کاروان اهل بیت(علیهم السلام) در شام-امام سجاد(ع)مصائب


در جای جای عالم پیچیده ذکر الشام

ماه است ماه ماتم هرجا کنید اعلام

 

ماه صفر  سفر را از خویش واگذارید

طالع پُر است از غم نحس است بسکه ایام

 

ماه بلای طاهاست این ابتلای زهراست

بشکسته حرمت دین بسته است دست ایتام

 

دلهای خسته بنگر سرها شکسته بنگر

مهمان نوازی شام  سنگ است وقت  اکرام

 

حرمت شکن یهود است این قوم از جهود است

باغ جنان کبود است ای دل مگیر آرام

 

زخم زبان چه سخت است شامی چه تیره بخت است

آل علی کجا و هر ناسزا و دشنام

 

چشم حرامزاده سوی حرم فتاده

شد آستینِ پاره اینک حجاب آلام

 

این چشم های گریان این سینه های بریان

ای ناقه های عریان هستند آل اسلام

 

گاهی به کنج زندان گاهی به بزم عدوان

مأوای آل عترت ویرانه شد سرانجام

 

این مجلس شراب است ؟ این آل بوتراب است؟

چشم خدا پر آب است ای دشمنان بد نام

 

بازارتان شلوغ است گفتارتان دروغ است

شاهد به مدّعایم  باران سنگ از بام

 

من زادۀ منایم فرزند کربلایم

گرچه به کوفه و شام باشم امام گمنام

 




موضوع: كاروان اسرا در شام،  شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/8 | 02:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و مصائب


چشمان تو تفسیری از قرآن

سر تا به پا حبلُ ٱلمتین بودی

از سجده هایت نور می بارید

الحق که زین ٱلعابدین بودی

 

جنس سکوتت بود از شمشیر

شد دشمنت یکریز جان بر لب

بودی شهید زنده در خیمه

می سوختی از داغِ دل در تب

 

لحن تو شد کوبنده و کرّار

شد خطبه ات مردانه سرتاسر

انگار یکبار دگر کَنده-

«در» را علی(ع) از قلعهٔ خیبر

 

سرشار از شور و ‌پُر از احساس

تکلیف حق یکباره شد روشن

از خاندانت گفتی و تب کرد

بعد از «أنا بنُ» گفتنت دشمن

 

آمد مؤذن! پس اذانش را

با کینه و با بغضِ بی حد گفت

از جدّ خود گفتی و بلوا شد

تا «أشهدُ أنّ محمد(ص)» گفت

 

تأثیر حرفت گریه در پی داشت

رنگ یزیدی زاده ها شد زرد

روشنگری کردی به امّیدِ

بیدار-باش ِ عدّه ای نامرد

 

غرق شجاعت بودی و از تو

تا به ابد تاریخ شد حیران

کرب و بلا شد مات و مبهوتت

تا شام شد با غیرتت ویران

 

کنج صحیفه گریه ها کردی

تا که نشان دادی به انسان، راه

افلاک شد تسبیح دستانت

سجّاده ات خورشید، مُهرت ماه

 

یاد عطش بودی! چنین آمد

جان تو بر لب عاقبت آقا

داغت چه سنگین بود! پس سی سال-

شد اشک، قوتِ غالبت آقا

 

عمّه تمامِ فکر و ذکرت بود

صد بار دیدی از نفس افتاد

بین تمام داغ های شام

داغِ سرِ بازار دقّ ات داد

 

بستند کلّ شهر را آذین

کِل میکشیدند و پر از لبخند

هجده سرِ بر نیزه وارد شد

آنها به هم تبریک میگفتند!




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/2 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


من، آن گلم که خفته به خون باغبان من

نه گل، نه غنچه مانده، به باغ خزان من

مرغ بهشت وحی‌ام و از جور روزگار

ویرانه‌های شام شده آشیان من

هفتاد داغ دارم و در سوز آفتاب

هجده سر بریده شده سایبان من

زنهای شام خنده به ناموس من زدند

این بود احترام من و خاندان من

زنجیرها به زخم تن من گریستند

دشمن نکرد رحم به اشک روان من

افتاد روى خاک به سنگ یهودیان

از روى نی سر پدر مهربان من

شام بلا و طشت طلا و سر حسین

گردید قاتل پدرم، میزبان من

من سیل اشک ریختم و او شراب ریخت

با آن که بود آیهء کوثر به شأن من

من سخت ناله می‌زدم، او چوب خیزران

من تن به مرگ دادم و او سوخت جان من...




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/2 | 01:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


انیس هر نفسم آه انتظار تو نیست

بمیرد این دل غافل كه بیقرار تو نیست

خزان بی تو به خود بسكه عادتم داده

نگاه منفعلم در پی بهار تو نیست

به پای دار تو تمارها دخیل شدند

سر كسی چو من امیدوار دار تو نیست

تو می توانی از این مس طلا درست كنی

مگو نمی شود آقا مگو كه كار تو نیست

رواست كور شود دیدگان همچو منی

چرا كه شاهد الطاف آشكار تو نیست

روایت است كه یار تو می شویم به اشك

بدا به من كه همین قدر نیز یار تو نیست

بدا به حال كسی كه به هیات آمده و

گمان كند كه در این روضه ها كنار تو نیست

برای كرب و بلا، اربعین، شب جمعه

بدا به حال كسی كه امیدوار تو نیست

به غیر دیده ی سجاد هیچ چشم دگر

شبیه دیده ی پر ابر و اشكبار تو نیست




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/2 | 12:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


نگفته ام غم دل را نگفته بسیار است..

غمی که میکُشدم عاقبت غم یار است

به یاد خواب رقیه به یاد حمله زجر..

زمان خواب،دو چشمم همیشه بیدار است

تورو خدا جلویم گوسفند سر نبرید

دلم ز دیدن این صحنه سخت بیزار است

صدای‌ گریه نوزاد میکشد مارا!

خداکند که بخوابد!رباب تبدار است

نمیروم سر بازار دردسر دارد

عذاب هرشب من ازدحام بازار است..

حصیر پهن نکردم به خانه ام اصلا

حصیر روضه ی مکشوفه ی من زار است

هنوز بعد چهل سال درد پا دادم

هنوز بر کف پایم نشانی خار است

هنوزجای غل وسلسله ب گردنم است

هنوز چشم من از مشت بی هوا تاراست

آهای مردم "اَذَلَّ عزیزنا"یعنی

محله ای بروی که هجوم اشرار است

مقابلم به زن و بچه ام اهانت شد

امان ز غربت مردی که بدگرفتار است




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 07:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


از عنایاتِ خدا دریایِ احسان می شود

آنکه مانند علی،آقایِ دوران می شود

نامِ زیبایش علی فخریّه ی سجّاده ها

از مناجاتش خدا در دل نمایان می‌شود

آنقدر آقاست این چارم ولّیِ شیعیان

در اسارت هم مددجویِ فقیران می شود

هر گدایی که زند چنگِ توسّل دامنش

بی برو برگرد یک روزی سلیمان می شود

کافرِ مُلحد نشیند گر به پایِ صحبتش

با دمِ عیسایی اش در دم مسلمان می شود

چه مقام و مدحتی بالاتر از این گفته ها

این علی نائب به سالارِ شهیدان می شود

در کنارِ عمّه اش زینب به شاماتِ بلا

می زند بر کاخِ ظلم و مثلِ طوفان می شود

صحبت از آب و‌عطش در محضرش هرگز نکن

چونکه چشمانِ قشنگش مثلِ باران می شود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


در خیمه ماند و داغ دید و قسمتش تب شد

بعد از پدر پشت و پناهِ عمّه زینب(س) شد

آتش کشیدند و به غارت رفت هر چه بود

بسکه هجوم آورده؛ خیمه نامرتّب شد

روز دهم با رأسِ بر نیزه به پایان یافت

قدّش خمید و روزگارش بعد از آن شب شد

در پیش چشمش یک نفر رفت و طناب آورد

حرف از اسارت آمد و صبرش لبالب شد

با دست بسته خیره شد بر ناقه! اشکش ریخت

در محضرش زانو زد و مَرکب مؤدّب شد

میدید عمّه در شلوغیِ سرِ بازار

با چادرش رو میگرفت و بد معذّب شد

هم داغ، هم بارِ امامت روی دوشش داشت

با خطبۂ جانانه اش ناجیِ مذهب شد

سی سال گریه کرد هر جا آب را می دید

تا که به «سیدّالبُکا» آقا ملقّب شد!




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


من یادگار دستهای بسته هستم

من شاهد زنجیر های خسته هستم

 

وقتی که دست عمه ام را بسته دیدم

حتی صبوری را ز دستش خسته دیدم

 

آنچه که ما دیدیم چشم غم ندیده

حتی اسیر ترک و رومی هم ندیده

 

من دیده ام صبر و قرار زخمها را

من دیده ام شلّاق تند اخمها را

 

من اشکهای سرخ بابا را چکیدم

من مشکهای خشکِ سقّا را چشیدم

 

من دیده ام روز شکار کودکان را

من داده ام حکم فرار بانوان را

 

روزیکه رو و آبرو و اَبرویم سوخت

عمامه ام آتش گرفت و گیسویم سوخت

 

وقتی حریم حرمت ما را شکستند

درّندگان بر سینۀ قرآن نشستند

 

من دستهای بی عَلم طیّار دیدم

دامان آتش را گهی سیّار دیدم

 

من شرم روی ماه را در ابر دیدم

نعش امام خویش را بی قبر دیدم

 

گلزار طف پیش نگاهم لاله گون بود

معراج دارالحرب چون دریای خون بود

 

وقتی عبور از قتلگاه نور کردم

با کوه غم صبر از سرِ دستور کردم

 

من سروهای نور را اِستاده دیدم

تن های بی سر بر زمین افتاده دیدم

 

در خیمه بر قلب پریشان تاب دادم

با اشک بر لبهای عطشان آب دادم

 

من عرش اعظم را ز غم دلریش دیدم

من ذبح اعظم را به چشم خویش دیدم

 

سجاده های زهد را دیدم در آتش

منظومه های عشق را دیدم پر از خَش

 

از شام عاشورا همان شام غریبان

دیدم یتیمان را همه سر در گریبان

 

از کربلا تا کوفه تا شام و مدینه

تا آخرِ عمرم ندیدم غیر کینه

 

دشمن مرا یک عمر گریان دید و خندید

بر داغهای سخت نالان دید و خندید

 

یک عمر بر گلهای پرپر گریه کردم

یک عمر بر رگهای حنجر گریه کردم

 

تنها نه هجده سر بروی نیزه دیدم

عمامه و معجر بر روی نیزه دیدم

 

هفتاد و دو گل پیش چشمم بود پرپر

هشتاد و چار آزاده زن در حصر لشگر

 

من دفن کردم نعش های بی کفن را

من دفن کردم رأسها دور از بدن را

 

من حجت حق بودم افتادم به زندان

بودم امام اما امام کنج ویران

 

رجاله ها را بر سر بازار دیدم

دجالها را گِرد خود صد بار دیدم

 

از داغهای کوچه و بازار و صحرا

من مرگ را از حق طلب کردم چو زهرا 




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


منی که آسمان خاک رهم بود

تمام هستیم زیر و زبر شد

تمام مردها رفتند اما

نصیب من فقط خون جگر شد

 

اگر چه نیمه جان بودم پدر جان

ولی خیلی بجانت راه رفتم

برایم باورش سخت است اما

کنار قاتلانت راه رفتم

 

میان نیزه داران حرامی

کجا آخر مجال خواب میشد

بروی ناقه ی رم کرده بودم

تکان میخورد و پایم آب میشد

 

نمک نشناس های شهر کوفه

به اشک چشم عمه خنده کردند

به ما خرما و نان خیرات دادند

مرا پیش سرت شرمنده کردند

 

میان حلقه دستم جا نمیشه

نمیدانم چرا بازش نکردند

گل اتش سرم افتاد بابا

ولی عمامه را بازش نکردند

 

همه بر بام خانه جمع بودند

امان از اتش و از دود در شام

در آن اوضاع سهل ساعدی دید

تمام چکمه ام خون بود در شام

 

میان مجلس یک عده عیاش

توان خویش را از دست دادیم

همه بر صندلی هاشان نشستند

ولی ما چند ساعت ایستادیم

 

نمیخواهم بدانی اصلا از کاخ

نمیخواهم بدانی اوج غم را

که من بر هیچکس حتی تو بابا

نگفتم روضه ناموسیم را




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 01:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


چهل سال است در تب گریه کردم

چهل سال است هر شب گریه کردم

چهل سال است من بیدار ماندم

صحیفه را نوشتم روضه خواندم

چهل سال است غرق اشک و آهم

شبانه روز یاد قتلگاهم

چهل سال است خواب شمر دیدم

به دستش خنجری دیدم پریدم

چهل سال است گفتم دادِ بیداد

همیشه ظرف آب از دستم افتاد

چهل سال است تا مذبوح دیدم

نشستم بر زمین، ضجه کشیدم

چهل سال است دشت کربلایم

به یاد روز دفن و بوریایم

چهل سال است فکر اصغرم من

عزادار ذبیحی پرپرم من

چهل سال است مانند ربابم

به کام تشنه، زیر آفتابم

چهل سال است می گویم خدایا

عطا کن خیر، سهلِ ساعدی را

چهل سال است یاد شهر شامم

کنار عمه ها در ازدحامم

چهل سال است بر زخمم نمک خورد

بمیرم عمه ام زینب کتک خورد

چهل سال است می گویم رقیه

زنم بر دست می گویم رقیه

چهل سال است در بزم شرابم

به یاد خیزران خانه خرابم

چهل سال است می سوزد وجودم

به روی ناقه با غل بسته بودم

چهل سال است داد از سنگ دارم

به روی خود نشان از چنگ دارم

نگو این زهر امانم را بریده

چهل سال است عمرم سر رسیده




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 06:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


با گریه تمام روز تو شب شده بود

از هرم بلا تنت پر از تب شده بود

با دیدن "بوریا" به خود می گفتی

ای کاش تنش کمی مرتب شده بود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 06:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


در کوفه دلت شکست از درد و بلا

در شام شکست حرمتت واویلا

آنقدر بلا به جانت آمد... گفتی:

"ای کاش که مادرم نمی زاد مرا"




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 06:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


پیرمرد بلا کشیده منم

پسرِ شاه سربریده منم

روضه خوانی که هرچه می گوید

با دوچشم کبود دیده منم

آنکه از ناقه دید بانوئی

پایِ یک بوسه شد خمیده منم

آن امامی که با تنی تب دار

عقبِ ناقه ها دویده منم

آنکه وقت فرار از خیمه

نالۀ دختران شنیده منم

آنکه در بین بوریا دلِ شب

پیکر یک امام چیده منم

آنکه درگوشۀ خرابۀ شام

دفن کرده گلی شهیده منم

همۀ روضه ها کنار ولی

آنکه بازار شام دیده منم

روضه را باز میکنم امشب

سخن آغاز میکنم امشب

 

روضه در یک کلام وای از شام

دردِ بی التیام وای از شام

کاش مادر مرا نمی زائید

ناله های مدام وای از شام

ناسزاهای بد به ما گفتند

همه جایِ سلام وای از شام

آن دیاریِ که کرده بازی با

آبروی امام وای از شام

قافله تا غروب گیر افتاد

کوچه ها ناتمام وای از شام

دخترِ فاطمه اذیت شد

از نگاهِ حرام وای از شام

گذر از کوچه هایِ تنگِ یهود

آتشِ رویِ بام وای از شام

جایِ حیدر زگیسویِ دختر

می گرفت انتقام وای از شام

در میان چهار هزار رقاص

گریه در ازدحام وای از شام

سر و تشت و پیاله های شراب

چوبِ بی احترام وای از شام

لعنتی در کنارِ سر میریخت

میِ باقیِ جام وای از شام

سرخ موئی اشاره کرد و یزید

گفت : گفتی کدام؟؟وای از شام

من چهل سال گریه میکردم

با همین یک کلام وای از شام




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت -بحر طویل


تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه در پرده ست

تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه در خیمه به خود پیچیده تب کرده ست

خودِ روضه به هر سو چشم می دوزد

خودش تب می کند در خویش و می سوزد

تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه مستور است

تجسم نیمی از روضه ست وقتی روضه از چشم همه دور است

 

برای فهم این روضه همین روضه که در یک گوشه ی یک خیمه افتاده ست

برای فهم این روضه که نامش گاه زین العابدین و گاه سجاد است

 

برای فهم این مضمون آیینی

تو باید از حسین بن علی رخصت بخواهی و دو زانو پای شرح کامل این روضه بنشینی

 

شب چارم

شب بعد از شب طفلی که شد توی بیابان گم

شب قبل از شب پنجم شب طفل امام مجتبی در گودی گودال

وقتی شد زبانم لال

شب چارم امام چارم ما روضه می خواند

رباب و نجمه و زینب دو زانو می زنند او با خودش تا روضه می خواند

که این آقا شده کامل ترین مقتل

میان گودی گودال و روی تل

به نوعی مستند تر از لهوف و مقتل الشمس و صحاب رحمت و کبریت احمر هم

که این مقتل هزاران صفحه دارد در وداع آخر ارباب و اکبر هم

که این مقتل هزاران زاویه دارد به سمت روضه ی باز گلوی خشک اصغر هم

تمام دیدنی هارا هم از نزدیک هم با درک کامل دیده این آقا

به جای اصغر شش ماهه هم ترسیده این آقا

و همراه پدر خون علی را در هوا پاشیده این آقا

 

کسی که روضه را می بیند از نزدیک خود هم می شود یک قسمت از روضه

کسی که روضه را می بیند از نزدیک

نه دل را نخواهد کند دیگر راحت از روضه

نشسته با خودش یادش می آید ناگهان یک قسمت از روضه

 

بهم می ریزد و خود می شود چون مجلس روضه

به این ترتیب زین العابدین می ساخت از هر حادثه روضه

 

اگر رد می شد  از زلفش نسیمی یاد گیسوی پدر بر روی نی می کرد و تب می کرد

و با موی پدر روز خودش را عین شب می کرد

 

وداع هرکسی را با پدر می دید این آقا بهم می ریخت

سر یک صحنه ی این گونه او درجا بهم می ریخت

 

به یاد لحظه ی آخر که از خیمه پدر می رفت می افتاد

به یاد لحظه ای که سر از اوج پیکر باباش سر می رفت می افتاد

به یاد لحظه ای که دست زینب بر کمر می رفت می افتاد

به یاد آن شبی که ساربان با خنجرش از گودی گودال در می رفت می افتاد

 

تمام روضه ها را دیده بود و شرح هر یک را پس از کرب و بلا می دید

نسیمی بر گلی می خورد، او بر دست بابا اصغر خود را که می زد دست و‌پا می دید

کسی در کوچه می افتاد او در کوچه هم گودال را می دید

صدای پای چندین اسب می آمد تن بابای خود را زیر سم اسب ها می دید

 

به مقتل ها اضافه می کنم من مقتل السَّجاد

کسی که با تمام لشکر ارباب هفتاددو دفعه رو خاک‌کربلا افتاد

 

که هم کرببلا هم کوفه و هم شام دیده زجر

کسی که هم خودش دیده ست هم از خواهرش هر شب شنیده زجر

 

کسی که هم شهید و هم اسیر و هم شده جان باز

یقینا روضه ها هرسال از او می شود آغاز

 

که گفته سم شهیدش کرد

جز ارباب و غم عباس و عون و قاسم و جون وعلیِ اکبر و اصغر

غم بازار شام و کوفه و کوچه همه باهم شهیدش کرد




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


بخاطر تو چهل سال محتضر بودم

به یاد تشنگی ات یک جهان شرر بودم

میامدم سرسفره غذا نمیخوردم

چون از گرسنگی ات خوب باخبر بودم

شبیه عمه تنم رج به رج ز شلاق است

شبیه عمه برای همه سپر بودم

برای تو ولیِ دم شدم ولی ای وای

میان قافله با شمر همسفر بودم

شتر که رم بکند میپرد به هر سمتی

به روی ناقه ی رم کرده در خطر بودم

عمامه ام همه اش سوخت بعد سرهم سوخت

ز بام آتشی آمد که بی خبر بودم

غم قضیه ناموسی است در دل من

امان ز لحظه تلخی که در گذر بودم

به خواهرم زن رقاصه ای جسارت کرد

تو حق بده به من اینقدر خون جگر بودم

همان زمان که غلامی کنیزی از ما خواست

میان حلقه آهن شکسته پر بودم

ولی نشد که سرش را جدا کنم ز تنش

ولی نشد که گرفتار صدنفر بودم

سفیر روم به هم ریخت تا که من را دید

ببین چقدر پدر بین دردسر بودم




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


از داغ غمش زجر کشیدید شما

هی روضه شنیدید و چکیدید شما...

پس وای به حال چشمهایم، ای وای

من دیده ام آنچه را شنیدید شما




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و شهادت


ای شیعیان ماییم انوار هدایت

ماییم خورشید سماوات ولایت

ما نور چشم کائنات و ممکناتیم

مائیم اعلی علت ایجاد خلقت

ما خاندان عصمت و آل رسولیم

جمع است در ما علم و ایمان و سیادت

مائیم معنا و مراد صبر و ایثار

مائیم شأن آیه های استقامت

ننگ است ما را زندگی در سایه ظلم

هیهات منا الذله یعنی شور عزت

گریه کنان را صبح محشر یادمان هست

ما دستمان باز است فردای قیامت

ما در مصائب خم به ابرومان نیامد

طی کرده ایم این راه را ما با صلابت

من زاده مقتول صبر کربلایم

بابای من جان داد لب تشنه لب شط

اصلا شهادت ارث ما آل رسول است

اما امان از شام و از بند اسارت

وقتی که می بینم زنان فاطمی را

یادم میاید صحنه های عصر غارت

ای کاش می مردم نمی دیدم در آن روز

با چادر کوتاه، ناموس امامت ...

نعش مسلمان بر زمین هیهات، هیهات

اما تن بابای من بر خاک غربت




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


ابر آمد و گریه کرد با باد گریست

باران شد و قطره قطره افتاد، گریست

تا کرببلا زنده بماند ، هر روز

در سوگ پدر حضرت سجّاد گریست




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


ای مقتدای اهل بکا و دعا، علی

ای بانی ارادت ما بر خدا، علی

ای گریه هات، روضه ی بی انتها، علی

ای مقتل مجسّم کرببلا، علی

 

زخمی که مانده روی پرت فرق می کند

داغی که مانده بر جگرت فرق می کند

اصلا دلیل درد سرت فرق می کند

از کربلای خون، خبرت فرق می کند

 

داغ اسارت و غم هجران چشیده ای

از کربلا به شام به چشمت چه دیده ای

بر شانه بار شام غریبان کشیده ای

پس بی دلیل نیست چنین قد - خمیده ای

 

با نیزه پای نیزه ی دلدار بردنت

بر روی ناقه با تن تب دار بردنت

با دست بسته مجلس اغیار بردنت

با دختران فاطمه بازار بردنت

 

غم با حساب گریه ی تو بی حساب شد

با روضه های آب تنت آبِ آب شد

تا ذبح دیدی و دل زارت کباب شد

هر شب گریز روضه ی آبت رباب شد 




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


چهل سال هرشب روضه گردان تو بودم

با عمه ها پاره گریبان تو بودم

چهل سال شد حرف از تنت چهل سال مردم

رفتم سر سفره ولی چیزی نخوردم

چهل سال تقدیر دل من درد و غم بود

هرچیز میدیدم گریز روضه ام بود

نعلین پا کردم بیابان یادم آمد

رفتن روی خار مغیلان یادم آمد

چشمم به زیر انداز حجره خورد تر شد

داغ حصیری بر دل من شعله ور شد

هرجور میشد روضه را مکشوفه کردم

هرکس سلامم داد یاد کوفه کردم

وقتی عبا دوشم کشیدم گفتم ای وای

تا اشک دختر بچه دیدم گفتم ای وای

در کوچه ها رد طناب آمد به چشمم

نوزاد تا دیدم رباب آمد به چشمم

رفتم.به تشییع جوانها گریه کردم

با خنده های ساربانها گریه کردم

عمامه ام افتاد و بی حد روضه خواندم

انگشتر از دستم درامد روضه خواندم

بازار رفتم بوی نانش اذیتم کرد

بازاریان بد زبانش اذیتم کرد

هرجا شلوغی بود ماتم سهم من شد

شرمندگی از خواهرانم سهم من شد

قرآن که میخوانم ز غصه نیمه جانم

یاد لب خشک تو زیر خیزرانم

حق میدهی از تشنگی قلبم کباب است

در ظرف آبم روضه ی جام شراب است




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


سر می گذارم بر سر دیوار روضه

وقتی که می افتم به یاد یار روضه

عرض ارادت می کنم بر آن مسیحی

که روی دوش خود گرفته دار روضه

مصداق کل یوم عاشوراست این مرد

او شاهدی زنده است در اشعار روضه

زخمی قدیمی از در و دیوار دارد

آزرده او را واژه ی مسمار روضه

سی سال اشک و هق هق و ذکر مصیبت

در چشم او شد زندگی سرشار روضه

بیماری کرببلایش مصلحت بود

بیمار بوده او ولی بیمار روضه

هر شب به روی سفره اش با دیدن آب

می کرد با خون جگر افطار روضه

هر جا که ذبحی را کنارش سر بریدند

افتاد یاد مقتل غمبار روضه

بابای مظلوم مرا لب تشنه کشتند

وقتی که شمر نحس شد آوار روضه

خیلی خجالت می کشم از عمه هایم

از ازدحام کوچه و بازار روضه

بی معجری ها یک طرف، از یک طرف هم

گوش رقیه، غارت گوشوار روضه




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


مانند ابر پیش یتیمان گریسته

مردی که پای غصه ی جانان گریسته

هر لحظه زندگی خودش را حسین دید

با این حساب از دل و از جان گریسته

از داغ و غصه های اسارت درون شام

با حال زار و موی پریشان گریسته

قطعا به یاد نیزه ی غربت میان دشت

او یا حسین گفته فراوان گریسته

در تشت چوب بود وحروف مقطعه

عمری برای قاری قرآن گریسته

شاید برای دختر دردانه ی حسین

وقتی که دید خار مغیلان گریسته

قطعا درون زندگی اش سود می کند

هرکس که پای عشق تو از جان گریسته

یعقوب چشم خویش برای حسین داد

کی !؟او برای یوسف کنعان گریسته




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


من از این مردم بی عار بدم می‌آید

از مکافات، از آزار بدم می‌آید

ذبح را آب نداده جلویم سر نبرید

تا قیامت من از این کار بدم می‌آید

سنگ‌ها از در و دیوار به ما میخوردند

تا ابد از در و دیوار بدم می‌آید

پای من بسته نبود اسب زمینم میزد

من ز افتادن بر خار بدم می آید

محمل عمه ی ما را چقدر هل دادند

بخدا از سر بازار بدم می آید

دست من بسته که شد برده فروشی رفتیم

من از این دست گرفتار بدم می آید

مردم و زنده شدم بسکه نگاهم غم دید

عمه ی من چقدر مجلس نامحرم دید




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/07/11 | 09:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


من سلاحم گریه و با گریه طوفان می کنم

سنگ را حتی به وقت گریه ، گریان می کنم

مثل زهرا مادرم ، مثل رقیه خواهرم

دودمان ظلم را با اشک ویران می کنم

زندگانی مرگ تدریجی است بعد از کربلا

کنج غربت درد را با درد درمان می کنم

بی اراده ذکر لب عجل وفاتی می شود

هر زمان که یاد از شام غریبان می کنم

گاه یاد قاسم و گاهی به یاد اکبرم

هر زمان که قصد رفتن بر گلستان می کنم

حرمله داد مرا بدجور در آورده است

تا توانم لعن بر آن نامسلمان می کنم

هر کجا که حرف "کفن و دفن" آید در میان

بی اراده یادی از آن جسم عریان می کنم

تا صدای قاری قرآن به گوشم می رسد

یاد از آن مجلس و آن چوب و دندان می کنم

خواهرم آن شب جلوی چشم من دق مرگ شد

شرم از آن ماجرای کنج ویران می کنم




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1396/07/23 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


ای پسرِ نورِ نبوّت سلام

ای ششمین قله‌ی عصمت سلام

صاحبِ ما ، صاحبِ ایران تویی

روحِ خدا ، جوهرِ ایمان تویی

سرو و سپیدارِ چمن کیست؟ تو

وارث و دامادِ حسن کیست؟ تو

چشمِ امیدِ همه افتاده ها

آبرویِ گلشنِ سجاده ها

گوش به حرفِ تو نشسته خدا

روحِ دعا زمزمه‌ی ربنا

سجده‌ی تو جلوه‌ی معراج توست

پینه‌ی پیشانی تو تاجِ توست

خیلِ ملائک همه شاگردِ تو

غرق طواف اند همه گردِ تو

مستِ دعای تو شده جبرئیل

تشنه‌ی لبهات شده سلسبیل

زنده به پیغام تو شد کربلا

وارث و پیغمبرِ خون خدا

خطبه ی تو زنگِ جهادِ تو شد

اشکِ تو همسنگِ جهادِ تو شد

اجرِ تو هم سنگِ در و بام شد

روزِ دهم ختم شد و شام شد

زهر چهل سال در این جام بود

سخت تر از کرب و بلا شام بود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


آزار دیدم

خود را میان معرکه بیمار دیدم

در خیمه بودم

هفت آسمان را برسرم آوار دیدم

در بین گودال

آیینۀ جسم پدر را تار دیدم

بابای خود را

دربین یک لشکر بدون یار دیدم

اینها بماند

از شام دیدم هرچه من آزار دیدم

شبهای بسیار

در بین صحرا عمه را بیدار دیدم

صد بار مردم

وقتی به پای خواهرانم خار دیدم

ای وای از شام

گهواره را در بین یک بازار دیدم

بزم شراب و...

بی حرمتی در مجلس اغیار دیدم

نامحرمان را

نزدیک محرم های خود بسیار دیدم




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


منت از این خانواده هر کسی بهتر کشید

درد طعنه از زبان این و آن کمتر کشید

تا درِ این خانه باشم آبرویم میدهند

در به در شد هرکسی که دست از دلبر کشید

باده ی هر ساغری قطعا نمی سازد به من

ساقی من باده را از چشمه ی کوثر کشید

به خود من بود اگر از روضه غافل میشدم

مادرش _روحی فداها_ کار از این نوکر کشید

باز دارند از حسینیه غنیمت میبرند

هرکه آمد این سیاهی را به چشم تر کشید

فقر یعنی سینه ای خالی از عشق اهل بیت

عاشق ارباب دست از کیسه های زر کشید

جام اشک این دو ماهه دست بی بی زینب است

خوشبحال هر کسی آمد و آن را سر کشید

هم بزرگ و کوچک و هم اوسط اینها علی ست

ذکر هو باید به عشق این همه حیدر کشید

مرغ دل یک بام دارد دو هوا ، این روزها

باید از کرببلا سوی مدینه پر کشید

**

گریه کرد و آه سردی از دل مضطر کشید

آن که با انگشت زخمی لاله ای پرپر کشید

کوچه کوچه شهر پیغمبر سراسر ناله شد

تا شهید زنده ی زینب، عبا بر سر کشید

روضه یعنی بعد روز واقعه با دست خود

نیزه ها را یک به یک از پهلوی اکبر کشید

روضه یعنی که عموی خوش قد و بالاش را

 تکه تکه مثل طفل کوچکی در بر کشید

از خجالت آب شد در پیش چشمان رباب

هر زمانی که گریزش به لب اصغر کشید

روضه یعنی اینکه این آقا به چشمش دیده است

بی حیا دشداشه اش را تا زد و خنجر کشید

بعد از این در روضه اش قافیه کم می آورد

او پدر را از دل گودال خون بیرون کشید

روضه ام امشب اگر مکشوفه شد شرمنده ام

او خودش مرثیه هایم را به خاک و خون کشید

روضه یعنی دست های ناتوانش بین راه

خارها از دست و پای زخمی خواهر کشید

 روضه یعنی هرقدم در پیش چشمان ترش

دست شومی از سر آیینه ای معجر کشید

روضه یعنی روضه های ناتمام محفلش

باز هم مرثیه هایش به شبی دیگر کشید

رشته کوه درد و  غم را مثل زخم کهنه ای

روی دوش خسته اش تا لحظه ی آخر کشید

مو کنان ، مویه کنان بر سینه و سر میزنیم

یک علیِ دیگر از این خانواده پر کشید 




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 02:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


تا اشک هست در بصرم گریه می کنم

با این توان مختصرم گریه می کنم

تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم

با خون مانده بر جگرم گریه می کنم

رنگم زمان دیدن مذبوح می پرد

یا لحظه ای که طفل گلوبند می خرد

یا مادری که کودک شش ماهه می برد

با هر چه هست دور و برم گریه می کنم

روح صحیفه پر شده از گریه کردنم

خمس عشر، بهانه شده بهر شیونم

گاهی گریز بین ابوحمزه می زنم

بین نوافل سحرم گریه می کنم

از خنده های حرمله زجری کشیده ام

من که عقیله را سر بازار دیده ام

بر دردهای عمه ی قامت خمیده ام

بر غربت بزرگ حرم گریه می کنم

ناموس خود به ناقه ی عریان که دیده است؟

آتش میان زلف پریشان که دیده است؟

افتادن قطار اسیران که دیده است؟

عمری است با غم سفرم گریه می کنم

باید چه کرد بین گلو آه و ناله را

زخم عمیق پهلو و بازوی لاله را

خیلی زدند خواهر من را، سه ساله را

یاد رقیه با پسرم گریه می کنم

وقتی عقیله وارد بزم شراب شد

وقتی که خواهرم به کنیزی خطاب شد

روی سرم تمام زمانه خراب شد

بر خاک ریخته به سرم گریه می کنم

یادم نمی رود پدرم را پیاده بود

هر طور بود روی دو پا ایستاده بود

بر نیزه ی غریبی خود تکیه داده بود

بر حال غربت پدرم گریه می کنم

عمامه اش به خاک لگد مال مانده بود

خیلی غریب در ته گودال مانده بود

با کام تشنه، زخمی و بی حال مانده بود

از اوج روضه با خبرم، گریه می کنم

بالم زمان پا شدنم تیر می کشد

از داغ زهر کل تنم تیر می کشد

حالا که تشنه ام... بدنم تیر می کشد...

... یاد عموی تشنه ترم گریه می کنم




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


من از دیارِ غم و روزگار بارانم

من از اهالی اشک و تبار بارانم

کسی نمانده برایم غریب می‌میرم

کسی نمانده بگویم چقدر دلگیرم

کسی نمانده بسوزم که عقده وا گردد

کسی نمانده زِ قلبم غمی جدا گردد

قسم به سرخی چشمم  به گرمیِ آهم

نرفته از نظرم خاطراتِ جانکاهم

چگونه با که بگویم غروب غمگین است

غمی که مانده به دوشم چقدر سنگین است

من اشک بی کسی خیمه‌گاه را دیدم

میان خیمه ولی قتلگاه را دیدم

که ذوالجناح پُر از خون ولی سواری نیست

به جای جایِ تو غیر زخم کاری نیست

حرامیان همه بر گِرد پیکرش بودند

تمام نیزه به‌دوشان پِیِ‌سرش بودند

به یک طرف به جگر شعله خواهرش می‌زد

به یک طرف به سر و سینه مادرش می‌زد

چگونه با که بگویم غروب را دیدم

به روی نیزه سری از بدن جدا دیدم

صدای هلهله‌ها تا به گوش ما آمد

صدای حرمله از پشت خیمه ها آمد

به پشت خیمه نوک نیزه ای زمین می‌خورد

کسی به خنده سرِ کوچکی به نِی می‌برد

حرامیان نه فقط گاهواره می‌بُردند

لباس را زِ تَنی پاره‌ پاره می‌بُردند

به رویِ دوش همه تازیانه می‌آمد

زِ گوشهای همه گوشواره می‌بُردند

درونِ خیمه زمین‌گیر بودم اما سوخت

تمامِ بستر من با خیام یکجا سوخت

زِ داغ تاول آتش صدای ما می‌سوخت

میان شعله سر و دست و پای ما می‌سوخت

چگونه با که بگویم حکایتِ سر را

حکایت عطش و خیزران و پیکر را

زمان غارت ما بود و خنده‌ی دشمن

که دید چشم غریبم دو چشم خواهر را

نمی‌رود زِ خیالم دَمی که می‌دیدم

به سمت نیزه ی بابا نگاهِ دختر را

دوید کودکی و یک نفر به دنبالش

گرفت پنجه به زلف و کشید معجر را




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


گفتند کی؟ ناله کردی، الشام الشام الشام

افروخت در خاطراتت، تحقیر و دشنام، الشام

شد ننگ، شد عقده نامش، شرمنده دیوار و بامش

در ذهن هفت آسمان ماند، این نامِ ناکام، الشام

دست دغل بست دستت، شاید ببیند شکستت

تیغی که در راه، اَلتَف، سنگی که بر بام، الشام

شهری که هر کوچه دردی، شهری که هر گوشه داغی

شهری که اهلش شکستند، دل‌های ایتام، الشام

در سینه‌ات درد ای مرد، دستان تو سرد ای مرد

آتش شد اما نگاهت، آرام آرام، الشام ...

... الشام شهر شکسته، الشام با دست بسته

با چوب‌ها پله پله، لرزید هر گام، الشام

گفتی "انا ابن المِنا" وای، گفتی "انا ابن الصفا" وای

هر جمله تیری سه پر بر، کفری بد اندام، الشام

هرچند از خون وضویت، هرچند سر روبرویت

رسوا شد اسلام کافر، یا کفر اسلام، الشام

هرچند زخمی که خوردی، تا غسل و تابوت بردی

هرگز ز یادت نبرده‌ست، تکرار ایام، الشام

نام آور آسمانی، برجاست از تو نشانی

بعد از تو بسیار دیده است، سرباز گمنام، الشام

می‌آید آن صبح آن صبح، می‌آید آن مرد آن مرد

گرد مزار شهامت، می‌بندد احرام، الشام

الشام الشام ناله، الشام بغضی سه ساله

گفتند نی، ناله کردی، الشام الشام الشام




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 02:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو