حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1395/07/15

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


شکر خدا که لطفِ تو دست مرا گرفت

مِهرت میان این دلِ ویرانه جا گرفت

امروز نه،که روز الست بربکم

باتو دلم بهانه ی کرب و بلا گرفت

آواز پر زسوز کسی میرسد ز عرش

ماه محرم آمده باید عزا گرفت

ما فکر می کنیم هنر کرده ایم، نَه

روضه برای بی کسی تو خدا گرفت

از من سیاه تر به خدا نیست مانده ام

چشمت چگونه راه من بی حیا گرفت

اعجاز می کند به خداوندی خدا

شور غمت به سینه ی هر کس که پا گرفت

پس می توان ز دست غلام سیاه تو

در روضه ها حواله ی کرب و بلا گرفت

یاد تمام پیر غلامان به خیر باد

سینه زدن ز گریه ی آنان بقا گرفت

سر می زند به رسم وفا حضرت نگار

گر هیاتی ز یادِ شهیدان صفا گرفت

امشب برایِ روز دهم گریه میکنم

این روضه را چگونه توان بی صدا گرفت

هنگام سربریدن تو آسمان بُرید

رفتی به روی نیزه به بالا هوا گرفت

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/14

حضرت زینب(س)-مناجات اول مجلس


من زینبم سفینه ی غمهای حیدرم

زیباترین نتیجه اعجاز کوثرم

مجلس به پا کنید محرم رسیده است

عبدخدا شوید در این ماه محترم

اول کسی که آمده در روضه فاطمه است

اول سلام کن به دل خون مادرم

بعد از سلام بوسه بزن با تمام عشق

بر پرچم سیاه عزای برادرم

حرف از وفا کسی نزند با وجود من

شیدا ترین هوایی ارباب بی سرم

باور کنید پرچم عشق حسین شد...!

بر پا به پای پارگی کهنه معجرم

با دست بسته حامی دلدار خود شدم

من زینبم خدیجه عشق پیمبرم

دنباله رسالت ختم رسالتم

من زینبم رسول شهیدان بی سرم

بر من نظر به چشم اسیری مکن خطاست

عالم اسیر ماست چه دانی از این حرم

عباس اگر حریف سپاهی ز کفر بود

من در خطابه با همه دنیا برابرم

مشمول فیض نیمه شب مادرم شده

آن دیده ای که گریه کند بر برادرم

آری عنایت سحری بود آنکه گفت:

در ابتدای یک غزل دیده ی ترم...

آهی کشیدم از دل خسته صدا زدم:

"ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم"

ماتم، ز وضع پیکر بی جامه ات حسین!

"آیا تویی برادر من ؟نیست باورم"



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، حضرت زینب كبری(س)، ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود به ماه محرم


محرّم، اشک و روضه، شور و هیأت

هوای پر زدن، شوق زیارت

اگر تا کربلا رفتی دل من

مشو راضی به کمتر از شهادت



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


هر که هست اهل ولا با ما بیاید کربلا

هر که میخواهد بلا با ما بیاید کربلا

هر که بیمار است و از هر در جوابش کرده اند

میدهد مولا شفا با ما بیاید کربلا

زادۀ ام البنین سرباز گیری میکند

گو به سرباز خدا با ما بیاید کربلا

دعوت از مولاست هر کس طالب مهمانی است

میزند هاتف صدا با ما بیاید کربلا

جامهٔ ماتم بپوش ای دل مُحَرّم آمده

گو به چاوش عزا با ما بیاید کربلا

بُعد منزل نیست عاشق را همین جا کربلاست

آمده اهل سما با ما بیاید کربلا

زشت و زیبا را در این بازار با هم میخرند

شاه باشد یا گدا با ما بیاید کربلا

کربلا هستند برخی، کربلایی نیستند

محرم قالو بلا با ما بیاید کربلا

از مدینه آمدم بیرون تمنّا کرده ام

شخص ختم الانبیا با ما بیاید کربلا

من نخواهم رفت زیر بار ظلم ظالمان

اهل غیرت، هر کجا با ما بیاید کربلا

اهل بحرین اهل مصر اهل یمن اهل عراق

اهل ایران هکذا با ما بیاید کربلا

جان من، ای اکبر من، دست قاسم را بگیر

گو عزیز مجتبی با ما بیاید کربلا

هشتم ذیحجه راه افتادم از امّ القرا

گفتم اهل کبریا با ما بیاید کربلا

با خدای کعبه عهد کربلایی بسته ام

تا خلیلش از منا با ما بیاید کربلا

در بقیع بودم شب هجران «کلامی» قول داد

مادرم خیرالنسا با ما بیاید کربلا



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


روزگاری می شود با گریه و غم زنده ام

من همین که مجلس روضه بیایم زنده ام

چند ماهی می شود چشم انتظارش بوده ام

با امید نوکریِ در محرم زنده ام

کام من را مادرم با خاک تربت باز کرد

سال ها با تربت شاه دو عالم زنده ام

چای روضه، باطنا آب بقایم می شود

تا که می نوشم از این کوثر دمادم زنده ام

جامه های زینتی اصلا نمی خواهم، فقط

در لباس مشکی و شال عزایم زنده ام

در تعارض بین مرگ و زنده بودن مانده ام

در خیابان مرده ام، در زیر پرچم زنده ام

آمده ماه محرم محتشم می خوانم و

باز هم با مقتل ابن مقرم زنده ام

با لب تشنه میان قتلگاه افتاده بود

تا ابد با گریه بر این داغ اعظم زنده ام

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود کاروان به کربلا


سردر این خانه ها با ما و پرچم باخودت

دسته سینه زنی با ما ولی دم با خودت

روزی اشک تمام نوکران هم باخودت

واقعاً دلواپسیم آقا محرم باخودت

از عزاداران آن آقای عطشانیم ما

رفته رفته نالۀ مظلوم دارد میرسد

مادری با کودکی معصوم دارد میرسد

آه آه خواهری مهموم دارد میرسد

خنجر کندی روی حلقوم دارد میرسد

از غم انگشترش پاره گریبانیم ما

چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب

روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب

جای او شمر آمده بالاسرش یابن شبیب

آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب

انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما



موضوع : ورود به ماه محرم، ورود کاروان به کربلا، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


باز چشمان دو عالم شده گریان حسین

سینه ی ارض و سما گشته پریشان حسین

باز بر گوش فلک روضه ی او می خوانند

آتشی هست به دل از غم سوزان حسین

پرچم بزم عزا ، سینه زنی گشته به پا

باز دنیا شده یکسر همه از آن حسین

باز عالم همگی بر سر خوان کرمند

ریزه خوارند دو دنیا همه از خوان حسین

دردمندان دو عالم همه در جوش و خروش

همگی دربه در دارو و درمان حسین

روز محشر بخدا بی سر و سامان نشود

هر دلی را که بود بی سر و سامان حسین

زیر این خیمه ی ماتم ز خدا می خواهیم

دست ما را برسانید به دامان حسین

**

خواهری گفت به صد ناله و افغان که مزن

خیزران را تو دگر بر لب و دندان حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


خوب است که از خود خبری داشته باشم

بر حال خرابم نظری داشته باشم

ای کاش که در روضه ی شب های مُحَرَّم

با لطف شما چَشمِ تَری داشته باشم

از آتش این عشق که افتاده به جانم

پیوسته دلِ شُعله وری داشته باشم

صد شکر که قسمت شده تا باز برایت

شعر و غزل مختصری داشته باشم

افسوس نشد ماه عزاداری ات آقا

جز شعر سرودن هنری داشته باشم

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شد

 چشم بستم درون خود باشم کربلای غمت مجسّم شد  

همه ی آنچه روضه خوان می گفت پشت این چشم بسته می دیدم

بی خود از خود سیاه پوشیدم کار ده روزم اشک و ماتم شد 

عبد بودن ، غلامتان بودن آرزوی محال و دوری بود

 هرکجا سر زدم نشد امّا وسط روضه ی تو کم کم شد  

در زمین ما در آسمانها هم جمع پیغمبران عزادارت

 سینه زن نوح ، گریه کُن عیسی ، روضه خوان غم تو آدم شد  

رشته اتّصال من با تو نخ پرچم سیاه هیأت بود

من که ممنونم از علمدارت باز دستم دخیل پرچم شد  

معتقد بودم از همان اول عشق یعنی حسین یعنی تو

وسط روضه ی سه ساله و شام اعتقادم به عشق محکم شد  

راستی دخترم همین امشب تشنه ی آب شد لبش خشکید

یادم افتاد چشم نم دارت با نگاه رقیّه پر غم شد

یادم آمد که مشک بی سقّا التماس لب تو را می کرد

یادم آمد رسیدی و قدّت از کمر تا شد از کمر خم شد



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


بی تو زمین زمینۀ خرّم شدن نداشت

نسل بشر لـیاقت آدم شدن نداشت

ای عشق کُل، که کل جهان جزء کُلِّ توست

بی تو جهان شهامت عالم شدن نداشت

ای حُرمت قبیلۀ قبله، بدون تو...

بیت الحرام، قدر معظّم شدن نداشت

هاجر سلام بر لب شش ماهۀ تو داد

زمزم وگرنه جوشش زمزم شدن نداشت

بی گریه بر غمت به جمال جمیل حق

چشم کسی اجازۀ مَحرم شدن نداشت

این جوش خون توست وگرنه کسی دلِ_

_آمادۀ عزای محرّم شدن نداشت

حرف شفاعت تو اگر در میان نبود

صف های روز حشر منظّم شدن نداشت



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


حال و هوای کوچه، غم‌آلود و درهم است

پرچم به اهتزاز درآمد، محرّم است

می‌گرید آسمان و زمین، در محرّمت

طوفانی از حماسه به پا می‌کند غمت

ابلاغ می‌کنند به یاران، سلام تو

قد می‌کشند باز علم‌ها، به نام تو

هر جا که نام توست، مکان فرشته است

بر هر کتیبه‌ای که ببینی، نوشته است

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»

باید در این حسینیه، از خود سفر کنیم

باید در این مقام، شبی را سحر کنیم

با کاروان گریه، مسافر شدم تو را

امشب در این حسینیه زائر شدم تو را

تا گفتم «اَلسلامُ عَلیکُم» دلم شکست

نام حسین، بند دلم را، ز هم گسست

دیدم که ابرهای جهان، گریه می‌کنند

در ماتمت زمین و زمان، گریه می‌کنند

دیدم «عزای اشرف اولاد آدم است»

دیدم «سر ملائکه بر زانوی غم است»

رفتم که شرح عصمت «ثارُ اللَّهی» کنم

چیزی نمانده بود که قالب تهی کنم

خورشید رنگ و بوی تغیّر گرفته بود

تنگ غروب بود و فلک گُر گرفته بود

ای تشنه‌کام! بود و نبود تو را چه شد؟

سقّایِ یاس‌های کبودِ تو را چه شد؟

بر اوج نیزه‌ها، کلمات تو جاری است

این قصّه، قصّهٔ تَبَر و استواری است

ای اسم اعظمت به زبانم، عَلَی الدَّوام

ما جاءَ غَیرُ اِسمُکَ فی مُنتَهَی الکَلام

آیین من تویی، که تویی دین راستین

بَل ما وَجَدتُ غَیرَکَ فی قَلبِیَ الحَزین

آن بحر پر خروش، دگر بی‌خروش بود

خورشید تکّه تکّهٔ زینب، خموش بود



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


آنچنان که بارش باران نم نم دیدنی است

چشم خیس گریه کن های شماهم دیدنی است

هم نزول حضرت جبریل سوی روضه ها

هم گدایی کردن امثال حاتم دیدنی است

اکثر ایام گرچه خالی از زیبایی است

چهره این شهر در ماه محرم دیدنی است

ظاهر آراسته خوب است اما این دهه

صورت زخمی و موی نامنظم دیدنی است

می شود معشوق با لبخند زیباتر ولی

چهره ی هرعاشقی همراه با غم دیدنی است

صحنه ای از مرقدت نقش است در اندیشه ها

کربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنی است

مثل آن روزی که یک عاشق به دلبر میرسد

لحظه پیوستن شاه و گدا هم دیدنی است

عشق بازی از نگاه مسلم و حر و حبیب

باغریبی، سر به زیری، قامت خم دیدنی است

یا غیاث المستغیثین منی هنگام مرگ

میزبانی تو در آن واپسین دم دیدنی است

درمیان نامه اعمال در محشر فقط

روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی است

کاش میفهمید اهریمن که در ملک وجود

حلقه خاتم به دست شاه عالم دیدنی است

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1395/07/8

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس- شب اول محرم


چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم

رسیده نوبت گریه دمیده ماه محرم

چگونه شکر بگویم؟ که زیر سایه ی پرچم

کنار حضرت زهرا نشانده اند مراهم!

چگونه شکر بگویم؟ چگونه شکر بگویم؟

دوباره گرم گلوی بریده است گلویم!

چگونه شکر بگویم که بنده... نوکرتانم؟

همیشه طالب فیض عظیمِ محضرتانم

تمام سال گدای کنار معبرتانم

غلام لطف لطیفِ نگاه مادرتانم

ستاره های هدایت، موالیان کرامت!

من و هراس قیامت، شما و لطف و عنایت

شما... ولیّ خدا، من شکسته ی غمتانم

شما دلیلِ شفا، من مریض یک دمتانم

شما نسیم صفا، من غبار مقدمتانم

شما امیر وفا، من اسیر پرچمتانم

ز دست عشق شما که زدید شعله به جانم

چرا غزل ننویسم؟ چرا ترانه نخوانم؟

درست مثل قناری، قناریِ لبتانم

شبیه ماه، گرفتار خلوت شبتانم

همیشه مشتری روضه های پُر تبتانم

چه میشود که ببینم شبی مقرّبتانم؟

همان که اول خلقت اساسنامه نوشته

مرا به راه ولایت دریده جامه نوشته

من و نگاه شما و پناه صحن و سراتان

چگونه شکر کنم که شدم مدیحه سراتان؟

شکسته باد سری که زمین نخورده به پاتان

فرشته های خدایی مقیم بزم عزاتان

به شوق بارش رحمت، غریق زمزمه هستم

دخیل بزم عزای عزیز فاطمه هستم

عزای هستی عالم عزای عشق مجسّم!

عزای کشته ی تشنه عزای صاحب زمزم

عزای یک سر بر نی عزای یک تن درهم

بخوان که جان بسپارم ز داغ وارث آدم

"سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خداکند که نباشد سر برادر زینب"

***

با تشکر از شاعر گرامی   



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1395/07/8

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


این بیرق و سیاهی ماتم مقدس است

آب و هوای تکیه برایم مقدس است

اشک برای تو بخدا ارث مادری ست

این قطره های جاری شبنم مقدس است

فرمود امام صادق علیه السلام که

چون گریه کرد بر غمت آدم مقدس است

در شش شبانه روز زمین آفریده شد

شش گوشه ات برای خدا هم مقدس است

تو انتهای دار و ندار منی حسین

دیدی چقدر دار و ندارم مقدس است

در بین ماه های خدا جور دیگری

بر ما هلال ماه محرم مقدس است

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1395/07/8

امام حسین(ع)-روضه های دهه محرم


به گوش تیر گفتا تیغ، بی سر کردنش با من

اگر چشمی به سوگش خشک شد ، تَر کردنش با من

تو کارت را بکن با شعبه ها من هم حواسم هست

حسین اکبر اگر آورد، اصغر کردنش با من

جواب تیغ را تیر اینچنین از روی زه پَر داد

اگر اصغر بیارد ذبحِ اکبر کردنش با من

اگر که لاله ی عباسی خود را حسین آورد

تو دستش را بزن ای تیغ،پر پر کردنش با من

رها شد نیزه ای و گفت مسئولیت این سر

از اینجا تا شبِ تقدیمِ دختر کردنش با من

صدای نیزه را خاری شنید و گفت بعد از ظهر؛

ز خیمه هر که آمد سَدِّ مَعبَر کردنش با من

یقیناً شیشه ی پای رقیه بی تَرَک مانده

مغیلان را خَبر کردم مشجّر کردنش با من

همین طور اسبی از آن دور با نُه اسب دیگر گفت

شبیه قاسمش ، چندیدن برابر کردنش با من 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم

سلام ماه حسین جان و گریه های محرم

چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه

شبیه کعبه سیه پوش ماجرای محرم

چه سینه ها که بسوزند در مصائب ارباب

چه اشک ها که بریزند در عزای محرم

به روی پیرهن مشکی ام نوشته ام امسال

منم گدای حسین و منم گدای محرم

تمام سال صدای حسین حسین می آید

از آن دلی که شود سخت مبتلای محرم

پیام فاطمه این است: شیعیان حسینم!

سلوک روضه بگیرید پا به پای محرم

سلام روضه ی غربت، سلام حضرت مسلم

چه حیف شد نرسیدی به ابتدای محرم

حسین می رسد و کربلاست مقصدش، اما

امان ز کرب عظیم و غم و بلای محرم

***

با تشکر از شاعر گرامی   



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


محرم آمده شکر خدا کنیم همه

به گریه محشر کبرى به پا کنیم همه

به شکر اینکه رسیدیم به عزاى حسین

ز سینه عقده ی یک ساله وا کنیم همه

همه حسینیه ها تحت قبه ی یار است

رسیده وقت اجابت دعا کنیم همه

با نام یک یک ما صدا زده زهرا

به اذن او پسرش را صدا کنیم همه

دوباره فاطمه در عرش مو پریشان است

به ناله حق نمک را ادا کنیم همه

حسین کشته ی اشک و ما طبیب حسین

به اشک زخم تن او دوا کنیم همه

خدا به عشق حسینش گناه ما بخشید

ازین به بعد ز آقا حیا کنیم همه

قسم به عشق محرم بهار مردن ماست

تمام زندگى خود فدا کنیم همه

حلال تیغ هلال است خون سینه زنان

حرام باد که چون و چرا کنیم همه

قسم به نام خمینى و غیرت شهدا

در این مسیر به او اقتدا کنیم همه

به یک سلام ازین راه دور بر ارباب

دل شکسته ی خود کربلا کنیم همه

تنى بدون کفن روى خاک صحرا بود

همیشه گریه بر آن بوریا کنیم همه

سلام بر حرم عرش عزیز خدا

سلام ما به حسین غریب کرببلا



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-روضه های دهه اول-مناجات اول مجلس


نان گرمِ روضه را از شور می گیریم ما

از تنور سرد دوزخ، نور می گیریم ما

سردرِ هر بیت، پرچم می زنیم از اشک خویش

آخرِ شیرین زبانی، شور می گیریم ما

***

از «شب اول»، چو مسلم، کوچه گردِ کوفه ایم

تو بگو آئینه، پیش کور می گیریم ما

فصلِ ماهیگیری ار رودِ گل آلودِ وفاست

پیش پای چشم مردم، تور می گیریم ما

در «شب دوم» صدای کاروان را بشنوید!

حالِ موسی را خبر از طور می گیریم ما

شد «شب سوم» بساط گریه هامان جور شد...

پس سراغِ سیلی ناجور میگیریم ما

شاعریم و تورمان کرده است خاتون حسین!

روضه ی فاش از رخِ مستور می گیریم ما

آن شبِ قدری که می گویند، یلدای غم است

یک «شب سوم» برای درک این روضه، کم است

جسم زهرا را مثال از حور می گیریم ما

شاعریم و با رقیه ، اهل مضمون می شویم

پیش نور چهره اش منشور می گیریم ما

در «شبِ چارم» فقط: «دایی حسن»... «دایی حسین»

هردو خواهر زاده را منظور می گیریم ما

***

در حنابندانِ قاسم، از حسن جانِ حسین

حاجتِ خود، چشمِ دشمن، کور...! می گیریم ما

ما عوامیم و شبِ قاسم، اگر کِل می کشیم

روضه ای گمگشته را مشهور می گیریم ما

***

تا شب هشتم اگر عمرِ خماری راه داد

شیشه شیشه در بغل، انگور می گیریم ما

ای به قربانِ شبِ هشتم، در آغوش عبا،

آنچه باقی مانده از ساطور می گیریم ما

دست تاسوعا، به ذوق تشنگی پا  می دهد

از لب مافوق خود، دستور می گیریم ما

ردّ دست ماه، روی چوب پرچم مانده است

مرز و بوم روضه  را هاشور می گیریم ما

شد شبِ آخر! مناجات از عسل شیرین تر است

خیمه ها را کندوی زنبور می گیریم ما

***

صبح عاشوراست! دسته دسته مطرب می شویم

طبل و نی... سنج و دقل... شیپور می گیریم ما

صبح عاشورا... چه نزدیک است راه خیمه ها!

راه گودال است آنکه دور می گیریم ما!

صبح عاشورا... علی اصغر کفن پوشیده است!

از دل گهواره راه گور می گیریم ما

صبح عاشورا، هوای گریه دار صنف ماست

 لقمه ها از سفره ی «منصور» می گیریم ما



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


حس می كنی زمین و زمان گریه می كنند

وقتی كه جمع سینه زنان گریه می كنند

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است

در ماتم تو پیر و جوان گریه می كنند

این سیل، سیل اشك عزادارهای توست

چون ابر با تمام توان گریه می كنند

تو كیستی كه در غم از دست دادنت

مردان ما شبیه زنان گریه می كنند...



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


در مُحرم هر که صاحب منبر است

در قیامت عرش را تاج َسر است

غافل از "کبریت اَحمر" گر شود*

شعله ی سر دونهال بی بَر است

بی مرور این کتاب رهگشا

مطلبش ناقص کلامش اَبتر است

شرح حال و روز نوکر خواندنی است

بارها کبریت اَحمر خواندنی است

دانش هرکس وسیع تر دُرّتر است

پُر بُکاتر هرکه باشد کُر تر است

با وفاتر هر که شد، عباس تر

با ادب تر هرکه باشد، حُر تر است

مستند خوان تو که مُقُبِل تر شوی

فاطمه گِرید که بیدل تر شوی

 

*** 

*كتاب كبریت احمر تالیف عالم جلیل القدر آیت الله محمد باقر بیرجندی(ره) كتابی است كه در اصل برای وعاظ و اهل منبر نوشته شده است و شرایط و آداب منبر را به تفصیل بیان میكند اما به دلیل این كه این كتاب شامل بسیاری از مطالب اخلاقی و عرفانی است خواندن آن برای عموم توصیه میشود



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


از محرم ، حرمی دور و برِ ماه کشید

از دو چشم من و تو تا حرمش راه کشید

در کویر من و تو روضه گرفت و آنگاه

آب شیرین حیات از دل این چاه کشید

روضه خواند و ره صد ساله ی ما یک شبه شد

این همه فاصله را یک شب ِکوتاه کشید

مجلس روضه ی خود را که مزیّن فرمود

تا بهشتش همه را برد و به همراه کشید

عده ای را به هوای حرمش مهمان کرد

عده ای را دم در خادم درگاه کشید

 این  بهشتی که است نهر و می و ساقی دارد

این  بهشتی است که ارباب به دلخواه کشید

 در محرم ، حرمی دارم و دلخوش هستم

که مرا گریه کن این حرمِ ماه کشید

 گریه ی من به فدای جگر سوخته اش

که دلش آب شد از بس جگرش آه کشید



موضوع : ورود به ماه محرم، 
سه شنبه 1395/07/6

روضه شب اول محرم-روضه حضرت زهرا(س)-بحر طویل


شب اول برای روضه رفتم اذن از مادر گرفتم/با غم و مهر حسین دستور تا آخر گرفتم/چونکه رخصت داد مادر سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
آمدم در روضه با احساس، حس پنج گانه/صادقانه/بیکرانه/شاعرانه/عاقلانه/عاشقانه
پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه ای دارد
برای روضه ی غیرت ولیکن چشم و گوشم راگرفتم تانفهمم دردیعنی چه؟/گرفتم گوش را تا نشنوم طعم صدای خوردن سیلی به روی زن،
کنار مرد یعنی چه؟
برای روضه ی غیرت برای خاطر مولا برای درک آقایم/فقط با حس بوئیدن به متن روضه می آیم
همینکه بو کشیدم آمد ازشش سمت بوی یاس/ولی درعطر این گل طعم پررنگ کبودی نیز شد احساس
به جز بوی کبود یاس بوی عود هم آمد/مشامم سوخت زیرا برمشامم بوی داغ دود هم آمد
چنانکه حرف تیز میخ را دراصل گوش چوب می فهمد/کسی که خورده سیلی بوی خون را خوب می فهمد
چه بوی گرم خونی می رسد از راه در اینجا/ ومن از بوی خاک و بوی نم فهمیدم آمد اشکهای شاه در اینجا
کناردر/مشامم پرشده دیگر/می آید بوی یاس و بوی دود و بوی خاک و بوی خاکستر
ودر پایان روضه آه بوی تند سیبی ناگهان آمد/گمانم که حسین بن علی ازخانه سمت مادرش سینه زنان آمد
میان روضه ی مادررسیده برمشامم بوی خاک کربلا آخر/که هرجا سرگذارم می گذارم سربه سجده روی خاک کربلا آخر
حواس پنج گانه پرت شد ازمادر و آمد سوی گودال/رسیده خواهری با پنج حس کامل خود اسب خونین را به استقبال/و زینب می رود از حال/ بااندوه مالامال
حواس اهل خیمه کاملا از کار افتادند/پس از این اهل خیمه روی خار و سنگ ها بسیار افتادند
دراینجا تا صدای اسب ها آمد برای خیمه واضح شد که پیکر برنمی گردد
/
فقط حس ششم می گفت دیگر برنمی گردد/ فقط حس ششم می گفت با زینب برادر برنمی گردد



موضوع : مسلم ابن عقیل، ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1394/08/14

امام حسین(ع)-مناجات


عمرم گذشت اما بدرد تو نخوردم

شرمنده ام آقا بدرد تو نخوردم

تو فکر من بودى ولیکن من نبودم

اصلا به فکر نوکرى کردن نبودم

من دور بودم تو مرا نزدیک کردى

راه مرا از کربلا نزدیک کردى

گفتى اگر تو بى پناهى من حسینم

حتى اگر غرق گناهى، من حسینم

گفتى بیا پاک از گناهت میکنم من

تو رو به چاهى، رو به راهت میکنم من

گفتى بیا مثل تو خیلى خار دارم

حتى براى مثل تو هم کار دارم

آواره ام، آواره را آواره تر کن

بیچاره ام، بیچاره را بیچاره تر کن

آوارگى در این حسینیه می ارزد

بیچارگى در این حسینیه مى ارزد

هرشب اسیرم میکنى پاى بساطت

دارى تو پیرم میکنى پاى بساطت

من چاى میریزم گناهم را بریزى

یکجا تمام اشتباهم را بریزى

شان نزولت میکند آخر بلندم

سر را تو دادى جاى آن من سربلندم

وقتى گذر کردند خیلی ها ازینجا

رفتند تا معراج تا بالا ازینجا

اینجا گرفته از خدا عیسى دمش را

اینجا خدا بخشید آخر آدمش را

من خام بودم غصه و غم پخته ام کرد

این پخت و پزهاى محرم پخته ام کرد

میبینم اینجا پنج تا نور مقدس

این آشپزخانه ست یا طور مقدس

اینجا همانجایی ست که مولا میاید

زینب میاید، بیشتر زهرا میاید

پخت و پز آقاى بى سر را به من داد

درکارهایش کار مادر را به من داد

من عالمى دارم در اینجا با رقیه

هروقت دستم سوخت گفتم یا رقیه

منت ندارم بر سرت...تو لطف کردى

حالا که هستم نوکرت تو لطف کردى

یک شب غذاى خواهرت را بار کردم

یک شب غذاى دخترت را بار کردم

باید که دست از هرچه غیرکربلا شست

دیگ تو را شستم خدا روح مرا شست

خدمت تجلى ارادتهاى شیعه ست

بالاترین نوع عبادتهاى شیعه ست

ما به ولایت میرسیم از این مودت

ما به مودت میرسیم از راه خدمت

خدمت در این خانه تنها فرصت ماست

گفتند:اینجا پنج روزى نوبت ماست

این پارچه مشکى-فداى روى ماهش-

دارد سفیدم میکند رنگ سیاهش

از سوخته دلها نگیر آقا غمت را

یک وقت از دستم نگیرى پرچمت را

بگذار یک گوشه به پاى تو بمیرم

کنج حسینیه براى تو بمیرم

منکه به غیر از لطف تو یارى ندارم

منکه به غیر از کار تو کارى ندارم

آنقدر بین دسته هایت ایستادم

نذر على اصغر تو آب دادم

اى کاش بین ایستادن ها بمیرم

آخر میان آب دادن ها بمیرم

خوب است نوکر آخرش بى سر بمیرد

خوب است بین نوکرى نوکر بمیرد

خوب است ما هم گوشه اى عطشان بیفتیم

در زیر پاى این و آن عریان بیفتیم

خدمت به این بى رنگ و رو هم رنگ و رو داد

این کفش ها را جفت کردن آبرو داد

درهرکجا که نام پیراهن میاید

زهرا میاید پیش ما حتما میاید

من دست بر سینه دم در مینشینم

در مجلس فرزند مادر را ببینم

من مینشینم کار و بارم پا بگیرد

شاید به من هم چادر زهرا بگیرد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1394/08/13

امام حسین(ع)-مناجات


شادی جهان هیچ است عشق است همین غم را

هرثانیه میخواهیم  این عالم ماتم را

همدست ملائک شد شد آبرویش تضمین

دستی که در این شب ها برداشته پرچم را

کشتی حسین افتاد یکبار دگر برآب

از دست نباید داد هرفیض فراهم را

هرجا که حسین آمد احسان خدا آمد

از برکت آقا بود بخشید اگر آدم را

در ماه خدا حتی ما با دهن روزه

هرروز طلب کردیم شبهای محرم را

هر وقت دو دم دادیم هر مرده ای احیا شد

آقا تو نگیر از ما دم های دمادم را

نذری حسینیه از بس به همه چسبید

انداخته از رونق آوازه ی حاتم را

یا مثل رسول ترک یا اینکه چنان طیب

از لطف زیادش کن این معرفت کم را

اسلام حسینی شد اسلام حسینی ماند

مدیون خودت کردی پیغمبر اکرم را

ای وای از آن دم که با قامت خم زینب

دارد بروی دستش یک پیکر در هم را

چه با سر و چه بی سر احیاگر زینب شد

دیدند همه بر نی عیسای معظم را



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
سه شنبه 1394/08/5

امام رضا(ع)-تشکر بعد از دهه محرم


گرچه از دست خودم یه خرده دلخور اومدم

راستش و بخواى برا عرض تشكر اومدم

نه گداىِ خوبیَم نه عاشقى خوب بلدم

اومدم ده شب عزاداریمو تحویلت بدم

یه دهه سینه زنى و گریه هرچى بود گذشت

شب هفتمى كه چشم به راش بودم چه زود گذشت

به صدام تو روضه جون تازه دادى مهربون

برا نوكرى بهم اجازه دادى مهربون

قسمتم شد كه باگریه خیمه رو علم كنم

واسه سینه زناى جد تو چایی دم كنم

راه دادى تاخودمو پا این علم دٌرٌس كنم

شعر بگم نوحه بخونم و دو دم دٌرٌس كنم

واسه مزد نیومدم، گفتى ولی به هرجهت

نمك سفرتونم از خودمون بخواین فقط

جواب حرفاى توى دلمو خودت بده

من گداى خودتونم صلمو خودت بده

حرفاى دلم باید كه هر گوشش بیتى بشه

اولش مى خواستم این ترانه هش(ت) بیتى بشه

ولى این یادم اومد روبروى باب الجواد

روزى كن از این به بعد تنها بیام حرم زیاد



موضوع : ورود به ماه محرم، وداع با محرم و صفر، مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
دوشنبه 1394/08/4

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


یک وقت از ما نوحه و دم را نگیری

سینه زنی و شور و ماتم را نگیری

خیلی میان روضه هایت سود کردیم

یک موقع از ما روضه و غم را نگیری

سینه زدم تا که گناهم را بریزی

این کمترین چیزی که دارم را نگیری

حال بد ما با وجود روضه خوب است

از دست نوکرهات مرهم را نگیری

آقا برای ما محرم خیرها داشت

از ما گنهکاران محرم را نگیری

با هم خریدی خوب و بد را بین روضه

این گریه کردن های با هم را نگیری

در بین روضه التماست می کنم من

جانم بگیری،گریه هایم را نگیری

در بین هیأت کار من پرچم زدن شد

دستان من خالیست...پرچم را نگیری!

یک شب میان روضه ات گفتم خدایا

از نوکران شاه دو عالم را نگیری

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1394/07/26

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


بر دل بی درد ما غم لطف کن

زخم دل را باز مرهم لطف کن

بر کویر چشمهای خشک ما

چشمه ای مانند زمزم لطف کن

گریه ای بی وقفه می خواهم ز تو

مثل اشک نوح و آدم لطف کن

بیرق تو آبروی عمر ماست

ناله را در زیر پرچم لطف کن

تا که پا بر جا بمانم پای تو

اعتقادی خوب و محکم لطف کن

روزی روزانه ما را بگیر

جای آن اشک محرم لطف کن

روضه سربسته را پایان بده

روضه ای باز و مجسم لطف کن

سفره دار روضه تو فاطمه است

درک آن بانوی اعظم لطف کن

در میان روضه های آتشین

دیدن آن قامت خم لطف کن

دیده ام را زائر مهدی نما

در کنارش کربلا هم لطف کن

من که نشناسم کسی غیر از خودت

چون که عمری دیده ام خیر از خودت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
شنبه 1394/07/25

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


آنچنان که بارش باران نم نم دیدنی است

چشم خیس گریه کن های شماهم دیدنی است

هم نزول حضرت جبریل سوی روضه ها

هم گدایی کردن امثال حاتم دیدنی است

اکثر ایام گرچه خالی از زیبایی است

چهره این شهر در ماه محرم دیدنی است

ظاهر آراسته خوب است اما این دهه

صورت زخمی و موی نامنظم دیدنی است

می شود معشوق با لبخند زیباتر ولی

چهره ی هرعاشقی همراه با غم دیدنی است

صحنه ای از مرقدت نقش است در اندیشه ها

کربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنی است

مثل آن روزی که یک عاشق به دلبر میرسد

لحظه پیوستن شاه و گدا هم دیدنی است

عشق بازی از نگاه مسلم و حر و حبیب

باغریبی، سر به زیری، قامت خم دیدنی است

یا غیاث المستغیثین منی هنگام مرگ

میزبانی تو در آن واپسین دم دیدنی است

درمیان نامه اعمال در محشر فقط

روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی است

کاش میفهمید اهریمن که در ملک وجود

حلقه خاتم به دست شاه عالم دیدنی است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1394/07/23

ورود به ماه محرم


ماه عزا آمد دل عالم گرفته

زهرا بُنَیَّ یا بُنَیَّ دم گرفته

هرکس به هرنحوی عزادار شما هست

حتی خدا در عرش خود ماتم گرفته

کوچه به کوچه تا ابد شرمنده ی توست

در "مُلک ری" هر خانه رنگ غم گرفته

دیدم که از عشق شما لات محله

رفته برای روضه ات پرچم گرفته

راه نجات ما گنه کاران شمائید

با گریه بر تو، توبه ی آدم گرفته

حتما پشیمان میشود در روز محشر

لطف تو را هرکس که دست کم گرفته

شاهان عالم ریزه خواران تو هستند

دست گدایی سوی تو حاتم گرفته

بالا سرت هرکس که آمد دست پُر رفت

این "پیروهن" ، آن دیگری "خاتم" گرفته

برخیز دور خیمه ی زینب شلوغ است

دور و برش را چند نامحرم گرفته

اهل و عیالت بعد تو آقا اسیرند

برخیز تا در خیمه ها آتش نگیرند



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1394/07/23

ورود به ماه محرم-غزال


رنگ عالم شد سیاه

درجهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه

تکیه تکیه یاحسین

درغمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه

چونکه بالاتر نداشت

درمیان ماه ها ماه محرم شد سیاه

در مِنا امسال آه

علقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاه

جلد مانند لباس

بر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاه

پوست درسینه زنی

سرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاه

بین این رنگین کمان

دل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاه

برتن مسلم هم آه

رد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه



موضوع : ورود به ماه محرم، مسلم ابن عقیل، 


( کل صحن های حسینیه : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه نوحه در آپارات

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء