ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


از محرم ، حرمی دور و برِ ماه کشید

از دو چشم من و تو تا حرمش راه کشید

در کویر من و تو روضه گرفت و آنگاه

آب شیرین حیات از دل این چاه کشید

روضه خواند و ره صد ساله ی ما یک شبه شد

این همه فاصله را یک شب ِکوتاه کشید

مجلس روضه ی خود را که مزیّن فرمود

تا بهشتش همه را برد و به همراه کشید

عده ای را به هوای حرمش مهمان کرد

عده ای را دم در خادم درگاه کشید

 این  بهشتی که است نهر و می و ساقی دارد

این  بهشتی است که ارباب به دلخواه کشید

 در محرم ، حرمی دارم و دلخوش هستم

که مرا گریه کن این حرمِ ماه کشید

 گریه ی من به فدای جگر سوخته اش

که دلش آب شد از بس جگرش آه کشید




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/07/7 | 06:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

روضه شب اول محرم-روضه حضرت زهرا(س)-بحر طویل


شب اول برای روضه رفتم اذن از مادر گرفتم/با غم و مهر حسین دستور تا آخر گرفتم/چونکه رخصت داد مادر سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
آمدم در روضه با احساس، حس پنج گانه/صادقانه/بیکرانه/شاعرانه/عاقلانه/عاشقانه
پس برای روضه های سخت آن طوری که دیدن جایگاه ویژه ای دارد/ برای روضه ی مادر شنیدن جایگاه ویژه ای دارد
برای روضه ی غیرت ولیکن چشم و گوشم راگرفتم تانفهمم دردیعنی چه؟/گرفتم گوش را تا نشنوم طعم صدای خوردن سیلی به روی زن،
کنار مرد یعنی چه؟
برای روضه ی غیرت برای خاطر مولا برای درک آقایم/فقط با حس بوئیدن به متن روضه می آیم
همینکه بو کشیدم آمد ازشش سمت بوی یاس/ولی درعطر این گل طعم پررنگ کبودی نیز شد احساس
به جز بوی کبود یاس بوی عود هم آمد/مشامم سوخت زیرا برمشامم بوی داغ دود هم آمد
چنانکه حرف تیز میخ را دراصل گوش چوب می فهمد/کسی که خورده سیلی بوی خون را خوب می فهمد
چه بوی گرم خونی می رسد از راه در اینجا/ ومن از بوی خاک و بوی نم فهمیدم آمد اشکهای شاه در اینجا
کناردر/مشامم پرشده دیگر/می آید بوی یاس و بوی دود و بوی خاک و بوی خاکستر
ودر پایان روضه آه بوی تند سیبی ناگهان آمد/گمانم که حسین بن علی ازخانه سمت مادرش سینه زنان آمد
میان روضه ی مادررسیده برمشامم بوی خاک کربلا آخر/که هرجا سرگذارم می گذارم سربه سجده روی خاک کربلا آخر
حواس پنج گانه پرت شد ازمادر و آمد سوی گودال/رسیده خواهری با پنج حس کامل خود اسب خونین را به استقبال/و زینب می رود از حال/ بااندوه مالامال
حواس اهل خیمه کاملا از کار افتادند/پس از این اهل خیمه روی خار و سنگ ها بسیار افتادند
دراینجا تا صدای اسب ها آمد برای خیمه واضح شد که پیکر برنمی گردد
/
فقط حس ششم می گفت دیگر برنمی گردد/ فقط حس ششم می گفت با زینب برادر برنمی گردد




موضوع: مسلم ابن عقیل،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/6 | 04:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


عمرم گذشت اما بدرد تو نخوردم

شرمنده ام آقا بدرد تو نخوردم

تو فکر من بودى ولیکن من نبودم

اصلا به فکر نوکرى کردن نبودم

من دور بودم تو مرا نزدیک کردى

راه مرا از کربلا نزدیک کردى

گفتى اگر تو بى پناهى من حسینم

حتى اگر غرق گناهى، من حسینم

گفتى بیا پاک از گناهت میکنم من

تو رو به چاهى، رو به راهت میکنم من

گفتى بیا مثل تو خیلى خار دارم

حتى براى مثل تو هم کار دارم

آواره ام، آواره را آواره تر کن

بیچاره ام، بیچاره را بیچاره تر کن

آوارگى در این حسینیه می ارزد

بیچارگى در این حسینیه مى ارزد

هرشب اسیرم میکنى پاى بساطت

دارى تو پیرم میکنى پاى بساطت

من چاى میریزم گناهم را بریزى

یکجا تمام اشتباهم را بریزى

شان نزولت میکند آخر بلندم

سر را تو دادى جاى آن من سربلندم

وقتى گذر کردند خیلی ها ازینجا

رفتند تا معراج تا بالا ازینجا

اینجا گرفته از خدا عیسى دمش را

اینجا خدا بخشید آخر آدمش را

من خام بودم غصه و غم پخته ام کرد

این پخت و پزهاى محرم پخته ام کرد

میبینم اینجا پنج تا نور مقدس

این آشپزخانه ست یا طور مقدس

اینجا همانجایی ست که مولا میاید

زینب میاید، بیشتر زهرا میاید

پخت و پز آقاى بى سر را به من داد

درکارهایش کار مادر را به من داد

من عالمى دارم در اینجا با رقیه

هروقت دستم سوخت گفتم یا رقیه

منت ندارم بر سرت...تو لطف کردى

حالا که هستم نوکرت تو لطف کردى

یک شب غذاى خواهرت را بار کردم

یک شب غذاى دخترت را بار کردم

باید که دست از هرچه غیرکربلا شست

دیگ تو را شستم خدا روح مرا شست

خدمت تجلى ارادتهاى شیعه ست

بالاترین نوع عبادتهاى شیعه ست

ما به ولایت میرسیم از این مودت

ما به مودت میرسیم از راه خدمت

خدمت در این خانه تنها فرصت ماست

گفتند:اینجا پنج روزى نوبت ماست

این پارچه مشکى-فداى روى ماهش-

دارد سفیدم میکند رنگ سیاهش

از سوخته دلها نگیر آقا غمت را

یک وقت از دستم نگیرى پرچمت را

بگذار یک گوشه به پاى تو بمیرم

کنج حسینیه براى تو بمیرم

منکه به غیر از لطف تو یارى ندارم

منکه به غیر از کار تو کارى ندارم

آنقدر بین دسته هایت ایستادم

نذر على اصغر تو آب دادم

اى کاش بین ایستادن ها بمیرم

آخر میان آب دادن ها بمیرم

خوب است نوکر آخرش بى سر بمیرد

خوب است بین نوکرى نوکر بمیرد

خوب است ما هم گوشه اى عطشان بیفتیم

در زیر پاى این و آن عریان بیفتیم

خدمت به این بى رنگ و رو هم رنگ و رو داد

این کفش ها را جفت کردن آبرو داد

درهرکجا که نام پیراهن میاید

زهرا میاید پیش ما حتما میاید

من دست بر سینه دم در مینشینم

در مجلس فرزند مادر را ببینم

من مینشینم کار و بارم پا بگیرد

شاید به من هم چادر زهرا بگیرد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/08/14 | 12:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


شادی جهان هیچ است عشق است همین غم را

هرثانیه میخواهیم  این عالم ماتم را

همدست ملائک شد شد آبرویش تضمین

دستی که در این شب ها برداشته پرچم را

کشتی حسین افتاد یکبار دگر برآب

از دست نباید داد هرفیض فراهم را

هرجا که حسین آمد احسان خدا آمد

از برکت آقا بود بخشید اگر آدم را

در ماه خدا حتی ما با دهن روزه

هرروز طلب کردیم شبهای محرم را

هر وقت دو دم دادیم هر مرده ای احیا شد

آقا تو نگیر از ما دم های دمادم را

نذری حسینیه از بس به همه چسبید

انداخته از رونق آوازه ی حاتم را

یا مثل رسول ترک یا اینکه چنان طیب

از لطف زیادش کن این معرفت کم را

اسلام حسینی شد اسلام حسینی ماند

مدیون خودت کردی پیغمبر اکرم را

ای وای از آن دم که با قامت خم زینب

دارد بروی دستش یک پیکر در هم را

چه با سر و چه بی سر احیاگر زینب شد

دیدند همه بر نی عیسای معظم را




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/08/13 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-تشکر بعد از دهه محرم


گرچه از دست خودم یه خرده دلخور اومدم

راستش و بخواى برا عرض تشكر اومدم

نه گداىِ خوبیَم نه عاشقى خوب بلدم

اومدم ده شب عزاداریمو تحویلت بدم

یه دهه سینه زنى و گریه هرچى بود گذشت

شب هفتمى كه چشم به راش بودم چه زود گذشت

به صدام تو روضه جون تازه دادى مهربون

برا نوكرى بهم اجازه دادى مهربون

قسمتم شد كه باگریه خیمه رو علم كنم

واسه سینه زناى جد تو چایی دم كنم

راه دادى تاخودمو پا این علم دٌرٌس كنم

شعر بگم نوحه بخونم و دو دم دٌرٌس كنم

واسه مزد نیومدم، گفتى ولی به هرجهت

نمك سفرتونم از خودمون بخواین فقط

جواب حرفاى توى دلمو خودت بده

من گداى خودتونم صلمو خودت بده

حرفاى دلم باید كه هر گوشش بیتى بشه

اولش مى خواستم این ترانه هش(ت) بیتى بشه

ولى این یادم اومد روبروى باب الجواد

روزى كن از این به بعد تنها بیام حرم زیاد




موضوع: ورود به ماه محرم،  وداع با محرم و صفر،  مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/08/5 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


یک وقت از ما نوحه و دم را نگیری

سینه زنی و شور و ماتم را نگیری

خیلی میان روضه هایت سود کردیم

یک موقع از ما روضه و غم را نگیری

سینه زدم تا که گناهم را بریزی

این کمترین چیزی که دارم را نگیری

حال بد ما با وجود روضه خوب است

از دست نوکرهات مرهم را نگیری

آقا برای ما محرم خیرها داشت

از ما گنهکاران محرم را نگیری

با هم خریدی خوب و بد را بین روضه

این گریه کردن های با هم را نگیری

در بین روضه التماست می کنم من

جانم بگیری،گریه هایم را نگیری

در بین هیأت کار من پرچم زدن شد

دستان من خالیست...پرچم را نگیری!

یک شب میان روضه ات گفتم خدایا

از نوکران شاه دو عالم را نگیری

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/08/4 | 10:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


بر دل بی درد ما غم لطف کن

زخم دل را باز مرهم لطف کن

بر کویر چشمهای خشک ما

چشمه ای مانند زمزم لطف کن

گریه ای بی وقفه می خواهم ز تو

مثل اشک نوح و آدم لطف کن

بیرق تو آبروی عمر ماست

ناله را در زیر پرچم لطف کن

تا که پا بر جا بمانم پای تو

اعتقادی خوب و محکم لطف کن

روزی روزانه ما را بگیر

جای آن اشک محرم لطف کن

روضه سربسته را پایان بده

روضه ای باز و مجسم لطف کن

سفره دار روضه تو فاطمه است

درک آن بانوی اعظم لطف کن

در میان روضه های آتشین

دیدن آن قامت خم لطف کن

دیده ام را زائر مهدی نما

در کنارش کربلا هم لطف کن

من که نشناسم کسی غیر از خودت

چون که عمری دیده ام خیر از خودت

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/07/26 | 02:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


آنچنان که بارش باران نم نم دیدنی است

چشم خیس گریه کن های شماهم دیدنی است

هم نزول حضرت جبریل سوی روضه ها

هم گدایی کردن امثال حاتم دیدنی است

اکثر ایام گرچه خالی از زیبایی است

چهره این شهر در ماه محرم دیدنی است

ظاهر آراسته خوب است اما این دهه

صورت زخمی و موی نامنظم دیدنی است

می شود معشوق با لبخند زیباتر ولی

چهره ی هرعاشقی همراه با غم دیدنی است

صحنه ای از مرقدت نقش است در اندیشه ها

کربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنی است

مثل آن روزی که یک عاشق به دلبر میرسد

لحظه پیوستن شاه و گدا هم دیدنی است

عشق بازی از نگاه مسلم و حر و حبیب

باغریبی، سر به زیری، قامت خم دیدنی است

یا غیاث المستغیثین منی هنگام مرگ

میزبانی تو در آن واپسین دم دیدنی است

درمیان نامه اعمال در محشر فقط

روزهایی که برایت گریه کردم دیدنی است

کاش میفهمید اهریمن که در ملک وجود

حلقه خاتم به دست شاه عالم دیدنی است

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/07/25 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


ماه عزا آمد دل عالم گرفته

زهرا بُنَیَّ یا بُنَیَّ دم گرفته

هرکس به هرنحوی عزادار شما هست

حتی خدا در عرش خود ماتم گرفته

کوچه به کوچه تا ابد شرمنده ی توست

در "مُلک ری" هر خانه رنگ غم گرفته

دیدم که از عشق شما لات محله

رفته برای روضه ات پرچم گرفته

راه نجات ما گنه کاران شمائید

با گریه بر تو، توبه ی آدم گرفته

حتما پشیمان میشود در روز محشر

لطف تو را هرکس که دست کم گرفته

شاهان عالم ریزه خواران تو هستند

دست گدایی سوی تو حاتم گرفته

بالا سرت هرکس که آمد دست پُر رفت

این "پیروهن" ، آن دیگری "خاتم" گرفته

برخیز دور خیمه ی زینب شلوغ است

دور و برش را چند نامحرم گرفته

اهل و عیالت بعد تو آقا اسیرند

برخیز تا در خیمه ها آتش نگیرند




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/07/23 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم-غزال


رنگ عالم شد سیاه

درجهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه

تکیه تکیه یاحسین

درغمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه

چونکه بالاتر نداشت

درمیان ماه ها ماه محرم شد سیاه

در مِنا امسال آه

علقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاه

جلد مانند لباس

بر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاه

پوست درسینه زنی

سرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاه

بین این رنگین کمان

دل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاه

برتن مسلم هم آه

رد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه




موضوع: ورود به ماه محرم،  مسلم ابن عقیل، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/07/23 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


بسم الکریم... مَن هوَ إحسانُه قَدیم

ما را نگار، کرد به میخانه اش مقیم

بوی لباس خونی ارباب می رسد

صوت حزین مادر سادات.... بگذریم

 

من آمدم که با همه ی روسیاهی ام

راهم دهید با همه ی پرگناهی ام

اصلا خودت بگو که چه خاکی بسر کنم؟!

یک روز اگر برانی و من را نخواهی ام

 

اشکم چکید و سنگ دلم را لطیف کرد

نام حسین شغل مرا هم شریف کرد

غفلت زده به ماه عزا آمدم ولی...

... زهرا رسید و کار مرا هم ردیف کرد

 

از سوی فاطمه که به سائل نظر شود

چشمش میان روضه ی ارباب تر شود

عاشق اگر که گشنه بخوابد عجیب نیست

هیهات بی حسین شب ما سحر شود

 

ازخاک قتلگاه برایم بیاورید

در روضه اشک و آه برایم بیاورید

پرچم بیاورید، کتیبه بیاورید

پیراهن سیاه برایم بیاورید

 

من ماتِ ماتم تو بمانم مرا بس است

در راه محکم تو بمانم مرا بس است

ثروت، مقام، شهرت دنیا نخواستم

در زیر پرچم تو بمانم مرا بس است

 

فریاد و بحث ماست فقط مکتب حسین

استاد درس ماست فقط زینب حسین

با لعن بر یزید فقط آب می خوریم

لب تشنه می شویم به یاد لب حسین

 

آقا اگر نبود شفیقی نداشتیم

سوی خدای خویش طریقی نداشتیم

"نعم الامیر" ما شده "نعم الرفیق" ما

آقا اگر نبود رفیقی نداشتیم

 

بی نام یار، نار گلستان نمی شود

بی کربلا بهشت که رضوان نمی شود

صد بار گفته ایم که ذکری برای ما

مثل حسین موجب غفران نمی شود




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/07/23 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


عاشقانت میفروشند عیش را, غم میخرند

دل به پاى روضه میریزند ماتم میخرند

باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد

بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند

مثل خاروخس در این سیل به راه افتاده ایم*

باز درهم آمدیم و باز درهم میخرند

ماه ها در یک طرف ماه محرم یک طرف

بیشتر از ماه ها ماه محرم میخرند

اشک ما اینجا فقط این قدر قیمت یافته

ورنه جاى دیگرى عرضه کنى کم میخرند

تا تو را داریم ما, داراترین عالمیم

بچه هاى ما در این خانه حاتم میخرند

این طرف گریان شدیم و آن طرف آباد شد

اشک کالایى ست که در هر دو عالم میخرند

گریه بر مظلوم تکوینا تقرب آور است

در حسینیه مرا,حتى نخواهم, میخرند

مطمئنا روضه اى یا گریه اى در کار هست

هر کجا عصیانى از فرزند آدم میخرند

عده اى دم میدهند و عده اى دم میزنند

پنج تن هم این وسط دارند از دم میخرند

گریه کن زهراست,ما تنها سیاهى لشگریم

باز با این حال شکل گریه را هم میخرند

اولین گریه کن مسلم رسول الله بود

گریه بر دندان مسلم را مسلم میخرند 


*مثل خاروخس در این سیل به راه افتاده ایم ( علامه طباطبایى.ره.) 




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/07/23 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


برپا شده است در دل من خیمه ی غمی

جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی

عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان

غیر از غمت نداشته ام یار و همدمی

بر سیل اشک خانه بناکرده ام ولی

این بیت سُست را نفروشم به عالمی

گفتی شکار آتش دوزخ نمی شود

چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی

دستی به زلف دسته ی زنجیرزن بکش

آشفته ام میان صفوف منظّمی

می خوانی ام به حُکم روایات روشنی

می خواهمت مطابق آیات محکمی

ذی الحجّه اش درست به پایان نمی رسد

تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی ...




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


چشم اگر امسال را هم آبروداری کند

گریه می خواهد مرا از هرچه خود عاری کند

هر کسی اینجا هنر کرده است با اشک آمده است

کاش پلک از این هنرها پرده برداری کند

بین دل با داغ او عقد اخوت بسته اند

در ازل، آری، خدا این خطبه را جاری کند

نوحه خوان در روضه می خواند به استمداد اشک

بانگ "هل من ناصر"است این، کیست تا یاری کند؟

می روم تا کربلا، آنجا که مردی آمده است

پای عهدش تا نفس دارد وفاداری کند

رود می افتد به پایش تا به هر قیمت شده

قطره ای از خویش را در جان او جاری کند

آب اگر مهریه ی زهراست پس هر طور هست

باید از مهریه ی زهرا نگهداری کند

بیشتر از ضربت شمشیر، یک سوراخ مشک

می تواند زخم را بر پیکرش کاری کند

می روم قدری جلو، آنجا که یک سر روی نی

بی محابا قد علم کرده است سرداری کند

آنکه تعلیم تکلم کرد بر عیسای طفل

می تواند پس سر بر نیزه را قاری کند

باز می آیم به خود، آنجا که در من یک نفر

گوشه ای کز کرده، می خواهد فقط زاری کند

چشم کارش گریه در سوگ "حسین بن علی"است

کور بادا چشم اگر از گریه خودداری کند




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو

که  بال و پر بزنم پای روضه ی سر تو

ببخش با پر زخمی ، به زحمت افتاده

لباس نوکریم را بریده مادر تو

چه طور خرج غمت جور شد؟ کسی میگفت

رسیده رزق حسینیه  از برادر تو

شبیه حضرت زینب به سینه می کوبم

که مقتدای عزادارهاست خواهر تو

به چشم من همه جا روضه شما بر پاست

تمام عالم آدم شدند مضطر تو

اگر کویر ترک روی هر ترک دارد

کشیده خشکی لبهای زخم پرپر تو

خزان  و ریزش برگ  از درخت در همه جا

شد است در دل من روضه خوان اکبر تو

طلوع ، بردن بالای طفل شش ماهه است

غروب ، خون گلوی علی اصغر تو

زمان بارش باران همیشه میبارم

برای بارش تیر و امیر لشگر تو

من از خرابه و شام و رقیه فهمیدم

که قول تو نرود گر رود ز تن سر تو

بیا و قول بده آخرین دمم برسی

به راه آمدن توست چشم  نوکر تو




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


اشعار سرخ دلشکنش را بیاورید

دم‌نوحه‌های سینه‌زنش را بیاورید

دارد صدای قافله از دور می‌رسد

اسفند وقت آمدنش را بیاورید

بعد از کتیبه‌های حسینیه زودتر

سینیِ چای ریختنش را بیاورید

دادم لباس مشکی خود را به مادرم

آری بساط دوختنش را بیاورید

دلشوره های خواهر او بیشتر شده

اسباب غم‌نداشتنش را بیاورید

سر نیزه های کوفه صدا میزدند تو را:

«ما تشنه‌ایم؛ پس بدنش را بیاورید»

دارد به قتلگاه چه نزدیک میشود

زینب - رباب، پیرهنش را بیاورید

حالا رسیده عصر دهم، گفت خواهرش:

اموال غارتیِ تنش را بیاورید




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-ورود به ماه محرم


ارباب روی نوکریِ من حساب کرد

با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد

هرکس شنید ناله ی حی العزا

تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد

دلشوره داشتم که نبینم محرمت

یکسال این فراق دلم را عذاب کرد

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

نام حسین بار دگر انقلاب کرد

توبه شکسته ها همه گویند یاحسین

رب الحسین هرچه دعا مستجاب کرد

از کودکی حسینیه دار محرممیم

این روسیاه را خودش عالیجناب کرد

هرکس که ذره ذره به پای حسین سوخت

اورا خدا به وصل خودش کامیاب کرد

گریه غبار سینه ی من داده شستشو

این قلب خاک خورده چنان دّر ناب کرد

تفسیر دستگیریه تو از رسول ترک

کار هزار منبرو صد ها کتاب کرد

سینه برهنه ها همه از نسل عابسند

او کربلا طریق هی این وصل باب کرد

آید به گوش ناله ی محزون فاطمه

با اسم نام یک یک ما را خطاب کرد

ماه محرم آمد و پیچید بوی سیب

صلی علی الحسین و صلی علی الغریب




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


همین که در محرم تو روضه خوانده می شود

دل همه به کربلای تو کشانده می شود

فقط به مجلس حسین می شود به چشم دید

که پادشاه پهلوی گدا نشانده می شود

جهنم است نسبتِ بهشت با حریم تو

کسی خطا کند سوی بهشت رانده می شود!

به مشی نوکری همیشه مشق فرق می کند

که «عشق» می نویسم و «حسین» خوانده می شود

محرّم از میان عرش با مصیبت حسین

سبوی اشک بر روی زمین چکانده می شود

تو را ز اصل نه ولی ز اسب بر زمین زدند

...که اسبها چنین به پیکرت دوانده می شود

رسیدنی ست آن زمان که با نوای منتقم

بهای قطره های خون تو ستانده می شود




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


ما که کل سال پای روضه ها غم میخوریم

غصه ی اتمام این ده روز را کم میخوریم

هرسه شنبه صبح یا که هرشب جمعه کمیل

باده ی تقوای خود را پای پرچم میخوریم

یک برنج از ظرف نذری تو ما را بس حسین

رزق طول سال خود را از محرم میخوریم

ما چنان سرویم از وقتی برایت خم شدیم

تا تو هستی کی زمین با قامت خم میخوریم؟

با تو در هر مشکلی راه نجاتی هست لیک

مطمئنا بی تو بر دیوار محکم میخورم

تو بزرگی پس بزرگی کن شفاعت کن حسین

ورنه چوب معصیت ها را دمادم میخورم

در جوانی پاک بودن شیوه عشاق توست

شرمساریم از شما که غصه ات کم میخورم

تربت کرب و بلا درمان کل دردهاست

وقت های ناخوشی یک ذره مرهم میخوریم

داغ اکبر داغ قاسم داغ سقا داغ مشک

غصه هایت را میان روضه هم میخوریم

ما محرم زاده ایم کل سال آواره ایم

روزها یاد تنت ، شب یاد مشک پاره ایم




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورورد به ماه محرم


شکر خدا زهرا دوباره رزق این نوکر نوشت

با دست بشکسته مرا روزی خور این در نوشت

هرگز نمی کردم گمان اینجا مرا راهم دهند

نام مرا در بین نوکر ها خودش آخر نوشت

روز ازل وقتی خدا روزیِ عالم را نوشت

ارباب را ارباب و ما را بر درش قنبر نوشت

در عرش حق پیراهن خونین او آویختند

بیخود نبوده گر خدا این قلب را مضطر نوشت

نام حسین فاطمه اشک مرا جاری کند

رحمت به شیر مادرم، صد شکر بر این سرنوشت

هرکس که شد در این دهه دیوانه ی کوی حسین

زینب برای او "نمازِ صبحِ بالاسر" نوشت

حبُّ الحسین نعمتی ، قبرُ الحسین قبلتی

این جمله را هر نوکری در قلب خود با زر نوشت

من زاره فی کربلا زار العلیّ فی عرشه

این را همان اول خدا در عرش بر سردر نوشت

"حُبُّ الحسینِ جُنَّنی" عابس بیان کرده ولی

بر چوب محمل خواهرش این جمله را با سر نوشت

می گفت زینب از فراز تل برادر جان ببین

آنکس که تقدیر تو بی انگشت و انگشتر نوشت...

...من را میان عده ای نامرحم و دور از حیا

آواره و بیچاره و بی یار و بی معجر نوشت




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


باید به محله رنگ ماتم بزنم

بر سر در خانه چوب پرچم بزنم

ایام غم و سیاه پوشان شماست

بگذار سیاهیه محرم بزنم

با چادر مادرم سر کوچه ی عشق

رخصت بده تا تکیه ای از غم بزنم

من را برسانی به شب تاسوعا

من قول دهم که سینه محکم بزنم

آقا نگهم دار که در عاشورا

من دیگ خورشت قیمه را هم بزنم

اینگونه که تو جیب مرا پر کردی

باید که به روی دست حاتم بزنم

حالا که دوای زخم تو اشک من است

اشکی بده تا چشمه ی مرهم بزنم

خاموش شود آتش دوزخ بخدا

با گریه اگر سر به جهنم بزنم

عالم به فدات یا قتیل العبرات

کشتی نجات یا قتیل العبرات




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 01:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


در دلم باز هم حرم بزنید

چادر و بیرق و علم بزنید

روی سر درب سینه پارچه ی

"از در تو نمی روم" بزنید

چرک پیشانیم بشویید و

روی آن مهر نوکرم بزنید

طوق یک عمر نوکری را هم

باز امشب به گردنم بزنید

روضه خوان های حضرت زهرا

از عزیزش حسین دم بزنید

مقتل از دست روضه خوان افتاد

دور این روضه را قلم بزنید

روضه ای را که گفت روی حسین

با سُم اسب ها قدم بزنید

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: ورود به ماه محرم،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/07/22 | 12:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


دلم ز روز ازل گشته مبتلای حسیـــــن

سلام من به حسین و به کربلای حسین

وجودِ عاشق و معشوق وقف یکدگر است

حسین برای خدا و خدا برای حســــین

ثواب سعی و صفا کی رسد به یک لحظه

قدم زدن وسط مروه و صفای حســـین

رضای حضرت حق در رضایت زهـــراست

رضای حضرت زهرا در رضــای حســــین

اگر معلم توحیــــد من شود زینــــب

به چشم خویش تماشا کنم خدای حسین

دوباره زد به سر عــــاشقم نوای جنون

که پرده ای کشم امشب ز ماجرای حسین

زمین کرببلا تا به عرش غوغا بود

زمان جلوه ی پایانی لقای حسین

نهاده دست به سینه تمام خیل ملک

همه مطیع فرامین چشم های حسین

خلیل آمده تا ذبح اعظمش بیند

چه محشریست مگر وادی منای حسین

کجاست حضرت داوود تا بگیرد یاد

طریق شکر نمودن ز شکر های حسین

کلیم غرق تحیر به لکنت افتاده

مگر چه میشنود لحظه ی دعای حسین

مسیح ذره ای از خاک قتله گاه چشید

تمام عمر شفا داد با شفای حسین

دوید ختم رسل سر برهنه تا گودال

میان هلهله ها گم شده صدای حسین

ز خیمه گاه رسد خواهری تک و تنها

مگر شنیده میان حرم صدای حسین

خدا کند که از راه رفته برگردد

وگرنه سر بدهد زیر تیغ جای حسین

صدای ناله ی زهراست میرسد بر گوش

فدای راس جدا گشته از قفای حسین

ببین که بر سر یک کهنه پیرهن دعواست

به دست چند نفر تکه ی ردای حسین

یکی زره یکی عمامه وان یکی شمشیر

ربود وان یکی از شانه ها عبای حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/21 | 11:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورورد به ماه محرم


با گریه ام عزای تو تکریم میکنم

دارو ندار خود به تو تسلیم می کنم

خالص ترین عصاره ی جان را شبیه اشک

بر روی دست دل به تو تقدیم میکنم

یک سال تا به ماه محرم رسانیم

هر صبحدم نگاه به تقویم میکنم

با بوسه ای زخاک در هر حسینیه ای

بر پیشگاه فاطمه تعظیم میکنم

هر تکیه ی عزای تو بیت الحرام ماست

بر خویش هر چه غیر تو تحریم میکنم

از کودکی تمام پس انداز سال را

با سفره ی عزای تو تقدیم میکنم

در هیئت تو با تن احرام بسته ام

یاد شکوه مسجد تنعیم میکنم

با ذکر یا حسین که توحید مطلق است

حبل المتین عشق تو ، تحکیم میکنم

هربار با سلام به تو آب می خورم

غوغای تشنگی تو تفهیم میکنم

گفتا رقیه با دهن ضربه خورده ام

لبهای خیزران زده تکریم میکنم




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/21 | 11:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورورد به ماه محرم


از ازل پرچم به دوش ماه ماتم گشته ایم

با نوای مادری محزونه همدم گشته ایم

ما همه انصار زهرائیم مردِ گریه ایم

محرم غمخانه ی ماه محرم گشته ایم

این لباس مشکی ما دست دوز فاطمه است

زین سبب عمریست با این خانه محرم گشته ایم

رد مکن ما را که اشک ما به دردت میخورد

گریه ها کردیم و بر زخم تو مرهم گشته ایم

روز محشر یکدگر را زود پیدا میکنیم

سالها مانند کعبه دور پرچم گشته ایم

گریه ی ما باعث تسکین قلب زینب است

خاک بوسِ عمه ی ساداتِ عالم گشته ایم

صبح ، مغرب ، شب ، سحر ، بزم عزا آماده است

این دهه همسفره ی فیضی دمادم گشته ایم

تا که فرصت هست باید گریه کرد و گریه کرد

چونکه مهمان اجل ما نیز کم کم گشته ایم

در حسینیه اگر گوش دل ما وا شود

همنوای مادری با قامت خم گشته ایم

یا بنی گفتنش بند دلم را پاره کرد

نیزه ای در پیش چشمش پیرهن را پاره کرد




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/21 | 11:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


فصل اشک و سوز و آه از پرده ی دل میشود

باز چشمانم به رنگ سرخ مایل میشود

باز هم روح الامین مرثیه خوانی میکند

کاف و هاء و یا و عین و صاد نازل میشود

با لباس مشکی ام احرام گریه بسته ام

یک زیارت با هزاران حج معادل میشود

سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست

شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود

نیت گریه نمودم در نماز نیمه شب

چون که روضه بهتر از درک نوافل میشود

رکعت اول به یاد تشنه لبها سوختم

رکعت بعدی من گودال کامل میشود

مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش

روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود

لحظه ای که سینه ی ارباب سنگین میشود

روضه سنگین ارباب مقاتل میشود

نیزه ها نامهربان هستند اما لحظه ای

مهربان با حنجر او تیغ قاتل میشود

سر غنیمت میرود گودال میگردد شلوغ

وقت غارت کردن مشتی اراذل میرسد

آه از آن لحظه ای که مادرش سر میرسد

با تنی عریان ، تنی بی سر مقابل میشود

***

از سایت بی پلاک




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/21 | 10:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورورد به ماه محرم


سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد

عطر سیب و بوی اسپند مُحرّم می رسد

دست خود را روی سینه می گذارم با ادب

آه ، دارد مادری با قامت خم می رسد

میزبان ، زهرا که باشد من خیالم راحت است

چون که الطافش به مهمان ها دمادم می رسد

انبیا پشت سر هم یک به یک صف بسته اند

حضرت خاتم برای خیر مَقدم می رسد

بار عام است و ضیافت خانه ی هیئت شلوغ

نامه های دعوت از عرش معظّم می رسد

زیر و رو کردن فقط کار حسین بن علی ست

در مُحرّم ارمنی هم زیر پرچم می رسد

چایی روضه دوای درد بی درمان ماست

بین این دارالشّفا پیوسته مرهم می رسد

ما فقط دم می دهیم و مرده زنده می کنیم

آن دم عیسی بن مریم کی به این دم می رسد؟!

با لباس مشکی اَم از قبر می آیم بُرون

یک نخ این پیرهن فردا به دادم می رسد

جبرئیل عرش خدا را آب و جارو می کند

کاروان کربلا از راه کم کم می رسد




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/07/21 | 10:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


بسم رب الفاطمه آغاز کردم گریه را

از گلوی بغض هایم باز کردم گریه را

مثل یک مادر که فرزندش ز دستش می رود

اقتدا کردم به او ابراز کردم گریه را

این سیاهی های هیئت چادر خاکی او است

با غم پنهانی اش همراز کردم گریه را

تا که از ذکر غریب مادر افتادم ز پا

با نگاه او پر پرواز کردم گریه را

سایه ای را بر سرم حس می کنم در روضه ها

در پناه فاطمه آغاز کردم گریه را

گفته اند , اذن دخول  ماه غم یا فاطمه  است

روزی اشک محرم های ما با فاطمه است

شال غم بر روی دوشم پیرهن مشکی به تن

آرزو دارم  شود این جامه بر جسمم کفن

محتشم دم می دهد باز این چه شور و ماتم است

گویی آویزان شده از عرش کهنه پیرهن

تا که از خانه به قصد روضه  بیرون می زنم

حیدر کرار می آید به استقبال من

فاطمه پایین مجلس مینشیند پیش در

می نشاند صدر مجلس گریه کن ها را حسن

خواهرش برسینه  می کوبد برادر کاش کاش

وقت بوسه از رگت میرفت جانم از بدن

آنقدر پای تنت بر سینه و بر سر زدم

پیش چشمم پرپرت کردند و من پرپر زدم




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/08/3 | 04:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


آمد محرّم نبض عالم ایستاده

از حرکتش حتّی زمین هم ایستاده

ما پیرو دستور «فابک للحسین» یم

بر آفتاب دیده شبنم ایستاده

وقتی که پا در این حسینیّه نهادم

بر تو سلام از دور دادم ایستاده

جارو کش فرش عزایت جبرئیل است

فرشی که رویش عرش اعظم ایستاده

دم : «یا حسین» و بازدم : «جانم حسین» است

نامت میان نوحه و دم ایستاده

پیش خدا روز قیامت سربلند است

هر کس که پای تو مصمّم ایستاده

باید یزیدی های این امّت بدانند !

که شیعه در خط مقدّم ایستاده

وَ الله که از هر عذابی در امان است

سینه زنی که زیر پرچم ایستاده

از بس «أنا العطشان» تو خورده به گوشش

از جوشش خود چاه زمزم ایستاده

ده روز دیگر خواهری در بین گودال

پهلوی جسم نامنظّم ایستاده




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/08/3 | 03:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


یازده ماه از خدا این روزها را خواستم

دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم

 اذن دق الباب این خانه برای ما بس است

 استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم

 یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنم

پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم

 قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم

 همت توبه به درگاه خدا را خواستم

از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه

 دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم

هر محرم زیر دین صلح آقاییم ما

 یا امام مجتبی اشفع لنا را خواستم

کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که

 هردعایی کردم اول کربلا را خواستم

شصت شب از صبح تا شب نوکری در روضه ها

 طعنه خوردن،سوختن پای شما را خواستم

 گرچه ناقابلتر از این حرف ها هستم ولی

 یک زیارت اربعین پایین پا را خواستم

 از نجف تا کربلا پای پیاده دست جمع

روضه خواندن بین این صحن و سرا را خواستم

 اهل عالم دارد از ره ماه ماتم میرسد

هیئتی ها یاعلی! دارد محرم میرسد..




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/07/30 | 07:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو