حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


در صحن دل وزیده هوای مُحَرَمَت

بر گوش جان رسیده صدای مُحَرَمَت

ما بیقرار منتظر روضه مانده ایم

اصلا تمام سال، فدای مُحَرَمَت

همپای نوکران تو راهی هیئتیم

پوشیده ایم رخت عزای مُحَرَمَت

قطعا کسی به سفره حاتم نمی دهد

یک لقمه از طعام و غذای مُحَرَمَت

هرگز نصیب آتش دورخ نمی شود

چشمی که گریه کرده برای مُحَرَمَت



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


باز فصلِ عزا و ماتم شد

باز هم موسمِ محرم شد

روزیِ این دو ماهِ ما اشک است

گریه بر داغِ عشق، مرهم شد

رحمتِ حق نثارِ چشمی که

خیس، حتی به قدرِ یک نم شد

دم گرفتیم با: حسین، حسین

اسمِ ارباب، اسمِ اعظم شد

روضه‌خوان گفت: السلام علیک...

ناگهان از گناه‌مان کم شد

جان به قربانِ تشنه‌کامی که

هرقَدَر نیزه خورد...محکم شد

روضه مانند زخم‌ها باز است

زیر انبوهِ تیغ، درهم شد

بدنی روی خاک افتاد و...

یک‌تنه آبروی عالم شد



موضوع : ورود به ماه محرم، 
جمعه 1396/06/31

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


آمد محرم و خبرم را زِ غم بپرس

از قلب من زِ حال و هوای حرم بپرس

از منبر و حسینیه و شال و پرچم و

از بیرق و کتیبه و طبل و علم بپرس

ماه عزا رسید ، زِ سرهای قدسیان

در بارگاه قدس به زانوی غم بپرس

سنگینیِ مصیبتِ او را ز نوحه و

از واحد و زمینه و از شور و دم بپرس

اشعار هم به آمدنش گریه می کنند

باور نمی کنی برو از محتشم بپرس

از دست های بستۀ عُلیا مُخَدَرات

از حنجر بریده و از قد خم بپرس

بوسیده است دست علمدار را به خاک

حال حسین را ز دو دست قلم بپرس

طوری که روی نیزه علمدار نشنود

از هتک حرمتِ حرمِ محترم بپرس

پرسیدی از مصیبت لالائیِ رباب

از رفتن سه ساله به ویرانه هم بپرس



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1396/06/30

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


از ازل عشق،در دلم بوده

سایه ی بر سرم، علم بوده

خانه ی اولم حرم بوده

دست از تو چگونه بردارم

جز تو سرمایه ای مگر دارم؟

هر کسی دلخوش است با چیزی

خوش نکرده دل مرا چیزی

جز غمت، چون مریدها چیزی

از تو غیر از کرم نمی خواهند

چون زیاد است، کم نمی خواهند

بچه بودم که کربلا رفتم

پا به پای بزرگ ها رفتم

تازه فهمیده ام کجا رفتم

بار دیگر "برات" می خواهم

سفر کائنات می خواهم

هر که نام حسین را برده

دست بر دامن خدا برده

درد را داده و دوا برده

نام تو نزد انبیاء، شفاست

ذکر من اسمه دواءِ خداست

غیرتت فاطمی، دلت حسنی ست

نفست حیدری ست، سوختنی ست

خصلت خانواده، بی کفنی ست

منتها فرق در کفن ها هست

کفنت پاره پاره، صد تکه ست!

اکبرت رفت، اصغرت هم رفت

ماند قولت ولی سرت هم رفت

اسب از روی پیکرت هم رفت

پسرِ فاطمه ولی نفسی

نرود زیر بار هیچ کسی

تیر وقتی بلای جانت شد

آب شرمنده ی لبانت شد

خود جبریل، روضه خوانت شد

بعد از آن ماجرا فرات گِل است

آب شد، آب از خودش خجل است

لب زینب، رگ بریده ی تو

پای در خاک و خون کشیده ی تو

این مصائب ولی به دیده ی تو

نیست چیزی به غیر زیبایی

به! به این صبر و این شکیبایی

کربلا، عالم وقوف شده

از غمت ماه در خسوف شده

کمی از غربتت، لهوف شده

روضه های تو قابل لمس است

غربتت اظهرُ من الشمس است

غم تو رزق سالمان باشد

شال مشکی مدالمان باشد

عشقبازی حلالمان باشد

تا محرم دقیقه می شمریم

تا تو هستی غم که را بخوریم؟

با تو از وقتی آشنا شده ایم

آرزومند کربلا شده ایم

دست بر دامن رضا شده ایم

که به دیدار آشنا برویم

بعد مشهد به کربلا برویم 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1396/06/30

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


سرتاسر محله ی مان غرق ماتم است

حرف از حسین و زینب و ماه محرم است

دیدم میان کوچه جوانی پُر از شعور

حَیّ عَلَی الْعَزا به لبش بود، غرق شور

می گفت: نذر خون خدا جان مادرم

دم از حسین می زنم و اشک می خرم

با روی خوش رساند به مجلس غریبه ای

با هم زدند سر در هیئت کتیبه ای

دیدم کسی عجیب پی کار دلبر است

بی تاب و عاشقانه گرفتار دلبر است

هر کارِ سخت بود، خودش گفت: می کند

کفش هر آن که آمده را جفت می کند

رندی کنار در به همه چای تازه داد

چایش به قلب سنگی من هم گدازه داد

با ذکر یا حسین و وضو طبق عادتش

قاطی چای، ریخت کمی خاک تربتش

با گریه فاطمه به تماشا نشسته بود

یک بچه،   باز قلک خود را شکسته بود

می گفت زیر لب: کم من را قبول کن

از من دوباره سینه زدن را قبول کن

رحمت به مادری که ارادت می آورد

فرزند خویش را سوی هیئت می آورد

از عشق و شور فاطمه جانش لبالب است

با چادرش مدافع فرهنگ زینب است

دیدم کنار دیگ نشسته است با ادب

لات محله بود ولی گفت زیر لب:

زهرا مرا به پای حسینش مرید کرد

دیگِ سیاه روضه مرا رو سپید کرد

آمد به سوی من پدری پیر و محترم

می گفت: گوش کن به من و این نصیحتم

این جا هر آن چه خرج کنی سود می کنی

خود را عزیز خانه ی معبود می کنی

جانم فدای نوکر و دربان هیئتش

جانم فدای پیرغلامان هیئتش

هر کس به قدر معرفتش کار می کند

با اشتیاق صحبتِ از یار می کند

در اوج کار که پُر از اخلاص می شدند

گریان برای حضرت عباس می شدند

مجلس شروع شد، همه با آه و زمزمه

هر یک گرفته اند اجازه ز فاطمه

خدام درگهش همه بی ادعا شدند

با این که خسته اند ولی یک صدا شدند

دیدم دم از رفاقت دیرینه می زنند

محکم تر از همه به سر و سینه می زنند

چون شیرِ پاک خورده همه گریه می کنند

مانند بچه مرده همه گریه می کنند

گفتند: بی پناه به یک نیزه تکیه داد

در بند یک سپاه به یک نیزه تکیه داد

گفتند: عاقبت به لبش هم نخورد آب

گفتند: مانده بود تنش زیر آفتاب

گفتند: تشنه کام سرش را بریده اند

گفتند: روی سینه ی آقا دویده اند

گفتند: این غریب، میان وطن نبود

جز یک حصیر پاره برایش کفن نبود

 



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


خبر پیچید تا كامل كند دیگر خبرها را

خبر داغ است و در آتش می اندازد جگرها را

غروبی تلخ، بادی تلخ تر از دور می آمد

كه خم می كرد زیر بار اندوهش كمرها را

به روی روسیاهی یك به یك آغوش وا كردند

همان هایی كه بر مهمانشان بستند درها را

همان هایی كه در مسجد پدر را غرق خون كردند

به خون خویش غلتاندند، در صحرا پسرها را

و باد آرام درها را به هم می زد، صدا پیچید

كه برخیزید اهل كوفه آوردند سرها را

خبر آمد؛ سری بر نیزه ای قرآن تلاوت كرد

كسی جز آل پیغمبر ندارد این هنر ها را



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1396/06/26

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس-مصیبت های عاشورا


باز هم کوچه و بازار، پر از غم شده است

بر سر و سینه بکوبید، محرّم شده است

هر طرف می‌نگرم بوی عطش می‌آید

غیرت آب از آنسوی عطش می‌آید

از محرّم چه بگویم، سخنم گویا نیست

از محرّم چه بخوانم، غزلم شیوا نیست

از محرّم چه بگویم، جگرم خون شده است

آه، انگار جهان نیز دگرگون شده است

من کی ام؟ ذره‌ی ناچیز سر راه حسین

ای خوشا بوسه نشاندن به گلوگاه حسین

من کی‌ام؟ گرد و غبار لب درگاه حسین

من کی‌ام؟ شاعر گمنام هواخواه حسین

از قلم، معجزه‌ی تازه‌تری می‌خواهم

شعر سوزان شدید الاثری می‌خواهم

روضه خوانان! گره از عقدۀ ما باز کنید

دم بگیرید و همه مرثیه آغاز کنید

دم بگیرید و بگریید، شب عاشوراست

شب غربت، شب طوفان، شب مردان خداست

روح ما راهی بین الحرمین است، فقط

جان ما پیشکش عشق حسین است، فقط

قصه آغاز شد و سنگ به هق هق افتاد

آتش فاجعه در جان خلائق افتاد

شاهزاده علی اکبر که به میدان آمد

مثل یک سرو سرافراز خرامان آمد

همه مبهوت جوانمردی و رزم آوری اش

همه دلباخته ی  معرفت حیدری اش

عطر فردوس و نفسهای مسیحایی داشت

خوی پیغمبری و جذبه ی لیلایی داشت

ناگهان، همهمه در پرده ی افلاک افتاد

پیکر پاک علی اکبر، برخاک افتاد

از جگر گوشه ی لیلا چه بگویم، سخت است ...

دیگر از آن قد و بالا چه بگویم، سخت است ...

قاسم بن الحسن از دشت جنون می آمد

با لب تشنه و آغشته به خون می آمد

نوجوان بود ولی سینه ی دریایی داشت

قامت کوچک و تدبیر صف آرایی داشت

نوجوان بود ولی جام ولایت نوشید

عاقبت شربت شیرین شهادت نوشید

نوبت کودک شش ماهه، علی اصغر شد

حیف از آن غنچه که با تیر جفا، پرپر شد

ساقی تشنه لبان، مشک به دندان  آمد

مثل یک ماه جهانتاب رجزخوان آمد

کاش جاروکش آن صحن و سرایت بشوم

کاش «یا حضرت عباس» فدایت بشوم

لحظه ای که علم از دوش علمدار افتاد

کوه محنت به دل قافله  سالار افتاد

وای از قافله سالار و تن بی کفنش

وای از گودی گودال و سر بی بدنش

از جگرپاره ی زهرا چه بگویم ، سخت است ...

از عزیز دل مولا چه بگویم، سخت است ...

بعد از آن، قوم نبی را به اسارت بردند

هرچه از اهل حرم بود به غارت بردند

کنج تاریک خرابه،گل سرخی خفته

وای از درد یتیمی و غم ناگفته...

بیرق افتاد ولی زینب کبرا برخاست

با همان خطبه ی معروفش از جا برخاست

گرچه از داغ برادر،کمرش خم شده بود

آخرین فرصت پیکار،فراهم شده بود

**

کربلا هرچه بخواهیم، به ما خواهد داد

کربلا حاجت ما را به خدا خواهد داد



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1396/06/26

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


می وزد از ضبط صوت کودکی های "پری"

های های سنج و طبل و روضه های "کوثری"

چیزی از معنایشان هرگز نفهمیدم ولی

آتشی می زد به جانم نوحه های آذری

مثل پرچم های بی تاب عزا در رقص بود

طُرّۀ مویی که بیرون مانده بود از روسری

چون لباس مشکی ام،پیراهنی می خواستند

از منِ مادر،ع روسکهای پیراهن_زری

خفته بر درگاه مسجد،حالت معراج داشت

غرق خاک کفش های سینه زن ها، پا دری

پای من در گِل فرو می شد،دلم در عشق،تا

نوحه ای می خواند ابری با زبان مادری

باز می گشتند قزغان های نذری،رو سفید

پیش از آغاز محرم از دکان مسگری

می دود حسّ لذیذی در دلم از آن زمان

تا برای خانۀ همسایه نذری می بری...

باد می آید ولی این برگ های سرخ و زرد

می وزد از ضبط صوت کودکی های پری



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1396/06/26

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


این شهر را هوای محرم گرفته است

حال و هوای قلب مرا غم گرفته است

قبل از دهه برای عزای تو مادرم

اسپند و چایی و رطب بم گرفته است

 ((باز این چه شورش است))تو را مادرم حسین

در وقت شیر دادن من دم گرفته است

در بین نوکران تو لات محل ما

شیون کنان برای تو پرچم گرفته است

وقتی سماورم ز غمت جوش میزند

یعنی که چای روضه ی ما دم گرفته است 



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1396/06/26

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


طوقی دلم به گنبدت زائر شد

پرچم که سیاه شد قلم شاعر شد

پیک از طرف فاطمه آورده خبر

پیراهن مشکی شما حاضر شد



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1396/06/9

حضرت مسلم بن عقیل(ع)-شهدای منا-استقبال از محرم


خوش به حال عاشقی که با تو مَحرَم می شود

روزیِ چشمانِ او فیضی دمادم می شود

عاقبت هر کس دلش را شستشو داد از گناه

چشمهایش چشمۀ جوشانِ زمزم میشود

 پلکهایت باز کن درهایِ رحمت را مبند

بی نگاهِ تو دل ِ ما خانۀ غم میشود

در سر و رویم شده پیدا کمی مویِ سپید

فرصت دیدار دارد گوئیا کم میشود

دلبرِ احرام بسته،لیلیِ خیمه نشین

چون خمِ مویِ تو قامت هایمان خم میشود

این پیامِ ملت ما بود بر آل سعود

پاسخِ ما بر شما سیلیِ محکم می شود

تاقیامت مثلِ آن پیراهن غارت شده

حولۀ خونینِ این حُجاج پرچم می شود

بر مشامم میرسد هر لحظۀ بویِ کربلا

مادری آمادۀ ماهِ مُحرم می شود

مجلسِ روضه بهشت ماست بر زهرا قسم

زندگی بی گریه مانند جهنم می شود

سفره دارِ گریه بر ارباب شخصِ فاطمه است

مادرت صاحب عزایِ ذبحِ اعظم می شود

تاسحر مسلم میانِ کوچه ها آواره بود

اینچنین غربت گریبان گیر آدم می شود

زیر لب میگفت : جان مادرت کوفه میا

روزیِ زینب در اینجا درد وماتم می شود

دخترِ زهرا که جایش کوچه و بازار نیست

دارد اسباب پذیرایی فراهم می شود

ماجرایِ کوچه اینجا بر سرم تکرار شد

گیر کردن زیرِ پا سهم شما هم می شود

گوشۀ گودال،جایِ تنگ،زیرِ دست وپا

دنده ها اینگونه شکلش نا منظم می شود



موضوع : مسلم ابن عقیل، ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1395/07/15

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


شکر خدا که لطفِ تو دست مرا گرفت

مِهرت میان این دلِ ویرانه جا گرفت

امروز نه،که روز الست بربکم

باتو دلم بهانه ی کرب و بلا گرفت

آواز پر زسوز کسی میرسد ز عرش

ماه محرم آمده باید عزا گرفت

ما فکر می کنیم هنر کرده ایم، نَه

روضه برای بی کسی تو خدا گرفت

از من سیاه تر به خدا نیست مانده ام

چشمت چگونه راه من بی حیا گرفت

اعجاز می کند به خداوندی خدا

شور غمت به سینه ی هر کس که پا گرفت

پس می توان ز دست غلام سیاه تو

در روضه ها حواله ی کرب و بلا گرفت

یاد تمام پیر غلامان به خیر باد

سینه زدن ز گریه ی آنان بقا گرفت

سر می زند به رسم وفا حضرت نگار

گر هیاتی ز یادِ شهیدان صفا گرفت

امشب برایِ روز دهم گریه میکنم

این روضه را چگونه توان بی صدا گرفت

هنگام سربریدن تو آسمان بُرید

رفتی به روی نیزه به بالا هوا گرفت

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/14

حضرت زینب(س)-مناجات اول مجلس


من زینبم سفینه ی غمهای حیدرم

زیباترین نتیجه اعجاز کوثرم

مجلس به پا کنید محرم رسیده است

عبدخدا شوید در این ماه محترم

اول کسی که آمده در روضه فاطمه است

اول سلام کن به دل خون مادرم

بعد از سلام بوسه بزن با تمام عشق

بر پرچم سیاه عزای برادرم

حرف از وفا کسی نزند با وجود من

شیدا ترین هوایی ارباب بی سرم

باور کنید پرچم عشق حسین شد...!

بر پا به پای پارگی کهنه معجرم

با دست بسته حامی دلدار خود شدم

من زینبم خدیجه عشق پیمبرم

دنباله رسالت ختم رسالتم

من زینبم رسول شهیدان بی سرم

بر من نظر به چشم اسیری مکن خطاست

عالم اسیر ماست چه دانی از این حرم

عباس اگر حریف سپاهی ز کفر بود

من در خطابه با همه دنیا برابرم

مشمول فیض نیمه شب مادرم شده

آن دیده ای که گریه کند بر برادرم

آری عنایت سحری بود آنکه گفت:

در ابتدای یک غزل دیده ی ترم...

آهی کشیدم از دل خسته صدا زدم:

"ای مصحف ورق ورق ای روح پیکرم"

ماتم، ز وضع پیکر بی جامه ات حسین!

"آیا تویی برادر من ؟نیست باورم"



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، حضرت زینب كبری(س)، ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود به ماه محرم


محرّم، اشک و روضه، شور و هیأت

هوای پر زدن، شوق زیارت

اگر تا کربلا رفتی دل من

مشو راضی به کمتر از شهادت



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


هر که هست اهل ولا با ما بیاید کربلا

هر که میخواهد بلا با ما بیاید کربلا

هر که بیمار است و از هر در جوابش کرده اند

میدهد مولا شفا با ما بیاید کربلا

زادۀ ام البنین سرباز گیری میکند

گو به سرباز خدا با ما بیاید کربلا

دعوت از مولاست هر کس طالب مهمانی است

میزند هاتف صدا با ما بیاید کربلا

جامهٔ ماتم بپوش ای دل مُحَرّم آمده

گو به چاوش عزا با ما بیاید کربلا

بُعد منزل نیست عاشق را همین جا کربلاست

آمده اهل سما با ما بیاید کربلا

زشت و زیبا را در این بازار با هم میخرند

شاه باشد یا گدا با ما بیاید کربلا

کربلا هستند برخی، کربلایی نیستند

محرم قالو بلا با ما بیاید کربلا

از مدینه آمدم بیرون تمنّا کرده ام

شخص ختم الانبیا با ما بیاید کربلا

من نخواهم رفت زیر بار ظلم ظالمان

اهل غیرت، هر کجا با ما بیاید کربلا

اهل بحرین اهل مصر اهل یمن اهل عراق

اهل ایران هکذا با ما بیاید کربلا

جان من، ای اکبر من، دست قاسم را بگیر

گو عزیز مجتبی با ما بیاید کربلا

هشتم ذیحجه راه افتادم از امّ القرا

گفتم اهل کبریا با ما بیاید کربلا

با خدای کعبه عهد کربلایی بسته ام

تا خلیلش از منا با ما بیاید کربلا

در بقیع بودم شب هجران «کلامی» قول داد

مادرم خیرالنسا با ما بیاید کربلا



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


روزگاری می شود با گریه و غم زنده ام

من همین که مجلس روضه بیایم زنده ام

چند ماهی می شود چشم انتظارش بوده ام

با امید نوکریِ در محرم زنده ام

کام من را مادرم با خاک تربت باز کرد

سال ها با تربت شاه دو عالم زنده ام

چای روضه، باطنا آب بقایم می شود

تا که می نوشم از این کوثر دمادم زنده ام

جامه های زینتی اصلا نمی خواهم، فقط

در لباس مشکی و شال عزایم زنده ام

در تعارض بین مرگ و زنده بودن مانده ام

در خیابان مرده ام، در زیر پرچم زنده ام

آمده ماه محرم محتشم می خوانم و

باز هم با مقتل ابن مقرم زنده ام

با لب تشنه میان قتلگاه افتاده بود

تا ابد با گریه بر این داغ اعظم زنده ام

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
دوشنبه 1395/07/12

ورود کاروان به کربلا


سردر این خانه ها با ما و پرچم باخودت

دسته سینه زنی با ما ولی دم با خودت

روزی اشک تمام نوکران هم باخودت

واقعاً دلواپسیم آقا محرم باخودت

از عزاداران آن آقای عطشانیم ما

رفته رفته نالۀ مظلوم دارد میرسد

مادری با کودکی معصوم دارد میرسد

آه آه خواهری مهموم دارد میرسد

خنجر کندی روی حلقوم دارد میرسد

از غم انگشترش پاره گریبانیم ما

چکمه ای آمد کنار پیکرش یابن شبیب

روی تل می زد به صورت خواهرش یابن شبیب

جای او شمر آمده بالاسرش یابن شبیب

آه آه از ضربه های آخرش یابن شبیب

انتهای روضه را زنده نمی مانیم ما



موضوع : ورود به ماه محرم، ورود کاروان به کربلا، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


باز چشمان دو عالم شده گریان حسین

سینه ی ارض و سما گشته پریشان حسین

باز بر گوش فلک روضه ی او می خوانند

آتشی هست به دل از غم سوزان حسین

پرچم بزم عزا ، سینه زنی گشته به پا

باز دنیا شده یکسر همه از آن حسین

باز عالم همگی بر سر خوان کرمند

ریزه خوارند دو دنیا همه از خوان حسین

دردمندان دو عالم همه در جوش و خروش

همگی دربه در دارو و درمان حسین

روز محشر بخدا بی سر و سامان نشود

هر دلی را که بود بی سر و سامان حسین

زیر این خیمه ی ماتم ز خدا می خواهیم

دست ما را برسانید به دامان حسین

**

خواهری گفت به صد ناله و افغان که مزن

خیزران را تو دگر بر لب و دندان حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


خوب است که از خود خبری داشته باشم

بر حال خرابم نظری داشته باشم

ای کاش که در روضه ی شب های مُحَرَّم

با لطف شما چَشمِ تَری داشته باشم

از آتش این عشق که افتاده به جانم

پیوسته دلِ شُعله وری داشته باشم

صد شکر که قسمت شده تا باز برایت

شعر و غزل مختصری داشته باشم

افسوس نشد ماه عزاداری ات آقا

جز شعر سرودن هنری داشته باشم

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


در خودم مانده بودم و ناگاه تا به خود آمدم محرم شد

 چشم بستم درون خود باشم کربلای غمت مجسّم شد  

همه ی آنچه روضه خوان می گفت پشت این چشم بسته می دیدم

بی خود از خود سیاه پوشیدم کار ده روزم اشک و ماتم شد 

عبد بودن ، غلامتان بودن آرزوی محال و دوری بود

 هرکجا سر زدم نشد امّا وسط روضه ی تو کم کم شد  

در زمین ما در آسمانها هم جمع پیغمبران عزادارت

 سینه زن نوح ، گریه کُن عیسی ، روضه خوان غم تو آدم شد  

رشته اتّصال من با تو نخ پرچم سیاه هیأت بود

من که ممنونم از علمدارت باز دستم دخیل پرچم شد  

معتقد بودم از همان اول عشق یعنی حسین یعنی تو

وسط روضه ی سه ساله و شام اعتقادم به عشق محکم شد  

راستی دخترم همین امشب تشنه ی آب شد لبش خشکید

یادم افتاد چشم نم دارت با نگاه رقیّه پر غم شد

یادم آمد که مشک بی سقّا التماس لب تو را می کرد

یادم آمد رسیدی و قدّت از کمر تا شد از کمر خم شد



موضوع : ورود به ماه محرم، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


بی تو زمین زمینۀ خرّم شدن نداشت

نسل بشر لـیاقت آدم شدن نداشت

ای عشق کُل، که کل جهان جزء کُلِّ توست

بی تو جهان شهامت عالم شدن نداشت

ای حُرمت قبیلۀ قبله، بدون تو...

بیت الحرام، قدر معظّم شدن نداشت

هاجر سلام بر لب شش ماهۀ تو داد

زمزم وگرنه جوشش زمزم شدن نداشت

بی گریه بر غمت به جمال جمیل حق

چشم کسی اجازۀ مَحرم شدن نداشت

این جوش خون توست وگرنه کسی دلِ_

_آمادۀ عزای محرّم شدن نداشت

حرف شفاعت تو اگر در میان نبود

صف های روز حشر منظّم شدن نداشت



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


حال و هوای کوچه، غم‌آلود و درهم است

پرچم به اهتزاز درآمد، محرّم است

می‌گرید آسمان و زمین، در محرّمت

طوفانی از حماسه به پا می‌کند غمت

ابلاغ می‌کنند به یاران، سلام تو

قد می‌کشند باز علم‌ها، به نام تو

هر جا که نام توست، مکان فرشته است

بر هر کتیبه‌ای که ببینی، نوشته است

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»

باید در این حسینیه، از خود سفر کنیم

باید در این مقام، شبی را سحر کنیم

با کاروان گریه، مسافر شدم تو را

امشب در این حسینیه زائر شدم تو را

تا گفتم «اَلسلامُ عَلیکُم» دلم شکست

نام حسین، بند دلم را، ز هم گسست

دیدم که ابرهای جهان، گریه می‌کنند

در ماتمت زمین و زمان، گریه می‌کنند

دیدم «عزای اشرف اولاد آدم است»

دیدم «سر ملائکه بر زانوی غم است»

رفتم که شرح عصمت «ثارُ اللَّهی» کنم

چیزی نمانده بود که قالب تهی کنم

خورشید رنگ و بوی تغیّر گرفته بود

تنگ غروب بود و فلک گُر گرفته بود

ای تشنه‌کام! بود و نبود تو را چه شد؟

سقّایِ یاس‌های کبودِ تو را چه شد؟

بر اوج نیزه‌ها، کلمات تو جاری است

این قصّه، قصّهٔ تَبَر و استواری است

ای اسم اعظمت به زبانم، عَلَی الدَّوام

ما جاءَ غَیرُ اِسمُکَ فی مُنتَهَی الکَلام

آیین من تویی، که تویی دین راستین

بَل ما وَجَدتُ غَیرَکَ فی قَلبِیَ الحَزین

آن بحر پر خروش، دگر بی‌خروش بود

خورشید تکّه تکّهٔ زینب، خموش بود



موضوع : ورود به ماه محرم، 
یکشنبه 1395/07/11

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


آنچنان که بارش باران نم نم دیدنی است

چشم خیس گریه کن های شماهم دیدنی است

هم نزول حضرت جبریل سوی روضه ها

هم گدایی کردن امثال حاتم دیدنی است

اکثر ایام گرچه خالی از زیبایی است

چهره این شهر در ماه محرم دیدنی است

ظاهر آراسته خوب است اما این دهه

صورت زخمی و موی نامنظم دیدنی است

می شود معشوق با لبخند زیباتر ولی

چهره ی هرعاشقی همراه با غم دیدنی است

صحنه ای از مرقدت نقش است در اندیشه ها

کربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنی است

مثل آن روزی که یک عاشق به دلبر میرسد

لحظه پیوستن شاه و گدا هم دیدنی است

عشق بازی از نگاه مسلم و حر و حبیب

باغریبی، سر به زیری، قامت خم دیدنی است

یا غیاث المستغیثین منی هنگام مرگ

میزبانی تو در آن واپسین دم دیدنی است

درمیان نامه اعمال در محشر فقط

روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی است

کاش میفهمید اهریمن که در ملک وجود

حلقه خاتم به دست شاه عالم دیدنی است

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1395/07/8

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس- شب اول محرم


چگونه شکر بگویم؟ که زنده ماندم و دیدم

رسیده نوبت گریه دمیده ماه محرم

چگونه شکر بگویم؟ که زیر سایه ی پرچم

کنار حضرت زهرا نشانده اند مراهم!

چگونه شکر بگویم؟ چگونه شکر بگویم؟

دوباره گرم گلوی بریده است گلویم!

چگونه شکر بگویم که بنده... نوکرتانم؟

همیشه طالب فیض عظیمِ محضرتانم

تمام سال گدای کنار معبرتانم

غلام لطف لطیفِ نگاه مادرتانم

ستاره های هدایت، موالیان کرامت!

من و هراس قیامت، شما و لطف و عنایت

شما... ولیّ خدا، من شکسته ی غمتانم

شما دلیلِ شفا، من مریض یک دمتانم

شما نسیم صفا، من غبار مقدمتانم

شما امیر وفا، من اسیر پرچمتانم

ز دست عشق شما که زدید شعله به جانم

چرا غزل ننویسم؟ چرا ترانه نخوانم؟

درست مثل قناری، قناریِ لبتانم

شبیه ماه، گرفتار خلوت شبتانم

همیشه مشتری روضه های پُر تبتانم

چه میشود که ببینم شبی مقرّبتانم؟

همان که اول خلقت اساسنامه نوشته

مرا به راه ولایت دریده جامه نوشته

من و نگاه شما و پناه صحن و سراتان

چگونه شکر کنم که شدم مدیحه سراتان؟

شکسته باد سری که زمین نخورده به پاتان

فرشته های خدایی مقیم بزم عزاتان

به شوق بارش رحمت، غریق زمزمه هستم

دخیل بزم عزای عزیز فاطمه هستم

عزای هستی عالم عزای عشق مجسّم!

عزای کشته ی تشنه عزای صاحب زمزم

عزای یک سر بر نی عزای یک تن درهم

بخوان که جان بسپارم ز داغ وارث آدم

"سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خداکند که نباشد سر برادر زینب"

***

با تشکر از شاعر گرامی   



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1395/07/8

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


این بیرق و سیاهی ماتم مقدس است

آب و هوای تکیه برایم مقدس است

اشک برای تو بخدا ارث مادری ست

این قطره های جاری شبنم مقدس است

فرمود امام صادق علیه السلام که

چون گریه کرد بر غمت آدم مقدس است

در شش شبانه روز زمین آفریده شد

شش گوشه ات برای خدا هم مقدس است

تو انتهای دار و ندار منی حسین

دیدی چقدر دار و ندارم مقدس است

در بین ماه های خدا جور دیگری

بر ما هلال ماه محرم مقدس است

***

با تشکر از شاعر گرامی  



موضوع : ورود به ماه محرم، 
پنجشنبه 1395/07/8

امام حسین(ع)-روضه های دهه محرم


به گوش تیر گفتا تیغ، بی سر کردنش با من

اگر چشمی به سوگش خشک شد ، تَر کردنش با من

تو کارت را بکن با شعبه ها من هم حواسم هست

حسین اکبر اگر آورد، اصغر کردنش با من

جواب تیغ را تیر اینچنین از روی زه پَر داد

اگر اصغر بیارد ذبحِ اکبر کردنش با من

اگر که لاله ی عباسی خود را حسین آورد

تو دستش را بزن ای تیغ،پر پر کردنش با من

رها شد نیزه ای و گفت مسئولیت این سر

از اینجا تا شبِ تقدیمِ دختر کردنش با من

صدای نیزه را خاری شنید و گفت بعد از ظهر؛

ز خیمه هر که آمد سَدِّ مَعبَر کردنش با من

یقیناً شیشه ی پای رقیه بی تَرَک مانده

مغیلان را خَبر کردم مشجّر کردنش با من

همین طور اسبی از آن دور با نُه اسب دیگر گفت

شبیه قاسمش ، چندیدن برابر کردنش با من 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


دوباره می رسد از ره، صدای پای محرم

سلام ماه حسین جان و گریه های محرم

چه نفس های شریفی که می شوند در این ماه

شبیه کعبه سیه پوش ماجرای محرم

چه سینه ها که بسوزند در مصائب ارباب

چه اشک ها که بریزند در عزای محرم

به روی پیرهن مشکی ام نوشته ام امسال

منم گدای حسین و منم گدای محرم

تمام سال صدای حسین حسین می آید

از آن دلی که شود سخت مبتلای محرم

پیام فاطمه این است: شیعیان حسینم!

سلوک روضه بگیرید پا به پای محرم

سلام روضه ی غربت، سلام حضرت مسلم

چه حیف شد نرسیدی به ابتدای محرم

حسین می رسد و کربلاست مقصدش، اما

امان ز کرب عظیم و غم و بلای محرم

***

با تشکر از شاعر گرامی   



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


محرم آمده شکر خدا کنیم همه

به گریه محشر کبرى به پا کنیم همه

به شکر اینکه رسیدیم به عزاى حسین

ز سینه عقده ی یک ساله وا کنیم همه

همه حسینیه ها تحت قبه ی یار است

رسیده وقت اجابت دعا کنیم همه

با نام یک یک ما صدا زده زهرا

به اذن او پسرش را صدا کنیم همه

دوباره فاطمه در عرش مو پریشان است

به ناله حق نمک را ادا کنیم همه

حسین کشته ی اشک و ما طبیب حسین

به اشک زخم تن او دوا کنیم همه

خدا به عشق حسینش گناه ما بخشید

ازین به بعد ز آقا حیا کنیم همه

قسم به عشق محرم بهار مردن ماست

تمام زندگى خود فدا کنیم همه

حلال تیغ هلال است خون سینه زنان

حرام باد که چون و چرا کنیم همه

قسم به نام خمینى و غیرت شهدا

در این مسیر به او اقتدا کنیم همه

به یک سلام ازین راه دور بر ارباب

دل شکسته ی خود کربلا کنیم همه

تنى بدون کفن روى خاک صحرا بود

همیشه گریه بر آن بوریا کنیم همه

سلام بر حرم عرش عزیز خدا

سلام ما به حسین غریب کرببلا



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-روضه های دهه اول-مناجات اول مجلس


نان گرمِ روضه را از شور می گیریم ما

از تنور سرد دوزخ، نور می گیریم ما

سردرِ هر بیت، پرچم می زنیم از اشک خویش

آخرِ شیرین زبانی، شور می گیریم ما

***

از «شب اول»، چو مسلم، کوچه گردِ کوفه ایم

تو بگو آئینه، پیش کور می گیریم ما

فصلِ ماهیگیری ار رودِ گل آلودِ وفاست

پیش پای چشم مردم، تور می گیریم ما

در «شب دوم» صدای کاروان را بشنوید!

حالِ موسی را خبر از طور می گیریم ما

شد «شب سوم» بساط گریه هامان جور شد...

پس سراغِ سیلی ناجور میگیریم ما

شاعریم و تورمان کرده است خاتون حسین!

روضه ی فاش از رخِ مستور می گیریم ما

آن شبِ قدری که می گویند، یلدای غم است

یک «شب سوم» برای درک این روضه، کم است

جسم زهرا را مثال از حور می گیریم ما

شاعریم و با رقیه ، اهل مضمون می شویم

پیش نور چهره اش منشور می گیریم ما

در «شبِ چارم» فقط: «دایی حسن»... «دایی حسین»

هردو خواهر زاده را منظور می گیریم ما

***

در حنابندانِ قاسم، از حسن جانِ حسین

حاجتِ خود، چشمِ دشمن، کور...! می گیریم ما

ما عوامیم و شبِ قاسم، اگر کِل می کشیم

روضه ای گمگشته را مشهور می گیریم ما

***

تا شب هشتم اگر عمرِ خماری راه داد

شیشه شیشه در بغل، انگور می گیریم ما

ای به قربانِ شبِ هشتم، در آغوش عبا،

آنچه باقی مانده از ساطور می گیریم ما

دست تاسوعا، به ذوق تشنگی پا  می دهد

از لب مافوق خود، دستور می گیریم ما

ردّ دست ماه، روی چوب پرچم مانده است

مرز و بوم روضه  را هاشور می گیریم ما

شد شبِ آخر! مناجات از عسل شیرین تر است

خیمه ها را کندوی زنبور می گیریم ما

***

صبح عاشوراست! دسته دسته مطرب می شویم

طبل و نی... سنج و دقل... شیپور می گیریم ما

صبح عاشورا... چه نزدیک است راه خیمه ها!

راه گودال است آنکه دور می گیریم ما!

صبح عاشورا... علی اصغر کفن پوشیده است!

از دل گهواره راه گور می گیریم ما

صبح عاشورا، هوای گریه دار صنف ماست

 لقمه ها از سفره ی «منصور» می گیریم ما



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1395/07/7

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


حس می كنی زمین و زمان گریه می كنند

وقتی كه جمع سینه زنان گریه می كنند

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است

در ماتم تو پیر و جوان گریه می كنند

این سیل، سیل اشك عزادارهای توست

چون ابر با تمام توان گریه می كنند

تو كیستی كه در غم از دست دادنت

مردان ما شبیه زنان گریه می كنند...



موضوع : ورود به ماه محرم، 


( کل صحن های حسینیه : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء