حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
دوشنبه 1396/06/6

امام باقر(ع)-شهادت


خوشا بحال دلی که به دلبری برسد

به سفره ی کرم ذره پروری برسد

همه رعیت ارباب میشویم اما

غلام باادب اینجا به برتری برسد

کسی که بر در این خانه سر بلند نکرد

به یک اشاره ی آقا به سروری برسد

اگرچه سائل او بی نیاز از دنیاست

در آخرت به مقامات بهتری برسد

به نیم قطره ی اشک محبتش ندهد

 اگر خوشی دو عالم به نوکری برسد

شبیه فطرس درمانده غصه ای دارم

نشسته ام که مگر پر...نه...شهپری برسد

ز "قال باقر علیه السلام " مست شود

اگر کسی به فیوضات منبری برسد

کسی که بر کرمش افتخار میکردند

اگر نبود خلائق چه کار میکردند!؟

قلم به دست گرفته رساله بنویسد

به نام حضرت جل جلاله بنویسد

مقید است به تحلیل کربلای حسین

کنار این همه مقتل ، مقاله بنویسد

مقید است که تاریخ را ورق بزند

دوباره از غم تلخ قباله بنویسد

روایت سفرش سوی کربلا کم نیست

تمام روز و شب اش را به ناله بنویسد

میان روضه ی بازار شام میطلبد

که از نجابت طفل سه ساله بنویسد

تمام مرثیه هایش میان لفافه ست

به اشک چشم تر از "باغ لاله " بنویسد

برای اینکه محرم به کربلا برسم

نشسته ام که برایم حواله بنویسد

کنار این همه ابر بهار گریه کنم

میان روضه ی او زار زار گریه کنم

دلی شکسته و بغضی شکسته تر دارد

دوباره یاد چه کرده که چشم تر دارد ؟!

همیشه مجلس روضه ش پر تلاطم بود

حسین گفتن او مزّه ای دگر دارد

مرور خاطره ها کار هر شب آقاست

چقدر زخم روی زخم بر جگر دارد

چقدر پیر شده ، خم شده ، شکسته شده

به خاطر غم و غصه است ، خب اثر دارد

 چقدر این شب اخر به مادرش رفته

میان نافله اش دست بر کمر دارد

 لهوف از غم یک صبح تا شبش،گفته

کجا کسی ز غم و غصه اش خبر دارد!؟

میان این همه ارثی که از پدر برده

اگر غلط نکنم گریه بیشتر دارد

 همیشه بالش زیر سرش پر از اشک است

چرا که روضه ی گودال زیر سر دارد

غروب روز دهم را نمی برد از یاد

شبیه خیمه شده ، آه شعله ور دارد

به یاد کودکی اش از رقیه می خواند

چه خاطرات عجیبی ز همسفر دارد ...

همین که خار نشسته به پای او کافی ست

خدا کند که دگر زجر دست بردارد

 میان دفتر عمرش چه خاطرات بدی

ز چوب و باده و دندان و تشت زر دارد

در آن شبی که سنان بین راه اسیرش کرد

گرسنه بود ولی تازیانه سیرش کرد



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
دوشنبه 1396/06/6

امام باقر(ع)-شهادت


هجوم موجِ بلا را به چشم خود دیدم

غروبِ کرببلا را به چشم خود دیدم

به سر زنان پیِ عمه به روی تل رفتم

ذبیحِ دشتِ منا را به چشم خود دیدم

میانِ آن همه نیزه به دست در گودال

سنانِ بی سر و پا را به چشم خود دیدم

به زورِ نیزه زِرِه را ز تن در آوردند

مُرَملٌ بدماء را به چشم خود دیدم

زقتلگاه همه دستِ پُر که می رفتند

به دوشِ خولی عبا را به چشم خود دیدم

زمان حملۀ آن ده سوارِ تازه نفس

غبارِ رویِ هوا را به چشم خود دیدم

میانِ پنجۀ هر نعل تازه و میخش

لباسِ خون خدا را به چشم خود دیدم

سلام بر بدنِ بی سری که عریان شد

تنِ به خاک ،رها را به چشم خود دیدم

میانِ طایفه ها رأسها که قسمت شد

سرِ همه شهدا را به چشم خود دیدم

عمو که خورد زمین رویِ حرمله واشد

تمام واقعه ها را به چشم خود دیدم

به پشتِ خیمه به دنبالِ قبر اصغر بود

شکارِ رأسِ جدا را به چشم خود دیدم

فرارِ دختری آتش گرفته در صحرا

میانِ هلهله ها را به چشم خود دیدم

گذشته از همه اینها به شهرِ بد نامان

زمانِ قحطِ حیا را به چشم خود دیدم

میانِ مجلسِ نامحرمان و بزمِ شراب

ورودِ آل عبا را به چشم خود دیدم

تَهِ پیالۀ خود را کنارِ سر می ریخت

قمار و تشتِ طلا را به چشم خود دیدم

ضریحِ صورتِ جدم دوباره ریخت به هم

شتابِ چوبِ جفا را به چشم خود دیدم

عزیز کردۀ زهرا کنیزِ مردم نیست

اشارۀ دو سه تا را به چشمِ خود دیدم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
دوشنبه 1396/06/6

امام باقر(ع)-شهادت


ای آنکه قبرت بی چراغ و سایبان است !!!

روضه نمی خواهی !! مزارت روضه خوان است

گلدسته ات سنگی ست ، روی تربت تو

گنبد نداری ... گنبد تو آسمان است

اصلا نیازی به بیانش نیست دیگر

اوج غریبی تو از قبرت عیان است

تو یادگار داغ های کربلایی

از هرم ماتم در دلت آتشفشان است

هر روضه ات کرب و بلایی می شود ... چون

دور مزار تو پر از نامه رسان است

تو شاهد باران سیل آسای خونی

تو کعبه ای ... چشمت شبیه ناودان است

تو یادگار باغ های لاله هستی

اما به ذهنت خاطرات صد خزان است

جسم تو در خاک بقیع و روحت اما ...

در قلب یک گودال ، هر شب میهمان است

دیدی که در گودال ، جدت را چه کردند

دیدی که عمه روی تَل بر سرزنان است

تو شاهد گل های از ساقه جدایی

دیدی که بر نیزه سرِ پیر و جوان است

تو غیرت اللهی ... غم ناموس دیدی

از داغ غارت در گلویت استخوان است

تو مقتلی هستی که دیده روضه ها را

آنچه زبان از گفتنش هم ناتوان است



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1396/06/5

امام باقر(ع)-شهادت


چقدر ناله ی بی جان و بی صدا داری

به زیر لب تو فقط ذکر ربنا داری

گمان کنم که رسیده زمان پرزدنت

که زهر کینه اثر کرده و نوا داری

چه کرده با تو که اینگونه محتضر شده ای

"شهادتین"به لب های خود چرا داری ؟؟

نفس کشیدنت آقا چه سخت تر شده است

میان هر نفس خسته ات دعا داری

کشانده پای تو را روبه قبله ، زهر جفا

گمان کنم که شما درد بی دوا داری

کنار بستر تو مادری عزا دارد

که گشته غرق غم و نوحه و عزاداری

لبان خشک تو ذکر " حسین " می گویند

دوباره گریه و مرثیه را بنا داری

هنوز هم تو به یاد سه ساله غمگینی

هنوز هم به دلت داغ کربلا داری

تو در لباس اسارت چه صحنه ها دیدی...

چه زخم ها که تو از کعب نیزه ها داری

دل شکسته ی من وقف ماتم تو شده

شما هوای دل خسته ی مرا داری

به خواب دیده ام آقا که مرقدی زیبا

شبیه صحن و سرای امام رضا داری

کبوتر دل من پرکشیده چون زائر

به قصد مرقد خاکی حضرت باقر



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1396/06/5

امام باقر(ع)-شهادت


آه یادم نمی رود هرگز

غم جانسوز غارت خلخال

حمله ی نابرابر لشکر

به زنان و به خیمه و اطفال

 

صحنه اش بین صحن چشمانم

میدهد زجر هر شب و روزم

ذوالجناح آمد از دل میدان

با دو صد زخم بر سر و کوپال

 

چه بگویم از آن غروب غریب

در هیاهوی نیزه و شمشیر

تنی از روی شیب قربانگاه

غلت می خورد تا ته گودال

 

چه بگویم که تیزی خنجر

به روی حنجری فشار آورد

یک نفر بین قاتلانش شد

بر سر سر بریدنش جنجال

 

هم غرورم شکست هم قلبم

آن زمانی که دختری خسته

از روی ناقه بر زمین افتاد

دشت تاریک بود و رفت از حال



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1396/06/5

امام باقر(ع)-شهادت


کودکی باغی از ریاحین است

آسمانش ستاره آذین است

کودکی فصل خوب خاطره هاست

و پر از روزهای شیرین است

روزهایی شبیه یک رویا

مملو از خوابهای رنگین است

ولی انگار خاطرات شما

راوی زخم‌های دیرین است

توی تصویر چار سالگی ات

کودکی بغض کرده غمگین است

با سوالی که ذبح شش ماهه

راه و رسم کدام آیین است؟

یا سوالی شبیه اینکه چرا

عمه پیشانی‌اش پر از چین است

چه بگویم خودت که می‌دانی

روضه‌ی قتلگاه سنگین است

دستهایی که می‌رود بالا

دستهایی که رو به پایین است



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1396/06/5

امام باقر(ع)-شهادت


چهار ساله است و مثل کاروانیان مسافر است

چهارساله است و شاهد غمین ترین مناظر است

بنا به کربلا رسیدن است، کربلا رسیدنی است

بنا به داغ دیدن است ، دیده و شکسته خاطر است

امام زاده است و خود امام ، از نبی بر او سلام

مخاطب سلام ، او ، مبلّغ سلام ، جابر است

بناست وارث گدازه های منبر پدر شود

کنون که نسل عنترِ* بنی امیّه بر منابر است

لهوفها رساله می شوند و تیغها قلم از او

آهای وارثان جهل و ظلم ، این امام باقر است

نمیشود همیشه گریه را سرود و اشک را نوشت

اگرچه روضه خوان دردهای او همیشه شاعر است

چقدر نیزه دید و دشنه دید ، اتّفاق تشنه دید

چقدر کربلا که در مقابلش هنوز حاضر است

 

*نام دسته‌ای از میمون‌های آفریقایی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1396/06/5

امام باقر(ع)-شهادت


تو یکسره در چشم لشکر بودی و من نه

چون صاحب خلخال و زیور بودی و من نه

فهمیدم آن لحظه که نامحرم تو را می زد

از چند صورت مثل مادر بودی و من نه

ما هر دو از بازار شامی‌ها گذر کردیم

با این تفاوت که تو دختر بودی و من نه

در معرض چشم حرامی بوده‌ایم اما

آن لحظه تو محتاج معجر بودی و من نه

حاجت گرفتی در خرابه من دلم میسوخت

آنشب تو درآغوش یک سر بودی و من نه

اما دوتایی مثل گل از ساقه افتادیم

ما دست در دستان هم از ناقه افتادیم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1396/06/5

امام باقر(ع)-شهادت


ای خیمۀ عشق از تو بر پا مانده

ای از تو دهان علم هم وا مانده

از آتش اشكهایتان معلوم است

در كرب و بلا كودكی ات جا مانده

 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1396/06/5

امام باقر(ع)-شهادت


ای پنجمین امام که معصوم هفتمی

از ما تو را ز دور «سلامٌ علیکمی»

بر درد جهل خلق، ز عالم طبیب‌تر

نامت غریب و قبر، ز نامت غریب‌تر

وقف علوم و دانش و دین کرده، همّ خویش

باشی کنار ابن و اب و اُمّ و عَمّ خویش

آب و گل و سجیّت تو، جز کرم نداشت

دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت

گلدسته‌ای نداشت حرم، مرقدی نبود

صحن و سرا نیافتم و گنبدی نبود

این خاک عشق باشد و بر باد کی رود؟

غم‌های عهد کودکی از یاد کی رود

آتش به خرمن جگر از آه، با تو بود

یک عمر، خاطرات تو همراه با تو بود

از صبح تا غروب کشیدی ز سینه آه

اما چه خوب شد که نرفتی به قتلگاه

تو دیده‌ای چه‌ها به اسارت به عمه شد

در شهر شوم شام، جسارت به عمه شد

تو طفل روی ناقه‌ی عریان نشسته‌ای

بر روی رحل ناقه، چو قرآن نشسته‌ای

تو طعم تازیانه و سیلی چشیده‌ای

بر روی خار، همره طفلان دویده‌ای

دیدی تو خیمه‌های به آتش کشیده را

داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/18

امام باقر(ع)-شهادت


منم که عالم هستی گدای کوی من است

منم که کعبه دمادم به طوف روی من است

منم که کوثر و زمزم نمی ز جوی من است

منم که باغ جنان مست عطر و بوی من است

منم که زاده ی پورِ حسینِ زهرایم

منم که بر همه ی عالمین مولایم

منی که کل وجودم پر از خدا شده است

به کودکی دل من با غم آشنا شده است

دلم پر از غم جانسوز کربلا شده است

به پیش دیده من سر به نیزه ها شده است

چگونه شرح دهم من غمی که بر ما رفت

فقط همین ، سر اصغر میان سرها رفت

چگونه شرح دهم حال زار قافله را

چگونه شرح دهم های و هوی و هلهله را

چگونه شرح دهم خنده های حرمله را

چگونه شرح دهم رد پای سلسله را

چگونه شرح دهم روی نیزه قرآن را

چگونه شرح دهم خیزران و دندان را

منم که نو گل پرپر به چشم خود دیدم

منم که حنجر و خنجر به چشم خود دیدم

منم که پیکر بی سر به چشم خود دیدم

منم که غارت معجر به چشم خود دیدم

چه گویم از غم خلخال و جامه ی پاره

چه گویم از غم جانسوز طفل آواره

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/18

امام باقر(ع)-شهادت


نینوا را سوزاند

ناله ام عاقبت این بیتِ عزا را سوزاند

به عبا پیچیدم

می کشم آه، همین آه عبا را سوزاند

باز هم سوخت لبم

کفِ آبی، عطشم کرببلا را سوزاند

کربلا گفتم باز

جگرم را نفسم را، سر و پا را سوزاند

شد غروب و گودال

دیدم آتش همه جا را، همه جا را سوزاند

خیمه ای اُفتاد و

بدنِ غرقِ به خونِ شهدا را سوزاند

مشعلی روشن شد

دامنِ دخترکی غرقِ دعا را سوزاند

شعله تا بالا رفت

گیسوانِ زِ سرِ نیزه رها را سوزاند

وای از نامحرم

حرمله باز دلِ عمه ی ما را سوزاند...



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1395/06/18

امام زمان(عج)مناجات-امام باقر(ع) شهادت -فاجعه منا


شبی میان همین روضه ها قبولم کن

به حرمت غم آل عبا قبولم کن

درون سینه ی من حبّ مرتضی جاریست

به حق فاطمه و مرتضی قبولم کن

برای اینکه به وصل تو دلربا برسم

گذاشتم همه را زیر پا، قبولم کن

ز لطف بی حدت آقا که کم نمی آید

بیا کرم کن و این دفعه را قبولم کن

گناه کرده ام آقا، ببخش، شرمنده

قبول، من بدم امّا شما قبولم کن

سلام منتقم کشته های دشت منا

به غربت شهدای منا، قبولم کن

به حق آن شهدایی که تشنه جان دادند

شبیه تشنه لب کربلا، قبولم کن

**

به ناله های جگر سوز حضرت باقر

به روضه خوان غم نینوا قبولم کن

به لحظه های پر از ماجرای کوفه و شام

به رأس رفته روی نیزه ها قبولم کن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، اشعار حج، محکومیت هتک حرمت مقدسات، 
پنجشنبه 1395/06/18

امام باقر(ع)-شهادت


در دو روز زندگی غربت فراوان دیده ام

بارها از پیکر خود، رفتن جان دیده ام

از غروب روز عاشورای سال شصت و یک

بر دل زهرایی ام زخمی نمایان دیده ام

حج نیمه کاره ام کامل شد و در کربلا

عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام

در منا آب گوارا دست زائر ها دهید

حاجی ام را در ته گودال عطشان دیده ام

زین اسبم را چرا آلوده بر سم می کنند؟!

من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام

شرمساری غیور خیمه را حس کرده ام

بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام

خنده های حرمله خیلی غرورم را شکست

مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام

کعب نی از شمر و ابن سعد ملعون خورده ام

یک حرم را بین آتش مات و حیران دیده ام

آن قدر در بین صحرا بر زمین افتاده ام

آن قدر در پای خود خار مغیلان دیده ام

چشم من بر آیه ی شق القمر افتاده است

آیه خواندن بر درخت از شمس تابان دیده ام

خاطرات تلخ شام از خاطرم هرگز نرفت

خیزران را بر لب قاری قرآن دیده ام

یک شب راحت نخوابیدم از آن روزی که من

عمه ام را بین نامحرم پریشان دیده ام

با همین چشم ورم کرده خودم جان کندنِ

عمۀ هم بازی ام را کنج ویران دیده ام

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-شهادت


پا به پای پدر سفر کردم

در میان خرابه سر کردم

پدرم بینِ ریسمان بود و

با رقیه پدر پدر کردم

عمه ام تا به رویِ خاک افتاد

دیده ام را ز اشک، تر کردم

از همان روزِ تلخ، تا امروز

گریه هر روز تا سحر کردم

دست در دست عمه ام آن روز

از دلِ نیزه ها گذر کردم

سُمِ مرکب بوی گلاب گرفت

از تنی که به آن نظر کردم

تا سه ساله میان راه افتاد

پدرم را خودم خبر کردم

آنقدَر داغ دارم از آن دم

که از این زهر، خون، جگر کردم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


هر جا کلاس درس شما برگزار شد

با شور و شوق روح الامین رهسپار شد

هر حرف غیر حرف شما فانی است، شکر

حرف شماست بین کتب ماندگار شد

یا باقرالعلوم، فقط با کلام توست

افکار پوچ مرجئه* بی اعتبار شد

ای قیمتی ترین گهر دین بگو چرا

سهمت مزار خاکی از این روزگار شد؟

آن زین زهر خورده چه ها کرده با شما

آثار مرگ در بدنت آشکار شد

آقا شنیده ایم که ازدست زهر زود

جسمت ورم کرده دلت داغدار شد

جسمت ورم که کرد دلت رفت کربلا

آن خاطرات له شده رویت هوار شد

بر تن سری نبود ولی جدتان حسین

ده اسب تازه نعل به سمتش قطار شد

از دستباف فاطمه بر پیکر حسین

پودی نماند و پیرهنش تار تار شد

تقصیر شمر بود که سر روی نیزه رفت

زینب به روی ناقه ی عریان سوار شد

 

*از فرق انحرافی زمان امام باقر(ع)

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-شهادت


از شام تا هشام فقط ناامید شد

پیش رقیه آخر سر روسپید شد

از سَم گذشته بود، دلیل شهادتش

این بود که مصائب زینب شدید شد

جا داشت بود عمهْ رقیه کنار او

این درد هم به علت زهرش مزید شد

روضه شنیدنی ست ولی پشت خیمه او

دیده که گوشواره کجا ناپدید شد

پا می کشید و حجره چو گودال سرخ گشت

ازبسکه محو روضه ی «او می کشید» شد

پس می بُرید از بدنش درخیال خود

تا اینکه ظهر نوبت«او می بُرید» شد

او می بُرید و»قصه به جایی رسید که

سوم امام کرب وبلا هم شهید شد



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


من از تبار باقرم مردم بدانید

دل بیقرار باقرم مردم بدانید

مست و خمار باقرم مردم بدانید

امروز یار باقرم مردم بدانید

فردا كنار باقرم مردم بدانید

دست از غم او تا قیامت برندارم

ای كهكشانها آسمانها در مدارت

عرش خدا عزّ و جلّ بیقرارت

ختم رسل كرده سلامش را نثارت

بیچاره تر از من نداری در كنارت

دارم درون سینه ام شوق زیارت

كی می شود سر بر مزار تو گذارم

ای ابتدای روضه ها از خانۀ تو

ای هیأت عشاق در كاشانۀ تو

قلب تمام قدسیان دیوانۀ تو

بار تمام صحنه ها بر شانۀ تو

شد خانۀ آباد من ویرانۀ تو

من حاجتی جز مردن از عشقت ندارم

شكر خدا امشب پریشان تو هستم

مانند زهرا دیده گریان تو هستم

بیچارۀ آن قبر ویران تو هستم

تقدیر بوده اینكه حیران تو هستم

من مردۀ بوی گریبان تو هستم

پس كی غم تو می كشد بر روی دارم

امشب تفأل می زنم بر چشمهایت

مثل مزارت مانده خلوت روضه هایت

عیبی ندارد روضه می گیرم برایت

جانی كه دارم جان من آقا فدایت

آتش زده زهر جفا بر دست و پایت

ای كاش پای غصه هایت جان سپارم

ای سوز آه سینۀ تو آسمان سوز

بر ما عطا فرما كمی ای مهربان سوز

قبر خرابت روضه ای داغ و نهان سوز

ای خاطرت آزرده از یك ظهر جانسوز

بر چشمهایت چند عكس خانمانسوز

امشب بیاد خاطراتت لاله زارم

قوم پیمبر را همه گمراه دیدی

آنچه ندیده هیچ چشمی، آه دیدی

در بین آتش ذكر یا الله دیدی

چندین ستاره در مدار ماه دیدی

یك یوسف بی سر میان چاه دیدی

می گفتی از این غم هماره بیقرارم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1395/06/17

امام باقر(ع)-شهادت


عمامه بر میدارم از سر ، حرف دارم

هر جا بیاید نام مادر حرف دارم

هر چه می آید بر سر ما از سقیفه ست

از غربت بسیار حیدر حرف دارم

از سیلی و دیوار و میخ در بماند

این بار از یک داغ دیگر حرف دارم

مسمومیت آخر گریبانگیر من شد

از نیش زهر و زخم بستر حرف دارم

همراه دارم در لحد عمامه ام را

با یادگاری پیمبر حرف دارم

دیگر خلاصه میکنم درد و دلم را

از کربلا با قلب مضطر حرف دارم

جا ماندم از جان بر کفان لشگر عشق

از قاسم و از عون و جعفر حرف دارم

هم بر جوان اربا اربا گریه کردم

هم از عبا و نعش اکبر حرف دارم

گهواره جنبان میان خیمه بودم

از بی قراری های اصغر حرف دارم

سرنیزه ها را دیده ام در کشمکش ها

از چکمه و پهلو مکرر حرف دارم

ای کشتگان اشک اگر طاقت بیارید

از خنجر و گودی حنجر حرف دارم

گودال از خون خدا یکباره پر شد

از ضربه ی سنگین آخر حرف دارم

با چشم خود دیدم چهل تا نعل تازه

از جای سُم بر روی پیکر حرف دارم

با آستین پاره عمه روسری ساخت

ای مردم از قحطی معجر حرف دارم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
یکشنبه 1394/06/29

امام باقر(ع)-شهادت


خاطراتی درون ذهنت هست

از همان روزهای کودکیت

خاطراتی عجیب حک شده است

در همه جای جای کودکیت

 

حرف های نگفته ای داری

بغض ها در گلوت پنهانند

اشک هایت همیشه پنهانی است

مردم از درد تو چه میدانند...

 

مردم شهر تو نمیدانند

که اسیری و شام یعنی چه

مردم شهر تو نمیدانند

سنگ از پشت بام یعنی چه...

 

مینشینیم پای درد دلت

درد دل های تو شنیدنی است

با خودت درد و داغ آوردی

مزه ی روضه ات چشیدنی است

 

تو خودت شاهد قضایایی

راوی درد های عاشورا

در همین کودکی چه پیر شدی

یادگار عزای عاشورا

 

تو خودت توی کربلا دیدی

خیمه هایی که شعله ور شده بود

وقت رفتن غروب عاشورا

پدرت دست بر کمر شده بود

 

خطبه یا روضه هیچ فرقی نیست

قسمت این بود بی نشان باشی

خطبه ها را که عمه ات خوانده

بهتر این است روضه خوان باشی

 

گریه کارت شده نمیدانم

که تو آن روزها چه ها دیدی

شاید آقا دلیلش این بوده

که سری از بدن جدا دیدی

 

شیعه مدیون خطبه خواندن توست

حرف های تو جاودان شده است

گفته هایت چه عبرت آموزند

مرهم زخم بی کسان شده است

 

من دلم جایی دیگری گیر است

گریه شد کار روز و شب هایم

فکر بابا بزرگ پیر توام

این شده ورد روی لب هایم....

 

چه بلایی سر تو آوردند

بدن تو چرا بدون سر است

من که باور نمیکنم اما

قول شیخ مفید معتبر است



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1394/06/28

امام باقر(ع)-شهادت


روز محشر که هیچکس جز حق

بر دل و دین گواه و ناظر نیست

مدّعی ام که مذهبم غیر از

قالَ صادق و قالَ باقر نیست

 

آنکه ترسیم «أَمرُکُم رُشد» و

سخنانش «کلامُکُم نور» است

وای بر من که بستری شده و

درشبستان درد رنجور است

 

هر چه این زهر در تن آقا

جای خود را به زور وا می کرد

در حسینیّه ی دلش مولا

عمّه را بیشتر صدا می کرد

 

« چه کشیدی تو عمه ی سادات

از غم تشت های خون آلود

روی تشتی زِ مجتبات جگر

روی تشتی سر حسینت بود»

 

دم آخر امام پنجم ما

تا که از فرط ضعف شد بیحال

عطش، آتش نشاند بر جگرش

دل او رفت تا ته گودال

 

ته گودال جدّ مظلومش

با لب تشنه دست و پا می زد

پسر فاطمه میان دو نهر

جگرش آب را صدا می زد

 

روضه برگشت مثل آن لحظه

که تنش روی خاک ها برگشت

یکنفر گفت از چه رو آقا

با عبا رفت، بی عبا برگشت؟

 

عمه می گفت پای نعش علی

مثل اینکه حسین محتضر است

به گمانم تن علی اکبر

به عبایش نیازمندتر است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

الدُّرُّ الفاخر الملقَّب باالباقر(ع)


امام صادق علیه السلام از قول جابر بن عبدالله انصاری نقل می فرمایند:

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌ الله علیه و آله یَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلًا مِنِّی اسْمُهُ

اسْمِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی یَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً

 رسول خدا صلی‌ الله علیه و آله

به من مى‏ فرمود: تو مردى از خاندان مرا درك مى ‏كنى، كه نامش نام

من و شمائل او شمائل من است، مى ‏شكافد دانش را شكافتنى.

الكافى، ج‏1، ص470

ضمن عرض تبریک به مناسبت ولادت امام باقر(ع) برای دیدن اشعار ولادت اینجا را کلیک کنید.



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1393/07/10

امام باقر(ع)-شهادت


کسی که بود شکافندۀ تمام علوم

هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم

سر تو باد سلامت ایا رسول الله

وصِّی پنجم تو کشته شد ولی مظلوم

گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند

گهی به خانه اش از کینه خصم برد هجوم

بسان مادر و آباء رنج دیدۀ خویش

همیشه بود زحقّ و حقوق خود محروم

به غربت علی و خاندان اوسوگند

امام ما زجهان رفت با دلی مغموم

هماره قصّۀ مظلومی اش بخاک بقیع

بود زغربت قبرش برای ما معلوم

زدردهای نهانی که بود در دل او

کسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم

حیات او همه با درد و رنج و غصّه گذشت

که بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم

نه طاقت است زبان را به وصف غم هایش

نه قدرت است قلم را مه تا کند مرقوم

بگو به امّت اسلام، این سخن (میثم)

به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/07/9

امام باقر(ع)-شهادت


شیعه كند مرا صدا كه حجت خدا منم

آنكه شده به كودكى شاهد كربلا منم

ز بعد مرتضى على پس از حسین و مجتبى

از پس زین العابدین ولىّ كربلا منم

وارث علم و دین همه كنز خفىّ فاطمه

شاهد كوى علقمه وصىّ مصطفى منم

آنكه ز بین خاك و خون با غم و غربتى فزون

سر بریده دیده است به روى نیزه‏ها منم

همدم شیر خواره‏ام محرم گاهواره‏ام

همسفر رقیه‏ام محرم بچه‏ها منم

همره كاروانیان اسیر دست دشمنان

به زیر تازیانه‏ها به شام و نینوا منم

آنكه به روضه بانى است عاشق روضه خوانى است

چه در بقیع چه كربلا چه بین خانه‏ها منم

قسم به این حقیقتم بخاطر مصیبتم

آنكه بود به دست او برات كربلا منم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/07/9

امام باقر(ع)-شهادت

 ( زبان حال امام سجاد(ع) با فرزندش امام باقر(ع) در روز عاشورا )


خوب دقت کن تماشا کن ، این غروب ارغوانی را

خوب در خاطر نگه دار این رستخیز ناگهانی را

بیش از اینها صبر کن آری تا که در یادت نگه داری

شرح درد خطبه هایی که بعدها باید بخوانی را:

غنچه های زخمِ پروانه... بالهای کنده از شانه ...

رد شلاق خزان روی لاله های قد کمانی را...

این شقایق زار ، طفل من ! دفتر نقاشی عشق است

با خودت تکرار کن نام این زمین آسمانی را

کودکم مشق شبت این است با سرانگشتان زخمت بر

دفتر افلاک بنویسی درد دل های نهانی را

بعد فردا مرد خواهی شد مردی از جنس همین پاییز

تا بفهمانی به یک تاریخ فصل های جاودانی را

بعدها وقتی که انسان از نسل آزادی سوالی کرد

در جوابش شرح خواهی داد مو به مو نام و نشانی را

نام ها را نقش خواهی زد یک به یک بر صفحه ی ایام

خط به خط تصویر خواهی کرد رنج های دودمانی را

نقش هایت آنچنان پر رنگ ، رنگ هایت آنچنان خونین

محو خواهد کرد از تاریخ ،  کلک تو اعجاز "مانی" را

گوش کن فریاد زینب را گوش کن در خاطرت بسپار

تا بیاموزی به شاعر ها راه و رسم نوحه خوانی را

تا بیاموزی که عاشورا گریه نه فریاد حق خواهی ست

پس بمان اینجا و راوی شو زینب؛ این زهرای ثانی را

. . .

آه از روزی که اندوهش کودکان را پیر کرده آه! *

پس بگو از خود ...روایت کن طفل پیرِ بی جوانی را...

 

*یوما یجعلُ الولدانَ شیبا - روزی که از سختی اش کودکان پیر می شوند...( سوره مزمل آیه 17)



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/07/9

امام باقر(ع)-شهادت


بار بلا به شانه کشیدم به کودکی

از صبح تابه عصر چه دیدم به کودکی

ازخیمه گاه تا ته گودال قتلگاه

دنبال عمه هام دویدم به کودکی

آن شب که درمقابل من عمه را زدند

فریاد الفرار شنیدم به کودکی

عمه اگرچه درهمه جا شد سپر ولی

من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

آن شب که در خرابه سر آمد میان مان

چون عمه ام رقیه خمیدم به کودکی

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد

بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

یک سرخ مو ز قافله ما کنیز خواست

این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

در مجلس شراب که شخصیتم شکست

من آستین صبر جویدم به کودکی 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
چهارشنبه 1393/07/9

امام باقر(ع)-شهادت


آمدم در پناه چشمانت

زائر هفت آسمان باشم

باقر علمِ آل پیغمبر

آمدم در کلاستان باشم

 

تو الفبای شیعه بودن را

صرف کردی و یادمان دادی

و به دنیای تیره از تردید

یک بغل عشق ارمغان دادی

 

با کلامی صمیمی و محکم

فقه تاریخ را بنا کردی

با زلال حدیث و تفسیرت

باورم را پر از خدا کردی

 

ای که در شهر مادری،عمری

غربت از حرفهات پیدا بود

وقت دلواپسی توسل تو

یا الهی...به حق زهرا بود

 

دیده ای با نگاه خون آلود

که غریبی ز صدر زین افتاد

و در آغوش خاکی گودال

ناگهان عرش بر زمین افتاد

 

گر چه از زهر خون جگر گشتی

تا سه روزی که ناله میکردی

بی گمان لحظه های آخر را

یاد طفل سه ساله میکردی 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 

امام باقر(ع)-شهادت


نگاه کودکی ات دیده بود قافله را

تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می خواهم

دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم

خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت،

ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی است این که دستانت

گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر

گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر

به روی خویش نیاورده اید آبله را

دلیل قافله می برد پا به پای خودش

نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می آری

تمام زخم زبان های شهر هلهله را

مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر

بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت

که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
سه شنبه 1393/07/8

امام باقر(ع)-شهادت


دلی شکسته و چشمی ز گریه، تر دارم

گشوده ام پر اگر نیت سفر دارم

اگرچه ماه محرم خزان شدم اما

همیشه چند دهه روضه در صفر دارم

همه ز مرگ پدر ارث می برند ومن

بساط گریه ام ارثی ست کز پدر دارم

هشام! زخم دلم که برای حالا نیست

من از غروب دهم زخم بر جگر دارم

زمانه دست ز قلب شکسته ام بردار

من از بریدن رأسش خودم خبر دارم

به یاد ساقی لب تشنه امام شهید

میان قاب دلم عکسی از قمر دارم

اگرچه قصه من مال سال ها پیش است

همیشه یک سر بر نیزه در نظر دارم

غروب کرببلا زخمهای سختی داشت

ولی ز شام بلا زخم بیشتر دارم!

از اینکه بودم و اصغر ز نیزه می افتاد

غرور له شده و آه شعله ور دارم

دلم گرفته از اینکه نشد درآن ایام

ز روی دست رقیه طناب بردارم



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
سه شنبه 1393/07/8

امام باقر(ع)-شهادت


من بر فلک امامم من بر ملک شهودم

ذکر عَلَی الدَّوامم من معنی سجودم

هم شاهد قیامم   هم شاهد قعودم

هم مظهر وجودم  هم مُظهر وجودم

نور شهود و غیبم   آئینۀ قلوبم

من باقر العلومم  من کاشف الکروبم

من حجت خدایم تفسیر هل اتایم

دلبند مرتضایم  فرزند مصطفایم

نور دل حسینم  سجاد را عطایم

من یادگار درد و غم های کربلایم

تاریخ کربلا را باید ز من بجویید

گاهی میان روضه از قول من بگویید

من چار ساله بودم  دیدم غم و بلا را

می دیدم از مدینه تا شام ابتلا را

کس همچو من ندیده مظلوم مبتلا را

تصویر زنده دیدم اوضاع کربلا را

من دیده ام خدا را پامال سمّ مرکب

رأس ز تن جدا را در پیش چشم زینب

دیدم به روی نیزه هجده سر بریده

در قتلگاه دیدم یک حنجر دریده

خورشید کاروان را دیدم به اشک دیده

دیدم که از جسارت رنگ عمو پریده

بر ناقه های عریان بریان دل زنان بود

چشمان غیرت ما گریان بانوان بود

من دیده ام هجوم دشمن به دختران را

از خیمه ها فرار اطفال و مادران را

با بوته ها هم آغوش ، جان داده خواهران را

بر نیزه های خونین رأس برادران را

با نیزه آشنایم با تازیانه همدم

با کعب نِی انیسم با آه و ناله مَحرم

من در تمام این راه در سوز و آه بودم

با اشک و آه حسرت غرق نگاه بودم

همراه عمه زینب در قتلگاه بودم

در حلقه های آتش در خیمه گاه بودم

ماتم کشیده ام من ، سیلی چشیده ام من

تهمت شنیده ام من ، بس داغ دیده ام من

منزل به منزل از غم مُردم در این اسارت

از بس به عمه هایم شد از جفا جسارت

روحیۀ لطیفم خورد از ستم خسارت

گاهی لباس و گاهی رفت آبرو به غارت

دشمن به بی حیایی بر عمه، در حضورم

با تهمت کنیزی زد لطمه بر غرورم

خواهد پیام ما را هر کس دهد به عالم

یاد غم و بلا را باید کند دمادم

حتی کند منا را ماتم سرای این غم

جویید کربلا را در خیمۀ محرّم

یاری کنید ما را با روضه های غربت

گاهی کنار پرچم گاهی کنار تربت

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 4 )    1   2   3   4   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء