حضرت زینب(س)-ولادت


گوش کن از دل افلاک خبر می آید

به سرِ اهل زمین دُرّ و گهر می آید

چه خبر هست؟ فرشته چقدر می آید

سوره صبر در آغوش سحر می آید

 

شد اجابت ز خدا باز دعای حیدر

فاطمه دختری آورده برای حیدر

 

دختری آمده تا همدم مادر باشد

دختری آمده تا حیدر حیدر باشد

خواهری آمده عشق دو برادر باشد

گوییا آمده یک برهه پیمبر باشد

 

عصمت و عفت و تقواش همه مادری است

به خداوند قسم لایق پیغمبری است

 

 

فاطمه محو گل روی درخشانش بود

مرتضی زمزمه میکرد و غزلخوانت بود

گرم بوسیدن پیشانی و چشمانت بود

احمد آنروز چه می دید که گریانت بود

 

احمد آنروز تجلی رسالت را دید

یا که ظرفیت تحویل امامت را دید؟

 

قلمی نیست که املا کند اوصاف تو را

دهنی نیست که انشاء کند الطاف تو را

یا که توصیف کند وسعت انصاف تو را

یا که تشریح کند قلهء اهداف تو را

 

عقل عاجز شد و از درک وجودت شد مات

به گل روی بهشتی تو بانو  صلوات

 

 

بعد زهرا احدی مثل تو اکرام نشد

زنی اینگونه پیام آور اسلام نشد

طائر عقل کسی مَحرَمِ این بام نشد

دست در دست شدی گریه ات آرام نشد

 

دیدی از دور و برت عطر کسی می آید

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

 

 

چشم بر  هم زدی و عشق مجسم آمد

بَه که بالای سرت خیر دو عالم آمد

اشک از گوشهء چشم همه آن دم آمد

کودکی سوی تو با دیدهء پر نَم آمد

 

گفت خوش آمدی ای نور دو عینم زینب

کمی آرام عزیزم که حسینم زینب

 

بانوی مُلک وجودی و وجودت خیر است

قلب تو وقف حسین است و جدا از غیر است

پیش تو عشق حسین ،اصل سلوک و سِیر است

سِیر تو کرب و بلا، کوفه و شام و دِیر است

 

آمدی تا که بفهمیم خدا یعنی چه

صابره بودن در کرب و بلا یعنی چه

 

 

ای که در عشق حسینی به دو عالم عَلَمی

کعبهء عشق برادر شدی و محترمی

مریم از جام حیای تو چشیده است نمی

نائب فاطمه، صدیقهء ثابت قدمی

 

کوفه و شام اسیر دَمِ زهرایی توست

مات و مبهوت سخنرانیِ مولایی توست

 

 

جای امثال شما در کُره خاکی نیست

چون زمین قابل این گوهر افلاکی نیست

گفتی ای درد بیا از تو مرا باکی نیست

داغها دیده ای اما لب تو شاکی نیست

 

چه عبارات عجیبی روی آن تَل گفتی

پیش آن پیکر صد چاک تَقَبَّل گفتی

 

 

آمدی جلوه کنی نام علی زنده شود

زن ندیده است کسی مثل تو رزمنده شود

در دل جهل زمان شمسهء تابنده شود

با زبان وقت بیان خنجر بُرّنده شود

 

روی نی گفت برادر همه جا در هر راه

طَیِّب الله به غوغای تو ماشاءالله

 

 

ای تمنای دل خون خدا یا زینب

در تو دیدند همه فاطمه را یا زینب

مرحمت کن به منِ بی سر و پا یا زینب

نشوم از سرِ کوی تو جدا یا زینب

 

نظری کن که در این خانه بمانم یک عمر

تا نفس هست فقط از تو بخوانم یک عمر

 




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/20 | 11:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


با درد آمَدیم و به دُنبالِ مَرهَمیم

کیسه به دوشِ کوچه ی این نَسلِ آدَمیم

ما را نوشته اند گِدایانِ اَهلِ بِیت

پس بی دلیل نیست که سُلطانِ عالَمیم

از لُطفِ مادری ست به ما راه داده اند

صَدشُکر دورِ سُفره ی مِهری فَراهَمیم

شیرینیِ مُحَبَّتِشان را چِشیده ایم

با اِذنِ فاطمه شُده سَلمان و مَحرَمیم

اینجا به یک نَفَس همه عیسی شَوَند و ما

عُمری نَفَس نَفَس زَده مُحتاجِ آن دَمیم

 

بِیتِ عَلی ست چِشمه ی تَسبیحِ داوَری

با این سَرا بِهِشت نَدارد بَرابَری

 

با جِلوه ی مُحَوِّلَ الاَحوالِ دیگری

امروز داشت بِیتِ عَلی حالِ دیگری

حالِ فِرِشته های خُداوند دیدنی ست

مَستانه می زنند پَر و بالِ دیگری

زَهرا؟ عَلی؟ نَبی؟ نه... خُدا نامِ او نَهاد

زِینب گرفت نام، به اِجلالِ دیگری

حَتّی به دیدنِ حَسَن اَشکَش اِدامه داشت

اِنگار چَشمِ اوست به دُنبالِ دیگری

تا گودیِ گَلوی حُسین را نِگاه کرد

پَر زَد دِلَش به مَنظرِ گودالِ دیگری

 

آیاتِ عاشقی ست که اِلهام می شود

با دیدنِ حُسینِ خود آرام می شود

 

مَعشوق و عاشِقند کُنون روبروی هم

هر دو شُدند مَستِ شَراب از سبوی هم

گنجینه های عَرش، سرازیر شد به خاک

تا وا شدند چَشمِ دو دلبر به روی هم

از دو بدن عُروج به یک روح می کنند

وقتی که می کِشند نَفَس از گَلوی هم

لَبخند می زنند، ولی گِریه می کنند

از حال می روند دَمادَم زِ بوی هم

باشند زیرِ سایه ی هَم تا که زِنده اند

دارند هَر دو دَر سَرِشان آرزوی هم

 

ما اِبتدا زِ کوثر و زَمزَم وُضو کنیم

از زِینب و حُسین، سِپَس گُفتگو کنیم

 

طوفان، ظهورِ زُلفِ پریشانِ زینب است

دریا، نَمادِ قَلبِ خُروشانِ زینب است

تاریخ و صَفحه های طَلاکوبِ آن هنوز

بَرجسته از دِرخششِ دورانِ زینب است

امروز اگر قیامِ حسینی نتیجه داد

مدیونِ خُطبه های درخشانِ زینب است

با صَبرِ او سِپاهِ مُخالف اَسیر شد

اَیّوب نیز واله و حِیرانِ زینب است

نامَش به دستِ مالکِ دوزَخ نِمی رسد

آن کَس که جُزوِ خِیلِ مُحِبّانِ زینب است

 

ما دوستدارِ زینبِ کُبرایِ حیدریم

ما خاکِ پایِ دُخترِ زَهرایِ حیدریم

 

بالَش شکست اگر، پَرِ خود را نگاه داشت

بالاتر از همه سَرِ خود را نگاه داشت

او هرچه غَم کشید نیُفتاد بَر زمین

تا نهضتِ بَرادرِ خود را نگاه داشت

چادُر به سَر، نِقاب به رُخ، تا زمانِ مَرگ

اِرثیه های مادَرِ خود را نگاه داشت

نامَحرمی نگاه به سویَش نِمی کند

هر بانویی که سَنگرِ خود را نگاه داشت

زینب همان کَسی ست که مانندِ فاطمه

آتش گرفت و مَعجرِ خود را نگاه داشت

 

بر دستِ غیر، رشته ی مَعجر نداده است

تا سوختن به پای حِجاب ایستاده است

 

ذکرِ عَلَی الدَّوامِ تو غیر از حسین نیست

سَر رشته ی کَلامِ تو غیر از حسین نیست

پیوند خورده اند به هم "زینب و حسین"

پس هم ردیفِ نامِ تو غیر از حسین نیست

حَتّی بهشت هم به همین نور روشن است

خورشیدِ روی بامِ تو غیر از حسین نیست

با نامِ دلبرت سُخَن آغاز می کنی

هَر صُبح، اَلسَّلامِ تو غیر از حسین نیست

از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام

در خُطبه ها پیامِ تو غیر از حسین نیست

 

دین جان گرفته است، به ایمانِ تو فقط

تکمیل شد، به موی پریشانِ تو فقط

 

عصمت تَنیده اَست به تارِ نِقابِ تو

عِفَّت بَها گرفته است زِ پودِ حجابِ تو

برداشتی، گذاشت زَمین هَرچه فاطمه

مانندِ مادرت شُده رنگ و لِعابِ تو

حفظِ قیامِ کرب و بلا با تو بود و بَس

اسلام بیمه شُد به تو و اِنقلابِ تو

حَتّی خیالِ هَمسُخَنی با تو کَس نَداشت

با بودنِ بَرادرِ عالیجِنابِ تو

وقتِ سَفَر غُرورِ تو بی پاسِبان نبود

عَبّاس بوده تا که بِگیرَد رِکابِ تو

 

یک روز هم رِسید که تو باوَرَت نبود

مَحرَم نَبود دورِ تو، آب آوَرَت نبود




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/20 | 11:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


بر یمن قدوم بنت حیـدر صلوات

بر نـائبـه ی حضرت مـادر صلوات

لبخنـد به لبهـای حسین است و حسن

خوشنودی قلب دو بـرادر صلوات

 




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/20 | 11:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


آستان دیدیم و پیشانی شدیم

آسمان دیدیم و بارانی شدیم

عشق آمد باز طوفانی شدیم

بعد از این عمان سامانی شدیم

 

نوبتِ گنجینه الاسرار شد

حرفِ زینب شد علی تکرار شد

 

باز شورِ موجِ این دریا علیست

باز جانِ این مسمط‌ها علیست

تا تپیدن‌های دلها یا علیست

حرفِ اول حرفِ آخر با علیست

 

مرتضی امشب سلامش زینب است

فاطمه اینبار نامش زینب است

 

ناگهان جانِ جهان را دیده‌ای

رویِ دستی آسمان را دیده‌ای

بی کران در بی کران را دیده‌ای

چار دریا تو امان را دیده‌ای

 

گرچه این خانه پُر از نیلوفر است

دختر اما باز چیزِ دیگر است

 

 

در تنزل حق تعالی زینب است

این خدایم نیست اما زینب است

این حسین است این حسن یا زینب است

تا علی زهراست زهرا زینب است

 

آمد و جامِ خدا بر لب رسید

اولین و آخرین زینب رسید

 

 

کیست زینب کیست این مرد آفرین

کیست زینب یک تنه فتح المبین

"زن مگو خاکِ درش نقش جبین

زن مگو دست خدا در آستین"

 

زن اگر این است مردی چیست چیست

"فاطمه داند که زینب کیست کیست"

 

کیست این خورشیدِ فردای حسین

ما رات الّاجمیلای حسین

عین و شین و قاف در حایِ حسین

آمده تا پُر کند جای حسین

 

اینکه زیرِ شهپرش عباس بود

پله‌های منبرش عباس بود

 

کیست این روح شکوه ذوالفقار

کیست معنیِ علی در کارزار

کیست او "بِنتُ‌الجلال اُخت الوقار"

کیست او باید بگوید سازگار:

 

"ای که در تصویرِ انسان زیستی

کیستی تو کیستی تو کیستی"

 

از نجف گفتیم مدهوش تو بود

از عَلَم گفتیم بر دوش تو بود

از حرم گفتیم آغوشِ تو بود

از دلت گفتیم در جوشِ تو بود

 

گرچه در ابعاد عالم گفته‌ایم

هرچه گفتیم از شما کم گفته‌ایم

 

آفرید از دل تو را از جان تو را

ریخت حق در قالبِ انسان تو را

قبله وقتی هست سرگردان تو را

سجده باید کرد هر دوران تو را

 

تو خودت بِیتُ الحرامی کم که نیست

عمه جانِ نُه امامی کم که نیست

 

کعبه‌ی شش گوشه  شش در داشتی

خوش بحالت شش برادر داشتی

از محبت شش برابر داشتی

چار پَر اما دو شهپر داشتی

 

نوری و عالم نمی‌بیند تو را

چشم نامحرم نمی‌بیند تو را

 

هیچ کس اینگونه حیدر را ندید

در حجاب حق پیمبر را ندید

بر جحاز ناقه منبر را ندید

زیر پایی کاخِ کافر را ندید

 

هیچ کس اینگونه سرداری نکرد

هیچ کس اینسان جگرداری نکرد

 

کربلا برشانه‌هایت بود و دید

شاهد پروانه‌هایت بود و دید

خیمه‌ها گُلخانه‌هایت بود و دید

نوبتِ دُردانه‌هایت بود و دید

 

بی حسینت زود پیرت کرده‌اند

ریسمانها دست گیرت کرده‌اند

 

آه ای دل از پریشانی بخوان

روضه‌ای از آنچه می‌خوانی بخوان

از وداعی سخت بارانی بخون

اندکی عمان سامانی بخوان

 

گرچه عمان منزوی شد روضه شد

این مسمط مثنوی شد روضه شد

 

"خواهرش بر سینه و بر سر زنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

 

سیلِ اشکش بست بر وِى راه را

دودِ آهش کرد حیران شاه را

 

در قفاى شاه رفتى هر زمان

بانگ مَهلاً مهلااش بر آسمان

 

کاى سوار سرگران کم کن شتاب

جان من لَختى سبک تر زن رکاب

 

تا ببوسم آن رخ دلجوى تو

تا بـبویم آن شکنج موى تو

 

شه سراپا گرمِ شوق و مست ناز

گوشه چشمى بدان سو کرد باز

 

دید مشکین مویى از جنس زنان

بر فلک دستى و دستى بر عنان

 

پس زِ جان بر خواهر استقبال کرد

تا رُخَش بوسد الف را دال کرد

 

همچو جانِ خود در آغوشش کشید

این سخن آهسته در گوشش کشید

 

کای عِنانگیرِ من آیا زینبی؟

یا که آهِ دردمندان در شبی؟

 

پیش پای شوق زنجیری مکن

راه عشق است این عِنان گیری مکن

 

با تو هستم جان خواهر همسفر

تو به پا این راه کوبی من به سر

 

خانه سوزان را تو صاحبخانه باش

 با زنان در همرهی مردانه باش

 

جان خواهر در غمم زاری مکن

 با صدا بهرم عزاداری مکن

 

معجر از سر پرده از رُخ وا مکن

 آفتاب و ماه را رسوا مکن"




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)،  مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/20 | 10:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


از "غلام"خانه اش "مولا" اگر یادی کند

از محالات است "بنده" میل آزادی کند

از "خرابات" است چیزی به رعیت میدهند

حیف از آن که مستمندی قصد "آبادی" کند

رونق سائل یقینا در سماجت کردن است

سائل درمانده حق دارد که فریادی کند

دست خالی را کریمان بیشتر پر میکنند

شکرِ حق ، سائل از این لطف خدادادی کند

به خودش رنگ خزان هرگز نبیند هرکسی

در بهار زندگانی رو به این وادی کند

شیعه باید با غم آل عبا غمگین شود

با سرور و شادی این خاندان شادی کند

شیعه ی زهرا و حیدر بهترینِ امت اند

زینبیون باز هم جشن ولادت دعوت اند

 

 

وعده ی کوثر خدا از عرش اعلی داده است

زینب کبری که نه ، زهرا به زهرا داده است

فاطمه سرتابه پا و فاطمه پا تا به سر

راضیه ، مرضیه ، هانیه و حورا داده است

مادری را دختری پرهیزکار و مؤمنه

مادری را دختری در اوج تقوا داده است

هم نفس، هم راه، هم دل، هم نشین و هم زبان

به علی مرتضی ام ابیها داده است

مادر عیسی کجایی !؟ ؛ به علی و فاطمه

حضرت حق مریمی با دو مسیحا داده است

آسمان از برکتش بار دگر جانی گرفت

با غبار مقدمش رونق به دنیا داده است

زین اب خواندش خدا بین تمام دختران

نام زینب زینتی بر نام بابا داده است

گاه میگوید حسین و گاه میگوید حسن

یعنی از بدو تولد دل به آنها داده است

زانوی هرکس در این دنیا رکاب او نشد

پس قدمگاهش عجب شأنی به سقا داده است

در دم و در بازدم هایش برکت جاری است

بانویی که روزی یک عمر ما را داده است

سالها در سایه ی الطاف او آسوده ایم

ریزه خوار عمه ی سادات زینب بوده ایم

 

 

به پدر باشد همیشه دختران تاج سر اند

از برادرها بپرسی بی قرار خواهر اند

گرچه همواره پسر باشد عصای دست لیک

اکثر اوقات دخترها وزیر مادر اند

در مقام و شأن و ارج و قرب  این مولود بس

ناز این دردانه را زهرا و حیدر می خرند

تا که صورت را به پای او متبرک کنند

دسته دسته انبیا و اولیا پشت در اند

چشم بر روی کسی غیر حسین اش وا نکرد

بسکه این خواهر برادر عاشق یکدیگر اند

این عقیله جای خود ذریه اش هم مثل او

در کرامت فاطمه و در شجاعت حیدر اند

بچه های او ره صد ساله را طی کرده اند

بچه هایش شافعی از شافعان محشر اند

زیر پایش را پیمبر زاده ها جارو کشند

خادمینش یک سر و گردن ز ما بالاتر اند

مثل او شاه نجف دیگر ندارد دختری

"قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری "

 

 

مدح او را با غزل با مثنوی باید سرود

نذر او صد مثنوی معنوی باید سرود

بهترین ها را همیشه " بهترینها "لایق اند

بهتر از سعدی و شمس و مولوی باید سرود

شاه بیت آفرینش دختر شیر خداست

در رثایش مصرعی اما قوی باید سرود

از نیاز دنیوی که بی نیازم کرده است

پس به شوق هدیه های اخروی باید سرود

"کربلا خواهی اگر از زینب کبری بگیر"

این غزل را پشت مرز خسروی باید سرود

 در تمام عمر تسلیم ولایت بوده است

دفتری از این "شکوه پیروی" باید سرود

چادران مادر ما انقلابی زینبی ست

سال ها از فتنه های پهلوی باید سرود

از غروب سرخ عاشورا که روزی بگذریم

از طلوع سبز صبح مهدوی باید سرود

اردبیل اهلینده وار آیری ارادت زینبه

شعر را شیوا به سبک "منزوی" باید سرود

 

 

"ان که با عشق حسینی گشته همدم زینب است

 ان که با سرّ شهادت بوده محرم زینب است

مدعی هرگز مزن بیهوده لاف عاشقی

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است"

 

 

لطف بسیارش گدای آستانم می کند

دست اعجازش سلیمان زمانم می کند

با تولا با تبرا این دو بال عاشقی

شور عشق اش رهسپار آسمانم می کند

"عشق بیماری است یک بیماری فوق جنون"

عاقبت رسوای نزد این و آن ام می کند

عشق گاهی یک چمدان دل شده سوی حرم

عشق کم کم عاشقی بی خانمان ام می کند

عشق سر بندی به پیشانی من می بندد و...

شب به شب در زینبیه دیده بانم می کند

بی گمان مویی که من با عشق او کردم سپید

میرسد روزی که در محشر جوانم می کند

عشق من را حنجره ای کربلایی میدهد

عشق روزی صادق آهنگران ام می کند

عشق من را مینشاند بر فراز منبر و ...

شصت و نه شب نذر زینب روضه خوان ام می کند

کربلا با چشم خود دیده است زینب پیر شد

غصه ی قد کمان آخر کمانم می کند

هر دل آشفته ای که غرق در تاب و تب است

بی قرار روضه ی بی مادری زینب است




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/20 | 10:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


بنویسید خداوند و پس از آن زینب

بنویسید علی در دلِ میدان : زینب

بنویسید که زهراست در ایمان زینب

بنویسید حسن بعد حسن جان زینب

بنویسید حسین است بقرآن زینب

بنویسید که ای جان سَنَ قربان زینب

 

 

نام تو می‌برم و کرببلا برخیزد

شیرزن می‌رسی و شیر خدا برخیزد

چه قیامی بشود فاطمه تا برخیزد

حق بده عرش اگر پیشِ شما برخیزد

گِرد گردِ کرمت دست دعا برخیزد

سلطنت کُن به همه دخترِ سلطان زینب

 

 

نعره تو هیمنه تو خطبه‌یِ بنیان کَن تو

رعد تو صاعقه تو معنی سوزاندن تو

برق تو تیغ تو و فاتحه‌ی دشمن تو

مَرد تو کوه تو و حیدرِ بی جوشن تو

شمع تو آینه تو گریه‌ی بی شیون تو

بنویسید فقط هیبتِ طوفان زینب

 

 

تو قدم می‌زنی انگار عَلَم می‌کوبند

پشتِ تو اکبر و عباس قدم می‌کوبند

کاخها را به سرِ آلِ ستم می‌کوبند

کوفه تا شام همه بر سرِ هم می‌کوبند

بیرقِ کیست که بر اوجِ حرم می‌کوبند

کوفه تا شام کُنَد یک تنه ویران زینب

 

 

کاش می‌شد که فقط از تو فقط بنویسم

با تبِ عشقِ تو تا آخرِ خط بنویسم

زورَقی باشم و از جذبه‌یِ شط بنویسم

من که باشم بنویسم که غلط بنویسم

باید از شورِ شهیدِ حرمت بنویسم

می‌نویسم که تویی شمعِ شهیدان زینب

 

 

غرق در دود زمین بود که بارانی شد

باز شد بابِ شهادت حرمت بانی شد

سپرِ تو ، نه فقط سینه‌ی ایرانی شد

مرد این جاده رزمنده‌ی افغانی شد

هرکه شد جَلدِ حریم تو سلیمانی شد

تشنه بودیم و شدی ریزشِ باران زینب

 

 

آمدی تا که به خورشید بخوانی ما را

آمدی تا به حُسینت برسانی ما را

دستِ ما گیری و تا او بکشانی ما را

چادرت را بتکانی بتکانی ما را

چو غباریم به صحنت بنشانی مارا

گریه داریم بخوان یادِ عزیزان زینب

 

 

آه گفتی که نیایید تنش را نبرید

مادرم می‌نگرد پیرهنش را نبرید

نیزه ها صبر کنید و بدنش را نبرید

لااقل زود عقیقِ یمنش را نبرید

به اسارت من و اطفال و زنش را نبرید

ای امان از دلِ تو ، آی پریشان زینب




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/20 | 10:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


شروع میشود این شعر تازه با زینب

مگر که گوشه چشمی کند به ما زینب

هزار فاطمه گفتم هزار تا زینب

سلام حضرت بانو سلام یا زینب

بغیر تو ز تمامی خلق دل کندیم

به چادر تو همیشه دخیل میبندیم

 

حیا به پاکی تو اقتدا مکرر داشت

علی به یمن تو در خانه اش دو کوثر  داشت

خوشا بحال حسینی که چون تو خواهر داشت

و با تو فاطمه آیینه در برابر داشت

میاید از گل سجاده ی تو عطر خدا

فدای نافله هایت عقیله ی طه

 

اراده کرد خدا تا به عشق جان بدهد

به خاک سرد زمین نور آسمان بدهد

تورا نشان تمام پیمبران بدهد

که پیش صبر شما صبر امتحان بدهد

به آستان شما کوه سجده خواهد کرد

و هر مجاهد نستوه سجده خواهد کرد

 

تو آمدی و کس و کار من شدی بی بی

میان حادثه ها شیر زن شدی بی بی

شبیه مادر خود ممتحن شدی بی بی

کسای روی سر پنج تن شدی بی بی

همیشه ذکر لب اهل بیت نام شماست

منم غلام کسیکه خودش غلام شماست

 

ظهور عزت پروردگار خطبه تو

کلاس صبر کلاس وقار خطبه تو

قرار داده به هربی قرار خطبه تو

دمی شد از دودم ذوالفقار خطبه تو

کشانده ای تو به حیرت همه نظرها را

زبان سرخ تو بر باد داده سرها را

 

پناه امت پیغمبر است چادرتان

زمان وحشت ما سنگر است چادرتان

یقین که فاتح صد خیبراست چادرتان

و سایبان وسط محشر است چادرتان

ندیده مردی دوران به مردی این زن

که رفته است به جنگ عقیده با دشمن

 

اگرچه رنج و بلا دید جا نزد اصلا

به راه عاشقی اش پشت پا نزد اصلا

به جز حسین کسی را صدا نرد اصلا

و دست رد به غم کربلا نزد اصلا

درست مثل علی در نبردها غوغاست

شجاعتش بخدا چون شجاعت زهراست

 

عقیله بود ولی در حصار غربت بود

هجوم درد به قلبش ورای طاقت بود

همیشه سهمیه اش از جهان مصیبت بود

دلش شکسته گودال بود و غارت بود

نرفته است ز یادش هجوم سر نیزه

سری که ذبح شد ازپشت و رفت بر نیزه

 

چقدر غصه ی بازار رفتنش را خورد

میان راه ز شمر و سنان لگدها خورد

شکست! زخم جدایی  دلبرش را خورد

چنانکه شوهرش از دیدن رخش جا خورد

هنوز ظرف دلش را به سنگ میکوبند

دوباره پیش رویش طبل جنگ میکوبند




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/20 | 10:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


رفت خورشید با قمر برگشت

خنده روی لب پدر برگشت

شهر را جور دیگری می دید

هر که آن روز از سفر برگشت

آفتابی به دست زهرا بود

که به دیدار او سحر برگشت

تا که قنداقه اش به چرخ آمد

به هوایش چقدر سر برگشت

همه سرها اگر چه برگشتند

سر ارباب بیشتر برگشت

زینب از اولش به عشق حسین

از جهانی به یک نظر برگشت

گریه می کرد طفل در رفتن

گریه گردید خنده در برگشت

عاقبت نیز سوی کرب و بلا

دو نفر رفت یک نفر برگشت




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/20 | 10:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


شکر خدا سائل این خانه ام

ریخت علی ، نور به پیمانه ام

عاشق این باده جانانه ام

کار شراب است که پروانه ام

این دل من خانه اهل کساست

غیر حسینیه پناهم کجاست

با کرم فاطمه آدم شدم

بنده سلطان محرم شدم

سائل این لطف دمادم شدم

فارغِ از غصه عالم شدم

چیست بگو بهتر ازین مذهبی

زینبی ام زینبی ام زینبی

ای متحیر ز مقامت همه

عرض ادب بانوی بی واهمه

عارفه و مومنه و عالمه

فاطمه در فاطمه در فاطمه

ای همه جا یاور تو پنج تن

سایه ی بالا سر تو پنج تن

مایه آرامش پیغمبری

محرم اسرار دل مادری

سنگ صبور حسن و حیدری

از همه عالم تو حسینی تری

ای ضربان دل تو یا حسین

زندگیت خورده گره با حسین

جز تو ، که بر فاطمه نایب  شده؟

لایق این کوه مناقب شده

مثل علی بر همه غالب شده

حرمت تو بر همه واجب شده

محشر کبراست فقط کار تو

مثل خدیجه همه کردار تو

ای که بُود فاطمه ای عصمتت

ای که دهد بوی علی هیبتت

ای که دهد بوی حسن طاقتت

هست حسینی چه قَدَر، غیرتت

شیرزنی ، معجزه ای ،محشری

قبله عباس و علی اکبری

ای ثمر همت هجده شهید

جان به لب شام ز صبرت رسید

چشم بدان کور ! شدی رو سفید

بانی ویرانی کاخ یزید !

تا ابد ای بانوی والا مقام

عزت زهرائیتان مستدام

بی تو نشانی ز محرم نبود

بی تو حسینیه و پرچم نبود

کرببلا قبله عالم نبود

این همه مستی که فراهم نبود

ناله زدی ، پیر شدی ، سوختی

تا به همه عاشقی آموختی

حق تو چل روز اسارت نبود

حق تو آن کوه مصیبت نبود

خون دل و ناله و حسرت نبود

غارت و دشنام و جسارت نبود

یاد تو  ، مظلوم ترین قهرمان!

گریه کند حضرت صاحب زمان




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/11/3 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


درخت معرفت داده ثمر حیدر، ثمر زهرا

در ایجاد جهان دارد اثر حیدر، اثر زهرا

دلیل آفرینش هست اگر حیدر، اگر زهرا

ندا آمد در این خانه : خبر حیدر! خبر زهرا!

جلیله می رسد دیگر/ جمیله می رسد دیگر

جهالت خوار خواهد شد/ عقیله می رسد دیگر

فروغ چشم پیغمبر بر این خانه شده نازل

حدیث قدسی دیگر بر این خانه شده نازل

دوباره سوره کوثر بر این خانه شده نازل

محمد، باز یک دختر بر این خانه شده نازل

به دامن گل بریز امشب/  گل خنده رسان بر لب

 زمین را نورباران کن/ که آمد حضرت زینب

درخت بردبار روبروی بادها زینب

فهیمه، عالمه، معصومه و روح دعا زینب

نبوت مسلک و عبد ولایت آشنا زینب

بود ذکر همه کروبیان امروز یازینب

به طاق آسمان ماه او/ مسیر و شاخص راه او

یدالله، فوق ایدیهم/ یدالله یدالله او

که هست او؟ خواهر طوفان، که هست او دختر کولاک

مفسر زاده و تفسیر وحی خواجه ی لولاک

طنین خطبه اش تیری به قلب دشمن سفاک

جمالش در حجاب از دیدگان کور هر ناپاک

ندانم چیست این بانو/ ندانم کیست این بانو

حسین و مجتبا و فاطمه- یا - حیدر ثانیست این بانو

سلام ای مادر غم ها، درود ای عمه ی سادات

ثنایت می کنم هر آینه ای فاطمه مرآت

ببین دل ها چگونه باز افتاده به زیر پات

که گفته دست نامحرم به تو نزدیک شد، هیهات

تو ایوب بلا، زینب/ تویی ام البکاء، زینب

امان از شام و از کوفه/ امان از کربلا زینب

سری بر نیزه ها شد قاری قرآن تو عمه

تنی صد پاره در گودال شد حیران تو عمه

حرم غارت شده، جان اسیران، جان تو عمه

سر عباس روی نیزه شد گریان تو عمه

اسیری ماجرا دارد/ غم و درد و بلا دارد

۰۰۰ و دخت فاطمه بودن/ عبور از کوچه ها دارد




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/11/3 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


خدا به کوثر خود کوثری عطا کرده

برای مَظهر حق مُظهری عطا کرده

علی است مَظهر حق مُظهرش شده زینب

برای شیر عرب گوهری عطا کرده

مقربان الهی گدای درگاهش

خدا به خیل ملک دلبری عطا کرده

به خنده، باز شده غنچه ی لبان حسن

که حق به شاه کرم خواهری عطا کرده

حسین آمده قنداقه را بغل گیرد

خدا به خون خدا لشگری عطا کرده

دخیل یک نخی از معجرش پیمبرها

فقیر یک نظرش می شوند اکبرها

چه دختری که سرا پا جمال فاطمه است

علیمه است و فهیمه، مثال فاطمه است

دوباره دختر خیرالبشر دلش شاد است

به یمن مقدم او خوب، حال فاطمه است

حقیقتی است که دختر به مادرش برود

چقدر چهره ی او چون جمال فاطمه است

که هست؟ سبط نبی زینت دل حیدر

که هست؟ دختر نیکو خصال فاطمه است

به شام و کرب و بلا طرز خطبه خوانی او

نشان دهنده ی اوج جلال فاطمه است

بیان کننده ی قرآن، مُفسر آیات

بگیر دست مرا ای عقیله ی سادات

نبی است زینت هستی و زینتش کوثر

علی است زینت عرش و تو زینت حیدر

تمام علت خلقت اگر چه فاطمه است

تویی به حضرت ریحانه برترین دختر

تو آمدی که تجلی کند صبوری حق

به بحر عصمت و بحر حیا شدی گوهر

رسیده ای که ببخشد خدا به "العفوت"

حسینیان گنه کار را دم محشر

حسین فلک نجات است و کشتی ایمان

برای کشتی حق ناخدایی و لنگر

بدون هیچ معلم تو عالمه هستی

پناهگاه ولایت چو فاطمه هستی




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/11/3 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


هدیه ی کوثری کوثر - تو

ای به عطر خدا معطر - تو

اوج تو‌ در نهایت فهم است

سایه ات نور سایه ی سر - تو

ای ملیکه ترین ملک پرور

میکنی ملک خاک دل زر - تو

افق جلوه گاه تو بی مرز

از کران تا کران سراسر - تو

طبع نارس کجا مدیحه ی تو

از سروده شدن فراتر - تو

فاطمه هر نظر رسول خداست

از همه حیث مثل حیدر - تو

تیزیِ تیغ  ذوالفقار علی

فاطمه فاطمه  مکرّر -  تو

آمدی و نجابت آوردی

به دعا استجابت آوردی

از وقارت حیا درست شده

جلوه های خدا درست شده

از سکوتت برابر تقدیر

ارتعاش صدا درست شده

تا که صبر تو را بیاموزند

از ازل ماسوا درست شده

تا بیفتند محضرت بانو

بخدا دست و پا درست شده

تا که تحت نظارتت باشند

هم قدر هم‌قضا درست شده

در پی عشق جاودانه ی تو

عاشق مبتلا درست شده

مشکلاتم به لطف حضرت تو

یا که حل بوده یا درست شده

تو نگاهی اگر کنی حتماً

سفر کربلا درست شده

السلام علیکِ  یا زینب

راهی ام کن‌به کربلا زینب

با تو زنده است نام عاشورا

تویی رکن قیام عاشورا

ضامن ماندگاری عشقی

اعتبار و دوام عاشورا

سینه سینه رسید گوش همه

با وجودت پیام عاشورا

پرچم سبز اقتدارت هست

تا ابد روی بام عاشورا

در نماز شبت دعایم کن

به تو گفته امام عاشورا

خطبه ات ترجمان حجب ووقار

مرتضای نیام عاشورا

ای کلامت کلام آل الله

عمه جان تمام آل الله




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1396/11/3 | 02:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت-روز پرستار


خندیدن گل روی لب یار مبارک

میلاد گل حیدر کرار مبارک

یک دسته گل از عرش فرستاده خداوند

بنوشته بر آن، روز پرستار مبارک




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/11/15 | 09:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


هر کس که در این میکده نوکر شده باشد

ننگ است که دلواپس محشر شده باشد

بی ساغر و می مست شود در همه ی عمر

با یار اگر عمر کسی سر شده باشد

من معتقدم خوب تر از مرغ بهشت است

هر کس که درین بام کبوتر شده باشد

این چشم طمع داشتن ما فقرا هست

زیر سر لطفی که مکرر شده باشد

دنیا و قیامت گره ی کور ندارد

هر مرد و زنی سائل این در شده باشد

حاجت نگرفتن ز خداوند حرام است

روزی که علی صاحب دختر شده باشد

جن و ملک و انس شد آواره زینب

عالم همه پروانه ی گهواره ی زینب

عشق حسنین و علی و فاطمه زینب

هم مومنه هم عارفه هم عالمه زینب

از روز ازل دشمن هر ضد ولایت

تا روز ابد بانوی بی واهمه زینب

هر جا برود ظلم فراری است از آنجا

داده است به هر غائله ای خاتمه زینب

مردند حسودان و ندیدند شکستش

شد خلق حماسه هنر دائم زینب

از منظر آنانکه رسیدند به جایی

صاحب نفس آن است که شد خادم زینب

در مذهب عشاق محال است بمیرد

آن کس که شب و روز کند زمزمه زینب

خوبان همگی شاعر و مداح حریمش

کرده است قیامت نفس گرم سلیمش

ای ماه شب حیدر و هم صحبت زهرا

ای وارث صبر علی و عفت زهرا

هم مریمی هم آسیه هم هاجر و حوا

تو زینبی و معجزه حضرت زهرا

جز فاطمه کس لایقه بر مادری ات نیست

اثبات شده بار دگر عصمت زهرا

شد دار و ندارت همگی خرج امامت

حقا که تویی حاصل تربیت زهرا

بیچاره شد از طاقت تو نسل امیه

در روح بلند تو بود همت زهرا

در مکتب تو یاد گرفته است محبت

هر کس که مسلمان شده با زحمت زهرا

هر کس شده شیدای حسین ، عاشق حیدر

گشته است نمک گیر شما دختر و مادر

فردوس کجا ، حال و هوای حرم تو

دیوانه کننده است صفای حرم تو

هم بوی نجف آید و هم بوی مدینه

هم بوی حسین از همه جای حرم تو

چیزی نشود کم ز مقام تو اگر که

ما را بنویسند گدای حرم تو

ای عمه سادات ! من از دست زمانه

دلگیرم و محتاج هوای حرم تو

باید که بسوزیم درین آتش حسرت

ما که نشدیم از شهدای حرم تو

ای وای ازین نفس ازین بی سر و پایی

ای وای نمردیم برای حرم تو

کن قسمتمان حال و هوای شهدا را

لبریز کن از شوق شهادت دل ما را

تو زینبی و شمع شبستان حسینی

از عالم ذر بی سر و سامان حسینی

زهرا سپر جان علی بود همیشه

تو نایب زهرا ، سپر جان حسینی

هر کس که حسینی است ، نمک گیر وفایت

تو واسطه ی لطف فراوان حسینی

در مدح تو این بس ز ازل تا ابد الدهر

سر سلسله حلقه یاران حسینی

لبخند زدی وقت ولادت به برادر

شد بر همه اثبات که حیران حسینی

از موقع میلاد سرت گرم حسین است

هر لحظه تو دلواپس هجران حسینی

ای کاش نمی دید دو چشمان تر تو

شد نیزه نشین سایه ی بالای سر تو




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/14 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


آب زنید راه را آب حیات آمده

کوثر کوثر نبی، علی صفات آمده

علیمه و فهیمه ی فاطمیات آمده

قمر به سجده رفته چون بدر جمیله می رسد

دیده ی جهل کور شد زآنکه عقیله می رسد

جاه و جلال مصطفی، مُلکَت* و مال فاطمه

چشمه ی نوش مرتضی، آب زلال فاطمه

بزرگ - خواهر حسن، شهپر بال فاطمه

زنی به جز تو عشق را مرد سفر نمی شود

بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود

دامن پاک وحی جز وحی گهر نیاورد

نیّره ی نبی به جز شمس وقمر نیاورد

مادر دهر می سزد دگر پسر نیاورد

چه دختری که با دو صد شیر پسر برابر است

نبین که زینب است او، که خود علی دیگر است

چه زینبی که عرش را سریر خویش می کند

چه زینبی که صبر را اسیر خویش می کند

چه زینبی حسین را امیر خویش می کند

حسین زنده در دلِ جوش و خروشِ زینب است

علم زمین نمی خورد، علم به دوش زینب است

حب علی است در دلش خلیل اگر خلیل شد

مریم اگر عفیفه شد، به فاطمه دخیل شد

بزرگ شد هر که در این بیت شرف ذلیل شد

در این سرا هزارها فضه جلیله می شود

ولی میان این حرم یکی"عقیله" می شود

عقل به زانو آمد از درایتی که داشته

لال شده زبان از آن فصاحتی که داشته

خجل شده عبادت از عبادتی که داشته

عجب به بردباری و صبرِ دلِ شکسته اش

نمازها فدای آن نافله ی نشسته اش

تو زینبی، کریمه ای و من شدم گدای تو

شیعه فدای پرچم گنبد باصفای تو

مدافع حرم که شد دور حرم فدای تو

ذکر یل ام بنین به زیر لب گرفت و رفت

تاج شهادت از دمشق و از حلب گرفت و رفت

آه که در مدینه یک مدافع حرم نبود

دری که باب وحی شد چه شد که محترم نبود

فشار در، ضرب لگد، سزای مادرم نبود

 آتش ودود از در خانه زبانه زد ولی

به غیر صبر این میان نداشت چاره ای علی

 

*فرهنگ فارسی معین: (مُلککَت) پادشاهی ، سلطنت

 




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/14 | 12:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


قل هو الله احد را کی توان توصیف کرد

شرح الله الصمد را کی توان تعریف کرد

نازم آن یکساله دختر را که از دامان وحی

تا عروجش ((یا احد)) را بر خودش تکلیف کرد

عقل را تسخیر دل کرد و عقیله نام یافت

جهل را با تیغ تدبیرش عجب توقیف کرد

تا دل ما را مشرّف کرد بر اوصاف حق

عشق را در سینۀ ما صاحبِ تشریف کرد

خواهر ابن الکریم است و چو دلدار کریم

از کرم در نامۀ اعمال ما تخفیف کرد

نهضت قلب صبورش ساخت دین را ماندگار

تا کتاب عشق را با صبر خود تألیف کرد

با امامش همسفر شد در ره عهد و وفا

امت اسلام را بر اصلاح از تحریف کرد

می نویسم این غزل را چون خدایش می خرد

هر که حتی یک ورق درباره اش تصنیف کرد

مِهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست

حبّ او حب الحسین و مادر کرب و بلاست

دختر خورشید را باید ز آل او شناخت

کوثر توحید را وصف خصال او شناخت

آن مُسبِّح را که سبحانش ستایش می کند

از همین تسبیح باید شرح حال او شناخت

کیست زینب ، ماه بانویی که تمثال علی است

کعبه را باید به ذات بی مثال او شناخت

دختر زهرا کجا و عقل بی ادراک ما

از عقیله ذرّه ای شاید کمال او شناخت

خیری از دنیا ندیده زینب اما  می شود

عالَمِ ایجاد را دربست مال او شناخت

قلّۀ صبر و تحمل را به واقع می توان

در مصائب از شکوه و از جلال او شناخت

مادرش دارد مدال افتخار از عصمتش

دخترش را نیز باید زین مدال او شناخت

آنکه دل را از چهل منزل چهل قرن ، آب کرد

باید او را از همین کوتَه جمال او شناخت

مِهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست

حب او حب الحسین است و مادر کرببلاست

 (ما رایت الا جمیلا) چون نمایان می شود

با نگاه زینبی عالم گلستان می شود

هر کسی که ساخت سبک زندگی را زینبی

زن اگر باشد یقیناً مرد میدان می شود

شکر نعمت قدر دانی از مقام زینب است

نعمت حق بی ولای اوست کفران می شود

پیرو زینب تصرّف در طبیعت می کند

هرکه گردد عبد او آری سلیمان می شود

خلقِ زینب بود ، حق فرمود(زینا السماء)

روزیِ اهل جهان با اوست یکسان می شود

می دهد دلها شهادت بر تو ای دخت علی

فطرت ما روز و شب با تو مسلمان می شود

چون شود قاری قرآنِ خدا رأس الحسین

کار زینب بی گمان تفسیر قرآن می شود

تا بگیرد انتقامش را ز دشمن منتقم

بعد از آن عالم به کام اهل ایمان می شود

مهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست

حب او حب الحسین و مادر کرببلاست

چون خداوند جهان امر امامت می کند

زینب کبری در این عالم قیامت می کند

از دل گودال تا ویرانه بین دو امام

دختر زهرای اطهر هم امامت می کند

دختر پیغمبر است و همچنان پیغمبرست

با هزاران معجزه کشفِ کرامت می کند

زینب آن بانو که با دستان بسته سر بلند

چون علی تا حشر بر عالم زعامت می کند

منشاء دستور (قالو ربنا الله) است او

با همین یک آیه عمری استقامت می کند

در شب هفتاد و دو داغ شهید کربلا

با نماز نافله اِستاده قامت می کند

بین مقتل کنج زندان گوشۀ ویرانسرا

در ره دین خدا قصد اقامت می کند

آنچنان سر سخت می جنگد کلامش با یزید

کز خطابش دشمن اظهار ندامت می کند

مهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست

حب او حب الحسین است مادر کرببلاست




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/14 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


ماه یكتایى و بی همتا به دنیا آمدی

هم ردیف نور اعطینا به دنیا آمدی

مثل حیدر عالی اعلی به دنیا آمدی

تو شبیه حضرت زهرا به دنیا آمدی

روز میلاد تو در تقویم روز باور است

روز عشق و روز تکریم مقام خواهر است

آمدی و می رسد بانگ مبارک بادها

بی معلم می شوی فرزانه ی استادها

ای علمدار حقیقت  بانی فریادها

ای دلیل کاف و ها و یا و عین و صادها

هرچه دارد کربلا در اختیار جبر توست

پرچم شاه شهیدان هم به سوی قبر توست

آمدی تا که بگویی قصه ی پرواز را

تا کجاها برده ای این شور انسان ساز را

ای رسول عشق می بینم ز تو اعجاز را

زنده کردی نهضت هفتاد دو سرباز را

 شام در زیر قدمهای تو در تاب و تب است

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

آمدی تا انتهای جاده ی عشق و جنون

هم ردیفت بعد زهرا کس نبوده تاکنون

گامهایت در مسیر آیه ی والسابقون

خواهر صبر و کرم ای دختر والراکعون

آمدی در دفتر دلدادگان یكتا شوی

آمدی اسطوره ی میدان عاشورا شوی

ای درخت استوار ، ای اسوه ی شب زنده دار

شد ردیف شرح تو در هر قصیده (اقتدار)

با حضورت شاه مردان حرز میخواهد چکار

(آمدی مستانه تر صف می گشاید ذوالفقار)

دختر شیری و یک جلوه ز الله الصمد

مادری کردی برایش حضرت بنت اسد

حاصل پیوستن دریا به دریا زینب است

چشمهایی که ندید الا جمیلا زینب است

نقش بازوبند ساقی حرم یا زینب است

لافتی الاعلی لا عشق الا زینب است

باز هم رو سوی بانوی وفا آورده ام

شصت و نه دفعه به لب نام تو را آورده ام

واژه ی ایثار را باید به پای تو نوشت

در مقام صبر هم باید برای تو نوشت

شاه را مشتاق و بی تاب دعای تو نوشت

بعد او کرببلا را کربلای تو نوشت

جان فدای شاعری که اینچنین زیبا سرود

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

خیرها از تو رسیده دست ما خیر کثیر

عشق دارد در کنار تو مراعات نظیر

حضرت ام الحیا اخت الحسن بنت الامیر

ای اسیری که اسارت شد به دست تو اسیر

از میان محملت نور خدا تابیده است

دشمنت یک لحظه هم آه تو را نشنیده است

عقل را بازی گرفتی عشق حیرانت شده

مرتضی هم محو در تفسیر قرآنت شده

هر که دیده جلوه هایت را مسلمانت شده

هر که نامت را شنیده بعد گریانت شده

چند وقتی هست پای تو جنون دلباخته

مرز بین حق و باطل را حریمت ساخته

کاش قابل بودم و از یاورانت می شدم

با نشان زینبیون بی نشانت می شدم

با دو جرعه عشق از لب تشنگانت می شدم

از شهیدان دفاع از آستانت می شدم

ما همان سیل خروشانیم در راه بلا

کلنا اصحابک لبیک بنت المرتضی




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/14 | 12:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


نازم قدم نایبة الزهرا را

ماه حرم انسیة الحورا را

میلاد شریکة الحسین آمده است

تعظیم، امام بعد عاشورا را

***

سرمایۀ آل مصطفایی، زینب

آرامش جان مرتضایی، زینب

هم کوثرِ زهرایی و هم عشق حسین

تو یک تنه لشگر خدایی، زینب

***

ما ریزه خورِ قدیم زینب هستیم

جزو سپه عظیم زینب هستیم

شیعه است مدافع حرم،با جانش

ما جان به کف حریم زینب هستیم

***

ای شیعه به اقتدار زینب صلوات

هر روز به روزگار زینب صلوات

با اوست که دل در انتظار مهدیست

بفرست به افتخار زینب صلوات




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/14 | 12:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت


اوصاف ذوالجلال دمادم مشخص است

توحید ناب در همه عالم مشخص است

بیت النبی که مرکز اسماء کبریاست

یک یک در آن عشیرۀ خاتم مشخص است

از بعد پنج تن، به خداوندیِ خدا

تفسیر گوی سورۀ مریم مشخص است

در حرفِ صادِ سوره، ببین صبرِ زینبی

سرتاسرِ مصیبت اعظم مشخص است

از یک نگاهِ سِرّیِ خواهر، برادری

تا روز حشر، خیمه و پرچم مشخص است

تا چشم، کار میکند از خانۀ علی

تا نینوا صفوف منظم مشخص است

مژده بده، عقیلۀ آل علی رسید

آئینۀ جمال و جلال علی رسید

حمد و ثنای نور که آسان نمیشود

وصف خدای عشق، بدینسان نمیشود

آن خانه ای که«یُذکَرَ فیهَا اسمُهُ»در اوست

شرحش به شعر و نظم و به دیوان نمیشود

آنکس که در کتاب خدا مدح میشود

مدحش به غیر آیۀ قرآن نمیشود

آن تربیت شده، سرِ دامان فاطمه

جز با زبان فاطمه اذعان نمیشود

گنجینۀ نهان معارف شد آشکار

ورنه عیان، معارفِ پنهان نمیشود

سلطان عشق، گفت که این خواهر من است

هر دختری که خواهر سلطان نمیشود

دلهای بی قرار به سامان رسیده اند

تا زینب و حسین ز رضوان رسیده اند

اینجا نگاه آینه هم، حرف میزند

گفتارِ عاشقانه چه کم، حرف میزند

وقتی شوند عاشق و معشوق روبرو

بوسه، بجای نوحه و دَم حرف میزند

دیدار اول است،ولی مثل آخر است

گویا کسی ز قامت خم حرف میزند

عمق نگاه پاک پیمبر به زینبش

از شعلۀ خیام حرم حرف میزند

فرمود: احترام به این طفل واجب است

دارد نبی ز غصه و غم حرف میزند

آرامش حسین بهم ریخت ناگهان

چشمان خیسِ فاطمه هم حرف میزند

قنداقه چونکه دست بدستِ حسین شد

زینب عجیب، واله و مست حسین شد

کودک، کنار سیبِ بهشتی نفس کشید

یک بوی سیب آمد و آهی سپس کشید

این بوی سیب تا تهِ گودال هم رسید

وقتی تنِ برادرش از خار و خس کشید

نیزه شکسته های تنش را کنار زد

بیرون، تنِ نهان شده را از قفس کشید

رگها بریده بود و گلویش دریده بود

لب را بر آن گلوی عطش دیده بس کشید

پس دست بُرد زیرِ بدن، رو به آسمان

شکرِ خدا نمود و ز دیدار دَس کشید

اوباشِ کوفه بر سرِ بانو که ریختند

نعره ز ناقه آمد و بانگ جرس کشید

با ناقه های تازه نفس، بی جهاز رفت

از کربلا به کوفه و شام و حجاز رفت

امروز تلِّ زینبیه، قبله گاهِ ماست

یعنی حریم حضرت زینب پناه ماست

آری، حرم چو در خطر افتد،به او قسم

اول، حریم زینبیه قتلگاه ماست

ما راهیان کوی حسینیم و بیدرنگ

هر بقعه ای که در خطر افتاد، راه ماست

آل سعود، مثل زباله ست زیر پا

هیئت، زمان حمله به دشمن، سپاه ماست

ما تخت و تاج پادشهان زیر و رو کنیم

شاه نجف، همیشۀ تاریخ شاه ماست

ما اقتدا به پرچم عباس میکنیم

پیوسته در نگاه ولایت نگاه ماست

روزی که بر سلالۀ زهرا فدا شویم

با قهرمان کرب و بلا آشنا شویم




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/11/14 | 12:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


شیعیان حیدریم و خاک پای زینبیم

با نگاه لطف زهرا مبتلای زینبیم

برکت یک عمر گریه بر برادرهای او

لطف فرمودند و حالا ما گدای زینبیم

کربلا از ابتدا تا انتها میدان اوست

از محرم تا صفر غرق عزای زینبیم

در نماز وتر دست گریه کن ها را گرفت

ما حسینی گشته از فیض دعای زینبیم

رازق چشم تر عشاق تنها زینب است

اشک اگر داریم مرهون عطای زینبیم

از نجف تا کربلا هر سال جمع زائران

میهمان سفرهء صحن و سرای زینبیم

روز محشر لحظهء "یوم یفر من اخیه "

با نشان "سینه زن" تحت لوای زینبیم

هر مدافع تا زمین افتاد با خونش نوشت

تا نفس در سینه ها باقیست پای زینبیم

کثرت ایرانیان لشگرش معلوم کرد

بیش از هر قوم دیگر ما فدای زینبیم

او اسارت رفت تا دین خدا احیا شود

ما مسلمانان رنج و غصه های زینبیم

تازیانه خورد اما چادرش را پس گرفت

تا ابد حیران این حجب و حیای زینبیم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1395/07/15 | 11:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


یا حسین گویان عالم در پناه زینبند

عرشیان مأمور حفظ بارگاه زینبند

گوشه ای از این حرم حاشا که بردارد خراش

تا زمانی شیعیان مردِ سپاه زینبند

***

کیست گوید یک نفر همپایۀ عباس اوست

عشق این خواهر همه سرمایۀ عباس اوست

بارگاه زینب و تخریب؟!... حرفش را مزن

این حرم تا حشر زیر سایۀ عباس اوست

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  ولادت حضرت زینب(س)،  مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1395/02/3 | 03:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 حضرت زینب(س)مدح و ولادت


آیه‌ای از طرف جنت الاعلی آمد

هر ملک سوی زمین بهر تماشا آمد

غنچه‌ی خنده به روی لب زهرا آمد

مژده، ای اهل زمین زینب کبری آمد

اشک شوق علی و ذوق نبی دیدنی است

شب، شبِ رحمت حق است، شبی دیدنی است

میکده از سر شوق است مرتب گشته

ساغر از کوثر ناب است لبالب گشته

گوش کن... ذکر لب فاطمه زینب گشته

ملک از عطر نفس هاش مقرب گشته

فاطمه شاد که باشد همه عالم شادند

باغ های دو جهان از نفسش آبادند

زینب از نسل خدیجه است، شرافت دارد

هیبتش فاطمی و رتبه ی عصمت دارد

نزد ما خاک قدم هاش قداست دارد

در دل سینه زنان، تخت حکومت دارد

تا قیامت همه محتاج و حقیرش هستیم

پیرو مکتب و در خط و مسیرش هستیم

راهِ بی زینب کبری به خدا بی راهه است

سالک خالیِ از معرفتش گمراه است

بی سبب نیست که گفتند امین الله است

سرّ أب بوده و از سرّ سما آگاه است

حافظ و محرم اسرار امامت، زینب

صاحب حکمت و دریای بصیرت، زینب

خطبه‌اش مثل علی، فن بیانش غوغاست

صاحب علم لدنی است شبیه زهراست

نائب فاطمه در واقعه ی عاشوراست

یک تنه آینه ی پنج تن اهل کساست

گرچه گفتند به او عابده ی آل علی

کل عمرش همه جا بود به دنبال ولی

در صف اول هر معرکه حاضر بودن

کوه غم، کوه بلا دیدن و شاکر بودن

کم نیاوردن و جنگیدن و صابر بودن

همه جا در پی تعظیم شعائر بودن

این همه ذره ای از وصف کمالش هم نیست

قطره ای از اقیانوس جلالش هم نیست

شصت و نه آیه به دنبال دمش می آیند

شصت ونه معجزه با بازدمش می آیند

شصت و نه ذبح پی هر قدمش می آیند

شصت و نه نور طواف حرمش می آیند

زینب است و همه محتاج به نورانیتش

جمع ها واله و دلداده ی وحدانیتش

ما نمردیم کسی صحبت غارت بکند

ما نمردیم کسی باز خباثت بکند

داعشی سمت حرم قصد عزیمت بکند

یا که در خواب اگر فکر جسارت بکند...

...سر آن نطفه حرام از رگ گردن بزنیم

تا بدانند همه عبد سرای حسنیم

همه هستیم گدای حرمت بی بی جان

همه ی ما به فدای حرمت بی بی جان

ما کجا... کرب و بلای حرمت بی بی جان

خوش به حال شهدای حرمت بی بی جان

دور ماندیم رفیقان... سرمان رفت کلاه

رانده از سوی بهشتیم و پی بذر گناه

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/11/25 | 10:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-مدح و ولادت


انتهای تمام جادّه ها

باز باید به تو رجوع کنم

کاش خورشید باشم و هر روز

در حریم شما طلوع کنم

شعر خود را اجازه ام بده تا

با سلامی به تو شروع کنم

سحر و صبح و ظهر و عصر و شب

السلام علیکِ یا زینب

السلام علیکِ یا همه کار

السلام علیکِ یا همه کس

السلام علیکِ در همه عمر

السلام علیکِ بر تو و بس

السلام علیکِ باز ، از  نو

السلام علیکِ گفتم و پس

تو جواب سلام را دادی

که به این شکل در دل افتادی

بار دیگر سلام بر نورت

مبدأ عشق ، از ولادت توست

مثل زهرا سراسرت خیر است

کرم و لطف و عشق ، عادت توست

تو چنان در عبادتی بی بی

که عبادت پیِ عبادت توست

به خداوندیِ خدا سوگند

عشق تو کرده عشق را در بند

از همان ابتدا شدی آرام

تو به اعجاز رنگ و بوی حسین

وسط آن همه بهشتی رو

باز شد چشم تو به سوی حسین

بی گمان اینکه شد برادر تو

آبرو بود و آرزوی حسین

چشمت افتاد بر جمال جمیل

گریۀ تو به خنده شد تبدیل

جنس دلهایتان ز نور خداست

شده وابسته از همان اول

عشقتان عشقِ بی برو برگرد

شد از این دسته از همان اول

دلِ تو گشته با حسین ، یکی

غیر از او رسته از همان اول

از کمال تو خلق حیرانند

در دو عالم عقیله ات خوانند

واژهء شیرزن به نام شماست

بس که اسطوره شد دلاوریت

عاشقانه ترین وجودی تو

نقطۀ عطفِ عشق ، خواهریت

خواهری کرده ای برای حسین

شده ثابت به او *برادریت*

با تو تنها نه اینکه خواهر داشت

پدر و مادر و برادر داشت

مثل زهرا برای پیغمبر

بودنت افتخار حیدر بود

دختری بهتر از هرآنچه که هست

بر علی اینچنین مقدر بود

اقتدار تو بعد کرببلا

لحظه لحظه چو فتح خیبر بود

متحیر شدم ازین وجنات

هدیه بر توهزار تا صلوات

گوئیا وارث ابالفضلی

که شده دشمنت زمین گیرت

خطبه خواندی عجب علی گونه

کوفه لرزید وقت تکبیرت

اثر صحبتت به مثل علیست

کوفه و شام تحت تأثیرت

پشت دروازه خطبه تا خواندی

پشت ابن زیاد لرزاندی

ظاهرِ شمرها عوض شده است

دشمنان تو از همان نسلند

ریشه یابی اگر کنیم ، دقیق

به سنان و به حرمله وصلند

کینه ها منشأش ز کرببلاست

و  کپی ها برابرِ اصلند

دورِ خود  شمر اگر چه پُر داری

غم مخور تا حبیب و حُر داری

تابعیَّت به ما بده زینب

تا بگوییم تابع حرمیم

حرمت بس که با صفاست همه

صبح تا شب مُراجِعِ حرمیم

با تمام وجودمان بی بی

تا قیامت مدافع حرمیم

شیعیانند خادمان حرم

خادمان نه مدافعان حرم

داعشیهای سنگدل بروید

پای جایِ دگر وسط بکشید

حرم زینب است آخر خط

دست ازین بازیِ غلط بکشید

تا نگردیده شیعه دیوانه

دورِ این بارگاه خط بکشید

ما روی این حریم حساسیم

جاش ، باشد تمام ، عباسیم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/11/24 | 02:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


ماه زهرا تا که کردی تو در این ماه حلول

شمس با دیدن نورانیتت کرد افول

پای گهواره تو سجده کند جبرائیل

بوسه بر دست تو امشب زده زهرای بتول

پای مدح تو به عالم همه حیران هستیم

در مقامات تو سرگشته و ماتند عقول

بی وضو دست نباید بزنم بر نامت

عصمت مطلقه دارید همانند رسول

حتم دارم به دلش نام شما را هم برد

توبه ی آدم اگر پیش خدا گشت قبول

مظهر نام حسین است به عالم نامت

«یا حسین» از دم ِ «یازینب» ما کرد حلول

کار و بارش شده بیچارگی و در به دری

هرکسی که زگدایی درت کرد عدول

بی توسل به شما روز و شبم هست خزان

می شود رزق ، در عالم به نگاه تو نزول

زینت اهل سما ، زینت مادر ، زینب

زینِ اب ، زینِ نبی ، زینِ برادر ، زینب

شیعیان در دلشان حب تو دارند همه

خانواده ، پدر و مادر و فرزند همه

از درِ خانه ی تو فیض رسیده است به ما

با نگاه تو شدیم عبد خداوند همه

هرکجا کار گره خورد خدا را دادیم...

...به نخ چادر مشکی تو سوگند همه

کوری چشم حسودان به زمین چرخاندند

دور تو ، دور سر فاطمه اسپند ، همه

خمسه ی طیبه با دیدن رویت امشب

در میان دلشان آب شده قند ، همه

زینت حیدری و آینه ی زهرایی

آمده برلب عشاق تو لبخند ، همه

در دفاع از حرمت نام تو را حک کردیم

روی هر چفیه و پیراهن و سربند ، همه

شهدای  حرمت شیعه ی ناب  علی اند

دشمنان حرمت نطفه حرام اند همه

جان ارباب نگاهی تو بر این نوکر کن

این گدا را به دفاع از حرمت پرپر کن

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/11/24 | 01:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-ولادت-مصائب


خوب است که از زینب کبری بنویسم

از حضرت صدیقه ی صغری بنویسم

تا نقش ببندد به دلم نام عقیله

از آمدن دختر زهرا بنویسم

از حال و هوای قدم تازه رسیده

از پشت در و جمع گداها بنویسم

با کسب اجازه بنویسم خود زهرا

یا روی زمین شاخه طوبی بنویسم

وقتی شده چون فاطمه سر تا قدم او

شاید بشود ام ابیها بنویسم

تنها نه فقط چشم مدینه شده روشن

از روشنی چشم دو دنیا بنویسم

من منتظرم حضرت جبریل بیاید

یک اسم پر از عطر و مسما بنویسم

جبریل کنار پر قنداقه رسیده

باید ملکی محو تماشا بنویسم

حالا که رسیده به علی مژده ی مولود

بگذار که من زینت بابا بنویسم

بانو به خدا زیر قدمهای تو جنت

دستان تو را عرش معلی بنویسم

وقتی که به لبهای حسین آمده لبخند

بد نیست که یک چند تمنا بنویسم

هر چند که دیریست تمنای من این است

از کرببلای شده امضا بنویسم

حالا که مبدل شده لبخند به گریه

یک قطره ی درد از همه دریا بنویسم

با اینکه محال است جدایی ز حسینت

مجبور شدم واژه ی تنها بنویسم

از عصر غم انگیز وداع تو به گودال

با راس روی نیزه تسلی بنویسم

هنگام غروب است نه سر مانده نه پیکر

از پیرهن رفته به یغما بنویسم

ماندم به خدا از تو و از غارت خیمه

یا دختر جا مانده به صحرا بنویسم

باید بروم علقمه با حضرت زهرا

جا مانده ای از پیکر سقا بنویسم

اینجاست که دیگر قلمم تاب ندارد

از بی کسی ات در دل اعدا بنویسم




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1394/11/24 | 01:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


آنانکه مشق اشک مرتب نوشته اند

باخط عشق این همه مطلب نوشته اند

 آنانکه بال گریه درآورده اند را

هم دوش انبیاء مقرب نوشته اند

این چندخط مختصراما مفید را

هر روز خوانده اند که هرشب نوشته اند

تقدیر دو پیاله ی ما را هزار سال

پیش ازشروع گریه لبالب نوشته اند

تکلیف چشم های مرا ازهمان نخست

از روی اشک حضرت زینب نوشته اند

یعنی که تشنگی ام ازین مشرب است وبس

یعنی امام گریه ما زینب است و بس 




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1394/08/11 | 03:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


آنانكه عاشقند و به شیعه ملقبند

از هدیه های خاص خدایی لبالبند

لیلا اگر كه سر طلبد سر بیاورند

آماده اشاره یك دم از آن لبند

تب میکنند اگر نشود نوکری کنند

از عشق آل فاطمه در تاب در تبند

در زیر بیرق علی و خانواده اش

بالا نشین تر از ملكان  مقربند

آنانكه كه در قبیله حیدر حسینیند

از شیعیان عمه سادات زینبند

هر عاشقی که خون خدا را صدا کند

درعاشقی  به  دخت  علی  اقتدا کند

وقت ظهور فاطمه ای دیگر  آمده

خورشید خانواده حیدر در آمده

بعد از دو شیر مرد علی وار  فاطمی

شیر آمده دوباره ولی  دختر آمده

آیینه در بغل به سخن آمده علی

زینب نگو بگو که خود حیدر آمده

تا اینکه گاهواره او را تکان دهند

مریم کنار آسیه و هاجر آمده

دهر خراب لایق بانوی عرش نیست

تنها به عشق خون خدا خواهر  آمده

ای چشمهای فاطمه بانوی عالمین

با آن تبسم تو نفس میکشد حسین

پلکی زدی و نور خدا انتشار یافت

خورشید زیر سایه پلکت قرار یافت

پلکی زدی کتاب حقایق نوشته شد

حق واژه های  راه علی انتشار یافت

پلکی زدی و باغ و شکوفه درست شد

جنت طراوت از نظر این بهار یافت

پلکی زدی تبسم  سائل شروع شد

با چشم مهربان  تو سائل وقار یافت

پلکی زدی و پلک تو را بوسه زد حسین

آقا برای زندگی اش هم قطار یافت

هر چه برای وصف تو گشتم در عالمین

نام توشد  مساوی با واژه حسین

بانوی آب آینه دلهاست جایتان

بادا تمام ایل و تبارم فدایتان

آنقدر در مقام بلندید مانده ام

دریك غزل چگونه بگویم ثنایتان

باید شبیه سوره كوثر بیاورم

تا اینكه جمله ای بنویسم برایتان

یك جا فقط تیمم ما بهتر از وضوست

انجا كه هست ذره ای از خاك پایتان

هر كس به اشتباه تورا مرتضی شمرد

وقتی  شنید از پس پرده صدایتان

با تو خدا دوبار نشان می دهد خودی

تو آمدی و زینت دوش علی شدی

انداخت سایه بال و پرت روی نه فلک

فرش گدای خانه تو بال هر ملک

شیرینی سرای علی شور فاطمه

داده خدا به سفره مولای ما نمک

در می زنم علی صدقه دست من دهد

در میزنم به  خاطر زینب کمی کمک

روزی  فاطمیه ما دست زینب است

مارا زخیل گریه کنانت نکن الک

بگذار تاکه فاطمیه گریه کن شویم

مارا برای مردن از غم بزن محک

بگذار تابهانه غم دستمان دهیم

بگذار بین آن درو دیوار جان دهیم




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/12/4 | 05:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


در زمین و آسمان ها خیمه ی شادی به پاست

مٱذنه تا مٱذنه لبریز عطر ربناست

ذکر تعجیل قنوت استجابت آمده

سائلان مژده که حاجات همه امشب رواست

زینت گلخانه ی مولا شکوفا گشته و...

بیت حیدر با شمیم بنت زهرا آشناست

کهنه زخمی که میان سینه ها مانده هنوز

با صدور نسخه ی تکمیلی زینب دواست

معجزه در بین چشمانش تلاطم می کند

خاک با فیض نگاه دختر زهرا طلاست

نام زینب پنج نقطه نور ساطع می کند

یعنی ابن بانو خودش تلفیقی از آل عباست

در شب میلاد غرق رحمت اخت الحسین

بانی عیدی ما قطعا خود خون خداست

بانویی که سفره ی الطاف خود را پهن کرد

خانه ی دل را برای عشق پاکش رهن کرد

با وجود او غم و غصه به آخر می رسد

لطف مادر بیشتر از سوی دختر می رسد

ماهمه از سایلان فیض عام زینبیم

رزق ما از سفره ی بانو مکرر می رسد

دم به دم مشمول لطف دختر زهرا شود

سایلی که خاضعانه پشت این در می رسد

زودتر با دست پر از پیش زینب می رود

محضر او هر کسی با دیده ای تر می رسد

هیبت والای رفتارش به زهرا رفته است

واژه واژه از کلامش عطر مادر می رسد

ذوالفقار خطبه هایش باز قلع و قمع کرد

تا به میدان می رسد انگار حیدر می رسد

مطمینم در شلوغی های روز واقعه

چادر بانو به داد اهل محشر می رسد

مایه ی آرامش جان و دل بی تاب ماست

آسمان ها خاک پای خواهر ارباب ماست

از ازل دستان این سایل دخیل زینب است

تا ابد محتاج لطف بی بدیل زینب است

هر کسی که شد حسینی مطمینا شاکرِ

نغمه ی انا هدیناه السبیل زینب است

اولین گلبانوی دامان زهرا و علی

دومین زهرای این قوم و قبیله زینب است

هرکسی با نام زیبای کسی مٱنوس شد

بر لبان ما فقط ذکر اصیل زینب است

انتظام شعر های دفتر اشعار من

متشکل از همان فرم شکیل زینب است

کوثر کوثر کویر عشق را سیراب کرد

ساغر ما جرعه ای از سلسبیل زینب است

در میان روضه های جانگداز کربلا

گریه هایم نذر آقای قتیل زینب است

هرشب جمعه به یاد روضه های خواهری

گریه می بارم به یاد لحظه های آخری....

که برادر جان من افتاده ای از پا چرا؟؟

مانده ای تنها میان دشتی از غم ها چرا؟؟

تکیه بر نیزه مزن ای تکیه گاه زینبین

روی خاک افتاده ای اینگونه بی سقا چرا؟؟

می روی و خیمه ها می ماند و لشکرکشی...

بی تو من می مانم و این قوم بی پروا چرا؟!

بعد از این پنجاه سالی که کنارم بوده ای

می زنی حرف از جدایی با منِ تنها چرا؟؟

از سر تلّ با دوچشم خیسِ دریا دیده ام

بین گودال عطش..از خون تو...دریاچه را

آنقدر با چشم های نیمه باز خود مگو

"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟"

زینت دوش نبی روی زمین جان می دهی

پاره پاره پیکرت پاشیده در صحرا چرا؟؟

وای اگر در روزهای پر خطر زینب نبود

"کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود"




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/12/4 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح


در مدح تو لال می شود هر "غالی"

تو مثل خدا محول الاحوالی

در روز ولادت تو ای خواهر عشق

جای همه ی مدافعانت خالی...




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/3 | 10:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


می نویسم پس از خدا زینب

جمع اسماء و اسمها زینب

می نویسم که وَالضُحی زینب

ربنا بعد ربنا زینب

ای عطا بخش هل اتی زینب

نام او تا که بر زبان افتاد

کوه برخاست آسمان افتاد

علم از شانه ی یلان افتاد

هرچه سر بود به آستان افتاد

می نویسم که انما... زینب

پنج تن حَبل محکم آوردند

نام او را که با هم آوردند

به زبان اسم اعظم آوردند

واژه ها بعد از آن کم آوردند

همه گفتند یک صدا زینب

مرتضی بعد از این دو کوثر داشت

فاطمه بعد از این دو حیدر داشت

کعبه این دفعه هم ترک برداشت

شور نام حسین بر سر داشت

زینت نام مرتضی زینب

کعبه ی احترامها آمد

قبله گاه پیامها آمد

به قدومش سلامها آمد

عمه جانِ امامها آمد

عمه جان امامها زینب

دست جد مطهرش دادند

تالوای پیمبرش دادند

شیر شد شیر مادرش دادند

خوش به حالش که خواهرش دادند

خوش به حال حسین با زینب

کیست مرد آفرین بنیان کن

کیست مرد آفرین ولیکن زن

در مقامات او فقط ماندن

این جهان لال و آن جهال الکن

مانده وصفش در ابتدا زینب

چادرش را اگر تکان بدهد

شور بر هفت آسمان بدهد

راه را تا خدا نشان بدهد

باید احمد این چنین اذان بدهد

اَشهدُ اَنتِ مِن کسا زینب

حرف تعظیم اوست بسم اله

وقت تکریم اوست بسم اله

جان که تقدیم اوست بسم اله

عشق تسلیم اوست بسم اله

یا وسین است وکافُ یا زینب

سر بلندی دل زِ دولت اوست

کربلا هم رهین همت اوست

گردنش زیر بار منت اوست

همه عالم گواه عصمت اوست

شمع سادات نینوا زینب

به علی رفتهُ علی شده است

سر و پایش سینجلی شده است

مرد نه ،بهترش ولی شده است

به بلاهای حق بلی شده است

یک تنه رفته تا کجا زینب

مریمی در حجابی از نور است

یا که موسی به وادی طور است

یک زن اما به حق سلحشور است

چقدر از مدار ما دور است

كه خدا گفته مرحبا زینب

بال جبریل خاکِ مرکبِ اوست

دو سه نهج البلاغه بر لب اوست

چند منظوبه نقل هر شب اوست

و ابالفضل هم مؤدب اوست

حضرت هیبت و حیا زینب

همه عالم در احتجابش بود

هیبتش حاله ی حجابش بود

یک عشیره در التهابش بود

وعلمدار خود رکابش بود

دارد این گونه کبریا زینب

مثل سرخی کوه پنهان است

گرد باد است مثل کوران است

یک تن اما هزار طوفان است

شاهدم شام شام ویران است

مثل زهراست سر به پا زینب

تازه جلوه نکرده با نامش

کرده دست حسین آرامش

وَرنَه چون خاک می کند گامش

کوفه را با همه برو بامش

گفت حیدر که لافتا زینب

می رود در مقابلش حیدر

دوبرادر کنار این خواهر

پشت سر کوه شرم، آب آور

تا رود شب زیارت مادر

شب و این احترامها؟ زینب

مثل آئینه هست پیش حسین

و حسین آمده است پیش حسین

چشمها را که بست پیش حسین

دل خواهر شکست پیش حسین

رفت آن شب به کربلا زینب

آنهمه احترام را می دید

کوچه و سنگ و بام را می دید

گذر و ازدحام را می دید

اشکهای امام را می دید

چادرش زیر دست و پا زینب




موضوع: ولادت حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/12/3 | 09:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 4 ::      1   2   3   4  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو