حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام سجاد(ع)-شهادت


من سلاحم گریه و با گریه طوفان می کنم

سنگ را حتی به وقت گریه ، گریان می کنم

مثل زهرا مادرم ، مثل رقیه خواهرم

دودمان ظلم را با اشک ویران می کنم

زندگانی مرگ تدریجی است بعد از کربلا

کنج غربت درد را با درد درمان می کنم

بی اراده ذکر لب عجل وفاتی می شود

هر زمان که یاد از شام غریبان می کنم

گاه یاد قاسم و گاهی به یاد اکبرم

هر زمان که قصد رفتن بر گلستان می کنم

حرمله داد مرا بدجور در آورده است

تا توانم لعن بر آن نامسلمان می کنم

هر کجا که حرف "کفن و دفن" آید در میان

بی اراده یادی از آن جسم عریان می کنم

تا صدای قاری قرآن به گوشم می رسد

یاد از آن مجلس و آن چوب و دندان می کنم

خواهرم آن شب جلوی چشم من دق مرگ شد

شرم از آن ماجرای کنج ویران می کنم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


ای پسرِ نورِ نبوّت سلام

ای ششمین قله‌ی عصمت سلام

صاحبِ ما ، صاحبِ ایران تویی

روحِ خدا ، جوهرِ ایمان تویی

سرو و سپیدارِ چمن کیست؟ تو

وارث و دامادِ حسن کیست؟ تو

چشمِ امیدِ همه افتاده ها

آبرویِ گلشنِ سجاده ها

گوش به حرفِ تو نشسته خدا

روحِ دعا زمزمه‌ی ربنا

سجده‌ی تو جلوه‌ی معراج توست

پینه‌ی پیشانی تو تاجِ توست

خیلِ ملائک همه شاگردِ تو

غرق طواف اند همه گردِ تو

مستِ دعای تو شده جبرئیل

تشنه‌ی لبهات شده سلسبیل

زنده به پیغام تو شد کربلا

وارث و پیغمبرِ خون خدا

خطبه ی تو زنگِ جهادِ تو شد

اشکِ تو همسنگِ جهادِ تو شد

اجرِ تو هم سنگِ در و بام شد

روزِ دهم ختم شد و شام شد

زهر چهل سال در این جام بود

سخت تر از کرب و بلا شام بود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


آزار دیدم

خود را میان معرکه بیمار دیدم

در خیمه بودم

هفت آسمان را برسرم آوار دیدم

در بین گودال

آیینۀ جسم پدر را تار دیدم

بابای خود را

دربین یک لشکر بدون یار دیدم

اینها بماند

از شام دیدم هرچه من آزار دیدم

شبهای بسیار

در بین صحرا عمه را بیدار دیدم

صد بار مردم

وقتی به پای خواهرانم خار دیدم

ای وای از شام

گهواره را در بین یک بازار دیدم

بزم شراب و...

بی حرمتی در مجلس اغیار دیدم

نامحرمان را

نزدیک محرم های خود بسیار دیدم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


منت از این خانواده هر کسی بهتر کشید

درد طعنه از زبان این و آن کمتر کشید

تا درِ این خانه باشم آبرویم میدهند

در به در شد هرکسی که دست از دلبر کشید

باده ی هر ساغری قطعا نمی سازد به من

ساقی من باده را از چشمه ی کوثر کشید

به خود من بود اگر از روضه غافل میشدم

مادرش _روحی فداها_ کار از این نوکر کشید

باز دارند از حسینیه غنیمت میبرند

هرکه آمد این سیاهی را به چشم تر کشید

فقر یعنی سینه ای خالی از عشق اهل بیت

عاشق ارباب دست از کیسه های زر کشید

جام اشک این دو ماهه دست بی بی زینب است

خوشبحال هر کسی آمد و آن را سر کشید

هم بزرگ و کوچک و هم اوسط اینها علی ست

ذکر هو باید به عشق این همه حیدر کشید

مرغ دل یک بام دارد دو هوا ، این روزها

باید از کرببلا سوی مدینه پر کشید

**

گریه کرد و آه سردی از دل مضطر کشید

آن که با انگشت زخمی لاله ای پرپر کشید

کوچه کوچه شهر پیغمبر سراسر ناله شد

تا شهید زنده ی زینب، عبا بر سر کشید

روضه یعنی بعد روز واقعه با دست خود

نیزه ها را یک به یک از پهلوی اکبر کشید

روضه یعنی که عموی خوش قد و بالاش را

 تکه تکه مثل طفل کوچکی در بر کشید

از خجالت آب شد در پیش چشمان رباب

هر زمانی که گریزش به لب اصغر کشید

روضه یعنی اینکه این آقا به چشمش دیده است

بی حیا دشداشه اش را تا زد و خنجر کشید

بعد از این در روضه اش قافیه کم می آورد

او پدر را از دل گودال خون بیرون کشید

روضه ام امشب اگر مکشوفه شد شرمنده ام

او خودش مرثیه هایم را به خاک و خون کشید

روضه یعنی دست های ناتوانش بین راه

خارها از دست و پای زخمی خواهر کشید

 روضه یعنی هرقدم در پیش چشمان ترش

دست شومی از سر آیینه ای معجر کشید

روضه یعنی روضه های ناتمام محفلش

باز هم مرثیه هایش به شبی دیگر کشید

رشته کوه درد و  غم را مثل زخم کهنه ای

روی دوش خسته اش تا لحظه ی آخر کشید

مو کنان ، مویه کنان بر سینه و سر میزنیم

یک علیِ دیگر از این خانواده پر کشید 



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


تا اشک هست در بصرم گریه می کنم

با این توان مختصرم گریه می کنم

تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم

با خون مانده بر جگرم گریه می کنم

رنگم زمان دیدن مذبوح می پرد

یا لحظه ای که طفل گلوبند می خرد

یا مادری که کودک شش ماهه می برد

با هر چه هست دور و برم گریه می کنم

روح صحیفه پر شده از گریه کردنم

خمس عشر، بهانه شده بهر شیونم

گاهی گریز بین ابوحمزه می زنم

بین نوافل سحرم گریه می کنم

از خنده های حرمله زجری کشیده ام

من که عقیله را سر بازار دیده ام

بر دردهای عمه ی قامت خمیده ام

بر غربت بزرگ حرم گریه می کنم

ناموس خود به ناقه ی عریان که دیده است؟

آتش میان زلف پریشان که دیده است؟

افتادن قطار اسیران که دیده است؟

عمری است با غم سفرم گریه می کنم

باید چه کرد بین گلو آه و ناله را

زخم عمیق پهلو و بازوی لاله را

خیلی زدند خواهر من را، سه ساله را

یاد رقیه با پسرم گریه می کنم

وقتی عقیله وارد بزم شراب شد

وقتی که خواهرم به کنیزی خطاب شد

روی سرم تمام زمانه خراب شد

بر خاک ریخته به سرم گریه می کنم

یادم نمی رود پدرم را پیاده بود

هر طور بود روی دو پا ایستاده بود

بر نیزه ی غریبی خود تکیه داده بود

بر حال غربت پدرم گریه می کنم

عمامه اش به خاک لگد مال مانده بود

خیلی غریب در ته گودال مانده بود

با کام تشنه، زخمی و بی حال مانده بود

از اوج روضه با خبرم، گریه می کنم

بالم زمان پا شدنم تیر می کشد

از داغ زهر کل تنم تیر می کشد

حالا که تشنه ام... بدنم تیر می کشد...

... یاد عموی تشنه ترم گریه می کنم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


من از دیارِ غم و روزگار بارانم

من از اهالی اشک و تبار بارانم

کسی نمانده برایم غریب می‌میرم

کسی نمانده بگویم چقدر دلگیرم

کسی نمانده بسوزم که عقده وا گردد

کسی نمانده زِ قلبم غمی جدا گردد

قسم به سرخی چشمم  به گرمیِ آهم

نرفته از نظرم خاطراتِ جانکاهم

چگونه با که بگویم غروب غمگین است

غمی که مانده به دوشم چقدر سنگین است

من اشک بی کسی خیمه‌گاه را دیدم

میان خیمه ولی قتلگاه را دیدم

که ذوالجناح پُر از خون ولی سواری نیست

به جای جایِ تو غیر زخم کاری نیست

حرامیان همه بر گِرد پیکرش بودند

تمام نیزه به‌دوشان پِیِ‌سرش بودند

به یک طرف به جگر شعله خواهرش می‌زد

به یک طرف به سر و سینه مادرش می‌زد

چگونه با که بگویم غروب را دیدم

به روی نیزه سری از بدن جدا دیدم

صدای هلهله‌ها تا به گوش ما آمد

صدای حرمله از پشت خیمه ها آمد

به پشت خیمه نوک نیزه ای زمین می‌خورد

کسی به خنده سرِ کوچکی به نِی می‌برد

حرامیان نه فقط گاهواره می‌بُردند

لباس را زِ تَنی پاره‌ پاره می‌بُردند

به رویِ دوش همه تازیانه می‌آمد

زِ گوشهای همه گوشواره می‌بُردند

درونِ خیمه زمین‌گیر بودم اما سوخت

تمامِ بستر من با خیام یکجا سوخت

زِ داغ تاول آتش صدای ما می‌سوخت

میان شعله سر و دست و پای ما می‌سوخت

چگونه با که بگویم حکایتِ سر را

حکایت عطش و خیزران و پیکر را

زمان غارت ما بود و خنده‌ی دشمن

که دید چشم غریبم دو چشم خواهر را

نمی‌رود زِ خیالم دَمی که می‌دیدم

به سمت نیزه ی بابا نگاهِ دختر را

دوید کودکی و یک نفر به دنبالش

گرفت پنجه به زلف و کشید معجر را



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


گفتند کی؟ ناله کردی، الشام الشام الشام

افروخت در خاطراتت، تحقیر و دشنام، الشام

شد ننگ، شد عقده نامش، شرمنده دیوار و بامش

در ذهن هفت آسمان ماند، این نامِ ناکام، الشام

دست دغل بست دستت، شاید ببیند شکستت

تیغی که در راه، اَلتَف، سنگی که بر بام، الشام

شهری که هر کوچه دردی، شهری که هر گوشه داغی

شهری که اهلش شکستند، دل‌های ایتام، الشام

در سینه‌ات درد ای مرد، دستان تو سرد ای مرد

آتش شد اما نگاهت، آرام آرام، الشام ...

... الشام شهر شکسته، الشام با دست بسته

با چوب‌ها پله پله، لرزید هر گام، الشام

گفتی "انا ابن المِنا" وای، گفتی "انا ابن الصفا" وای

هر جمله تیری سه پر بر، کفری بد اندام، الشام

هرچند از خون وضویت، هرچند سر روبرویت

رسوا شد اسلام کافر، یا کفر اسلام، الشام

هرچند زخمی که خوردی، تا غسل و تابوت بردی

هرگز ز یادت نبرده‌ست، تکرار ایام، الشام

نام آور آسمانی، برجاست از تو نشانی

بعد از تو بسیار دیده است، سرباز گمنام، الشام

می‌آید آن صبح آن صبح، می‌آید آن مرد آن مرد

گرد مزار شهامت، می‌بندد احرام، الشام

الشام الشام ناله، الشام بغضی سه ساله

گفتند نی، ناله کردی، الشام الشام الشام



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


آن شب که آسمان خدا بی ستاره بود

مردی، حضور فاجعه را در نظاره بود

در سوک خیمه های عطش، زار می گریست

مشکی که در کنار تنی پاره پاره بود

سهم کبوتران حرم از حرامیان

بال شکسته، زخم فزون از شماره بود

زخمی که تا همیشه به نای «رباب» ماند

از شور لای لایی یک گاهواره بود

چیزی که برد قافله با خود ز کربلا

چشم به خون نشسته، دلی پرشراره بود

می دوخت چشم حسرت خود را به قتلگاه

انگشتری که همسفر گوشواره بود

راهی که کوچه کوچه به بن بست می رسید

در طول این مسیر فقط راه چاره بود!



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مدح و شهادت


سر خاک کف پای تو یا حضرت سجاد

جان، مست تولّای تو یا حضرت سجاد

دل غرق تجلّای تو یا حضرت سجاد

دست من و اعطای تو یا حضرت سجاد

پرواز دهد ذکر تو تا عرش دعا را

جنت، شنود از نفست بوی خدا را

تو وجه خدا، دست خدا، چشم خدایی

تو روح  دعا، بال دعا، قلب دعایی

تو کعبه و تو زمزم و تو سعی و صفایی

تو مشعر و خیف و عرفاتی و منایی

تا دور تو ای کعبه مقصود نگردند

حجاج، طواف حرم الله نکردند

ای آب بقا، قطره ای از آب وضویت

وی خضر نبی، نخله سبزی، لب جویت

گلبوسه ی جان دو جهان بر گل رویت

ارباب دعا چشم گشودند به سویت

خورشید دو گیتی مه هر انجمنی تو

آئینه زهرا و حسین و حسنی تو

مهر تو همه خیل رسل راست وظیفه

گفتار تو در لوح الهی است لطیفه

بر لعل لبت، بوسه ی آیات شریفه

مصحف، بود از فاطمه و از تو، صحیفه

اول علی از سلسله ی خیرالانامی

چارم ولی حق پدر هشت امامی

تو نور فروزنده ی مصباح هدایی

سر سلسله ی نسل امام شهدایی

و الله تو، پیغامبرِ خون خدایی

همسنگر سرهای ز تن گشته جدایی

هر چند که بر گردن خود، سلسله داری

جا در دل بشکسته ی هر سلسله داری

پرواز کند طایر وحی از چمن تو

شمشیر خدا خطبه ی دشمن شکن تو

افسوس که شد سنگ جواب سخن تو

زنجیر کند گریه به زخم بدن تو

بس گل، که به سر ریخت ز سنگ لب بامت

افسوس که بردند به ویرانه ی شامت

غیر تو که ای یوسف زهرای شهیده

گردیده پیام آور سرهای بریده

جای صلوات از همه دشنام شنیده

خون دلش از حلقه ی زنجیر چکیده؟

گیرم که عدو برد سوی شام خرابت

ای کاش نمی برد سوی بزم شرابت

ای طایر رحمت، ز چه رو بال و پرت سوخت

هر لحظه دل از شعله ی داغ دگرت سوخت

افسوس که در ماه محرّم، جگرت سوخت

از زهر جفا یکسره پا تا به سرت سوخت

یک کرب و بلا سوز، دلت بود به سینه

تا کرب و بلا شد ز غمت شهر مدینه

عمری به دل سوخته ات، سوز نهان بود

خون جگرت، دم به دم از دیده، روان بود

چشمت به عزای شهدا، اشک فشان بود

از کعب نی اَت، بر بدن خسته نشان بود

در غسل تو یاران ز جگر آه کشیدند

بر پیکر پاکت اثر سلسله دیدند

هر شب دل زارم شده، زوّار بقیعت

ای کاش نهم چهره به دیوار بقیعت

چون شمع بسوزم به شب تار بقیعت

خون گریه کنم، لحظه ی دیدار بقیعت

گیرم به دل شب ز دل خاک سراغت

گریم به تو و تربت بی شمع و چراغت

من «میثم» دلسوخته ی زار شمایم

خاک قدم میثم تمّار شمایم

شرمنده که با هیچ، خریدار شمایم

هر چند بدم، عبد گنهکار شمایم

نامم ز ره لطف به خاطر بسپارید

در مصحف صدّیقه ی کبری بنگارید



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


سخت است مردی باشد و خیمه نشین باشد

خاکستر این  ماجرای آتشین باشد

دردی غریبانه تر از این نیست، در بستر

افتاده و آن سو علم روی زمین باشد

دارد می افتد هر نگین بر خاک و او باید

بر روی انگشتر نگینِ آخرین باشد

قربانِ چشمانِ تری که بعد از این هرگز

با سایه و سقفی نمی خواهد عجین باشد

باید درختی سبز از پاییز بر می گشت

تا سایه ای بر داغ های سرخِ دین باشد

دیگر چگونه راست قامت می شود هر کس

در کربلا یک لحظه زین العابدین باشد



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


یک کم از اشک تو در میزان دریا کم نبود

پیش غم های تو غم های دو عالم غم نبود

سر به مُهر کربلا می بُرد در سجاده اش

آن که پیش هیچ کس غیر از خدایش خَم نبود

بعد قرآن در نزول آیه های مُحکَمات

هیچ نطقی در جهان چون خطبه ات مُحکم نبود

پِلک بر هم می زدی کرب و بلا می شد مرور

مقتلی کامل تر از چشمت در این عالم نبود

روضه ی در پرده ات این بود که٬ در طول راه

غیر تو با عمه جانت هیچ کس مَحرَم نبود

گرچه کشتت ذره ذره شمر ،با سَمِّ هُشام؛

در حقیقت قاتلت هم شمر بود و هم نبود

با حساب روضه ی گودال و ظهر و خیمه ها

علّتِ اصلی مرگت حتم دارم سَم نبود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


نشستم یه گوشه با حال خراب

شدم نی که از غم حکایت کنم

گلومو گرفته یه بغض غریب

میخوام قصه ای رو روایت کنم

 

ابوحمزه میگه که وارد شدم

توی خونه ی سیدالساجدین

دیدم آسمون چشاش ابریه

بازم خیسه سجاده روی زمین

 

تحمل نکردم به حرف اومدم

با یه حالی گفتم که جونم فدات

چهل ساله که حال و روزت اینه

چقد گریه آخه فدای چشات

 

شده زخم پلکات بمیرم برات

چقد گریه آخه گل فاطمه

شهادت که ارث تبار شماست

شهادت که ارث بنی هاشمه

 

مگه حمزه کشته نشد تو احد

مگه سجده گاهِ علی خون نشد

نیفتاد زهرا مگه پشت در

مگه مجتبی تیر بارون نشد

 

رسید اینجا تا حرف دیدم امام

هنوزم دلش انگاری کربلاست

صدا زد ابوحمزه رحمت به تو

درسته، شهادت آره ارث ماست

 

ولی میدونی تا که یادم میاد

میگم کاش عمرم به فردا نبود

شهادت آره ارث ما طایفه ست

اسارت ولی ارث ماها نبود

 

نبودی ندیدی که تو کربلا

چطور خواهرام میدویدن رو خار

فرار کردن از خیمه ها عمه هام

بیا و دیگه رو دلم دس نذار



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


آن روز پر عذاب ز یادم نمی رود

فریاد آب آب ز یادم  نمی رود

جسم حسین بی سر و عریان به روی خاک

در بین آفتاب ز یادم  نمی رود

تیر سه شعبه و گلوی طفل شیر خوار

بی تابی رباب ز یادم  نمی رود

معجر کشیدن از سر طفل سه ساله و

رخسار بی نقاب ز یادم  نمی رود

رگهای پاره پاره و فریاد "شیعتی"

از حنجر کباب ز یادم  نمی رود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


السلام ای قبله ی اهل نظر

السلام ای گریه ی شب تا سحر

السلام ای روضه های پر شرر

السلام ای عابد خونین جگر

ای که غم گشته انیس خاطرت

ای که جز مهدی (عج) نباشد زائرت

ای مزارت قبله ی اهل ولا

ای امام چارم ارض و سما

ای همیشه در دلت روضه به پا

داغها دیدی تو در کرببلا

مصلحت این بود در تب بوده ای

راوی غمهای زینب بوده ای

عمری از غم دیده ی تر داشتی

ارث غربت را ز مادر داشتی

بر دلت داغ برادر داشتی

روضه های شمر و خنجر داشتی

روز عاشورا ز یاد تو نرفت

بوسه بر رگها ز یاد تو نرفت

گر که دیدی پاره پاره پیرهن

این همه شمشیر و نیزه ، یک بدن

در دل گودال جسمی بی کفن

سر به رو نی به روی خاک تن

بر لب تو الامان از شام بود

خون دلها از غم دشنام بود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


هر لحظه در سکوت غمت داد می زند

بغضی که از فراق تو فریاد می زند

اینکه تو نیستی و به ما طعنه می زنند

بر آتش نبودن تو باد می زند

وقتی که صید دائمی چشم توست، دل

کی دست رد به سینه صیاد می زند

قلبم اگر که با تو نباشد نمی تپد

نبضم دمی که از تو کنم یاد می زند

دیریست خنده نیست به رخسار پر غمت

چشم تو حرف از دل ناشاد می زند

امشب نگاه ابری تو با زبان اشک

دم از عزای حضرت سجاد می زند

سی سال آزگار به هر جا نشسته است

حرف از غمی که بر دلش افتاد می زند

با یاد شام و بزم شراب اشک ریزد و

با یاد جسم غرق به خون داد می زند



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


اگر که دنیا دارم اگر که دین دارم

کمند لطف تو را چونکه در کمین دارم

برای خواستنت گرچه غرق تردیدم

ولی به اینکه تو می خواهی ام یقین دارم

قدم گذار به چشمم که رستگار شوم

فقط به حرمت خاکی که بر جبین دارم

تو در مقابلم آغوش باز داری و من

فقط مقابل تو روی شرمگین دارم

عزاگرفته ی عالم! چقدر خوشحالم

که چشمی اشک فشان و دلی غمین دارم

شبیه امشب تو روی دوش، شال عزا

و بین سینه غم زین العابدین دارم

بیا و کام مرا با نگات شیرین کن

که در میان دلم شور اربعین دارم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


اشکی که می ریزم برایت فرق دارد

صاحب عزای من عزایت فرق دارد

نام غریب تو برایم گریه دار است

مرثیه خوانی در هوایت فرق دارد

تابی نداری تا که بی تابی نمایی

نی در نوای نینوایت فرق دارد

حالی که داری با تمام مردم شهر

جان دوعالم به فدایت...فرق دارد

آقای من گریه ست " قوت غالب" تو

با دیگران آب و غذایت فرق دارد

با شاهدان دیگر غوغای گودال

هر بار شرح ماجرایت فرق دارد

ای کوه صبر از زخم "قتل صبر" گفتی

حال و هوای روضه هایت فرق دارد

زخمی که تیر حرمله بر قلبتان زد

با داغ دیگر بی نهایت فرق دارد

داغ سه ساله گوشه ی دنج خرابه

این گریه های "های هایَت"  فرق دارد

مولای سجاده نماز اشک خواندی

پس با همیشه ربنایت فرق دارد

در هر شب جمعه پریشان حال بودی

حتما به یاد روضه ی گودال بودی



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب-بحر طویل


منم قاهر، منم والی، منم غالب

منم لحظه به لحظه درد را طالب

حسین بن علی را اولین نائب

علی بن حسین بن علی بن ابیطالب

منم دریای بی ساحل

منم پیغمبری که کربلا بر او شده نازل

نه یک بخشش،تمام بخش هایش کاملاً کامل

تمام کربلا با سوره های قاسم و عون و علیِ اکبر و آیات کوتاه علیِ اصغر و آیات مکی ابوفاضل

منم آنکه سنان و ازرق و خولی و شمر و حرمله

با هم مرا گشتند هی قاتل

همین که چشم وا کردم خودم دیدم علیِ اکبر ارباب پیش چشم بابایم قدم میزد

قدم میزد، دل بابا و نظم شانه های محکم عباس و سقف آسمان را با قدم هایش به هم میزد

برای قدِّ بابایم خمیدن را رقم میزد

همین که چشم بستم در میان دشت غوغا شد

همین که چشم وا کردم بمیرم قاتلش از پیکرش پا شد

نفهمیدم چه شد از حال رفتم

تا صدایی آمد از دشمن چرا ساکت نشستید آی

فرزند رشیدش در میان خاک صحرا ارباً اربا شد

دوباره چشم وا کردم

هراسان نجمه را دیدم که بالای سرِ نعشی کشیده

گوییا داغ امام مجتبی دیده

که قاسم هست اگر چونان جگر گوشه برایش

مثل آن روزی که می آمد جگرهای حسن در طشت

و حالا پیکر قاسم میان دشت روی خاک پاشیده

دوباره چشم بستم

ناگهان تسبیح خاک کربلا افتاد از دستم

صدای داغ هل من ناصر در گوش من پیچید

پدر بر روی دستش برد اصغر را

دل خانم رباب آشوب شد ترسید

گمانم قاتلش را که کمان برداشت بین آن جماعت دید

نمیگویم چه شد

اما پدر خون علیِ اصغرش را در هوا پاشید

نمیگویم چه شد

اما پدر در موقع برگشت میلرزید

نمیگویم چه شد

اما پدر گم کرد دست و پای خود را و عبایش را به سرعت دور او پیچید

همین که رفت پشت خیمه من هم رفتم از حال و

همین که حال من آمد سر جایش خودم دیدم که دارد می رود با چکمه هایش شمر آنجا توی گودال و

دوباره رفتم از هوش و صدای شیحه ی اسبی که خون میریخت از زین و تن و سم و سر و یال و دهانش

باعث این شد بفهمم که پدر هم بی گمان رفته

و با علم امامت

خود ببینم که پس از شمر لعین در گودی گودال با نیزه سنان رفته

و از بس لطمه دیده

سر به نوک نیزه با زحمت که نه با یک تکان رفته

و زینب بعد از آن

که نیزه و شمشیرها را پس زده سمت حرم لطمه زنان رفته

منم من حضرت سجاد راوی هزاران روضه ی مکشوف

آنجا که خودم دیدم سر بابا ز روی نیزه اش افتاد

منم اصلا خود روضه

که هی مجلس به مجلس می رود از کربلا تا شام

منم آن مجلسی

که سوخت زیر آتشی که ریختند از بام

منم آن مجلسی

که آخرش از اول لبریز اشکش می شود پیدا

منم آن مجلسی که

کنج خرابه آه وقتی روضه خوانی میکند طفل سه ساله با سر بابا

منم آن مجلسی که روضه اش پایان نمی گیرد

در این مجلس رقیه تشنه است اما چرا باران نمی گیرد

منم آن مجلسی که دعوتی هایم برای خواندن روضه، سر بر روی نی مانده ست

منم آن مجلسی که عمه جانم هم به روی منبر زانوی من

هی روضه ی گوش خودش را تا سحر خوانده ست

منم بی تاب و دلخسته

منم غمگین منم والی منم غالب

علی بن حسین بن علی بن ابیطالب



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب


سجادی و از سجده کن ها برتری تو

از هرکه مشتاق عبادت سرتری تو

اسلام بی حجت نمی ماند که تشنه است

از هرچه عباس است آب آور تری تو

داغ علی های پدر خونین دلت کرد

ای اربن اربا دل ! علی اکبر تری تو

در کربلا شمشیر بود و شام طعنه

در ازدحام سنگ بی سنگر تری تو

روزی علی بودی و خیبر را گرفتی

امروز منبر را مگر حیدر تری تو؟

آن خطبه قرآن یا تو بر منبر پیمبر؟!

اقراء به نام سر که پیغمبر تری تو

ابری است بعد از کربلا چشم تو ، هر روز

با روضه های سیلی و معجر ، تری تو



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مصائب


باقیست نهضت پس بنا این شد

بیمار ظهر کربلا باشی

میخواهی از اینجا به بعدش را

سجاده  ای رو به خدا باشی

 

با قاضی الحاجات لبهایت

جبریل هم دارد تمنایت

یکبار هم با او به خلوتها

مشغول ذکر ربنا باشی

 

ای سید اهل بکا لبیک

لبریز جام هل اتی لبیک

پیداست از این جذبه ها باید

از نسل شاه لافتی باشی

 

حزن تو اصلا حزن یک دم نیست

سهم چهل سال اشک پس کم نیست

جز مقتل سرخی مجسم نیست

وقتی به فکر بوریا باشی

 

از کوفه تا شام بلا رفتن

همگام با سرنیزه ها رفتن

حق میدهم با حرمله سخت است

منزل به منزل پا به پا باشی

 

با ناله کنعانی بساز از نو

پس بیت الاحزانی بساز از نو

اصلا چنین داغ عظیمی را

باید خودت صاحب عزا باشی



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مدح


وارد میکده شد میکده را مست گرفت

نیستها را به نگاه خودش از هست گرفت

بیخود از کرببلا رهگذر شام نشد

حکمتی داشت که شمشیر دعا دست گرفت

من به بیراهه رسیدم ، سحری دستم را

با ابوحمزه ی خود آخر بن بست گرفت

وصله خوردم به کتاب گنه آلوده ای و

نامه ام را شبی از آن همه پیوست گرفت

دم افتادن من بود ولی دستم را

دید این گمشده در آخر راه است ، گرفت



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مدح


می نوشم امشب واژه ها را از سبویت

پر میشود جام عطش از آبرویت

سجاده ات پهن است در محراب ، حالا

تر میشود ابیات از آب وضویت

مهر نمازت از کدامین خاک پاک است؟

اینگونه چرخیدست عالم رو به سویت؟

تکبیر میگوید غزل (الله اکبر(

بوی خوش سیب است اینک از گلویت . . .

قد قامتت کرده قیامت عالمی را

در سجده رب العالمین در گفتگویت

تبدار دار هستم در ورقهای صحیفه

مانند وقتی که تو دیدی روبرویت

مردی کمر خم کرد از داغ برادر

چشم انتظاری ماند آنجا که عمویت ...



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب


آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت

آخری نیست بر این گریه ی بی پایانت

آب می بینی و طفل و گل و سقا و جوان

بیشتر می شود انگار غم پنهانت

زهر هرچند که یک روز به دادت آمد

تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت

غیر زینب چه کسی درد تو را می داند

که چه آورده خرابه به دل ویرانت

سخت سوراند دلت را غم آن جسم کبود

خواهرت بود که جان داد روی دامانت

زخمی بزم شراب است دلت بیخود نیست

که چهل سال نکرد اشک دوا درمانت

خیزران تا که به دستان کسی می بینی

درد می گیرد ناگاه لب و دندانت



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مصائب


سی سال گریه کرده ام آن ظهر داغ را

چشمم سرود وسعت آن اتفاق را

تنهایی ام صحیفه صحیفه ورق زده ست

یعقوب وار قصه ی اشک و فراق را

هر شب عبور قافله ای باز می کند

در من مسیر تازه ی شام و عراق را

بگذار تا ز خاک سجودم برآورم

هفتاد و دو صنوبر آن کوچه باغ را

بگذار لب به لب شوم از جام تشنگی

در من بریز باده ی لبریز داغ را

در آب و خاک... آتش من گر گرفته است

طوفان! به حال خود بگذار این اجاق را

حج مرا ببین و فرزدق شو و بخوان

شاعر! بخوان و گریه کن آن اتفاق را



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مناجات


بیاور با خودت نور خدا را

تجلی‌های مصباح‌الهدی را

به‌پا کن کربلایی در دل ما

تو که تا شام بردی کربلا را



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب


اگرچه شمع از آتش به روی سر دارد

منم همان که زِ غم شعله بر جگر دارد

پس از تو نوبتِ سی سال گریه یِ من بود

پس از تو در همه احوال گریه یِ من بود

شبیه گریه یِ طفلان خیزران خورده

شبیه گریه یِ پیرِ زنِ جوان مُرده

تمام شهر از این گریه ها خبر دارد

که گریه بر جگرِ سنگ هم اثر دارد

پس از تو گوشه یِ سجاده ام پُر از اشک است

پس از تو قامتِ اُفتاده ام پُر از اشک است

پس از تو صحبت بازار می کنم هر روز

شکایت از غم انظار می کنم هر روز

**

نسیم گِردِ سر اطهر تو می چرخید

چقدر بر سَرِ نیزه سَرِ تو می چرخید

میان شعله من و ساربان تَهِ گودال

برای بُردنِ انگشترِ تو می چرخید

به زیر ناقه به زنجیر پایِ من را بست

کسی که دور و بَرِ خواهرِ تو می چرخید

پس از اصابتِ هر سنگ گونه ات  می ریخت

به رویِ نیزه کمی حنجر تو می چرخید

نرفته از نظرم کوچه کوچه دنبالِ

عزیزِ کوچک خود همسر تو می چرخید

نرفته از نظرم مجلس شراب و رباب

به نیزه اش سَرِ آب آورِ تو می چرخید

دو دست من به غُل و جامعه به گردن بود

که چشمشان به سویِ دختر تو می چرخید

شبی به کُنجِ تنور و شبی به رویِ طَبَق

چقدر دستِ غریبه سَرِ تو می چرخید

**

تمامِ شهر از این گریه ها خبر دارد

که گریه بر جگر سنگ هم اثر دارد



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب


چون باد در مجاورت شمعی چون شمع در محاصره بادی

با احتساب کرببلا ای کوه پنجاه و هشت سال نیافتادی

لبخند گشته است فراموشت با چشم های روشن و خاموشت

نزدیک به دو سوم عمرت را در چهره ات ندیده است کسی شادی

زینب که کوه صبر مجسم بود یک سال و نیم ماند و دوام آورد

اما تو در حدود چهل سال است مثل سکوت عامل فریادی

تعریف کرده ای تو به جای چشم یک جفت ابر حامل باران را

شاگرد چشم های تو زینب بود بر گریه بر حسین تو استادی

هر شب ادامه داد غم خود را با اشک های خویش به نحوی که

او را به یاد شام می اندازد هر گیسوی رها شده در بادی

دورم ز خاک پای تو با این حال حس می کنم که بعد هزاران سال

در گوشه بقیع به آرامی در سجده است حضرت سجادی



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب


آندم که غصه های اسیری شروع شد

بهر جوانِ قافله پیری شروع شد

من یادگار "نحن اُسرای"نهضتم

من وارث "مقطع الاعضای" نهضتم

من دیده ام "مقطع الاعضا" چگونه بود

تشریح می کنم تن بابا چگونه بود

دست عزیز فاطمه از مُچ شکسته بود

بر روی سینه اش سگ کوفی نشسته بود

من دیده ام که کشته شده از قفا حسین

از تیر کوفه دیده هزاران جفا حسین

جسمی که نیزه ها همه بارانی اش کنند

رزّازی اَش کنند و ستورانی اَش کنند

عمری است حرف من شده"شیب الخضیب" و بس

آئینه ام ، نظر سوی"خدُّ التریب" و بس

وقتی ز غصه قافله در سوز و آه بود

راه عبور از وسط قتلگاه بود

پائیزِ این جهان به همان لحظه دیده شد

فریاد وامحمدِ زینب شنیده شد

از آن زمان به بعد زمستانِ عالم است

"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"

یادم نمی رود که غرورم شکسته شد

دست مخدّرات به زنجیر بسته شد

بعد از حسین نوبتِ تهدید من رسید

عمه به داد من پی تأیید من رسید

چادر نماز عمه و عمّامه ام که سوخت

یک خیره سر به زیور اطفال دیده دوخت

آن شب که جیغ و داد زنان را شنیده ام

فریاد دختران جوان را شنیده ام

از بسکه پنجه پنجه به معجر کشیده شد

از غصه قامت من و عمه خمیده شد

من بارها برای خودم روضه خوانده ام

گاهی برای عمۀ خود نوحه خوانده ام

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است

با زاین چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است"

با یک سخن کنم همۀ روضه را تمام

زندان،خرابه،کوفه،حرم،قتلگاه،شام

یک کاروان مقابل چشمم همه اسیر

دشمن به بی حیایی و بی غیرتی دلیر

از غارت و شکنجه و سیلی و کعب نی

تا سنگِ شام و کوفه به یک رأس روی نی

از طعنه های هیزی و فریاد اهل بیت

تا تهمت کنیزی و امداد اهل بیت

اینها که تازه گوشه ای از غربت من است

تا انتهای غربت من محنت من است

اسرار من نهفته همه در صحیفه شد

یعنی تمام زندگی ام در تقیّه شد

گرچه مدینه غصۀ دیرینۀ من است

اسرار کربلا همه در سینه من است

آرام و بی صدا همه شب تا سحر عجیب

گرییدم و به ناله شدم : یا اباالغریب

دلجوی خویشتن به زبانِ خودم شدم

بی کس ترین امام زمانِ خودم شدم

روزی زِ رَه امام زمان می رسد و ما

در انتظار آمدنش کارمان دعا



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب


ناله یِ واعطشا بر جگرش می افتاد

آب میدید به یادِ قمرش می افتاد

بی سبب نیست که از جمله یِ "بَکّائون" است

اشک از گوشه یِ چشمانِ ترش می افتاد

شیرخواره بغل تازه عروسی میدید

یادِ لالایِ رباب و پسرش می افتاد

با دلی خون شده میگفت که الشام الشام

تا به بازار مدینه گذرش می افتاد

جلوی پای سکینه دم دروازه ی شهر

از رویِ نیزه علمدار سرش می افتاد

میشکست آینه یِ صبر و غرورش را زجر

تا به جانِ اُسرا با کمرش می افتاد

روضه ی گم شدن و دفنِ رقیه میخواند

تا به صحرا و خرابه نظرش می افتاد

گوسفندی جلویش ذبح که میشد، یادِ

خنجر ِکُند و گلویِ پدرش می افتاد

وای از آن لحظه که از لایِ حصیری کهنه

قطعه هایِ پدرش دور و برش می افتاد



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1394/08/16

امام سجاد(ع)-شهادت


تو یادگار حسینی که کربلا دیدی

شبیه عمّه ی مظلومه ات بلا دیدی

"سری به نیزه بلند است"را شما دیدی

و غارت حرم و خیمه گاه را دیدی

دو چشم گریه ی تو تا همیشه آباد است

در این سکوت تو صدها هزار فریاد است

برای گریه ات آقا اشاره کافی بود

همین که چشم تو بینَد سه ساله کافی بود

گلوی نازک یک شیرخواره کافی بود

به آب دادن ذبحی نظاره کافی بود

تو را به غصّه چهل سال مبتلا دیدند

به لحظهْ لحظهْ گریز تو کربلا دیدند

 اگرچه عصر دهم قسمت تو غم گردید

که سایه ی پدرت از سر تو کم گردید

نصیب تو فقط آه و غم و الم گردید

ز بار غصه ی یاران قَدِ تو خم گردید

اگرچه تبْ نگهت را ز درد، تیره نمود

خدا برای امامت تو را ذخیره نمود

دلتْ ز داغِ اسارت غمِ فراوان داشت

دو پلک چشم ترِ تو همیشه باران داشت

همیشه خاطرِ تو یادی از شهیدان داشت

به سینه روضهء مکشوف چون هزاران داشت

سه شعبه دیدی و تیر و گلوی اصغر را

تو تیغ دیدی و خنجر به روی حنجر را

به نوک نی سرِ خورشید ماه قافله بود

نگاهبان سر شیرخواره حرمله بود

به دست و پای تو دراین مسیر سلسله بود

غمی که کُشته تو را شام بود و هلهله بود

شهادت ارث شما بود و اعتبار شما

به ظلمْ سوی اسارت کشید کار شما

چه رفت بر دل غمدیده ات به دفن پدر

درون قبر زدی ناله ای ز سوز جگر

سری نمانده کنی رو به سوی قبله دگر

رواست خون بشود جاری از غمت ز بصر

به دفن شاه شهیدان کفن نبود آنروز

به زیر آن همه نیزه بدن نبود آنروز



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء