حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


پیرمرد بلا کشیده منم

پسرِ شاه سربریده منم

روضه خوانی که هرچه می گوید

با دوچشم کبود دیده منم

آنکه از ناقه دید بانوئی

پایِ یک بوسه شد خمیده منم

آن امامی که با تنی تب دار

عقبِ ناقه ها دویده منم

آنکه وقت فرار از خیمه

نالۀ دختران شنیده منم

آنکه در بین بوریا دلِ شب

پیکر یک امام چیده منم

آنکه درگوشۀ خرابۀ شام

دفن کرده گلی شهیده منم

همۀ روضه ها کنار ولی

آنکه بازار شام دیده منم

روضه را باز میکنم امشب

سخن آغاز میکنم امشب

 

روضه در یک کلام وای از شام

دردِ بی التیام وای از شام

کاش مادر مرا نمی زائید

ناله های مدام وای از شام

ناسزاهای بد به ما گفتند

همه جایِ سلام وای از شام

آن دیاریِ که کرده بازی با

آبروی امام وای از شام

قافله تا غروب گیر افتاد

کوچه ها ناتمام وای از شام

دخترِ فاطمه اذیت شد

از نگاهِ حرام وای از شام

گذر از کوچه هایِ تنگِ یهود

آتشِ رویِ بام وای از شام

جایِ حیدر زگیسویِ دختر

می گرفت انتقام وای از شام

در میان چهار هزار رقاص

گریه در ازدحام وای از شام

سر و تشت و پیاله های شراب

چوبِ بی احترام وای از شام

لعنتی در کنارِ سر میریخت

میِ باقیِ جام وای از شام

سرخ موئی اشاره کرد و یزید

گفت : گفتی کدام؟؟وای از شام

من چهل سال گریه میکردم

با همین یک کلام وای از شام



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت -بحر طویل


تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه در پرده ست

تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه در خیمه به خود پیچیده تب کرده ست

خودِ روضه به هر سو چشم می دوزد

خودش تب می کند در خویش و می سوزد

تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه مستور است

تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه از چشم همه دور است

 

برای فهم این روضه همین روضه که در یک گوشه ی یک خیمه افتاده ست

برای فهم این روضه که نامش گاه زین العابدین و گاه سجاد است

 

برای فهم این مضمون آیینی

تو باید از حسین بن علی رخصت بخواهی و دو زانو پای شرح کامل این روضه بنشینی

 

شب چارم

شب بعد از شب طفلی که شد توی بیابان گم

شب قبل از شب پنجم شب طفل امام مجتبی در گودی گودال

وقتی شد زبانم لال

شب چارم امام چارم ما روضه می خواند

رباب و نجمه و زینب دو زانو می زنند او با خودش تا روضه می خواند

که این آقا شده کامل ترین مقتل

میان گودی گودال و روی تل

به نوعی مستند تر از لهوف و مقتل الشمس و صحاب رحمت و کبریت احمر هم

که این مقتل هزاران صفحه دارد در وداع آخر ارباب و اکبر هم

که این مقتل هزاران زاویه دارد به سمت روضه ی باز گلوی خشک اصغر هم

تمام دیدنی هارا هم از نزدیک هم با درک کامل دیده این آقا

به جای اصغر شش ماهه هم ترسیده این آقا

و همراه پدر خون علی را در هوا پاشیده این آقا

 

کسی که روضه را می بیند از نزدیک خود هم می شود یک قسمت از روضه

کسی که روضه را می بیند از نزدیک

نه دل را نخواهد کند دیگر راحت از روضه

نشسته با خودش یادش می آید ناگهان یک قسمت از روضه

 

بهم می ریزد و خود می شود چون مجلس روضه

به این ترتیب زین العابدین می ساخت از هر حادثه روضه

 

اگر رد می شد  از زلفش نسیمی یاد گیسوی پدر بر روی نی می کرد و تب می کرد

و با موی پدر روز خودش را عین شب می کرد

 

وداع هرکسی را با پدر می دید این آقا بهم می ریخت

سر یک صحنه ی این گونه او درجا بهم می ریخت

 

به یاد لحظه ی آخر که از خیمه پدر می رفت می افتاد

به یاد لحظه ای که سر از اوج پیکر باباش سر می رفت می افتاد

به یاد لحظه ای که دست زینب بر کمر می رفت می افتاد

به یاد آن شبی که ساربان با خنجرش از گودی گودال در می رفت می افتاد

 

تمام روضه ها را دیده بود و شرح هر یک را پس از کرب و بلا می دید

نسیمی بر گلی می خورد، او بر دست بابا اصغر خود را که می زد دست و‌پا می دید

کسی در کوچه می افتاد او در کوچه هم گودال را می دید

صدای پای چندین اسب می آمد تن بابای خود را زیر سم اسب ها می دید

 

به مقتل ها اضافه می کنم من مقتل السَّجاد

کسی که با تمام لشکر ارباب هفتاددو دفعه رو خاک‌کربلا افتاد

 

که هم کرببلا هم کوفه و هم شام دیده زجر

کسی که هم خودش دیده ست هم از خواهرش هر شب شنیده زجر

 

کسی که هم شهید و هم اسیر و هم شده جان باز

یقینا روضه ها هرسال از او می شود آغاز

 

که گفته سم شهیدش کرد

جز ارباب و غم عباس و عون و قاسم و جون وعلیِ اکبر و اصغر

غم بازار شام و کوفه و کوچه همه باهم شهیدش کرد



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


بخاطر تو چهل سال محتضر بودم

به یاد تشنگی ات یک جهان شرر بودم

میامدم سرسفره غذا نمیخوردم

چون از گرسنگی ات خوب باخبر بودم

شبیه عمه تنم رج به رج ز شلاق است

شبیه عمه برای همه سپر بودم

برای تو ولیِ دم شدم ولی ای وای

میان قافله با شمر همسفر بودم

شتر که رم بکند میپرد به هر سمتی

به روی ناقه ی رم کرده در خطر بودم

عمامه ام همه اش سوخت بعد سرهم سوخت

ز بام آتشی آمد که بی خبر بودم

غم قضیه ناموسی است در دل من

امان ز لحظه تلخی که در گذر بودم

به خواهرم زن رقاصه ای جسارت کرد

تو حق بده به من اینقدر خون جگر بودم

همان زمان که غلامی کنیزی از ما خواست

میان حلقه آهن شکسته پر بودم

ولی نشد که سرش را جدا کنم ز تنش

ولی نشد که گرفتار صدنفر بودم

سفیر روم به هم ریخت تا که من را دید

ببین چقدر پدر بین دردسر بودم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


از داغ غمش زجر کشیدید شما

هی روضه شنیدید و چکیدید شما...

پس وای به حال چشمهایم، ای وای

من دیده ام آنچه را شنیدید شما



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-مدح و شهادت


ای شیعیان ماییم انوار هدایت

ماییم خورشید سماوات ولایت

ما نور چشم کائنات و ممکناتیم

مائیم اعلی علت ایجاد خلقت

ما خاندان عصمت و آل رسولیم

جمع است در ما علم و ایمان و سیادت

مائیم معنا و مراد صبر و ایثار

مائیم شأن آیه های استقامت

ننگ است ما را زندگی در سایه ظلم

هیهات منا الذله یعنی شور عزت

گریه کنان را صبح محشر یادمان هست

ما دستمان باز است فردای قیامت

ما در مصائب خم به ابرومان نیامد

طی کرده ایم این راه را ما با صلابت

من زاده مقتول صبر کربلایم

بابای من جان داد لب تشنه لب شط

اصلا شهادت ارث ما آل رسول است

اما امان از شام و از بند اسارت

وقتی که می بینم زنان فاطمی را

یادم میاید صحنه های عصر غارت

ای کاش می مردم نمی دیدم در آن روز

با چادر کوتاه، ناموس امامت ...

نعش مسلمان بر زمین هیهات، هیهات

اما تن بابای من بر خاک غربت



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


ابر آمد و گریه کرد با باد گریست

باران شد و قطره قطره افتاد، گریست

تا کرببلا زنده بماند ، هر روز

در سوگ پدر حضرت سجّاد گریست



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


ای مقتدای اهل بکا و دعا، علی

ای بانی ارادت ما بر خدا، علی

ای گریه هات، روضه ی بی انتها، علی

ای مقتل مجسّم کرببلا، علی

 

زخمی که مانده روی پرت فرق می کند

داغی که مانده بر جگرت فرق می کند

اصلا دلیل درد سرت فرق می کند

از کربلای خون، خبرت فرق می کند

 

داغ اسارت و غم هجران چشیده ای

از کربلا به شام به چشمت چه دیده ای

بر شانه بار شام غریبان کشیده ای

پس بی دلیل نیست چنین قد - خمیده ای

 

با نیزه پای نیزه ی دلدار بردنت

بر روی ناقه با تن تب دار بردنت

با دست بسته مجلس اغیار بردنت

با دختران فاطمه بازار بردنت

 

