امام حسین(ع)-مناجات اربعین


همه شب راه می‌روم در خواب

پای رویای من پُر آبله است

مگر از آسمانِ خانه‌ی ما

تا ضریحت چقدر فاصله است ؟!

 

تا در این شاهراه، گم نشوم

باز، با چشم بسته بیدارم

چند شب مانده است، تا خورشید

چند صد تا ستاره بشمارم ؟!

 

از مزارِ پدر به سمت پسر

در مسیری که شب به شب رفتم

تا خودِ کربلا به عشق نجف

راهِ خود را عقب عقب رفتم

 

ساعتم را عقب کشیدم تا

سر ساعت به کربلا برسم

روزها با شمارشِ معکوس

می‌گذشتند زود، تا برسم

 

یک هزار و چهارصد منزل

یک هزار و چهارصد سال است

سرِ این جاده در زمان ظهور

انتهای مسیر، گودال است

 

مقتلت را ورق زدم؛ می‌گفت

ته این جاده صحبت از جنگ است

یاری‌ام کن که زودتر برسم

پای رویای من اگر لنگ است

 

هر شب این دلهره به جان من است

نکند وقتِ خواب، دیر شود

نکند آسمان غروب کند

نکند خواهرت اسیر شود

 

نکند آب، تا حرم نرسد

ساقی‌ات از خجالت آب شود

«روی نیزه بخواب، مادر جان !»

ذکر لالایی رباب شود

 

یاری‌ام کن به یاری‌ات برسم

تا که خنجر به حنجرت نرسد

تا سواری به گَرد پاهای

دخترِ نازپرورت نرسد

 

پیش‌مرگانِ آسمان بودن

آخرِ راهِ ما زمینی‌هاست

روی زانوی تو شهید شدن

همه شب خوابِ اربعینی‌هاست 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/07/26 | 12:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


آمده وقت انقلاب حسین!

عجلوا عجلوا به باب حسین

 

سایه ی لطف این و آن هیچ است..

میروم زیر آفتاب حسین!

 

بدی ام را ندیده بخشیدند..

خوش حسابیم با حساب حسین!

 

رعیتم ،ریزه خوار و مسکینم

انس دارم به نان و آب حسین

 

دست رد هم که میزند خیر است

رحمت مطلق است عذاب حسین!

 

روبروی ضریح قبل سلام..

میرسد زودتر جواب حسین!

 

برگ دعوت برای من هم داد...

ای بقربان انتخاب حسین

 

اُف به ابادی بدون حسین!

خوش بحال ده خراب حسین!

 

این‌ چهل روزه اشک ریخته است...

بیشتر از همه رباب حسین..

 

تکیه بر نیزه داد در گودال

تا حرم رفت التهاب حسین

 

نا جوانمردها حرم نروید

تک و تنهاست خواهرم !نروید




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/07/26 | 12:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


از اول گل هر سخن بود زینب

کسای روی پنج‌تن بود زینب

چنان مادرش ممتحن بود زینب

بدون تبر بت شکن بود زینب

قمر بود زینب !گهر بود زینب

و‌ ممتاز از هر نظر بود زینب

 

کسی مثل این آیه عصمت ندارد

کم‌آورده باشد؟حقیقت ندارد

به جز با حسین عشق خلوت ندارد

به‌ جز کربلا میل و رغبت ندارد

خوش است اینچنین‌ سر کند تا قیامت

برادر برادر کند تا قیامت

 

گهر از دو چشمش چکیده چکیده

به اینجا رسیده خمیده خمیده

چه درد بدی از کشیده! کشیده!

صدایش‌ می آید بریده بریده..

سلام ای سلیمان بی خاتم‌ من..

بغل کن‌ مرا باز هم‌ محرم من..

 

 

به گودال افتادی و مادر آمد

کنار تو بی روسری خواهر آمد

همینکه تورا بوسه زد لشگر آمد

لباس تو با زحمت از تن درآمد

نبرّید خنجر!به خونت وضو کرد

دلم زیر و رو شد تو را پشت و رو کرد

 

صدا میزدم که حرم رفت غارت

حرم رفت غارت، سرم رفت غارت

خدایا کمک معجرم رفت غارت

به گوشم زد و زیورم رفت غارت

مرا خولی بی حیا آنچنان زد...

که از گوشهایم فقط خون میامد

 

کشیدند ما را به میدان کوفه

گذر کردم از راه بندان کوفه

مرا دوره کردند مردان کوفه

عجب غربتی داشت زندان کوفه

به تفسیر قرآن من اجر دادند

چقدر آشناها مرا زجر دادند

 

مرا کوچه‌کوچه مرا خانه خانه

مرا با بهانه مرا بی بهانه

بزور لگد ،سیلی و تازیانه

کشیدند بین گذر وحشیانه

رباب تورا با‌کتک‌ میکشیدند

به ویرانه ما سرک‌ میکشیدند




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/07/26 | 12:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


یک اربعین ز داغ،دل مضطرم شکست

یک اربعین،سرشک به چشم ترم شکست

 

یک اربعین مدام به ما خنده کرده اند

با رفتن تو حرمت اهل حرم شکست

 

در کل عمر بال و پرم بودی ای حسین

در زیر اسب ماندی و بال و پرم شکست

 

وقتی که روی پیکر تو پا گذاشتند

دیدم که استخوان تنت در برم شکست

 

با دیدن تو یاد از آن کوچه کرده ام

آنجا که از لگد،کمر مادرم شکست

 

ای یار از خرابه مپرسی ز خواهرت

آندم که قلب طفل،به دور و برم شکست

 

من دست بسته بودم و از روی بام ها

سنگم زدند و مثل سر تو سرم شکست




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/07/26 | 12:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


اربعین یک گوشه ای از جلوه های ِ زینب است

بی قراری ِ دل از شور و نوایِ زینب است

 

هر کجایِ کربلا رفتی بدان که هر وجب

بی گمان یک جلوه ای از خاکپایِ زینب است

 

مثلِ حیدر رفته و مانند زهرا آمده..

خصلتِ این دو عمیقاً در صدایِ زینب است

 

وقتِ رفتن قد رشیده،وقتِ برگشتن کمان

استقامت اوّلین درسِ وفایِ زینب است

 

در نمازِ شب حسینش را به خاطر آورد

هیچ می دانی چه رزقی در دعایِ زینب است

 

خطبه اش درهم شکسته هیبتِ اهلِ نفاق

شام تسخیرِ دمِ خیبرگشایِ زینب است

 

هاله ای از نور بر گِردش تجّلی می نمود

شرمگین معنایِ عفّت از حیایِ زینب است

 

سر فرود آوردنش را کس ندیده در جهان

گرچه بارِ غصّه ها بر شانه هایِ زینب است

 

هرکه دور افتاده از بابُ الحسین،راهش دهید

مطمئناً روضه ها دارالشفایِ زینب است




موضوع: اربعین حسینی،  مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/25 | 11:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حماسه اربعین حسینی(ع) -برای جامانده ها


ای دل چه شد از لشکر آقا ماندیم؟

از قافله ی کر ب وبلا جا ماندیم؟

رفتند همه به شوق دیدار حسین(ع)

ما با غم جانگداز ، تنها  ماندیم 

***

دستم اگرازضریحتان کوتاه است

در سینه اگر ز درد دوری آه است

ارباب ، به جان زائرانت سوگند

دل با قدم پیاده ها همراه است

***

قربان  شکوه ِ اربعینت ،  آقا

جانم  به فدای  زائرینت ، آقا

من مانده ام ازسفر مگر جاکم بود

از بهر گدای  کمترینت ،  آقا

***

ای عشقِ خداوسِرّ مستور،سلام

ای قبله ی دل،تجلّی نور، سلام

امسال ، من از زیارتت جاماندم

هرلحظه وهردقیقه ازدور سلام




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/25 | 11:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حماسه اربعین حسینی(ع) -برای جامانده ها


پیش ارباب،روبروی ضریح...

چند باری صدا کنید مرا

کربلا رفته ها دلم تنگ است!

جان زینب دعا کنید مرا..




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/25 | 11:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-برای جامانده ها


وقت ضیافت آمد و در پشت در ماندم

تنها میان این قفس بی بال و پر ماندم

جا ماندم از کرب و بلا و در به در ماندم

این روزها جانم به لب آمد اگر ماندم

 

انگار که روی زمین تنها ترین هستم

محروم از خیر کثیر اربعین هستم

 

مونس ندارم غیر این چشمان گریانم

خیره شدن بر عکس شش گوشه است درمانم

زوار، راهی بهشتند و پریشانم

خیلی خجالت می کشم من از رفیقانم

 

کارم فقط اشک است و ناله از فراق دوست

تربت ببوسم هر سحر از اشتیاق دوست

 

اصلا ندیده پستی و روی سیاهم را

دیده همیشه خواهش و شوق نگاهم را

قبل از دعایم داده هر آنچه بخواهم را

او مطمئنا خوب می داند صلاحم را

 

من راضی ام بر آن چه که جانان پسندیده

امسال قربانش شوم هجران پسندیده

 

تنها پناه و ملجأ جا مانده ها مشهد

در وقت غربت دلخوشی هر گدا مشهد

شاه خراسانی صدا زد که بیا مشهد

تنها شدم رفتم به جای کربلا مشهد

 

خیلی رئوفانه به فریادم رسید آقا

خیلی عطوفانه سرم دستی کشید آقا

 

دستم به دامانت رضا کاری برایم کن

قدری از این درد و غمِ در سینه ام کم کن

و انظر إلیَّ...سائلت را باز محرم کن

سلطان! برات کربلایم را فراهم کن

 

تسکین هر درد و غمی روضه است، می دانی

ابن شبیبم، چند خطی روضه می خوانی؟

 

فابک علی المظلوم.. جدم دست و پا می زد

فابک علی المحروم.. زینب را صدا می زد

فابک علی المهموم.. خولی بی هوا می زد

فابک علی المغموم.. پیری با عصا می زد

 

او نیزه می خورد و علی آن لحظه آن جا بود

عطشانِ زیر دست و پا فرزند زهرا بود




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/25 | 11:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


این چهل روز عدو سنگ به ما زد بد زد

هر که آمد غم من دید مرا زد بد زد

 

شد چهل روز نه،انگار چهل سال گذشت

غمت آتش به دل ارض و سما زد بد زد

 

نرود از نظرم صحنه ی گودال حسین

هر که دور از بدنت بود جدا زد بد زد

 

پیش چشمان ترم حلقه به دور تو زدند

پیرمردی به تنت آه عصا زد بد زد

 

من خودم از روی تل دیدم و فریاد زدم

شمر بر پهلوی تو ضربه ی پا زد بد زد

 

تا درآورد عدو جسم علی را از خاک

سر او را به سر نیزه که جا زد بد زد

 

یک شب از ناقه زمین خورد یتیم تو حسین

زجر آمد چقدر طفل تو را زد بد زد

 

نشود قسمت کافر لگد زجر ای کاش

که از آن ضربه عزیز تو صدا زد بد زد

 

سر بازار به ناموس تو می خندیدند

خصم دانی که چرا طعنه به ما زد بد زد

 

دشمنی داشت عدو با علی از بدر و احد

که نوامیس تو را در همه جا زد بد زد




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/25 | 11:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


مطمئن بودم که می خواهی مرا سالارِ عشق

خواب بودم که شدم با یک نگه هشیارِ عشق

 

دعوتم کردی به جایی که نبودم لایقش

مانده ام درحیرتِ مطلق،چه شد دلدارِ عشق

 

دعوتم کردی سیاهی لشگرت باشم حسین

العجب ثم العجب ثم العجب از کارِ عشق

 

آبرو داریِ تو کشته مرا ..خونِ خدا

مثلِ حرّم که نبودم تو خریدی یارِ عشق

 

از نجف پایِ پیاده می روم کرببلا

جلوه ها کردی برایم بین این بازارِ عشق

 

تکیه بر دست تو دادم پشت من خالی نکن

تا ابد سر بر ندارم باز از دیوارٍ عشق

 

مطمئنم مهدیت این دور و بر همراهِ ماست

کی زیارت می کنم آقای من رخسارِ عشق

 

عزّت تو مستدام و‌دولتت پاینده باد

مطمئن بودم که می خواهی مرا سالارِ عشق




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/25 | 11:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات اربعین


چشمِ ما عمریست ای آقا بر این در مانده است

مثل رؤیا فکرِ دیدار تو در سر مانده است

 

نیست جز یاریِ تو ، منظورِ ما از دیدنت

آرزوی یاری اَت بر قلب نوکر مانده است

 

با تحیُّر گاه گاهی چهره‌ها را بنگرم

چشم ها خیره به هر روی منور مانده است

 

در پیِ رخسار تو، سرها پریشان خاطرند

از جدائیهای تو، دلها مکدّر مانده است

 

کاش روزی شیعۀ دلخواه تان باشیم ما

رتبۀ ایمانمان از درکِ تو درمانده است

 

کسبِ ما در نزد تو چون پینه دوزی هم نشد

وعدۀ دیدار ما تا کِی مقدر مانده است

 

این چه سودائی است با خود کرده ام در عاشقی

از تو گویم لیک، فکرم جای دیگر مانده است

 

عده ای رفتند تا مقتل ز هیئت‌های تو

چشم مامبهوت بر محراب و منبر مانده است

 

هان! شهیدان، راهِ صد ساله به یکشب رفته اند

دل هنور از راهِ خوبان صد برابر مانده است

 

کربلا راهِ مرا نزدیک کرده با شما

از میانبُر آمدم، یک دَم به لشگر مانده است

 

وعدۀ ما شد ستونِ آخرِ راهِ نجف

اربعین تا کربلا یک دیدۀ تر مانده است




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/21 | 03:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حماسه اربعین حسینی(ع)


دست من خالی و با چشم ترم خواهم رفت

به در خانه‌ی ارباب کرم خواهم رفت

هرکه دارد هوس کرببلا بسم‌الله

باز با پای پیاده به حرم خواهم رفت




موضوع: اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/07/21 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حماسه اربعین حسینی(ع)


یادت می آید زیر پرچم گریه کردیم

هرجا حسین گفتند ، در دم گریه کردیم

 

تا کربلا رفتیم و با هم روضه خواندیم

تا کربلا رفتیم و با هم گریه کردیم

 

این که روایت گفته زائر عرشیانند

یعنی کنار نوح و آدم گریه کردیم

 

در زیر بارانی که نم نم بود ، ما هم

از اصغرش خواندیم و نم نم گریه کردیم

 

چندین سه ساله در میان راه دیدیم

بر روضه ای که شد مجسّم گریه کردیم

 

خسته شدیم و با قد خم راه رفتیم

یک لحظه بعدش بر قد خم گریه کردیم

 

گفتند تا کی گریه بر آقای مظلوم ؟

گفتیم که اللهُ اَعلم ... گریه کردیم

 

تنها نه بر کرب و بلا و هر مقامش

بر عکسهای کربلا هم گریه کردیم

 

این اشک ها آبیست بر دوزخ ، به والله

فردا پشیمانیم اگر کم گریه کردیم

 

ماه صفر تازه به باقی می رسد ، چون

سی روز بر هفتِ محرم گریه کردیم …




موضوع: اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 09:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


من از اسارت آمدم با یک بغل غم

حیرانِ این گودال و این دشتم برادر

در پیکر خود سر نداری تا ببینی

از شهر شام و کوفه برگشتم برادر

 

من آمدم اما نه آن طوری که بودم

مویی سپید و قامتی خم دارم این بار

من سعیِ خود را کردم اما ای برادر

در کاروانم چند تن کم دارم این بار

 

رخصت بده شرح سفر با تو بگویم

طی شد چهل روزم به مانند چهل سال

رفتم به شام و کوفه و اما دل من

جا ماند ، اینجا در کنارت بین گودال

 

من آمدم تا در کنار تربت تو

آرام گیرم با سرشک جاریِ خود

طفل سه ساله داخل ویرانه جا ماند

شرمنده ام از این امانتداریِ خود

 

اما برادر بگذریم از اینکه در شام

هرگز امانتدارِ مقبولی نبودم

از غصه می مردم خدا را شکر ، کوفه

پای تنور خانۀ خولی نبودم

 

در پشت دروازه کنار شهر کوفه

مانند زهرا مادرم از پا نشستم

وقتی پر از خاکسترت دیدم به نیزه

سر را به پای چوبۀ محمل شکستم

 

مرگ خودم را آرزو کردم که بر نِی

دیدم شکافِ گوشۀ پیشانی ات را

دیدم که با سنگ جفا کردند ساکت

بالای نیزه صوت قرآن خوانی ات را

 

گر چه ندیدم در سفر الّا جمیلا

گر چه برادر فاتحِ شامِ خرابم

اما خبر داری غرور من لگد شد

وقتی که دیدم داخل بزم شرابم

 

زینب کجا و بزم مِی ، دیدی چگونه

آنجا غرور ما و طفلانت شکستند

اما از آن بدتر که دیدم داخل تشت

با خیزران بدجور دندانت شکستند

 

داغت میان سینه ام آتش به پا کرد

با آتش داغت شوم همراه ،  بهتر

از این غم و این غصه ها بسیار دارم

اما کنار تو سخن کوتاه ، بهتر

 

این اربعینِ اول است و  خواهر تو

همراه با جابر عزادارِ حسین است

اما یقین دارم که تا روز قیامت

کرببلا میعاد زوارِ حسین است

 




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 09:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)- اربعین- دودمه


فاتح کوفه و شام آمده در کربلا

السلام ای شهدا

زینبم ، نایبة الفاطمه ، ای خون خدا

السلام ای شهدا




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 09:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


باز دل زمزمه و شور و نوا می گیرد

عطری از قافلۀ آل عبا می گیرد

 

باز در ماه صفر بوی محرّم آمد

هر که مَحرم بشود رنگ عزا می گیرد

 

اربعین است که دلها به تپش می افتد

قلبها بوی رگ خون خدا می گیرد

 

حجِّ ما حجِ حسینی است خدا می داند

حاجیِ عشق از این مروه صفا می گیرد

 

کربلا بر همه حتی به مدینه اُولاست

زینب از نیمه – ره کرب و بلا می گیرد

 

جابر از خانه برون شو که رسد موکب عشق

این نوای دلِ زهراست که پا می گیرد

 

خیمۀ فاطمه در کرب وبلا بر پا شد

جبرئیل است که ذکر شهدا می گیرد

 

هر که دارد هوس کرب وبلا  بسم الله

حاجت آرید که امروز دعا می گیرد

 

زائر از مرتبۀ خویش نگردد آگاه

این مقامی است که در روز جزا می گیرد

 

دل ما را حرم الله نوشتند ازل

حرم اینجاست ، دلت راه کجا می گیرد




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 09:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


ای سربلندی پیمبرها سر تو

تابیده مثل ماه بردنیا سر تو

رفتم تمام شهرها را با سرتو

دیدی رسیدم آخرش بالا سر تو

بار دگر سنگ صبور من تو هستی

آقاترین اهل قبور من تو هستی

 

باید بگویم باتو غربت نامه ام را

خط به خط از اوج مصیبت نامه ام را

تحویل تو دادم شکایت نامه ام را

وقتی که میخوانم زیارت نامه ام را

سرتا به پایم را ببین قدم خمیده

یابن علی مرتضی زینب رسیده

 

بعد از تو اوضاع حرم دیگر عوض شد

سربسته میگویم به تو معجر عوض شد

هم جای خواب آل پیغمبر عوض شد

هم که سرت با کیسه های زر عوض شد

با نیزه بر زنها مکرر میزدند آه..

نامحرمان به خیمه ها سر میزدند آه..

 

شلاق خوردم با شتاب افتاد دستم

انگار در سرب مذاب افتاد دستم

در وقت بیداری و خواب افتاد دستم

جای النگویم طناب افتاد دستم

روبنده ام را یک نفر باخنده وا کرد

پیش نگاهم چکمه ات را زود پا کرد

 

 

یکدفعه دیدم که سرت گم شد برادر

انگشت با انگشترت گم شد برادر

آن یادگار مادرت گم شد برادر

در راه کوفه دخترت گم شد برادر

اورا پس از سیلی زدن تحویل دادند

از مو گرفتند و به من تحویل دادند

 

در کوفه دیدم کربلارا خاطرم هست

زخم زبان آشنا را خاطرم هست

آن چشمهای بی حیارا خاطرم هست

رقصیدن رقاصه ها را خاطرم هست

هرکوچه ای بوی غذاها پخش میشد

بین اسیران نان و خرما پخش میشد

 

شهرپدر با دخترش نامهربان بود

دور و بر من دسته نامحرمان بود

حتی مهار ناقه ام دست سنان بود

ناموس تو زندان کوفه میهمان بود

همسایه با من شد غریبه گریه کردم

با گریه ی ام حبیبه گریه کردم

 

اصلا خبر داری که مارا شام بردند

مارا میان کوچه ای بدنام بردند

در معرض چشمان خاص و عام بردند

وقتی میامد سنگها از بام بردند

ویرانه ای تاریک جای خواب ما شد

سردی شبهایش بلای خواب ما شد

 

یک گوشه بازار زنها جمع بودند

یک گوشه قومی بهر دعوا جمع بودند

بازاریان دور و برما جمع بودند

خیلی کتک خوردیم هرجا جمع بودند

برچادر من رد پا مانده ازآنروز

روی تنم جای عصا مانده ازآنروز

 

در طشت بودی اضطرابش کشت مارا

هی چوب خوردی و عذابش کشت مارا

آن بی حیا ظرف شرابش کشت مارا

بوی غذا بوی کبابش کشت مارا

یک خیرران روز و شبم را ریخت برهم

زد به لبت وقتی!لبم را ریخت برهم

 

سنگینی چشم حرامیها چه سخت است

با پای زخمی ماندن سرپا چه سخت است

حرف کنیزی پیش چشم ما چه سخت است

پس دق نکردن از غمت آقا چه سخت است

جان داد آخر دخترت یک گوشه تنها

شرمنده ام ازاین امانت داری آقا




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 09:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(عج)-مناجات اربعین


دلم چو تیغ برهنه ست روبروی نیامش

که بوی سوختن خیمه می رسد به مشامش

 

سلام می کنم از دور و می رسم به حریمی

که ابرو باد ومه و مهر می دهند سلامش

 

قدم گذاشته ام چون نسیم تا بکشاند

مرا کشاکش طوفانیِ پیاده نظامش

 

برای دیدن زیبائی اش گریسته ام من

که روی عرش نی افتاده است ماه تمامش

 

نگاه می کنم از گوشه ای که چشم خودم نیست

به جاده ای که گره می زند مرا به مقامش

 

به هیئت صلوات ایستاده  صاحب موکب

غم حسین چکیده ست از میان کلامش

.

. . . نگاه کن به سرافرازی سپیده ی بی سر

به شرم  ظلمت و آن آفتاب بر سر بامش

 

پل صراط من انگشت اوست گرچه بریده

بهشت سینه ی معصوم اوست گرچه دریده




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 09:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات اربعین


دل می‌برد از گنبد خضرا شالش

آذین شده کربلا به استقبالش

از جادۀ اربعین می‌آید یک صبح

می‌آید و یک قافله دل دنبالش




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 09:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال

حس می کنم افتاده ام از شیب گودال

 

یادم نرفته ذوالجناح بی سوارت

یادم نرفته دختران بی قرارت

 

یادم نرفته سنگ بر آیینه ات خورد

یادم نرفته چکمه ای بر سینه ات خورد

 

یادم نرفته گریه ام سیلاب می شد

طفلی رقیه پابه پایم آب می شد

 

زهرا شدم، در تنگنا آتش گرفتم

من زودتر از خیمه ها آتش گرفتم

 

از کربلایت زخمی و بی بال رفتم

با چشم هایی تار از گودال رفتم

 

از حال و روزم بی خبر بودم برادر

با شمر و خولی همسفر بودم برادر

 

با دست خالی جنگ آن اغیار رفتم

با چادر خاکی سر بازار رفتم

 

زخم زبان از شهر پر نیرنگ خوردم

در کوفه از شاگردهایم سنگ خوردم

 

از ازدحام کوچه ها رنجید زینب

از هم محلی، کم محلی دید زینب

 

همسایه ای داغ دلم را تازه میکرد

چادر نمازم را سرش اندازه میکرد

 

خاکستر غم، بر سر من ریخت کوفه

خورشید را از شاخه ای آویخت کوفه

 

رفتم، برای ماندن اسلام رفتم

با آستینی پاره شهر شام رفتم

 

 از خنده های ساربان رنجید زینب

آخر سرِ دروازه را هم دید زینب

 

از راه های سخت و بی برگشت رفتم

با دست هایی بسته پای طشت رفتم

 

پیراهنت را سوختم تا پس گرفتم

با خونِ دل عمامه ات را پس گرفتم

 

در قتلگاه غم، زمین گیرم برادر

دارم به قتل صبر می میرم برادر




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 09:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


ظاهرا اینبار حال شعرهایش بهتر است

شاعر بارانیت حال و هوایش بهتر است

 

از نجف از کاظمین از سامرا هم گفت و من

خواندم اما بیتهای کربلایش بهتر است

 

کلبُهم باسط... مرا با اربعینی ها ببر

لنگ لنگان هم بیاید، سگ وفایش بهتر است

 

در حرم در راه در موکب ... بهشتت دیدنی است

هرچه می گردم نمی فهمم کجایش بهتر است

 

مادرم از درد پایش خسته بود آوردمش

اربعینی راه رفت امروز پایش بهتر است

 

با خود آورده است داروهای خود را منتها

از غذایت لقمه بردارد برایش بهتر است

 

ابتدا ، شوق من و کرببلایت انتهاست

ابتدای راه خوب و انتهایش بهتر است




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حماسه اربعین حسینی(ع)


با پای پیاده ، تا حَـرَم می آیند

با حضرت عشق ، همقدم می آیند

این دلشدگان ، لشگر ثار الله اند

والفجر ! که تا سپیده دم می آیند

 




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حماسه اربعین حسینی(ع)


ای تشنه لب زلالی از جوی بهشت

همراه نسیم می وزد بوی بهشت

با پرچم یاحسین از شهر نجف

با پای پیاده می روی سوی بهشت




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حماسه اربعین حسینی(ع)


 آغازِ ما تویی و سرانجام ما تویی

بی تو، مسیر عشق به آخر نمی‌رسد

 

بر سردرِ سرای محبت نوشته اند:

با سر، کسی به محضر دلبر نمی‌رسد

 

در راهِ جابر، این همه عمار و میثم است

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

 

سالار هر مبارز بی ادعا، حسین!

ای کشته ی وحوش مقدس نما، حسین!

 

باز برخیز که در قافله حاضر باشی

در جهان گذرایی، که مسافر باشی

 

وقت جبران نشستن شده، برخیز و بیا

اربعین است، در آن کوش که جابر باشی

 

در مسیری که در آن یار طلب کرده، تو را

شرط اول قدم آن است که ناصر باشی

 

چه کریم است، اگر حر بشوی می‌بردت

تا که هم پای حبیب ابن مظاهر باشی

 

کربلای تو همینجاست همین امروز است

عهد کن با ولیِ عصر، معاصر باشی

 

در دل اگر که گندم ری کِشته ای نیا

خود را به پای دِرهم اگر کُشته ای نیا

 

نورش نصیب قلب منافق نمیشود

دلبسته ی مقام، که عاشق نمیشود

 

جای نشستن است مگر زیر نام تو؟

بی رگ، چگونه دم بزنم از قیام تو؟

 

این دستها که چوب علَم را گرفته اند

بی شک، چنین گلوی ستم را گرفته اند

 

بر کشتی نجات خدا، ناخدا، حسین

راز به هم تنیدن دلهای ما، حسین

.

«حُبُّ الحسین یَجمَعُنا» شد نشان ما

در خیمه ی حسین، یکی شد زبان ما

 

محشر کبری به پا کرده است آن «ذبح عظیم»

بار بربندید، «بسم الله الرحمن الرحیم»




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام زمان(عج)مناجات اربعین-برای جامانده ها


کوله بار معصیت دارم ببین دلواپسم

باز هم درمانده ام خوردم زمین دلواپسم

 

دل به بیگانه سپردم قسمتم آخر نشد

تا که باشم باتو یک شب همنشین دلواپسم

 

بسکه از تو دور ماندم شاهدی آخر دلم

با ریا و بی حیایی شد عجین دلواپسم

 

بد ضرر کردم که وابسته به این دنیا شدم

تیره شد قلبم که حالا این چنین دلواپسم

 

شهر پر شد ازگناه و بی تفاوت مانده ام

وای بر من که ندارم دردِ دین دلواپسم

 

دربه رویم باز کن آقا که غیر از خانه ات

دائما شیطان نشسته در کمین دلواپسم

 

میشود لطفی کنی آقا بگویی میرسی

در کنارم لحظه های واپسین دلواپسم

 

تو فقط دست مرا بگذار در دست حسین

راهی ام کن کربلا در اربعین دلواپسم




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 امام حسین(ع)مناجات اربعین


عاشق حضرتِ حق بود و سراسر بخشید

هر چه را داشت نه با حوصله! با «سر» بخشید

 

تا ابد لنگرِ کشتی نجات خود را

متمایل به حیا کرد و به خواهر بخشید 

 

تا که اوضاعِ زمینگیریِ فطرس را دید

إذنِ پرواز به او داد؛ سپس «پر» بخشید

 

دست-چین کرد خدا محض طواف ِ رویش

آن زمانی که به ما رتبۂ نوکر بخشید

 

متولّد شده بودیم چه گریان... ما را؛

مادرش آمد و با گریه به مادر بخشید

 

زینت دوش نبی بود و برای اثبات

همۂ سینه زنان را به پیمبر(ص) بخشید

 

عده ای را وسطِ روضه و بعد از توبه...

عده ای را وسطِ صحنۂ محشر بخشید

 

زیرِ قبّه، شب جمعه، کرَمش عام شد و

زائرانِ حرمش را دو برابر بخشید

 

اربعین یادِ غریبیِ حسن(ع) افتاد و...

خیل زوّار خودش را به برادر بخشید!




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حماسه اربعین حسینی(ع)


مسافر مسافر مسافر، هزاران هزاران مسافر

عجب تاولی! کار عشق است، جواهر جواهر جواهر!

 

بده باده ای تازه ساقی، از آن چای‌های عراقی

که چیزی نمی‌چسبد الّا، همان استکان‌ها به زائر

 

تو بودی در آن بلبشوها، گرفتی گذرنامه‌ام را

تو رد کردی از مرز حیرت مرا مثل مرغی مهاجر

 

حرم بود و همبستگی بود، کجا صحبت خستگی بود

ستون هزار و صد و چند صف عاشقان معاصر

 

اگر موکبی جا ندارد شبی توی صحرا بخوابیم

که ما دل به دریا سپردیم، نه خواب و خوراک و ظواهر

 

ستون‌های این جاده را ما به شوق حرم می‌شماریم

شبیه رباب و سکینه کنار قدم‌های جابر




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-زیارت کربلا


هزار مرتبه مُردم دوباره جانم داد

تکان پرچم سرخ حرم «تکانم»داد

پیاده آمده بودم سواره برگشتم

حسین از کرمش باز هم امانم داد




موضوع: اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-برای جامانده ها


آخر روزی پای علم میمیرم

دق میکنم از غصه و غم میمیرم

جامانده ترین زائر امسال منم

با پخش تصاویر حرم میمیرم 




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/07/20 | 08:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


ای کاش می شد من هم این شب ها

در گوشه ای دنج از حرم بودم

یا نوحه ای پرشور باشم ، یا

ترکیب بند محتشم بودم

 

می شد شبیه پرچم سرخی

بر روی بیرق ها رها باشم

در دسته های سینه زن...گاهی

در هیئت زنجیر ها باشم

 

می شد که تا مرز شلمچه رفت

می شد که زد دل را به جاده رفت

می شد شبیه خیل مشتاقان

تا کربلا پای پیاده رفت

 

با تو محرم را صفر کردم

با تو چهل شب را سحر کردم

هر وقت یاد زینب افتادم

خون گریه ها را بیشتر کردم

 

هر وقت یاد زینب افتادیم

معجر دوباره یادمان آمد

از خیزران، از شام، از غربت

از گوشواره یادمان آمد

 

می خوانم از چشم عزاداران

مقتل به مقتل از لهوفت را

تا دین جدت را بفهمم، باز،

می خوانم امشب "یا سیوف..." َت را*

 

چشمان خیس روضه خوانانت

مضمونی از جنس غزل دارد

چایی روضه نزد ما طعمی

شیرین تر از طعم عسل دارد

 

حال خوشی دارم اگر چه اشک

در سطرسطر شعر من جاریست

این چشم و روی خیس در عالم

تنها مسیر آبرو داری ست...

 

* «إن کانَ دین مُحَمَّداً لَمْ یَستَقِم الَّا بِقَتلی فَیاسُیُوف خُذینی»

اگر دین جدم محمد (ص) جز با کشته شدن من باقی نمی ماند پس ای شمشیرها! مرا دریابید...!




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/16 | 02:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.