تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شهادت امام محمد باقر(ع)

امام باقر(ع)-مصائب

 

من پنجمین شقایق باغ ولایتم

من باقر العلوم چراغ هدایتم

چشمم به جز جفا و مصیبت ندیده است

از خلق دون وفا و محبت ندیده است

بر روی دست من اثر بند مانده است

بر لب همیشه حسرت لبخند مانده است

در دل همیشه داغ گل یاس تازه است

داغ سر شکسته ی عباس تازه است

بر پای من ز شدت تاول نشانه هاست

بر پشت من اثر ز رد تازیانه هاست

دست من و رقیه به هم خصم بسته بود

من شاهدم که پهلوی آن گل شکسته بود...




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/12 | 06:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مصائب

 

نگاه چشم ترم کل صحنه ها را دید

در این میان فقط از دست زجر می ترسید

اگرچه سینه ام از هُرم زهر می سوزد

ولی وجود من از داغ کربلا خشکید

چه گویمت که کجا رفتم و چه ها دیدم

در اوج کودکیم قامتم ز غصه خمید

چه گویمت که در آنجا چه ظلم ها کردند

چه لاله ها چه قدر غنچه ها که دشمن چید

چه گویمت من از آن لحظه که عمو می رفت

کنار آب رسید و نمی از آن نچشید

چه گویمت من از آن لحظه که علم افتاد

حرم نه کل جهان بود که ز هم پاشید

چه گویمت که امامی ز صدر زین افتاد

و نیزه ها که تن پادشاه را بوسید

مقابل من و عمه... رقیه سیلی خورد

هزار مرتبه ازدرد هی به خود پیچید

میان قافله او را نشانه می کردند

چه لحظه ها که مغیلان به پای او نرسید

چه بوسه ها که نزد عمه جان به صورتمان

به جای زخم کبودی به جای دست پلید

در آن دقیقه که از تل نگاه می کردم

تمام موی سرم شد شبیه عمه سفید

اگر چه زهر جفا قاتلی به قلبم شد

ولی قدم فقط از داغ کربلا خم شد




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/08/12 | 06:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مصائب

 

روزی که بادهای مخالف امان نداد

هفت آسمان به قافله ای سایه بان نداد

خورشید بود و سایه‌ی شوم غبارها

خورشید بود همسفر نیزه دارها

دیدی به روی نیزه سر آفتاب را

دیدی گلوی پرپر طفل رباب را

دیدی عمود با سر سقا چه کرده بود

تیر سه شعبه با دل مولا چه کرده بود

در موج خیز شیون و ناله دویده ای

تا شام پا به پای سه ساله دویده ای

گل زخمهای سلسله یادت نمی رود

هرگز غروب قافله یادت نمی رود

هم ناله با صحیفه‌ی ماتم گریستی

یک عمر پا به پای محرم گریستی




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/11 | 06:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت

 

هفتم ماه است و باید چشم ها گریه کنند

پا به پای روضه های هل اتی گریه کنند

این قبیله بی نیاز از روضه خوانی منند

که فقط کافی است گویم کربلا گریه کنند

با همین گریه است که یک چند روزی زنده اند

پس چه بهتر این که بگذاریم تا گریه کنند

حال که گریه کن مردی ندارد این غریب

لااقل زن ها برایش در منا گریه کنند

هر زمانی که میان خانه روضه می گرفت

امرش این بود اهل خانه با صدا گریه کنند

با سکینه می نشیند "شیعتی" سر می دهد

آه جا دارد تمام آب ها گریه کنند

چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها

عمه هایش در هجوم اشقیاء گریه کنند

یاد دارد کعب نی هایی که مانع می شدند

چشم های زخم آل مصطفی گریه کنند

در قفای ذوالجناح با عمه آمد قتلگاه

انبیاء را دید با خیر النساء گریه کنند

عمه دردانه اش جان داد تا اهل حرم

یا شوند آزاد از زنجیر یا گریه کنند

یاد موی خاکی هم بازی اش تا می کند

دخترانش مو پریشان ای خدا گریه کنند




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/11 | 06:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


صدای صاعقه آمد که در هوا زده بود

گمان کنم که خدا مرد را صدا زده بود

به خنده ی دم آخر کمی تسلی داد

به جبرئیل که از غصه، ضجه ها زده بود

کسی که پیکره نیمه جان او آن شب

به شدت از اثر زهر دست و پا زده بود

در این میانه، عطش؛ این حقیقت مکشوف

به بوم زندگی اش رنگ نینوا زده بود

عجیب بود که با حال تشنگی، به سرش

هوای نعل و سم اسب و بوریا زده بود

و دید او سر شش ماهه را در آن اثنا

که ناشیانه کسی روی نیزه ها زده بود

دلش رضا نشد از آن کسی که عاشورا

به عمه زینب او حرف ناسزا زده بود

هزار سال پس از او میان شعر، کسی

گریز روضه خود را به کربلا زده بود...

×××

با تشکر از شاعر گرامی پیمان طالبی برای ارسال این شعر به حسینیه 




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/08/11 | 06:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت

 

کسی که کودکی اش راس ساعت سر بود

رسیده بود به حرفی که حرف آخر بود

تمام خاطره ی کودکی این آقا

پر از حضور غریب گلو و خنجر بود

ز کودکی خودش تا خودِ همین حالا

همیشه منتظر مردِ آب آور بود

تمام غصه اش این بود که گلوش چرا

بزرگ تر ز گلوی علی اصغر بود؟

تو یک طرف همه ی علم یک طرف اما

چگونه بود که این کفّه ها برابر بود؟؟؟

همین که زهر اثر کرد مرد با خود گفت

هشام هر چه که بود از یزید بهتر بود!!!




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/08/10 | 08:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مصائب

 

آموزگار مبحث جغرافیای دین

استاد فقه و خارج دانش سرای دین

 دار و ندار زندگی ات را تو ریختی

تا آخرین دقایق عمرت به پای دین

 از ابتدای كودكی ات خونجگر شدی

زخم زبان و طعنه شنیدی برای دین

 با خشت خشت اشك نماز شب شما

مستحكم است تا به ابد پایه های دین

 ای یادگار كرب و بلا، زیر كعب نی

سهمی عظیم داشته ای در بقای دین

 دیدی سر بریده ی عباس را به نی

بر شانه ی كبود نهادی لوای دین

 از نای زخم خورده تان می رسد به گوش

در مجلس یزید، صدای رسای دین

با اشك و آه، شعله به آیینه می زدی

عمری به یاد كرببلا سینه می زدی




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/08/10 | 08:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مصائب

 

با سرشک شما شروع شده

خط سرخ غروب های منا

چشمتان گریه می کند هر شب

پای گودال عصر عاشورا

**

کربلا کربلا سفر کردید

از دل شام هم گذر کردید

ای مسافر چگونه این همه راه

با سر روی نیزه سر کردید؟

**

پیش رأس بریده در آن شب

با رقیه پدر پدر کردید

آه از آن ساعتی که گذشت

به رقیه، به سر نظر کردید




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/08/10 | 08:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مصائب

 

تو مثل رأس جد خود اعجاز کردی

بابی ز حکمت بر نصاری باز کردی

قربان اعجاز تو ای فرزند زهرا

آخر مسلمان تو شد پیر نصارا

تو آبرو بخشی به ما ای آبرو دار

حاجت روامان کن که هستیم آرزودار

نابودی وهابیت امید شیعه است

روز سقوط کفر تنها عید شیعه است

باید که بر این آرزوی خود بنازیم

بهر تو و اجداد تو مرقد بسازیم

همراه بابایت چهل سال و پس از آن

بودی به یاد گودی گودال گریان

تا زنده بودی آب دیدی گریه کردی

تا کودکی بی تاب دیدی گریه کردی

تو روضه خوان روضه ویرانه هستی

تو داغدار عمه دردانه هستی

تو علم خود را از همه گودال داری

تو تا ابد بر خیزران اشکال داری




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/08/10 | 08:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهادت امام باقر العلوم(ع)

 

امشب از آسمان چشمانت

دسته دسته ستاره می چینم

در غزل گریه‌ی زلالت آه

سرخی چارپاره می بینم

 

زخمهای دل غریبت را

مرهم و التیام آوردم

باز از محضر رسول الله

به حضورت سلام آوردم

 

در شب تار تیره فهمی ها

روشنی را دوباره آوردی

آسمان را کسی نمی فهمید

تا که با خود ستاره آوردی

 

ساحت مستجاب سجاده!

بندگی را تو یادمان دادی

دل ما شد اسیر چشمانت

دلمان را به آسمان دادی

 

آیه آیه پیام عاشورا

در احادیث روشنت گل کرد

امتداد قیام عاشورا

در تب اشک و شیونت گل کرد



ادامه این شعر

موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/9 | 06:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


گر چـه امشب پـیـکـرم می سوزد از زهـر جفا

خـوب شـد، راحـت شـدم از غصّه هــای کــربـلا

روضـه خــوانِ کــربـلا و مـــادرم زهـــرا شـدم

سوخـتــم از مــاجـــرای پـهـلـوی خـیــر النـســا

گـر چـه این زهـر هشام بـی حـیـا جـانـم گرفت

شیشه ی عمـرم شکسته شد میـان خیمه هـا

مـن تــمــام مـــاجـــرای کــــربــلا را دیـــده ام

عمـر مـن ســر شد مـیــان گــریــه و بــزم عــزا

بـا دو چشم خـویـش دیدم حلق اصغر پـاره شد

آن چنان تیر سه پر را زد که شد رأسش شد جدا

 بـا دو چشم خـویـش دیدم اربـاً اربـا شد عـلــی

داغ اکــبـــر آتـــشــی زد بــــر دل خــون خـــدا

بـا دو چشم خـویـش دیدم مشک سقا پاره شد

فـرق او از ضـرب کـیـنـه شـد شبـیـه مـرتـضـی

بـا دو چشم خـویـش دیدم جدّ مظلومم حسین

در مـیـان قـتـلـگـاه خـویـش می زد دست و پــا

بـا دو چشم خـویش دیدم خیمه ها آتش گرفت

الامــانِ کــودکــان، مـی آمــد از ارض و سمــا

بـا دو چشم خـویـش دیدم عمّه را سیلی زدند

مـعـجـر از سـر می کشیدند دشمنـانِ بـی حـیـا




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/08/9 | 06:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت

 

یاد دارم که کربلا بودم

از غریبی چه ناله ها کردم

جسم جدم میان مقتل بود

با رقیه چه گریه ها کردم

******

یاد دارم که باب بیمارم

خون دل از عدوی کین می خورد

خواست جد من کند یاری

لیک ناگهان زمین می خورد

******

یاد دارم که بزم شرم یزید

خیزران آتشی بر این دل زد

من خودم با دو چشم خود دیدم

عمه سر را به چوب محمل زد

******

یاد دارم که در خرابه ی شام

بر دلم کوه عقده ها مانده

آمدم من مدینه اما وای

عمه‌ی من رقیه جا مانده




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت

 

یا باقر از فرط غمت افسرده گشتیم

از غصه جانسوز تو پژمرده گشتیم

هر شیعه در دل حجله داغ تو بسته

سنگینى داغت دل ما را شكسته

سوز دلت از سینه ات بار سفر ساخت

در سینه ما رفت و ما را دیده‏تر ساخت

پنجم امام و هفتمین معصوم هستى

جانم فدایت پس چرا مسموم هستى

اى صبر مطلق، گشته‏اى بى تاب از چه؟

اى كشتى عدل خدا، گرداب از چه؟

جسم شریفت از چه كم كم آب گشته

بنگر كه صادق از غمت بى تاب گشته

تو یادگار آخرینِ كربلایى

تو داغدار و دل غمینِ كربلایى

تفسیر دشت كربلا در سینه توست

دلها گرفتار غم دیرینه توست

با رفتنت دیگر تو آسوده ز دردى

داغ یتیمى را به صادق هدیه كردى

تاریكى صحن تو بر غربت گواه است

شمعى ندارد قبر تو بى بارگاه است

اى كاش بر قبرت حرم سازیم امامم

بر گنبدش پرچم بیافرازیم امامم

آییم پابوس و تو را زوّار گردیم

ما بى كسان هم لایق دیدار گردیم




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت

 

دیده جانانه‏اى پر ابر بود

لحظه‏هاى واپسین صبر بود

آنكه در ذهنش هجوم دشنه داشت

یادگار آب، كامى تشنه داشت

بود اندر خاطرش آلاله‏ها

آخرین ساعات عمر لاله‏ها

در نگاه آخر پور حسین

موج مى‏زد كربلاى شور و شین

همچو جدش بیقرار بیقرار

روز عاشوراى عمرش ناله دار

روز آتش، روز خون، روز قیام

روز غارت غارت اهل خیام

گه نگاهش بود سوى خیمه‏گاه

گاه مى‏بردش میان قتلگاه

گاه دستانش به دست عمه بود

گاه آغوشش به بابا مى‏گشود

ز آنچه مى‏آزرد او، بیش از همه

بود غمهاى سه ساله فاطمه

یاد روزى كه هراسان مى‏دوید

دخترى آتش به دامان مى‏دوید

هرم آتش بس كه دامن مى‏گشود

از بیابان تا مدینه شعله بود

گاه قلبش از غم، آتش مى‏گرفت

گاه زهر كین حیاتش مى‏گرفت

اشكهاى سرخ امانش را گرفت

ذره ذره داغ جانش را گرفت

دارِ فانى را وداعى خسته داشت

زیر لب نامى گران، پیوسته داشت

آخر الامر از تب و تاب ممات

داد ذكر وا حسینایش نجات




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح


دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر

كه گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر

ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا

كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده

سلاطین جهان یكسر گداى حضرت باقر

زبان از وصف او لكن، قلم از مدح او عاجز

كه جز حق كس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر

نزاید مادر گیتى ز بهر خدمت مردم

به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر

به ذرات جهان یكسر بود او هادى و رهبر

كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر

برو كسب فضیلت كن چو مردان خدا اى دل

ز بحر دانش بى منتهاى حضرت باقر

اگر گردد شفیع ما بنزد خالق یكتا

بهر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


تنها ترین غر یب  دیار  مدینه  بود

او مرد علم و زهد و وقار و سکینه بود

صد باب علم از کلماتش گشوده شد

در بین عالمان به  خدا بی قرینه بود

این خا نواده  نسل نجات و هدایتند

او نا خدای پنجمی  این  سفینه  بود

نا ن آور  همیشة  هر  کو دک  یتیم

بر شانه های خستة او جای پینه  بود

آتش گرفته باغ  دلش  از  شراره ای

سهم  امام  خستة  ما  زهر  کینه بود

همواره آسمان دلش رنگ لاله داشت

هفتاد و چند داغ  شقایق به سینه بود

دشت نگاه  او پُرِ گلهای اشک  بود

یاد آور حکایت  سقا و مشک  بود




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


بین نماز ، وقت دعا گریه می کنی

با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

در التهاب آهِ خودت آب می شوی

می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد

اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی

اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی

وقتی برای خون خدا گریه می کنی

آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود

با ناله های وا عطشا گریه می کنی

با یاد روزهای اسارت چه می کشی ؟

هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی

با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار

هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


باقر علوم عالم ،  عالم آل پیمبر

غربت و مظلومیت رو ، برده ارث از بابا حیدر

دلش از غصه گرفته ، غم و دردش بی شماره

غیر اشک چشم خیسش ، دیگه همدمی نداره

از شرار زهر دشمن ، آب شده پیکر خسته ش

غیر آه دل نداره ، مرحمی دل شکسته ش

یه کبوتر غریبه ، بی سر و سامونه حالش

می خواد پر بگیره اما ، سنگ غم خورده به بالش

*

پسرم بیا کنارم ، که دیگه رفتنی ام من

بیا تا برات بگم از ، ظلم و کینه های دشمن

به خدا یادم نمی ره ، اون همه ماتم و آزار

دشنام و سنگهای کینه ، خنده های سر بازار

مونده بود به زیر نعلِِِِِِِِِِِِِ  اسبها لاله های چیده

روی نیزه های بی رحم ، می دیدم سر بریده




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام محمد باقر(ع)- شهادت


اى فروزان گهرِ پاكِ بقیع

گل پرپرشده در خاك بقیع

با سلامت كنم آغاز كلام

اى ترا! ختم رُسُل گفته سلام

پنجمین حجّت و هفتم معصوم

بابى اَنْتَ كه گشتى مسموم

اى فداى حق و قربانى دین!

كرده یك عمر نگهبانى دین!

تنت از درد و الم كاسته شد

تا كه دین قامتش آراسته شد

اى ز آغاز طفولیت خویش

بوده در رنج و غم و درد، پریش

از عدو ظلم و شرارت دیده

چون پدر رنج اسارت دیده

خار در پا و رَسَن در بازو

رفته اى با اُسرا در هر سو

كرده خون خاطرت اى شمع ولا

محنت واقعه كربوبلا

كربلا دیده اى و كوفه و شام

اى شهید از اثر ظلم هشام

آتش غم پر و بالت را سوخت

زهر كین، شعله به جانت افروخت

اثر زهرِ به زین آلوده

كرده اعضاى ترا فرسوده

نزد حق یافته فیض دیدار

جسم تو خفته و روحت بیدار

خود تو مظلومى و قبر تو خراب

دیده دهر ازین غصه پر آب

شیعه را دل ز عزایت شده داغ

كه بود قبر تو بى شمع و چراغ

ظلمِ این امتِ دور از ادراك

كرده یكسان حَرمت را با خاك

با چنین ظلم و ستم از اعدا

بهتر اینست كه قبر زهرا

مخفى از دیده دشمن گردد

تا ز هر حادثه ایمن گردد




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-مدح


اى به تو از خالق داور سلام

از لب جانبخش پیمبر سلام

اى پدر عالم هستى همه

نخل على یوسف فاطمه

شمس و قمر را به نسب اخترى

نسل امام از پدر و مادرى

اختر تابنده دانش تویى

بلكه شكافنده دانش توئى

عالم علم احد قادرى

باقرى و باقرى و باقرى

دانشى كل نقطه ‏اى از مكتبت

علم لِدُنى سخنى بر لبت

مدح تو از قول خدا در نبى است

خلق تو آیینه خلق نبى است

مام تو ریحانه بخل بتول

جابرت اورده سلام از رسول

اختر تابنده ماه رجب

مهر فروزنده ما رجب

شهر رجب را تو مهین كوكبى

ماه فروزان نخستین شبى

علم نهانى ز گلستان تو

پیر خرد طفل دبستان تو

هر نفست باغ گلى از كمال

هر سخنت پاسخ صدها سوال

مهر رخت اى به على نور عین

وسه گه یوسف زهرا حسین

نام تو را گفت عدو ناسزا

از چه تو گفتیش ز رافت دعا

با همه فضل و شرف و علم تو

دشمن تو شد خجل از حلم تو

اى به فدایت پدر و مادرم

مدح تو در اوج دهان گوهرم

(میثم) و عبد مطیع توام

عاشق دیدار بقیع توام




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)،  ولادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


از خلق و از خدای تعالی تو را سلام

چشم و چراغ فاطمه، خورشید هفت نور

روح و روان احمد و فرزند چار امام

آن هفت نور روشنی چشم هفت آفتاب

آن چار امام خود پدر این چهار امام

وصف تو را نگفته خدا جز به افتخار

نام تو را نبرده نبی جز به احترام

هم ساکنان عرش به پایت نهاده رخ

هم طایران سدره به دستت همیشه رام

حکم خدا به همت تو گشته پایدار

دین نبی به دانش تو مانده مستدام

با آنهمه جلال و مقامی که داشتی

دیدی ستم ز خصم ستمگر علی الدوام

گه دید چشم پاک تو بیداد از یزید

گاهی شنید گوش تو دشنام از هشام

گریند در عزای تو پیوسته مرد و زن

سوزند از برای تو هر روز خاص و عام

گاهی به دشت کرب و بلا بوده ای اسیر

گاهی به کوفه بر تو شد ظلم، گه به شام

خوانند سوی بزم یزیدت، بدان جلال

بردند در خرابه شامت بدان مقام

گر کف زدندن اهل ستم پیش رویتان

گر سنگ ریختند بر سرهایتان زبام

راحت شدی ز جور و جفای هشام دون

آندم که گشت عمر تو را از زهر کین تمام

داریم حاجتی که ز لطف و عنایتی

بر قبر بی چراغ تو گئیم یک سلام

«میثم» هماره وصف شما خاندان کند

ای مدحتان بر اهل سخن خوشترین کلام




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت

 

من غصه دار غصه های بی قرینم

من کربلا را یادگار آخرینم

من یادگار روزهای خاک وخونم

من یادگار چهره های لاله گونم

من تشنگی را در حرم احساس کردم

یاد دو دست خونی عباس کردم

من کودکی بودم که آهم را شنیدند

دیدم سر جد غریبم را بریدند

من دیده ام در وقت تشییع جنازه

اسبان دشمن را که خوزده نعل تازه

من با خبر هستم ز باغی بی شکوفه

خورشید را بر نیزه دیدم بین کوفه

گرچه کنون مسموم از زهر هشامم

من کشته ویران ای در شهر شامم

من روضه خوانی در منا بر پا نمودم

خود روضه خوان قتل آن مظلوم بودم

من سوختم از داغ بانوی مدینه

سنگ مدینه می زنم هر دم به سینه

حالا که نقش زهر کین در جسم مانده

از جسم پاک من فقط یک اسم مانده

یا رب قرارم را ز نیرنگش ربوده

در مجلس مستی مرا دعوت نموده

زهر عدو خون کرده قلب آتشین را

گریان نموده چشم زین العابدین را




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 01:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام باقر(ع)-شهادت


مانده داغی عظیم بر جگرت

عکس راسی به نیزه،در نظرت

سر بازار شام و بزم شراب

چه بلاهایی آمده به سرت!؟

هر شب جمعه خون دل خوردی

پای ذکر مصیبت پدرت

پای روضه به جای قطره ی اشک

خون و خونابه ریخت از بصرت

می توان دید عکس زینب را

بین قاب کبود چشم ترت

سوختی سرو باغ فاطمیون

زهر آتش زده به برگ وبرت

گر گرفته فضای حجره ی تان

تحت تاثیر آه شعله ورت

مهر و تسبیح کربلایت را

داده ای ارثیه به گل پسرت




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1389/08/21 | 08:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.