غم با حساب گریه ی تو بی حساب شد

با روضه های آب تنت آبِ آب شد

تا ذبح دیدی و دل زارت کباب شد

هر شب گریز روضه ی آبت رباب شد 



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


چهل سال هرشب روضه گردان تو بودم

با عمه ها پاره گریبان تو بودم

چهل سال شد حرف از تنت چهل سال مردم

رفتم سر سفره ولی چیزی نخوردم

چهل سال تقدیر دل من درد و غم بود

هرچیز میدیدم گریز روضه ام بود

نعلین پا کردم بیابان یادم آمد

رفتن روی خار مغیلان یادم آمد

چشمم به زیر انداز حجره خورد تر شد

داغ حصیری بر دل من شعله ور شد

هرجور میشد روضه را مکشوفه کردم

هرکس سلامم داد یاد کوفه کردم

وقتی عبا دوشم کشیدم گفتم ای وای

تا اشک دختر بچه دیدم گفتم ای وای

در کوچه ها رد طناب آمد به چشمم

نوزاد تا دیدم رباب آمد به چشمم

رفتم.به تشییع جوانها گریه کردم

با خنده های ساربانها گریه کردم

عمامه ام افتاد و بی حد روضه خواندم

انگشتر از دستم درامد روضه خواندم

بازار رفتم بوی نانش اذیتم کرد

بازاریان بد زبانش اذیتم کرد

هرجا شلوغی بود ماتم سهم من شد

شرمندگی از خواهرانم سهم من شد

قرآن که میخوانم ز غصه نیمه جانم

یاد لب خشک تو زیر خیزرانم

حق میدهی از تشنگی قلبم کباب است

در ظرف آبم روضه ی جام شراب است



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


سر می گذارم بر سر دیوار روضه

وقتی که می افتم به یاد یار روضه

عرض ارادت می کنم بر آن مسیحی

که روی دوش خود گرفته دار روضه

مصداق کل یوم عاشوراست این مرد

او شاهدی زنده است در اشعار روضه

زخمی قدیمی از در و دیوار دارد

آزرده او را واژه ی مسمار روضه

سی سال اشک و هق هق و ذکر مصیبت

در چشم او شد زندگی سرشار روضه

بیماری کرببلایش مصلحت بود

بیمار بوده او ولی بیمار روضه

هر شب به روی سفره اش با دیدن آب

می کرد با خون جگر افطار روضه

هر جا که ذبحی را کنارش سر بریدند

افتاد یاد مقتل غمبار روضه

بابای مظلوم مرا لب تشنه کشتند

وقتی که شمر نحس شد آوار روضه

خیلی خجالت می کشم از عمه هایم

از ازدحام کوچه و بازار روضه

بی معجری ها یک طرف، از یک طرف هم

گوش رقیه، غارت گوشوار روضه



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


مانند ابر پیش یتیمان گریسته

مردی که پای غصه ی جانان گریسته

هر لحظه زندگی خودش را حسین دید

با این حساب از دل و از جان گریسته

از داغ و غصه های اسارت درون شام

با حال زار و موی پریشان گریسته

قطعا به یاد نیزه ی غربت میان دشت

او یا حسین گفته فراوان گریسته

در تشت چوب بود وحروف مقطعه

عمری برای قاری قرآن گریسته

شاید برای دختر دردانه ی حسین

وقتی که دید خار مغیلان گریسته

قطعا درون زندگی اش سود می کند

هرکس که پای عشق تو از جان گریسته

یعقوب چشم خویش برای حسین داد

کی !؟او برای یوسف کنعان گریسته



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
چهارشنبه 1397/07/11

امام سجاد(ع)-شهادت


من از این مردم بی عار بدم می‌آید

از مکافات، از آزار بدم می‌آید

ذبح را آب نداده جلویم سر نبرید

تا قیامت من از این کار بدم می‌آید

سنگ‌ها از در و دیوار به ما میخوردند

تا ابد از در و دیوار بدم می‌آید

پای من بسته نبود اسب زمینم میزد

من ز افتادن بر خار بدم می آید

محمل عمه ی ما را چقدر هل دادند

بخدا از سر بازار بدم می آید

دست من بسته که شد برده فروشی رفتیم

من از این دست گرفتار بدم می آید

مردم و زنده شدم بسکه نگاهم غم دید

عمه ی من چقدر مجلس نامحرم دید



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


من سلاحم گریه و با گریه طوفان می کنم

سنگ را حتی به وقت گریه ، گریان می کنم

مثل زهرا مادرم ، مثل رقیه خواهرم

دودمان ظلم را با اشک ویران می کنم

زندگانی مرگ تدریجی است بعد از کربلا

کنج غربت درد را با درد درمان می کنم

بی اراده ذکر لب عجل وفاتی می شود

هر زمان که یاد از شام غریبان می کنم

گاه یاد قاسم و گاهی به یاد اکبرم

هر زمان که قصد رفتن بر گلستان می کنم

حرمله داد مرا بدجور در آورده است

تا توانم لعن بر آن نامسلمان می کنم

هر کجا که حرف "کفن و دفن" آید در میان

بی اراده یادی از آن جسم عریان می کنم

تا صدای قاری قرآن به گوشم می رسد

یاد از آن مجلس و آن چوب و دندان می کنم

خواهرم آن شب جلوی چشم من دق مرگ شد

شرم از آن ماجرای کنج ویران می کنم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


ای پسرِ نورِ نبوّت سلام

ای ششمین قله‌ی عصمت سلام

صاحبِ ما ، صاحبِ ایران تویی

روحِ خدا ، جوهرِ ایمان تویی

سرو و سپیدارِ چمن کیست؟ تو

وارث و دامادِ حسن کیست؟ تو

چشمِ امیدِ همه افتاده ها

آبرویِ گلشنِ سجاده ها

گوش به حرفِ تو نشسته خدا

روحِ دعا زمزمه‌ی ربنا

سجده‌ی تو جلوه‌ی معراج توست

پینه‌ی پیشانی تو تاجِ توست

خیلِ ملائک همه شاگردِ تو

غرق طواف اند همه گردِ تو

مستِ دعای تو شده جبرئیل

تشنه‌ی لبهات شده سلسبیل

زنده به پیغام تو شد کربلا

وارث و پیغمبرِ خون خدا

خطبه ی تو زنگِ جهادِ تو شد

اشکِ تو همسنگِ جهادِ تو شد

اجرِ تو هم سنگِ در و بام شد

روزِ دهم ختم شد و شام شد

زهر چهل سال در این جام بود

سخت تر از کرب و بلا شام بود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


آزار دیدم

خود را میان معرکه بیمار دیدم

در خیمه بودم

هفت آسمان را برسرم آوار دیدم

در بین گودال

آیینۀ جسم پدر را تار دیدم

بابای خود را

دربین یک لشکر بدون یار دیدم

اینها بماند

از شام دیدم هرچه من آزار دیدم

شبهای بسیار

در بین صحرا عمه را بیدار دیدم

صد بار مردم

وقتی به پای خواهرانم خار دیدم

ای وای از شام

گهواره را در بین یک بازار دیدم

بزم شراب و...

بی حرمتی در مجلس اغیار دیدم

نامحرمان را

نزدیک محرم های خود بسیار دیدم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


منت از این خانواده هر کسی بهتر کشید

درد طعنه از زبان این و آن کمتر کشید

تا درِ این خانه باشم آبرویم میدهند

در به در شد هرکسی که دست از دلبر کشید

باده ی هر ساغری قطعا نمی سازد به من

ساقی من باده را از چشمه ی کوثر کشید

به خود من بود اگر از روضه غافل میشدم

مادرش _روحی فداها_ کار از این نوکر کشید

باز دارند از حسینیه غنیمت میبرند

هرکه آمد این سیاهی را به چشم تر کشید

فقر یعنی سینه ای خالی از عشق اهل بیت

عاشق ارباب دست از کیسه های زر کشید

جام اشک این دو ماهه دست بی بی زینب است

خوشبحال هر کسی آمد و آن را سر کشید

هم بزرگ و کوچک و هم اوسط اینها علی ست

ذکر هو باید به عشق این همه حیدر کشید

مرغ دل یک بام دارد دو هوا ، این روزها

باید از کرببلا سوی مدینه پر کشید

**

گریه کرد و آه سردی از دل مضطر کشید

آن که با انگشت زخمی لاله ای پرپر کشید

کوچه کوچه شهر پیغمبر سراسر ناله شد

تا شهید زنده ی زینب، عبا بر سر کشید

روضه یعنی بعد روز واقعه با دست خود

نیزه ها را یک به یک از پهلوی اکبر کشید

روضه یعنی که عموی خوش قد و بالاش را

 تکه تکه مثل طفل کوچکی در بر کشید

از خجالت آب شد در پیش چشمان رباب

هر زمانی که گریزش به لب اصغر کشید

روضه یعنی اینکه این آقا به چشمش دیده است

بی حیا دشداشه اش را تا زد و خنجر کشید

بعد از این در روضه اش قافیه کم می آورد

او پدر را از دل گودال خون بیرون کشید

روضه ام امشب اگر مکشوفه شد شرمنده ام

او خودش مرثیه هایم را به خاک و خون کشید

روضه یعنی دست های ناتوانش بین راه

خارها از دست و پای زخمی خواهر کشید

 روضه یعنی هرقدم در پیش چشمان ترش

دست شومی از سر آیینه ای معجر کشید

روضه یعنی روضه های ناتمام محفلش

باز هم مرثیه هایش به شبی دیگر کشید

رشته کوه درد و  غم را مثل زخم کهنه ای

روی دوش خسته اش تا لحظه ی آخر کشید

مو کنان ، مویه کنان بر سینه و سر میزنیم

یک علیِ دیگر از این خانواده پر کشید 



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


تا اشک هست در بصرم گریه می کنم

با این توان مختصرم گریه می کنم

تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم

با خون مانده بر جگرم گریه می کنم

رنگم زمان دیدن مذبوح می پرد

یا لحظه ای که طفل گلوبند می خرد

یا مادری که کودک شش ماهه می برد

با هر چه هست دور و برم گریه می کنم

روح صحیفه پر شده از گریه کردنم

خمس عشر، بهانه شده بهر شیونم

گاهی گریز بین ابوحمزه می زنم

بین نوافل سحرم گریه می کنم

از خنده های حرمله زجری کشیده ام

من که عقیله را سر بازار دیده ام

بر دردهای عمه ی قامت خمیده ام

بر غربت بزرگ حرم گریه می کنم

ناموس خود به ناقه ی عریان که دیده است؟

آتش میان زلف پریشان که دیده است؟

افتادن قطار اسیران که دیده است؟

عمری است با غم سفرم گریه می کنم

باید چه کرد بین گلو آه و ناله را

زخم عمیق پهلو و بازوی لاله را

خیلی زدند خواهر من را، سه ساله را

یاد رقیه با پسرم گریه می کنم

وقتی عقیله وارد بزم شراب شد

وقتی که خواهرم به کنیزی خطاب شد

روی سرم تمام زمانه خراب شد

بر خاک ریخته به سرم گریه می کنم

یادم نمی رود پدرم را پیاده بود

هر طور بود روی دو پا ایستاده بود

بر نیزه ی غریبی خود تکیه داده بود

بر حال غربت پدرم گریه می کنم

عمامه اش به خاک لگد مال مانده بود

خیلی غریب در ته گودال مانده بود

با کام تشنه، زخمی و بی حال مانده بود

از اوج روضه با خبرم، گریه می کنم

بالم زمان پا شدنم تیر می کشد

از داغ زهر کل تنم تیر می کشد

حالا که تشنه ام... بدنم تیر می کشد...

... یاد عموی تشنه ترم گریه می کنم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


من از دیارِ غم و روزگار بارانم

من از اهالی اشک و تبار بارانم

کسی نمانده برایم غریب می‌میرم

کسی نمانده بگویم چقدر دلگیرم

کسی نمانده بسوزم که عقده وا گردد

کسی نمانده زِ قلبم غمی جدا گردد

قسم به سرخی چشمم  به گرمیِ آهم

نرفته از نظرم خاطراتِ جانکاهم

چگونه با که بگویم غروب غمگین است

غمی که مانده به دوشم چقدر سنگین است

من اشک بی کسی خیمه‌گاه را دیدم

میان خیمه ولی قتلگاه را دیدم

که ذوالجناح پُر از خون ولی سواری نیست

به جای جایِ تو غیر زخم کاری نیست

حرامیان همه بر گِرد پیکرش بودند

تمام نیزه به‌دوشان پِیِ‌سرش بودند

به یک طرف به جگر شعله خواهرش می‌زد

به یک طرف به سر و سینه مادرش می‌زد

چگونه با که بگویم غروب را دیدم

به روی نیزه سری از بدن جدا دیدم

صدای هلهله‌ها تا به گوش ما آمد

صدای حرمله از پشت خیمه ها آمد

به پشت خیمه نوک نیزه ای زمین می‌خورد

کسی به خنده سرِ کوچکی به نِی می‌برد

حرامیان نه فقط گاهواره می‌بُردند

لباس را زِ تَنی پاره‌ پاره می‌بُردند

به رویِ دوش همه تازیانه می‌آمد

زِ گوشهای همه گوشواره می‌بُردند

درونِ خیمه زمین‌گیر بودم اما سوخت

تمامِ بستر من با خیام یکجا سوخت

زِ داغ تاول آتش صدای ما می‌سوخت

میان شعله سر و دست و پای ما می‌سوخت

چگونه با که بگویم حکایتِ سر را

حکایت عطش و خیزران و پیکر را

زمان غارت ما بود و خنده‌ی دشمن

که دید چشم غریبم دو چشم خواهر را

نمی‌رود زِ خیالم دَمی که می‌دیدم

به سمت نیزه ی بابا نگاهِ دختر را

دوید کودکی و یک نفر به دنبالش

گرفت پنجه به زلف و کشید معجر را



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


گفتند کی؟ ناله کردی، الشام الشام الشام

افروخت در خاطراتت، تحقیر و دشنام، الشام

شد ننگ، شد عقده نامش، شرمنده دیوار و بامش

در ذهن هفت آسمان ماند، این نامِ ناکام، الشام

دست دغل بست دستت، شاید ببیند شکستت

تیغی که در راه، اَلتَف، سنگی که بر بام، الشام

شهری که هر کوچه دردی، شهری که هر گوشه داغی

شهری که اهلش شکستند، دل‌های ایتام، الشام

در سینه‌ات درد ای مرد، دستان تو سرد ای مرد

آتش شد اما نگاهت، آرام آرام، الشام ...

... الشام شهر شکسته، الشام با دست بسته

با چوب‌ها پله پله، لرزید هر گام، الشام

گفتی "انا ابن المِنا" وای، گفتی "انا ابن الصفا" وای

هر جمله تیری سه پر بر، کفری بد اندام، الشام

هرچند از خون وضویت، هرچند سر روبرویت

رسوا شد اسلام کافر، یا کفر اسلام، الشام

هرچند زخمی که خوردی، تا غسل و تابوت بردی

هرگز ز یادت نبرده‌ست، تکرار ایام، الشام

نام آور آسمانی، برجاست از تو نشانی

بعد از تو بسیار دیده است، سرباز گمنام، الشام

می‌آید آن صبح آن صبح، می‌آید آن مرد آن مرد

گرد مزار شهامت، می‌بندد احرام، الشام

الشام الشام ناله، الشام بغضی سه ساله

گفتند نی، ناله کردی، الشام الشام الشام



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


آن شب که آسمان خدا بی ستاره بود

مردی، حضور فاجعه را در نظاره بود

در سوک خیمه های عطش، زار می گریست

مشکی که در کنار تنی پاره پاره بود

سهم کبوتران حرم از حرامیان

بال شکسته، زخم فزون از شماره بود

زخمی که تا همیشه به نای «رباب» ماند

از شور لای لایی یک گاهواره بود

چیزی که برد قافله با خود ز کربلا

چشم به خون نشسته، دلی پرشراره بود

می دوخت چشم حسرت خود را به قتلگاه

انگشتری که همسفر گوشواره بود

راهی که کوچه کوچه به بن بست می رسید

در طول این مسیر فقط راه چاره بود!



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-مدح و شهادت


سر خاک کف پای تو یا حضرت سجاد

جان، مست تولّای تو یا حضرت سجاد

دل غرق تجلّای تو یا حضرت سجاد

دست من و اعطای تو یا حضرت سجاد

پرواز دهد ذکر تو تا عرش دعا را

جنت، شنود از نفست بوی خدا را

تو وجه خدا، دست خدا، چشم خدایی

تو روح  دعا، بال دعا، قلب دعایی

تو کعبه و تو زمزم و تو سعی و صفایی

تو مشعر و خیف و عرفاتی و منایی

تا دور تو ای کعبه مقصود نگردند

حجاج، طواف حرم الله نکردند

ای آب بقا، قطره ای از آب وضویت

وی خضر نبی، نخله سبزی، لب جویت

گلبوسه ی جان دو جهان بر گل رویت

ارباب دعا چشم گشودند به سویت

خورشید دو گیتی مه هر انجمنی تو

آئینه زهرا و حسین و حسنی تو

مهر تو همه خیل رسل راست وظیفه

گفتار تو در لوح الهی است لطیفه

بر لعل لبت، بوسه ی آیات شریفه

مصحف، بود از فاطمه و از تو، صحیفه

اول علی از سلسله ی خیرالانامی

چارم ولی حق پدر هشت امامی

تو نور فروزنده ی مصباح هدایی

سر سلسله ی نسل امام شهدایی

و الله تو، پیغامبرِ خون خدایی

همسنگر سرهای ز تن گشته جدایی

هر چند که بر گردن خود، سلسله داری

جا در دل بشکسته ی هر سلسله داری

پرواز کند طایر وحی از چمن تو

شمشیر خدا خطبه ی دشمن شکن تو

افسوس که شد سنگ جواب سخن تو

زنجیر کند گریه به زخم بدن تو

بس گل، که به سر ریخت ز سنگ لب بامت

افسوس که بردند به ویرانه ی شامت

غیر تو که ای یوسف زهرای شهیده

گردیده پیام آور سرهای بریده

جای صلوات از همه دشنام شنیده

خون دلش از حلقه ی زنجیر چکیده؟

گیرم که عدو برد سوی شام خرابت

ای کاش نمی برد سوی بزم شرابت

ای طایر رحمت، ز چه رو بال و پرت سوخت

هر لحظه دل از شعله ی داغ دگرت سوخت

افسوس که در ماه محرّم، جگرت سوخت

از زهر جفا یکسره پا تا به سرت سوخت

یک کرب و بلا سوز، دلت بود به سینه

تا کرب و بلا شد ز غمت شهر مدینه

عمری به دل سوخته ات، سوز نهان بود

خون جگرت، دم به دم از دیده، روان بود

چشمت به عزای شهدا، اشک فشان بود

از کعب نی اَت، بر بدن خسته نشان بود

در غسل تو یاران ز جگر آه کشیدند

بر پیکر پاکت اثر سلسله دیدند

هر شب دل زارم شده، زوّار بقیعت

ای کاش نهم چهره به دیوار بقیعت

چون شمع بسوزم به شب تار بقیعت

خون گریه کنم، لحظه ی دیدار بقیعت

گیرم به دل شب ز دل خاک سراغت

گریم به تو و تربت بی شمع و چراغت

من «میثم» دلسوخته ی زار شمایم

خاک قدم میثم تمّار شمایم

شرمنده که با هیچ، خریدار شمایم

هر چند بدم، عبد گنهکار شمایم

نامم ز ره لطف به خاطر بسپارید

در مصحف صدّیقه ی کبری بنگارید



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


سخت است مردی باشد و خیمه نشین باشد

خاکستر این  ماجرای آتشین باشد

دردی غریبانه تر از این نیست، در بستر

افتاده و آن سو علم روی زمین باشد

دارد می افتد هر نگین بر خاک و او باید

بر روی انگشتر نگینِ آخرین باشد

قربانِ چشمانِ تری که بعد از این هرگز

با سایه و سقفی نمی خواهد عجین باشد

باید درختی سبز از پاییز بر می گشت

تا سایه ای بر داغ های سرخِ دین باشد

دیگر چگونه راست قامت می شود هر کس

در کربلا یک لحظه زین العابدین باشد



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


یک کم از اشک تو در میزان دریا کم نبود

پیش غم های تو غم های دو عالم غم نبود

سر به مُهر کربلا می بُرد در سجاده اش

آن که پیش هیچ کس غیر از خدایش خَم نبود

بعد قرآن در نزول آیه های مُحکَمات

هیچ نطقی در جهان چون خطبه ات مُحکم نبود

پِلک بر هم می زدی کرب و بلا می شد مرور

مقتلی کامل تر از چشمت در این عالم نبود

روضه ی در پرده ات این بود که٬ در طول راه

غیر تو با عمه جانت هیچ کس مَحرَم نبود

گرچه کشتت ذره ذره شمر ،با سَمِّ هُشام؛

در حقیقت قاتلت هم شمر بود و هم نبود

با حساب روضه ی گودال و ظهر و خیمه ها

علّتِ اصلی مرگت حتم دارم سَم نبود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


نشستم یه گوشه با حال خراب

شدم نی که از غم حکایت کنم

گلومو گرفته یه بغض غریب

میخوام قصه ای رو روایت کنم

 

ابوحمزه میگه که وارد شدم

توی خونه ی سیدالساجدین

دیدم آسمون چشاش ابریه

بازم خیسه سجاده روی زمین

 

تحمل نکردم به حرف اومدم

با یه حالی گفتم که جونم فدات

چهل ساله که حال و روزت اینه

چقد گریه آخه فدای چشات

 

شده زخم پلکات بمیرم برات

چقد گریه آخه گل فاطمه

شهادت که ارث تبار شماست

شهادت که ارث بنی هاشمه

 

مگه حمزه کشته نشد تو احد

مگه سجده گاهِ علی خون نشد

نیفتاد زهرا مگه پشت در

مگه مجتبی تیر بارون نشد

 

رسید اینجا تا حرف دیدم امام

هنوزم دلش انگاری کربلاست

صدا زد ابوحمزه رحمت به تو

درسته، شهادت آره ارث ماست

 

ولی میدونی تا که یادم میاد

میگم کاش عمرم به فردا نبود

شهادت آره ارث ما طایفه ست

اسارت ولی ارث ماها نبود

 

نبودی ندیدی که تو کربلا

چطور خواهرام میدویدن رو خار

فرار کردن از خیمه ها عمه هام

بیا و دیگه رو دلم دس نذار



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
شنبه 1396/07/22

امام سجاد(ع)-شهادت


آن روز پر عذاب ز یادم نمی رود

فریاد آب آب ز یادم  نمی رود

جسم حسین بی سر و عریان به روی خاک

در بین آفتاب ز یادم  نمی رود

تیر سه شعبه و گلوی طفل شیر خوار

بی تابی رباب ز یادم  نمی رود

معجر کشیدن از سر طفل سه ساله و

رخسار بی نقاب ز یادم  نمی رود

رگهای پاره پاره و فریاد "شیعتی"

از حنجر کباب ز یادم  نمی رود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


السلام ای قبله ی اهل نظر

السلام ای گریه ی شب تا سحر

السلام ای روضه های پر شرر

السلام ای عابد خونین جگر

ای که غم گشته انیس خاطرت

ای که جز مهدی (عج) نباشد زائرت

ای مزارت قبله ی اهل ولا

ای امام چارم ارض و سما

ای همیشه در دلت روضه به پا

داغها دیدی تو در کرببلا

مصلحت این بود در تب بوده ای

راوی غمهای زینب بوده ای

عمری از غم دیده ی تر داشتی

ارث غربت را ز مادر داشتی

بر دلت داغ برادر داشتی

روضه های شمر و خنجر داشتی

روز عاشورا ز یاد تو نرفت

بوسه بر رگها ز یاد تو نرفت

گر که دیدی پاره پاره پیرهن

این همه شمشیر و نیزه ، یک بدن

در دل گودال جسمی بی کفن

سر به رو نی به روی خاک تن

بر لب تو الامان از شام بود

خون دلها از غم دشنام بود



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


هر لحظه در سکوت غمت داد می زند

بغضی که از فراق تو فریاد می زند

اینکه تو نیستی و به ما طعنه می زنند

بر آتش نبودن تو باد می زند

وقتی که صید دائمی چشم توست، دل

کی دست رد به سینه صیاد می زند

قلبم اگر که با تو نباشد نمی تپد

نبضم دمی که از تو کنم یاد می زند

دیریست خنده نیست به رخسار پر غمت

چشم تو حرف از دل ناشاد می زند

امشب نگاه ابری تو با زبان اشک

دم از عزای حضرت سجاد می زند

سی سال آزگار به هر جا نشسته است

حرف از غمی که بر دلش افتاد می زند

با یاد شام و بزم شراب اشک ریزد و

با یاد جسم غرق به خون داد می زند



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


اگر که دنیا دارم اگر که دین دارم

کمند لطف تو را چونکه در کمین دارم

برای خواستنت گرچه غرق تردیدم

ولی به اینکه تو می خواهی ام یقین دارم

قدم گذار به چشمم که رستگار شوم

فقط به حرمت خاکی که بر جبین دارم

تو در مقابلم آغوش باز داری و من

فقط مقابل تو روی شرمگین دارم

عزاگرفته ی عالم! چقدر خوشحالم

که چشمی اشک فشان و دلی غمین دارم

شبیه امشب تو روی دوش، شال عزا

و بین سینه غم زین العابدین دارم

بیا و کام مرا با نگات شیرین کن

که در میان دلم شور اربعین دارم



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 

امام سجاد(ع)-شهادت


اشکی که می ریزم برایت فرق دارد

صاحب عزای من عزایت فرق دارد

نام غریب تو برایم گریه دار است

مرثیه خوانی در هوایت فرق دارد

تابی نداری تا که بی تابی نمایی

نی در نوای نینوایت فرق دارد

حالی که داری با تمام مردم شهر

جان دوعالم به فدایت...فرق دارد

آقای من گریه ست " قوت غالب" تو

با دیگران آب و غذایت فرق دارد

با شاهدان دیگر غوغای گودال

هر بار شرح ماجرایت فرق دارد

ای کوه صبر از زخم "قتل صبر" گفتی

حال و هوای روضه هایت فرق دارد

زخمی که تیر حرمله بر قلبتان زد

با داغ دیگر بی نهایت فرق دارد

داغ سه ساله گوشه ی دنج خرابه

این گریه های "های هایَت"  فرق دارد

مولای سجاده نماز اشک خواندی

پس با همیشه ربنایت فرق دارد

در هر شب جمعه پریشان حال بودی

حتما به یاد روضه ی گودال بودی



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب-بحر طویل


منم قاهر، منم والی، منم غالب

منم لحظه به لحظه درد را طالب

حسین بن علی را اولین نائب

علی بن حسین بن علی بن ابیطالب

منم دریای بی ساحل

منم پیغمبری که کربلا بر او شده نازل

نه یک بخشش،تمام بخش هایش کاملاً کامل

تمام کربلا با سوره های قاسم و عون و علیِ اکبر و آیات کوتاه علیِ اصغر و آیات مکی ابوفاضل

منم آنکه سنان و ازرق و خولی و شمر و حرمله

با هم مرا گشتند هی قاتل

همین که چشم وا کردم خودم دیدم علیِ اکبر ارباب پیش چشم بابایم قدم میزد

قدم میزد، دل بابا و نظم شانه های محکم عباس و سقف آسمان را با قدم هایش به هم میزد

برای قدِّ بابایم خمیدن را رقم میزد

همین که چشم بستم در میان دشت غوغا شد

همین که چشم وا کردم بمیرم قاتلش از پیکرش پا شد

نفهمیدم چه شد از حال رفتم

تا صدایی آمد از دشمن چرا ساکت نشستید آی

فرزند رشیدش در میان خاک صحرا ارباً اربا شد

دوباره چشم وا کردم

هراسان نجمه را دیدم که بالای سرِ نعشی کشیده

گوییا داغ امام مجتبی دیده

که قاسم هست اگر چونان جگر گوشه برایش

مثل آن روزی که می آمد جگرهای حسن در طشت

و حالا پیکر قاسم میان دشت روی خاک پاشیده

دوباره چشم بستم

ناگهان تسبیح خاک کربلا افتاد از دستم

صدای داغ هل من ناصر در گوش من پیچید

پدر بر روی دستش برد اصغر را

دل خانم رباب آشوب شد ترسید

گمانم قاتلش را که کمان برداشت بین آن جماعت دید

نمیگویم چه شد

اما پدر خون علیِ اصغرش را در هوا پاشید

نمیگویم چه شد

اما پدر در موقع برگشت میلرزید

نمیگویم چه شد

اما پدر گم کرد دست و پای خود را و عبایش را به سرعت دور او پیچید

همین که رفت پشت خیمه من هم رفتم از حال و

همین که حال من آمد سر جایش خودم دیدم که دارد می رود با چکمه هایش شمر آنجا توی گودال و

دوباره رفتم از هوش و صدای شیحه ی اسبی که خون میریخت از زین و تن و سم و سر و یال و دهانش

باعث این شد بفهمم که پدر هم بی گمان رفته

و با علم امامت

خود ببینم که پس از شمر لعین در گودی گودال با نیزه سنان رفته

و از بس لطمه دیده

سر به نوک نیزه با زحمت که نه با یک تکان رفته

و زینب بعد از آن

که نیزه و شمشیرها را پس زده سمت حرم لطمه زنان رفته

منم من حضرت سجاد راوی هزاران روضه ی مکشوف

آنجا که خودم دیدم سر بابا ز روی نیزه اش افتاد

منم اصلا خود روضه

که هی مجلس به مجلس می رود از کربلا تا شام

منم آن مجلسی

که سوخت زیر آتشی که ریختند از بام

منم آن مجلسی

که آخرش از اول لبریز اشکش می شود پیدا

منم آن مجلسی که

کنج خرابه آه وقتی روضه خوانی میکند طفل سه ساله با سر بابا

منم آن مجلسی که روضه اش پایان نمی گیرد

در این مجلس رقیه تشنه است اما چرا باران نمی گیرد

منم آن مجلسی که دعوتی هایم برای خواندن روضه، سر بر روی نی مانده ست

منم آن مجلسی که عمه جانم هم به روی منبر زانوی من

هی روضه ی گوش خودش را تا سحر خوانده ست

منم بی تاب و دلخسته

منم غمگین منم والی منم غالب

علی بن حسین بن علی بن ابیطالب



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 
سه شنبه 1395/08/4

امام سجاد(ع)-مصائب


سجادی و از سجده کن ها برتری تو

از هرکه مشتاق عبادت سرتری تو

اسلام بی حجت نمی ماند که تشنه است

از هرچه عباس است آب آور تری تو

داغ علی های پدر خونین دلت کرد

ای اربن اربا دل ! علی اکبر تری تو

در کربلا شمشیر بود و شام طعنه

در ازدحام سنگ بی سنگر تری تو

روزی علی بودی و خیبر را گرفتی

امروز منبر را مگر حیدر تری تو؟

آن خطبه قرآن یا تو بر منبر پیمبر؟!

اقراء به نام سر که پیغمبر تری تو

ابری است بعد از کربلا چشم تو ، هر روز

با روضه های سیلی و معجر ، تری تو



موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 5 )    1   2   3   4   5   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء