طفلان حضرت زینب(س)


بیا تا بگردیم دور سر تو

الهی فدای دو چشم تر تو

چگونه در این خیمه سالم بمانیم؟

که دیدیم در خون تپید اکبر تو

تو و دخترت داغدار جوانید

و ما شرمسار تو و دختر تو

تو را جان این کودک شیرخواره

سرِ ما فدای سرِ اصغر تو

بفرما قبول این دو قربانی ات را

دو تا هدیه ایم از سوی خواهر تو

اجازه بده جان مادر بزرگ

که ماهم بمیریم زیر پر تو

نبینیم هرگز که ماتم بگیری

امیری حسین ونعم الامیری

برادر چرا غم گرفته صدایت؟

دوتا دسته گل هدیه دارم برایت

دوتا شاخ شمشاد رعنا و زیبا

دو حیدر نصب دو مرید ولایت

خودم که نشد جان دهم در رکابت

برادر! جگرگوشه هایم فدایت

همه هستی ام، پاره های تنم را

خودم با دو دستم بریزم به پایت

سر بچه هایم فدای سر تو

سر من فدای سر بچه هایت

من و بچه هایم فدای رقیه

بمیریم الهی برای رقیه

چگونه تو را غرق در غم ببینند؟

چگونه بمانند و ماتم ببینند؟

پسرهای باغیرت من چگونه

بمانند و قد مرا خم ببینند؟

چگونه سرت را روی نیزه ها و

تنت را به گودال درهم ببینند؟

چگونه به دستان طفلان طناب و

به رخسار، سیلی محکم ببینند؟

چگونه مرا در لباس اسارت

گرفتار و بی یار و محرم ببینند؟

چگونه بمانند در مجلس شام

و بزم شرابی فراهم ببینند؟

چگونه رباب و من و حرمله را

به هرکوی و بازار باهم ببینند؟

اجازه بده که برایت بمیرند

نباشند بعدازتو ماتم بگیرند




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/07/26 | 02:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


گاه لیلایی و گهی مجنون

گاه مجنونم و گهی لیلا

گاه خورشید و گاه آیینه

روبروی همیم در همه جا

 

ای طلوع همیشه ی قلبم

با تو خورشید عالمینم من

تو حسینی ولی گهی زینب

گاه زینب گهی حسینم من

 

وقت سجاده وقت نافله ها

لبمان نذر نام یکدیگر

دو کبوتر  در این حوالی عشق

بر سر پشت بام یکدیگر

 

من و تو آیه های تقدیریم

من و تو همدلیم و همدردیم

خواب بر چشممان نمی آمد

تا که بر هم دعا نمی کردیم

 

دل ندارم تو را نظاره کنم

در غروبی که بی حبیب شدی

تکیه بر نیزه ی شکسته زدی

این همه بی کس و غریب شدی

 

کاش این جا اجازه می دادی

تا برای تو چاره می کردم

این گریبان اشتیاقم را

پیش چشم تو پاره می کردم

 

همه از خیمه ها سفر کردند

همه در خون خویش غوطه ورند

همه پیشت فدا شدند اما

کودکانم هنوز منتظرند

 

آن دمی که ممانعت کردی

میهمان نگاه من غم شد

از بلا و غمِ مصیبت تو

آن قدر سهم خواهرت کم شد

 

کودکانم اگر چه ناقابل

ولی از باده ی غمت مستند

آن دو بالی که حق به جعفر داد

به خدا کودکان من هستند

 

خنده ها با نگاه غمگینت

اذن پرواز بالشان باشد

اذن میدان بده به آن ها تا

شیر مادر حلالشان باشد

***

از سایت روضه




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 12:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان زینب حضرت(س)


تن من را به هوای تو شدن ریخته اند

علی و فاطمه در این دو بدن ریخته اند

جلوه واحده را بین دو تن ریخته اند

این حسینی است که در غالب من ریخته اند

ما دو تا آینه رو به روی یکدگریم

محو خویشیم اگر محو روی یکدگریم

ای به قربان تو و پیکر تو پیکرها

ای به قربان موی خاکی تو معجرها

امر کن تا که بیفتند به پایت سرها

آه در گریه نبینند تو را خواهرها

از چه یا فاطمه یا فاطمه بر لب داری

مگر از یاد تو رفته است که زینب داری

حاضرم دست به گیسو بزنم- رد نکنی

خیمه را با مژه جارو بزنم- رد نکنی

حرف از سینه و پهلو بزنم- رد نکنی

شد که یک بار به تو رو بزنم- رد نکنی؟!


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 05:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


بهترین بنده ی خدا زینب

هل اتی زینب، انمّا زینب

ریشه ی صبر انبیا زینب

زینبا زینبا و یا زینب

بانی روضه های غم زینب

تا ابد مبتلای غم زینب

گفت ای مصطفای عاشورا

ای فدای تو زینب کبری

تو علی هستی و منم زهرا

پس فدای تمام پهلوها

سر خواهر فدای این سر تو

همه ی ما فدای اکبر تو

گفت ای شاه ما اجازه بده

حضرت کربلا اجازه بده

جان این بچه ها اجازه بده

جان زهرا اجازه بده

قبل از آن که سر تو را ببرند

این سر خواهر تو را ببرند

من هوای تو را به سر دارم 

به هوای تو بال و پر دارم 

از غریبی تو خبر دارم 

دو پسر نه، دو تا سپر دارم

زحمتم را بیا به باد مده 

اشتیاق مرا به باد مده

در دل خیمه خسته اند این دو

سر راهت نشسته اند این دو 

دل به لطف تو بسته اند این دو 

با بزرگان نشسته اند این  دو

این دو با یار تو بزرگ شده اند

با علمدار تو بزرگ شده اند


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


ای فدای دلِ منوّرتان!

ای به قربان چشم كوثرتان!

وای بر حال جبرئیل، او را

گر برانید، روزی از درتان

تو سلیمان و موری آمده است

تا مشرّف شود به محضرتان

من كیم؟ دوره گردِ چشمانت

زینبم من همان كبوترتان

كودكانم چه ارزشی دارند؟

جانِ عالم، تصدق سرتان

كرده ام یا اخا دو آئینه

نذر چشم علیِ اصغرتان

ظهر دیدی چگونه خوش بودند

در صفوف نماز آخرتان

به امیدی بزرگشان كردم

تا به دستم شوند، پرپرتان


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 04:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


عشق زینب با برادر جلوه ای دیگر گرفت

عشق بازی را به رسم عاشقی از سر گرفت

در مدار حق پرستی کو یکی زینب شناس

در مقام بندگی احراز از کوثر گرفت

سکۀ عشق و محبت را به نام خویش زد

زانکه از مریم مقام قرب ، بالاتر گرفت

چادرش نور حجاب نه فلک تامین کند

کی تواند دست دشمن از سرش معجر گرفت

حجر اسماعیل را در کربلا احداث کرد

او که با قربانیانش سبقت از هاجر گرفت

گیسوی نوباوگان را شانه با لبخند زد

وقت رزم کودکان امداد از حیدر گرفت

تا نکاهد گوهر صبرش به میدان عمل

در حرم دست توسل سوی پیغمبر گرفت

با شجاعت ، با شهامت ، با وقار آمد به پیش

گرد غربت را به کلی از رخ دلبر گرفت

مادری را کرد ثابت ، خواهری را داد اوج

سر ، فرو افکند و باران از نگاه تر گرفت

یاد ابراهیم داد اینگونه قربانی دهند

امتحان داد اول و راه حرم آخر گرفت

تا به مرگ کودکانش مطمئن گردد ز رزم

مادر رزمندگان در خیمه ای سنگر گرفت

عون از شهد شهادت ناگهان سیراب شد

با همان بال و پر خونین ، به جنت پر گرفت

چون در آن میدان محمد شد حماسه آفرین

نعرۀ تکبیر عباس دلاور سر گرفت

بار دیگر حمله ای با رمز یا زینب نمود

ساعتی نگذشت ، در خون ، ذکر یا مادر گرفت

لاله و آلاله پرپر ، پیش چشم باغبان

سوی گلزار شهیدان هر دو را در برگرفت

باز هم زینب نیامد دیدن این کشته ها

پیش گهواره زبانی با علی اصغر گرفت

تا حسینم را نبینم در حرم خجلت زده

خویش را گم می کنم ، شاید ره دیگر گرفت




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


به نام نامی زینب که آیت العظمی است

قسم به نام عقیله که علم الاسماست

بلند مرتبه بانوی فاطمی علی

تمامی وجناتش تمامی مولاست

غلامزادۀ ایلش قبیلۀ مجنون

کنیزه خادمه هایش عشیرۀ لیلاست

نفس نفس نفهاتش چکامه ای شیوا

وحرف حرف کلامش قصیدۀ غراست

قلم چگونه نویسد که خامی محض است

کلام پخته ی عمان بخوان که روح افزاست

زنی که دست خدا را در آستین دارد

زنی که یک تنه مرد آفرین کرببلاست

برای آل عبا بوده واجب التعظیم

حسین فاطمه احمد حسن علی زهراست

عقیله ای که عقول از مقام او حیران

فهیمه ای که فقاهت ز فهم او رسواست

ندیده سایۀ او را نگاه همسایه

اگرچه مدت سی سال پیش این دریاست

ندیده سایۀ او را مدینه یا مکه

که شهر در قرق چند حضرت سقاست

نسیم هم نوزد سمت چادرش حتی

که این حریم حریم فرشته های خداست

نه خاک بر دهنم رخصتی فرشته نداشت

مقام چادر خاتون فاطمه بالاست

هزار مرتبه شوید دهان به مشک جبریل

هنوز بردن نامش برای او رویاست

ز مادحین بزرگی این سرا مریم

ز واصفین بلندی این حرم عیسی ست

رکاب ناقه که سر قفلی علمدار است

ستون خیمه که قلب خیام عاشوراست

پناهگاه تپش های خستۀ سجاد

امام هاشمیان و شفیعه فرداست

اگر حسین در اعماق سینه ها جاریست

اگر حسینیه ای در تمامی دلهاست


ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 04:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


مادر به خیمه و دو جوانش به قتلگاه

پا می كشند راه نفس باز وا كنند

در آخرین نفس كه نفس بر لب آمده

می خواستند مادر خود را صدا كنند

اما ز خیمه گاه نیامد به جای او

زود آمدند تا سرشان را جدا كنند

عباس اگر نبود كه چیزی نمانده بود

می خواستند هر چه كه تیغ است جا كنند




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 04:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


گلاب می چکد از گیسوان شانه شده

برای عرض ارادت دو گل بهانه شده

قبول کن که نفسهای من همین هایند

قبول کن که غمت را دلم نشانه شده

دو زینبی دو علی خود دو فاطمه صولت

دو زینبی دو حسن رو دو بی کرانه شده

دو زینبی دو علی اکبری دو عباسی

دو ذوالفقار نبردی که جاودانه شده

دو شیر نر دو حماسه دو گرد باد غیور

دو صاعقه که به جان محشر زمانه شده

دو شیر خورده ز من دو زره به تن کرده

دو می زده دو رجز خوان دو حیدرانه شده

دو پهلوان دو قیامت دو غیرت طوفان

دلی به محضرتان خاک آستانه شده

مزن به سینه شان دست رد در این میدان

به جان یاری شکسته به جان مادرمان




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 04:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


دو خورشید جهان آرا، دو قرص ماه، دو اختر

دو آزاده، دو دلداده، دو رزمنده، دو هم سنگر

دو شایسته، دو وارسته، دو دردانه، دو ریحانه

دو نور دیده در دیده، دو روح روح در پیکر

دو یاس ارغوانی نه، بگو دو آیۀ قرآن

دو یوسف نه، دو اسماعیل از یک قهرمان هاجر

کشیده شانه بر مو، شسته صورت از گلاب اشک

گرفته چون دو قرآن دخت زهرا هر دو را در بر

به سر شور و به رخ اشک و به کف تیغ و به دل آتش

به سیرت، سیرتِ قاسم، به صورت، صورتِ اکبر

منای کربلا گردیده محو این دو قربانی

نوای نینوا از نایشان بر گنبد اخضر

گرفته دستشان را برده با خود زینب کبری

که قربانی کند در مقدم ثار الله اکبر

بگفت ای جان جان، جان دو فرزندم به قربانت

تو ابراهیمی و اینان دو اسماعیل ای سرور!

دو اسماعیل نه، دو ذبح کوچک، نه دو قربانی

قبول درگهت کن منتی بگذار بر خواهر

اگر اذنم دهی اینک به دست خود بگردانم

دو فرزند عزیز خویش را دور علی اصغر

امید زینب است ای آفتاب دامن زهرا 

که افتد این دو قرص ماه را بر خاک راهت سر

سفارش کرده عبدالله جعفر بر من ای مولا

که این دو شاخۀ گل را کنم در مقدمت پرپر


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 04:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


دو جوانمرد مهیا هستند

دست پروردۀ سقا هستند

قدشان رفته به دایی هاشان

چقدر خوش قد و بالا هستند

شیرِ خاتون دو عالم خوردند

شیرهای نر صحرا هستند

گرد بادند و به هم میریزند

شب طوفانی دریا هستند

مرتضایند به شکل دو جوان

این دو عیسی دو موسی هستند

زینبی اند و نژاد عشق اند

بچۀ حضرت زهرا هستند

مادر از خیمه ولی میگویند

برگ سبز من تنها هستند

تشنگی از نفس انداختشان

عاقبت در قفس انداختشان

قصد جان دو برادر کردند

نیزه ها را دو برابر کردند

از دو سو از دو طرف با خوناب

نوک سرنیزه خود تر کردند

آنقدر بر تنشان ضربه زدند

که شبیه تن اکبر کردند

هیچ نفر نیست بگوید اینان

هیچ فکر دل مادر کردند؟

تا خیال همگی راحت شد

سرشان نیت خنجر کردند

دید زینب به بدن ها سر نیست

هیچ دلی مثل دل مادر نیست


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 04:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


افسوس که گل های فراوانم نیست

سهم جگرم فزون ز طفلانم نیست

می سوزم و می سازم و خون می گِریم

جز صبر و دعا طاعت جانانم نیست




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/16 | 04:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


دو تا نهال دو تا سرو ایستاده شدند

دو خوشه ی نرسیده دو جام باده شدند

مقام زینب کبری ببین که این دو پسر

فقط به خاطر مادر امامزاده شدند

تمام آبروی باغبان همین دو گلند

که در حفاظت از باغ استفاده شدند

به دست دایی اگر چه سوار اسب شدند

به دست نیزه و شمشیرها پیاده شدند

کنار اکبر و قاسم میان دارالحرب

دو طفل باعث تکمیل خانواده شدند

پیام غربت زینب شدند آن روزی

که سربریده نه چون نامه سرگشاده شدند

اگر چه سوم شعبان نشد محرم شد

به وقتش این دو به ارباب هدیه داده شدند

حلال زاده به دائیش می رود آخر

غریب وار اسیر حرام زاده شدند




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 02:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


افزون ز تصور است شیدایی من

این حال خوش و غم و شکیبایی من

می بخشی اگر کم است اما بپذیر

این هم دو پسر تمام دارایی من




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 02:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س) 


این شیر بچه های من از نسلِ حیدرند

همزاد پاكی و كرم از خونِ جعفرند

در اوج خویش اگر چه به طیار می رسند

ای رُكنِ عشق من به شما سجده می برند

رخصت دهید لشكرِ طاغوت و جبت را

با ذكر یا علی مدد از پا در آورند

در عشق رفته اند به دائی ماهشان

آئینه های رزم علمدارِ لشكرند

سوگند خورده اند كه قربانیت شوند

من مطمئنم آبرویم را نمی برند

شمشیر بسته، مستِ كفن، تشنه ی وصال

بر جان خویش درد و بلای تو می خَرند

سهمی مرا ز داغِ جگر گوشه ها دهید

این دو امیدِ آبروی من به محشرند

تا زیر كعبِ نیزه نیفتاده ام ز پا

بگذار تا به پای تو از خویش بگذرند

دغ می كنند معجر من جا به جا شود

حساس و غیرتی به سرانجام مادرند

اسباب خجلت است كریمانه كن قبول

این دو ذبیح تحفه ی ناچیزِ خواهرند

در ازدحامِ نیزه و شمشیرها اگر

دیدی كه قطعه قطعه و در خون شناورند

دلخوش نكن به یاوری خواهرانه ام

پاها مرا ز خیمه برونم نمی برند

شرمِ حضورِ خواهرِ خود را قبول كن

قربانیانِ اصغرِ خود را قبول كن




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 02:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


این شعلۀ عشق است كه درمان نپذیرد

معشوق ز عاشق اَثر آسان نپذیرد

جز اشك تمنّا كه گِره وا كند از كار

كردارِ دگر فایده چندان نپذیرد

این رابطۀ عشق عجب معجزه آساست

این مرحله را جز دلِ بریان نپذیرد

معشوق حسین است و عاشق دلِ زینب

محبوب ز احباب بجز جان نپذیرد

فرمود به طفلان كه دلِ عاشقِ مادر

جز كشته شدن  در ره جانان نپذیرد

با خویش همی گفت: مبادا كه برادر

از خواهر خود هدیۀ قربان نپذیرد

اینجاست كه بر دامن مادر بزند چنگ

بی فاطمه این مرحله پایان نپذیرد

تا بر لب طفلان قسم فاطمه آمد

آقا نتوانست ز آنان نپذیرد

دو آینۀ زینبی آمادۀ رزمند

این صحنه بجز آینه قرآن نپذیرد

گیسوی كمندِ یكی از شانه سرازیر

زلف دگری سلسله بندان نپذیرد

شمشیر كجا و قد و بالای دو ریحان

این قامتشان هیچ كمان دان نپذیرد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/12 | 02:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


این دو سرباز جوان رزم آورند

هر دو ابن الجعفر ابن الحیدرند

دو وجیها عند ربک دو عزیز

میوه ی دل نور چشم حیدرند

دو چکیده آیه ی قرآن حق

دو اثر از مکتب پیغمبرند

این دو مشتاق صعود آسمان

در حقیقت بال های جعفرند

تنفقوا مما تحبون منند

گرچه هر دو ریزه خوار اکبرند

وارث اسما وزهرایند ،آه

یادگار گلشنی نیلوفرند

می خورم سوگند بر اشک رباب

پیشمرگان علی اصغرند

با همه لب تشنگی بنگر اخا

با شهامت قلب لشگر می درند

گو علمدارت ببیند رزمشان

هر دو شاگرد امیر لشگرند


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/9 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


بریز در دل من هر چه داری از غربت

کجاست مأمن غم های کاریت؟... این جا !

تمام عمر غمت را کشیده‌ام بر دوش

چرا کنون نکنم غم گساریت این جا

خدا کند که بمیرم، امامِ بی‌یارم

اگر دمی نگرم بیقراریت این جا

ز پیش نعش علی سر بلند برگشتی

چقدر دیدنی است پایداریت این جا

چه زود پیر شدی بعد اکبر لیلا

فدای هیمنهٔ بردباریت این جا

مگیر ای پسر فاطمه امید را از من

دلم خوش است برادر به یاریت این جا

دو نوجوان مرا هم قبول کن جانا

شوند کشتهٔ چشم بهاریت این جا

بزرگ کردمشان پای سفرۀ عشقت

فقط به خاطر خدمتگزاریت این جا

اجازه ده که شوم همره نهالانم

شریک معرکهٔ لاله‌ کاریت این جا

نمی‌شود مگر از آن لب پر از مهرت

مرا منه به غم شرمساریت این جا




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/8 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


 اگر خواهرت اذن میدان ندارد

 نمی خواهیش پای تو جان سپارد

 در این جا كه وا غربتایت بلند است

 دو گلدسته دارد برایت ببارد

 غم بی كسی تو ای مرد تنها

 در این جا گلوی مرا می فشارد

 الهی نبینم در این جا غریبی

 الهی نبینم كه چشمت ببارد

 دو گلدسته می آورم تا نگویند

 مگر این بلا پیشه خواهر ندارد

 ببین سرمه بر دیده هاشان كشیدم

 ببینم كه دائی‌شان می گذارد

 به رویم میاور كه وسعم همین بود

 مگر خواهرت – زینب – دل ندارد؟! 




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1392/08/7 | 05:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


جاده ی عشق صبح روز دهم

پیچ و خم دار و تنگ تر می شد

وقت آغاز رونمایی از

دو هدیّه ، دو تا پسر می شد

 

با دو تا دست مادری آنگاه

هدیه ها را تمیز و خوش رو کرد

خوب پیچید مثل دسته ی گل

سیر بوسید و باز هم بو کرد

 

یادش آمد مدینه آن روزی

که دو چشمش اسیر خواب شد و...

ابری از عشق در مقابل او

سپر تیغ آفتاب شد و ...

 

ابر آمد ...به باغ چشمانش

قطره هایی ز عشق نازل کرد

خود او هم درست یادش نیست

از کجا عشق خانه در دل کرد ؟

 

آنچنان ریشه زد محبت او

که جدایی هنوز ممکن نیست

نه ، بدون برادرش هرگز

یک ..دو ..شاید..سه روز ممکن نیست


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1392/08/6 | 04:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


ای برادر بگو چکارکنم

ناله از بی کسی خود نزنی

می شود تاکه زنده ام اینقدر

 حرف دل واپسی نزنی

 

من نمردم که ایستاده ای و

 مثل ابر بهاری می باری

همه رفتند با اجازه ی تو

 تو نگفتی که خواهری داری

 

بعد پنجاه سال خواهر تو

 آمده حرف آبرو بزند

به امید اجازه دادن تو

آمده زینبت که رو بزند

 

بچه ها بین خیمه منتظرند

وبه دست خودم کفن شده اند

خون شیر است در رگ آن ها

هر دو تا هدیه های من شده اند

 

نا امیدم نکن برادر جان

چادر مادرم که یادت هست

قسمش را که رد نخواهی کرد

 آتش و معجرم که یادت هست

 

مادرم پشت در که یادت هست

 هیزم و کوچه ها که یادت هست

به روی چادرش برادر جان

 وای من رد پا که یادت هست


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1392/08/5 | 02:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین  

 

پایان گرفت این همه لحظه شماری ام

یک اربعین گذشت ز چشم انتظاری ام

یک اربعین گریسته ام، آب رفته ام

حالا به خون رسیده دو ابر بهاری ام

در چند گام مانده به قبرت بریده ام

این چند گامِ مانده می آیی به یاری ام؟

چِل شب برای دیدنت ای صاحب الزّمان

گرم نماز و گریه و شب زنده داری ام

سوغات کهنه پیرهن آوردم از سفر

شرمنده ام کنار تو از این نداری ام

بر نیزه خوانده ای به دل خاک هم بخوان

قرآن برای خواهرت ای تشنه قاری ام!

گر سر به زیر آمده ام داغ دخترت

گردیده است علّت این شرمساری ام

×××

از وبلاگ امام رئوف




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1391/10/12 | 09:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


دو قطعه ابر که فصل نگاهشان باران

دو چشمه عاشقِ رفتن، دو رود سرگردان

دو تا نسیم بهشتی پر از لطافت عرش

که می وزند در اطراف عرش الرحمان

دو تا درخت بهشتی دو شاخه ی زیتون

دو گل اگر که ببویی بنفشه و ریحان

دو سبز پوش بهاری دو یا کریم خدا

دو مجتبای مدینه دو سفره ی احسان

دو ابروان کمانی در آسمان خدا

که اخم و شادیشان یا عذاب یا غفران

دو آسمان بلا که اگر اراده کنند

به یک نگاه کنند کوفه را ویران

دو کوه سرخ احد در مدینه ی زینب

دو ایستاده ترینی که نامشان ایمان

دو تا مسافر راهی به گریۀ یعقوب

دو تا عزیز مدینه دو یوسف کنعان

دو تا مسیح پسرهای مریم زهرا

دو تا عصا به دو دستان زینب عمران

دو تا صدف که اگر وا کنند لب گویند

دو دُر زینبی اند و دو لؤلؤ مرجان

دو تا عقاب حنایی دو تا پرنده ترین

که می کنند در اطراف خیمه ها طیران

دو تا علی به دو ذوالفقار می جنگند

یکی به نام علی و یکی امام زمان

دو بچه شیر حجازی به غرش عباس

دو تا یلی که می آیند در دل میدان

یکی نگاه به یثرب نمود و نعره کشید

که آی قوم سقیفه قبیله ی شیطان !

دو دست بسته ی حیدر دوباره باز شده

به انتقام دو سیلی که خورده مادرمان

اگر که مرد نَبَردید پیش ما آیید

چهل مبارز و یک زن کجاست غیرتتان

هنوز در وسط کوچه مادر افتاده

هنوز فضه به دیوار تکیه اش داده


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 03:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


چه وداعی، چقدر جانسوز است!

کربلا؛ «کربِ وَ البُکاء» شده است

مادری پشت پرده ی خیمه

دست بر دامن دعا شده است

 

گریه های حرم سوالی شد

راستی بانوی قبیله کجاست!؟

شیرمردان زینب کبری

کمی آهسته، پس عقیله کجاست!؟

 

سخت از پیر خیمه دل کندید

بال پروازتان تقلا کرد

نام زهرا گره گشاتان شد

قسم عشق کار خود را کرد

 

گرگ های گرسنه ی این دشت

در کمینند، با خبر باشید

این خلیفه پرست های حسود

لاله چینند، با خبر باشید

 

نوه ی مرتضی شدن جرم است

خون تان را حلال می بینند

تازه! اسلام نابتان را هم

زیر تیغ سئوال می بینند


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 06:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


نمی شناخت سر از پا برای دیدنشان

چقدر ذکر و دعا خواند تا رسیدنشان

دو تا زره به تن کوچک دو آهو کرد

و چشم برد به دل بردن و چمیدنشان

به شاد کردن قلب حسین می ارزید

بهای این همۀ تا ابد ندیدنشان

به دست خویش درختی ز میوه هاش گذشت

و باد سر زده آمد برای چیدنشان

و حس مادری اش بود این که دقت کرد

به طرز پا شدن و رفتن و دویدنشان

به روی خویش نیاورد اشک را؟ اما

خمید مادر غم دیده با خمیدنشان

به زیر سم ستوران و زیر پنجۀ تیغ

نگاه کرد دوباره به قد کشیدنشان

حسین بود کنارش نخواست گریه کند

به دل بریدنشان و به سر بریدنشان

در آسمانِ دلِ مادری که زینب بود

هنوز مشت پری مانده از پرشان




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 06:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


نه به اندازۀ علی اکبر

ولی آن قدرها جگر داریم

تو به روی خودت نیاوردی

ما که از قلب تو خبر داریم

 

به همین ذکر یا علی، مادر

که نوشتیم روی پیشانی

همۀ آرزوی مان این است

بر تن ما کفن بپوشانی

 

تو به خیمه بمان مراقب باش

داییِ ما غم تو را نخورد

آن قدر غُصه خورده، حداقل

غُصۀ ماتم تو را نخورد

 

دو برادر کنار هم بهتر

می توانند یاورش باشند

می توانند در مقابل سنگ

روی نی حامیِ سرش باشند

 

آن قدر تیر و نیزه می بارد

خم به ابرویمان نیاوردیم

مادرم! تو دعا کن آخر کار

لا اقل تکه تکه برگردیم




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 05:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


ببین در چشمشان اشک محن را

ببین بر پیکر آن ها کفن را

برای جان فشانی در منایت

بده رخصت دو اسماعیل من را

***

دو تا پرواز پیشه مثل جعفر

بگو دو شیر بیشه عین حیدر

برای پر زدن سبقت گرفته

خداوندا برادر از برادر

***

تمام هستی ام ارزانی تو

تمام اهل عالم فانی تو

دو اسماعیل من سهل است ای کاش

خود زینب شود قربانی تو




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 05:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


برگرد سمت خیمه ها… تنهای تنها

من بی تو خواهم مرد ای آقای تنها!

آماده کردم هر چه باشد را برایت

آورده ام عون و محمد را برایت

***

حالا که پر، وا می کنند آقا نگو نه

آقا بزرگی کن بیا حالا نگو نه

راضی نشو با گریه برگردند خیمه

هر آن چه می خواهی بگو اما نگو نه

من یادشان دادم که پیش تو بگویند:

"  دایی به جان مادرت زهرا… نگو نه"

***

حالا رها هستند و میدان روبروشان

پای رکاب تو شهادت آرزوشان

آن طور تربیت شدند این ها که بی تو

پایین نخواهد رفت آبی از گلوشان

خونی که جاری می شود از جسم آن ها

در بین مقتل می شود آب وضوشان

***

دل کنده ام از دسته گل هایم برادر

حالا چنان کوهی سر پایم برادر

پنهان نگشتم تا که اشکم را نبینی

همواره با این اشک پیدایم برادر

تا که خجالت را نبینم در نگاهت

از خیمه ام بیرون نمی آیم برادر




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 05:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


پای تو می دهم بقایم را

نذر چشمت همه دعایم را

روی دستت به خواب می رفتم

یاد داری تو ابتلایم را؟

عمر زینب! شنیده ای هر شب

سر سجّاده گریه هایم را...

تا خدا از توأم جدا نکند

تا نگیرد ز من خدایم را

تکیه بر نیزه ی شکسته مزن

پاره کرده غم تو نایم را

بچّه هایم – بهانه ای – بپذیر

سهم ناچیز کربلایم را

خورده لب های خشک هر دوی شان

شیر تفسیر روضه هایم را

من از این خیمه در نمی آیم

بشکند غم اگر چه پایم را




✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 05:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

طفلان حضرت زینب(س)


نام زهرا اذن میدان می دهد

رخصتِ كوی شهیدان می دهد

هر كه نام فاطمه بر لب كند

اقتدا بر سیره ی زینب كند

چون كه زینب شد ز یاری نا امید

سیره ی بابای خود را برگزید

مرتضی با نام زهرا زنده بود

با ولای فاطمه، رزمنده بود

رمز او چون ذكر یا زهرا شود

زینب این جا زینت بابا شود

لحظه ی رزمندگیِ نوگلان

كرد یاد مادر رزمندگان

یك توسّل در میان خیمه داشت

یك توكّل در مسیر جبهه داشت


ادامه این شعر

✔️ موضوع : طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/28 | 05:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 :: 1 2 3 4 5
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic