تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شب عاشورا

امام حسین(ع)-مناجات شب عاشورا


تو خودت گریه کنان را به عزا می خوانی

ابر این چشم به دست تو شده بارانی

مجلس روضۀ تو عرش خدا گشته حسین

چون خدا بهر عزای تو خودش شد بانی

باید از سوختگان غم تو یادی کرد

یاد دیوان غم محتشم کاشانی

این همه سینه زنان بهر تو این جا جمعند

از عطای تو بود سینه زنی طوفانی

هر دلی که نشد آباد از اندوه غمت

عاقبت می رود آرام سوی ویرانی

هر کجا پرچم تو دید دلم زود دوید

چه کنم با غم عشق تو و سرگردانی

یاد ما نیز نما بین مناجات شبت

امشبی را که حسین در حرمت مهمانی




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 08:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


ای شمع گریه كن كه شب گریه كردن است

شام عزاست امشب و این قصه روشن است

ای شمع گریه كن تو و از سوز جان بسوز

كه امشب چراغ آه به هر كوی و برزن است

ای شمع گریه كن تو و زهر بلا بریز

بر خنده های لاله كه در باغ و گلشن است

ای شمع گریه كن تو به سوز دل حسین

كامشب اسیر پنجه ی بیداد دشمن است

امشب شب وداع حسین است و زینبش

در خیمه های آل علی شور و شیون است

امشب حسین گرم مناجات با خداست

فردا سرش به نیزه و صد زخم بر تن است

امشب زمین كرب و بلا جای امتحان

فردا حریم عشق خدای مهیمن است

امشب سخن ز طاعت و قرآن و سجده است

فردا حدیث نیزه و شمشیر و جوشن است

در این شب وداع از این آستان قدس

ما را سلام در بر هفتاد و دو تن است

آنان كه دین ز نهضتشان دارد افتخار

گوید حسین هر یكشان را، كه از من است

ای شمع گریه كن تو چو مولایمان رضا

كه امشب ز داغ كرب و بلا گرم شیون است

باغ خداست كرب و بلا و در این چمن

هفتاد و دو شهید، گل یاس و سوسن است




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 08:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


اینک حسین است و شب راز و نیازش

روح تمــام انبیــاء محــو نمــازش

آوای قــرآنش ز قــرآن می‌بَـرد دل

بگذشته از جان و زجانان می‌بـرد دل

بی‌واسطه جایش در آغوش خـدا بود

تنها نه از خلقت که از خود هم جدا بود

می‌گفت:یارب! این من و این بود و هستم

بـود و نبــودم را گــرفتم روی دستم

در عـالم زر بـا تـو بـوده ایـن قـرارم

اینک تو هر چه دوست داری،دوست دارم

ز آن سرفرازم که سرم را دوست داری

گل زخم‌هـای پیكـرم را دوست داری

صد لالۀ پرپر نثارت کردم ای دوست

خون علی‌اصغر نثارت کردم ای دوست

ایثـار جـان و سـر مبـارک باد بر من

داغ عـلی‌اکبر مبــارک بــاد بـر من

فریــاد یــارانم بــه از آوای بــلبل

سم ستوران خوب‌تــر از شاخة گل

سوز عطش از سردی دریاست بهتر

سنگ جبین از لالــة حمراست بهتر

بــوسم به زخم سینه نوک تیرها را

شویم به خوناب جگر، شمشیرها را

زخم زبان‌ها مـرهم زخمند بـر من

این زخم تیغ دوست، این دشنام دشمن

گودال خون بر من گلستان بهشت است

نام بهشت اینجا که جای توست،زشت است

بگذار خون جوشد ز رگ‌های گلویم

بگـذار زیـر تیـغ هـم ذکر تـو گویم

بگـذار طـفلم دامنــش آتش بگیرد

از ترس دشمن در دل صحـرا بمیرد

بگذار تا مهمان شـود سـر در تنورم

بگـذار از مطبخ رود تـا عرش، نورم

چوب جفا و لب چه شیرین است با تو

زخم سر زینب چه شیرین است با تو

روز ازل گفتم بــلا را دوســت دارم

تـا صبح محشر کربلا را دوست دارم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 08:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


امشب عزیز فاطمه مهمان خواهر می شود

فردا میان قتلگه در خون شناور می شود

امشب درون خیمه گه دارد هزاران گفتگو

فردا در این صحرا سرش دلدار خنجر می شود

امشب بهع سقا بس سخن گوید ز سوز تشنگی

فردا تمم باغ او لب تشنه پرپر می شود

امشب چو شمعی پر شرر تا صبح می سوزد ولی

فردا ز جور کوفیان بی عون جعفر می شود

امشب همه پروانه ها دور و برش پر می زنند

فردا فدای راه حق بی شیر اصغر می شود

امشب یتیم مجتبی بنهاده سر دوش عمو

فردا ز سم اسبها صد پاره پیکر می شود

امشب تمام دیده ها رو جانب لیلا بود

زیرا که چون فردا شود مجنون اکبر می شود

امشب مناجات حسین تا عرش اعلا می رود

فردا سرش از تن جدا مهمان مادر می شود

امشب کند زینب دعا هر گز نگردد صبحدم

فردا ز جور خصم دون بی یار و یاور می شود

امشب ز راز دشت خون زینب حکایت می کند

فردا کنار علقمه او بی برادر می شود

امشب برای روز نو در کف نمانده چاره اش

فردا سر جانان جدا از تیغ و خنجر می شود




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 08:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا

 

 امشب حسین در خیمه‌ها حق را عبادت می‌کند

فـردا میـان مـوج خـون، غسل شهادت می‌کند

فریاد وامصیبتا واویلتا واویلتا

امشب علمدار از بصر خون جگر جاری کند

فـردا میـان دشمنـان تنهــا علمـداری کند

فریاد وامصیبتا واویلتا واویلتا

امشب حسین از جان دعا بر لالۀ لیلا کند

فـردا کنـار نعش او فغـان و واویـلا کند

فریاد وامصیبتا واویلتا واویلتا

امشب عـلی‌اصغر زنـد نـاخن بـه قلب مادرش

فردا ز تیر حرمله جاری است خون از حنجرش

فریاد وامصیبتا واویلتا واویلتا

امشب بخواند در حرم قاسم نماز نافله

فردا کنار پیکرش دشمـن نماید هلهله

فریاد وامصیبتا واویلتا واویلتا

امشب سکینه در حرم اشک از بصرجاری کند

فـردا کنـار کشتـة بـابـا عــزاداری کــند

فریاد وامصیبتا واویلتا واویلتا




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 08:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


چنان اسفند می سوزد به صحرا ریگ ها فردا

چه خواهد شد مگر در سرزمین کربلا فردا

تمام دشت را زینب به خون آغشته می بیند

مگر باران خون می بارد از عرش خدا فردا

برادر! دل گواهی می دهد امشب شب قدر است

اگر امشب شب قدر است، قرآن ها چرا فردا...

همه در جامۀ احرام دست از خویشتن شستند

شگفتا عید قربان است گویا در منا فردا...  

ببین شش ماه ات بی تاب در گهواره می گرید

علی از تشنگی جان می دهد امروز یا فردا

ببوسم کاش دست و پای اکبر را و قاسم را

همانانی که می افتند زیر دست و پا فردا

برادر! وقت جان افشانی عباس نزدیک است

قیامت می شود وقتی بگوید یا اخا  فردا

برادر! خوب می خواهم ببینم روی ماهت را 

هراسانم که نشناسم تو را بر نیزه ها فردا

به مادر گفته بودم تا قیامت با تو می مانم

تمام هستی من، می روی بی من کجا فردا؟ 




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/9 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


در میان خیام ثارالله

رنگ هر سجده رنگ میقات است

آنچه آید ز خیمه ها بر گوش

ناله ی یا رب و مناجات است

 

دختری در کنار خواهرها

معجر از عطر یاس می بندد

کودکی روی دامن مادر

با صفای تمام می خندد

 

مردها تا به زیر یک خیمه

پای حرف حسین بنشستند

همه پیمان محکم خود را

با امامی غریب می بستند

 

همه گفتند جان نثار توایم

نه که یک دفعه بل هزاران بار

تو بگویی بمیر می میرم

زنده ایم ما همه برای تو یار

 

زیر سقف عزای یک خیمه

خواهری دست بر دعا دارد

روبروی دل خودش امشب

از لبش التماس می بارد

 

آی هستی من حسین بیا

یادگار غریب مادر من

زیر این آفتاب تنهایی

سایه ات را نگیر از سر من

 

تو اجازه بده به من فردا

خشم حق را عیان کنم یک سر

می کنم موی خود پریشان و

می زنم ناله تا شود محشر


ادامه این شعر

موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/8 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط

گل کرد در قنوت شما، ربّنا فقط

باریده بود عشق به صحرا و می وزید

عطر زلال نافله از خیمه ها، فقط

وقتی نسیم گلنفسی های او وزید

پر شد فضای خیمه ز بوی خدا فقط

پرسید می روید اگر، وقت رفتن است

کوتاه بود پاسخ تان: ها! کجا؟ فقط

کامل عیار سنگ محک خورده ایم ما

آغوش مان گشوده به روی بلا فقط

آن روح غیرتیم، که ما را توان گداخت

از التهاب حسرت «یا لیتنا» فقط

بی رنگ می شدید  از آن آزمون سرخ

من های تان گرفت ازو رنگ ما، فقط

باور نداشتید اگر عشق را چرا

بر داشتند پرده ز چشم شما فقط؟

روزی که آه شیونیان طعم خاک داشت

زد خیمه گلخروش شما در فضا فقط

منظومه ی بلند شهادت سرودنی است

با حنجر بریده سر نیزه ها فقط

یک کاروان دلید ولی روی نیزه هاست

سر های تان درین سفر از هم جدا فقط

ای از زمان همیشه فراتر که مانده است

از تو به یاد خاطره ی کربلا فقط


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/7 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


امشب، شب قیامت کبرای دیگر است

هر لحظه یک گزارش صحرای محشر است

امشب رسد به گوش، مناجات عاشقان

فردا، به روی خاک، بدن‌های بی‌‌سر است

امشب، علم به دست علمدار کربلاست

فردا، تنش به علقمه، در خون شناور است

امشب رباب، دست دعایش بر آسمان

فردا تسلّی دل او، داغ اصغر است

امشب دعا به جان جوانان کند، حسین

فردا به روی دامن او نعش اکبر است

امشب عطش گرفته ز قاسم توان و تاب

فردا به جای آب، دهانش ز خونْ تر است

امشب دعای زینب کبراست یا حسین

فردا لبش به زخم گلوی برادر است

امشب حسین گرم مناجات با خداست

فردا هزار پاره ز شمشیر و خنجر است

امشب حسین پیرهن کهنه‌اش به بر

فردا، نه سر، نه پیرهن او را، به پیکر است

"میثم" دمد ز هر نفست شعله‌های دل

نظم تو سوز سینۀ آل پیمبر است




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/08/6 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا

   

امشب شهادت نامه‌ی عشّاق امضا می‌شود

فردا زخون عاشقان، این دشت، دریا می‌شود

امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی

فردا پریشان جمع‌شان، چون قلب زهرا می‌شود

امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی

فردا صدای الامان، زین دشت بر پا می‌شود

امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته‌است

فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا می‌شود

امشب که جمع کودکان، در خوابِ ناز آسوده‌اند

فردا به زیر خارها، گم گشته پیدا می‌شود

امشب رقیه حلقه ی زرّین اگر دارد به گوش

فردا دریغ این گوشوار، از گوش او وا می‌شود

امشب بـه خـیـل تشنگان، عباس باشد پاسبان

فردا کنــار علقمــه، بــی دسـت سقـا می‌شود


ادامه این شعر

موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 04:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


بوی ایثار و شهادت بوی خون می آید

عشق از پرده ی اسرار برون می آید

این سوی معرکه آوای جنون می آید

آن سوی معرکه پیوسته قشون می آید

این حسین است که سرسلسله ی مستان است

((امشبی را شه دین در حرمش مهمان است))

کربلا آینه در آینه حیران حسین

لشگر جن و ملک گوش به فرمان حسین

همه ی کون و مکان دست به دامان حسین

زینب آواره ی گیسوی پریشان حسین

آنچه عشاق ندارند سر و سامان است

((امشبی را شه دین در حرمش مهمان است))

ساقی امشب به قدح باده ی غم می ریزد

عصر فردا همه ی عرش به هم می ریزد

خون سقای ادب پای علم می ریزد

دشمن از جانب هر سو به حرم می ریزد

زینب از ماتم فردای حرم گریان است

((امشبی را شه دین در حرمش مهمان است))


ادامه این شعر

موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 05:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع) و حضرت زینب(س)-شب عاشورا


شبِ آخر بگذار این پَر من باز شود

بیشتر رویِ تو چشم تر من باز شود

حرفِ هجران مزن این قدر مراعاتم كن

دست بردار، دلِ مضطر من باز شود

جان زینب برو از كرب و بلا زود برو

مگذاری گره ی معجر من باز شود

آه! راضی نشو بنشینم و گیسو بكشم

آه! راضی نشو موی سر من باز شود

پای دشمن به روی پیكر تو باز شود

روی دشمن به روی معجر من باز شود

جانِ من حرز بینداز به گردن مگذار

جای این بوسه ی پیغمبر من باز شود

جان زینب برو مگذار غروب فردا

سمت گودال رهِ مادر من باز شود

حیف ازین زیر گلو نیست خرابش بكنند؟!

پس اجازه بده تا حنجر من باز شود

لااقل قول بده زود خودت جان بدهی

بلكه راهِ نفس آخر من باز شود




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


چه شب شاعرانه ای داری!؟

قلم و باده و رطب داری

شب شعر بلند عاشوراست

غزل بندگی به لب داری

 

چه شب عاشقانه ای داری!؟

گوشه ای با خدا؛ برادر من

غبطه خوردم به سجده های شما

التماسِ دعا برادر من

 

نه حسینم! قرارمان این نیست

من بمانم، ولی شما بروی

نه حسینم! نمی شود بی من

ته گودال پر بلا بروی


ادامه این شعر

موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا

  

بیا که گریه کنم لحظه های آخر را

بخوان ز چشم ترم حال و روز خواهر را

دلم قرار ندارد بیا که تا دم صبح

بنالم از سر شب روضه های مادر را

پرید خواب رباب از خیال حرمله باز

گرفته است به چادر گلوی اصغر را

خدا کند که بمیرم در این شب و فردا

که روی نیزه نبینم سر برادر را

خدا کند که نبیند دو چشم مبهوتم

به زیر بوسۀ نیزه تن مطهر را

خدا کند که نبینم به روی طشت طلا

جسارت نوک چوب و لبان پرپر را

خدا کند که نبینم به زیر آتش و دود

به دست قاتل تو پاره های معجر را




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع) و حضرت زینب(س)-شب عاشورا


گریه در گریه اشک هایم را

 بی دریغ عاشقانه می خواهم

با من امشب کمی صمیمی باش 

من فقط یک بهانه می خواهم


یک بهانه است این که می گریم

 تا کمی در کنار من باشی

بیقراری برای من سخت است

 تا شما بی قرار من باشی


آخرین شب رسیده انگاری

 در کنارت نشسته ام... شاید؟!

آی دنیای بی وفایی ها

 دل به فردات بسته ام، شاید...


آسمان خسته است می دانم 

چون زمین گیرتر ز دیشب شد

آخرین شب رسیده انگاری

 خواهرت پیرتر ز دیشب شد


خیره گشتی دوباره بر شمشیر

 زیر لب شعر اشک می خوانی

راستش را بگو تو ای داداش 

چند ساعت برام می مانی؟!


هر چه تیر است مال چشمانت 

هر چه آتش برای دامن هاست

بعد غربت چه چیز ممکن نیست؟! 

شعله ها آشنای دامن هاست


بگذریم از هزار و یک ماتم

 خیمه ها در سکوت ناپیداست

_ زینبم یک کمی تحمل کن

 روز آغاز تو همین فرداست




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


این جا به پشت خیمه صداها چه آشناست

آری صدا صدای مناجات کربلاست

امشب شب نماز و مناجات و گریه است

فردا زمان، زمانِ ملاقات با خداست

از خیمه ای صدای تلاوت رسد به گوش

این صوت دلنوازِ علی اکبر از کجاست؟

سوز و دعا و آه و نوا از کجا رسد؟

گویی حسینِ فاطمه در حال التجاست

انگار این وداع شب آخر است و بس

از هر کسی سراغ کنی، کار او دعاست

امشب میان خیمه و سجاده و حرم

فردا به خون و خاک، سلیمان کربلاست

عباس، در قنوت شبش آرزو کند

یا رب مرا ببخش اگر آب پر بهاست

سجاد در دعا چه طلب از خدا کند

یا رب! تنِ نهیف من افسوس مبتلاست

زینب دعای نیمه شبش جز حسین چیست؟

تنها نه بر حسین که بر آل مصطفاست

گاهی صدای گریۀ یک شیرخواره است

لالای دختری ست، چه دردانه، خوش صداست

این نازدانه ها که دل از خیمه برده اند

یا رب قنوتشان چه غریبانه، با حیاست


ادامه این شعر

موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


در این‌ صحرای‌ طوفانی‌ به‌ این‌ دل های‌ بحرانی‌

چه‌ سودایی‌ ست‌ ای‌ یاران‌ كه‌ شد هر چهره‌ قرآنی‌

ز هر سو اشک می‌بارد هر عاشق‌ عالمی‌ دارد

كه‌ فردا می‌شود كشته‌ به‌ راه‌ عشق‌ سبحانی‌

كنون‌ اتمام‌ حجت‌ شد مرا ایام‌ غربت‌ شد

پس‌ از این‌ قسمت‌ ما را خداوندا تو می‌دانی‌

در این‌ غربت‌ خدا جویید ره‌ پیغمبران‌ پویید

چنین‌ با یكدگر گویید مناجاتی‌ ست‌ عرفانی‌

خدای‌ عالی‌ اعلی‌ به‌ عشق‌ لشگری‌ والا

نه‌ در این‌ وادی‌ غربت‌، به‌ جنت‌ داده‌ مهمانی‌

پس‌ از این‌ نیزه‌ و تیر است‌ پذیرایی‌ به‌ شمشیر است‌

در این‌ مهمانی‌ خونین‌ بُود این‌ میزبان‌ جانی‌

امان‌ از كربلا فردا در این‌ دشت‌ بلا فردا

 گل‌ دامان‌ پیغمبر شود پرپر به‌ آسانی‌

به‌ عاشورا قسم‌ امشب‌، بود شام‌ غم‌ زینب‌

 ولی‌ صبح‌ ظفر او را بود در راه‌ طولانی‌

پی‌ گندم‌ بنی‌ آدم‌ كُشند آزادۀ‌ عالم‌

كِشند بر نیزه‌ قرآن‌ را فروشند دین‌ به‌ آسانی‌

بیایید ای‌ همه‌ یاران‌، كنارم‌ ای‌ سبكبالان‌

 علی‌، قاسم‌، ابوفاضل‌، همه‌ یاران‌ میدانی‌


ادامه این شعر

موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


شب است و خیمه ها از تاب رفته

به پشت ابرها مهتاب رفته

صدای پای عباس است این جا

که چشم کودکان در خواب رفته

***

در این سو آسمان مهتاب بار است

در آن سو آسمانی تار تار است

در این سو مادری بی تاب فرزند

در آن سو حرمله فکر شکار است

***

رباب است و دلی در خون تپیده

پر از دلشوره، از هستی بریده

چرا می بوسد امشب حلق اصغر

بمیرم باز هم کابوس دیده

***

خدا در دست سقا نهر داده

به چشمش جمع ناز و قهر داده

بیاد چشم هایش حرمله باز

تمام تیرها را زهر داده

***


ادامه این شعر

موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا-یاران حضرت


حجـاج کربلا کـه ز کعبـه سـلامشان

صحرای سرخ خون شده بیت‌الحرامشان

پــرواز می‌کننــد بــه دور امـامشان

لبریـز گشته کاسـۀ صبــر تمـامشان

در انتظار صبح گرفتند سـر بـه کف

از شوق مرگ بر لبشان خندۀ شعف

جون و زهیر و عابس و ضرغامه و حبیب

آمـاده تـا شونـد سراپـا به خون خضیب

بر خود زدند تـا دل دریـای خون نهیب

از دست داده در پی ایثـار جان، شکیب

خالی ز خویش و پر ز عطش بود جامشان

در عیـن سجـده حـال و هـوای قیامشان

ناگـه امام، غنچـۀ معجزنمـا گشود

با بهتـرین خطابـه خداوند را ستود

آنگاه رو به جـانب انصـار خود نمود

کای بر وفا و غیرت و ایثارتان درود!

ای عمـر جاودانـۀ دنیـا حقیرتــان

چشمی ندیده در همه عالم نظیرتان

اینجا حسین و مکتب خون و شهادت است

میـدان جان‌نثـاری و عشق و ارادت است

در بحر خون شنای شهادت عبادت است

بـر رهـروان عشق، شهـادت ولادت است

اینجا عروج ما همه در خون تپیدن است

جـان دادن و جمـال خداونـد دیدن است

اینجـا بغـل گشـوده شهادت برایتـان

اینجـا بــود کنــار خداونـد جایتــان

خون خداست در یم خون، خونبهایتان

لبخنـد می‌زنـد بـه خـدا زخم‌هایتان

یا سینه را به تیغ شهادت سپر کنید

یا اینکه مخفیانه از اینجـا حذر کنید


ادامه این شعر

موضوع: شب عاشورا،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


به اشک و سوز و مناجات، سر کنید امشب

به شوق مرگ، شب خود سحر کنید امشب

به پیش نیزه و شمشیر و تیر و سنگ، همه

به خنده سینۀ خود را سپر کنید امشب

نماز وتر بخوانید و سجدۀ آخر

دعا به زینب خونین‌جگر کنید امشب

کمال‌تان پر و بال عروج‌تان گشته

به قلۀ ابدیت سفر کنید امشب

شما به مکتب توحید، زندگی دادید

مباد آنکه ز مردن حذر کنید امشب

دل شب است بیایید دخت زهرا را

ز ایستادگی خود خبر کنید امشب

کنون که آب روان را به روی‌تان بستند

ز اشک شوق، لب خویش تَر کنید امشب

اگر که عاشق دیدار جد من هستید

به صورت علی‌اکبر نظر کنید امشب

جوان من بدنش قطعه‌قطعه خواهد شد

رواست گریه به حال پدر کنید امشب

شرار آتش شعرش همه ز سوز شماست

دعا به «میثم» ما بیشتر کنید امشب




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


»امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است«

امشب از جام دعا، جام نمازش، مست است

ظهر فردا که شود بر سر نی رقصان است

امشب از شوق شهادت به جهان می‌خندد

ظهر فردا ز غمش، جنّ و بشر گریان است

بوی پیراهن یوسف همه جا می‌پیچد

ظهر فردا همه‌ی کرب و بلا، کنعان است

مرده بودیم ولی عشق تو احیامان کرد

تا ابد در رگ ما، خون تو در جریان است




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا-یاران حضرت


ما همه بندۀ آزاد تو هستیم حسین

هر چه جز عهد تو دیدیم، شکستیم حسین

ما همان یار قدیمیم که از صبح الست

همه در عالم زر با تو نشستیم حسین

آن زمانی که نه دل بود و نه ما خلق شدیم

قید جان را زده و دل به تو بستیم حسین

ما می وصل تو با دست خدا نوشیدیم

تا دم مرگ همه باده‌پرستیم حسین

مستی بادۀ جنت چه کند با دل ما

ما که از آب دم تیغ تو مستیم حسین

دست عباس علمدارت اگر قطع شود

ما برای تو سراپا همه دستیم حسین

گو دو صدبار سر از پیکر ما بردارند

ما همینیم، همینیم که هستیم، حسین

پیش زهرا و علی روز جزا شاهد باش

رشتۀ عهد تو هرگز نگسستیم حسین

تو همان روی خدایی که ز ما دل بردی

ما همان بندۀ پیمان الستیم حسین

تا که با قامت جان پیش تو تعظیم کنیم

عاشق ترک تن و ترک سَر استیم حسین

وصف ما تا ابدیت سخن «میثم» توست

که ز هر دام، به توفیق تو رستیم حسین




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا

 

ای خدا با تو من امشب سر سودا دارم

شوق دیدار تو در صحنۀ فردا دارم

تا كه جاوید بماند به جهان دین نبی

بهر قربانیِ او اكبر زیبا دارم

تا كنم پیروی از آن پدر مظلومم

بهر شق القمری حامی و سقا دارم

تا كنم شاد دل فاطمه و قلب حسن

طفل شش ماهه و هم قاسم رعنا دارم

تا كه رونق بدهم مستی بازار غمت

خواهر خون جگر و زینب كبری دارم

دخت ویرانه نشین و پسر بیماری

بهر ماندن وسط آتش اعدا دارم

نیمه جانی ز عطش مانده به پیكر بهرِ-

-نیزه و سم ستور این دل صحرا دارم

هر كه خواهد كه غنیمت ببرد گو آید

كهنه پیراهن و انگشتر اعلا دارم

سر اگر هست فقط در ره تو از بهرِ-

-نیزه و مطبخ و هم دیر نصاری دارم

بهر جانبازی در راه تو تا فردا ظهر

ناله و زمزمه و شیون و غوغا دارم




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


گفت: ای گروه هر که ندارد هوای ما
سر گیرد و برون رود از کربلای ما
ناداده تن به خواری و ناکرده ترک سر
نتوان نهاد پای به خلوت­سرای ما
تا دست و رو نشست به خون می نیافت کس
راه طواف بر حرم کبریای ما
این عرصه نیست جلوه گه روبه و گراز
شیرافکن است بادیه ی ابتلای ما
هم­راز بزم ما نبوَد طالبان جاه
بیگانه باید از دو جهان آشنای ما
برگردد آن­که با هوس کشور آمده
سر ناورد به افسر شاهی گدای ما
ما را هوای سلطنت مُلک دیگر است
کاین عرصه نیست در خور فرّ همای ما
یزدان ذوالجلال به خلوت سرای قدس
آراسته ست بزم ضیافت برای ما
برگشت هر که طاقت تیر و سنان نداشت
چون شاه تشنه کار به شمر و سَنان نداشت




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


در خیمه ها صدای خدایا بلند شد

زینب برای پرسش آیا؛ بلند شد

 فریاد وا حسین؛ ز اعماق سینه اش

تا گشت با خبر ز قضایا بلند شد

پرسید غرق ناله که آقا چه می شود؟‌

تکلیف زینبت شب فردا چه می شود؟‌

سجاده باز کرده ای و ناله می کُنی

باران شدی و توبه ی صد ساله می کُنی

گاهی خروج می کنی از خیمه گاه خود

خیره نگاه جانب آن چاله می کُنی

انگار این عمل؛ عمل دل به خواه توست

این تکّه از زمین نکند؛‌ قتله گاه توست

امشب فضای خیمه پُر از عطر سیب توست

زینب اسیر گریه؛ ز حال عجیب توست

حرفی بزن عزیز دل من که خواهرت

مضطر ترینِ ناله امن یجیب توست

اشکت به من اجازه آوازه می دهد

دل شوره ام خبر ز غمی تازه می دهد

یک لحظه کن نظر به من زار و مضطرت

آری منم که زل زده ام در برابرت

از بس که محو ذات خداوند اقدسی

اصلاً‌ محل نمی دهی امشب به خواهرت

از جان من عروج مکن روح پیکرم

حرفی مزن ز رفتن خود؛ ای برادرم  


ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/14 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-شب عاشورا


مُردم از دل واپسی بس که پریشان خاطرم

سایه ات تا بر سرم باشد خدا را شاکرم

دیگر از امروز یک لحظه مشو از من جدا

تو شبیه کعبه باش و من شبیه زائرم

در نماز شب دعا کردم نبینم داغ تو

تو سلامت باشی اما من بمیرم حاضرم

تو به فکر حنجرت باش و غم من را مخور

دختر زهرایم و در حفظ معجر ماهرم

دست خود روی سرم بگذار و یا ستار گو

بوی خاک چادر مادر گرفته چادرم

ناز کم کن ای نگار نازنینم یا حسین

 ترس من این است داغت را ببینم یا حسین




موضوع: شب عاشورا،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/14 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع) و اصحاب-شب عاشورا

 

هر که بیرونی بُد از مجلس گریخت

رشته الفت ز همراهان گسیخت

دور شد از شکّـر ستانش مگس

وز گلستان مرادش، خار و خس

خلوت از اغیار شد پرداخته

وز رقیبان، خانه خالی ساخته

پیر میخواران، به صدر اندر نشست

احتیاط خانه کرد و در ببست

محرمانِ راز خود را خواند پیش

جمله را بنشاند، پیرامون خویش

با لب خود گوششان انباز کرد

در ز صندوق حقیقت، باز کرد

جمله را کرد از شراب عشق، مست

یادشان آورد آن عهد الست

گفت شاباش این دل آزادتان

باده خوردستید، بادا یادتان

یادتان باد ای به دلتان شور می

آن اشارت های ساقی پی ز پی

اینک از هر گوشه یی جـّـم غفیر

مر شما را می زند ساقی صفیر

کاین خمار آن باده را بد در قفا

هان و هان آن وعده را باید وفا

گوشه ی چشمی نماید گاه گاه

سوی مستان می کند، خوش خوش نگاه




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/14 | 03:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا

 

شب شب اشک و تماشاست اگر بگذارند

لحظه ها با تو چه زیباست اگر بگذارند

فکر یک لحظه بدون تو شدن کابوس است

با تو هر ثانیه رویاست اگر بگذارند

مثل قدش قدمش لحن پیمبر وارش

روی فرزند تو زیباست اگر بگذارند

غنچه آخر چقدر آب مگر می خواهد؟

عمر طفل تو به دنیاست اگر بگذارند

ساقیت رفته و ای کاش که او برگردد

مشک او حامل دریاست اگر بگذارند

آب مال خودشان چشم همه دل واپس

خیمه ها تشنه سقاست اگر بگذارند

قامتش اوج قیام است قیامت کرده است

قد سقای تو رعناست اگر بگذارند

سنگ ها در سخنت هم نفس هلهله ها

لحن قرآن تو گیراست اگر بگذارند

تشنه ای آه و دارد لب تو می سوزد

آب مهریهٔ زهراست اگر بگذارند

بر دل مضطرب و منتظر خواهر تو

یک نگاه تو تسلاست اگر بگذارند

آمد از سمت حرم گریه کنان عبدالله

مجتبای تو همین جاست اگر بگذارند

رفتی و دختر تو زمزمه دارد که کفن

کهنه پیراهن باباست اگر بگذارند




موضوع: شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/14 | 03:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا


شب تا سحر یک ریز صحرا گریه می کرد

پیش از طلوع صبح، فردا گریه می کرد

تقدیر می خواهد دلش فردا نیاید

آخر چرا دنیا سرا پا گریه می کرد

فردا چه روزی است در تاریخ عالم

یحیی(1) برایش پیش تر ها گریه می کرد

در آسمان خورشید دیگر خواهد آمد

بر روی نی این بار، دنیا گریه می کرد

آخر چرا قابیلیان بی رحم هستید

وقتی سراسیمه، اهورا گریه می کرد

دیگر چه می خواهید تا بیدار گردید

عالم نمی بینید آیا گریه می کرد

آزاده می بودید اگر، دل رحم بودید

تیغ از تمامیِ زوایا گریه می کرد

سر از ذیبح قبله ی ایمان بریدید

وقتی که خنجر بی محابا گریه می کرد

شب با وجود زخم های بس عمیقش ...

باید ورق می خورد اما... گریه می کرد


1. یحی بن زکریا از پیامبران الهی که مانند امام حسین سر بریده شد

***

با تشکر از آقای نژاد هاشمی برای ارسال این شعر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/14 | 03:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع) و حضرت زینب(س)-شب عاشورا

 

داری عقیله خواهر من گریه می کنی

آیینهٔ برابر من گریه می کنی

از لا به لای خیمه دلم تا مدینه رفت

خیلی شبیه مادر من گریه می کنی

دل شوره می چکد ز نگاه سه ساله ام

وقتی کنار دختر من گریه می کنی

من از برای معجر تو گریه می کنم

تو از برای حنجر من گریه می کنی

امشب برای ماندن من نذر می کنی

فردا برای پیکر من گریه می کنی

امشب نشسته ای و مرا باد می زنی

فردا به جسم بی سر من گریه می کنی




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شب عاشورا،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/14 | 03:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.