امام حسین(ع)-کربلا


آمدم اینجا كه پناهم دهی

لطف كنی عزت و جاهم دهی

نیست كسی مثل تو در عالمین

عشق منی عشق منی یا حسین!

باز به سوی تو سفر كرده دل

نیمه شبان قصد سحر كرده دل

درد كش جام تو مانده دلم

مست و خوش از نام تو مانده دلم

باز مرا سوز دمادم بده

گریه بده اشك محرم بده

شور بده عاشق شوریده را

نور بده این دل و این دیده را

ای  همه جا داغ تو در خاطرم

گرچه ام آلوده  ولی زائرم

زائرم و دست به دامان تو

كن نظری آمده مهمان تو




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 07:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عروج ملکوتی شاعر اهل بیت(علیهم السلام)حاج هاشم شکوهی تسلیت باد

امام حسین(ع)-کربلا


منظر دل های ماست کرببلای حسین

مرغ دل ما زند پر به هوای حسین

یک نگه کربلا به بود از صد بهشت

جنت اهل دل است صحن وسرای حسین

دیدن باغ بهشت مژده به زاهد دهید

زاهد و حور و قصور ما و لقای حسین

تربت پاکش بود داروی هر دردمند

دار الشفای خداست کرببلای حسین

ملک سلیمان بود در نظرش بی بها

آنکه گدایی کند پیش گدای حسین

هرکه رود کربلا بوسه به خاکش زند

بشنود از قدسیان بانگ ونوای حسین

چون به عزا خانه اش پانهی آهسته نه

بال ملائک بود فرش عزای حسین

خنده کنان می رود روز جزا در بهشت

هرکه به دنیا کند گریه برای حسین

 غم نَخورَد بعد از این، بهر سرای دگر

آن که «شکوهی»! شود، نوحه‌سرای حسین 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/10/15 | 08:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا


من از زیارت باغ شقایق آمده ام

ز آشیانه ی مرغان عاشق آمده آم

برایتان سخن از درد و داغ خواهم گفت

و از خزان گل و برگ و باغ خواهم گفت

چقدر مست در آن داغدار پهنه شدیم

و در ورودی آن شهر پا برهنه شدیم

به پای شوق ببین ذره تا کجا برود

دلم به خواب نمی دید کربلا برود

چقدر حال مناجات بود در محراب

چقدر لطف به ما داشت حضرت ارباب

چه اشک ها که روی خاک رد پا انداخت

چه بوسه ها که به درهای صحن جا انداخت

چه مرغ ها ز دل خسته در هوا برخاست

چه دست ها که چو گلدسته در هوا برخاست

چه لطمه ها که در آن آستان به چهره زدیم

که راهمان به حرم داده اند اگر چه بدیم

چو باد پرچم سرخش تکان تکان می داد

دلم برای غریبیش کاش جان می داد

نگاه خسته ندیدی چه پر و بالی داشت

و باز در شب جمعه حرم چه حالی داشت

اگر چه رفت دل از دست یادتان کردیم

خدا خودش که گواهست یادتان کردیم

میان آن همه احساس جایتان خالی

کنار مرقد عباس جایتان خالی

صدای ناله ی امن یجیب می آمد

چقدر بین حرم بوی سیب می آمد

هنوز غیرت ساقی به گوش می آمد

صدای ناله ی طفلی به گوش می آمد

برای مادر اصغر کمی شتاب کنید

برای کودک بی تاب فکر آب کنید

فرات بود در آن سینه حسرت خنده

فرات بوده از آن کام تشنه شرمنده

میان دشت ، علمدار بی علم می شد

که دست های پر احساس او قلم می شد

به قتلگاه،غریبی خزان به خون می کرد

به زحمت از تن مجروح،نیزه بیرون کرد

ز تشنگی جگر،زخم پر نمک شده بود

که بوسه گاه پیمبر،ترک ترک شده بود

و تل زینبیه حالت قیامت داشت

هنوز آن زنِ مرد آفرین اقامت داشت

همان که بر درِ خیمه خدا خدا می گفت

شکست دلش به تل ، وا محمدا می گفت

میان گریه و خون،خیمه گاه را دیدم

مسیر فاصله اش تا سپاه را دیدیم

چه زود ز میدان کارزار آمد

صدای شیهه ی اسبی که بی سوار آمد

چقدر حافظه ی خیمه ها مشوش بود

درون دامن طفلان هنوز آتش بود

صدای زوزه ی گرگان به قتلگاه افتاد

و لزره بر تن اطفال بی پناه افتاد

غریبی حرمش ز حد برون دیدم

میان خار بسی لخته های خون دیدم




موضوع: کربلای معلی،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 07:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا


( کربلا: کل دین اسلام است )

کربلا: کل دین اسلام است

صورتی از مقـابـله با کفر

نه فقط یک زمین خاکی، که

یک عقیده ست: از خدا تا کفر

 

کربلا: مــرز بـاور توحیــد

انتهای اطاعت محض است

)چشم) بی چون وبی چرا گفتن

جلوه ای از ولایت محض است

 

کربلا:معدن بصیرت ماست

در فراسوی نکته های عیان

شمر جانباز جنگ صفین است!

که شده قاتل امام زمان

 

در عوض که دشمن دین است

می شود اسوه ی مسلمانی

مرحبا بر (وهب) که نصرانی ست

آفرین بر زهیر عثمانی

 

قلب اصحاب کربلا سرشار

از هوای شهادت وایثار

همه با خون پاکشان زده اند

تیشه بر ریشه های استکـبـار

 

کربلا: اجتماع ضـدّیـن است

(گریه و خنده) و (غم و شادی(

منطقش می دهد به انسان ها

درس آزادگــی و آزادی

 

کربلا: یک مسیرهمواراست

تا رسیدن به بهترین مأمن

منبع نور و روشنائی در

راه تشخیص دوست از دشمن

 

گفته بودم، نه یک زمین، بلکه

کربلا: اعتقاد و باور ماست

بهترین سبک زندگی بشر

زندگی در شعاع کرببلاست

 

تا ابد (( کلّ یوم ٍعاشورا))

کربلا در زمان ما جاری ست

مصر و لبنان و سوریه یعنی

خواب تعطیل ، وقت بیداری ست

 

دین اسلام را خلاصه کنی

واژه ی بی نظیر کرببلاست

یاد مرد خدا به خیر که گفت:

(راه قدس ازمسیرکرببلاست ) 




موضوع: کربلای معلی،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 07:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا


از خدا آمده ام تا به خدا برگردم

پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم؟

می روم پشت سرم آب مریز ای مادر

وطن مادری آنجاست، چرا برگردم؟

من به پابوسی آن سرور بی سر برسم

وای اگر از حرمش بی سر و پا برگردم

کفن و چادر و انگشتر ، سوغاتم نیست

بگذارید که با شرم و حیا برگردم

سر پرواز به سوی غم دیگر دارم

می روم شام مگر با اسرا برگردم

دل بیمار فقط از تو شفا می خواهد

شب جمعه است دلم کرب و بلا می خواهد




موضوع: کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 07:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-حسرت زیارت کربلا


رفتند کربلا  و مرا جا گذاشتند

روی دلم دوباره همه پا گذاشتند

تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است

گیرم مرا زقافله تنها گذاشتند

این بار هم ز قافله جا ماندم ای دریغ

خوبان چه شد بحال خودم واگذاشتند

دنبال آفتابِ سرِ نیزه گم شدم

حالا دل مرا به تماشا گذاشتند

با دل مرا به کرب و بلا می برد حسین

سهم مرا به عهدۀ مولا گذاشتند

حالا اگر لیاقت آنجا نداشتم

یک کربلا برای من اینجا گذاشتند

آری مرا که خادم هیئت نوشته اند

دربست وقف زینب کبری گذاشتند

بر دیده اَبر مقتل مولا چکیده است

بر سینه مِهر حضرت زهرا گذاشتند

بر دل جمال حضرت مولا کشیده اند

بر جان وصال آل عبا را گذاشتند

آنانکه می روند سوی هیئت حسین

انگار دل به جنّت اعلا گذاشتند

این ساده نیست ، دل حرم الله می شود

این را به دل در عالم بالا گذاشتند

هرکس که اهل چلّه نشینیِ کربلاست

یک اربعین در عالم معنا گذاشتند

می خواستم شهید ره کربلا شوم

این وعده را دوباره به فردا گذاشتند




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/07/28 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم-کربلا


اینجا وطن حسینیان است

خونین چمن حسینیان است

فریاد رسای واحسینا

بر لب سخن حسینیان است

ما اهل عزا سیاه پوشیم

 این پیرهن حسینیان است

برپا به کنار نهر علقم

خوش انجمن حسینیان است

این پیرهن سیاه ماتم

عمری به تن حسینیان است

بین الحرمین و تل زینب

بیت الحزن حسینیان است

از قبر چه باک ،نام عباس

نقش کفن حسینیان است




موضوع: ورود به ماه محرم،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/07/24 | 08:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا-حوادث اخیر و بسته شدن راه کربلا


بهشت حضرت پروردگار بسته نشو

مسیر کرب و بلای نگار بسته نشو

تمام هستی عالم، حسین و کرب و بلاست

تمام هستی و دار و ندار بسته نشو

ز دست مردم اهل گناه خسته نشو

به روی این همه چشم انتظار بسته نشو

ز راه کرب و بلا می رسد به ما برکات

سحاب رحمت و احسان ببار، بسته نشو

تمام کون و مکان غرق در زمستان است

تویی یگانه مسیر بهار بسته نشو

فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

ترحمی به دل بی قرار بسته نشو...

به ذکر یا علی، سر می بریم از داعش

تو را به هیبت آن ذوالفقار بسته نشو

دوباره حمله به خیمه نمی شود تکرار

شبیه کوه بمان استوار بسته نشو

به یک اشاره سید علی همه با هم

کنیم لشگرشان تار و مار بسته نشو

حسین با قد خم آمد و به سقا گفت:

فدای چشم پر از اقتدار بسته نشو

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/04/16 | 03:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روضه های زمین کربلا


من پاره‌ای از پیکر عرش خدایم

مــن کعبــه اهـل ولایم، کربلایم

خاکم ولی آغشته با خون حسینم

تا صبح روز حشر، مدیون حسینم

از روز اول خون آدم ریخت در من

دریای اشک از چشم عالم ریخت در من

از قلب من باب بلاها گشت مفتوح

می‌خواست در من غرق گردد کشتی نوح

در مـن خلیل الله پایش خورد بر سنگ

از خون پاکش این زمین را کرد گلرنگ

مـن در فـراتم اشـک اسمـاعیل دارم

مـن سایه‌بـان از بـال جبـراییل دارم

مـن انبیـا را شاهــدِ زخـمِ بلایـم

من یک جهان کرب و بلایم: کربلایم

تا بر حسین آغوش خود را باز کردم

از کعبه دل بـردم، بـه جنت ناز کردم

از اول خلقت کـه حـق بخشید بودم

آغوش خود بر یوسف زهـرا گشودم

بـا خاک خـود درمـان درد عـالمیْنم

خـاکم مپنداریـد، مـن شهـر حسینـم

مـن در درون، هجده بهشتِ یاس دارم

مـن در کنــار علقمـه، عبــاس دارم

مـن دور هفتـاد و دو لالـه پر گشودم

آغوش خـود را بـر علی‌اصغر گشودم

در مـن فـروغ حق تعــالی را ببینیــد

خــورشید زهــرا، مــاه لیلا را ببینید

در مـن عـلی‌اکبر ز زخــم بی‌شماره

شد مثل تسبیحی که بندش گشته پاره

مـن روضـۀ گـل‌های بی‌خـار حسینم

تـا صبـح مـحشر میهمــان‌دار حسینم

مهمـان مـن بینِ دو دریا تشنه جان داد

لب‌های خشکش را به هر نسلی نشان داد

مهمـان مـن بـا لـحن شیرین با حلاوت

می‌کـرد نـوک نیـزه‌ها قـرآن تــلاوت

مهمـان مـن چـون بسمل بی‌بال گردید

مانند قـرآن حرمتش پامال گردید

مهمان من در سینه دارد داغ یاران

دردا که شد با داغ یاران سنگ باران

مهمان من جز زخم در پیکر ندارد

مهمان من بـر پیکر خود سر ندارد

مهمـان من بزم عزا را دوست دارد

مهمان من اشک شما را دوست دارد

مهمان مـن بـر امت جدش دعا کرد

خون گلوی خویش را وقف شما کرد

مهمان مـن سـر در ره اسلام داده

از حلق خونین بـر شما پیغام داده

مهمان من زخمش لباسش بود بر تن

پیراهنش را هم به غارت برد دشمن

وقتی ز رگ‌های بریده خون فشانده

اول ســلامِ شیعیــانش را رسانده

فرمود چون نوشید آب سرد، یاران

بر من بریزید اشک چون ابر بهاران

"میثم" اگر چون آب در آتش بجوشد

حاشا کـه بی ذکـرِ حسین، آبی بنوشد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/02/4 | 12:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا


یک خیابان کرده مجنونم تو می دانی کجاست

آن خیابان کوی جانان قطعه ای از کربلاست

یک خیابان دل ربوده از تمام عاشقان

هست آنجا جای پای مهدی صاحب زمان

یک خیابان گشته منزلگاه جبرئیل امین

یک طرف استاده زهرا یک طرف ام البنین

یک خیابان گشته تنها جلوه گاه عالمین

یک طرف قبر اباالفضل، یک طرف قبر حسین

یک خیابان را صفا و مروه می خوانیم و بس

یا حسین گوییم و یا عباس ما در هر نفس

یک خیابان است زینب بسته احرام ولا

کعبه عشق است آن جا یا زمین نینوا

گام گام آن خیابان جای پای زینب است

پر فضای آن خیابان از صدای زینب است

کاش در بین دو شاهد عمر پایان می گرفت

کاش جانم را اجل در آن خیابان می گرفت

یک خیابان کرده عاشق سید سجاد را

آن خیابان است می خواند به خود "خوشزاد" را




موضوع: کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/11/3 | 02:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا


کربلا به خون خود تپیدن است

جرعه جرعه مرگ را چشیدن است

کربلا صفا و مروه ای شگفت

پا به پای تشنگی دویدن است

روضه نیست کربلا که بشنوی

کربلا سر بریده دیدن است

خلقت دوباره، جلوه ی جدید

کربلا دوباره آفریدن است

کربلا مرور روشن معاد

از مغاک خاک بر دمیدن است

حرمت حماسه، غیرت غیور

قطره قطره خون شدن، چکیدن است

هر چه می روم به خود نمی رسم

"کربلا به اصل خود رسیدن است"




موضوع: کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/11/3 | 02:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

سفر نامه اربعین


از شهر نجف حرکت کردیم طنابی رو آوردند که با فاصله گره زده بودند تا کسی گم نشه و گفتند که هر دو نفر کنار یک گره طناب باشند.گفتم:


یارب تو پیاده روی ام امضا کن

با عشق علی بیا مرا احیا کن

ما را به طناب عشق بستند ببین

با هر گرهی گره ز کارم وا کن

 

بعد فکر کردم که این طناب کجا و اسارت اهل بیت کجا پس گفتم:

 

چشمان فلک نشان کوکب بوده است

لب های کویر غرق در تب بوده است

ما را به طنابی از محبت بستند

زنجیر به دست و پای زینب بوده است

 

کم کم داشتیم وارد خیابان اصلی میشدیم مدیر کاروان گفت که طناب رو جمع کنید یه نفر شروع کرد به جمع کردن شاید هنوز به آخر صف نرسیده بود که گفتم:

 

ای دوست به هرچه جز تو ما ناز کنیم

تنها به شما بندگی ابراز کنیم

حالا که طناب عشق را وا کردند

تا کرببلا بیا که پرواز کنیم

 

کاروان حرکت میکرد و یاد روایتهای اهل بیت افتادم و ثوابهای زیارت امام حسین در اربعین، گفتم:

 

هر لحظه دعا بهر فرج دارم من

این لطف ز ثامن الحجج دارم من

با پای پیاده میروم کرببلا

در هر قدمی ثواب حج دارم من

 

شاید یه روز گذشته بود و همه خسته شده بودند گفتم یه چیزی بگم تا خستگی ها کمتر بشه   گفتم:

 

با تو نبود مرا نیازی به کسی

در هر نفسم فقط توام هم نفسی

امروز اگر خسته شدم عیبی نیست

فردای قیامتم تو فریاد رسی

 

دیدم خیلی با این شعرا روحیه میگیرند دوباره گفتم:

 

ما زائر اربعین و عاشوراییم

از نسل غدیر و حضرت زهراییم

با پای پیاده عازم کرببلا

سرباز سپاه زینب کبراییم

 

زیر آفتاب می رفتیم و خیلی ها صورتشون سوخته بود، گفتم:

 

از خستگی و درد لبالب باشم

حاشا به شکوه در بر رب باشم

خورشید بسوزان تن من را شاید

یک لحظه شبیه عمه زینب باشم

 

با توجه به اینکه بیشتر کاروان بانوان بودند تقریبن صد کیلومتر باید پیاده میرفتند و خیلی از راه رو هم رفته بودن، گفتم:

 

بر دین من و عقیدۀ من صلوات

تا کور شود دو چشم دشمن صلوات

آن زن که پیاده می رود کرببلا

بر همت مردانۀ آن زن صلوات




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/09/29 | 11:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-اربعین-کربلا


دارم عاشقی رو نفس می کشم

هوای زمینت یه چیز دیگس

اگه دورۀ سال ام بیام کربلا

ولی اربعینت یه چیز دیگس

 

پیاده میام بلکه آروم بشم

بزار سینمو وا کنم آتیشه

می خوام هرچی دارم بریزم به پات

آدم گاهی اینجوری عاشق میشه

 

نیگا کن پاهاشون پر از تاوله

خدائیش عجب عاشقایی داری

مسافر قدم ها تو باید بوسید

داری پا رو بال ملک می ذاری

 

چیکار می کنی با دلا اربعین

که هر چی دله بیقرارت می شه

مث خواهرت این روزا بدجوری

زمین و زمون داغدارت می شه

 

آدم تو بهشته خدائیش اگه

رفاقت کنه عمری و با حسین

بزار با تموم بدی هام بگم

که من خاک شیش گوشتم یا حسین

 

دارن آسمونا  گواهی میدن

که صاحب عزای تو امشب خداس

عجب بوی یاسی میاد تو حرم

یه حسّی می گه ...فاطمه کربلاس




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1392/09/29 | 11:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شوق زیارت کربلا


«هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

هرکه دارد سر همراهی ما بسم الله»

گرکه در سینۀ خود شوق زیارت داری

رود این قافله تا کرببلا بسم الله

هرکه را میل سوی قبلۀ عشاق بود

می دهد عشق به آوای رسا بسم الله

ای که مشتاق گلستان حسینی شده ای

همره بوی گل و باد صبا بسم الله

کاروانی شده آماده ز عشاق حسین

گر کنون پای طلب هست تو را بسم الله

وعده دادیم که باهم سفر عشق رویم

عازم کوی حسینیم بیا بسم الله

علقمه منتظر ماست چرا بنشستی

سوی آن چشمۀ پُر شرم و حیا بسم الله

گرکه داری گهری مشتریش هست حسین

می خرد سوز دل و اشک تو را بسم الله

زیر آن قبه دعای تو اجابت دارد

تا که نگذشته تو را وقت دعا بسم الله

ای وفائی تو اگر خیر دو دنیا طلبی

چهره بگذار به خاک شهدا بسم الله




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/09/14 | 11:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا

 

به یاد كربلا افتاده ام باز

عنان طاقت از كف داده ام باز

به من ماهی نشان دادند آنجا

كه تا امروز مستم از تماشا

دلم پر می زند هرشب به بامش

سلامم می كند دارالسلامش

دل عاشق ز معشوقش جدا نیست

برایم هیچ جایی كربلا نیست

چه می فهمید از حال دل من

شنیدن كی بود مانند دیدن

من مجنون جز این لیلا ندارم

خدایا تاب تا فردا ندارم

سر عاشق نوازی داشت یارم

دو روزی پرده را برداشت یارم

قرق كرد او حرم را تا بمانم

كنار تربتش شعری بخوانم

نشانم داد مزد نوكری چیست

خریدار دل شیدای من كیست

تهیدستم ولی گنجینه دارم

حسین تازه ای در سینه دارم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 12:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

کربلای حسین(ع)-شب جمعه


یا رب شب جمعه کربلا غوغایی است

شش گوشۀ حرم تجلی زیبایی است

امشب دل هر که هست در کرب و بلا

معلوم شود که رزق او زهرایی است




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/02/5 | 11:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-مصائب کربلا


نشسته‌ام که بخوانم غزل غزل او را

و مثنوی بسرایم نگاه آهو را

من از تبسم یک گل به شور می‌آیم

و از حوالی آن شهر دور می‌آیم

همان دیار که گل‌های عاشقی دارد

درون سینۀ خود عطر رازقی دارد

همان دیار کبوتر نشان که می‌گویند

و قطعه ای است از آن آسمان که می‌گویند

همان دیار که آکنده از توسل‌هاست

کویر تشنۀ لبریز از گلایل‌هاست

همان زمین که عطش زار  زخم حنجره هاست

همان که بغض گلو گیر بهت پنجره هاست

رسیده است به این لحظه ها غمی جانسوز

غمی سترگ تر از  درد مبهمی جانسوز

کسی به گوش زمین خواند نینوا این جاست

صدا رسید که این دشت، دشت کرببلاست

گذشت کرب و بلا آنچنان که می دانی

کمی برای دل تنگ روضه می خوانی

چه کربلا که در آن داغ بود و آبله بود

و تیرها پر از زهر دست حرمله بود


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/12/10 | 06:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-کربلا


از شرف کعبه اگر قبله گه اهل دعاست

وادی کرب و بلا مهبط انوار خداست

به سوی کعبه بود عالمیان را گر روی

کعبه را روی ارادت به سوی کرببلاست

کعبه بیت الله و این مطلع انوار حق است

‏بین که در این دو، تفاوت ز کجا تا به کجاست

بیمی از قتل نبودش که برون شد ز حرم

‏لیک هتک حرم محترم کعبه نخواست کرد

كرد در دشت بلا حج خود آن شاه تمام

‏تا تو آگاه شوی کعبۀ مقصود کجاست

‏هر عزایی رود از یاد پس از روزی چند

‏این عزایی ست که تا صبح قیامت بر پاست

‏بهر هر درد دوایی است به عالم مخصوص

‏به جز از تربت این شه که به هر درد دواست

برنگردد کسی از درگه او بی مقصود

هر که از حق طلبد هر چه در این قبه رواست




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/30 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-کربلا


دوست دارم با سوز دل همش صدات کنم حسین

این جون ناقابلو می خوام فدات کنم حسین

از برای کربلات مرغ دلم پر می زنه

کی می شه منم سفر به کربلات کنم حسین

دوست دارم جاروکش صحن و سرای تو باشم

تا که جارو خاک پای زوارات کنم حسین

دوست دارم با مادرت فاطمه هم نوا بشم

شب و روز تو حرمت گریه برات کنم حسین

بر لب تو فاطمه بوسه زده منم می خوام

وقت جون دادن نگاه به اون لبات کنم حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/9 | 06:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا


به لب از آتش دل گفتگوی کربلا دارم

 دلی آتشفشان در جستجوی کربلا دارم

 نماز عشق را رکعت به رکعت بسته ام قامت

 به جای قبله ی جان رو به سوی کربلا دارم

 غبار آسا به شوق کاروان شور و شیدائی

 روم منزل به منزل آرزوی کربلا دارم

 «لهوف»م بر کف و چشمم پر آب و سینه در آتش

 به هر ماتم سرائی گفتگوی کربلا دارم

 به تعظیم محرم در محرم باده پیمائی

 امید جرعه نوشی از سبوی کربلا دارم

×××

با تشکر از آقای خوش عمل کاشانی برای ارسال این شعر




موضوع: کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/1 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-کربلا


چشمه چشمه می جوشد خون اطهرت اینجا
کور می کند شب را زخم خنجرت اینجا
چشمه چشمه می جوشد از دلِ زمین هر شب
خون اصغرت آن جا، خون اکبرت اینجا
می‏رسد به گوشم گرم بانگ خطبه‏ای پرشور
خطبه‏‏ای که بعد از تو خوانده خواهرت اینجا
از فرات می‏جوشد موج و می‏زند بوسه
بر کرانه ی خشکِ حلق و حنجرت اینجا
در فضا عجب حزنی موج می زند امشب
شیهه می کشد اسبی روی پیکرت اینجا
این فرشته­ی وحی است وحی تازه آیا چیست؟!
روی نیزه می خواند آیه­ای سرت این جا
کیست این که ناآرام در خرابه می گرید؟
موج می­زند در خون، چشم دخترت این­جا
کربلا چه پیوندی با فدک مگر دارد؟
غصب می‏شود از نو سهم مادرت اینجا
یک نهال بارآور غَرس می‏شود در خاک
قطع می‏شود دستی از برادرت اینجا
حجّ ناتمام تو راز دیگری دارد
در غدیر خم جاری­ ست حجّ آخرت اینجا
این ضریح شش گوشه، حجّ پاکبازان است
آب می‏شوم از شرم در برابرت اینجا




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم-کربلا


بنویس روی صفحه قلم ... آه کربلا

آتش گرفت باز دلم ... آه کربلا

دوری، شکستگی، دل پر خسته از همه

خیره به قاب عکس حرم ... آه کربلا

بعد از نماز سجده به تربت، به یاد تو

هم آه از خجالت و هم آه ... کربلا

پیراهن سیاه تو و شال نوکری

ماه عزا و خیمۀ غم ... آه کربلا

بغضو سکوت و گریۀ جانسوز بی کسی

در کوچه ها قدم به قدم ... آه کربلا

پرچم، کُتل، حسینیه، روضه، نوای عشق

سینه زنی و نوحه و دم ... آه کربلا

دلواپسی روز عطش کودک رباب

آب فرات و دست ستم ... آه کربلا

سقّا و مشک پاره و دو دست جدا شده

افتادن امیر و علم ... آه کربلا

زینب وداع، حسین اشاره به قلب خون

بر پهلوی شکسته قسم ... آه کربلا

بانگ نبیّ روضه گودال قتلگاه

مادر رسید با قد خم ... آه کربلا




موضوع: ورود به ماه محرم،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 05:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهر کربلا-مناجات


خون چرا از دوری خاکت نبارم؟ کربلا!

مانده‌ام من بی تو از دنیا چه دارم کربلا!

گفته‌اند از آسمان‌ها، من ولی از کودکی

در هوای بوی خاکت بی‌قرارم کربلا!

روزها را هی شمردم تا که شد وقت سفر

تا بیایم لحظه‌ها را می‌شمارم کربلا!

دست خالی آمدن سوی تو خوش اقبالی است

دارم آه و تشنگی در کوله بارم کربلا!

خاک ما گِل کرده‌اند از روز اول با فرات

زاده‌ی عشق توأند ایل و تبارم کربلا!

بی‌قرار از دیدن سقای تشنه پیش آب

اشک ریزان تا قیامت روزه دارم کربلا!

من کبوتر نیستم - حالا بماند چیستم -

هر چه هستم، بسته بر این در مهارم کربلا!

با ملائک‌ روضه می‌گیریم بگذارند اگر

ذره‌ای از تربتت را در مزارم کربلا!

«عاقبت خاک گِل کوزه گران» هم گر شوم

با نسیم آید به سوی تو غبارم کربلا!

آمدم، رفتم، چه می‌شد برنگردم یک سفر

مثل حُر روزی بگیری در کنارم کربلا!




موضوع: کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/07/27 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا


کربلا آن قَدر کشش دارد که مرا جذب کرده گودالش

کاروانی که رفته می خواهد بکشاند مرا به دنبالش

هر سلامی که داده ام حالا زائر این حوالیم کرده

می برد با خودش مرا فطرس می نشاند مرا روی بالش

کربلا نه، همان بهشتی که می وزد بوی سیب از همه جاش

می کشد سمت خود هر آدم را میوه های رسیده و کالش

هر شب جمعه ای که می آید شب پُر رفت و آمدی دارد

زائرش قابل شناسایی است از غبار نشسته بر شالش

قبله شش گوشه می شود این جا، می شود هر طرف نمازی خواند

به مفاتیح احتیاجی نیست بس که آسان شده است اعمالش

گریه کردن دعای آسانی است پیش تو یا محوّل الاحوال

هر کسی بر تو اشک می ریزد با تو تحویل می شود سالش

"من اتاکم نجی" عجب ذکری است ذکر هر کس که می رسد به شما

"من عصاکم فقد عصی الله" است ورد مستیّ دائم الحالش

وحی قرآن نزول تدریجی است صبر کرد و خدا رسید به تو

تا که در نفخ صور عاشورات وحی شد آیه های زلزالش

هرکسی فال نامه ای دارد فال ما هم زیارت عاشوراست

بأبی أنتَ گفت و شد بیمه زائرت تا همیشه اقبالش

بانی روضه های کرببلات حضرت صادق قبیلۀ توست

کرده خرج زیارت حرمت هرچه سرمایه بود از مالش




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/06/23 | 05:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

زیارت امام حسین(ع)-اربعین


مرغ دل های ما هوایی شد

گوییا باز کربلایی شد

صحبت از کربلا میان آمد

بی جهت نیست اشکمان آمد

عدّه ای روی لب دعا دارند

عزم رفتن به کربلا دارند

چه زمانی! زمان اوج عزا

اربعینِ حسین، خون خدا

خوش به حال مقامت ای زائر

چه بگوید به وصفت این شاعر

تو مقامت فراتر از عرش است

ظاهراً پای تو بر این فرش است

تو همانی که برگزیده شدی

تو به دست حسین، خریده شدی

عاقبت کربلا نصیبت شد

روضةُ الانبیا نصیبت شد

گرچه توفیق یار ما نشده ...

گره از کار بسته وا نشده ...

بنما بی قرار شش گوشه

یادی از ما کنار شش گوشه

این که ذکر دمادمت بوده

مزد اشک محرّمت بوده

خوش به حالت حسین مزدت داد

می روی دست حق پناهت باد

علقمه، کاظمین و کرب و بلا

یا نجف، کوفه یا که سامرّا

هر کجا می روی به شور و نوا

دارد این شاعر التماس دعا




موضوع: اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/21 | 06:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

کربلا و روضه هایش

 

قلم به دست شدم تا ز دست ها بنویسم

غریب وار پیامی به آشنا بنویسم

نرفته یك غمم از دل غمی دگر رسد از ره

به خانه ی دل تنگ و برو بیا بنویسم

غریبی من و دل را كسی چه داند و بهتر

كه مویه های غریبانه با رضا بنویسم

پی رضای رضا بودم و به خویش بگفتم

روم به طوس، در آن جا ز كربلا بنویسم

به یاد كودكی و درس و مشق و مدرسه افتم

به تخته مشق ز بابا و طفل و آ بنویسم

چه كودكانه و خوش باورانه بود و فسانه

نه آبی آمد و نی باد پس چرا بنویسم؟

به یاد قامت سقا و دست و همت سقا

رسا اگر چه نگویم ولی رسا بنویسم

گهی ز پشت حسین و گهی ز فرق ابوالفضل

یكی یكی بشنیدم دو تا دو تا بنویسم

به فرش خاك بیابان به عرش نیزه ی دونان

تنی جدا بسرایم سری جدا بنویسم

چه بر سر تنش آمد ز من مپرس كه باید

ز توتیا شده در چشم بوریا بنویسم

بنی اسد بگذارید روی قبر شهیدان

غزل نه، قطعه از آن قطعه قطعه ها بنویسم

ز نوك نیزه و كنج تنور و دیر و نصارا

تمام، سیر و سفر بود از كجا بنویسم

چه می گذشت به بزم یزید با دل زینب

شراب را بگذارم كباب را بنویسم

لبی به طعنه و طغیان لبی لبالب قرآن

دگر مپرس، سزا نیست ناسزا بنویسم




موضوع: کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/12 | 08:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)- زیارت کربلا در شب جمعه

 

شب جمعه کنار شش گوشه

دل من حالت عجیبی داشت

می شنیدم صدای قلبم را

چشم من حس بی شکیبی داشت

 

حرمش از ملائکه پر بود

انبیا در طواف شش گوشه

و ثواب هزار حج را داشت

به خدا هر طواف شش گوشه

 

شب جمعه ضریح اطهر او

غرق نور حضور فاطمه بود

به خودم آمدم و فهمیدم

بر لبم این نوا و زمزمه بود:

 

«شب های جمعه فاطمه ، با اضطراب و واهمه

آید به دشت کربلا ، گردد به دور خیمه ها

گوید حسین من چه شد ، نور دو عین من چه شد ... »

  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/10 | 09:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا

 

لبریز آه و ندبه و غم گریه می كنم

دلتنگم و به یاد حرم گریه می كنم

یادش بخیر سینه زدن در طواف عشق

یادش بخیر كنج حرم اعتكاف عشق

یادش بخیر عطر گل یاس و علقمه

یادش بخیر روضه‌ی عباس و علقمه

هر شب دوباره گریه‌ی اشك و حضور غم

با روضه ها و مرثیه های صبور غم

آن جا كه لاله می چكد از بغض هر نگاه

در بین تل گریه و گودال قتلگاه




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/08/27 | 10:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

کربلا

 

کربلا یعنی نوای العطش

روی لب ها رد پای العطش

کربلا یعنی سرا پا سوختن

تشنه لب بین دو دریا سوختن

کربلا یعنی که سقای ادب

در کنار شط بیفتد تشنه لب

کربلا یعنی حضور فاطمه

پیش سقا در کنار علقمه

کربلا یعنی تبسم بر اجل

نزد قاسم مرگ احلی من عسل

کربلا یعنی علی اصغر شدن         

تشنه بردوش پدر پرپر شدن

کربلا یعنی فغان و التهاب

خیره بر گهواره چشمان رباب

کربلا یعنی که رزم حیدری

اکبر آسا غرق خون جنگ آوری

کربلا یعنی وداع زینبین

پشت خیمه با گل زهرا حسین

کربلا یعنی حضور گرگ ها

بر خیام یوسف آل عبا

کربلایعنی یتیمان حسین

گریه در شام غریبان حسین

کربلا یعنی شرف در یک کلام

بر حسین وکربلای او سلام

السلام ای کعبه آمال ما

ای صفا و شور و عشق و حال ما

خاک تو دارالولای اهل دل

مروه و سعی و صفای اهل دل

کربلا بوی خدایی میدهد

عطر ناب آشنایی میدهد




موضوع: کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1390/02/31 | 03:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-کربلا

 

یک قبله، سرخ، در وسط کهکشان غم

یک کهکشان مصیبت و یک آسمان علم

یک آسمان نیلی و یک بارگاه عشق

دولتسرای حضرت والای شاه عشق

در اوج اهتزاز، به دلهاست رهنمون

یک پرچم قشنگ، ولیکن به رنگ خون

چون پادشاه بی سر خود سربلند و راست

او می خورد تکان و تو گویی دل خداست!

با تار و پود ، قلب مرا تور می زند

شیرینی است ، لیک دلم شور می زند

چوبش اگرچه چوب ولی با ادب بود

او نیست خیزران که به دندان و لب خورد

خطی به عرش از وسط گنبد طلاست

راحت کنم تو را ته این خط خود خداست

***

با تشکر از برادر سجاد عباسی که این شعر وزین را برایمان فرستاد.




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/10/15 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.