امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


دوباره روضه آخر خدا به خیر کند

دوباره داغ برادر خدا به خیر کند

دوباره بارش سنگ و دوباره پیشانی 

حدیث تیر مکرر خدا به خیر کند

دوباره خاطرۀ بوسه گاه پیغمبر

دوباره شمر ستمگر خدا به خیر کند

به روی سینه نشسته دوباره با خنجر

شروع می کند از سر خدا به خیر کند

یکی به روی بلندی یکی بر آن گودال

نشسته مادر و دختر خدا به خیر کند

دوباره حرمله و یک سه شعبه و آقا

که در می آورد از پر... خدا به خیر کند

دوباره تاختن اسب تازه نعل شده

به روی جسم مطهر خدا به خیر کند

دوباره سرقت خلخال و آتش و خیمه

دوباره غارت معجر خدا به خیر کند

سرش به دامن مادر خدا نصیب کند

شکسته پهلوی مادر خدا به خیر کند




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


دل من داغدار رفتن توست

به‌روی خاک این صحرا تن توست

تمام گرگ‌ها در قتلگاهند

چه دعوایی سر پیراهن توست




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


در مقاتل خوانده ام گودال غوغا شد، ولی

آن طرف تر بود غوغا... آن طرف تر... بر تلی

آسمان گو بر زمین آید ولی هرگز مباد

پیش چشم خواهری بر خاک و خون افتد یلی

قتلگاه زینب است این یا حسین ابن علی؟

قتلگاه زینب است این... یا حسین بن علی!

"حنجر" است این واژه یا "خنجر"؟ میان خط اشک

همچنان ناخوانده مانده صفحه های مقتلی




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


حسین، گیسوی با خون خضاب، دیده قدیم

به سمت صحنه ای آمد که خواب دیده قدیم

رها شد از زه، تیری که آب دیده قدیم

که او هر آنچه ببیند رباب،دیده قدیم

تمام آن چه شنیدیم، دیده است حسین

بخوان لهوف و ببین چه کشیده است حسین

به آب زد، به عطش زد، به آب و آتش زد

چه تیغ ها که عدو بر تن منقش زد

چقدر شعله که بر دامن سیاوش زد

فرات، گِل به سر و دست پشت دستش زد

به رو سیاهی ضرب المثل مضاعف گشت

حسین، تشنه لب چشمه رفت و تشنه گذشت

رسید روضه به جایی كه دیدنش سخت است

به حنجری كه یقیننا بریدنش سخت است

تنی كه مثله شود پاكشیدنش سخت است

صدای وای بنی شنیدنش سخت است

اگرچه سخت سرت را ولی جدا كردند

چنان كه فاطمه را از علی جدا كردند

همین كه تیر رها كرد تیغ می بُرد

رفیق می زند و نارفیق می برد

و بوسه گاهِ نبی را دقیق می برد

عمیق بوسه زده پس عمیق می برد

چنان پرنده كه هی بال را به هم زده است

صدای فاطمه گودال را به هم زده است

خدابخیر كند لحظه های اخر را

خدا بخیر كند رفتن برادر را

یكی بگیرد از ان دور چشم خواهر را

كه شمر بین دو دستش گرفته یك سر را

به نیزه زلف كمند است ساعتی دیگر

سری به نیزه بلند است ساعتی دیگر

بلند گفت یکی آن وسط، سرش با من

ولی مزاحممان است خواهرش، با من!

تو پا گذار به گودال، خنجرش با من

شروع کار قتال از تو، آخرش با من!

بریدن سر او مثل آب خوردن بود

جداشدن ز قفا، ظلم بر سر و تن بود

ز قتلگاه، اگر بوی سیب می آید

حبیبه ای به مزار حبیب می آید

صدای ناله ی زهرا عجیب می آید

که آخرین پسرم عنقریب می آید

در آن زمان سر خون حسین من جنگ است

به هر کجا بروید آسمان همین رنگ است




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


آه افتاد ماه در گودال

ماه افتاد آه در گودال

عمه با نیزه های دور تنت

ساخت یک بارگاه در گودال

بود پیراهنت سپید ولی

می شود راه راه در گودال

می شود راه راه بعد کبود

آخرش هم سیاه در گودال

ای بمیرم برای یک آقا

آمده یک سپاه در گودال

سر تو می رود فقط پایین

گاه در تشت گاه در گودال




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه- گودال از زبان مادرش


از آه خود شرر به دل ماسوا مزن

آتش به قلب مادر غم مبتلا مزن

لبهای تو کبود شده مثل بازویم

با این لب کبود مرا هی صدا مزن

حالا که آمدم ز تو این است خواهشم

تا من میان قتلگهم، دست و پا مزن

هرکس رسید ضربه زد، اما یکی نگفت

با سنگ میزنی، تو دگر با عصا مزن

با قرب حق به جانب گودال میزنی

رحمی کن و برای رضای خدا مزن

برسینه اش نشستی و بر او لگد زدی

پنجه براین محاسن از خون حنا مزن

هرضربه میزنی بزن ای بی حیا ولی

بر استخوان گردن او، بی هوا مزن




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/8 | 05:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


وای از این روضه که از آن شده دفتر خونین

روضه خوان خون به دل و مسجد و منبر خونین

مستمع جامه ی خود چاک زد از این ماتم

مادری لطمه به صورت زد و منبر خونین

روضه اینست که مابین دو تا نهر حسین

با لب تشنه زمین خورده و پیکر خونین

یک نظر کرد به خیمه، نظری کرد به آب

جگرش خون شده، پیکر شده یکسر خونین

نیزه ها بر تنش از هر طرفی می آیند

بسملی می شود این مرغ تن و پر خونین

یادش آمد که چطور اصغر او پرپر شد

صورتش هم شده با صورت اکبر خونین

در همین حول و لا شمر به گودال رسید

دشنه آورد برون، شد دل خواهر خونین

تیغ از سمت گلویش نبرید -اما شمر-

دید از حنجر مولا نشده سر خونین؛

عصبانی شد و با پا بدنش را چرخاند

بعد از آن بود که شد حنجر و خنجر خونین

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/07/21 | 01:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات روز عاشورا


دل من اگه نخونه، برا تو غزل ترونه

خودش اینو خوب میدونه، نباید دیگه بمونه

از خدا همیشه می خوام، که تو رو ازم نگیره

بکشه همیشه از دل، آتیش غمت زبونه

من یقین دارم که هر کس، برا تو روضه میگیره

دست مهر مادر تو، زده رو دلش نشونه

هرکسی میون روضه ت زمزمه داره دمش گرم

دعا خونه مادر تو برا هر کی نوحه خونه

هوا سرد سرده امّا، دل به یاد تو بهاره

تو رگای سینه زن هات، خون حنجرت روونه

هرکسی آتیش بگیره، میون روضه ی داغت

اونو آتیش جهنّم، نمیتونه بسوزونه

دل اهل آسمونا، همه روزه بی قرارت

شاهدم تنگ غروب و... رنگ سرخ آسمونه

ملکوتیا میمیرن، برای لبای خشکت

گل زخم و ذکر یا رب... زده از لبت جوونه

گرگا دورتو گرفتن... مادر تو ناله می زد

یوسف تشنه لب من! توی چاه پُرِ خونه

تنتو طواف کردن، نیزه دارای سواره

بگم آخرش رو یا نه... باقی روضه بمونه

زینب و با دست بسته، بعد تو اسیری بردن

دختر شیرخدا رو تا کجا برده زمونه!

با کبودی نگاهش، دخترت ازت میپرسید

چی شده لبت کبوده، جای چوبه خیزرونه؟!

***

با تشکر از شاعر گرامی 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  عصر عاشورا،  شام غریبان،  در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در کوفه،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/07/21 | 12:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


با لبان تشنه آن ساعت که افتادی به خاک

لَم تَقُل شیئا سِوا: قُم یا اخا! أدرِک اخاک !

مشک دور از دست گریان است و قدری دورتر

مانده بر صحرا لبی خندان و جسمی چاک چاک

عِندَما کُلُ یَرَونَ المَوتَ اَحلی مِن عَسَل

خاک گلگون را نمی شویند جز با خون پاک

کلُّ مَن فِی الموکبِ قالَ خُذینی یا سُیوف

تشنگان عشق را از جان فدا کردن چه باک؟

یَلمَعُ النُّور الذی سَمّاهُ مصباحَ الهُدی

تا قیامت می درخشد این چراغ تابناک

داوری عادل تر از تاریخ در تاریخ نیست

نور هرگز در شب ظلمت نمی گردد هلاک …




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 11:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


در معرض گرما به تماشا بدنش را

حتی ز تنش برد کسی پیروهنش را

بر نِی سر او جالس و بر تیرهٔ صحرا

کردند رها، از سرِ تحقیر تنش را

بر باد رود کون و مکان آه اگر که..

از باد بگیرند سراغ کفنش را

جا دارد اگر از نگهش سیل ببارد

آن دیده که کردند پر از خون دهنش را

گودال مجالِ سخن از شاه گرفت و...

خنجر ز جفا ذبح نموده سخنش را

ای وای اگر مادر آن کشته ببیند

در لُجهٔ خون حالت پرپر زدنش را




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 11:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


ساربان خواست که انگشتری ات را بِبَرد

دید بایست که انگشت تو را هم بِبُرد

سارقی خواست که غارت بکند پیرهنت

دست انداخت ،گریبان تو را هم بدرد

دیگری داشت به سر، نقشه ی عمامه تو

گفت شال کمرت را ز چه با خود نَبَرد

آن یکی گفت که در کوفه کسی حتماً هست

زره پاره و خونین تو را هم بخرد

اَخنس انگار مهیّای سرت بود ولی

شمر میخواست خودش از بدنت سر بِبُرد

گفت قاتل به سنان بن أنس با وحشت

چه کنم خنجر اگر حنجر او را نَبُرد

آخرالامر به رَزّازیِ تو تن دادند

گشت ده مرکب تازه نفس از روی تو رَد

خوب از حال که رفتی، به روی سینه نشست

گفت جز من چه کسی گندم ری را بخورد

جرعه ای آب ندادند و بریدند سرت

تشنه لب هیچ کسی سر ز غریبی نَبُرد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 11:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


شرم از شیون و از گریه ی ما کن بس کن

پشت و رویش نکن اینقدر حیا کن بس کن

با وضو مادر من شانه به مویش میزد

موی سلطان مرا شمر رها کن بس کن

ذبح کردن به خدا حکم و شرایط دارد

اینقدر ضربه نزن زود جدا کن بس کن

شمر فریاد نکش دخترکش میترسد

حرمله را کمی آرام صدا کن بس کن

خون در شیشه ی او را که ملائک بردند

لااقل رحم به این رخت و عبا کن بس کن

تو خودت نامه نوشتی که بیا کوفه حسین

پس به عهد و قسم خویش وفا کن بس کن

کشتن او به خدا حربه نمیخواهد که

به زمین خورده دگر ضربه نمیخواهد که




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 11:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


كار را یكسره كرد و پا شد

دور شد از همگان، تنها شد

مقتل انگار پر از غوغا شد

سر پیراهن او دعوا شد

روح از حنجر او زد بیرون

شمر از قتلگه آمد بیرون 

تا جدا شد سر شاه از بدنش

شمر ماند و دل غرق محنش

یادش آمد بدن بى كفنش

لرزه افتاد بر اعضاى تنش

بیشتر شد غم و دردش، هردم

با خودش گفت چه كارى كردم

سنگ با پیكر مولا ضد بود

نیزه در كار خودش وارد بود

سر او دست دو تا فاسد بود

خواهرش هم روى تل شاهد بود

كفن مادرى اش را بردند

آه، انگشترى اش را بردند

شمر هرچند كه نادم شده بود

تازه آغاز مراسم شده بود

خیمه خالى ز محارم شده بود

وقت تقسیم غنائم شده بود

حرمله سهم خودش را برداشت

خیمه هم بوی علی اصغر داشت

بین شان چهرۀ نامى بسیار

عالم فقه و كلامى بسیار

زن یكى بود و حرامى بسیار

پیش رو مردم شامى بسیار

كمر واژه از این غم خم شد

صحبت از زینب و نامحرم شد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 11:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


مقتل نوشته روی تنت پا گذاشتند

در زیر دست و پا ، زده ای دست و پا حسین

مقتل نوشته پیکر تو نرم گشته بود

با هر نسیم جسم تو شد جابجا حسین

مقتل نوشته حد حرم را چهل زراع

رفته تن بدون سرت تا کجا حسین

مقتل نوشته ضربه به پهلوی تو زدند

حتما  شبیه مادرتان بی هوا حسین

مقتل نوشته راس تو را بد بریده اند

چون از جلو بریده نشد از قفا حسین

مقتل نوشته دست به گیسوی تو زدند

یک عده گرگ های بی حیا حسین

مقتل نوشته دست تو از مچ بریده شد

با خنجری شکسته و با ضربه ها حسین

مقتل نوشته زیر گلو نحر گشته بود

پهنای نیزه شد به گلوی تو جا حسین

هر ضربه را برای رضای خدا زدند

شمشیر ، نیزه ، سنگ و حتی عصا حسین




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 11:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


کشمکش بهر پیروهن نکنید

سر غارت بزن بزن نکنید

نیزه را داخل دهن نکنید

جسم او را اگر کفن نکنید

آه و نفرین میکنم همه را

میکشانم علی و فاطمه را

نیزه را از روی پرش بردار

چکمه ات را ز پیکرش بردار

خنجرت را ز حنجرش بردار

لعنتی دست از سرش بردار

تشنه هست و رمق ندارد او

سر او را عقب نکش از مو

شمر بس کن تو قتلگاه نرو

بی وضو سمت و سوی شاه نرو

دخترش میکند نگاه نرو

روی این جسم پاره راه نرو

این که افتاده نور عین من است

خواهرش هستم و حسین من است




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 11:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


افتاده بود روی زمین و کفن نداشت

آن یوسف شهید به تن  پیرهن نداشت

پیکر بدون سر به روی خاک مانده بود

سر روی نیزه بود و اثر از بدن نداشت

غرق ستاره بود تن آسمان عشق

خورشید هم فروغ چنین شب شکن نداشت

وقتی که عصر روز غریبی رسیده بود

عالم به قدر زینب کبری محن نداشت

گلبوسه داد چون به گلوی حسین خویش

آن قدر گریه کرد که تاب سخن نداشت

انگشتی از اشاره به خاتم فتاده بود

ای کاش قتلگاه دگر اهرمن نداشت

بعد از سه روز آن گل بی غسل و بی کفن

جز بوریا برای تن خود کفن نداشت

می رفت تاکه محو کند کاخ ظلم را

نیلوفری که فرصت پرپرشدن نداشت

غمنامه ای نوشت «وفائی»و می گریست

چون شمع چاره ای بجز از سوختن نداشت




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 11:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا


گفته بودی مرگ در بستر برایت خوب نیست

دیدن تنهایی خواهر برایت خوب نیست

پیرهن کهنه به تن کردی برایت خوب بود

این عقیق سرخ و انگشتر برایت خوب نیست

هر قَدَر شمشیر خوردی بیشتر گفتی علی

ذکر نام نامی حیدر برایت خوب نیست

از جلو سخت است می دانم ولیکن صبر کن

در نیاور تیر را از پَر، برایت خوب نیست

سن و سالت رفته بالا آه دست و پا زدن

زیر نعل اسب یک لشگر برایت خوب نیست

غیرت اللهی و میدانند این نامحرمان

دیدن اطفال بی معجر برایت خوب نیست

سنگ بر پیشانی ات خورده است بیش از حد، دگر

خیزران و چوب و طشت زر برایت خوب نیست

سمت گودال آمده با قامتی خم فاطمه

باز می گویی: نیا مادر! برایت خوب نیست




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع(-روز عاشورا


جنگ که شد تن به تن، حساب ندارد

پاره گی پیرهن حساب ندارد

وای که زخمش به تن حساب ندارد

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

شرم نکردند از نجابت آقا

لشکری آمد برای غارت آقا

گندم ری مُرد از خجالت آقا

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

عصرکه سر، دستِ شمر بددهن افتاد

کارِ جگر تا ابد به سوختن افتاد

ردِ چهل نعلِ اسب بر بدن افتاد

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

خیمه ی در آتشی، غریب زمین ریخت

چند نخ از معجری نجیب زمین ریخت

از تهِ خورجین، شراب سیب زمین ریخت

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

صاعقه ای بد به باغِ یاسمنش خورد

چشم حریص عرب به پیرهنش خورد

کهنه حصیرِ دِهی به درد تنش خورد

غربت این بی کفن حساب ندارد

 

خیر نبینید ای اهالی کوفه!

پس چه شد آن قولِ خشکسالی کوفه؟

زد به لبش چوب دست، والی کوفه

غربت این بی کفن حساب ندارد




موضوع: عصر عاشورا،  شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/07/20 | 10:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


نگاهم می کند اینجا خدا زود

و می گیرد در اینجا هر دعا زود

سلام اول هر روضه ی تو

دلم را می برد کرببلا زود

خدا را شکر با این رو سیاهی

که می بارد برایت چشم ما زود

کرامات شما داده به ماها

روای حاجت هر بار را زود

من آن دلخستۀ بیمار هستم

که خاک تربتت دادم شفا زود

**

حدود هفت ساعت با کم و بیش

به پایان آمد آقا ماجرا زود

کمی از راه دیر آمد ولی باز

تنت را کرد خیلی جا بجا زود

کمی از راه دیر آمد ولی آه

سر سر رفت، سر را از قفا زود ...

نسیم آن روز بین خیمه ها برد

صدای حضرت صدیقه را زود

سر پیراهنت دعواست اما

کسی می رفت در دستش عبا زود

برای غارت اهل حرم... آه

تمام لشکرش را زد صدا زود

تنت بر خاک صحرا بود و بردند

سرت را بر فراز نیزه ها زود




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/04/24 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال-بعد از عاشورا


تک و تنها شد و شکل محنش ریخت بهم

رفتنش ریخت به هم آمدنش ریخت بهم

آن قدَر اسب به روی بدن قاسم تاخت

که قد و قامت سرو حسنش ریخت بهم

دید گلبرگ گلم تازه کمی باز شده

حرمله زود روی دست منش ریخت بهم

بدن مُثله که مخصوص علی اکبر نیست

این حسین است که نظم بدنش ریخت بهم

نیزه و تیر و سنان ، سنگ و عصا و شمشیر

جوشنش ریخت به هم وضع تنش ریخت بهم

کهنه پیراهن او حکم کفن داشت براش

حیف غارت شد و وضع کفنش ریخت بهم

خون انگشت به انگشتر او جاری شد

نیمه شب رنگ عقیق یمنش ریخت بهم

صوت قرآن تو را خواهر تو دیر شناخت

علتش چیست صدای سخنش ریخت بهم

داخل طشت طلا بود که دندان هایش

خیزران خورد و درون دهنش ریخت بهم

دل ، مدینه بدنش کرببلا ، سر در شام

یوسف فاطمه گویا وطنش ریخت بهم




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 03:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا-قتلگاه


هیئت، دوباره روضۀ ارباب پا گرفت

باران رحمت دلم از ابتدا گرفت

دست نیاز، زمزمۀ کربلا گرفت

اینجا اگرچه سوخت دل من، شفا گرفت

همراه ناله های دلم نی، نوا گرفت

روضه - نشسته ایم که آتش زنیدمان

آه از دمی که شرم نکرند کوفیان۱

بستند آب رابه روی باب آسمان

میدیدی آسمان را "کَالنّار کَالدُّخان۲"

چون دود، آسمانِ عطش شد، هوا گرفت

کوفه- حرامیان همه مشغول مستحب

شب مسلکان تیره همه در نماز شب

از یاری تو تنها حرفیست روی لب

دینها بدون علت و اعمال بی سبب

اینگونه شد که بردن سرها بها گرفت

مقتل سری برابر مادر بریده شد

از قتگاه نالۀ حیدر شنیده شد

تا جسم او چو ماهی در خون تپیده شد

آن سوی دشت معجری از سرکشیده شد

آتش سراغ خیمۀ آل عبا گرفت

خیمه - میان شعله یتیمان بی گناه

زن های داغدیده و اطفال بی پناه

رفتی و میرود دل زینب هزار راه:

"رفتی و قامت من غمگین خمیده...۳" آه

در امتداد سیرۀ زینب صدا گرفت

نیزه -هجوم زخم روی زخم روی زخم

باران سنگ های هدفدار سوی زخم

سرنیزه های تشنۀ در آرزوی زخم...

شمشیرهای کند که در جستجوی زخم...

مولا! چگونه برتنت این حجم جا گرفت؟

یک دشت دور پیکر تو دشمن تو بود

چون صید دست و پا زده درخون تن تو بود

صد گرگ نابرادر و پیراهن تو بود

این بیتها روایت جان دادن تو بود

هر چند واژه واژه جان مرا گرفت...

 

۱- از مصرع «آه از دمی که لشگر اعدا نکرد» از محتشم کاشانی

۲"- یحول العطش بینه و بین السماء كالدخان" بر اساس روایتی از بحار الانوار درباره حالت امام علیه السلام در عاشورا

۳- "چون خم شدم که پای تو بوسم پی وداع / رفتی و قامت من غمگین خمیده ماند" از حبیب الله چایچیان




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 03:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ای فَرَس با تو چه رخ داده که خود باخته ای*

مگر این گونه که ماتی! تو شه انداخته ای*

ای همایون فرس پادشه سدره مقام

که چراگاه بهشت است تو را جای خرام

نه رکابی زتو برجاست نه زین و نه لگام

مگرای پیک سبک پا! بر سر شاه انام

چه بلا رفته که با خویش نپرداخته ای؟

تا صهیل تو همی آمدی ای پیک امید

بر همه اهل حرم بود صدای تو نوید

کاینک آید ز پی پرسش ما شاه شهید

مگر این بار خداوند حرم را چه رسید؟

کای فرس شیهه زنان برحرمش تاخته ای؟

اگر آورده ای ای هد هد فرخنده سیر

ز سلیمان و نگینش بر بلقیس خبر

زچه آلوده به خون تاج تو؟ خاکم بر سر

راست گو تخت سلیمان شده برباد مگر

تو زبهر خبر از تیر پری ساخته ای!

آن شهی را که به امرش فکند سایه سحاب

خواهد ار آب، شود خاک در عالم نایاب

طعنه بر لجّه ی تیار زند موج سراب

دیده ای کشته مگر، تشنه لبش بر لب آب

که چنین ناله به عَیّوق برافراخته ای؟

تو که غلطان زسر زین، نگونش دیدی

در میان سپه دشمن دونش دیدی

ای فرس راست به من گوی که چونش دیدی

تو به چشمان خود، آغشته به خونش دیدی؟

یا قتیل دگری بود تو نشناخته ای؟

بوی خون آید از این کاکل ویال و تن تو

شد مگر کشته ی روبه، شه شیر اوژن تو

دل افسرده ی من آب شد از دیدن تو

فاش گو، برق که آتش زده بر خرمن تو؟

که چنین غلغله در بحر و بر انداخته ای؟

 

*جناب آیت الله فاطمی نیا میفرمودند که مرحوم شهریار آرزو داشتند تمام اشعارشان را به نیّر تبریزی بدهند و در عوض این بیت نیّر تبریزی را بگیرند.




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


نیمه جان بود و پشتِ مركبِ خود

بوسه ای سنگ ، بر جبینش زد

نوبت تیر ِحرمله شده بود

آه، از پشت زین زمینش زد

 

ناله ای میرسد به هركس كه

به تنش تیغ میكشد... نزنید

مادرش چنگ میزند به رخش

دخترش جیغ میشكد... نزنید

 

نوبت یك حرامزاده شد و

نوك سر نیزه اش به سینه نشست

وزن خود را به روی نیزه نهاد

آنقدر تكیه داد نیزه شكست

 

داس هایی بلند را میدید

بین دستِ جماعتی خوشحال

از سرِ شیب پیكری را ، وای

میكشیدند تا ته گودال

 

تبر و داس و دشنه و شمشیر

با تنی خُرد جور می آیند

تا بدوزند بر زمین ، از راه

نیزه های قطور می آیند

 

شمر دستش پُر است و با پایش

بدنش را به پشت میچرخاند

نیزه ای را حرامزاده زد و

نیزه را بین مشت میچرخاند

 

این وسط چندتا حرامزاده

بدنی ریز ریز میكردند

با لباسی كه از تنش كَندند

تیغشان را تمیز میكردند




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غروب بود هراسی به خیمه گاه افتاد

غروب بود که از پشت ذوالجناح افتاد

نگاش سمت حرم بود و بر زمین می خورد

پناه اهل حرم بود و بی پناه افتاد

و هاتفی که صدا زد نبرد مغلوبه ست

و لشکری که به سمت تنش به راه افتاد

و آه مادری بالا گرفت تا اینکه

مسیر شمر حوالی قتله گاه افتاد

***

نوشته اند به گودال هم دعا می کرد

مسیر توبه برای سپاه وا می کرد

نوشته اند که زینب به قتله گاه آمد

و این خودش طلب اوج روضه را می کرد

رسید و دید سپاهی گرفته اطرافش

چه صحنه ای، به دل خواهرش چه ها می کرد

هنوز امید به این داشت تا رهاش کنند

چقدر بابت این امر یا خدا می کرد

ولی تمام امیدش گرفت رنگ خزان

همین که دید سنان نیزه دست و پا می کرد

چقدر روضه ی گودال با سنان سخت است

و کاش قبل سنان شمر سر جدا می کرد

هنوز داشت صدای حسین می آمد

که نیزه را ...




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


دست برده کمرش را به زمین میکوبید

شمر بدجور سرش را به زمین میکوبید

مهره های کمرش ریخت به هم وقتیکه

حرمله هی قمرش را به زمین میکوبید

با سر نیزه، سنان با همه ی زور خودش

چند دفعه جگرش را به زمین میکوبید

یادش آورد که یک پست همین بعد از ظهر

تکه های پسرش را به زمین میکوبید

نیمه ای از بدنش زیر سم اسبان و

شمر نیم دگرش را به زمین میکوبید

ساربان آمد و با نیت انگشتری اش

مابقی اثرش را به زمین میکوبید




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


در هجوم نیزه‌هامردی به خود پیچیده‌ است

آنکه حتّی آسمان مانند او کم دیده است

ناله‌اش در حنجر خشکیده‌اش خشکیده و

اشک روی گونه‌های خاکی‌اش غلطیده است

سر برهنه گیسوان خاکی‌اش در دست باد

وای من عمامه‌اش را یک نفر دزدیده است

یک نفر دارد صدایش می‌زند «مادر...حسین»

قلب سنگ قاتلش با این صدا لرزیده است

اشک‌های چشم خواهر داده او را شستشو

یک کفن از جنس سمّ اسب‌ها پوشیده است

چند روز بعد مردی آمده از آسمان

پیکرش را در میان بوریایی چیده است




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


در غریبی تا به خاک و خون سر خود را گذاشت

رو به سمت آسمان پا بر سر دنیا گذاشت

دست مردی آب بر حلقوم خشک او نریخت

نیزه‌ی نامرد روی حنجر او پا گذاشت

گفت می خواهم بگیرم دست تو؛ او در عوض

چکمه بر پا، پا به روی سینه‌ی آقا گذاشت

هر نفس از سینه‌ی مجروح او خون می‌چکید

خون او یک دشت لاله در دل صحرا گذاشت

کو رقیّه تا ببیند قاتلی از جنس سنگ

تیغ را بر حلق خشک و زخمی بابا گذاشت

در شب سرد غریبی در تنور داغ درد

خسته بود و سر به روی دامن زهرا گذاشت




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بی هوا نیزه ای به پهلو خورد

نفسش رفت و برنگشت ای وای

جلویِ خواهرش چهل تا نعل

از تن شاه میگذشت ای وای




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بدیدم جان زهرا را که از جور ستم بی جان

فتاده بر زمین اما همانند قمر تابان

میان گودی مقتل صدای حمد او آید

چه زیبا حالتی دارد به زیر خنجر عریان




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


از آن روزی كه خوردی بی هوا زخم

شده از گریه پلك چشم ما زخم

نمانده از تنت چیزی به غیر از

هزار و نهصد پنجاه تا زخم

***

تو را ای یار با آزار كشتند

نه با سرنیزه با مسمار كشتند

مرا در گودی گودال اما

تو را بین در و دیوار كشتند

***

تو آن عشقی كه در هر سر نیایی

تو آن داغی كه در باور نیایی

تو را آن گونه در گودال بردند

كه جز با سم مركب در نیایی

***

تو را با خشكی لب ذبح كردند

به پیش چشم زینب ذبح كردند

اگر من را مرتب زجر دادند

تو را هم نامرتب ذبح كردند




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو