امام حسین(ع)-شهادت


تقصیر سنگ هاست، پَرت گُر گرفته است

از سوزِ تشنگی جگرت گُر گرفته است

یک دشتِ لاله در نظرت گُر گرفته باز

انگار خانه ی پدرت گُر گرفته باز

نیزه شکسته ها به تنت گیر داده اند!

حتی به کهنه پیرهنت گیر داده اند

کیسه برای اُجرت قتل تو دوختند

باور کنم !؟ تو را به سه مَن جو فروختند

تکیه نزن به نیزه ی غربت غریب من

زینب که هست، حضرت شیب الخضیب من

گفتم کفن کنم به تنم؟ تو نخواستی

گفتم به شمر رو بزنم؟ تو نخواستی

حالا بگو چه کار کنم پشت و رو شدی؟

با تیغ کُند آخرِ سر روبرو شدی




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/06/12 | 04:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


از تماس تازیانه هر تنی آزرده بود

صحنه را عباس اگر می دید بی‌شک مُرده بود

تا غروب روز عاشورا خدا خود شاهد است

عمه‌ی سادات را کوچک کسی نشمرده بود

از همان ساعت که سقا رفت سوی علقمه

حال زینب مثل زن‌های «برادر‌مرده» بود

خواست در آغوش خود گیرد حسینش را نشد

بسکه تیر و نیزه بر نعش برادر خورده بود

فکر می‌کردند نفرین کرده در حالی که او

دست هایش را برای شکر بالا برده بود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 05:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


از رستخیز آتش و خاکسترش مگو

در ما قیامتی شده از محشرش مگو

در خاک و خون نشسته سلیمان کربلا

از لحظه های غارت انگشترش مگو

بسیار روضه خوانده ای از آن سه شعبه ها

این بار از گلوی علی اصغرش مگو

از غربت زمان خداحافظی مخوان

از تلخی وداع علی اکبرش مگو

طفلان هنوز هم که هنوز است تشنه اند

دیگر تو از خجالت آب آورش مگو

از گریه های دخترکش گفته ای ولی

از گونه هایش از گل نیلوفرش مگو

بعد از حسین قافله سالار زیبنب است

از شام بی برادری خواهرش مگو

الشمر جالسٌ…جگر ما کباب شد

الشمر جالسٌ…سخن از خنجرش مگو




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ای تن خسته به گودال ، زپا افتاده

تنت اینجاست سرت پس به کجا افتاده

هیچکس این بدن خُرد ترا جمع نکرد

بسکه اعضاء ز اعضاء  جدا افتاده

این تن از هر طرف انگار به غارت رفته

زیر نعشت مچ دست و مچ پا افتاده

دست بر شال کمربند گرفتی از چه؟

بر تنت جای سم اسب چرا افتاده

استخوانهای شکسته همه بیرون زده اند

دندۀ پهلویت انگار که جا افتاده

خودنماییِ کف چکمه مرا کشت حسین

چقدر بر بدنت پنجه و پا افتاده

با گلوی تو چه کرده مگر شمر لعین

بارها خنجرش انگار خطا افتاده

از چه انگشتر و انگشت تو پیدا نشود

ساربان نیست ولی دشنه به جا افتاده

بوی زهراست که در مقتل تو پیچیده

از نفس مادرم اینجا به خدا افتاده

***

از وبلاگ شاعر محترم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


جلوه ی ذات كبریا شده ای

كعبه ی تیغ و نیزه ها شده ای

زیر این چكمه های زبر و خشن

مثل قالی نخ نما شده ای

چقدر نیزه خورده ای!چه شده؟

دم عصری پر اشتها شده ای

نیزه ای بوسه زد به لعل لبت

ماه زینب چه دلربا شده ای

همه ی موی عمه گشته سپید

خوب شد خمره حنا شده ای

كاوش تیغ ها برای زر است

تو مگر معدن طلا شده ای؟

نقشه ی ری خطوط زخم تنت

پس برای همین تو تا شده ای

با تقلا و دست و پا زدنت

باعث گریه ی خدا شده ای




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


در خون تپیده آسمان در بین گودال

جان تمام کاروان در بین گودال

می دوخت سمت خیمه ها چشمان خود را

با پلک هایی نیمه جان در بین گودال

دار و ندار خواهری از دست می رفت

در ازدحامی بی امان در بین گودال

گرم طواف قبله ی آمال زینب

سر نیزه و سنگ و سنان در بین گودال

در موج خون گم کرده تنها هستی‌اش را

یک بانوی قامت کمان در بین گودال

سر می زد از سمت غروبی خون گرفته

خورشید زینب ناگهان در بین گودال

از آسمان نیزه ها معراج می رفت

تا بی کران تا لا مکان در بین گودال

نه سر، نه انگشتر، نه کهنه پیرهن، آه

آلاله، پرپر، بی نشان در بین گودال

انگشتر و انگشت با هم رفت از دست

در جستجوی ساربان در بین گودال

با بوسه های نعل های تازه آخر

تشییع شد خورشیدمان در بین گودال

در شعله های آفتاب داغ صحرا

مانده تنی بی سایه بان در بین گودال




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


قمرش ریخت به هم   دید افتاده شبیه پسرش ریخت به هم

تا سپاهش افتاد   دست بگذاشت به روی کمرش ریخت به هم

خواست جمعش بکند   دید او ریخته در دور و برش،ریخت به هم

تا سه شعبه پیچید   خورد بر چشمی و چشم دگرش ریخت به هم

سینه اش وقتی که   نیزه ای رفته فرو تا جگرش،ریخت به هم

تا که با سر افتاد   تیر بیرون زده و پشت سرش ریخت به هم

قسمتی از صورت   تا سرش خوردزمین بیشترش ریخت به هم

مادرش آنجا بود   پدرش از نجف آمد،پدرش ریخت به هم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بی تو چه آمد به سرم، بماند

شکسته شد بال و پرم، بماند

تکیه ی تو به نیزه شکسته

نمی رود از نظرم، بماند

تا به ابد صحنه تلخ گودال

مقابل چشم ترم بماند

سپر شدم برای بچه هایت

چه آمده به پیکرم، بماند

هر آنچه بود برده شد ولی کاش

پیرهن برادرم بماند

گر چه تنت میان قتلگاه است

سایه ی تو روی سرم بماند

میان ازدحام شام و کوفه

غلغله شد دور و برم.. .بماند

محله ی یهودیانِ شامی

خدا کند که معجرم بماند

گمان نکن که می شود مداوا

زخم غمت بر جگرم بماند

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


چقدر گریه نوشته دلم برای سرت

تمام جسم تو زخمی...ولی فدای سرت

چه آمده به سرت زیر تیر و نیزه و نعل؟

بگو که بوسه بگیرم من از کجای سرت؟

دخیل بسته ام امروز هم به پیرهنت

برای این که بگیرم از آن شفای سرت

وصیتی تو به من کرده ای دعات کنم

دعای من شده حالا فقط دعای سرت

همیشه پشت سرت بوده ام و حالا هم

دویده ام همه دشت پا به پای سرت

چهل صباح اسیر تو بوده ام نه یزید

منم همیشه گرفتار جلوه های سرت

اگر چه خطبه من لحن حیدری دارد

رجز نخوانده ام الا به إتکای سرت

اگر چه قصه گودال و شام کشته مرا

ولی نمی رسد این ها به ماجرای سرت




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  كاروان اسرا در کوفه،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


زینب فدای پیكر در خون نشسته ات

بنگر به حال خواهر محزون و خسته ات

از حنجر بریده صدایم زدی بیا

من آمدم ببین به خواهر درغم نشسته ات

چون  بندبندنی دل من پر نوا شده است

نالم كنار پیكر از هم گسسته ات

از باغ چشم خویش گل اشك چیده ام

ریزم بروی سینه درهم شكسته ات

قرآن ناطقم كه گلویت بریده شد

بوسه زنم به حنجر خوناب بسته ات

از تیزه ای كه سخت نشسته به پهلویت

حرفی مزن به مادر پهلوشكسته ات




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غربت آنست که لب تشنه سرت را بزنند

بی پرو بال شوی باز پرت را بزنند

غربت آن است که از روی لج و لج بازی

نیزه ها جمع شوند و دهنت را بزنند

غربت آنست که در پیش نگاه پدری

سنگ ها جمع شوند و پسرت را بزنند

غربت آنست که در فاصله ی کوتاهی

تیر ها یک یه یک آیند و تنت را بزنند

غربت آنست که مشک و علم و دستان

ساقی و لشگر و میر قمرت را بزنند

غربت آنست که با نیزه سرسخت کسی

فاتحه خوان بشوند و بدنت را بزنند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


سیاه، چهرۀ خورشید و تیره ملک خداست

چه روی داده مگر روز محشر کبراست؟

چه روی داده که قرآن فتاده در یم خون؟

چه روی داده که خورشید نوک نی پیداست؟

چه روی داده که خلق و خدا عزا دارند؟

چه روی داده که ملک وجود، غرق عزاست؟

چه روی داده که بینم ز خونِ خون خدا

خضاب، موی رسول است و گیسوی زهراست؟

چه روی داده که یک نیم‌روز از دم تیغ

به یک منا سر هفتاد و دو ذبیح، جداست؟

نگه کنید خدا را که روی هر سنگی

نوشته با خط خون: روز، روز عاشوراست

نگه کنید که خون خدا بود جاری

ز حنجری که پر از بوسۀ رسول‌خداست

نگه کنید به قرآن سینۀ احمد

که آیه‌آیه ز شمشیر و تیغ و تیر جفاست

میان قلزم خون سینه‌ای شده پامال

که نقطه‌نقطه بر آن جای نیزۀ اعداست

سری که از سر نی چشم دوخته به حرم

سر مقدس خونین سیدالشهداست

کنار علقمه با خون، به دست و مشک و علم

نوشته: این بدن پاره‌پارۀ سقاست

به زیر کعب نی و تازیانه دخترکی

به دیده اشک و به لب‌هاش بانگ یا ابتاست

گلوگرفته، نفس خسته، زیر لب گوید

عمو کجاست؟ برادرکجاست؟ عمه کجاست؟

به یاد خون گلوی حسین تا صف حشر

نه کربلا که جهان وجود، کرب‌وبلاست

روان به خیمه شده ذوالجناح بی‌صاحب

صدای شیهۀ او واحسین و واویلاست

نه تا قیام قیامت، پس از قیامت هم

همیشه پرچم خونین کربلا برپاست

چهارده صده، «میثم!» گذشته است و هنوز

شرار دامن طفل حسین در دل ماست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غروب بود و غباری وزید در گودال

فلک صدای غریبی شنید در گودال

شتاب ضربه ی نیزه به پیکر خورشید

چنانکه قلب زمین میتپید در گودال

تمام هستی زینب ز صدر زین افتاد

عزیز فاطمه رنگش پرید در گودال

سنان و حرمله و خولی و...همه رفتند

که شمر خیره سر آخر رسید در گودال

به گریه خواهر اوگفت میشود نبری؟

شنید شمر ولیکن برید در گودال

عجیب سم سطوران ز جسم او رد شد

مگر سواره تنش را ندید در گودال

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


عالمی را كل ارض كربلا بر هم زده

عرش را گودال با خون خدا برهم زده

نظم عالم را نفس های بدون نظم او

یا تن پاشیده زیر دست و پا بر هم زده

مادرش،آمد كنارش زود،....اما دشنه ای

بوسه گاه مادرش را از قفا برهم زده

گوشه ی گودال خلوت كرده...وا امٌاه...آه

خلوتش را ازدحام نیزه ها برهم زده

گوشه ی گودال یك كوچه است كه انگار باز

یك نفر دیوار و در را بی هوا برهم زده

جسم او سهم تنورو بوریا و نیزه شد....

سادگی بزم را طشت طلا برهم زده...

***

از سایت بی پلاک




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


تو را با خشکی لب ذبح کردند

به پیش چشم زینب ذبح کردند

اگر من را مرتب زجر دادند

تو را هم نامرتب ذبح کردند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


منم که نام تو را با رگِ جدا خوانم

به حنجر و شَرَیان و جگر دعا خوانم

من از سَرِ جَبَلُ الرَّحمه تا تهِ مقتل

به استخوان و رگ و ریشه ام ترا خوانم

به این نماز نشسته که خواهرم خوانَد

به دنده های شکسته خدا خدا خوانم

به دستهای بریده قنوت می گیرم

به جسم بی سر و پر زخم  ربّنا خوانم

منم که نیمۀ یک سوره را به یک خطبه

و نیمۀ دگرش را به نیزه ها خوانم

به خیمه گاه نوامیس من جفا بردند

هنوز با گلوی پاره ام ترا خوانم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غرق خون وقت صحنه ی آخر

بین گودال داشت جان می داد

با نفس های گرم و بی رمقش

دل حضار را تکان می داد

 

مادری در میان هق هق و اشک

مشت بر سینه می زد و با درد

یک نگاهش به سمت مقتل بود

یک نگاهش به چهره هایی زرد

 

آتش از خیمه ها که بالا رفت

روضه خوان داشت نغمه سر می داد

گفت:او می دوید و من...انگار

از غمی بی امان خبر می داد

 

 

دانه های سفید برف آرام...

مثل یک دسته ی عزا از راه...

آمدند و شدند تسکین...

عطش کودکان ثارالله!

 

 

آتش خیمه ها فروکش کرد

دل ولی همچنان تلاطم داشت

مرد قصه میان خون ،اما

گوشه چشمی به سمت مردم داشت

 

 

بوق شیپور و طبل ماتم را

هرکسی می شنید می لرزید

شمر آمد ...ولی همه دیدند

دست هایش شدید می لرزید

 

 

شمر تعزیه بغض کرد و گریست

گفت : لعنت به من اگر که تورا....

خنجر از دست او زمین افتاد

گفت دستم بریده باد آقا

.

تعزیه ختم شدهمه رفتند

باز اوماند و صحنه ی گودال

بعداز آنکه سکوت جاری شد

ساربان آمد و زبانم لال




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


می آمد و به دست نفس گیرش

یك دشنه در هوای بریدن بود

چشمش میان كاسه ی خون می گشت

می دید و در هوای ندیدن بود

 

بد مست، نعره می زد و می آمد

كفری كه پینه داشت به پیشانی

رذلی كه مُرده بود و نمی دانست

كفری در اتهام مسلمانی

 

آمد، رسید، چكمه ی نحسش را ...

نه من نمی توانم آقاجان

چشمان خسته ی تو ولی خندید

حتی به روی كافر بی ایمان

 

گفتی بیا كه بگذرم از كفرت

برگرد و مثل مرد، مسلمان باش

من نور محضم و دل من دریاست

اینسان نمان، به اذن من انسان باش

 

هرچند او جهنم خود را خواست

می خواستی بهشتی تان باشد

آیا بجز حسین كه قادر بود

فكر نجات دشمن جان باشد

 

آیا چقدر می شود آقا بود؟

آیا چقدر می شود انسان بود

ای كشتی نجات نمی فهمم!

یعنی گذشت اینهمه آسان بود؟

 

آری گذشتن اینهمه آسان است

وقتی كه نور، نور هدی باشد

نومید از فروغ هدایت نیست

تا فكرو ذكر مرد، خدا باشد

 

آه ای امام، نیزه ی معروفت

وقتی به قلب منكر شمر آمد

یعنی كه امتحان دلی سنگی

حتی میان معركه می ارزد

 

آه ای خلاصه ی همه خوبیها

وقتی نظر به دشمن دین داری

ما را كه خانه زاد شما هستیم

كی می شود رهاشده بگذاری

 

چشمت هنوز تشنه ی هر گمراه

دستت همیشه منتظر یاری است

شرمنده همیشگی ات شاعر

درچشم شعر، حسرت بیداری است




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


نگرانم بیفتی از مرکب

روی این سنگ ها خدا نکند

به تنت نیزه ها فرو نروند؟!

تیر، خود را به سینه جا نکند؟

 

کاش می شد که من سپر بشوم

سنگ ها بر دهان تو نخورد

کاش می شد که تیغ بردارم

نگذارم سر تو را ببُرد

 

کاش می شد نیاید این ملعون

کاش پیکار با گلو نکند

کاش بوسه نمی زدم هرگز

که تو را شمر پشت و رو نکند

 

تو بگو خواهرت چه کار کند؟

که سر از پیکرت جدا نشود؟

کاش می شد که چاره ای بکنم

پای مادر به گود وا نشود

 

کاش مادر ندیده باشد که

شمر ملعون نشست روی تنت

کاش اصلا دروغ باشد که

نیزه ای گیر کرده در دهنت

 

هرچه داری خودت بده بهِشان

که نخواهند جست و جوت کنند

پیرهن را خودت بکن از تن

که نیایند زیر و روت کنند

 

کاش جسم تو پاره پاره نبود

که کسی فکر بوریا نکند

کاش می شد خودت تکان بخوری

که تو را نیزه جا به جا نکند

 

جان من را بگیرد ای کاش و

روی نیزه سر تورا نبَرد

هرچه دارم برای زجر، بگو -

معجر دختر تو را نبرد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


افتاده ای روی زمین و سر نداری

در این بیابان یک نفر یاور نداری

از بس جراحت بر تنت جا خوش نموده

یک جای سالم در همه پیکر نداری

بگذار تا که جان دهم پیش تن تو

اصلا تصور کن دگر خواهر نداری

در خیمه ها هر کودکی چشم انتظار است

خیز و بگو عباس آب آور نداری

با من بگو پیراهن و عمامه ات کو؟

بگذر از این انگشت و انگشتر نداری




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


کمتر بزن سر، ای سینه بر دل

من با حسینم ، منزل به منزل

پیوسته بودم چون موج و ساحل

آن دم بریدم من از حسین دل

کآمد به مقتل شمر سیه دل

شد شام تاریک صبح سپیدم

شور قیامت بی پرده دیدم

ناگه صدای پایی شنیدم

او می دوید و من می دویدم

او رو به مقتل من رو به قاتل

بار سفر چون از خیمه بستم

من خانه بر دوش من دل به دستم

بغض گلو را آخر شکستم

او می نشست و من می نشستم

او روی سینه من در مقابل

چون شب سیه شد صبح سپیدم

در خاک و خون بود عشق و امیدم

خون گریه کردم از آنچه دیدم

او می کشید و من می کشیدم

او خنجر از کین، من ناله از دل

من کز صبوری شور آفریدم

جام بلا را با جان خریدم

پیراهن صبر بر تن دریدم

او می برید و من می بریدم

او از حسین سر من از حسین دل




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 03:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-وداع و قتلگاه


چون نوبت قتال به سلطان دین رسید

افغان اهل بیت ، به عرش برین رسید

غوغای "الوداع" و هیاهوی "الفراق"

از چار سوی ، بر فلک هفتمین رسید

چون هیچ کس نبود که گیرد رکاب او

بر کف رکاب ، خواهر وی ، دل غمین رسید

پس حلقِ خشک و چِشم تر و نقد جان به کف

با تیغ کینه جوی به میدان کین رسید

کُشت آن قَدَر ز کوفی و شامی که در مصاف

بر جانش ، آفرین ز جهان آفرین رسید

مهلت عدو نداد که نوشد کفی ز آب

لب تشنه ، بی مُعین ، لبِ آبِ مَعین رسید

بنشست بس که تیر سه پهلو به سینه اش

او را هزار همدم و پهلو نشین رسید

چون یاوری نبود که جان سازدش نثار

جنّ و ملائکش ز یسار و یمین رسید

از پشت زین فتاد ، چو سرو قدش به خاک

گفتی که پشتِ عرش به روی زمین رسید

در حیرتم نکرد قیامت ، چرا قیام ؟

بر حنجرش چو خنجر حصم لعین رسید




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


نفس صبح، شرار است، شرار است، شرار

آسمـان کوه غبار است، غبار است غبار

کوه‌ها سوخته چون سینۀ خورشید، همه

دودشان مانده بـه آیینۀ خورشید، همه

قدسیان سوخته‌بال و پرشان چون دلشان

عرشیـان خیمـۀ انـدوه شده محفلشان

بر دل ختم رسل، بار غمی سنگین است

گیسوی فاطمه از خون خدا رنگین است

عـرش اعلا بـه روی خاک زمین افتاده

یا که جان دو جهان از سر زین افتاده؟

سی‌هزار ابرهـه بـر جنگ خـدا آمده‌اند

در پــی قتــل امـام شهــدا آمــده‌اند

ناخلف‌های سقیفه همه شمشیر به دست

نیزه‌داران همه بی‌رحم‌تر از زنگیِ‌ مست

گشته آمیختـه بـا بغض محمّـد گلشان

کینۀ آل علـی تلخ‌تــرین حـاصلشـان

قصد معراج تماشای خدا کرده حسین

کثرت تیر ببین بال در‌آورده حسین

سنگ‌ها! یک‌سره از سوز درون گریه کنید

بر تن غرقه به خونش همه خون گریه کنید

آب‌ها! در شـرر خجلت خـود آب شوید

باید از داغ لبش در تب و در تاب شوید

هـدف تیـر بـلا سـورۀ رحمـان ای وای

سـم اسـب و ورق پـارۀ قــرآن ای وای

کاش خورشید نمی‌تافت به کوه و صحرا

ره گـودال ببندیــد بـه روی زهرا

مصطفی سوخت سراپا و علی جامه درید

شمـر در محضـر مـادر سرِ فـرزند برید

سر که گردید جدا، قاتل خونخواره گریست

تیغ قاتل هم بـر آن گلوی پاره گریست

خضر، لب‌تشنه فدا گشت بگو یا زهرا

سر به ده ضربه جدا گشت بگو یا زهرا

دوستان! وای من و وای من و وای شما

بـه خـدا آب ندادنــد بــه آقــای شما

به خدا گرگ‌صفت بر بدنش چنگ زدند

بـه خـدا آب ندادنـد ولــی سنگ زدند

حـق پیغمبر اســلام ادا شــد دیـدید؟

سر توحید، لب تشنه جدا شد دیـدید؟

تسلیت فاطمـه! نـور بصـرت را کشتند

بـه خدا اهـل سقیفـه پسرت را کشتند

بــاغ آمــال سکینـه همـه پـرپر گشته

اسـب بی‌صـاحب بابا بـه حـرم برگشته

اشـک بـا یـاد لـب تشنــه‌لبـان آورده

در حـرم خون، عــوض آب روان آورده

با تپش‌هـای دلش روضۀ مقتل خوانده

شیهه‌هـایش جگـر فاطمـه را لــرزانده

باز بیدادگــران آتـش کیـن افشاندند

بـاز بیت‌الحــرم فاطمـه را سـوزاندند

سپـه کفــر بـه ســوی حـرم آل آمد

کعب نـی بـود کـه بر شانۀ اطفال آمد

کـه دهـد فاطمـۀ فاطمـه را دلـداری؟

بشتابید که خون گشته ز گوشش جاری

دو کبوتر به بیابان ز عطش جان دادند

بنویسید که در چنـگ عقـاب افتـادند

بنویسید که سـر در دل خـاری بردند

بنویسید که از تـرس بـه صحرا مردند

دامن هر دو پر از آتش و دود است هنوز

بنویسید تـن هـر دو کبود است هنوز




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 02:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


تشنه بود و از جگر فریاد داشت

شکوه‌ها از امّت بیداد داشت

پیکرش در تیرها گم گشته بود

در دل شمشیرها گم گشته بود

مثل یک گل در هجوم خار بود

دیدن رخسار او دشوار بود

خون او می‌ریخت بر دامان خاک

شد دل مقتل ز غصّه چاک چاک

چشم او گه باز گاهی بسته بود

هم سر و هم پهلویش بشکسته بود

لعل او خشک و زبان خشکیده‌تر

هرچه اینجا خشک؛ جایش دیده‌تر

تاب دیگر در تن مولا نبود

دست او نه دست، پایش پا نبود

تیغ‌ها بر پیکر او در فرود

نیزه‌ها بر پهلوی او در سجود

سنگ‌ها آواره‌ی پیشانی‌اش

بوسه‌زن بر دیده‌ی بارانی‌اش

سر به خون بنهاد و دیگر بر نداشت

همدمی غیر از دو چشم تر نداشت

لحظه‌ای بعد آسمان دلگیر شد

هرچه گل از داغ این گل پیر شد

برگ گل از شاخه‌ی خود شد جدا

خون گل پاشید بر خاک بلا

آسمان لرزید مقتل داد زد

دست بر پهلو کسی فریاد زد

رنگ از رخسار پیغمبر پرید

هم ملک نالید هم حیدر خمید

شد سرش راهی سوی شام بلا

پیکرش افتاد زیر دست و پا

ماند وقتی بی سر و بی‌پیرهن

زیر سمّ اسب شد آخر کفن

***

از وبلاگ امام رئوف




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-روز یازدهم


گفتند از او بگذر و بگذار به ناچار

رفتم نه به دلخواه، به اجبار به ناچار...

در حلقه‌ای از اشک پریشان شده رفتم

آنگونه که انگشترت انگار به ناچار...

شهری همه خواب و به لبت آیه‌ای از کهف

تنها تو و یک قافله بیدار، به ناچار-

ماندیم جدا از تو و با اشک گذشتیم

از هلهله‌ی کوچه و بازار به ناچار

سوگند به لب‌های تو صد بار شکستم

هر بار به یک علت و هر بار به ناچار

تو نیستی و ماندن من بی تو محال است

هر چند به ناچار به ناچار به ناچار...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/03/15 | 12:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زینب ( سلام الله علیها)-مرثیه گودال

 

دار و ندار زینب، روح بهار زینب

به گلشن نبوّت بنفشه زار زینب

ای که حسین ماند از تو یادگار زینب

زِ سرّ حق تعالی پرده برآر زینب

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب

ای که برادرانت همه مطاف بودند

به دور تو چو کعبه گرم طواف بودند

کنار چادر تو به انعطاف بودند

اُف به سراب دنیا، به روزگار زینب

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب

بیا به قتلگاهم ماهِ منیر بنگر

بیا برادرت را یک دل سیر بنگر

به زیر پای نیزه مرا حصیر بنگر

حصیر را به شن ها وامگذار زینب

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب

کشته شده حسینت چو آفتاب تشنه

به روی خاک اِبنِ ابوتراب تشنه

مثل دو تا علیّ اش رفته بخواب تشنه

بیا به زخم هایم گریه ببار زینب

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب

دور و برم هزاران رنگ پریده نیزه

به جسم من چو باران نیزه چکیده، نیزه

سه شعبه، نه دلم را نیزه دریده، نیزه

چقدر دشمن از من نیزه کشیده، نیزه

دمیده نیزه زار از این تن زار زینب

نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر 




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1393/02/24 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-قتلگاه

 

 دارد دلم بهانه گودال قتلگاه

 داغ دلم نشانه ی گودال قتلگاه

 بی بال و پر دوباره به معراج می رود

 تا عرش بی کرانه ی گودال قتلگاه

 دلتنگ حال روضه ی گودال گشته باز

 سر می نهد به شانه ی گودال قتلگاه

 گشته به پا، به شور و نوا، مجلس عزا

 در بزم عاشقانه ی گودال قتلگاه

 زینب به نوحه خوانی و زهراست سینه زن

 با دختری، میانه ی گودال قتلگاه

 می خواند او به ناله که: خنجر به دست، شد

 آن بی حیا روانه ی گودال قتلگاه

 آتش به جان عالم و آدم فتاده از

 غم های نازدانه ی گودال قتلگاه

 آورده در خروش همه کائنات را

 این "روضه ی زنانه" ی گودال قتلگاه

 حالا دگر زمین و زمان گریه می کند

 در محفل شبانه ی گودال قتلگاه

 شد شعله ور دل و خاکسترش نماند

 از سوز مادرانه ی گودال قتلگاه

 ذکر "غریب مادر" زهرا هنوز هست

 محزون ترین ترانه ی گودال قتلگاه

×××

با تشکر از آقای فراهانی برای ارسال این شعر




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


چقدر خاطره مانده به روی پیرهنت

فضای دشت شده پر ز بوی پیرهنت

چقدر جاذبه دارد حوالی گودال

چقدر نیزه شده خیره سوی پیرهنت

نبوده نیزه و تیری در آن میانه مگر

چشیده بود شراب از سبوی پیرهنت

به سینه کسی انگار دست رد نزده

کریم، مثل خودت، خلق و خوی پیرهنت

به غیر مادرمان هیچ کس نفهمیده...

چرا یکی شده پس پشت و روی پیرهنت

دلم نمی شود آرام بی تو یک لحظه

اگر چه بوسه زدم مو به موی پیرهنت

رسیده وقت نماز و میان این همه زخم

جبیره ای شده حالا وضوی پیرهنت

همیشه پیرهن یوسفان شفابخش است

شفای زخم دلم گفتگوی پیرهنت

×××

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر 




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-قتلگاه


 تا گره باز شد از ابرویش

نیزه ای بوسه زد به پهلویش

دست بر جای زخم نیزه گرفت

ناگهان دید زخم بازویش

کاش این قدر تشنه کام نبود

آه از آن لبان نیکویش

رو به سمت عقب نگاهی کرد

تار می دید چشم جادویش

رو به سمت حرم تمایل کرد

خیمه ها پر شد از هیاهویش

گفت: این تشنگی مرا گشته است

سله بسته است لعل دلجویش

لب به لب های آفتاب گذاشت

در هم آمیخت عشق با بویش

در منا کربلا مکرر شد

او ذبیح و عطش چو چاقویش

ذره ای داغ آفتاب چشید

لب فرو بست از فراسویش

باز بر هجم شب خط خون زد

پخش شد در زمانه هوهویش

نیزه در نیزه تیغ در تیغ است

اربا اربا شده است گیسویش

دشت در بهت خود عزادار است

بنویسید کو اذان گویش؟

این ورق پاره های قرآن است

می گذارد به روی زانویش؟

یا تن چاک چاک یک مرد است

که نمانده است هیچ از رویش

خواستم تا غزل کنم او را

یک قصیده شده است هر مویش




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-وداع-قتلگاه

 

صبح تا عصر پیکر آورده

چه قدر جسم بی سر آورده

لیک با آن که اصغر آورده

خستگی را ز پا درآورده

کوه غم روی دوش و چون کوهی

عزم میدان نمود نستوهی

با همه تشنگی بی حدش

بست بر سر عمامه جدش

شد قیامت چو راست شد قدش

سیلی از اشک و آه شد سدش

می کند با هزار افسوسش

غیرت الله ترک ناموسش

می خورد بوسه بر سر و روها

دست ها در نوازش موها

کس نداند چه گفت زان سوها

که درآورده شد النگوها

او چه گفته که می شود با هم

گره معجر همه محکم؟

حرف تاراج را زدن سخت است

گریه مرد پیش زن سخت است

رفتن روح از بدن سخت است

از یتیمی خبر شدن سخت است


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو