حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1395/06/18

امام باقر(ع)-شهادت


منم که عالم هستی گدای کوی من است

منم که کعبه دمادم به طوف روی من است

منم که کوثر و زمزم نمی ز جوی من است

منم که باغ جنان مست عطر و بوی من است

منم که زاده ی پورِ حسینِ زهرایم

منم که بر همه ی عالمین مولایم

منی که کل وجودم پر از خدا شده است

به کودکی دل من با غم آشنا شده است

دلم پر از غم جانسوز کربلا شده است

به پیش دیده من سر به نیزه ها شده است

چگونه شرح دهم من غمی که بر ما رفت

فقط همین ، سر اصغر میان سرها رفت

چگونه شرح دهم حال زار قافله را

چگونه شرح دهم های و هوی و هلهله را

چگونه شرح دهم خنده های حرمله را

چگونه شرح دهم رد پای سلسله را

چگونه شرح دهم روی نیزه قرآن را

چگونه شرح دهم خیزران و دندان را

منم که نو گل پرپر به چشم خود دیدم

منم که حنجر و خنجر به چشم خود دیدم

منم که پیکر بی سر به چشم خود دیدم

منم که غارت معجر به چشم خود دیدم

چه گویم از غم خلخال و جامه ی پاره

چه گویم از غم جانسوز طفل آواره

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/18

امام باقر(ع)-شهادت


نینوا را سوزاند

ناله ام عاقبت این بیتِ عزا را سوزاند

به عبا پیچیدم

می کشم آه، همین آه عبا را سوزاند

باز هم سوخت لبم

کفِ آبی، عطشم کرببلا را سوزاند

کربلا گفتم باز

جگرم را نفسم را، سر و پا را سوزاند

شد غروب و گودال

دیدم آتش همه جا را، همه جا را سوزاند

خیمه ای اُفتاد و

بدنِ غرقِ به خونِ شهدا را سوزاند

مشعلی روشن شد

دامنِ دخترکی غرقِ دعا را سوزاند

شعله تا بالا رفت

گیسوانِ زِ سرِ نیزه رها را سوزاند

وای از نامحرم

حرمله باز دلِ عمه ی ما را سوزاند...



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/18

امام زمان(عج)مناجات-امام باقر(ع) شهادت -فاجعه منا


شبی میان همین روضه ها قبولم کن

به حرمت غم آل عبا قبولم کن

درون سینه ی من حبّ مرتضی جاریست

به حق فاطمه و مرتضی قبولم کن

برای اینکه به وصل تو دلربا برسم

گذاشتم همه را زیر پا، قبولم کن

ز لطف بی حدت آقا که کم نمی آید

بیا کرم کن و این دفعه را قبولم کن

گناه کرده ام آقا، ببخش، شرمنده

قبول، من بدم امّا شما قبولم کن

سلام منتقم کشته های دشت منا

به غربت شهدای منا، قبولم کن

به حق آن شهدایی که تشنه جان دادند

شبیه تشنه لب کربلا، قبولم کن

**

به ناله های جگر سوز حضرت باقر

به روضه خوان غم نینوا قبولم کن

به لحظه های پر از ماجرای کوفه و شام

به رأس رفته روی نیزه ها قبولم کن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، اشعار حج، محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
پنجشنبه 1395/06/18

امام باقر(ع)-شهادت


در دو روز زندگی غربت فراوان دیده ام

بارها از پیکر خود، رفتن جان دیده ام

از غروب روز عاشورای سال شصت و یک

بر دل زهرایی ام زخمی نمایان دیده ام

حج نیمه کاره ام کامل شد و در کربلا

عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام

در منا آب گوارا دست زائر ها دهید

حاجی ام را در ته گودال عطشان دیده ام

زین اسبم را چرا آلوده بر سم می کنند؟!

من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام

شرمساری غیور خیمه را حس کرده ام

بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام

خنده های حرمله خیلی غرورم را شکست

مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام

کعب نی از شمر و ابن سعد ملعون خورده ام

یک حرم را بین آتش مات و حیران دیده ام

آن قدر در بین صحرا بر زمین افتاده ام

آن قدر در پای خود خار مغیلان دیده ام

چشم من بر آیه ی شق القمر افتاده است

آیه خواندن بر درخت از شمس تابان دیده ام

خاطرات تلخ شام از خاطرم هرگز نرفت

خیزران را بر لب قاری قرآن دیده ام

یک شب راحت نخوابیدم از آن روزی که من

عمه ام را بین نامحرم پریشان دیده ام

با همین چشم ورم کرده خودم جان کندنِ

عمۀ هم بازی ام را کنج ویران دیده ام

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-شهادت


پا به پای پدر سفر کردم

در میان خرابه سر کردم

پدرم بینِ ریسمان بود و

با رقیه پدر پدر کردم

عمه ام تا به رویِ خاک افتاد

دیده ام را ز اشک، تر کردم

از همان روزِ تلخ، تا امروز

گریه هر روز تا سحر کردم

دست در دست عمه ام آن روز

از دلِ نیزه ها گذر کردم

سُمِ مرکب بوی گلاب گرفت

از تنی که به آن نظر کردم

تا سه ساله میان راه افتاد

پدرم را خودم خبر کردم

آنقدَر داغ دارم از آن دم

که از این زهر، خون، جگر کردم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


هر جا کلاس درس شما برگزار شد

با شور و شوق روح الامین رهسپار شد

هر حرف غیر حرف شما فانی است، شکر

حرف شماست بین کتب ماندگار شد

یا باقرالعلوم، فقط با کلام توست

افکار پوچ مرجئه* بی اعتبار شد

ای قیمتی ترین گهر دین بگو چرا

سهمت مزار خاکی از این روزگار شد؟

آن زین زهر خورده چه ها کرده با شما

آثار مرگ در بدنت آشکار شد

آقا شنیده ایم که ازدست زهر زود

جسمت ورم کرده دلت داغدار شد

جسمت ورم که کرد دلت رفت کربلا

آن خاطرات له شده رویت هوار شد

بر تن سری نبود ولی جدتان حسین

ده اسب تازه نعل به سمتش قطار شد

از دستباف فاطمه بر پیکر حسین

پودی نماند و پیرهنش تار تار شد

تقصیر شمر بود که سر روی نیزه رفت

زینب به روی ناقه ی عریان سوار شد

 

*از فرق انحرافی زمان امام باقر(ع)

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-شهادت


از شام تا هشام فقط ناامید شد

پیش رقیه آخر سر روسپید شد

از سَم گذشته بود، دلیل شهادتش

این بود که مصائب زینب شدید شد

جا داشت بود عمهْ رقیه کنار او

این درد هم به علت زهرش مزید شد

روضه شنیدنی ست ولی پشت خیمه او

دیده که گوشواره کجا ناپدید شد

پا می کشید و حجره چو گودال سرخ گشت

ازبسکه محو روضه ی «او می کشید» شد

پس می بُرید از بدنش درخیال خود

تا اینکه ظهر نوبت«او می بُرید» شد

او می بُرید و»قصه به جایی رسید که

سوم امام کرب وبلا هم شهید شد



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


من از تبار باقرم مردم بدانید

دل بیقرار باقرم مردم بدانید

مست و خمار باقرم مردم بدانید

امروز یار باقرم مردم بدانید

فردا كنار باقرم مردم بدانید

دست از غم او تا قیامت برندارم

ای كهكشانها آسمانها در مدارت

عرش خدا عزّ و جلّ بیقرارت

ختم رسل كرده سلامش را نثارت

بیچاره تر از من نداری در كنارت

دارم درون سینه ام شوق زیارت

كی می شود سر بر مزار تو گذارم

ای ابتدای روضه ها از خانۀ تو

ای هیأت عشاق در كاشانۀ تو

قلب تمام قدسیان دیوانۀ تو

بار تمام صحنه ها بر شانۀ تو

شد خانۀ آباد من ویرانۀ تو

من حاجتی جز مردن از عشقت ندارم

شكر خدا امشب پریشان تو هستم

مانند زهرا دیده گریان تو هستم

بیچارۀ آن قبر ویران تو هستم

تقدیر بوده اینكه حیران تو هستم

من مردۀ بوی گریبان تو هستم

پس كی غم تو می كشد بر روی دارم

امشب تفأل می زنم بر چشمهایت

مثل مزارت مانده خلوت روضه هایت

عیبی ندارد روضه می گیرم برایت

جانی كه دارم جان من آقا فدایت

آتش زده زهر جفا بر دست و پایت

ای كاش پای غصه هایت جان سپارم

ای سوز آه سینۀ تو آسمان سوز

بر ما عطا فرما كمی ای مهربان سوز

قبر خرابت روضه ای داغ و نهان سوز

ای خاطرت آزرده از یك ظهر جانسوز

بر چشمهایت چند عكس خانمانسوز

امشب بیاد خاطراتت لاله زارم

قوم پیمبر را همه گمراه دیدی

آنچه ندیده هیچ چشمی، آه دیدی

در بین آتش ذكر یا الله دیدی

چندین ستاره در مدار ماه دیدی

یك یوسف بی سر میان چاه دیدی

می گفتی از این غم هماره بیقرارم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-شهادت


عمامه بر میدارم از سر ، حرف دارم

هر جا بیاید نام مادر حرف دارم

هر چه می آید بر سر ما از سقیفه ست

از غربت بسیار حیدر حرف دارم

از سیلی و دیوار و میخ در بماند

این بار از یک داغ دیگر حرف دارم

مسمومیت آخر گریبانگیر من شد

از نیش زهر و زخم بستر حرف دارم

همراه دارم در لحد عمامه ام را

با یادگاری پیمبر حرف دارم

دیگر خلاصه میکنم درد و دلم را

از کربلا با قلب مضطر حرف دارم

جا ماندم از جان بر کفان لشگر عشق

از قاسم و از عون و جعفر حرف دارم

هم بر جوان اربا اربا گریه کردم

هم از عبا و نعش اکبر حرف دارم

گهواره جنبان میان خیمه بودم

از بی قراری های اصغر حرف دارم

سرنیزه ها را دیده ام در کشمکش ها

از چکمه و پهلو مکرر حرف دارم

ای کشتگان اشک اگر طاقت بیارید

از خنجر و گودی حنجر حرف دارم

گودال از خون خدا یکباره پر شد

از ضربه ی سنگین آخر حرف دارم

با چشم خود دیدم چهل تا نعل تازه

از جای سُم بر روی پیکر حرف دارم

با آستین پاره عمه روسری ساخت

ای مردم از قحطی معجر حرف دارم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1394/06/29

امام باقر(ع)-شهادت


خاطراتی درون ذهنت هست

از همان روزهای کودکیت

خاطراتی عجیب حک شده است

در همه جای جای کودکیت

 

حرف های نگفته ای داری

بغض ها در گلوت پنهانند

اشک هایت همیشه پنهانی است

مردم از درد تو چه میدانند...

 

مردم شهر تو نمیدانند

که اسیری و شام یعنی چه

مردم شهر تو نمیدانند

سنگ از پشت بام یعنی چه...

 

مینشینیم پای درد دلت

درد دل های تو شنیدنی است

با خودت درد و داغ آوردی

مزه ی روضه ات چشیدنی است

 

تو خودت شاهد قضایایی

راوی درد های عاشورا

در همین کودکی چه پیر شدی

یادگار عزای عاشورا

 

تو خودت توی کربلا دیدی

خیمه هایی که شعله ور شده بود

وقت رفتن غروب عاشورا

پدرت دست بر کمر شده بود

 

خطبه یا روضه هیچ فرقی نیست

قسمت این بود بی نشان باشی

خطبه ها را که عمه ات خوانده

بهتر این است روضه خوان باشی

 

گریه کارت شده نمیدانم

که تو آن روزها چه ها دیدی

شاید آقا دلیلش این بوده

که سری از بدن جدا دیدی

 

شیعه مدیون خطبه خواندن توست

حرف های تو جاودان شده است

گفته هایت چه عبرت آموزند

مرهم زخم بی کسان شده است

 

من دلم جایی دیگری گیر است

گریه شد کار روز و شب هایم

فکر بابا بزرگ پیر توام

این شده ورد روی لب هایم....

 

چه بلایی سر تو آوردند

بدن تو چرا بدون سر است

من که باور نمیکنم اما

قول شیخ مفید معتبر است



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1394/06/28

امام باقر(ع)-شهادت


روز محشر که هیچکس جز حق

بر دل و دین گواه و ناظر نیست

مدّعی ام که مذهبم غیر از

قالَ صادق و قالَ باقر نیست

 

آنکه ترسیم «أَمرُکُم رُشد» و

سخنانش «کلامُکُم نور» است

وای بر من که بستری شده و

درشبستان درد رنجور است

 

هر چه این زهر در تن آقا

جای خود را به زور وا می کرد

در حسینیّه ی دلش مولا

عمّه را بیشتر صدا می کرد

 

« چه کشیدی تو عمه ی سادات

از غم تشت های خون آلود

روی تشتی زِ مجتبات جگر

روی تشتی سر حسینت بود»

 

دم آخر امام پنجم ما

تا که از فرط ضعف شد بیحال

عطش، آتش نشاند بر جگرش

دل او رفت تا ته گودال

 

ته گودال جدّ مظلومش

با لب تشنه دست و پا می زد

پسر فاطمه میان دو نهر

جگرش آب را صدا می زد

 

روضه برگشت مثل آن لحظه

که تنش روی خاک ها برگشت

یکنفر گفت از چه رو آقا

با عبا رفت، بی عبا برگشت؟

 

عمه می گفت پای نعش علی

مثل اینکه حسین محتضر است

به گمانم تن علی اکبر

به عبایش نیازمندتر است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

الدُّرُّ الفاخر الملقَّب باالباقر(ع)


امام صادق علیه السلام از قول جابر بن عبدالله انصاری نقل می فرمایند:

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌ الله علیه و آله یَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلًا مِنِّی اسْمُهُ

اسْمِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی یَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً

 رسول خدا صلی‌ الله علیه و آله

به من مى‏ فرمود: تو مردى از خاندان مرا درك مى ‏كنى، كه نامش نام

من و شمائل او شمائل من است، مى ‏شكافد دانش را شكافتنى.

الكافى، ج‏1، ص470

ضمن عرض تبریک به مناسبت ولادت امام باقر(ع) برای دیدن اشعار ولادت اینجا را کلیک کنید.



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1393/07/10

امام باقر(ع)-شهادت


کسی که بود شکافندۀ تمام علوم

هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم

سر تو باد سلامت ایا رسول الله

وصِّی پنجم تو کشته شد ولی مظلوم

گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند

گهی به خانه اش از کینه خصم برد هجوم

بسان مادر و آباء رنج دیدۀ خویش

همیشه بود زحقّ و حقوق خود محروم

به غربت علی و خاندان اوسوگند

امام ما زجهان رفت با دلی مغموم

هماره قصّۀ مظلومی اش بخاک بقیع

بود زغربت قبرش برای ما معلوم

زدردهای نهانی که بود در دل او

کسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم

حیات او همه با درد و رنج و غصّه گذشت

که بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم

نه طاقت است زبان را به وصف غم هایش

نه قدرت است قلم را مه تا کند مرقوم

بگو به امّت اسلام، این سخن (میثم)

به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/07/9

امام باقر(ع)-شهادت


شیعه كند مرا صدا كه حجت خدا منم

آنكه شده به كودكى شاهد كربلا منم

ز بعد مرتضى على پس از حسین و مجتبى

از پس زین العابدین ولىّ كربلا منم

وارث علم و دین همه كنز خفىّ فاطمه

شاهد كوى علقمه وصىّ مصطفى منم

آنكه ز بین خاك و خون با غم و غربتى فزون

سر بریده دیده است به روى نیزه‏ها منم

همدم شیر خواره‏ام محرم گاهواره‏ام

همسفر رقیه‏ام محرم بچه‏ها منم

همره كاروانیان اسیر دست دشمنان

به زیر تازیانه‏ها به شام و نینوا منم

آنكه به روضه بانى است عاشق روضه خوانى است

چه در بقیع چه كربلا چه بین خانه‏ها منم

قسم به این حقیقتم بخاطر مصیبتم

آنكه بود به دست او برات كربلا منم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/07/9

امام باقر(ع)-شهادت

 ( زبان حال امام سجاد(ع) با فرزندش امام باقر(ع) در روز عاشورا )


خوب دقت کن تماشا کن ، این غروب ارغوانی را

خوب در خاطر نگه دار این رستخیز ناگهانی را

بیش از اینها صبر کن آری تا که در یادت نگه داری

شرح درد خطبه هایی که بعدها باید بخوانی را:

غنچه های زخمِ پروانه... بالهای کنده از شانه ...

رد شلاق خزان روی لاله های قد کمانی را...

این شقایق زار ، طفل من ! دفتر نقاشی عشق است

با خودت تکرار کن نام این زمین آسمانی را

کودکم مشق شبت این است با سرانگشتان زخمت بر

دفتر افلاک بنویسی درد دل های نهانی را

بعد فردا مرد خواهی شد مردی از جنس همین پاییز

تا بفهمانی به یک تاریخ فصل های جاودانی را

بعدها وقتی که انسان از نسل آزادی سوالی کرد

در جوابش شرح خواهی داد مو به مو نام و نشانی را

نام ها را نقش خواهی زد یک به یک بر صفحه ی ایام

خط به خط تصویر خواهی کرد رنج های دودمانی را

نقش هایت آنچنان پر رنگ ، رنگ هایت آنچنان خونین

محو خواهد کرد از تاریخ ،  کلک تو اعجاز "مانی" را

گوش کن فریاد زینب را گوش کن در خاطرت بسپار

تا بیاموزی به شاعر ها راه و رسم نوحه خوانی را

تا بیاموزی که عاشورا گریه نه فریاد حق خواهی ست

پس بمان اینجا و راوی شو زینب؛ این زهرای ثانی را

. . .

آه از روزی که اندوهش کودکان را پیر کرده آه! *

پس بگو از خود ...روایت کن طفل پیرِ بی جوانی را...

 

*یوما یجعلُ الولدانَ شیبا - روزی که از سختی اش کودکان پیر می شوند...( سوره مزمل آیه 17)



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/07/9

امام باقر(ع)-شهادت


بار بلا به شانه کشیدم به کودکی

از صبح تابه عصر چه دیدم به کودکی

ازخیمه گاه تا ته گودال قتلگاه

دنبال عمه هام دویدم به کودکی

آن شب که درمقابل من عمه را زدند

فریاد الفرار شنیدم به کودکی

عمه اگرچه درهمه جا شد سپر ولی

من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

آن شب که در خرابه سر آمد میان مان

چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد

بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

یک سرخ مو ز قافله ما کنیز خواست

این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

در مجلس شراب که شخصیتم شکست

من آستین صبر جویدم به کودکی 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/07/9

امام باقر(ع)-شهادت


آمدم در پناه چشمانت

زائر هفت آسمان باشم

باقر علمِ آل پیغمبر

آمدم در کلاستان باشم

 

تو الفبای شیعه بودن را

صرف کردی و یادمان دادی

و به دنیای تیره از تردید

یک بغل عشق ارمغان دادی

 

با کلامی صمیمی و محکم

فقه تاریخ را بنا کردی

با زلال حدیث و تفسیرت

باورم را پر از خدا کردی

 

ای که در شهر مادری،عمری

غربت از حرفهات پیدا بود

وقت دلواپسی توسل تو

یا الهی...به حق زهرا بود

 

دیده ای با نگاه خون آلود

که غریبی ز صدر زین افتاد

و در آغوش خاکی گودال

ناگهان عرش بر زمین افتاد

 

گر چه از زهر خون جگر گشتی

تا سه روزی که ناله میکردی

بی گمان لحظه های آخر را

یاد طفل سه ساله میکردی 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-شهادت


نگاه کودکی ات دیده بود قافله را

تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می خواهم

دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم

خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت،

ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی است این که دستانت

گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر

گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر

به روی خویش نیاورده اید آبله را

دلیل قافله می برد پا به پای خودش

نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می آری

تمام زخم زبان های شهر هلهله را

مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر

بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت

که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
سه شنبه 1393/07/8

امام باقر(ع)-شهادت


دلی شکسته و چشمی ز گریه، تر دارم

گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما

همیشه چند دهه روضه در صفر دارم

همه ز مرگ پدر ارث می برند ومن

بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم

هشام! زخم دلم که برای حالا نیست

من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست ز قلب شکسته ام بردار

من از بریدن رأسش خودم خبر دارم

به یاد ساقی لب تشنه امام شهید

میان قاب دلم عکسی از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سال ها پیش است

همیشه یک سر بر نیزه در نظر دارم

غروب کرببلا زخمهای سختی داشت

ولی ز شام بلا زخم بیشتر دارم!

از اینکه بودم و اصغر ز نیزه می افتاد

غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام

ز روی دست رقیه طناب بردارم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
سه شنبه 1393/07/8

امام باقر(ع)-شهادت


من بر فلک امامم من بر ملک شهودم

ذکر عَلَی الدَّوامم من معنی سجودم

هم شاهد قیامم   هم شاهد قعودم

هم مظهر وجودم  هم مُظهر وجودم

نور شهود و غیبم   آئینۀ قلوبم

من باقر العلومم  من کاشف الکروبم

من حجت خدایم تفسیر هل اتایم

دلبند مرتضایم  فرزند مصطفایم

نور دل حسینم  سجاد را عطایم

من یادگار درد و غم های کربلایم

تاریخ کربلا را باید ز من بجویید

گاهی میان روضه از قول من بگویید

من چار ساله بودم  دیدم غم و بلا را

می دیدم از مدینه تا شام ابتلا را

کس همچو من ندیده مظلوم مبتلا را

تصویر زنده دیدم اوضاع کربلا را

من دیده ام خدا را پامال سمّ مرکب

رأس ز تن جدا را در پیش چشم زینب

دیدم به روی نیزه هجده سر بریده

در قتلگاه دیدم یک حنجر دریده

خورشید کاروان را دیدم به اشک دیده

دیدم که از جسارت رنگ عمو پریده

بر ناقه های عریان بریان دل زنان بود

چشمان غیرت ما گریان بانوان بود

من دیده ام هجوم دشمن به دختران را

از خیمه ها فرار اطفال و مادران را

با بوته ها هم آغوش ، جان داده خواهران را

بر نیزه های خونین رأس برادران را

با نیزه آشنایم با تازیانه همدم

با کعب نِی انیسم با آه و ناله مَحرم

من در تمام این راه در سوز و آه بودم

با اشک و آه حسرت غرق نگاه بودم

همراه عمه زینب در قتلگاه بودم

در حلقه های آتش در خیمه گاه بودم

ماتم کشیده ام من ، سیلی چشیده ام من

تهمت شنیده ام من ، بس داغ دیده ام من

منزل به منزل از غم مُردم در این اسارت

از بس به عمه هایم شد از جفا جسارت

روحیۀ لطیفم خورد از ستم خسارت

گاهی لباس و گاهی رفت آبرو به غارت

دشمن به بی حیایی بر عمه، در حضورم

با تهمت کنیزی زد لطمه بر غرورم

خواهد پیام ما را هر کس دهد به عالم

یاد غم و بلا را باید کند دمادم

حتی کند منا را ماتم سرای این غم

جویید کربلا را در خیمۀ محرّم

یاری کنید ما را با روضه های غربت

گاهی کنار پرچم گاهی کنار تربت

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
سه شنبه 1393/07/8

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای دوّمین محمد و ای پنجمین امام

از خلق و از خدای تعالی تو را سلام

چشم و چراغ فاطمه خورشید هفت نور

روح و روان احمد و فرزنـد چـار امــام

آن هفت نور، روشنی چشم هفت اب

آن چار امام خود پدر این چهار امام

وصف تو را نگفته خدا جز به افتخار

نام تو را نبرده نبی جز به احترام

هم ساکنان عرش به پایت نهاده رخ

هم طایران سدره به دستت همیشه رام

حکم خدا به همّت تو گشته پایدار

دین نبی به دانش تو مانده مستدام

با آن همه جلال و مقامی که داشتی

دیدی ستم ز خصم ستمگر علَی الدّوام

گه دید چشم پاک تو بیداد از یزید

گاهی شنید گوش تو دشنام از هشام

گریند در عزای تو پیوسته مرد و زن

سوزند از برای تو هر لحظه خاص و عام

گاهی به دشت کرب و بلا بوده ای اسیر

گاهی به کوفه بر تو ستم شد گهی به شام

خواندند سوی بزم یزیدت بدان جلال

بردند در خرابه ی شامت بدان مقام

گه کف زدند اهل ستم پیش رویتان

گه سنگ ریختند به سرهایتان ز بام

راحت شدی ز جور و جفای هشام دون

آندم که گشت عمر تو از زهر کین تمام

داریم حاجتی که ز لطف و عنایتی

بر قبر بی چراغ تو گوئیم یک سلام

«میثم» هماره وصف شما خاندان کند

ای مدحتان بر اهل سخن خوشترین کلام



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/02/10

امام باقر(ع)-مدح و مصیبت


نازم به سَروری كه زبورش ز كوثر است

داود اهل بیت صدایش رساتر است

یك سوره از زبور گلستان هل اتی

دنیایی از فضائل آل پیمبر است

یك آیه از صحیفۀ سجّادیه بخوان

وانگه ببین كه سورۀ نورش چه محشر است

هركس كه آن صدای رسا را شنید ، دید

حتی سكوت هم كه كند عین حیدر است

یعقوب آل فاطمه حالا پدر شده

آمد محمدی كه به او روح پیكر است

نسل رسول ، نسل علی ، نسل فاطمه

بسته به این ولادت و مولود انور است

هم هاشمی است ، هم علوی هم محمدی

نسلش حسینی و حسنی ، فخر داور است

اول محمد آمد و بعداً علی ولی

اینجا علی زقبل محمد مصوّر است

او زادۀ خلیلِ سر افرازِ نینواست

آزادۀذبیحِ خدا سبط صفدر است

او ناشر حقایق دین محمدی

احیاگر علوم خداوند اكبر است

آگاه از عوالم غیب و شهود اوست

از قلّه های علم و عمل اوست برتر است

در یك كلام مرتبۀ باقر العلوم

مولای هفت سرور و بابای جعفر است

در وصف او هر آنچه سخن هست نارساست

جز اهل بیت هرچه بیان است بی بر است

قرآن هر آنچه وصف اولو الامر می كند

دربارۀ پیمبر و آل پیمبر است

□□□

او كیست وصفش این همه توحید آور است

او كیست كه به گلشن ارباب مِهتر است

با این همه فضایل گویای حضرتش

تاریخ او مویِدِ میلاد دیگر است

او یادگار نهضت سالار كربلاست

دامن نشین عمّۀ سادات لشگر است

تا كربلاست ، زینتِ دوش عموی خویش

وز كربلا ، نظاره گر هیجده سر است

او راوی تمام شهیدان نینواست

او شاهد سه ساله و نُه ساله دختر است

او دیده است چادر خاكیِّ عمه را

او دیده است بر سر یك نیزه معجر است

او دیده است نالۀ رأس الحسین را

او دیده است طشت طلا تیر آخر است

او دیده است ذبح عظیم قتال را

او دیده است تیزی خنجر به حنجر است

او دیده است پردگیان را میان شهر

او دیده است عمّۀ سادات مضطر است

او دیده است هلهلۀ اهل شام را

او دیده است دیدۀ بابا ز خون تر است

×××

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1392/07/21

حضرت مسلم بن عقیل(ع)


هر نوحه که سوز مسلمیه دارد

در اصل عزای باقریّه دارد

یعنی که محرم و غدیر و عرفه

تعظیم شعار فاطمیه دارد



موضوع : مسلم ابن عقیل، شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1392/07/20

امام باقر(ع)-شهادت


خـــاطراتش قشــنگ و زیبا بود

عطر سیب و اقاقیا می داد

روزهای خوشش دگرگون شد

گـــذرش تــا بـه کـــربلا افتــاد

 

داغ هفــتــاد و دو شقایق را 

بر سرشانه های خود حس کرد

رنج زنجیر و درد سـلسله را

بر مچ دست و پای خود حس کرد

 

روی آییـنه ی غــرور دلش 

زیر بــاران سنگ چین افتاد

دید خورشید را که چنـدین بـار

از سـر نیــزه بر زمین افتـاد

 

گـریه های رقیه را می دید 

کــوه فریـاد در گلویش بود 

محمل باز عمـه پشتِ سرش 

ســر عبــاس روبـرویش بود 

 

دید از زیــر نیــزه ی جدش

بر زمین، قطره قطره خون می ریخت

دیــد در کــوفه دشمن نــامرد

سر او را به شاخه ای آویخت

 

کودکان چموش سنگ بدست

پـای ناقه به جــانش افتادند

مردمان حرامـزادۀ شام

خـارجی زاده اش لقب دادند

 

از سـر بام خـاک و خاکـستر

نقل سر بود و؛ فرش راهش بود

چشم ناپاک شهر را می دیـد

غــم نـاموس در نگاهش بـود

 

غیـــرتش را بــه جـوش آوردند  

نیزه داران مستِ سکه پرست

چــهره ی ســرخ عمـــه را تا دید 

مثـل عباس چـشم خـود را بست



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1392/07/20

امام باقر(ع)-شهادت


از گلو ناله ی مرغ سحری افتاده

پی آن ناله دل دربدری افتاده

پسری دید که از زینِ به زهر آغشته

گوشه ی حجره دوباره پدری افتاده

غم یک عمر بلا پشت بلا پشت بلا

همچو یک زهر به جان جگری افتاده

مرگ نزدیک شد و اهل حرم می گریند

چشم بیمار پدر بر پسری افتاده

پسرم گریه نکن چونکه میان چشمت

از غم خون جگری ها اثری افتاده

پسرم! گریه فقط گریه به غم های حسین

سوی گودال دلم را گذری افتاده

کودکی بودم و دیدم که میان مقتل

تن خورشید کنار قمری افتاده

کودکی بودم و دیدم که ز سیمرغ دلم

ته گودال فقط مشت پری افتاده

دیده ام وقت اسارت که به پای عمه

بارها از افق نیزه سری افتاده  

***

با تشکر از آقای عظیمی برای ارسال این شعر



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1392/07/20

امام باقر(ع)-شهادت


منم که دل به غم و درد آشنا دارم

به دیده جام می ناب نینوا دارم

به سینه وسعت صحرای کربلا دارم

همیشه در همه جا روضه ی منا دارم

منم که بانی این روضه های پر شورم

تمام عمر، سروری نکرد مسرورم

کسی که باطن هر روضه را خبر دارد

کسی که گلشنی از لاله بر جگر دارد

کسی که خاطره ی وادی خطر دارد

ز روز واقعه هفتاد و دو اثر دارد

منم که سجده ی سجّاد دیده در شعله

حرارت غم جانان چشیده در شعله

منم که داغ یتیمان مجتبی دیدم

شهادت همه ی آل مصطفی دیدم

به زیر سمّ ستور آیت خدا دیدم

به کوفه هیبت فریاد مرتضی دیدم

به صحنه، شاهد اجساد عاریات منم

بلا کشیده ی نسوات بارزات منم

کسی که دید امام زمان در آتش بود

کسی که عمّه ی او باعث نجاتش بود

کسی که تشنه و صد چشمه ی فراتش بود

کسی که کرب و بلا قلّه ی حیاتش بود

به چار ساله غمم برتر از چهل ساله

که دیده؟ گریه ی پنجاه ساله بی ناله

منم که هجمه ی سیلی به کاروان دیدم

هجوم کعب نی و زخم کودکان دیدم

به نیزه معجر خاکی بانوان دیدم

ز خاتمی که به دستان ساربان دیدم

جواهرات زنان بود و دست نامحرم

فرار کودک و فریاد پست نامحرم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1392/07/20

امام باقر(ع)-شهادت


من امشب شربتى نوشم که شویَد زَهرِ اعدا را

مهیا مى‏شوم اى زهر مهمانى زهرا را

من امشب جامه‏اى پوشم که از تن بر کَنم جانم

لباس وصل مى‏بایست دیدار گوارا را

روانه سوى جانان باش اى جان ستمدیده

نشد دنیا اگر یارت، بشارت باد عقبى را

هشامم زهر داد اما مشامم بوى یار آورد

شهادت نوش جانم ساخت این جام طهورا را

جنان از پشت دیوار جهان مى‏خواندم یثرب

دگر چشمم نخواهد دید دیوارى غم افزا را

منى که در مناى کربلا قربانیان دیدم

وصیّت مى‏کنم اندر منا بر ندبه مِنا را

در آن هنگامه که حکم فرار از خیمه صادر شد

به چشم خویشتن دیدم به حصر شعله، بابا را

ز سهم هر یتیمى گوشوار و گوش، غارت رفت

ز پاى دختران و بانوان خلخال، یغما را!

چو دیدم طفلکى آتش به دامان مى‏دود هر سو

نشد از معرکه بیرون کشم آن طفل تنها را

ز بعد آن همه ماتم چو هنگام اسیرى شد

میان قتلگه بردند جمع خستۀ ما را

قضاوت با شما زندان، خرابه، جاى آل اللَّه!

چها بگذشت بین شام و کوفه آل طاها را

اگر چه کودکى بودم در آن غوغاى غم، اما

تمام عمر پیش دیده دارم روز غوغا را

بخوان اى روضه خوان از غصه‏هاى عمه‏ام زینب

که داغش تازه سازد تا قیامت داغ زهرا را



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1392/07/20

امام باقر(ع)-شهادت


تو که بر چشم خلق جا داری

نوری و جلوه ی خدا داری

نور چشمان حضرت سجاد

ریشه در باغ هل اتی داری

ثمر نخل احمدی که نسب

ز حسین و ز مجتبی داری

پسر سیّد البُکاء هستی

سرگذشتی پر از بلا داری

یادگاری ز لاله های عطش

بر دلت داغ کربلا داری

تو غروب سپیده را دیدی

عمّه ی قد خمیده را دیدی

همه جا گرد غصه پاشیدند

با سر تیغ و نیزه گل چیدند

دست های سیاه بر سر تو

سنگ های کبود باریدند

چشم هایی که گریه می کردند

سیلی و تازیانه می دیدند

مردم کوچه ی یهودی ها

دور سرها مدام رقصیدند

بی ابالفضل، کودکان یتیم

روی خشت خرابه خوابیدند

این همه غم که بر سرت آمد

کودکیِ تو را رقم می زد



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-شهادت


كسی كه بود شكافنده‌ی تمام علوم

هزار حیف كه از زهر كینه شد مسموم

سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله

وصّی پنجم تو كشته شد، ولی مظلوم

گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند

گهی به خانه‌اش از كینه خصم برد هجوم

بسان مادر و آباء رنج دیده‌ی خویش

همیشه بود ز حقّ و حقوق خود محروم

به غربت علی و خاندان او سوگند

امام ما ز جهان رفت با دلی مغموم

هماره قصۀ مظلومی‌اش به خاك بقیع

بُود ز غربت قبرش برای ما معلوم

ز دردهای نهانی كه بود در دل او

كسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم

حیات او همه با درد و رنج و غصه گذشت

كه بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم

نه طاقت است زبان را به وصف غم‌هایش

نه قدرت است قلم را كه تا كند مرقوم

بگو به امت اسلام، این سخن «میثم«

به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای شیعۀ ثانی عشر حضرت باقر

دین زنده شده از هنر حضرت باقر

بخشید به اسلام مبین گرمی و رونق

گنجینۀ غرقِ گهرِ حضرت باقر

تا روز قیامت همه چون آینه ماتند

از دانش و علم و هنر حضرت باقر

زینت ده توحید پرستان جهان است

گلزار گل و بارور حضرت باقر

قدسی نفسان حرم قدس ندیدند

جز نور خدا در نظر حضرت باقر

مرغان دعا تا حرم دوست رسیدند

درسجدۀ شام وسحر حضرت باقر

جابر چه صمیمانه ز درگاه پیمبر

آورده سلامی به بر حضرت باقر

از فتنه بپرهیز که این بارگران است

باری که کند خم کمر حضرت باقر

عمری ز غم کرب و بلا خون جگر خورد

قربان دل و چشم تر حضرت باقر

پیوسته غم فاطمه و غربت حیدر

آتش زده بر بال و پر حضرت باقر

زهر ستم و کینۀ بیداد چه کرده است

با جان و دل و با جگر حضرت باقر

افسوس که  در سوک نشسته است مدینه

زین داغ گران با پسر حضرت باقر

دادند مرا کوثر توفیق «وفائی»

تا آن که شوم نوحه گر حضرت باقر



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 3 )    1   2   3   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء