تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب ورود به ماه محرم
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1397/06/19

ورود به ماه محرم


ارباب، خودت ببین غم و آهم را

دریاب، دلِ غافل و گمراهم را

در ماه محرم از شما می خواهم

با لطف خودت نشان دهی راهم را



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1397/06/19

ورود به ماه محرم


ای سینۀ داغدیده ای شال سیاه

ای رشتۀ  اشک سرخ ای لشگر آه

ای آنکه دلت تنگ محرم شده بود

هنگامۀ ماتم است پس بسم الله....



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1397/06/19

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


ای اهل آسمان و زمین غم شروع شد

ماه عزای عالم و آدم شروع شد

حور و ملک، پری و بشر زار می‌زنند

هنگامه‌ی مصیبت اعظم شروع شد

باز این چه نوحه‌ای‌ست که بر سینه می‌زنم

باز این چه مرثیه‌ست که اشکم شروع شد

روضه،‌خروش،‌زمزمه،‌واحد،‌زمینه،‌شور

جانم‌حسین،‌سینه زنی،‌دم شروع شد

نوحوا‌علی‌الحسین، امام زمان گریست

اشک و عزای فاطمه نم‌نم شروع شد

از عرش بوی پیرهن خونی حسین

آورده‌ جبرییل، محرم شروع شد

ده روز بعد خواهرش از حال می‌رود

ده روز بعد شمر به گودال می‌رود



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1397/06/19

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


جز خیمه ی عزایش راهی به آسمان نیست

بالا تر از سیاهی رنگی در این جهان نیست

با هر لباس و هر رنگ از او مدد بگیرید

لطفِ «قدیمُ الاحسان» در بند این و آن نیست



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1397/06/19

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


بوی اسپند کرده مدهوشم

دارم آقا سیاه می پوشم

اشک ریز غروب گودالم

از همین ابتدای چاووشم

آه ارباب اذن گریه بده

نکند کرده ای فراموشم؟ 

سینه با نیتت زدم،یک عمر

بوی گل می پرد از آغوشم 

اشک هایم جوابگویت نیست

پس برایت فرات می جوشم

دارد آقا سپید می گردد

با غم کربلا بناگوشم

عهد کردم فروختم هرچه

به کسی گوشواره نفروشم

به فدای اسیری زینب

هرچه زنجیر خورده بر دوشم

.

دل مهیای پیشواز شده

ناز ارباب را نیاز شده 

آسمان ها به سینه می کوبند

باد در کوچه نوحه ساز شده 

تکیه ی ما به نام ثارالله

قد علم کرده سرفراز شده

دست٬ تا رزق اشک را بدهد

سوی آقای خود دراز شده

پس برای تمام هیئت ها

نام ارباب امتیاز شده

ذاکر و چای ریز در هیئت؛

جای هر نوکری لحاظ شده

آه آقا برای قاسم تو

اشک در چشم ما جهاز شده

 

تا علی را به تیر بسپارد

دستهای حسین باز شده

.

گل به وقت گلاب نزدیک است

لحظه ی اضطراب نزدیک است 

لحظه ای که عمو به خود می گفت

مشک بردار٬آب نزدیک است

بی گمان بین آب و شش ماهه

لحظه ی انتخاب نزدیک است 

لحظه ی رو گرفتن ارباب

از نگاه رباب نزدیک است 

آی خفاش های بی مقدار

کشتن آفتاب نزدیک است

لحظه‌های ی کشیدن دست و

روسری و نقاب نزدیک است

لحظه ی رقص خیزران پلید

با شراب و کباب نزدیک است



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1397/06/19

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


چشمی که در این روضه ها ابر ببار است

روز قیامت هم به تو امیدوار است 

ظرف زمان سینه زنها فرق دارد

ماه محرم اول فصل بهار است 

هرکس علامت میکشد بختش بلند است

بر شانۀ زخمش نشان افتخار است 

سوگند بر زهرا که فردا سود کرده

امروز هرکس با تو گرم کسب و کار است

در زیر این پرچم همه باهم عزیزند

حتی غریبی که در این گوشه کنار است 

من اختیارم را فقط دادم به زینب

نوکر همیشه از خودش بی اختیار است

آنکه پیاده میرود تا کربلا را

در اصل بر بال ملایک او سوار است

بی کربلا نوری ندارد زندگیمان

خیر و خوشی ماهمه دران دیار است 

مارا عزادار شما  گفتن روا نیست

وقتی که زهرا در غم تو سوگوار است



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1397/06/19

ورود به ماه محرم


حال خوبیست گرچه غم دارم

من تو را دارم و چه کم دارم

در دلم صد کتیبه اندوه است

شور اشعار محتشم دارم

از زمانی که چشم وا کردم

چشم بر بیرق و علم دارم

بر تنم رخت ماتمت، عمریست

بر لبانم حرم...حرم... دارم

دلخوشم من اگر چه روسیهم

کار با صاحب کرم دارم

همه چیزم اگر فدای تو شد

من تو را دارم و چه غم دارم؟!



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1397/06/18

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


دلم برای محرم ، عجیب دلتنگ است

برای روضه ی شاه غریب دلتنگ است 

و عطر سیب حرم كنج شش گوشه

برای بوسه به قبر حبیب دلتنگ است 

برای خواندن یک جامعه به محضر عشق

برای ندبه و امن یجیب دلتنگ است 

برای اذن دخول و برای تل و خیام

برای روضه ی یابن الشبیب دلتنگ است

برای هر دو حرم هم صفا و هم مروه

برای ساقی و چشم نجیب دلتنگ است

میان مردم عالم به یاد قصه ی وصل

دلم چنان به خزان عندلیب دلتنگ است



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1397/06/18

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


غم اگر از توست مردن پای این غم راحت است

سوختن با روضه و با اشک و ماتم راحت است 

بعد سیصد سال اگر نام حسین آمد وسط

سوی جنت رفتن حوا و آدم راحت است 

ما دودم دادیم اما یک دمش هم کافی است

مرده زنده کردن ما با همین دم راحت است

یا حسین ما محرم، یا رب ماه خداست

پس رسیدن تا خدا ماه محرم راحت است 

دختران شهر النگو خرج هیئت میکنند

حرف روضه میشود حاتم شدن هم راحت است 

هرچه باشم بازهم درروی من وا میکند

من سگ این خانه ام دیگر خیالم راحت است 

مال دنیارا نمیخواهم به من گریه بده

دخل و خرج گریه کن حتی شود کم راحت است 

هرکه رفته کربلا خیر دوعالم دیده است

کربلا رفته خیالش از دوعالم راحت است 

ساربان هم ریزه خوار سفره ی او بوده است

از کریمان نیمه شب دزدی خاتم راحت است



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1397/06/18

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


كبوترم كه زدم بال در هوای محرم

به گوش می رسد از كوچه ها صدای محرم

بیین كه ماه عزا باز بی تو می شود آغاز

چرا نمیرسی ای صاحب عزای محرم

قسم دهیم خدا را به حق عمه سادات

كه در فرج به اجابت رسد دعای محرم

برای آنكه فقط اندكی شبیه تو باشم

سیاه پوش شدم مثل تو برای محرم 

فقط نه ما كه تمامی سال در غم جدت

سیاه كرده به تن خانه ی خدای محرم

از ابتدای محرم دعای هرشبم این است

بمیرم و نرسم من به انتهای محرم

چگونه نزد تو بالا بیاورم سر خود را

اگر كه جان ندهم بین روضه های محرم

چه می شود دهه ای پای منبر تو بگریم

میان روضه ی شب های كربلای محرم



موضوع : ورود به ماه محرم، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
یکشنبه 1397/06/18

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


ماه غم و اشک و نافله در راه است

آرام، فرات! قافله در راه است

ای آب کمی فکر علی اصغر باش

کمتر بخروش حرمله...



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1397/06/18

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


محرم اومدو بارون گرفتو

همه جا پخش شد آوازه ی تو

واست فرقی نداره خوب یا بد

فدای لطف بی اندازه ی تو

 

همین که اشک می ریزم به یادت

عزیز چارده معصوم میشم

بدون تو به هم می ریزم اما

صدات که می زنم آروم میشم

 

می دونم که فراموشم نکردی

می گیرم کربلامو آخر از تو

منو زهرا به دست تو سپرده

خودمونیم آقا کی بهتر از تو ؟!

 

 

به این امّید جون دادی گمونم

که قلب مرده ی ما جون بگیره

بمیرم اونقدر سختی کشیدی

که این دنیا به ما آسون بگیره

 

یه جوری دوستت دارم که میخام

اگه نباشی تو، دنیا نباشه

بعیده واسه ی بی سرپناها

تو کشتی نجاتت جا نباشه

 

هنوزم تشنه ی یاری میدونم

هنوزم بازه راه خیمه ت آقا

هنوزم خواهرت میخونه با اشک

(( گلی گم کرده ام می جویم اورا ))



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1397/06/18

ورود به ماه محرم


باد پاییز، نوحه خوان آمد

اول مهر عاشقان آمد

اولین درس عشق: بابا آب!

کربلا تا دمشق: بابا آب!

مشق هر روز دفتر دل ما:

الف قد و قامت سقا

بنگر ای دل! خزان صحرا را

برگریزان باغ زهرا را

میشود دشت از غم آکنده

هر طرف غنچه ای پراکنده

که گمان میبَرد که این پاییز

بشکند پشت سروها را نیز

یا که این برگریز وحشتناک

افکند برگ نخلها بر خاک

قصه نخل های بی سر آه

غصه لاله های پرپر آه

نخل ها، لاله ها که تشنه لبند

از کنار فرات تا اروند...



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


در صحن دل وزیده هوای مُحَرَمَت

بر گوش جان رسیده صدای مُحَرَمَت

ما بیقرار منتظر روضه مانده ایم

اصلا تمام سال، فدای مُحَرَمَت

همپای نوکران تو راهی هیئتیم

پوشیده ایم رخت عزای مُحَرَمَت

قطعا کسی به سفره حاتم نمی دهد

یک لقمه از طعام و غذای مُحَرَمَت

هرگز نصیب آتش دورخ نمی شود

چشمی که گریه کرده برای مُحَرَمَت



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


باز فصلِ عزا و ماتم شد

باز هم موسمِ محرم شد

روزیِ این دو ماهِ ما اشک است

گریه بر داغِ عشق، مرهم شد

رحمتِ حق نثارِ چشمی که

خیس، حتی به قدرِ یک نم شد

دم گرفتیم با: حسین، حسین

اسمِ ارباب، اسمِ اعظم شد

روضه‌خوان گفت: السلام علیک...

ناگهان از گناه‌مان کم شد

جان به قربانِ تشنه‌کامی که

هرقَدَر نیزه خورد...محکم شد

روضه مانند زخم‌ها باز است

زیر انبوهِ تیغ، درهم شد

بدنی روی خاک افتاد و...

یک‌تنه آبروی عالم شد



موضوع : ورود به ماه محرم، 
جمعه 1396/06/31

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


آمد محرم و خبرم را زِ غم بپرس

از قلب من زِ حال و هوای حرم بپرس

از منبر و حسینیه و شال و پرچم و

از بیرق و کتیبه و طبل و علم بپرس

ماه عزا رسید ، زِ سرهای قدسیان

در بارگاه قدس به زانوی غم بپرس

سنگینیِ مصیبتِ او را ز نوحه و

از واحد و زمینه و از شور و دم بپرس

اشعار هم به آمدنش گریه می کنند

باور نمی کنی برو از محتشم بپرس

از دست های بستۀ عُلیا مُخَدَرات

از حنجر بریده و از قد خم بپرس

بوسیده است دست علمدار را به خاک

حال حسین را ز دو دست قلم بپرس

طوری که روی نیزه علمدار نشنود

از هتک حرمتِ حرمِ محترم بپرس

پرسیدی از مصیبت لالائیِ رباب

از رفتن سه ساله به ویرانه هم بپرس



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1396/06/30

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


از ازل عشق،در دلم بوده

سایه ی بر سرم، علم بوده

خانه ی اولم حرم بوده

دست از تو چگونه بردارم

جز تو سرمایه ای مگر دارم؟

هر کسی دلخوش است با چیزی

خوش نکرده دل مرا چیزی

جز غمت، چون مریدها چیزی

از تو غیر از کرم نمی خواهند

چون زیاد است، کم نمی خواهند

بچه بودم که کربلا رفتم

پا به پای بزرگ ها رفتم

تازه فهمیده ام کجا رفتم

بار دیگر "برات" می خواهم

سفر کائنات می خواهم

هر که نام حسین را برده

دست بر دامن خدا برده

درد را داده و دوا برده

نام تو نزد انبیاء، شفاست

ذکر من اسمه دواءِ خداست

غیرتت فاطمی، دلت حسنی ست

نفست حیدری ست، سوختنی ست

خصلت خانواده، بی کفنی ست

منتها فرق در کفن ها هست

کفنت پاره پاره، صد تکه ست!

اکبرت رفت، اصغرت هم رفت

ماند قولت ولی سرت هم رفت

اسب از روی پیکرت هم رفت

پسرِ فاطمه ولی نفسی

نرود زیر بار هیچ کسی

تیر وقتی بلای جانت شد

آب شرمنده ی لبانت شد

خود جبریل، روضه خوانت شد

بعد از آن ماجرا فرات گِل است

آب شد، آب از خودش خجل است

لب زینب، رگ بریده ی تو

پای در خاک و خون کشیده ی تو

این مصائب ولی به دیده ی تو

نیست چیزی به غیر زیبایی

به! به این صبر و این شکیبایی

کربلا، عالم وقوف شده

از غمت ماه در خسوف شده

کمی از غربتت، لهوف شده

روضه های تو قابل لمس است

غربتت اظهرُ من الشمس است

غم تو رزق سالمان باشد

شال مشکی مدالمان باشد

عشقبازی حلالمان باشد

تا محرم دقیقه می شمریم

تا تو هستی غم که را بخوریم؟

با تو از وقتی آشنا شده ایم

آرزومند کربلا شده ایم

دست بر دامن رضا شده ایم

که به دیدار آشنا برویم

بعد مشهد به کربلا برویم 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1396/06/30

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است

حرف از حسین و زینب و ماه محرم است

دیدم میان کوچه جوانی پُر از شعور

حَیّ عَلَی الْعَزا به لبش بود، غرق شور

می گفت: نذر خون خدا جان مادرم

دم از حسین می زنم و اشک می خرم

با روی خوش رساند به مجلس غریبه ای

با هم زدند سر در هیئت کتیبه ای

دیدم کسی عجیب پی کار دلبر است

بی تاب و عاشقانه گرفتار دلبر است

هر کارِ سخت بود، خودش گفت: می کند

کفش هر آن که آمده را جفت می کند

رندی کنار در به همه چای تازه داد

چایش به قلب سنگی من هم گدازه داد

با ذکر یا حسین و وضو طبق عادتش

قاطی چای، ریخت کمی خاک تربتش

با گریه فاطمه به تماشا نشسته بود

یک بچه،   باز قلک خود را شکسته بود

می گفت زیر لب: کم من را قبول کن

از من دوباره سینه زدن را قبول کن

رحمت به مادری که ارادت می آورد

فرزند خویش را سوی هیئت می آورد

از عشق و شور فاطمه جانش لبالب است

با چادرش مدافع فرهنگ زینب است

دیدم کنار دیگ نشسته است با ادب

لات محله بود ولی گفت زیر لب:

زهرا مرا به پای حسینش مرید کرد

دیگِ سیاه روضه مرا رو سپید کرد

آمد به سوی من پدری پیر و محترم

می گفت: گوش کن به من و این نصیحتم

این جا هر آن چه خرج کنی سود می کنی

خود را عزیز خانه ی معبود می کنی

جانم فدای نوکر و دربان هیئتش

جانم فدای پیرغلامان هیئتش

هر کس به قدر معرفتش کار می کند

با اشتیاق صحبتِ از یار می کند

در اوج کار که پُر از اخلاص می شدند

گریان برای حضرت عباس می شدند

مجلس شروع شد، همه با آه و زمزمه

هر یک گرفته اند اجازه ز فاطمه

خدام درگهش همه بی ادعا شدند

با این که خسته اند ولی یک صدا شدند

دیدم دم از رفاقت دیرینه می زنند

محکم تر از همه به سر و سینه می زنند

چون شیرِ پاک خورده همه گریه می کنند

مانند بچه مرده همه گریه می کنند

گفتند: بی پناه به یک نیزه تکیه داد

در بند یک سپاه به یک نیزه تکیه داد

گفتند: عاقبت به لبش هم نخورد آب

گفتند: مانده بود تنش زیر آفتاب

گفتند: تشنه کام سرش را بریده اند

گفتند: روی سینه ی آقا دویده اند

گفتند: این غریب، میان وطن نبود

جز یک حصیر پاره برایش کفن نبود

 



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


خبر پیچید تا كامل كند دیگر خبرها را

خبر داغ است و در آتش می اندازد جگرها را

غروبی تلخ، بادی تلخ تر از دور می آمد

كه خم می كرد زیر بار اندوهش كمرها را

به روی روسیاهی یك به یك آغوش وا كردند

همان هایی كه بر مهمانشان بستند درها را

همان هایی كه در مسجد پدر را غرق خون كردند

به خون خویش غلتاندند، در صحرا پسرها را

و باد آرام درها را به هم می زد، صدا پیچید

كه برخیزید اهل كوفه آوردند سرها را

خبر آمد؛ سری بر نیزه ای قرآن تلاوت كرد

كسی جز آل پیغمبر ندارد این هنر ها را



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1396/06/26

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس-مصیبت های عاشورا


باز هم کوچه و بازار، پر از غم شده است

بر سر و سینه بکوبید، محرّم شده است

هر طرف می‌نگرم بوی عطش می‌آید

غیرت آب از آنسوی عطش می‌آید

از محرّم چه بگویم، سخنم گویا نیست

از محرّم چه بخوانم، غزلم شیوا نیست

از محرّم چه بگویم، جگرم خون شده است

آه، انگار جهان نیز دگرگون شده است

من کی ام؟ ذره‌ی ناچیز سر راه حسین

ای خوشا بوسه نشاندن به گلوگاه حسین

من کی‌ام؟ گرد و غبار لب درگاه حسین

من کی‌ام؟ شاعر گمنام هواخواه حسین

از قلم، معجزه‌ی تازه‌تری می‌خواهم

شعر سوزان شدید الاثری می‌خواهم

روضه خوانان! گره از عقدۀ ما باز کنید

دم بگیرید و همه مرثیه آغاز کنید

دم بگیرید و بگریید، شب عاشوراست

شب غربت، شب طوفان، شب مردان خداست

روح ما راهی بین الحرمین است، فقط

جان ما پیشکش عشق حسین است، فقط

قصه آغاز شد و سنگ به هق هق افتاد

آتش فاجعه در جان خلائق افتاد

شاهزاده علی اکبر که به میدان آمد

مثل یک سرو سرافراز خرامان آمد

همه مبهوت جوانمردی و رزم آوری اش

همه دلباخته ی  معرفت حیدری اش

عطر فردوس و نفسهای مسیحایی داشت

خوی پیغمبری و جذبه ی لیلایی داشت

ناگهان، همهمه در پرده ی افلاک افتاد

پیکر پاک علی اکبر، برخاک افتاد

از جگر گوشه ی لیلا چه بگویم، سخت است ...

دیگر از آن قد و بالا چه بگویم، سخت است ...

قاسم بن الحسن از دشت جنون می آمد

با لب تشنه و آغشته به خون می آمد

نوجوان بود ولی سینه ی دریایی داشت

قامت کوچک و تدبیر صف آرایی داشت

نوجوان بود ولی جام ولایت نوشید

عاقبت شربت شیرین شهادت نوشید

نوبت کودک شش ماهه، علی اصغر شد

حیف از آن غنچه که با تیر جفا، پرپر شد

ساقی تشنه لبان، مشک به دندان  آمد

مثل یک ماه جهانتاب رجزخوان آمد

کاش جاروکش آن صحن و سرایت بشوم

کاش «یا حضرت عباس» فدایت بشوم

لحظه ای که علم از دوش علمدار افتاد

کوه محنت به دل قافله  سالار افتاد

وای از قافله سالار و تن بی کفنش

وای از گودی گودال و سر بی بدنش

از جگرپاره ی زهرا چه بگویم ، سخت است ...

از عزیز دل مولا چه بگویم، سخت است ...

بعد از آن، قوم نبی را به اسارت بردند

هرچه از اهل حرم بود به غارت بردند

کنج تاریک خرابه،گل سرخی خفته

وای از درد یتیمی و غم ناگفته...

بیرق افتاد ولی زینب کبرا برخاست

با همان خطبه ی معروفش از جا برخاست

گرچه از داغ برادر،کمرش خم شده بود

آخرین فرصت پیکار،فراهم شده بود

**

کربلا هرچه بخواهیم، به ما خواهد داد

کربلا حاجت ما را به خدا خواهد داد



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1396/06/26

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


می وزد از ضبط صوت کودکی های "پری"

های های سنج و طبل و روضه های "کوثری"

چیزی از معنایشان هرگز نفهمیدم ولی

آتشی می زد به جانم نوحه های آذری

مثل پرچم های بی تاب عزا در رقص بود

طُرّۀ مویی که بیرون مانده بود از روسری

چون لباس مشکی ام،پیراهنی می خواستند

از منِ مادر،ع روسکهای پیراهن_زری

خفته بر درگاه مسجد،حالت معراج داشت

غرق خاک کفش های سینه زن ها، پا دری

پای من در گِل فرو می شد،دلم در عشق،تا

نوحه ای می خواند ابری با زبان مادری

باز می گشتند قزغان های نذری،رو سفید

پیش از آغاز محرم از دکان مسگری

می دود حسّ لذیذی در دلم از آن زمان

تا برای خانۀ همسایه نذری می بری...

باد می آید ولی این برگ های سرخ و زرد

می وزد از ضبط صوت کودکی های پری



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1396/06/26

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


این شهر را هوای محرم گرفته است

حال و هوای قلب مرا غم گرفته است

قبل از دهه برای عزای تو مادرم

اسپند و چایی و رطب بم گرفته است

 ((باز این چه شورش است))تو را مادرم حسین

در وقت شیر دادن من دم گرفته است

در بین نوکران تو لات محل ما

شیون کنان برای تو پرچم گرفته است

وقتی سماورم ز غمت جوش میزند

یعنی که چای روضه ی ما دم گرفته است 



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1396/06/26

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


طوقی دلم به گنبدت زائر شد

پرچم که سیاه شد قلم شاعر شد

پیک از طرف فاطمه آورده خبر

پیراهن مشکی شما حاضر شد



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1396/06/9

حضرت مسلم بن عقیل(ع)-شهدای منا-استقبال از محرم


خوش به حال عاشقی که با تو مَحرَم می شود

روزیِ چشمانِ او فیضی دمادم می شود

عاقبت هر کس دلش را شستشو داد از گناه

چشمهایش چشمۀ جوشانِ زمزم میشود

 پلکهایت باز کن درهایِ رحمت را مبند

بی نگاهِ تو دل ِ ما خانۀ غم میشود

در سر و رویم شده پیدا کمی مویِ سپید

فرصت دیدار دارد گوئیا کم میشود

دلبرِ احرام بسته،لیلیِ خیمه نشین

چون خمِ مویِ تو قامت هایمان خم میشود

این پیامِ ملت ما بود بر آل سعود

پاسخِ ما بر شما سیلیِ محکم می شود

تاقیامت مثلِ آن پیراهن غارت شده

حولۀ خونینِ این حُجاج پرچم می شود

بر مشامم میرسد هر لحظۀ بویِ کربلا

مادری آمادۀ ماهِ مُحرم می شود

مجلسِ روضه بهشت ماست بر زهرا قسم

زندگی بی گریه مانند جهنم می شود

سفره دارِ گریه بر ارباب شخصِ فاطمه است

مادرت صاحب عزایِ ذبحِ اعظم می شود

تاسحر مسلم میانِ کوچه ها آواره بود

اینچنین غربت گریبان گیر آدم می شود

زیر لب میگفت : جان مادرت کوفه میا

روزیِ زینب در اینجا درد وماتم می شود

دخترِ زهرا که جایش کوچه و بازار نیست

دارد اسباب پذیرایی فراهم می شود

ماجرایِ کوچه اینجا بر سرم تکرار شد

گیر کردن زیرِ پا سهم شما هم می شود

گوشۀ گودال،جایِ تنگ،زیرِ دست وپا

دنده ها اینگونه شکلش نا منظم می شود



موضوع : مسلم ابن عقیل، ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1395/07/15

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


شکر خدا که لطفِ تو دست مرا گرفت

مِهرت میان این دلِ ویرانه جا گرفت

امروز نه،که روز الست بربکم

باتو دلم بهانه ی کرب و بلا گرفت

آواز پر زسوز کسی میرسد ز عرش

ماه محرم آمده باید عزا گرفت

ما فکر می کنیم هنر کرده ایم، نَه

روضه برای بی کسی تو خدا گرفت

از من سیاه تر به خدا نیست مانده ام

چشمت چگونه راه من بی حیا گرفت

اعجاز می کند به خداوندی خدا

شور غمت به سینه ی هر کس که پا گرفت

پس می توان ز دست غلام سیاه تو

در روضه ها حواله ی کرب و بلا گرفت

یاد تمام پیر غلامان به خیر باد

سینه زدن ز گریه ی آنان بقا گرفت

سر می زند به رسم وفا حضرت نگار

گر هیاتی ز یادِ شهیدان صفا گرفت

امشب برایِ روز دهم گریه میکنم

این روضه را چگونه توان بی صدا گرفت

هنگام سربریدن تو آسمان بُرید

رفتی به روی نیزه به بالا هوا گرفت

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/14

حضرت زینب(س)-مناجات اول مجلس


من زینبم سفینه ی غمهای حیدرم

زیباترین نتیجه اعجاز کوثرم

مجلس به پا کنید محرم رسیده است

عبدخدا شوید در این ماه محترم

اول کسی که آمده در روضه فاطمه است

اول سلام کن به دل خون مادرم

بعد از سلام بوسه بزن با تمام عشق

بر پرچم سیاه عزای برادرم

حرف از وفا کسی نزند با وجود من

شیدا ترین هوایی ارباب بی سرم

باور کنید پرچم عشق حسین شد...!

بر پا به پای پارگی کهنه معجرم

با دست بسته حامی دلدار خود شدم

من زینبم خدیجه عشق پیمبرم

دنباله رسالت ختم رسالتم

من زینبم رسول شهیدان بی سرم

بر من نظر به چشم اسیری مکن خطاست

عالم اسیر ماست چه دانی از این حرم

عباس اگر حریف سپاهی ز کفر بود

من در خطابه با همه دنیا برابرم

مشمول فیض نیمه شب مادرم شده

آن دیده ای که گریه کند بر برادرم

آری عنایت سحری بود آنکه گفت:

در ابتدای یک غزل دیده ی ترم...

آهی کشیدم از دل خسته صدا زدم:

"ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم"

ماتم، ز وضع پیکر بی جامه ات حسین!

"آیا تویی برادر من ؟نیست باورم"



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، حضرت زینب كبری(س)، ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود به ماه محرم


محرّم، اشک و روضه، شور و هیأت

هوای پر زدن، شوق زیارت

اگر تا کربلا رفتی دل من

مشو راضی به کمتر از شهادت



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


هر که هست اهل ولا با ما بیاید کربلا

هر که میخواهد بلا با ما بیاید کربلا

هر که بیمار است و از هر در جوابش کرده اند

میدهد مولا شفا با ما بیاید کربلا

زادۀ ام البنین سرباز گیری میکند

گو به سرباز خدا با ما بیاید کربلا

دعوت از مولاست هر کس طالب مهمانی است

میزند هاتف صدا با ما بیاید کربلا

جامهٔ ماتم بپوش ای دل مُحَرّم آمده

گو به چاوش عزا با ما بیاید کربلا

بُعد منزل نیست عاشق را همین جا کربلاست

آمده اهل سما با ما بیاید کربلا

زشت و زیبا را در این بازار با هم میخرند

شاه باشد یا گدا با ما بیاید کربلا

کربلا هستند برخی، کربلایی نیستند

محرم قالو بلا با ما بیاید کربلا

از مدینه آمدم بیرون تمنّا کرده ام

شخص ختم الانبیا با ما بیاید کربلا

من نخواهم رفت زیر بار ظلم ظالمان

اهل غیرت، هر کجا با ما بیاید کربلا

اهل بحرین اهل مصر اهل یمن اهل عراق

اهل ایران هکذا با ما بیاید کربلا

جان من، ای اکبر من، دست قاسم را بگیر

گو عزیز مجتبی با ما بیاید کربلا

هشتم ذیحجه راه افتادم از امّ القرا

گفتم اهل کبریا با ما بیاید کربلا

با خدای کعبه عهد کربلایی بسته ام

تا خلیلش از منا با ما بیاید کربلا

در بقیع بودم شب هجران «کلامی» قول داد

مادرم خیرالنسا با ما بیاید کربلا



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


روزگاری می شود با گریه و غم زنده ام

من همین که مجلس روضه بیایم زنده ام

چند ماهی می شود چشم انتظارش بوده ام

با امید نوکریِ در محرم زنده ام

کام من را مادرم با خاک تربت باز کرد

سال ها با تربت شاه دو عالم زنده ام

چای روضه، باطنا آب بقایم می شود

تا که می نوشم از این کوثر دمادم زنده ام

جامه های زینتی اصلا نمی خواهم، فقط

در لباس مشکی و شال عزایم زنده ام

در تعارض بین مرگ و زنده بودن مانده ام

در خیابان مرده ام، در زیر پرچم زنده ام

آمده ماه محرم محتشم می خوانم و

باز هم با مقتل ابن مقرم زنده ام

با لب تشنه میان قتلگاه افتاده بود

تا ابد با گریه بر این داغ اعظم زنده ام

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود کاروان به کربلا


سردر این خانه ها با ما و پرچم باخودت

دسته سینه زنی با ما ولی دم با خودت

روزی اشک تمام نوکران هم باخودت

واقعاً دلواپسیم آقا محرم باخودت

از عزاداران آن آقای عطشانیم ما

رفته رفته نالۀ مظلوم دارد میرسد

مادری با کودکی معصوم دارد میرسد

آه آه خواهری مهموم دارد میرسد

خنجر کندی روی حلقوم دارد میرسد

از غم انگشترش پاره گریبانیم ما

چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب

روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب

جای او شمر آمده بالاسرش یابن شبیب

آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب

انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما



موضوع : ورود به ماه محرم، ورود کاروان به کربلا، 


( کل صحن های حسینیه : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء