امام جواد(ع)-شهادت


سوخت از زهر هلاهل جگرم مادر جان!

تیره شد روز به پیش نظرم مادر جان!

من در این حجره ‏ى در بستۀ خود مى ‏پیچم

کس نداند که چه آمد به سرم مادر جان!

نکشد گر که مرا زهر جفا، خواهد کشت

خنده‏ ى همسرِ بیدادگرم مادر جان!

من جوادم که به یاد تو سخن مى‏ گویم

چون تو را از همه مشتاق ترم مادر جان!

همچو شمعى اثر زهر ستم آبم کرد

سوخت پروانه صفت بال و پرم مادر جان!

همسرم پشت در خانه به دست افشانى

من به یاد تو و مسمارِ درم مادر جان!

چون تو در فصل جوانى ز جهان سیر شدم

که زده داغ تو بر جان شررم مادر جان!

به لب خشک منِ غمزده آبى برسان

کز عطش سوخته پا تا به سرم مادر جان!

شعر (ژولیده) گواهى دهد از غربت من

دوست دارم که بیایى به برم مادر جان!




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/07/24 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام جواد(ع)-شهادت


ای مرگ مدد کن که من زار بمیرم

ای زهر خلاصم کن و بگذار بمیرم

بگذار در این خانه که غمخانۀ من بود

تنها و غریب از ستم یار بمیرم

بگذار با سوز درون و لب عطشان

یکبار زنم ناله و صد بار بمیرم

بگذار که چون فاطمه هنگام جوانی

در خانه ی در بستۀ خود زار بمیرم

بگذار که بی شیون و آرام شوم آب

چون شمع که سوزد به شب تار بمیرم

بگذار در این خانۀ در بستۀ خاموش

از یار کشم محنت و آزار بمیرم

بگذار چو مرغی که قفس قتلگهش بود

بیگانه و تنها و گرفتار بمیرم

سوز دل من شعله کشد از دل (میثم)

بگذار به هر ناله دو  صد بار بمیرم




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/07/24 | 03:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


اینجا به جای اینکه برایت دعا کنند

کف می زنند تا نفست را فدا کنند

یا جای اینکه آب برایت بیاورند

همراه نالۀ تو چه رقصی بپا کنند

باید فرشته ها همه با بال های خود

فکری برای چشم پُر اشک رضا کنند

هر چند تشنه ای ولی آبت نمی دهند

تا زودتر تو را ز سر خویش وا کنند

این قدر پیش چشم همه دست و پا مزن

این ها قرار نیست به تو اعتنا کنند

بال فرشته های خدا هست پس چرا !؟

این چند غلام تو را جابجا کنند

حالا که می برند تو را روی پشت بام

آیا نمی شود که کمی هم حیا کنند

تا بام می برند که شاید سر تو را

در بین راه با لبه ای آشنا کنند

حالا کبوتران پَر خود را گشوده اند

یک سایبان برای تنت دست و پا کنند




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/23 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

در حقیقت رنگ غم تغییر کرد

آخرین انگور هم تغییر کرد

در میان چشم انگور سیاه

جای آب و جای سَم تغییر کرد

در زد آقا از صدای در زدن

زود رنگ متّهم تغییر کرد

پس به روی زن نیاورد و نشست

اینچنین نوع کرم تغییر کرد

دانه ی انگور را برداشت و...

گفت شاید که "زنم" تغییر کرد

زن ولی وقت تعارف هم که شد

"یا جوادی" گفت و کم تغییر کرد

دم که پایین رفت آقا خوب بود

حال او در باز دم تغییر کرد

چون حسن مثل حسین و مثل خویش

حالتش در هر قدم تغییر کرد...

×××


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/23 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


آیاتِ تشنگی است سُرود زبان من

مرثیه های داغِ عطش ترجمان من

جز آیه های درد، تَرَنُّم نمی کنم

یعنی که زهر بُرده تمامِ توان من

سوز عطش گِلوی مرا زخم کرده است

بی خود نشد شکسته شکسته بیان من

از بسکه تشنگی تب و تاب مرا ربود

خشکیده ذره ذره زبان در دهان من

این حجره نیست، مقتلِ جان کندنِ من است

خود قاتل است همسرِ نامهربان من

آیا جوابِ آهِ غریب است کف زدن؟

هر هلهله است خنجرِ تیزی به جان من

حالا نَفَس به سینۀ من حَبس می شود

دشمن نشسته منتظرِ نیمه جان من


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/23 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

ای دل تو بخوان تا که غریبانه بگرییم

با چشم تر از غربت جانانه بگرییم

با یاد گل روی عزیز دل زهرا

شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم

ای نور دل حضرت ارباب، شبانه

با شاه خراسان به تو دُردانه بگرییم

با نالۀ زهرا و کف و سوت کنیزان

بر حال تو، با حال پریشانه بگرییم

داغی است به سینه که سزد تا سحر امشب

بر اشک تو و خندۀ بیگانه بگرییم

بالین تو امشب نه طبیبی نه حبیبی

بگذار برای تو طبیبانه بگرییم

ای پاره جگر اذن بده تا که دمی را

بر کشتۀ صد پاره غریبانه بگرییم

بر آن بدن بی سرِ عریان به روی خاک

چون دخترک گوشۀ ویرانه بگرییم




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/23 | 04:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


در میان حجره یارب كیست غوغا مى ‏كند

شكوه زیر لب ز بى رحمىِ دنیا مى‏ كند

ز آتش زهر جفا چون شعله مى‏ پیچد به خود

دود آهش روز را چون شام یلدا مى ‏كند

خاك عالم بر سرم گویى جواد ابن الرضاست

كز عطش مى ‏سوزد و خون، قلب زهرا مى ‏كند

آب را مى‏ریزد آن بیدادگر روى زمین

هر چه آب آن تشنه لب از او تمنا مى‏ كند

در سنین نوجوانى همچو زهرا مادرش

جان شیرین را به راه دوست اهدا مى‏ كند

تا بپرسد حال آن پهلو شكسته در جنان

از پى دیدار او خود را مهیا مى‏ كند

تشنه لب با قلب سوزان جان به جانان مى ‏دهد

قاتلش جان دادن او را تماشا مى‏ كند

شد دل (ژولیده) خون از داغ جان فرساى او

كز غمش اشعار او خون در دل ما مى ‏كند




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/23 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


هر دم هزار نوبت جان از بدن برآید

تا آه سینه سوزى از قلب من برآید

بس كوه غصه بردم بس خون دل كه خوردم

گویى كه از لبم خون جاى سخن برآید

از بس كه یار قاتل سوزم نهفته در دل

ترسم كه جاى آهم دود از دهن برآید

دیگر نمانده هیچم تا كى به خود بپیچم

اى مرگ همتى كن تا جان ز تن برآید

امروز بین حجره فردا كنار كوچه

آواى غربت من از این بدن برآید

نیكوست زهر دشمن در راه دوست از من

هم سوختن به آتش هم ساختن برآید  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/23 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


من جوادم که خدا خوانده جواد

من چه کردم به تو اى بد بنیاد

عوض آن که مرا یار شوى

بر دل غم زده غم خوار شوى

رفتى و در به روى من بستى

با کنیزان همگى بنشستى

گفتى از آب مرا منع کنند

شادى و هلهله آن جمع کنند

تو که آتش به دلم افکندى

حال استاده ‏اى و می خندى؟!

حجره در بسته و من تنهایم

به خدا من پسر زهرایم

تن بى تاب مرا تاب بده

جگرم سوخت مرا آب بده

بدن زارِ منِ تشنه جگر

بعد قتلم به روی بام ببر

تا که لب تشنه به زیر خورشید

جان سپارم چون حسین شاه شهید




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/23 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


این پسر محتضری که پدرش نیست

فرق میان شب تار و سحرش نیست

بس که هلهله است ز حجره خبرش نیست

غیر شعله بر تمامی جگرش نیست

بهر عطش آب به جز چشم ترش نیست

پا به سن گذاشتنش فلسفه دارد

سوختن و ساختنش فلسفه دارد

زود خمیده شدنش فلسفه دارد

غربت مثل حسنش فلسفه دارد

سوخته و آب شده بیشترش نیست

باز آفتاب دل ماه گرفته ست

باز گریبان بی گناه گرفته ست

دست روزگار به ناگاه گرفته ست

پنجه ی بغض از نفسش راه گرفته ست

حجره ی در بسته دوای جگرش نیست

درد بی کسیش مداوا شدنی نیست

ناله دوای تو نه تنها شدنی نیست

در هجوم هلهله پیدا شدنی نیست

چشم بسته اش دگر وا شدنی نیست

منتظر هیچ کسی جز پسرش نیست


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/07/22 | 04:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


سر را ز خاك حجره اگر بر نداشتی

تو رو به قبله بودی و خواهر نداشتی

خواهر نداشتی كه اگر بود می شكست

وقتی كه بال می زدی و پر نداشتی

از طوس آمدم كه بِگِریَم در این غمت

یاری به غیر چند كبوتر نداشتی

وقتی كه زهر بر جگرت چنگ می كشید

جز یا حسین ناله ی دیگر نداشتی

ختمی گرفته اند برایت كبوتران

لبخند می زدند و تو باور نداشتی

تو تشنه كام و آب زمین ریخت قاتلت

چشمت به آب بود و از آن بر نداشتی

كف می زدند دور و برت تا كه جان دهی

كف می زدند و تاب به پیكر نداشتی

كف می زدند ولیكن به روی دست

دست ز تن جدای برادر نداشتی

شكر خدا كه پیرهنی بود بر تنت

یا زیر نیزه ها تن بی سر نداشتی

شكر خدا كه لحظه ی از هوش رفتنت

خواهر نداشتی، غم معجر نداشتی




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/07/17 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت


از دل چاهِ سینه ی بی تاب

 در شب غصه آه می جوشد

تا که هم رنگ خاکیان بشود

 آسمان هم سیاه می پوشد

 

چشم و بغضم دوباره همراهند

 تا مرا سمت آسمان ببرند

زائرم دست بر دعا دارم

 تا مرا لحظه ی اذان ببرند

 

گریه ارثی ست مادرانه که هر 

 شیعه با آن همیشه مأنوس است

ولی این بار گریه ایرانیست

 روضه اش از هوالی طوس است

 

دلشان می تپد کبوترها

خاک ماتم به بال و پر دارند

از روی گنبد امام رضا

 عزم یک گنبد دگر دارند


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/07/15 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

آن که عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرش

 ریخت از روز ازل باران ماتم بر سرش

 نخل امید رضا بود و به باغ احمدی

 دست ظلمی زد شراره بر همه برگ و برش

 از غریبی بی کس و تنها به خود پیچید و باز

 شد غبار حجرهٔ در بسته او بسترش

 او چو شمعی آب می گردید از کینه ولی

 هلهله می کرد از شادی در آن جا همسرش

 همسر او گر برون حجره می خندد ولی

 در درون حجره می گرید به حال مادرش

 بشکند دست تو گلچین این گل زهرا بود

 با چه جرأت دست افکندی و کردی پرپرش

 این جگر از داغ  یک سیلی تمام عمر سوخت

 آخر ای زهر جفا کردی چرا سوزان ترش

 در دو عالم سربلند است و سر افرازی کند

 هر که می گردد «وفائی» از وفا خاک درش




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/08/6 | 06:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

سلام من به نور عین زهرا

 جواد، ماه کاظمین زهرا

سلام من به غربت حریمش

 به کاظمین و صاحب کریمش

 سلام من به قلب بی قرارش

 که سوخته ز یار نابکارش

 سلام من به غربت نگاهش

 به چشم های منتظر به راهش

 سلام من به حال احتضارش

 به لحظه های سخت انتظارش

 دلش به دام عشق مبتلا بود

 در انتظار مقدم رضا بود

 به حال مرگ فتاده محتضر بود

 منتظر هم پدر و پسر بود

 درون حجره بس که ناله ها زد

 شراره بر تمام لاله ها زد

 قتلگه اش میان مسکنش بود

 وای خدا قاتل او زنش بود

 سیلی کین به چهرهٔ شرف زد

 کنار پیکرش نشست و کف زد

 درون حجره قلب لاله می سوخت

 برون حجره خصم شعله افروخت

 شروع به پای کوبی از جفا کرد

 فاطمه را به غصه مبتلا کرد

 دل ببرد به راه کاظمینم

 زائر بارگاه کاظمینم

 همان سرا که زائری ندارد

 همان وطن که غم از آن ببارد

 دو یاس خسته در نهاد دارد

 امام کاظم و جواد دارد

 عاشق پر بسته کاظمینم

 کبوتر خسته کاظمینم

 خدا کند رسم به کوی یارم

 که تشنه مِی از سبوی یارم




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

آری جوان ترین قمر آل هاشمم

مثل حسن غریب میان محارمم

مثل حسین برده عطش طاقت مرا

مهمان نو رسیدهٔ موسای کاظمم

امشب گرفته بود

دست خدا مرا

زهرا از آسمان

می‌زد صدا مرا

خشکید آن لبی که بر آن نام حق نشست

بغض ملائک از خبر درد من شکست

حتی کنار پیکر من خواهری نبود

تا برکشد به روی تنم عاشقانه دست

در را به روی من

تا ظالمانه بست

فریاد و ناله‌ام

در سینه‌ام شکست

وقتش رسیده مرغ مهاجر سفر کند

یک بی‌قرار هادی من را خبر کند

بر دامنش مگر بگذارد سر مرا

گریان لب مرا به نمی ‌آب تر کند

جان می‌دهد غریب

فرزند مصطفی

پر می‌کشد جواد

تا مشهد الرضا




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 03:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

افتاده ای به گوشه ای از آشیانتان

گویا به لب رسیده در این بُرهه جانتان

حتّی میان خانه ی خود هم غریبه ای!

یعنی که بی ستاره بُوَد آسمانتان

بر روی خاک حجره تنت پیچ می خورد!

آری بُریده زهرِ جسارت امانتان

بیهوده با نوای عطش دست و پا مزن

یک قطره آب هم نرسد بر دهانتان!

این جا جواب ناله تان سوت و هلهله است!!!

این جا کسی محل ندهد بر فغانتان!

در لا به لای در بدنت گیر می کند...

وقتی که می دهند کنیزان تکانتان!

از حجره تا به بام، دلم شور می زند

ترسم ترک ترک بشود استخوانتان

این هم یکی ز منفعت بام خانه است!!!

دیگر کسی به نیزه نبیند مکانتان!

شکر خدا ز شدّت مستی کسی نزد

با چوب خیزران به لب ارغوانتان




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 10:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

میان حجره غریبانه دست و پا می زد

همان که روضه اش آتش به جان ما می زد

 میان اشهد خود گاه یا رضا می گفت

و گاه مادر مظلومه را صدا می زد

تمام حاجت او انتقام سیلی بود...

....از آن که مادرشان را به کوچه ها می زد

صدای ناله ی او: آه سوختم، جگرم

شراره ها به دل حضرت رضا می زد

صدای هلهله و تشنگی و کاسهٔ آب

گریز روضه او را به کربلا می زد

دلش گرفت برای کسی که در گودال

عدو به پیکر او نیزه بی هوا می زد

همین که چشم به هم می گذاشت او می دید

که روی نیزه سر شیر خواره را می زد

همان که سر شاه را جدا کرده

سه ساله را طرفی برده و جدا می زد

برای این که نبیند دوباره این ها را

میان حجره غریبانه دست و پا می زد

×××

از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 09:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

به زمین خوردی و آهت دل ما را سوزاند

جگرت سوخت و این؛ قلب رضا را سوزاند

پشت این حجره در بسته چه گفتی تو مگر

که صدای تو مفاتیح و دعا را سوزاند

عمر کوتاه تو پایان غم انگیزی داشت

جگر تو جگر ثانیه ها را سوزاند

بی حیا لحظه سختی که به تو آب نداد

با چنین کار دل عرض و سما را سوزاند

بس که در فکر رخ حضرت زهرا بودی

داغ آن صورت مجروح شما را سوزاند

گرچه مثل پدرت سوختی از زهر ولی

مجتبائی شدنت آل عبا را سوزاند

شیشه عمر تو را هلهله ها سنگ زدند

این جوان بودن تو بود خدا را سوزاند

طشت ها تا که به هم خورد خودت می دیدی

خیزران روی لب خشک، حیا را سوزاند

تا کبوتر به تو و صورت تو سایه فکند

ماجرایی دل خون شهدا را سوزاند

بعد غارت شدن جسم غریبی دشمن

خیمه های حرم کرب و بلا را سوزاند

×××

از وبلاگ شعر شاعر




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 09:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

باز هم زهر شده مرهم بی یاور ها

باز هم زخم زدند بر جگر مادرها

این چه رسمی ست که یک عده پرستوی غریب

بنشینند درون قفس همسرها؟!

جای شکر است ندیده جگرش را در طشت

بازهم شکر نبوده خبر از خواهر ها

این همه تشنگی و هلهله ها ارثش بود،

صحنه ی کرب و بلایی ست به پشت درها

گفت:" لا یومکَ..." و از نفس افتاد به خاک

بازهم شکر نبوده خبر از خنجر ها

عده ای جشن گرفتند به دور گودال

با همین هلهله ها بود که آن معجر ها...

جسم بی جان تو را بر سر بام آوردند

تا بدانیم چه آمد به سر پیکر ها!




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 09:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

زهر به جان زد شررم ای پدر

 سوخت ز پا تا به سرم ای پدر

جواد مظلوم تو از دست رفت

نمانده دیگر اثرم ای پدر

من که غریبانه زدم دست و پا

مگر تو گیری به برم ای پدر

شمع شدم آب شدم سوختم

لختۀ خون شد جگرم ای پدر

حجرۀ دربسته مرا شد قفس

ریخت همه بال و پرم ای پدر

کاش که می‌بود به بالای سر

این دم آخر پسرم ای پدر

یار مرا کشت به فصل شباب

زد به جگر نیشترم ای پدر

تشنه‌ام و به یاد جدم حسین

اشک فشان از بصرم ای پدر

با نفس «میثم» دل سوخته

ریخت به دل‌ها شررم ای پدر




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 09:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

فغان و درد که خیر العباد را کشتند

رضا بیا که عزیزت جواد را کشتند

زمین به لرزه فتاده است و آسمان تاریک

مگر قیامت عظمای حق شده نزدیک

به کنج حجره امام غریب می نالید

ز سوزش جگر خود عجیب می نالید

دوباره کارگر افتاده زهر بر جگری

به سرنوشت پدر ببین دچار شد پسری

جفای همسر و نامردی زمانه نگر

غریب ماندن مردی میان خانه نگر

کسی که زهر به جانش نشسته عطشان است

که زهر سخت تر از زخم تیغ عریان است

برای رفع عطش آب او طلب می کرد

ولی چه سود طلب از قوم بی ادب می کرد

که دیده بهر تماشای درد صف بزنند

کنار بستر مردی غریب کف بزنند

چو زهر بند ز بند تنش جدا می کرد

عزیز فاطمه تنها رضا رضا می کرد

ز تشنگی پدر خویش را صدا می کرد

گمان کنم که دلش یاد کربلا می کرد

چو جان سپرد غریبانه دور از اقوام

نهاد دشمن نامرد او تنش بر بام

به روی بام تو ای آفتاب متاب

به روی پیکر این دل کباب، متاب

بیا و غربت این مرد خسته را حس کن

کسوف کن شرر شعله افکنی بس کن

کبوتران همه باید ز تو گلایه کنند

روا بود که بر این جسم خسته سایه کنند




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 09:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

به دیوار قفس بشكسته ام بال و پر خود را

زدم تنهای تنها ناله های آخر خود را

درون شعله هم چون شمع سوزان آتشی دارم

كه آبم كرده و آتش زده پا تا سر خود را

قفس را در گشوده صید را آزاد بگذارید

كه در كنج قفس نگذاشت، جز مُشتی پر خود را

بزن كف پای كوبی كن بیفشان دست، امّ الفضل

كه كُشتی در جوانی شوهر بی یاور خود را

بیا و این دم آخر به من ده قطره ی آبی

كه خوردم سال ها خون دل غم پرور خود را

چه گویی ای ستمگر در جواب مادرم زهرا

اگر پرسد چرا لب تشنه كُشتی شوهر خود را

اجل بالای سر، من در پی دیدار فرزندم

گهی بگشوده ام گه بسته ام چشم ترِ خود را

به یاد شعله های ناله ی إبن الرّضا، «میثم»

سِزَد آتش زنی هم نخل، هم برگ و برِ خود را




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/5 | 09:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

کسی خبر نشد از غربت نهانی من

نیامده به سرم بهر هم زبانی من

فقط غریب مدینه غم مرا فهمد

که همسرم شده در خانه خصم جانی من

کجایی ای پدرم؟ حال و روز من بینی

کمی تو گریه کنی بهر ناتوانی من

برای مادرم آن قدر گریه کردم تا

غم جوانی اش آمد سر جوانی من

بیا و خوب ببین کوچه ی بنی هاشم

به جلوه آمده در وقت قد کمانی من

بیا و در رخ من روی مادرت را بین

کبود گشته چو او روی ارغوانی من

میان هلهله ها گمشده نوای دلم

ز بس که کف زنند وقت روضه خوانی من

چگونه جسم مرا تا به روی بام کشید

عیان بود ز مچ پای ریسمانی من

هزار بال کبوتر نیابتاً ز حسین

رسید تا که کند کار سایه بانی من

سلام بر بدن بی عزیز خدا

سلام بر تن عریان سیدالشهدا




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/4 | 06:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

چشمان او طلوع هزاران سپیده بود

هرگز زمانه دست رد از او ندیده بود

از این و آن سراغ نشانیش می گرفت

هر کس که از کرامت آقا شنیده بود

    باب المراد خانه ی او منتهای جود

او را خدا شبیه خودش آفریده بود

حیف از جوانیش که جوان مرگ می شود

یک زن بساط قتل در آن خانه چیده بود

افتاده بر دلم که دگر رفتنی شده

  از بس که زهر بال و پرش را تکیده بود

لب های ملتمس شده از هرم تشنگی

با هر نفس نفس که بریده بریده بود

آب از کویر می طلبید و به پشت در

او با کنیزکان درش کِل کشیده بود

در بین رقص و هلهله بغض نگاه او

چشم انتظار مادر قامت خمیده بود

از لا به لای خاطره ها پر کشید و رفت

پای سری که بر روی نی آرمیده بود

شد سایه سار او پر و بال کبوتران

اما به یک بدن سم مرکب رسیده بود




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/4 | 06:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

گم شد میان هلهله سوز صدایت

لبخند آمد در جواب ناله‌هایت

فصل بهارت طعمه‌ی پاییز می‌شد

آری اجابت بود پایان دعایت

مظلومیت مثل عمویت حد ندارد

در خانه هم یاری نداری جز خدایت

در خنده‌های زهرآلودش نمی‌دید

یك خاندان را می‌نشاند در عزایت

از بس كرامت داشت چشمت، قاتلت هم

سهمی طلب می‌كرد از ابر عطایت

آبی ندادند و صدایت خشك می‌شد

یك حجره‌‌ی در بسته می‌شد كربلایت

***

راحت شدی از دست این دنیا و مادر

از حوض كوثر آب آورده برایت




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/4 | 06:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-مدح و مرثیه

 

هستند کریمان دو عالم سرخوانت

یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست

هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

انگار که گهواره تو عرش زمین بود

وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است

هستم اگر امروز مسلمان اذانت

یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید

صد بار نمی رفت به قربان زبانت!

از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است

بر این پدرت حق بده باشد نگرانت

در راه مبادا قدمت خار ببیند

آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

یک روز می آید که می افتد بدن تو

لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

یک روز می آید که می افتی و کنیزان

در خانه برقصند کنار بدن تو

ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...

آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

هرچند کلام تو در آواز شود گم

اما نزند هیچ کسی بر دهن تو




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/4 | 06:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

لب می زند كه مادر خود را صدا كند

یا حق واژه ی جگرم را ادا كند

او ناله می زند جگرم سوخت هیچ كس

گویا قرار نیست به او اعتنا كند

می خندد امّ فضل به همراه عده ای

تا خون به قلب حضرت ابن الرضا كند

یك ظرف آب ریخت روی زمین پیش او

نگذاشت تا كسی به لبش آشنا كند

در حجره دست و پا زدنش یك بهانه بود

تا روضه ای برای خودش دست و پا كند

می خواست با خیال غم جد بی كفن

آن حجره ی ستم زده را كربلا كند

وای از دقایقی كه به گودال یك نفر

بالای سر رسید كه سر را جدا كند

باید عقیله بعد برادر در آن میان

فكری به حال سوختن بچه ها كند

حالا غروب یك نفس افتد به خواهری

لب می زند كه مادر خود را صدا كند




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/4 | 06:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

مسموم زهر همسر ناباب گشته ام

در عرض چند لحظه ز غم آب گشته ام

بنگر که سرو باغ تو بی برگ شد پدر

آخر محمد تو جوان مرگ شد پدر

کشته به جرم بی کسی و عاشقی منم

تنها ترین شقایق زهرا "تقی" منم

از کودکی به داغ فراقت شدم اسیر

هجرت مرا به اوج جوانی نموده پیر

داغ شهادت تو به جانم شرر زده

در پیش چشم من پدرم بال و پر زده

نه خواهری که مونس درد و غمم شود

نه یک برادری که به غم هم دمم شود

آن قاتلی که دار و ندار مرا گرفت

در پیش چشم من ز برایت عزا گرفت

ای کاش بین سلسله زندانیم کنند

تا این که بین قصر نگهبانیم کنند

این جا به هر کجا که قدم می گذاشتم

بر لوح سینه نقش تو را می نگاشتم

عطر تو داغ سینه ی من تازه می نمود

درد جواد بی حد و اندازه می نمود  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/4 | 06:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

این گونه آه مکش جوابت نمی دهند

حرف از عطش مزن که آبت نمی دهند

در بین هلهله ها ای عزیز من

پاسخ به درد و پیچ و تابت نمی دهند

چشم انتظار لطف کنیزان خود مباش

 مرهم برای قلب کبابت نمی دهند

دنیا نه جای توست، به عرش خدا برو

آن جا ملائکه عذابت نمی دهند

وقتی کبوتران خدا سایه گسترند

هرگز به دست آفتابت نمی دهند

می خواستند مثل حسین خون جگر شوی

پایان اگر به التهابت نمی دهند

یک روز هم حسین صدا زد که اصغرم

حرف از عطش مزن که آبت نمی دهند...




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/4 | 06:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام جواد(ع)-شهادت

 

خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد

یا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد

از روی خاک حجره سر خاکی تو را

بر دارد و به گوشه دامن مکان دهد

می خواهی آب آب بگویی نمی شود

گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد؟

چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد

می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد

تا بام می شود سر سالم تری رسید

با شرط این که این لبه در امان دهد

بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست

وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد




موضوع: شهادت امام جواد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/08/3 | 08:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو