امام سجاد(ع)-شهادت


از روزهای قافله دلگیر می شوی

هر روز چند مرتبه تو پیر می شوی؟

در شام شُوم زخم زبان ها چه می كشی؟

كز روشنای عمر خودت سیر می شوی

زخمیست لحظه های تو مانند پیكرت

از بس اسیر طعنۀ زنجیر می شوی

آیات صبح از لب قرآن شنیدنیست

در كوچه های شام كه تكفیر می شوی

خون جگر كه می خوری از دستِ درد و داغ

بی تاب بغض های گلوگیر می شوی

با آه آهِ روضۀ ما ای امام اشك

در هر نگاه آینه تكثیر می شوی

خون گریه می شوی تو و تا آخر الزمان

از چشم ها همیشه سرازیر می شوی




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/09/29 | 06:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد (ع)-شهادت


امشب دوباره مرغ جانم پر كشیده

در شام زلفت جام می را سر كشیده

دست خدا در خلقت روی تو امشب

سیمای خود را گوئیا از سر كشیده

آری! خدا ترسیم احوالت نموده

خود را چو مجنون و تو را دلبر كشیده

روی تو را آینه‌ای از جلوه خود

قلب مرا از غیر تو كافر كشیده

هستی علی دوم و، ابن الحسینی

با ناز تو حق، حوض كوثر را كشیده

در چله زلف سیاه شب نشینت

دریایی از ماه و گل و اختر كشیده

لعل لبت یاقوت سرخ و محشری كه...

آن را خدا مثل گلی احمر كشیده

یا مَن زیادی عاشق چشم تو هستم

یا كه خدا چشم تو را محشر كشیده

ای قدّ و بالایت، جلال ذات یكتا

هان ای شكوهت، از فلك ها سر كشیده

دست قضا با پیکر پاکت چه ها کرد

روی تنت یك باغ نیلوفر كشیده

داغی به روی قلب تو نقشی سرشته

ای وای گویا، كوچه و مادر كشیده

در كربلا و شام ویران و مدینه

هر لحظه جان دادی و روحت پر كشیده 

عكس تو را در خیمه‌ای آتش گرفته

عكس پدر را با تنی بی‌سر كشیده

دست تو در بند و به دست دشمنانت

دست قضا از ظلم ها، معجر كشیده

جسم نحیف تو كجا و تازیانه

زنجیر كین بر پیكرت آذر كشیده

تنها رهائیت بدست جام زهری

كز خود وجودت را گلی پرپر كشیده

زین ‌العبادی و قیام قائمت را...

زهر جفا جسم تو در بستر كشیده

آتش گرفتی و وجودت سوخت آقا...

آری خدا! این جا دم آخر كشیده

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای پوریان منش برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/09/29 | 06:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت

  

آفتاب لب بامم، پدرِ گریه منم

علی اوسطم و پیر عزا و مَحنم

قسمت این بود كه با گریه شوم هم بیعت

یادگاریِ غریبِ پدری بی كفنم

آب شد پیكر من از غم دروازه شام

ردی از سلسله ها هست به روی بدنم

یوسفی بودم و از حادثه یعقوب شدم

پسر خسته دل كشته بی پیرهنم

ابكی ابكی لحسین بن علی العطشان

شهرۀ شهر شده گریه دشمن شكنم

كاش در لحظه دفن پدرم می مردم

آن كه بوسید چو عمه رگ حلقوم، منم

شیرم از حیلۀ روباه ندارم باكی

من كه دل گرم به خون خواهی ابن الحسنم

قبلهٔ گریه كنان همه عالم هستم

آخرین غصه جان سوز محرم هستم

رمقی نیست در این پای پر از آبله ام

بی قیام است چو زینب همه شب نافله ام

كمرم را غم شش ماهه برادر تا كرد

کشته ام كشتۀ تیر سه پر حرمله ام

ای پدر دل ز فراق تو به جان آمده است

مثل زهرای حرم خسته ازین فاصله ام

تا به كی زار زدن یاد تن نحر شده؟

شاهد سوختهٔ سوختن قافله ام

آتش از این تن بیمار خجالت نكشید

هم تنم سوخت وَ هم این دل پر از گله ام

در چهل روز فقط خوردن خون كارم بود

شد شكسته همه شب حرمتم و نافله ام

اربعینی به دلم غربت و غم نازل شد

من حسینی شدم و عمه ابوفاضل شد




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/09/29 | 06:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی

زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی

هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود

وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی

مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا

انگار از وجود خودت سیر می شدی

دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی

در چشم خیس قافله تکثیر می شدی

حالا سوار ناقه ی عریان، قدم، قدم

با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/09/29 | 06:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و مصیبت


در جسم جهان فیض بهارانم من

عالم چون زمین تشنه، بارانم من

در زهد دلیل پارسایان جهان

در عشق امام جان نثارانم من

فرزند حسین و زینت عبّادم

شایسته ترین سجده گذارانم من

با این همه منزلت ز سوز دل و جان

روشنگر بزم سوگوارانم من

چون لاله همیشه از جگر مى‏سوزم

چون شمع همیشه اشکبارانم من

من نور دل پیمبر و زهرایم

روشنگر بزم عترت طاهایم

افروخته‌تر ز شمع افروخته‌ام

دل سوخته‌تر ز لاله صحرایم

با ذكر دعا و خطبه و اشك و پیام

من حافظ انقلاب عاشورایم

بیمار فتاده در دل آتش و خون

لب تشنه، خسته بر لب دریایم

آن طرفه شهید زنده‌ام من كه به عمر

از تیغ جفا بریده‌اند اعضایم  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/09/29 | 06:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام سجاد (ع)-شهادت


بیمار دشت کرب و بلا با اجازه ات

رفتم سراغ شعر شما با اجاز ه ات

حالا که تو جزء بکایین عالمی

من هم شدم ز اهل بکا با اجازه ات

گفتم کمی حال و هوایم عوض شود

رفتم سراغ طشت طلا با اجازه ات

رفتم میان خیمه ارباب و با سلام

گفتم که ای خون خدا... با اجازه ات

دست تو هم بسته به زنجیر و خوانده ام

امشب تو را شیر خدا با اجازه ات

دیدم چه قدر کرب و بلایی عجیب بود

چون فاطمه بستر آقا غریب بود

چه بستری که بوی عبادت گرفته بود

بیمار ما درد شهادت گرفته بود

در خیمه دیده بود که اکبر شهید شد

با گریه سر به زانوی حسرت گرفته بود

می خواست تا یاری خون خدا کند

بیماری اش دو مرتبه قوت گرفته بود

آمد کشان کشان ز حرم سمت قتلگاه

آخر دلش هوای تلاوت گرفته بود

بر روی نیزه ها سر ببریده را که دید

روح از تنش اراده رحلت گرفته بود

زینب رسید و جان دوباره به سینه داد

با آیه های صبر، دلش را سکینه داد   


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/28 | 06:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


با ما بگو ز تسویه ی بی مرام ها

از چشم هرزه و نظر ازدحام ها

دیدم محاسن تو ز خونت خضاب شد

از بس که سنگ خورده ای از پشت بام ها

گویا شبیه شهر مدینه به کوفه هم

با خنده داده اند جواب سلام ها

تا نام فاطمه ز دهان شما پرید

گویا دوباره تازه شده انتقام ها

نا مردمان کوفه فراموششان شده

از آن سفارشات و از آن احترام ها

با تازیانه بر تن اطفال می زدند

بس وحشیانه پیش نگاه امام ها

«مسلم» به پای غربت مولا قیام کن

دیگر بس است صحبت خود را تمام کن




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/09/28 | 06:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


تو رفتی و سوگ و سوزها یارم شد

خون دل من یار شب تارم شد

می سوخت حرم در آتش و من بیمار

اندوه و غم و درد، پرستارم شد




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/09/27 | 06:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مرثیه


این ماه کیست همسفر کاروان شده

دنبال آفتاب قیامت روان شده

یک لحظه ایستاده که سرها روند پیش

یک دم نشسته منتظر کودکان شده

یک جا ز پیر کوفه شنیده است ناسزا

یک جا به سنگ کودک شامی نشان شده

هم شاهد غروب گل ارغوان به خون

هم راوی حدیث لب خیزران شده

ای دیده داغ کودک شش ماهه تا به پیر

آه ای بهار تا گل آخر خزان شده

با پای خسته راه بر خلق آمده

با دست بسته کار گشای جهان شده

بعد از برادر و پدر و خواهر و عمو

تنهاترین ستارۀ هفت آسمان شده

از بس گریسته است چنان شمع در سجود

از خلق، آفتاب مزارش نهان شده




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/09/26 | 01:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح

 

ای جلوه ی آیات خدا حضرت سجاد

وی قافله سالار سخن خانه ات آباد

شمشیر دعای تو بریده ست سر شرک

تا بوده چنان بوده و تا هست چنین باد

انگار نسیمی تو، رها در نفس شهر

«قد قامتِ» تو شوکت صد قامت شمشاد

در بغضِ تو صد مرثیه ی تلخ و جگر سوز

در نطق دلاویز تو صد پنجره فریاد

با این همه ای مرد چه تنها و غریبی

بی گنبد و بی بقعه و بی پنجره فولاد




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/09/17 | 08:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت

 

یعقوب کربلا چه قدر گریه می کنی

از صبح زود تا به سحر گریه می کنی

یعقوب را که غصه ی یوسف شکسته کرد

داری برای چند نفر گریه می کنی؟

وقتی که چشم هات می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه می کنی

این طفل را به جان خودت آب داده اند

دیگر چرا میان گذر گریه می کنی

از صبح تا غروب فقط نیزه می زدند

داری به قتل صبر پدر گریه میکنی

چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده

یعقوب کربلا چقدر گریه می کنی!

با دیدن اسیر کجا می رود دلت

با دیدن فقیر کجا می رود دلت




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/16 | 01:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


من بر این ماه که بر نیزه نشسته، پسرم

پاره پاره شده هم چون لب بابا جگرم

من جگر پاره آن بزم شرابم والله

خیزران رنگ گرفت از لب زخم پدرم

این که آتش به سرم ریخته شد دردی نیست

عکس رخساره نیلی است در این چشم ترم

لرزه بر پیکرش افتاد کنیزش خواندند

من خجالت زده از خواهر نیکو سِیَرم

خارجی و پسر خارجیان گفت به من

آن که با زخم زبان کرده چنین خون جگرم

خواهر کوچک من گوشه ی ویران جان داد

هر سحر یاد همان غربت وقت سحرم




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/16 | 01:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت

 

باز گریان غم هم نفسی باید شد

زائر مرغ غریب قفسی باید شد

باز یک عده جفا، زخم روی زخم زدند

از قضا باز عزادار کسی باید شد

**

باید امشب همه از شوق پر و بال شویم

تا عزادار عزادار چهل سال شویم

کاسه ای اشک بگیریم روی دست وَ بعد

راهی روضه ی پیغمبر گودال شویم

**

آن کسی که همه اش گریه ی عاشورا بود

آب می دید به یاد جگر سقا بود

چشمایش همه شب هیأت واویلا داشت

تا نفس داشت فقط گریه کن بابا بود

**

زهر نوشید وَ تب کرد محیط جگرش

گُر گرفت از عطش و سوخت همه بال و پرش

خشک شد جُلگه ی لب هاش و با خشکی لب

روضه می خواند به یاد لب خشک پدرش

**

آن کسی که خود خورشید به پایش افتاد

ناگهان رعشه بر اندام رسایش افتاد

ضعف شد چیره و زیر بغلش خالی شد

از روی شانه ی افتاده عبایش افتاد

**  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/16 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت سجاد(ع)-مصائب

 

این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد

هیچ عقده ای از این گلوی بسته وا نکرد

آن چه که آرزوی من آن بود آن نشد

سی سال دیر آمد و فکر مرا نکرد

طوفان گرفت و دار و ندارم به باد رفت

روزی که غم وزید و به ما جز جفا نکرد

غم های من ز عصر مصیبت شروع شد

وقتی که دشمن آمد و رحمی به ما نکرد

در گیر و دار غارت معجر ز دختران

خلخال و گوشواره ای آرام وا نکرد

عمه رسید و گفتم "علیکنّ باالفرار"

یعنی کسی ز آل پیمبر حیا نکرد

از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام

دشمن ز بی حیایی و ظلمی ابا نکرد

اما میان این همه رنج و غم وبلا

جایی تلافی ستم "شام" را نکرد

بازار داغ برده فروشی شامیان

داغی به دل گذاشت که کرب و بلا نکرد

در بین کوچه های یهودی نشین شهر

ما را کسی به اسم مسلمان صدا نکرد

دیدم میان بزم شراب حرامیان

چوبی که دو لب پدرم را رها نکرد

عمری به یاد این همه غم سوختم ولی

این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/09/16 | 12:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و مرثیه

 

در تشنگی سراب به دردی نمی خورد

تنها خیال آب به دردی نمی خورد

حرفی بزن که اشک مرا در بیاوری

این جام بی شراب به دردی نمی خورد

باید به زیر نور بزرگان جلوس کرد

در سایه آفتاب به دردی نمی خورد

از این به بعد معطل این دل نمی شوم

این خانه ی خراب به دردی نمی خورد

از منظر نگاه شما جلوه دیدنی است

عکس بدون قاب به دردی نمی خورد

جان مرا بگیر ولی گریه را نگیر

چشمه بدون آب به دردی نمی خورد

چشمی بده که قلب مرا زیر و رو کند

گریه مرا کنار تو با آبرو کند

ما را به جز هوای شما پر نمی دهند

ما را به جز برای شما سر نمی دهند

بال وَبال مانع اوج است پس اگر

بالم نمی دهند چه بهتر نمی دهند

گاهی کنار دلبریت جبر لازم است

دل را به اختیار به دلبر نمی دهند

جبریل هم به قبه ی تو ره نیافته

معراج را به غیر پیمبر نمی دهند

آن جا که میل یار اسیری دلبرست

در بند می روند ولی سر نمی دهند

ایرانیان به هیچ بزرگ قبیله ای

 جز خاندان فاطمه(س) دختر نمی دهند

تا زنده ایم ترک ولایت نمیکنیم

با غیر آل فاطمه(س) وصلت نمیکنیم 


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، ولادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/04/16 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
امام سجاد (ع) - شام

ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام

تا یاد غربت می‌کند: الشام الشام

منزل به منزل درد و داغ و بی کسی را

یک جا روایت می‌کند: الشام الشام

موی سپید و چهره ای در هم شکسته

از چه حکایت می‌کند: الشام الشام

هر روز با اندوه و آه و بی شکیبی

یاد اسارت می‌کند: الشام الشام

در این دیار پُر بلا هر کس به نوعی

عرض ارادت می‌کند: الشام الشام

یک شهر چشم خیره وقت هر عبوری

ابراز غیرت می‌کند: الشام الشام

هر سنگ با پیشانی مجروح خورشید

تجدید بیعت می‌کند: الشام الشام

قرآن پرپر روی نیزه غربتت را

هر دم تلاوت می‌کند: الشام الشام

قلب تو را یک مرد رومی با نگاهش

بی صبر و طاقت می‌کند: الشام الشام

هر جا که دارد خوف از جان تو، عمه

خود را فدایت می‌کند: الشام الشام

جان می دهی وقتی به لبهایی مقدس

چوبی جسارت می‌کند: الشام الشام

کنج تنوری حنجری آتش گرفته

ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام



✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)، كاروان اسرا در شام،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/10/12 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت

 

فراز اول: جذبه های عرفانی

 

آسمان را به خاک می‌آری

با همان جذبه های عرفانی

ولی از یاد می بری خود را

دم به دم در شکوه ربانی

با خودت یک سحر ببر ما را

تا تجلی روشن ذاتت

دلمان را تو آسمانی کن

با پر و بالی از مناجاتت

تربت کربلاست تسبیحت

همدم ندبه هات سجاده

بیقرار است گریه هایت را

که بیفتد به پات سجاده

غربتت را کسی نمی فهمد

چشم هایت چقدر پُر ابر است

آیه آیه صحیفه ات ماتم

جبرئیل نگاه تو صبر است


ادامه مطلب

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/10/11 | 12:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت

 

گرچه بیمارم و حالم ز دلم زار ترست

ولی از پیکر من چشم تو بیمار ترست

درد و غم با من و دل هست وفادار، اما

با تن من غل و زنجیر وفادار ترست

مهر بی مهر شده با من و می تابد سخت

آسمان، سخت ز بیمار تو تب دار ترست

گرچه دشوار بود راس تو دیدن بر نی

دیدن قاتل خون خوار تو دشوار ترست

آیه ی کهف، سزاوار لب پاک بود

ولی از پاک لبان تو سزاوار ترست

همه هستند فداکار در این راه اما

از میان اسرا عمه فداکار ترست

لاله ای نیست در این دشت که بی داغ بود

ولی از چهر تو این داغ  پدیدار ترست




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/10/9 | 12:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت

 

گر بگرید ابر، چشمِ اشکبار آرم به یاد

ور بخندد لاله، قلبِ داغدار آرم به یاد

گر ببینم شمع سوزانی میان انجمن

سرگذشت عمه را بی اختیار آرم به یاد

صحنه های هر یک به چشم من مجسم می شود

لحظه های دردناک و ناگوار آرم به یاد

ابر، گَه گَه گرید، اما چشم من، هر روز و شب

روزهای شام با شب های تار آرم به یاد

گر گلی پژمرده بینم در کنار غنچه ای

هم رباب تشنه و هم شیرخوار آرم به یاد

زینت و زیور چو بینم رو بگردانم از آن

گوش های زخمی بی گوشوار آرم به یاد

گر گلی بینم به شاخی، خارها برگرد او

راس باب و نوک نی با نیزه دار آرم به یاد

در خزان، هر برگی افتد از درخت از جورِ باد

بر زمین افتادن اطفال زار آرم به یاد




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/10/9 | 12:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


بیمار غیِر شربتِ اشکِ روان نداشت

بودش هزار درد و توان بیان نداشت

دانی چرا ز آل پیمبر کشید، دست

نقشی دگر به کارِ ستم، آسمان نداشت

تنها، زمین نداشت به سر  دست از فلک

پایی به عزم پیش نهادن، زمان نداشت

یک گل نداشت باغ و به آتش کشیده شد

جز آه در بساط، دگر باغبان نداشت

یکسر به  خاک ریخت گل و غنچه، شاخ و برگ

آمد ولی زباغ نصیبی خزان نداشت

ماهی که آفتاب ازو نور می گرفت

جز ابر خشک دیده، به سر  سایبان نداشت

دانی به کربلا ز چه او را عدو نکُشت؟

تا کوفه، زنده ماندن او را گمان نداشت

از تب ز بس که ضعف بر او چیره گشته بود

می خواست  بگذرد ز سر جان، توان نداشت   


ادامه این شعر

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1389/10/9 | 12:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بحر طویل شهر شام


شهر شام و ملاء عام و کف و خنده و دشنام و گروهی به لب بام و به رخ ننگ و به کف سنگ و به تن جامۀ گلرنگ گرفتند، ره آل‌علی تنگ، تو گویی همه دارند سرجنگ، هم‌آواز و هم‌آهنگ، شده دشمن دادار، پر از کینۀ پیغمبر مختار و علی- حیدرکرار، به آزار دلِ عترت اطهار، همه عید گرفتند به قتل پسر فاطمه آن سیّد ابرار، شده شهر چراغانی و مردم همه در رقص و غزلخوانی و شادی که ببینند سرنیزه سر پاک امام شهدا را.

درِ دروازۀ ساعات خبر بود، خبر بود که بر نیزه یکی مهر فروزنده و هفتاد قمر بود به روی همه از ضربت سنگ و دم شمشیر اثر بود، چه سرهای غریبی که روان بر رُخشان اشک بصر بود، سر یوسف زهرا، سر عباس دلاور، سر قاسم، سر اکبر، سر عون و سر جعفر، سر عبدالله و اصغر، سر زیبای بنی‌هاشم و انصار، سر مسلم و جون و وهب و عابس و ضرغامه و یحیا و زهیر و دگر انصار که هر سر به سر نیزه همان وجه خدا بود، چو پروانه در اطراف امام شهدا بود به لب داشت همی ذکر خدا را.  


ادامه مطلب

✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)، كاروان اسرا در شام، شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/28 | 04:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجّاد(ع)-مصیبت

 

گـردن شیر کجا؟               غـل و زنجیر کجا؟

نخل توحید کجا؟               سنگ تکفیر کجا؟

شامیان سنگ به ریحانۀ زهرا نزنید

خنده بر زخم دل زینب کبری نزنید

الامان واویلا         الامان واویلا

 

نقش گلبوسۀ سنگ         مانـده روی بدنم

غـل و زنجیــر کنـد             گریه بر زخم تنم

اجـر و مـزد نبـی و عتـرت پیغمبرتـان

آمده سوت و کف و آتش و خاکسترتان

الامان واویلا         الامان واویلا


ادامه مطلب

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1389/09/28 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصیبت های کربلا

 

ای شام کربلای تو یا زین العابدین

دل بزم ابتلای تو یا زین العابدین

یک عمر در فراق جوانان هاشمی

شد خون دل غذای تو یا زین العابدین

در بین خنده و کف و شادی گریستند

زنجیرها برای تو یا زین العابدین


ادامه مطلب

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/09/27 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصیبت های کربلا


دریا به دیده ی تر من گریه می کند

آتش ز سوز حنجر من گریه می کند

سنگی که می زنند به فرقم ز روی بام

بر زخم تازه ی سر من گریه می کند

از حلقه های سلسله خون می چکد چو اشک

زنجیر هم به پیکر من گریه می کند

ریزد سرشک دیده ی اکبر به نوک نی

اینجا به من برادر من گریه می گند

وقتی زدند خنده به اشکم زنان شام

دیدم سه ساله خواهر من گریه می کند

رأس حسین بر همه سر می زند ولی

چون می رسد برابر من گریه می کند

ای اهل شام پای نکوبید بر زمین

کاینجا ستاده مادر من گریه می کند

زنهای شام هلهله و خنده می کند

جایی که جد اطهر من گریه می کند




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/09/27 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصیبت های کربلا

میان خیمه ها بودم که دشمن آتشی افروخت

اگر عمه نمی آمد تن تبدار من می سوخت

به روی قبر بابایم خودم سنگ لحد چیدم

بجای رأس خونینش رگ ببریده بوسیدم

تن عریان بابایم لگد با سم اسبان شد

چه بگذشت آنزمان بر ما که گل با خاک یکسان شد

امان از ظلم شام و شامیان بی حیا فریاد

فراموشم نگردد در خرابه خواهرم جان داد




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/09/27 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصیبت های کربلا

 

سینه ام از کینه خستند قلب بیمارم شکستند

مثل بابای غریبم دستهای من ببستند

آرزو هایم پریدند دشمنان از ره رسیدند

گر چه من بیمار بودم بستر از زیرم کشیدند

آرزوهایم پریدند خیمه را آتش کشیدند

خواهران کوچک من پا برهنه می دویدند

یادم آمد از رباب و شیرخواره اصغر او

حرمله تیر سه شعبه زد به زیر حنجر او

خصم می زد کودکان را ظالمانه وحشیانه

آن یکی با کعب نیزه این یکی با تازیانه

آن طرف جلاد مردی مشت او پر گوشواره

این طرف مردی شتابان روی دوشش گاهواره




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/09/27 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصیبت های کربلا

 

پیش چشمم تو را سر بریدند

دست‌هایم ولی بی‌رمق بود

بر زبانم در آن لحظه جاری

«قل اعوذ برب الفلق» بود

گفتی: آیا کسی یار من نیست؟

قفل بر دست و دندان من بود

لحظه‌ای تب امانم نمی‌داد

بی‌ تو آن خیمه زندان من بود

کاش می‌شد که من هم بیایم

در سپاهت علمدار باشم

کاش تقدیرم از من نمی‌خواست

تا که در خیمه بیمار باشم


ادامه مطلب

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/09/27 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصیبت های کربلا

لاله سرخ شهادت تن تبدار من است
چشمه فیض خدا چشم گهربار من است
داغ یكدشت شهید و غم یكدشت اسیر
این همه بار گران برتن تبدار من است
دشمنم بسته به زنجیر ولى غافل از آن
كه برانداختن ریشه او كار من است
حافظ خون و پیام شهداى ره دین
لب گویاى من و دیده خونبار من است
آن كه در كرببلا بود انیس پدرم
در ره شام بلا مونس و غمخوار من است
در كنار شهدا جان مرا باز خرید
عمه‏ام بعد خداوند نگهدار من است
آنكه از باغ دلش لاله غم چید منم
آنكه از ساغر تب باده بنوشید منم
آنكه با چشم خدابین، خود از نیزه نور
دید در لجه خون سر زده خورشید منم
آنكه در زیر گرانبارى زنجیر ستم
در بر خصم چنان شیر خروشید منم
آن كه با خطبه ویران گر خود پرچم فتح
چون پدر بر زبر چرخ بكوبید منم
آنكه از روى سنان آیه قرآن كریم
از زبان پسر فاطمه بشنید منم
آنكه در گوشه ویرانه در آن نیمه شب
  سر آغشته به خونى به طبق دید منم




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/09/27 | 03:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت

اگر چه آیه قالوا بلایم
شهید زنده كرب و بلایم
اگرچه مانده بهرم قلب بیتاب
خجالت مى‏ كشد از اشك من آب
من و عمه دو یار سینه خسته
سفر كردیم با هم دست بسته
به قلبم زخم آن شمشیر افتاد
به دورگردنم زنجیر افتاد
به گوش دخترانى دلشكسته
  به جاى گوشواره خون نشسته 
 


ادامه مطلب

✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1389/09/27 | 03:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد (ع)-شهادت


غم و اندوه و مصیبت همه جا یارش بود
روز پیوسته ز محنت به شب تارش بود
كربلا از نظرش دور نمى ‏شد آنى
یاد آن حادثه دایم پى آزارش بود
پیش رویش سر پرخون پدر بر سر نى
پا به پا همسفرش بود و جلودارش بود
آن شنیدم كه پس از واقعه كرببلا
بیشتر گریه بیاد شهدا كارش بود
آب مى‏دید به یاد لب عطشان پدر
اشكش از دیده سرازیر به رخسارش بود
گریه كودك بى شیر به یاد اصغر
شرر خرمن جان و دل افكارش بود
پیش چشمش همه سیراب شدند از دم تیغ
چرخ با آل پیمبر سر پیكارش بود
شرح مظلومى هفتاد دو غلطیده بخون
روشن از چشمه چشمان گهربارش بود
زینب آن رهسپر راه برادر تا شام
در اسارت همه ‏جا مونس و غمخوارش بود
خطبه سید سجاد كه در مسجد شام
گشت ایراد نمایان هم آثارش بود
پرده از آن همه بیداد و جنایت بگرفت
آنكه گفتار خدا منطق و گفتارش بود
عاقبت فتنه بدخواه ز اندازه گذشت
آنچه را كرد همان فطرت كردارش بود
كرد مسموم ترا دشمن جان تو ولید
  چون براتى كه زغم دیده خونبارش بود




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/08/25 | 11:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 6 :: ... 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات