تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - مطالب شام غریبان

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا-شام غریبان


خنده بر روی لبش مرد ستمکاری هست

آه انگار نه انگار عزاداری هست

آن طرف دامن طفل آتش سوزان دارد

این طرف در تب شعله تن بیماری هست

...و زنی باز سوی علقمه میکرد نگاه

که به پا خیزد اگر دست علمداری هست

همه دیدند که خون چشم دلش را پر کرد

از فرات سخنش ناله سرشاری هست :

مبریدم که در این دشت مرا کاری هست

گل اگر نیست ولی صفحه ی گلزاری هست

ساربانا مزن این همه آواز رحیل

آخر این قافله را قافله سالاری هست

به امیدی شوم از کشته مظلوم جدا

که سوی کوفه مرا وعده ی دیداری هست




موضوع: شام غریبان،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/08/13 | 01:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شام غریبان


عالم همه محزون و پریشان حسین است

شام است ولی شام غریبان حسین است

از خـون جگـر لالـه فشـانید کـه امشب

در مقتل خون، فاطمه مهمان حسین است

نازل شده قرآن همه در مطبخ «خـولی»

یا کوفـه پر از نغمۀ قرآن حسین است؟

دریا جگـرش سوختـه و آب شـده، آب

لب‌تشنۀ لعل لب عطشـان حسین است

ای بـاد بـه زخـم تن اکبـر که رسیدی

آهسته بزن بوسه که این جان حسین است

زینب نگهش بر قـد خم‌گشتۀ زهرا

زهرا نگهش بـر تن عریان حسین است

صحرای بـلا گشتـه پـر از لالـه و ریحان

گل‌هاش همه زخم فـراوان حسین است

در تشنگــی روز جــزا چشمــۀ کوثــر

چشمی‌ست که می‌گرید و گریان حسین است

از بس‌که کریم است کریم است کریم است

در مقتل خون شمر، ثناخوان حسین است

ترسـم کـه بـه آتش بکشانـد همه‌جـا را

«میثم» که پر از شعلۀ سوزان حسین است




موضوع: شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/08/13 | 01:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا-شام غریبان


در باد می وزد بوی گیسوی سوخته

دارم چه قصّه ها ز سر و روی سوخته

کشتی اسیر جزر و مد شعله ها شده

امّیدِ ورطه نیست به پاروی سوخته

آتش گرفت دشت کران تا کرانه اش

لبخند شعله ور شده و مویه، سوخته

از روی نیزه خیره به دنبال چیستی؟

آه ای نگاه زخمیِ کم سوی سوخته

آتش گرفت خیمه، دلم سوخت، بی خبر

که آتشم به جان بزند موی سوخته

تاول زده است پای شتابش... بگو... از آن

گرگ کمین گرفته به آهوی سوخته

آتش گرفته دامن او... فکر چاره کن

بگذاردت اگر روی زانوی سوخته

پیچیده بوی یاس به آتش کشیده ای

در عطر گُر گرفته ی شب بوی سوخته...




موضوع: شام غریبان،  عصر عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/08/13 | 01:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا-شام غریبان


آتش زدن به خیمه ز بس ظالمانه بود

صحرای کربلا همه غرق زبانه بود

تاکس میان خیمه نسوزد با اشک وآه

رینب میان خیمه وآتش روانه بود

سیلی امان نداد به طفلان خسته جان

رخسار کودکان همه پرُ از نشانه بود

مقصود خصم کشتن آل رسول بود

سیلی وتازیانه زدن ها بهانه بود

شرمم کُشد که فاش بگویم ولی بپرس

از لاله های گوش چرا خون روانه بود

بُردند از خیام حرم دشمنان دین

گهواره ای که جلوۀ طفلی یگانه بود

وقتی شکست سینۀ مولا زسُم اسب

آوای واحسین به لبها ترانه بود

زینب به یاد توصیه های حسین خود

گرم نماز وذکر دعای شبانه بود

زان پس چراغ عشق وفائی نشد خموش

سرهای روی نیزه چراغ زمانه بود




موضوع: عصر عاشورا،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/08/13 | 01:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا-وداع


از کویت ای آرام دل با چشم گریان می روم

 جانم توبودی و کنون با جسم بی جان می روم

ازگریه پایم درگِل است، دریای غم بی ساحل است

درد فراقت مشکل است، با سوز هجران می روم

خیز ای امیر کاروان، مارا تو درمحمل نشان

همراه با نامحرمان، درشام ویران می روم

پرپر شده گلهای تو، کو اکبر رعنای تو

 ناچیده گل ای باغبان، از این گلستان می روم

ای ساقی آب حیات، وی خواهرت گردد فدات

 لب تر نکردم از فرات، باکام عطشان می روم

گرید رقیّه دخترت، هردم بیاد اصغرت

 تو درکنار اکبرت، من با یتیمان می روم

نگذاردم چون ساربان، سازم دراین صحرامکان

 تو باشهیدانت بمان، من با اسیران می روم




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  عصر عاشورا،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1393/08/13 | 01:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-روز یازدهم


گفتند از او بگذر و بگذار به ناچار

رفتم نه به دلخواه، به اجبار به ناچار...

در حلقه‌ای از اشک پریشان شده رفتم

آنگونه که انگشترت انگار به ناچار...

شهری همه خواب و به لبت آیه‌ای از کهف

تنها تو و یک قافله بیدار، به ناچار-

ماندیم جدا از تو و با اشک گذشتیم

از هلهله‌ی کوچه و بازار به ناچار

سوگند به لب‌های تو صد بار شکستم

هر بار به یک علت و هر بار به ناچار

تو نیستی و ماندن من بی تو محال است

هر چند به ناچار به ناچار به ناچار...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)،  وداع امام حسین(ع)،  حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1393/03/15 | 01:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مسیر کوفه تا شام


حالا كه باز روضۀ هر شب شروع شد

آوارگیِ موكبِ زینب شروع شد

می گفت مادرش كه بمیرم برای او

تازه بكاء و نالۀ هر شب شروع شد

سوزی كه از مقطع الاعضا گرفته بود

صوت الحزین شد و چو ، نِی از لب شروع شد

بعد از جدا شدن ز تن پاره پاره دید

درد و بلا و غصه لبالب شروع شد

وقتی زمان قافله سالاری اش رسید

زخم زبان و كینه مرتب شروع شد

گاهی تنور ، طور تجلای نور بود

گاهی ز  دِیر نالۀ یا رب شروع شد

سرها به نیزه رفت و بدن ها به نیزه خفت

یعنی كه اصل صحبت و مطلب شروع شد

خورشیدها به نیزه ، همه در تلاوتند

هشتاد و چند ضجّۀ كوكب شروع شد

زینب نظاره می كند و خطبه می كند

یعنی پیام تازۀ مكتب شروع شد

تفسیر كرد از نوك نیزه برادرش

آن آیه را كه از لب زینب شروع شد

از قتلگاه تا دل كوفه و بلكه شام

اصلاح دین و مكتب و مذهب شروع شد

از اختران پاك و نجیبه مگو مگو!

توهین به دختران معذّب شروع شد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان،  در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در کوفه،  كاروان اسرا در شام، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/09/14 | 09:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان


عمه جان دیشب به لب آوای دیگر داشتیم

سایه مهر پدر پیوسته بر سر داشتیم

تا که بابا بود از دشمن به دل بیمی نبود

گرچه از سوز عطش ما دیده تر داشتیم

خیمه ها راهی برای یورش دشمن نداشت

تا عموئی همچو عباس دلاور داشتیم

گیسوی ما را خبر از این پریشانی نبود

تا که دل ما را در کمند زلف اکبر داشتیم

تا که قاسم بود ما را خاطری آسوده بود

هم عنانی همچو عبدالله و جعفر داشتیم

در کنار گاهواره با وجود تشنگی

ذکر با قنداقه شش ماهه اصغر داشتیم

تا که بابا بود ما را صورت نیلی نبود

گرچه داغ سیلی و رخسار مادر داشتیم

قصه میخ در و گنجینه اسرار را

نقش لوح سینه گلهای پرپر داشتیم

تازیانه خوردن ما را کسی باور نداشت

گرچه بر بازوی مادر نقش یاور داشتیم




موضوع: شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-شام غریبان-روز یازدهم


ندارد وسعت داغم مساحت

ندیدم بعدِ تو یک روز راحت

مرا از کربلا بردند اما

دلم جا ماند بین قتلگاهت

*

ندارد شام غم هایم سپیده

من و یک کاروان قد خمیده

رسیده وقت آغاز جدایی

خداحافظ تن در خون تپیده

*

خزان شد پیش چشمم باغی از یاس

منم تنها در این هنگام حساس

مهیای سفر هستم ولی آه

ندارم محرمی برخیز عباس 




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-شام غریبان


می روم امّا بدان جانم کنارت مانده است

تا قیامت یا اخا، دل بیقرارت مانده است

گر چه این گلبرگ ها را می برند از گلشنت

غم مخور یک باغ پرپر در کنارت مانده است

می روم با ساربان همراه خسته کاروان

دست یاران بسته امّا اقتدارت مانده است

بر گلویت جای بوسه، کار خود را کرده است

لااقل بر حنجرت جای زیارت مانده است

جسم خورشیدیت ای سالار زینب شد کبود

بسکه این عریان بدن زیر حرارت مانده است

کوفه در راه است و ما آماده ی آوارگی

روز روشن رفته امّا شام تارت مانده است

هر یکی از دختران با دیگری نجوا کند:

روی گوشت جای زخم گوشوارت مانده است

وقت توزیع غنائم هستی ام تقسیم شد

در حرم امّا صدای شیرخوارت مانده است

بردن نام شریفت جرم زینب شد ولی

با دعای خواهر شب زنده دارت مانده است

نعش های پاره و عریان و بی سر جای خود

بر غم ما خنده های نیزه دارت مانده است

خطبه هایت گر چه این جا سنگباران شد ولی

ترجمان خطبه های آشکارت مانده است

ای تنت با خاک یکسان از هجوم اسب ها

هر طرف عضوی ز نعش خاکسارت مانده است

ای تمام آرزوی انبیا و اولیاء

رفتی و عالم هماره داغدارت مانده است

مانده بر لب نغمه ی یا لیتنا کنّا معک

عقده بر دل ها از این ترک مزارت مانده است




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

عصر عاشورا-شام غریبان

 

شمشیر و تیغ و نیزه­ی خود را گذاشتند

خورشید را مُقَطَّعُ الاَعضا گذاشتند

وحشی شدند و موقع تقسیمِ غارتش

بر مُصحَفِ شریفِ تنش پا گذاشتند

چرخی زدند با سرِ بر نیزه رفته اش

داغی عجیب بر دلِ زهرا گذاشتند

دیگر به نعلِ تازه زدن احتیاج بود

جایی برای تاختن آیا گذاشتند؟

از قتله گاه راضی و دستِ پُر آمدند

سهمی برایِ زینب كبری گذاشتند؟

لرزید عرشِ اعظم و بارانِ خون چكید

آتش مگر به گیسوی حورا گذاشتند؟

زینب به گریه گفت عَلیكُنَّ بِالفِرار

با ترس و لرز پای به صحرا گذاشتند

شمشیر، كعبِ نِی و سَنان تازیانه شد

بی داد كینه را به تماشا گذاشتند

حتی فرشته دست به شیون گرفت و سوخت

تا دست رویِ چادر زن ها گذاشتند

از روسری گرفته و تا گوشواره را

در خیمه ها به مَعرضِ یغما گذاشتند

خورجین به دست ها سرِ یك ذره بیشتر

حتی میانِ خود سرِ دعوا گذاشتند

مستِ غرور لشكرِ عشرت عقب كشید

و ما بقیِ ظلم به فردا گذاشتند




موضوع: عصر عاشورا،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/08/23 | 04:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-شام غریبان

 

سقا که رفت... ساقی آب آوری که نیست

آتش گرفته میکده را... ساغری که نیست

بوی لباس سوخته می‌آید از نسیم

باید که فکر کرد به آن معجری که نیست

رد غروب روی زمین رنگ خون کشید

عطر مدینه می‌وزد و مادری که نیست

با نعل تازه بر نفس دشت سُم زدند

یک دشت نیزه ماند... وَ آن پیکری که نیست

قاری بخوان برای دلم سوره‌ی جنون

از نینوای سرخ همان حنجری که نیست

با تازیانه داغ تو را شعله داده‌اند

آتش گرفته خیمه و خاکستری که نیست

یک دشت اضطراب زمین را گرفته است

با گریه های خسته آن دختری که نیست

از بوسه ای که روی رگ آفتاب ماند

معلوم می‌شود که دگر خواهری که نیست

با اشک‌ها دخیل به گهواره بسته‌اند

باب‌الحوائج است علی اصغری که نیست

تا صبح عمه بود و بیابان و خارها...

وقت اذان رسید و علی اکبری که نیست

بر نیزه هم به روی شما سنگ می زنند

بر گونه شماست رد خنجری که نیست

حالا هزار و چارصد و چند سال بعد...

من آمدم شبیه همان کفتری که نیست

از سمت زیر پای شما گریه می‌شوم

تا پیش روی ضلع ششم، محشری که نیست

فطرس شدم به شوق شما آه می‌کشم

بالی نمانده است برایم... پری که نیست

از شش جهت شکسته شدم در حضورتان

در بهت لحظه ماندم و چشم تری که نیست

حالا ضریح عشق تو را تازه می‌کنند

حالا پر از سکوتم و بالاسری که نیست




موضوع: شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1392/08/22 | 07:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-شام غریبان

 

دستان باد موی تو را شانه می کند

خون بر دل پیاله و پیمانه می کند

از داغ جانگداز جبین شکسته ات

زخمی عمیق بر جگرم خانه می کند

رگهای حنجر تو به گودال گوییا

با دوست، گفتگوی صمیمانه می کند

ذبحت عظیم بود و زبان مرا برید

حالا ببین چه با دلِ دردانه می کند

از آتش خیام حرم دشت روشن است

این شعله ها چه با گل و پروانه می کند

باور نمی كنم به خدا باغ لاله را

دست عدو شبیهِ به ویرانه می کند

بادِ خزان چه حمله ی نامردمانه ای

بر ساقه ی شقایق و ریحانه می کند

زینب که گیسویش ز مصیبت سفید شد

گیسوی دختران تورا شانه می کند

حالا كه نام دخت علی بر لبم نشست

غم های عالمی به دلم لانه می کند

هر روز و هر كجا كه به بن بست می رسم

دل را نصیب رزق كریمانه می کند

گاهی دلم برای حرم تنگ می شود

گاهی هوای مستی میخانه می کند

باران چه با زمین عطشناك کرده است

عشق حسین با من دیوانه می کند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1392/08/11 | 05:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-شام غریبان-بصیرت سیاسی


بگذار تا این باده آتشگون بماند

همرنگ با افسانه و افسون بماند

بگذار تا در جبر ذهن كج‌مداران

این كارها بر گردن گردون بماند

رفتند یاران پرخروش و برنگشتند

این داغ تا كی بر دل كارون بماند؟

شهرت ندارد عاشقی بی نام معشوق

لیلی تجلی كرد تا مجنون بماند

آری توان یك عمر از زلفش سخن گفت

اما كجا بی لطف او مضمون بماند؟

یا رب ظهور یار را نزدیك‌تر كن

در پرده تا كی حسن روزافزون بماند؟

وقتی كه خون پیروز بر شمشیر باشد

كی نام عاشق بی نثار خون بماند؟

همراه موسی بودن این‌جا افتخار است

اما برای آن‌كه با هارون بماند

گفتی كه در زقّوم خود صهیون بمیرد

گرم از طراوت شاخه‌ی زیتون بماند

ما در تب غزّه خروشی تازه دیدیم

از انقلاب سرخ تو آوازه دیدیم

غزّه، زمینش، آسمانش، كوچه‌راهش

مردان، زنان و كودكان بی‌پناهش

هیهات مناالذله می‌گویند آری

راه شرف را در تو می‌جویند آری

آن‌جا كه دیدی با سپاهش آمده حر

می‌ریخت از لب‌های تو اندرز چون در

شكر خدا گفتی و مردم را شكایت

خواندی در آن‌جا از پیمبر این روایت:

دیدید اگر مصداق ظلم بی‌حد آمد

دیدید اگر كه جائری بر مسند آمد

فرقی نمی‌داند حلالی از حرامی

اسلام را دیگر نمانده غیر نامی


ادامه این شعر

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  اشعار برگزیده حسینیه،  شام غریبان،  فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1391/09/9 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان


خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده

در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم

از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین

امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز

مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند

در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع

از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آید به چشمم خواب شب را راه نیست

دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت

مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی

سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد (حسان)

آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان


دردها هست، ولی فرصت گفتاری نیست
عازمم قافله را قافله سالاری نیست
بگذارید بمانم به برش یک امشب
تا نگویند بر این کشته عزاداری نیست
پای یک طفل نبینی که پر از خون نشده
دیده بگشا که به باغت گل بی خاری نیست
بر تو هر زخم تنت گریه کند گریۀ خون
کس نگوید زغمت دیدۀ خونباری نیست
غم اطفال فراری به بیابان چه خوری
عمه با ماست نگویی که مددکاری نیست
آفتاب و عطش و داغ، همه سوزان لیک
 غیر تَب بر سر بیمار، پرستاری نیست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:42 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان

  

رویِ نِی مویِ تو در باد رها افتاده

در فضا رایحه‌ای روح‌فزا افتاده

سر تو می‌رود و پیکر تو می‌ماند

از هم آیاتِ وجودِ تو جدا افتاده

آتش آن نیست که در خرمن پروانه زدند

آتش آن است که در خیمۀ ما افتاده

دم گودال دلم ریخت که انگشتت کو؟

حق بده خواهرت اینگونه ز پا افتاده

عاقبت دید رباب آنچه نباید می‌دید

آنقدر زار زده تا ز صدا افتاده

من به میل خود از اینجا نروم، میبَرَدَم

تازیانه که به جانِ تن ما افتاده

می شمارم همه طفلان حرم را دائم

وای که دخترکت باز کجا افتاده؟

زجر رفته ست سراغش که بیارد او را

آمد اما به رویش پنجه به جا افتاده

هق هقش پاسخ من شد که از او پرسیدم

دو سه دندانِ تو ای عمه چرا افتاده؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  عصر عاشورا،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان

 

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

به تن این همه سردار سری نیست که نیست

بنویسید که خورشید به گودال افتاد

و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست

آتش از بال و پر سوخته جان می گیرد

زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست

یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد

پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست

یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد

چون ز گهواره ی اصغر اثری نیست که نیست

تازیانه به تسلای یتیمی آمد

تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان

 

بگذارید كنار بدنش گریه كنم

بر تن زخمیِ بی پیرهنش گریه كنم

تا كه سر داشت نشد خون سرش پاك كنم

بگذارید به زخم بدنش گریه كنم

چه غریبانه فغان كرد مرا آب دهید

بگذارید به سوز سخنش گریه كنم

بگذارید گلم را كه فتاده است به خاك

كنم از چادر مادر كفنش گریه كنم

ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت

اندكی صبر كنار بدنش گریه كنم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان


آیم به قتلگاه که پیدا کنم تو را

امشب وداع هجرت فردا کنم تو را

جویم تو را قدم به قدم بین کشتگان

با شوق و اضطراب تمنّا کنم تو را

در حیرتم که از چه بجویم نشان تو

نی سر، نه پیرهن، ز چه پیدا کنم تو را ؟

برگیرمت ز خاک و ببوسم گلوی تو

خود نوحه مادرانه چو زهرا کنم تو را

ریزم به حلق تشنه‌ی تو اشک چشم خویش

سیراب، تا که ای گل حمرا کنم تو را

دشمن نداد آبت اگر، غم مخور حسین

صحرا ز آب دیده چو دریا کنم تو را

ای آن که داغ های جگرسوز دیده ای

اکنون به اشک دیده مداوا کنم تو را

خواهم که سیر بینمت امّا حسین من

کو صبر و طاقتی که تماشا کنم تو را ؟

شمع تو گشته ام که بسوزم برای تو

از عشق خویش قبله‌ی دل ها کنم تو را

هر جا روم لوای عزایت به پا کنم

ماتم سرا، سراسر دنیا کنم تو را

خون خداست خون تو پامال کی شود ؟

در شام و کوفه محکمه برپا کنم تو را

گوئی حسان که می‌شنوم از گلوی او

هر چیز خواهی از کرم اعطا کنم تو را




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان


همین ‌که روز بر آن دشت، طرحی از شب ریخت
هزار کوه مصیبت به دوش زینب ریخت
نظاره کرد چو «شمس الشّموس» بی‌سر را
به گوش گوش فلک، ناله ناله یا رب ریخت
جهان برای همیشه سیاه شد چون شب
ز چشم‌های ترش هرچه داشت کوکب ریخت
چه بود نیّت ناآشکار ساقی غم؟
که جام زینب غم‌دیده را لبالب ریخت
کشاند کرب و بلا را به شام و بام فلک
هزار فصل طراوت به باغ مذهب ریخت
زبانه‌های کلامش به جان دم‌سردان
شراره‌ها شد و آتش‌نشانی از تب ریخت
اگر همیشه ببارند ابرهای جهان
نمی‌رسند به آن اشک‌ها که زینب ریخت




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/09/5 | 03:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-عصر عاشورا-شام غریبان


ما را نمانده است دگر وقت گفتگو

تا درد خویش با تو بگوییم مو به مو

از خار، گرچه گرد حرم پاک کرده ای

تا شام و کوفه راه درازی است پیش رو...

خون گوشواره ها زده بر گوشهایمان

صد بغض مانده جای گلوبند در گلو

تنها گذاشتیم تنت را و می رویم

اما سر تو همسفر ماست کو به کو

بی تاب نیستیم...خداحافظت پدر!

بی آب نیستیم ...خداحافظت عمو!




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  عصر عاشورا،  شام غریبان،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 03:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا-شام غریبان

 

سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم

سرت کو؟ سرت کو؟ به دامان بگیرم

سراغ سرت را من از آسمان و

سراغ تنت از بیابان بگیرم

تو پنهان شدی زیر انبوهِ نیزه

من از حنجرت بوسه پنهان بگیرم

حسین! خونِ حلقومت آبِ حیات است

من از بوسه بر حنجرت جان بگیرم

رسیده کجا کار زینب که باید

سرت را من از این و از آن بگیرم

کمی از سر نیزه پایین بیا تا

برایِ سفر بر تو قرآن بگیرم

تو گفتی که باید بسوزم، بسازم

به دنیایِ بعد از تو آسان بگیرم

قرار من و تو شبی در خرابه

پی گنج را کُنج ویران بگیرم

هلا! می‌روم تا که منزل به منزل

برایِ تو از عشق پیمان بگیرم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  عصر عاشورا،  شام غریبان،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 03:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-شام غریبان


سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

به فجر از افق خون دمیده می ماند

یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا

به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند

میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم

به آهویی که ز مردم رمیده می ماند

شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی

به لاله های ز حنجر دریده می ماند

رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است

به آن که رنج نود ساله دیده می ماند

امام صادق حق پشت ناقه ی عریان

به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند

شوم فدای شهیدی که در کنار فرات

به آفتاب به خون آرمیده می ماند

هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟

نگاه تو به دل داغ دیده می ماند

حکایت "احد" و اشک چشم خونینش

به اختران ز گردون چکیده می ماند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  شام غریبان،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 03:35 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان


به خاطر می سپرد آن لحظۀ دیدار رویت را

برای آخرین بار آمد و بویید رویت را

گلی پامال زیر سم اسبان یافت خاک آلود

و در خاشاک و خون و خس به هم پیچیده مویت را

نگاهی دوخت بر چشم و لب و دندان خونینت

جلوتر آمد و بوسید رگ های گلویت را

لبت تشنه... ولی جانت لبالب دید از دریا

و سرگرم شنیدن بود با نی گفتگویت را

شب شام غریبان رفته رفته دشت را پر کرد

دوباره خم شد و بوسید رگ های گلویت را




موضوع: شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 03:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-عصر عاشورا-در مسیر کوفه و شام

 

وارسی کرد آن حوالی را  

پشت هر تپه سنگ بوته ی خار

 خیمه در خیمه گوشه در گوشه

بچه ها را شمرد چندین بار

 

چشم هایش به دور و بر چرخید

 کاروان را نمود آماده

 ایستاد و کمی تامل کرد 

 هیچ کس از قلم نیفتاده

 

کاروان را شکسته بندی کرد

 روی هر زخم مرهمی پیچید

 گاه گاهی میان این همه سوز 

  سر بر نیزه رفته را می دید

 

شانه ها دائماً تکان می خورد 

 گریه ی بچه ها چه سوزی داشت

 داغ ها را کمی تسلی داد 

خودش اما چه حال و روزی داشت

 

با تمام وجود می زد شور

 رو به رویش سیاهی شب بود

 دور تا دور کاروان می گشت

 نگران غرور زینب بود

 

تند می رفت و تند بر می گشت

 در نظر داشت طول قافله را

 بچه ها را یکی یکی می گفت

 کم کنید کم کنید فاصله را

 

غیرت حیدریش رو شده بود

چادر مادرانه بر سر داشت

هم حواسش به چشم خواهر بود

 هم هوای سر برادر داشت

 

مثل مادر چه غربتی دارد

مثل بابا چقدر مظلوم است

چه کسی گفت آب می خواهم؟

مشک بر دوش ام کلثوم است




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/16 | 12:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شام غریبان

 

الا سفر به سوی کربلا کنید امشب

همه زیارت خون خدا کنید امشب

اگر به جانب مقتل عبورتان افتاد

برای حضرت زهرا دعا کنید امشب

برای آنکه رود در کنار نعش پدر

رقیه را به بیابان رها کنید امشب

نماز وتر به جا آورید بنشسته

به دخت شیرخدا اقتدا کنید امشب

علم به دست بگردید دور آل‌ ا...

گره ز کار علمدار وا کنید امشب

اگر به مطبخ خولی عبورتان افتاد

زیارت سر از تن جدا کنید امشب

ستمگران! به پیمبر قسم عزادارند

به آل فاطمه کمتر جفا کنید امشب

الا تمام ملایک! به قتلگاه آیید

ز گریه شور قیامت به پا کنید امشب

به سوز سینه ی «میثم» چنان بریزید اشک

که حق خون خدا را ادا کنید امشب




موضوع: شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/16 | 11:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان

شام عاشوراست، یا شام غریبان حسین

عالم هستی شده سر در گریبان حسین

آفرینش از صدای واحسینا پر شده

گوئیا در قتلگه، زهراست، مهمان حسین

ماه! خاکسترنشین شو، آسمان، با من بسوز

کز تنورآید به گوشم صوت قرآن حسین

شعله آتش بر آید از دل آب فرات

خونْجگر دریاست، بر لب‌های عطشان حسین

مهر، از دریای خون بگذشته و کرده غروب

ماه، تابد از فلک بر جسم عریان حسین

نیزه‌ها شمشیرها کردند جسمش چاک‌چاک

اسب‌ها دیگر چه می‌خواهند از جان حسین

نیست آثاری دگر از بوسۀ خون خدا

جای سیلی مانده بر رخسار طفلان حسین

همسر خولی نگه کن بر روی خاک تنور

اشک غربت می‌چکد از چشم‌گریان حسین

باغبان وحی، کو؟ تا بنگرد یک نیمْروز

گشته پرپر، این‌همه گل از گلستان حسین

آتش از روز ولادت در درونش ریختند

«میثم» دلسوخته شد مرثیه‌خوان حسین




موضوع: شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/09/25 | 03:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شام غریبان

چه آوردند یا رب آب و آتش

به روز خیمه و لب آب و آتش

ز اشك كودكان  و داغ زینب

بهم پیوسته امشب آب و آتش




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/09/25 | 03:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اسارت

 

حّر و آزادم و روزی که ز مادر زادم

آمد الطاف حسینی به مبارک بادم

سر از آن روز به زیر قدمش بنهادم

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم

بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

من که امروز اسیرم به کف اهل نفاق

خواهر شاه عرب پادشه ارض وفاق

از مدینه شدم آواره سوی ملک عراق

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که در این دامگه حادثه چون افتادم  


ادامه مطلب

موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  شام غریبان، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/09/25 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 3 ::      1   2   3  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.