حضرت زینب(س)-مصائب


دست و پا می زدی و خواهر تو

بین گودال دست و پا گم کرد

تیغ ها در طواف جسم تواند

کعبه را بین اشقیا گم کرد

 

گفت زینب که سهم دارم من

از تنی که به خاک افتاده

جسم او را به خاک و خون نکشید

این چنین شد که او تو را گم کرد

 

شمر می گفت با تنش چه کنیم؟

پیرمردی عصا زنان آمد

بی حیایی به خیمه حمله نمود

و سنان بود که دعا گم کرد

 

قد زینب کمان شدست اگر

علتش شد کمان ابروی تو

تیر ها از کمان رها می شد

و تورا بین تیر ها گم کرد

 

روی تل دید زینب کبری

آن تنی را که غرق تیر شده

روی تل دید مادری را که

 در جوانی ضعیف و پیر شده

 

روی تل دید عده ای نامرد

 سمت گودال خون سرازیرند

دید بعد از عموی تشنه لبان

بزدلان در مصاف چون شیرند

 

دید زلفی که در کشاکش باد

نغمه ی ظلم را بنا کرده

دید آن خنجری که سر را از ،

پیکر شاه دین جدا کرده

 

دید شخصی که با صدای رسا

نعره می زد نبرد مغلوب ست

دید در قتلگاه بر سر آن

پیرهن کهنه ی تو آشوب است

 

دید انگشتر عقیق یمن

در نمی آید و درخشان است

دید یک جفت چکمه در دست

یک حرامی مست دیوانه ست

 

هر کسی از تن غریب حسین

یادگاری کمی به غارت برد

آی ...مردم به روی آن تل بود

که عقیله هزار مرتبه مرد




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


دلت می لرزد از فریادهای آخرم برگرد

دلم می لرزد از خون گریه های خواهرم برگرد

مرا بگذار در گودال با سر نیزه ها تنها

نبینی نیزه کاری تا شود بال و پرم برگرد

برو جان تو و جان صلابت های معجرها

تویی بعد از من و عباس امید حرم برگرد

نگاهت را بگیر از چشم های من خداحافظ

ببین که شمر پرسه می زند دور و برم برگرد

نفس هایم به آخر میرسد طاقت نداری تو

ببینی کُندی خنجر به زیر حنجرم برگرد

برایت سخت خواهد بود از نزدیک این صحنه

چه خواهد کرد تاب پنجه با موی سرم برگرد

هنوز از ضربه هایش چند تای دیگری مانده

شده وقت حسینم وا حسین مادرم برگرد

گلی گم کرده بودی گر که امشب در دل صحرا

بیا گودال دنبالش بیا با دخترم برگرد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ای وای بر گودال

آخر حسین بن علی افتاد در گودال

 

چیزی نماند از او

وقتی تمام پیکرش شد بخش بر گودال

 

آمد به استقبال

با تیغ و تیر و نیزه و حتی تبر گودال

 

میرفت زیر خاک

جان پدر در پشت خیمه جسم در گودال

 

سر روی نیزه رفت

تن مانده، پس شد مبتدا نیزه خبر گودال

 

زینب اذیت شد

در کوچه های شام اما بیشتر گودال

 

**

 

زهرا قدش خم شد

وقتی که گیسوی حسینش نامنظم شد

 

خولی به راه افتاد

اما سنان با نیزه ای بر او مقدم شد

 

شمر از نفس افتاد

تا ضربه های خنجر کندش دمادم شد

 

تنها نه سر را برد

قدر مسلم بیش از اینها از تنش کم شد

 

او رحمت الله است

لطفش نصیب دست شوم ساربان هم شد

 

یک پیرمرد آمد

اوضاع جسمش با عصای او چه درهم شد

 

**

خواهر رسید از راه

ناموس حق از بین یک لشکر رسید از راه

 

وقت وداع آمد

وقت جدایی دل از دلبر رسید از راه

 

ای خاک بر فرقم

شاعر نگو که حرف یک معجر رسید از راه

 

بحث اسارت شد

آنچه نباید میشد آخرسر رسید از راه

 

دختر دلش لرزید

تا در دل شب زجر زجرآور رسید از راه

 

*

با سر رسید از راه

بابا برای شادی دختر رسید از راه

 

 




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/18 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


وقتی همه زمین و زمن زیر و رو شود

زیر سم ستور بدن  زیر و رو شود

بی سر که شد مقطع الأعضای کربلا

پس مابقی نیمه ی تن زیر و رو شود

چیزی نمانده بود دهن وا کند زمین

تا گفت : زیر نیزه دهن زیر و رو شود

فریاد یا أخاه شنید و به خویش گفت

پس خیمه گاه خواهرمن زیر و رو شود

از لابلای خنجر و شمشیر و نیزه دید

اندام نوجوان حسن زیر و رو شود

خاتم چو می مکید سلیمان کربلا

زیر لگد عقیق یمن زیر و رو شود

در زیر آفتاب ، تنی که سه روز وشب

مانده بدون غسل وکفن زیر و رو شود

این دست و پای زخمی زنها و بچه ها

چون بسته شد بدست رسن زیر و رو شود

ساقی که نیست ، حمله و غارت عجیب نیست

معجر که هیچ زینت زن زیر و رو شود




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


وقتی که برگرداند با پا پیکرت را

وقتیکه میبرید لب تشنه سرت را

سالار من هر کار میکردم نمیشد

بیرون کشم از بین مقتل مادرت را




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ته گودال پیکرش افتاد

پیش چشمان خواهرش افتاد

نیزه ای رفت سمت پهلویش

ناگهان یاد مادرش افتاد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


آدم میان روضه سبکبال می شود

مست می محول‌الاحوال می شود

بزم عزا بهشت زمین است و آسمان

از دیدن بهشت زمین لال می شود

بال عروج ماست سلام علی‌الحسین

روضه برای روح پر و بال می شود

شادی واقعی ست دم یاحسین ما

با یاحسین، فاطمه خوشحال می شود

چشمی که بود کاسه‌ی خون بین روضه‌ها

جای قدوم کشته‌ی گودال می شود

گودال‌قتلگاه چه با اهل‌بیت کرد

یک کاروان الف ز غمش دال می‌ شود

از قتلگاه زینب کبری دو داغ دید

بالای تل دو مرتبه بی‌حال می‌ شود

هم سینه ی حسین لگدمال شمر شد

هم زیر سم اسب لگد‌مال می شود




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


او تمام اثرش را به زمین میكوبید

تشنه بود و جگرش را به زمین میكوبید

دست و پا میزد و هِی مادر مادر میكرد

بی حیایی كمرش را به زمین میكوبید

پنجه ی شمر محاسن كه برایش نگذاشت

بس كه نامرد سرش را به زمین میكوبید




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


مقتل به فصل ذبح عظیم خدا رسید

راوی داستان به غروب منا رسید

پیچید بانگ «هَل مِن» مردی میان دشت

او یار خواست لشگر تیر از هوا رسید

افتاد بر زمین تن مجروح آفتاب

باد مخالف آمد و ابر بلا رسید

بازی تیر و نیزه و خنجر تمام شد

وقت هنرنمایی سنگ و عصا رسید

از تل زینبیه سرازیر شد زنی

آری رسید خواهرش اما کجا رسید

جایی که حنجری شده درگیر خنجری

جایی که جان او به لب تیغ ها رسید

جشن است! دور هلهله‌ ها هم گذشت و حال

هنگام پایکوبی اسبان فرا رسید

برگشت ذوالجناح ولی شاه برنگشت

ساحل گریست، کشتی بی ناخدا رسید




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ای گل به یاس پرپر تو خنده می کنند

بنگر همه برابر تو خنده می کنند

یک مشت داغدیده زنی لشکر تواند

یک لشکری به لشکر تو خنده می کنند

ازخیمه تا به مقتل تو میخورم زمین

خیزو ببین به خواهر تو خنده می کنند

برهم نشان دهند همه دختر تو را

یک عده ای به دختر تو خنده می کنند

جسم تو رفت با سم مرکب به هرطرف

حالا همه به پیکر تو خنده می کنند

شد ریش ریش گردنت از خنجر عدو

برپاره های حنجر تو خنده می کنند

سر روی دست قاتل و زهرا کشید آه

برناله های مادر تو خنده می کنند




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


لحظه های آخر است دیگر

هرکسی هر چه داشت رو میکرد

پیرمردی سنگ می آورد

و یکی نیزه را فرو میکرد

دیگری پاره های جسمش را

تیر میزد و رفو میکرد

ویکی هم گرفته پیکان را

در دهان و در گلو میکرد

یک ضریح دیده اند پنداری

هرکسی حاجتی از او میکرد

بهترین جایزه ها را شاید

شمر نامرد آرزو میکرد

از همه بی آبرو تر بود

آنکه او را پشت و رو میکرد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


روی جسم درهمت رفتند با پا یک به یک

نیزه ها می رفت در جسم تو گویا یک به یک

تا حسینم را کسی عریان نبیند روی خاک

می گرفتم چشم های دختران را یک به یک

یک نفر دستش عبا بود و یکی عمامه ات

دشمنت سهم خودش را برد آنجا یک به یک

من نمیدانم تو با اینها چه ها کردی مگر

چون که می خندد بر حال تو و ما یک به یک

تا تو را کشتند سوی ما هجوم آورده اند

  زیور آلات مرا بردند آنها یک به یک




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


در قتلگاه بود و به دستش سپر نداشت

یعنی برای جنگ توانی دگر نداشت

جسم تمام اهل حرم را به خیمه برد

اما برای یاری خود یک نفر نداشت

زینب برای یاری اش آمد به روی تل

هرقدر گریه کرد در آنان اثر نداشت

مادر میان گودی گودال بود و شمر

بر روی سینه رفت …!گمانم خبر نداشت

آن پیرمرد پست اگر با عصای خود

بر جسم چاک چاک نمی زد ضرر نداشت

جاماندن رقیه درین دشت پر بلا

هرگز بعید نیست چرا که پدر نداشت

فهمید دخترش که به غیر از فراز نی

بابای داغ دیده به جایی سفر نداشت




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


روضه می خوانم از زبان کسی

که خودش داغ کربلا دیده

در حوالیِ قتلگاه حسین

خولی و شمر بی حیا دیده

 

باقرالعلم اینچنین فرمود

جدّ ما را به پنج حربه زدند

لشگری با تمام بی رحمی

به غریبی هزار ضربه زدند

 

یک نفر با هجوم شمشیرش

عده ای با هزار سر نیزه

بر تنش زخم بی شماره نشست

تیر بر تیر نیزه در نیزه

 

یوسف افتاد بین صدها گرگ

پنجه هایی پلید چنگش زد

آنکه بی تیر بود و بی نیزه

از همان راه دور سنگش زد

 

یوسف افتاد بی رمق در خاک

پیش چشم اله و محبوبش

بی حیایی رسید و با کینه

زد به زخم حسین با چوبش

 

دادِ زینب بلند شد اینجا:

پسر مادر مرا نزنید

تن صد چاک و بی دفاعش را

دیگر اینگونه با عصا نزنید

 




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


عرش افتاده در ته گودال

آفتاب و قمر ته گودال

وسط لشگری ز حرمله ها

یک نفر بی سپر ته گودال

حجم گودال کوچک است، اما

ریخته ده نفر ته گودال

همه دشت از عطش می‌سوخت

از همه بیشتر ته گودال ...

هر چه در کوفه بوده اینجا هست

سنگ...نیزه...تبر...ته گودال

تا به یک نیزه تکیه کرد، آمد ...

ضربه‌ای بی خبر ته گودال

قبل خون سر و لب و سینه

ریخت خون جگر ته گودال

من که (إنا الیه) خواهم خواند

برود شمر اگر ته گودال

پر شده دشت از تمام تنش

ولی افتاده سر ته گودال

بعدازآن نعل‌های تازه دگر ...

پیکری نیست در ته گودال ...

کودکی عصر واقعه جان داد

دید بی سر ... پدر ... ته گودال




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


روی جسمَش نیزه و تیر و سِنان افتاده بود

زیر خنجر سر پناه کاروان افتاده بود

شمر،باچَکمه به روی سینه اش می ایستاد

در کنارش مادری قامت کمان افتاده بود

جای خود را با لَگَد های سَنان تعویض کرد

خنجر کُندی که دیگر از توان افتاده بود

یادگار مادر او را به غارت برده اند

جامه ی شاهی به دست این و آن افتاده بود

شمر از گودال بیرون آمد و از بخت بد

برق انگشتر به چشم ساربان افتاده بود

نعل ها طوری عمل کردند که از پیکرش

گوشه ی گودال قدری استخوان افتاده بود

در نگاه تار او اهل حرم می سوختند

قرعه ی آتش به نام کودکان افتاده بود

روی نیزه بستن سَر، کار آسانی نبود

از قضا این کار، دست کاردان افتاده بود

بارش ظلمت بیابان را به خون آغشته کرد

بر زمین آیات ناب آسمان افتاده بود

**

دخترش کنج خرابه ناگهان تبخال زد

چون که یاد ضربه های خیزران افتاده بود ...




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


به بسم الله در گودال می رفت

الف قامت ولی چون دال می رفت

دل صیاد دائم شاد می شد

که کم کم صید او از حال می رفت




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


کینه ها چون بود مادرزاد...آمد مادرت

کردی از پهلویِ او تا یاد...آمد مادرت

غربت و تنهایی ات بر هیچکس پوشیده نیست

تا نباشی هیچ دشمن-شاد...آمد مادرت

حُرمتِ خونت حلالِ عدّه ای لقمه حرام

کشتنت چونکه نبود ایراد...آمد مادرت

ضربهٔ شمشیر کاری بود و روی پیکرت

اولین زخمی که شد ایجاد...آمد مادرت

شمر(لع) وقتی در دلِ گودال، محکم پا گذاشت

گفت تا که «هر چه باداباد»...آمد مادرت

عرش تا فریاد زد ای وای بر روی زمین-

زینت دوش نبی افتاد...آمد مادرت

تشنه بودی! بر گلویت رویِ خاکِ کربلا

تا به جای آب، خنجر داد...آمد مادرت

قتلگاهت شد شلوغ و پیکرت از حال رفت

آسمان دق کرد و زد فریاد...آمد مادرت

ای زبانم لال، کو پیراهن و انگشترت

کو «سرت»؟! شد غارتت آزاد...آمد مادرت

این طرف میگفت با گریه «بنیَّ»؛ آن طرف

رفت تا که خیمه ها بر باد...آمد مادرت!




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


و الشّمر جالسٌ نفس انبیا گرفت

خورشید تیره گشت و دوباره هوا گرفت

دارد تمام عرش خدا می خورد زمین

و الشمر جالسٌ همه عالم عزا گرفت

والشمر جالسٌ همه جا زیر و رو شده

خنجر به روی حنجر آقای ما گرفت

و الشمر جالسٌ تن صد چاک روی خاک

و الشمر جالسٌ نفس مصطفی گرفت

زهرا کنار گودی گودال آمده

و الشمر جالسٌ دل خیرا النسا گرفت

و الشمر جالسٌ سر او را گرفت و بعد ...

زینب به روی تل دم وا احمدا گرفت

زینب به روی تل به سر و سینه می زند

آنقدر ناله زد نزنیدش، صدا گرفت




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


بالای سرت رسید و دستش پُر بود

از کندی خنجر خودش دلخور بود

مردی که پس از کشتن تو در دستش

یک روسری و مقنعه و چادر بود




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


آنانکه در قتال به شدت شتافتند

با هتک حرمتت به حریمت شتافتند

تا بر سرت اراذل و اوباش ریختند

جمعی به خیمه بهر غنیمت شتافتند

تو از نفس فتادی و تازه نفس رسید

رزازها سواره به جسمت شتافتند

زد نعره ابن سعد که خونش مباح شد

یک عده بی حیا به اطاعت شتافتند

والشمرُ جالسُن،،، نه فقط شمر بی حیا

رجاله ها به اوج شقاوت شتافتند

از لابلای خنجر و شمشیر و نیزه ها

شِن های تیز هم به عداوت شتافتند

حالا خیالشان ز علمدار راحت است

یک عده بی هوا به خیامت شتافتند

دستان پُر ز سیلی و پاهای پُر لگد

دنبال کودکان به قساوت شتافتند

ای وایِ من، که چادر زنها کشیده شد

نامردها به قصد جسارت شتافتند

ناموس فاطمه همه فریاد میزدند

حالا فرشته ها به اعانت شتافتند




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


بین گودال پیکری گم شد

یادگاری مادری گم شد

آن قدر تیر و تیغ ونیزه زدند

که در آن بین خنجری گم شد

مثل الماس هزار تکه شدی

تکه‌هایی ز گوهری گم شد

تا به ده اسب نعل تازه زدند

تا چهار فرسخی پری گم شد

حرف انگشتری وسط نکشید

هدیه سرخ خواهری گم شد

روی نیزه سری نمی‌شد جا

بین هجده سنان سری گم شد

حمله کردند و امر شد به فرار

وسط دشت دختری گم شد

تا یکی را نجات داد عمه ...

خبر آمد که دیگری گم شد

حمله کردند، هر چه شد بردند

ناگهان چند معجری گم شد

ناله می‌زد رباب پی در پی

گاهواره ز اصغری گم شد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/17 | 04:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-گودال قتلگاه


قلبی که با حضور شما پا نمی شود

محبوب خانواده ی زهرا نمی شود

انسان بی حسین چو بیمار لاعلاج

دردش به هیچ وجه مداوا نمی شود

عین هزار سال رکوعش قبول نیست

قدی که سمت کرببلا تا نمی شود

تنها نه اینکه زنده کند مرده را حسین

بی مهر او مسیح، مسیحا نمی شود

همچون رسالتی که روی دوش مصطفاست

جز او کسی به دوش نبی جا نمی شود

روزی به روی سینه ی احمد نشسته بود

امروز، شمر از بدنش پا نمی شود

می خواست از گلو سر او را جدا کند

خیلی تلاش می کند... اما نمی شود

جز آن که از قفا ببرد از حسین سر

از کار قاتلش گرهی وا نمی شود




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/07/9 | 01:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


این قدر بر دلم شرر نزنید

داغ جانسوز بر جگر نزنید

سر بریدید از تن سروم

باز بر ساقه اش تبر نزنید

عمه ام آمده، عقب بروید

به سر و صورتش سپر نزنید

پدرم گیر کرده در گودال

به تنش تیر این قدر نزنید

نیزه در پیکرش فرو نکنید

به تنش زخمِ بیشتر نزنید

مادرش هم به قتلگاه آمد

آه... ای قوم خیره سر ... نزنید




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/07/9 | 01:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


برای روضه همین بس که ناگهان زده اند

عزیز فاطمه را سنگ بی امان زده اند

فقط نه سنگ و نه نیزه که عده ای آن روز

به جسم خسته ی او زخم با زبان زده اند

نوشته اند جوانان به سریع و پی در پی

نوشته اند که پیران عصا زنان زده اند

برای روضه همین بس که بی رمق افتاد

برای روضه همین بس که همچنان زده اند

اگر که تیغ نبوده غلاف آوردند

اگر که تیر نبودست با کمان زده اند

چقدر زخم روی زخم روی زخم آمد

چقدر تیغ فراوان به استخوان زده اند

برای غارت معجر برای گهواره

به خیمه های اسیران کاروان زده اند

مصیبت است بگویم که عمه ی ما را

زبان که لال شود , خاک بر دهان ... زده اند

سری به نیزه بلند است وای از این غم

سری که بر سر نی بود را چنان زده اند

که چند بار سر از روی نیزه اش افتاد

و باز برسر نی پیش کودکان زده اند

برای آنکه سر از بین کودکان برود

اسیرها چقدر رو به این و آن زده اند

شکست ابروی او و شکست دندانش

و پاره شد لب او بس که خیزران زده اند

خرید جنس غنیمت چه رونقی دارد

در این میانه سری هم به ساربان زده اند




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/07/9 | 01:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ذوالجناح آمد و احوال به هم ریخته اش

ریخت بر هم حرم از یال به هم ریخته اش

صیحه زد زینب از اقبال به هم ریخته اش

کربلا مانده و گودال به هم ریخته اش

می دود زینب و می دید سنان می آید

شمر در معرکه لبخند زنان می آید

بین گودال شهنشاه جهان افتاده

دور او نیزه و شمشیر و کمان افتاده

سبط خاتم ولی از تاب و توان افتاده

چشم نرگس به شقایق نگران افتاده

وا علیا پسر فاطمه تنها مانده

وا نبیا وسط عهد شکن ها مانده

پیرهن چاک و بدن چاک و پر از زخم تنش

یک نفر آمده انگار سرِ پیرُهنش

از دم تیغ به هم ریخته نظم بدنش

با عصای خودت ای پیر تو دیگر مزنش

اشکها موج فشان بر دل ساحل بزنید

من چه گویم خودتان سر به مقاتل بزنید

شمر با خویش در آن باغچه خنجر آورد

پنجه اش را طرف زلف صنوبر آورد

ناله اهل حرم را به فغان در آورد

وای از آنچه که او بر سرِ حنجر آورد

امتحان سر شده و وقت قبولی شده است

حل این مسئله هم قسمت خولی شده است

سر و سامان جهان بر سر نی رفت سرش

پا به پایش به سرِ نیزه می آید پسرش

میخورد تاب در اطراف سر او قمرش

این سفر کرده خدایا به سلامت سفرش

مادر از دور به دنبال سرش می آید

بعد از اینها چه به روز پسرش می آید؟؟




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/07/9 | 01:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ناله بزن ؛ با ناله از گودال لشگر را ببر

زینب بیا ، این شمر با پا رفته منبر را ببر

چون مادر خود بر کمر چادر ببند ای شیر زن

از زیر دست و پای این مردم برادر را ببر

این فرصت پیش آمده دیگر نمیاید به دست

دامن کشان، دام‍ن بیاور با خودت سر را ببر

ناله بزن ، فریاد کن ؛ اما همه ش بی فایده است

 این شمر- از اینجا نخواهد رفت ؛ مادر را ببر

ای لشگر بی آبرو اینگونه عریانش مکن

پیراهنش را بر زمین بگذار ، معجر را ببر

انگشتری که ضربه خورده درنمیاید ز دست

جایش النگوی من و این چند دختر را ببر

من در میان این شلوغی خیمه را گم کرده ام

از بین نامحرم بیا عباس خواهر را ببر




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


نه تنها زخم‌ها بی‌التیام است

حدیث غربت او ناتمام است

میان قتلگاه افتاده اما

نگاه آخرش سوی خیام است

***

به موج خون رها در قتلگاهی

به سوی آسمان داری نگاهی

چه عرفانی‌ست ذکر آخر تو:

«الهی یا الهی یا الهی»




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


یکباره میان راه پایش لرزید

مبهوت شد، از بغض صدایش لرزید

زینب به چه خیره شد که اینگونه زمین

از ناله ی "وا محمدا"یش لرزید




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


لشکری آمده تا سهم غنیمت ببرد

از تنی غرقه به خون، جامه به غارت ببرد

از سراشیبی گودال سرازیر شدند

با هم از بختِ بد غائله درگیر شدند

بابت جنگ جمل کسب غرامت کردند

سر عمامه ی آقام قیامت کردند

دست از این پیرهن ارثیه بردار ، سنان

مادرش دوخته با زحمت بسیار ، سنان

خولی خیر ندیده چه خیالی داری ؟

کوفی چشم دریده چه خیالی داری ؟

خورجین دست گرفتی سرِ گودال چرا؟

مانده ای خیره بر این زخمیِ بد حال چرا ؟

حرمله زیر سر توست بولله ببین

پشت خیمه چقدر نیزه فرو رفته زمین

ساربان منتظر رفتن لشکر مانده

گوشه ای منتظر فرصت بهتر مانده

هر کسی سهم نبرده ست بهم می ریزد

بی نصیب از تن عریان، به حرم می ریزد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.