تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام محمد باقر(ع)

امام باقر(ع)-شهادت


من امام تمام دنیایم

بر تمامی خلق مولایم

باقر علم احمد و علی ام

چون که من هم ز نسل زهرایم

روزها شمس و ماه هم هر شب

روی خود می نهند بر پایم

روی بال دعا و سجاده

آسمان غرق در تماشایم

من شکافندۀ علوم شدم

از دعاهای خیر بابایم

گوهر علم و آیه های حدیث

ریزد از درّ سرخ لب هایم

من امام طلوع امروزم

من شفیع غروب فردایم

دست بر دامنم اگر بزنید

از زمین تا بهشت پر بزنید


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


غروب قافله یادت نمی‌رفت

صدای هلهله یادت نمی‌رفت

گلو و قلب و چشمت ‌سوخت عمری

سه تیر حرمله یادت نمی‌رفت




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


از سوز تشنگی جگرم ناله می کند

نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند

یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین

بین دو نهر آب مرا واله می کند

آری منای من شده یک عمر خون دل

این غم مرا شبیه به آلاله می کند

امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا

در گلشن بقیع، مرا لاله می کند

من آشنای کعب نی و تازیانه ام

زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند

از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست

چشمم عجیب همدمی ژاله می کند

نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ

حالا چه سبز دور سرم هاله می کند

این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم

زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت

یا رب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم

از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت

من یادگار کرب و بلایم که روز و شب

با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت

می سوخت بین تب تن بابا به خیمه ها

صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت

هنگامه ی غروب که غارت شروع شد

هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت

یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت

چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت

معجر دگر به روی سر دختری نماند

دیدم که موی خواهرم آتش گرفت و سوخت

خنده دگر ندید کسی بر لب رباب

تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت

در کوفه تا كه رأس حسین شهید را

دیدم به نیزه، حنجرم آتش گرفت و سوخت

آتش به جان آل پیمبر شد آشنا...

از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت...




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


سلام ما به بقیع و بُقاع ویرانش

بر آن حریم که باشد ملک نگهبانش

سلام ما به بقیع، آن تجسّم غربت

گـواه بر سخنـم تربـت امـامـانش

بقیع کعبه ی قدس چهار معصوم است

چـهار نور خدا مـی دمد ز دامـانش

یکی است حضرت باقر از آن چهار امام

که داغ او زده آتش به قلب یارانش

شهید شد ز جفای هشام آن مولا

زِ زهرِ تعبیه در زین که آب شد جانش

غریب اوست که در موسم زیارت حج

مدینه و آنهمه زائر که هست مهمانش

شـب شهادت او یـک نفر نمـی ماند

که اشک غم بفشاند به قبر ویرانش

دری که سجده گه قدسیان بود خاکش

به زائرش ندهـد اذن بوسـه دربــانش




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای فروغ دانشت تا صبح محشر مستدام

وی تو را پیش از ولادت داده پیغمبر سلام

منشأ کل کمال و باقر کل علوم

هفتمین نور و ششم مولایی و پنجم امام

انس و جان آرند حاجت در حریمت روز و شب

آسمان گردیده بر دور مزارت صبح و شام

این عجب نبود که بخشی چشم جابر را شفا

زخم دل را می دهی با یک نگاهت التیام

ساکنان آسمان را لحظه لحظه، دم به دم

از بقیعت بوی عطر جنت آید بر مشام

در کمال و در جلال و علم و حلم و خلق و خو

پای تا سر، سر به سر آیینۀ خیر الانام

با تو حق گیرد تداوم از تو حق گیرد کمال

بی تو ایمان نادرست و بی تو قرآن ناتمام

کودکی بودی که از تیغ بیانت ناگهان

روز در چشم یزید بی حیا آمد چو شام

لال شد از پاسخ و زد بر دهن مهر سکوت

طشت رسوایی او افتاد از بالای بام

تو سرِ بالای نی دیدی به سن کودکی

گه به دشت کربلا گه کوفه گاهی شهر شام

خیمه های آل عصمت را که آتش می زدند

می دویدی در بیابان اشک ریز و تشنه کام


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/08/2 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


تو را غرق محن کردند اما..

 غریبت در وطن کردند اما...

 غریبانه تو جان دادی، ولیکن

 تو را غسل و کفن کردند اما...

×××

با تشکر از آقای سیدمجتبی شجاع برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 06:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


عــاقبت آه کشیــدم نفس آخـر را

نفس سوخته از خاطره ای پرپر را

روضه خوانی مرا گرم نمودی امشب

روضه ی آن همه گل، آن همه نیلوفر را

آخرین حلقه ی شب های محرّم هستم

شکر ای زهر ندیدم سحـری دیگر را

باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است

باورم نیست تماشای تنی بی سر را

باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود

دیــدن ســوختن چـارقــد دخــتر  را

غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک

غـارت پیرهــن و غـارت انگشتر را

ذوالجناحی که ز یالش به زمین خون می ریخت

نیـزه هایی که ربـودند ســر اکبر را

آه در گوشه ی ویرانه که دق مرگ شدیم

تا کـه همبـازی من زد نفس آخـر را

کمک عمّه شدم تا بدنش خاک کنیم

بیـن زنجیر نهـان کرد تنی لاغــر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رویش ریزم

سرخ دیدم بدنش... تکّه ای از معجر را

 ×××

برای دریافت صوت این شعر با صدای حاج محمود کریمی اینجا را کلیک کنید




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


یک طرف کاغذ و یک سو قلمش افتاده

قلمش نه دمِ تیغ دو دمش افتاده

آخرین لحظه همان لحظه ی تلخی ست که مرد

دیده از دست ابالفضل علمش افتاده

دیده که دست و سر و چشم عمو عباسش

تا دم علقمه در هر قدمش افتاده

نفسش را رمقی نیست و در خاطر مرد

زخم های تن آقا رقمش افتاده

بعدِ این قدر مصیبت که سرش آوردند

تازه تیغ آمده بر قدّ خمش افتاده

آخرین لحظه به یاد فقط این جمله ی "شمر"

که: "خودم می کِشم و می کُشمش" افتاده

دمش از بسکه حسینی ست چو پایین رفته

باز در پای دمش بازدمش افتاده

مثل بین الحرمین است مدینه اما

سر پا نیست... در این سو حرمش افتاده




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


باید گریست با همه ی ناله دارها

بر کربلا و قافله ی یادگارها

تنهاترین امام که مانده ز کربلا

رنجی کشیده از همه ی روزگارها

می گفت با هزار گِرِه از گلوی زخم

با هر بهانه ای سخن از بی قرارها

می گفت با کنایه که من دیده ام به چشم

آتش به خیمه ها و شروع فرارها

من دیده ام که راه، به اطفال بسته بود

سر بود و سنگ و سیلی سخت سوارها

دیدم به چشم خویش که دستان اجنبی

معجر کشید از سر عصمت مدارها

دیدم که رحم، در دل بی رحمشان نبود

مزدورهای در طمع گوشواره ها

دیدم شرارِ دامن آتش گرفته را

آن شب که شد ستاره هم آغوش خارها  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


زخمی زهری بود و بر غم مبتلا بود

 زهر جگر سوزی که بر دردش دوا بود

پنجاه سالِ عمر او با درد بگذشت

 پنجاه سال، او روضه دار کوچه ها بود

تب می نمود و یاد مادر گریه می کرد

 او خوب با سردرد و سیلی آشنا بود

لب تشنه بود و زهر آتش زد به جانش

 چون یادگاری حسین و مجتبی بود

عادت به «لایوم کیومک» داشت حرفش

 یعنی گریز حرف هایش کربلا بود

در خاطرش مانده شلوغی های گودال

 جد غریبش را که زیر دست و پا بود

جد غریبی که لباسش را ربودند

 غسل و کفن، زخم زیاد و بوریا بود

جد غریبی که سرش منزل به منزل

 گاهی به نیزه، گاه در طشت طلا بود

رنگ رخ او شد کبود و زرد؛ جان داد

 مانند دایی قاسمش از درد جان داد




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد

غروب سرخ محرم نمی رود از یاد

به گاهواره ی خالیِ اصغرم سوگند

رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد

فرات بود و عطش بود و کودکان حرم

خروش غیرت زمزم نمی رود از یاد

دمی که هستی زینب ز روی زین افتاد

همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد

به دشت دختر و زن ها برهنه پا و دوان

بدون یاور و مَحرم، نمی رود از یاد

اسیر بودن با خواهرانِ بی معجر...

هجوم سیلی محکم نمی رود از یاد

به شام بر سر ما سنگ می زدند از بام

بلای شهر جهنم نمی رود از یاد

به شهر شام، به بزم یزید، بین طشت

سر شکسته و درهم نمی رود از یاد




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


اى كه احمد مبتلاى روى توست
خرّمىِ باغ زهرا بوى توست
اى تمام اهل عالم سائلت
لعن و نفرینِ خدا بر قاتلت
اى كه علم از تو دو عالم یافتند
از چه رو قلب تو را بشكافتند
دور از رسم مودّت مانده‏اند
مردم جاهل یهودت خوانده‏اند
اشك صادق در غمت جارى شده
گوییا زهر عدو كارى شده
استخوان هاى تو را فرسوده‏اند
از چه پاهایت ورم بنموده‏اند
اى شده رخسار پُر نور تو زرد
كى توان درك غریبى تو كرد
باز برخیز اى عزیز مصطفى!
گو تو یا زهرا به امید شفا
آبروى هر دو عالم اسم توست
رخت احرامت كفن بر جسم توست


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای ولــیّ‌الله داور، السـلام

ای سلامت از پیمبر، السلام

حجّت خلاق اکبـر، السلام

زادۀ زهـرای اطهر، السلام

السلام ای باقـر آل ‌رسـول

چارمین فرزند زهرای بتول

ای نبی بـر تو فرستاده سلام

وی به زین‌العابدین، ماه تمام

هفتمین معصومی و پنجم امام

مکتبت تا صبح محشر، مستدام

تیغ نطقت می‌شکافـد، علم را

روح می‌بخشد مرامت، حلم را

ای سـلام ذات حـیّ داورت

بر تو و نطـق فضیلت‌ پرورت

علم آرد سجده بر خاک درت

حلم گردیده است بر دور سرت

نسل نوری هم ز باب و هم ز مام

خـود امام و مـادرت بنـت الامام

کیستـی ای آیت سـرّ و علن؟

تو هم از نسل حسینی، هم حسن

تو امـامت را روانـی در بـدن

ای ولایـت را چـراغ انجمـن

علم تو، علـم خداونـد جلیل

وحی باشد بر لبت بی‌ جبرییل

از درخـت علم، بَـر داریم ما

وز تو صد دریا گهر داریم ما

بس حـدیث معتبـر داریم ما

از شما کی دست برداریم ما؟

یابن زهرا سر برآور باز هم

«جابر جُعفی» بپرور باز هم


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


در درون سینه می سوزد دل شیدای من
ای خدا دریای خون شد سینۀ سینای من
همچو شمعی پیکرم از آتش و غم آب شد
کین زهر آلوده آتش زد ز سر تا پای من
پاسخ زهرا چه خواهی داد فردا ای هشام
گر بپرسد شرح امروز مرا فردای من
از تو می پرسد به فردای قیامت مادرم
از چه کشتی یادگار روز عاشورای من
آخر ای بیداد گر من زادۀ پیغمبرم
کرده مدح من به قرآن خالق یکتای من
نیش ها را نوش می کردم من از نیش قلم
از چه گشتی سد راه فکر روشن رای من
تشنه لب جان می دهم چون جد مظلومم حسین
تا به عالم زنده ماند شیوۀ آبای من
شاعر «ژولیده» می گوید به صد آه و فغان
در درون سینه می سوزد دل شیدای من




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
شمع دل خاموش اگر شد پرتو افشانش کنید
شعلۀ آهی بیارید و فروزانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
دل که مرد از بی غمی دیگر نمی ارزد به هیچ
زلف او را یاد آرید و پریشانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش کنید
یادی از درد دل غمهای دورانش کیند
حرمت غم را نگهدارید ای دلدادگان
روز و شب گرد سرش گردید و مهمانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نور بارانش کنید
یادی از درد دل و غمهای دورانش کنید
نیست تاب چشم زخم آن ماه مهر افروز را
تا نبیند روی او را ماه پنهانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش کنید
یادی از درد دل غمهای دورانش کیند
ای طبیبان ای شما با درد و درمان آشنا
نرگس او سخت بیمار است درمانش کنید
قبر باقر بی چراغ است نوربارانش کنید
یادی از درد دل غمهای دورانش کیند
ماه گردون خواستار حرمت درگاه اوست
گر سراز فرمان بپیچد گوی چوگانش کنید


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/1 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام محمد باقر(ع)-مدح و مصیبت


خشکی ام رفت و وصل دریا شد

سردی ام رفت و فصل گرما شد

فارغم از خودم خدا را شکر

آسمانی شدم خدا را شکر

آمدی و دلم نجات گرفت

باز هم مرده ای حیات گرفت

ای حیات مجدد دنیا

دومین یا محمد دنیا

یا من ارجوی آستان لبم

پنجمین رکعت نماز شبم

ای که تنها خدا شناخت تو را

مثل بیت الحرام ساخت تو را

قافیه های بیت ما تنگ است

در مقامت کمیت هم لنگ است

ای نسیم پر از بهار حسین

حسنی زاده تبار حسین

قبله مردم مدینه تویی

حسن دوم مدینه تویی

ای ظهور پیمبر اکرم

حاصل وصلت دعا و کرم

مادرت دختر کریم خدا

پدرت حضرت کلیم خدا

وسط هفته ها برای منی

التماس سه شنبه های منی

سر شب فکر نور تو بودم

فکر شب های طور تو بودم

خواب سجادهٔ تو را دیدم

صبح دیدم کنار خورشیدم

ای نماز پر از قنوت حسن

حاصل چلهٔ سکوت حسن

تو تولای دفترم هستی

قسم نون والقلم هستی


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/30 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


ای جان‌ِ جهان امام باقر

وی قبلۀ جان امام باقر

وی کهف امان امام باقر

وی فوق بیان امام باقر

وی نور عیان امام باقر

 مولای زمان امام باقر

تو باقر علم کبریایی

تو آینۀ خدا نمایی

تو قبلۀ جانِ انبیایی

حق است که حجت خدایی

ما یکسره درد و تو دوایی

ما جسم و تو جان امام‌ باقر

تو مظهر رب‌ العالمینی 

تو هستی زین ‌العابدینی

عیسای مسیح آفرینی

 سر تا قدم آیت مبینی

سلطان جهان، امام دینی

 در کون و مکان امام باقر


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/07/30 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت و مصائب


حریم سینه ی من در شراره افتاده

در انعکاس نگاهم ستاره افتاده

ز حجله گاه لبم خون تازه می ریزد

دگر نفس زدنم در شماره افتاده

شکست هجمۀ بغض گلو گرفتۀ من

به یاد خاطره هایی دوباره افتاده:

به یاد کرب و بلا و غروب عاشورا

خزان به جان تباری بهاره افتاده

به پیش چشم تَرَم پیکر سُلاله ی عشق

به زیر مرکب صدها سواره افتاده

کفن به وسعت دشت و میان یک صحرا

قدم قدم بدن پاره پاره افتاده

هجوم دست پلید و نگاه بی پروا

و زینبی که پِی راه چاره افتاده  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/07/29 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و مرثیه

 

موّاج می شویم و به دریا نمی رسیم

پرواز می شویم و به بالا نمی رسیم

این بال ها شبیه وبالند، ابترند

وقتی به سیر عالم معنا نمی رسیم

این چشمهای خیس و تهی دست شاهدند

بی تو به جلوه زار تماشا نمی رسیم

تا بی کرانه های حضور خدائی ات

پر می کشیم روز و شب اما نمی رسیم

باشد اگر تمام جهان زیر پایمان

حتی به خاک پای تو آقا نمی رسیم

این حرفها نشانه‌ی تقصیر فهم ماست

حیران شدن میان صفات تو سهم ماست

دنیا تو را چگونه بفهمد؟ چه باوری!

از مرز عقلهای زمینی فراتری


ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/03/3 | 03:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و ولادت و شهادت


ای انس و جان محصّل دانش‌سرای تو

وی نُه سپهر گوشۀ دارالولای تو

پنجم وصی ختم رسل باقرالعلوم

کلّ علوم در نفس جان‌فزای تو

جابر شفا گرفت ز دست خدایی‌ات

جبریل فیض می‌برد از خاک پای تو

پیش از شب ولادت تو ختم‌الانبیا

از جان و دل سلام فرستد برای تو

می‌جوشد از کلام خوشت معجز مسیح

نبْوَد عجب به مُرده دهد جان دعای تو

نام تو، خلق و خوی تو، یکسر محمّد است

وجهِ خداست روی محمّد نمای تو

ما را چه زهره تا که ز مدح تو دم زنیم؟

گوید خدا برای رسولش ثنای تو

اهل سخن هنوز ز دلدادگان حق

دل می‌برند با سخنِ دل‌ربای تو

با آنکه می‌برد دل ما را مدینه‌ات

پیوسته در بقیع دل ماست جای تو

باشد کجا به نزد تو قابل، درود ما؟

ای بر تو لحظه لحظه سلام خدای تو

قبرت خراب و قدر تو باشد بسی بلند

ای عرش کبریا حرم با صفای تو  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/2 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و مصیبت

 

عشق آمد و مقابل من دفتری گشود

مرغ دلم بهانه گرفت و پری گشود

بال و پری زدم به بلندای آسمان

از لطف خود خدای کریمان دری گشود

احرام سرخ بر تن من بود و ناگهان

دیدم که روبروم در اخضری گشود

در آن طرف تمامی عالم بهشت بود

یک لحظه نور پرده زیباتری گشود

بر روی دیدگان پر از التماس من

باری تعال چهره یک سروری گشود

به به چه سروری که ملک مست بوی او

جمعی ز انبیاء همه مبهوت روی او

 نامش محمد و به لقب باقر العلوم

عالم ترین رجال عرب باقر العلوم

در روز اولش که قدم در جهان گذاشت

باعث شده به فخر رجب باقر العلوم

تا اینکه می برم به زبان نام اطهرش

شیرین شود دهان چو رطب باقر العلوم

تابنده تر ز او نبود کس میان روز

زیباترین ستاره شب باقر العلوم

روح عبادت از پدرش زین العابدین

از عم خود گرفته ادب باقرالعلوم

 جابر کمی ز علم شما ارث برده است

یک قطره ای ز آب دهان تو خورده است  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/03/2 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و شهادت


اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو

جان تمام عالم خاكى فداى تو

اى اختر سپهر ولایت، كه تا ابد

عالم منور است به نور لقاى تو

از شهریار كشور دانش، كه در جهان

نشناخت كس مقام تو را جز خداى تو

اى ریزه خوار سفره علمت جهانیان

خورشیید علم، كرده طلوع از سراى تو

اى باقر العلوم كه هنگام مكرمت

باشد هزار حاتم طایى گداى تو

پنجم ولى و حجت خلاق عالمى

لوح دل است مهر به مهر و ولاى تو


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/03/1 | 03:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح و مصیبت

 

ای یادگار تیره ی مردان راستین

ای شاه بیت پنجم غم نامه ی امین

پروردگار درد، خداوند اشک و آه

ای ماهِ خاک خورده تنِ آسمان نشین

گشتی بهانه ای و خدا عِلم آفرید

میراث دار علم خداوند عالمین

ای آفتاب، رشحه ای از روشنای تو

و ای ماهتاب در به درت در حجاز و چین

کاش از سرادقات جمال تو می گرفت

نوری دل سیاهِ سیه کارِ آهنین

لب باز کن که تشنه ی غم نامه خوانی ام

بکشا گره ز کار غزل های آتشین

آغاز کن چکامه ی یک دشت بی کسی

فریاد کن عروج تپش نامه ای حزین

هفتاد و دو سرود شکسته به روی خاک

یا ناله های قافله سالار بی معین

از دست آب آور نومید تشنه لب

از طفل خاک خورده ی بی شیر نازنین

تصویر کن که خون شود از وصفت آسمان

آن آتش فتاده به دامان و آستین

غوغای غارت و نفَس خسته ی امام

فریاد الغیاث حرم از شرار کین

از آن سری که بر سر سر نیزه شد بلند

از خون تازه ای که روان بود از وتین

از دست های بسته و از دست های باز

از چهره ی گشاده و از چشم... (نقطه چین)

آیینه ای که از هدف سنگ ها شکست

خورشید خون گرفته، که افتاد بر زمین

زندان کودکان بلا دیده، وصف کن

آغوش نیمه جان تو و دختری حزین

آن دختری که کُنج خرابه ز دست رفت

تنها به عشق پادشه عشق آفرین

برگشتن تو از سفر شام، معجزه است

ای یادگار قافله ی زخمگین دین

با یاد دختری که به خاک خرابه خُفت

خاکی ست قبر خاکی ات ای ماه پنجمین

در سینه ی تو دفن شده روضه های باز

تو امتداد روضه ی ناخوانده ای،... همین




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/08/13 | 09:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مصائب

 

در میان قنوت چشمانم

عکس یک قبر خاکی افتاده

سنگ غربت شکسته بغضم را

دیده ام، صبر خود ز کف داده

 

کاروان دل شکسته ی من

ره سپار بقیع ویران است

زائرم، زائر امامی که

از غمش سینه بیت الاحزان است...

 

با سلامی به محضرت آقا!

پر کشیدم شبیه بال نسیم

السلام علیک یابن شهید

السلام علیک یابن کریم

 

آسمان کبود چشمانم

باز امشب بهانه می گیرد

در جوار مزار خاکیتان

مرغ دل آشیانه می گیرد

 

روز و شب دارم این نوا آقا

از چه بی بارگاه گردیدی؟!

با هزاران مُرید درگاهت

از چه رو بی پناه گردیدی؟!

 

ای امامی که غربت ارث شماست!

شعله می بارد از گلستانت!!!

زهر کینه چه بر سرت آورد؟!

پدر و مادرم به قربانت

 

گر چه از زهر کینه می سوزی

شعله های غم تو دیرینه است

قدر کرب و بلا، بلا داری

این همان راز آه آیینه است

 

خاطرات درون ذهنت را

نیمه شب ها مرور می کردی

یاد غم های روز عاشورا

پلک خود را نمور می کردی

 

دیده ای در سنین کودکی ات

بین گودال، جسم بی سر را

چه کشیدی در آن غروب غریب

تا شنیدی صدای مادر را

 

ضرب سیلی و صورت نیلی

ظلم های امیه را خواندی

زیر لب با نوای جان سوزت

روضه های رقیّه را خواندی

 

لا به لای صدای تیر و کمان

ناله های رباب می آمد

چه بلایی سر علی آمد؟

که حسین با شتاب می آمد

 

مشک سقّا و اشک اهل حرم

گویی از حلقه اش نگین افتاد

لحظه ها لحظه های غارت شد

تا که عباس بر زمین افتاد




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/08/13 | 09:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مصائب

 

من پنجمین ولی خداوند قادرم

همنام مصطفی و ملقب به باقرم

گنجینه ی علوم الهی است سینه ام

از نسل سفره دار کریم مدینه ام

مشهور شهرم و کرم ابراز می کنم

با یک نظر ز کار گره باز می کنم

قبل از تهجد شب آن عشق بازی ام

شهر مدینه شاهد سائل نوازی ام

همیان به دوش کوچه ام و ذره پرورم

ناز گدای شهر به یک غمزه می خرم

بانی روضه های غروب منا منم

پرچم به دوش ماتم کرببلا منم

من شاهد مصیبت عظمای عالمم

من شاهد غریبی آقای عالمم

سجاد زاده ام پسر مرد گریه ام

من آشنای غربت هم درد گریه ام

با چشم خویش واقعه ایی دیده ام عجیب

احرام بسته، قافله ایی دیده ام غریب

با حاجیان فاطمه تا همسفر شدم

از سرّ عشق بازی حق با خبر شدم

آنان به کوی نسل الهی قدم زدند

زیباترین منای خدا را رقم زدند

دیدم که آب تحفه ی نایاب می شود

کودک چگونه تشنه و بی تاب می شود

دیدم چگونه جسم جوان خرد می شود

شخصیت امام زمان خرد می شود

دور امام نیزه و شمشیر دیده ام

در گودی گلو اثر تیر دیده ام

دیدم مفاصلی که ز هم دور می شود

شاهی به ضرب نیزه ایی منحور می شود

خنجر به دست شمر به گودال می رود

زهرا کنار پیکرش از حال می رود

چکمه به پا به جانب مقتل دوید وای

روی ضریح سینه ی جدم پرید وای

این جا به بعد مهر سکوتی بر این لب است

گودال بوسه گاه خصوصی زینب است




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/12 | 01:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


بار دگر مدینه غمی تازه دیده است

داغی دگر به جان و دل او رسیده است

تنها مدینه نیست که در سوگ و ماتم است

ماتم نشین و غم زده هر آفریده است

از بس به خاک اوست نهان چل چراغ نور

شام مدینه آینه دار سپیده است

بر محنت و غریبی گل های باغ عشق

گریان شده است دیدهٔ هر کس شنیده است

از بس که داغ بر دل زهرا نهاده اند

خون جگر ز چشم پیمبر چکیده است

گلچین روزگار که دستش شکسته باد

از باغ اهل بیت گلی تازه چیده است

سوزد دلم ز داغ غم باقر العلوم

آن کس که کشته ره عشق و عقیده است

از غربت و مصیبت آن حجت خدا

نخل بلند قامت هستی خمیده است

آن نازنین که در سفر کربلا و شام

خونین جگر به سینه صحرا دویده است

همراه کاروان اسیران دشت خون

بر جان بلا و محنت جانان خریده است

ای تربت بقیع به عرش افتخار کن

این جا سرور قلب نبی آرمیده است

از سوز سینه گفت «وفائی» به اهل دل

خار غمش به پای دل ما خلیده است




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/12 | 06:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


تشبیه و استعاره به وصفت نیاز نیست

این واژه ها به وصف غمت چاره ساز نیست

دیگر به گِل نشسته کلام و عبارت است

آقا تفضلی که زمان اشارت است

فرهنگ نامه غم و اندوه کربلا

ای مستندترین سند داغ نینوا

از کودکی تو بار امانت کشیده ای

اندازه ی تمام فلک داغ دیده ای

خورشید هم به گرمی داغ دل تو نیست

ایوب را توان غم و مشکل تو نیست

تو چهار ساله بودی و در اوج کودکی

دیدی به نیزه راس عزیزان یکی یکی

تو چهار ساله بودی و صد درد دیده ای

دشمن میان خیمه ی بی مرد دیده ای

تو چهار ساله بودی و شب گریه دیده ای

گهواره ای که برده شد از خیمه دیده ای

تنها امید و دل خوشی تو حسین بود

دیدی که اوفتاده به تیر و سنین بود

تو قلب شرحه شرحه ی احساس دیده ای

از دور جسم پاره ی عباس دیده ای

هم بند نازدانه ی بابا رقیه ای

تو کینه دار ظلم یزید و امیه ای

در مجلس شراب که جای شما نبود

جای شما که گوشه ی ویرانه ها نبود

از عمه درس صبر و رضایت گرفته ای

از خطبه اش تو درس ولایت گرفته ای

از کودکی تو یاد گرفتی به اوج درد

هرگز کسی نمی شنود گریه های مرد

نَبوَد عجب که باقر علم نبی شدی

در این مقام با نَفَس زینبی شدی

یا باقر العلوم اگر بی لیاقتم

من دعبل شمایم و بنما شفاعتم




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/12 | 06:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت

 

سینه ام چون تلاطم دریا

چشم من چشمه ی غم دنیا

داده ام این دل اسیرم را

دست بال و پر کبوترها

همره بال هایشان بردند

تا بسازند سایبانی را

سایبانی برای خاک بقیع

حائلی بین آفتاب آن جا

بوی غربت هزار سالی هست

 که از آن خاک می رود بالا

غم میان دلم چو زائر شد

غصه دار امام باقر شد

زهر دادند عمق جانت را

تیره کردند آسمانت را

و گرفتند با شراب زهر

قوت دست مهربانت را

مگر آن چشم ها نمی دیدند

بال پرواز بی کرانت را

دم آخر مرور می کردی

روضه ی درد بی امانت را

به خدا چشم های تو می دید

رخ نیلی عمه جانت را

داغ بازار شام یادت بود

بارش سنگ بام قوم یهود

در میان شلوغی و فریاد

بین آشوب شهر سنگ آباد

وقت آغاز سنگ باران ها

عمه زینب نجاتمان می داد

پیش چشم رباب بی کودک

پیش بابای بی کسم سجاد

تازیانه به هر طرف می برد

کودکان را چو کاه بر روی باد

دیدم آنجا تمام غم ها را

زخم زنجیر پای بابا را

×××

از وبلاگ شعر شاعر





موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/12 | 06:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مصائب

 

کی‌ام من تا ثنای حضرتش را خوانم و گویم

خدا باشد ثناگویش، نبی باید ثناخوانش

فروغ دانشش بگرفت چون خورشید، عالم را

که هم انوار ایمان بود و هم اسرار قرآنش

گهی دادند در اوج جلالت نسبت کفرش

گهی بستند بهتان و گهی بردند زندانش

ولی عصر در شب‌های تاریک است، زوارش

تمام خلق عالم پشت دیوارند مهمانش

کنار قبر او جرات ندارد زائری هرگز

که ریزد قطرۀ اشکی بر او از چشم گریانش

مگو در روضه‌اش شمع و چراغی نیست، می‌بینم

که باشد هر دلی تا بامدادان شمع سوزانش

به عهد کودکی از خورد سالی دید جدش را

که مانده روی زخم سینه، جای سم اسبانش

اگر در روز محشر هم ببینی ماه رویش را

نشان تشنگی پیداست بر لب‌های عطشانش

دوید از بس که با پای برهنه در دل صحرا

کف پا شد چو دل مجروح، از خار مغیلانش

دریغا آخر از زهر جفا کردند مسمومش

نهان با پیکرش در خاک شد غم‌های پنهانش

بوَد در شعلۀ جانسوز، نظم «میثمش» پیدا

غم نـاگفتـه و سـوز دل و رنج فـراوانش




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/12 | 06:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.