برده و رها کردند

نشست بر بدنت سایۀ کبوترها

در آفتاب نسوزد تنت ، چها کردند

پرنده ها که رسیدند از همان بغداد

مسیر روضۀ ما سمت کربلا کردند

رها شدی به روی بام خانه ات اما

کجا دگر سرتان را به نیزه ها کردند

سلام عالمیان بر مُقَطَعُ الاعضاء

کجا نُسوجِ تنت را جدا جدا کردند؟

کجا بگو تو، که با نعل تازه با مرکب

به روی مصحف جسمت برو بیا کردند

به پیکر تو جسارت شده ولی آیا

تن تو را به نوکِ چکمه جابجا کردند؟



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
دوشنبه 1396/05/30

امام جواد(ع)-شهادت


بردار  از  خاک  کف حجره سرت را

از بی کسی کمترصدا کن مادرت را

اینجا جواب ناله هایت نیشخند است

اصلاً نمی فهمند  چشمان  ترت را

آه جگر سوزت امانت را بریده

اتش زدی با سرفه ات دوروبرت را

حتی  توان  ایستادن  هم  نداری

قوّت نداری وا کنی بال و پرت را

باید که تنها در غریبی بگذرانی

در خانه ی خود لحظه های آخرت را

در پیش رویت آب را روی زمین ریخت

می بینی آقا دشمنی همسرت را ؟



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
دوشنبه 1396/05/30

امام جواد(ع)-مناجات و شهادت


ممنون عنایت تو هستم…خیلی

مدیون ولایت تو هستم…خیلی

"آقا" تو بهتر از همه می دانی...

دلتنگ زیارت تو هستم…خیلی

***

ما در غم و محنت تو گفتیم...حسین

با گریه به غربت تو گفتیم...حسین

وقتی که شنیدیم تو هم...لب تشنه...

در اوج مصیبت تو گفتیم ...حسین

***

با یاد شما به شور و شینم...هر شب

دلتنگ حریم کاظمینم...هرشب

در فکر غریبی تو هستم...هر روز   

گریه کن روضه ی حسینم...هرشب



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، مدح و مناجات با امام جواد(ع)، 
دوشنبه 1396/05/30

امام جواد(ع)-شهادت


لب تشنه ز عمق جگرش می گفت : آه

می سوخت به ظلمت غریبی چون ماه

شد ورد لبش لحظه ی آخر ، ناگاه

لا یوم کیومک ابا عبدالله 



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


تویی که جود و عطا بر امام ها داری

چقدر لطف و سخاوت برای ما داری؟!

جواد فاطمه ارث از کریم او بردی

غریب خانه شدن را ز مجتبا داری

اگر که زهر زمینت زده است، می دانم

به سینه مثل حسن داغ کوچه را داری

صدای هلهله و رقص و پایکوبی ها

نمی گذاشت بگویی به دل چه ها داری

شرار زهر لبت را چقدر خشکانده!

به حجره روضه ی عطشان کربلا داری

تنت رها شده است پشت بام خانه، بناست

سه روز روضه ی ارباب را به پا داری

سلام ای تن بی سر، سر بدون بدن

چرا درون تنور و به نیزه جا داری؟

تو روی نیزه حواست به عمه ها بوده

تو سایه بر سر بی سایبان ما داری...



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


رسیده جان به لب اطهرت ؛ اَبَالهادی

نشسته پیک اجل در بَرَت ؛ اَبَالهادی!

دوباره قصه ی زهر و دوباره نامردی

کبود شد همه ی پیکرت ؛ اَبَالهادی!

لباس شمر به تَن کرد و منع آبت کرد

چه کرد با دل تو همسرت ؛ اَبَالهادی!

شبیه فاطمه دستی گرفته ای به کمر

مگر خدای نکرده پَرَت ... ؛ ابالهادی!

میان حجره ی در بسته دست و پا زدی و

بریده شد نفس آخرت ؛ اَبَالهادی!

مدام هلهله شد تا صدای تو نرسد

صدای خسته ی بی جوهرت ؛ اَبَالهادی!

کنیزها بدنت را کِشان کِشان بردند

گرفته بر لبه ی در سَرَت ؛ اَبَالهادی!

سه روز بر تَن تو آفتاب می تابید

ولی بریده نشد حنجرت ؛ اَبَالهادی!

دگر به زیر سُم اسب های تازه نَفَس

ندید جسم تو را دخترت ؛ اَبَالهادی!

اگر چه دور و برت خیره سر فراوان بود

ولی نظاره نشد خواهرت ؛ اَبَالهادی

چه خوب شد که در آن همهمه کسی نرسید

برای غارت انگشترت ؛ اَبَالهادی!



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


در کوچه بود جسم امام جوان، جواد؟

یا بام، شاخه بود و گُلش بر زمین فتاد

ملعون دهر، داد به معصوم عصر، زهر

بس اُمّ‌فَضل داشت به اِبن‌الرّضا عِناد

این جسم سبز بوی گل سرخ می‌دهد

دست که داد دسته‌گل فاطمی به باد؟

شد کوچه‌های شهر پر از عطر و بوی گل

گویی فتاده باغ گلی روی دوش باد

گه نام باب برد و گهی آب آب کرد

لب‌تشنه داد جان و جوابش کسی نداد

آن کس که اَنفُس از نَفس او نَفس گرفت

زد همچنان نفس نفس و از نفس فتاد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


سوختی آتش گرفت از سوز آهت عالمی

آه بین خانه ی خود هم نداری محرمی

سایه سار خلقی اما پیکرت در آفتاب

سرپناه عالمی و بی پناه عالمی

در مقاماتت از اسماعیل هم بالاتری

تشنه ای اما نداری غیر اشکت زمزمی

خط به خط روضه ها در بیت بیت نوحه ها

گشتم و بالاتر از داغت ندیدم ماتمی

گرچه دل خونی ولیکن شوق دیدار پدر

بر تمام زخم هایت میگذارد مرهمی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-مدح و شهادت


شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی*

به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم

من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رویا

عجب رکوع و سجودی عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت

که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جودی

نوشته اند به باب المراد جود تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانه‌ی تو رسیدم

چه سفره دار کریمی چه خوانی و چه طعامی

سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت

نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی عجب غروب غریبی

پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی!

تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم

کنار حضرت سجاد در خرابه‌ی شامی؟

 

*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم مشامم دیوانه شد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


هم آسمان قصیده ای از بی کرانی اش

هم بی کرانه ها غزلِ آسمانی اش

ای کال ها کمالِ سرِ کوچه باغ اوست

باید رسید تا به خدا با نشانی اش

او در مدینه جای پدر را چه پُر نمود

در غیبت پدر،پسر و میزبانی اش

باغِ معارف است حدیث اش،پیمبران

حَظ می برند موقعِ شیرین زبانی اش

از جبرئیل تا ملک الموت هرکه هست

نوشیده است از لبِ جام دهانی اش

بابُ الجواد حاجت ما را چه زود داد

مشهد پُر است از نفسِ مهربانی اش

شش گوشه شد ضریح اش اگر بی دلیل نیست

از شش جهت گداست در این میهمانی اش

یارب مگیر فیضِ شبِ کاظمین را

هرکس خوش است پیشِ عزیزان جانی اش

وقت زیارت است و عباراتش از رضاست

قربان کودکی اش فدای جوانی اش

حالا کبوتران همه از مشهد آمدند

تا آسمان بام؛پی سایبانی اش

آقایِ طوس از جگرش آه می کشد

در کنجِ حجره تا پسرش آه می کشد

اُفتاده است رویِ زمین و برابرش

لبخند می زند به تقلاش همسرش

اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او

اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش

جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او

از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش

قسمت نبود آب بنوشد بجای آن

خاکی شده است حیف لبانِ مطهرش

باب الحوائج است ولی می توان شنید

از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش

این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد

کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش

از پا گرفته و بدنش می کشند...وای

تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش

خون گریه می کند لبه یِ تخته سنگ ها

از بَس که خورد بر لبه یِ پله ها سرش

این پشت بام گودی گودال نیست شُکر

با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش

سخت است فکر این غم و سخت است باورش

مردی که قاتلش بشود زهرِ همسرش



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


در عــالــم جــــود جـــاودان است جواد

بر آل عـــلی عــزیــز جـــان است جواد

یا فــــــــــاطمه گریه کن به حال پسرت

جان داده به غربت و جوان است جواد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت

 

در دست تو عیار کرم می شود زیاد

در سایه سار اسم تو کم می شود زیاد

نوبت به گفتن از سر زلفت که می شود

بی شک شهید اهل قلم می شود زیاد

مثل نَفَس برای رضایی که بی گمان

در بازدم علاقه به دم می شود زیاد

در مسلک جواد اگر قول جود رفت

وقت وفای وعده رقم می شود زیاد

باب الجواد چیست که در بین زائران

آن جا که می رسند قسم می شود زیاد

باب الجواد چیست که هر کس از آن گذشت

در چشم هاش شوق حرم می شود زیاد

من مانده ام که مثل تو در بین اهل بیت

از زن چرا به مرد ستم می شود زیاد؟

در چشم سرمه ایِ  گُهَرشاد دم به دم

شادی افول کرده و غم می شود زیاد

وقتی که اُمِّ رذل تأسّی به جعده کرد

در فکر او علاقه به سم می شود زیاد

حالا مسیر روضه به جایی رسیده که؛

پیش امام چار قدم می شود زیاد

گودال نیست حجره اش اما به پیکرش

از ضرب تیر و نیزه وَرَم می شود زیاد

گاهی شبیه اکبر و چون قاسم اینچنین؛

هم می شود خلاصه و هم می شود زیاد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


ای حجره ات غریب ترین جای این جهان

در قتلگاهت.... آه... کسی نیست روضه خوان

جز مادری جوان که ز جان آه می کشد

هنگام دست و پا زدنت با قدی کمان

بغداد شد مدینه و مردی که باز هم

در خانه اش ز کینۀ همخانه داد جان

جعده است ام فضل و تو هم مجتبی ولی

آن پست تر از این و تو مظلوم تر از آن

آنقدر بی کسی که به دستور همسرت

مشتی کنیز مست که رقاص و شادمان...

... با سوز ناله های تو بر طبل می زنند

تا نشنوند داد دلت را در آن میان

آنقدر بی کسی که تنت را کشان کشان

دادند روی بام به دستان آسمان

اما برای اینکه نسوزد تنت ببین

از مشهد آمدند تمام کبوتران

آه از تنی که زیر شررهای آفتاب

پوشیده بود پیکرش از نیزه و سنان 



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مدح و شهادت


افتاده بود تشنه لب و آه می کشید

فریاد بی کسیش به جائی نمی رسید

او رحمت رحیم  جواد الائمه بود...

می داد از کرامت خود بر همه امید

هرکس که رفت محضر او دیده می شود

در سایه ی عنایت او درد ناپدید

من درک کرده ام خودم این نکته را که هست

نام جواد بر همه ی قفلها کلید

دریای جود و عاطفه و ناجی غریب

قبله... مراد...  شهره به مِهر است و من مرید

وقتی جواد قافیه شد با مراد ما

ما را برای خویش مریدانه آفرید

برشانه داشت بارغم غربتی قدیم

روی لبش ترانه ی یاحی و یاشهید

مجموعه ای ز مقتل اولاد فاطمه است

پس روضه هاش می طلبد گریه ی شدید

باید به پای روضه ی این سرور صبور

سر را شکست ... گریبان ز غم درید

کف می زدند با نفس آتشین او

چندین کنیز پست زنا زاده ی پلید

شرمنده ام ز حضرت زهرا از این کلام

آنقدر ناله زد ز عطش تا نفس برید

سر را گذاشت گوشه ی حجره به روی خاک

گریان به سمت قبله غریبانه پا کشید

نه دیده ی ملائکه نه دیده ی فلک

از این غریب تر به خدا محتضر ندید



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مناجات و مرثیه


لطف تو بی ‌واسطه دریای جودت بی‌کران

عالمی از فهم ابعاد وجودت ناتوان

صورت و سیرت... نه اصلاً عمرت از مضمون پر است

ماه گندمگون! غریب خانه! مولای جوان!

چاه‌های خشک با دست تو جوشان می‌شدند

ای نگاهت مثل چشمه! ای دلت آتشفشان!

روز حسرت هیچ‌کس حسرت نخواهد خورد تا

بخشش ابن الرضایی تو باشد در میان

داستان عمر تو کوتاه بود اما نبود

لحظه‌ای تاریخِ نور از ردپایت بی‌نشان

یوسفی اما عزیز خانه‌ات هم نیستی

یا سلیمانی که شأنش را نمی‌فهمد زمان

دوستانت بی‌وفایی... دشمنانت خون دل...

آشنای طعنه‌ای از کودکی... از این و آن

نامتان را شیعیان گاهی به قصد... بگذریم

ما چنین گفتیم تا وا شد دهان دیگران

از قضا من هم جواد بن الرضایم گر چه باز

بین ما فرق است مولا از زمین تا آسمان

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


ماه باشی، روز و شب در آسمان باشی اگر

لحظه لحظه، روشنی بخش جهان باشی اگر

روضه ات یکجور دیگر می شود، در حجره ات

خود ولیِ عهد سلطان زمان باشی اگر

روضه ات حتما علیِ اکبری هم می شود

موقع رفتن از این دنیا جوان باشی اگر

بر مشامت می رسد از کوچه بوی دود و یاس

درجوانی ات خصوصا قد کمان باشی اگر

زهر ده تا اسب خواهد گشت و خواهی شد حسین

شمر وقتی رفت و در دست سنان باشی اگر

تازه بعدش روضه در ناحیه ی انگشتر است

درمسیر چشم های ساربان باشی اگر

روضه دارد می رود از کربلا سمت دمشق

با سر ماهت دلیل کاروان باشی اگر

مادرت شد «خیزران» و بیشتر حق با شماست

اشک ریز روضه های خیزران باشی اگر



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


اُفتاده است رویِ زمین و برابرش

لبخند می زند به تقلاش همسرش

اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او

اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش

جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او

از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش

قسمت نبود آب بنوشد بجای آن

خاکی شده است حیف لبان مطهرش

باب الحوائج است ولی می توان شنید

از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش

این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد

کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش

از پا گرفته و بدنش می کشند...وای

تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش

خون گریه می کند لبه یِ تخته سنگ ها

از بَس که خورد بر لبه یِ پله ها سرش

این پشت بام گودی گودال نیست شُکر

با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش

**

سخت است فکر این غم و سخت است باورش

مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


سن و سالی نداشتی اما

درد، همسفره ی تنت شده بود

غربت از این بزرگتر هم هست؟!

همسرت نیز دشمنت شده بود

 

جگرت پاره پاره در خون و

روبه روی تو یک طبق انگور

موذیانه مدام می خندید

چشم های کنیزکان از دور

 

عطش از چشم های کم سویت

روی لبهای خشک خاک چکید

چشم می بستی و عبایت را

پر و بال فرشتگان بوسید

 

ذوب کرده تمام عمرِ تو را

آتش دور بودن از پدرت

این حکایت هنوز هم باقیست

درد را ارث می برد پسرت

 

سالها بار جهل این مردم

کرده خم پشت خاندان تو را

شیعه یک روز می دهد پاسخ

هتک حرمت به آستان تو را

 

شیعه یک عمر منتظر مانده

که علمدار منتقم برسد

آخرین بند شعر من باید

که به دستان معتصم برسد

 

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


كبوترانه نگاهش به سمت بالا بود

سفر براى دل خسته اش مهیا بود

كبوترى كه فقط شوق پركشیدن داشت

میان خانه خود هم غریب و تنها بود

خزان، كنار نفس هاى او قدم مى زد

بهار، گمشده در چشم هاى دریا بود

چه حس و حال عجیبى دوباره باران داشت

كه سوز حنجره از ناله اش هویدا بود

نماز غربت خود را شكسته برپا كرد

 اگرچه یك دلِ سیر آشناى غم ها بود

در آن فضاى نفس گیر بى وفایى ها

كه انعكاس صدایش به حجره پیدا بود-

مراد اهل نظر ،لحظه هاى آخر را

میان بستر خود بى قرارِ زهرا بود

چراغ عاطفه با موج اشك روشن شد

نگاه ماه نهم ،سمت عرش اعلى بود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


خاکستر وجود مرا میدهد به باد

سنگینی عزای تو یا حضرت جواد

تشنه، میان خانه ی خود دست و پا زدی

یک جرعه آب، همسر تو، دست تو نداد

 

زهری که ذره ذره تنت را مذاب کرد

خونی به قلب فاطمه و بوتراب کرد

سوزانده تر ز زهر جفا، ظلم همسر است

غربت میان خانه، دلت را کباب کرد

 

پاره جگر شدی و کنارت طبیب نیست

اینجا کسی به فکر امام غریب نیست

وقتی که پای بغض علی در میان بُوَد

جسم امام و هلهله، اصلاً عجیب نیست

 

گرچه به لب رسیده نفسهای آخرت

لب تشنه ای، شبیه لب جدّ اطهرت

اما هنوز یاد گل یاس پرپری

یاد مدینه کرده ای و یاد مادرت

 

در پیچ و تاب بودی و می دید ام فضل

بر اشک و ناله های تو خندید ام فضل

گرچه کنار جسم تو در رقص و شادی است

دیگر سر تو را که نبرّید ام فضل

 

هم نیت بریدن زیر گلو نکرد

هم نیزه بر لب و دهن تو فرو نکرد

خندید بر نوای جگر سوز تو، ولی

با پای خویش، جسم تو را زیر و رو نکرد

 

خوب است اسیر نیزه و خنجر نمی شوی

بی پیرهن در این دم آخر نمی شوی

دست کسی نخورده به گیسوی دخترت

دلواپس کشیدن معجر نمی شوی

 

شکر خدا که دور و برت خواهری نبود

در وقت دست و پا زدنت، مادری نبود

شکر خدا کنیزکی از نسل ساربان

آنجا به فکر غارت انگشتری نبود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


هرچه جوان از دست و پا افتاده باشد

زشت است پیش چشمها افتاده باشد

ای کاش با افتادنش طشتی نکوبند

روی زمین بی سر صدا افتاده باشد

تلخ است همسر زهر همسر را بنوشد

مردی ز ظلم آشنا افتاده باشد

انصاف اصلا نیست در بیرون برقصند

در حجره اش آقای ما افتاده باشد

در راه پشت بام میبیند مصیبت

پیکر که بین پله ها افتاده باشد

هرجا بیوفتد روزگارش کربلاییست

فرقی ندارد که کجا افتاده باشد

ای وای اگر در ازدحام سخت گودال

روی تنی سرنیزه ها افتاده باشد

این آبرودار قبیله ست و روا نیست

عریان در این صحرا رها افتاده باشد 



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


دارم از داغ غمت اشک دمادم بیشتر

چشم هایم می زند بارانِ نم نم بیشتر

تو جوادی و کرامت با تو معنا می شود

پس دخیل حاجت باب المرادم بیشتر

همسر نامهربان خیلی اذیت می کند

هرچه او نامهربان تر، شدت غم بیشتر

روی خاک حجره می پیچی به خود آقای من

ناله هایت میشود هر لحظه، کم کم بیشتر

مادرت زهراست آقا آمده بالا سرت

قامتش را کرده این حالات تو خم بیشتر

از به خود پیچیدنت اینگونه حاصل می شود:

زهر هر چه تلخ تر، سوز جگر هم بیشتر

این عطش ، این گریه ها، این خنده های زهر دار

شد بساط روضه ات حالا فراهم بیشتر

یک طرف این ناله ها، یک سو صدای هلهله

می کنم در روضه ات یاد مُحرّم بیشتر

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء