حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


تویی که جود و عطا بر امام ها داری

چقدر لطف و سخاوت برای ما داری؟!

جواد فاطمه ارث از کریم او بردی

غریب خانه شدن را ز مجتبا داری

اگر که زهر زمینت زده است، می دانم

به سینه مثل حسن داغ کوچه را داری

صدای هلهله و رقص و پایکوبی ها

نمی گذاشت بگویی به دل چه ها داری

شرار زهر لبت را چقدر خشکانده!

به حجره روضه ی عطشان کربلا داری

تنت رها شده است پشت بام خانه، بناست

سه روز روضه ی ارباب را به پا داری

سلام ای تن بی سر، سر بدون بدن

چرا درون تنور و به نیزه جا داری؟

تو روی نیزه حواست به عمه ها بوده

تو سایه بر سر بی سایبان ما داری...



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


رسیده جان به لب اطهرت ؛ اَبَالهادی

نشسته پیک اجل در بَرَت ؛ اَبَالهادی!

دوباره قصه ی زهر و دوباره نامردی

کبود شد همه ی پیکرت ؛ اَبَالهادی!

لباس شمر به تَن کرد و منع آبت کرد

چه کرد با دل تو همسرت ؛ اَبَالهادی!

شبیه فاطمه دستی گرفته ای به کمر

مگر خدای نکرده پَرَت ... ؛ ابالهادی!

میان حجره ی در بسته دست و پا زدی و

بریده شد نفس آخرت ؛ اَبَالهادی!

مدام هلهله شد تا صدای تو نرسد

صدای خسته ی بی جوهرت ؛ اَبَالهادی!

کنیزها بدنت را کِشان کِشان بردند

گرفته بر لبه ی در سَرَت ؛ اَبَالهادی!

سه روز بر تَن تو آفتاب می تابید

ولی بریده نشد حنجرت ؛ اَبَالهادی!

دگر به زیر سُم اسب های تازه نَفَس

ندید جسم تو را دخترت ؛ اَبَالهادی!

اگر چه دور و برت خیره سر فراوان بود

ولی نظاره نشد خواهرت ؛ اَبَالهادی

چه خوب شد که در آن همهمه کسی نرسید

برای غارت انگشترت ؛ اَبَالهادی!



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


در کوچه بود جسم امام جوان، جواد؟

یا بام، شاخه بود و گُلش بر زمین فتاد

ملعون دهر، داد به معصوم عصر، زهر

بس اُمّ‌فَضل داشت به اِبن‌الرّضا عِناد

این جسم سبز بوی گل سرخ می‌دهد

دست که داد دسته‌گل فاطمی به باد؟

شد کوچه‌های شهر پر از عطر و بوی گل

گویی فتاده باغ گلی روی دوش باد

گه نام باب برد و گهی آب آب کرد

لب‌تشنه داد جان و جوابش کسی نداد

آن کس که اَنفُس از نَفس او نَفس گرفت

زد همچنان نفس نفس و از نفس فتاد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


سوختی آتش گرفت از سوز آهت عالمی

آه بین خانه ی خود هم نداری محرمی

سایه سار خلقی اما پیکرت در آفتاب

سرپناه عالمی و بی پناه عالمی

در مقاماتت از اسماعیل هم بالاتری

تشنه ای اما نداری غیر اشکت زمزمی

خط به خط روضه ها در بیت بیت نوحه ها

گشتم و بالاتر از داغت ندیدم ماتمی

گرچه دل خونی ولیکن شوق دیدار پدر

بر تمام زخم هایت میگذارد مرهمی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-مدح و شهادت


شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی*

به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم

من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رویا

عجب رکوع و سجودی عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت

که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته اند به باب الرضا تمامیِ جودی

نوشته اند به باب المراد جود تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانه‌ی تو رسیدم

چه سفره دار کریمی چه خوانی و چه طعامی

سوال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت

نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی عجب غروب غریبی

پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی!

تنت میان خرابه، دلت کجاست بمیرم

کنار حضرت سجاد در خرابه‌ی شامی؟

 

*بوی تو را از مرقدت استشمام کردم مشامم دیوانه شد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت


هم آسمان قصیده ای از بی کرانی اش

هم بی کرانه ها غزلِ آسمانی اش

ای کال ها کمالِ سرِ کوچه باغ اوست

باید رسید تا به خدا با نشانی اش

او در مدینه جای پدر را چه پُر نمود

در غیبت پدر،پسر و میزبانی اش

باغِ معارف است حدیث اش،پیمبران

حَظ می برند موقعِ شیرین زبانی اش

از جبرئیل تا ملک الموت هرکه هست

نوشیده است از لبِ جام دهانی اش

بابُ الجواد حاجت ما را چه زود داد

مشهد پُر است از نفسِ مهربانی اش

شش گوشه شد ضریح اش اگر بی دلیل نیست

از شش جهت گداست در این میهمانی اش

یارب مگیر فیضِ شبِ کاظمین را

هرکس خوش است پیشِ عزیزان جانی اش

وقت زیارت است و عباراتش از رضاست

قربان کودکی اش فدای جوانی اش

حالا کبوتران همه از مشهد آمدند

تا آسمان بام؛پی سایبانی اش

آقایِ طوس از جگرش آه می کشد

در کنجِ حجره تا پسرش آه می کشد

اُفتاده است رویِ زمین و برابرش

لبخند می زند به تقلاش همسرش

اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او

اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش

جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او

از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش

قسمت نبود آب بنوشد بجای آن

خاکی شده است حیف لبانِ مطهرش

باب الحوائج است ولی می توان شنید

از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش

این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد

کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش

از پا گرفته و بدنش می کشند...وای

تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش

خون گریه می کند لبه یِ تخته سنگ ها

از بَس که خورد بر لبه یِ پله ها سرش

این پشت بام گودی گودال نیست شُکر

با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش

سخت است فکر این غم و سخت است باورش

مردی که قاتلش بشود زهرِ همسرش



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


در عــالــم جــــود جـــاودان است جواد

بر آل عـــلی عــزیــز جـــان است جواد

یا فــــــــــاطمه گریه کن به حال پسرت

جان داده به غربت و جوان است جواد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1396/05/29

امام جواد(ع)-شهادت

 

در دست تو عیار کرم می شود زیاد

در سایه سار اسم تو کم می شود زیاد

نوبت به گفتن از سر زلفت که می شود

بی شک شهید اهل قلم می شود زیاد

مثل نَفَس برای رضایی که بی گمان

در بازدم علاقه به دم می شود زیاد

در مسلک جواد اگر قول جود رفت

وقت وفای وعده رقم می شود زیاد

باب الجواد چیست که در بین زائران

آن جا که می رسند قسم می شود زیاد

باب الجواد چیست که هر کس از آن گذشت

در چشم هاش شوق حرم می شود زیاد

من مانده ام که مثل تو در بین اهل بیت

از زن چرا به مرد ستم می شود زیاد؟

در چشم سرمه ایِ  گُهَرشاد دم به دم

شادی افول کرده و غم می شود زیاد

وقتی که اُمِّ رذل تأسّی به جعده کرد

در فکر او علاقه به سم می شود زیاد

حالا مسیر روضه به جایی رسیده که؛

پیش امام چار قدم می شود زیاد

گودال نیست حجره اش اما به پیکرش

از ضرب تیر و نیزه وَرَم می شود زیاد

گاهی شبیه اکبر و چون قاسم اینچنین؛

هم می شود خلاصه و هم می شود زیاد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


ای حجره ات غریب ترین جای این جهان

در قتلگاهت.... آه... کسی نیست روضه خوان

جز مادری جوان که ز جان آه می کشد

هنگام دست و پا زدنت با قدی کمان

بغداد شد مدینه و مردی که باز هم

در خانه اش ز کینۀ همخانه داد جان

جعده است ام فضل و تو هم مجتبی ولی

آن پست تر از این و تو مظلوم تر از آن

آنقدر بی کسی که به دستور همسرت

مشتی کنیز مست که رقاص و شادمان...

... با سوز ناله های تو بر طبل می زنند

تا نشنوند داد دلت را در آن میان

آنقدر بی کسی که تنت را کشان کشان

دادند روی بام به دستان آسمان

اما برای اینکه نسوزد تنت ببین

از مشهد آمدند تمام کبوتران

آه از تنی که زیر شررهای آفتاب

پوشیده بود پیکرش از نیزه و سنان 



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مدح و شهادت


افتاده بود تشنه لب و آه می کشید

فریاد بی کسیش به جائی نمی رسید

او رحمت رحیم  جواد الائمه بود...

می داد از کرامت خود بر همه امید

هرکس که رفت محضر او دیده می شود

در سایه ی عنایت او درد ناپدید

من درک کرده ام خودم این نکته را که هست

نام جواد بر همه ی قفلها کلید

دریای جود و عاطفه و ناجی غریب

قبله... مراد...  شهره به مِهر است و من مرید

وقتی جواد قافیه شد با مراد ما

ما را برای خویش مریدانه آفرید

برشانه داشت بارغم غربتی قدیم

روی لبش ترانه ی یاحی و یاشهید

مجموعه ای ز مقتل اولاد فاطمه است

پس روضه هاش می طلبد گریه ی شدید

باید به پای روضه ی این سرور صبور

سر را شکست ... گریبان ز غم درید

کف می زدند با نفس آتشین او

چندین کنیز پست زنا زاده ی پلید

شرمنده ام ز حضرت زهرا از این کلام

آنقدر ناله زد ز عطش تا نفس برید

سر را گذاشت گوشه ی حجره به روی خاک

گریان به سمت قبله غریبانه پا کشید

نه دیده ی ملائکه نه دیده ی فلک

از این غریب تر به خدا محتضر ندید



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مناجات و مرثیه


لطف تو بی ‌واسطه دریای جودت بی‌کران

عالمی از فهم ابعاد وجودت ناتوان

صورت و سیرت... نه اصلاً عمرت از مضمون پر است

ماه گندمگون! غریب خانه! مولای جوان!

چاه‌های خشک با دست تو جوشان می‌شدند

ای نگاهت مثل چشمه! ای دلت آتشفشان!

روز حسرت هیچ‌کس حسرت نخواهد خورد تا

بخشش ابن الرضایی تو باشد در میان

داستان عمر تو کوتاه بود اما نبود

لحظه‌ای تاریخِ نور از ردپایت بی‌نشان

یوسفی اما عزیز خانه‌ات هم نیستی

یا سلیمانی که شأنش را نمی‌فهمد زمان

دوستانت بی‌وفایی... دشمنانت خون دل...

آشنای طعنه‌ای از کودکی... از این و آن

نامتان را شیعیان گاهی به قصد... بگذریم

ما چنین گفتیم تا وا شد دهان دیگران

از قضا من هم جواد بن الرضایم گر چه باز

بین ما فرق است مولا از زمین تا آسمان

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


ماه باشی، روز و شب در آسمان باشی اگر

لحظه لحظه، روشنی بخش جهان باشی اگر

روضه ات یکجور دیگر می شود، در حجره ات

خود ولیِ عهد سلطان زمان باشی اگر

روضه ات حتما علیِ اکبری هم می شود

موقع رفتن از این دنیا جوان باشی اگر

بر مشامت می رسد از کوچه بوی دود و یاس

درجوانی ات خصوصا قد کمان باشی اگر

زهر ده تا اسب خواهد گشت و خواهی شد حسین

شمر وقتی رفت و در دست سنان باشی اگر

تازه بعدش روضه در ناحیه ی انگشتر است

درمسیر چشم های ساربان باشی اگر

روضه دارد می رود از کربلا سمت دمشق

با سر ماهت دلیل کاروان باشی اگر

مادرت شد «خیزران» و بیشتر حق با شماست

اشک ریز روضه های خیزران باشی اگر



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


اُفتاده است رویِ زمین و برابرش

لبخند می زند به تقلاش همسرش

اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او

اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش

جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او

از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش

قسمت نبود آب بنوشد بجای آن

خاکی شده است حیف لبان مطهرش

باب الحوائج است ولی می توان شنید

از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش

این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد

کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش

از پا گرفته و بدنش می کشند...وای

تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش

خون گریه می کند لبه یِ تخته سنگ ها

از بَس که خورد بر لبه یِ پله ها سرش

این پشت بام گودی گودال نیست شُکر

با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش

**

سخت است فکر این غم و سخت است باورش

مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


سن و سالی نداشتی اما

درد، همسفره ی تنت شده بود

غربت از این بزرگتر هم هست؟!

همسرت نیز دشمنت شده بود

 

جگرت پاره پاره در خون و

روبه روی تو یک طبق انگور

موذیانه مدام می خندید

چشم های کنیزکان از دور

 

عطش از چشم های کم سویت

روی لبهای خشک خاک چکید

چشم می بستی و عبایت را

پر و بال فرشتگان بوسید

 

ذوب کرده تمام عمرِ تو را

آتش دور بودن از پدرت

این حکایت هنوز هم باقیست

درد را ارث می برد پسرت

 

سالها بار جهل این مردم

کرده خم پشت خاندان تو را

شیعه یک روز می دهد پاسخ

هتک حرمت به آستان تو را

 

شیعه یک عمر منتظر مانده

که علمدار منتقم برسد

آخرین بند شعر من باید

که به دستان معتصم برسد

 

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


كبوترانه نگاهش به سمت بالا بود

سفر براى دل خسته اش مهیا بود

كبوترى كه فقط شوق پركشیدن داشت

میان خانه خود هم غریب و تنها بود

خزان، كنار نفس هاى او قدم مى زد

بهار، گمشده در چشم هاى دریا بود

چه حس و حال عجیبى دوباره باران داشت

كه سوز حنجره از ناله اش هویدا بود

نماز غربت خود را شكسته برپا كرد

 اگرچه یك دلِ سیر آشناى غم ها بود

در آن فضاى نفس گیر بى وفایى ها

كه انعكاس صدایش به حجره پیدا بود-

مراد اهل نظر ،لحظه هاى آخر را

میان بستر خود بى قرارِ زهرا بود

چراغ عاطفه با موج اشك روشن شد

نگاه ماه نهم ،سمت عرش اعلى بود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


خاکستر وجود مرا میدهد به باد

سنگینی عزای تو یا حضرت جواد

تشنه، میان خانه ی خود دست و پا زدی

یک جرعه آب، همسر تو، دست تو نداد

 

زهری که ذره ذره تنت را مذاب کرد

خونی به قلب فاطمه و بوتراب کرد

سوزانده تر ز زهر جفا، ظلم همسر است

غربت میان خانه، دلت را کباب کرد

 

پاره جگر شدی و کنارت طبیب نیست

اینجا کسی به فکر امام غریب نیست

وقتی که پای بغض علی در میان بُوَد

جسم امام و هلهله، اصلاً عجیب نیست

 

گرچه به لب رسیده نفسهای آخرت

لب تشنه ای، شبیه لب جدّ اطهرت

اما هنوز یاد گل یاس پرپری

یاد مدینه کرده ای و یاد مادرت

 

در پیچ و تاب بودی و می دید ام فضل

بر اشک و ناله های تو خندید ام فضل

گرچه کنار جسم تو در رقص و شادی است

دیگر سر تو را که نبرّید ام فضل

 

هم نیت بریدن زیر گلو نکرد

هم نیزه بر لب و دهن تو فرو نکرد

خندید بر نوای جگر سوز تو، ولی

با پای خویش، جسم تو را زیر و رو نکرد

 

خوب است اسیر نیزه و خنجر نمی شوی

بی پیرهن در این دم آخر نمی شوی

دست کسی نخورده به گیسوی دخترت

دلواپس کشیدن معجر نمی شوی

 

شکر خدا که دور و برت خواهری نبود

در وقت دست و پا زدنت، مادری نبود

شکر خدا کنیزکی از نسل ساربان

آنجا به فکر غارت انگشتری نبود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


هرچه جوان از دست و پا افتاده باشد

زشت است پیش چشمها افتاده باشد

ای کاش با افتادنش طشتی نکوبند

روی زمین بی سر صدا افتاده باشد

تلخ است همسر زهر همسر را بنوشد

مردی ز ظلم آشنا افتاده باشد

انصاف اصلا نیست در بیرون برقصند

در حجره اش آقای ما افتاده باشد

در راه پشت بام میبیند مصیبت

پیکر که بین پله ها افتاده باشد

هرجا بیوفتد روزگارش کربلاییست

فرقی ندارد که کجا افتاده باشد

ای وای اگر در ازدحام سخت گودال

روی تنی سرنیزه ها افتاده باشد

این آبرودار قبیله ست و روا نیست

عریان در این صحرا رها افتاده باشد 



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


دارم از داغ غمت اشک دمادم بیشتر

چشم هایم می زند بارانِ نم نم بیشتر

تو جوادی و کرامت با تو معنا می شود

پس دخیل حاجت باب المرادم بیشتر

همسر نامهربان خیلی اذیت می کند

هرچه او نامهربان تر، شدت غم بیشتر

روی خاک حجره می پیچی به خود آقای من

ناله هایت میشود هر لحظه، کم کم بیشتر

مادرت زهراست آقا آمده بالا سرت

قامتش را کرده این حالات تو خم بیشتر

از به خود پیچیدنت اینگونه حاصل می شود:

زهر هر چه تلخ تر، سوز جگر هم بیشتر

این عطش ، این گریه ها، این خنده های زهر دار

شد بساط روضه ات حالا فراهم بیشتر

یک طرف این ناله ها، یک سو صدای هلهله

می کنم در روضه ات یاد مُحرّم بیشتر

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


بر شعله ی جگر، نم باران می آورند

باران نبود، دیده ی گریان می آورند

با هلهله کنار حرم دف نمی زنند

در پیش محتضر به خدا کف نمی زنند

فکری برای غربت یوسف نمی کنند

این جا به تشنه آب تعارف نمی کنند

دلواپس از پلیدی کرکس شدن بس است

مرد غریب خانه و بی کس شدن بس است

تا این که چنگ بر جگر خاک می کشی

رخت سیاه بر سر افلاک می کشی

حرف از غلاف و همسر یعسوب دین بزن

نفرین به دومی کن و مُشتی زمین بزن

خاکی شده تمام عبایت بلند شو

هر طور هست روی دو پایت بلند شو

در آسمان چشم یتیمان قمر بمان

ابن الرضا... بیا و کمی بیشتر بمان

رنگت پرید، قلب رئوفت مذاب شد

از سرفه کردنت دل عالم کباب شد

خون جگر به دامن زهرایی ات نریز

ساعات آخر است کمی صبر کن عزیز

این قدر جسم لاغر خود را زمین نکش

حالا که می پری، پر خود را زمین نکش

خنده بس است در وسط خانه بس کنید

افتاده بین حجره غریبانه بس کنید

ای حامل امام به قدش نظاره کن

پایش کشیده شد به زمین، فکر چاره کن

تا بام، قبلِ هر قدمی احتیاط کن

در بین راه پله کمی احتیاط کن

دیگر حیا کن و برو از روی پشت بام

او را رها کن و برو از روی پشت بام

این پشت بام از ته گودال بهتر است

در زیر سایه بانِ هزاران کبوتر است

از روی پشت بام کسی رد نمی شود

یا این که لااقل فرسی رد نمی شود

رأس کسی به خنجر و سم آشنا نشد

با ضربه ی دوازدهم آشنا نشد

این جا کسی برای اسیری نمی رود

جسم امام بین حصیری نمی رود

این جا کسی به خاطر غارت گذر نکرد

نیت برای بردن شال کمر نکرد

یک عمر گریه کردم و حقش ادا نشد

داغی شبیه غارت خون خدا نشد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مدح و شهادت


ای که بر جودت سلیمان نبی رو می زند

روبروی گنبد تو نوح زانو می زند

صحن و ایوان تو را جبرییل جارو می زند

شمع عمرت در جوانی از چه سو سو می زند

بار دیگر شعله در محصول جان افتاده است

در تبار مرتضی داغ جوان افتاده است

ذکر مظلومیّتت در شهر پر آوازه شد

در جوانی رشته ی عمر تو بی شیرازه شد

زهری آمد رخنه کرد و درد بی اندازه شد

زخم های کهنه ی آل پیمبر تازه شد

باز یا رب بی وفاییِ زنی در اهل بیت

روضه های مجتبی و زهر همسر، اهل بیت

زهر گاهی چند سالی با جگر سر می کند

رفته رفته مرغ روحت را کبوتر می کند

گاه زهری در جگرها کار خنجر می کند

قلب ها را پاره و جان را مکدّر می کند

در دلت آقای من این زهر کار دشنه کرد

مثل جدّت، لحظه ی آخر تو را لب تشنه کرد

مثل جدّت، لحظه ی آخر تنت بی تاب شد

تشنه بودی و لبت محتاج قدری آب شد

آب هم چون کربلا در خانه ات نایاب شد

ذکر لبهایت"علی این تشنه را دریاب" شد

وقت مردن،جرعه آبی بر جگرها خوشتر است

آب خوردن اصلاً از دست پسرها خوشتر است

همچو بسمل! وای بر من، می زدی تو دست و پا

هلهله می کرد دشمن، می زدی تو دست و پا

در سرای خویش اصلأ، می زدی تو دست و پا

بشکند دستان آن زن، می زدی تو دست و پا

ای شب قدر رضا، قدر تو را نشناختند

پیکرت را روی بام خانه ات انداختند

سایه سار پیکرت، بال کبوترهای شهر

گریه کن های غمت، چشمان مادرهای شهر

سینه زن های شما دستان خواهرهای شهر

پیکر تو دفن شد مانند پیکرهای شهر

کربلا امّا تنی عریان به روی خاک ماند

داغ یک سینه زنی در سینه ی افلاک ماند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت- دودمه


به تسلای دل فاطمه که صاحب عزاست

شیعه همدرد رضاست

هادی از داغ پدر زمزمه اش وا ابتاست

شیعه همدرد رضاست

***

تو امیر کاظمینی و رئوفاً بالعباد

یا ابا الهادی جواد

حضرت مشگل گشا ادرکنی یا باب المراد

یا ابا الهادی جواد

***

تشنه لب از پا فتادی چون غریب کربلا

یا جواد ابن الرضا

می زدی در حجرۀ در بسته مادر را صدا

یا جواد ابن الرضا



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


باز هم بر دل مظلوم شرر افتاده

باز هم شعلۀ زهری به جگر افتاده

اینهمه زجر بر این جسم جوانش ندهید

وسط حجره جواد است به سر افتاده

دست و پا میزند و هادی خود را خواند

جوهر صوت رسایش ز اثر افتاده

آب شد پیکرش از زهر به دادش برسید

به خدا جان امامت به خطر افتاده

هلهله نیست جواب نفس آخر او

به چه جرمی گل زهرا  ز نظر افتاده

حجت حضرت سبحان به تمسخر انگار

گیر بی حرمتی چند نفر افتاده

صاحب عرش الهی ست شده خاک نشین

یاد آشفتگی جدش اگر افتاده...

جگر تشنه او ذکر انا العطشان داشت

از دل حجره به گودال گذر افتاده

این بدن زیر سم اسب نرفته اما

نظرش بر تن مظلوم  دگر افتاده

زیر لب روضه شمشیر و سنان میخواند

یاحسین گوید و با دیدۀ تر افتاده

بعد کشتن چه کند با تن بی جان جواد

بر زبان همه یک تازه خبر افتاده

اهل کوچه خبر از نعش سر بام دهند

چقدر بر بدنش سایه پر افتاده

کربلا روضه اش اما بخدا بر عکس است

چقدر بر بدنش تیغ و تبر افتاده

ریختند از همه سو بر تن صد چاک حسین

گذر فاطمه بر نعش پسر افتاده

خواهرش آمد و با پیکر بی سر میگفت:

بر تنت نیزه شکسته چقدر افتاده



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مدح و شهادت


...که پرسش همه‌ی خلق را مجاب کنی

سؤال‌های عبث مانده را جواب کنی

خدا تو را به همین خاک بی‌خبر آورد

که رو به جهل زمین و زمان، عتاب کنی

که زخم زخم دلت را مدام بشماری

شمار غفلت این خلق را حساب کنی

که در جوانی خود لحظه لحظه پیر شوی

گناه مردم را محو در ثواب کنی

شبیه سیل شدی کوچه کوچه در تن خاک

که خانه خانه‌ی تضلیل را خراب کنی

چقدر خسته شدی، ماه مهربان نهم!

که آسمان را دلگرم آفتاب کنی

ولی بس است همین یک دو روز کافی بود

که خون دل بخوری، سینه را کباب کنی

صدای همهمه از عرش می‌­رسد امشب

فرشتگان دعا را که مستجاب کنی

به پیشواز تو با رخت سبز می‌­آیند

که از ملال زمین دیگر اجتناب کنی

خدا برای تو ای مرد! سخت دلتنگ است

خدا کند که برای خدا شتاب کنی

شراب ناب شهادت به جام منتظر است

اگر هرآینه لب تشنه، قصد آب کنی...

بلند شو! چه نشستی؟ شب شهادت توست

شتاب کن که به خون جگر خضاب کنی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مدح


اسمی گره گشا تر از اسم جواد نیست

پایان هرچه خواستم از او "نداد" نیست

بین تمام صحن و سراها طلوع صبح

جایی به باصفائی باب المراد نیست



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، ولادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


در زیر آفتاب تو ماندی حسین هم

ای تشنه ! دور از آب تو ماندی حسین هم

پیرو جوان نداشت که یک نور واحدید

در قلب شیخ و شاب تو ماندی حسین هم

کم یا زیاد مرثیه فرقی نمی کند

در روضه در کتاب ، تو ماندی حسین هم

گودال و بام ، مرز قبول شهادتند

راضی از انتخاب ، تو ماندی حسین هم

شمشیر و زهر هردو جگر پاره می کنند

دل خون و دل کباب ، تو ماندی حسین هم

در روضه هی کرببلا جانگدازتر

داغ از غم رباب ، تو ماندی حسین هم

هرگز نمیرد آنکه از او زنده ایم ما

پس با همین حساب ، تو ماندی حسین هم



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


ارث قبیله است که هرکس جوان تر است

مویش سفید گشته و قدش کمان تر است

این بیست و پنج سال که سنی نمی شود

اما بهار عمر شما پر خزان تر است

تو مجتبای خانه ی موسی بن جعفری

با همسری که از همه نامهربان تر است

زهری کشنده بود و لبت را سیاه کرد

زهری که چوب نیست ولی خیزران تر است...



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-مناجات و شهادت


سلام می دهم از دور من به محضرتان

چه کرده با دل من مرقد منورتان

تو عادتت کرم است ای جواد اهل البیت

شده است عادت من هم گداییِ درتان

تو جنس غربتت از جنس غربت حسن است

میان خانه و غربت ؟ امان ز همسرتان

عجیب بود که یک زهر دو هدف را سوخت

نخست جسم تو و بعد قلب مادرتان

دلیل همهمه کردن به پشت در این بود

به گوش ها نرسد تا صدای آخرتان

خدائی باز هم این غیرت کبوترها

که مرهمی شده بر زخم جسم پرپرتان

به روی بام به جسم تو سایه گستردند

که لااقل نخورد آفتاب پیکرتان

به خاک دید تو را فاطمه خدا را شکر

ندید حداقل روی نیزه ها سرتان

مسیر روضه به کرببلا مشخص شد

سخن ز نیزه شد و رأس جد اطهرتان

مصیبت دو جوان اهل بیت را سوزاند

یکی غم تو و دیگر علیِ اکبرتان

عطش نصیب تو شد جای شکر آن باقیست

که خنجری نشد آقا نصیب حنجرتان

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 

امام جواد(ع)-شهادت


میان هلهله سینه مجال آه نداشت

برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت

درست مثل فدک پاره پاره شد جگرش

شبیه مادر خود حال رو به راه نداشت

میان حجره کسی وقت احتضار نبود

چرا که فاطمه هم طاقت نگاه نداشت

بگو به آب که پاکی همیشه دعوی اوست

به تشنه ای نرسیدن مگر گناه نداشت

سپاه حرمله در پشت در به صف بودند

حسین بود و عطش، یک نفر سپاه نداشت

نبود نیزه به دیوار تکیه زد یعنی

پناه عالمیان بود و خود پناه نداشت

برای کشتن او زهر بی اثر می ماند

میان سینه اگر داغ قتلگاه نداشت

برای غربت او چشم هیچ کس نگریست!!

کبوتر حرمش اشک ذوالجناح نداشت



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/11

امام جواد(ع)-شهادت


وقتش رسیده است که عرض ادب کنیم

وقتش رسیده حال بکایی طلب کنیم

وقت عزا و گریه و اندوه و ماتم است

امشب عزای اشرف اولاد آدم است

شور قیامت است که گویا به پا شده

زیرا عزای حضرت ابن الرضا شده

او که برای عالم و آدم طبیب بود

حتی میان خانه ی خود هم غریب بود

خواهر نداشت تا برسد پیش پیکرش

مادر نبود تا که کند گریه در برش

از درد زهر کل تنش تیر می کشید

خونابه از لبش به کف حجره می چکید

در وقت احتضار کسی کف نمی زنند

هنگام دست و پا زدنش دف نمی زنند

اما امان ز ظلم و جفای کنیزها

گم شد صداش بین صدای کنیزها

در لحظه های آخر خود بی شکیب بود

او غصه دار روضه ی شیب الخضیب بود

با اینکه تشنه بود ولی نیزه ای نخورد

در بام خانه پیرهنش را کسی نبرد

شکر خدا که دختر او را کسی نزد

با کعب نیزه خواهر او را کسی نزد

خیلی حسین در ته گودال خسته بود

قاتل به روی سینه ی آقا نشسته بود

شمر از صدای ناله ی زهرا حیا نکرد

در قتلگاه گیسوی او را رها نکرد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
یکشنبه 1394/06/22

امام جواد(ع)-شهادت


برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش

تو زخم دیده ای پر خود بر زمین مکش

ای مادری تر از همه کم دست و پا بزن

پهلو شبیه مادر خود بر زمین مکش

بر تار گیسوان تو جای لب رضاست

این گیسوی مطهر خود بر زمین مکش

اسباب رقص و شادی زن ها شدی چرا

صورت به پیش همسر خود بر زمین مکش

اینان ز دست و پا زدنت کیف می کنند

طاقت بیار و پبکر خود بر زمین مکش

بر روی نازنین لب تو خاک و خون نشست

پس آیه های کوثر خود بر زمین مکش

شکر خدا که نیست تماشا کند رضا

گوید دو دیده ی تر خود بر زمین مکش

در کربلا پدر به پسر التماس کرد

برخیز ای جوان سر خود بر زمین مکش

بس کن حسین آبروی خویش را مبر

زانو کنار اکبر خود بر زمین مکش

کار عبااست بردن این جسم زینبا

با گوشه های معجر خود بر زمین مکش



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء