امام باقر(ع)-شهادت


منم که دل به غم و درد آشنا دارم

به دیده جام می ناب نینوا دارم

به سینه وسعت صحرای کربلا دارم

همیشه در همه جا روضه ی منا دارم

منم که بانی این روضه های پر شورم

تمام عمر، سروری نکرد مسرورم

کسی که باطن هر روضه را خبر دارد

کسی که گلشنی از لاله بر جگر دارد

کسی که خاطره ی وادی خطر دارد

ز روز واقعه هفتاد و دو اثر دارد

منم که سجده ی سجّاد دیده در شعله

حرارت غم جانان چشیده در شعله

منم که داغ یتیمان مجتبی دیدم

شهادت همه ی آل مصطفی دیدم

به زیر سمّ ستور آیت خدا دیدم

به کوفه هیبت فریاد مرتضی دیدم

به صحنه، شاهد اجساد عاریات منم

بلا کشیده ی نسوات بارزات منم

کسی که دید امام زمان در آتش بود

کسی که عمّه ی او باعث نجاتش بود

کسی که تشنه و صد چشمه ی فراتش بود

کسی که کرب و بلا قلّه ی حیاتش بود

به چار ساله غمم برتر از چهل ساله

که دیده؟ گریه ی پنجاه ساله بی ناله

منم که هجمه ی سیلی به کاروان دیدم

هجوم کعب نی و زخم کودکان دیدم

به نیزه معجر خاکی بانوان دیدم

ز خاتمی که به دستان ساربان دیدم

جواهرات زنان بود و دست نامحرم

فرار کودک و فریاد پست نامحرم


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/20 | 05:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


من امشب شربتى نوشم که شویَد زَهرِ اعدا را

مهیا مى‏شوم اى زهر مهمانى زهرا را

من امشب جامه‏اى پوشم که از تن بر کَنم جانم

لباس وصل مى‏بایست دیدار گوارا را

روانه سوى جانان باش اى جان ستمدیده

نشد دنیا اگر یارت، بشارت باد عقبى را

هشامم زهر داد اما مشامم بوى یار آورد

شهادت نوش جانم ساخت این جام طهورا را

جنان از پشت دیوار جهان مى‏خواندم یثرب

دگر چشمم نخواهد دید دیوارى غم افزا را

منى که در مناى کربلا قربانیان دیدم

وصیّت مى‏کنم اندر منا بر ندبه مِنا را

در آن هنگامه که حکم فرار از خیمه صادر شد

به چشم خویشتن دیدم به حصر شعله، بابا را

ز سهم هر یتیمى گوشوار و گوش، غارت رفت

ز پاى دختران و بانوان خلخال، یغما را!

چو دیدم طفلکى آتش به دامان مى‏دود هر سو

نشد از معرکه بیرون کشم آن طفل تنها را

ز بعد آن همه ماتم چو هنگام اسیرى شد

میان قتلگه بردند جمع خستۀ ما را

قضاوت با شما زندان، خرابه، جاى آل اللَّه!

چها بگذشت بین شام و کوفه آل طاها را

اگر چه کودکى بودم در آن غوغاى غم، اما

تمام عمر پیش دیده دارم روز غوغا را

بخوان اى روضه خوان از غصه‏هاى عمه‏ام زینب

که داغش تازه سازد تا قیامت داغ زهرا را




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/20 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


تو که بر چشم خلق جا داری

نوری و جلوه ی خدا داری

نور چشمان حضرت سجاد

ریشه در باغ هل اتی داری

ثمر نخل احمدی که نسب

ز حسین و ز مجتبی داری

پسر سیّد البُکاء هستی

سرگذشتی پر از بلا داری

یادگاری ز لاله های عطش

بر دلت داغ کربلا داری

تو غروب سپیده را دیدی

عمّه ی قد خمیده را دیدی

همه جا گرد غصه پاشیدند

با سر تیغ و نیزه گل چیدند

دست های سیاه بر سر تو

سنگ های کبود باریدند

چشم هایی که گریه می کردند

سیلی و تازیانه می دیدند

مردم کوچه ی یهودی ها

دور سرها مدام رقصیدند

بی ابالفضل، کودکان یتیم

روی خشت خرابه خوابیدند

این همه غم که بر سرت آمد

کودکیِ تو را رقم می زد




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/20 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


كسی كه بود شكافنده‌ی تمام علوم

هزار حیف كه از زهر كینه شد مسموم

سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله

وصّی پنجم تو كشته شد، ولی مظلوم

گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند

گهی به خانه‌اش از كینه خصم برد هجوم

بسان مادر و آباء رنج دیده‌ی خویش

همیشه بود ز حقّ و حقوق خود محروم

به غربت علی و خاندان او سوگند

امام ما ز جهان رفت با دلی مغموم

هماره قصۀ مظلومی‌اش به خاك بقیع

بُود ز غربت قبرش برای ما معلوم

ز دردهای نهانی كه بود در دل او

كسی نداشت خبر غیر خالق قیّوم

حیات او همه با درد و رنج و غصه گذشت

كه بود ظلم به اولاد مصطفی مرسوم

نه طاقت است زبان را به وصف غم‌هایش

نه قدرت است قلم را كه تا كند مرقوم

بگو به امت اسلام، این سخن «میثم«

به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/20 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای شیعۀ ثانی عشر حضرت باقر

دین زنده شده از هنر حضرت باقر

بخشید به اسلام مبین گرمی و رونق

گنجینۀ غرقِ گهرِ حضرت باقر

تا روز قیامت همه چون آینه ماتند

از دانش و علم و هنر حضرت باقر

زینت ده توحید پرستان جهان است

گلزار گل و بارور حضرت باقر

قدسی نفسان حرم قدس ندیدند

جز نور خدا در نظر حضرت باقر

مرغان دعا تا حرم دوست رسیدند

درسجدۀ شام وسحر حضرت باقر

جابر چه صمیمانه ز درگاه پیمبر

آورده سلامی به بر حضرت باقر

از فتنه بپرهیز که این بارگران است

باری که کند خم کمر حضرت باقر

عمری ز غم کرب و بلا خون جگر خورد

قربان دل و چشم تر حضرت باقر

پیوسته غم فاطمه و غربت حیدر

آتش زده بر بال و پر حضرت باقر

زهر ستم و کینۀ بیداد چه کرده است

با جان و دل و با جگر حضرت باقر

افسوس که  در سوک نشسته است مدینه

زین داغ گران با پسر حضرت باقر

دادند مرا کوثر توفیق «وفائی»

تا آن که شوم نوحه گر حضرت باقر




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/20 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


باز روزی ما غم است آقا

اشک با دیده محرم است آقا

فرصت گریه با امام زمان

باز امشب فراهم است آقا

پای آن غصه ها که خوردی تو

من اگر جان دهم کم است آقا

تو عزادار کربلا هستی

تا که این عالم، عالم است آقا

آری آری شب عزای شما

پیشواز محرم است آقا

تا قیامت به پیش چشمانت

رأس بر نی مجسم است آقا

چشم تو یاد کربلا دریاست

همۀ روزهایت عاشوراست

می روی یاد کودکی از حال

پیر کرده تو را غم گودال

یاد آن خاطرات بارانی

شده کرببلا منا، ده سال

با غرورت چه کرده مرد صبور ؟

غارت گوشواره و خلخال

داشت در بین خیمه ها می سوخت

پدرت از خجالت اطفال

با تو گفته چه قدر اسرار از

دفن آن پیکری که شد پامال

وای از این اتفاق، هم بازیت

پیش چشمان تو شده بی بال

کربلا، کوفه، شام در دل توست

روضه های رقیه قاتل توست




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/07/20 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


ای عمر پر درد و بلا بار سفر بند

امروز با زهر جفا بار سفر بند

ای عمر از دامان صبرم دست بردار

ای زهر در این سینه هرچه هست بردار

من با عطش پیشینه ای دیرینه دارم

از تشنگی هفتاد و دو آئینه دارم

من حضرت خون خدا را نور عینم

من پور آن لب تشنه ام سبط الحسینم

من پنجمین دردانۀ پیغمبر استم

نجل حسن نسل شریف کوثر استم

من میوۀ باغ امیر المومنینم

من غنچۀ دامان زین العابدینم

من زینت دوش ابالفضل رشیدم

عمری به روی آب تصویرش کشیدم

من وارث رخسار سیلی خورده هستم

چون غنچه در نشکفتگی پژمرده هستم

از کودکی آمادۀ پرواز بودم

جد غریب خویش را همراز بودم

من از مدینه تا مدینه داغ دیدم

یعنی که عمری را به سینه داغ دیدم

عمری است عاشوراست حال بی قرارم

شام غریبان است عمر سوگوارم

من همنفس بودم تمام عمه ها را

در شعله ها دیدم تمام خیمه ها را

از کربلا تا شام با من رازها هست

با هر بلا این سینۀ من آشنا هست

من نذرها کردم برای عمه زینب

تا که شود جانم فدای عمه زینب


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1392/07/19 | 04:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای به سینه ات پنهان گنج های قرآنی

علم را شکافنده با کلام نورانی

مظهر جمال حق در لباس انسانی

صد چو بو علی پیشت کودک دبستانی

هم سپهر را محور هم وجود را بانی

کنیه ات ابا جعفر خود محمّد ثانی

آسمان دانش را آفتاب تابنده

مشعل حقایق را منطقت

خصم را پذیرفته با لب پر از خنده

دوست خرّم و خندان دشمن از تو شرمنده

خلق را خداوندی ای خدای را بنده

نیست بنده ای چون تو با جلال ربّانی

ای هزار کوه طور غرق در یم نورت

صد چو موسی عمران نقش وادی طورت

هم ملک به فرمانت هم فلک به دستورت

خازن است مسکینت مالک است مأمورت

ای دعای عاشورا از کلام پر شورت

داده نور بر دل ها زین دعای نورانی

قدسیان به قصد قرب می برند نامت را

عرشیان به شوق و شور سر کشند جامت را

خسروان غلامانند سیّدی غلامت را

وصف کرده در قرآن کبریا مقامت را

جابر از سوی احمد آورد سلامت را

چشم او شده روشن از عنایتت آنی

تو سپهر انورای تو یم تجلاّیی

برد و فاطمه فرزند با جمال یکتایی

روح پاک سه روحی دُرّ چار دریایی

پنجمین ولی الله باب هفت مولایی

بلکه شش جهت را نیز ماه عالم آرایی

هشت خلد را صاحب نُه سپهر را بانی

ای مدینه ی دلها تا ابد بقیع تو

ابر کلّ رحمت ها بخشش سریع تو

چرخ پیر با عمرش کودک رضیع تو

آسمان مطیعش باد هر که شد مطیع تو

عرش کبریا ز آغاز خانۀ رفیع تو

بلکه عرشیان را بر خاک تو است پیشانی


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1392/07/19 | 04:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-ولادت و مصائب


وقت عشق است چشم تر بدهید

شمع ها مژده ی سحر بدهید

كار دل گیر یك نگاه شماست

بر مناجات من اثر بدهید

از شلوغی شهر بیزارم

كوچه ها فرصت گذر بدهید

دوست دارم به اوجتان بپرم

بی قرارم كه بال و پر بدهید

می نشینم كنار در بی تاب

تا به پاهای من خبر بدهید

راه باز و مسیر بی خطر است

توشه بردار موقع سفر است

سفری تا دیار دلبرها

تا زمین بهشت پرورها

سفری تا نهایت مستی

در طواف حریم ساغرها

آسمانی ترین شدیم این جا

پا به پای پر كبوترها

خانه ها را ببین همه از دم

شاخه ی یاس روی سر درها

این مدینه است شهر پاك و زلال

چشمه سار تمام كوثرها

این مدینه است مركزیت نور

تربت قبر چهار حجت نور 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1392/02/21 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


من امام تمام دنیایم

بر تمامی خلق مولایم

باقر علم احمد و علی ام

چون که من هم ز نسل زهرایم

روزها شمس و ماه هم هر شب

روی خود می نهند بر پایم

روی بال دعا و سجاده

آسمان غرق در تماشایم

من شکافندۀ علوم شدم

از دعاهای خیر بابایم

گوهر علم و آیه های حدیث

ریزد از درّ سرخ لب هایم

من امام طلوع امروزم

من شفیع غروب فردایم

دست بر دامنم اگر بزنید

از زمین تا بهشت پر بزنید


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


غروب قافله یادت نمی‌رفت

صدای هلهله یادت نمی‌رفت

گلو و قلب و چشمت ‌سوخت عمری

سه تیر حرمله یادت نمی‌رفت




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


از سوز تشنگی جگرم ناله می کند

نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند

یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین

بین دو نهر آب مرا واله می کند

آری منای من شده یک عمر خون دل

این غم مرا شبیه به آلاله می کند

امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا

در گلشن بقیع، مرا لاله می کند

من آشنای کعب نی و تازیانه ام

زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند

از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست

چشمم عجیب همدمی ژاله می کند

نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ

حالا چه سبز دور سرم هاله می کند

این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم

زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت

یا رب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم

از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت

من یادگار کرب و بلایم که روز و شب

با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت

می سوخت بین تب تن بابا به خیمه ها

صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت

هنگامه ی غروب که غارت شروع شد

هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت

یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت

چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت

معجر دگر به روی سر دختری نماند

دیدم که موی خواهرم آتش گرفت و سوخت

خنده دگر ندید کسی بر لب رباب

تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت

در کوفه تا كه رأس حسین شهید را

دیدم به نیزه، حنجرم آتش گرفت و سوخت

آتش به جان آل پیمبر شد آشنا...

از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت...




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


سلام ما به بقیع و بُقاع ویرانش

بر آن حریم که باشد ملک نگهبانش

سلام ما به بقیع، آن تجسّم غربت

گـواه بر سخنـم تربـت امـامـانش

بقیع کعبه ی قدس چهار معصوم است

چـهار نور خدا مـی دمد ز دامـانش

یکی است حضرت باقر از آن چهار امام

که داغ او زده آتش به قلب یارانش

شهید شد ز جفای هشام آن مولا

زِ زهرِ تعبیه در زین که آب شد جانش

غریب اوست که در موسم زیارت حج

مدینه و آنهمه زائر که هست مهمانش

شـب شهادت او یـک نفر نمـی ماند

که اشک غم بفشاند به قبر ویرانش

دری که سجده گه قدسیان بود خاکش

به زائرش ندهـد اذن بوسـه دربــانش




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای فروغ دانشت تا صبح محشر مستدام

وی تو را پیش از ولادت داده پیغمبر سلام

منشأ کل کمال و باقر کل علوم

هفتمین نور و ششم مولایی و پنجم امام

انس و جان آرند حاجت در حریمت روز و شب

آسمان گردیده بر دور مزارت صبح و شام

این عجب نبود که بخشی چشم جابر را شفا

زخم دل را می دهی با یک نگاهت التیام

ساکنان آسمان را لحظه لحظه، دم به دم

از بقیعت بوی عطر جنت آید بر مشام

در کمال و در جلال و علم و حلم و خلق و خو

پای تا سر، سر به سر آیینۀ خیر الانام

با تو حق گیرد تداوم از تو حق گیرد کمال

بی تو ایمان نادرست و بی تو قرآن ناتمام

کودکی بودی که از تیغ بیانت ناگهان

روز در چشم یزید بی حیا آمد چو شام

لال شد از پاسخ و زد بر دهن مهر سکوت

طشت رسوایی او افتاد از بالای بام

تو سرِ بالای نی دیدی به سن کودکی

گه به دشت کربلا گه کوفه گاهی شهر شام

خیمه های آل عصمت را که آتش می زدند

می دویدی در بیابان اشک ریز و تشنه کام


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


تو را غرق محن کردند اما..

 غریبت در وطن کردند اما...

 غریبانه تو جان دادی، ولیکن

 تو را غسل و کفن کردند اما...

×××

با تشکر از آقای سیدمجتبی شجاع برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 06:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


عــاقبت آه کشیــدم نفس آخـر را

نفس سوخته از خاطره ای پرپر را

روضه خوانی مرا گرم نمودی امشب

روضه ی آن همه گل، آن همه نیلوفر را

آخرین حلقه ی شب های محرّم هستم

شکر ای زهر ندیدم سحـری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است

باورم نیست تماشای تنی بی سر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود

دیــدن ســوختن چـارقــد دخــتر  را

غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک

غـارت پیرهــن و غـارت انگشتر را

ذوالجناحی که ز یالش به زمین خون می ریخت

نیـزه هایی که ربـودند ســر اکبر را

آه در گوشه ی ویرانه که دق مرگ شدیم

تا کـه همبـازی من زد نفس آخـر را

کمک عمّه شدم تا بدنش خاک کنیم

بیـن زنجیر نهـان کرد تنی لاغــر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم

سرخ دیدم بدنش... تکّه ای از معجر را

 ×××

برای دریافت صوت این شعر با صدای حاج محمود کریمی اینجا را کلیک کنید




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


یک طرف کاغذ و یک سو قلمش افتاده

قلمش نه دمِ تیغ دو دمش افتاده

آخرین لحظه همان لحظه ی تلخی ست که مرد

دیده از دست ابالفضل علمش افتاده

دیده که دست و سر و چشم عمو عباسش

تا دم علقمه در هر قدمش افتاده

نفسش را رمقی نیست و در خاطر مرد

زخم های تن آقا رقمش افتاده

بعدِ این قدر مصیبت که سرش آوردند

تازه تیغ آمده بر قدّ خمش افتاده

آخرین لحظه به یاد فقط این جمله ی "شمر"

که: "خودم می کِشم و می کُشمش" افتاده

دمش از بسکه حسینی ست چو پایین رفته

باز در پای دمش بازدمش افتاده

مثل بین الحرمین است مدینه اما

سر پا نیست... در این سو حرمش افتاده




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


باید گریست با همه ی ناله دارها

بر کربلا و قافله ی یادگارها

تنهاترین امام که مانده ز کربلا

رنجی کشیده از همه ی روزگارها

می گفت با هزار گِرِه از گلوی زخم

با هر بهانه ای سخن از بی قرارها

می گفت با کنایه که من دیده ام به چشم

آتش به خیمه ها و شروع فرارها

من دیده ام که راه، به اطفال بسته بود

سر بود و سنگ و سیلی سخت سوارها

دیدم به چشم خویش که دستان اجنبی

معجر کشید از سر عصمت مدارها

دیدم که رحم، در دل بی رحمشان نبود

مزدورهای در طمع گوشواره ها

دیدم شرارِ دامن آتش گرفته را

آن شب که شد ستاره هم آغوش خارها  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


زخمی زهری بود و بر غم مبتلا بود

 زهر جگر سوزی که بر دردش دوا بود

پنجاه سالِ عمر او با درد بگذشت

 پنجاه سال، او روضه دار کوچه ها بود

تب می نمود و یاد مادر گریه می کرد

 او خوب با سردرد و سیلی آشنا بود

لب تشنه بود و زهر آتش زد به جانش

 چون یادگاری حسین و مجتبی بود

عادت به «لایوم کیومک» داشت حرفش

 یعنی گریز حرف هایش کربلا بود

در خاطرش مانده شلوغی های گودال

 جد غریبش را که زیر دست و پا بود

جد غریبی که لباسش را ربودند

 غسل و کفن، زخم زیاد و بوریا بود

جد غریبی که سرش منزل به منزل

 گاهی به نیزه، گاه در طشت طلا بود

رنگ رخ او شد کبود و زرد؛ جان داد

 مانند دایی قاسمش از درد جان داد




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد

غروب سرخ محرم نمی رود از یاد

به گاهواره ی خالیِ اصغرم سوگند

رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد

فرات بود و عطش بود و کودکان حرم

خروش غیرت زمزم نمی رود از یاد

دمی که هستی زینب ز روی زین افتاد

همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد

به دشت دختر و زن ها برهنه پا و دوان

بدون یاور و مَحرم، نمی رود از یاد

اسیر بودن با خواهرانِ بی معجر...

هجوم سیلی محکم نمی رود از یاد

به شام بر سر ما سنگ می زدند از بام

بلای شهر جهنم نمی رود از یاد

به شهر شام، به بزم یزید، بین طشت

سر شکسته و درهم نمی رود از یاد




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


اى كه احمد مبتلاى روى توست
خرّمىِ باغ زهرا بوى توست
اى تمام اهل عالم سائلت
لعن و نفرینِ خدا بر قاتلت
اى كه علم از تو دو عالم یافتند
از چه رو قلب تو را بشكافتند
دور از رسم مودّت مانده‏اند
مردم جاهل یهودت خوانده‏اند
اشك صادق در غمت جارى شده
گوییا زهر عدو كارى شده
استخوان هاى تو را فرسوده‏اند
از چه پاهایت ورم بنموده‏اند
اى شده رخسار پُر نور تو زرد
كى توان درك غریبى تو كرد
باز برخیز اى عزیز مصطفى!
گو تو یا زهرا به امید شفا
آبروى هر دو عالم اسم توست
رخت احرامت كفن بر جسم توست


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای ولــیّ‌الله داور، السـلام

ای سلامت از پیمبر، السلام

حجّت خلاق اکبـر، السلام

زادۀ زهـرای اطهر، السلام

السلام ای باقـر آل ‌رسـول

چارمین فرزند زهرای بتول

ای نبی بـر تو فرستاده سلام

وی به زین‌العابدین، ماه تمام

هفتمین معصومی و پنجم امام

مکتبت تا صبح محشر، مستدام

تیغ نطقت می‌شکافـد، علم را

روح می‌بخشد مرامت، حلم را

ای سـلام ذات حـیّ داورت

بر تو و نطـق فضیلت‌ پرورت

علم آرد سجده بر خاک درت

حلم گردیده است بر دور سرت

نسل نوری هم ز باب و هم ز مام

خـود امام و مـادرت بنـت الامام

کیستـی ای آیت سـرّ و علن؟

تو هم از نسل حسینی، هم حسن

تو امـامت را روانـی در بـدن

ای ولایـت را چـراغ انجمـن

علم تو، علـم خداونـد جلیل

وحی باشد بر لبت بی‌ جبرییل

از درخـت علم، بَـر داریم ما

وز تو صد دریا گهر داریم ما

بس حـدیث معتبـر داریم ما

از شما کی دست برداریم ما؟

یابن زهرا سر برآور باز هم

«جابر جُعفی» بپرور باز هم


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


در درون سینه می سوزد دل شیدای من
ای خدا دریای خون شد سینۀ سینای من
همچو شمعی پیکرم از آتش و غم آب شد
کین زهر آلوده آتش زد ز سر تا پای من
پاسخ زهرا چه خواهی داد فردا ای هشام
گر بپرسد شرح امروز مرا فردای من
از تو می پرسد به فردای قیامت مادرم
از چه کشتی یادگار روز عاشورای من
آخر ای بیداد گر من زادۀ پیغمبرم
کرده مدح من به قرآن خالق یکتای من
نیش ها را نوش می کردم من از نیش قلم
از چه گشتی سد راه فکر روشن رای من
تشنه لب جان می دهم چون جد مظلومم حسین
تا به عالم زنده ماند شیوۀ آبای من
شاعر «ژولیده» می گوید به صد آه و فغان
در درون سینه می سوزد دل شیدای من




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
شمع دل خاموش اگر شد پرتو افشانش کنید
شعلۀ آهی بیارید و فروزانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
دل که مرد از بی غمی دیگر نمی ارزد به هیچ
زلف او را یاد آرید و پریشانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش کنید
یادی از درد دل غمهای دورانش کیند
حرمت غم را نگهدارید ای دلدادگان
روز و شب گرد سرش گردید و مهمانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
نیست تاب چشم زخم آن ماه مهر افروز را
تا نبیند روی او را ماه پنهانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش کنید
یادی از درد دل غمهای دورانش کیند
ای طبیبان ای شما با درد و درمان آشنا
نرگس او سخت بیمار است درمانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش کنید
یادی از درد دل غمهای دورانش کیند
ماه گردون خواستار حرمت درگاه اوست
گر سراز فرمان بپیچد گوی چوگانش کنید


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام محمد باقر(ع)-مدح و مصیبت


خشکی ام رفت و وصل دریا شد

سردی ام رفت و فصل گرما شد

فارغم از خودم خدا را شکر

آسمانی شدم خدا را شکر

آمدی و دلم نجات گرفت

باز هم مرده ای حیات گرفت

ای حیات مجدد دنیا

دومین یا محمد دنیا

یا من ارجوی آستان لبم

پنجمین رکعت نماز شبم

ای که تنها خدا شناخت تو را

مثل بیت الحرام ساخت تو را

قافیه های بیت ما تنگ است

در مقامت کمیت هم لنگ است

ای نسیم پر از بهار حسین

حسنی زاده تبار حسین

قبله مردم مدینه تویی

حسن دوم مدینه تویی

ای ظهور پیمبر اکرم

حاصل وصلت دعا و کرم

مادرت دختر کریم خدا

پدرت حضرت کلیم خدا

وسط هفته ها برای منی

التماس سه شنبه های منی

سر شب فکر نور تو بودم

فکر شب های طور تو بودم

خواب سجادهٔ تو را دیدم

صبح دیدم کنار خورشیدم

ای نماز پر از قنوت حسن

حاصل چلهٔ سکوت حسن

تو تولای دفترم هستی

قسم نون والقلم هستی


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/30 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای جان‌ِ جهان امام باقر

وی قبلۀ جان امام باقر

وی کهف امان امام باقر

وی فوق بیان امام باقر

وی نور عیان امام باقر

 مولای زمان امام باقر

تو باقر علم کبریایی

تو آینۀ خدا نمایی

تو قبلۀ جانِ انبیایی

حق است که حجت خدایی

ما یکسره درد و تو دوایی

ما جسم و تو جان امام‌ باقر

تو مظهر رب‌ العالمینی 

تو هستی زین ‌العابدینی

عیسای مسیح آفرینی

 سر تا قدم آیت مبینی

سلطان جهان، امام دینی

 در کون و مکان امام باقر


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/30 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت و مصائب


حریم سینه ی من در شراره افتاده

در انعکاس نگاهم ستاره افتاده

ز حجله گاه لبم خون تازه می ریزد

دگر نفس زدنم در شماره افتاده

شکست هجمۀ بغض گلو گرفتۀ من

به یاد خاطره هایی دوباره افتاده:

به یاد کرب و بلا و غروب عاشورا

خزان به جان تباری بهاره افتاده

به پیش چشم تَرَم پیکر سُلاله ی عشق

به زیر مرکب صدها سواره افتاده

کفن به وسعت دشت و میان یک صحرا

قدم قدم بدن پاره پاره افتاده

هجوم دست پلید و نگاه بی پروا

و زینبی که پِی راه چاره افتاده  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/07/29 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و مرثیه

 

موّاج می شویم و به دریا نمی رسیم

پرواز می شویم و به بالا نمی رسیم

این بال ها شبیه وبالند، ابترند

وقتی به سیر عالم معنا نمی رسیم

این چشمهای خیس و تهی دست شاهدند

بی تو به جلوه زار تماشا نمی رسیم

تا بی کرانه های حضور خدائی ات

پر می کشیم روز و شب اما نمی رسیم

باشد اگر تمام جهان زیر پایمان

حتی به خاک پای تو آقا نمی رسیم

این حرفها نشانه‌ی تقصیر فهم ماست

حیران شدن میان صفات تو سهم ماست

دنیا تو را چگونه بفهمد؟ چه باوری!

از مرز عقلهای زمینی فراتری


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اشعار برگزیده حسینیه، شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/3 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و ولادت و شهادت


ای انس و جان محصّل دانش‌سرای تو

وی نُه سپهر گوشۀ دارالولای تو

پنجم وصی ختم رسل باقرالعلوم

کلّ علوم در نفس جان‌فزای تو

جابر شفا گرفت ز دست خدایی‌ات

جبریل فیض می‌برد از خاک پای تو

پیش از شب ولادت تو ختم‌الانبیا

از جان و دل سلام فرستد برای تو

می‌جوشد از کلام خوشت معجز مسیح

نبْوَد عجب به مُرده دهد جان دعای تو

نام تو، خلق و خوی تو، یکسر محمّد است

وجهِ خداست روی محمّد نمای تو

ما را چه زهره تا که ز مدح تو دم زنیم؟

گوید خدا برای رسولش ثنای تو

اهل سخن هنوز ز دلدادگان حق

دل می‌برند با سخنِ دل‌ربای تو

با آنکه می‌برد دل ما را مدینه‌ات

پیوسته در بقیع دل ماست جای تو

باشد کجا به نزد تو قابل، درود ما؟

ای بر تو لحظه لحظه سلام خدای تو

قبرت خراب و قدر تو باشد بسی بلند

ای عرش کبریا حرم با صفای تو  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، ولادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/2 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 :: 1 2 3 4 5
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات