امام سجاد(ع)-شهادت


آن شب که آسمان خدا بی ستاره بود

مردی، حضور فاجعه را در نظاره بود

در سوک خیمه های عطش، زار می گریست

مشکی که در کنار تنی پاره پاره بود

سهم کبوتران حرم از حرامیان

بال شکسته، زخم فزون از شماره بود

زخمی که تا همیشه به نای «رباب» ماند

از شور لای لایی یک گاهواره بود

چیزی که برد قافله با خود ز کربلا

چشم به خون نشسته، دلی پرشراره بود

می دوخت چشم حسرت خود را به قتلگاه

انگشتری که همسفر گوشواره بود

راهی که کوچه کوچه به بن بست می رسید

در طول این مسیر فقط راه چاره بود!




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و شهادت


سر خاک کف پای تو یا حضرت سجاد

جان، مست تولّای تو یا حضرت سجاد

دل غرق تجلّای تو یا حضرت سجاد

دست من و اعطای تو یا حضرت سجاد

پرواز دهد ذکر تو تا عرش دعا را

جنت، شنود از نفست بوی خدا را

تو وجه خدا، دست خدا، چشم خدایی

تو روح  دعا، بال دعا، قلب دعایی

تو کعبه و تو زمزم و تو سعی و صفایی

تو مشعر و خیف و عرفاتی و منایی

تا دور تو ای کعبه مقصود نگردند

حجاج، طواف حرم الله نکردند

ای آب بقا، قطره ای از آب وضویت

وی خضر نبی، نخله سبزی، لب جویت

گلبوسه ی جان دو جهان بر گل رویت

ارباب دعا چشم گشودند به سویت

خورشید دو گیتی مه هر انجمنی تو

آئینه زهرا و حسین و حسنی تو

مهر تو همه خیل رسل راست وظیفه

گفتار تو در لوح الهی است لطیفه

بر لعل لبت، بوسه ی آیات شریفه

مصحف، بود از فاطمه و از تو، صحیفه

اول علی از سلسله ی خیرالانامی

چارم ولی حق پدر هشت امامی

تو نور فروزنده ی مصباح هدایی

سر سلسله ی نسل امام شهدایی

و الله تو، پیغامبرِ خون خدایی

همسنگر سرهای ز تن گشته جدایی

هر چند که بر گردن خود، سلسله داری

جا در دل بشکسته ی هر سلسله داری

پرواز کند طایر وحی از چمن تو

شمشیر خدا خطبه ی دشمن شکن تو

افسوس که شد سنگ جواب سخن تو

زنجیر کند گریه به زخم بدن تو

بس گل، که به سر ریخت ز سنگ لب بامت

افسوس که بردند به ویرانه ی شامت

غیر تو که ای یوسف زهرای شهیده

گردیده پیام آور سرهای بریده

جای صلوات از همه دشنام شنیده

خون دلش از حلقه ی زنجیر چکیده؟

گیرم که عدو برد سوی شام خرابت

ای کاش نمی برد سوی بزم شرابت

ای طایر رحمت، ز چه رو بال و پرت سوخت

هر لحظه دل از شعله ی داغ دگرت سوخت

افسوس که در ماه محرّم، جگرت سوخت

از زهر جفا یکسره پا تا به سرت سوخت

یک کرب و بلا سوز، دلت بود به سینه

تا کرب و بلا شد ز غمت شهر مدینه

عمری به دل سوخته ات، سوز نهان بود

خون جگرت، دم به دم از دیده، روان بود

چشمت به عزای شهدا، اشک فشان بود

از کعب نی اَت، بر بدن خسته نشان بود

در غسل تو یاران ز جگر آه کشیدند

بر پیکر پاکت اثر سلسله دیدند

هر شب دل زارم شده، زوّار بقیعت

ای کاش نهم چهره به دیوار بقیعت

چون شمع بسوزم به شب تار بقیعت

خون گریه کنم، لحظه ی دیدار بقیعت

گیرم به دل شب ز دل خاک سراغت

گریم به تو و تربت بی شمع و چراغت

من «میثم» دلسوخته ی زار شمایم

خاک قدم میثم تمّار شمایم

شرمنده که با هیچ، خریدار شمایم

هر چند بدم، عبد گنهکار شمایم

نامم ز ره لطف به خاطر بسپارید

در مصحف صدّیقه ی کبری بنگارید




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


سخت است مردی باشد و خیمه نشین باشد

خاکستر این  ماجرای آتشین باشد

دردی غریبانه تر از این نیست، در بستر

افتاده و آن سو علم روی زمین باشد

دارد می افتد هر نگین بر خاک و او باید

بر روی انگشتر نگینِ آخرین باشد

قربانِ چشمانِ تری که بعد از این هرگز

با سایه و سقفی نمی خواهد عجین باشد

باید درختی سبز از پاییز بر می گشت

تا سایه ای بر داغ های سرخِ دین باشد

دیگر چگونه راست قامت می شود هر کس

در کربلا یک لحظه زین العابدین باشد




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


یک کم از اشک تو در میزان دریا کم نبود

پیش غم های تو غم های دو عالم غم نبود

سر به مُهر کربلا می بُرد در سجاده اش

آن که پیش هیچ کس غیر از خدایش خَم نبود

بعد قرآن در نزول آیه های مُحکَمات

هیچ نطقی در جهان چون خطبه ات مُحکم نبود

پِلک بر هم می زدی کرب و بلا می شد مرور

مقتلی کامل تر از چشمت در این عالم نبود

روضه ی در پرده ات این بود که٬ در طول راه

غیر تو با عمه جانت هیچ کس مَحرَم نبود

گرچه کشتت ذره ذره شمر ،با سَمِّ هُشام؛

در حقیقت قاتلت هم شمر بود و هم نبود

با حساب روضه ی گودال و ظهر و خیمه ها

علّتِ اصلی مرگت حتم دارم سَم نبود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


نشستم یه گوشه با حال خراب

شدم نی که از غم حکایت کنم

گلومو گرفته یه بغض غریب

میخوام قصه ای رو روایت کنم

 

ابوحمزه میگه که وارد شدم

توی خونه ی سیدالساجدین

دیدم آسمون چشاش ابریه

بازم خیسه سجاده روی زمین

 

تحمل نکردم به حرف اومدم

با یه حالی گفتم که جونم فدات

چهل ساله که حال و روزت اینه

چقد گریه آخه فدای چشات

 

شده زخم پلکات بمیرم برات

چقد گریه آخه گل فاطمه

شهادت که ارث تبار شماست

شهادت که ارث بنی هاشمه

 

مگه حمزه کشته نشد تو احد

مگه سجده گاهِ علی خون نشد

نیفتاد زهرا مگه پشت در

مگه مجتبی تیر بارون نشد

 

رسید اینجا تا حرف دیدم امام

هنوزم دلش انگاری کربلاست

صدا زد ابوحمزه رحمت به تو

شهادت همیشه تو تقدیر ماست

 

ولی میدونی تا که یادم میاد

میگم کاش عمرم به فردا نبود

شهادت آره ارث ما طایفه ست

اسارت ولی ارث ماها نبود

 

نبودی ندیدی که تو کربلا

چطور خواهرام میدویدن رو خار

فرار کردن از خیمه ها عمه هام

بیا و دیگه رو دلم دس نذار




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


آن روز پر عذاب ز یادم نمی رود

فریاد آب آب ز یادم  نمی رود

جسم حسین بی سر و عریان به روی خاک

در بین آفتاب ز یادم  نمی رود

تیر سه شعبه و گلوی طفل شیر خوار

بی تابی رباب ز یادم  نمی رود

معجر کشیدن از سر طفل سه ساله و

رخسار بی نقاب ز یادم  نمی رود

رگهای پاره پاره و فریاد "شیعتی"

از حنجر کباب ز یادم  نمی رود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


السلام ای قبله ی اهل نظر

السلام ای گریه ی شب تا سحر

السلام ای روضه های پر شرر

السلام ای عابد خونین جگر

ای که غم گشته انیس خاطرت

ای که جز مهدی (عج) نباشد زائرت

ای مزارت قبله ی اهل ولا

ای امام چارم ارض و سما

ای همیشه در دلت روضه به پا

داغها دیدی تو در کرببلا

مصلحت این بود در تب بوده ای

راوی غمهای زینب بوده ای

عمری از غم دیده ی تر داشتی

ارث غربت را ز مادر داشتی

بر دلت داغ برادر داشتی

روضه های شمر و خنجر داشتی

روز عاشورا ز یاد تو نرفت

بوسه بر رگها ز یاد تو نرفت

گر که دیدی پاره پاره پیرهن

این همه شمشیر و نیزه ، یک بدن

در دل گودال جسمی بی کفن

سر به رو نی به روی خاک تن

بر لب تو الامان از شام بود

خون دلها از غم دشنام بود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


هر لحظه در سکوت غمت داد می زند

بغضی که از فراق تو فریاد می زند

اینکه تو نیستی و به ما طعنه می زنند

بر آتش نبودن تو باد می زند

وقتی که صید دائمی چشم توست، دل

کی دست رد به سینه صیاد می زند

قلبم اگر که با تو نباشد نمی تپد

نبضم دمی که از تو کنم یاد می زند

دیریست خنده نیست به رخسار پر غمت

چشم تو حرف از دل ناشاد می زند

امشب نگاه ابری تو با زبان اشک

دم از عزای حضرت سجاد می زند

سی سال آزگار به هر جا نشسته است

حرف از غمی که بر دلش افتاد می زند

با یاد شام و بزم شراب اشک ریزد و

با یاد جسم غرق به خون داد می زند




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


اگر که دنیا دارم اگر که دین دارم

کمند لطف تو را چونکه در کمین دارم

برای خواستنت گرچه غرق تردیدم

ولی به اینکه تو می خواهی ام یقین دارم

قدم گذار به چشمم که رستگار شوم

فقط به حرمت خاکی که بر جبین دارم

تو در مقابلم آغوش باز داری و من

فقط مقابل تو روی شرمگین دارم

عزاگرفته ی عالم! چقدر خوشحالم

که چشمی اشک فشان و دلی غمین دارم

شبیه امشب تو روی دوش، شال عزا

و بین سینه غم زین العابدین دارم

بیا و کام مرا با نگات شیرین کن

که در میان دلم شور اربعین دارم




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


اشکی که می ریزم برایت فرق دارد

صاحب عزای من عزایت فرق دارد

نام غریب تو برایم گریه دار است

مرثیه خوانی در هوایت فرق دارد

تابی نداری تا که بی تابی نمایی

نی در نوای نینوایت فرق دارد

حالی که داری با تمام مردم شهر

جان دوعالم به فدایت...فرق دارد

آقای من گریه ست " قوت غالب" تو

با دیگران آب و غذایت فرق دارد

با شاهدان دیگر غوغای گودال

هر بار شرح ماجرایت فرق دارد

ای کوه صبر از زخم "قتل صبر" گفتی

حال و هوای روضه هایت فرق دارد

زخمی که تیر حرمله بر قلبتان زد

با داغ دیگر بی نهایت فرق دارد

داغ سه ساله گوشه ی دنج خرابه

این گریه های "های هایَت"  فرق دارد

مولای سجاده نماز اشک خواندی

پس با همیشه ربنایت فرق دارد

در هر شب جمعه پریشان حال بودی

حتما به یاد روضه ی گودال بودی




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/07/22 | 01:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب-بحر طویل


منم قاهر، منم والی، منم غالب

منم لحظه به لحظه درد را طالب

حسین بن علی را اولین نائب

علی بن حسین بن علی بن ابیطالب

منم دریای بی ساحل

منم پیغمبری که کربلا بر او شده نازل

نه یک بخشش،تمام بخش هایش کاملاً کامل

تمام کربلا با سوره های قاسم و عون و علیِ اکبر و آیات کوتاه علیِ اصغر و آیات مکی ابوفاضل

منم آنکه سنان و ازرق و خولی و شمر و حرمله

با هم مرا گشتند هی قاتل

همین که چشم وا کردم خودم دیدم علیِ اکبر ارباب پیش چشم بابایم قدم میزد

قدم میزد، دل بابا و نظم شانه های محکم عباس و سقف آسمان را با قدم هایش به هم میزد

برای قدِّ بابایم خمیدن را رقم میزد

همین که چشم بستم در میان دشت غوغا شد

همین که چشم وا کردم بمیرم قاتلش از پیکرش پا شد

نفهمیدم چه شد از حال رفتم

تا صدایی آمد از دشمن چرا ساکت نشستید آی

فرزند رشیدش در میان خاک صحرا ارباً اربا شد

دوباره چشم وا کردم

هراسان نجمه را دیدم که بالای سرِ نعشی کشیده

گوییا داغ امام مجتبی دیده

که قاسم هست اگر چونان جگر گوشه برایش

مثل آن روزی که می آمد جگرهای حسن در طشت

و حالا پیکر قاسم میان دشت روی خاک پاشیده

دوباره چشم بستم

ناگهان تسبیح خاک کربلا افتاد از دستم

صدای داغ هل من ناصر در گوش من پیچید

پدر بر روی دستش برد اصغر را

دل خانم رباب آشوب شد ترسید

گمانم قاتلش را که کمان برداشت بین آن جماعت دید

نمیگویم چه شد

اما پدر خون علیِ اصغرش را در هوا پاشید

نمیگویم چه شد

اما پدر در موقع برگشت میلرزید

نمیگویم چه شد

اما پدر گم کرد دست و پای خود را و عبایش را به سرعت دور او پیچید

همین که رفت پشت خیمه من هم رفتم از حال و

همین که حال من آمد سر جایش خودم دیدم که دارد می رود با چکمه هایش شمر آنجا توی گودال و

دوباره رفتم از هوش و صدای شیحه ی اسبی که خون میریخت از زین و تن و سم و سر و یال و دهانش

باعث این شد بفهمم که پدر هم بی گمان رفته

و با علم امامت

خود ببینم که پس از شمر لعین در گودی گودال با نیزه سنان رفته

و از بس لطمه دیده

سر به نوک نیزه با زحمت که نه با یک تکان رفته

و زینب بعد از آن

که نیزه و شمشیرها را پس زده سمت حرم لطمه زنان رفته

منم من حضرت سجاد راوی هزاران روضه ی مکشوف

آنجا که خودم دیدم سر بابا ز روی نیزه اش افتاد

منم اصلا خود روضه

که هی مجلس به مجلس می رود از کربلا تا شام

منم آن مجلسی

که سوخت زیر آتشی که ریختند از بام

منم آن مجلسی

که آخرش از اول لبریز اشکش می شود پیدا

منم آن مجلسی که

کنج خرابه آه وقتی روضه خوانی میکند طفل سه ساله با سر بابا

منم آن مجلسی که روضه اش پایان نمی گیرد

در این مجلس رقیه تشنه است اما چرا باران نمی گیرد

منم آن مجلسی که دعوتی هایم برای خواندن روضه، سر بر روی نی مانده ست

منم آن مجلسی که عمه جانم هم به روی منبر زانوی من

هی روضه ی گوش خودش را تا سحر خوانده ست

منم بی تاب و دلخسته

منم غمگین منم والی منم غالب

علی بن حسین بن علی بن ابیطالب




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 08:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


سجادی و از سجده کن ها برتری تو

از هرکه مشتاق عبادت سرتری تو

اسلام بی حجت نمی ماند که تشنه است

از هرچه عباس است آب آور تری تو

داغ علی های پدر خونین دلت کرد

ای اربن اربا دل ! علی اکبر تری تو

در کربلا شمشیر بود و شام طعنه

در ازدحام سنگ بی سنگر تری تو

روزی علی بودی و خیبر را گرفتی

امروز منبر را مگر حیدر تری تو؟

آن خطبه قرآن یا تو بر منبر پیمبر؟!

اقراء به نام سر که پیغمبر تری تو

ابری است بعد از کربلا چشم تو ، هر روز

با روضه های سیلی و معجر ، تری تو




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 08:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


باقیست نهضت پس بنا این شد

بیمار ظهر کربلا باشی

میخواهی از اینجا به بعدش را

سجاده  ای رو به خدا باشی

 

با قاضی الحاجات لبهایت

جبریل هم دارد تمنایت

یکبار هم با او به خلوتها

مشغول ذکر ربنا باشی

 

ای سید اهل بکا لبیک

لبریز جام هل اتی لبیک

پیداست از این جذبه ها باید

از نسل شاه لافتی باشی

 

حزن تو اصلا حزن یک دم نیست

سهم چهل سال اشک پس کم نیست

جز مقتل سرخی مجسم نیست

وقتی به فکر بوریا باشی

 

از کوفه تا شام بلا رفتن

همگام با سرنیزه ها رفتن

حق میدهم با حرمله سخت است

منزل به منزل پا به پا باشی

 

با ناله کنعانی بساز از نو

پس بیت الاحزانی بساز از نو

اصلا چنین داغ عظیمی را

باید خودت صاحب عزا باشی




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 08:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


وارد میکده شد میکده را مست گرفت

نیستها را به نگاه خودش از هست گرفت

بیخود از کرببلا رهگذر شام نشد

حکمتی داشت که شمشیر دعا دست گرفت

من به بیراهه رسیدم ، سحری دستم را

با ابوحمزه ی خود آخر بن بست گرفت

وصله خوردم به کتاب گنه آلوده ای و

نامه ام را شبی از آن همه پیوست گرفت

دم افتادن من بود ولی دستم را

دید این گمشده در آخر راه است ، گرفت




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


می نوشم امشب واژه ها را از سبویت

پر میشود جام عطش از آبرویت

سجاده ات پهن است در محراب ، حالا

تر میشود ابیات از آب وضویت

مهر نمازت از کدامین خاک پاک است؟

اینگونه چرخیدست عالم رو به سویت؟

تکبیر میگوید غزل (الله اکبر(

بوی خوش سیب است اینک از گلویت . . .

قد قامتت کرده قیامت عالمی را

در سجده رب العالمین در گفتگویت

تبدار دار هستم در ورقهای صحیفه

مانند وقتی که تو دیدی روبرویت

مردی کمر خم کرد از داغ برادر

چشم انتظاری ماند آنجا که عمویت ...




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت

آخری نیست بر این گریه ی بی پایانت

آب می بینی و طفل و گل و سقا و جوان

بیشتر می شود انگار غم پنهانت

زهر هرچند که یک روز به دادت آمد

تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت

غیر زینب چه کسی درد تو را می داند

که چه آورده خرابه به دل ویرانت

سخت سوراند دلت را غم آن جسم کبود

خواهرت بود که جان داد روی دامانت

زخمی بزم شراب است دلت بیخود نیست

که چهل سال نکرد اشک دوا درمانت

خیزران تا که به دستان کسی می بینی

درد می گیرد ناگاه لب و دندانت




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


سی سال گریه کرده ام آن ظهر داغ را

چشمم سرود وسعت آن اتفاق را

تنهایی ام صحیفه صحیفه ورق زده ست

یعقوب وار قصه ی اشک و فراق را

هر شب عبور قافله ای باز می کند

در من مسیر تازه ی شام و عراق را

بگذار تا ز خاک سجودم برآورم

هفتاد و دو صنوبر آن کوچه باغ را

بگذار لب به لب شوم از جام تشنگی

در من بریز باده ی لبریز داغ را

در آب و خاک... آتش من گر گرفته است

طوفان! به حال خود بگذار این اجاق را

حج مرا ببین و فرزدق شو و بخوان

شاعر! بخوان و گریه کن آن اتفاق را




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مناجات


بیاور با خودت نور خدا را

تجلی‌های مصباح‌الهدی را

به‌پا کن کربلایی در دل ما

تو که تا شام بردی کربلا را




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


اگرچه شمع از آتش به روی سر دارد

منم همان که زِ غم شعله بر جگر دارد

پس از تو نوبتِ سی سال گریه یِ من بود

پس از تو در همه احوال گریه یِ من بود

شبیه گریه یِ طفلان خیزران خورده

شبیه گریه یِ پیرِ زنِ جوان مُرده

تمام شهر از این گریه ها خبر دارد

که گریه بر جگرِ سنگ هم اثر دارد

پس از تو گوشه یِ سجاده ام پُر از اشک است

پس از تو قامتِ اُفتاده ام پُر از اشک است

پس از تو صحبت بازار می کنم هر روز

شکایت از غم انظار می کنم هر روز

**

نسیم گِردِ سر اطهر تو می چرخید

چقدر بر سَرِ نیزه سَرِ تو می چرخید

میان شعله من و ساربان تَهِ گودال

برای بُردنِ انگشترِ تو می چرخید

به زیر ناقه به زنجیر پایِ من را بست

کسی که دور و بَرِ خواهرِ تو می چرخید

پس از اصابتِ هر سنگ گونه ات  می ریخت

به رویِ نیزه کمی حنجر تو می چرخید

نرفته از نظرم کوچه کوچه دنبالِ

عزیزِ کوچک خود همسر تو می چرخید

نرفته از نظرم مجلس شراب و رباب

به نیزه اش سَرِ آب آورِ تو می چرخید

دو دست من به غُل و جامعه به گردن بود

که چشمشان به سویِ دختر تو می چرخید

شبی به کُنجِ تنور و شبی به رویِ طَبَق

چقدر دستِ غریبه سَرِ تو می چرخید

**

تمامِ شهر از این گریه ها خبر دارد

که گریه بر جگر سنگ هم اثر دارد




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


چون باد در مجاورت شمعی چون شمع در محاصره بادی

با احتساب کرببلا ای کوه پنجاه و هشت سال نیافتادی

لبخند گشته است فراموشت با چشم های روشن و خاموشت

نزدیک به دو سوم عمرت را در چهره ات ندیده است کسی شادی

زینب که کوه صبر مجسم بود یک سال و نیم ماند و دوام آورد

اما تو در حدود چهل سال است مثل سکوت عامل فریادی

تعریف کرده ای تو به جای چشم یک جفت ابر حامل باران را

شاگرد چشم های تو زینب بود بر گریه بر حسین تو استادی

هر شب ادامه داد غم خود را با اشک های خویش به نحوی که

او را به یاد شام می اندازد هر گیسوی رها شده در بادی

دورم ز خاک پای تو با این حال حس می کنم که بعد هزاران سال

در گوشه بقیع به آرامی در سجده است حضرت سجادی




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


آندم که غصه های اسیری شروع شد

بهر جوانِ قافله پیری شروع شد

من یادگار "نحن اُسرای"نهضتم

من وارث "مقطع الاعضای" نهضتم

من دیده ام "مقطع الاعضا" چگونه بود

تشریح می کنم تن بابا چگونه بود

دست عزیز فاطمه از مُچ شکسته بود

بر روی سینه اش سگ کوفی نشسته بود

من دیده ام که کشته شده از قفا حسین

از تیر کوفه دیده هزاران جفا حسین

جسمی که نیزه ها همه بارانی اش کنند

رزّازی اَش کنند و ستورانی اَش کنند

عمری است حرف من شده"شیب الخضیب" و بس

آئینه ام ، نظر سوی"خدُّ التریب" و بس

وقتی ز غصه قافله در سوز و آه بود

راه عبور از وسط قتلگاه بود

پائیزِ این جهان به همان لحظه دیده شد

فریاد وامحمدِ زینب شنیده شد

از آن زمان به بعد زمستانِ عالم است

"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"

یادم نمی رود که غرورم شکسته شد

دست مخدّرات به زنجیر بسته شد

بعد از حسین نوبتِ تهدید من رسید

عمه به داد من پی تأیید من رسید

چادر نماز عمه و عمّامه ام که سوخت

یک خیره سر به زیور اطفال دیده دوخت

آن شب که جیغ و داد زنان را شنیده ام

فریاد دختران جوان را شنیده ام

از بسکه پنجه پنجه به معجر کشیده شد

از غصه قامت من و عمه خمیده شد

من بارها برای خودم روضه خوانده ام

گاهی برای عمۀ خود نوحه خوانده ام

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است

با زاین چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است"

با یک سخن کنم همۀ روضه را تمام

زندان،خرابه،کوفه،حرم،قتلگاه،شام

یک کاروان مقابل چشمم همه اسیر

دشمن به بی حیایی و بی غیرتی دلیر

از غارت و شکنجه و سیلی و کعب نی

تا سنگِ شام و کوفه به یک رأس روی نی

از طعنه های هیزی و فریاد اهل بیت

تا تهمت کنیزی و امداد اهل بیت

اینها که تازه گوشه ای از غربت من است

تا انتهای غربت من محنت من است

اسرار من نهفته همه در صحیفه شد

یعنی تمام زندگی ام در تقیّه شد

گرچه مدینه غصۀ دیرینۀ من است

اسرار کربلا همه در سینه من است

آرام و بی صدا همه شب تا سحر عجیب

گرییدم و به ناله شدم : یا اباالغریب

دلجوی خویشتن به زبانِ خودم شدم

بی کس ترین امام زمانِ خودم شدم

روزی زِ رَه امام زمان می رسد و ما

در انتظار آمدنش کارمان دعا




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


ناله یِ واعطشا بر جگرش می افتاد

آب میدید به یادِ قمرش می افتاد

بی سبب نیست که از جمله یِ "بَکّائون" است

اشک از گوشه یِ چشمانِ ترش می افتاد

شیرخواره بغل تازه عروسی میدید

یادِ لالایِ رباب و پسرش می افتاد

با دلی خون شده میگفت که الشام الشام

تا به بازار مدینه گذرش می افتاد

جلوی پای سکینه دم دروازه ی شهر

از رویِ نیزه علمدار سرش می افتاد

میشکست آینه یِ صبر و غرورش را زجر

تا به جانِ اُسرا با کمرش می افتاد

روضه ی گم شدن و دفنِ رقیه میخواند

تا به صحرا و خرابه نظرش می افتاد

گوسفندی جلویش ذبح که میشد، یادِ

خنجر ِکُند و گلویِ پدرش می افتاد

وای از آن لحظه که از لایِ حصیری کهنه

قطعه هایِ پدرش دور و برش می افتاد




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 07:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


تو یادگار حسینی که کربلا دیدی

شبیه عمّه ی مظلومه ات بلا دیدی

"سری به نیزه بلند است"را شما دیدی

و غارت حرم و خیمه گاه را دیدی

دو چشم گریه ی تو تا همیشه آباد است

در این سکوت تو صدها هزار فریاد است

برای گریه ات آقا اشاره کافی بود

همین که چشم تو بینَد سه ساله کافی بود

گلوی نازک یک شیرخواره کافی بود

به آب دادن ذبحی نظاره کافی بود

تو را به غصّه چهل سال مبتلا دیدند

به لحظهْ لحظهْ گریز تو کربلا دیدند

 اگرچه عصر دهم قسمت تو غم گردید

که سایه ی پدرت از سر تو کم گردید

نصیب تو فقط آه و غم و الم گردید

ز بار غصه ی یاران قَدِ تو خم گردید

اگرچه تبْ نگهت را ز درد، تیره نمود

خدا برای امامت تو را ذخیره نمود

دلتْ ز داغِ اسارت غمِ فراوان داشت

دو پلک چشم ترِ تو همیشه باران داشت

همیشه خاطرِ تو یادی از شهیدان داشت

به سینه روضهء مکشوف چون هزاران داشت

سه شعبه دیدی و تیر و گلوی اصغر را

تو تیغ دیدی و خنجر به روی حنجر را

به نوک نی سرِ خورشید ماه قافله بود

نگاهبان سر شیرخواره حرمله بود

به دست و پای تو دراین مسیر سلسله بود

غمی که کُشته تو را شام بود و هلهله بود

شهادت ارث شما بود و اعتبار شما

به ظلمْ سوی اسارت کشید کار شما

چه رفت بر دل غمدیده ات به دفن پدر

درون قبر زدی ناله ای ز سوز جگر

سری نمانده کنی رو به سوی قبله دگر

رواست خون بشود جاری از غمت ز بصر

به دفن شاه شهیدان کفن نبود آنروز

به زیر آن همه نیزه بدن نبود آنروز




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/08/16 | 04:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


خیال کن که پر از زخم ، پیکرت باشد

شکسته در غل و زنجیرها پرت باشد

خیال کن هدف سنگ های کوفه و شام

به روی نیزه سر دو برادرت باشد

فقط تو باشی و هشتاد و چار ناموست

و جمله های " حواست به معجرت باشد"

خیال کن حرمت بی پناه مانده و بعد

به روی نی سر سردار لشگرت باشد

کنار عمۀ سادات ، یکطرف ، شمر و

سنان و حرمله هم سمت دیگرت باشد

خیال کن که علی باشی و به مثل علی

دو دست بسته کماکان مقدرت باشد

خیال کن همه اینها که گفته ام هستند

علاوه بر همه توهین به مادرت باشد

یزید باشد و بزم شراب باشد و وای

به تشت زر سر بابا برابرت باشد

و بدتر از همه اینکه میان بزم شراب

نگاه باشد و باشیّ و خواهرت باشد

و باز از همه بدتر که مدت سی سال

تمام آن جلوی دیدهء ترت باشد

به اشک حضرت سجاد می خورم سوگند

که دیده هر چه که گفتیم ، باورت باشد

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/08/16 | 04:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


آن گل که دین و مکتب از او آبرو گرفت

گلهای باغ عشق از او رنگ و بو گرفت

بهر نماز عشق به محراب معرفت

از چشمه سار چشم تر خود وضو گرفت

وقتی که خواست جسم پدر را نهد به خاک

با اشک بوسه ها ز رگ آن گلو گرفت

چون شمع سینه سوخته ای آب شد تنش

از بسکه همچو فاطمه با گریه خوگرفت

رسوا نمود دشمن دین را به نزد خلق

با خطبه ای که خواند توان از عدو گرفت

پیراهنی که فاطمه از مهر رشته بود

تا آنکه دست خصم نماند از او گرفت

با یاد تشنگان لب آب خون گریست

هرگه که دید آب و بدستش سبو گرفت

با کثرت گناه «وفائی» به اشک و آه

امید خود ز آیۀ لا تقنطو گرفت




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/08/16 | 10:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


مثل شمعی به روی خاک چکیدن سخت است

با پر و بال پر از زخم پریدن سخت است

تا چهل سال فقط آه کشیدن سخت است

یاد گودال و حرم جامه دریدن سخت است

روضه و گریه شده روزی او در هرشب

خاطرش را همه دیدند مکدّر هرشب

با لب تشنه و با یک دل مضطر هرشب...

...یاد یک واقعه از خواب پریدن سخت است

بر امامی که اسیری به بیابان دیده

زخم پا بر اثر خار مغیلان دیده

اهل بیتش همه با صورت عریان دیده

معجر و پوشیه و جامه خریدن سخت  است

آب را دید و دلش یاد عمو سوخته است

جگرش سوخت... لبش سوخت... گلو سوخته است

بهر آنکه سر و عمامه ی او سوخته است

حرف، از کوچه و بازار شنیدن سخت است

چقدَر از غم این فاجعه افروخته است

چشم بر نیزه ی شش ماهه فقط دوخته است

یاد حلقوم علی حنجر او سوخته است

این وسط حرمله را یکسره دیدن سخت است

پیش آن کس که شرر بر جگرش افتاده

خنجری کند به جان پدرش افتاده

دیده که در ته گودال سرش افتاده

تشنه لب کشتن مذبوح شدیدا سخت است

یک نفر که شده گریانِ پدر تا حالا

یادش افتاده تن خونی بابا حالا

بوریایی که خودش دیده و اما حالا

دم آخر کفنش را طلبیدن سخت است

***

با تشکر از شاعران گرامی




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/08/16 | 10:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


وقت باران داغ چشم تر عذابم میدهد

آب مینوشم غم حنجر عذابم میدهد

شیرخواره سیر باشد زود خوابش میبرد

از عطش بی خوابی اصغر عذابم میدهد

مجلس ختم جوان رفتم دلم آتش گرفت

یاد تشییع تن اکبر عذابم میدهد

غیرتم را شعله ور کرده! چهل سالست که

ماجرای غارت معجر عذابم میدهد

ذبح را وقتی که میبینم کسی سر میبرد

خاطرات کندی خنجر عذابم میدهد

روی دست من اثر از حلقه های آهن است

این کبودی های بر پیکر عذابم میدهد

موی بابایم به روی نیزه ها آشفته بود

شانه را تا میزنم برسر عذابم میدهد

کاش غارت میشد از روی سرم عمامه ام

برسرم جامانده خاکستر عذابم میدهد

از دم دروازه تا بازار ساعت ها گذشت

این شلوغی های هر معبر عذابم میدهد

شامیان در پیش من حرف از کنیزی میزدند

التماس چشم آن دختر عذابم میدهد

داغ چوب خیزران و مجلس شوم شراب

از تمام داغ ها بدتر عذابم میدهد

خطبه را با لعن بر جدم علی آغاز کرد

چون به مسجد میروم منبر عذابم میدهد

هرچه آمد برسر ما از بلای شام بود

قتلگاه اصلی ما کوچه های شام بود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/15 | 04:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


مثل ابــر بهــار می گرید

دائـمـــاً زار زار می گرید

رهبر انقلاب گریه کنــان

با دلی داغــدار می گرید

گریه اش کاخ ظلم را لرزاند

بس که با اقتدار می گرید

تــا درخت قیـــام بر بـدهد

می شود جویبار، می گرید

هر امامی رســالتی دارد

به همین اعتبــار می گرید

با سلاح بکـاء و دست دعا

در یمین و یســار می گرید

وارث زخم های عاشــورا

در غم یک تبـــار می گرید

آب افطار او مضــاف شده

بس که این روزه دار می گرید

تا که طفـل رضیــع می بیند

در غــم شیـــرخوار می گرید

صبح تا شــام یاد غصهٔ شام

بی حد و بی شمـار می گرید

شادی اهل شـام را غم کرد

چه قــدر گریــه دار می گرید

یــاد تـاراج روســـری ها و

غــارت گوشـــوار می گرید

یک طرف چشم هرزه و یک سو

بــانـوی بـاوقــــار ، می گرید

تا می افتد سری ز نی، او از

خنـدهٔ نیـــزه دار می گرید

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/15 | 04:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


کاش این غصه ها امان بدهند

به صدایم کمی دهان بدهند

تا غمم را بگویم امشب ، اگر

اشک ها فرصت بیان بدهند

چقدَر سخت می شود حس کرد

که سری را به این و آن بدهند

در دلت هی تکان بیندازند

نیزه را دائماً تکان بدهند

غصه ات را زیادتر بکنند

عمه ات را به هم نشان بدهند

و برای نظاره ی اُسرا

مردم شهر را زمان بدهند

در کنار نماز قطعه شده

روی سجاده ها اذان بدهند

کودکان پا به پای مادر خود

زیر این بار ، امتحان بدهند

می توانی تصورش بکنی

صدقه دست کودکان بدهند؟

باید امشب دوباره گریه کنم

کاش این غصه ها امان بدهند




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/15 | 04:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


در ازل بود كه خون از جگرم كام گرفت

بارش ابر ز چشم ترم الهام گرفت

آه از ناحیه ی حنجر من پیدا شد

نوح از نوحه ی من بود چنین نام گرفت

روزگاری است فقط خواب و خوراكم گریه است

سر و سامان مرا بازی ایام گرفت

هرگز ای كاش نمی زاد مرا مادر من

بسكه اندوه و مصیبت به پر و پام گرفت

سی چهل سال دلم سوخت...دلم سوخت...ولی

خبر حرمله آمد كمی آرام گرفت

كربلا – عمه ی من گفت – فقط زیبایی است

دل ما بیشتر از غائله ی شام گرفت

آی مردم بنویسید به تاریخ دمشق

زهر...نه ، جان مرا سنگ لب بام گرفت

پشت دروازه ی ساعات مرا دار زدند

و یهودی به سرم چوبه ی اعدام گرفت

چشمش افتاد به ما پیرزنی ، از حرصش

كاروان را وسط كوچه به دشنام گرفت

پنجه ای كه به سر و روی حسین چنگ كشید

موی ناموس مرا در ملأ عام گرفت

خواهرم در وسط هلهله ها گیر افتاد

آن قدر همهمه كردند كه سرسام گرفت

گوشواره ، زر و خلخال ، لباس ، انگشتر

هر كسی سهمیه ای زین همه اقلام گرفت

هر كه یك روسری از اهل حرم غارت كرد

قد وزن سر عباس من انعام گرفت

ما گرسنه جلوی جمع نشستیم و یزید

سر دق دادن ما مجلس اطعام گرفت

خواست آزار دهد ، برد سر بابا را

یك به یك روبروی دیده ی ایتام گرفت

چشم نامحرم و اظهار كنیزی كه گذشت

كار با ظرف می و چوب، سرانجام گرفت

خیزران خواست بگیرد جلوی قرآن را

قیصر روم ولی مسلك اسلام گرفت

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/15 | 04:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 5 ::      1   2   3   4   5  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو