حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1395/07/21

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


وای از این روضه که از آن شده دفتر خونین

روضه خوان خون به دل و مسجد و منبر خونین

مستمع جامه ی خود چاک زد از این ماتم

مادری لطمه به صورت زد و منبر خونین

روضه اینست که مابین دو تا نهر حسین

با لب تشنه زمین خورده و پیکر خونین

یک نظر کرد به خیمه، نظری کرد به آب

جگرش خون شده، پیکر شده یکسر خونین

نیزه ها بر تنش از هر طرفی می آیند

بسملی می شود این مرغ تن و پر خونین

یادش آمد که چطور اصغر او پرپر شد

صورتش هم شده با صورت اکبر خونین

در همین حول و لا شمر به گودال رسید

دشنه آورد برون، شد دل خواهر خونین

تیغ از سمت گلویش نبرید -اما شمر-

دید از حنجر مولا نشده سر خونین؛

عصبانی شد و با پا بدنش را چرخاند

بعد از آن بود که شد حنجر و خنجر خونین

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1395/07/21

امام حسین(ع)-مناجات روز عاشورا


دل من اگه نخونه، برا تو غزل ترونه

خودش اینو خوب میدونه، نباید دیگه بمونه

از خدا همیشه می خوام، که تو رو ازم نگیره

بکشه همیشه از دل، آتیش غمت زبونه

من یقین دارم که هر کس، برا تو روضه میگیره

دست مهر مادر تو، زده رو دلش نشونه

هرکسی میون روضه ت زمزمه داره دمش گرم

دعا خونه مادر تو برا هر کی نوحه خونه

هوا سرد سرده امّا، دل به یاد تو بهاره

تو رگای سینه زن هات، خون حنجرت روونه

هرکسی آتیش بگیره، میون روضه ی داغت

اونو آتیش جهنّم، نمیتونه بسوزونه

دل اهل آسمونا، همه روزه بی قرارت

شاهدم تنگ غروب و... رنگ سرخ آسمونه

ملکوتیا میمیرن، برای لبای خشکت

گل زخم و ذکر یا رب... زده از لبت جوونه

گرگا دورتو گرفتن... مادر تو ناله می زد

یوسف تشنه لب من! توی چاه پُرِ خونه

تنتو طواف کردن، نیزه دارای سواره

بگم آخرش رو یا نه... باقی روضه بمونه

زینب و با دست بسته، بعد تو اسیری بردن

دختر شیرخدا رو تا کجا برده زمونه!

با کبودی نگاهش، دخترت ازت میپرسید

چی شده لبت کبوده، جای چوبه خیزرونه؟!

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، عصر عاشورا، شام غریبان، در مسیر کوفه و شام، كاروان اسرا در کوفه، كاروان اسرا در شام، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-شهادت


با لبان تشنه آن ساعت که افتادی به خاک

لَم تَقُل شیئا سِوا: قُم یا اخا! أدرِک اخاک !

مشک دور از دست گریان است و قدری دورتر

مانده بر صحرا لبی خندان و جسمی چاک چاک

عِندَما کُلُ یَرَونَ المَوتَ اَحلی مِن عَسَل

خاک گلگون را نمی شویند جز با خون پاک

کلُّ مَن فِی الموکبِ قالَ خُذینی یا سُیوف

تشنگان عشق را از جان فدا کردن چه باک؟

یَلمَعُ النُّور الذی سَمّاهُ مصباحَ الهُدی

تا قیامت می درخشد این چراغ تابناک

داوری عادل تر از تاریخ در تاریخ نیست

نور هرگز در شب ظلمت نمی گردد هلاک …



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


در معرض گرما به تماشا بدنش را

حتی ز تنش برد کسی پیروهنش را

بر نِی سر او جالس و بر تیرهٔ صحرا

کردند رها، از سرِ تحقیر تنش را

بر باد رود کون و مکان آه اگر که..

از باد بگیرند سراغ کفنش را

جا دارد اگر از نگهش سیل ببارد

آن دیده که کردند پر از خون دهنش را

گودال مجالِ سخن از شاه گرفت و...

خنجر ز جفا ذبح نموده سخنش را

ای وای اگر مادر آن کشته ببیند

در لُجهٔ خون حالت پرپر زدنش را



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ساربان خواست که انگشتری ات را بِبَرد

دید بایست که انگشت تو را هم بِبُرد

سارقی خواست که غارت بکند پیرهنت

دست انداخت ،گریبان تو را هم بدرد

دیگری داشت به سر، نقشه ی عمامه تو

گفت شال کمرت را ز چه با خود نَبَرد

آن یکی گفت که در کوفه کسی حتماً هست

زره پاره و خونین تو را هم بخرد

اَخنس انگار مهیّای سرت بود ولی

شمر میخواست خودش از بدنت سر بِبُرد

گفت قاتل به سنان بن أنس با وحشت

چه کنم خنجر اگر حنجر او را نَبُرد

آخرالامر به رَزّازیِ تو تن دادند

گشت ده مرکب تازه نفس از روی تو رَد

خوب از حال که رفتی، به روی سینه نشست

گفت جز من چه کسی گندم ری را بخورد

جرعه ای آب ندادند و بریدند سرت

تشنه لب هیچ کسی سر ز غریبی نَبُرد



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


شرم از شیون و از گریه ی ما کن بس کن

پشت و رویش نکن اینقدر حیا کن بس کن

با وضو مادر من شانه به مویش میزد

موی سلطان مرا شمر رها کن بس کن

ذبح کردن به خدا حکم و شرایط دارد

اینقدر ضربه نزن زود جدا کن بس کن

شمر فریاد نکش دخترکش میترسد

حرمله را کمی آرام صدا کن بس کن

خون در شیشه ی او را که ملائک بردند

لااقل رحم به این رخت و عبا کن بس کن

تو خودت نامه نوشتی که بیا کوفه حسین

پس به عهد و قسم خویش وفا کن بس کن

کشتن او به خدا حربه نمیخواهد که

به زمین خورده دگر ضربه نمیخواهد که



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


كار را یكسره كرد و پا شد

دور شد از همگان، تنها شد

مقتل انگار پر از غوغا شد

سر پیراهن او دعوا شد

روح از حنجر او زد بیرون

شمر از قتلگه آمد بیرون 

تا جدا شد سر شاه از بدنش

شمر ماند و دل غرق محنش

یادش آمد بدن بى كفنش

لرزه افتاد بر اعضاى تنش

بیشتر شد غم و دردش، هردم

با خودش گفت چه كارى كردم

سنگ با پیكر مولا ضد بود

نیزه در كار خودش وارد بود

سر او دست دو تا فاسد بود

خواهرش هم روى تل شاهد بود

كفن مادرى اش را بردند

آه، انگشترى اش را بردند

شمر هرچند كه نادم شده بود

تازه آغاز مراسم شده بود

خیمه خالى ز محارم شده بود

وقت تقسیم غنائم شده بود

حرمله سهم خودش را برداشت

خیمه هم بوی علی اصغر داشت

بین شان چهرۀ نامى بسیار

عالم فقه و كلامى بسیار

زن یكى بود و حرامى بسیار

پیش رو مردم شامى بسیار

كمر واژه از این غم خم شد

صحبت از زینب و نامحرم شد



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


مقتل نوشته روی تنت پا گذاشتند

در زیر دست و پا ، زده ای دست و پا حسین

مقتل نوشته پیکر تو نرم گشته بود

با هر نسیم جسم تو شد جابجا حسین

مقتل نوشته حد حرم را چهل زراع

رفته تن بدون سرت تا کجا حسین

مقتل نوشته ضربه به پهلوی تو زدند

حتما  شبیه مادرتان بی هوا حسین

مقتل نوشته راس تو را بد بریده اند

چون از جلو بریده نشد از قفا حسین

مقتل نوشته دست به گیسوی تو زدند

یک عده گرگ های بی حیا حسین

مقتل نوشته دست تو از مچ بریده شد

با خنجری شکسته و با ضربه ها حسین

مقتل نوشته زیر گلو نحر گشته بود

پهنای نیزه شد به گلوی تو جا حسین

هر ضربه را برای رضای خدا زدند

شمشیر ، نیزه ، سنگ و حتی عصا حسین



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


کشمکش بهر پیروهن نکنید

سر غارت بزن بزن نکنید

نیزه را داخل دهن نکنید

جسم او را اگر کفن نکنید

آه و نفرین میکنم همه را

میکشانم علی و فاطمه را

نیزه را از روی پرش بردار

چکمه ات را ز پیکرش بردار

خنجرت را ز حنجرش بردار

لعنتی دست از سرش بردار

تشنه هست و رمق ندارد او

سر او را عقب نکش از مو

شمر بس کن تو قتلگاه نرو

بی وضو سمت و سوی شاه نرو

دخترش میکند نگاه نرو

روی این جسم پاره راه نرو

این که افتاده نور عین من است

خواهرش هستم و حسین من است



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


افتاده بود روی زمین و کفن نداشت

آن یوسف شهید به تن  پیرهن نداشت

پیکر بدون سر به روی خاک مانده بود

سر روی نیزه بود و اثر از بدن نداشت

غرق ستاره بود تن آسمان عشق

خورشید هم فروغ چنین شب شکن نداشت

وقتی که عصر روز غریبی رسیده بود

عالم به قدر زینب کبری محن نداشت

گلبوسه داد چون به گلوی حسین خویش

آن قدر گریه کرد که تاب سخن نداشت

انگشتی از اشاره به خاتم فتاده بود

ای کاش قتلگاه دگر اهرمن نداشت

بعد از سه روز آن گل بی غسل و بی کفن

جز بوریا برای تن خود کفن نداشت

می رفت تاکه محو کند کاخ ظلم را

نیلوفری که فرصت پرپرشدن نداشت

غمنامه ای نوشت «وفائی»و می گریست

چون شمع چاره ای بجز از سوختن نداشت



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-روز عاشورا


گفته بودی مرگ در بستر برایت خوب نیست

دیدن تنهایی خواهر برایت خوب نیست

پیرهن کهنه به تن کردی برایت خوب بود

این عقیق سرخ و انگشتر برایت خوب نیست

هر قَدَر شمشیر خوردی بیشتر گفتی علی

ذکر نام نامی حیدر برایت خوب نیست

از جلو سخت است می دانم ولیکن صبر کن

در نیاور تیر را از پَر، برایت خوب نیست

سن و سالت رفته بالا آه دست و پا زدن

زیر نعل اسب یک لشگر برایت خوب نیست

غیرت اللهی و میدانند این نامحرمان

دیدن اطفال بی معجر برایت خوب نیست

سنگ بر پیشانی ات خورده است بیش از حد، دگر

خیزران و چوب و طشت زر برایت خوب نیست

سمت گودال آمده با قامتی خم فاطمه

باز می گویی: نیا مادر! برایت خوب نیست



موضوع : وداع امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع(-روز عاشورا


جنگ که شد تن به تن، حساب ندارد

پاره گی پیرهن حساب ندارد

وای که زخمش به تن حساب ندارد

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

شرم نکردند از نجابت آقا

لشکری آمد برای غارت آقا

گندم ری مُرد از خجالت آقا

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

عصرکه سر، دستِ شمر بددهن افتاد

کارِ جگر تا ابد به سوختن افتاد

ردِ چهل نعلِ اسب بر بدن افتاد

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

خیمه ی در آتشی، غریب زمین ریخت

چند نخ از معجری نجیب زمین ریخت

از تهِ خورجین، شراب سیب زمین ریخت

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

صاعقه ای بد به باغِ یاسمنش خورد

چشم حریص عرب به پیرهنش خورد

کهنه حصیرِ دِهی به درد تنش خورد

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

خیر نبینید ای اهالی کوفه!

پس چه شد آن قولِ خشکسالی کوفه؟

زد به لبش چوب دست، والی کوفه

غربت این بی کفن حساب ندارد



موضوع : عصر عاشورا، شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1395/04/24

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


نگاهم می کند اینجا خدا زود

و می گیرد در اینجا هر دعا زود

سلام اول هر روضه ی تو

دلم را می برد کرببلا زود

خدا را شکر با این رو سیاهی

که می بارد برایت چشم ما زود

کرامات شما داده به ماها

روای حاجت هر بار را زود

من آن دلخستۀ بیمار هستم

که خاک تربتت دادم شفا زود

**

حدود هفت ساعت با کم و بیش

به پایان آمد آقا ماجرا زود

کمی از راه دیر آمد ولی باز

تنت را کرد خیلی جا بجا زود

کمی از راه دیر آمد ولی آه

سر سر رفت، سر را از قفا زود ...

نسیم آن روز بین خیمه ها برد

صدای حضرت صدیقه را زود

سر پیراهنت دعواست اما

کسی می رفت در دستش عبا زود

برای غارت اهل حرم... آه

تمام لشکرش را زد صدا زود

تنت بر خاک صحرا بود و بردند

سرت را بر فراز نیزه ها زود



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)، 
جمعه 1394/08/1

امام حسین(ع)-گودال-بعد از عاشورا


تک و تنها شد و شکل محنش ریخت بهم

رفتنش ریخت به هم آمدنش ریخت بهم

آن قدَر اسب به روی بدن قاسم تاخت

که قد و قامت سرو حسنش ریخت بهم

دید گلبرگ گلم تازه کمی باز شده

حرمله زود روی دست منش ریخت بهم

بدن مُثله که مخصوص علی اکبر نیست

این حسین است که نظم بدنش ریخت بهم

نیزه و تیر و سنان ، سنگ و عصا و شمشیر

جوشنش ریخت به هم وضع تنش ریخت بهم

کهنه پیراهن او حکم کفن داشت براش

حیف غارت شد و وضع کفنش ریخت بهم

خون انگشت به انگشتر او جاری شد

نیمه شب رنگ عقیق یمنش ریخت بهم

صوت قرآن تو را خواهر تو دیر شناخت

علتش چیست صدای سخنش ریخت بهم

داخل طشت طلا بود که دندان هایش

خیزران خورد و درون دهنش ریخت بهم

دل ، مدینه بدنش کرببلا ، سر در شام

یوسف فاطمه گویا وطنش ریخت بهم



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-روز عاشورا-قتلگاه


هیئت، دوباره روضۀ ارباب پا گرفت

باران رحمت دلم از ابتدا گرفت

دست نیاز، زمزمۀ کربلا گرفت

اینجا اگرچه سوخت دل من، شفا گرفت

همراه ناله های دلم نی، نوا گرفت

روضه - نشسته ایم که آتش زنیدمان

آه از دمی که شرم نکرند کوفیان۱

بستند آب رابه روی باب آسمان

میدیدی آسمان را "کَالنّار کَالدُّخان۲"

چون دود، آسمانِ عطش شد، هوا گرفت

کوفه- حرامیان همه مشغول مستحب

شب مسلکان تیره همه در نماز شب

از یاری تو تنها حرفیست روی لب

دینها بدون علت و اعمال بی سبب

اینگونه شد که بردن سرها بها گرفت

مقتل سری برابر مادر بریده شد

از قتگاه نالۀ حیدر شنیده شد

تا جسم او چو ماهی در خون تپیده شد

آن سوی دشت معجری از سرکشیده شد

آتش سراغ خیمۀ آل عبا گرفت

خیمه - میان شعله یتیمان بی گناه

زن های داغدیده و اطفال بی پناه

رفتی و میرود دل زینب هزار راه:

"رفتی و قامت من غمگین خمیده...۳" آه

در امتداد سیرۀ زینب صدا گرفت

نیزه -هجوم زخم روی زخم روی زخم

باران سنگ های هدفدار سوی زخم

سرنیزه های تشنۀ در آرزوی زخم...

شمشیرهای کند که در جستجوی زخم...

مولا! چگونه برتنت این حجم جا گرفت؟

یک دشت دور پیکر تو دشمن تو بود

چون صید دست و پا زده درخون تن تو بود

صد گرگ نابرادر و پیراهن تو بود

این بیتها روایت جان دادن تو بود

هر چند واژه واژه جان مرا گرفت...

 

۱- از مصرع «آه از دمی که لشگر اعدا نکرد» از محتشم کاشانی

۲"- یحول العطش بینه و بین السماء كالدخان" بر اساس روایتی از بحار الانوار درباره حالت امام علیه السلام در عاشورا

۳- "چون خم شدم که پای تو بوسم پی وداع / رفتی و قامت من غمگین خمیده ماند" از حبیب الله چایچیان



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)، عصر عاشورا، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ای فَرَس با تو چه رخ داده که خود باخته ای*

مگر این گونه که ماتی! تو شه انداخته ای*

ای همایون فرس پادشه سدره مقام

که چراگاه بهشت است تو را جای خرام

نه رکابی زتو برجاست نه زین و نه لگام

مگرای پیک سبک پا! بر سر شاه انام

چه بلا رفته که با خویش نپرداخته ای؟

تا صهیل تو همی آمدی ای پیک امید

بر همه اهل حرم بود صدای تو نوید

کاینک آید ز پی پرسش ما شاه شهید

مگر این بار خداوند حرم را چه رسید؟

کای فرس شیهه زنان برحرمش تاخته ای؟

اگر آورده ای ای هد هد فرخنده سیر

ز سلیمان و نگینش بر بلقیس خبر

زچه آلوده به خون تاج تو؟ خاکم بر سر

راست گو تخت سلیمان شده برباد مگر

تو زبهر خبر از تیر پری ساخته ای!

آن شهی را که به امرش فکند سایه سحاب

خواهد ار آب، شود خاک در عالم نایاب

طعنه بر لجّه ی تیار زند موج سراب

دیده ای کشته مگر، تشنه لبش بر لب آب

که چنین ناله به عَیّوق برافراخته ای؟

تو که غلطان زسر زین، نگونش دیدی

در میان سپه دشمن دونش دیدی

ای فرس راست به من گوی که چونش دیدی

تو به چشمان خود، آغشته به خونش دیدی؟

یا قتیل دگری بود تو نشناخته ای؟

بوی خون آید از این کاکل ویال و تن تو

شد مگر کشته ی روبه، شه شیر اوژن تو

دل افسرده ی من آب شد از دیدن تو

فاش گو، برق که آتش زده بر خرمن تو؟

که چنین غلغله در بحر و بر انداخته ای؟

 

*جناب آیت الله فاطمی نیا میفرمودند که مرحوم شهریار آرزو داشتند تمام اشعارشان را به نیّر تبریزی بدهند و در عوض این بیت نیّر تبریزی را بگیرند.



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


نیمه جان بود و پشتِ مركبِ خود

بوسه ای سنگ ، بر جبینش زد

نوبت تیر ِحرمله شده بود

آه، از پشت زین زمینش زد

 

ناله ای میرسد به هركس كه

به تنش تیغ میكشد... نزنید

مادرش چنگ میزند به رخش

دخترش جیغ میشكد... نزنید

 

نوبت یك حرامزاده شد و

نوك سر نیزه اش به سینه نشست

وزن خود را به روی نیزه نهاد

آنقدر تكیه داد نیزه شكست

 

داس هایی بلند را میدید

بین دستِ جماعتی خوشحال

از سرِ شیب پیكری را ، وای

میكشیدند تا ته گودال

 

تبر و داس و دشنه و شمشیر

با تنی خُرد جور می آیند

تا بدوزند بر زمین ، از راه

نیزه های قطور می آیند

 

شمر دستش پُر است و با پایش

بدنش را به پشت میچرخاند

نیزه ای را حرامزاده زد و

نیزه را بین مشت میچرخاند

 

این وسط چندتا حرامزاده

بدنی ریز ریز میكردند

با لباسی كه از تنش كَندند

تیغشان را تمیز میكردند



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غروب بود هراسی به خیمه گاه افتاد

غروب بود که از پشت ذوالجناح افتاد

نگاش سمت حرم بود و بر زمین می خورد

پناه اهل حرم بود و بی پناه افتاد

و هاتفی که صدا زد نبرد مغلوبه ست

و لشکری که به سمت تنش به راه افتاد

و آه مادری بالا گرفت تا اینکه

مسیر شمر حوالی قتله گاه افتاد

***

نوشته اند به گودال هم دعا می کرد

مسیر توبه برای سپاه وا می کرد

نوشته اند که زینب به قتله گاه آمد

و این خودش طلب اوج روضه را می کرد

رسید و دید سپاهی گرفته اطرافش

چه صحنه ای، به دل خواهرش چه ها می کرد

هنوز امید به این داشت تا رهاش کنند

چقدر بابت این امر یا خدا می کرد

ولی تمام امیدش گرفت رنگ خزان

همین که دید سنان نیزه دست و پا می کرد

چقدر روضه ی گودال با سنان سخت است

و کاش قبل سنان شمر سر جدا می کرد

هنوز داشت صدای حسین می آمد

که نیزه را ...



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
جمعه 1394/08/1

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


دست برده کمرش را به زمین میکوبید

شمر بدجور سرش را به زمین میکوبید

مهره های کمرش ریخت به هم وقتیکه

حرمله هی قمرش را به زمین میکوبید

با سر نیزه، سنان با همه ی زور خودش

چند دفعه جگرش را به زمین میکوبید

یادش آورد که یک پست همین بعد از ظهر

تکه های پسرش را به زمین میکوبید

نیمه ای از بدنش زیر سم اسبان و

شمر نیم دگرش را به زمین میکوبید

ساربان آمد و با نیت انگشتری اش

مابقی اثرش را به زمین میکوبید



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


در هجوم نیزه‌هامردی به خود پیچیده‌ است

آنکه حتّی آسمان مانند او کم دیده است

ناله‌اش در حنجر خشکیده‌اش خشکیده و

اشک روی گونه‌های خاکی‌اش غلطیده است

سر برهنه گیسوان خاکی‌اش در دست باد

وای من عمامه‌اش را یک نفر دزدیده است

یک نفر دارد صدایش می‌زند «مادر...حسین»

قلب سنگ قاتلش با این صدا لرزیده است

اشک‌های چشم خواهر داده او را شستشو

یک کفن از جنس سمّ اسب‌ها پوشیده است

چند روز بعد مردی آمده از آسمان

پیکرش را در میان بوریایی چیده است



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


در غریبی تا به خاک و خون سر خود را گذاشت

رو به سمت آسمان پا بر سر دنیا گذاشت

دست مردی آب بر حلقوم خشک او نریخت

نیزه‌ی نامرد روی حنجر او پا گذاشت

گفت می خواهم بگیرم دست تو؛ او در عوض

چکمه بر پا، پا به روی سینه‌ی آقا گذاشت

هر نفس از سینه‌ی مجروح او خون می‌چکید

خون او یک دشت لاله در دل صحرا گذاشت

کو رقیّه تا ببیند قاتلی از جنس سنگ

تیغ را بر حلق خشک و زخمی بابا گذاشت

در شب سرد غریبی در تنور داغ درد

خسته بود و سر به روی دامن زهرا گذاشت



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بی هوا نیزه ای به پهلو خورد

نفسش رفت و برنگشت ای وای

جلویِ خواهرش چهل تا نعل

از تن شاه میگذشت ای وای



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بدیدم جان زهرا را که از جور ستم بی جان

فتاده بر زمین اما همانند قمر تابان

میان گودی مقتل صدای حمد او آید

چه زیبا حالتی دارد به زیر خنجر عریان



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


از آن روزی كه خوردی بی هوا زخم

شده از گریه پلك چشم ما زخم

نمانده از تنت چیزی به غیر از

هزار و نهصد پنجاه تا زخم

***

تو را ای یار با آزار كشتند

نه با سرنیزه با مسمار كشتند

مرا در گودی گودال اما

تو را بین در و دیوار كشتند

***

تو آن عشقی كه در هر سر نیایی

تو آن داغی كه در باور نیایی

تو را آن گونه در گودال بردند

كه جز با سم مركب در نیایی

***

تو را با خشكی لب ذبح كردند

به پیش چشم زینب ذبح كردند

اگر من را مرتب زجر دادند

تو را هم نامرتب ذبح كردند



موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1394/06/12

امام حسین(ع)-شهادت


تقصیر سنگ هاست، پَرت گُر گرفته است

از سوزِ تشنگی جگرت گُر گرفته است

یک دشتِ لاله در نظرت گُر گرفته باز

انگار خانه ی پدرت گُر گرفته باز

نیزه شکسته ها به تنت گیر داده اند!

حتی به کهنه پیرهنت گیر داده اند

کیسه برای اُجرت قتل تو دوختند

باور کنم !؟ تو را به سه مَن جو فروختند

تکیه نزن به نیزه ی غربت غریب من

زینب که هست، حضرت شیب الخضیب من

گفتم کفن کنم به تنم؟ تو نخواستی

گفتم به شمر رو بزنم؟ تو نخواستی

حالا بگو چه کار کنم پشت و رو شدی؟

با تیغ کُند آخرِ سر روبرو شدی



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


از تماس تازیانه هر تنی آزرده بود

صحنه را عباس اگر می دید بی‌شک مُرده بود

تا غروب روز عاشورا خدا خود شاهد است

عمه‌ی سادات را کوچک کسی نشمرده بود

از همان ساعت که سقا رفت سوی علقمه

حال زینب مثل زن‌های «برادر‌مرده» بود

خواست در آغوش خود گیرد حسینش را نشد

بسکه تیر و نیزه بر نعش برادر خورده بود

فکر می‌کردند نفرین کرده در حالی که او

دست هایش را برای شکر بالا برده بود



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


از رستخیز آتش و خاکسترش مگو

در ما قیامتی شده از محشرش مگو

در خاک و خون نشسته سلیمان کربلا

از لحظه های غارت انگشترش مگو

بسیار روضه خوانده ای از آن سه شعبه ها

این بار از گلوی علی اصغرش مگو

از غربت زمان خداحافظی مخوان

از تلخی وداع علی اکبرش مگو

طفلان هنوز هم که هنوز است تشنه اند

دیگر تو از خجالت آب آورش مگو

از گریه های دخترکش گفته ای ولی

از گونه هایش از گل نیلوفرش مگو

بعد از حسین قافله سالار زیبنب است

از شام بی برادری خواهرش مگو

الشمر جالسٌ…جگر ما کباب شد

الشمر جالسٌ…سخن از خنجرش مگو



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ای تن خسته به گودال ، زپا افتاده

تنت اینجاست سرت پس به کجا افتاده

هیچکس این بدن خُرد ترا جمع نکرد

بسکه اعضاء ز اعضاء  جدا افتاده

این تن از هر طرف انگار به غارت رفته

زیر نعشت مچ دست و مچ پا افتاده

دست بر شال کمربند گرفتی از چه؟

بر تنت جای سم اسب چرا افتاده

استخوانهای شکسته همه بیرون زده اند

دندۀ پهلویت انگار که جا افتاده

خودنماییِ کف چکمه مرا کشت حسین

چقدر بر بدنت پنجه و پا افتاده

با گلوی تو چه کرده مگر شمر لعین

بارها خنجرش انگار خطا افتاده

از چه انگشتر و انگشت تو پیدا نشود

ساربان نیست ولی دشنه به جا افتاده

بوی زهراست که در مقتل تو پیچیده

از نفس مادرم اینجا به خدا افتاده

***

از وبلاگ شاعر محترم



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


جلوه ی ذات كبریا شده ای

كعبه ی تیغ و نیزه ها شده ای

زیر این چكمه های زبر و خشن

مثل قالی نخ نما شده ای

چقدر نیزه خورده ای!چه شده؟

دم عصری پر اشتها شده ای

نیزه ای بوسه زد به لعل لبت

ماه زینب چه دلربا شده ای

همه ی موی عمه گشته سپید

خوب شد خمره حنا شده ای

كاوش تیغ ها برای زر است

تو مگر معدن طلا شده ای؟

نقشه ی ری خطوط زخم تنت

پس برای همین تو تا شده ای

با تقلا و دست و پا زدنت

باعث گریه ی خدا شده ای



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


در خون تپیده آسمان در بین گودال

جان تمام کاروان در بین گودال

می دوخت سمت خیمه ها چشمان خود را

با پلک هایی نیمه جان در بین گودال

دار و ندار خواهری از دست می رفت

در ازدحامی بی امان در بین گودال

گرم طواف قبله ی آمال زینب

سر نیزه و سنگ و سنان در بین گودال

در موج خون گم کرده تنها هستی‌اش را

یک بانوی قامت کمان در بین گودال

سر می زد از سمت غروبی خون گرفته

خورشید زینب ناگهان در بین گودال

از آسمان نیزه ها معراج می رفت

تا بی کران تا لا مکان در بین گودال

نه سر، نه انگشتر، نه کهنه پیرهن، آه

آلاله، پرپر، بی نشان در بین گودال

انگشتر و انگشت با هم رفت از دست

در جستجوی ساربان در بین گودال

با بوسه های نعل های تازه آخر

تشییع شد خورشیدمان در بین گودال

در شعله های آفتاب داغ صحرا

مانده تنی بی سایه بان در بین گودال



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 6 )    1   2   3   4   5   6   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء