امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


ای سایه سرم، حسین، صبر کن، نرو

حالا که مضطرم، حسین، صبر کن، نرو

اصلاً خودت بگو که چگونه بدون تو

طاقت بیاورم؟ حسین، صبر کن، نرو

بی تو نفس کشیدن من کُند می شود

تنها برادرم، حسین، صبر کن، نرو

من جرعه جرعه مست می ساغر توام

ای جام کوثرم، حسین، صبر کن، نرو

تنها نگاه توست مرا زنده می کند

کردی مسخرم، حسین، صبر کن، نرو

بعد از فراق مادر و بابا و مجتبی

امید آخرم، حسین، صبر کن، نرو

(من بی حسین معنی دیگر نمی دهم)

ای روح پیکرم، حسین، صبر کن، نرو

یک روح در دو تن، من و تو بوده ایم، پس

ای نیم دیگرم، حسین، صبر کن، نرو

کاری نکن قسم بدهم آخرش به آن...

پهلوی مادرم، حسین، صبر کن، نرو

×××

با تشکر از آقای ایزدی برای ارسال این شعر




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-وداع-قتلگاه

 

صبح تا عصر پیکر آورده

چه قدر جسم بی سر آورده

لیک با آن که اصغر آورده

خستگی را ز پا درآورده

کوه غم روی دوش و چون کوهی

عزم میدان نمود نستوهی

با همه تشنگی بی حدش

بست بر سر عمامه جدش

شد قیامت چو راست شد قدش

سیلی از اشک و آه شد سدش

می کند با هزار افسوسش

غیرت الله ترک ناموسش

می خورد بوسه بر سر و روها

دست ها در نوازش موها

کس نداند چه گفت زان سوها

که درآورده شد النگوها

او چه گفته که می شود با هم

گره معجر همه محکم؟

حرف تاراج را زدن سخت است

گریه مرد پیش زن سخت است

رفتن روح از بدن سخت است

از یتیمی خبر شدن سخت است


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

تقدیم به روح تازه گذشته مرحوم عبدالحمید حدادیان، پدر حاج سعید حدادیان

امام حسین(ع)-شهادت


جز صبر راه چاره اگر یافتی بگو

آبی بر این شراره اگر یافتی بگو

لرزید از تموّج آه تو كاینات

آرامشی دوباره اگر یافتی بگو

زینب! زمان زمانۀ قحط مروّت است

رحمی در این هزاره اگر یافتی بگو

در دور دست مشرق این دشت لاله‌خیز

تصویر یك سواره اگر یافتی بگو

جز چشم خون گرفته و مبهوت آفتاب

چشمی پیِ نظاره اگر یافتی بگو

گل‌های ناز پرورِ دامان وحی را

در زیر خار و خاره اگر یافتی بگو

جز اشك آسمانیِ این دل‌شكستگان

روی زمین ستاره اگر یافتی بگو

واكن به ناز گوشۀ چشمی در این كویر

آثار گوشواره اگر یافتی بگو

در زیر ابر خنجر و شمشیر و تیر و تیغ

خورشید و ماه‌پاره اگر یافتی بگو

این پیكر شریف شهید محبّت است

بر زخم او شماره اگر یافتی بگو

انگشتر و نگین سلیمان ز دست رفت

انگشتی از اشاره اگر یافتی بگو

جز بوسه بر گلوی گل ارغوان به باغ

روز وداع چاره اگر یافتی بگو

در انعكاس سرخی خون خدا،"شفق"!

تشبیه و استعاره اگر یافتی بگو




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/08/6 | 05:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع قتلگاه

 

تو سر نداری، من سرِ رفتن ندارم

ماندی به رویِ خاك و عالم كربلا شد

بندِ دلم بودی و هر بندِ تن تو

انگار جایِ گندم ری آسیا شد

بی دردسر سرگرم سر بود و نشست و

آن قدر دست و پا زدی تا اینكه پا شد

یكبار بوسیدم گلویت را چگونه...

...جایِ همان بوسه دوازده ضربه جا شد

زینب زمین خورده ولی تو سنگ خوردی

این زخم ها از ضربه های بی هوا شد

آتش میان خیمه ی عباس افتاد

دستی كنار معجر من بی حیا شد

تو سر نداری دخترت معجر ندارد

یعنی بریدند و كشیدند و جدا شد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/03/9 | 12:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت سکینه(س)-وداع


چرا بی یاری و بهرت دگر یاور نمی آید
به دُنبالت کسی جُز اشک هر دختر نمی آید
ازین راهی که داری پیش رو لَرزد دلم، دیدم
که هر کس می رَود در خیمه ها دیگر نمی آید
علمدار تو کو، اکبر چه شد، قاسم کجا رفته؟
هزاران لشکر آن سو بهر تو لشکر نمی آید
به جان کی قسم دادی که عمّه در حرم برگشت
به دنبال برادر از چه آن خواهر نمی آید
تو روی دختر مسلم ببوسیدی و، من دیدم
مرو دختر نبوسیده مرا باور نمی آید
ز ضعف و تشنگی حرفی به لب دارم، ولی افسوس
لبانم می خورد بر هم، صدایم در نمی آمد




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت سکینه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/10/27 | 04:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


آمدی تا کنار خیمه ی من، باز با خواهرت سخن داری

چه نیازی مرا صدا بزنی، با خودت عطر یاسمن داری

چه قدر جلوه ی تو طاهایی است، مثل باباست طرز لبخندت

چه قدر خنده ی تو زهرایی است، رنگ رخساره ی حسن داری

دست چشمم برای تو رو شد، اشک در دشت دیده آهو شد

بغض! ای بغض سر فرو بسته! نکند قصد وا شدن داری

دست بر سینه ام بیا بگذار، صبر از قلب زینبت پر زد

تو مگر بارها نمی گفتی، که تو وابستگی به من داری

خواب دیدم میان این وادی، جسم تو روی خاک افتاده است

جسم تو روی خاک، نه!مخفی است، نیزه ها، تیر ها به تن داری

در همان های و هوی می دیدم، داغ تدفین سرخ تو امّا...

بوریا بود بر تنت گرچه در خیام خودت کفن داری

آه حالا دو روز هست و سه شب، کربلا میزبان پیکر توست

تا چهل منزل دگر مانده، چه قدر راه تا بدن داری

صوت قرآن مکی ات را آه!، نیزه ی شامی ات نمی فهمد

بر سر زینب تو نازل شد، آیه هایی که بر دهن داری




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع-شهادت


آرام تر بـرو که توانی نمانده است

تا آخرین نگاه زمانی نمانده است

بگذار تا که سیر نگاهت کنم حسیـن!

یک لحظه بعد از تو نشانی نمانده است

می‌خواستم فدای تو گردم  ولی نشد

بعد از شهید علقمه جانی نمانده است

تو می روی ... پس که ؟ عنان گیر من شود

وقتی که هیچ مرد جوانی نمانده است

این گله های گرگ نشستند در کمین

تا با خبر شوند شبانی نمانده است

او رفت و بعد شیهه اسبی غریب، ...ماند

شاخه شکست، رایحۀ عطر سیب ماند

یک تن به جای حضرت یوسف به چاه خفت

اما سری؛ دریغ...به روی صلیب ماند

از آن همه جمال جمیل خدا؛ فقط

تصویر مات و خاکی شیب الخضیب ماند

دیگر برای بوسۀ شمشیر جا نبود

حتی لبان دخترکش بی نصیب ماند

در لابلای آن همه فریاد و هلهله

تنها صدای مادری آنجا غریب ماند

صحرا میان شعلۀ صد تازیانه سوخت

پروانه های کوچکِ در این میانه سوخت

تنها نه بال نازک پروانه های دشت

گل های سرخ روسری دخترانه سوخت

یکباره کربلا و مدینه یکی شدند

پهلو و دست و صورت و بازو و شانه سوخت




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع-شهادت


نگران بودم از این لحظه و آمد به سرم
زینب و روز وداع تو!؟ امان از دل من
این همه رنج و بلا دیدم و چشمم به تو بود
تازه با رفتنت آغاز شده مشکل من

شوق دیدار، تو را می‌کِشد اینسان، اما
ای همه هستی زینب! کمی آهسته برو
تو قرار است به میدان بروی ... آه ! ولی
جان من آمده بر لب، کمی آهسته برو

خواستی پیرهن کهنه چرا یوسف من؟
گرگ‌های سر راه تو چه دینی دارند؟
این جماعت سرشان گرم کدام اسلام است؟
که از آیینۀ پیغمبرشان بیزارند

تو که از روز تولد شدی آرامِ دلم
نرو اینگونه شتابان و نکن حیرانم
بوسه‌ای زیر گلویت زده‌ام اما باز
بروی، می‌روم از حال، خودم می‌دانم

با تو آمد دم میدان دل آواره‌ی من
پر زد انگار در این فاصله روح از بدم
من که بی عطرت از اول نکشیدم نفسی
می‌شود از تو مگر جان و دلم! دل بِکَنم؟

روی تل بودم و دیدم که چه تنها شده‌ای
نیزه دیدم که به دستان غریبت مانده
همه رفتند، همه ... قاسم و عباس و علی
نه برای تو زهیرت، نه حبیبت مانده


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


اگر هستی خدای عشق، من پیغمبرت هستم

تو هستی شمع و من پروانۀ گرد سرت هستم

تمام دلخوشی، با رفتن خود می کُشی من را

نگاهم کن که محتاج نگاه آخرت هستم

اگر که مادر من یک تنه شد لشکر بابا

امامِ مانده تنها، یک تنه من لشکرت هستم

نداری گر علمداری، کند زینب علمداری

اگر مادر نداری من به جای مادرت هستم

تو از سر تا به پا، پا تا به سر هستی تماشائی

ولی من بیشتر مبهوت زیر حنجرت هستم

مرو دامن کشان از پیش من دستم به دامانت

منی که آمدم راه تو بستم خواهرت هستم




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


مانند سایه از سرم ای تاج سر، مرو

ما با هم آمدیم و تو بی همسفر، مرو

تنها نه این که خواهر تو، مادر توأم

از رفتنت به خاطر من در گُذر، مرو

از کودکی برای تو بودم سپر، حسین

میدان جنگ می روی و بی سپر، مرو

حالا که می روی کمی آهسته تر برو

آتش به جان مزن تو از این بیشتر، مرو

طفلت به خواب رفته و بیدار اگر شود

بیچاره می کند همه را بی خبر، مرو

لب ها دو چوب خشک شده می خورد به هم

این گونه از مقابل چشمان تر، مرو

(از آب هم مضایغه کردند کوفیان)

ای از تمام اهل حرم تشنه تر، مرو

باشد نگاه تو به من اما دلت کجاست؟

هستی به یاد مادر و دیوار و در، مرو




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت سکینه(س)-وداع


ای رویِ تو روز و مویِ تو چون شب من

بر سوز دلت سوخت دلِ مركب من

از بابِ جگر سوخته ات بوسه مخواه

ترسم كه بسوزد رُخ تو از لبِ من




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت سکینه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


لب تشنه می‌روی ز برم؛ صبر می ‌کنم

بگذار خون شود جگرم؛ صبر می‌کنم

کوه فراق را به سر دوش می‌کشم

هرچند بشکند کمرم صبر می‌کنم

رگ‌های پاره‌پاره، تن قطعه‌قطعه را

در قتلگاه می‌نگرم؛ صبر می‌کنم

تسلیم محضم و به بلا دل سپرده‌ام

غم، هرچه آورد به سرم صبر می‌کنم

در شام و کوفه چنگ‌زنان، هرکجا زنان

توهین کنند بر پدرم، صبر می‌کنم

ای همسفر به جان تو حتی اگر کنند

با قاتل تو همسفرم، صبر می‌کنم

با یاد کام خشک تو تا صبح روز حشر

گر خون رود ز چشم ترم صبر می‌کنم

باید که از تو پیرهن پاره‌پاره‌ای

از بهر مادرم ببرم؛ صبر می‌کنم

«میثم!» بگو که لحظه به ‌لحظه غم حسین

بر جان و دل زند شررم؛ صبر می‌کنم




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


کمی آهسته رو بگذار تا زینب شود یارت

حیاتم بخش، یک‌بار دگر از فیض دیدارت

به جان مادرم رخصت بده، ای یوسف زهرا

که زینب با کلاف جانِ خود گردد خریدارت

علمدارت اگر، بی‌دست و سر افتاده من هستم

به عباست قسم، بگذار تا گردم علمدارت

بیابان، پر ز گرگ و یوسف من، یکّه و تنها

چگونه بسپرم، بر یک بیابان گرگِ خونخوارت

الهی آب گردم، همچو شمعی در شرار دل

که می‌بینم ز بی آبی پریده رنگ رخسارت

به دنبال تو آیم یا به سوی خیمه برگردم

بگریم با ربابت، یا بگردم دور بیمارت؟

مرو تا آتش قلب تو را با اشک بنشانم

که باشد، داغ روی داغ روی داغ بسیارت

دلم چون پرده ی گل، در غمت صدپاره گردید

که هفتاد و دو گل، یک روزه پرپر شد زگلزارت

میان دشمنان، ناموس خود را می‌نهی تنها

تو که یاری نداری، پس برو دست خدا یارت

از آن قلب محبّان را، به آتش می‌کشد «میثم»

که سوز ما بود، در نظم این عبد گنهکارت




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-وداع-گودال


یک روح واحدند، ولی از بدن، جدا

در اتحاد نیست "تو" از "او" و "من" جدا

این دو، دو نیستند، تجلی وحدتند

پس باطناً یک اند ولی ظاهراً جدا

جسمش کنار خیمه و روحش کنار عرش

این گونه هیچ کس نشد از خویشتن جدا

می برد با خودش همۀ اهل بیت را

پس داشت می شد از همۀ پنج تن، جدا

حال غریب بهتر از این که نمی شود

این است آخر عاقبت از وطن جدا

از نیزه ها بپرس چرا هر چه می کشید

اصلاً نمی شد از بدنش پیرهن جدا

در غارتش کسی به کسی پا نمی دهد

یا می شود لباس جدا، یا بدن جدا

افتاده است گوشه ی گودال سر جدا

افتاده است گوشه ی گودال تن جدا

این کشته، هم حسین هم انگار زینب است

این دو، دو نیستند، ولو ظاهراً جدا




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن

گیرم ای شاه کسی نیست... خودم نوکر تو

لحظه ای فکر کنی پیرشدم، مدیونی

در سرم هست همان شوق علی اکبر تو

من خودم یک تنه از کرببلا می برمت

چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو

تو برایم نگرانی چه می آید سر من

من برایت نگرانم چه می آید سر تو

همه را بدرقه کردی و به میدان بردی

می روی، هیچ کسی نیست به دور و بر تو

بده پیراهن خود را که خودم پاره کنم

نمی ارزد سر این کهنه شده... پیکر تو...

وای از معجر من، معجر من، معجر من

وای از حنجر تو، حنجر تو، حنجر تو

***

سعی ام این است ببینم بدنت را، اما

چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهر تو




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


گمان مدار برادر! که سد راه تو هستم

تو شهریار جهانی و من سپاه تو هستم

به جان مادرمان تا که جان بود به تن من

شریک درد و غم و سوز و اشک و آه تو هستم

برو عزیز دلم! خاطرت مباد پریشان

که من پیمبر گودال قتلگاه تو هستم

به پیش کعب نی و سنگ و تازیانه ی دشمن

قدم‌ قدم سپر طفل بی ‌گناه تو هستم

کرم کن از سر نی؛ گاه‌ گاه یک نگهم کن

که من اسیر تو و کشته ی نگاه تو هستم

خدا گواست که آنی جدا نمی‌شوم از تو

ز هر طرف گذری، من کنار راه تو هستم

نه شام و کوفه؛ جهان است سنگر سخن من

منادی تو، طرفدار تو، گواه تو هستم

نهم چو پای به بیدادگاه شام، برادر

مبلّغ تو، وکیل تو، دادخواه تو هستم

مقدر است که رویم شود کبود در این ره

تو آفتاب خدا من گرفته‌ ماه تو هستم

شراره ی دل ما سرکشد ز سینه ی «میثم»

به حشر، شافع این عبد رو سیاه تو هستم




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


تو می روی و دل من دوباره می ریزد

و خواهر تو به راهت شراره می ریزد

خدا کند که بمیرم نبینمت تنها

غریبی تو به جانم شراره می ریزد

مرو که بوسه ای از زیر حنجرت چون آب

به روی آتش این غصه چاره می ریزد

تو سیب سرخ بهشت خدایی و دارد

ز پیکرِ پرِ زخمت عصاره می ریزد

مسیر آمدنت تا خیام خونین است

ز بس که از زرهت خون، هماره می ریزد

مرو که بعد تو تنها به جرم یک بوسه

عدو به روی سرم بی شماره می ریزد

مرو که بعد تو از نیزه ها و نعل ستور

به خاک، پیکر تو پاره پاره می ریزد

پس از تو در پی طوفان دست هایی سرد

ز گوش دخترکان گوشواره می ریزد

کسی که زینتی از خیمه عایدش نشود

به پشت خیمه سر شیرخواره می ریزد




موضوع: وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


باور نخواهد کرد چشمان ترت را

باور نخواهد کرد دشمن، باورت را

ققنوس بی پروای من آتش نگیری

طاقت ندارم دیدن خاکسترت را

یک ذره از این بیشتر مهمان ما باش

طولانی اش کن این وداع آخرت را

یک کم نگاهم کن، نگاهم کن، نگاهی ...

تا که ببینی توی چشمم مادرت را

یا ایها العاشق، دلم معشوق چشمت

با خود ببر میدان برادر، خواهرت را

در مقتلت چیزی نمی بینم به جز خون

می بینم اما پاره های پیکرت را

در دست طوفان بود دیدم وای طوفان...

می برد هم انگشت و هم انگشترت را

از من توقع داشتی ساکت بمانم؟!

وقتی به روی نیزه می بینم سرت را...




موضوع: وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


دیگر رسیده قصه به آخر... جدا شدن...

سخت است خواهری ز برادر جدا شدن

با دلهره كنون كه بغل می كنی مرا

یعنی فراق، با دل مضطر جدا شدن

پنجاه سال صبح و شبم با تو سر شده

آهسته رو زمانِ ز خواهر جدا شدن

تو از مدینه یاد ز یحیی كنی چرا؟

یعنی رسیده است دم سر جدا شدن؟

بگذار تا گلوی تو را بوسه ای زنم

حیف است حنجر تو به خنجر جدا شدن

تو می روی و غصه ی من می شود شروع

از دختران فاطمه معجر جدا شدن...

پیش نگاه غمزده ی كودكان تو

یكسر سر شهید ز پیكر جدا شدن...

از ما زنان بپرس زمانی كه تنگ شد

درد آور است النگو و زیور جدا شدن...




موضوع: وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-وداع-گودال


حالا كه غیر از چشم های تر نداری

تنهای تنها ماندی و یاور نداری

بگذار تا زینب لباس رزم پوشد

تا كه نگوید دشمنت لشگر نداری

من آب می آرم برای اهل خیمه

دیگر نگو آقا كه آب آور نداری

بگذار لخته خون ز لب هایت بگیرم

آخر مگر ای نازنین خواهر نداری

تعبیر كن خواب مرا ای یوسف من

حالا كه غیر از چشم های تر نداری

می آیم امشب بهر دیدارت به گودال

هر چند دیر است و دیگر سر نداری




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-وداع-گودال


ظهر عاشورا به هنگام وداع

 خواهری زیر گلو بوسید و بعد...

 در هجوم سنگ و تیر و نیزه ها

 شاه دین در خون خود غلتید و بعد...

 قاتل آمد از ره و با ضربه ای

 دور دستش گیسویی پیچید و بعد...

 چند ضربه از قفا با خنجرش

 بین گودالی سری ببرید و بعد ...

 چکمه را برداشت از روی تنش

 پیش چشم مادری خندید و بعد...

 سر به دست قاتل و بر روی تل

 چشم خیس خواهری می دید و بعد...

 سر به روی نیزه رفت و آفتاب

 غرق خون از روی نی تابید و بعد...

 نیزه دارش با سر بر روی نی

 پیش چشم کودکی رقصید و بعد...

 بزم می بر پا شد و خصم پلید

 خیزران را روی لب کوبید و بعد ...

 پیش چشم دختران دست یزید

 باده را بر روی سر پاشید و بعد ...

 دختری در کنج ویران اشکبار

 لب به لب های پدر خوابید و بعد ...

 زین محن ها عالمی نالان بود

 تا قیامت دیده ها گریان بود

***

با تشکر از آقای شهریاری برای ارسال این شعر




موضوع: قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


دیـگرم شـورى به آب و گـل رسید

گـاه مـیـدان دارى ایـن دل رسـید

نـوبت پـا در رکـاب آوردن اسـت

اسب عشرت را سوارى کـردن است

تنگ شد ساقى دل از روى صـواب

زین مى عشرت مرا پـر کن شـراب

کز سر مستـى سبـک سـازم عـنان

سرگران بر لـشکـر مـطـلب زنان

روى در میـدان ایـن دفـتر کـنـم

شرح مـیدان رفـتن شـه، سر کـنم

بـازگـویـم آن شـه دنـیـا و دیـن

سـرور و سرحـلقه اهـل یـقـیـن

چون که خـود را یکه و تنها بـدیـد

خـویشتن را دور از آن تـن هـا بدید

قـد براى رفـتن از جـا راست کرد

هر تدارک خاطرش مى خواست ، کرد

پـا نهـاد از روى هـمّت در رکاب

کـرد با اسب از سر شـفـقت خطاب

کـاى سبک پـر ذوالجناح تـیـز تک

گـرد نـعـلت سرمـه چـشم مـلک

اى سمـاوى جـلوه قـدسـى خرام

وى ز مـبـدأ تا معـادت نـیـم گـام

رو به کـوى دوست منهاج من است

دیده واکـن وقت مـعراج مـن است

بد به شـب معراج آن گـیتى فـروز

اى عـجب معراج من باشـد به روز

تـو بـراق آسـمـان پـیمـاى مـن

روز عـاشـورا شـب اسـراى من

پس به چالاکى به پشت زیـن نشست

این بگـفت و برد سوى تـیـغ دست

اى مشعشع ذوالفـقـار دل شـکـاف

مدتـى شد تا که مانـدى در غـلاف

آنـقدر در جاى خود کردى درنـگ

تـا گرفت آییـنـه اسـلام ، زنـگ

من تو را صـیقل دهـم از آگـهـى

تا تـو آن آیـینه را صیـقـل دهـى

* * *


ادامه این شعر

موضوع: وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-عصر عاشورا-شام غریبان


ما را نمانده است دگر وقت گفتگو

تا درد خویش با تو بگوییم مو به مو

از خار، گرچه گرد حرم پاک کرده ای

تا شام و کوفه راه درازی است پیش رو...

خون گوشواره ها زده بر گوشهایمان

صد بغض مانده جای گلوبند در گلو

تنها گذاشتیم تنت را و می رویم

اما سر تو همسفر ماست کو به کو

بی تاب نیستیم...خداحافظت پدر!

بی آب نیستیم ...خداحافظت عمو!




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  عصر عاشورا،  شام غریبان،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع) و حضرت زینب(س)-وداع،شهادت


وقتی علی اکبر من نیست ماندنی

پیداست که برادر من نیست ماندنی

باید که با حسین خداحافظی کنم

این آینه برابر من نیست ماندنی

از این به بعد راهی گرماست صورتم

این سایبان که بر سرمن نیست ماندنی

در پشت خیمه فکر نمی کردم عاقبت

این دستباف مادر من نیست ماندنی

تا بوسه بر گلوی تو دادم صدا زدی

خواهر ببوس، حنجر من نیست ماندنی

انگشترت که رفت خودم با خبر شدم

از این به بعد زیور من نیست ماندنی

جا قحط بود، شمر روی سینه ات نشست

این کعبه ی مطهر من نیست ماندنی




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-وداع


دیگرم شوری به آب و گل رسید

  گاه میدان داری این دل رسید

نوبت پا در رکاب آوردن است

  اسب عشرت را سواری کردن است

چون که خود را یکه و تنها بدید

  خویشتن را دور از آن تن‌ها بدید

قد برای رفتن از جا راست کرد

  هر تدارک خاطرش می‌خواست کرد

پا نهاد از روی همت در رکاب

  کرد با اسب از سر شفقت خطاب

کای سبک پر ذوالجناح تیز تک

  گَردِ نعلت سرمه‌ی چشم ملک

ای سماوی جلوه‌ی قدسی خرام

  ای ز مبدأ تا معادت نیم گام

ای به صورت کرده طیّ آب و گل

  وی به معنی پویه‌ات در جان و دل

ای به رفتار از تفکر تیزتر

  وز بُراق عقل چابک خیزتر

رو به کوی دوست منهاج من است

  دیده وا کن وقت معراج من است

بُد به شب معراج آن گیتی فروز

  ای عجب معراج من باشد به روز

تو براق آسمان پیمای من

  روز عاشورا شب اسرای من

بس حقوقا گر منت بر ذمّت است

  ای سُمت نازم زمان همت است

کز میان دشمنم آری برون

  رو به کوی دوست گردی رهنمون

پس به چالاکی به پشت زین نشست

  این بگفت و برد سوی تیغ دست

ای مشعشع ذوالفقار دل شکاف

  مدتی شد تا که ماندی در غلاف

آن قدر در جای خود کردی درنگ

  تا گرفت آیینه‌ی اسلام زنگ

هان و هان ای جوهر خاکستری

  زنگ این آیینه می‌باید بری

من کنم زنگ از تو پاک ای تابناک!

  کن تو این آیینه را از زنگ پاک


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  اشعار برگزیده حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 05:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-وداع


حالا كه غیر از چشم های تر نداری

تنهای تنها ماندی و یاور نداری

بگذار تا زینب لباس رزم پوشد

تا كه نگوید دشمنت لشگر نداری

من آب می آرم برای اهل خیمه

دیگر نگو آقا كه آب آور نداری

بگذار لخته خون ز لب هایت بگیرم

آخر مگر ای نازنین خواهر نداری

تعبیر كن خواب مرا ای یوسف من

حالا كه غیر از چشم های تر نداری

می آیم امشب بهر دیدارت به گودال

هر چند دیر است و دیگر سر نداری  




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/20 | 01:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-وداع

 

 اگر چه ایل و تبار مرا به همراهت...!

برو حسین که دست خدا به همراهت

دعای حرز لبم را به گردنت بستم

برو حسین که این بوسه ها به همراهت

تویی که جان مرا می بری به همراهت!

نمی بری بدنم را چرا به همراهت؟!

فدای موی بلندت شوم که دست نسیم

چگونه می زند این نظم را به هم، راحت!

برو که با خبری من چگونه می آیم

برای یافتنت تا کجا به همراهت

فقط کنار تنت نیمی از مرا بگذار

که نیم دیگر من تا خرابه همراهت...

دلی دو تا و قد و قامتی دو تاتر از آن

برو که من شده ام چند تا به همراهت

نگفته بودی اگر سمت خیمه ها برگرد!

می آمدم به خدا بی هوا به همراهت

تو دور می شوی اما هنوز این جایی

برای آن که نبردی مرا به همراهت




موضوع: اشعار برگزیده حسینیه،  حضرت زینب كبری(س)،  وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1390/09/18 | 06:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-وداع-مصائب


تشنه رفتن برا تو | مرثیه خوندن برا من

 برنگشتن برا تو | تو خیمه موندن برا من

 پر پرواز برا تو | پرهای بسته برا من

 خسته رفتن برا تو | این همه خسته برا من

 غم امت برا تو | حفظ امامت برا من

 دست بیعت برا تو | خط ولایت برا من

 قمرامون برا تو | این همه اختر برا من

 پسرهامون برا تو | این همه دختر برا من

 غم زینب برا تو | تموم غم ها برا من

 علی اكبر برا تو | ناله لیلا برا من

 اینجا موندن برا تو | تا كوفه رفتن برا من

 خواب راحت برا تو | گریه براتون برا من

 نیزه خوردن برا تو | رو نی سراتون برا من

 علی اصغر برا تو | رباب مضطر برا من

 لب خنجر برا تو | بوسه به حنجر برا من

 سنگ اینجا برا تو | سنگ های كوفه برا من

 زخم غارت برا تو | زخم جسارت برا من

 پاره پیرهن برا تو | رنج اسارت برا من

 گوش پاره برا من | گریه و ناله برا من

 روی نیلی برا من | طفل سه ساله برا من...




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/17 | 11:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-وداع

 

مُردم از دل واپسی بس که پریشان خاطرم

سایه ات تا بر سرم باشد خدا را شاکرم

دیگر از امروز یک لحظه مشو از من جدا

تو شبیه کعبه باش و من شبیه زائرم

در نماز شب دعا کردم نبینم داغ تو

تو سلامت باشی اما من بمیرم حاضرم

تو  به فکر حنجرت باش و غم من را مخور

دختر زهرایم و در حفظ معجر ماهرم

دست خود روی سرم بگذار و یا ستار گو

بوی خاک چادر مادر گرفته چادرم

ناز کم کن ای نگار نازنینم یاحسین

 ترس من این است داغت را ببینم یا حسین




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/17 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-وداع و...


گریه هایم اگر چه کاری نیست

چه کنم؟ غیر گریه کاری نیست

بعد عمری کنار هم بودن

می روی و مرا نگاری نیست

فصل سرد خزان عمرم شد

باغ من را دگر بهاری نیست

می بری جان خواهرت با خود

بعد تو پای استواری نیست

روی شانه تو منزلت داری

لااقل وقت نی سواری نیست

رفتنت می برد امید حرم

کودکان را دگر قراری نیست

گرگ ها صف کشیده اند این جا

آهوان را ره فراری نیست

می روی و به خیمه می تازند

پس مپرسم چرا وقاری نیست!

    ***

ای به قربان آیه ی کهفت

سر شکسته تر از تو قاری نیست

چه بلایی سر تو آوردند؟

جز به نیزه تو را مزاری نیست

بعد تو زینب است و طفلانت

چه کنم؟ جای گریه زاری نیست




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/17 | 07:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو