ورود به ماه محرم


سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش

با پرچمی که روی نگاهم کشیدمش

"آقا کمک کنید، خدا خیرتان دهد"

او دم گرفته بود... وَ من می شنیدمش

سیب رسیده ای جلوی باورم گذاشت

من هم بدون هیچ تعلّل خریدمش

شب آمدم به خانه و آن سیب سرخ را

تقسیم کردم و بغل سفره چیدمش

حالا درخت سیب شده، بار آمده است

آن میوه ای که قبل محرّم خریدمش

روزی هزار بار مرا شکر می کند

این کودکم که با غمتان آفریدمش

رفتم سراغ کودکم امروز مدرسه

سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


هلال ماه محرم سلام حال شما
نگاه کن که مرا کُشته است خال شما
اگر درست بگویم تمام شب ها را
کنار سفرۀ اشکیم با خیال شما
نه یک شب و دو سه شب بلکه یازده ماه است
نشسته ام که شود رؤیت جمال شما
تو ماه نورسی و قبل سال شصت و یکم
ندیده بود کسی قامت هلال شما
هر آن زمان که بگریی زمان باران است
که وقت گریه بُود ابر دستمال شما
چه خوب می شود امسال را تمام دهه
تو روضه خوان شوی ما هم از قبال شما...
که دیده ای چه به روز خیام آوردند
تمام گریه شوم از نگاه حال شما 




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 06:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


دوباره‌ دعوتم‌ كردی‌ كه‌ آیم‌ در سرای‌ تو

بپوشم‌ جامۀ‌ عشقت‌ به‌ عشق‌ نینوای‌ تو

شبیه‌ دیدن‌ صاحب‌ عزایت‌ اشك‌ می‌ریزم‌

میان‌ روضه‌ می‌گردم‌ پی‌ صاحب‌ عزای‌ تو

كشم‌ یك سال‌ حسرت‌ تا ببینم‌ روی‌ یارانت‌

فدای‌ اشك‌ چشم‌ خالص‌ اهل‌ نوای‌ تو

به‌ هر جا بنگرم‌ چون‌ خیمۀ سوگ‌ تو می‌بینم‌

تو گویی‌ در نظر آید خیام‌ كربلای‌ تو

نبودم‌ كربلا با تو ولیكن‌ آرزو دارم‌

ببارد بر من‌ از هر سو همه‌ درد و بلای‌ تو

خدا از من‌ نگیرد عشق‌ ارباب‌ محبت‌ را

كه‌ می‌خواهم‌ بمانم‌ تا دم‌ محشر گدای‌ تو

نه‌ تنها من‌ اسیر تو، خدا باشد گرفتارت

‌ حدیث‌ "من‌ احبه‌" گشته‌ تأكید ولای‌ تو

ندارد پردۀ‌ كعبه‌ بهای‌ این‌ سیاهی‌ها

كه‌ باشد چادر زهرا نشان‌ روضه‌های‌ تو




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 06:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


هر چند ماه غصه و اشک است و ماتم است

من شکر می کنم که دوباره محرم است

من شکر می کنم که دوباره به نام توست

در هر کجا که نصب شده هر چه پرچم است

من شکر می کنم که دلم در عزای توست

با روضه های کرب و بلای تو محرم است

دیدم که زمزمه است میان کتیبه ها :

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

دیدم که آسمان و زمین گرم گفتگو:

"گویا عزای اشرف اولاد آدم است"

سرما نبرده است ز دل ها غم تو را

این تکیه ها حرارات عشقی مجسم است

دیشب شکست قامت سرمای کوچه ها

با دسته های سینه زنی که منظم است




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/08/18 | 06:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


عطری که از حوالی پرچم وزیده است

ما را به سمت مجلس آقا کشیده است

از صحن این حسینیه تا صحن کربلا

صد کوچه وا کنید، محرم رسیده است

دست ازل، دو چشم مرا وقف گریه کرد

اصلاً مرا برای همین آفریده است!

آقا ببین برای عزای تو مادرم

پیراهن سیاه برایم خریده است

نورش نمی دهند و بهشتش نمی برند

چشمی که روضه های شما را ندیده است

هر چند صد پیاله تو را گریه کرده اند

امّا هزار قطره ی اشک نچیده است




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


شب اشک و شب آه و شب غم

شب دلواپسی و حزن و ماتم

میان سینه قلبم بی قرار است

محرم آمده ای دل محرم

***

سر آمد دوره ی خاموشی من

ببین تاب و تب چاووشی من

رسیده روزهای غربت تو

رسیده وقت مشکی پوشیِ من

***

محرّم ماه ایثار است و غیرت

رسیده موسم تجدید بیعت

اگر تا کربلا رفتی دل من

مشو راضی به کمتر از شهادت




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند

بهر احیای محرم در شتاب افتاده اند

مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند

فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند

کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟

در بنای تکیه ها از خورد و خواب افتاده اند

این فراخوان محرم مرزها را هم شکست

ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند

روضه خوان ها را مگر زینب خودش یاری کند

از بیان ماجرا در اضطراب افتاده اند

مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمرید

چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند

میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد

دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


دارد دوباره حال و هوا فرق می کند

حتی عبور ثانیه ها فرق می کند

این روزها که بغض، دلم را گرفته است

با روزهای قبل چرا فرق می کند؟

این پرچم سیاه... همین بیرق و علم

حاکی ست با همیشه فضا فرق می کند

دارند بچه ها کتیبه به دیوار می زنند

حتی سروده ی شعرا فرق می کند

یک راست می روم سر اصل مصیبت ام

آقای من عزای شما فرق می کند

هر چند کعبه کعبه و بیت الهی است

اما هوای کرببلا فرق می کند

آقا نگیر خرده اگر شور می زنند

عشق تو با همه به خدا فرق می کند

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است"

آقا ببخش حال خودم هم عوض شده

این است جای قافیه ها فرق می کند

تا گفت: «یا اُخَیَّ » دلش بی قرار شد

سوز صدا و سوز صدا فرق می کند

بانو نشسته بود و سری روی نیزه بود

اینجا... غروب با همه جا فرق می کند




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


سلام‌ ای‌ ماه‌ شیدایی‌ محرم‌

محیط‌ حُسن‌ و زیبایی‌ محرم‌

علمدار رثا و ناله‌ای‌ تو

ظهور تام‌ غم هایی‌ محرم‌

تویی‌ سَر منشاء خیرات‌ عالم

‌ ز بس كه‌ عالم‌ آرایی‌ محرم‌

گلستان‌ غمی‌، بستان‌ اشكی‌

غمت‌ باشد تماشایی‌ محرم‌

سفیر غربت‌ و حزن‌ و عزایی‌

تو دردی‌، تو مداوایی‌ محرم‌

نزول‌ كعبۀ‌ غم ها تویی‌ تو

مه‌ معراج‌ دل هایی‌ محرم‌

تجلی گاه‌ عشقی‌ و حقیقت‌

تو شهر اللّه‌ عظمایی‌ محرم‌


ادامه این شعر

✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


این راز پر از عذاب پیشت باشد

تصویر منِ خراب پیشت باشد

شاید که محرمت نبودم آقا

این اشک علی الحساب پیشت باشد 




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


لباس مشکی ما را به دستمان بدهید

به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید

مرا که راهی بزم عزای اربابم

برای زود رسیدن کمی توان بدهید

اگر خدای نکرده در آخر خطم

به جان اشک سه ساله مرا امان بدهید

نماز گریه ی ما با امامت سقاست

به روی مأذنه ی کربلا اذان بدهید

برای آن که بمانم همیشه بر درتان

به کلب قافله ی عشق استخوان بدهید

قسم به حرمت چشمانتان اگر مُردیم

به روی سنگ حسینیه غسلمان بدهید




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


ای دل محرم آمده وقت عزا شده

ماه عزای حضرت خون خدا شده

ماتم میان چشم همه موج می زند

چشمان گریه چشمۀ شور و شفا شده

ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم

دل های ما حسینیه ی کربلا شده

بازار و کوچه ها همه با گریه آشناست

هر جا گذر کنی غم عظمی به پا شده

دستی که وقف روضه شده سینه می زند

مرهم به زخم سینۀ خیر النسا شده

صاحب عزای مجلس ارباب مادر است

با دست های فاطمه هیئت بنا شده




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


خیمه، عَلم، کتیبه و پرچم بیاورید

شیون کنید، شور محرم بیاورید

مِشکی کنید قامت رعنای کوچه را

پیراهن عزای مرا هم بیاورید

این کاروان رسیده به نزدیک نی نوا

طوفان گرفته، حزن دمادم بیاورید

عالم به نوحه است که شوریده گشته است

چشمی برای گریه فراهم بیاورید

ما حلقه حلقه ماتم او را گرفته ایم

زینت کنید حلقه و خاتم بیاورید




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 04:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


قلبم به یاد کوثر و زمزم گرفته است

مثل طلوع سوره ی مریم گرفته است

باران دیده های من از رحمت شماست

اشکم به اذن چشم تو نم نم گرفته است

آری در این هوای پر از بغض بی کسی

نام تو در محیط دلم دم گرفته است

آری خدا که خانه ی مشکی گزیده است

روضه برای شاه دو عالم گرفته است

چشمم به راه آمدن ماه گریه هاست

امشب دلم به یاد محرّم گرفته است

دسته کجاست سینه زنش را صدا کند

زنجیر کوچک دل من غم گرفته است

در انتهای کوچه ی سینه زنی کسی

با ناله های فاطمیَش دم گرفته است




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم


هر دم در آستانه ی عشقت گدا شدم

از معصیت رها شدم و با خدا شدم

معجون شیر مادر و اشک عزایتان

بر جان من نشست و به تو مبتلا شدم

آن دم که تربت تو به کامم گذاشتند

دلداده ی تو و غم کرب و بلا شدم

با واژه های بر لب خشکیده ات سلام

با ماجرای تشنگی ات آشنا شدم

هر دفعه بر در تو زمین خورده آمدم

در زیر پرچم و علمت باز پا شدم

دیدم که بسته شد در رحمت به روی من

وقتی به قدر یک نفس از تو جدا شدم

رؤیای بیکرانه و شیرین هر شبی

آقای ذره پرور و سالار زینبی


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/16 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


تا کربلایم بُرد فریاد رسایش

سینی به دستی که من و جانم فدایش

وقتی میان کوچه ی ما راه می رفت

بوی محرّم پخش می شد با صدایش

او کوچه گرد کوچه های بُغض باشد

در شهر اربابی که می میرد برایش

تا گوشه ی ویرانه ای پشت محلّه

می بُرد چشمان مرا با ردّ پایش

ویرانه ای که فطرس ماه محرّم

می آمد از آن جا صدای بال هایش

عطری پراکند و مرا تا آسمان برد

با پرچم سبز شهید کربلایش

این خیمه یا چادر نماز مادرش نیست

آقا گرفته طفل را زیر عبایش

می خوابم از این لحظه پشت پنجره، تا

هر روز بیدارم کند زنگ صدایش




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 03:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی-ورود به محرم


من که با تربت تو کام لبم باز شده

اصل این نوکریم از ازل آغاز شده

مادرم درس غلامی تو ام می آموخت

اولین پیرهن مشکی من را می دوخت

خاطرم هست مرا مجلس روضه می برد

خاطرم هست مرا دست ابالفضل سپرد

اولین شال عزا را پدرم داد به من

گفت خوب از غم ارباب کرم سینه بزن

پدرم گفت که در دامن مادر بودی

گفت آن وقت تو اندازه ی اصغر بودی

خاطرم هست که چون ماه محرّم می شد

کوچه در کوچه ی این شهر پر از غم می شد

بوی نذری محرّم همه جا می پیچید

چشم ها نم نمک از داغ شما می بارید

خاطرم هست که در کوچه علم بندان بود

چشم ها صحن تماشای کمی باران بود

خاطرم هست همه نذر شما می کردند

همه با چایی شب هات صفا می کردند

بچّه ها یک طرفی تکیه به پا می کردند

همه خود را به جز از روضه جدا می کردند

آن زمان هر کسی از عشق شما دم می زد

سر در خانه ی خود پرچم ماتم می زد



ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 03:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


گر چه یکی یکی و جدا می برندمان

شکر خدا به کرببلا می برندمان

ماه محرم است و زمان غرق ماتم است

باز این چه شورش است و کجا می برندمان؟

ما نذر کرده ایم که قربانیش شویم

دارند یک به یک به منا می برندمان

حالا که حجم کل حسینیه ها کم است

از خاک کنده و به سما می برندمان

اول میان خیل ملک سینه می زنیم

بعداً به هیأت شهدا می برندمان

سربند یا حسین به ما می دهند و بعد

با هروله به عرش خدا می برندمان

جان می دهیم در وسط روضه ها سپس

در خاک با لباس سیا می برندمان

این دل حسینی و رضوی بوده از ازل

از کربلا بهشت رضا می برندمان

گیرم به کربلا نرسیدیم تا به حال

یک روز عاقبت رفقا! می برندمان




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 03:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


ماه محرم آمده باید دگر شوم

باید به خود بیایم و زیر و زبر شوم

باید سبك عبور كنم از خیال سود

باید خلاص از تب و تاب ضرر شوم

آزاد از مثلث تزویر و زور و زر

آزاد از هر آن چه نقوش و صُور شوم

باید عوض شوم چه به چپ چه به راست ‌ها

بهتر اگر نمی‌شود از بد بتر شوم

از بد بتر چرا شوم اما؟ محرم است

از خوب می‌شود كه در این ماه، سر شوم

این ماه می‌شود كه شوم چیز دیگری

یك چیز دیگری كه ندانم اگر شوم

یك چیز دیگری كه نیاید به وهم هم

یعنی كه نه فرشته شوم نه بشر شوم

خیر مجسم است محرم، بعید نیست

این ماه، تا ابد تهی از هر چه شر شوم

حتی اگر یزیدیم و در سپاه كفر

چون حر، بعید نیست شهید نظر شوم

شب با یزید باشم و فردای انتخاب

قربانی حسین، نخستین نفر شوم

اینك، ندای: "كیست كه یاری كند مرا"

ماه محرم است مبادا كه كر شوم ...




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/14 | 03:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس-ماه محرم

 

این روزها بوی قفس دارد زمانه

اندوه و غربت می وزد از هر کرانه

این روزها دلتنگ دلتنگم شهیدان

کی می رود از خاطر من یاد یاران

بعد از شما بال و پرم از دست رفته

تا آسمانها، معبرم از دست رفته

بعد از شما هر لحظه بوی غم گرفته

در این غروب بی کسی قلبم گرفته

رفتید و ما ماندیم و دلتنگی و هجران

دنیای جور و بی وفائی، رنج دوران

رفتید و ما ماندیم و سیل امتحان ها

در این غبار آلودی شک و گمان ها

دنیا محل امتحان هایی خطیر است

یک سو سقیفه آن سوی دیگر غدیر است

انگار میدان بلا بر پاست هر روز

هنگامه‌ی کرب و بلا برپاست هر روز

باید مسیر حق و باطل را جدا کرد

باید به آقای شهیدان اقتدا کرد  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهدا و دفاع مقدس، ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/12 | 08:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم

 

دوباره قافله ی سرخ كربلا آمد

 دوباره موعد دلتنگی خدا آمد

صدای العطش مشك های پاره شده

 میان چرخش زنجیرهای ما آمد

 دوباره ماه محرم سیاه پوشید و

 به یاد سید مظلوم اولیا آمد

 و گریه های یتیمان چقدر نزدیك است

 در این حدود كه آوای ربنا آمد

 و بوی لاله ی خونین ام كلثوم از

 میان دسته ی غمگین انبیا آمد

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای زارعی برای ارسال این شعر 




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/09/11 | 10:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-ورود به محرم

 

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب

ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم

باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب

هر کسی در پی دلدار خودش می گردد

باز آواره دور از وطنم کرد ارباب

من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم

از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب

من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟

یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب

خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

من به عالم ندهم لذت مردن را با...

...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/6 | 11:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

پیش از آنی که عزادار محرم باشی

سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی

خاک از حُرمت شش گوشه او حُرمت یافت

گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست تو را بی مدد مهر حسین

گر چه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گر چه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت الله اعظم باشی

شادی هر دو جهانت به خدا تأمین است

گر در این ماه عزا هم سفر غم باشی

صاحب بزم حسین است، علی و زهرا

نکند غافل از این محفل ماتم باشی

به همان دست و سر و سینه مجروح قسم

شرط عشق است بر این زخم تو مرهم باشی

خوش به حال تو «وفائی» که خدا خواسته است

هم چنان کعبه عزادار محّرم باشی




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/5 | 06:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است

 ابری است وضع حال و هوایم محرم است

 نه كه فقط همین سه دهه هست ماتمش

 والله تمام سال برایم محرم است

 در بین روضه از ته دل توبه می كنم

 ضامن میان من و خدایم محرم است

 رفتم پی طبیب و چنین نسخه ام نوشت

 دردم محرم است و دوایم محرم است

 هر كس گذاشت نام و نشانی پس از ممات

 من جاودانگی و بقایم محرم است

 ختم كلام، حرف دگر مختصر كنم

 مهر برات كرب و بلایم محرم است

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای حائری برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/5 | 01:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


شكر خدا كه نوبت ماتم به ما رسید

اذن عزای ماه محرم به ما رسید

شكر خدا كه چله نشینی گرفته است

كوبیدن سیاهی و پرچم به ما رسید

ده روز آسمان به زمین وصل می شود

ده شب هوای عرش معظم به ما رسید

هر روز روی بال ملك گریه می كنیم

ارثی كه از قبیله آدم به ما رسید

تأثیر رفت و آمد عطر نگاه توست

چشمی اگر شبیه به زمزم به ما رسید

از عرش چشم های شما تا قلم گذشت

ناگاه شور و زمزمه و دم به ما رسید

مقتل بخوان خودت و بگو قتل صبر چیست؟

از شرح ماجرای شما كم به ما رسید




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/5 | 08:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم


ماه عزا رسیده و دل ها پر از غم است

مشکی به تن کنید که ماه محرّم است

پیراهن سیاه عزاداری حسین

احرام نوکری تمامیّ عالم است

ماه محرّم آمده خیمه به پا کنید

دل های ما حسینیّه ی بزم ماتم است

هر کس برای بزم عزا کار می کند

مُزدش بُوَد به دست کسی که قدش خم است

شکر خدا که حضرت زهرا مرا خرید

لطف و عطای او به گدایش دمادم است

دریای چشممان چقدر موج می زند

یعنی بساط گریه ی ما هم فراهم است

شکر خدا که از غم ارباب بی کفن

چشمم شبیه چشمه ی جوشان زمزم است

آقا قسم به نام تو ما با شما خوشیم

بی تو برای ما همه عالم جهنّم است

گریه برای داغ تو رزق حلال ماست

این اشک ها به زخم عمیق تو مرهم است

بزم تو را به عالم و آدم نمی دهیم

هیئت برای ما به خدا عرش اعظم است

شش گوشه ی حریم تو بیت الحرام ماست

یعنی به داغ اعظم تو سینه مَحرم است

هر کس که دید گوشه ای از روضه های تو

گر خون چکد ز چشم ترش باز هم کم است




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/09/4 | 06:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

پهن شد سفره دل، بوی خدا آمده است

به تن شاه و گدا رخت عزا آمده است

در و دیوار حسینه چرا گریان است؟

نکند فاطمه در روضهٔ ما آمده است؟

ده شب و روز همه سینه زنان سیرابند

فصل آب آوری شاه وفا آمده است

مژده ای می رسد از پنجره فولاد رضا

سوی ما تذکره کرببلا آمده است

کوچه سینه زنی ارث شهیدان بر ماست

روزی ما ز عطای شهدا آمده است

دمِ ای اهل حرم باز بگیرد ناظم

حضرت ام بنین با قد تا آمده است

ذهن درگیر سوالی است دوباره امسال

ارمنی در وسط روضه چرا آمده است؟

بیست روز است ز دروازه شهر نیرنگ

ناله کوفه میا کوفه میا آمده است




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

بادها

نوحه خوان

بیدها

دسته ی زنجیر زن

لاله ها

سینه زنان حرم باغچه

بادها

در جنون

بیدها

در جنون

بیدها

واژگون

لاله ها

غرق خون

خیمه ی خورشید سوخت

برگ ها

گریه کنان ریختند

آسمان

کرده به تن پیرهن تعزیه

طبل عزا را بنواز ای فلک !




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

باز طوفانی شده دریای دل

موج سر بر ساحل غم می زند

باز هم خورشید رنگ خون گرفت

بر زمین نقشی ز ماتم می زند

 

باز جام دیده ها لبریز شد

باز زخم سینه ها سر باز کرد

در میان ناله و اندوه و اشک

حنجرم فریادها آغاز کرد

 

می نویسم شرح این غم نامه را

داستان مشک و اشک و تیر را

  می نویسم از سری کز عشق دوست

کرد حیران تیغهٔ شمشیر را

 

گوئیا با آن همه بیگانگی

آب هم با تشنگان بیگانه بود

در میان آن همه نامردمی

اشک آب و دیده ها پیمانه بود

 

تیغ ناپاکان برآمد از نیام

خون پاکی دشت را سیراب کرد

خون خورشید است بر روی زمین

کآسمانِ تشنه را سیراب کرد

 

می شود خورشید را انکار کرد؟

زیر سم اسب ها در خاک کرد؟

می شود آیا که نقش عشق را

از درون سینه هامان پاک کرد؟

 

گر نشان عشق را گم کرده ایم

در میان آتش آن خیمه هاست

گر به دنبال حقیقت می رویم

حق همین جا حق به روی نیزه هاست

 

گریه ها بر حال خود باید کنیم

او که خندان رفت چون آزاد شد

ما سکوت مرگ باری کرده ایم

....او برای قرن ها فریاد شد

 

بازهم در ماتم روی حسین

باز هم در سوگ آن آلاله ایم

یادتان باشد حیات عشق را

وام دار خون سرخ لاله ایم




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به محرم

 

  باید برای خویش دلی دست و پا كنی

   تا در ره حسینِ زمان، جان فدا كنی

   فصل بهار دل شده باید دگر شوی

   وقتش رسیده خیمه ی ماتم به پا كنی

   باید برای عرض ادب نزد آفتاب

   یك پنجره به جانب خورشید وا كنی

   اول دهی سلام به ارباب بی كفن

   تا  خویش را  به قلب علمدار جا كنی

   بعد از سلام عقده ی دل باز می شود

   باید كه پای تا سر خود كربلا  كنی

   روزی  اگر  رسد  كه  ببینی ضریح  او

   آن گاه  خود ببین كه چنین و چِه ها كنی

   غیر از حسین هیچ نداری در این جهان

   باید تمام آن چه منم را رها كنی

   این مشك چشم پر ز فرات دلت شده

   باید كه ساقی حَرَمت را صدا كنی

   خواهی اگر صفا بدهی قلب خود «اسیر»

باید دوباره یاد شه سر جدا  كنی




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/3 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 9 :: ... 5 6 7 8 9
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic