حضرت زینب (س)-اربعین


چهل شب است چهل شب هوای دل تنگی

چهل شب است چهل شب فضای دل تنگی

چهل شب است غم تو به گونه ای دیگر...

به دل نشسته و خواند نوای دل تنگی

شب چهلمت آقا چقدر غمگین است

همین غم است برایم بهای دل تنگی

حسین ماه محرم تمام شد، غم تو ...

...هنوز مانده میان سرای دل تنگی

میان روضه بی تابی چهل روزه

چقدر اشک خدایا خدای دل تنگی

چه کربلا چه مدینه چه کل هست جهان

برای ماتم تو شد گدای دل تنگی

اگر حسین نباشد مرا چه غم باشد

حسین روضه سرخی برای دل تنگی

گذشت فصل محرم گذشت عمر غمت

و آه مانده دل ما به پای دل تنگی

×××

از وبلاگ شعر شاعر




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/21 | 06:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-اربعین


ای شهیدان شمع روشن، عود در مجمر کنید

 عمـۀ سـادات از شام آمده، باور کنید

 بـا گلاب اشک خود آیید بهر پیشباز

 شستشو از چهره او گرد و خاکستر کنید

 کـوثر زهـرا ز صحـرای اسـارت آمده

 جای گل با هم نثارش سورۀ کوثر کنید

 تا گل سرخِ «مبارک باد» بر لیلا برید

 خلعت نو بر تن پاک علی‌اکبر کنید

 سینه‌ای پر شیر از خون دل آورده رباب

 گریه بر لبخندِ خونین علی‌اصغر کنید

 لالـه‌های پـرپـر ام‌البنین، زهرا رسید

 در پیِ عبـاس، استقبال از مادر کنید

 ام‌کلثوم از سفـر آورده رو در علقمه

 لحظه‌ای دلجویی از آن مهربان خواهر کنید

 همره زینب به سوی قتلگاه آرید رو

 گریه بر آن خواهر و آن پیکرِ بی‌سر کنید

 تا سکینه چشم نگشاید به سوی قتلگاه

 خویش را سدّ ره آن نازنین دختر کنید

 طایـران خستـه اینجـا نیست دیگر کعب نی

 ناله و فریاد بر خاک شهیدان سر کنید

 این شما، این کربلا، این علقمه، این قتلگاه

 سرزمین نینـوا را صحنـۀ محشر کنید

 با وضوی اشک رو آرید سوی قتلگاه

 سجده بر زخمِ تنِ آن غرقه خون پیکر کنید

 ای ملایک تا قیامت رود رود و بحر بحر

 اشـک «میثم» را نثـار آل پیغمبر کنید




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/20 | 06:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین

 

ما را که غیر داغ غمت بر جبین نبود

نگذشت لحظه ایی که دل ما غمین نبود

هر چند آسمان به صبوری چو ما ندید

ما را غمی نبود که اندر کمین نبود

راهی اگر نداشت به آزادی و امید

رنج اسارت، این همه شور آفرین نبود

ای آفتاب محمل زینب کسی چو من

از خرمن زیارت تو خوشه چین نبود

تقدیر با سر تو مرا همسفر نبود

در این سفر، مقدّر من غیر ازین نبود

گر از نگاه گرم تو آتش نمی گرفت

در شام و کوفه، خطبه من آتشین نبود

در حیرتم که بی تو چرا زنده ام حسین

عهدی که با تو بستم از اول، چنین نبود

ده روزه فراق تو عمری به ما گذشت

یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/20 | 06:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-بحر طویل اربعین


کاروان می رسد از راه‌، ولی آه

چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب

دل سنگ شده آب، از این نالۀ جانکاه

زنی مویه کنان، موی کنان

خسته، پریشان، پریشان و پریشان

شکسته، نشسته‌، سر تربت سالار شهیدان

شده مرثیه خوان غم جانان

همان حضرت عطشان

همان کعبۀ ایمان

همان قاری قرآن، سر نیزۀ خونبار

همان یار، همان یار، همان کشتۀ اعدا

کاروان می رسد از راه، ولی آه

نه صبری نه شکیبی

نه مرهم نه طبیبی

عجب حال غریبی

ندارند به جز ماتم و اندوه حبیبی

ندارند به جز خاطر مجروح نصیبی

ز داغ غم این دشت بلا پوش

به دل هاست لهیبی

به هر سوی که رفتند

نه قبری نه نشانی

فقط می وزد از تربت محبوب

همان نفحۀ سیبی

که کشانده ست دل اهل حرم را

×××   


ادامه مطلب

✔️ موضوع : اربعین حسینی، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/19 | 06:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین


ساربان از اشتران بگشای بار

لحظه ای ما را به حال خود گذار

اینکه بینی سرزمین کربلاست

خاک او آغشته با خون خداست

در حریم قدسی صحرای دوست

بشنو این گلبانگ، این آوای اوست

نی نوا، در نینوای راستین

مویه ها دارد ز نای اربعین

ناله آتش بال در پرواز بین

هم طراز آه گردون تا زمین

اشک می ریزد ز چشم کائنات

در عزای تشنه کامان فرات

آن بلا جویان که تا بزم حضور

راه پیمودند با سامان نور

رایت توحید از اینان پایدار

ماند و می ماند به دور روزگار

گر فرات این جا چو دریا خون گریست

نی عجب، خورشید بر هامون گریست




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/19 | 06:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)- اربعین


چهل شب است فقط گریه کرده ام بی تو

 چهل شب است برادر که مانده ام بی تو

 ز بعدِ صحنۀ گودال و بی تو گشتنِ من

 بدون محرم و یاور شکسته ام بی تو

 دلم شکسته ز داغت ولی پیام تو را

 به کل عالم هستی رسانده ام بی تو

 به هر کجا که سرت رفت من هم آمده ام

 گمان مکن که من از پا نشسته ام بی تو

 شبیه فاطمه گشته کبودیِ بدنم

 شبیه مادر مظلومه گشته ام بی تو

 حکایتِ تن بی سر و حلقه انگشتر

 برای کل جهان روضه خوانده ام بی تو

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای نقیب برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/19 | 06:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)- اربعین

 

اربعین و جاده های بی کسی

زینب و دنیایی از دلواپسی

حس نمودم اوج غربت را به تن

خورده ام طعنه ز اغیارت بسی

×××

آمدم ،حال مرا بنگر حسین

ای برادر،ای تو هم سنگر حسین

کوله باری از مراثی در دلم

کعب نی هر لحظه بر خواهر حسین

×××

بعد تو،این زینب و این ناله ها

این من و حزن و فراق لاله ها

ای سرت خورشید بام نیزه ها

مانده ام بین گل و آلاله ها

×××

در مسیر کوفه تا شام بلا

من شدم با هر غم تو مبتلا

بوی خون آید هنوز از قتلگه

ای شهید خفته در کرب و بلا

×××

من اسارت رفتم و قدم خمید

نیزه ها از پیکرت گلبوسه چید

ای تنت زخمی چو قلب دخترت

همچو مادر، پهلویت دشمن درید

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای عبدالهی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/19 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-اربعین


ای آفتاب دیدۀ روشنگرم حسین

کرده شرار داغ تو خاکسترم حسین

با دیدن مزار تو بعد از یک اربعین

آتش فتاده است به چشم ترم حسین

هر لحظه از فراق تو سالی به ما گذشت

با آن که نیست دوری تو باورم حسین

گفتی صبور باشم و بودم، ولی ببین

داغت چه کرده با دل غم پرورم حسین

بال و پری نمانده برایم، ولی هنوز

«تا پر نشسته تیر غمت در پرم حسین»

بار دگر به ساحل تف دیدۀ فرات

سوزد به یاد حنجر تو حنجرم حسین

آثار تازیانه و سیلی هنوز هست

بر روی کودکان تو و پیکرم حسین

پرسی اگر ز کودک دُردانه ات ز من

پرپر زد او کنار سرت در برم حسین

همراه ناله های من و کودکان تو

آید صدای زمزمۀ مادرم حسین

در این حصار درد «وفائی» به ناله گفت

در روز اربعین تو نوحه گرم حسین




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/18 | 06:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین


ای ساربان ای ساربان محمل نگهدار

آمد به منزل کاروان منزل نگهدار

محمل مران محمل مران شهرِ دل اینحاست

این کاروانِ خسته دل را منزل اینجاست

اینجا بهار بی خزان من خزان شد

از برگ برگ لاله هایم خون روان شد

اینجا همه دار و ندارم را گرفتند

باغ گل و عشق و بهارم را گرفتند

اینجا بخاک افتاده بود و هست عباس

هم مشک خالی هم علم هم دست عباس

اینجا ز هم پیشانی اکبر جدا شد

بابا تماشا کرد و فرزندش فدا شد

اینجا ز آل ا... منع آب کردند

با تیر طفل شیر را سیراب کردند

اینجا صدای العطش بیداد کرده

بر تشنه کامان آب هم فریاد کرده

اینجا همه از آل پیغمبر بُریدند

ریحانۀ  خیرالبشر را سر بُریدند  


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/18 | 06:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)- اربعین

 

چهل روزه برادر، بی قرارم

چهل روزه من و احوال زارم

چهل روزه شده بر نی، سر تو

زند دائم به سر، این دختر تو

چهل روزه من و چشم انتظاری

چهل روزه ز نی، دنبال یاری

چهل روزه ولی گشته چهل سال

شدم از داغ تو، بی پر و بی بال

چهل روزه، جسارت بر حرم شد

چهل روزه، چه خاکی بر سرم شد

چهل روزه جمالت را ندیدم

ز رگ های گلو، بوسه نچیدم

چهل روزه شده کارم شب و روز

کنم تفسیر آن، روی دل افروز

چهل روزه مقیم اشک و آهم

چهل روزه به نی، مانده نگاهم

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای عبدالهی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1390/10/18 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-اربعین


چهل شبانه گذر کرد بر زمین بى تو

چهل شبانه بى عشق، بى یقین، بى تو

پس از تو پیرهن سوگوار تا به ابد

چه گریه ها که ندارد در آستین بى تو

مرا که چله نشینِ خرابه ها شده ام

مرا که با غم هر ثانیه عجین بى تو

کسى نبرد به مهمانى دعا و درود

که عشق بى کس و کار است این چنین بى تو

به سر سلامتى من چه تلخ آمده اند

ستاره هاى پریشان هر پسین بى تو

چهل شب است که خواب غروب مى بینند

پرندگان غزل مردۀ زمین بى تو...




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/10/17 | 06:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-اربعین


اختر من! هلال من! ماه من

همسفر و همدم و همراه من

بی تو دلم طایر بی ‌بال بود

داغ چهل ‌روزه چهل ‌سال بود

شعله نثار جگرم کرده‌اند

با سر تو همسفرم کرده‌اند

پیش روی محمل من صف‌ زدند

رقص‌کنان، خنده‌ زنان کف ‌زدند

محمل ما در ملاء عام بود

همدم ما سنگ لب ‌بام بود

دیده به خورشید رخت دوختم

آب شدم ساختم و سوختم

رأس تو می‌داد به زینب سلام

چشم تو می‌گشت به من هم‌ کلام   


ادامه مطلب

✔️ موضوع : اربعین حسینی، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1390/10/17 | 06:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


فاتح شامم و باز آمدم از شام، حسین

کرده‌ام فتح تو را بر همه اعلام، حسین

ذوالفقار سخنم معجزۀ حیدر داشت

فتح شد با نفس حیدری‌ام شام، حسین

نالۀ کودک تو کاخ ستم را لرزاند

گر چه در گوشۀ ویرانه شد آرام، حسین

به طواف حرم محترمت گردیده

جامۀ ماتم ما حلّۀ احرام، حسین

در طواف سر خونین تو خواندیم نماز

مُهر ما بود فقط سنگ لب ‌بام، حسین

باورت بود که در حال اسیری ببرند

دختر فاطمه را در ملاء عام، حسین

لعنة الله علی آل زیادٍ و زیاد

که ز خون تو گرفتند همه کام، حسین

هدیه بردند سر پاک تو را بهر یزید

تا بگیرند پی قتل تو انعام، حسین

باورت بود که در شام بلا دخترکت

بر روی خاک گذارد سر بی ‌شام، حسین

آتشی بر جگر سوختۀ «میثم» زن

که بسوزد ز غمت در همه ایام، حسین




✔️ موضوع : اربعین حسینی، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/16 | 06:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


الا ای گل که پرپر زیر خاکی

به زیر خاک و چون دل چاک چاکی

نمی گویم ز خاکت سر بر آری

که می دانم برادر سر نداری

ولی گویم نظر کن زینبت را

نگه کن خواهر جان بر لبت را

نمی شد باور قلب حزنیم

که روزی سنگ قبرت را ببینم

پس از تو ای عزیز پرپر من

خدا داند چه آمد بر سر من

پس از تو لحظه ای شادی ندیدم

پس از تو رنگ آزادی ندیدم

پس از تو روزم از شب تیره تر شد

دما دم مرگ، پیشم جلوه گر شد

پس از تو حرمتم بشکست دشمن

پس از تو دست هایم بست دشمن

پس از تو رفت مردی از میانه

پس از تو خورد زینب تازیانه

پس از تو کوفیان بیداد کردند

مرا با سنگ استمداد کردند

پس از تو بر دلم آذر کشیدند

پس از تو از سرم معجر کشیدند

پس از تو بر در دروازۀ شام

مرا دادند اهل شام دشنام

پس از تو مجلسی بیگانه رفتم

پس از تو گوشۀ ویرانه رفتم




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : جمعه 1390/10/16 | 06:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-اربعین


یک اربعین.. بعد تو هق هق زدم حسین

شعله به غنچه های شقایق زدم حسین

یک اربعین... سرخ... سما... رنگ گشته است

صد رعد و برق در غمت آهنگ گشته است

یک اربعین... مشک به دندان گرفته ام

از دوری تو آتش حرمان گرفته ام

یک اربعین... گلایه به دادار کرده ام

چادر به سر برابر انظار کرده ام

یک اربعین... فریضه واجب چو خوانده ام...

سجده فقط به چوبه محمل نشانده ام

یک اربعین... روزه گرفتم فسرده ام

خون جگر به موقع افطار خورده ام

یک اربعین... وقت صلاتم نشسته ام

من دختر همان زن پهلو شکسته ام

یک اربعین... دست به گهواره مانده ام

لالاییت به طفل خیالیت خوانده ام

یک اربعین... صورت زن ها کبود شد

در سوگ تو... طفل سه ساله خمود شد

یک اربعین... سینه خود چاک کرده ام

اشک یتیم آل علی پاک کرده ام

یک اربعین... غسل شهادت نموده ام

دائم وضو به خون گلوی تو بوده ام

یک اربعین... پیاده فقط راه رفته ام

شهری به شهر... شام غریبان گرفته ام   


ادامه مطلب

✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1390/10/15 | 07:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زینب(س)-اربعین 


در این سفر ببین كه به پای اراده ام

بال و پری كه داشتم از دست داده ام

از بوی دود چادر آتش گرفته ام

بسیار روشن است كه پروانه زاده ام

من را به جا نیاوری اکنون بدون شک

از غصۀ فراق تو از پا فتاده ام

ای سر بلند، زینت دوش رسول عشق

اینك تو زیر خاكی و من ایستاده ام

افتاده ام به یاد تن پاره پاره ات

حالا که سر به روی مزارت نهاده ام

با این قد خمیده، برادر هنوز هم

من دختر رشیدۀ این خانواده ام




✔️ موضوع : اربعین حسینی، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1390/10/14 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین 


زینب رسیده از سفر برخیز ارباب

با کاروانی خون جگر، برخیز ارباب

برگشته ام از شام و کوفه، قد خمیده

آورده ام صدها خبر، برخیز ارباب

شد مقتدای کوفی و شامی سقیفه

می سوخت خیمه مثل در، برخیز ارباب

ای کاش تو هم در رکوع بخشیده بودی

انگشترت شد درد سر، برخیز ارباب

شد روزگارم تیره، وقتی کنج ویران

مهمان ما شد تشت زر، برخیز ارباب

یک جمله از غم های زینب، بشنو کافیست

با شمر بودم همسفر، برخیز ارباب

از دختر دردانه ات چیزی نپرسی!!

جا مانده در وادی شر، برخیز ارباب

در آرزوی دیدن موعود دارم

چشمی به راه منتظر، برخیز ارباب




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1390/10/13 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-اربعین


امیر قافله غم ز شام می آید

سوار محمل و با احترام می آید

سیاه پوش و عزادار و بی قرار و غریب

به خاك بوسی قبر امام می آید

همای عاطفه و مهر در سرای بلا

شكسته بال و پر از كوی شام می آید

پرستویی كه ز پرواز خسته گردیده

به شكوه از سفر سنگ و بام می آید

یقین كه آتیه سازی شبیه زینب نیست

كه او برای ثبات قیام می آید

قسم به چادر خاكی دختران حرم

كه بوی دود هنوز از خیام می آید

ز عطر پیروهن كهنه می توان فهمید

كه بوی یك سفری ناتمام می آید

كنار قبر پر از فیض اكبر و عباس

امان كه زینب والا مقام می آید

رباب با قدحی شیر می رسد از راه

سكینه با سبدی از طعام می آید

و نجمه با گل و قند و نبات و آیینه

كنار قبر پسر با سلام می آید

گرفته مشك پر آبی به دست دختركی

كنار قبر شه تشنه كام می آید

تمام شد همه لحظه های طوفانی

زمان خواندن حسن ختام می آید

مبین به چهرهٔ ما ردّ غصه ها مانده

ببین كه آمده ایم و رقیه جا مانده

×××

با تشکر از شاعر گرامی آقای طالبی برای ارسال این شعر به حسینیه




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/10/12 | 06:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

یک اربعین برای تو حیران شدم حسین

مانند گیسوی تو پریشان شدم حسین

با چند قطره اشک دل من سبک نشد

ابری شدم به پای تو باران شدم حسین

زلفی اگر که ماند برای تو پیر شد

در اول بهار زمستان شدم حسین

کوفه به کوفه کوچه به کوچه گذر گذر

قاری شدی مفسر قرآن شدم حسین

دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست

دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

ای سایه بلند سرم ای برادرم!

آیینه ی ترک ترک در برابرم

بالم شکسته است و پرم پر نمی زند

اما هنوز مثل همیشه کبوترم

من قول داده ام که بگیرم سر تو را

از دست نیزه ها و برایت بیاورم

حالا سری برای تو آورده ام ولی

خاکستری و خاکی و ای خاک بر سرم!

بگذار اول سخن و شکوه ام تو را

ای ماه زینب از نگرانی درآورم

هر چند کوچه کوچه تماشا شدم ولی

راحت بخواب دست نخورده است معجرم

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم



ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی، اشعار برگزیده حسینیه،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 04:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین

 

نگاه گریه داری داشت زینب

چه گام استواری داشت زینب

دل با اقتداری داشت زینب

مگر چه اعتباری داشت زینب

چهل منزل حسین منجلی شد

گهی زهرا شد و گاهی علی شد

ندیدم زینب کبری تر از این

ندیدم زینت باباتر از این

ندیدم دختر زهراتر از این

حسینی مذهبی غوغاتر از این

به پیش پای ما راهی گذارید

بنای زینب اللهی گذارید

اگر چه غصه دارد آه دارد

به پایش خستگیِ راه دارد

به گِردش آفتاب و ماه دارد

به والله که ایوالله دارد

همین که با جلالت سر نداده

به دست هیچ کس معجر نداده

پس از آن که زمین را زیر و رو کرد

سپاه کوفه را بی آبرو کرد

به سمت کربلا خوشحال رو کرد

کمی از خاک را برداشت بو کرد

رسیدم کربلا ای داد بی داد!

حسین سر جدا، ای داد بی داد!



ادامه این شعر

✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 12:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین - مصیبت حضرت زینب (س)


اى سینه‏ها در ناله‏اى جانسوز باشید

اى قلب‏ها محزون‏تر از هر روز باشید

اى چشم‏ها امروز بارانى ببارید

اى اشک‏ها در زخم دل مرهم گذارید

اى پلکها بگذار تا مجروح گردید

اى ناله‏ها آرام جان و روح گردید

دل شد دوباره مبتلا، اى داد بیداد

زینب رسیده کربلا، اى داد بیداد

فریاد واحزناه مى‏آید ز مقتل

آواى یا جداه مى‏آید ز مقتل

اى دستها خاک عزا ریزید بر سر

برگشته زینب از سفر، نوکرده معجر  


ادامه مطلب

✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 12:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین - مصیبت حضرت زینب (س)

 

یک اربعین گذشته و زینب رسیده است

بالای تربتی که خودش آرمیده است

یا ایها الغریب  سلام ای برادرم

ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است

ازشهر شام کینه رسیده مسافرت

پس حق بده که چنین داغدیده است

احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است

در کربلا نسیم مدینه وزیده است

بر نیزه بودی  و به سرم بود سایه ات

با این حساب کسی زینبت را ندیده است

این گل بنفشه های  تن و چهره ی کبود

دارد گواه ، زینبتان داغدیده است

توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت

طعم فراق و غربت و غم را چشیده است

آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه

با آه می رود سکینه  و خجلت کشیده است

این دختر شماست  که خواستند کنیزیش ....

لکنت گرفته است و صدایش بریده است

نیزه نشین شد حضرت سقا  و اهلبیت

زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است

***

گفتی رقیه ... گفت نمی آیم عمه جان!

در شام ماند و شهر جدید آفریده است




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 12:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین

من جابر پیر توأم، ای دوست نگاهی

جز تربت پاک تو، مرا نیست پناهی

آرند همه بر شهدا، لاله و من هم

باشد، گلم از سوز جگر، شعله ی آهی

گوش که شنیده است‌، که با نیزه و خنجر

بر یک تن مجروح کند، حمله سپاهی

لب تشنه، سر از پیکر پاک تو، بریدند

آخر به چه جرمی چه خطایی چه گناهی؟

دریا به لبت سوخت و این قوم ستمکار

بر حنجر خشک تو نکردند نگاهی

با داغ تو، لبخند، حرام است به شیعه

بی گریه به پایان نرسد، سالی و ماهی

آن کس که زد آتش به حریم تو بسوزد

در آتش دوزخ، ابد الدهر، الهی

خون ریخته از گوش زنی بر روی شانه

جان داده ز کف، دخترکی بر سر راهی

و الله نسوزند خلایق به جهنم  

سوزند اگر در غم تو گاه به گاهی

«میثم» همه جا، گفته من از آن شمایم

بسته است خودش را به شما نامه سیاهی




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 12:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین 

دارد به دل صلابت کوه شكیب را

از لحظه ای كه بوسه زده زخم سیب را

با اقتدار فاطمی خود رقم زده

در کربلا حماسه‌ی أمن یجیب را

با كاروان نیزه چهل منزل آمده

این راه پر فراز بدون نشیب را

كوبید صبح قافله بر طبل روزگار

رسوایی اهالی شام فریب را

با خطبه های ناله و اشكش غروب ها

تفسیر كرد غربت شیب الخضیب را

شد لاله پوش معجرش از حسرت فراق

تا دید روی نیزه نگاه طبیب را

جانش رسید بر لبش از دست خیزران

طاقت نداشت طعنه‌ی تلخ رقیب را

می ریخت عطر سیب نفس های خسته اش

در جان باغ وعده‌ی صبحی قریب را




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 12:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین


چل روز می شود كه شدم جبرئیل تو

ذبح عظیم گشتی و گشتم خلیل تو

چل روز می شود كه فقط زار می زنم

كوچه به كوچه نام تو را جار می زنم

چل روز می شود كه بدون توأم حسین

حالا پی نتیجه ی خون توأم حسین

چل روز می شود كه حسین همه شدم

حیدر شدم، حسن شدم و فاطمه شدم

مردم به جنگ نائبه الحیدر آمدند

در پیش من، تمام، به زانو در آمدند

آثار مرگ در بدنم هست یا حسین

پس روز اربعین منم هست یا حسین

آبی كه تر نكرد لب تشنه ی تو را

حالا نصیب خاك مزارت شده اخا

چل روز پیش بود همینجا سرت شكست

اینجا دل من و پدر و مادرت شكست

چل روز پیش بود به گودال رفتی و ...

از پشت، نیزه خوردی و از حال رفتی و ...

از تل زینبیه رسیدم كه وای وای

بالا سرت نشستم و دیدم كه وای وای

نیزه ز جای جای تن تو در آمده

حتی لباسهای تن تو در امده

جمعیتی كه بود به گودال جا نشد

یك ضربه و دو ضربه... ولی سر جدا نشد


ادامه این شعر

✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 12:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین

تو ساحل خون دلم، که غرق موج ماتمه

پهلو می گیره کشتی ای، که تو تلاطم غمه

من تو طواف عشقمو، تو روح کعبه ی منی

زمزمه دارم رو لبم، با چشمایی که زمزمه

یوسف کنعان دلم، هر جا باشم تو پیشمی

تا وقتی بوی پیرهن پاره ی  تو همراهمه

چله نشین داغ این، دشت گلای لاله ام

هر جای کربلا برام، یه روضه مجسمه

روزا میون قافله، شبا تو اوج نافله

برای زخم سلسله، تسبیح اشکم مرهمه

با اینکه از هرم صدام، آتیش میگیره آسمون

با اینکه روی شونه هام، بار غم دو عالمه

ولی اسیر عشقم و سفیر آزادگیَم

تو راه دین هر قدمم مثل یک کوه محکمه

تو این سفر چشم ترم به جز قشنگی ندیده

حماسه های اربعین ادامه محرمه




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 12:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین

بی تو دلم، بسمل بی بال بود

داغ چهل روزه، چهل سال بود

طایر جان، دور سرت می‌پرید

مرغ دلم، گوشه ی گودال بود

سلسله، گردیده النگوی دست

خار، به پای همه خلخال بود

سینه ی ما، داغ روی داغ داشت

خال لب ما، همه تبخال بود

همـره ما، تار و نی و چنگ بود

دسته گل محفل ما، سنگ بود

*****


ادامه مطلب

✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 11:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین 


با زخم دل و زخم جبینی دیگر

با ناله و آه آتشینی دیگر

از ماتم خواهر تو باید جان داد

از راه رسیده اربعینی دیگر

*

با شیون و اشک و ناله بر می گردند

رفتند چو یاس و لاله بر می گردند

در قافله جای آفتابی خالی ست

افسوس که بی سه ساله بر می گردند

*

آن خیمه‌ی بی عمود را برپا کرد

یادی ز لب سوخته‌ی سقا کرد

در علقه رفته ست سکینه از هوش

انگار ضریح ماه را پیدا کرد

*

با ناله و شور و شین بر می گردد

با مویه‌ی زینبین بر می گردد

انگار پس از چهل غروب خونبار

امروز سر حسین بر می گردد




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 11:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین ( نوحه سوم )

فاتح میدان بلا خواهرم

هم قدم و هم‌دم و هم سنگرم

آینه‌دار پدر و مادرم

خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم

من سر نیزه، به تو بالیده‌ام

صدای حیدر ز تو بشنیده‌ام

گیسوی خونین تو را دیده‌ام

خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم

از رگ ببریده، صدایت کنم

با دل بشکسته دعایت کنم

اشک‌ْفشان، ناله برایت کنم

خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم

یک اربعین خونِ جگر خورده‌ای

رو به سوی کرب و بلا کرده‌ای

رقیّه را چرا نیاورده‌ای؟

خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم

برای من ز شام ویران بگو

از لب و چوب و طشت و قرآن بگو

ز بازوی بستۀ طفلان بگو

خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم

دختر فاطمه، چها کرده‌ای

یاد من از مهر و وفا کرده‌ای

وقت نماز شب دعا کرده‌ای

خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم

نایبة الحیدر بی قرینه

نمان به کربلا، مرو مدینه

ترسم ز گریه، جان دهد سکینه

خوش آمدی زینبم خوش آمدی زینبم




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 11:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اربعین ( نوحه دوم )

بعد از چهل منزل اسارت

آمده‌ام بهر زیارت

السلام علیک یا بن زهرا (2)

 ای یوسف زهرا کجایی؟

گردیده زینب کربلایی

السلام علیک یا بن زهرا (2)

 دسته‌گلم، گریه و ناله

سوغاتیم، داغ سه ساله

السلام علیک یا بن زهرا (2)

 من فاتح کوفه و شامم

نشان سنگ لب بامم

السلام علیک یا بن زهرا (2)

نام تو ذکر لب من بود

روح نماز شب من بود

السلام علیک یا بن زهرا   (2)

 در راه تو از جان گذشتم

با خون پیشانی نوشتم

السلام علیک یا بن زهرا (2)

 بر پیکرت، ای نور دیده

آورده‌ام، سر بریده

السلام علیک یا بن زهرا(2)




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/5 | 11:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 :: ... 8 9 10 11 12
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic