تبلیغات
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب وداع امام حسین(ع)
 
حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
شنبه 1396/07/8

امام حسین(ع) و حضرت زینب(س)-وداع


رها از ما و من بودیم یک‌عمر

غریب یک وطن بودیم یک‌عمر

مزن حرف جدایی با من آخر

که یک جان و دو تن بودیم یک‌عمر



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1395/07/21

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


تشنه ترین ولیّ خداوند لایزال

از پیش چشم های پر از آب من مرو

ای نفس مطمئنّه که آرام میروی

بیچاره میشود دل بی تاب من مرو

 

میمیرم از فراق، فرات حیات من

یا أیها الغریب کجا میروی حسین؟

چشم به خون نشسته ی تو برق میزند

داری مگر به سوی مِنا میروی حسین؟

 

آرام تر برو همۀ آرامش دلم

آهسته جان بگیر از این نیمه جان خود

سالار قافله به کجا میروی بمان؟

کن چاره بهر بی کسی کاروان خود

 

هستی من مده به فنا هستی مرا

ای تک سوار... بوسه بده از گلو به من

زینب قبول کرده اسارت رود ولی

حرف به نیزه رفتن خود را مگو به من

 

ای خنده ی لبم ز لبم فاصله مگیر

ای روشنی دیده ز دیده جدا مشو

رفتی و ماند دست نگاهم به دامنت

از این غریب رنگ پریده جدا مشو

 

با آخرین نگاه خودت روی خاک ها

آتش زدی به زندگی خواهرت... حسین!

سر میبرید از تو و پیچید در فضا

صوت غریب مادری از مادرت حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1395/07/21

امام حسین(ع)-مناجات روز عاشورا


دل من اگه نخونه، برا تو غزل ترونه

خودش اینو خوب میدونه، نباید دیگه بمونه

از خدا همیشه می خوام، که تو رو ازم نگیره

بکشه همیشه از دل، آتیش غمت زبونه

من یقین دارم که هر کس، برا تو روضه میگیره

دست مهر مادر تو، زده رو دلش نشونه

هرکسی میون روضه ت زمزمه داره دمش گرم

دعا خونه مادر تو برا هر کی نوحه خونه

هوا سرد سرده امّا، دل به یاد تو بهاره

تو رگای سینه زن هات، خون حنجرت روونه

هرکسی آتیش بگیره، میون روضه ی داغت

اونو آتیش جهنّم، نمیتونه بسوزونه

دل اهل آسمونا، همه روزه بی قرارت

شاهدم تنگ غروب و... رنگ سرخ آسمونه

ملکوتیا میمیرن، برای لبای خشکت

گل زخم و ذکر یا رب... زده از لبت جوونه

گرگا دورتو گرفتن... مادر تو ناله می زد

یوسف تشنه لب من! توی چاه پُرِ خونه

تنتو طواف کردن، نیزه دارای سواره

بگم آخرش رو یا نه... باقی روضه بمونه

زینب و با دست بسته، بعد تو اسیری بردن

دختر شیرخدا رو تا کجا برده زمونه!

با کبودی نگاهش، دخترت ازت میپرسید

چی شده لبت کبوده، جای چوبه خیزرونه؟!

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، عصر عاشورا، شام غریبان، در مسیر کوفه و شام، كاروان اسرا در کوفه، كاروان اسرا در شام، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


قدم قدم زحرم میشوی جدا برگرد

بدون خواهر خود میروی کجا برگرد

به پای تو همه گیسوی من سفید شده

نزن به سینۀ من دست رد اخا برگرد

به گردنت به خدا حق مادری دارم

به حرمتی که بُوَد بین ما دو تا برگرد

ز کودکی روش دلبری ز تو بلدم

قسم به مادرمان فاطمه بیا برگرد

تمام ترس من اینست گیسوان سرت

گره گره بشود ، بین پنجه ها برگرد

ز قبل آنکه به پیشم تن تو در گودال

جدا جدا بشود زیر دست و پا برگرد

بیاو پیش از اینکه به تیزی نیزه

کسی به هم بزند پیکر تو را برگرد

به ذوالجناح سپردم به هر کجا دیدی

حسین خُورَد زمین زود سوی ما برگرد



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


رَوی به جانب لشگر برو خداحافظ

که نیست چارۀ دیگر برو خداحافظ

برو ولی کمی آهسته تر برادر جان

چو جان ز پیکر خواهر برو خداحافظ

پس از پیمبر و آلش دلم به تو خوش بود

عزیز جان پیمبر برو خداحافظ

برای زیر گلویت امانتی دارم

که مانده بوسۀ مادر برو خداحافظ

به لشگری که ندارند غیرِ بغض علی

مگو سخن تو ز حیدر برو خداحافظ

بپوش پیرهنِ دستباف مادر را

تویی و غارت پیکر برو خداحافظ

به پای مرکبت افتاده نازدانۀ تو

امان ز گریۀ دختر برو خداحافظ

ولای دست تو قلب صبورِ زینب شد

به حول قوۀ داور برو خداحافظ

قسم به عصمت زهرا نمیدهم هرگز

به خصم،یک نخِ معجر برو خداحافظ

برای دین خدا حاضرم شوم تا شام

اسیر و بی کس و یاور برو خداحافظ

ز کام تشنۀ تو عالمی شود سیراب

به حصرِ نیزه و خنجر برو خداحافظ

سرت به نیزه رود گر برابرِ زینب

خدا که هست برادر؛ برو خداحافظ

تو زیر چکمه و من زیر تازیانه ولی

بپاست خطبۀ حیدر برو  خداحافظ

به شام و کوفه به ذکر علی ولی الله

کنم قیامتِ محشر برو  خداحافظ

پیام خون تو را تا مدینه خواهم برد

اگر چه با دل مضطر برو  خداحافظ



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/07/20

امام حسین(ع)-روز عاشورا


گفته بودی مرگ در بستر برایت خوب نیست

دیدن تنهایی خواهر برایت خوب نیست

پیرهن کهنه به تن کردی برایت خوب بود

این عقیق سرخ و انگشتر برایت خوب نیست

هر قَدَر شمشیر خوردی بیشتر گفتی علی

ذکر نام نامی حیدر برایت خوب نیست

از جلو سخت است می دانم ولیکن صبر کن

در نیاور تیر را از پَر، برایت خوب نیست

سن و سالت رفته بالا آه دست و پا زدن

زیر نعل اسب یک لشگر برایت خوب نیست

غیرت اللهی و میدانند این نامحرمان

دیدن اطفال بی معجر برایت خوب نیست

سنگ بر پیشانی ات خورده است بیش از حد، دگر

خیزران و چوب و طشت زر برایت خوب نیست

سمت گودال آمده با قامتی خم فاطمه

باز می گویی: نیا مادر! برایت خوب نیست



موضوع : وداع امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


می روی همراه خود جانم به میدان می بری

در قفای خویشتن موی پریشان می بری

گرچه امر بر صبوری می کنی، جانا بدان

دست زینب را سوی چاک گریبان می کنی

می روی با سر به سوی نیزه داران پلید

پیش چشمم تا رود بر نیزه قرآن می بری

نعل مرکبهای دشمن تشنه کام سینه اند

بوسه گاه عشق، زیر پای عدوان می بری

تا نماند دست خالی ساربان بی حیا

خاتم پیغمبران را ای سلیمان می بری

باز هم دارد به دستش حرمله تیر سه پر

بهر آن تیر سه شعبه قلب سوزان می بری

همسفر، سالار زینب قدری آهسته برو

نیمه جان گشتم تو هم این نیمه ی جان می بری



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع پدر از دختر


راوی از جوششِ دلها می گفت

از عطشِ دیدن گلها می گفت

راویِ خسته دل و لب تشنه

داشت می گفت ز تیغ و دشنه

نوجوان دختر نازی بودم

با پدر همدم رازی بودم

پدرم با دل سوزان فرمود

دخترم غربتتان آید زود

من دگر می روم از محضرتان

چه بلاها که بیاید سرتان

با همه قافله همکاری کن

عمه را در همه جا یاری کن

عمه را می سپرم من به خدا

و به عمه بدهم دست ترا

بنشین بر سر زانو ، غم بار

رفتم و شد به قیامت دیدار

بنشین آهِ غریبی بکشم

بر سرت دست یتیمی بکشم

بنشین مرهم جانت بشوم

بوسه بر تشنه لبانت بزنم

آری آزاد دگر آب شود

سر بریدن پس از این باب شود

در امان معجر زنهاست هنوز

رأسها روی بدنهاست هنوز

بعد از این سر ز بدنها بِبُرَند

هجمه بر خیمة زنها ببرند

نیزه داران نرسیدند هنوز

رأس سقا نبریدند هنوز

بعد از این اوج بلا و غمهاست

نوبت حمله به نامَحرمهاست

چونکه دیدید به نیزه سر من

به اسیری برود خواهر من

زیور آلات ز خود برگیرید

چند تا مقنعه بر سر گیرید

روسری ، چادر ، معجر ،جلباب

شد به  دوران اسیری کمیاب

بعد از این خسته دل و زار شوید

شاهد کوچه و بازار شوید

چونکه از مقتل بابا گذرید

روضه ام را به مدینه ببرید

غرقِ خون پیکرِ من می بینید

بدن بی سرِ من می بینید

گرچه با خاک تنم یکسان است

نیزه ها بر بدن عریان است

عمه یک لحظه ز غم می میرد

بوسه از حنجر من می گیرد

زنده ماند که مرا زنده کند

عشق را زنده و پاینده کند

چونکه خواهید ز مقتل بروید

نکند سر به گریبان بشوید

دشمنان هرچه که بهتان بزنند

تازیانه به یتیمان بزنند

یاد از غربت زهرا بکنید

یاری نهضت زهرا بکنید

سر بر آرید ز مقتل پیروز

خطبه خوانید و لیکن جانسوز

من که خود ناطق قرآن هستم

بخدا عاشق قرآن هستم

آیه هایی که ز من می شنوید

کوفه و شام مفسّر بشوید

هست رأس الشهدا همرهتان

همه جا دست خدا همرهتان

با عمو بر سر نی راز کنید

عقده های دلتان باز کنید

برسانید چنین پیغامم

که من احیاءگر اسلامم

دوستان را برسانید سلام

از سوی من برسانید پیام

آب نوشید که من سوزانم

آب با یاد لب عطشانم



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
جمعه 1394/08/1

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


در پی دیدار روی کیستی

گوئیا در فکر زینب نیستی

گوئیا دلتنگ مادر گشته ای

مات روی مادری سرگشته ای

غیرت الله این حرم بی محرم است

می روی و خواهرت بی همدم است

تا گلویت سالم است ای یار من

بوسه ای بر من بده دلدار من

من مگر کمتر ز تیغ و خنجرم

تا زنم بوسه به حلقت دلبرم

بوسه گاه مصطفی بوسیدنی است

یاس حلقومت اخا بوسیدنی است

قبل از آنکه بشکند آئینه ات

سینه عریان کن ببوسم سینه ات

حرمله در فرصت و آمادگی است

قلب تو جای سه شعبه نیست نیست

رخصتی بوسه زنم بر روی تو

بوسه ای گیرم من از پهلوی تو

نیزه و پهلوی تو ای وای من

دست شمر و موی تو ای وای من

فکر طفلانت نباش ای مهربان

من بلاگردانشان هستم به جان

یا اخا دلواپس خواهر نباش

بیقرار پوشش و معجر نباش

تو به فکر یک کفن باش ای حسین

در پی یک پیرهن باش ای حسین

کاش می مردم نمی دیدم تو را

بی کس و بی یار بین اشقیا



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


حالا که غیر از چشم های تر نداری

تنهای تنها ماندی و یاور نداری

بگذار تا زینب لباس رزم پوشد

تا که نگوید دشمنت لشگر نداری

من آب می آرم برای اهل خیمه

دیگر نگو آقا که آب آور نداری

بگذار لخته خون ز لبهایت بگیرم

آخر مگر ای نازنین، خواهر نداری

دیشب میان خواب زهرا مادرم گفت

زینب بمیرم پس چرا معجر نداری

تعبیر کن خواب مرا ای یوسف من

حالا که غیر از چشمهای تر نداری

می آیم امشب بهر دیدارت به گودال

هرچند دیر است و تو دیگر سر نداری



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


انگار کسی در نظرت غیر خدا نیست

این مرحله را غیر امام الشّهدا نیست

آئینه تر از روی تو خورشید ندیده

این روی برافروخته جز رنگ خدا نیست

آرامِ دلم، خیمه به هم ریخته بی تو

برگرد که بعد از تو مرا غیر بلا نیست

با این همه لشگر چه کنی ای گل زهرا

این دشت به جز نیزه و شمشیر بلا نیست

ای یوسفم از غارت این گرگ صفت ها

جز پیرهن کهنه تو را چاره گشا نیست

دستی به دلم گر بنهی زنده بمانم

ورنه پس از این چاره به جز مرگ مرا نیست

هرچند که دل داده ای ای ماه به رفتن

والله که جز ماندن تو حاجت ما نیست

تا بر سر معجر ننهم دست اسیری

کار تو برایم به جز از دست دعا نیست

از غارت خیمه به دلم شور عجیبی است

سجّاد اگر هست علمدار وفا نیست

ای کاش که انگشتر تو زود درآید

در سنّت غارتگر انگشت حیا نیست



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1393/08/13

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا-وداع


از کویت ای آرام دل با چشم گریان می روم

 جانم توبودی و کنون با جسم بی جان می روم

ازگریه پایم درگِل است، دریای غم بی ساحل است

درد فراقت مشکل است، با سوز هجران می روم

خیز ای امیر کاروان، مارا تو درمحمل نشان

همراه با نامحرمان، درشام ویران می روم

پرپر شده گلهای تو، کو اکبر رعنای تو

 ناچیده گل ای باغبان، از این گلستان می روم

ای ساقی آب حیات، وی خواهرت گردد فدات

 لب تر نکردم از فرات، باکام عطشان می روم

گرید رقیّه دخترت، هردم بیاد اصغرت

 تو درکنار اکبرت، من با یتیمان می روم

نگذاردم چون ساربان، سازم دراین صحرامکان

 تو باشهیدانت بمان، من با اسیران می روم



موضوع : وداع امام حسین(ع)، عصر عاشورا، شام غریبان، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


وداع آخر تو داشت طرح غم می ریخت

دلم به پشت سر تو به هر قدم می ریخت

گرفته پای تو را دست التماس دل

نماندن از تو و اشکی که دم به دم می ریخت

بنای خلقت زینب، بنا نشد بی من...!

که رفتن تو چو آوار بر سرم می ریخت

گلوی خشک تو را تا که بوسه ای بزنم

به اسم مادرمان از لبم قسم می ریخت

هزار چشم پر از دیدن لباس توأند

ز بسکه داشت ز آستین تو کرم می ریخت

رمق نمانده مسافر به چشم پر کارم

ببخش پشت سرت گر که آب کم می ریخت

حسین رفت و کمی بعد پیر شد زینب

شروع غارت و غم حرمت حرم را ریخت

***

از وبلاگ امام رئوف 



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


کنون که برق نگاه تو در نگاه من است

زبان خموش؛ ولیکن نظر پُر از سخن است

به من مگو که بسازم ز درد دوری تو

پس از تو حالت من لحظه‌لحظه سوختن است

من از شکایت تو از زمانه دانستم

که سرنوشت من و تو ز هم جدا شدن است

نمی‌شود که بسوی مدینه برگردیم؟!

دل غریب من اینجا هوایی وطن است

سپرده کهنه لباسی برای تو مادر

چقدر کرده سفارش: «حسین من بی‌کفن است»

چقدر نیزه برای تن تو ساخته‌اند

چقدر مرکب‌شان بیقرار تاختن است

چقدر چشم جسارت به خیمه می‌افتد

هراس من همه از «سایه‌سر» نداشتن است

مرا رها مکن اینجا که خصم بی‌پرواست

مرا رها مکن اینجا که شمر بددهن است

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، شب عاشورا، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


بغلم کن که دل آرام کند خواهر تو

بوسه این بار بگیرم عوض مادر تو

سر من را تو در آغوش بگیر آهسته

ناز کم کن که دگر پیر شده خواهر تو

با دو دستی که تو را جامه به تن پوشاندم

می‌کنم رخت اسیری به تن دختر تو

به خدا طاقت این غصّه ندارد زینب

ساربان دست کُنَد پیش من انگشتر تو

با چه وضعی به روی دست بگیرم جسمت

بسکه پاشیده ز هم عضوِ تن و پیکر تو

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : وداع امام حسین(ع)، شب عاشورا، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-شهادت-گودال


چقدر گریه نوشته دلم برای سرت

تمام جسم تو زخمی...ولی فدای سرت

چه آمده به سرت زیر تیر و نیزه و نعل؟

بگو که بوسه بگیرم من از کجای سرت؟

دخیل بسته ام امروز هم به پیرهنت

برای این که بگیرم از آن شفای سرت

وصیتی تو به من کرده ای دعات کنم

دعای من شده حالا فقط دعای سرت

همیشه پشت سرت بوده ام و حالا هم

دویده ام همه دشت پا به پای سرت

چهل صباح اسیر تو بوده ام نه یزید

منم همیشه گرفتار جلوه های سرت

اگر چه خطبه من لحن حیدری دارد

رجز نخوانده ام الا به إتکای سرت

اگر چه قصه گودال و شام کشته مرا

ولی نمی رسد این ها به ماجرای سرت



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، كاروان اسرا در کوفه، كاروان اسرا در شام، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


از دودِ آه آیـنــه هـا تــار مـی شـود

تـو مـی روی و حـالِ دلـم زار مـی شود

پـنـجـاه سـال دل نـگـرانیِ مـن گذشت

دنـیـایِ بـی تـو بـر سـرم آوار می شود

فَاللّهُ خَیْرٌ حَافِظًا ای خـستـه خـیـر پـیش

در سیـنـه كـوهِ غُـصه تـلنـبـار می شود

از بـس بـرایِ بـدرقـه¬ات بُـغض می كنم

بـوسیـدنِ گـلـویِ تـو دشـوار مـی شود

اصـلاً بـیـا حـوالـیِ گـودالـشـان نـرو

ایـن بـار كوچـه رویِ تـو تكـرار می شود

در بـیـنِ ایـن همه ز خـدا بی خبر حسین

نـامـوسِ تـو بـه زجـر گـرفتار می شود

بـا چـكمـه رویِ سینه ی تو نقش مـی كَند

بـا نـعـل در گـره گـره ات كار می شود

بر زینِ اسبشان دو سه خورجینِ غارت است

بـا زورِ تـازیـانه حـرم بـار مـی شـود

بـا هـر قـدم به پشتِ سـرت پیر می شوم

كـم كـم ببین قـواره ی زنـجیـر می شوم

با خواهرت بـرایِ تنـت فاتحه بخوان

با اشكـهایِ دلـشكنـت فاتحه بخوان

با خیمه قبل از اینكه خداحافظی كنی

قدری برای سیـنه زنـت فاتحه بخوان

تا چنگِ گرگ ها نرسیـده است یوسفم

با من برایِ پـیرهـنـت فاتحه بخوان

تا گیرِ تیـغ و نیزه نیـفتـاده ای بـیـا

بر عضو عضوِ این بـدنت فاتحه بخوان

تا نیزه ی سنـان به تـكاپـو نـیـامده

بر ساحتِ لب و دهنـت فـاتحه بخوان

تكفیر می كنند تـو را بـا چه راحتـی

در شعله های سوختـنـت فاتحه بخوان

باشد به مرگِ دلخوشیِ من به قتله گاه

هنگامِ دست و پا زدنت فـاتـحه بخوان

اول برایِ لحظه ی بی معجری و بـعـد

در سوگواریِ كفنت فاتـحه بـخـوان



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


 الهی ماتم دلبر نگیرم 

دل از دیدار رویت برنگیرم

الهی سایۀ تو کم نگردد  

الهی بوسه از حنجر نگیرم



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


ای روح من برادر با جان برابرم

آهسته تر برو ز بر من برادرم

چشمان من بدون تو بی نور می شوند

ای نور دیدگان مرو اینگونه از برم

چون آفتاب می روی و مثل سایه ای

افتاده راه درپی تو دیدۀ ترم

ای یوسفم که عزم سفر کرده ای، بایست

بگذار تا که پیرهنت را بیاورم

یک دم بایست تا که ببوسم گلوی تو

این است آن وصیت پنهان مادرم

آن نیزه ها که منتظر توست، جای تو

ای کاش می نشست بر اعضای پیکرم

بینم به روی خاک اگر غرق خون تورا

آوار می شود دو جهان بر روی سرم

بعد از تو غیر مرگ کسی نیست در جهان

تسکین قلب خسته و در خون شناورم



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


آرام دل ستاره هفت آسمان من

آتش مزن به هر قدم خود به جان من

آهسته تر برو که تماشا کنم تو را

دامن مکش ز دست من ای مهربان من

این ناله های بی کسی ات می کشد مرا

ذکر انا الغریب تو برده توان من

از بس عطش ز حنجر تو شعله میکشد

داغی بوسه مانده به روی لبان من

این بار خم شدن ز تو بوسه ز خواهرت

گودال بوسه با من و قد کمان من

مثل محاسن تو شده گیسویم سپید

آید بلای روی تو بر گیسوان من

خنجر چرا به پیرهن کهنه میکشی

واضح بگو چه میشود ای همزبان من

حیف لب تو نیست که نیزه خورش کنی

کمتر بده گلوی سپیدت نشان من

اینان لگد پرانیشان مثل کوچه است

بگذار تا سپر بشود استخوان من



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-وداع و قتلگاه


چون نوبت قتال به سلطان دین رسید

افغان اهل بیت ، به عرش برین رسید

غوغای "الوداع" و هیاهوی "الفراق"

از چار سوی ، بر فلک هفتمین رسید

چون هیچ کس نبود که گیرد رکاب او

بر کف رکاب ، خواهر وی ، دل غمین رسید

پس حلقِ خشک و چِشم تر و نقد جان به کف

با تیغ کینه جوی به میدان کین رسید

کُشت آن قَدَر ز کوفی و شامی که در مصاف

بر جانش ، آفرین ز جهان آفرین رسید

مهلت عدو نداد که نوشد کفی ز آب

لب تشنه ، بی مُعین ، لبِ آبِ مَعین رسید

بنشست بس که تیر سه پهلو به سینه اش

او را هزار همدم و پهلو نشین رسید

چون یاوری نبود که جان سازدش نثار

جنّ و ملائکش ز یسار و یمین رسید

از پشت زین فتاد ، چو سرو قدش به خاک

گفتی که پشتِ عرش به روی زمین رسید

در حیرتم نکرد قیامت ، چرا قیام ؟

بر حنجرش چو خنجر حصم لعین رسید



موضوع : وداع امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


عقیله خواهر من، اشک نم نمی داری

شبیه مادرمان قامت خمی داری

تمام غصه ام این است، میروی تنها

بگو که بعد من اصلا تو همدمی داری؟

تویی و این همه پای برهنه ی زخمی

برای این همه مجروح مرهمی داری؟

یکی یکی همه را روی ناقه جا دادی

برای ناقه نشستن تو محرمی داری؟

فدای قلب صبورت که در خرابه ی شام

برای دختر من بزم ماتمی داری

تویی که شرط حیاتت حسین بوده و بس...

تویی که بی رخ من طاقت کمی داری...

غروب آمده، می روی بدون خودت؟

چه کار مشکل و چه راه مبهمی داری

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


قدم قدم ز حرم دور گشتنت سخت است

به غربت از حرمت دل بریدنت سخت است

تو می روی و دل خواهرت به دنبالت

برادرم چقدر جبهه رفتنت سخت است

تمام زندگی ام ای همه کسِ زینب

به جان فاطمه بی یار ماندنت سخت است

برای بوسه به زیر گلو بده مهلت

شنیده ام که به گودال کشتنت سخت است

بپوش زیر زره دستباف زهرا را

خبر ز غارت پیراهنِ تنت سخت است

به بند چادر و معجر نمی رسد دستی

ولی اگر برسد دست دشمنت سخت است

چگونه صبر کنم آخرین نگاه ترا

وداع دختر و این بوسه چیدنت سخت است

به زیر کعب نی و ضربه ماندَنَم آسان

به زیر نیزه و شمشیر دیدنت سخت است

تمام عمر ترا دیده ام به ندبه ولی

به زیر دشنه مناجات خواندنت سخت است

چقدر حال تو چون روز آخر مولاست

چقدر شیوۀ ((لا حول)) گفتنت سخت است

اگر چه چشم تو ما را رها نمی سازد

ز روی نیزه بما سر کشیدنت سخت است

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1393/08/12

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


نگاه کردن اشک تو خواهرم سخت است

صبور باش که این حرف آخرم سخت است

دگر زمان جدایی شده، دعایم کن

سفر بدون تو ای یار و یاورم سخت است

برو برای اسارت دگر مهیّا شو

که شام و کوفه برای تو خواهرم سخت است

نه قاسمی، نه علی اکبری، نه عباسی

غریب ماندن زنهای این حرم سخت است

تویی و جان رقیّه، که بعد من سیلی

برای دخترک ناز پرورم سخت است

بگو رباب حلالم کند که می دانم

به نیزه، دیدن لبخند اصغرم سخت است

به زیر حنجره ام بوسه می زنی، امّا

بدان، بریدن این سر ز پیکرم سخت است

خدا به داد دلت می رسد، که در بر شمر

به قتلگاه، تماشای مادرم سخت است



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1393/03/15

حضرت زینب(س)-روز یازدهم


گفتند از او بگذر و بگذار به ناچار

رفتم نه به دلخواه، به اجبار به ناچار...

در حلقه‌ای از اشک پریشان شده رفتم

آنگونه که انگشترت انگار به ناچار...

شهری همه خواب و به لبت آیه‌ای از کهف

تنها تو و یک قافله بیدار، به ناچار-

ماندیم جدا از تو و با اشک گذشتیم

از هلهله‌ی کوچه و بازار به ناچار

سوگند به لب‌های تو صد بار شکستم

هر بار به یک علت و هر بار به ناچار

تو نیستی و ماندن من بی تو محال است

هر چند به ناچار به ناچار به ناچار...



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، شام غریبان، 
چهارشنبه 1392/08/22

امام حسین(ع)-وداع


بعد من کار تو خواهر سخت است

دیدن داغ برادر سخت است

آخرین لحظه به هنگام وداع

آه بوسیدن دختر سخت است

بوسۀ زیر گلو قبل وداع

بعد از آن بوسه حنجر سخت است

دیدن گریۀ یک طفل صغیر

پیشِ گهوارۀ اصغر سخت است

خواهرم روز دگر وقت سفر

دیدن پیکر بی سر سخت است

معجر خود گِره محکم بزنید

حملۀ دشمن کافر سخت است

بی علمدار شدن در صف جنگ

غصۀ میر دلاور سخت است

به اسیریِ تو و کشتنِ من

خندۀ این همه لشگر سخت است

مضطرب بر سَرِ تلّی از خاک

دیدن نیزه و خنجر سخت است

پیش چشم نگرانت، دعوا

بر سر پیکر پرپر سخت است

بعد من خیمه که غارت بشود

غربت آل پیمبر سخت است

پیش چشم همۀ اهل حرم

غارت چادر مادر سخت است

کعب نی خوردن تو جای همه

دیدن زخم مکرر سخت است

پشت دروازه در آن مرکز کفر

خطبۀ دختر حیدر سخت است

×××

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : وداع امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1392/08/22

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


ای سایه سرم، حسین، صبر کن، نرو

حالا که مضطرم، حسین، صبر کن، نرو

اصلاً خودت بگو که چگونه بدون تو

طاقت بیاورم؟ حسین، صبر کن، نرو

بی تو نفس کشیدن من کُند می شود

تنها برادرم، حسین، صبر کن، نرو

من جرعه جرعه مست می ساغر توام

ای جام کوثرم، حسین، صبر کن، نرو

تنها نگاه توست مرا زنده می کند

کردی مسخرم، حسین، صبر کن، نرو

بعد از فراق مادر و بابا و مجتبی

امید آخرم، حسین، صبر کن، نرو

(من بی حسین معنی دیگر نمی دهم)

ای روح پیکرم، حسین، صبر کن، نرو

یک روح در دو تن، من و تو بوده ایم، پس

ای نیم دیگرم، حسین، صبر کن، نرو

کاری نکن قسم بدهم آخرش به آن...

پهلوی مادرم، حسین، صبر کن، نرو

×××

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر



موضوع : وداع امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، 
چهارشنبه 1392/08/22

امام حسین(ع)-شهادت-وداع-قتلگاه

 

صبح تا عصر پیکر آورده

چه قدر جسم بی سر آورده

لیک با آن که اصغر آورده

خستگی را ز پا درآورده

کوه غم روی دوش و چون کوهی

عزم میدان نمود نستوهی

با همه تشنگی بی حدش

بست بر سر عمامه جدش

شد قیامت چو راست شد قدش

سیلی از اشک و آه شد سدش

می کند با هزار افسوسش

غیرت الله ترک ناموسش

می خورد بوسه بر سر و روها

دست ها در نوازش موها

کس نداند چه گفت زان سوها

که درآورده شد النگوها

او چه گفته که می شود با هم

گره معجر همه محکم؟

حرف تاراج را زدن سخت است

گریه مرد پیش زن سخت است

رفتن روح از بدن سخت است

از یتیمی خبر شدن سخت است



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، 

تقدیم به روح تازه گذشته مرحوم عبدالحمید حدادیان، پدر حاج سعید حدادیان

امام حسین(ع)-شهادت


جز صبر راه چاره اگر یافتی بگو

آبی بر این شراره اگر یافتی بگو

لرزید از تموّج آه تو كاینات

آرامشی دوباره اگر یافتی بگو

زینب! زمان زمانۀ قحط مروّت است

رحمی در این هزاره اگر یافتی بگو

در دور دست مشرق این دشت لاله‌خیز

تصویر یك سواره اگر یافتی بگو

جز چشم خون گرفته و مبهوت آفتاب

چشمی پیِ نظاره اگر یافتی بگو

گل‌های ناز پرورِ دامان وحی را

در زیر خار و خاره اگر یافتی بگو

جز اشك آسمانیِ این دل‌شكستگان

روی زمین ستاره اگر یافتی بگو

واكن به ناز گوشۀ چشمی در این كویر

آثار گوشواره اگر یافتی بگو

در زیر ابر خنجر و شمشیر و تیر و تیغ

خورشید و ماه‌پاره اگر یافتی بگو

این پیكر شریف شهید محبّت است

بر زخم او شماره اگر یافتی بگو

انگشتر و نگین سلیمان ز دست رفت

انگشتی از اشاره اگر یافتی بگو

جز بوسه بر گلوی گل ارغوان به باغ

روز وداع چاره اگر یافتی بگو

در انعكاس سرخی خون خدا،"شفق"!

تشبیه و استعاره اگر یافتی بگو



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، وداع امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، 

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع قتلگاه

 

تو سر نداری، من سرِ رفتن ندارم

ماندی به رویِ خاك و عالم كربلا شد

بندِ دلم بودی و هر بندِ تن تو

انگار جایِ گندم ری آسیا شد

بی دردسر سرگرم سر بود و نشست و

آن قدر دست و پا زدی تا اینكه پا شد

یكبار بوسیدم گلویت را چگونه...

...جایِ همان بوسه دوازده ضربه جا شد

زینب زمین خورده ولی تو سنگ خوردی

این زخم ها از ضربه های بی هوا شد

آتش میان خیمه ی عباس افتاد

دستی كنار معجر من بی حیا شد

تو سر نداری دخترت معجر ندارد

یعنی بریدند و كشیدند و جدا شد



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، وداع امام حسین(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 2 )    1   2   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء