ورود به ماه محرم


این راز پر از عذاب پیشت باشد

تصویر منِ خراب پیشت باشد

شاید که محرمت نبودم آقا

این اشک علی الحساب پیشت باشد 




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


لباس مشکی ما را به دستمان بدهید

به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید

مرا که راهی بزم عزای اربابم

برای زود رسیدن کمی توان بدهید

اگر خدای نکرده در آخر خطم

به جان اشک سه ساله مرا امان بدهید

نماز گریه ی ما با امامت سقاست

به روی مأذنه ی کربلا اذان بدهید

برای آن که بمانم همیشه بر درتان

به کلب قافله ی عشق استخوان بدهید

قسم به حرمت چشمانتان اگر مُردیم

به روی سنگ حسینیه غسلمان بدهید




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


ای دل محرم آمده وقت عزا شده

ماه عزای حضرت خون خدا شده

ماتم میان چشم همه موج می زند

چشمان گریه چشمۀ شور و شفا شده

ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم

دل های ما حسینیه ی کربلا شده

بازار و کوچه ها همه با گریه آشناست

هر جا گذر کنی غم عظمی به پا شده

دستی که وقف روضه شده سینه می زند

مرهم به زخم سینۀ خیر النسا شده

صاحب عزای مجلس ارباب مادر است

با دست های فاطمه هیئت بنا شده




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


خیمه، عَلم، کتیبه و پرچم بیاورید

شیون کنید، شور محرم بیاورید

مِشکی کنید قامت رعنای کوچه را

پیراهن عزای مرا هم بیاورید

این کاروان رسیده به نزدیک نی نوا

طوفان گرفته، حزن دمادم بیاورید

عالم به نوحه است که شوریده گشته است

چشمی برای گریه فراهم بیاورید

ما حلقه حلقه ماتم او را گرفته ایم

زینت کنید حلقه و خاتم بیاورید




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


قلبم به یاد کوثر و زمزم گرفته است

مثل طلوع سوره ی مریم گرفته است

باران دیده های من از رحمت شماست

اشکم به اذن چشم تو نم نم گرفته است

آری در این هوای پر از بغض بی کسی

نام تو در محیط دلم دم گرفته است

آری خدا که خانه ی مشکی گزیده است

روضه برای شاه دو عالم گرفته است

چشمم به راه آمدن ماه گریه هاست

امشب دلم به یاد محرّم گرفته است

دسته کجاست سینه زنش را صدا کند

زنجیر کوچک دل من غم گرفته است

در انتهای کوچه ی سینه زنی کسی

با ناله های فاطمیَش دم گرفته است




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم


هر دم در آستانه ی عشقت گدا شدم

از معصیت رها شدم و با خدا شدم

معجون شیر مادر و اشک عزایتان

بر جان من نشست و به تو مبتلا شدم

آن دم که تربت تو به کامم گذاشتند

دلداده ی تو و غم کرب و بلا شدم

با واژه های بر لب خشکیده ات سلام

با ماجرای تشنگی ات آشنا شدم

هر دفعه بر در تو زمین خورده آمدم

در زیر پرچم و علمت باز پا شدم

دیدم که بسته شد در رحمت به روی من

وقتی به قدر یک نفس از تو جدا شدم

رؤیای بیکرانه و شیرین هر شبی

آقای ذره پرور و سالار زینبی


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


تا کربلایم بُرد فریاد رسایش

سینی به دستی که من و جانم فدایش

وقتی میان کوچه ی ما راه می رفت

بوی محرّم پخش می شد با صدایش

او کوچه گرد کوچه های بُغض باشد

در شهر اربابی که می میرد برایش

تا گوشه ی ویرانه ای پشت محلّه

می بُرد چشمان مرا با ردّ پایش

ویرانه ای که فطرس ماه محرّم

می آمد از آن جا صدای بال هایش

عطری پراکند و مرا تا آسمان برد

با پرچم سبز شهید کربلایش

این خیمه یا چادر نماز مادرش نیست

آقا گرفته طفل را زیر عبایش

می خوابم از این لحظه پشت پنجره، تا

هر روز بیدارم کند زنگ صدایش




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 03:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی-ورود به محرم


من که با تربت تو کام لبم باز شده

اصل این نوکریم از ازل آغاز شده

مادرم درس غلامی تو ام می آموخت

اولین پیرهن مشکی من را می دوخت

خاطرم هست مرا مجلس روضه می برد

خاطرم هست مرا دست ابالفضل سپرد

اولین شال عزا را پدرم داد به من

گفت خوب از غم ارباب کرم سینه بزن

پدرم گفت که در دامن مادر بودی

گفت آن وقت تو اندازه ی اصغر بودی

خاطرم هست که چون ماه محرّم می شد

کوچه در کوچه ی این شهر پر از غم می شد

بوی نذری محرّم همه جا می پیچید

چشم ها نم نمک از داغ شما می بارید

خاطرم هست که در کوچه علم بندان بود

چشم ها صحن تماشای کمی باران بود

خاطرم هست همه نذر شما می کردند

همه با چایی شب هات صفا می کردند

بچّه ها یک طرفی تکیه به پا می کردند

همه خود را به جز از روضه جدا می کردند

آن زمان هر کسی از عشق شما دم می زد

سر در خانه ی خود پرچم ماتم می زد



ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 03:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


گر چه یکی یکی و جدا می برندمان

شکر خدا به کرببلا می برندمان

ماه محرم است و زمان غرق ماتم است

باز این چه شورش است و کجا می برندمان؟

ما نذر کرده ایم که قربانیش شویم

دارند یک به یک به منا می برندمان

حالا که حجم کل حسینیه ها کم است

از خاک کنده و به سما می برندمان

اول میان خیل ملک سینه می زنیم

بعداً به هیأت شهدا می برندمان

سربند یا حسین به ما می دهند و بعد

با هروله به عرش خدا می برندمان

جان می دهیم در وسط روضه ها سپس

در خاک با لباس سیا می برندمان

این دل حسینی و رضوی بوده از ازل

از کربلا بهشت رضا می برندمان

گیرم به کربلا نرسیدیم تا به حال

یک روز عاقبت رفقا! می برندمان




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 03:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


ماه محرم آمده باید دگر شوم

باید به خود بیایم و زیر و زبر شوم

باید سبك عبور كنم از خیال سود

باید خلاص از تب و تاب ضرر شوم

آزاد از مثلث تزویر و زور و زر

آزاد از هر آن چه نقوش و صُور شوم

باید عوض شوم چه به چپ چه به راست ‌ها

بهتر اگر نمی‌شود از بد بتر شوم

از بد بتر چرا شوم اما؟ محرم است

از خوب می‌شود كه در این ماه، سر شوم

این ماه می‌شود كه شوم چیز دیگری

یك چیز دیگری كه ندانم اگر شوم

یك چیز دیگری كه نیاید به وهم هم

یعنی كه نه فرشته شوم نه بشر شوم

خیر مجسم است محرم، بعید نیست

این ماه، تا ابد تهی از هر چه شر شوم

حتی اگر یزیدیم و در سپاه كفر

چون حر، بعید نیست شهید نظر شوم

شب با یزید باشم و فردای انتخاب

قربانی حسین، نخستین نفر شوم

اینك، ندای: "كیست كه یاری كند مرا"

ماه محرم است مبادا كه كر شوم ...




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/14 | 03:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس-ماه محرم

 

این روزها بوی قفس دارد زمانه

اندوه و غربت می وزد از هر کرانه

این روزها دلتنگ دلتنگم شهیدان

کی می رود از خاطر من یاد یاران

بعد از شما بال و پرم از دست رفته

تا آسمانها، معبرم از دست رفته

بعد از شما هر لحظه بوی غم گرفته

در این غروب بی کسی قلبم گرفته

رفتید و ما ماندیم و دلتنگی و هجران

دنیای جور و بی وفائی، رنج دوران

رفتید و ما ماندیم و سیل امتحان ها

در این غبار آلودی شک و گمان ها

دنیا محل امتحان هایی خطیر است

یک سو سقیفه آن سوی دیگر غدیر است

انگار میدان بلا بر پاست هر روز

هنگامه‌ی کرب و بلا برپاست هر روز

باید مسیر حق و باطل را جدا کرد

باید به آقای شهیدان اقتدا کرد  


ادامه این شعر

موضوع: شهدا و دفاع مقدس،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/12 | 08:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم

 

دوباره قافله ی سرخ كربلا آمد

 دوباره موعد دلتنگی خدا آمد

صدای العطش مشك های پاره شده

 میان چرخش زنجیرهای ما آمد

 دوباره ماه محرم سیاه پوشید و

 به یاد سید مظلوم اولیا آمد

 و گریه های یتیمان چقدر نزدیك است

 در این حدود كه آوای ربنا آمد

 و بوی لاله ی خونین ام كلثوم از

 میان دسته ی غمگین انبیا آمد

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای زارعی برای ارسال این شعر 




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/09/11 | 10:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-ورود به محرم

 

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب

ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم

باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب

هر کسی در پی دلدار خودش می گردد

باز آواره دور از وطنم کرد ارباب

من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم

از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب

من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟

یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب

خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

من به عالم ندهم لذت مردن را با...

...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/6 | 11:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

پیش از آنی که عزادار محرم باشی

سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی

خاک از حُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست تو را بی مدد مهر حسین

گر چه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گر چه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت الله اعظم باشی

شادی هر دو جهانت به خدا تأمین است

گر در این ماه عزا هم سفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی و زهرا

نکند غافل از این محفل ماتم باشی

به همان دست و سر و سینه مجروح قسم

شرط عشق است بر این زخم تو مرهم باشی

خوش به حال تو «وفائی» که خدا خواسته است

هم چنان کعبه عزادار محّرم باشی




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/5 | 06:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است

 ابری است وضع حال و هوایم محرم است

 نه كه فقط همین سه دهه هست ماتمش

 والله تمام سال برایم محرم است

 در بین روضه از ته دل توبه می كنم

 ضامن میان من و خدایم محرم است

 رفتم پی طبیب و چنین نسخه ام نوشت

 دردم محرم است و دوایم محرم است

 هر كس گذاشت نام و نشانی پس از ممات

 من جاودانگی و بقایم محرم است

 ختم كلام، حرف دگر مختصر كنم

 مهر برات كرب و بلایم محرم است

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای حائری برای ارسال این شعر به حسینیه




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/5 | 01:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


شكر خدا كه نوبت ماتم به ما رسید

اذن عزای ماه محرم به ما رسید

شكر خدا كه چله نشینی گرفته است

كوبیدن سیاهی و پرچم به ما رسید

ده روز آسمان به زمین وصل می شود

ده شب هوای عرش معظم به ما رسید

هر روز روی بال ملك گریه می كنیم

ارثی كه از قبیله آدم به ما رسید

تأثیر رفت و آمد عطر نگاه توست

چشمی اگر شبیه به زمزم به ما رسید

از عرش چشم های شما تا قلم گذشت

ناگاه شور و زمزمه و دم به ما رسید

مقتل بخوان خودت و بگو قتل صبر چیست؟

از شرح ماجرای شما كم به ما رسید




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/5 | 08:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


ماه عزا رسیده و دل ها پر از غم است

مشکی به تن کنید که ماه محرّم است

پیراهن سیاه عزاداری حسین

احرام نوکری تمامیّ عالم است

ماه محرّم آمده خیمه به پا کنید

دل های ما حسینیّه ی بزم ماتم است

هر کس برای بزم عزا کار می کند

مُزدش بُوَد به دست کسی که قدش خم است

شکر خدا که حضرت زهرا مرا خرید

لطف و عطای او به گدایش دمادم است

دریای چشممان چقدر موج می زند

یعنی بساط گریه ی ما هم فراهم است

شکر خدا که از غم ارباب بی کفن

چشمم شبیه چشمه ی جوشان زمزم است

آقا قسم به نام تو ما با شما خوشیم

بی تو برای ما همه عالم جهنّم است

گریه برای داغ تو رزق حلال ماست

این اشک ها به زخم عمیق تو مرهم است

بزم تو را به عالم و آدم نمی دهیم

هیئت برای ما به خدا عرش اعظم است

شش گوشه ی حریم تو بیت الحرام ماست

یعنی به داغ اعظم تو سینه مَحرم است

هر کس که دید گوشه ای از روضه های تو

گر خون چکد ز چشم ترش باز هم کم است




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/09/4 | 06:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

پهن شد سفره دل، بوی خدا آمده است

به تن شاه و گدا رخت عزا آمده است

در و دیوار حسینه چرا گریان است؟

نکند فاطمه در روضهٔ ما آمده است؟

ده شب و روز همه سینه زنان سیرابند

فصل آب آوری شاه وفا آمده است

مژده ای می رسد از پنجره فولاد رضا

سوی ما تذکره کرببلا آمده است

کوچه سینه زنی ارث شهیدان بر ماست

روزی ما ز عطای شهدا آمده است

دمِ ای اهل حرم باز بگیرد ناظم

حضرت ام بنین با قد تا آمده است

ذهن درگیر سوالی است دوباره امسال

ارمنی در وسط روضه چرا آمده است؟

بیست روز است ز دروازه شهر نیرنگ

ناله کوفه میا کوفه میا آمده است




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

بادها

نوحه خوان

بیدها

دسته ی زنجیر زن

لاله ها

سینه زنان حرم باغچه

بادها

در جنون

بیدها

در جنون

بیدها

واژگون

لاله ها

غرق خون

خیمه ی خورشید سوخت

برگ ها

گریه کنان ریختند

آسمان

کرده به تن پیرهن تعزیه

طبل عزا را بنواز ای فلک !




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

باز طوفانی شده دریای دل

موج سر بر ساحل غم می زند

باز هم خورشید رنگ خون گرفت

بر زمین نقشی ز ماتم می زند

 

باز جام دیده ها لبریز شد

باز زخم سینه ها سر باز کرد

در میان ناله و اندوه و اشک

حنجرم فریادها آغاز کرد

 

می نویسم شرح این غم نامه را

داستان مشک و اشک و تیر را

  می نویسم از سری کز عشق دوست

کرد حیران تیغهٔ شمشیر را

 

گوئیا با آن همه بیگانگی

آب هم با تشنگان بیگانه بود

در میان آن همه نامردمی

اشک آب و دیده ها پیمانه بود

 

تیغ ناپاکان برآمد از نیام

خون پاکی دشت را سیراب کرد

خون خورشید است بر روی زمین

کآسمانِ تشنه را سیراب کرد

 

می شود خورشید را انکار کرد؟

زیر سم اسب ها در خاک کرد؟

می شود آیا که نقش عشق را

از درون سینه هامان پاک کرد؟

 

گر نشان عشق را گم کرده ایم

در میان آتش آن خیمه هاست

گر به دنبال حقیقت می رویم

حق همین جا حق به روی نیزه هاست

 

گریه ها بر حال خود باید کنیم

او که خندان رفت چون آزاد شد

ما سکوت مرگ باری کرده ایم

....او برای قرن ها فریاد شد

 

بازهم در ماتم روی حسین

باز هم در سوگ آن آلاله ایم

یادتان باشد حیات عشق را

وام دار خون سرخ لاله ایم




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

  باید برای خویش دلی دست و پا كنی

   تا در ره حسینِ زمان، جان فدا كنی

   فصل بهار دل شده باید دگر شوی

   وقتش رسیده خیمه ی ماتم به پا كنی

   باید برای عرض ادب نزد آفتاب

   یك پنجره به جانب خورشید وا كنی

   اول دهی سلام به ارباب بی كفن

   تا  خویش را  به قلب علمدار جا كنی

   بعد از سلام عقده ی دل باز می شود

   باید كه پای تا سر خود كربلا  كنی

   روزی  اگر  رسد  كه  ببینی ضریح  او

   آن گاه  خود ببین كه چنین و چِه ها كنی

   غیر از حسین هیچ نداری در این جهان

   باید تمام آن چه منم را رها كنی

   این مشك چشم پر ز فرات دلت شده

   باید كه ساقی حَرَمت را صدا كنی

   خواهی اگر صفا بدهی قلب خود «اسیر»

باید دوباره یاد شه سر جدا  كنی




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


بزرگ هیئتیان را صدا کنید از نو

بساط سینه زنی دست و پا کنید از نو

ز بقچه های قدیمیِ خانه، مادرها!

لباس مشکی ما را جدا کنید از نو

و ان یکاد بخوانید و آیت الکرسی

دو ماه بدرقه راه ما کنید از نو

درون خیمه و یا تکیه ها، میان داران

برای سینه زنی کوچه وا کنید از نو

تمامِ دردِ بدون علاج دنیا را

به چای روضه ی آقا دوا کنید از نو

برای روضه نذری مادران نجیب

تهیه سفره و نان و غذا کنید از نو

مگر نمی شنوی کلُ یومٍ عاشورا

برای گریه مبادا حیا کنید از نو

ملائکه به زمین زودتر هبوط کنید

وَ فکر قدر کمی بوریا کنید از نو

سلام حضرت زهرا! زمین قلبم را

شبیه هیئتمان کربلا کنید از نو

رسید بار دگر فصل محتشم خوانی

چه نوحه و چه عزا را عطاکنید از نو...




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 08:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


بگـذار گـریـه، درد دلم را، دوا کـنـد

چشمـم نـظـر بـه قـافـلـه ی کـربـلا کـنـد 

مـــاه مـحــــرم آمــده تــا آفـتـاب هــــم

هــر بـامـــداد،  دیـده بـه انـدوه وا کـنـد

شایسته است هر که دلش می طپـد به عشق

دل را درین فـضـای معـطر،  رهـا کـنـد

دردیست درد عشق که درمان پذیر نیست

شـایــد نگــاه مـعـجــزه،  آن را دوا کـنـد

این جا هـنـوز اصغر شش ماهه تشنـه است

ای کـاش چشمِ حرمله قـدری خطا کـنـد

عـبـاس مـی رود کــه غـرورِ فـرات را

بـا کــودکــان تـشـنـه جـگـر، آشنـا کـنـد

زینب به خیمه چشم بـه راه است بـاز هم

شـایــد حسیـن، زنـده بمانـد، خـدا کـنـد

فرصت کجاست تا که به شمشیر کینه شمر

سـر از تـنِ تـمـامِ شـهـیـدان جـدا کـنـد

غیر از سرِ حسین، که قرآن ناطق است

دیگـر سری نمانده،  که بر نیزه ها کند 




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 08:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم

با قلم موی خیالم، نقش در دفتر کشیدم

دیدم اما این قلم مو رنگی از جوهر ندارد

منّت از مژگان و ناز از دیدگان تَرکشیدم

کم کم از دشت شقایق صحنه ای ترسیم کردم

با گلاب اشک خود باغ گلی پَرپَر کشیدم

یک جهان شیدایی و یک آسمان عشق و محبت

یک بهشت آزادگی را ساده با جوهر کشیدم

گر چه در باور نمی گنجد ولی در دشت و صحرا

عطر زهرا و شمیم مهربانی های پیغمبر کشیدم

یک بیابان العطش بین دو دریای خروشان

آه سردی از نهاد ساقی کوثر کشیدم

سوره ای سرشار از"84" آیات عزت

صورتی قرآنی از"72" یاور کشیدم

نغمه "الموت احلی من عسل" را نقش برلب

انعکاسی از یقین، تصویری از باور کشیدم

با سرود دلکش "هیهات من الذلة " کم کم

پرچمی در ابر و باد از کاکل اکبر کشیدم

در کنارعلقمه پهلوی نخلستان عاشق

مَشک آب و تک سواری تشنه در دفتر کشیدم

دست های ساقی لب تشنه را آنجا ندیدم

" جام آبی "با نماد دست آب آور کشیدم

یک چمن گل، یک نیستان ناله را وقتی که دیدم

روی موج دجله نقش ساقی و ساغر کشیدم

بانگ " هل من ناصری" پیچیده در هفت آسمان ها

شهسوار عشق را تنها و بی یاور کشیدم

سینه ام آتش گرفت از آه و جانم بر لب آمد

روی دست باغبان تا غنچه ای پَرپَر کشیدم

صحنه تودیع اهل بیت وحی آمد به یادم

ساق پای اسب را در دست یک دختر کشیدم

آتش لب های تشنه، برق تیغ و برق دِشنه

جلوه های دل فریبی از گل و خنجر کشیدم

دجله ای از اشک حسرت روی " تلّ زینبیه "

حجله ای رنگین کمان از صبر یک خواهر کشیدم

عصر عاشورا میان موجی از گل های پَرپَر

زیر تیغ خارها تصویر نیلوفر کشیدم

در میان خیمه های سوخته در رقص آتش

با کبوترهای سرگردان به هر سو سر کشیدم

چهره خورشید را از مشرق سر نیزه تابان

ماه را در بستری از خاک و خون، بی سر کشیدم

در شبی مهتاب و ابری با سرانگشتان لرزان

برق چشم ساربان و نقش انگشتر کشیدم

در تنوری غرق در نور خدایی در دل شب

قرص ماهی را نهان در خاک و خاکستر کشیدم

پا به پای کاروان در سایه سار " دیر راهب "

آه سرد از دل کشیدم جلو؟ دلبر کشیدم

خطبه زینب قیامت کرد در حال اسارت

شام را چون رستخیز و کوفه را محشر کشیدم

پیش چشم زینب آزاده در کاخ ستمگر

خیزران و قاری قرآن و تشت زر کشیدم

تا شفق هم رنگ شد با سینه سر خان مهاجر

بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 08:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

بوی مردی عجیب می آید

بوی " امن یجیب " می آید

یک جوانمرد ذوالفقاری خشم

از عدالت، غریب می آید

یک نفر از غروب نخلستان

بی قرار و شکیب می آید

با غروری غریب و بغضی سرخ

یک نفر از فریب می آید

"مسلم" از خواب بیعت کوفه

تلخ و حسرت نصیب می آید

"حر" که اسطوره می وزد از او

از فراز و نشیب می آید

یک نفر از فرات نامردی

تشنه لب، بی نصیب می آید

از گلوی بریده ی "اصغر"

بوی لبیک و سیب می آید

دشنه مردی گلوی مولا را

می برد، نانجیب می آید

می وزد ظهر داغ عاشورا

بوی "شام غریب" می آید

"کاروان شهید رفت از پیش"*

بوی وصل حبیب می آید




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 08:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

بیا موذن عترت ز نو دوباره بخوان

اذان گریه ما را سر مناره بخوان

برای سنگ دلانی که دور بابایند

از آه پر شرر من کمی شراره بخوان

کسی به بیعت کعبه نداده دست طواف

وجوب حج ولا را به سوگواری بخوان

بر آسمان کبودم زمانه گریه نکرد

تو بر زبونی چشمان بی ستاره بخوان

هنوز گردن مهتاب ریسمان پیچ است

برای یاری ما هم حدیث چاره بخوان

نگاه بر در و دیوار خانه ما کن

مصیبت دل ما را به یک اشاره بخوان

اذان غربت ما را اعاده کن شاید

کسی به سوی امامم در اقتدا آید




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 08:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 استقبال از محرم

 

در كوچه ها نسیم بهشت محرّم است

این شهر بی مجالس روضه جهنّم است

پیراهن سیاه عزاداری شما

زیباترین تجلّی عشق مجسّم است

شكر خدا كه هیئتمان باز دایر است

شكر خدا كه بر سر این كوچه پرچم است

بیرون ندیده اید زنی ایستاده است؟

بالش شكسته است، قدَش هم كمی خم است

لبخند تلخ فاطمه بر تك تك شما

یعنی خوش آمدید و همان خیر مقدم است

من كه ندیدمش دم در، خب شما چطور؟

صد حیف سوی چشم گنهكار ما كم است

پرواز می كنیم از این پیله های تنگ

فصل بلوغ شیعه یقیناً محرّم است

در مجلس عزای امام قتیل اشك

روضه به شور و واحد و نوحه مقدّم است




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 08:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

دلم به تاب و تب است و دوباره كرده هوایش

خدا كند كه بمیرم میان ماه عزایش

دعای كیست كه اكنون، دوباره قسمتمان شد

طعام سفرۀ احسان و باز طعم شفایش

به گوش هر دل عاشق شده، دوباره می آید

صدای خندۀ دشنه، صدای نالۀ نایش

صدای گریۀ مادر، كنار پیكر بی سر

و ناله های زنی با، نوای وا اسفایش

صدای ضربۀ چوب و لب مطهر آقا

صدای قاری قرآن و باز سوز صدایش

دوباره غارت خیمه، دوباره دزدی معجر

و باز خاطرۀ طفل و تاول كف پایش

دوباره یاد تن پاره پارۀ علی اكبر

و باز خاطرۀ تلخ و جان گداز عبایش

اگر بناست بمیرم میان ماه محرم

خوشم كه روز دهم جان خود كنم به فدایش




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 08:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

شکر خدا که بوی محرم گرفته ام

در کوچه های سینه زنی دم گرفته ام

شکر خدا عبادت من روضه های توست

در دل دوباره هیئت ماتم گرفته ام

گاهی کنار روضه ات از دست می روم

با چشمهای پر شفق و غم گرفته ام

این آبروی نوکری هیئت تو را

از دستمال مشکی اشکم گرفته ام

دیگر هراس روز قیامت نمی برم

وقتی دخیلی از پر پرچم گرفته ام

با تربت تو کام دلم را گشوده اند

عمری اگر که بوی محرم گرفته ام

گفتم میان روضه از اعجاز چشمهات

دیدم رسیده ام به حوالی کربلات




موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است

دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است

وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق

قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق

دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد

به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد

دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا

غروب غربت جان کاه سیدالشهدا

صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است

فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است

خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه

دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله

برات گریه دوباره به چشممان دادند

به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند

حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا این جاست

مزار خون خدا فی قلوب من والاست

محرم آمده آقا صدایمان کردی

برای عرض ارادت، جدایمان کردی

لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم

عنایتی که فقط در امان تو باشم

بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها

پری بده به دلم در شکسته بالی ها  


ادامه این شعر

موضوع: ورود به ماه محرم، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 8 ::      ...   4   5   6   7   8  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.