تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام جواد(ع)

امام جواد(ع)-شهادت


گرچه پیدا سوز غمهایم ز آه من بود

آگه از غم های پنهانم اله من بود

آب شد از آتش زهر جفا جانم چو شمع

سوختم سر تا به پا و حق گواه من بود

از ستم بر گلشن جانم شرر افكنده اند

خود نمیدانم چه تقصیر و گناه من بود

(دشمن از دشمن نبیند آن چه من دیدم ز دوست)

همسر من قاتلم شد حق گواه من بود

گرچه این بیدادگر بیداد  بر من می كند

روز محشرحضرت حق داد خواه من بود

می زند سوسو اگرچه شمع عمر من ،ولی

اختر سُرخ شهادت در نگاه من بود

هاتف غیبی بشارت می دهد بر اهل نور

بعد شام غم ظهوری در پگاه من بود

قتلگاه مادر من گر كه شد در پشت در

حجرۀ در بستۀ من قتلگاه من بود

ای شهادت دیر كردی زودتر از در در آی

چـون ز جنّت فاطمه چشمش به راه من بود

گرچه من سیمرغ قاف عرش بودم از ازل

قبله گاه اهل دین آرامگاه من بود

هركه با اشكش مُزیّن می كند بزم مرا

ای «وفائی» روزمحشر در پناه من بود




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/07/1 | 12:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


مرید بال زدم تا مراد گریه کنم

به شوق بام تو تا بامداد گریه کنم

و در خیال خودم رفته ام امام رضا

نشسته ام دم باب الجواد گریه کنم

به (التماس دعاهای) کوله بار خودم

به رسم معرفت و رسم یاد گریه کنم

مرور می کنم عمرم چقدر زود گذشت

زیاد وقت ندارم زیاد گریه کنم!!

چه خوب اگر بدهد کربلا به من، من هم

چه داد گریه کنم چه نداد گریه کنم!!

نشسته ام که به یاد یتیم این آقا...

و کارِ یک زنِ رقاصِ شاد گریه کنم!!

ابالجواد، جوادت چه بد تنش افتاد

به، جان پاک جگر گوشه ات زنش افتاد!!

به خاک تیره چرا آفتاب افتاده

نگاه بی رمقش فکر خواب افتاده

جوان تشنه لبی مثل شمع آب شده

لبش به زمزمۀ (آب آب) افتاده!!

به زحمتی طرف درب بسته آمد و حیف...

صدای محتضرش بی جواب افتاده!!

کنیز ها همه با طشت هلهله کردند

تنش به مرحلۀ پیچ و تاب افتاده!!

به دست و پا زدنش بین حجره خندیدند

که احترام امام از حساب افتاده!!

در آخرین نفسش زائر کبودی شد

ز روی صورت مادر نقاب افتاده!!

رسید فاطمه زد شانه گیسوانش را

نشان نداد ولی زخم استخوانش را

شکسته بال و پرش را به آسمان دادند

کنیزها بدنش را تکان تکان دادند

قرار شد که تنش را کشان کشان بکشند

به هم ، مسافتِ تا بام را نشان دادند!!

برای اینکه برایش نما درست کنند

به تیزی لبۀ پله ها زمان دادند!!

همین که شکل لبش فرق کرده یعنی که:

به اشک ما خبر چوب خیزران دادند!!

و اینکه نیز سرش ضربه خورده یعنی که:

دوباره تا دل گودال راهمان دادند!!

هزار شکر که دیگر تنش نمی سوزد

کبوتران که رسیدند و سایبان دادند!!

چقدر خوب همینکه تنی برایش ماند

چقدر خوب که پیراهنی برایش ماند...

***

با تشکر از شاعر و مداح گرامی جناب حاج حبیب نیازی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام رضا(ع)،  شهادت امام جواد(ع)،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/06/31 | 12:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


زهرش اثر کرد و گرفت از تو توان را

طوری که حتی تار دیدی این و آن را

وقت زمین افتادنت احساس کردی

در باغ سرسبز تنت رنگ خزان را

در گوشه ی حجره به خود پیچیدی از درد

یعنی چشیدی درد تلخ استخوان را

مثل عمو جانت حسن آزار دیدی

از بس شنیدی از خودی زخم زبان را

این زن که دست جعده را از پشت بسته

جاری نمود اشک زمین و آسمان را

از او تقاضای دو قطره آب کردی

وقتی تماشا کرد خشکی دهان را ...

... در پیش چشمت آب ها را بر زمین ریخت

سوزاند قلب مادری قامت کمان را

با هلهله ... با کف زدن ... با پای کوبی

مانند عاشورا ورق زد داستان را

هر چند که لب تشنه جان دادی ولیکن

دیگر ندیدی رنگ و روی خیزران را

شکر خدا بالای بام آماده کردند

بال کبوترها برایت سایه بان را

دور و بر تو جز کبوترها نبودند

دیگر ندیدی خولی و شمر و سنان را

با نعل اسب از تو پذیرایی نکردند

دیگر نخوردی ضربه های ناگهان را




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/07/14 | 05:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


تا آه سینه سوزی، از قلب من برآید

هر دم هزار نوبت، جانم ز تن برآید

بس کوه غصه بردم، بس خون دل که خوردم

پیوسته از لبم جان جای سخن برآید

از بس که یار جانی آتش زده به جانم

ترسم که جای آهم دود از دهن برآید

از بی وفائی یار، این بود قسمت من

من گریه گن بمیرم، او خنده زن برآید

دیگر نمانده هیچم تا کی به خود بپیچم

ای مرگ همتی کن تا جان ز تن برآید

امروز بین حجره، فردا کنار کوچه

فریاد غربت من از این بدن برآید

نیکوست زهر دشمن در راه دوست کز من

هم ساختن به آتش هم سوختن برآید

از بس که رفتم از تاب،از بس که گشته ام آب

فریاد آه آهم از پیرهن برآید

جا دارد از غم من هنگام دفن این تن

خون در لحد بجوشد اشک از کفن برآید




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/07/14 | 03:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


دل من را چه مبتلا کرده

جلوه هایی که دم به دم داری

حضرت عشق! حضرت باران!

در دل خسته ام حرم داری

 

در هوای زیارت حرمت

در به در می شویم مثل نسیم

السّلام علیک یابن رئوف

السّلام علیک یابن کریم

 

دل به آفاق جود می بندد

هر کسی آمد و اسیرت شد

در جوانی دل شکستۀ ما

سرو قامت خمیده، پیرت شد

 

از نگاهت مراد می گیرم

شده قلبم مرید چشمانت

شاهد لحظه های دلتنگی!

دل تنگم شهید چشمانت

 

جان من! بین خانۀ خود هم

به خدا آنقدر غریبی که

غربتت را کسی نمی فهمد

تویی و قلب بی شکیبی که ...

 

قفس غربت و دلی مجروح

پر و بال پرنده می ریزد

گریه می باری و کنارت باز

امّ فضل است خنده می ریزد

 

سر به دیوار بی کسی داری

در غروب غریب فاصله ها

گم شده ناله های بی رمقت

در هیاهوی شوم هلهله ها


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/13 | 05:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


تشنه ی آب و عاطفه هستی

از نگاهت فرات می ریزد

از صدایِ گرفته ات پیداست

عطش از ناله هات می ریزد

 

نفست بند آمده؛ ای وای

عاقبت زهر کار خود را کرد

عاقبت زهر، زهر خود را ریخت

جامه های عزا تن ما کرد

 

تشنگی سویِ چشم تان را بُرد

سینه ی پر شراره ای داری

کاش طشتی بیاورند اینجا

جگر پاره پاره ای داری

 

چقدر چهره ات شکسته شده!

تا بهاری، چرا خزان باشی ؟

به تو اصلاً نمی خورد آقا

که امام جوان مان باشی!!!

 

گیسوانت چرا سپید شده ؟

سن و سالی نداری آقا جان!

درد پهلو گرفته ای نکند !؟

که چنین بی قراری آقاجان


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/13 | 04:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


قدمش ناگهان شتاب گرفت

طرفش رفت و ظرف آب گرفت

آب را بر روی زمین تا ریخت

در همان لحظه قلب زهرا ریخت

روضه کوتاه نکته سر بسته

حجره تاریک حجره در بسته

جگری رفته رفته سم می خورد

قصۀ تازه ای رقم می خورد

عرش را ناله ای تکان می داد

تشنه ای روی خاک جان می داد

زهر بی تاب کردش از داخل

سوخت تا آب کردش از داخل

مثل اکبر شده ولی بهتر

ظاهر جسمش از علی بهتر

این جوان آن جوان تفاوت داشت

زخم زهر و سنان تفاوت داشت

این جوان پیکرش که سالم بود

جگرش نه سرش که سالم بود

موقع دفن لااقل سر داشت

بدنش می شد از زمین برداشت

به تنش پای نیزه باز نشد

در نهایت عبا نیاز نشد

بگذرم؟ نگذرم؟ نمی دانم

وسط چند روضه حیرانم

تا بفهمم گریز آخر را

می روم بیت های دیگر را

تشنه در آفتاب بنویسم

از زبان رباب بنویسم

آدم تشنه تار می بیند

همه جا را بخار می بیند

بدتر اینکه غبار هم باشد

یک بیابان سوار هم باشد

تازه حالا حساب کن دورش

چند تا نیزه دار هم باشد

در میان هجوم نامردان

خواهری بی قرار هم باشد

وببیند که تیر با لبخند

باز کرده هزار و نهصد و چند...




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/13 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


خواهر نداشتم که پرستاری ام کند

مادر نداشتم که مرا یاری ام کند

این بی كسی خلاصه به بی مادری نشد

بابا نبود رفع گرفتاری ام کند

تنها جفای همسر من قاتلم نشد

اصلاً کسی نبود که دلداری ام کند

جود مرا به زهر جفایش جواب داد

نیّت نداشت اینکه وفاداری ام کند

همراه دست و پا زدنم هلهله کنان

با پای کوبی اَش طلبِ خاری ام کند

در خانه ام محاصرۀ دشمنان شدم

یک یار نیست تا که علمداری ام کند

دیگر کسی به داد دل من نمی رسد

باید اَجل بیاید و غمخواری ام کند

سوز عطش مرا به دل قتلگاه برد

هادی کجاست چارۀ بیماری ام کند

جان دادم و کسی به روی سینه ام نبود

یاد حسین وقت بلا یاری ام کند

رأسم جدا نشد که میان اسیرها

بالای نیزه شاهد بازاری ام کند

با سُّم اسب، پیکر من آشنا نشد

خونم نریخت تا همه جا جاری ام کند

نعش مرا به مکر و اهانت به بام بُرد

یک لحظه هم نخواست نگهداری ام کند

طاغوت از مبارزۀ من امان نداشت

عمری ز کینه خواست دل آزاری ام کند

مهدی بیا که تازه شده داغ فاطمه

با قامت خمیده عزاداری ام کند

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/13 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


شب نشینان فلک چشم ترش را دیدند

همه شب راز و نیاز سحرش را دیدند

تا خدا سیر و سفر داشت همه شب وز اشک

غرق در لاله و گل رهگذرش را دیدند

هر زمان رو به خدا کرد در آن خلوت اُنس

او دعا کرد و ملائک اثرش را دیدند

جلوه اش جلوه ای از نور خدا بود و ز عرش

همچو خورشید به سر تاج زرش را دیدند

همه سیراب از آن چشمۀ رحمت گشتند

سائلان بخشش دُرّ و گهرش را دیند

روز پرسیدن هر مسئله از علم و کمال

پایۀ دانش  و حُسن نظرش را دیدند

عمر او آینۀ عمر کم زهرا بود

در جوانی همه شوق سفرش را دیدند

دود آهش به فلک رفت از آن حجرۀ غم

شعله های جگر شعله ورش را دیدند

هرکه پروانۀ شمع غم او شد هر شب

عرشیان سوختن بال و پرش را دیدند

چون که شد سایه فکن نخل شهادت آن روز

همه با اشک «وفائی» ثمرش را دیدند




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/13 | 04:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


ناله وا جگر نزن اینقدر

جگرت را شرر نزن اینقدر

با صدای نفس نفس زدنت

پشت در بال و پر نزن اینقدر

بیشتر می زنند بر روی طشت

نالۀ بیشتر نزن اینقدر

پشت در هیچ کس به فکر تو نیست

پس سرت را به در نزن اینقدر

صورتت را مکش به روی زمین

خاک را بر قمر نزن اینقدر

سن و سالت نمی خورد بروی

آه! حرف سفر نزن اینقدر

وسط کوچه ات می اندازند

به لب بام سر نزن اینقدر

عمه ات را صدا بزن اما

نالۀ یا پدر نزن اینقدر

×××

ناله بر شاه کاظمین کجا؟

ولدی گفتن حسین کجا؟




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/07/12 | 05:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


آن روز کاظمین چو بازار شام شد

دنیا برای بار نهم بی امام شد

دجله که دیگر آبروی رفته هم نداشت

آنقدر اشک ریخت که چشمش تمام شد

جنت وزید و حُجره ی در بسته ی امام

در بارش ملائکه خود، بار عام شد

تا سایه بان شود به تن زهر دیده اش

خورشید شد کبوتر و بر روی بام شد

گل رفت و مستی از سر پروانه ها پرید

دل بی خبر ز لذت شرب مدام شد

آن روز ذوالجناحِ حسین از نفس فتاد

آن روز ذوالفقارِ علی در نیام شد

آتش نشست در جگر کربلایی اش

یعنی به رسم خون خدا تشنه کام شد

از بس که اشک ها به غزل پشت پا زدند

این مصرع رمیده زمین خورد و رام شد




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/07/12 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


تكان گریه ی سختی به شانه ها دادی

بهانه دست جگرهای چشم ما دادی

اجازه داد نگاهت كه عاشقت باشم

جواز نوكریِ امشب مرا دادی

"حسین" گفتنت آقا؛ دلیل تشنگی است

به لب ز اشكِ غمش كوثر بقا دادی

شکستنی شده ای ! پشتِ بام جای تو نیست

دوباره گوش به دردِ دلِ خدا دادی !؟

اگر چه مقتلتان واژه ی «کلوخ» نداشت

شبیه شیشه زمین خوردی و صدا دادی

غریبی تو، تصاویر اشك رهگذران

بدون حجله به این كوچه ها نما دادی

سه روز پیكرتان را كفن نكرد كسی!

عجب مجال گریزی به كربلا دادی




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/07/12 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


ز بس غم در دل خود روز و شب داشت

دلش در آتش غم سوز و تب داشت

جواد اهلبیت از داغ مادر

ز طفلی ذکر یا زهرا به لب داشت




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/07/12 | 04:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


ببین صیاد بالش را شکسته

از این غم فاطمه در غم نشسته

میان حجرۀ در بسته آید

نوای آب آب از قلب خسته

***

بیا مادر ببین چشم تر من

نمانده طاقتی بر پیکر من

بود هر همسری همراز شوهر

ولی شد قاتل من همسر من




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/07/12 | 04:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


بر روی خاک حجره ای مردی

بی رمق، بی شکیب افتاده

باز تاریخ می شود تکرار

یک امام غریب افتاده

 

جگرش از عطش چه می سوزد

چون پرستوی پرشکسته شده

بسکه فریاد کرده واعطشا

یاس زهرا چقدر خسته شده

 

همسر بی وفا و سنگدلش

به رویش درب حجره می بندد

می زند دست و پا عزیز رضا

او به اشک امام می خندد

 

به کنیزان خویش می گوید

پای کوبی کنید و دف بزنید

دور ابن الرضا همه امشب

شادمانی کنید و کف بزنید

 

بسکه کاری شده است زهر ببین

نتواند به روی پا خیزد

در عوض پیش چشم او دشمن

آب را بر روی زمین ریزد

 

من چه گویم که لحظه ی آخر

دلبر فاطمه چه حالی بود

لب خشک و دلی پر از خون داشت

جای شمس الشموس خالی بود


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/07/11 | 04:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


قاتلت آشناست واویلا

همسرت بی وفاست واویلا

بدنت تیر می کشد، یعنی

مرگ بهرت شفاست واویلا

خندۀ اُمِ فضلِ ملعونه

حاصل گریه هاست واویلا

مثل زهرا به خاک افتادی

در دلت غم به پاست واویلا

از زمانی که مادرت افتاد

در سرت غُصه هاست واویلا

آن کنیزی که می کند خنده

چه قدَر بی حیاست واویلا

فاطمه آمده به بالینت

حال، وقت عزاست واویلا

این دم آخری به یاد حسین

حجره ات کربلاست واویلا

تشنه آب هستی ای مولا

این اشاره به جاست واویلا

تشنه ای که جدا شده سر او

گُل خیرالنساست واویلا

روی خاک است با تنی عریان

کفنش بوریاست واویلا

بدنش زیر دست و پا و، سرش

به روی نیزه هاست واویلا

زخمِ بنشسته روی این سر از

ضرَبات عصاست واویلا

گریه های حزینِ یک خواهر

از چه رو بی صداست واویلا

نغمۀ یابُنَیَّ می آید

این صدا آشناست واویلا

بینِ هفتاد و دو شهید خدا

از همه این جداست واویلا

چه قدَر نیزه در بدن دارد

به تنش کهنه پیرُهن دارد




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/07/11 | 04:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


در سینه دوباره ابتلا می آید

غم باز به اُردوی ولا می آید

دل های شکسته کاظمینی شده است

اینجاست که بوی کربلا می آید




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)،  شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/07/11 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


دارد از آه پر از درد خبر می ریزد

لخته لخته وسط حجره جگر می ریزد

آنقدر روی زمین جای پر از زخمی است

آسمان نذر غمش یک دهه پر می ریزد

آب ، ناکام تر از خشکی لب های کبود

چندمین بار پیاپی پس در می ریزد

نسل زهراست که اینگونه زمین می افتد

مادری از جگرش وای پسر می ریزد

زن بی رحم از این ناله بدش می آید

چقدر دور و برش (هلهله گر) می ریزد

خوب شد بام غریبش کبوتر دارد

خوب شد ورنه چه کس خاک به سر می ریزد؟

حرف بی آبی و جان کندنی آمد به میان

یاد گودال ز هر دیده ی تر می ریزد

یک نفر کاش به آن لشکر نیزه می گفت

یک گلو مانده، سرش چند نفر می ریزد!!




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/07/10 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


عده ای بی سر و پا، دور و برش خندیدند

پاسخ ناله و سوز و جگرش، خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

دست می برد به سوی کمرش، خندیدند

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاکِ سرش بردارد

بر نفس های بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین "یاولدی یاولدی..."

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/07/25 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


یارب به سینه تاب نمانده ز یاد تو

شرمنده ام که یار ندارد جواد تو

موسی به طور بهر مناجات می رود

من مانده ام به حجره ی در بسته یاد تو

باب المرادم و اَجَلم مژده می دهد

آقا بیا که فاطمه داده مراد تو

مادر بگو به همسر نامهربان من

باید چگونه جلب کنم اعتماد تو

وقتی امام تشنه ز دل ناله می زند

آبی رسان که می رسد آخر به داد تو

اطراف محتضر که کسی کف نمی زند

چندان وفا نمانده به لبخند شاد تو

محشر جواب مادر ما را چه می دهی

این بغض و کینه نیست شفیع معاد تو

دور امام هلهله کردن روا نبود

گویا به اهل کوفه کشیده نژاد تو

حتّی کسی نبود که گرید به حال من

بابا بیا که جان بسپارد جواد تو

جدّ غریب! بال کبوتر نخواستم

باشد جواد گریه کنِ خانه زاد تو




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/07/25 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


وقت دریا شدن و موسم باران شده است

 روضه ات شکر دوباره به من احسان شده است

هر کسی گریه کند غربت بی مثل تو را

 هم نفس با نفس شاه خراسان شده است

من بمیرم که به جان دادن تو می خندند

 اثر زهر به جسمت چو نمایان شده است

یک طرف زهر هلاهل طرفی هلهله ها

 چقدر برجگرت زخم، فراوان شده است

سهم آب تو زمین خورد؛ لبت خورد ترک

 آب از خشکی لب های تو گریان شده است

تا سر بام کشیدند تنت را به زمین

 بی سبب نیست که گیسوت پریشان شده است

شکر گیسوی تو را پنجۀ دشمن نکشید

 دشمنت پیرهن کهنه ات از تن نکشید

×××

برگرفته از سایت بی پلاک




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/07/25 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


در وجود تو جود را دیدم

جلوه های سجود را دیدم

تشنه بودم تو را صدا زدم و

مهربانی رود را دیدم

در نگاه تو فصل بارانِ...

...آسمانِ کبود را دیدم

تو جواد الائمه ای حتی

در نبود تو بود را دیدم

دست هایت سخاوت محض است

با تو الطاف زود را دیدم

با نگاهی به آسمانِ بلند

پیش پایت قعود را دیدم

حضرت عشق دست جود خدا

یا علی اکبر امام رضا


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/07/25 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


از دل حجره ی تاریک که بسته است درش

می رسد ناله ای و دل شده خون از اثرش

چیست؟ این ناله ی سوزنده و از سینه ی کیست؟

صاحب ناله مگر سوخته پا تا به سرش

این فروغ دل زهراست که خون است دلش

این جگرگوشه ی موساست که سوزد جگرش

این جواد است که از تشنگی و سوزش زهر

جان سوزان بود و ناله ی جانسوز ترش

خانه اش قتلگه و همسر او قاتل اوست

بارالها تو گواهی که چه آمد به سرش

همسر مرد برایش پر و بال است ولی

همسر سنگدل او بِشِکسته است پرش

آتش زهر چنان کرده به جانش تأثیر

که کنَد هر نفس سوخته اش تشنه ترش

شهر بغداد بُوَد شاهد مظلومِ دگر

پسری را که دهد جان ز ستم چون پدرش

کاش می بود غریب الغربا در آنجا

تا زمانی نِگرد غربت تنها پسرش




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/07/25 | 03:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


معبود من خدای من ای حیّ داورم

دیگر به لب رسیده نفس های آخرم

همچون رضا به حجره ی در بسته جان دهم

در شهر غربت از پدرم ارث می برم

در بسته، دل شکسته، بدن خسته از ملال

این غم کجا برم که مرا کشت همسرم

ای امّ فضل می شنوی ناله ی مرا

یک جرعه آب چیست؟ که ریزی به حنجرم

رویم بُوَد به قبله و چشمم بُوَد به در

ای کاش نازنین پسرم بود در برم

طاقت نمانده تا بزنم دست و پا دگر

بهتر که دست و پا نزنم نزد مادرم

از سوز زهر و سوز عطش سوخت جان من

آبم نداد قاتل و شد آب پیکرم




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/07/25 | 03:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


یارب از کینۀ همسر جگرم می سوزد

من از این یار ستمگر جگرم می سوزد

دیده پر اشک لبم خشک و رخم بر روی خاک

سینه ام گشته پر آذر جگرم می سوزد

همچو مرغی که پرش سوخته از آتش زهر

کنج حجره زده پر پر جگرم می سوزد

بر روی خاک زمین پا نکشم پس چه کنم

که منِ تشنه لب، آخر جگرم می سوزد

شرر زهرِ جفایش فراموشم شد

چون ز شادیش فزونتر جگرم می سوزد

به جوانی نه، که از دورۀ طفلی به خدا

از غم و غصۀ دیگر جگرم می سوزد

خود جوانمرگ رضایم ولی در دم مرگ

به جوانمرگی مادر، جگرم می سوزد

یاد آن کوچه و آن سیلی و آن روی کبود

آیدم تا که به خاطر، جگرم می سوزد

یاد آن لحظه که گم کرد رهِ خانۀ خود

به پریشانی مادر جگرم می سوزد

مادرم نقش زمین گشت علی آه کشید

من ز سوز دل حیدر جگرم می سوزد




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/07/25 | 03:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


از بس که پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

شیرازه های پیکرم آتش گرفت و سوخت

آتش ز جان سوخته ام شعله می کشد

از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت

از کودکی ز خاطره ی رنج مادرم

تا پای مرگ خاطرم آتش گرفت و سوخت

زهرم دهید باز، مگر راحتم کنید

در کنج حجره بسترم آتش گرفت و سوخت

مثل کبوتری که فقط بال و پر زند

این بازمانده ی پرم آتش گرفت و سوخت

از احتضار من پسرم شد به اضطرار

وای از دلش که در برم آتش گرفت و سوخت

خواهر نداشتم که عزاداری ام کند

از راه دور دخترم آتش گرفت و سوخت1

جسم مذاب را چه غم از هُرم آفتاب

خورشید هم ز پیکرم آتش گرفت و سوخت

این چند ساعتی که عطش را چشیده ام

با یا حسین، حنجرم آتش گرفت و سوخت


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/07/24 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


میان حجره چنان ناله از جفا می زد

که سوز ناله اش آتش به ماسوا می زد

به لب ز کینه ی بیگانه هیچ شکوه نداشت

و لیک داد، ز بیداد آشنا می زد

شرار زهر ز یک سو، لهیب غم یک سوی

به جان و پیکرش آتش، جدا جدا می زد

گذشت کار ز کار و نداشت کار به کس

در آن میانه فقط آب را صدا می زد

صدای ناله ی وِی هِی ضعیف تر می شد

که پیک مرگ بر او از جنان صلا می زد

برون حجره همه پای کوب و دست افشان

درون حجره یکی بود و دست و پا می زد

ستاده بود و جواد الائمّه جان می داد

ازو بپرس که زخم زبان چرا می زد




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/07/24 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


پاییزی است حال و هوای جوانی ات

طوفان غم رسیده كه سازد خزانی ات

تاثیر کرده زهر به اعضای پیکرت

چون لاله ای نموده تو را ارغوانی ات

در هلهله صدای ضعیف تو گم شده

لبخند می زنند به اختر فشانی ات

هرچه کبود می شوی و داد می زنی

می رقصد این شریک تو در زندگانی ات

آبت نمی دهد به خدا دست و پا مزن

رحمی نمی کند به تو و نیمه جانی ات

در لحظه های آخرت ای یاس فاطمه

بوی مدینه می رسد از روضه خوانی ات

از بس که یاد پهلوی بشکسته بوده ای

مویت سپید گشته به اوج جوانی ات

مثل حسن اگر چه ندیدی تو گفته ای :

مادر... فدای صورت رنگین کمانی ات




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/07/24 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


از جفاى همسر بى مهر فریاد اى پدر!

كز دل و جانم برآورده است فریاد اى پدر!

در جوانى گوهر عمر مرا از من گرفت

تا كه مأمون دختر خود را به من داد اى پدر!

آن چه با من كرد ام ‏الفضل دون كى مى ‏كند

همسرى با همسرش این گونه بى داد اى پدر؟!

یك طرف زهر جفا و یك طرف سوز عطش

غنچه‏ ى نشكفته‏ ات را داد بر باد اى پدر!

بیشتر از زهر كین از تشنه كامى سوختم

سوختم چون صیدى اندر دام صیاد اى پدر!

بس كه فریاد از عطش كردم كه تاثیرى نداشت

شد درون سینه ‏ام خاموش فریاد اى پدر!

آخر آمد بر سرِ من محنتى كه بارها

چهره‏ ام بوسیدى و كردى از آن یاد اى پدر!

روز مرگم شد بیا بر غربت من گریه كن

چون كه گفتى ذكر خوابم شام میلاد اى پدر!

در خراسان من به دیدارت شتابان آمدم

نك بیا از بهر دیدارم به بغداد اى پدر!

گر نمى ‏آیى مرا بر سر من آیم در برت

مرغ روحم چون شود از بند آزادى اى پدر!

در جوار تو (مؤید) از پى عرض سلام

قاصد دل را به كوى من فرستاد اى پدر!




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/07/24 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


آن شمع شعله ور که به غیر از شرر نداشت

آتش گرفته بود و به جز چشمِ تر نداشت

از ناله اش شراره به هفت آسمان فتاد

اما به قلب سنگی قاتل اثر نداشت

ای دل بسوز از غم آن کس که همسرش

کف می زد و به سوختن او نظر نداشت

غربت گرفته بود دلش را زِ هر طرف

گوئی که شامِ درد و غم او سحر نداشت

تا داشت او نفس ز جگر گفت العطش

مرهم برای سوزش زخم جگر نداشت

شد پاره پاره آن دل از زهر شعله ور

غیر از خدای کس ز دل او خبر نداشت

هم چون حسین سر به سر خاک غم گذاشت

خاکم به سر که سر ز سر خاک بر نداشت

او از نفس فتاد و درِ حجره باز شد

دیدند شاهدان که دگر بال و پر نداشت

خون گریه کن "وفایی" از این غم، که آن امام

حتی امان ز همسر بیدادگر نداشت




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/07/24 | 03:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.