امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


سوخت از داغِ تو و غرق حرارت شده بود

پیش ِ مادر به گلویِ تو جسارت شده بود

 

آسمان تیره شد و سخت زمین-لرزه گرفت

شمر(لع) آن ثانیه که دست-به کارَت شده بود

 

عرش ِ حق را چه به هم ریخت «بُنیّ قَتلوک»

چونکه مکشوف ترین متن و عبارت شده بود

 

غرقِ خون! در دل گودال! غریب و تنها

خاکِ صحرا نگرانِ تو و یارت شده بود

 

سر و انگشتر و پیراهن و دستار و کفن...

دست و پا میزدی و لحظۂ غارت شده بود

 

حرمله(لع) در پیِ گهواره لبِ خیمه رسید

خیمه ها سوخت و هنگام شرارت شده بود

 

خیره شد سمتِ سرت زینبِ(س) مضطر! ای وای...

صحبت از بستنِ دستان و اسارت شده بود!

 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


پَر پَر زدی و بال و پَر تو رها نشد

آه…ای غریب، راه گلوی تو وا نشد

در ازدحامِ زخمِ تنت نیزه جا نشد

 از روی سینه تو چرا؟! شمر پا نشد

 

با دست و پا زدن نفست تنگ می شود

 بی حالی و نصیب سرت سنگ می‌شود 

 

 دیدی هِلال آب نیاورد و دیر شد

 دیدی که کهنه پیرُهنت غرق تیرشد

دیدی تمام پوشش تو یک حصیر شد

زینب کنار جسم تو یکباره پیر شد

 

طاقت بیار، لشکرت ای شاه می رسد

طاقت بیار ، مادرت از راه می رسد

 

 ای کاش چوب کفر به ایمان نمی زدند

با خیزران به قاری قرآن نمی زدند

 آتش به خیمه های پریشان نمی‌زدند

نیزه به پهلوی تو حسین جان ،نمی زدند

 

از نعل ها سراغ تنت را گرفته ایم

 از دست "بوریا" کفنت را گرفته ایم

 

یک عده روی غارت سر شرط بسته اند

 یک عده روی خُود و سپر شرط بسته اند

یک عده روی  مشک قمر،شرط بسته اند

ای وای...روی زیور و زر شرط بسته اند

 

من تازیانه می خورم و تو نفس بگیر

برخیز و معجری که ربودند پس بگیر

 

#دروغ_روضه_بخوانید

 

 اصلا کسی به آینه سنگ جفا نزد!

آن پیرمرد روی تنت با عصا نزد!

در قتلگاه هیچ کسی دست و پا نزد!

با نیزه بر گلوی تو آن بی حیا نزد!

 

مادر دوباره مونس و تنها کَسَت شده

بر گرد سمت خیمه که "دلواپست" شده




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 07:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


نیرو نمانده است به بازو برادرم

تا نیزه های در بدنت را درآورم

 

ای عمر من چگونه تنت اینچنین شده

بالا بلند قامت تو چون نگین شده

 

با تیغ و تیر پیرهنت ریز ریز شد

از نعل های تازه تنت ریز ریز شد

 

ای پاره پاره تن به زمین ریختی حسین

از دست های من به زمین ریختی حسین

 

یک لحظه قلب من متحیر شد و شکست

بردند نیزه ها بدنت را به روی دست

 

دستی سیاه پیرهنت را ربوده است

هر نیزه قسمتی ز تنت را ربوده است

 

نشناختم اگر که تو را حق بده حسین

آه ای مرملٌ بدما حق بده حسین

 

چون چاره نیست از بدنت دور می شوم

با تازیانه ها ز تنت دور می شوم

 

زخمی ترین بدن به که بسپارمت حسین؟

تنهاترین من به که بسپارمت حسین؟

 

از لحظه ای که گرگ صفت ها رها شدند

خلخال ها روانه ی بازارها شدند

 

غربت ببین چگونه سفر می برد مرا

فریادهای حرمله سر می برد مرا

 

خولی برای بردن تو کیسه جور کرد

گویا هوای کوفه و نان تنور کرد

 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


یكی با نیزه اش از پشت میزد

یكی با چكمه و با مُشت میزد

خودم دیدم سنانِ دائمُ الخَمر

حسینم را به قصد كشت میزد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


یك نفر روى خاك ها بود و

صدنفر فكر غارت از اویند

چیست جرمش؟علیست بابایش

همه فكر غرامت از اویند

 

راویان گفته اند مولا را

با كف پاش پشت رو كرده

خنجر كند او نمى برّد

شمر را بى آبرو كرده

 

خواهرش هم رسید در گودال

دید او را كه دست و پا مى زد

دید ارباب نیمه جان بود و

مادرش را همش صدا مى زد

 

یک نفر گفت ذبح سر با من

بین لشكر دوباره دعوا بود

شمر و خولى حریص تر بودند

حرف آنها به هم بفرما بود

-

عده اى بر نگاه بى رمقش

مثل خولى بلند مى خندند

آن طرف تر هم عده اى نامرد

سر اعضاش شرط مى بندند




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین

در کربلا شکسته شده حرمت حسین

شد زخم از مصیبت او پلک چشم ما

خنده رود ز لب چو شود صحبت حسین

بر تن نداشت جد غریبم توان و تاب

یابن الشبیب ذکر لبش بود آب آب

 

یابن الشبیب نیزه به حلقوم دیده شد

چون گوسفند سر ز تن او بریده شد

یابن الشبیب پیکر جد غریب ما

در زیر نعل اسب به هر سو کشیده شد

یابن الشبیب چکمه به پهلوی او زدند

در پیش عمه چنگ به گیسوی او زدند

 

یابن الشبیب جد غریبم کفن نداشت

یوسف به قعر چاه ولی پیرهن نداشت

از بس که زخم بر روی زخم دگر زدند

یک جای سالمی به تمام بدن نداشت

یابن الشبیب تَر َک روی آئینه دیدهای؟

جای سم ستور به یک سینه دیدهای؟

 

یابن الشبیب گریه به جز داغ او مکن

این حرف را به پیش کسی بازگو مکن

ناموس جد ما روی تل با اشاره گفت

ای بی حیا حسین مرا زیر و رو مکن

یابن الشبیب تیغ به حنجر کشید شمر

رگها وگوشتهای گلو را برید شمر




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


نگاهش جانبِ گودال برگشت

پرستو بی‌پر و بی‌بال برگشت

 

ندارد فایده، پشتِ برادر

هرآنچه می رود دنبال،.. برگشت

 

همه با گریه از گودال رفتند

ولی شمرِ لعین، خوش‌حال برگشت

 

و با یک تیغِ برّان، داشت می‌رفت

و خون می‌ریخت از چنگال، برگشت

 

نمی‌بُرّد خدا،... با دستِ قاتل

سرِ پاکش، زبانم لال برگشت




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


شرر به خرمن آل عبا زدی ای شمر

چه آتشی به دل ماسوی زدی ای شمر

 

مگر که زینت دوش نبی نبود حسین

چرا قدم روی عرش خدا زدی ای شمر؟

 

حسین فکر نجات تو بود اما حیف

لگد به بال و پرش بی هوا زدی ای شمر

 

هنوز جان به تنش بود مرتضی آمد

به ناله گفت: عزیز مرا زدی ای شمر

 

نفس نفس زد و ناله کشید "یا أماه"

میان پهلوی او نیزه جا زدی ای شمر

 

نسوخت قلب تو از ناله ی " بُنیَّ حسین"

به پیش دیده ی خیر النسا زدی ای شمر

 

حسین آب طلب کرد در ته گودال

تو در عوض شه لب تشنه را زدی ای شمر

 

هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری داشت

چرا تو رحم نکردی، چرا زدی ای شمر؟

 

چه کردی از نفس افتاد خنجر کندت؟!

رویت سیاه باد چند تا زدی ای شمر؟

 

سرش به نیزه شد و وقت غارت خیمه...

تمام لشکر خود را صدا زدی ای شمر

 

برای دخترکان خواهرش سپر بود و...

عقیله را جلوی بچه ها زدی ای شمر




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


زمین یک آهِ شعله ور درآورد

غم ِ تو اشکِ پیغمبر(ص) درآورد

 

تنت را تیرباران کرد و دیدم

دوباره نیزه ای دیگر درآود

 

بمیرد حرمله(لع) که با تبسّم؛

سه شعبه زد به سمتت! پر درآورد

 

رسید و پیکرت را غرقِ خون دید

دلِ مادر سر از محشر درآورد

 

یکی آورد با خود نعلِ تازه

یکی پیراهن از پیکر درآورد

 

نشست و با غضب از دستت ای وای

هم انگشت و هم انگشتر درآورد

 

نمیدانم چه شد که خنجرِ شمر(لع)

زد و از حنجرِ تو سر درآورد!




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


روی زمین افتادی و بال و پرت رفت

نا باورانه نیزه در نیزه سرت رفت

 

تو زینت دوش نبی بودی ولی حیف

خوردی زمین و زیر مرکب پیکرت رفت

 

عمامه و خُود و سپر ،شمشیر، حتی

در آن هیاهو یادگار مادرت رفت 

 

ترکیب انگشتان دستانت به هم خورد

وقتی به دست ساربان انگشترت رفت

 

باور ندارم قسمتی از مقتلت را

باور ندارم که اسارت خواهرت رفت

 

دیگر چرا در آن بیابان پیکرت ماند ؟؟

دیگر چرا در مطبخ  خولی سرت رفت...

 

یادت میاید دفن کردی اصغرت را ؟؟

بر روی نیزه ها چرا پس اصغرت رفت؟؟

 

حالا که نزدیک فراتی...با خبر باش!!

از کربلا لب تشنه آخر دخترت رفت...




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


راوی نوشت روی تنت پا گذاشتند

سر را جدا نموده و تن را گذاشتند

 

آقا بگو که بی صفتان روی پیکرت

جایی برای بوسه ی زهرا گذاشتند؟؟

 

نزدیک عصر بود که زینب اسیر شد

نزدیک عصر بود تورا جا گذاشتند

 

رفتند و پیکری که به خون شد خضاب را

بر روی خاک در دل صحرا گذاشتند

 

بخشیدی از کرامت خود هرچه داشتی

یک بوریا برای تو اما گذاشتند

 

قبل از تنور خولی و آن شاخه ی درخت

راس تو را درون کلیسا گذاشتند

 

تا خون کنند قلب رباب حزینه را

گهواره را برای  تماشا گذاشتند

 

در گوشه ی خرابه همه هستی تورا

سیلی زدند و بی کس و تنها ،گذاشتند...




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


خنجر رسید از راه حنجر را ببُرِّد

در پیش چشم فاطمه سر را ببُرَّد

 

خنجر ولی کار بریدن را رها کرد

از بوسه گاه مادرش زهرا حیا کرد

 

تا منصرف آن خنجر از زیر گلو شد

با یک لگد سالار زینب پشت و رو شد

 

 قاتل گرفت از گیسویش در روز روشن

وقتی فرو شد دشنه ای بر پشت گردن...

 

...با ضربه ی اول شبیه محتضر شد

در زیر چکمه تشنگی اش بیشتر شد

 

با ضربه ی دوم دوباره دست و پا زد

خیلی به زحمت مادر خود را صدازد

 

با ضربه ی سوم که قصد حنجرش کرد

بالای سر زهرای هجده ساله غش کرد

 

با ضربه ی چهارم محاسن غرق خون شد

فرزند زهرا حا و سین و یا و نون شد

 

با ضربه ی پنجم به جانش رعشه افتاد

روی زمین پا می کشید_ ای داد بی داد _

 

مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست

شش ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست؟

 

با ضربه ی هفتم شبیه شیرخواره

آمد صدای خس خس از حلقوم پاره

 

با ضربه ی هشتم که دل از خواهرش کند

زینب میان خیمه ها مو از سرش کند

 

مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست

نُه ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست ؟

 

مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست

ده ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست ؟

 

وقتی نمی بُرد بیا و دست بردار

آقای ما را ذبح کردی یازده بار

 

با ضربه ی آخر که جانش بر لب آمد

دیگر صدای ضجه های زینب آمد

 

با ضربه ی آخر سرش از تن جدا شد

از پنجه های شمر گیسویش رها شد

 

با ضربه ی آخر سری افتاد بر خاک

پهلوشکسته مادری افتاد بر خاک

 

با ضربه ی آخر همه کل می کشیدند

در پیش چشم فاطمه کل می کشیدند

 

با ضربه ی آخر غم خواهر همین بود

کلی رگ پاشیده از هم بر زمین بود

 

با ضربه ی آخر که جان از پیکرش رفت

با کیسه ای خولی به دنبال سرش رفت

 

با بغض حیدر ؛ بغض زهرا سر بریدند

با حوصله آقای ما را سر بریدند 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


پیش نگاهم که ز زین پیکرت افتاد

گوشه ی گودال ز پا مادرت افتاد

 

شمر نشست تا که روی سینه ی تو با

خنجر کندی به جان حنجرت افتاد

 

تیره هوا ، سرخ زمین ، خون به دلم شد

تا که ز جسم تو حسین جان سرت افتاد

 

بی کفنی...؟! باشد ، عبا و زرهت کو ؟

پیرهن پاره مگر از برت افتاد ؟

 

نیمه ی شب ساربان به قصد چه آمد ؟

قطع شد انگشت تو...؟ انگشترت... افتاد...؟

 

وای بمیرم برای غیرت چشمت

چشم حرامی به رخ خواهرت افتاد

 

کاش سر نیزه علمدار نبیند

معجری از روی سر دخترت افتاد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


آن تندباد تیر، بگو با تنت چه کرد؟

با قلبِ مثل آینه‌ی روشنت، چه کرد؟

 

وقتی که عرش را به تلاطم کشیده است،

با ما، ببین که روضه‌ی افتادنت چه کرد

 

می‌گفت روضه‌خوان: که تنت غرق تیر بود

هر تیر، واژگون که شدی، با تنت چه کرد؟

 

افتادی و سه ساله خبر دارد و خدا

بر خاک، سنگ، با رخِ بی‌جوشنت چه کرد

 

انداخت این سه شعبه تو را، باغبان! ببین

با حلق نازکِ گل در گلشنت، چه کرد

 

جان داد خواهرت، به خدا! تا که دید، شمر

با چکمه، در کشاکشِ جان دادنت چه کرد

 

ای بوسه‌گاه مادر دریا، گلوی تو!

آن تیغ کُند، با رگ و با گردنت چه کرد

 

از حال رفت و بی‌رمق افتاد روضه‌خوان

دیگر نگفت از این‌که پس از کشتنت چه کرد

 

یا ایها العزیز! پس انگشترت کجاست؟

آن گله گرگ، با تن و پیراهنت چه کرد؟

 

لرزید آسمان، چو دویدند اسب‌ها

بر سینه زد رسول، مگر دشمنت چه کرد؟




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


از اسب واژگون شدی اما بلند شو

 خورشید خاک خورده ی صحرا بلند شو

 

 گیرم که شمر روی تن تو نشسته است

 بر هم بزن قواعد و از جا بلند شو

 

باجسم چاک چاک مزن چنگ روی خاک

تنها امید خیمه ی  زن ها بلند شو

 

دارند می زنند به تو پیر مرد ها

از دست شان بگیر عصا را بلند شو

 

تا اسب ها به روی تنت تاختند ،شمر

با ریشخند گفت :که حالا بلند شو!!!

 

 «از آب هم مضایقه کردند کوفیان»

ای تشنه ی مقطع الاعضا بلند شو

 

مادر رسیده آبرویش را بخر حسین

یک یاعلی بگو و ازین جا بلند شو

 

این خاک ها مناسب این خواب ناز نیست

 آتش گرفته خیمه ات آقا!! بلند شو!!...




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


من صاحبِ شأن و مقام و فرّ و جاهم

وقتی حسین بنِ علی، باشد پناهم

 

با گوشه‌چشمی، جرمِ عالَم را ببخشد

بگذار قدرِ یک جهان، باشد گناهم

 

در سایه‌سارِ مهرِ او لبریزِ نورم

من بی‌نگاهِ لطفِ او در قعرِ چاهم

 

هرگاه بینِ روضه‌ها، آهی کشیدم

بوی حریمِ کبریا می‌داد، آهم

 

یک‌بارِ دیگر، کربلا را گر نبینم

سودی ندارد دیگر این عمرِ تباهم

 

با دستِ خالی آمدم، فخرِ من اینست

مرثیه‌خوانِ روضه‌های قتلگاهم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/06/4 | 04:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


هر کجا روضه به پا شد منبرش خلوت نشد

این تنور گرمتان هم آخرش خلوت نشد

 

هر حسینیه است باب رحمت و خیر کثیر

هیچ وقت این آستان پشت درش خلوت نشد

 

روضه تعطیلی ندارد چونکه بانی فاطمه است

هیات ما با حضور مادرش خلوت نشد

 

کعبه باشد یک بهانه، هست صحنش فی قلوب

چه شلوغ است این حرم ازنوکرش خلوت نشد

 

این همان حِصن حَصین است،هربلایی آمده

هیچ وقت ارباب ماها محضرش خلوت نشد

 

خوش به حال آنکه عمرش صرف شد در نوکری

هست مشغول شماها و سرش خلوت نشد

**

یا اُخَیّ اِرجعی تا شد بلند از قتلگاه

بعد از این دیگر حسین دور و برش خلوت نشد

 

زیر تیر و سنگ و چوب و نیزه و شمشیرها

گُم شد و یک لحظه روی پیکرش خلوت نشد

 

هر کسی سهمی از این گودال بُرد و مَقتلش

تا به غارت رفتن انگشترش خلوت نشد

 

در میان ازدحام و حلقه ی نامحرمان

کوچه و بازار دورِ خواهرش خلوت نشد...




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/05/28 | 06:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


بودند دشمنان تو همدست می زدند

وقتی که شمر راه تورا بست می زدند

از روی اسب در دِلِ گودال قتلگاه

تو واژگون شدی و...همه دست می زدند!!!

 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/05/27 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-مناجات با خدا-شب جمعه


مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده

قرعه ی خونْ جگری بر جگرم افتاده

 

معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده

بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده

 

یک نفر نیست به دادِ من تنها برسد؟!

آنقدر دام گنه دور و برم افتاده

 

دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و

وسط معرکه دیدم سپرم افتاده

 

همه ی دار و ندارِ دل رسوای من است

این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده

 

حب زهرا من خسران زده را آدم کرد

بر زبانِ همه، حالا خبرم افتاده

 

دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم

روزی ام دست خدایان کرم افتاده

 

بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم

به سرم شور نجف، شور حرم افتاده

 

هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که

سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده

 

تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد

باده ی نابْ هم آخر ز سرم افتاده

 

روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا

به سوی مجلسِ روضه گُذرم افتاده

 

مادری مویْ پریشان به حرم آمد و گفت:

خنجری کُند به جان پسرم افتاده

 

چقدر چشمِ طمع بر زره و پیرهنِ

تشنه ی در دلِ خونْ غوطه ورم افتاده




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مناجات با خـدا، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 07:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات- گودال قتلگاه - شب جمعه


آن دم که دیدنت دُرِ نایاب می شود

تنها نصیب من ز تو یک خواب می شود

 

داری برای من پدری می کنی حسین

قلبم از این محبت تو آب می شود

 

هر کس نسوخت در غم عظمای کربلا

دریا بدون موج چو مرداب می شود

 

فهمیده ام ز خون شهیدان راه تو

نوکر فدای حضرت ارباب می شود

 

وقتی که اشک روضه ی تو ریخت بر دلم

شب های قلب من شب مهتاب می شود

 

شب های جمعه یاد حرم ،یاد کربلا

دل های عاشقان تو بی تاب می شود

 

از اتحاد نیزه و شمشیر و تیر و تیغ

گودال قتلگاه چو گرداب می شود

 

بعد از  تمام گشتن ذبح عجیب تو

غارت نمودنِ بدنت باب می شود...

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 06:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-شهادت-استقبال از ماه مبارک رمضان


در راه عشق می خرم از جان بلای تو

خلقی اسیر حلقه ی زلف دو تای تو

دلها صفا گرفته همی از صفای تو

عالَم پناه می طلبد از سرای تو

خونِ خدا تویی و خدا خونبهای تو

ای روز و شب دخیلِ غمت روزگار ما

روشن به ذکرِ نامِ تو ‌شد، شامِ تارِ ما

ای داده آبرو تو به ما، اعتبارِ ما

تنها تو رهنمای طریقی و یارِ ما

هر صبح و شام، ذکرِ لب ِ ما ثنای تو

بانی اشک، علّت شور و نوا، حسین

مشکل گشای دردِ دلِ بی دوا، حسین

عبدِخدا و فانی راهِ خدا حسین

کشتی عشق، راهِ نجات از بلا حسین

اسلام را بقا ز تو و کربلای تو

گفتی که اشکِ دیده ی ما مرهم ِ غم است

هرچه کنیم گریه به پای غمت، کم است

تنها نه یک دهه، همه سالَم مُحرّم است

عُمرِ مفید، وقفِ تو بودن دمادم است

واللّهِ نیست در دل ما جز هوای تو

عُمری به پای روضه ی تو کارم آه بود

کارم عزا برای شهِ بی سپاه بود

از لطفِ دوست، اشک دو چشمم به راه بود

همواره آرزوی منِ روسیاه بود

کی قسمتم شود که بمیرم برای تو ؟

ماه دعا و ماه نیایش رسیده است

وقت مُجیر و ذکر و ستایش رسیده است

وقت نگاهِ لطف و نوازش رسیده است

کارِ دلم دوباره به خواهش رسیده است

محتاج یک نگاه توأیم و عطای تو

روزی که گشت غرقه به خون آن رُخ چوماه

اهل حرم اسیر حرامی و بی پناه

زینب به سرزنان ز روی تَل کشید آه

از زیر نیزه های شکسته به قتلگاه

آمد به گوش زینب کبری صدای تو




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/4 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


دست و پا می زدی و خواهر تو

بین گودال دست و پا گم کرد

تیغ ها در طواف جسم تواند

کعبه را بین اشقیا گم کرد

 

گفت زینب که سهم دارم من

از تنی که به خاک افتاده

جسم او را به خاک و خون نکشید

این چنین شد که او تو را گم کرد

 

شمر می گفت با تنش چه کنیم؟

پیرمردی عصا زنان آمد

بی حیایی به خیمه حمله نمود

و سنان بود که دعا گم کرد

 

قد زینب کمان شدست اگر

علتش شد کمان ابروی تو

تیر ها از کمان رها می شد

و تورا بین تیر ها گم کرد

 

روی تل دید زینب کبری

آن تنی را که غرق تیر شده

روی تل دید مادری را که

 در جوانی ضعیف و پیر شده

 

روی تل دید عده ای نامرد

 سمت گودال خون سرازیرند

دید بعد از عموی تشنه لبان

بزدلان در مصاف چون شیرند

 

دید زلفی که در کشاکش باد

نغمه ی ظلم را بنا کرده

دید آن خنجری که سر را از ،

پیکر شاه دین جدا کرده

 

دید شخصی که با صدای رسا

نعره می زد نبرد مغلوب ست

دید در قتلگاه بر سر آن

پیرهن کهنه ی تو آشوب است

 

دید انگشتر عقیق یمن

در نمی آید و درخشان است

دید یک جفت چکمه در دست

یک حرامی مست دیوانه ست

 

هر کسی از تن غریب حسین

یادگاری کمی به غارت برد

آی ...مردم به روی آن تل بود

که عقیله هزار مرتبه مرد




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


دلت می لرزد از فریادهای آخرم برگرد

دلم می لرزد از خون گریه های خواهرم برگرد

مرا بگذار در گودال با سر نیزه ها تنها

نبینی نیزه کاری تا شود بال و پرم برگرد

برو جان تو و جان صلابت های معجرها

تویی بعد از من و عباس امید حرم برگرد

نگاهت را بگیر از چشم های من خداحافظ

ببین که شمر پرسه می زند دور و برم برگرد

نفس هایم به آخر میرسد طاقت نداری تو

ببینی کُندی خنجر به زیر حنجرم برگرد

برایت سخت خواهد بود از نزدیک این صحنه

چه خواهد کرد تاب پنجه با موی سرم برگرد

هنوز از ضربه هایش چند تای دیگری مانده

شده وقت حسینم وا حسین مادرم برگرد

گلی گم کرده بودی گر که امشب در دل صحرا

بیا گودال دنبالش بیا با دخترم برگرد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ای وای بر گودال

آخر حسین بن علی افتاد در گودال

 

چیزی نماند از او

وقتی تمام پیکرش شد بخش بر گودال

 

آمد به استقبال

با تیغ و تیر و نیزه و حتی تبر گودال

 

میرفت زیر خاک

جان پدر در پشت خیمه جسم در گودال

 

سر روی نیزه رفت

تن مانده، پس شد مبتدا نیزه خبر گودال

 

زینب اذیت شد

در کوچه های شام اما بیشتر گودال

 

**

 

زهرا قدش خم شد

وقتی که گیسوی حسینش نامنظم شد

 

خولی به راه افتاد

اما سنان با نیزه ای بر او مقدم شد

 

شمر از نفس افتاد

تا ضربه های خنجر کندش دمادم شد

 

تنها نه سر را برد

قدر مسلم بیش از اینها از تنش کم شد

 

او رحمت الله است

لطفش نصیب دست شوم ساربان هم شد

 

یک پیرمرد آمد

اوضاع جسمش با عصای او چه درهم شد

 

**

خواهر رسید از راه

ناموس حق از بین یک لشکر رسید از راه

 

وقت وداع آمد

وقت جدایی دل از دلبر رسید از راه

 

ای خاک بر فرقم

شاعر نگو که حرف یک معجر رسید از راه

 

بحث اسارت شد

آنچه نباید میشد آخرسر رسید از راه

 

دختر دلش لرزید

تا در دل شب زجر زجرآور رسید از راه

 

*

با سر رسید از راه

بابا برای شادی دختر رسید از راه

 

 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


وقتی همه زمین و زمن زیر و رو شود

زیر سم ستور بدن  زیر و رو شود

بی سر که شد مقطع الأعضای کربلا

پس مابقی نیمه ی تن زیر و رو شود

چیزی نمانده بود دهن وا کند زمین

تا گفت : زیر نیزه دهن زیر و رو شود

فریاد یا أخاه شنید و به خویش گفت

پس خیمه گاه خواهرمن زیر و رو شود

از لابلای خنجر و شمشیر و نیزه دید

اندام نوجوان حسن زیر و رو شود

خاتم چو می مکید سلیمان کربلا

زیر لگد عقیق یمن زیر و رو شود

در زیر آفتاب ، تنی که سه روز وشب

مانده بدون غسل وکفن زیر و رو شود

این دست و پای زخمی زنها و بچه ها

چون بسته شد بدست رسن زیر و رو شود

ساقی که نیست ، حمله و غارت عجیب نیست

معجر که هیچ زینت زن زیر و رو شود




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


وقتی که برگرداند با پا پیکرت را

وقتیکه میبرید لب تشنه سرت را

سالار من هر کار میکردم نمیشد

بیرون کشم از بین مقتل مادرت را




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ته گودال پیکرش افتاد

پیش چشمان خواهرش افتاد

نیزه ای رفت سمت پهلویش

ناگهان یاد مادرش افتاد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


آدم میان روضه سبکبال می شود

مست می محول‌الاحوال می شود

بزم عزا بهشت زمین است و آسمان

از دیدن بهشت زمین لال می شود

بال عروج ماست سلام علی‌الحسین

روضه برای روح پر و بال می شود

شادی واقعی ست دم یاحسین ما

با یاحسین، فاطمه خوشحال می شود

چشمی که بود کاسه‌ی خون بین روضه‌ها

جای قدوم کشته‌ی گودال می شود

گودال‌قتلگاه چه با اهل‌بیت کرد

یک کاروان الف ز غمش دال می‌ شود

از قتلگاه زینب کبری دو داغ دید

بالای تل دو مرتبه بی‌حال می‌ شود

هم سینه ی حسین لگدمال شمر شد

هم زیر سم اسب لگد‌مال می شود




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


او تمام اثرش را به زمین میكوبید

تشنه بود و جگرش را به زمین میكوبید

دست و پا میزد و هِی مادر مادر میكرد

بی حیایی كمرش را به زمین میكوبید

پنجه ی شمر محاسن كه برایش نگذاشت

بس كه نامرد سرش را به زمین میكوبید




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


مقتل به فصل ذبح عظیم خدا رسید

راوی داستان به غروب منا رسید

پیچید بانگ «هَل مِن» مردی میان دشت

او یار خواست لشگر تیر از هوا رسید

افتاد بر زمین تن مجروح آفتاب

باد مخالف آمد و ابر بلا رسید

بازی تیر و نیزه و خنجر تمام شد

وقت هنرنمایی سنگ و عصا رسید

از تل زینبیه سرازیر شد زنی

آری رسید خواهرش اما کجا رسید

جایی که حنجری شده درگیر خنجری

جایی که جان او به لب تیغ ها رسید

جشن است! دور هلهله‌ ها هم گذشت و حال

هنگام پایکوبی اسبان فرا رسید

برگشت ذوالجناح ولی شاه برنگشت

ساحل گریست، کشتی بی ناخدا رسید




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات