امام حسین(ع)-مناجات و مصائب کربلا


به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر

بلند مرتبه پیکر، بلند بالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد

که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هر جا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق

که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن

به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: "من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر"

همان سری که "یحب الجمال" محوش بود

جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان

حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم " أم وهب" را، به پارۀ تن گفت

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید

به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد

میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است

جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیۀ کهف الرقیم می‌آید

بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟

به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1392/09/14 | 11:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-شهدای کربلا


چشمهایت حکایتی دارند

که زهیر و حبیب می دانند

شاعران حس ناب شعرت را

اثر عطر سیب می دانند

 

حضرت عشق، ای مسیح وهب

من مسلمان معجزات توأم

به صلیبم بکش ، بسوزانم

خضر میخانه ی فرات توأم

 

از نگاهت بهشتیان سیراب

احتجاجی به سلسبیل که نیست

از لبانت شراب می ریزد

مستی عون بی دلیل که نیست

 

خون عابس به گردن زلفت

ذکر حب الحسین گویا بود

دلفریبی زلف افشانت

هنر شانه های زهرا بود


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/09/13 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-حبیب بن مظاهر


چنگ دل آهنگ دل کش می‌زند

نالۀ عشق است و آتش می‌زند

قصۀ دل، دل کش است و خواندنی ست

تا ابد این عشق و این دل ماندنی ست

مرکز درد است و کانون شرار

شعله ساز و شعله‌سوز و شعله‌ کار

خفته یک صحرا جنون در چنگ او

یک نیستان ناله در آهنگ او

ناله را گه زیر و گه بم می‌کند

خرمنی آتش فراهم می‌کند

در دل من داغ‌ها از لاله‌هاست

همچو نی در بند بندش ناله‌هاست

با خیال لاله‌ها صحرا نورد

راه می‌پوید ولی با پای درد

می‌رود تا سرزمین عشق و خون

تا ببیند حالشان چون ست، چون؟

گفت: ای در خون تپیده کیستی؟

تو حبیب ابن مظاهر نیستی؟!


ادامه این شعر

موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/09/13 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-زهیر بن قین


زهیر باش دلم! تا به کربلا برسی

به کاروان شهیدان نینوا برسی

امام پیک فرستاده در پی ات... برخیز!

در انتظار جوابت نشسته... تا برسی

چه شام باشی و کوفه... چه کربلا ای دل!

مقیم عشق که باشی... به مقتدا برسی

زهیر باش! بزن خیمه در جوار امام

که عاشقانه به آن متن ماجرا برسی

مرید حضرت ارباب باش و عاشق باش!

که در مقام ارادت به مدعا برسی

تمام خاک جهان کربلاست... پس بشتاب

درست در وسط آتش بلا برسی...

زهیر باش دلم! با یزید نفس بجنگ!

که تا به اجر شهیدان نی نوا برسی...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/09/13 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجاتی-یاران کربلا


تا خیمه‌ی تقرّب تو پر کشیده ایم

تو نور محض و ما ز تبار سپیده ایم

آقا اگر «مَصارِعُ عُشّاق» کربلاست

در عاشقی به منزل آخر رسیده ایم

با عطر سیب پیرهنت مست می شویم

شیدائی قبیله‌ی عشق و عقیده ایم

دل بر شکوه جنت الاعلی نبسته ایم

وقتی بهشت را به نگاه تو دیده ایم

در بذل جان به راه تو مشتاق تر ز هم

عشق تو را به قیمت جان ها خریده ایم

لب تشنه ایم و در صف پیکار می‌رویم

وقتی که چشمه چشمه حقیقت چشیده ایم

کی دست می‌کشیم از این طوف عاشقی؟

با آن که صد جراحت شمشیر دیده ایم

جان می‌دهیم و یک سر مویت نمی‌دهیم

در کربلا حماسه‌ی عشق آفریده ایم

هفتاد و دو صحیفه‌ی با خون نوشته ایم

هفتاد و دو کتیبه‌ی در خون تپیده ایم

در جسم ما هنوز تب جان فشانی است

«هَل مِن مُعِین» بی کسی ات را شنیده ایم

خورشید نیزه ها شدی و در هوای تو

بر روی نیزه مثل ستاره دمیده ایم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/09/8 | 05:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا-یاران حضرت


حجـاج کربلا کـه ز کعبـه سـلامشان

صحرای سرخ خون شده بیت‌الحرامشان

پــرواز می‌کننــد بــه دور امـامشان

لبریـز گشته کاسـۀ صبــر تمـامشان

در انتظار صبح گرفتند سـر بـه کف

از شوق مرگ بر لبشان خندۀ شعف

جون و زهیر و عابس و ضرغامه و حبیب

آمـاده تـا شونـد سراپـا به خون خضیب

بر خود زدند تـا دل دریـای خون نهیب

از دست داده در پی ایثـار جان، شکیب

خالی ز خویش و پر ز عطش بود جامشان

در عیـن سجـده حـال و هـوای قیامشان

ناگـه امام، غنچـۀ معجزنمـا گشود

با بهتـرین خطابـه خداوند را ستود

آنگاه رو به جـانب انصـار خود نمود

کای بر وفا و غیرت و ایثارتان درود!

ای عمـر جاودانـۀ دنیـا حقیرتــان

چشمی ندیده در همه عالم نظیرتان

اینجا حسین و مکتب خون و شهادت است

میـدان جان‌نثـاری و عشق و ارادت است

در بحر خون شنای شهادت عبادت است

بـر رهـروان عشق، شهـادت ولادت است

اینجا عروج ما همه در خون تپیدن است

جـان دادن و جمـال خداونـد دیدن است

اینجـا بغـل گشـوده شهادت برایتـان

اینجـا بــود کنــار خداونـد جایتــان

خون خداست در یم خون، خونبهایتان

لبخنـد می‌زنـد بـه خـدا زخم‌هایتان

یا سینه را به تیغ شهادت سپر کنید

یا اینکه مخفیانه از اینجـا حذر کنید


ادامه این شعر

موضوع: شب عاشورا،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شب عاشورا-یاران حضرت


ما همه بندۀ آزاد تو هستیم حسین

هر چه جز عهد تو دیدیم، شکستیم حسین

ما همان یار قدیمیم که از صبح الست

همه در عالم زر با تو نشستیم حسین

آن زمانی که نه دل بود و نه ما خلق شدیم

قید جان را زده و دل به تو بستیم حسین

ما می وصل تو با دست خدا نوشیدیم

تا دم مرگ همه باده‌پرستیم حسین

مستی بادۀ جنت چه کند با دل ما

ما که از آب دم تیغ تو مستیم حسین

دست عباس علمدارت اگر قطع شود

ما برای تو سراپا همه دستیم حسین

گو دو صدبار سر از پیکر ما بردارند

ما همینیم، همینیم که هستیم، حسین

پیش زهرا و علی روز جزا شاهد باش

رشتۀ عهد تو هرگز نگسستیم حسین

تو همان روی خدایی که ز ما دل بردی

ما همان بندۀ پیمان الستیم حسین

تا که با قامت جان پیش تو تعظیم کنیم

عاشق ترک تن و ترک سَر استیم حسین

وصف ما تا ابدیت سخن «میثم» توست

که ز هر دام، به توفیق تو رستیم حسین




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)،  شب عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/09/4 | 06:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-جناب جُون


تا پیشکش کنم بجز این سر نداشتم

رویم سیاه!  تحفه‌ی بهتر نداشتم

در بین عاشقان تو شرمنده‌ام حسین!

حتی تنی سفید و معطر نداشتم

***

هر چند ماه می‌شود اینجا فدای تو

بگذار جُون جان بدهد پیش پای تو

خونم سیاه نیست، ببین سرخ شد زمین

بر روی خاک شاخه گلی شد برای تو

***

من بنده‌ات نه! ... عاشقِ در بند گیسویت

قبلا دوبار کشته مرا چشم و ابرویت

در خواب دیده‌ جُون  تو را بارها ولی

درخواب هم ندیده سرش را به زانویت

***

تنها نه من،... به پای همه بند می‌زنی

در پاسخ سلام که لبخند می‌زنی

دل را به یک نگاهِ پر از مهربانیت

پیوند با نگاه خداوند می زنی

*** 

عشق من و تو زاده‌ی زهرا ! شنیدنی است

با یک کلاف هم دلِ یوسف خریدنی است

پیش تو ایستادم و خواندم به زیر لب:

خال سیاه بر رخ زیبا چه دیدنی است!

***


ادامه این شعر

موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/27 | 05:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب بن مظاهر


نـام مـرا حبیب نهاده است مادرم

پرورده بـا محبت آل پیمبرم

بی‌دوست بر نیاورم از سینه یک نفس

گـردد هزار بـار گر از تن جدا سرم

در آستان خویش غبارم کن ای! حسین

بنشان به روی خاک، قدم‌های اکبرم

بـا زخم سینه، ناز شهادت کشیده‌ام

شاید که وقت مرگ بگیری تو در برم

مقتل بهشت و زخم بدن، بوستانِ گل

حوریه مرگ و خون گلو آب کوثرم

بـا آنکه پیرمردم و سنم بــود فزون

انگار کــن فـداییِ ششماهه اصغـرم

مثل دو چوب خشک مجسم بوَد مدام

لب‌های خشک کـودک تـو در برابرم

مـن زنـده باشم و پسر فاطمه غریب

ای کـاش از نخست نـمی زاد مــادرم

بـر سنگ قبـر مـن بنویسید دوستان

مـن جـان‌نثـار یوسف زهرای اطهرم

"میثم" تو یاد می‌کنی از من به نظم خویش

مـن نیـز دستگیر تـو در روز محشرم




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/27 | 05:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب بن مظاهر


این بی قرار، عرصه برایش عجیب نیست

شمشیر با شکوفۀ زخمش غریب نیست

هر کس که نام لیلی او را شنیده است

از وادیِ جنون، دلِ او بی نصیب نیست

دیده ست در میان دو انگشت او بهشت

این ها برای عاشق او دلفریب نیست؟!

لشکر میان همهمه از خود سوال کرد:

این پیر مردِ پُر دل و جرأت حبیب نیست؟!

این آیه ها که روی لبش موج می زند

امواج آیه آیۀ "امن یجیب" نیست؟!

گل زخم یا ستاره به جسمش رسیده است؟!

این آسمان که هست کنارش طبیب نیست؟!

این شور و شوق چیست مرا مست می کند؟!

این عطر، عطر دلکش او عطر سیب نیست؟!




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/27 | 05:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب بن مظاهر-بحر طویل


ظهر عاشور به میدان بلا، معرکه ی کرب و بلا، گشت یکی پیر جوانمرد، رخش بر همه ظاهر، پسر پاک مظاهر، عاشقی طیب و طاهر، که به کف تیغ و به پیکر زرهش بود، به پیری چو یکی کوه، بدان همّت نستوه، ندا داد بر آن لشکر خونخوار، که ای قوم خطاکار، شمایید همه پست و ستم کار، منم عاشق آن سَیّد ابرار، که بوسیده سراپای او را احمد مختار، حسین آنکه کند یاری احکام خدا را.

* * *

من حبیبم که حسین ابن علی، داده زلطف و کرمش اذن جهادم، پیرم اما چو یکی شیر ژیانم، که قوی تر ز جوانم، عاشقم عاشق آن فخر زمانم، به تولّای حسین آمده ام، سینه به آتش زده ام، پیر منم، شیر منم، عاشق شمشیر منم، این من و این جان و تنم، تیغ کشید از کمر و داد ندای ظفر و ریخت تن و دست و سر و خصم روان در سقر نار شد و کشت بسی قوم دغا را.

* * *

ناگهان قامت آن ماه جبین، گشت زبیداد عدو، نقش زمین، گشت فدای ره دین، تاخت حسین ابن علی، جانب میدان و گرفت از ره احسان، سر آن پیر سرافراز به دامان، روح آن حافظ قرآن، به حضور پسر فاطمه، پرواز سوی دار بقا کرد، به عهدش چه وفا کرد، سر و جان را به ره دوست فدا کرد و ، در آن قلزم خون دید خدا را




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/27 | 05:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-جناب زهیر

  

لقمه ای نان درون دستانت

خیمه ات زیر بارش گرما

غرق فکر معاش و زندگی ات

فارغ از فکر خوب و بد حتی

 

توی غار حرای خود بودی

بانگ یک کاروان غریب رسید

آیه های بشارت آوردند

وحی از جانب حبیب رسید

 

لقمه از دستت اوفتاد زمین

ناگهان بر تو بهت غالب شد

تا که نام تو را صدا کردند

ماجرایی که داشت جالب شد

 

بین دنیا و آخرت ماندی

نامسلمانی و مسلمانی

توی برزخ نشسته ای انگار

که چنین بی قرار و حیرانی

 

بازهم بوی یار آمده بود

بوی گیسوی یار آمده بود

پسر فاطمه تو را می خواند

پیک از سوی یار آمده بود


ادامه این شعر

موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1391/08/27 | 05:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-حبیب بن مظاهر


گودال قتلگاه پر از بوی سیـــــــب بود

تنـــها تر از مسیح، کسی بر صلیب بود

سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ

اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود!

مولا نوشته بود: بیــــا ای حبیــــــب ما

تنها همین، چقدر پیامش غریـــــــب بود

مولا نوشـــــته بود: بیا دیـــــــر می شود

آخر حبیب را ز شــــهادت نصیب بود

مکتوب میرسید فراوان، ولــــی دریغ

خطش تمام، کوفی و مهرش فریب بود

اما حبیب، رنگ خدا داشت نامه اش

اما حبیب، جوهرش «امن یجیب» بود

یک دشت، سیب سرخ، به چیدن رسیده بود

باغ شهادتش، به رسیدن رسیده بود




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 اصحاب امام حسین(ع)-حر ریاحی


نگاهم از سرشک غصه تر شد

دلم از آتش غم شعله ور شد

نگاه مهربانت را که دیدم

دل شرمنده ام شرمنده تر شد

***

ببین شرمندگی را در نگاهم

من و شرم گناه آه از گناهم

دل اطفال تو لرزید ای وای

به هنگام تماشای سپاهم




موضوع: حر ریاحی،  اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-حبیب بن مظاهر


از کوفه مرد با دل بی تاب می رسید

دریای عشق تشنه، لب آب می رسید

یک نامه از حبیب به دستش رسیده بود

از این سبوی مِی زده سیراب می رسید

"حی علی الصلات" صدای اذان کیست؟!

دلداده ای به مسجد و محراب می رسید

یک حلقه دورِ خاتم پیغمبری زدند

این پیر نیز در صف اصحاب می رسید

شب ها برای خواندن قرآن که می نشست

آن روزها سورۀ احزاب می رسید

تا در وفا به عهد زبانزد شود حبیب

یک کربلا به تیرۀ اعراب می رسید




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/24 | 04:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-نافع بن هلال


سلام ما به شُکوه آفرین بزم جلال!
بزرگ زاده ی آزاده، "نافع بن هلال"
از او که خوانده حسینش ز بهترین اصحاب
چگونه مدح سرایم که هست ناطقه، لال؟
به نطق محکم خود، شام و روز عاشورا
ببُرد ز آینه ی قلب اهل بیت، ملال
بگفت: بی تو حسین! زندگی مراست، حرام
زهی! که زحمت مادر بر او حلال، حلال
ز بیم حمله ی او، خصم را نبود قرار
ز ضرب نیزه و تیغش، عدو نداشت مجال
نوشته بود به هر چوب تیر، نامش را
از آن که تا نشود ضربِ دست او، پامال
پس از قتال فراوان، اسیر دشمن شد
ولی نکرد تذلّل به پیش قوم ضلال
شکسته بود، دو دستش که دست او بستند
که رشته رشته ی جانش ز تیغ بگسستند




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/22 | 03:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-جون


از موالی حسینی "جون" نام

او غلام شه، شهان او را غلام

دکۀ عطار دین را، مُشک تر

کعبه ی کوی حسینی را، حَجَر

عشق را بس شهرهای محکم است

زان میان، او چون سواد اعظم است

گاه عبدالله زیب دوش او

گاه اصغر زینت آغوش او

دید چون در کربلا اوضاع جنگ

در پی خدمت، میان بربست تنگ

بهر رخصت بوسه زد بر پای شاه

همچو هاله گشت بر اطراف ماه

شاه گفتا کای غلام دل فکار

رو! به راه خود، مرا تنها گذار

عرض کرد: ای سبط پاک مصطفی!

دور باشد این ز آئین وفا

روز نعمت، کاسه لیس خوان تو

روز نقمت، دور از سامان تو

هست آزادیِ من، در بندگی

من نخواهم بی وجودت زندگی

من نخواهم زندگانی در جهان

بعد مولایان و مولا زادگان

دید چون خضر بیابان نجات

اندر آن ظلمت، عیان آب حیات


ادامه این شعر

موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1391/08/17 | 03:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-زبان حال جناب زهیر


شده در آسمان شهره، شهادت

فقط خون می شود مهر شهادت

زهیرم من که با لطف نگاهت

نصیبی دارم از ظهر شهادت




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1391/08/15 | 03:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)-ام وهب و وهب


زن ایستاده که اندوه را الک بزند

به زخم باور دشمن کمی نمک بزند

کنار حجله ی خونین آرزوهایش

عروس، کِل بکشد، شروه نی لبک بزند

دوباره چنگ زند لای زلف های پسر

کنار ناخن او ردّ خون شتک بزند

زنی به وسعت معصوم یک شکیبایی

نشسته بر جگرش زخم ناخنک بزند

و بوسه، خاطره ای داغ می شود از عشق

که روح سبز یقین پشت پا به شک بزند

بچرخ ای سر و برگرد سمت دشمن، آه

نباید این عطش مادرانه لک بزند

و غلت خوردن آن سیب سرخ در میدان

حماسه ای است که تاریخ را محک بزند




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1391/08/14 | 03:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اصحاب امام حسین(ع)

هفتاد و دو مستانه ٬ نوشیده از آن جام

هفتاد و دو حاجی کمر بسته به احرام

در حال طواف و همگی گرم نمازند

با ذکر حسین از پی تکبیره الاحرام

*****

هفتاد و دو طناز زمین خورده به یک ناز

هفتاد و دو شهباز پر از حسرت پرواز

چون زخم زند تیغ بلا پیکرشان را

گویند که زخم دگرت هست بزن باز

*****

هفتاد و دو سرباز سر افراز و دلاور

هفتاد و دو سردار سر آورده ی بی سر

گویند که یک سر نبود در خورت ای شاه

ای کاش که بد بر سر ما صد سر دیگر

*****

به عهد روز ازل پایبند می مانیم

به غیر کرب و بلا قبله یی نمی دانیم

برای آن که نگویند کفر ورزیدیم

بسوی قبله ی سنگی نماز می خوانیم




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/08/26 | 01:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

جون غلام امام حسین(ع)

 

چون جهاد روز عاشورا رسید

فرصت یاران سرآمد تا رسید

نوبت جانبازی اندر راه دین

بر غلام تُرکِ زین العابدین

«جَون» نام او که بر جان‌اش سلام

زشت روی و خوبرویان‌اش غلام

آن ره اندر کوی دلبر یافته

تربیت ها از ابوذر یافته

با علی دست ارادت داده بود

سال ها در خدمت‌اش استاده بود

آن چه از عشق و وفا تحصیل کرد

در قیام کربلا تکمیل کرد

پاسبان درگه مولا حسین

او بلال اما اذان‌اش «یا حسین».




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1389/08/26 | 01:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو