امام حسین(ع)-مناجات اربعین


دلخونم از این فاصله، خواهم آمد

من هم‌قدم قافله خواهم آمد

با یاد سه‌ساله‌ای که جا ماند از راه

با پای پر از آبله خواهم آمد




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/08/24 | 11:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین

 

سهم من از تقدیر شد چشمان تر آقا

جامانده ام یك بار دیگر از سفر آقا

جا مانده ام اینبار هم از خیل زوارت

شاید ندارد آه من دیگر اثر آقا

هر شب به یاد کربلا می خوابم و در خواب...

چشمان اشک آلود دارم تا سحر آقا

گفتند راه کربلا خیلی خطر دارد

اما ندیدم از حریمت امن تر آقا

میخواستم مثل کبوترها رها باشم

در آستان تو بگیرم بال و پر آقا

هرچند راهی سخت دارد اربعین اما،

لطف تو كرده این سفر را بی خطر آقا

بی شک هوای هر مسافر را خودت داری

از حال ما جاماندگان داری خبر آقا؟

می بینی ام وقتی برایت اشک میریزم

میخوانمت هربار با سوز جگر آقا

هر وقت كه حال و هوای چشم من ابریست،

داری هوایم را تو قدری بیشتر آقا...

عمری اسیر نفسم و دربند این دنیا...

من را بخر من را بخر من را بخر آقا...

از کربلایت تا مدینه راه کوتاه است

می بینمت در روضه های پشت در آقا

گاهی میان مسجد کوفه در آن محراب

در اضطراب روضه  شق القمر آقا،

گاهی كنار تشت پر خون جگر هستی

در روضه های آخر ماه صفر آقا

در این مصائب خم به ابرویت نیاوردی

در علقمه اما شكستی از كمر آقا...

ما را به حق آبروی كاشف الكربت

یك بار دیگر تا حریم خود ببر آقا...

از پنجره فولاد آخر اذن میگیرم

من زائرت خواهم شد از این رهگذر آقا...

همواره در مهمانسرای حضرتت داری

بین شلوغی جا برای یک نفر، آقا...

من حتم دارم میرسد آن اربعینی كه

با منتقم خواهیم شد ما همسفر آقا

این آخرین دیدار ما قطعا نخواهد بود

امیدوارم من به فردایی دگر آقا

پایان قصه ظهر عاشورا نبود، آری...

با انتقامت میرسد قصه به سر آقا...




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/08/24 | 11:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات اربعین


کنون که بال زدم در دیار شیدایی

مسلم است برایم تو نیز اینجایی

چه کربلاست که وقتی خداست زائر آن

تو در معیت اجداد خویش می آیی

تو و حرم، سفر اربعین، شب جمعه

برای هر کسی امشب شبی ست رویایی

به ما نگاه کن ای ساحل نجات بشر

تو را طلب کند این دیده های دریایی

کجا سیاه، به تن کرده ای غریبانه

کجا به سینه خود می زنی به تنهایی

اگرچه فاطمه در بین قتلگاست ولی

دلم گواست تو امشب کنار سقایی




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/08/24 | 11:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


دلم بخاطر زوّار ساده راه افتاد

برای اینکه شود استفاده راه افتاد

رسید با گذر دیگری به مرز خودش

اجازه داده اجازه نداده راه افتاد

پدر بزرگ و تمامی بچه ها یعنی

«حبیب» با همه ی خانواده راه افتاد

شکست حضرت جبریل بالهایش را

سپس شبیه من و تو پیاده راه افتاد

نه اینکه پای پیاده به سمت تو زائر

برای بردن زوّار٬ جاده راه افتاد

همینکه جاده به پا خاست٬ در یسار و یمین

نشسته باد و درخت ایستاده راه افتاد

برای خاطر آهن ربای شش گوشه

بُراده آب شد و بی اراده راه افتاد

شکست شیشه ی مِی در نجف به دست علی

که سمت کرب و بلا رود باده راه افتاد




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/08/24 | 11:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-برای جامانده ها


گاه باید شام را با دیده‌ی تر سر کند

گاه باید روزها را دیده بر در سر کند

حالتِ از کربلا جا مانده گاه اینگونه است

کودکی که دور از دامان مادر سر کند

دسته ها رفتند و کوچیدند، قسمت را ببین

خیره بر عکس حرم باید کبوتر سر کند

فرصت شب‌های گرم عاشقی از دست رفت

با چنین داغی چگونه باید آخر سر کند

چاره‌ای کو عاشق از کاروان جا مانده را؟

جز همینکه خاک صحرا گیرد و بر سر کند

رنگی از معشوق خود نگرفته بگذارید پس

با همین ننگی که دارد بر تنش سر، سر کند

باز هم از قافله جا مانده گویا دختری

در خرابه باید اون اینبار دیگر سر کند




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/08/24 | 10:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات اربعین


هر چه خوبیست تو داری و به آن محتاجم

آنچه داری ز معارف به همان محتاجم

تو اباصالحی و من پسرِ این پدرم

عملِ صالحَم اَفزون،که بدان محتاجم

به سلامی دلِ خود را به سحر خوش کردم

به علیکِ تو به هنگام أذان محتاجم

چه سلامی چه علیکی که شبیهَت نشدم

به دعای سحرت آن به آن محتاجم

خُلق و خوی تو مرامِ منِ بد خُلق نشد

من به اخلاق تو هر وقت و زمان محتاجم

چشم برداری از این بنده ز پا می ٱفتد

به نظرهای تو پیدا و نهان محتاجم

باغ سبز است تماشای جمالت آقا

روزی یک بار به دیدار جنان محتاجم

همچو من یار نخواهی که کنم یاریِ تو؟

پیرم اما به تو دلدار جوان محتاجم

من به دربار تو خدمت نکنم میمیرم

به غلامیِ تو تا عمرِ جهان محتاجم

هیئت و روضه زیارتگهِ رندان بلاست

من به این گریه و این آه و فغان محتاجم

ای مصلای تو بالا سرِ آن بی سرها

به تأسیِ تو با اشک روان محتاجم

میروی پای پیاده به حرم بی نوکر؟

اربعین،کرب وبلا،سینه زنان محتاجم




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/08/24 | 10:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


نگاه کن چقدر روضه ها اثر دارند

برای قافله ی شب زده سحر دارند

خوشا به حال کسانی که در هوای حسین

همیشه و همه جا دیدگان تر دارند

فقط به حرمت فیض دعای ارباب است

تمام اهل زمین آبرو اگر دارند

خبر رسیده ابالفضل روضه می آید

ملائکه همه در حالت خبردارند

خداکند که شب اربعین حرم باشند

جماعتی که به سر نیت سفر دارند

هوای هرشب جمعه هوای عاشوراست

هوای صحن تو را نوکران به سر دارند

دلم به رحمت اولاد فاطمه س گرم است

که از عوالم بالا به ما نظر دارند

دلی اسیر گزند و بلند می گرید

سری به نیزه بلند و بلند می گرید




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/08/21 | 06:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


از مروه ی عشق در صفا خواهم رفت

لب تشنه  پی آب بقا خواهم رفت

با اذن علی  که اولین خورشید است

از شهر نجف به کربلا خواهم رفت

***

دل تشنه لب چشمه ی جوشان ولاست

جان در طلب روضه ی رضوان خداست

یک سمت بهشت نور شد شهر نجف

یک سمتِ بهشتِ عشق هم کرب و بلاست

***

من می روم اما به تکاپوی بهشت

با جان و دلی معطر از بوی بهشت

هم کرب و بلا بهشت و هم شهر نجف

یعنی ز بهشت می روم سوی بهشت

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/08/21 | 06:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


راه عشق است این و راه ساده نیست

برنخیزد هر کسی آماده نیست

جاده ای گلگون تر از دلهای پاک

مرکبی جز عشق در این جاده نیست

هر که بنشیند بماند زین طریق

هان بهوش  این کار هر افتاده نیست

راه عشق و  راه خون و  راه نور

هر که جز این ره رَوَد آزاده نیست

هر که جز راه بلا را طی کند

دل ز کف داده ولی دلداده نیست

کربلا راهی ست  گلگون تر ز عشق

ره نپوید هر که را این باده نیست

پای دل می خواهد و  پای جنون

افتد از پا هر که مجنون زاده نیست

شکر نعمت کن به خاک کربلا

سجده را دریاب  گر سجاده نیست

"یاسر" از عطر ولا بویی نبرد

هر که سمت کربلا استاده نیست

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/08/21 | 06:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


ای غبار حرمت تاج سر نوکرها

نوکری ات شده تنها هنر نوکرها

” با بی انت و امی یا اباعبدالله”

به فدایت همه مادر پدر نوکرها

درقیامت تو به فکر من و امثال منی

میشوی سنگ صبور و سپر نوکرها

عدّه ای را طلبیدی به زیارت اما

نشده قسمتشان بیشتر نوکرها

کشته ی اشک چه داریم برایت بدهیم

ای به قربان تنت چشم تر نوکرها

کاش مانند شهیدان خودت آخرِعمر

بگذاری سر زانوت سر نوکرها

ببری تا که به همراه خودت میمانی

جلوی درب جنان منتظر نوکرها

ای که درعلقمه خم شدکمرت میبینی

از مصیبات تو خم شد کمر نوکرها

اربعین پای پیاده به حرم می آییم

می شود پخش در عالم خبر نوکرها




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/08/21 | 06:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


آقا بخر این دربدرِ کرب و بلا را

تا باز ببیند سحر کرب و بلا را

ارباب بیا و اربعین قسمت ما کن

با پای پیاده حرم کرب و بلا را




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/08/21 | 06:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


ای که در دست خودت رزقِ فراوان داری

تا قیامت به لبم نام حسین جان جاری

من به مهر و کرم و لطف تو ایمان دارم

اربعین داغ حرم بر دلمان نگذاری




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 08:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با امام حسین(ع)-مناجات اربعین


پیچیده باز هرقدم آهنگ اربعین

موکب به موکب است جهان رنگ اربعین

ویزا و کوله پشتی ام آماده کرده ام

بسکه شدم هوایی و دلتنگ اربعین




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/08/4 | 08:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-برای جا مانده های اربعین


عهد كردم در عزایت مبتلا باشم، نشد

اربعین، پای برهنه، كربلا باشم، نشد

محرم اسرار گشتم، مجرم عشقت شدم

عهد كردم خاك پای اولیا باشم، نشد

خواستم چون قطره ای در بحر بی پایان  عشق

غرق در آب فرات نینوا باشم، نشد

اربعین زخم دل زینب مرا آزار داد

خواستم بر زخم قلب او دوا باشم نشد

من شنیدم شمر دون بر سینه ی آقا نشست

كاش میشد جای شاه سرجدا باشم، نشد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/09/16 | 12:44 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-بعد از اربعین


سیاهیه غمت از این دل سیاه نرفت

بخاطر غم تو از گلویم آه نرفت

به جرم عشق مرا پیش یار دار زدند

سر کسی به روی دار بی گناه نرفت

میان راه وصالش رود به بیراهه

هر آنکه در دل شب زیر نور ماه نرفت

خودت دو قطره ز چشمان من بکش بیرون

که سطل گریه ی چشمم درون چاه نرفت

به زائران شما غبطه میخورد فردا

به سمت کرب و بلا هرکسی که راه نرفت

پیاده رفتم و پای پیاده برگشتم

در اربعین حسینی سرم کلاه نرفت

فقیر آمدم و پادشاه برگشتم

کسی بدون عنایت ز بارگاه نرفت

دروغ روضه بخوانید... مادرش غش کرد

به روی پیکر عریان او سپاه نرفت

به فاطمه برسانید که خیالش جمع

خدانکرده سنان در دهان شاه نرفت

عزیز کرده اش از آب علقمه نوشید

و شمر لعنتی آخر به قتلگاه نرفت




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/09/14 | 03:53 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


مروه زینب صفا امام حسین

کعبه ی بی منا امام حسین

هست ذکر قنوت هرشب من

ربنا اتنا امام حسین

با دوتا«یا»رسیده ام به خدا

یا ابالفضل یا امام حسین

عشق ماشد پیاده، گریه کنان

اربعین، کربلا، امام حسین

بعد دور ضریح جان دادن

دوقدم مانده تا امام حسین

اول گریه ها اباصالح

آخر گریه ها امام حسین

گریه ی بی صدا امام حسن

گریه ی باصدا امام حسین

می رسد گر سه جا امام رضا

آمده هرسه جا امام حسین

روضه خوان حسین امام رضا

روضه خوان رضا امام حسین

آخر روضه بر امام رضا

گریه کردیم با امام حسین 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/09/5 | 12:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


داده به ما به دست خودش چشمِ تَر حسین

بالاترین عبادت ما گریه بر حسین

تو با خودت اگر دل پر درد آوری

آنکه تو را به روضه کند مفتخر حسین

مانند نام نامیِ الله از ازل

نامی که هست تا به اَبَد مستمر حسین

ما بنده ایم و بندۀ دربند بهتر است

اینسان بما نگاه کند بیشتر حسین

ایمان کامل است به ایام بندگی

وقتی ز ما قبول کند جان و سر حسین

حجّی که با امام بجا آوری قبول

ورنَه تو در طواف ولی دربدر حسین

امسال بار نوکریِ خویش را ببند

شاید رهت نداد به سال دگر حسین

چشم از تو بر ندارم و غفلت نمی کنم

ورنه تمام نوکری ام درد سر حسین

ما ریزه خوار سفرۀ ارباب بی سریم

با تو شود غلامی ما معتبر حسین

کم کاری است هر که نشد زائر حرم

این اربعین تو کرب و بلایم ببر حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/09/5 | 12:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


گرچه گاهی با دلم باید نباید می کنی

گرچه گاهی هم مرا در خود مردد می کنی

مطئنم دوستم داری که در هر اربعین

ناز می آیی و راه مرز را سد می کنی

کُلُکُم نورید و کل ارض هم کرببلا

با همین علت مرا راهی مشهد می کنی

باشد از مشهد برات کربلا می آورم

حل کارم را یقین هشتاد درصد ، می کنی

بیست درصد را هم از پائین پایت خواستم

شک ندارم روزیم را بیش از این حد می کنی

دوستانم گرچه منعم می کنند اما حسین!

باز بی ویزا مرا از مرزها رد می کنی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/09/5 | 12:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


هوای اربعین دارد دل بیچاره ام یارا

نگاهی کن نگاهی کن دل بیچاره ما را

نمی دانم دوباره می رسم تا کربلا یا نه

کنم جاری به لب آقا قسم بر جان زهرا را

همین حالا ببر ما را بهشت کربلای خود

چه تضمینی ست تا بینم طلوع صبح فردا را

نیم لایق نیم قابل ولی آقا قبولم کن

که چون قطره در آن وادی ببینم صحن دریا را

بده اذنی که تا هستم در این دنیا دراین دنیا

ببینم من دوباره کربلا آن شور و غوغا را

غرض این بود یا مولا نگاهی سویم اندازی

وگرنه از قدیم احسان نمودی بی سر و پا را

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: اربعین حسینی،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/09/5 | 12:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


کاش پایِ دلِ ما هم به نوایی برسد

اربعینی ، حرمی ، کرب و بلایی برسد

آری آقاتر از آنی تو که راهم ندهی

دارم امید که از دوست ندایی برسد

خاک پای همه زوّارِ تو روی چشمم

این غباری است که از تازه هوایی برسد

در دل این همه جمعیّت مشتاق گُمم

مگر الطاف کریمی به گدایی برسد

من هم انگار گُل گمشده دارم آقا

شاید از حنجر بُبریده صدایی برسد

این همه مرهم پا ، پیشکشِ زوّارت

به یتیم تو نشد مرهم پایی برسد

کاش از کعبه بخوانند مرا کرب و بلا

یا که از کرب و بلا ، حکم ولایی برسد

همه آمادۀ لبیک به ارباب شویم

که هنوز از لب خشکیده ندایی برسد

یالثارات ! مهیای قیامی باشید

که زمان طلبِ خون خدایی برسد

پای شش گوشۀ تو عرش الهی است حسین

کِی شود عاشق دلخسته به جایی برسد

روزیِ ما اگر این فرصت دیدار نشد

کاش از مشهدتان اذن رضایی برسد

نیمه شبهای بقیع نیز صفایی دارد

کاش بر خاک حسن صحن و سرایی برسد

***

از وبلاگ شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/09/5 | 12:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


اَبر خون می بارید

عطرِ گُل می پیچید

بینِ یک دشتِ پُر از یاسِ سفید

کاروان عاقبت از راه رسید

همه از ناقه زمین اُفتادند

هر کسی سمتی رفت

خسته هر کس به سر و سینه یِ خود می کوبید

باز خاتونِ دوعالم به زمین پای نهاد

نه که او هم به رویِ خاک اُفتاد

نیست قاسم که پَرِ چادر او را گیرد

نیست اکبر که عنانی گیرد

نیست عباس رکابش گردد

بینِ این قربانگاه

مثل هر منزل راه

کودکان را همه در دور و برِ خویش شمرد

زیر لب می نالید

باز یک طفل کم است

نکند باز یتیمی مُرده؟

خسته غمگین بی تاب

گفت با عمه رباب

دختری کم شده است

که سکینه با اشک

آب برداشته و علقمه رفته تنها

با عمو درد و دلش تازه شده

همه رفتند سرِ خاکِ عزیزی اما

کودکِ من به کجاست؟

چه کنم قبرِ علی اصغرِ من خالی بود

گفت برخیز و بیا تا به زیارت برویم

دو خمیده دو کمان و سپیدان حرم

دست بر خاک کشیدند و رسیدند به یک خاکِ غریب

غرقِ بویِ خوشِ سیب

خواهر آمد به سرِ خاکِ برادر کم کم

خواهری چهره کبود   پیر تر از همه بود

می شناسی من را  با همین چین و چروک

با همین دیده ی تار تربتت می بینم

سر نداری که به بالای سرت بنشینم

خواست تا فاتحه  خوانَد که به یادش آمد

فاتحه خوانیِ صد نیزه و تیر و شمشیر

فاتحه خوانیِ سنگ و دشنه

ختم قرآن کردند

نه به سی جزء  هزاران قسمت

ختم قرآن کردند

هر ورق یک طرفی می اُفتاد

مجلسِ ختم گرفتند ولی

به سرِ نیزه سرش را بردند

مجلسِ ختم گرفتند ولی

نعل تازه به سُمِ اسب زدند

اسب را هِی کردند

غرقِ در نوحه و آه

روضه خوانی کردند

لحظه ها پُر درد اند

کاسه آب آوردند

که بپاشند به روی تربتِ خاکی برادر قدری

یادش آمد زِ تَرَکهای لبش خون می ریخت

تشنه تر از همه بود

هر دو لبهاش کبود

آب می گفت و نگاهش کردند

آب می گفت و می خندیدند

بینِ آن دشتِ بزرگ

کسی انگار کمی آب برایش آورد

سنگدل خنده زد و پیش نگاهش به زمین ریخت و رفت

به خودش آمد و گفت

نیمه جان آوردم

تا بگیری آن را

نفس آخر را

این تو و قافله ات

این امانت هایت

نوزده طفل از این جمع ولی کم شده است

یا میانِ صحرا زیرِ یک بوته ی خار

دست در گردن جان دادند

یا زمانِ غارت از نفس اُفتادند

یا میانِ آتش سوختند و ماندند

یا که بندِ زنجیر بر گلوشان اُفتاد

یا که از کعبِ نِی و تازیانه مُردند

یا که از آبله و تاولِ پا پژمردند

یا که از دیدن راس عباس سرِ نِی تب کردند

یا که از ضربه ی سنگی سنگین

بارها غَش کردند

بینِ اینان اما

بیشتر قلبِ مرا

داغِ عزیزت سوزاند

تا که بر سینه سرت را چسباند

نوبتِ دختر شد

پیشِ من پَرپَر شد

یاد آن شام که غساله تنش را تا دید

گفت برمیگردم

کارِ من نیست که این قَدِ کمان را شویَم

اینهمه تاول و زخم

بدنی کوچک و خُرد

اینهمه جایِ کبود

اندکی مویِ سپید

قُل و زنجیر چرا باز نکردید از او

گُلِ دامانِ که است؟

رویِ این صورتِ سرخ

جایِ دستانِ که است؟

با همان کُنده و زنجیر به خاکش کردیم

نوزده طفل از این جمع ببین کم شده است




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/09/5 | 11:46 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﺑﺒﻴﻦ ﻋﺎﻗﺒﺖ و ﺁﺧﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﻟﺒﻬﺎﻱ ﺗﺮﻙ ﺧﻮﺭﺩﻩ و ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺑﺮﺧﻴﺰ ﻛﻪ اﺯ  ﺑﺎﻍ ﺧﺰاﻥ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺒﻴﻨﻲ

ﮔﻞ ﻫﺎﻱ ﻛﺒﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ی ﭘﺮﭘﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺧﻴﻤﻪ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﻓﺖ ﻣﺪﻳﻨﻪ

ﺁﻣﺪ ﻧﻆﺮﻡ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﻣﺎﺩﺭﻣﺎﻥ ﺭا

ﺑﻌﺪ اﺯ ﺗﻮ و ﻋﺒﺎﺱ ﺣﺮﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻏﺎﺭﺕ

ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺳﺘﻢ ﺑﺮﺩ ﺯﺭ و ﺯﻳﻮﺭﻣﺎﻥ ﺭا

ﻛﻢ ﺑﻮﺩ ﺑﻴﻔﺘﻢ ﺑﺨﺪا اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﺎﻗﻪ

ﺑﺮ ﻧﻴﺰه ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺳﺮ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﻣﺎﻥ ﺭا

اﺯ ﺷﻬﺮ ﭘﺪﺭ ﻣﺎﻧﺪﻩ اﻡ ﺁﺧﺮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ

ﺩﺭ ﻛﻮﻓﻪ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ ﺑﺮاﺩﺭ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺭا

در اﻣﻨﻴﺖ ﻛﺎﻣﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﻮﺩیﻡ

ﺑﺎ ﻧﻴﺰﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﻭﺭﻭ ﺑﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﻴﺮﻩ و ﻣﻦ ﺧﻴﺮﻩ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺖ

ﺩﻳﺪی ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ اﺯ ﺭﻭﻱ ﻧﻲ ﻣﺤﺸﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺟﺎﻥ ﺩاﺩﻥ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻼ ﻋﺎﻡ ﻃﺒﻴﻌﻲ اﺳﺖ

ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﺒﺮﺩﺳﺖ ﻛﺴﻲ ﻣﻌﺠﺮﻣﺎﻥ ﺭا

اﺯ ﺷﺎﻡ ﻫﻤﻴﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻛﻪ ﺷﻜﺴﺘﻨﺪ

ﺑﺎ ﺿﺮﺏ ﻟﮕﺪ ﺷﺎﺧﻪ ی ﻧﻴﻠﻮﻓﺮﻣﺎﻥ ﺭا

ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﺭﺑﺎﺑﻴﻢ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﭼﻪ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ

ﮔﻬﻮاﺭﻩ ی ﭼﻮﺑﻲ ﻋﻠﻲ اﺻﻐﺮﻣﺎﻥ ﺭا 

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/09/5 | 11:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای جا مانده های اربعین

امام حسین (ع)-زیارت اربعین


دوباره مثل همه سال های قبل از این

ز کاروان رفیقان خویش جا ماندیم

همه ، برات گرفتند و رفته اند و ما

به پشت پنجرهء جنت الرضا ماندیم

 

زمان بدرقه شان بغضمان شکست آقا

که خوبها همه رفتند و باز ، ما ماندیم

هنوز گرم همین فکرهای خود بودیم

که ما چرا ز رفیقان خود جدا ماندیم

 

پیام آدرس هیات آمد و ما باز

به زیر پرچم سقای با وفا ماندیم

هنوز جمعه شبی هست و هیاتی باقیست

اگر به حسرت دیدار کربلا ماندیم

 

به پشت گرمی این وعده های ... سال بعد ...!

گریستیم و پس از آن به این هوا ماندیم

برای دیدن تصویر زائران حسین

شبانه روز به پای رسانه ها ماندیم

***

با تشکر از شاعر گرامی

 




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/09/4 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان (عج)-زیارت اربعین


باز هم اربعین رسیده بیا

باز هم از تو بی خبر ماندم

عاشقانت زیارتت کردند

من ولی باز پشت در ماندم

 

روز و شب غبطه می خورم آقا

به کسانی که با تو مأنوسند

عاشق و بی قرار و بی تابند

دست و پای تو را که می بوسند

 

دیدن تو به من نمی آید

تو کجا و نگاه هر جایی

من اگر آنچه خواستی باشم

تو سراغم به خواب می آیی؟

 

نکند عاق کرده ای من را

نکند صبرتان سر آمده است

گر عتابم کنید حق دارید

هر گناهی ز من بر آمده است

 

خواستم تا ببینمت در خواب

به نگاهم اجازه داده نشد

خواستم تا به کربلا بروم

با رفیقان خود پیاده، نشد!

 

بین آن کاروان و جمعیت

چه کسی با تو هم قدم شده است؟

خوش به حال کسی که با گریه

با شما راهی حرم شده است

 

در حرم روضه خوان خودت هستی

روضه ی کاروان جان بر لب

بین روضه بلند می گویی:

به فدای تو عمه جان زینب...

 

تا رسیدند در دو راهی عشق

ساربان گفت که کجا برویم؟

پاسخی آمد از  حریم حسین

همه گفتند کربلا برویم

 

تا رسیدند لحظه ای ماندند

در سکوتی که چهره ها شد مات

زد به سینه غریب بی کفنم

باز شد بغض عمه سادات

 

به زمین خورد از سر محمل

تیر غمها به قلب بانو رفت

با ادب نیت زیارت کرد

سوی یارش به روی زانو رفت

 

خواست تا درد دل کند اما

مگر این گریه ها امان می داد

یک نگاهی به دور خود انداخت

سر خود را فقط تکان می داد

 

السلام علیک یا مظلوم

السلام علیک یا عطشان

السلام علیک یابن علی

السلام علیک یا عریان

 

ای برادر نمی برم از یاد

که چگونه به خاک افتادی

زیر گرمای آفتاب آن روز

با لب تشنه،خسته،جان دادی

 

ای برادر نرقته از نظرم

اکبرت را که ارباً اربا شد

بعد عباس میر لشکر تو

پای دشمن به خیمه ها وا شد

 

به خدا ای عزیز لب تشنه

داغ یک قطره آب کشته مرا

بین این گریه های اهل حرم

گریه های رباب کشته مرا

 

غرق گریه رباب می گوید

که دل پاره پاره را بردند

با سه شعبه به روی دست پدر

طفلک شیرخواره را بردند

 

پسرم با خیال تو هر شب

دست بر سینه می فشارم من

گرچه ماندم خجالتت آنروز

ولی امروز شیر دارم من

 

گریه را کم کنید دخترها

کمی آرام اصغرم خواب است

گل نارم علی علی لا لا

مادرت چهل شب است بی تاب است

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/09/4 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-پیاده روی اربعین


صحرا به صحرا، کو به کو ، داریم نم نم میرویم

پشت سر هم، دم به دم ، آدم به آدم میرویم

ما هر دو عالم را به این معراج دعوت میکنیم

از این سوى عالم اگر آن سوى عالم میرویم

راهى شدن، دریا شدن، یعنى کمال قطره ها

ما هم به راه افتاده ایم و جانب یم میرویم

در شعله آتش میشویم، آتش به عالم میزنیم

هم مثل یک پروانه میسوزیم ما، هم میرویم

هم در نجف هم کربلا پرچم بدست زینب است

هر جا که پرچم میرود دنبال پرچم میرویم

عیسى بن مریم، آدم، ابراهیم، موسى، نوح، هود

این راه را پیغمبران رفتند و ما هم میرویم

ما تشنه وصلیم و دنبال سلوک وصلتیم

پس پابرهنه، تشنه لب ، تا نهر علقم میرویم

بى واسطه اسماء حق در ما تجلى میکند

هر وقت تحت قبه ى سلطان عالم میرویم




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/09/4 | 02:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

برای جا مانده های کربلا

امام حسین(ع)-زیارت اربعین


از غم اینکه مرا تا کربلایش راه نیست

شرح هجران در مجال یک غزل، کوتاه نیست

قطره قطره می چکد از چشم من باران اشک

کاروان ها راهی اند و بر لبم جز آه نیست

آه هم با دیدن ما می کِشَد از سینه آه..

حالِ ماتم دیدگان هم مثل ما جانکاه نیست

کربلا..، پای پیاده..، اربعین..، زائر شدن؛

برمنِ جا مانده از ره، حسرتش دلخواه نیست

هرکه جامانده یقین داند سرِ این سفره است

زان که جز بابُ الحسین از بهر او درگاه نیست

گفت شه با زینبش رخت اسیری کن به تن

بعد از عباس این حرم را خیمه و خرگاه نیست

تا عمود آهنین بر فرق سقایم نشست

در کنار علقمه پشت من از غصّه شکست




موضوع: اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/09/4 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-اربعین


ای که در چرخ وجودی آفتابم یاحسین

آتش داغ تو کرد آخر کبابم یاحسین

ای بهار معرفت ای آفتاب زندگی

روز و شب از داغ تو در التهابم یاحسین

ای شهید شاهد ای سردار و ای سالار عشق

بعد تو من پاسدار انقلابم یاحسین

آسمان گرجه به سوی تو سبو بگرفته است

می دهد داغ لب خشکت عذابم یاحسین

من گرفتم از عدو پیراهنت را عطر آن

برده از جان و دل من صبر و تابم یاحسین

گرچه مشگل بود داغ یک گلستان گل ولی

صبر خدمت کرد هرجا در رکابم یاحسین

من به چشمم دیده ام جان دادن پروانه را

از غم پروانه ات شمعی مذابم یاحسین

بس که گلریزی نموده غنچه ات قبر تو را

من ز حال دخترت در اضطرابم یاحسین

بر«وفایی» التفاتی کن که می گوید مدام

خاکبوس آستانت کن خطابم یاحسین




موضوع: اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/09/4 | 05:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-زیارت اربعین


غمی مثل غم دوری نمیشه

وصال کربلا زوری نمیشه

گناهم راهمو بدجور بسته

یه کاری کن که اینجوری نمیشه




موضوع: اربعین حسینی،  کربلای معلی،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/09/3 | 04:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


مخواه شاکله ی این غزل، قوی باشد

از ابتدا غرض این بود مثنوی باشد

ببخش اگر کمی از حیث وزن کم دارد

نشد شبیه غزل های منزوی باشد

نه مثل نغمه‌ی حافظ، نه چون کلام کلیم

قرار نیست که این نفخه عیسوی باشد

به پای خمسه‌ی من هیچ پنجه‌ای نرسد

اگر چه نظم نظامی گنجوی باشد

 زمام شمس – علی ما نُقِل – به دست شماست

چه جای صحبتی از عشق مولوی باشد

غلام محتشم و خاک پای حِمیری ام

و هر که شاعر دربار مهدوی باشد

زیارت حرمت از سرم زیاد؛ قبول

مرا فقط برسان مرز خسروی... باشد؟




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی،  کربلای معلی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/09/3 | 04:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


وقتی گناهِ شهر مرا از تو دور کرد

باید برات کرب و بلا جفت و جور کرد

صد بار عقل از سر من رفت، چون نسیم

از سوی کربلای تو یک بار عبور کرد

چشمی نمانده است تماشا کنم تو را

این دیده را فراق حریم تو کور کرد

از لطف مادری است نمک گیرتان شدم

با اشک روضه کامِ مرا هم که شور کرد

گاهی ز کوفه گفت، گهی از مدینه گفت

با قصه های روضه مرا با شعور کرد

آباد باد خانه ی آن ذاکری که با

یک یا حسین، قلب مرا غرق نور کرد

دیدم میان هروله از من جوان تر است

پیری که خاطرات حرم را مرور کرد

واحد، زمینه، روضه و منبر به جای خود

باید تمام مجلستان را به شور کرد

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد

لطفی فرای آنچه سلیمان به مور کرد

اصلا دخیل شاه خراسان شویم تا

... شاید جواز کرب و بلا را صدور کرد

ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین

چند جمله مقتل است، به ذهنم خطور کرد

من یک سوال دارم و آن هم چرا دگر

باید که نعل تازه به پای ستور کرد

هر اسب چهار نعل و هر اسب هم دوبار

هشتاد نعل تازه ز جسمت عبور کرد

با اشک روضه، منتقمش را صدا بزن

شاید به حرمت غم عظمی ظهور کرد




موضوع: اربعین حسینی،  کربلای معلی،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/09/3 | 03:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 12 ::      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.