امام حسین(ع)-شهادت-گودال


مروه ی كرببلا حال و هوایی دارد

این سراشیبیِ گودال منایی دارد

خبرش پر شده در دشت ز مركب افتاد

به زمین خوردن آیینه صدایی دارد

كینه توزان جمل دشنۀ شان كُند شده

می زند بر تن او هر كه عصایی دارد

مادرش دوخته با دستِ شكسته؛ نكشید!

مگر این پیرهن پاره بهایی دارد!؟

نیزه ها پایِ مناجاتِ لبش گریه كنند

خودمانیم! عجب سوزِ صدایی دارد

قبله این سوست؛ همین طور رهایش نكنید

آخر این كشته ی مظلوم خدایی دارد

بی كفن گوشه ی گودال بلا افتاده

چه كسی بین شما كهنه عبایی دارد؟

حق بده زینب دلخسته پریشان باشد

دلبرش بر سر نی زلف رهایی دارد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال(روضه باز)


تشنه بود و به خاك ها خونش

از رخ و گونه و جبین می ریخت

یك نفر خنده كرد به تشنگی اش

پیش او آب بر زمین می ریخت

 

نیمه جان بود و پشتِ مركبِ خود

بوسه ای سنگ، بر جبینش زد

نوبت تیرِ حرمله شده بود

آه، از پشت زین زمینش زد

 

فاصله كم شده كمانداری

تیرها را دقیق تر می زد

یك نفر بر آن تن زخمی

نیزه اش را عمیق تر می زد

 

ناله ای می رسد به هر كس كه

به تنش تیغ می كشد... نزنید

مادرش چنگ می زند به رخش

دخترش جیغ می كشد... نزنید


ادامه این شعر

✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


می خواستم بلند شوم پا نداشتم
دستی برای خیزش از جا نداشتم
آواز تو می­آمد از آن دورها: « گلی
گم کرده ام... » نه، من گل زیبا نداشتم
پیراهنم که پاره شده، پیکرم کبود
دیگر نشانه های گلت را نداشتم
می­خواستم ببینمت از بین تیغ­ ها
امّا چه سود؟ چشم تماشا نداشتم
آن­قدر دل به چشم تو دادم که از تنم
یک قطعه در هوای تو پیدا نداشتم
در زیر تیغ ­ها و قدم­ ها و سنگ­ ها
دیگر شباهتی، نه... ، به گل­ ها نداشتم
وقتی که آمدی و رسیدی به پیکرم
می­خواستم بلند شوم... پا نداشتم




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


جنگ نزدیک انتها می شد

 کربلا غرق در بلا می شد

گرد گودال ازدحامی بود

 محو این صحنه ما سوا می شد

تکیه داده به نیزه ای آقا

 خاطرش محو خیمه ها می شد

لشگر کوفه دوره اش کردند

 سنگ و تیرش زدند، تا می شد

آن قدر نیزه خورد بر جسمش

 نیزه بر روی نیزه جا می شد

زخمی و بی رمق به خاک افتاد

 داشت روح از تنش رها می شد

تا که می خواست باز برخیزد

 استخوان شکسته "تا" می شد

لشگر آن دم که بر سرش می ریخت

 همه آفاق نینوا می شد

پیکرش را که پشت و رو کردند

 زخم ها تازه خوب وا می شد

بر سر و صورتش لگد می خورد

 غرق خون وجه کبریا می شد

شمر وقتی که روی سینه نشست

 کربلا تازه کربلا می شد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

  

شیخشان دادشان اجازه، زدند

لگد و سنگ بر جنازه زدند

بعد از آن كهنه پیرهن كه نماند

تازه بر اسب نعل تازه زدند




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


نزدیکِ عصر بود، برافروخت ماهِ تو

نزدیک عصر، بود حرم بی‌پناهِ تو

از سینه‌ات زبانه کشید آتش عطش

آئینه آب می شود از سوز آهِ تو

با آخرین سه شعبه به زانو درآمدی

شد نیزۀ غریبی تو تکیه‌گاهِ تو

جان داشتی هنوز، حرم بود در امان

خود لشگری ست این غضبِ در نگاه تو

در بین عمق فاجعه افتاد پیکرت

برخاست با نفس نفست «یا اِله» تو

پس قبل حنجرت نفست را برید شمر

بر سینه‌ات نشسته و بسته ست راهِ تو

طاقت بیار؛ خواهرت از خیمه می رسد

طاقت بیار؛ می رسد از رَه سپاهِ تو

از حجم نیزه‌ها و از انبوهِ سنگ‌ها

گودال چیست؟!... کوه شده قتلگاه تو




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ز بس که نیزه نشسته به جسم پرپر تو

ورق ورق شده در قتلگاه دفتر تو

چقدر نیزه شکسته کنارت افتاده

چقدر تیر فرو رفته بین پیکر تو

هنوز از گلویت خون تازه می آید

هنوز  بر سر نی جاری است کوثر تو

سر شکستۀ عباس آب آور را

نشانده اند سر نیزه ای برابر تو

چقدر لطمه زده روی گونه اش امروز

نمانده سوی نگاهی به چشم خواهر تو

زدند بر رخ ماه تو هیجده ضربه

که نیست نقطۀ سالم به صورت و سر تو

غروب گوشۀ گودال روضه می خواند

برای این همه زخم تن تو مادر تو




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

بین یك مشت شغال و بوف است

دشمن از صید خودش مشعوف است

فقط انگشتر او گم نشده

چند عضو بدنش محذوف است

حجم گودال پر از خون شده است

ظرف كوچك تر از این مظروف است

سرّ هستی ست چرا پس این قدر

روضه های بدنش مكشوف است

بارش سنگ به پیشانی او

داستان صفت و موصوف است

ترسم این گرگ تو را زجر دهد

شمر خنجر زدنش معروف است

بر شهیدان كفن این جا جرم است

روسری داشتنش موقوف است

روی یك نیزه نشسته است و هنوز

چشم هایش به حرم معطوف است

قد زینب شده این جا خم لیك

نگرانیش ز شام و كوفه است




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال-عصر عاشورا


تو را با خشكیِ لب ذبح كردند

به پیش چشم زینب ذبح كردند

تو را با سُمِّ مركب زجر دادند

تو را چه نامرتب ذبح كردند

***

رویِ جسم تو رفته راه نیزه

چه كرده با دهانِ شاه نیزه

نشستم پیش جسمت نَه! كناره

هزار و نهصد و پنجاه نیزه

***

در آوردی سر از بالای نیزه

نیفتی دیگر از بالای نیزه

بگو دستِ كسی اطراف خیمه

ندیدی معجر از بالای نیزه

***

دویدم بین شعله جا نماند

كسی در آن شلوغی ها نماند

فقط هفتاد و دو زینب نیاز است

كه طفلی زیر دست و پا نماند




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، عصر عاشورا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


چون تیر به چلّه ی کمان افتادم

بر خاکِ ره تو نیمه جان افتادم

سنگینیِ رویِ سینه ات را دیدم

یک باره به لکنت زبان افتادم




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال(روضه باز)


گیرم كه نفس می كشی و جان به تنت هست

گیرم كه هنوز، یوسفم پیرهنت هست

گیرم كه بگیرم بغلم پاره تنت را

گیرم كه مداوا كنم اصلاً بدنت را

با نیزه ی رفته به دهانت چه كنم من؟

با لخته ی خون روی لبانت چه كنم من؟

یادم نرود صحنه ی بسمل شدنت را

هنگام بریدن به زمین پا زدنت را

دیدم كه سنان نیزه به پهلوت فرو كرد

از پشت كسی پنجه به گیسوت فرو كرد

سنگی به سرت خورد و دگر هیچ ندیدی

خواهر به فدایت چقدر درد كشیدی

من آمدم از تلّ كه ببوسم بدنت را

از گرگ بگیرم كفن و پیرهنت را

وقتی كه رسیدم سرت از پشت جدا بود

این عاقبت خواهریِ من به شما بود




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


هوا گرفت، زمین و زمان مکدّر شد

و عمق فاجعه با خاک و خون برابر شد

و آن حقیقت تلخی که پیش از آمدنش

در آسمان خداوند شد مقدّر... شد

نماز خواند وَ شن های بایر آن دشت

به بوی "حیّ علی..." تا ابد معطّر شد

نماز خواند وَ با آن نماز خونینش

پیام واقعه ی سرخ طفّ رساتر شد

چه ارباً ارباً تلخی... که پاره پاره تنش

در آن زمان که نَه! تا قرن ها مکرّر شد

تمام شد... نَه ... این تازه اول کار است

زنی رسید وَ چشمان کربلا تر شد

زنی که دست به پهلو گرفته آمده است

سلام مادر پهلو شکسته! ... بهتر شد-

-که آمدی ... که مرا همره خودت ببری

که با حضور تو این لحظه با صفاتر شد

صدا بزن: ولدی یا بُنَیّ یا ولدی!

صدا بزن پسری را که ظهر بی سر شد

صدا بزن که جهان از خجالت آب شود

که با لبان ترک خورده... تشنه پرپر شد

و باز هم پسرت را بگیر در آغوش

اگر چه یک شبه در خاک و خون شناور شد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


نسیم گشته پریشان نه موی تو آقا

شکسته شیشۀ عطرت و بوی تو آقا...

تمام دشت بلا را مسخر خود کرد

و نیزه ها همه مدهوش سوی تو آقا...

سری ز پا نشناسند و در هوای شما

زدند بوسه به ابرو و روی تو آقا

تو قبله همه عالم شدی و هر تیری

نماز عشق بخواند به سوی تو آقا

گره گشای همه عالمی و دستانی

دخیل بسته به گیسو و موی تو آقا




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-وداع-گودال


یک روح واحدند، ولی از بدن، جدا

در اتحاد نیست "تو" از "او" و "من" جدا

این دو، دو نیستند، تجلی وحدتند

پس باطناً یک اند ولی ظاهراً جدا

جسمش کنار خیمه و روحش کنار عرش

این گونه هیچ کس نشد از خویشتن جدا

می برد با خودش همۀ اهل بیت را

پس داشت می شد از همۀ پنج تن، جدا

حال غریب بهتر از این که نمی شود

این است آخر عاقبت از وطن جدا

از نیزه ها بپرس چرا هر چه می کشید

اصلاً نمی شد از بدنش پیرهن جدا

در غارتش کسی به کسی پا نمی دهد

یا می شود لباس جدا، یا بدن جدا

افتاده است گوشه ی گودال سر جدا

افتاده است گوشه ی گودال تن جدا

این کشته، هم حسین هم انگار زینب است

این دو، دو نیستند، ولو ظاهراً جدا




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-وداع-گودال


حالا كه غیر از چشم های تر نداری

تنهای تنها ماندی و یاور نداری

بگذار تا زینب لباس رزم پوشد

تا كه نگوید دشمنت لشگر نداری

من آب می آرم برای اهل خیمه

دیگر نگو آقا كه آب آور نداری

بگذار لخته خون ز لب هایت بگیرم

آخر مگر ای نازنین خواهر نداری

تعبیر كن خواب مرا ای یوسف من

حالا كه غیر از چشم های تر نداری

می آیم امشب بهر دیدارت به گودال

هر چند دیر است و دیگر سر نداری




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-وداع-گودال


ظهر عاشورا به هنگام وداع

 خواهری زیر گلو بوسید و بعد...

 در هجوم سنگ و تیر و نیزه ها

 شاه دین در خون خود غلتید و بعد...

 قاتل آمد از ره و با ضربه ای

 دور دستش گیسویی پیچید و بعد...

 چند ضربه از قفا با خنجرش

 بین گودالی سری ببرید و بعد ...

 چکمه را برداشت از روی تنش

 پیش چشم مادری خندید و بعد...

 سر به دست قاتل و بر روی تل

 چشم خیس خواهری می دید و بعد...

 سر به روی نیزه رفت و آفتاب

 غرق خون از روی نی تابید و بعد...

 نیزه دارش با سر بر روی نی

 پیش چشم کودکی رقصید و بعد...

 بزم می بر پا شد و خصم پلید

 خیزران را روی لب کوبید و بعد ...

 پیش چشم دختران دست یزید

 باده را بر روی سر پاشید و بعد ...

 دختری در کنج ویران اشکبار

 لب به لب های پدر خوابید و بعد ...

 زین محن ها عالمی نالان بود

 تا قیامت دیده ها گریان بود

***

با تشکر از آقای شهریاری برای ارسال این شعر




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-قتلگاه


ز قعر گودی مقتل به عرش تابیدی

رضا شدی به رضای خدا و خندیدی

عزیز من چه لباسی ست بر تنت کردی؟

به جای گل پر نیزه است این که پوشیدی

سرت که رفت تنت ماند و نعل این اسبان

کبود مثل شبی، چون جدا ز خورشیدی

شدی تجلی حق و حکایت موسی

خدا به جسم تو تابید و بعد پاشیدی

زمین کِنِس شد و یک قطره هم نزد بالا

چقدر پا به زمین زیر تیغ کوبیدی!

تمام دشت تنش را به جسم تو مالید

به دستِ نعل، خودت را به دشت بخشیدی

***

و تیغ هم ادبش کار دستمان داده

مصیبتی شده این حنجری که بوسیدی!




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 03:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال-حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


مصحف ما، چه به هم ریختنت! وای عمو!

چقَدَر تیر نشسته به تنت وای عمو!

همۀ رختِ تو غارت نشده پاره شده

بس كه یك پارچه با پا زدنت وای عمو!

آمدم تا كه اجازه بدهی و یك یك

نیزه ها را بكشم از بدنت وای عمو!

جان نداده همه بالای سرت جمع شدند

چه شلوغ است سرِ پیرُهَنَت وای عمو!

آن قدر نیزه زیاد است نمی دانم كه

بكشم از بدنت یا دهنت؟ وای عمو!




✔️ موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/29 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


کاش آن شب همه جا شب می شد

خاک گودال مؤدب می شد

داشت از خون گلوی آقا

لب گودال لبالب می شد

بی پر و بال و بدون سر هم

داشت جبریل مقرب می شد

کاش در نیمه شب دفن حسین

بوریا چادر زینب می شد

یا که افلاک ز هم می پاشید

یا تن شاه مرتب می شد




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/29 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


داشت هر چند گُلِ جانِ تو پرپر می شد

از شمیمش همه ی باغ معطر می شد

من فقط داشتم از دلهره می لرزیدم

پیش چشمم كه تن پاك تو بی سر می شد

كاری از دستِ كسی بر نمی آید باید

دلم آرام به تقدیر مُقَدَّر می شد

قول دادی كه شفاعت كنی از قاتل خود

ولی آن روز مگر حرف تو باور می شد

به تو هر ضربه كه می خورد خدا می داند

ضربان دلِ من چند برابر می شد

زره ات بیشتر ای كاش تحمل می كرد

لااقل عمق جراحاتِ تو كمتر می شد

آن زمانی كه لبِ تیغ به حلقومت خورد

حنجرت كاش مطیعِ دم خنجر می شد




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/29 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


دید چشمش به آسمان وا بود

تشنه بود و میان خون ها بود

لحظه های جسارت و غارت

در دل قتلگاه بلوا بود

رحم در چشم نانجیبی نیست

بین خولی و شمر دعوا بود

دید دست جماعتی نامرد

تکه های لباس پیدا بود

لبه ی تیغ ها که پایین رفت

ساقه ی نیزه ها به بالا بود




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/29 | 04:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال (روضه باز)


خوردی امروز نیزه فردا نَعل

نیزه هم چاره دارد اما نعل...

یك، دو، سه، چهار... ده تا اسب

روی هم می شود چهل تا نعل

هر كسی از تنِ تو می گذرد

شمر با پا و اسب ها با نعل

پشت و روی تو را یكی كردند

چقدر جلوه دارد این جا نعل

چون لباست به روی چادر من

هر كسی پا گذاشت حتی نعل

دهنت را خودت بگو چه شده؟

تهِ شمشیر خورده ای یا نعل؟




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


ظاهراً جد اطهرش هم بود

پدرش بود مادرش هم بود

وقتی افتاد روی گونۀ راست

بین مقتل برادرش هم بود

جای سالم نبود در بدنش

زخم تا بود پیکرش هم بود

زیر پای سنان و نیزه و تیر

نه فقط سینه حنجرش هم بود

بی کس و بی پناه از نزدیک

سنگ می خورد و خواهرش هم بود

خواهرش قبل قاتلش آمد

تا نفس های آخرش هم بود

گر چه او را زدند اما چون

چادرش بود معجرش هم بود

آن زمان هم که غارتش کردند

به روی دست ها سرش هم بود




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


شمسی و روی زمین با روی ماه افتاده ای

تا اذان مانده چرا در سجده گاه افتاده ای

سینه تنگ و عرصه تنگ و غربت تو می کشد

زیر دست و پای دشمن بی سپاه افتاده ای

گفت بابا دست خود را حائل رویت کنم

راست گفته مثل زهرا بی پناه افتاده ای

ای عمو از خیمه می آیم کمی آرام باش

از چه با زانو به سوی خیمه راه افتاده ای

خوب معلوم است از پیشانی و ابروی تو

با رخت از روی مرکب گاه گاه افتاده ای

در دل گودال جای ماه رویی چون تو نیست

یوسف زهرا چرا در بین چاه افتاده ای

من به هل من ناصر تو آمدم در قتلگاه

آمدم دشمن نگوید از نگاه افتاده ای




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال(روضه باز)


كنون كه از محنت دست بر نمی دارد

دگر ز سوختنت دست بر نمی دارد

به نیزه ها تو چه گفتی كه با تو لج كردند

كه از سر دهنت دست بر نمی دارند

تو را بدون اباالفضل گیرت آوردند

كه از سر بدنت دست بر نمی دارند

كنون كه در ته گودالِ تنگ افتادی

و چكمه ها ز تنت دست بر نمی دارند

به نفعت است كه حرفی به نیزه ها نزنی

و گر نه از دهنت دست بر نمی دارند




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 04:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال-تنور خولی


در پردۀ غم  مانده آوای گلویم

زخمی شده زیر و بم نای گلویم

هرچه نَفَس از سینه رفته برنگشته

بسته شده از بغض، مجرای گلویم

معلوم شد از این نفس های بریده

یحیی شده روح مسیحای گلویم

خون شفق می جوشد از هُرم صدایم

خورشید می سوزد ز گرمای گلویم

حالا سه روز است اینكه من لب تر نكردم

از تشنگی خشكیده رگ های گلویم

از تارهای صوتیم چیزی نمانده است

غارت شده انگار اجزای گلویم

معراج آماده است میبینم كه قاتل

سر نیزه را آورده تا پای گلویم

امشب كه مهمان تنور كوفه‌ام پس

تا كوچه گردی های فردای گلویم...




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


خنجر كشیده اند خدا را رضا كنند

خود را به زور در دلِ گودال جا كنند

اینجا كه گود بود چرا خورده ای زمین؟

جایی دگر نبود سرت را جدا كنند؟

انصاف نیست لشگر كوفه كفن شوند

این ها تو را مقابل زینب رها كنند

نه جای نیزه مانده و نه نیزه مانده است

تا زخم دیگری روی آن جسم جا كنند

وقتی به عضو عضو تو رحمی نكرده اند

می خواستی ملاحظه ی خیمه را كنند؟!

وقتی كفن برای تنت فایده نداشت

گفتند بوریا عوضش دست و پا كنند




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 05:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


رحمی قرار نیست که بر پیکرش کنند

پس تیغ می کشند که زخمی ترش کنند

از آب چون مضایقه کردند آمدند

سیراب از سراب دم خنجرش کنند

هی می زنند و باز نفس می کشد حسین

راهی نمانده است مگر بی سرش کنند

گفت این خداست پیش من از او حیا کنید

مقتل شلوغ بود و نشد باورش کنند

خنجر اثر نکرد به حنجر قرار شد

مقتول یک جسارت زجر آورش کنند

با کینه سنگ بر دل آئینه اش زدند

تا که هزار تکه علی اکبرش کنند

وقتی به پاره پیرهنش چشم داشتند

امکان نداشت رحم به انگشترش کنند




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 03:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


مغرب رسید و عرش خدا خورد بر زمین

از اسب سیّدالشهدا خورد بر زمین

حتی خدای عزّوجل نیز گریه كرد

وقتی غریب كرب و بلا خورد بر زمین

او بیشتر ز تشنگی خود گرسنه بود

اصلاً نخورد آب و غدا خورد بر زمین

گفتند كافر است، پس آنقدر می زدند

ارباب با كرامت ما خورد بر زمین

هر نیزه رفت خدمت یك عضو از تنش

آقا میان معركه تا خورد بر زمین

شد نیم خیز با كمك نیزه ها ولی

تا خواست كه شود سر پا خورد بر زمین

اكبر عصای پیری او بود بی گمان

شاید كه او نداشت عصا خورد بر زمین




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 03:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


غم بیش از این چه بر سر عالم بیاورد؟

یکجا چگونه این همه ماتم بیاورد؟

ای آه! ای برادر من! ای حسین من!

دشمن به غیر از این چه به روزم بیاورد؟

افتاده ای به خاک و به زحمت شود کسی

یک جا برای بوسه فراهم بیاورد

جانا بگو  چگونه پرستاریت کنم؟

چیزی نمانده خواهرتان کم بیاورد

حتّی اگر تو زنده بمانی بدون سر

زینب ندارد این همه مرهم بیاورد




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/21 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 7 :: ... 3 4 5 6 7
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات