امام حسین(ع)-شهادت-قتلگاه


جنجال بود و...

لب تشنه ای در گوشه ی گودال بود و...

گودال بود و...

از نیزه و شمشیر مالامال بود و...

می رفت بالا

تیغی که دست نِفرت دجال بود و...

دجال بود و...

در زیر پایش پیکری پامال بود و...

از میهمانش

با سنگ زن ها گرمِ استقبال بود و...

«ای وای، ای وای»

ذکر لبانِ مادری بدحال بود و... 




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


حاشا ندارد

بین شما مردانگی معنا ندارد

کافی ست نیزه

این پیکر صد پاره دیگر جا ندارد

برخیز نامرد

این سینه تاب چکمه هایت را ندارد

اُف بر شماها

یک کهنه پیراهن دگر دعوا ندارد

قوت گرفتید

حالا که دیگر خیمه ها آقا ندارد

غیرت ندارید؟

حمله به زن ها این همه غوغا ندارد

ای بی مروت!

سیلی نزن این بچه را، بابا ندارد

×××

با تشکر از آقای رحیمی برای ارسال این شعر




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


پنجمین رکن پنج تن، تنی نمانده برات

و نیزه ای که سنان زد، گرفته راه صدات

صدای فاطمه پیچید در زمانه که گفت:

بُنَیَّ... پیرهنت کو؟ مادرت به فدات!

فدای غیرت تو، فکر خواهرت هستی؟

که سمت معجر من مانده خیره خیره نگات

رشید فاطمه این نیزه ها کمت کردند

قلیل گشته ای و آب رفته سر تا پات

نه این که آب نبود و تو تشنه جان دادی

ز خاطرم نرود خنده های آب فرات

فقط نه پیرهنت، جسم تو به غارت رفت

گمان کنم که بهم ریخت آن قد و بالات

×××

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-قتلگاه

 

پیش من نیزه ها کم آوردند

به خدا سر نمی دهم به کسی

غیرت الله من خیالت جمع

من که معجر نمی دهم به کسی

 

تو اگر که اجازه ای بدهی

خویش را پهلویت می اندازم

اگر این چند تا عقب بروند

چادرم را رویت می اندازم

 

چه قدر می روند و می آیند

فرصت زخم بستن من نیست

آمدم درد و دل کنم با تو

جا برای نشستن من نیست

 

جلویش را بگیر تا بلکه

دستم از رو سرم بلند شود

تو که شمر را نمی کنی بیرون

پس بگو مادرم بلند شود

 

هر که گیرش نیامده نیزه

تکیه بر سنگ دامنش کرده

همه دیدند دخترت هم دید

شمر رخت تو را تنش کرده




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بهـار گل به جراحـات پیکـرت پیداست

چقـدر زخـم بر اندام بی‌سـرت پیداست

به مـادر تـو «زیـارت قبـول» باید گفت

که جای بوسۀ گرمش به حنجرت پیداست

تو راست قـامت تاریخـی و خمیده قدت

خمیـدگیـت ز داغ بــرادرت پیــداست

اگر چـه گم شده‌ای در هجوم کثرت زخم

بـه پاره‌هـای جگر داغ اکبرت پیـداست

مگـر کـه فاطمـه الان کنــار مقتل بود

که روی سینه، گلِ ‌اشک مادرت پیداست؟

مگـر نشـان سنان‌هـا به پیکرت کم بود

که جای سیلی بر روی دخترت پیداست؟

تبسمـی کـه زدی بر فراز نی می‌گفت

که در نگاه تو لبخند اصغرت پیداست

هنـوز می‌بـری از زخـم کشتگانت دل

هنـوز خنـدۀ گل‌های پرپرت پیداست

به خواهر از گلـوی پاره‌پاره حرف بزن

کـه روح در نفس روح‌پرورت پیداست

شـرار نالـۀ «میثم» ز آتش دل توست

همیشه در نگهش زخم پیکرت پیداست




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

به من نگو برو از دورِ قتلگاه برو

به من اشاره مکن سوی خیمه گاه برو

شکستگیِّ من از این دویدنم حاکی ست

شبیهِ صورت تو مویِ خواهرت خاکی ست

بگو چه کار کنم دور خیمه صف نکشند؟

به زور نیزه تنت را به هر طرف نکشند

صدایِ خنده یِ کوفی، صدایِ خنده ی شمر

صدای بد دهنی کردنِ زننده ی شمر

صدای هلهله و بانگِ طبل می آید

صدای تق تق تعویض نعل می آید

ببین اراذل و اوباش کوفه آمده اند

برای روسری پاره پاره آمده اند




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بلند مرتبه شاهم، چه آمده به سرت؟

چقدر نیزه شکسته به روی بال و پرت

یکی یکی ز بلندی تل شمردم تا...

هزار و نهصد و پنجاه زخم بر جگرت

فقط  تو از سر زین بر زمین نیفتادی

هزار مرتبه من را زمین زده خبرت

غروب نیست، هوا روشن است، اما تو

تمام دشت شده مثل دود در نظرت

تویی که زینت دوش پیامبر بودی

چرا به آخر گودال ختم شد سفرت؟

×××

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-قتلگاه


آمدم در قتلگه تا شاه را پیدا کنم

ماه را شرمنده از آن خلقت زیبا کنم

گشته از باد خزان پرپر همه گل های من

جستجو در بین این گل ها گل زهرا کنم

دید تا عریان میان آفتابش گفت کاش

خصم بگذارد بمانم سایبان بر پا کنم

گر به خون، قانون آزادی نوشتی در جهان

من هم او را با اسیری رفتنم امضا کنم

تا شود ثابت که حق جاوید و باطل فانی است

زین زمین تا شام غم برنامه ها اجرا کنم

تا یزید دون نگوید فتح کردم زین عمل

می روم تا آن جنایت پیشه را رسوا کنم

می کنم با خاک یکسان کاخ استبداد کن

تا دهان خود برای خطبه خواندن وا کنم

تا کنی سیراب نخل دین، تو دادی تشنه جان

من هم از اشک بصر این دشت را دریا کنم

کاش بگذارند عدوان کای عزیز فاطمه

در کنار پیکر صد پاره ات مأوا کنم

بر تنت جان برادر نی سر و نی پیرهن

دادخواهی تو نزد ایزد یکتا کنم

گفت «انسانی» چو من نومید از هر در شوم

روی حاجت را به سوی زینب کبری کنم




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شعر گودال قتلگاه-وداع-مسیر کوفه و شام

 

افتاد شامگه به کنار افق نگون

خور، چون سر بریده ازین تشت واژگون

افکند چرخ، مغفر زرین و از شفق

در خون کشید دامن خفتان نیلگون

اجزای روزگار ز بس دید انقلاب

گردید چرخ بی حرکت، خاک بی سکون

کند امهات اربعه ز آبای سبعه دل

گفتی خلل فتاد به ترکیب کاف و نون

آماده قیامت موعود، هر کسی

کایزد وفا به وعده مگر می کند کنون!

گفتم محرم است و نمود از شفق هلال

چون ناخنی که غمزده آلایدش به خون

یا گوشواره ای که سپهرش ز گوش عرش

هر ساله در عزای شه دین کند برون

یا ساغری است پیش لب آورده آفتاب

بر یاد شاه تشنه لبان کرده سرنگون

جان امیر بدر و روان شه حنین

سالار سروران سر از تن جدا، حسین

افتاد رایت صف پیکار کربلا

لب تشنه صید وادی خونخوار کربلا

آن روز، روز آل نبی تیره شد که تافت

چون مهر، از سنان سر سردار کربلا

پژمرده غنچه لب گلگونش از عطش

وز خونش آب خورده خس و خار کربلا

لخت جگر، نواله طفلان بی پدر

وز آب دیده شربت بیمار کربلا

ماتم فکند رحل اقامت ، دمی که خاست

بانگ رحیل قافله سالار کربلا

شد کار این جهان ز وی آشفته تا دگر

در کار آن جهان چه کند کار کربلا

گویم چه گذشت سرگذشت شهیدان که دست چرخ

از خون نوشته بر در و دیوار کربلا

افسانه ای که کس نتواند شنیدنش

یا رب بر اهل بیت چه آمد ز دیدنش؟


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


اتحادِ هزار سرنیزه

بدنش را چه نامرتب كرد

كمك بوریا و مردم دِه

پیكر شاه را مرتب كرد

 

آن طرف در هیاهویِ غارت

دختری زیر دست و پا میماند

این طرف زیر تیغ، مظلومی

زیر لب "یا غیاث" را می خواند

 

بی هوا نیزه ای به پهلو خورد

نفسش رفت و برنگشت ای وای!

جلویِ خواهرش چهل تا نعل

از تن شاه می گذشت ای وای!

 

دختران آه می كشند، آخر

آهِ این كودكان اثر دارد

همه گویند جایِ بابا كاش

رویِ ما شمر چكمه بگذارد

 

ای كه شیب الخضیب افتادی

ای كه خَدُّ التَریب افتادی

خواهرت زودتر بمیرد كاش

تا نبیند غریب افتادی

 

مادری در طواف قربانگاه

هِی "بُنَیَّ بُنَیَّ" می گوید

تشنه ای زیر نیزه، گه مادر

گه "اُخَیَّ الیَّ" می گوید

 

شمر آماده یِ بریدن شد

خنجر اما نمی برد ای داد!

عاقبت با دوازده ضربه

سر شاه از تنش جدا افتاد!

 

جایِ گریه حسین می بینی؟

خون ز چشمانِ خواهرت جاری ست

وقت مغرب رسیده از گودال

همه رفتند شمر ول كن نیست

 

یك طرف مادری حزین می گفت:

"آنون اولسون" حسین و می افتاد

یك طرف خواهری صدا می زد:

"باجون اولسون" حسین و می افتاد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-روز عاشورا


پیكر قرآن، نشان تیرهاست

آیه آیه، طعمه ی شمشیرهاست

جسم پاك یوسفی در خون و خاك

مثل قلب پیر كنعان، چاك چاك

یك گل خونین و هفتاد و دو داغ

تشنه كام افتاده در دامان باغ

برگ های خشكش از خون، تر شده

غنچه روی سینه اش پرپر شده

سنگ دشمن، درّ نایاب من است

تشنگی، شیرین ترین آب من است

كاش تا بازم فدایی آورم

بود هفتاد و دو یار دیگرم

كاش صدها عون و جعفر داشتم

قاسم و عباس و اكبر داشتم

كاش می دادی مرا، صد طفل شیر

تا سپر می شد گلوشان پیش تیر

این من و این شعله ی تاب و تبم

این بیابان گرد كویت، زینبم

عهد بستم با تو تا پای سرم

رخ كند تقدیم سیلی، دخترم

حكم كن؛ فرمان تو، نور است نور

تا گذارم چهره بر خاك تنور

دوست دارم پیش چشم زینبم

چوب دشمن بوسه گیرد از لبم

ای ملائک، رو در این هامون کنید

شمر را از قتلگه بیرون کنید

ای عزیز فاطمه دادی بزن

آخر ای مظلوم ، فریادی بزن


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 12:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات، شهادت-بحر طویل

 

مانده از روضه وُ از هیأت وُ از مجلس وُ از سینه زنی،

 آمده ام کنج اتاقم،

به دلم پرچم مشکی زده وُ شال عزایم به کف وُ دست به دامان تو گشتم

که تو اربابی و من بنده ی هر جاییِ جامانده ازین جا و از آن جایم و امروز دلم گشته هوایی و نشستم به امید کرمی از طرف شاه عزایم که شمایی!

بگو از عطشُ و از جگر سوخته و از رخ افروخته و از طف صحرا و بگو از "علی" و از "علی" وُ از غم لیلا و بگو از ید سقا و بگو با من دل خسته از اندوه دل زینب کبرا و امان از دل زهرا و امان از دل زهرا ...

بگو با من مجنون، به خدا حسرت داغی به دلم مانده که از داغ شما بشکنم امروزُ و بسوزم که دگر نشنوم این روضه ی جان سوز که: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ...

و دگر نشنوم امروز که خم گشته قد کوهیُ و رودی به لب آورده رشیدی... چه رشیدی! همان راز رشیدی که لبِ رود رسیدُ و نرسید آب به لب هاش...

همان راز رشیدی که عمودی...

بگو ! روضه بخوان شاه غریبم تو بخوان بر من جامانده ازین قافله ی اشک، که با نام تو آمیخته این اشک و خوشا اشک!

خوشا اشک! خوشا گریه بر این داغ، خوشا گریه بر این درد

خوشا گریه، نه این گریه! خوشا گریه ی یعقوب که نور بصرش رفت چو روزی پسرش رفت...

خوشا قصه ی یعقوب! که گرگان بیابانی و پیراهن خونین عزیزش همه کذب است...

خوشا چاه! همان چاه که یوسف به سلامت ز درش باز درآمد و نه یک قطره ی خون ریخت در آن جا و نه انگشت کسی گم شده آن جا و کنارش نه تلی بود نه تپه! وَ یعقوب ندیده است دمی یوسفِ در چاه!

خوشا قصه ی یعقوب! که گودال ندارد وَ آه از دل آن خواهر غم دیده که از روی تلی دیده که «الشّمر ...»

عجب مجلس گرمی شده این جا، همین کنج اتاقم که به جز من و به جز روضه ی ارباب، کسی نیست وَ انگار که عالم همه جمعند همین جا! و انگار که این پنجره و فرش و در و ساعت و دیوار، گرفتند دمِ حضرت ارباب: حسین جان، حسین جان، حسین جان، حسین جان...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/09/14 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع-شهادت


آرام تر بـرو که توانی نمانده است

تا آخرین نگاه زمانی نمانده است

بگذار تا که سیر نگاهت کنم حسیـن!

یک لحظه بعد از تو نشانی نمانده است

می‌خواستم فدای تو گردم  ولی نشد

بعد از شهید علقمه جانی نمانده است

تو می روی ... پس که ؟ عنان گیر من شود

وقتی که هیچ مرد جوانی نمانده است

این گله های گرگ نشستند در کمین

تا با خبر شوند شبانی نمانده است

او رفت و بعد شیهه اسبی غریب، ...ماند

شاخه شکست، رایحۀ عطر سیب ماند

یک تن به جای حضرت یوسف به چاه خفت

اما سری؛ دریغ...به روی صلیب ماند

از آن همه جمال جمیل خدا؛ فقط

تصویر مات و خاکی شیب الخضیب ماند

دیگر برای بوسۀ شمشیر جا نبود

حتی لبان دخترکش بی نصیب ماند

در لابلای آن همه فریاد و هلهله

تنها صدای مادری آنجا غریب ماند

صحرا میان شعلۀ صد تازیانه سوخت

پروانه های کوچکِ در این میانه سوخت

تنها نه بال نازک پروانه های دشت

گل های سرخ روسری دخترانه سوخت

یکباره کربلا و مدینه یکی شدند

پهلو و دست و صورت و بازو و شانه سوخت




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


باد ها عطر خوش پیرهنش را بردند

سوختند و خبر سوختنش را بردند

نیزه ها بر عطشش قهقهه سر می دادند

زخم ها لاله ی باغ بدنش را بردند

دشنه ها دور و بر پیکر او حلقه زدند

حلقه ها نقش عقیق یمنش را بردند

این عطش یوسف معصوم کدامین مصر است

که روی نیزه بوی پیرهنش را بردند

تا که معلوم نگردد به کدام آئین است

اهل صحرای تجرّد کفنش را بردند

باد ها سینه زنان زود تر از خواهر او

تا مدینه خبر آمدنش را بردند

یوسف آهسته بگویی که نمیرد یعقوب

گرگ ها یوسف گل پیرهنش را بردند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

  

تیر از بس كه خورده بود حسین

بر تنش مثل پیرهن شده بود

نیزه هاشان تمام شد كم كم

موقع سنگ ریختن شده بود

نفسش بین راه بر می گشت

موقع دست و پا زدن شده بود

هرچه كردند رو به قبله نشد

یعنی آنقدر پاره تن شده بود

زیر انداز خانه های دهات

كفن شاه بی كفن شده بود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


كمتر بر این غریب بدون كفن بزن

این ضربه ی دوازدهم را به من بزن

هر آنچه داشت رفت دگر جستجو نكن

اینقدر این شهید مرا زیر و رو نكن

مگر نبود مسلمان كه اینچنین زده اند

بلند مرتبه شاهِ مرا زمین زده اند

قبول كن كه شبیه حصیر افتادی

قبول كن ته گودال گیر افتادی

مخواه تا كه سر من به گریه بند شود

بگو چكار كنم از تنت بلند شود

بگو چه كار كنم آب را صدا نزنی

بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزنی

بگو چكار كنم از تو دست بردارند

برای پیكر تو یك لباس بگذارند

میان گریه ی من این سنان چه می خندد

دهان باز تو را نیزه دار می بندد

آهای شمر عبا را كسی ربود برو

بیا النگوی من را بگیر و زود برو

برای غارت پیراهنت بمیرم من

چرا لباس ندارد تنت بمیرم من

قرار نبود بیفتی و من نگاه كنم

و یا كه گریه به كوپال ذوالجناح كنم

مگر نبود مسلمان که اینچنین زده اند

بلند مرتبه شاه مرا زمین زده اند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

خبری نیست از تو و کفنت

یوسف من کجاست پیرُهنت

یادگاری ز جنگ حک شده است

مُهری از سمِّ اسب روی تنت

تا خود حشر بر سنان لعنت

که فرو کرده نیزه در دهنت

پیرمردان ناتوان حتّی

با عصا می زدند بر بدنت

همه را سیاه می دیدی

به فدای نفس نفس زدنت

استخوان های سینه ی تو شکست

شمر وقتی که روی سینه نشست

آینه بودی و ترک خوردی

از همه بی هوا کتک خوردی

قتلگاهت نگو که غوغا بود

سر پیراهن تو دعوا بود

کاش مادر نبود در گودال

از بد روزگار امّا بود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


هر نی فغان نای تو را در می آورد

آوای ربنای تو را در می آورد

با اینکه زنده ای! چه حریصانه نیزه دار

دارد لباس های تو را در می آورد

پا بر زمین مکش، که کمان دارِ سنگ دل

می خندد و ادای تو را در می آورد

دارد نگاه مات من از متن تیغ ها

تفسیر بوریای تو را در می آورد

در حیرتم که سنگ به من می خورد ولی

بالای نی صدای تو را در می آورد

زخم لبت هم اشک مرا در می آورد

هم گریه ی خدای تو را در می آورد

وقت نماز افسری از خورجین خویش

عمامه و عبای تو را در می آورد




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ای لاله، پیش مرگ چمن می شوی چرا !؟

راضی به حُکم چیده شدن می شوی چرا !؟

این چشم خیس و چادرخاکیِ من که هست...

آشفته حالِ غسل و کفن می شوی چرا !؟

یحیی بس است، غصه ی این قوم را نخور!

با نیزه ها دهن به دهن می شوی چرا !؟

با این نگاه بی رمق از فرط تشنگی

خیره به سمت معجر من می شوی چرا !؟

اینجا که کوچه های غریب مدینه نیست!

مظلوم من، شبیه حسن می شوی چرا !؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

این ها برای قتل من آهنگ می زنند

"یا این كه طبل خاتمه ی جنگ می زنند"

این قوم پر گناهِ ریاكارِ رو سیاه

با خون من به چهرۀ خود رنگ می زنند

خونخوار های گرگ صفت سینۀ مرا

با پنجه های خونی شان چنگ می زنند

بغض علی به صورتشان موج می زند

حتی به جسم بی سر من سنگ می زنند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

  

پیش پای خودش به خاك افتاد

همه را با نگاه پس می زد

تكیه بر نیزه ی غریبی داشت

خسته بود و نفس نفس می زد

 

جگرش پاره پاره بود اما

یك تنه رفت تا دل لشگر

سینه ی خویش را سپر كرد و

سپرش را شكست تیر سه پر

 

تا زمین خورد دوره اش كردند

هر كه با هرچه داشت زخمی زد

جنگ مغلوبه شد همه گفتند

دیگر از خاك بر نمی خیزد

 

خوب نزدیك می شدند به او

ضربه ها تا دقیق تر بشود

نیزه در زخم تیغ می كردند

تا شكافش عمیق تر بشود

 

این علف های هرز با این گل

چقدر دشمنی مگر دارند

وای بر من چه می كنند این ها

عده ای دستشان تبر دارند  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

چون روی تو، چو روی به صحرا گذاشتند

داغ لب تو بر دل دریا گذاشتند

فطرس كجاست حق پرش را ادا كند

اینان تو را به معرض گرما گذاشتند

پایی كه بر دهان شریفت نهاده اند

اول به روی چادر زهرا گذاشتند

زاویه ای ز مسجد كوفه است سینه ات

این نیزه را به خلوت مولا گذاشتند

خاك فلك به معجر زینب كه در سپاه

پیراهن تو را به تماشا گذاشتند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


رسید وقت رسیدن به ضربه های کسی

شکست حنجره اما به زیر پای کسی

آهـــای خنجـــــر کهنه! نمی شود نبری؟

نمی شود که بمیرد کسی به جای کسی؟

کمی گذشت و هجوم دوباره ای آمد

ردا بـرای کسی شد، زره بـرای کسی

به روی نیزه نشستی و عرش مال تو شد

به پای نیـزه نشسته غم صدای کسی

فرشته هـا همه با هم به گریه افتادنـد

به مادرانه تــرین سوزه های های کسی




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


در غمت پیرهن صبر دریدن دارد

نفس ناله و فریاد بریدن دارد

زیر بار غم تو عرش به هم می ریزد

پس قدِ عمه ی سادات خمیدن دارد

دیدن دشنه ی بی رحم و سر خونینت

از دم خیمه به گودال دویدن دارد

سیب سرخ است سرت، چشم جهان حیرانش

قاتلت مست شد و گفت: بریدن دارد

جرعه جرعه می سرخ از بدنت جاری شد

نیزه ای گفت به شمشیر چشیدن دارد

خاتم شاهی تو نرخ طلا می شکند

ساربان خیره شد و دید خریدن دارد

این تن زخمیِ صد چاکِ به خاک افتاده

با سم اسب روی خاک کشیدن دارد؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ته گودال تمام بدنش می سوزد

خواهری دید عقیق یمنش می سوزد

نیزه ها زیر حرارت همگی ذوب شدند

بی سبب نیست جراحات تنش می سوزد

کربلا ملک خودش بود، غریبی این جاست

چه غریبانه کسی در وطنش می سوزد

بی هوا نیزه ای آمد، همه مبهوت شدند

بعد آن نیزه گمانم دهنش می سوزد

ماجرای ته گودال مرا خواهد کشت

دل من بیشتر از لب زدنش می سوزد

گیرم اصلاً کفنی بر تن او پوشیدید

قطعاً از داغی صحرا کفنش می سوزد

عصر شد، کرب و بلا مثل مدینه شده بود

بانویی گوشه ای از پیرهنش می سوزد

پشت در یا ته گودال چه فرقی دارد؟

هر کسی ذوب علی گشت (من)ش می سوزد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


بر حنجرت سرنیزه تا بالا و پایین می رود

انگار امواج صدا بالا و پایین می رود

ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرمله

در تُنگ دست ربنا بالا و پایین می رود

می بینمش بی صاحبش لبریز تیر و تیغ ها

سمت حرم اسبی رها بالا و پایین می رود

از دور می بینم فقط در هاله ی گرد و غبار

شمشیر ها و دست ها بالا و پایین می رود

یا بر فراز نیزه ها یا بر فرود طشت زر

آنک سر خون خدا بالا و پایین می رود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال-اسارت


کوتاه کن کلام ... بماند بقیه اش

مرده است احترام ... بماند بقیه اش

هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت

آمد به انتقام ... بماند بقیه اش

شمشیرها تمام شد و نیزه ها تمام

شد سنگ ها تمام... بماند بقیه اش

گویا هنوز باور زینب نمی شود

بر سینه ی امام؟ ... بماند بقیه اش

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته

در بین ازدحام... بماند بقیه اش

راحت شد از حسین همین که خیالشان

شد نوبت خیام....بماند بقیه اش

رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول

یافاطمه! سلام ... بماند بقیه اش

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش

خون علی الدوام ... بماند بقیه اش  


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

  

رفته صبر از کَفَم این حال نمی‌فهمم چیست

عمق این فاجعه صد سال نمی‌فهمم چیست

در سرم هست از او طرح سری خون‌آلود

من که نقاشی و تمثال نمی‌فهمم چیست

درکَم از اوست همین قدر که شد ذبحِ عظیم

باقی روضۀ گودال نمی‌فهمم چیست

کشتن تشنۀ زخمی عمل سختی نیست

بر سرش این همه جنجال نمی‌فهمم چیست!

سر کجا رفته و انگشتر و انگشت کجاست؟

بسمل کَنده پر و بال نمی‌فهمم چیست

نحر این سر که خودش جایزه دارد، دیگر

غارتِ خیمه و اموال نمی‌فهمم چیست

زره و خوود و سپر باز هم ارزش دارد

غارتِ چادر اطفال نمی‌فهمم چیست!!!

بین گودال و شلوغیش تنش خُرد شده

نعل آوردن و پامال نمی‌فهمم چیست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ای مصحف ورق ورق! ای روح پیکرم!

آیا تویی برادر من؟ نیست باورم

با آنکه در جوار تو یک عمر بوده ام

نشناسمت کنون که تو هستی برادرم

پامال جور و دست خوش کینه ام ببین

ای کشتی نجات، گذشت آب از سرم

عمرمنی که از کف من رفته ای و من

بی تو، گمان بودن خود را نمی برم

ای خشک لب، کنار فرات از غمت ببین

دریاست در کنار من از دیدۀ ترم

با کعب نی کنند جدا از توأم و لیک

از جان خویش بگذرم و از تو نگذرم

دیشب کنار پیکر پاکت چها گذشت

کاین خاک ها هنوز دهد بوی مادرم؟

دیدم که دست، ظلم تو را سنگ می زند

بگذاشتم دو دست خود آنگاه برسرم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


تا اینكه نیزه ای بدنش را به خون كشید

گرگی رسید و پیرهنش را به خون كشید

از یك طرف عمامه و از یك طرف عبا

هر كس به یك طریق تنش را به خون كشید

سر نیزه های كُند، فرو رفته در تنش

اوضاع دست و پا زدنش را به خون كشید

آهسته گفت تشنه ام اما شنید شمر

با چكمه لعنتی دهنش را به خون كشید

با "نفس مطمئنّه"به حالِ عروج بود

نامرد "نفس مطمئنش "را به خون كشید

بر سینه اش نشست و سری ماند و خنجری

قبل از بریدن سرش افتاد خواهری




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو